حديث

توصیه ای از آیت الله فشارکی بیان شده است که وقتی مردم دچار وبا شدندآیا می توان آن را برای ویروس کرونا هم تجویز کرد؟
آثار اعمال، آثار و خواص زیارت، شفابخشی ادعیه، شفابخشی زیارت عاشورا، شفابخشی روزه

توصیه ای از آیت الله فشارکی بیان شده است که وقتی مردم دچار وبا شدند، ایشان سفارش به سه روز، روزه همراه با قرائت زیارت عاشورا کردند؛ شیعیان به این دستور عمل کردند و حتی یک نفر هم از دنیا نرفت؛ آیا این واقعیت دارد؟ و آیا می توان آن را برای ویروس کرونا هم تجویز کرد؟

پاسخ اجمالی

عموم شیعیان، با الهام از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در زمان مشکلات و بحران‌ها، به علمای دین مراجعه می‌نمودند. علما نیز بر اساس آموزه‌های قرآن و حدیث، راهکارهایی را برای ایشان مطرح می‌کردند. ازجمله سفارش‌های بیان‌شده، قرائت زیارت عاشورا و برخی دیگر از اعمال، مانند گرفتن روزه است.

پاسخ تفصیلی

داستان سفارش مرحوم آقای سید محمد فشارکی رضوان‌الله علیه در سایت‌های متعدد از طریق علما نقل‌شده است، به‌عنوان‌مثال در سایت «مرکز تنظیم و نشر آثار مرحوم آیت‌الله بهجت» چنین آمده که وقتی طاعون در سامرا زیاد شد ایشان فرمودند: «من بر همه شیعه حکم می‌کنم که سه روز، روزه‌بگیرند ـ البته روزه مظنونم است و یقینی نیست ـ و در این سه روز، زیارت عاشورا را بخوانند؛ خداوند به‌واسطه‌این کارشان، این بلا را از شیعه رفع می‌کند».

اهل سامرا دیدند فوج فوج از غیر شیعه وفات می‌کنند، ولی یک نفر از شیعه وفات نمی‌کند. البته یک نفر در تمام جمعیت شیعه وفات کرد، ولی نه به طاعون. یک پاره‌دوزی به یک مرض دیگری وفات کرد و الا احدی به طاعون وفات نکرد و این‌ها تعجب کردند که این چه بلایی است که مخصوص غیر شیعه است و فوج فوج از غیر شیعه، به طاعون وفات می‌کنند... . (1)

1. مستند رجوع مردم به علماء

در جواب این‌که آیا می‌توان این دستور را برای تمام بیماری‌ها به کاربرد؟ با توضیح مقدمه‌ای به این سؤال جواب داده می‌شود: «اسحاق بن یعقوب»‎‏ نامه‌ای برای حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) می‌نویسد و از مشکلاتی که‏‎ ‎‏برایش رخ‌داده سؤال می‌کند؛ «محمد بن عثمان عمری» نماینده آن حضرت، نامه را می‌رساند.‏‎ ‎‏جواب نامه به خط مبارک صادر می‌شود که «أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیهِم‏» (2) یعنی در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع‏‎ ‎‏کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدای بر آن‌ها هستم‏.

بر اساس این حدیث، مردم در پیشامدهای اجتماعی و گرفتاری‌ها به سراغ علمای دین می‌روند و آن‌ها نیز بر اساس آموزه‌های قرآن و حدیث، در زمان مشکلات و گرفتاری‌های اجتماعی، دستوراتی را سفارش می‌دهند.

2. مستند سفارش به قرائت زیارت عاشورا

 یکی از سفارش‌های علمای دین، تجویز قرائت زیارت عاشورا برای رفع بیماری‌ها است. این توصیه نیز برخاسته از حدیث امام صادق (علیه‌السلام) هست که به «صفوان» فرمودند:

 زیارت عاشورا را بخوان و بر آن مواظبت کن، به‌درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌کنم، اول زیارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او مشکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و ناامید از درگاه او برنگردد زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (3)

بنابراین چه‌بسا علت این‌که برای عدم شیوع بیماری برای شیعیان و دیگر مسلمانان «قرائت زیارت عاشورا» سفارش شده، وعده استجابت دعا بعد از قرائت این دعا است. با توجه به روایت امام صادق (علیه‌السلام)، درمان بیماری با قرائت زیارت عاشورا، مختص به یک بیماری خاص نیست بلکه به‌صورت مطلق برای هر حاجتی می‌توان قرائت کرد. البته تعدادی که علما مطرح نمودند و هدیه‌ی آن به شخص خاص، از مجربات هست و در متون حدیثی به این مسائل اشاره نشده است؛ اما انجام آن‌ها برای مداومت بر زیارت مطلوب است.

3. مستند سفارش به روزه گرفتن

دستوری که در مورد روزه گرفتن نیز صادر می‌شود، برگرفته از روایات است، مثلاً امام حسن (علیه‌السلام) فرمودند:

«إِنّ لِکُلِّ صائِمٍ عِندَ فَطُورِهِ دَعوَةً مُستَجابَةً»؛ (4)

برای هر روزه‌داری در هنگام افطارش یک دعای مستجاب است.

هم‌چنین از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل‌شده است:

«دَعوَةُ الصّائِمِ تُستَجابُ عِندَ إِفطارِهِ»؛ (5)

دعای روزه‌دار هنگام افطارش مستجاب می‌شود.

بنابراین، روزه نیز مانند زیارت عاشورا در استجابت دعا بسیار مؤثر است. البته در خصوص از بین رفتن بسیاری از بلایا به‌واسطه روزه ماه رجب، سفارش ویژه‌ای در روایات وجود دارد، به‌عنوان‌مثال، «ابوسعید خدرى» نقل کرده که رسول اکرم (صلی‌الله علیه و اله و سلّم) فرمودند:

 «وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ أَرْبَعَةَ أَیامٍ عُوفِی مِنَ الْبَلَایا کلِّهَا مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَص»؛ (6)

یعنی هر کس چهار روز از ماه رجب را روزه بگیرد، از تمام بلاها از قبیل دیوانگى و خوره و پیسى‏ در امان باشد.

نتیجه

با توجه به روایاتی که در فضیلت زیارت عاشورا و روزه گرفتن، وجود دارد به نظر می‌رسد سفارش مرحوم آقای «سید محمد فشارکی رضوان‌الله علیه»، نیز برگرفته از همان روایات است و این دستور، ان‌شاءالله در شفاء تمام بیماری‌ها تأثیرگذار است و مخصوص بیماری و یا زمان خاصی نیست.

پی‌نوشت‌ها:

  1. برگرفته از سایت: https://bahjat.ir/fa/content/1667.
  2. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، کمال‌الدین و تمام النعمة، تهران: اسلامیه‏، چاپ دوم، 1395 ق، ج ‏2، ص 484.
  3. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت: مؤسسه فقه الشیعة، چاپ اول، 1411 ق، ج ‏2، ص 781.
  4. ابن طاووس، على بن موسى‏، اقبال الأعمال، تهران: دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ دوم، 1409 ق، ج 1، ص 244.
  5. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، قم: الشریف الرضى‏، چاپ چهارم، 1412 ق، ج 1، ص 69.
  6. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال، قم: دارالشریف الرضی، چاپ دوم، 1406 ق، ص 54.

 

کلمات کلیدی

آثار اعمال، آثار و خواص زیارت، شفابخشی ادعیه، شفابخشی زیارت عاشورا، شفابخشی روزه

برخی آثار اخروی نیکی به والدین
نیکی به والدین عبادتی ارزشمند است که رضایت خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام، آمرزش گناهان، آسانی حساب قیامت و بهره‌مندی از برکات بهشتی را به همراه دارد.

پرسش:

آیا در روایات بیان شده است که نیکی به والدین چه آثار و ثواب‌هایی در آخرت دارد؟

پاسخ:

نیکی به والدین و توجه به نیازهای آن‌ها یکی از آموزه‌های مهم و کلیدی در دین اسلام است. قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام در این زمینه، به‌طور مکرر بر اهمیت و آثار اخروی این عمل تأکید کرده‌اند. کمک و توجه به والدین نه‌تنها در دنیا موجب پاداش‌های مادی و معنوی برای فرد می‌شود، بلکه در آخرت نیز آثار عظیمی به همراه دارد. در ادامه به ارائه برخی آثار اخروی نیکی به والدین پرداخته می‌شود.

برخی آثار اخروی نیکی به والدین

1. توجه و رضایت خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام

یکی از نکات مهم در آموزه‌های دینی اسلام این است که نیکی به والدین، موجب جذب توجه ویژه خداوند، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام به فرد می‌شود. در حدیثی چنین نقل شده است:

«عمار بن حیان گوید: به امام صادق علیه‌السلام خبر دادم پسرم اسماعیل نسبت به من خوش رفتار است، فرمود: من هم او را دوست داشتم و اکنون دوستیم به او افزون گشت، همانا خواهر رضاعی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نزد آن حضرت آمد، چون او را دید شادمان گشت و روپوش خود را برای او گسترد و او را روی آن نشانید، سپس به او رو کرد و با او به سخن پرداخت و تبسم می‌فرمود، تا او برخاست و رفت و برادرش آمد حضرت رفتاری که نسبت به خواهرش کرد، در باره او عمل نفرمود، به حضرت عرض شد: با خواهرش رفتاری کردی که نسبت به او نکردی با آنکه او مرد است‌؟ فرمود: زیرا آن خواهر نسبت به پدر و مادرش خوش رفتارتر بود.»(1)

در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز چنین نقل شده است:

 «رِضَا اللَّهِ مَعَ رِضَا الْوَالِدَیْنِ وَ سَخَطُ اللَّهِ مَعَ سَخَطِ الْوَالِدَیْنِ؛(2) رضایت خداوند با رضایت والدین است و خشم خداوند با خشم والدین

این روایات نشان می‌دهند که توجه و نیکی به والدین، باعث جلب رحمت، توجه و رضایت الهی می‌شود.

2. آسان شدن حساب و کتاب

یکی از آثار نیکی به والدین و صله رحم، آسان شدن حساب و کتاب در روز قیامت است. در روایات آمده است کسی که به والدین خود نیکی کند و ارتباط با خویشاوندان را حفظ نماید، در قیامت از سختی حساب و کتاب آسوده خواهد بود. امام صادق علیه‌السلام در این زمینه فرموده‌اند:

«بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَ صِلَهُ الرَّحِمِ یُهَوِّنَانِ الْحِسَاب ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ الَّذِین‏ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِساب‏‏؛(3) نیکی به پدر و مادر و صله رحم حساب را آسان می‌کند، سپس این آیه را تلاوت کردند: کسانی که آنچه را که خداوند فرمان داده است برقرار می‌کنند و از پروردگارشان می‌ترسند و از بدی حساب می‌ترسند

این حدیث به صراحت می‌گوید که نیکی به والدین و برقرار کردن ارتباط با خویشاوندان، یکی از عوامل مهمی است که به آسان شدن حساب در روز قیامت کمک می‌کند.

3. عبادت محسوب شدن نیکی‌ها

در آموزه‌های اسلامی، برخی از اعمالی که به ظاهر روزمره یا اجتماعی به نظر می‌آیند، در حقیقت به‌عنوان عبادت محسوب می‌شوند و اجر و پاداش زیادی دارند. یکی از این اعمال، نیکی به والدین است. در روایات مختلف آمده است که اعمالی چون نگاه کردن به والدین با رأفت و مهربانی، به‌عنوان عبادت در نظر گرفته می‌شوند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در این زمینه می‌فرمایند:

«النَّظَرُ إِلَی الْوَالِدَیْنِ بِرَأْفَهٍ وَ رَحْمَهٍ عِبَادَه؛(4) نگاه به والدین با مهربانی و رحمت عبادت است

در روایتی دیگر از این پیامبر بزرگ الهی چنین نقل شده است:

«مَا وَلَدٌ بَارٌّ نَظَرَ فِی کُلِّ یَوْمٍ إِلَی أَبَوَیْهِ بِرَحْمَهٍ إِلَّا کَانَ لَهُ بِکُل‏ نَظْرَهٍ حِجَّهٌ مَبْرُورَهٌ. قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ إِنْ نَظَرَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِائَهَ نَظِرَهٍ قَالَ: نَعَمْ اللَّهُ أَکْثَرُ وَ أَطْیَبُ؛(5) هیچ فرزند نیکوکاری نیست که هر روز با مهربانی و رحمت به والدین خود نگاه کند، مگر اینکه برای هر نگاهش حج قبول شده‌ای در نزد خداوند داشته باشد. صحابه گفتند: ای رسول خدا، اگر او هر روز صد نگاه به والدینش بیندازد چه؟ حضرت فرمودند: بله، خداوند بیشتر و بهتر از آن را به او می‌دهد

در حدیثی دیگر خدمت به پدر و مادر، از جهاد در راه خدا بالاتر دانسته شده است.(6) روایتی دیگر نیز وجود دارد که تشکر از پدر و مادر را هم‌تراز شکر الهی دانسته است.(7) این روایات نشان می‌دهند که بسیاری از رفتارهای نیکو و انسانی در روابط با دیگران، به‌ویژه با والدین، به‌عنوان عبادت به حساب می‌آیند و پاداش عظیمی دارند.

4. بهره‌مندی از بهترین اعمال

برخی از اعمال در نزد خداوند از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. در روایات متعددی، به اعمالی اشاره شده که محبوب‌ترین و پرفضیلت‌ترین اعمال نزد خداوند هستند، که نیکی به والدین نیز از این اعمال شمرده می‌شود. در روایتی نقل شده که:

«عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله أَیُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ الصَّلَاهُ لِوَقْتِهَا قُلْتُ ثُمَّ أَیُّ شَیْ‏ءٍ قَالَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ قُلْتُ ثُمَّ أَیُّ شَیْ‏ءٍ قَالَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛(8) از ابن مسعود نقل است که گفت: از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پرسیدم: «کدام اعمال نزد خداوند محبوب‌تر است؟» حضرت فرمودند: «نماز در وقت خودش.» گفتم: «بعد از آن چه عملی محبوب‌تر است؟» حضرت فرمودند: «نیکی به والدین.» گفتم: «بعد از آن چه؟» حضرت فرمودند: «جهاد در راه خدا.»»

حدیثی مشابه نیز از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است.(9)

این روایات نشان می‌دهند که نیکی به والدین یکی از برترین و محبوب‌ترین اعمال در نزد خداوند است، حتی بالاتر از جهاد در راه خدا. بنابراین، علاوه بر نماز و جهاد، باید به نیکی به والدین خود توجه ویژه‌ای داشته باشیم تا از بهترین اعمال بهره‌مند شویم.

5. قرارگیری در دسته بخشندگان

در قرآن، واژه «بِرّ» به معنای نیکی و احسان آمده است و کسانی که نیکوکار و بخشنده هستند، در قرآن به عنوان «أبرار» یاد می‌شوند. در این کتاب شریف، واژه «بر» به‌طور مکرر در کنار «والدین» ذکر شده است.(10)

در روایات اسلامی نیز، نیکی به والدین به‌عنوان یکی از اعمال برجسته که فرد را در دسته «ابرار» (بخشندگان) قرار می‌دهد، شناخته شده است. در روایتی از امام رضا علیه‌السلام آمده است که:

«إِنَّمَا سُمُّوا الْأَبْرَارَ لِأَنَّهُمْ بَرُّوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ؛(11) آن‌ها به ابرار (بخشندگان) معروف شدند، زیرا که آن‌ها به والدین و فرزندان خود نیکی کردند

این روایت نشان می‌دهد که کسانی که به والدین و فرزندان خود نیکی می‌کنند، در نظر خداوند و جامعه به عنوان «ابرار» (بخشندگان) شناخته می‌شوند.

6. بخشش گناهان

نیکی به والدین نه‌تنها موجب سعادت و پاداش‌های معنوی می‌شود، بلکه می‌تواند سبب بخشش گناهان انسان و رحمت الهی گردد. در روایات متعددی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامان معصوم علیه‌السلام آمده است که نیکی به والدین یکی از راه‌های اصلی برای پاک شدن از گناهان است. در اینجا به برخی ازاین‌ روایات اشاره می‌کنیم. در روایتی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده که:

«مَنْ أَدْرَکَ وَالِدَیْهِ فَلَمْ یُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّه‏؛(12) هر کسی که والدینش را درک کند، ولی مورد بخشش قرار نگیرد، خداوند او را دور کند

این روایت نشان می‌دهد که نیکی به والدین و درود بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، باعث بخشش گناهان و نزدیکی به رحمت الهی می‌شود.

در روایتی دیگر نیز از ایشان آمده است که:

«یُقَالُ لِلْعَاقِّ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنِّی لَا أَغْفِرُ لَکَ وَ یُقَالُ لِلْبَارِّ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنِّی سَأَغْفِرُ لَکَ؛(13) به فرد عاق گفته می‌شود: هر کاری که می‌خواهی انجام بده، من تو را نخواهم بخشید، و به فرد نیکوکار گفته می‌شود: هر کاری که می‌خواهی انجام بده، من تو را خواهم بخشید

این روایت نشان می‌دهد که نیکی به والدین سبب بخشش گناهان فرد می‌شود، در حالی که عاق بودن باعث دوری از بخشش الهی می‌شود.

در حدیثی دیگر نیز نقل شده که:

«مردی به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کرد: ای پیامبر، هیچ عمل بدی نیست که من مرتکب آن نشده باشم، آیا برای من توبه‌ای وجود دارد؟ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به او فرمودند: آیا پدر یا مادرت هنوز زنده هستند؟ گفت: پدرم زنده است. پیامبر فرمودند: برو و به او نیکی کن. وقتی آن مرد رفت، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: اگر مادرش زنده بود.(یعنی خدمت به مادر برایش بهتر بود)»(14)

این روایت نشان می‌دهد که حتی فردی که گناهان زیادی مرتکب شده است، با نیکی به والدین می‌تواند بخشش الهی را جلب کند و از رحمت خداوند برخوردار شود. احادیث بیان شده تأکید دارند که نیکی به والدین نه‌تنها در دنیا باعث عزت و پاداش می‌شود، بلکه در آخرت نیز موجب بخشش گناهان و نزدیکی به رحمت الهی خواهد بود.

