حديث

توصیه ای از آیت الله فشارکی بیان شده است که وقتی مردم دچار وبا شدندآیا می توان آن را برای ویروس کرونا هم تجویز کرد؟
آثار اعمال، آثار و خواص زیارت، شفابخشی ادعیه، شفابخشی زیارت عاشورا، شفابخشی روزه

توصیه ای از آیت الله فشارکی بیان شده است که وقتی مردم دچار وبا شدند، ایشان سفارش به سه روز، روزه همراه با قرائت زیارت عاشورا کردند؛ شیعیان به این دستور عمل کردند و حتی یک نفر هم از دنیا نرفت؛ آیا این واقعیت دارد؟ و آیا می توان آن را برای ویروس کرونا هم تجویز کرد؟

پاسخ اجمالی

عموم شیعیان، با الهام از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در زمان مشکلات و بحران‌ها، به علمای دین مراجعه می‌نمودند. علما نیز بر اساس آموزه‌های قرآن و حدیث، راهکارهایی را برای ایشان مطرح می‌کردند. ازجمله سفارش‌های بیان‌شده، قرائت زیارت عاشورا و برخی دیگر از اعمال، مانند گرفتن روزه است.

پاسخ تفصیلی

داستان سفارش مرحوم آقای سید محمد فشارکی رضوان‌الله علیه در سایت‌های متعدد از طریق علما نقل‌شده است، به‌عنوان‌مثال در سایت «مرکز تنظیم و نشر آثار مرحوم آیت‌الله بهجت» چنین آمده که وقتی طاعون در سامرا زیاد شد ایشان فرمودند: «من بر همه شیعه حکم می‌کنم که سه روز، روزه‌بگیرند ـ البته روزه مظنونم است و یقینی نیست ـ و در این سه روز، زیارت عاشورا را بخوانند؛ خداوند به‌واسطه‌این کارشان، این بلا را از شیعه رفع می‌کند».

اهل سامرا دیدند فوج فوج از غیر شیعه وفات می‌کنند، ولی یک نفر از شیعه وفات نمی‌کند. البته یک نفر در تمام جمعیت شیعه وفات کرد، ولی نه به طاعون. یک پاره‌دوزی به یک مرض دیگری وفات کرد و الا احدی به طاعون وفات نکرد و این‌ها تعجب کردند که این چه بلایی است که مخصوص غیر شیعه است و فوج فوج از غیر شیعه، به طاعون وفات می‌کنند... . (1)

1. مستند رجوع مردم به علماء

در جواب این‌که آیا می‌توان این دستور را برای تمام بیماری‌ها به کاربرد؟ با توضیح مقدمه‌ای به این سؤال جواب داده می‌شود: «اسحاق بن یعقوب»‎‏ نامه‌ای برای حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) می‌نویسد و از مشکلاتی که‏‎ ‎‏برایش رخ‌داده سؤال می‌کند؛ «محمد بن عثمان عمری» نماینده آن حضرت، نامه را می‌رساند.‏‎ ‎‏جواب نامه به خط مبارک صادر می‌شود که «أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیهِم‏» (2) یعنی در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع‏‎ ‎‏کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدای بر آن‌ها هستم‏.

بر اساس این حدیث، مردم در پیشامدهای اجتماعی و گرفتاری‌ها به سراغ علمای دین می‌روند و آن‌ها نیز بر اساس آموزه‌های قرآن و حدیث، در زمان مشکلات و گرفتاری‌های اجتماعی، دستوراتی را سفارش می‌دهند.

2. مستند سفارش به قرائت زیارت عاشورا

 یکی از سفارش‌های علمای دین، تجویز قرائت زیارت عاشورا برای رفع بیماری‌ها است. این توصیه نیز برخاسته از حدیث امام صادق (علیه‌السلام) هست که به «صفوان» فرمودند:

 زیارت عاشورا را بخوان و بر آن مواظبت کن، به‌درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌کنم، اول زیارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او مشکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و ناامید از درگاه او برنگردد زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (3)

بنابراین چه‌بسا علت این‌که برای عدم شیوع بیماری برای شیعیان و دیگر مسلمانان «قرائت زیارت عاشورا» سفارش شده، وعده استجابت دعا بعد از قرائت این دعا است. با توجه به روایت امام صادق (علیه‌السلام)، درمان بیماری با قرائت زیارت عاشورا، مختص به یک بیماری خاص نیست بلکه به‌صورت مطلق برای هر حاجتی می‌توان قرائت کرد. البته تعدادی که علما مطرح نمودند و هدیه‌ی آن به شخص خاص، از مجربات هست و در متون حدیثی به این مسائل اشاره نشده است؛ اما انجام آن‌ها برای مداومت بر زیارت مطلوب است.

3. مستند سفارش به روزه گرفتن

دستوری که در مورد روزه گرفتن نیز صادر می‌شود، برگرفته از روایات است، مثلاً امام حسن (علیه‌السلام) فرمودند:

«إِنّ لِکُلِّ صائِمٍ عِندَ فَطُورِهِ دَعوَةً مُستَجابَةً»؛ (4)

برای هر روزه‌داری در هنگام افطارش یک دعای مستجاب است.

هم‌چنین از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نقل‌شده است:

«دَعوَةُ الصّائِمِ تُستَجابُ عِندَ إِفطارِهِ»؛ (5)

دعای روزه‌دار هنگام افطارش مستجاب می‌شود.

بنابراین، روزه نیز مانند زیارت عاشورا در استجابت دعا بسیار مؤثر است. البته در خصوص از بین رفتن بسیاری از بلایا به‌واسطه روزه ماه رجب، سفارش ویژه‌ای در روایات وجود دارد، به‌عنوان‌مثال، «ابوسعید خدرى» نقل کرده که رسول اکرم (صلی‌الله علیه و اله و سلّم) فرمودند:

 «وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ أَرْبَعَةَ أَیامٍ عُوفِی مِنَ الْبَلَایا کلِّهَا مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَص»؛ (6)

یعنی هر کس چهار روز از ماه رجب را روزه بگیرد، از تمام بلاها از قبیل دیوانگى و خوره و پیسى‏ در امان باشد.

نتیجه

با توجه به روایاتی که در فضیلت زیارت عاشورا و روزه گرفتن، وجود دارد به نظر می‌رسد سفارش مرحوم آقای «سید محمد فشارکی رضوان‌الله علیه»، نیز برگرفته از همان روایات است و این دستور، ان‌شاءالله در شفاء تمام بیماری‌ها تأثیرگذار است و مخصوص بیماری و یا زمان خاصی نیست.

پی‌نوشت‌ها:

  1. برگرفته از سایت: https://bahjat.ir/fa/content/1667.
  2. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، کمال‌الدین و تمام النعمة، تهران: اسلامیه‏، چاپ دوم، 1395 ق، ج ‏2، ص 484.
  3. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت: مؤسسه فقه الشیعة، چاپ اول، 1411 ق، ج ‏2، ص 781.
  4. ابن طاووس، على بن موسى‏، اقبال الأعمال، تهران: دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ دوم، 1409 ق، ج 1، ص 244.
  5. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، قم: الشریف الرضى‏، چاپ چهارم، 1412 ق، ج 1، ص 69.
  6. ابن‌بابویه، محمد بن على (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال، قم: دارالشریف الرضی، چاپ دوم، 1406 ق، ص 54.

