پرسش وپاسخ
۱۳۹۱/۰۱/۳۰ ۲۱:۴۹ شناسه مطلب: 66607
۱۳۹۱/۰۱/۲۹ ۱۴:۴۰ شناسه مطلب: 66496
۱۳۹۱/۰۱/۲۸ ۱۳:۲۵ شناسه مطلب: 66438
۱۳۹۱/۰۱/۲۷ ۲۲:۵۹ شناسه مطلب: 66416
آیا اصطلاح "ولایت فقیه" عینا در روایات آمده است؟ اگر امری واجب و ضروری است، پس چرا از زمان شروع غیبت کبری تا به حال فقط از زمان انقلاب است که ولایت فقیه و تبعیت از اون مطرحه، تا قبل اون مردم چه می کردند؟
پاسخ:
اين نوع حكومت اگرچه از آرزوهاي ديرينه مكتب تشیع بوده، اما تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در تاريخ شيعه اماميه نظير ندارد؛ اما در تاريخ مي توان به مواردي مشابه دست يافت، مانند: حكومت فاطميون (اسماعیلي مذهب) در مصر كه بيش از دو قرن به طول انجاميد و يا به حكومت علويون (زيدي مذهب) در طبرستان و يمن و ... در قرن سوم به وجود آمد.(1)
همچنین در حكومت صفويه برخي از حاكمان صفويه امور مملكتي را با صلاحديد فقها و عالمان شيعه پي گير بودند.
اما اين كه فقيه، امور حكومت را خود به دست گرفته و با مباني ولايت فقيه مملكت را اداره نمايد، حكومتي بي نظير است.
اما اين تفكر و عقيده به مشروعيت حكومت و ولايت مطلقه فقيه در مجامع علمي پيش از انقلاب نيز مطرح بوده و بسياري به اين نوع حكومت باور داشتند.
پس بحث ولایت مطلقه فقیه، بحث جدیدى نیست که تنها از سوى امام خمینى مطرح شده باشد. نخستین گام را در دوره غیبت در جهت اثبات نیابت فقیه از امام زمان (عجل الله فرجه) شیخ مفید برداشته است.(2) و پس از وى، فقهاى بزرگوار شیعه، قلمرو گسترده اى را براى ولی فقیه قائل شده اند.(3)
مرحوم محقق کرکى (م: 940) مى نویسد: «فقهاى شیعه، اتفاق دارند که فقیه عادل امامى داراى همه شرایط فتوا، که از آن به مجتهد در احکام شرعى تعبیر مى شود، نایب از امامان معصوم (علیهم السلام) است، در همه امورى که نیابت در آن دخالت دارد …».(4)
مرحوم علاّمه نراقى (م: 1245هـ)، از ولایت و نیابت عامّه فقیه و دلیل هاى آن سخن گفته و بر این باور است که: در هر موردى که پیامبر (ص) و یا امامان معصوم (ع) ولایت داشته اند، ولی فقیه و حاکم اسلامى نیز در روزگار غیبت، ولایت دارد. هر کارى که مربوط به امور دینى و یا دنیوى مردم است و باید انجام گیرد، فقیه داراى شرایط، عهده دار آن ها خواهد بود. (5)
کوتاه سخن این که:
نظریه ولایت فقیه سابقه دیرینه ای در منابع شیعه دارد و افرادی مانند: شهید ثانى، زین الدین بن على العاملى (م:996)، صاحب مفتاح الکرامة جواد بنِ محمّد حسینى عاملى (م: 1226هـ.)، سید بحرالعلوم، ملا احمد نراقی، فاضل در بندی، میرفتاح حسینی و بسیاری از فقها آن را به طور مستقل بحث کرده اند؛ با این حال، انزوای مذهب تشیع و حاکمیت حاکمان جور باعث شد این نظریه از افکار عمومی مسلمانان فاصله بگیرد، تا جایی که بعضی آن را تئوری نوظهور بدانند.
امام خمینی این نظریه را در فرهنگ دینی احیا کرد و آن را به صورت درس رسمی، در حوزه علمیه نجف مطرح ساخت و با تشکیل حکومت اسلامی در ایران، این تئوری به واقعیت مبدل شد.
دلائل روايي ولايت فقيه بسيار است از جمله شیخ صدوق، توقیع شریفى(6) را از امام زمان نقل مى کند؛ در آن توقیع، حضرت نگاشته اند:
و اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فیها اِلى رُواهِ اَحادیثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِم؛(7) امّا حوادث جدیدى که اتفاق مى افتد، درباره آن ها به راویان حدیث ما رجوع کنید; زیرا آن ها حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر آن ها هستیم.
براي آگاهي بيشتر به ولايت فقيه آيه الله جوادي آملي رجوع كنيد.
پي نوشت ها:
1. تاريخ تشیع در ايران، رسول جعفريان ، ج1، ص298، ناشر انتشارات انصاريان ، قم، چاپ چهارم ،1384.
2. شیخ مفید، در آثار خود، به ویژه کتاب (المقنعه) سخنانى دارد که بر نیابت عامّه فقیه، از امام معصوم(ع) در دوره غیبت دلالت دارد. ر.ک. المقنعه، ج 8، ص 811، 812، 721 و … در این باره در مجلّه (حوزه)، شماره 302/54 به هنگام معرفى (المقنعه) توضیحات لازم آمده است.
3. مجلّه حوزه، شماره 57 ـ 56 ، مقاله: جایگاه و قلمرو حکم و فتوا.