7. ورود به بهشت

یکی از آثار نیکی به والدین، ورود به بهشت است. در روایات اسلامی آمده است که اعمال نیکو نسبت به والدین به‌ویژه در زمان پیری و نیازمندی آن‌ها می‌تواند موجب نجات فرد از عذاب و باعث ورود به بهشت شود. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که:

«یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّهِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّهَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ؛(15) در روز قیامت چیزی شبیه به کبه‏ (کوه) به پشت مؤمن زده می‌شود و او را وارد بهشت می‌کند و گفته می‌شود: این نیکی به والدین است

این روایت نشان می‌دهد که نیکی به والدین آنقدر ارزشمند است که در روز قیامت به‌عنوان پاداشی عظیم، فرد را به بهشت می‌برد. در حدیثی دیگر نیز نقل شده که:

«راوی می‌گوید به امام صادق علیه‌السلام گفتم: پدرم بسیار پیر شده و ضعیف است و ما او را هنگام نیاز حمل می‌کنیم. امام فرمودند: اگر می‌توانی خود این کار را انجام دهی، پس این کار را بکن و لقمه‌ای از دست خود به او بده، که این عمل برای تو فردا بهشتی خواهد بود.»(16)

این روایت تأکید می‌کند که حتی کوچک‌ترین خدمت‌ها و نیکی‌ها به والدین، مثل دادن لقمه‌ای از دست خود به آن‌ها، می‌تواند موجب ورود فرد به بهشت شود.

در روایتی دیگر نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله بیان شده که:

«کُنْ بَارّاً وَ اقْتَصِرْ عَلَی الْجَنَّهِ وَ إِنْ کُنْتَ عَاقّاً فَظّاً فَاقْتَصِرْ عَلَی النَّارِ؛(17) نیکوکار باش تا به بهشت برسی، و اگر عاق و بدرفتار باشی، به جهنم خواهی رسید

این روایات نشان می‌دهند که نیکی به والدین به‌عنوان یک عمل بسیار ارزشمند در اسلام، در روز قیامت موجب ورود به بهشت و نجات از عذاب الهی خواهد شد.

نتیجهگیری:

نتایج نیکی به والدین در آخرت بسیار فراوان و ارزشمند است. از جلب رضایت خداوند و اهل‌بیت علیهم‌السلام گرفته تا بخشش گناهان و آسان شدن حساب در روز قیامت، همگی نشان از اهمیت و آثار عمیق این عمل دارند. نیکی به والدین نه‌تنها به عنوان عبادت در نظر گرفته می‌شود، بلکه موجب می‌شود فرد در زمره بخشندگان قرار گیرد و در نهایت مورد غفران قرار گرفته و از برکات بهشتی بهره‌مند شود. بنابراین، نیکوکاری به والدین باید یکی از اولویت‌های زندگی هر مسلمان باشد تا از پاداش‌های دنیوی و اخروی آن بهره‌مند گردد.

پی‌نوشتها:

1. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص161، ح 12.

2. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط - القدیمه)، قم: انتشارات رضی‏، 1375ش، ج‏2، ص368.

3. قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبه‌الله‏، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، محقق / مصحح: ندارد، قم: انتشارات مدرسه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، 1407ق، ص127.

4. طوسی، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص454، ح 1015.

5. طوسی، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص308، ح 618.

6. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص160، ح 10.

7. ابن بابویه، محمد بن علی‏، الخصال، محقق / مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏1، ص156، ح 196.

8. ابن بابویه، محمد بن علی‏، الخصال، محقق / مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏1، ص163، ح 213.

9. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، محقق / مصحح: موحدی قمی، احمد، قم: دارالکتب الإسلامی‏، 1407ق، ص85.

10. سوره مریم، آیه 14.

11. منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1406ق، ص336.

12. ابن بابویه، محمد بن علی‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچی‏، 1376ش، ص58، ح 2.

13. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط - القدیمه)، قم: انتشارات رضی‏، 1375ش، ج‏2، ص368.

14. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، محقق / مصحح: عرفانیان یزدی، غلامرضا، قم: المطبعه العلمیه، 1402ق، ص35، ح 92.

15. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص158، ح 3.

16. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، محقق / مصحح: عرفانیان یزدی، غلامرضا، قم: المطبعه العلمیه، 1402ق، ص35، ح 91.

17. کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص348، ح 2.

مصادیق احسان به والدین
بر اساس روایات حفظ احترام، نیکو صحبت کردن، اطاعت از دستورات، جلوگیری از اذیت و آزار، و مدارا با والدین، همگی بخش‌های کلیدی از احسان به والدین به‌شمار می‌روند.

پرسش:

مصادیق نیکی به والدین در روایات چیست؟ منظور این است که چه کارهایی را باید در حق آنها انجام دهیم که  بدانیم حق آیة «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» را به جا آورده‌ایم؟

پاسخ:

احسان به والدین یکی از مهم‌ترین اصول اخلاقی و دینی در آموزه‌های اسلامی است که بارها بر آن تأکید شده است. احسان به والدین نه‌تنها در بعد مادی، بلکه در بعد روحی و عاطفی نیز نمود پیدا می‌کند و در ارتباطی دوسویه، رضایت خداوند را به همراه دارد. مصادیق احسان به والدین گسترده و متنوع هستند.

 در ادامه به تبیین مصادیق مختلف احسان به والدین بر اساس روایات پرداخته شده است.

مصادیق احسان و برّ

در آیات قرآن کریم به احسان و نیکی در حق پدر و مادر سفارش زیادی شده است. به‌عنوان نمونه در آیه‌ی 23 سوره إسراء چنین آمده است:

«وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریما؛ پروردگارت حکم کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر (خود) نیکى کنید (و) اگر یکى از این دو یا هر دو، نزد تو به سنّ پیرى رسیدند، پس (هرگز) به آنان اُف نگو. (نگو بیزارم) و (هرگز) آن دو را با تندى مرنجان (بر سرشان فریاد نزن و سخن درشت نگو) و با آن دو سخنى بزرگوارانه (و همراه با مهربانى) بگو

این تأکید، در روایات نیز آمده و اهل‌بیت علیهم‌السلام در روایات زیادی بر احترام به پدر و مادر و احسان به آن‌ها تأکید دارند. مثلاً در حدیثی امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:

«بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَاجِبٌ فَإِنْ کَانَا مُشْرِکَیْنِ فَلا تُطِعْهُما وَ لَا غَیْرَهُمَا فِی الْمَعْصِیَةِ فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِق‏؛(1) احسان به والدین واجب است و اگر مشرکند از آن‌ها و نه از غیر آنها در نافرمانى خدا پیروى مکن، زیرا برای مخلوق، در معصیت خالق، طاعتى نباشد

بنابراین، احسان به پدر و مادر از واجبات الهی است که مورد تأیید و تأکید اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

 اما مصادیق این احسان چیست؟

 با بررسی روایات می‌توان توصیه‌هایی از اهل‌بیت علیهم‌السلام دریافت کرد که این توصیه‌ها می‌توانند مصادیق نیکی و احسان به والدین باشند. در ادامه پاره‌ای از این موارد بیان خواهند شد:

1. حفظ احترام

از جمله وظایف فرزندان نسبت به پدر و مادر، حفظ احترام آن‌ها است. در روایات بر بزرگداشت و تکریم والدین سفارش شده است.(2) در آیه 23 سوره اسرا بیان شد که حتی اُفّ گفتن به پدر و مادر، از نظر معارف الهی کاری نادرست است. در احادیث بیان شده که اگر کلمه‌ای کم‌اهمیت‌تر از اُف نیز برای این کار وجود داشت، خداوند متعال به همان مثال می‌زد.(3) این بدین معناست که کوچک‌ترین کلامی در بی‌احترامی به پدر و مادر پذیرفتنی نیست. در حدیثی از امام کاظم علیه‌السلام چنین نقل شده است:

«سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللَّه (صلی‌الله‌علیه‌وآله)‏ مَا حَقُّ الْوَالِدِ عَلَى وَلَدِهِ قَالَ لَا یُسَمِّیهِ بِاسْمِهِ وَ لَا یَمْشِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَا یَجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لَا یَسْتَسِبُّ لَه‏؛(4) مردى از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله پرسید: حق پدر بر فرزندش چیست‌؟ فرمود: او را به اسمش نخواند و جلویش راه نرود و پیش از او ننشیند و باعث دشنام او نشود (کارى نکند که مردم پدرش را دشنام دهند)

در روایتی نقل شده که امام باقر علیه‌السلام از پسری که به شانه‌ی پدرش تکیه داده بود و موجب بی‌احترامی به پدر شده بود ناراحت شده و تا آخر عمر با او صحبت نکردند.(5)

بنابراین، حفظ احترام به والدین یکی از وظایف فرزندان است که در قرآن و روایات به آن تأکید شده است. کوچک‌ترین بی‌احترامی، حتی در کلام، ازنظر دینی نادرست، ناپذیرفتنی و خلاف احسان است.

2. نیکو صحبت کردن

وظیفه دیگر فرزندان نسبت به پدر و مادر خویش، صحبت خوب و نیکو با آن‌ها است. شاید برخی به وظایف خود نسبت به والدینشان آگاه باشند، ولی آن را در قالبی خوب و نیکو انجام نمی‌دهند؛ درصورتی‌که خوش برخوردی و خوب صحبت کردن با آن‌ها از دیگر آداب مورد تأکید در روایات است. این موضوع تا جایی اهمیت دارد که سفارش شده پشت کسی که با پدر و مادرش خوب صحبت نمی‌کند و عاق آن‌هاست نماز خوانده نشود.(6) در روایتی دیگر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، کسانی که به نفرین پدر و مادر بپردازند را لعن فرموده است.(7) در حدیثی نیز نقل شده که:

«قَالَ رَجُلٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَحَقُّ النَّاسِ بِحُسْنِ الصُّحْبَهِ قَالَ أُمُّکَ ثُمَّ أُمُّکَ ثُمَّ أَبُوکَ؛(8) مردی به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله عرضه داشت که چه کسی حق‌دارتر است به این که با او خوب صحبت شود؟ حضرت فرمودند: مادرت؛ سپس مادرت؛ سپس پدرت

قبلاً بیان شد که حتی اُف گفتن به پدر و مادر مورد نهی قرآن و روایات است.(9) بنابراین در متون دینی، افراد از کوچک‌ترین موضوعاتی که پدر و مادر را ناراحت کند تا دعوا و مخامصه نهی شده‌اند.(10)

در عوض، در احادیث به پایین آوردن صدا در مقابل پدر و مادر سفارش شده است. امام رضا علیه‌السلام در این زمینه فرموده‌اند:

«عَلَیْکَ بِطَاعَةِ الْأَب‏ و... خَفْضِ الصَّوْتِ بِحَضْرَتِهِ؛(11) بر تو باد فرمان‌بردارى از پدر و پایین آوردن صدا در حضور او

در حدیثی دیگر این امام بزرگوار فرموده‌اند: «روى از آن‌ها (پدر و مادر) برنگردان، و صدایت را بالاى صدایشان بلند نکن که این احترام به‌فرمان خداست، خوش‌تر و هر چه لطیف‏تر با آن‌ها صحبت کن، زیرا خدا مزد نیکان را ضایع نمی‌کند.»(12)

با توجه به این مطالب مشخص می‌شود که صحبت نیکو و احترام‌آمیز با والدین از اصول بنیادی روابط خانوادگی در اسلام است که در آیات قرآن و روایات متعدد تأکید شده است.

3. اجرای دستورات

از دیگر وظایف فرزندان نسبت به والدین، اطاعت از آن‌ها و اجرای دستورات آن‌ها است. در حدیثی امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

«وَ وَالِدَیْکَ فَأَطِعْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَیَّیْنِ کَانَا أَوْ مَیِّتَیْنِ وَ إِنْ أَمَرَاکَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ أَهْلِکَ وَ مَالِکَ فَافْعَلْ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنَ الْإِیمَانِ؛(13) و پدر و مادر خود را فرمان‌بر و به آن‌ها احسان کن، چه زنده باشند و چه مرده، و اگر به تو فرمان دهند که از خانواده و ثروت خود دست بردار و آن‌ها را کنار گذار، این کار را انجام ده که از ایمان است

در حدیثی دیگر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جوانی که بسیار راغب بر هم‌رکابی در کنار ایشان بود را به دلیل نارضایتی والدین از جهاد معاف کردند و خدمت به والدین را از جهاد در راه خدا بالاتر دانستند.(14) همچنین در برخی احادیث، عاقبت بدی برای کسی که اطاعت والدین را نکرده‌اند نقل شده است.(15)

در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام نیز نقل شده که:

 «عَلَیْکَ بِطَاعَهِ الْأَبِ وَ بِرِّه‏؛(16) بر تو باد به اطاعت از پدرت و نیکی به او

بنابراین، اطاعت از والدین و اجرای دستورات آن‌ها یکی از وظایف اساسی فرزندان است که در متون دینی به‌شدت تأکید شده است. این اطاعت، حتی در شرایطی که والدین خواسته‌هایی فراتر از منافع شخصی فرزند داشته باشند، از نشانه‌های ایمان به شمار می‌رود.

4. اذیت و ناراحت نکردن

با توجه به روایاتی که سفارش به برّ و احسان و کمک‌رسانی به والدین دارند، واضح است که ناراحت کردن و اذیت و آزار آن‌ها بسیار گناه بزرگ و مورد نهی است. اما بااین‌حال، اهل‌بیت علیهم‌السلام در روایاتشان بر این موضوع تأکید کرده و از هرگونه اذیت و آزار والدین منع کرده‌اند. در حدیثی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که:

«مَنْ أَحْزَنَ وَالِدَیْهِ فَقَدْ عَقَّهُمَا؛(17) هر که پدر و مادرش را غمگین کند، بر آن‌ها ستم کرده است. (مورد عاق آن‌ها واقع شده است)»

عواقب این موضوع وقتی آزار فیزیکی باشد بسیار بدتر است. امام صادق علیه‌السلام در روایتی فرموده‌اند:

«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَرَبَ وَالِدَهُ أَوْ وَالِدَتَهُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ عَقَّ وَالِدَیْهِ؛(18) ملعون است ملعون کسى که پدرش را بزند یا مادرش را، ملعون است ملعون کسی که عاق والدینش شود‏.»

حتی در روایاتی وارد شده که آزار فیزیکی پدر و مادر، بالاترین عاق و ناسپاسی است و بالاتر از آن چیزی نیست.(19)

نتیجه این که اذیت و آزار والدین، چه به‌صورت کلامی و چه فیزیکی، نه‌تنها گناه بزرگی است، بلکه باعث عاق والدین و عواقب شدید دینی می‌شود. تأکید روایات بر این موضوع نشان‌دهنده جایگاه والای احترام به والدین و اهمیت جلوگیری از هرگونه رفتار آزاردهنده است.

5. سازش و مدارا

از دیگر سفارش‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام در برخورد با پدر و مادر سازش و مدارا است. گاهی پدر و مادر به جهت مصالحی و یا حتی به‌ناحق، با فرزندان دچار مشکل می‌شوند. در روایات، سفارش شده که تا حد امکان با آن‌ها مدارا و سازش کنید.(20) در حدیثی نیز بیان شده که:

«بکر بن صالح گوید: دامادم به امام جواد (علیه‌السلام) نامه نوشت که: پدرم مرد ناصبىِ بداعتقادى است و از جانب وى با شدائد و زحمات زیادی روبرو گشته‏ام، در صورت صلاحدید درباره‌ام دعا کنید، و بیان فرمایید که نظرتان دراین‌باره چیست؟ آیا با وى به دشمنی و پرخاش برخیزم یا مدارا نمایم؟ حضرت در پاسخ نوشتند: نوشته‏ات را فهمیدم و به آنچه درباره پدرت یاد کرده‏اى پى بردم، و ان شاء اللَّه درباره تو دست از دعا نمى‏کشم، و مدارا براى تو بهتر از دشمنى و پرخاشگرى است، و همراه با هر مشکلى آسانى است، صبر را پیشه‌ساز که عاقبت از آن پرهیزکاران است، خداوند تو را بر ولایت آن کس که ولایتش را پذیرفته‏اى ثابت بدارد، ما و شما در امانت خداییم، همان خدایى که اماناتش ضایع و تباه نگردد.»(21)

با توجه به این مطالب، سازش و مدارا با والدین، حتی در شرایطی که آنان به‌ناحق با فرزند رفتار کنند، از سفارش‌های مهم اهل‌بیت علیهم‌السلام است. روایات تأکید دارند که به‌جای پرخاشگری، صبر و تحمل در برخورد با والدین بهتر است و عاقبت آن برای فرد بهتر خواهد بود.

6. مهربانی

از دیگر آداب برخورد با والدین، مهربانی با آن‌ها است. در روایتی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، چنین نقل شده است:

«أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ نَشَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ کَنَفَهُ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ فِی رَحْمَتِةِ حُسْنُ خُلُقٍ یَعِیشُ بِهِ فِی النَّاسِ وَ رِفْقٌ بِالْمَکْرُوبِ وَ شَفَقَةٌ عَلَى الْوَالِدَیْنِ وَ إِحْسَانٌ إِلَى الْمَمْلُوکِ؛(22) چهار خصلت است که در هر کس باشند، خدا بال حمایت خود را بر او بگستراند و او را به بهشت برد، حسن خلقى که با آن در میان مردم زندگى کند، دلجویى از کسى که بلا دیده، مهربانى با پدر و مادر، نیکى با بنده خود که زیردست اوست‏.»

در حدیثی از امام باقر علیه‌السلام نیز مهربانی با پدر و مادر موجب ورود به بهشت دانسته شده است.(23)

بنابراین، مهربانی با والدین یکی از ویژگی‌های برجسته‌ای است که در روایات دینی مورد تأکید قرار گرفته و از آن به‌عنوان یکی از راه‌های ورود به بهشت و برخورداری از رحمت الهی یاد شده است.