 

کلمات کلیدی

آثار اعمال، آثار و خواص زیارت، شفابخشی ادعیه، شفابخشی زیارت عاشورا، شفابخشی روزه

مهم‌ترین رفتارهای موجب بدبینی دیگر مسلمانان در برابر مکتب اهل‌بیت علیه
رفتار ناشایست شیعیان، آبروی مکتب اهل‌بیت (ع) را به خطر می‌اندازد و تنها راه زدودن بدبینی‌ها، بازگشت به اخلاق عملی و سیرۀ جعفری (صدق، امانت و تواضع)است.

 

پرسش:

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم السلام، چه رفتارهایی از سوی شیعیان می‌تواند موجب بدبینی دیگر مسلمانان به مکتب اهل‌بیت علیهم السلام شود؟

پاسخ:

یکی از دغدغه‌های همیشگی اهل‌بیت علیهم ‌السلام، ارائۀ تصویری روشن و داوری جامعۀ اسلامی درباره پیروانشان بوده است؛ چراکه خطای پیرو همواره بر ضد پیشوا و مکتب او نوشته می‌شود. بر همین اساس امامان معصوم علیهم ‌السلام با صدور دستورالعمل‌های مؤکد، شیعیان را از رفتارهایی که بذر کینه، بدگمانی و بیگانگی را در دل سایر مسلمانان می‌کارد، برحذر داشته‌اند. در ادامه به بیان رفتارهایی از سوی شیعیان پرداخته می‌شود که می‌تواند موجب بدبینی دیگر مسلمانان به مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام شود.

1. سبّ، دشنام‌گویی و هتک مقدسات مذاهب اسلامی

یکی از برجسته‌ترین عواملی که تعصبات کور را برمی‌انگیزد و راه هرگونه مفاهمه منطقی را مسدود می‌کند، به‌کاربردن ادبیات هتاکانه و لعن‌های آشکاراست. در منظومه اخلاقی قرآن کریم، سبّ معبودهای باطل مشرکان نیز به دلیل پیامدهای منفی آن نهی شده است؛ ازاین‌رو به طریق اولی، دشنام به باورها و شخصیت‌های مورداحترام مسلمانان، خشم و خصومت متقابل را برمی‌انگیزد (1).

ائمه اطهار علیهم ‌السلام نیز همواره شیعیان را از درگیرشدن در دام دشنام‌گویی برحذر داشته‌اند. در حدیثی چنین نقل شده است: «حَدَّثَنَا سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّیعَهِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یَقُولُ مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ: سلیمان بن مهران گوید: بر امام صادق علیه ‌السلام وارد شدم، درحالی‌که گروهی از شیعیان نزد ایشان بودند. شنیدم که می‌فرمودند: ای گروه شیعه، برای ما زینت باشید نه مایه ننگ و سرافکندگی؛ با مردم با زبان نیکو سخن بگویید، زبان‌هایتان را حفظ کنید و آن را از زیاده‌گویی و کلام زشت بازدارید» (2).

این حدیث بیان می‌کند که شیعیان باید در گفتار عمومی ضمن دوری از بدزبانی، زبان خود را مهار کنند تا چهرۀ اهل‌بیت علیهم ‌السلام مخدوش نشود. امام صادق علیه ‌السلام در حدیثی دیگر دراین‌باره می‌فرمایند: «إِیَّاکُمْ وَ سَبَّ أَعْدَاءِ اللَّهِ حَیْثُ یَسْمَعُونَکُمْ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ قَدْ یَنْبَغِی لَکُمْ أَنْ تَعْلَمُوا حَدَّ سَبِّهِمْ لِلَّهِ کَیْفَ هُوَ إِنَّهُ مَنْ سَبَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ فَقَدِ انْتَهَکَ سَبَ‏ اللَّهِ وَ مَنْ أَظْلَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِمَّنِ اسْتَسَبَّ لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیَاءِ اللَّه ...: از دشنام‌دادن به دشمنان خدا درجایی که سخن شما را می‌شنوند بپرهیزید؛ زیرا [در پاسخ] از روی جهل و دشمنی، به خداوند ناسزا خواهند گفت. شایسته است بدانید حقیقت دشنام آنان به خداوند چگونه است: هر کسی به اولیای الهی دشنام دهد، حریم حرمت خدا را شکسته و او را دشنام داده است؛ و چه کسی نزد خداوند ستمکارتر از آن کس است که زمینه دشنام به خدا و اولیای او را فراهم آورد؟» (3).

این روایت نشان می‌دهد دشنام آشکارای شیعیان به مقدسات اهل‌سنت، واکنش تلافی‌جویانه در پی خواهد داشت و سبب می‌شود چهره‌های پاک اهل‌بیت علیهم ‌السلام هدف جسارت قرار گیرند؛ درنتیجه، مسبب اصلی این حرمت‌شکنی و بدبینی عمومی، همان فرد هتاک است.

امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در جنگ صفین، هنگامی ‌که شنیدند گروهی از لشکریانشان به شامیان دشنام می‌دهند، آنان را به‌صراحت بازداشتند و فرمودند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر: من خوش ندارم که شما دشنام‌گو باشید؛ ولی اگر رفتارهای نادرست آنان را بازگو می‌کردید و وضعیتشان را توضیح می‌دادید، سخنتان درست‌تر و عذرتان موجه‌تر بود» (4). این موعظه نشان می‌دهد مکتب اهل‌بیت علیهم‌ السلام بر بیان منطقی، تبیین مستند و نقد منصفانه تأکید دارد، نه تخریب و دشنام؛ زیرا سبّ، ابزار عاجزان در میدان استدلال است و هرگز دلی را به ‌سوی حق متمایل نمی‌کند.

2. غلو و افراط در مدح

غلو در شأن امامان علیهم ‌السلام و کاربرد واژگان یا تعابیری که مرزهای توحید را مخدوش می‌کند، از بسترهای بدبینی و تکفیر شیعیان در گذر تاریخ بوده است. جریان‌های افراطی و مفوّضه با انتساب صفات اختصاصی خداوند (چون خالقیت یا رازقیت استقلالی) به اهل‌بیت علیهم ‌السلام، موجب شدند مذهب تشیع متهم به شرک و خروج از دایره اسلام ناب شود. به همین دلیل امامان معصوم علیهم ‌السلام شدیدترین موضع‌گیری‌ها را در برابر جریان غلو اتخاذ کردند. امام رضا علیه ‌السلام در تبیین منشأ احادیث غلوآمیز و آثار زیان‌بار آن در میان سایر مسلمانان، پرده از جریانی حساب‌شده برمی‌دارند و می‌فرمایند: «إِنَّ مُخَالِفِینَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِی فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِیهَا التَّقْصِیرُ فِی أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِیحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِینَا کَفَّرُوا شِیعَتَنَا وَ نَسَبُوهُمْ إِلَى الْقَوْلِ بِرُبُوبِیَّتِنَا: مخالفان ما اخباری جعلی در فضایل ما ساختند و آنها را بر سه دسته قرار دادند: نخست: غلو؛ دوم: کوتاهی در حق ما؛ و سوم: تصریح به عیوب و بدی‌های دشمنان ما؛ پس هنگامی‌که مردم غلو درباره ما را می‌شنوند، شیعیان ما را تکفیر می‌کنند و آنان را به باورمندی به پروردگاری ما متهم می‌گردانند» (5). این روایت نشان می‌دهد طرح سخنان نامعقول درباره مقامات معنوی اهل‌بیت علیهم ‌السلام، ثمره‌ای جز برچسب شرک و تکفیر شیعیان از سوی عامۀ مسلمانان را ندارد.