4. رسائل الكركي، المحقق الكركي، ج1، ص 142، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1409، ناشر : مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي، قم .
5. عوائد الأيام،المحقق النراقي، ص187 ـ 188، چاپ : اول، سال چاپ : 1417 - 1375 م، چاپخانه : مطبعة مكتب الإعلام الإسلامي، ناشر مركز النشر التابع لمكتب الإعلام الإسلامي .
6. اصطلاح توقیع، مخصوص نامه ها و پاسخ هایى است که امام زمان (عج) در اوایل غیبت براى نوّاب و یاران نزدیک خود مى فرستاد.
7. کمال الدین و تمام النعمة ، شیخ صدوق، ص 485، محرم الحرام 1405 - 1363 ش، مؤسسة نشر إسلامی وابسته به جماعة مدرسین قم.
۱۳۹۱/۰۱/۲۷ ۱۰:۰۹ شناسه مطلب: 66366
۱۳۹۱/۰۱/۲۶ ۰۰:۰۱ شناسه مطلب: 66282
سلام ما همگی باور داریم که انسان مختار است و در بین آنها کسانی هستند که معصوم هستند و خداوند با علم به آن آنها را به پیامبری برگزیده است اما در روایات هست که فرشتگان نیز با اینکه مختار هستند معصوم هم می باشند حال این سوال پیش می اید که چطور ممکن است که یک مجموعه مختار باشند و در عین حال معصوم هم باشند یعنی باید تو ذات افراد این مجموعه چیزی باشد که به تور ذاتی آنها را از خلاف باز دارد که در این صورت متناقض با مختار بودن است.
تعارضی بین مختار بودن و معصوم نبودن نیست. چه این امر منحصر در تعداد معینی از افراد یک نوع از موجودات باشد و چه شامل همه افراد آن مجموعه بشود. در واقع در مقام تعارض و تضاد مبنایی دو مساله با هم حتی یک مورد نمی تواند جامع این دو وجه تعارض باشد و اگر پذیرفتیم که انسان های معصومی وجود دارند، پس عصمت با اختیار قابل جمع است و در نتیجه همه فرشتگان نیز می توانند معصوم باشند چنان که در قرآن به این امر تصریح شده است. (1)
توضیح بیشتر آن که ما معتقدیم که مصونیت معصومان در برابر گناه از مقام معرفت و علم آنها به حقیقت اعمال و محبتی که نسبت به خداوند متعال دارند، سرچشمه میگیرد، (2) درست همانند پرهیز از پاره ای از گناهان برای ما که به خاطر علم و آگاهی و معرفت مان به قبح و زشتی شان آن ها را ترک میکنیم، مثلاً هرگز با بدن لخت و عریان، قدم در کوچه و خیابان نمیگذاریم یا به قرآن بی حرمتی نمی کنیم.
اگر دقت کنید گروه زیادی از مردم نسبت به گناهانی مانند سرقت مسلحانه در شب یا قتل انسانهای بیگناه و مانند آن عصمت دارند؛ یعنی دارای حالت درونی خاصی میباشند که عوامل پیدایش این نوع گناهان در محیط ذهن آن ها، چنان محکوم و مورد تنفر میباشد که حتی به فکر آن نمی افتند؛ بنابراین بیش تر انسانها از حد و درجه ضعیفی از عصمت برخوردارند.
عصمت معصومان نیز همین گونه است، یعنی ناشی از علم آنان به حقیقت و آثار و عواقب گناه و محبتی که نسبت به خداوند و نفرتی که نسبت به معصیت خداوند دارند می شود، با این تفاوت که آن ها به تمام گناهان آگاهی دارند و از محبت و عشقی نسبت به خداوند برخوردارند که پشتوانه محکمی برای این علم میباشد؛ موجب میشود که گناه و خطایی انجام ندهند. پس این بزرگواران بی آن که اختیار آن ها برای انجام یا ترک گناه سلب شده باشد، به خاطر علم و محبت درونی، در رفتارهای خود گزینه ای را که موجب خشم و ناراحتی پروردگار گردد، انتخاب نمی نمایند.
نکته دقیق در این مساله آن است که ترک گناه به خاطر این علم و معرفت درونی عملی جبری و غیر ارادی نیست؛ مثلا اگر ما به سمت گناه زشتی مانند زنا نمی رویم، بدان معنا نیست که در عدم ارتکاب این گناه در طول زندگی هیچ سختی و زحمتی متحمل نمی شویم؛ آیا ممکن نیست فردی میل جنسی داشته باشد و شرایط انجام گناه برای او فراهم شود و بداند که انجام این عمل به طور طبیعی لذت بخش نیز خواهد بود، ولی به خاطر خدا و علمی که به زشتی این عمل دارد، آن را ترک نماید ؟ پس در این موقعیت به طور روشن بین اختیار و عصمت جمع شده است .
به یقین در مورد ملائکه نیز همین معرفت و محبت به گونه ای وجود دارد که در عین اختیار هیچ گاه برخلاف فرامین الهی رفتار نمی نمایند با این تفاوت که در ملائکه شهوت و انگیزه درونی و تمایل نفسانی برای گناه هم وجود ندارد و در نتیجه هیچ گاه از آن ها گناه و خطا سر نمی زند.
پینوشتها:
1. تحریم (66) آیه 6.
2. الميزان فى تفسير القرآن، طباطبايى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 ق، ج 5، ص 79.