7. نگاه محبت‌آمیز

کار دیگری که در احادیث بر آن تأکید شده، نگاه انداختن محبت‌آمیز و مهربانانه به والدین است. در مقابل، نگاه غضب‌آلود و تحقیرآمیز به آن‌ها به‌هیچ‌وجه درست نیست. امام صادق علیه‌السلام در روایتی می‌فرمایند:

«مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَیْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً؛(24) هر کس به پدر و مادر خود نظر دشمنى کند، حتی درصورتی‌که آن دو به او ستم (نیز) کرده باشند، خداوند نمازش را نپذیرد

امام ششم در حدیثی دیگر فرموده‌اند:

 «مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى وَالِدَیْهِ فَیُحِدَّ النَّظَرَ إِلَیْهِمَا؛(25) از ناسپاسى است که کسى به پدر و مادر خیره نگاه کند

 از روایات دیگر دانسته می‌شود که منظور از خیره نگاه کردن، نگاهی با نوعی بی‌احترامی و با تکبر و بدون خضوع است.(26)

در مقابل در احادیث، نگاه مهربانانه به والدین، عبادت دانسته شده است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در ضمن حدیثی فرموده‌اند:

 «النَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَیْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَة؛(27) نگاه مهربانانه به والدین عبادت است‏.»

در حدیث دیگری از این پیامبر بزرگ الهی چنین نقل شده:

«نَظَرُ الْوَلَدِ إِلَى وَالِدَیْهِ حُبّاً لَهُمَا عِبَادَةٌ؛ نگاه دوستانه فرزند به پدر و مادر خود عبادت است.»(28)

در حدیثی دیگر نیز نقل شده که:

 «رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: هر فرزند نیکوکارى که به پدر و مادرش به نگاه رحمت نظر کند، در برابر هر نگاه کردن، یک حج مقبول برایش منظور گردد، پرسیدند: اى رسول خدا! اگرچه در هر روز صد مرتبه نگاه کند؟ فرمود: بلى، خداوند بزرگ‌تر از این‌ها و پاکیزه‏تر است.»(29)

با توجه به این روایات مشخص می‌شود که نگاه محبت‌آمیز و مهربانانه به والدین از عبادات بزرگ شمرده شده است و در مقابل، نگاه تحقیرآمیز و غیراحترامی به آنان، نه‌تنها به‌عنوان گناه، بلکه به‌عنوان دلیلی برای رد عبادات فرد نیز ذکر شده است.

8. خاضع بودن

از دیگر اموری که در مقابل پدر و مادر باید رعایت کرد، خاضع بودن و کوچک‌انگاری خویشتن است. قرآن کریم در آیه 24 سوره إسراء در این زمینه فرموده است:

«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛ و براى هر دو از روى مهر و محبت، بال فروتنى فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به‌پاس آنکه مرا در کودکى تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده

 در توضیح این آیه آمده که حتی اگر آن‌ها نسبت به فرزند ظلم کردند، به آن‌ها حرف ناپسند نزده و در برابرشان تواضع کرده و به آن‌ها تکبر و بزرگی نداشته باشد.(30)

در روایت امام رضا علیه‌السلام نیز آمده است که: «بر تو باد طاعت پدر و تواضع و خضوع در برابر او.»(31)

با توجه به روایات بیان شده می‌توان گفت که تواضع و فروتنی در برابر والدین، از اصول اساسی احترام به والدین در آموزه‌های دینی است. این رفتار نه‌تنها ازنظر اخلاقی ضروری است، بلکه باعث جلب رحمت الهی و بهبود رابطه فرد با والدین می‌شود.

9. تشکر

پدر و مادر در زندگی بسیار برای فرزندان خود زحمت می‌کشند و سختی‌هایی را متحمل می‌شوند. شکر این زحمات و مهربانی‌ها برای هیچ فرزندی ممکن نیست. اما در روایات تأکید شده که فرزندان تا حد امکان این عمل را به‌جای بیاورند. امام رضا علیه‌السلام در این زمینه فرموده‌اند:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَهٌ أُخْرَى أَمَرَ بِالصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ وَ أَمَرَ بِالشُّکْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَیْنِ فَمَنْ لَمْ یَشْکُرْ وَالِدَیْهِ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللَّهِ وَ صِلَهِ الرَّحِمِ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ؛(32) خداى عزّوجلّ دستور سه چیز را به همراه دستور سه چیز دیگر صادر فرموده است؛ دستور نماز را با زکات، پس هر کس نماز بخواند و زکات نپردازد نماز او پذیرفته نیست. و به سپاسگزارى از خود دستور فرموده با سپاس از پدر مادر، پس هر کس از پدر و مادر خود سپاسگزار نباشد خداى را سپاسگزار نیست. و دستور فرموده است به تقوى از خدا و صله‌رحم، پس هر کس که صله‌رحم نکند تقوای الهی را رعایت نکرده است

بنابراین شکرگزاری از والدین در روایات دینی به‌طور ویژه مورد تأکید قرار گرفته است و در حقیقت، شکرگزاری از والدین به‌عنوان شکرگزاری از خداوند شناخته می‌شود. این نشان‌دهنده اهمیت ویژه‌ای است که اسلام برای احترام و قدردانی از والدین قائل است.

10. صله‌رحم

یکی از مصادیق احسان به پدر و مادر، صله‌رحم است. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام، درباره آیه‌ی «وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً»، نقل شده که: «یَأْمُرُ بِصِلَتِهِمَا؛(33) در این جمله فرمان مى‌دهد به صله‌ی آن دو

در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز چنین آمده است:

«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُمَدَّ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ یُبْسَطَ فِی رِزْقِهِ فَلْیَصِلْ أَبَوَیْهِ فَإِنَّ صِلَتَهُمَا طَاعَةُ اللَّهِ وَ لْیَصِلْ ذَا رَحِمِه‏؛(34) هر که می‌خواهد شاد شود از درازى عمرش، و وسعت روزیش، باید با پدر و مادر صله‌رحم کند که صله به آن‌ها طاعت خداست و باید با خویشان صله‌رحم کند

پس صله‌رحم یکی از مصادیق بارز احسان به والدین است که در آموزه‌های دینی بر آن تأکید شده است. این عمل نه‌تنها موجب رضایت خداوند می‌شود، بلکه باعث طول عمر و افزایش رزق و برکت در زندگی فرد می‌شود. البته باید توجه داشت که صله‌رحم فقط سر زدن به ایشان نیست، بلکه عطا کردن مال و امکانات به ایشان نیز هست. کمک مالی به والدین از کارهایی است که تأکید زیادی بر آن شده، ازاین‌رو در عنوانی مستقل بیان خواهد شد.

11. کمک مالی

احسان دیگری که فرزندان می‌توانند در برابر پدر و مادر خود داشته باشند، کمک‌های مالی و دادن هدایا به ایشان است. امام صادق علیه‌السلام در سفارشی درباره این موضوع می‌فرمایند:

«وَ لَا تَقْبِضْ عَلَیْهِمَا فِیمَا قَدْ وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْکَ مِنَ الْمَأْکُولِ وَ الْمَلْبُوسِ؛(35) از خوراک و جامه‏اى که خدا در وسعت نهاده از آن‌ها دریغ مکن‏.»

در روایتی امام باقر علیه‌السلام در شمارش کسانی که خداوند آن را در بالاترین مقام‏ها و شریف‏ترین مکان‏ها جاى مى‏دهد فرموده‌اند:

«مَنْ أَنْفَقَ عَلَى وَالِدَیْهِ وَ رَفَقَ بِهِمَا وَ بَرَّهُمَا وَ لَمْ یَحْزُنْهُمَا وَ مَنْ لَمْ یَخْرِقْ بِمَمْلُوکِهِ وَ أَعَانَهُ عَلَى مَا یُکَلِّفُهُ وَ لَمْ یَسْتَسْعِهِ فِیمَا لَمْ یُطِقْ؛(36) افرادى که به پدر و مادر خود برسند و زندگى آن‌ها را تأمین کنند و به آن‌ها نیکى نمایند و موجبات حزن و اندوه آن‌ها را فراهم نسازند

کمک مالی گاهی در دادن نفقه، هدایا و کمک‌های مادی است و گاهی در پرداخت بدهی و وام‌ها. در روایتی دیگر این امام بزرگوار فرموده‌اند:

«إِنَّ الْعَبْدَ لَیَکُونُ بَارّاً بِوَالِدَیْهِ فِی حَیَاتِهِمَا ثُمَّ یَمُوتَانِ فَلَا یَقْضِی عَنْهُمَا دُیُونَهُمَا وَ لَا یَسْتَغْفِرُ لَهُمَا فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَاقّاً وَ إِنَّهُ لَیَکُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِی حَیَاتِهِمَا غَیْرَ بَارٍّ بِهِمَا فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَیْنَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّاً؛(37) به‌راستی بنده‌اى نسبت به پدر و مادرش تا زنده‌اند خوش‌رفتار و حق‌شناس است، سپس بمیرند و او بدهکارى آن‌ها را نپردازد و براى آن‌ها آمرزش نخواهد و خدا او را عاق ناشناس بنویسد. و به‌راستی هم آن بنده باشد که در زمان زنده بودن پدر و مادر خود نسبت به آن‌ها حق‌شناس و خوش‌رفتار نیست و چون بمیرند بدهى آن‌ها را بپردازد و براى آن‌ها آمرزش خواهد و خدا عز و جل او را خوش‌رفتار و حق‌شناس به پدر و مادر خود نویسد

از این مطالب مشخص شد که کمک مالی به والدین، اعم از نفقه، هدایا، پرداخت بدهی‌ها یا هر گونه مساعدت مادی دیگر، از مصادیق بارز احسان به والدین است و در روایات به‌طور ویژه بر اهمیت آن تأکید شده است.

12. پرستاری و خدمت

از دیگر احسان‌هایی که فرزند می‌تواند در حق والدین خودش داشته باشد، پرستاری و خدمت به آن‌ها به‌ویژه در دوران پیری است.

«إِبْرَاهِیمَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام إِنَّ أَبِی قَدْ کَبِرَ جِدّاً وَ ضَعُفَ فَنَحْنُ نَحْمِلُهُ إِذَا أَرَادَ الْحَاجَهَ فَقَالَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَلِیَ ذَلِکَ مِنْهُ فَافْعَلْ وَ لَقِّمْهُ بِیَدِکَ فَإِنَّهُ جُنَّهٌ لَکَ غَداً؛(38) ابراهیم بن شعیب، گوید: به امام صادق (علیه‌السّلام) گفتم: پدرم بى‌اندازه پیر و ناتوان شده و براى قضاى حاجت او را به دوش مى‌بریم. در پاسخ فرمود: اگر می‌توانى این کار را بکن و به دست خود لقمه به دهانش گذار، زیرا این خدمت تو به وى براى تو در فردا بهشت است

با توجه به این روایت، پرستاری و خدمت به والدین، به‌ویژه در دوران پیری، می‌تواند یکی از مصادیق احسان باشد که برای فرزند پاداش‌های معنوی بهشت را به دنبال دارد.

13. انجام اعمال به نیابت از والدین

از دیگر خوبی‌هایی که می‌توان نسبت به پدر و مادر به جا آورد، انجام اعمال برای آن‌ها است. در حدیث از امام صادق علیه‌السلام چنین نقل شده است:

«مَا یَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْکُمْ أَنْ یَبَرَّ وَالِدَیْهِ حَیَّیْنِ وَ مَیِّتَیْنِ یُصَلِّیَ عَنْهُمَا وَ یَتَصَدَّقَ عَنْهُمَا وَ یَحُجَّ عَنْهُمَا وَ یَصُومَ عَنْهُمَا فَیَکُونَ الَّذِی صَنَعَ لَهُمَا وَ لَهُ مِثْلُ ذَلِکَ فَیَزِیدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِرِّهِ وَ صِلَتِهِ خَیْراً کَثِیراً؛(39) چه مانعى است هر مردى از شماها را که احسان کند به پدر و مادرش، زنده باشند یا مرده، از طرف آن‌ها نماز بخواند و از طرف آن‌ها صدقه بدهد و از طرف آن‌ها حج کند و از طرف آن‌ها روزه بدارد و آنچه کرده است از آن آن‌ها باشد و مانند آن‌ها را هم به خود او بدهند و خدا عز و جل به احسان و صله او خیر فراوانى افزاید

در حدیث دیگر بیان شده که:

 «راوی گوید: به امام رضا (علیه‌السلام) عرض کردم: من براى پدر و مادرم دعا کنم با این‌که مذهب حق (شیعه) را نشناسند؟ فرمود: براى آن‌ها دعا کن و از طرف آن‌ها صدقه بده و اگر زنده‌اند و به مذهب حق نیستند با آن‌ها سازش و مدارا کن، زیرا رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرمود: به‌راستی خدا مرا به رحمت و مهربانى فرستاده نه به ناسپاسى و عقوق.»(40)

نتیجهگیری:

در آموزه‌های دینی اسلامی، احترام به والدین و انجام وظایف فرزندان نسبت به آنان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اهل‌بیت علیهم‌السلام در روایات خود تأکید فراوانی بر رفتارهای نیکو، احترام‌آمیز و متواضعانه با والدین داشته‌اند. وظایف مختلفی نظیر حفظ احترام، نیکو صحبت کردن، اطاعت از دستورات، جلوگیری از اذیت و آزار، و مدارا با والدین، همگی بخش‌های کلیدی از این احترام و احسان به والدین به‌شمار می‌روند. علاوه بر این، مهربانی، شکرگزاری، نگاه محبت‌آمیز، صله‌رحم و حتی کمک‌های مالی، ازجمله کارهایی هستند که نه‌تنها در قرآن، بلکه در سخنان اهل‌بیت نیز به‌شدت تأکید شده است. این رفتارها باعث تقویت رابطه فرزندان با والدین و نیز تقویت ایمان و نزدیکی به خداوند می‌شود. درنهایت، تأکید بر این نکته لازم است که نیکی به والدین در اسلام، تنها به معنای احترام کلامی یا ظاهری نیست، بلکه رفتارهای عملی و روزمره، ازجمله کمک مالی، پرستاری و خدمت به آن‌ها نیز بخشی از وظایف فرزندان به شمار می‌روند. این آداب و روش‌ها به‌طور مستقیم با سعادت دنیا و آخرت فرد در ارتباط است.

پی‌نوشتها:

1. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏2، ص608، ح9.

2. منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1406ق، ص334.

3. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحارالأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق، ج‏71، ص42.

4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص159، ح5.

5. ورام بن أبی‌فراس، مسعود بن عیسى، ‏ مجموعه ورام، محقق / مصحح: ندارد، مشهد: بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، 1369ش، ج‏2، ص208.

6. طوسى، محمد بن الحسن‏، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، تهران: دارالکتب الإسلامیه‏، 1407ق، ج‏3، ص30، ح106.

7. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏8، ص71، ح27.

8. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحارالأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق، ج‏71، ص49.

9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص348، ح1.

10. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دارالکتاب‏، 1404ق، ج‏2، ص18.

11. منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1406ق، ص334.

12. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیه‌السلام‏، مصباح الشریعه، محقق / مصحح: ندارد، بیروت‏: اعلمی، 1400ق، ص70.

13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص158، ح2.

14. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص160، ح10.

15. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحارالأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق، ج‏71، ص37.

16. منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1406ق، ص334.

17. ابن بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413ق، ج‏4، ص372.

18. کراجکى، محمد بن على‏، کنزالفوائد، محقق / مصحح: نعمه، عبدالله‏، قم: دارالذخائر، 1410ق، ج‏1، ص150.

19. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص348، ح4.

20. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص159.

21. مفید، محمد بن محمد، الأمالی (للمفید)، محقق / مصحح: استاد ولى، حسین و غفارى علی‌اکبر، قم: کنگره شیخ مفید، 1413ق، ص191، ح20.

22. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏1، ص225، ح75.

23. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص189، ح319.

24. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص349، ح5.

25. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص349، ح7.

26. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص158، ح1.

27. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص454، ح1015.

28. ابن‌شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1363ق، ص46.

29. طبرسى، على بن حسن‏، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، محقق / مصحح: ندارد، نجف: المکتبه الحیدریه، 1385ق، ص162.

30. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحارالأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق، ج‏71، ص67، ح37.

31. منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1406ق، ص334.

32. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362ش، ج‏1، ص156، ح196.

33. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص159، ح6.

34. قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبه‌الله‏، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، محقق / مصحح: ندارد، قم: انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، 1407ق، ص126، ح313.

35. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحارالأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق، ج‏71، ص78، ح74.

36. مفید، محمد بن محمد، الأمالی (للمفید)، محقق / مصحح: استاد ولى، حسین و غفارى علی‌اکبر، قم: کنگره شیخ مفید، 1413ق، ص167، ح1.

37. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص163، ح21.

38. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص162، ح13.

39. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص159.

40. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص159، ح8.

بررسی اعتبار حدیث نجات سلمان
داستان گرفتاری سلمان در دشت ارژن و نجات او توسط امیرالمؤمنین(ع) در کتب معتبر و متقدم شیعه، وجود ندارد؛ و منبع موثق و معتبری برای این حدیث یافت نشد.

پرسش:

لطفاً بفرمایید این‌که روایتی را از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل می‌کنند که حضرت در دشت ارژن به کمک سلمان آمد و بعد این را به او یادآوری کرد، درست است؟

پاسخ:

در منابع و روایات مختلفی به فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام اشاره شده است. این روایات از جهت اعتبار متفاوت می‌باشند. یکی از این روایات، داستانی است که در آن امیرالمؤمنین علیه‌السلام، سلمان را از واقعه‌ای هولناک نجات دادند. در ادامه به بررسی این روایت پرداخته می‌شود.