3. انزواطلبی و تعامل‌نداشتن با سایر مسلمانان

جداکردن صفوف از سایر مسلمانان، مشارکت‌نداشتن در مجالس آنان و ترک مساجد و آیین‌های عبادی مشترک، ذهنیت شیعه را در چشم دیگران به فرقه‌ای سرّی، بدبین و نامهربان تبدیل می‌کند. برخی به‌اشتباه گمان می‌بردند پایبندی به ولایت، مستلزم بریدن پیوند و قطع مراودات با اهل‌سنت است؛ درحالی‌که ائمه علیهم ‌السلام برخلاف این سیره امر می‌کردند.

امام صادق علیه ‌السلام در کلامی دقیق و تفصیلی به زید شحام، آداب معاشرت با سایر مسلمانان را چنین ترسیم می‌کنند: «یَا زَیْدُ خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ صَلُّوا فِی مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَکُونُوا الْأَئِمَّهَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أَحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا کَانَ أَسْوَأَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ: ای زید، با مردم به ‌مقتضای اخلاق پسندیده‌شان معاشرت کنید؛ در مساجدشان نماز بخوانید، بیمارانشان را عیادت کنید و در تشییع پیکر رفتگانشان حضور یابید، و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آنان باشید، چنین کنید؛ زیرا هرگاه چنین کنید، می‌گویند: اینان جعفری‌مذهب‌اند، خدا جعفر را رحمت کند که چه نیکو یارانش را تربیت کرده است. و اگر این امور را ترک کنید، می‌گویند: اینان جعفری‌اند، [با طعنه] جعفر چه بد یارانش را تربیت کرده است» (6).

این حدیث بیان می‌کند ائمه علیهم ‌السلام حضور در اجتماعات دینی و مردمی اهل‌سنت را وظیفه‌ای انسانی و اخلاقی برای نمایاندن چهرۀ مهرآمیز اسلام می‌دیدند. انزوای اجتماعی شیعیان موجب شعله‌ورشدن سوءظن‌ها می‌شود؛ درحالی‌که احوالپرسی از بیماران، شرکت در تشییع جنازه‌ها و همبستگی در مساجد، خط بطلانی بر تمامی اتهام‌های ساختگی علیه تشیع می‌کشد.

4. مفاسد اخلاقی، بی‌صداقتی در معاملات و بدعهدی

بزرگ‌ترین تبلیغ برای هر مکتب، تربیت انسان‌های صالح، امین و راست‌گوست. هرگاه مسلمانی مشاهده کند پیرو مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام در دادوستد خیانت می‌کند، وعده می‌شکند یا در امانت ناراستی روا می‌دارد، این فساد رفتاری را به مذهب او نسبت می‌دهد و مجموعۀ مکتب را فاقد پایبندی اخلاقی قلمداد می‌کند. بر همین اساس، امام باقر علیه ‌السلام در بیان معروف خود به جابر بن یزید جعفی، انتساب حقیقی به تشیع را تنها در گرو تقوا و رفتار پسندیده می‌دانند و خط بطلان بر ادعاهای بی‌عمل می‌کشند: «فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَهِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اللَّه‏ ... فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ أَحَدٍ قَرَابَهٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَکْرَمُهُمْ عَلَیْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِه: به خدا سوگند، شیعۀ ما نیست جز کسی که تقوای الهی پیشه کند و او را اطاعت نماید. ای جابر، آنان شناخته نمی‌شدند مگر با فروتنی، خشوع، امانت‌داری و یاد فراوان خداوند …؛ پس از خدا پروا کنید و برای آنچه نزد اوست عمل نمایید؛ میان خداوند و هیچ‌کس خویشاوندی نیست؛ محبوب‌ترین و گرامی‌ترین بندگان نزد خدای بزرگ، پرهیزکارترین آنان و کوشاترینشان در اطاعت اوست» (7).

بر این مبنا، سهل‌انگاری در احکام یقینی، بداخلاقی و عدم امانت‌داری نه‌تنها گناهی فردی، بلکه ضربه‌ای مستقیم به آبروی مذهب در چشم دیگر مذاهب است.

در حدیث دیگری امام علیه ‌السلام دربارۀ اخلاق مناسب شیعیان و نگاه اهل‌سنت چنین فرموده‌اند: «إِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَهَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی ع أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَهِ مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ ع فَیَکُونُ زَیْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَهِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِیرَهُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَهِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِیثِ: هرگاه فردی از شما در دینش پارسایی ورزد، راست بگوید، امانت را ادا کند و با مردم خوش‌رفتار باشد، می‌گویند: این شخص جعفری است؛ این سخن مرا شادمان می‌کند و سرور بر من وارد می‌سازد و می‌گویند: این است تربیت جعفر؛ اما اگر جز این باشد، گرفتاری و ننگ آن متوجه من می‌شود و می‌گویند: این ادب و تربیت جعفر است! به خدا سوگند، پدرم مرا حدیث کرد که در گذشته اگر مردی از شیعیان علی علیه‌ السلام در قبیله‌ای می‌زیست، مایه زینت آن قبیله بود: امانت‌دارترینشان، کوشاترینشان در ادای حقوق و راست‌گوترینشان در گفتار؛ وصیت‌ها و امانات مردم به او سپرده می‌شد و هرگاه از اهل قبیله درباره او می‌پرسیدند، می‌گفتند: کیست مانند فلانی؟! او امانت‌دارترین و راست‌گوترین ماست» (8).

5. افشای بی‌موقع معارف دشوار

آموزه‌های دینی و حقایق تاریخی درجات گوناگونی دارند؛ پاره‌ای از مباحث اختلافی و عمیق، نیازمند ظرفیت، بستر علمی و گفتگوی نخبگانی است. کشاندن مباحث حساسیت‌برانگیز کلامی به کوچه‌ها و بازارهای عمومی یا خطابه‌های عمومی و بدون در‌نظر‌گرفتن ظرفیت مخاطب (که در لسان روایات از آن به فاش‌کردن سرّ یاد شده است) یکی دیگر از ریشه‌های فتنه و بدبینی است.

امام صادق علیه السلام دربارۀ حرمت افشای نسنجیدۀ اسرار مذهب می‌فرمایند: «إِنَّ الْمُذِیعَ لِأَمْرِنَا کَالْجَاحِدِ لَه: همانا افشاکنندۀ [اسرار و معارف پنهانِ] امر ما، همانند انکارکنندۀ آن است» (9).

ترویج نسنجیده مفاهیم سرّی یا تحریک‌آمیز در برابر توده‌های جامعه، ناخواسته بستر نزاع، ریخته‌شدن خون مؤمنان و بدبینی پایدار علیه مذهب اهل‌بیت علیهم ‌السلام را رقم می‌زند. رعایت حکمت، زمان‌شناسی و حفظ آرامش عمومی در تعامل با جهان اسلام، یک فریضه دینی و عقلی است.