 

بررسی اعتبار حدیث نجات سلمان

در کتاب القطره نوشته سید احمد مستنبط از علمای معاصر، حدیثی در فضیلت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است:

قشیرى از علماى شافعى در کتاب خود «احسن الکبائر» نقل کرده است: حضرت امیرالمؤمنین على علیه‌السلام بالاى بام خانه، خرما تناول می‌کرد و در آن زمان ‏سنّ آن حضرت بیست‌وهفت سال بود و سلمان در حیاط آن خانه لباس خود را می‌دوخت، على علیه‌السلام دانه خرمائى به‌طرف او رها کرد، سلمان گفت: اى‏ على؛ با من شوخى می‌کنی درحالی‌که من پیرمردم و تو جوان کم سنّ و سال‏ هستى؟ حضرت على علیه‌السلام فرمود:

«یا سلمان؛ حسبت نفسک کبیراً ورأیتنى صغیراً! أنسیت «دشت‏ أرژن» و من خلّصک هناک من الأسد؟

اى سلمان؛ مرا ازنظر سنّ و سال کوچک و خودت را خیلى بزرگ خیال ‏کرده‌ای؟ آیا قصّه دشت ارژن را فراموش کرده‌ای؟ در آن بیابان که گرفتار شیر درنده شدى چه کسى تو را نجات داد؟»

سلمان با شنیدن این کلمات از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به وحشت افتاد و عرض‏ کرد: از کیفیّت آن جریان برایم بگو. حضرت على علیه‌السلام فرمود:

 «تو در وسط آب ایستاده بودى و از شیرى که در آنجا بود می‌ترسیدی، دست‌ها را به دعا بلند کردى و از خداوند نجات خود را طلبیدى، خداوند هم دعایت را اجابت فرمود و مرا که در آن صحرا عبور می‌کردم به ‏فریاد تو رساند. من همان اسب‌سواری هستم که زره او بر روى شانه و شمشیرش به‏ دستش بود. شمشیر کشیدم و ضربه‌ای بر آن شیر وارد کردم که او را دونیم کرد و تو خلاص شدى ... .» (1)

قابل‌توجه این‌که حدیث مذکور مفصل و طولانی است و برای اختصار، به ذکر همین بخش از روایت، بسنده شده است.

با جست‌وجوی انجام‌شده در کتب معتبر و متقدم شیعه، چنین روایتی یافت نشد. در کتاب القطره بیان شده که این روایت از کتاب «احسن الکبائر» قشیری از علمای شافعی (متوفای قرن 5) گرفته شده است. چند نکته در مورد این کتاب و روایت موردبحث قابل‌ذکر است:

1. با جست‌وجوی انجام‌شده، ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری که از بزرگان صوفیه محسوب می‌شود، کتابی با نام احسن الکبائر ندارد. جالب این‌که نه‌تنها برای قشیری بلکه برای عالم دیگری کتابی به نام احسن الکبائر یافت نشد.

2. به نظر می‌رسد چنین کتابی اصلاً وجود نداشته باشد؛ چراکه کبائر به معنای گناهان و احسن الکبائر به معنای بهترین گناهان است و ما در اسلام چیزی به‌عنوان گناهان خوب نداریم.

3. کتابی با عنوان «احسن الکبار فی معرفه ائمه الاطهار» اثر سید محمد بن ابی‌زید ورامینی وجود دارد که به زبان فارسی نوشته شده و در آن به تبیین و اثبات امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و بیان معجزات امامان علیهم‌السلام پرداخته شده است. این کتاب در قرن هشتم هجری تألیف شده و موضوع آن اعتقادات است. در نگاه اول به نظر می‌رسید که شاید منبع حدیث موردنظر همین کتاب باشد و به‌اشتباه «احسن الکبائر» ثبت شده باشد، ولی با جست‌وجو در نسخه‌ی خطی موجود در «احسن الکبار» نیز چنین روایتی یافت نشد.

4. بر فرض وجود کتابی با نام «احسن الکبائر» برای قشیری و ذکر این حدیث در آن، با توجه به ذکر نشدن روایت موردبحث در کتاب‌های معتبر و متقدم شیعه، نمی‌توان به این حدیث اعتماد کامل داشت.

5. نکته‌ی دیگر در مورد محتوای این حدیث است. در این روایت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام (نعوذبالله) شوخی خلاف شأنی انجام داده و هسته‌ی خرما به‌طرف سلمان پرت کرده است. تا جایی که سلمان سن ایشان را یادآور می‌شود و چنین شوخی را درست نمی‌داند. با توجه به سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام و نبود چنین شوخی‌هایی در زندگی آن‌ها، به نظر می‌رسد این حدیث از جهت محتوایی نیز دارای اشکالاتی است.

6. در کتاب مشارق انوار الیقین رجب بن محمد حافظ برسى‏ (متوفای قرن 9) روایتی وجود دارد که واقعه‌ای شبیه به این حدیث را نقل می‌کند:

«رویت حکایه سلمان و أنه لما خرج علیه الأسد قال: یا فارس الحجاز أدرکنی، فظهر إلیه فارس و خلصه منه و قال للأسد: أنت دابته من الآن. فعاد یحمل له الحطب إلى باب المدینه امتثالا لأمر علی علیه‌السلام؛ (2)

روایت شده حکایت سلمان که (روزی) بر او شیری حمله کرد و او گفت ای سوارکار حجاز به فریادم برس! پس سواری ظاهر شد و سلمان را از دست شیر نجات داد و به شیر گفت تو از الآن حیوان چهارپای سلمان هستی. پس سلمان با دستور امیرالمؤمنین علیه‌السلام درحالی‌که هیزم بر روی شیر گذاشته بود به مدینه بازگشت

محدث نوری نیز در کتاب نفس الرحمن به این روایت اشاره کرده است. (3) همان‌گونه که مشخص است، در این حدیث به طول‌وتفصیل واقعه پرداخته نشده است و در برخی موارد (مانند کشته شدن شیر یا تبدیل شدن به حیوان چهارپا) نیز با روایت مورد‌بحث متفاوت است. نکته دیگر این‌که این حدیث به‌جز کتاب مشارق، در کتاب دیگری ذکر نشده و در کتاب مشارق نیز بدون سند آمده است؛ بنابراین، حدیث بیان‌شده در کتاب مشارق الانوار نیز قابل پذیرش نیست.

با این توضیحات مشخص می‌شود که حدیث موردبحث در هیچ کتاب معتبری یافت نشد و مستند و قابل‌اعتماد نیست.

نتیجه‌گیری:

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام فضائل و مناقب فراوانی برای اهل‌بیت علیهم‌السلام و به‌خصوص امیرالمؤمنین علیه‌السلام ذکر شده است. بسیاری از این روایات از جهت سندی و متنی دارای اعتبار هستند. یکی از این احادیث، داستان گرفتاری سلمان در دشت ارژن و نجات او توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. متأسفانه با بررسی به‌عمل‌آمده، منبع موثق و معتبری برای این حدیث یافت نشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. سیّد احمد مستنبط، قطره‌ای از دریای فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام (ترجمه کتاب القطره)، قم: موسسه فرهنگی نشر حاذق ج 1، ص 282، ح 174.

2. حافظ برسى، رجب بن محمد، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علیه‌السلام، محقق / مصحح: عاشور، على‏، بیروت: اعلمی، 1422 ق‏، ص 342.

3. المیرزا حسین بن محمدتقی النوری الطبرسی، نفس الرحمن فی فضائل سلمان، محقق: جواد قیومی، تهران: موسسه الکوکب، 1411 ق، ج 1 ص 117.

رفع شهوت یا کنترل آن
در منابع اسلامی، هیچ دعای خاص و مستقلی برای رفع یا نابودی کامل شهوت وجود ندارد بلکه توصیه‌ها بر تقوا، خویشتن‌داری،ازدواج و مراقبت از افکار و نگاه‌ها متمرکز است.

پرسش:

در دوران کنونی که بی‌حجابی و فساد شایع گشته است، چه ذکر یا دعاهایی در مورد رفع شهوت وجود دارد؟ آیا اصلاً خود اهل‌بیت علیهم‌السلام در مورد رفع شهوت دعا می‌کردند؟

پاسخ:

مسئله‌ی کنترل شهوت همواره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان در مسیر رشد معنوی و اخلاقی بوده است. با گسترش ابزارهای تحریک و تضعیف مرزهای عفاف در دنیای امروز، یافتن راهکارهایی برای مهار این غریزه‌ی طبیعی اهمیتی دوچندان یافته است. در این میان، دین اسلام به‌عنوان دینی کامل و جامع، با نگاهی واقع‌بینانه به مسئله شهوت، آن را نه‌تنها مذموم ندانسته، بلکه هدایت و سامان‌دهی آن را لازم و ضروری شمرده است.

 در ادامه تلاش شده تا با بررسی منابع معتبر اسلامی، جایگاه دعا در کنترل شهوت، بررسی دعاهای بی‌سند منتشرشده در فضای مجازی و همچنین راهکارهای عملی و معنوی ارائه‌شده در متون دینی، تصویری دقیق و مستند از دیدگاه اسلام درباره‌ی این موضوع ترسیم گردد.

الف: وجود نداشتن دعای رفع شهوت

با جست‌وجوی انجام‌شده در منابع اسلامی، به‌ویژه در کتاب‌های دعا و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، دعای خاص و مستقلی که به‌طور صریح برای کاهش یا از بین رفتن قوّه شهوت وارد شده باشد، یافت نمی‌شود. هرچند در متون دینی به کنترل و مدیریت این قوه سفارش فراوانی شده، اما روش‌های ارائه‌شده بیشتر ناظر به رعایت تقوا، روزه‌داری، اجتناب از مقدمات گناه و پناه بردن به خداوند در لحظات خطر است، نه از بین بردن کامل یا درخواست نابودی این میل طبیعی. این نکته نشان می‌دهد که شهوت به‌عنوان یک نیروی طبیعی و لازم در وجود انسان شناخته شده و اصل آن مذموم نیست، بلکه آنچه مورد نهی قرار گرفته، استفاده نادرست و خارج از چارچوب آن است.

در برخی از دعاهای مأثور، از خداوند خواسته شده که انسان را از ارتکاب گناهان جنسی و تمایلات نامشروع بازدارد، اما این به معنای درخواست نابودی یا حذف کامل قوّه شهوت نیست، بلکه دعایی برای هدایت و کنترل این میل طبیعی در مسیر حلال و مشروع است. برای نمونه، در دعایی امام سجاد علیه‌السلام آمده است:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْسِرْ شَهْوَتِی عَنْ کُلِّ مَحْرَمٍ، وَ ازْوِ حِرْصِی عَنْ کُلِّ مَأْثَمٍ؛(1)

بارالها، بر محمد و آلش درود فرست و شهوتم را از هر حرامی درهم شکن و میل شدیدم را از هر گناهی دور گردان

این فراز نشان می‌دهد که هدف دعا، تعدیل و کنترل شهوت در برابر حرام است، نه از بین بردن اصل آن. درواقع، قوّه شهوت بخشی از فطرت انسانی است و در جای خود، ابزار رشد، ازدواج و تداوم نسل بشر محسوب می‌شود؛ آنچه ناپسند است، خروج این میل از چارچوب شرع و اخلاق است.

ب: بی‌اعتبار بودن دعاها و روش‌های بی‌سند

در فضای مجازی و برخی سایت‌ها، راهکارهایی برای کنترل شهوت مطرح شده است که پس از بررسی، مشخص شده که این راهکارها هیچ سند معتبر دینی ندارند و از اعتبار علمی و دینی برخوردار نیستند. برخی از این راهکارها به نقل از آیات قرآن یا روایات ذکر شده‌اند، اما هیچ مؤید مستندی از منابع معتبر برای آن‌ها وجود ندارد.

به‌طور خاص، در برخی منابع آمده است که با خواندن آیه 23 سوره نسا و سپس زمزمه کردن نام شخصی که قصد دارید شهوت او را ببندید، این مشکل برطرف می‌شود. برای این توصیه‌ هیچ مستند دینی معتبری یافت نشد.

همچنین، سوره مسد (تبت) نیز برای بستن شهوت مردان زناکار ذکر شده است که هیچ‌گونه سند و دلیلی برای تأثیر خاص آن در این زمینه در منابع معتبر دینی وجود ندارد. این ادعاهای بدون پشتوانه علمی تنها به تبلیغ برخی افراد یا گروه‌ها مربوط می‌شود که ممکن است با هدف کسب منافع شخصی مطرح شوند.

برخی دیگر از دعاها برای کنترل شهوت یا جلوگیری از خیانت نیز همچون «دعا برای قفل مرد» یا دعاهایی برای پاک‌سازی چشم از گناه، نیز در منابع دینی ذکر نشده‌اند و نمی‌توان به آن‌ها استناد کرد.

به‌طورکلی، باید توجه داشت که در دین اسلام، کنترل شهوت از طریق رعایت تقوی، انجام عبادات، ازدواج، پرهیز از نگاه حرام و تقویت روحیه عفت و پاکدامنی تأکید شده است و راهکارهایی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می‌شود، بدون داشتن سند معتبر، قابل‌اعتماد نیستند.

اگر کسی تمایل دارد از دعا برای کنترل شهوت یا هر نوع نیاز دیگری استفاده کند، بهتر است از دعاهای عمومی که برای برآورده شدن حاجات مختلف توصیه شده‌اند استفاده کند. این دعاها در منابع معتبر آمده‌اند و به‌طورکلی برای برآوردن نیازهای روحی و دنیوی مفید هستند.

ج: ازدواج؛ راهکار اصلی در مدیریت شهوت

در آموزه‌های اسلامی، نخستین و اصلی‌ترین راهکار برای کنترل و سامان‌دهی قوّه شهوت، ازدواج است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله با بیانی روشن، جوانان را به این امر توصیه کرده و فرموده‌اند:

«یَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْکُمُ الْبَاهَ فَلْیَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْج‏؛(2)

ای جوانان، هر یک از شما که توانایی ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا بهترین وسیله است که چشم را از نگاه‌های آلوده و عورت را از بی‌عفّتی محافظت می‌کند

این حدیث گویای آن است که اسلام به‌جای سرکوب قوای طبیعی انسان، راه درست و مشروع بهره‌برداری از آن را پیشنهاد می‌دهد.

در کنار توصیه‌ی مؤکد اسلام به ازدواج به‌عنوان راه‌حل اصلی مدیریت شهوت، برای کسانی که به هر دلیل امکان ازدواج ندارند، نیز راهکار مشخصی ارائه شده است. قرآن کریم در آیه‌ی 33 سوره نور دستور می‌دهد:

«وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛

کسانی که قدرت و شرایط ازدواج ندارند، باید عفت و خویشتن‌داری پیشه کنند

در ادامه آیه نیز آمده است: «تا آنکه خداوند آنان را از فضل خویش بی‌نیاز گرداند». این توصیه قرآنی بیانگر آن است که خویشتن‌داری در برابر غریزه، نه‌تنها ممکن، بلکه مطلوب و مورد رضایت الهی است. در چنین شرایطی، فرد مؤمن باید با توکل به خدا، تقویت ایمان، مراقبت بر نگاه و پرهیز از زمینه‌های تحریک، عفاف را پیشه کرده و یقین داشته باشد که پاداش این صبر، مدد الهی و گشایش در امور خواهد بود.

البته باید پذیرفت که کنترل شهوت، به‌ویژه در دوره‌هایی که زمینه‌های تحریک و فساد گسترده شده، کار آسانی نیست و گاه نیازمند مبارزه‌ای جدی با نفس و امیال درونی است. در این زمینه، روایتی کوتاه اما پرمغز از امام علی علیه‌السلام وجود دارد که می‌فرماید:

«قَاوِمِ الشَّهْوَهَ بِالْقَمْعِ لَهَا تَظْفَر؛(3)

در برابر شهوت و امیال نفسانی، به‌قصد سرکوبی و قلع و قمع آن مقاومت کن تا پیروز شوی

این روایت نشان می‌دهد که پیروزی بر شهوت و هواهای نفسانی تنها با تمرین، صبر و پایداری ممکن است. هرچه انسان بیشتر در برابر تمایلات ناپسند ایستادگی کند، قوای نفس کنترل‌شده‌تر و تمایلات انحرافی تضعیف می‌شود.

البته، باید توجه داشت که اسلام تنها به توصیه‌های کلی بسنده نکرده، بلکه برای کنترل شهوت راهکارهایی عملی، قابل‌اجرا و مؤثر ارائه داده است. در صورت عمل به این راهکارها، می‌توان میل جنسی را در مسیر صحیح کنترل و مدیریت کرد.

 در ادامه، به برخی از مهم‌ترین این راه‌حل‌ها اشاره خواهد شد.

د: سایر راه‌حل‌های کمک به کنترل شهوت

در ادامه به برخی دیگر از راهکارهای کنترل شهوت اشاره خواهد شد.

1. ذکر خدا

نخستین و مهم‌ترین راهکار در کنترل شهوت، ذِکر خداوند و یاد مداوم اوست. یاد خدا، دل را آرام و نفس را مهار می‌کند و انسان را از غفلت که زمینه‌ساز گناه است، بازمی‌دارد. قرآن کریم در آیه 28 سوره رعد می‌فرماید:

«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛

آگاه باشید که با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد

این آرامش درونی، قدرت تصمیم‌گیری را تقویت کرده و انسان را از اسارت امیال شهوانی دور می‌سازد. یکی از مهم‌ترین مصادیق ذکر الهی که نقش بسیار مؤثری در کنترل شهوت دارد، نماز است. خود قرآن کریم در آیه 14 سوره طه صراحتاً به این حقیقت اشاره می‌کند:

«أَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی؛

نماز را برای یاد من به‌پا دار

این آیه نشان می‌دهد که نماز، از بهترین شکل‌های یاد خداوند است و همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، یاد خدا قلب را آرام و انسان را از انحراف بازمی‌دارد. علاوه بر این، خداوند در آیه‌ای 45 سوره‌ی عنکبوت درباره نقش نماز در مهار قوای شهوانی می‌فرماید:

«أَقِمِ الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ؛

نماز را برپا دار، یقیناً نماز انسان را از فحشا و منکر بازمی‌دارد

در همین راستا، روایت زیبایی نیز آمده است که نقش نماز شب را در غلبه بر شهوت برجسته می‌سازد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

«إِذَا غَلَبَتْ عَلَیْکَ الشَّهْوَهُ فَاغْلِبْهَا بِالاخْتِصَارِ؛(4)

هرگاه شهوت بر تو غالب شد، با اختصار آن را مغلوب کن

مفسران این حدیث، «اختصار» را به نماز شب تفسیر کرده‌اند و گفته‌اند که استمرار بر نماز شب و تهجّد، باعث می‌شود تمایلات نفسانی کاهش یافته و روح انسان بر بدن و امیال آن غلبه پیدا کند.(5)

بنابراین، نماز ـ به‌ویژه با حضور قلب و در دل شب ـ همچون سپری محکم در برابر وسوسه‌های شهوانی عمل می‌کند و یکی از مؤثرترین ابزارهای سلوک اخلاقی و معنوی در اسلام به شمار می‌رود.

همچنین، سایر اعمالی که انسان را به خداوند نزدیک می‌سازد، مانند قرائت قرآن، توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام و خواندن دعاهای مأثور نیز نقش مؤثری در کنترل شهوت و تقویت نیروی خویشتن‌داری دارند. این اعمال معنوی با زنده نگه‌داشتن یاد خدا در دل انسان، محیط ذهنی و روحی فرد را از آلودگی‌ها دور می‌سازد و نوعی قدرت بازدارندگی ایجاد می‌کند.

2. کنترل فکر

یکی دیگر از راه‌های مؤثر در کنترل شهوت، کنترل فکر است. همان‌طور که در روایت‌ها آمده، گاهی افکار و تخیلات می‌توانند زمینه‌ساز گناه و انحرافات جنسی شوند. امام صادق علیه‌السلام در حدیثی به نقل از حضرت عیسی علیه‌السلام می‌فرمایند:

«إِنَّ مُوسَى نَبِیَّ اللَّهِ علیه‌السلام أَمَرَکُمْ أَنْ لَا تَزْنُوا وَ أَنَا آمُرُکُمْ أَنْ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَکُمْ بِالزِّنَا فَضْلًا عَنْ أَنْ تَزْنُوا فَإِنَّ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالزِّنَا کَانَ کَمَنْ أَوْقَدَ فِی بَیْتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفْسَدَ التَّزَاوِیقَ الدُّخَانُ وَ إِنْ لَمْ یَحْتَرِقِ الْبَیْت‏؛(6)

موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور می‌دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این‌که زنا کنید؛ زیراکسی که خیال زنا کند، مانند کسی است که در خانه‌ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمی‌سوزاند، ولی زینت و صفای آن را مکدر و فاسد می‌کند

این حدیث تأکید دارد بر این‌که حتی اندیشیدن به گناه، در درازمدت می‌تواند تأثیر منفی بر روح و ذهن انسان بگذارد، همچنان که دود آتش می‌تواند فضای خانه را آلوده کند، بدون آنکه خانه را بسوزاند؛ بنابراین، در مرحله اول، باید به کنترل و تصفیه افکار پرداخت.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرمایند:

«من کثر فکره فى المعاصى دعته الیها؛(7)

کسی که درباره گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن کشیده خواهد شد

این سخن هشدار می‌دهد که اندیشیدن مکرر درباره گناه، به‌ویژه در موضوعات جنسی، نهایتاً می‌تواند فرد را به سمت ارتکاب آن گناه سوق دهد. پس یکی از مؤثرترین راه‌ها برای کنترل شهوت، جلوگیری از ورود و تفکر در افکار شهوانی و وسوسه‌های نفس است.

3. کنترل چشم و گوش

یکی از راه‌های مهم در کنترل شهوت، کنترل چشم و گوش است. در قرآن کریم، به مسلمانان دستور داده شده است که از نگاه‌های حرام و تحریک‌آمیز دوری کنند:

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ؛(8)

به مردان مؤمن بگو که نگاه‌های خود را فروبگذارند و فرج‌های خود را حفظ کنند...»

 همچنین در آیه بعدی برای زنان مؤمن نیز همین دستور آمده است:

«و به زنان مؤمن بگو که چشم‌های خود را فروگیرند و فرج‌های خود را حفظ کنند.»(9)

این آیات نشان می‌دهد که یکی از راه‌های جلوگیری از گناه و حفظ عفاف، پرهیز از نگاه‌های تحریک‌آمیز است. کنترل نگاه یکی از اصلی‌ترین راه‌های مبارزه با شهوت است.

در کنار چشم، کنترل گوش نیز اهمیت زیادی دارد. در این راستا، گوش دادن به موسیقی‌های تحریک‌آمیز و مبتذل نیز باید از آن اجتناب کرد، چراکه این صداها و آهنگ‌ها می‌توانند انگیزه‌های جنسی را تقویت کنند و به تضعیف اراده و شهوات منجر شوند.

4. توجه به پاداش عفت ورزی

یکی از راه‌های مؤثر برای کنترل شهوت، توجه به پاداش‌های اخروی است. یکی از بزرگ‌ترین انگیزه‌ها برای پرهیز از گناهان، به‌ویژه گناهان جنسی، درک پاداش‌های عظیم الهی است که در دنیا و آخرت به کسانی که نفس خود را از خواهش‌ها و شهوات آلوده نگه می‌دارند، داده می‌شود.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند:

«مَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّهِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات‏؛(10)

کسی که به بهشت علاقه دارد، خواهش‌های نفس و شهوات را فراموش کند

این فرمایش امام علی علیه‌السلام به ما یادآوری می‌کند که یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های ترک شهوات دنیوی، توجه به پاداش‌های اخروی است. اگر انسان بخواهد به سعادت ابدی دست یابد و در بهشت جایگاه عالی داشته باشد، باید از پیروی از تمایلات نفسانی خودداری کند و در مسیر تقوی و پاکدامنی قدم بردارد.

5. کم خوردن و روزه گرفتن

یکی دیگر از راهکارهای مؤثر برای کنترل شهوت، کم خوردن و روزه گرفتن است. در روایت‌ها آمده است که پرخوری می‌تواند سبب طغیان و تسلط بر انسان شود. امام محمدباقر علیه‌السلام در این زمینه فرموده‌اند:

«هرگاه شکم پر شود، طغیان می‌کند.»(11)

این روایت نشان می‌دهد که سیری بیش‌ازحد می‌تواند کنترل انسان را از دستش بیرون ببرد و زمینه‌ساز پرورش امیال نفسانی و شهوت گردد؛ بنابراین، کم خوردن و در حد نیاز بدن، غذا مصرف کردن، به انسان کمک می‌کند تا بر شهوت و تمایلات خود مسلط شود.

یکی از مؤثرترین روش‌ها برای این کنترل، روزه گرفتن است. روزه، نه‌تنها برای تطهیر روح و بدن، بلکه برای کنترل شهوت و طغیان‌های نفسانی نیز بسیار مفید است. پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله در حدیثی خطاب به جوانان می‌فرمایند:

«یَا مَعْشَرَ الشُّبَّانِ عَلَیْکُمْ بِالْبَاءَهِ فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَعَلَیْهِ بِالصَّوْمِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ؛(12)

ای گروه جوانان! هر کس توانایی ازدواج دارد، باید ازدواج کند و هر کس ندارد، باید روزه بگیرد؛ زیرا روزه شهوت را می‌شکند

این حدیث نشان می‌دهد که روزه‌داری به‌ویژه برای کسانی که به دلیل شرایط خاص نمی‌توانند ازدواج کنند، به‌عنوان راهی برای حفظ عفاف و کنترل امیال جنسی توصیه شده است.

6. استفاده از برخی خوراکی‌ها

یکی دیگر از روش‌های کنترل شهوت، استفاده از برخی خوراکی‌ها است که در متون دینی به آن اشاره شده است. در برخی روایات آمده که مصرف برخی غذاها می‌تواند در کاهش و کنترل شهوت مؤثر باشد.

برای مثال، دریکی از روایات آمده است:

«الِاصْطِبَاغُ بِالْخَلِّ یَقْطَعُ شَهْوَهَ الزِّنَا.(13)

خوردن سرکه، شهوت زنا را قطع می‌کند

این حدیث اشاره دارد به این‌که برخی مواد غذایی مانند سرکه می‌توانند تأثیراتی در کاهش تمایلات جنسی و تقویت کنترل بر نفس داشته باشند. این نوع توصیه‌ها نشان می‌دهد که علاوه بر راهکارهای معنوی و رفتاری، تغذیه نیز نقش مهمی در مهار و کنترل شهوت ایفا می‌کند.

 

نتیجه‌گیری

بررسی آموزه‌های اسلامی نشان می‌دهد که اسلام نه‌تنها شهوت را به‌عنوان نیرویی طبیعی و فطری نفی نمی‌کند، بلکه بر ضرورت کنترل، تعدیل و هدایت آن در مسیر درست تأکید دارد. برخلاف برخی باورهای رایج، هیچ دعای خاص و مستقلی برای رفع یا نابودی کامل شهوت در متون معتبر دینی وجود ندارد؛ بلکه توصیه‌ها بر تقوا، خویشتن‌داری، ازدواج، روزه، ذکر خدا و مراقبت از افکار و نگاه‌ها متمرکز است. همچنین، بسیاری از دعاها و دستورالعمل‌هایی که در فضای مجازی تحت عنوان دعاهای بستن شهوت یا کنترل جنسی منتشر می‌شوند، فاقد سند معتبر بوده و نباید مورد اعتماد قرار گیرند. به‌جای این قبیل راهکارهای بی‌پایه، بازگشت به متون اصیل اسلامی و عمل به توصیه‌های اخلاقی و معنوی می‌تواند راهی مطمئن برای کنترل این غریزه باشد. درنهایت، آنچه در این مسیر بیش از هر چیز مؤثر است، اراده‌ی جدی، توکل به خداوند و تمرین مستمر برای خودسازی است.

پی‌نوشت‌ها:

1. على بن الحسین، امام چهارم علیه‌السلام‏، الصحیفه السجادیه، محقق/مصحح: ندارد، قم: دفتر نشر الهادى‏، 1376 ش‏، ص 168، ح 39.

2. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق/مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 197.

3. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، محقق/مصحح: رجائى، سید مهدى‏، قم: دار الکتاب الإسلامی‏، 1410 ق‏، ص 502، ح 90.

4. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، محقق/مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ق، ص 137، ح 3118.

5. آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین‏، شرح آقا جمال خوانسارى بر غررالحکم و درر الکلم، محقق/مصحح: حسینى ارموى محدث، جلال‌الدین، تهران: دانشگاه تهران‏، 1366 ش‏، ج‏3، ص 187.

6. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏5، ص 542، ح 7.

7. آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین‏، شرح آقا جمال خوانسارى بر غررالحکم و درر الکلم، محقق/مصحح: حسینى ارموى محدث، جلال‌الدین، تهران: دانشگاه تهران‏، 1366 ش‏، ج‏5، ص 321، ح 8561.

8. سوره‌ی نور آیه 30.

9. سوره‌ی نور آیه 31.

10. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق/مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 473.

11. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 270، ح 10.

12. ابن أبی جمهور، محمد بن زین‌الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، محقق/مصحح: عراقى، مجتبى‏، قم: دار سید الشهداء للنشر، 1405 ق‏، ج‏1، ص 257، ح 27.

13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 330، ح 10.     

در روایات عواملی برای سختی فشار قبر بیان شده که در مقابل نیز راهکارهایی برای رهایی و یا کاستن از شدت آن در اختیار مؤمنان قرار گرفته است.

پرسش:
مطابق احادیث، برخی از عوامل هستند که سبب فشار قبر می‌شوند، حالا در مقابل چه‌کار کنیم که فشار قبر نکشیم؛ یعنی برای رهایی از فشار قبر و آرامش در قبر چه‌ کارهایی را باید انجام بدهیم؟
 

پاسخ:
قرار گرفتن انسان در قبر درواقع شروعی برای عالم برزخ خواهد بود که مرحله‌ای میان عالم دنیا و آخرت محسوب می‌شود. آیات و روایات، ویژگی‌های فراوانی برای آن بیان کرده‌اند از جمله عناوینی همچون فشار قبر و یا سؤال و جواب در این مرحله که حس ترس و نگرانی برای مردم حتی مؤمنان ایجاد می‌شود. در روایات عواملی برای سختی فشار قبر بیان شده که در مقابل نیز راهکارهایی برای رهایی و یا کاستن از شدت آن در اختیار مؤمنان قرار گرفته است.
 در ادامه برخی از موارد کاهش‌دهنده و از‌بین‌برنده فشار قبر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

برخی از عوامل کاهش‌ فشار قبر و رهایی از آن

الف. عواملی که خود شخص در آن دخیل است:
برخی از این موارد توسط خود فرد قابل انجام است و در زمان حیات باید بر آن‌ها مراقبت شود و برخی می‌تواند توسط دیگران و پس از دفن فرد صورت گیرد و از سختی و شدت فشار قبر بکاهد. عواملی همانند:
1. خواندن نماز شب؛
 امام رضا علیه‌السلام در بیانی که به شمردن برکات نماز شب اختصاص داده‌اند، چنین می‌فرمایند:
«عَـلَیْکُمْ بِصَـلاهِ اللَّیْلِ فَما مِنْ عَـبْدٍ یَقُومُ آخِرَ اللَّیْلِ فَیُصَـلِّى ثَمانَ رَکَعاتٍ وَ رَکْعَـتَىِ الشَّفْـعِ وَ رَکْعَهَ الْـوَتْرِ وَاسْتَغْـفَرَ اللّهَ فـى قُنُوتِهِ سَبْـعینَ مَرَّهً اِلاّ، اُجیرُ مِنْ عَـذابِ الْقَـبْرِ؛ (6)
بر شما باد به نماز شب، هیچ بنده‌ای نیست که آخر شب بیدار شود و هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک‌ رکعت نماز وتر بخواند و در قنوت آن هفتاد بار استغفار کند مگر اینکه خداوند او را از عذاب قبر رهایی بخشد... .»
2. تکرار حج؛
 یکی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام از ایشان درباره شخصی که چهار بار به حج رفته سؤال پرسیدند که حضرت در پاسخ فرمودند:
«وَ مَنْ حَجَّ أَرْبَعَ حِجَجٍ لَمْ تُصِبْهُ ضَغْطَهُ الْقَبْرِ أَبَدا؛ (7)
کسی که چهار بار حج بجای آورد هرگز فشار قبر نبیند.»
3. روزه گرفتن؛
روزه گرفتن در برخی ایام خاص مانند ماه رجب که در روایات چنین توصیف شده است:
«مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ أَرْبَعَهَ أَیَّامٍ عُوفِیَ مِنَ الْبَلَایَا کُلِّهَا مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ فِتْنَهِ الدَّجَّالِ وَ أُجِیرَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْر... .؛ (8)
کسی که چهار روز از ماه رجب را روزه بدارد از بلاهایی چون جنون، جذام، پیسی و فتنه دجال در عافیت بوده و نیز از عذاب قبر در امان است.»
4. کامل کردن رکوع؛
 اعمالى چون به‌جا آوردن رکوعى تام و کامل در نماز می‌تواند از عذاب قبر جلوگیری کند و امام باقر علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرمایند:
«مَنْ أَتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ یَدْخُلْهُ وَحْشَهُ الْقَبْر؛ (9)
کسی که رکوع نمازش را کامل انجام دهد، وحشت و عذاب قبر بر او وارد نمی‌شود.»
5. خواندن برخی  از سور؛
خواندن بعضی سوره‌های قرآن مانند تکاثر، (11) نساء در روز جمعه (12) و سوره‌های زخرف (13) در کاهش و از بین بردن عذاب قبر مؤثر دانسته شده‌اند.

ب. عواملی که خود فرد در آن دخیل نیست:
برخی از موارد در روایات برای کاهش و یا حذف فشار قبر بیان شده که خود فرد در آن دخالتی ندارد و به‌نوعی در اختیار او نیست، بلکه از اسباب بیرونی ایجاد شده، اما منفعت آن برای میت خواهد بود. در ادامه برخی از آن‌ها بیان می‌شود:
1. اینکه مرگ انسان در روز جمعه باشد؛
 امام صادق علیه‌السلام در فضیلت روز جمعه چنین می‌فرمایند:
«مَنْ مَاتَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَهً مِنْ ضَغْطَهِ الْقَبْرِ؛ (14)
کسی که در روز جمعه بمیرد خداوند دوری از عذاب قبر را برایش می‌نویسد.»
این مورد از مواردی است که خود فرد در آن دخیل نیست و درواقع عنایتی از سوی خداوند است که برخی از بندگانش را به این واسطه از عذاب قبر رهایی می‌بخشد. در برخی روایات، این زمان از ظهر روز پنجشنبه تا روز جمعه دانسته شده که زمان این رحمت گسترش یافته است. (15)
2. پرداخت صدقه و خواندن نماز وحشت؛
 در روایتی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین آمده است:
«لَا یأْتِی عَلَی الْمَیتِ سَاعَهٌ أَشَدُّ مِنْ أَوَّلِ لَیلَهٍ فَارْحَمُوا مَوْتَاکُمْ بِالصَّدَقَهِ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَلْیصَلِّ أَحَدُکُمْ رَکْعَتَینِ یقْرَأُ فِی الْأُولَی بِفَاتِحَهِ الْکِتَابِ مَرَّهً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مَرَّتَینِ وَ فِی الثَّانِیهِ فَاتِحَهَ الْکِتَابِ مَرَّهً ...؛ (10)
بر میّت ساعتی سخت‌تر از شب اول قبر نمی‌گذرد، پس رحم نمایید مردگان خود را به صدقه و اگر نیافتی چیزی که صدقه بدهی، پس هرکدام از شما دو رکعت نماز بخواند و در رکعت اول سوره حمد یک‌مرتبه و سوره توحید دومرتبه و در رکعت دوم سوره حمد ... .»
3. نهادن دو چوب تر در کنار میت هنگام دفن؛
 این مورد سبب تأخیر در عذاب قبر خواهد شد و این امید وجود دارد که کارهای خیر و حلالیت‌های که در این مدت به پرونده فرد فوت شده، افزوده می‌شود، فشار قبر او را کاهش و یا از بین ببرد. (16)
4. کارهای نیک فرزند پس از مرگ والدین؛
 در حدیثی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله جریانی را درباره حضرت عیسی علیه‌السلام نقل می‌کنند:
«مَرَّ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ علیه‌السلام بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَا یُعَذَّبُ فَقَالَ یَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَکَانَ یُعَذَّبُ وَ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقاً وَ آوَى یَتِیماً فَلِهَذَا غَفَرْتُ لَهُ بِمَا فَعَلَ ابْنُه؛‏ (17)
عیسى بن مریم علیه‌السّلام از کنار قبرى مى‌گذشت که صاحب آن قبر عذاب مى‌شد. آن حضرت در سال آینده نیز ازآنجا گذشت امّا صاحب قبر عذاب نمى‌شد. عرضه داشت: پروردگارا! من پارسال از کنار این قبر گذشتم درحالی‌که صاحب آن، عذاب مى‌شد؛ ولى چرا امسال که از کنار این قبر گذشتم صاحب آن عذاب نمى‌شود؟! خداوند به او وحى نمود: فرزند صالح او به سنّ‌ بلوغ رسید و جاده‌اى را تعمیر کرد و یتیمى را پناه داد؛ ازاین‌رو به خاطر عملى که فرزندش انجام داد، این میّت آمرزیده شد.»
این روایت نشان می‌دهد اعمال صالح دیگران به‌خصوص فرزندان فرد فوت شده می‌تواند در کاهش و یا برداشته شدن عذاب او در قبر تأثیرگذار باشد.