نتیجه:

تشیع بیش از آنکه در ادعا و شعار باشد، در اخلاق و شیوۀ برخورد با دیگران خلاصه می‌شود. ائمه اطهار علیهم ‌السلام راه جذب قلوب را در دشنام‌دادن یا کناره‌گیری از جامعه اسلامی نمی‌دیدند، بلکه آنها «راست‌گویی»، «امانت‌داری» و «حضور در میان سایر مسلمانان» را بزرگ‌ترین تبلیغ برای مذهب می‌دانستند. اگر امروز دیده می‌شود در بخشی از جهان اسلام بدبینی به مکتب اهل‌بیت علیهم ‌السلام وجود دارد، باید پیش از هر چیز در رفتارهای خود شیعیان بازنگری کرد. دوری از غلو، پرهیز از توهین به مقدسات دیگران و داشتن انصاف در زندگی، همان «ادب جعفری» است که می‌تواند چهره واقعی و نورانی تشیع را به تمام دنیا نشان دهد و پیوندهای برادری را دوباره زنده کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. انعام: 108.

2. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الأمالی؛ تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 400، ح 17.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏8، ص 8، ح 1.

4. محمد بن حسین شریف الرضی؛ نهج‌البلاغه؛ محقق/ مصحح: صبحی صالح؛ قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 323.

5. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ محقق/ مصحح: مهدی لاجوردى؛ تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏ 1، ص 304، ح 63.

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏ 1، ص 383، ح 1128.

7. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 74، ح 3.

8. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 636، ح 5.

9. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 224، ح 8.

اذکار توصیه شده برای برخی موقعیت ها در روایات اهل بیت علیهم السلام
آموزه‌های اهل‌بیت(ع) با ارائه اذکار و آداب مشخص برای تمامی شئون زندگی، ابزاری برای کسب آرامش روانی وتبدیل تمام لحظات عمر به فرصتی برای ارتباط مستمر با خداست.

پرسش:

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام ، برای برخی موقعیت‌ها و حالات شاخص زندگی مانند ورود و خروج، خواب‌وبیداری، سفر، بیماری، ترس و گرفتاری، چه اذکاری توصیه شده است؟

پاسخ:

زندگی انسان پر از اتفاقات گوناگون است؛ از لحظات آرام و معمولی گرفته تا سختی‌ها، بیماری‌ها و ناامیدی‌ها. هر انسانی در این مسیر پرپیچ‌وخم، به دنبال آرامش و راهی برای عبور از مشکلات است. در فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام، راهکارهای ساده و عملی برای مدیریت این لحظات وجود دارد. این ذکرها و دعاها، نه‌فقط کلماتی برای خواندن، بلکه ابزاری برای آرامش دل و حفظ ارتباط با خدا در هر شرایطی هستند؛ به‌طوری‌که می‌توان با کمک آن‌ها، تمام لحظات زندگی را به یاد خدا پیوند زد و به زندگی، رنگ‌وبوی خدایی داد.

 

۱. هنگام خواب (پایان روز)

خواب حالتی است که اختیار انسان به‌طور موقت از او گرفته می‌شود. به همین دلیل، توصیه‌ی اولیای دین این است که روز را با یاد خدا به پایان برسانید تا روح در آرامش باشد.

در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

«اجْعَلْ کُلَّ نَوْمِکَ آخِرَ عَهْدِکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ اذْکُرِ اللَّه‏ تَعَالَى بِقَلْبِکَ وَ لِسَانِکَ؛ (1)

هر خواب خود را آخرین پیوند با دنیا قرار ده و خدای متعال را با دل و زبانت یاد کن.»

در کنار این توجه قلبی، خواندن «تسبیحات حضرت زهرا (س)» قبل از خواب، از بهترین آداب است. (2)

 

۲. هنگام صرف غذا

غذا خوردن نعمتی است که نباید با غفلت و هیاهو همراه باشد. رعایت ادب این نعمت، بخشی از آداب زندگی مؤمنانه است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند:

«اذْکُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الطَّعَامِ وَ لَا تَلْغَطُوا فَإِنَّهُ نِعْمَهٌ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ وَ رِزْقٌ مِنْ رِزْقِهِ یَجِبُ عَلَیْکُمْ فِیهِ شُکْرُهُ وَ ذِکْرُهُ وَ حَمْدُهُ؛ (3)

هنگام غذا خوردن، خدای عزوجل را یاد کنید و سخن بیهوده (هیاهو) نکنید، چراکه غذا نعمتی از نعمت‌های خدا و روزیی از رزق اوست که بر شما واجب است در آن، شکر، یاد و حمد او را به‌جا آورید.»

در احادیث به گفتن ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم،» سفارش شده است. (4)

 

۳. هنگام اضطراب، ترس و چشم‌زخم

انسان گاهی دچار نگرانی‌های بی‌دلیل یا ترس از چشم‌زخم می‌شود. بهترین راه برای مقابله با این اضطراب‌ها، توکل بر اراده‌ی خداست. امام صادق علیه‌السلام درباره چشم‌زخم فرموده‌اند:

«الْعَیْنُ حَقٌّ وَ لَیْسَ تَأْمَنُهَا مِنْکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ لَا مِنْکَ عَلَى غَیْرِکَ فَإِذَا خِفْتَ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ فَقُلْ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ثَلَاثاً؛ (5)

چشم‌زخم حقیقت دارد و نه تو نسبت به خود و نه دیگری نسبت به تو از آن در امان نیست؛ پس هرگاه از این مورد ترسیدی، بگو: آنچه خدا خواست [همان شود،] هیچ نیرویی جز به خدای والامرتبه و بزرگ نیست.»

البته برای این موقعیت مخصوصاً چشم‌زخم ادعیه و اذکار مختلفی در روایات بیان شده است که فقط یک مورد از آن‌که در روایات مورد تأکید قرار گرفته، اشاره گردید.

 

۴. هنگام سفر

سفر به‌دلیل دور شدن از فضای امن خانه، نیازمند مراقبت بیشتری است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در توصیه‌ای به فرزندشان محمد بن حنفیه می‌فرمایند که مروت (جوانمردی) انسان در سفر، به رعایت حال همراهان و یاد مداوم خدا بستگی دارد:

«أَمَّا مُرُوءَهُ السَّفَرِ فَبَذْلُ الزَّادِ وَ قِلَّهُ الْخِلَافِ عَلَى مَنْ صَحِبَکَ وَ کَثْرَهُ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ مَصْعَدٍ وَ مَهْبَطٍ وَ نُزُولٍ وَ قِیَامٍ وَ قُعُودٍ؛ (6)

مروت در سفر یعنی بخشیدن توشه، مدارا با همراهان و بسیار یاد کردن خدای عزوجل در هر فراز و نشیب و هنگام نشستن و برخاستن.»

در این روایت ذکر خاصی بیان نشده، پس هر ذکری را می‌توان در این حالت گفت.