نتیجه
در روایات به برخی از امور برای کاهش و یا از بین رفتن کامل عذاب قبر می‌انجامد توجه داده شده است. برخی از این اعمال، توسط خود فرد صورت گرفته مانند نماز شب، تکرار حج، روزه گرفتن در بعضی از ایام و مناسبت‌های خاص، انجام رکوع کامل و خواندن برخی از سوره‌های قرآن. برخی دیگر از کارهایی که به‌صورت غیرارادی مؤثر هستند مانند فوت در شب جمعه و یا توسط دیگران برای میت انجام می‌شود که به صدقه، نماز وحشت، قرار دادن دو چوب در کنار میت و انجام کارهای خیر فرزندان برای او می‌توان اشاره کرد.
برای آگاهی بیشتر می‌توان به کتاب «منازل الاخره» شیخ عباس قمی مراجعه نمود.

پی‌نوشت‌ها
1. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 87، ص 161.
2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ دوم، 1413 ق، ج 2، ص 217.
3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الاعمال، قم: دارالشریف الرضی، دوم، 1406 ق، ص 54.
4. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج ۶، 244.
5. ابن طاووس، رضی الدین علی، فلاح السائل و نجاح المسائل‏، قم: بوستان کتاب‏، چاپ اول، 1406 ق‏، ج 1، ص 86
6. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 89، ص 336.
7. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 89، ص 273.
8. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 89، ص 279.
9. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن‏، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1371 ق‏، ج 1، ص 58.
10. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ دوم، 1413 ق، ج 1، ص 138.
11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ۳، ص 152.
12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ۶، ص ۳.
 

تحلیل ثواب و پاداش های شگفت انگیز برای برخی اعمال
وجود ثواب‌های عظیم برای برخی اعمال قابل‌انکار نیست. به دلیل این‌که معیارهای خداوند برای پاداش، با معیارهای دنیایی ما یکی نیست.

پرسش:

در برخی از روایات برای برخی از اعمال، ثواب‌های عجیبی ذکر شده است مثلاً امام جواد علیه‌السلام فرمود: هر کس بعد از عصر، ده مرتبه سوره مبارکه قدر را بخواند همانند پاداش اعمال همه خلایق به او عطا می‌شود. این‌گونه احادیث را چگونه می‌شد تحلیل کرد چون واقعاً قابل‌درک نیستند؟

پاسخ:

در گستره‌ی وسیع آموزه‌های دینی، با روایاتی مواجه می‌شویم که در ظاهر، حاوی ثواب‌ها و پاداش‌هایی بزرگ و گاه شگفت‌انگیز برای انجام اعمالی خاص هستند. این نوع روایات، از دیرباز مورد توجه عموم مردم و علما بوده است. این نوشتار به تحلیل و فهم برخی از روایات موردبحث می‌پردازد. بررسی این روایات، فرصتی برای تعمق بیشتر در مفاهیم عمیق دینی و درک بهتر حکمت الهی فراهم می‌آورد.

 در ادامه به بررسی و تحلیل احادیثی که ثواب‌های فوق‌العاده و گاه غیرقابل‌تصور برای اعمالی ساده مثل خواندن چند آیه یا ذکر بیان می‌کنند، پرداخته می‌شود.

1. بررسی سند و راویان

در بررسی روایات مربوط به اعمال و ثواب‌های ذکرشده در آن‌ها اولین قدم، مورد توجه قرار دادن سند روایت است. باید مطمئن شد که روایت ازنظر صدوری، معتبر و قابل‌اعتماد است.

شیخ طوسی این روایت را بدون ذکر سند از امام جواد علیه‌السلام نقل فرمودند:

 «مَنْ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ بَعْدَ الْعَصْرِ عَشْرَ مَرَّاتٍ مَرَّتْ لَهُ عَلَى مِثْلِ أَعْمَالِ‏ الْخَلَائِقِ‏ یَوْمَ الْقِیَامَهِ؛ (1) هر کس بعد از عصر، ده مرتبه سوره قدر را بخواند در روز قیامت همانند پاداش اعمال همه خلایق به او عطا می‌شود

 همچنین این روایت را سید بن طاووس با سند ضعیف نقل کرده‌اند؛ (2) در نقل ایشان کلمه «یوم القیامه» وجود ندارد.

 

2. جایگاه تقوا در پذیرش اعمال

به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین قسمت‌های پاسخ این سؤال می‌گوییم که اعمال مستحبی، در صورتی قبول شده و دارای ثواب‌های بسیار می‌گردد که شرط بسیار مهم و حیاتی «تقوای» الهی در آن رعایت شده باشد. تقوای الهی جزء شروط قبولی تمامی اعمال عبادی است و انجام همه واجبات شرعی ازجمله حج و جهاد از ارکان تقوای الهی است.

قرآن کریم، پذیرش اعمال را به وجود تقوا مشروط می‌کند:

 «انَّما یتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقین؛ (3) همانا خداوند [اعمال صالح را] تنها از باتقوایان می‌پذیرد؛»

 پس اگر کسی درحالی‌که تکلیف شرعی او حج یا جهاد است، به‌جای آن‌ها مشغول اعمال مستحبی مثل زیارت بشود، نه‌تنها ثوابی به دست نمی‌آورد، بلکه به دلیل ترک واجب و بی‌تقوایی در دادگاه قیامت مورد سؤال و مواخذه الهی واقع می‌گردد. پس قبول اعمال و هر نوع مناسک عبادی، منوط و مشروط به رعایت تقوا شده است؛ ترک واجبات به بهانه ثواب مستحبات، خلاف تقوا و نوعی بی‌عملی و امری عبث است. امام علی علیه‌السلام فرمودند: «لَا قُرْبَهَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ‏ بِالْفَرَائِض‏؛ (4) مستحبات تقرّبى ندارد (و به خدا نزدیک نکند) اگر به واجبات زیان زند

 یا در فرمایش دیگر فرمودند:

 «إِذَا أَضَرَّتِ‏ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا؛ (5) هنگامی‌که مستحبات به واجبات زیان رساند آن‌ها را ترک گویید

 

3. ثواب‌های الهی تابع معیارهای مادی ما نیستند

در نظام فکری اسلامی، خداوند حکیم است و معیارهای او برای پاداش، با معیارهای دنیایی ما یکی نیست. همان‌گونه که در شب قدر، عبادت یک‌شب معادل هزار ماه شمرده شده است:

 «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛» (6)

 خداوند می‌تواند به یک عمل کوچک، پاداش بسیار بزرگی بدهد؛ مانند ثواب جواب سلام، از امام على علیه‌السلام نقل شده است:

 «السَّلَامُ سَبْعُونَ حَسَنَهً تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِی وَ وَاحِدَهٌ لِلرَّاد؛ (7) سلام، هفتاد ثواب دارد که شصت‌ونه تاى آن براى سلام کننده است و یکى براى جواب دهنده

گاهی بزرگی پاداش به دلیل عظمت نیت، فرصت خاص زمانی (مثل بعد از عصر یا شب قدر)، یا جایگاه سوره مثل سوره قدر است. این پاداش‌ها بر اساس رحمت و فضل الهی و درجات قرب به خداوند تعیین می‌شوند و محدودیت‌های دنیوی را ندارند. باید توجه داشت کیفیت اعمال سبب ثواب عظیم می‌شود نه کمیت اعمال، همان‌گونه که در مقابل برخی از محرمات یا مکروهات از جهت کمیت، اندک می‌باشند؛ اما از جهت کیفیت عواقب زیادی دارند، مثلاً کفر یک‌لحظه که سبب خلود در جهنم می‌شود «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُون‌؛ (8) و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل دوزخ‌اند و همیشه در آن خواهند بود

 

4. تشویق و تربیت عملی انسان‌ها

بسیاری از این احادیث را می‌توان در قالب ادبیات تربیتی و انگیزشی تحلیل کرد. گاهی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله یا ائمه علیهم‌السلام برای تشویق مردم به انجام عبادت‌هایی که ظاهراً ساده‌اند؛ اما آثار روحی و اجتماعی عمیقی دارند، ازاین‌گونه تعابیر استفاده می‌کردند. مثلاً خواندن سوره قدر ده مرتبه ممکن است در ظاهر ساده باشد؛ اما تأثیر معنوی فوق‌العاده‌ای دارد؛ بنابراین چنین روایاتی معمولاً در دسته تربیتی یا تشویقی قرار می‌گیرند؛ یعنی برای تشویق مؤمنان به یاد خدا یا تکرار سوره‌ای با محتوای عظیم (سوره قدر)، ثواب بسیار آورده‌اند. این پاداش‌ها درواقع هدفی برای تشویق و ترغیب انسان به‌سوی کمال و نزدیکی به خداوند هستند.

نتیجه‌‌گیری:

روشن است با فرض ترک واجبات یا نعوذبالله ارتکاب محرمات، هیچ عمل مستحبی و لو دارای ثواب زیادی هم باشد، نمی‌تواند خسران ترک آن واجب یا ارتکاب آن حرام را جبران کند.

 روایاتی با ثواب‌های عظیم برای اعمالی کوچک می‌تواند:

 الف. کیفیت اعمال سبب ثواب عظیم می‌شود نه کمیت اعمال، همان‌گونه که در مقابل برخی از محرمات یا مکروهات از جهت کمیت، اندک می‌باشند؛ اما از جهت کیفیت عواقب زیادی دارند

 ب. بیان تشویقی و تربیتی برای ترغیب به عبادت باشد.

 ج. گاهی بزرگی پاداش به دلیل عظمت نیت، فرصت خاص زمانی (مثل بعد از عصر یا شب قدر)، یا جایگاه سوره باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج‏1، ص 73، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، چاپ اول، 1411 ق.

2. ابن طاووس، على بن موسى، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص 199، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، 1406 ق.

3. سوره مائده، آیه 27.

4. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، حکمت 39، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.

5. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، حکمت 279، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.

6. سوره قدر، آیه 3.

7. طبرسى، على بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، ص 197، المکتبه الحیدریه، نجف، چاپ دوم، 1385 ق.

8. سوره بقره، آیه ۳۹.

زمان های مناسب سفر
بر اساس روایات روزهایی مانند شنبه،سه‌شنبه و پنج‌شنبه بهترین زمان‌ها برای شروع سفر محسوب می‌شوند وبرخی روزها مانند صبح جمعه،دوشنبه وچهارشنبه مکروه شمرده شده‌اند.

پرسش:

چه زمان‌هایی برای مسافرت مناسب است و کدام زمان‌ها باید از آن اجتناب کرد؟

پاسخ:

یکی از مسائل مهم و تأثیرگذار در سفر، انتخاب زمان مناسب برای آغاز آن است که می‌تواند نقش به‌سزایی در کیفیت، امنیت و برکت سفر ایفا کند. در آموزه‌های دینی و احادیث معصومان علیهم‌السلام، به اهمیت زمان‌بندی سفر توجه ویژه‌ای شده و روزها و ایامی خاص برای سفر توصیه یا منع شده‌اند. در ادامه، با استناد به منابع روایی، به بررسی زمان‌های مناسب و نامناسب برای مسافرت در طول هفته و ماه قمری پرداخته شده تا افراد بتوانند با آگاهی کامل، برنامه‌ریزی بهتری برای سفرهای خود داشته باشند.

الف: بررسی روزهای هفته از منظر روایات سفر

در روایات اسلامی، برای برخی ایام هفته بر پرهیز از سفر یا بالعکس، بر برکت‌داشتن آن تأکید کرده‌اند. در این بخش، دیدگاه روایات درباره مناسب یا نامناسب بودن روزهای هفته برای آغاز سفر بررسی می‌شود؛ ابتدا با روز جمعه آغاز می‌کنیم که موقعیتی ویژه در فرهنگ اسلامی دارد:

1. جمعه

از نگاه روایات، سفر در صبح روز جمعه نامناسب دانسته شده است. علت این کراهت، آن است که شخص مسافر از برکات فریضه مهم عبادی و سیاسی نماز جمعه بی‌بهره می‌ماند. امام صادق علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند:

«یُکْرَهُ السَّفَرُ وَ السَّعْیُ فِی الْحَوَائِجِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ بُکْرَهً مِنْ أَجْلِ الصَّلَاهِ فَأَمَّا بَعْدَ الصَّلَاهِ فَجَائِزٌ یُتَبَرَّکُ بِهِ؛ (1)

مکروه است سفر کردن و سعى در کارها کردن در روز جمعه از صبح تا پیشین از جهت آن‌که مبادا غفلتى دست دهد یا به سفر روند و از سعادت نماز جمعه محروم شوند

در روایت دیگری از ایشان آمده است:

«روز شنبه از براى ما است‏ روز یکشنبه از براى شیعیان ما است و روز دوشنبه از براى بنی‌امیه است و روز سه‌شنبه از براى شیعیان بنی‌امیه است و روز چهارشنبه از براى بنی‌عباس است و روز پنج‌شنبه از براى شیعیان بنی‌عباس است‏ و جمعه برای همه مردم است و در آن روز سفری نیست. خداوند فرمود: "فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ؛" یعنی روز شنبه را. (و مقصود آن است که چون روز جمعه نماز خود را گذاردید در روز شنبه و در زمین منتشر شوید و سفر کنید.)» (2)

همچنین آن حضرت توصیه کرده‌اند:

«روز جمعه برای انجام کار و خروج مناسب نیست؛ اما هنگامی‌که روز شنبه فرارسید و آفتاب طلوع کرد، برای کارهای خود خارج شو.» (3)

در برخی دیگر از احادیث، سفر در روز جمعه خوب دانسته شده است که با توجه به روایات بیان‌شده، این سفر برای بعد از نماز جمعه است. در حدیثی نقل شده که:

«کَانَ أَحَبُّ الْأَیَّامِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَنْ یُسَافِرَ فِیهِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ؛ (4)

محبوب‌ترین روزها برای پیامبر خدا جهت سفر، روز جمعه بود

همچنین، سفر در شب جمعه (پنجشنبه‌شب) نیز ازنظر روایات اشکالی ندارد:

«لَا بَأْسَ بِالْخُرُوجِ فِی السَّفَرِ لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ؛ (5)

خروج در سفر در شب جمعه مانعی ندارد

بنابراین، می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر سفر ضرورت ندارد، بهتر است صبح روز جمعه آغاز نشود تا فرصت شرکت در نماز جمعه از دست نرود؛ ولی شب جمعه یا پس از اقامه نماز، سفر اشکالی ندارد.

2. شنبه

برخلاف روز جمعه که آغاز سفر در صبح آن ناپسند دانسته شده، روایات متعددی روز شنبه را برای شروع سفر، مناسب و پربرکت معرفی کرده‌اند. امام صادق علیه‌السلام در حدیثی می‌فرمایند:

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: مَنْ کَانَ مُسَافِراً فَلْیُسَافِرْ یَوْمَ السَّبْتِ فَلَوْ أَنَّ حَجَراً زَالَ عَنْ جَبَلٍ یَوْمَ السَّبْتِ لَرَدَّهُ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ إِلَى مَوْضِعِهِ؛ (6)

هر که خواهد به سفر رود، روز شنبه مسافرت کند؛ چراکه اگر سنگی در روز شنبه از کوهی جدا شود، خدای عزوجل آن را به‌جای خود بازمی‌گرداند

این تعبیر، نشان‌دهنده‌ی نوعی حرز و حفظ الهی در سفرهایی است که در روز شنبه آغاز می‌شوند. گویی در این روز، روند حوادث به شکلی رقم می‌خورد که موجب ایمنی، بازگشت و برکت بیشتر برای مسافر خواهد شد.

3. یکشنبه

در منابع روایی، نکته‌ی خاصی درباره‌ی نهی یا توصیه ویژه برای سفر در روز یکشنبه یافت نشد. ازاین‌رو، می‌توان چنین نتیجه گرفت که سفر در این روز، نه ناپسند است و نه دارای فضیلت ویژه‌ای؛ بنابراین، در نبود نص خاص، اصل بر جواز است و شخص می‌تواند بدون نگرانی، سفر خود را در این روز آغاز کند.

4. دوشنبه

درباره‌ی روز دوشنبه روایات گوناگونی در منابع اسلامی وارد شده که در نگاه نخست، ظاهری متفاوت یا حتی متعارض دارند. برخی از این روایات، آغاز سفر در این روز را مطلوب و همراه بابرکت معرفی کرده‌اند، درحالی‌که برخی دیگر، آن را شوم و نامناسب دانسته و از سفر در این روز نهی کرده‌اند.

روایاتی که دوشنبه را روزی مبارک برای سفر معرفی کرده‌اند:

در پاره‌ای از روایات، روز دوشنبه، روزی مناسب برای سفر و کسب موفقیت و روزی دانسته شده است. ازجمله، در روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است:

«وَ فِی الْإِثْنَیْنِ إِنْ سَافَرْتَ فِیهِ سَتَظْفَرُ بِالنَّجَاحِ وَ بِالثَّرَاء؛ (7)

اگر در روز دوشنبه مسافرت کنی، به‌زودی به پیروزی و ثروت دست می‌یابی

همچنین نقل شده که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در روز دوشنبه و پنجشنبه سفر می‌کردند و در این روزها لشکر و پرچم‌ها را حرکت می‌دادند. (8)

در موردی نیز امام هادی علیه‌السلام به یکی از شیعیان خود توصیه کردند که سفر خود را از یکشنبه به دوشنبه به تأخیر بیندازد:

«تصمیم گرفته‌ای که یکشنبه سفر کنی. امیدوارم خداوند در آن خیر قرار دهد، ولی بهتر آن است که سفر را تا دوشنبه تأخیر بیندازی... .» (9)

البته این روایت ممکن است جنبه‌ی شخصی داشته باشد و قابل‌تعمیم نباشد.

در حدیثی دیگر آمده است:

«قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام یَوْمُ السَّبْتِ یَوْمُ مَکْرٍ وَ خَدِیعَهٍ وَ یَوْمُ الْأَحَدِ یَوْمُ غَرْسٍ وَ بِنَاءٍ وَ یَوْمُ الْإِثْنَیْنِ یَوْمُ سَفَرٍ وَ طَلَب‏؛ (10)

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: شنبه روز فریب و حیله و یک‌شنبه‏ روز بنا کردن و درخت کاشتن و دوشنبه روز سفر و طلب‏ است

در برخی نسخه‌های این حدیث، دوشنبه روز سفر تا محل استسقا و طلب باران دانسته شده نه مطلق سفر. (11) همچنین در روایتی مشابه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام، روز دوشنبه روز جنگ و روز سه‌شنبه روز سفر دانسته شده است. (12)

روایاتی که سفر در روز دوشنبه را ناپسند می‌دانند:

از سوی دیگر، در برخی از روایات معتبر، به شوم بودن روز دوشنبه تصریح شده و از سفر یا حتی انجام امور مهم در این روز نهی شده است.

ازجمله، امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:

«لَا تُسَافِرْ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ لَا تَطْلُبْ فِیهِ حَاجَهً؛ (13)

در روز دوشنبه به سفر مرو و بطلب حاجت نیز مرو

و در روایت دیگری، ایشان با انتقاد از تلقی مردمی درباره مبارک بودن این روز، می‌فرمایند:

«ابو ایوب خزاز گوید: ما خواستیم (به مسافرت) بیرون رویم پس براى خداحافظى به نزد امام صادق علیه‌السلام رفتیم، حضرت فرمود: گویا شما برکت روز دوشنبه را (براى مسافرت) جویا هستید؟ عرض کردیم: آرى، فرمود: چه روزى از روز دوشنبه شوم‌تر است، روزى که پیغمبرمان از دست ما رفت و وحى از میان ما برخاست، روز دوشنبه بیرون نروید و روز سه‌شنبه بروید.» (14)

همچنین، در روایت دیگری، امام باقر علیه‌السلام نیز روزه گرفتن و سفر در این روز را نهی کرده‌اند:

«عقبه بن بشیر گفت: روز دوشنبه نزد امام باقر علیه‌السلام رفتم، به من فرمود: بخور، گفتم: من روزه دارم، فرمود: چگونه روزه گرفتى؟ گفتم: چون پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در آن روز به دنیا آمده است، فرمود: شما روزى را که پیامبر در آن متولد شده نمى‏دانید ولى روز وفات او را مى‏دانید، سپس فرمود: در آن روز روزه نگیر و مسافرت هم نکن.» (15)

برای جمع میان این دودسته روایت، دو نکته قابل تأمل است:

اعتبار و قوت سندی: بیشتر روایاتی که سفر در روز دوشنبه را ناپسند می‌دانند، ازنظر منابع حدیثی و سند و متن، معتبرتر و دقیق‌ترند؛ لذا در مقام عمل، تقدم با این روایات خواهد بود.

وجود راهکار برای رفع شومی دوشنبه: در یکی از روایات، راهکاری برای رفع اثرات منفی روز دوشنبه ذکر شده است. امام حسن عسکری علیه‌السلام می‌فرمایند:

«علىّ بن عمر عطّار، گفت روز سه‌شنبه بر امام یازدهم علیه‌السلام وارد شدم فرمودند: دیروز ندیدمت. گفتم نخواستم روز دوشنبه حرکت کنم فرمود: اى على هر که خواهد خدایش از شرّ روز دوشنبه نگه دارد باید در رکعت یکم نماز بامدادش "هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ" را بخواند سپس این آیه را خواند "فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَهً وَ سُرُوراً" خدایشان از شرّ آن روز نگهداشت و با خرمى و شادى با آن‌ها برخورد کرد.» (16)

بر این اساس، می‌توان گفت که اصل بر ناپسند بودن سفر در روز دوشنبه است، اما اگر چاره‌ای جز این نیست، با توکل و رعایت توصیه‌های معنوی (مانند خواندن آیه یا دعا) می‌توان این روز را برای سفر انتخاب کرد.

5. سه‌شنبه

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، روز سه‌شنبه به‌عنوان زمانی مناسب برای آغاز سفر و پیگیری امور دنیوی معرفی شده است. این روز در مقایسه با دوشنبه که در برخی روایات شوم و نامناسب دانسته شده، روزی پربرکت برای حرکت، تلاش و طلب حاجات معرفی شده است.

از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:

«اطْلُبُوا الْحَوَائِجَ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ فَإِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی أَلَانَ اللَّهُ فِیهِ الْحَدِیدَ لِدَاوُدَ علیه‌السلام‏؛ (17)

حاجت‌هایتان را در روز سه‌شنبه طلب کنید، زیرا آن روزی است که خداوند آهن را برای داوود علیه‌السلام نرم گرداند

این تعبیر، بیانگر نوعی شرایط مناسب در این روز برای تحقق امور و گشایش کارهاست.

همچنین، از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است:

«یَوْمُ الثَّلَاثَاءِ یَوْمُ سَفَرٍ وَ طَلَبٍ؛ (18)

روز سه‌شنبه، روز سفر و طلب است

در بخش قبل گذشت که در برخی روایات، زمان مناسب سفر برای کسانی که قصد حرکت در روز دوشنبه داشتند، به روز سه‌شنبه منتقل شده است. از این نکات می‌توان نتیجه گرفت که سه‌شنبه، روزی مطلوب برای شروع سفر و انجام کارهای مهم دنیوی دانسته شده است. این روز می‌تواند گزینه‌ای مطمئن و مورد تأیید برای کسانی باشد که در انتخاب زمان سفر خود، دقت دارند.

6. چهارشنبه

درباره‌ی سفر در روز چهارشنبه نیز نکاتی در منابع اسلامی وارد شده که نگاه احتیاط‌آمیزی را به‌ویژه نسبت به برخی چهارشنبه‌ها، به‌ویژه چهارشنبه آخر ماه، توصیه می‌کند. در روایتی چنین آمده است:

«راوی می‌گوید: شنیدم فضل بن ربیع می‌گفت: روزی با مولایم مأمون (خلیفه عباسی) بودم و می‌خواستیم در روز چهارشنبه‌ای از خانه خارج شویم. مأمون گفت: این روز خوشایندی نیست. من از پدرم هارون‌الرشید شنیدم که می‌گفت از پدرش مهدی شنید، او از منصور و او از پدرش محمد بن علی و او از پدرش علی و او از پدرش عبدالله بن عباس و او از پیامبر خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله شنید که فرمودند: آخرین چهارشنبه ماه، روزی نحس و همیشگی است.» (19)

بااین‌حال، بعضی از روایات، این شومی را مطلق ندانسته‌اند و راهکارهایی برای رفع اثرات احتمالی آن ارائه کرده‌اند. (20) ازجمله، در حدیثی نقل شده است:

«عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام أَ یُکْرَهُ السَّفَرُ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْأَیَّامِ الْمَکْرُوهَهِ الْأَرْبِعَاءِ وَ غَیْرِهِ فَقَالَ افْتَتِحْ سَفَرَکَ بِالصَّدَقَهِ وَ اقْرَأْ آیَهَ الْکُرْسِیِّ إِذَا بَدَا لَکَ؛ (21)

حماد بن عثمان می‌گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: آیا سفر کردن در برخی روزهای ناخوشایند، مانند چهارشنبه و مانند آن، مکروه است؟ حضرت فرمود: سفرت را با صدقه آغاز کن و وقتی خواستی حرکت کنی، آیه‌الکرسی بخوان

از مجموعه‌ی این روایات چنین برمی‌آید که خوب است افراد سفر در روز چهارشنبه را ترک کنند، اما اگر می‌خواهند این کار را انجام بدهند، با انجام برخی اعمال نظیر دادن صدقه و خواندن آیه‌الکرسی می‌توانند اثرات بد آن را از بین ببرند.

7. پنجشنبه

در منابع روایی، روز پنجشنبه یکی از بهترین زمان‌ها برای آغاز سفر معرفی شده است. در روایات متعدد، ازجمله احادیث امام باقر علیه‌السلام، تأکید شده که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله سفرهای خود را در این روز آغاز می‌کردند:

«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله یُسَافِرُ یَوْمَ الْخَمِیسِ؛ (22)

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در روز پنجشنبه به سفر می‌رفتند

در بخش‌های قبل بیان شد که حضرت، روزهای دوشنبه و پنجشنبه را برای سفر برمی‌گزیدند و در همین روزها پرچم‌ها را می‌بستند. (23)

افزون بر روزهای هفته، در برخی روایات نیز به اوقات مناسب شبانه برای سفر اشاره شده است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند:

«عَلَیْکُمْ بِالسَّیْرِ بِاللَّیْلِ فَإِنَّ الْأَرْضَ تَطْوِی بِاللَّیْلِ؛ (24)

بر شما باد به حرکت در شب؛ زیرا زمین در شب تا می‌شود (و راه کوتاه‌تر و سبک‌تر می‌گردد).»

این توصیه می‌تواند هم ناظر به آسایش بیشتر در سفر شبانه باشد (مانند خنکی هوا و آرامش) و هم نشانه‌ای از آسان‌سازی راه برای مسافران با امداد الهی.

بنابراین، بررسی روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام نشان می‌دهد که آغاز سفر در روزهای هفته ازنظر دینی اهمیت دارد. روز شنبه و پنجشنبه برای سفر پربرکت و مناسب دانسته شده‌اند و سه‌شنبه نیز روز مطلوبی برای سفر است. یکشنبه روزی بی‌اشکال است و در روایات نکوهشی درباره آن نیامده؛ اما دوشنبه به دلیل برخی وقایع تاریخی، ناپسند شمرده شده، هرچند با اعمالی خاص می‌توان کراهت آن را برطرف کرد. چهارشنبه به‌ویژه چهارشنبه آخر ماه، نحس شمرده شده است، ولی با صدقه و آیه‌الکرسی می‌توان از آثار منفی آن کاست. سفر در صبح جمعه تا پیش از نماز جمعه ناپسند است، اما پس از نماز توصیه شده است.

ب: تأثیر روزهای ماه قمری بر زمان‌بندی سفر

در منابع روایی، علاوه بر توصیه‌هایی درباره‌ی روزهای هفته، درباره‌ی برخی روزهای خاص ماه قمری نیز نکاتی برای سفر بیان شده است که توجه به آن‌ها می‌تواند در انتخاب زمان مناسب سفر مؤثر باشد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

«اتَّقِ الْخُرُوجَ إِلَى السَّفَرِ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ مِنَ الشَّهْرِ وَ الرَّابِعِ مِنَ الشَّهْرِ وَ الْحَادِی وَ الْعِشْرِینَ مِنْهُ وَ الْخَامِسِ وَ الْعِشْرِینَ مِنْهُ فَإِنَّهَا أَیَّامٌ مَنْحُوسَه؛ (25)

از سفر در روزهای سوم، چهارم، بیست و یکم و بیست و پنجم ماه بپرهیزید، زیرا این روزها نحس هستند

البته در برخی روایات دیگر، روز چهارم و روزهای اول و بیستم ماه به‌عنوان روزهای صالح برای سفر معرفی‌شده‌اند. (26) همچنین در برخی نقل‌ها آمده است که روزهای روز هشتم، بیست و سوم، (27) سوم، پنجم، سیزدهم، شانزدهم، بیست‌و‌یکم، بیست‌و‌چهارم و بیست‌و‌پنجم ماه از روزهای مکروه برای سفر هستند. (28)

همچنین در روایات، علاوه بر روزهای ماه، وضعیت قمری ماه نیز مورد توجه قرار گرفته است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

«مَنْ سَافَرَ أَوْ تَزَوَّجَ وَ الْقَمَرُ فِی الْعَقْرَبِ لَمْ یَرَ الْحُسْنَى؛ (29)

کسی که در حالتی که قمر در عقرب قرار دارد سفر کند یا ازدواج نماید، به‌خوبی و خوشی نخواهد رسید

همچنین نقل شده است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام از سفر یا ازدواج در زمان محاق ماه (3 شب آخر ماه) ناخشنود بودند و آن را ناپسند می‌دانستند:

«کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام یَکْرَهُ أَنْ یُسَافِرَ الرَّجُلُ أَوْ یُزَوِّجَ وَ الْقَمَرُ فِی الْمُحَاقِ؛ (30)

امیرالمؤمنین علیه‌السلام دوست نداشت فردی در زمانی که ماه در محاق است، سفر یا ازدواج کند.

بنابراین علاوه بر انتخاب روزهای مناسب هفته، توجه به روزهای خاص ماه و وضعیت قمری آن می‌تواند در تعیین بهترین زمان برای سفر مؤثر باشد. پرهیز از سفر در روزهای نحس ماه و زمان‌هایی که ماه در برج عقرب یا در محاق قرار دارد، می‌تواند از مشکلات و ناخوشی‌های سفر بکاهد و برکات آن را افزون سازد.

بااین‌حال، اگر کسی ناگزیر باشد در ایامی که در روایات اسلامی نسبت به سفر در آن‌ها نهی یا کراهت بیان شده، سفر کند، راهکارهایی برای رفع تبعات احتمالی آن ارائه شده است. ازجمله مهم‌ترین این توصیه‌ها، دادن صدقه پیش از سفر، قرائت آیه‌الکرسی و... است که در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام آمده‌اند.

نتیجه‌گیری:

بررسی روایات نشان می‌دهد که انتخاب زمان مناسب برای آغاز سفر، از دیدگاه دینی دارای اهمیت خاصی است و می‌تواند بر کیفیت و برکت سفر تأثیرگذار باشد. روزهایی مانند شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه بهترین زمان‌ها برای شروع سفر محسوب می‌شوند و برخی روزها مانند صبح جمعه، دوشنبه و چهارشنبه به دلایل مختلف مکروه شمرده شده‌اند. همچنین در ماه قمری روزهای خاصی وجود دارد که سفر در آن‌ها توصیه نشده است. بااین‌حال، در شرایط ضرورت و اجبار، احادیث راهکارهایی برای رفع تبعات منفی سفر در این ایام معرفی کرده‌اند؛ بنابراین، آگاهی از این آموزه‌ها و رعایت آن‌ها می‌تواند به مسافران کمک کند تا سفر خود را با آرامش و اطمینان بیشتری آغاز کنند.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 424، ح 1252.

2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏2، ص 43، ح 146.

3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏2، ص 267، ح 2396.

4. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 241.

5. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏2، ص 266، ح 3290.

6. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏8، ص 143، ح 109.

7. میبدى، حسین بن معین‌الدین، دیوان امیرالمؤمنین علیه‌السلام، محقق / مصحح: زمانى، مصطفى‏، قم: دار نداء الإسلام للنشر، 1411 ق‏، ص 36.

8. حمیرى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثه)، محقق: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1413 ق، ص 121، ح 426.

9. کشی، رجال الکشی (إختیار معرفه الرجال)، محقق / مصحح: رجایى، مهدى‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1363 ش، ص 551.

10. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏2، ص 384، ح 62.

11. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏2، ص 384، ح 62.

12. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏1، ص 248، ح 2.

13. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏2، ص 267، ح 2399.

14. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏8، ص 314، ح 492.

15. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏2، ص 385، ح 66.

16. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دار الثقافه، 1414 ق، ص 224، ح 389.

17. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دار الکتاب‏، 1404 ق‏، ج‏2، ص 199.

18. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏1، ص 248، ح 1.

19. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج‏56، ص 46، ح 18.

20. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏2، ص 266، ح 2393.

21. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏4، ص 283، ح 3.

22. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏2، ص 266، ح 2391.

23. حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثه)، محقق: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1413 ق، ص 121، ح 426.

24. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏2، ص 266، ح 2394.

25. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 241.

26. ابن طاووس، على بن موسى‏، الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1409 ق‏، ص 33.

27. ابن طاووس، على بن موسى‏، الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1409 ق‏، ص 33.

28. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج‏56، ص 142.

29. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏8، ص 275، ح 416.

30. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 242.

 

روایات ناظر به نقش صبر در ایجاد آرامش اجتماعی
روایات اهل‌بیت نشان می‌دهند که صبر موجب تقویت ایمان، شادکامی، تحمل سختی‌ها، کاهش اثر مصیبت، پیروزی بر دشمنان و گره‌گشایی از مشکلات می‌شود.

پرسش:

رهبر معظم انقلاب فرمودند: صبر و سکینه و ثبات مردمی در جامعه فراگیر شود؛ بر اساس این توصیه، مهم‌ترین روایات ناظر به نقش صبر، سکینه و ثبات در ایجاد آرامش و پایداری اجتماعی کدام‌اند تا بتوانیم در پیشبُرد این هدف بر مبنای روایات حرکت کنیم؟

پاسخ:

بحران، باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در جامعه می‌شود. یکی از بحران‌هایی که همواره جوامع بشری را تهدید می‌کند، جنگ است. مقام معظم رهبری، یکی از دستورالعمل‌هایی که برای ایجاد آرامش در جامعه بیان فرمودند، فراگیری صبر و ثبات مردمی است. اکنون با توجه به فرمایش معظم‌له این سؤال مطرح می‌شود که چگونه صبر با ایجاد آرامش درونی، باعث تسکین سختی‌ها و افزایش تاب‌آوری در مقابل مشکلات گردیده و منجر به آرامش اجتماعی و ثبات مردمی می‌گردد. با بررسی روایات اهل‌بیت به تبیین نقش صبر در ایجاد ثبات و پایداری اجتماعی پرداخته می‌شود.