علاوه بر این توصیه، در منابع روایی برای آغاز سفر، آدابی چون خواندن سوره‌های حمد، آیه‌الکرسی، پرداخت صدقه، خواندن دعای سفر «اللَّهُمَّ احْفَظْنِی وَ احْفَظْ مَا مَعِی وَ سَلِّمْنِی وَ سَلِّمْ مَا مَعِی وَ بَلِّغْنِی وَ بَلِّغْ مَا مَعِی بِبَلَاغِکَ الْحَسَنِ لَحَفِظَهُ اللَّهُ وَ حَفِظَ مَا مَعَهُ وَ سَلَّمَهُ وَ سَلَّمَ مَا مَعَهُ وَ بَلَّغَهُ اللَّهُ وَ بَلَّغَ مَا مَعَه‏‏» (7) سفارش شده است تا مسافر در سایه‌ی لطف الهی از خطرات راه در امان بماند.

 

۵. هنگام عصبانیت

خشمِ کنترل‌نشده، عقل را تعطیل می‌کند. اهل‌بیت علیهم‌السلام برای مدیریت این هیجان، خواندن این دعا را سفارش کرده‌اند که فرد را به آرامش و راه درست برمی‌گرداند:

«اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی غَیْظَ قَلْبِی وَ اغْفِرْ لِی ذَنْبِی وَ أَجِرْنِی مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ أَسْأَلُکَ بِرِضَاکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ سَخَطِک‏؛ (8)

خدایا! خشم قلبم را برطرف کن، گناهم را ببخش و مرا از فتنه‌های گمراه‌کننده حفظ کن. رضایتت را می‌خواهم و از خشمت به تو پناه می‌برم.»

 

۶. هنگام مریضی

بیماری فرصتی برای فروتنی در برابر خداست. سیره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هنگام مشاهده کوچک‌ترین جراحت یا بیماری در بدن این بود که به خدا پناه ببرند:

«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله إِذَا رَأَى فِی جِسْمِهِ بَثْرَهً عَاذَ بِاللَّهِ وَ اسْتَکَانَ لَهُ وَ جَارَ إِلَیْهِ؛ (9)

پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هرگاه در بدن مبارکش جوش می‌زد به خدا پناه می‌برد و به او التجا می‌کرد.»

پناه بردن به خداوند متعال می‌تواند با ذکر «اعوذ بالله»باشد.

 

7. هنگام تنگی معیشت

تنگنای مالی و اضطراب افراد از بحران‌های طاقت‌فرساست که ممکن است آدمی را به‌سوی ناامیدی یا راه‌های نامشروع بکشاند. روایات، راه‌حل گشایش را در اصلاح باطن و زدودن موانع گناه از طریق توبه و استغفار مستمر می‌داند. قرآن کریم دراین‌باره می‌فرماید:

«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْرارا وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِین‏؛ (10)

پس [به آنان] گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است؛ تا باران‌های پربرکت آسمان را پی‌درپی بر شما فرو فرستد و شمارا با اموال و فرزندان یاری و تقویت کند.»

در امتداد همین نگاه قرآنی، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرموده‌اند:

«مَنْ أَکْثَرَ الِاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَ مِنْ کُلِّ ضِیقٍ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب‏؛ (11)

هر کس استغفار را بسیار گوید، خدای عزوجل برای او از هر غم و اندوهی گشایش و از هر تنگنایی راه خروجی قرار می‌دهد و او را از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌بخشد.»

 

۸. در خلوت (تنهایی)

خلوت، صحنه امتحان است. بسیاری از گناهان در تنهایی رخ می‌دهند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله یک دستورالعمل ساده و طلایی برای اوقات تنهایی دارند:

إِذَا خَلَوْتَ فَأَکْثِرْ ذِکْرَ اللَّه‏. (12)

هرگاه تنها شدی، خدا را بسیار یاد کن.

در این روایت، ذکر خاص و ویژه‌ای بیان نشده است، پس هر ذکری را می‌توان در این حالت بر زبان جاری ساخت. یاد خدا در خلوت، نه‌تنها ذهن را از افکار منفی پاک می‌کند، بلکه انسان را در برابر لغزش‌ها بیمه می‌کند و تنهایی را به محلی برای آرامش و رشد تبدیل می‌نماید.

 

۹. هنگام ورود و خروج از منزل

خانه پناهگاه انسان و محل آرامش اوست و خروج از آن، ورود به صحنه‌ی اجتماع و تلاطم‌های روزمره است. اهل‌بیت علیهم‌السلام آموخته‌اند که این جابه‌جایی نیز باید با یاد خدا بیمه شود. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه‌السلام إِذَا خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ یَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ بِسْمِ اللَّهِ وَلَجْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ؛ (13)

چون امام باقر علیه‌السلام از خانه‌اش بیرون می‌رفت می‌فرمود: به نام خدا خارج شدم و به نام خدا داخل می‌شوم و بر خدا توکل کردم و هیچ نیرو و قدرتی جز از سوی خداوند والامرتبه و بزرگ نیست.»

در پایان باید تذکر داد که روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام در بیان ثواب و گشایش این ذکرها، نویدبخش رحمت و فضل خداوند بوده و به معنای تضمین قطعی و فوری نیستند. گاهی مصلحت و حکمت الهی به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد یا مانعی در مسیر اجابت هست؛ بنابراین، هدف اصلی از خواندن این دعاها، رسیدن حتمی به یک نتیجه‌ی مادی نیست، بلکه این‌ها ابراز بندگی، گفتگو با پروردگار، امید داشتن به مهربان، مصلحت و رحمت او هستند.

 

نتیجه

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، برای بسیاری از حالات انسان مانند خواب، خوردن غذا، اضطراب، هنگام سفر، عصبانیت، مریضی، تنگی معیشت و هنگام قرار گرفتن در خلوت ذکرهایی بیان شده است. با مرور این دستورالعمل‌ها مشخص می‌شود که یاد خدا، فقط مخصوص زمان‌های عبادت نیست. وقتی انسان هنگام خشم، مریضی، سفر یا حتی غذا خوردن از این ذکرها استفاده می‌کند، درواقع خودش را به قدرت بی‌نهایت خداوند می‌سپارد. نتیجه‌ی این ارتباط همیشگی، داشتن قلبی آرام، روحیه‌ای قوی در برابر مشکلات و رسیدن به لذت بندگی در تمام لحظات عمر است. البته باید دانست که این دعاها و ذکرها، فرمول جادویی یا تضمین صددرصدی برای رسیدن فوری به خواسته‌های دنیایی نیستند؛ بلکه مؤمن با خواندن آن‌ها، بندگی خود را نشان می‌دهد، به لطف و حکمت خدا امیدوار می‌شود و روح خود را در برابر سختی‌ها صبور و آرام نگه می‌دارد.

 

پی‌نوشت‌ها

1. منسوب به حضرت جعفر بن محمد، امام ششم علیه‌السلام، مصباح الشریعه، محقق / مصحح: ندارد، بیروت‏: اعلمی، 1400 ق‏، ص 46.

2. طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، مصحح: یزدى طباطبایى، فضل‏الله‏، تهران: ناصرخسرو، 1372 ه. ش‏، ج‏8، ص 561.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 296، ح 23.

4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 295، ح 20.

5. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 386.

6. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏1، ص 54، ح 71.

7. ابن‌طاووس، على بن موسى‏، الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، محقق / مصحح: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام‏، قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام‏، 1409 ق‏، ص 104.

8. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 350.

9. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 357.

10. سوره‌ی نوح، آیه 10 و 11.

11. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، محقق / مصحح: ندارد، تهران: مکتبه النینوى الحدیثه، بی‌تا، ص 228.

12. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار (للشعیری)، محقق / مصحح: ندارد، نجف: مطبعه حیدریه، بی‌تا، ص 182.

13. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ق‏، ج‏2، ص 351، ح 36.

صلوات برای پیامبر و اهل‌بیت علیهم السلام و اثرش برای آنان
صلوات فرای از ارتقای مقام پیامبر و اهل‌بیت، ابزاری برای رشد معنوی، استجابت دعا و گشایش امور مؤمنان است.

پرسش:

آیا پیامبر صلی الله علیه و‌آله و اهل‌بیت علیهم السلام نیاز به صلوات و درود دارند؟ صلوات چه اثری برای آنان دارد؟

پاسخ:

صلوات بر پیامبر و خاندان ایشان در واقع دعایی است که به صورت ذکر و مکرر نیز انجام می‌شود. مشروعیت صلوات و درود‌فرستادن بر نبی خدا صلی الله علیه و‌آله را می‌توان از قرآن به دست آورد که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا: همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان، بر او درود فرستید و آن‌گونه که شایسته است، تسلیم او باشید» (1). البته فقیهان از این آیه وجوب شرعی را برداشت نکرده‌اند؛ چرا‌که روایاتی بر اختیاری‌بودن آن وجود دارد (2). اما میزان ارشاد و سفارش به این عمل خیر بسیار روشن و بالاست؛ چون در ابتدای آیه، صلوات‌فرستادن مؤمنان مستند به رفتار خدا و فرشتگان می‌شود و سپس به مؤمنان توصیه شده است. از روایات نیز چنین بر‌می‌آید که لازم است در کنار رسول‌الله، اهل‌بیت ایشان نیز به این دعا محلق شوند (3). در نوشتار حاضر به این مسئله پرداخته می‌شود که این دعا افزون بر فوایدی که برای دعا‌کننده دارد، برای پیامبر و اهل‌بیت ایشان نیز فایده‌ای دارد.

الف) فایده برای دعا‌کننده

صلوات یک دعاست و از خدواند درخواست می‌شود؛ ازاین‌رو در نگاه نخست باید برای دعا‌کننده سودمند باشد. در روایات متعددی به این نکته اشاره شده است که دعای صلوات برای دعا‌کننده فایده‌مند است؛ مانند: «... وَ إِنَّمَا ‌صَلَوَاتُنَا عَلَیْهِ رَحْمَةٌ لَنَا وَ قُرْبَة» (4).

در این روایت، جناب صفوان بن یحیی از قول امام رضا علیه السلام گزارش می‌کند که حضرت درباره صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و‌آله فرمودند: «درود ما بر او رحمت و تقرّبی در حقّ خود ماست».

بنابراین در گام نخست، دعای صلوات وسیله‌ای برای تقرب مؤمنان به خداوند است. فایده‌های دیگری نیز در روایات برای صلوات بیان شده است؛ مانند: «کُلُّ دُعَاءٍ یُدْعَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: هر دعایی که به ‌وسیله‌ آن خداوند عزّوجلّ خوانده می‌شود، به آسمان نمی‌رسد و میان زمین و آسمان باقی می‌ماند تا آنکه بر محمّد و آل محمّد درود فرستاده شود» (5).

بنابراین سودمندی صلوات برای فرستندۀ آن در جایگا هیک دعا می‌تواند ثمره‌های مادی و معنوی درخور توجهی داشته باشد که کلمات و توصیه‌های معصومان علیهم السلام در‌این‌باره فراوان است.

ب) سودمندی برای اهل‌بیت علیهم السلام

در برخی روایات برای اهل‌بیت علیهم السلام نشانه‌هایی از رشد و تکامل مستمر در علم برزخ گزارش شده است (6) که می‌تواند در حوزه معنویات و ارتقای مراتب و درجات نورانی و نامتناهی نیز جریان داشته باشد. بر این اساس، درود‌فرستادن و دعا‌کردن برای ایشان می‌تواند در عالم برزخ برای ایشان سودمند باشد و موجب ارتقای درجات ایشان شود؛ برای نمونه در مسائلی مانند گستره میزان شفاعت و ... اثرگذار باشد. اما در روایاتی این صلوات و اثرات آن معنا شده است؛ مانند: «... عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً فَقَالَ ص تَزْکِیَتُهُ لَهُ فِی السَّمَاءِ قُلْتُ مَا مَعْنَى تَزْکِیَهِ اللَّهِ إِیَّاهُ قَالَ زَکَّاهُ بِأَنْ بَرَّأَهُ مِنْ کُلِّ نَقْصٍ وَ آفَهٍ یَلْزَمُ مَخْلُوقاً قُلْتُ فَصَلَاهُ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ یُبَرِّءُونَهُ وَ یُعَرِّفُونَهُ‏ بِأَنَّ اللَّهَ قَدْ بَرَّأَهُ مِنْ کُلِّ نَقْصٍ هُوَ فِی الْمَخْلُوقِینَ مِنَ الْآفَاتِ الَّتِی تُصِیبُهُمْ فِی بُنْیَهِ خَلْقِهِمْ فَمَنْ عَرَفَهُ وَ وَصَفَهُ بِغَیْرِ ذَلِکَ فَمَا صَلَّى عَلَیْهِ ...: عبدالرّحمن ‌بن‌ کثیر گوید از حضرت صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ شریفۀ "إِنَّ اللهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا" پرسیدم. فرمودند: مراد تزکیه آن حضرت در آسمان است. پرسیدم: مراد از تزکیه چیست؟ فرمودند: پیامبر را پاک نموده و از هرگونه نقص و آفتی که دیگر مخلوقات مبتلا به آن هستند، در امان نگه داشته است. پرسیدم مقصود از صلوات مؤمنان چیست؟ فرمودند: مؤمنان نیز پیامبر را مبرّا دانسته و به وی معرفت دارند که خداوند تعالی وی را از هرگونه نقص و آفتی که در مخلوقات دیگر است، پاک نموده است؛ پس هرکس به این امر معرفت داشته باشد، ولی حضرت را به غیر آن توصیف کند، درحقیقت بر آن حضرت صلوات نفرستاده است ...».

بر اساس این روایت، صلوات نوعی اعلان یا سبب تزکیه و دور‌شدن بدی‌ها از اهل‌بیت علیهم ‌السلام است و طبق بیان حضرت، در حوزه معنوی برای این دعا آثاری قرار داده شده است. همچنین در برخی از روایات صلوات به‌مثابۀ نشانه‌ای از میثاق مؤمنان با ولایت است که در عالم ذر اتفاق افتاده و ابزار این اعلام وفاداری، درود‌فرستادن به اهل‌بیت علیهم السلام است؛ همانند: «مَنْ صَلَّی عَلَی النَّبِیِّ وَ آلِهِ فَمَعْنَاهُ: أَنِّی أَنَا عَلَی الْمِیثَاقِ وَ الْوَفَاءِ الَّذِی قَبِلْتُ حِینَ قَوْلِهِ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی: امام صادق علیه السلام فرمودند هر کسی که به رسول خدا و خاندان او درود فرستد، به این معناست که من به آن پیمان و عهدی که با خداوند بستم به هنگامی‌ که فرمود: "آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری" هنوز پایبندم» (7).