1. نقش صبر در تقویت ایمان

یکی از کارکردهای صبر، تقویت ایمان است و تقویت ایمان، منجر به ایجاد آرامش می‌شود. به دو روایت ذیل دقت کنید:

«روزی امیر مؤمنان علیه‌السلام هنگام ورود به مسجد، شخصی را دیدند که محزون و ماتم‌زده، درب مسجد نشسته‌اند، حضرت فرمودند: "مَا لَکَ؛ تو را چه شده است؟" گفت: "یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أُصِبْتُ‏ بِأَبِی [وَ أُمِّی‏] وَ أَخِی‏ وَ أَخْشَى أَنْ أَکُونَ‏ قَدْ وَجِلْتُ؛ ای امیر مؤمنان! پدر، مادر و برادرم از دنیا رفته‌اند! می‌ترسم از ترس و اضطراب بمیرم!" امام علیه‌السلام به او فرمودند: "عَلَیْکَ‏ بِتَقْوَى اللَّهِ‏ وَ الصَّبْرِ تَقْدَمْ‏ عَلَیْهِ‏ غَداً وَ الصَّبْرُ فِی الْأُمُورِ بِمَنْزِلَهِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا فَارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ إِذَا فَارَقَ الصَّبْرُ الْأُمُورَ فَسَدَتِ الْأُمُورُ؛ (1) بر تو باد به تقوى نسبت به خدا و به صبر، تا فردا با تقوا و صبر پیش خداوند حاضر شوی! صبر در امور مانند سر است نسبت به بدن! همان‌گونه که اگر سر از بدن جدا شود، تن فاسد گردد اگر صبر در کارها نباشد، همه کارها فاسد گردد."»

بر اساس این روایت، جایگاه صبر نسبت به تقویت ایمان روشن است. بر اساس روایت دیگری، به نقش ایمان در آرامش بخشی به جامعه تصریح شده است.

امام صادق علیه‌السلام:

 «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ إِیمَانِهِ‏ أُنْساً یَسْکُنُ‏ إِلَیْهِ‏ حَتَّى لَوْ کَانَ عَلَى قُلَّهِ جَبَلٍ یَسْتَوْحِشُ إِلَى مَنْ خَالَفَه؛ (2)‏ هیچ مؤمنی نیست مگر آن‌که خداوند ایمان را همدم و آرامش‌بخش او قرار می‌دهد، چنانچه اگر در قلّه کوهی هم باشد احساس تنهایی نمی‌کند

ابوحمزه ثمالی می‌گوید از امام باقر علیه‌السلام درباره آیه شریفه «أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِینَ» سؤال کردم، فرمودند: «هُوَ الْإِیمَان‏.» (3)

بنابراین هر چه ایمان در جامعه تقویت شود، آرامش بیشتری حاکم می‌شود و یکی از راه‌کارهای تقویت ایمان، صبر است.

2. صبر و ایجاد شادکامی

یکی دیگر از اموری که باعث ایجاد سکینه در جامعه می‌گردد، شادکامی و نشاط است. هر آنچه بتواند شادکامی را تقویت نماید، در حقیقت آرامش را توسعه داده است. بر اساس روایتی از امام صادق علیه‌السلام، صبر باعث شادکامی می‌گردد:

 «کَمْ‏ مِنْ‏ صَبْرِ سَاعَهٍ قَدْ أَوْرَثَتْ فَرَحاً طَوِیلا؛ (4) چه‌بسا ساعتی صبر، باعث شادکامی و نشاطی پایدار و طولانی می‌گردد

3. نقش صبر در تحمل سختی‌ها

اگر انسان باور داشته باشد که هیچ‌یک از سختی‌ها و فشارهایی که تحمل می‌کند، بدون اجر و مزد نیست، قدرت تحمل و تاب‌آوری او بالا رفته، درنتیجه، آرامش بیشتری می‌یابد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

 «مَنِ ابْتُلِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِبَلَاءٍ فَصَبَرَ عَلَیْهِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِیدٍ؛ (5) اگر یکی از مؤمنین به بلایی مبتلا شود و بر آن صبر نماید، به او مانند اجر هزار شهید داده می‌شود

امیر المومنین علیه‌السلام:

 «إِنْ تَصْبِرُوا فَفِی اللَّهِ مِنْ کُلِّ مُصِیبَهٍ خَلَف؛‏ (6) اگر صبر کنید، خداوند برای هر مصیبتی جانشینی (اجر و مزدی) قرار می‌دهد

4. نقش صبر در کاهش مصیبت

یکی دیگر از اموری که باعث افزایش اضطراب و استرس در فرد و جامعه می‌شود، سنگینی مصیبت است. پس هر مقدار از عظمت و بزرگی مصیبت کاسته شود، از تنش‌ها و تنیدگی‌های آن کاسته می‌شود.

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، یکی از کارکردهای صبر، کاهندگی مصائب است. ازاین‌رو به کاهش اضطراب منجر می‌شود. امام جواد علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «الْمُصِیبَهُ لِلصَّابِرِ وَاحِدَهٌ وَ لِلْجَازِعِ اثْنَتَانِ؛ (7) مصیبت برای کسی که صبر می‌کند یکی است، ولی برای کسی که صبر ننموده و همواره جزع‌وفزع می‌کند، دو برابر می‌شود

5. نقش صبر در پیروزی بر دشمنان

یکی از اموری که در مواقع بحران و به‌طور خاص در جنگ‌ها باعث افزایش اضطراب در جامعه می‌شود، شکست در برابر دشمن است. ازجمله کارآیی‌های صبر این است که پیروزی بر دشمن و همچنین فائق آمدن بر سختی‌ها را تضمین می‌کند و باعث ایجاد آرامش و سکینه در جامعه می‌گردد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ‏ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یُقِرَّ اللَّهُ لَهُ عَیْنَهُ‏ فِی أَعْدَائِهِ‏ مَعَ مَا یَدَّخِرُ لَهُ فِی الْآخِرَه؛ (8) کسی که صبر نماید و آن را به‌حساب خداوند گذارد، از دنیا نمی‌رود تا خداوند چشمش را با شکست دشمنانش روشن نماید علاوه‌بر پاداش‌هایی که برای آخرت او ذخیره خواهد کرد

6. نقش صبر در گره‌گشایی از مشکلات

ازجمله کارکردهای صبر، گشودن گره‌های زندگی است. با گشایش در کارها، آرامش و سکینه بر زندگی حاکم می‌شود امیر مؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «کَمْ‏ یُفْتَحُ‏ بِالصَّبْرِ مِنْ‏ غَلَقٍ (9)‏؛ چه بسیار گره‌هایی که با صبر، گشوده می‌شود.»

نتیجه:

با بررسی روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام این نتیجه حاصل می‌شود که رونق صبر و سکینه در جامعه باعث افزایش آرامش می‌گردد. ازاین‌رو مقام معظم رهبری برای ایجاد آرامش، پایداری اجتماعی و بالا رفتن تاب‌آوری مردم، به فراگیری صبر و سکینه در جامعه توسعه نمودند. با تبیین نقش صبر در تقویت ایمان، نقش صبر در ایجاد شادکامی، نقش صبر در تحمل سختی‌ها، نقش صبر در پیروزی بر دشمن و همچنین نقش آن در گره‌گشایی از مشکلات، چگونگی کارکرد صبر در ایجاد پایداری اجتماعی روشن گردید.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح، غفارى على‌اکبر و آخوندى، محمد، تهرن، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 90.

2. برقى، احمد بن محمد بن خالد، محاسن، ‏محقق / مصحح، محدث، جلال‌الدین، قم، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1371 ق، ج 1، ص 159.

3. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح، غفارى على‌اکبر و آخوندى، محمد، تهرن، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 15.

4. مفید، محمد بن محمد، امالی، ‏محقق / مصحح، استاد ولى، حسین و غفارى على اکبر، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413 ق، ص 42.‏

5. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح، غفارى على‌اکبر و آخوندى، محمد، تهرن، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 92.

6. تمیمى آمدى، عبد‌الواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم‏، محقق / مصحح، رجائى، سید مهدى، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410 ق، ص 255.

7. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ‏محقق / مصحح، غفارى، على اکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1404 ق، ص 414.

8. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح، غفارى على‌اکبر و آخوندى، محمد، تهرن، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 89.

9. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح، حسنى بیرجندى، حسین، قم، دار الحدیث‏، چاپ اول، 1376 ش، ص 380.‏

«ایثار» از بالاترین آموزه‌های اخلاقی در فرهنگ دینی است. بر اساس آموزه‌های دینی، ایثار اوج فضیلت، نشانه ایمان و کامل‌ترین شکل جوانمردی است.

پرسش:

 آیا در روایات برای جان‌فشانی و ایثار در راه خدا توصیه و تشویق شده است؟

پاسخ:

«ایثار» از بالاترین آموزه‌های اخلاقی در فرهنگ دینی است؛ فضیلتی که ریشه در ایمان عمیق به خدا، خلوص نیت و عشق به دیگران دارد. این آموزۀ اخلاقی، در سیرۀ پیامبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله) و اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) جایگاهی ویژه دارد؛ از‌این‌رو توصیه و مورد ستایش قرار گرفته است. در ادامه کوشیده می‌شود جلوه‌های مختلف این ارزش الهی در آینه روایات اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) به تصویر کشیده شود.

1. انواع ایثار

«ایثار» از والاترین ارزش‌های اخلاقی در فرهنگ اسلامی است. این فضیلت الهی اقسام گوناگونی دارد که به ‌طور کلی می‌توان آن را در دو نوع اصلی تقسیم کرد:

الف) ایثار مالی

ایثار مالی یعنی گذشتن از مال و دارایی خود برای کمک به دیگران، حتی زمانی که خود انسان نیز در تنگدستی به سر می‌برد. این نوع ایثار در روایات اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) بسیار تمجید شده است؛ برای نمونه امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام) در پاسخ به پرسش ابوبصیر درباره برترین نوع صدقه فرمودند: «جُهْدُ الْمُقِلِّ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَه: صدقه و کوشش کسی که مال اندکى دارد، مگر نشنیده‌اى که خداوند مى‌فرماید: "و آنها را بر خود مقدم مى‌دارند، هرچند خودشان بسیار نیازمندند» (1). این روایت نشان می‌دهد ارزش ایثار مالی، زمانی دوچندان می‌شود که انسان در وضعیت مالی سختی قرار دارد و با وجود آن، دیگران را بر خود مقدم می‌دارد.

ب) ایثار جانی

والاترین مرتبۀ ایثار، ایثار جان در راه خدا و برای حفظ دین و ارزش‌های الهی است. این نوع ایثار در زندگی اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) بارها تجلی یافته است. از برجسته‌ترین نمونه‌های این نوع، ایثار امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) در شب هجرت پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله) است. در حدیثی از امام صادق (علیه ‌السلام) بیان شده است امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) با جان‌فشانی کامل، در بستر پیامبر (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله) خوابید تا جان ایشان را از خطر مشرکان حفظ کند. خداوند نیز او را ستود و فرشتگان خود را مأمور حفاظت از او کرد تا صبح‌گاه که مشرکان برای قتل او هجوم آوردند، به ‌خواست خدا نتوانستند آسیبی به ایشان برسانند (2).

2. فضیلت ایثارگری

در سخنان نورانی اهل‌بیت (علیه ‌السلام)، ایثار افزون بر اینکه یکی از برجسته‌ترین صفات اخلاقی معرفی می‌شود، همواره تمجید نیز شده است؛ برای نمونه امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) می‌فرمایند: «مَنْ آثَرَ عَلَى نَفْسِهِ اسْتَحَقَّ اسْمَ الْفَضِیلَهِ: کسى که دیگران را بر خود مقدم بدارد، شایستۀ نامیده‌شدن به فردی بافضیلت است» (3). این امام بزرگوار در حدیثی دیگر می‌فرماید: «مَنْ آثَرَ عَلَى نَفْسِهِ بَالَغَ فِی الْمُرُوَّه: کسى که ایثار کند، به نهایت جوانمردی رسیده است» (4). همچنین فرمودند: «الْإِیثَارُ أَحْسَنُ الْإِحْسَانِ وَ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْإِیمَان: ایثار، بهترین احسان و بالاترین مرتبۀ ایمان است» (5). پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز فرموده اند: «الْإِیثَارُ زِینَهُ الزُّهْدِ وَ بَذْلُ الْمَوْجُودِ زِینَهُ الْیَقِین: ایثار، جلوه‌گاه واقعی زهد و بی‌توجهی به دنیاست» (6).

بنابراین ایثار، بالاترین مرتبۀ مردانگی و بزرگواری و ایمان است و کسی که جان خود را در راه خدا می‌دهد، به بالاترین مقام‌های مردانگی و فضیلت و ایمان دست پیدا کرده است. افزون بر این، در احادیث برای کسی که جانش را در راه خدا نثار می‌کند نیز اجر، فضیلت و پاداش‌هایی بیان شده است که در ادامه به گوشه‌ای اشاره می‌شود.

3. فضیلت ایثارگران در راه خدا

بیان شد که ایثار نه‌تنها یکی از برجسته‌ترین فضایل اخلاقی است، بلکه جایگاهی والا در ایمان، اخلاق و بندگی دارد. کسانی که با ایثار جان و آسایش خود در راه خدا جهاد می‌کنند، از درجه‌ای بالاتر هم برخوردارند.

در روایات اسلامی برای این گروه فضیلتی ویژه و پاداشی عظیم در نظر گرفته شده است؛ به ‌گونه‌ای که هیچ‌یک از اعمال دیگران به ‌پای فداکاری و ایثار آنان نمی‌رسد. در ادامه چند روایت در شأن ایثارگران راه حق، بیان می‌شود.

الف) پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خَیْرُ النَّاسِ رَجُلٌ حَبَسَ نَفْسَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُجَاهِدُ أَعْدَاءَهُ یَلْتَمِسُ الْمَوْتَ أَوِ الْقَتْلَ فِی مَصَافِّهِ: بهترینِ مردمان، مردى است که خود را وقف راه خدا کرده است و با دشمنان او جهاد مى‌کند و خواستار مرگ یا کشته‌شدن در میدان کارزار است» (7).

این حدیث، مجاهدانی که با نیت خالص، جان خود را در طبق اخلاص نهاده‌اند، برترین افراد معرفی می‌کند؛ زیرا آنان از همه تعلقات دنیوی گذشته‌اند و جان خود را فدای حقیقت کرده‌اند.

ب) پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «لِلْجَنَّهِ بَابٌ یُقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یَمْضُونَ إِلَیْهِ فَإِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدُونَ بِسُیُوفِهِمْ وَ الْجَمْعُ فِی الْمَوْقِفِ وَ الْمَلَائِکَهُ تُرَحِّبُ بِهِم: بهشت درى به نام در مجاهدان دارد که جهادگران به‌ سوی آن مى‌روند و آن در باز مى‌شود. آنها درحالی‌که شمشیرها را بر خود بسته‌اند، به سمت آن درمى‌آیند و مردم براى حسابرسى ایستاده‌اند و فرشتگان به آنان خوش‌آمد مى‌گویند» (8).

این روایت نشان می‌دهد جایگاه ایثارگران راه خدا در آخرت چنان والاست که دروازه‌ای ویژه در بهشت برای ورود آنان گشوده می‌شود و فرشتگان با احترام و افتخار به استقبالشان می‌آیند.

ج) امام باقر (علیه ‌السلام) می‌فرمایند مردى خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: من خواهان و شیفته جهاد هستم. پیامبر فرمود: «پس در راه خدا جهاد کن؛ زیرا اگر کشته شوى، نزد خدا زنده‌اى و روزى مى‌خورى؛ اگر بمیرى، پاداشت با خداست؛ و اگر برگشتى، از گناهان پاک گشته‌اى» (9). این روایت سه حالت ممکن برای مجاهد راه خدا را به‌زیبایی بیان می‌کند که همگی پرفیض‌اند:

1. شهادت که پاداشش حیات ابدی و روزی‌گرفتن نزد خداست. ۲. مرگ طبیعی که ثوابش دریافت مستقیم اجر از خداست. ۳. بازگشت زنده که مساوی پاکی از گناهان دانسته شده است. بنابراین هر سه حالت، نشان از عظمت مقام ایثارگر و مجاهد در راه خدا دارد.

نتیجه:

با بررسی روایات اهل‌بیت (علیهم ‌السلام) معلوم شد ایثار به‌ویژه جان‌فشانی در راه خدا، نه‌تنها توصیه، بلکه به‌شدت تشویق و تمجید شده است. آموزه‌های دینی از یک‌سو ایثار را اوج فضیلت، نشانۀ ایمان و کامل‌ترین شکل جوانمردی معرفی کرده‌اند؛ از سوی دیگر، کسانی را که در راه خدا از جان خود می‌گذرند، در آخرت پاداشی ویژه دارند و حتی فرشتگان به استقبالشان می‌آیند. این مجموعه روایات نشان می‌دهد فرهنگ اسلامی، جان‌فشانی در مسیر حق و ارزش‌های الهی را وظیفه‌ای مقدس می‌داند و برای آن، جایگاهی بلند در دنیا و آخرت قائل است.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری و محمد آخوندى؛ تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏4، ص 19، ح 3.

2. محمد بن على کراجکی؛ کنز الفوائد؛ محقق/ مصحح: عبدالله نعمه؛ قم: دارالذخائر، 1410 ق، ج ‏2، ص 55.

3. علی بن محمد لیثى واسطى؛ عیون الحکم و المواعظ؛ محقق/ مصحح: حسین حسنى بیرجندى؛ قم: دار‌الحدیث‏، 1376 ش، ص 435، ح 7522.

4. محمد بن حسین آقا‌جمال خوانسارى؛ شرح آقا‌جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم؛ محقق/ مصحح: جلال‌الدین حسینى ارموى محدث؛ تهران: دانشگاه تهران‏، 1366 ش‏، ج ‏5، ص 255، ح 8225.

5. همان، ج ‏2، ص 31، ح 1705.

6. محمد بن محمد شعیری؛ جامع الأخبار (للشعیری)؛ نجف: مطبعه حیدریه، [بى‌تا]، ص 123.

7. حسین بن محمد‌تقى نوری؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1408 ق، ج ‏11، ص 17، ح 12310.

8. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری و محمد آخوندى؛ تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏5، ص 2، ح 2.

9. محمد بن مسعود عیاشی؛ تفسیر العیاشی؛ محقق/ مصحح: سیدهاشم رسولى محلاتى؛ تهران: المطبعة العلمیه، 1380 ق‏، ج ‏1، ص 206.

صفحه‌ها