صلوات نشانه و ابزار ولایت‌پذیری مؤمنان است و شاخص‌بودن در موضوعات دیگر نیز وجود دارد؛ مانند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: إِذَا ذُکِرَ النَّبِیُّ ص فَأَکْثِرُوا الصَّلَاةَ عَلَیْهِ فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِیِّ ص صَلَاةً وَاحِدَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ أَلْفَ صَلَاةٍ فِی أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلَائِکَةِ وَ لَمْ یَبْقَ شَیْ‏ءٌ مِمَّا خَلَقَهُ اللَّهُ إِلَّا صَلَّى عَلَى الْعَبْدِ لِصَلَاةِ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ صَلَاةِ مَلَائِکَتِهِ فَمَنْ لَمْ یَرْغَبْ فِی هَذَا فَهُوَ جَاهِلٌ مَغْرُورٌ قَدْ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ: امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسی یک ‌بار بر رسول خدا صلی الله علیه و‌آله درود فرستد، خداوند هزار مرتبه در هزار صف از فرشتگان بر او درود می‌فرستد و تمام موجودات خداوند به دلیل درود‌فرستادن خداوند و فرشتگانش بر آن بنده، بر او درود می‌فرستند. پس هر کسی رغبتی به درودفرستادن بر رسول خدا صلی الله علیه و‌آله نداشته باشد، نادان و مغرور است و خداوند و رسول خدا و نیز اهل‌بیت رسول خدا از او برائت می‌جویند» (8).

بی‌رغبتی در صلوات‌فرستادن صف محبان و غیر‌محبان را جدا می‌کند و رذایل اخلاقی همچون جهل و غرور را برای چنین افرادی به رخ می‌کشد. بنابراین فرستادن صلوات افزون بر سودمندی که برای خود فرد دارد، صف مؤمنان واقعی را از مدعیان در نظر اهل‌بیت علیهم السلام روشن می‌کند.

نتیجه:

دعای صلوات که در قالب ذکر نیز تکرار می‌شود، فواید مادی و معنوی درخور توجهی دارد. بخشی از فواید به دعا‌کننده اختصاص دارد؛ مانند اینکه سبب تقرب یا استجابت دعای او می‌شود؛ بخشی نیز به پیامبر و اهل‌بیت علیهم السلام اختصاص دارد که موجب ارتقای درجات معنوی ایشان یا ابزاری برای تفکیک و تشخیص موالیان آنها خواهد بود. با این حال، صلوات بیش از آنچه برای حضرات آورده داشته باشد، برای مؤمنان مفید است؛ درواقع ابزار رشد و ارتقای و گشایش برای مؤمنان است.

پی‌نوشت‌ها:

1. احزاب: 56.

2. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: اسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۴۹۲.

3. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 495.

4. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 654.

5. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 493.

6. ر.ک: «بَابٌ فِی أَنَّ الْأَئِمَّةَ ع یَزْدَادُونَ فِی لَیْلَةِ الْجُمُعَة» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 1، ص 253).

7. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ معانی الأخبار؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق، ص 116.

8. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 492.

مؤلفه‌ها و مبانی حفظ وحدت در روایات اهل‌بیت علیهم السلام
وحدت اسلامی با محوریت اشتراکات اعتقادی (توحید، نبوت، قرآن، قبله)، در مکتب اهل‌بیت (ع) بر حفظ انسجام و پرهیز از تفرقه استوار است.

پرسش:

در روایات اهل‌بیت علیهم السلام، چه مبانی و مؤلفه‌هایی برای حفظ وحدت میان مسلمانان بیان شده است؟

پاسخ:

وحدت و انسجام امت اسلامی از برجسته‌‌ترین آموزه‌‌های قرآن کریم و سیرۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل‌بیت علیهم السلام است. در روایات اهل‌‌بیت علیهم ‌السلام، وحدت امت اسلامی از جایگاه بسیار والایی برخوردار است. وحدت امت اسلامی هم به‌مثابۀ بنیان اعتقادی و هم تکلیف عملی برشمرده شده است. ائمه علیهم السلام با محور قرار‌دادن قرآن و سنت نبوی، همواره از بروز تفرقه در پیکره امت جلوگیری می‌‌کردند و مبانی و مؤلفه‌‌های متعددی برای حفظ آن بیان کرده‌اند. در این نوشتار به مهم‌‌ترین مبانی و مؤلفه‌‌ها پرداخته می‌شود.

الف) معنای وحدت مسلمانان

وحدت مسلمانان به معنای همبستگی مسلمانان بر اساس مشترکات اعتقادی و عملی است. این مفهوم اصلی‌‌ترین نمونه در اندیشه تقریب مذاهب اسلامی است. گفتنی است وحدت به معنای لغو تفاوت‌‌های مذهبی نیست، بلکه به معنای همکاری در امور مشترک، احترام متقابل و ایجاد حس برادری با وجود حفظ تفاوت‌‌هاست. از دیدگاه شیعیان، اهمیت وحدت مسلمانان در اصول اخلاق اسلامی و دستورات ائمه علیهم السلام بر روابط صمیمی مسلمانان ریشه دارد (1). رهبر شهید امام خامنه‌ای نیز وحدت را در دو محور می‌‌دانند: «همکاری مذاهب اسلامی در برابر دشمنان اسلام و تلاش برای نزدیک‌‌شدن دیدگاه‌‌ها و ایجاد تفاهم میان مذاهب» (2).

ب) مبانی وحدت

مبانی وحدت میان مسلمانان بر اساس منابع دینی را می‌‌توان در محورهای زیر دسته‌‌بندی کرد:

1. خدای واحد

«توحید» مهم‌‌ترین مبنای وحدت در اسلام و مرکز نظام اعتقادی امت اسلامی است. قرآن کریم نخستین نقطۀ مشترک برای گفت‌گو و وحدت را پرستش خدای یگانه معرفی می‌‌کند و اهل کتاب را به «کلمه‌‌ای مشترک» یعنی عبادت خدای واحد و دوری از شرک دعوت می‌‌نماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ: بگو ای اهل کتاب، بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما بعضی دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد. هرگاه [از این دعوت] سر باز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» (3). این مسئله درباره مسلمانان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا از نظر فقه اسلامی، شیعه و اهل‌سنت در اصل توحید و شهادتین یعنی «لا إله إلا الله، محمد رسول‌الله» مشترک‌‌اند و همین اشتراک، اساس هم‌‌کیشی و تعلق به امت اسلامی است (4).

امام علی علیه السلام نیز دین الهی را محور برادری مسلمانان می‌‌دانند: «وَ إِنَّمَا أَنْتُمْ‏ إِخْوَانٌ‏ عَلَى دِینِ اللَّهِ مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِر: شما بر مبناى دین خدا برادر هستید، چیزى جز آلودگى درون‌ها و بدى نیّت‌ها شما را از هم جدا نکرده است» (5). بنابراین ایمان به خدای واحد و اشتراک در دین الهی می‌‌تواند پایه‌‌ای برای برادری و وحدت مسلمانان باشد و اختلاف‌های مذهبی نباید این اصل مشترک را از میان ببرد.

2. نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

نبوت حضرت محمد صلی‌ الله ‌علیه ‌وآله در جایگاه آخرین پیامبر الهی، یکی از مهم‌‌ترین و محکم‌‌ترین نقاط مشترک میان شیعه و سنی و محور وحدت امت اسلامی است. همۀ مسلمانان بر حجیت قرآن و سنت پیامبر صلی‌ الله ‌علیه ‌و‌آله و ضرورت پیروی از تعالیم ایشان اتفاق‌نظر دارند. قرآن کریم اطاعت از خدا و پیامبر صلی‌ الله ‌علیه ‌وآله را موجب اتحاد، قدرت و جلوگیری از اختلاف می‌‌داند: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَاب: آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]؛ و از آنچه نهی کرده، خودداری نمایید؛ و از [مخالفت] خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است» (6). همچنین قرآن، مسلمانان را در هنگام بروز اختلاف به رجوع به خداوند و پیامبر صلی‌ الله ‌علیه ‌و‌آله دعوت می‌‌کند: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُول إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً: هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله بازگردانید [و از آنها داوری بطلبید]؛ اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این [کار] برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است» (7). بنابراین پیروی از پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله و پایبندی به سنت و تعالیم ایشان، نقش اساسی در ایجاد وحدت، همبستگی و جلوگیری از تفرقه میان مسلمانان دارد.

امام علی علیه السلام در خطبۀ یکم نهج‌البلاغه، وضعیت پیش از اسلام را پراکندگی، کینه‌های قبیله‌ای، آتش اختلاف و از‌هم‌گسیختگی تصویر می‌کند؛ سپس بعثت پیامبر صلی‌ الله ‌علیه ‌و‌آله را عامل یک‌دستی امت بیان می‌کنند (8).

3. کتاب واحد

شیعه و اهل‌سنت در پذیرش قرآن به‌‌مثابۀ کلام خدا، معجزۀ جاوید پیامبر صلی الله علیه و‌آله و مهم‌‌ترین منبع تشریع اتفاق‌نظر دارند؛ از‌این‌‌رو قرآن زبان مشترک گفتگوی میان مسلمانان و محور وحدت آنان است. قرآن کریم مسلمانان را به وحدت و پرهیز از تفرقه دعوت می‌‌کند و اتحاد را نعمتی الهی می‌‌داند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ: و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت [بزرگِ] خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید؛ و او میان دل‌های شما، الفت ایجاد کرد؛ و به برکتِ نعمتِ او برادر شدید؛ و شما بر لبِ حفره‌‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد. این‌چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌‌سازد تا شاید پذیرای هدایت شوید» (9). این آیۀ شریفه بر چنگ‌زدن همگانی به ریسمان الهی تأکید دارد و «حبل‌‌الله» در برخی روایات به قرآن تفسیر شده است (10).

4. قبلۀ واحد

کعبه برای مسلمانان جهان نمادی مشترک از وحدت و همبستگی است؛ آنان در نماز رو به سوی آن می‌ایستند و در حج گرد آن طواف می‌کنند. کعبه به تعبیر حضرت علی علیه السلام، پرچم اسلام است: «جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلَامِ‏ عَلَماً: خداوند کعبه را پرچم اسلام قرار داده است» (11). نماز جماعت، نماز جمعه و نماز عید نیز با قراردادن مسلمانان در صفوف مشترک، موجب تقویت روحیۀ همدلی و برادری می‌شود. حج نیز گردهمایی بزرگ مسلمانان جهان است که موجب آشنایی، نزدیکی و استحکام پیوند میان آنان و تقویت قدرت امت اسلامی می‌‌شود. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «فَرَضَ اللَّهُ …وَ الْحَجَّ [تَقْوِیَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّینِ: فلسفۀ حج، تقویت دین است» (12). بنابراین قبلۀ واحد، نماز و حج از مهم‌‌ترین عوامل عملیِ ایجاد وحدت، همبستگی و برادری میان مسلمانان به شمار می‌روند (13).

ج) مؤلفه‌‌های حفظ وحدت اسلامی

مؤلفه‌‌های حفظ وحدت اسلامی و تعامل شیعه و اهل‌سنت یا تعامل با عموم مسلمانان و پرهیز از تفرقه بر اساس منابع دینی به شرح زیر تبیین می‌شود:

1. «تقیه» عامل وحدت و حفظ خون مسلمانان

«تقیه» یکی از کلیدی‌‌ترین مؤلفه‌‌های ذکرشده در روایات برای حفظ کیان اسلام و جلوگیری از تفرقه و ریخته‌شدن خون مسلمانان است. اهل‌بیت علیهم السلام تقیه را سپری برای خود و شیعیان معرفی کرده‌‌اند تا در محیط‌‌های پر‌تنش، وحدت ظاهری امت حفظ شود. در فهرست کتب روایی، بابی مستقل تحت عنوان «التقیه» (19) و «وُجُوبِ التَّقِیَّةِ مَعَ الْخَوْفِ إِلَى خُرُوجِ صَاحِبِ الزَّمَانِ ع»‏ (20) وجود دارد که نشان‌‌دهنده اهمیت این اصل در تعاملات اجتماعی و سیاسی آن زمان است.

2. مدارا و نرم‌‌خویی با مخالفان (مداراة النواصب)

روایات اهل‌بیت علیهم السلام بر لزوم مدارا با دشمنان و مخالفان فکری تأکید می‌کنند تا از تنش‌‌های فرقه‌‌ای کاسته شود. این رویکرد سبب قطع‌نشدن پل‌‌های ارتباطی با سایر گروه‌‌های اسلامی می‌شود. در تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام، بخشی با عنوان «مداراة النواصب: مدارا با دشمنان اهل‌بیت علیهم السلام» ذکر شده است (21). این موضوع نشان می‌‌دهد استراتژی اهل‌بیت علیهم السلام حتی در برابر کسانی که دشمنی آشکار دارند، مدارا و پرهیز از درگیری مستقیم و تفرقه‌‌افکن بوده است. مدارا در برابر اختلاف‌های فکری و فقهی به‌ جای برخورد قهری و توهین، زمینه هم‌‌زیستی مسالمت‌‌آمیز میان شیعه و سنی را فراهم می‌آورد؛ همان‌گونه که امام علی علیه ‌السلام با وجود داشتن دلایل محکم برای مطالبه حق خود، سکوت و مدارا را به منظور جلوگیری از بازگشت مردم به کفر و برهم‌خوردن نظم دینی ترجیح دادند (22).

3. همبستگی شیعه با سایر مسلمانان

احادیث فراوانی از ائمه علیهم ‌السّلام در توجیه چگونگی معاشرت شیعه با اهل‌‌سنّت در کتب روایی شیعه نقل شده است. شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه بابی را به این موضوع اختصاص داده است: «بَابُ وُجُوبِ‏ عِشْرَةِ النَّاسِ‏ حَتَّى الْعَامَّةِ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ وَ الصِّدْقِ وَ اسْتِحْبَابِ عِیَادَةِ الْمَرْضَى وَ شُهُودِ الْجَنَائِزِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ الصَّلَاةِ فِی الْمَسَاجِد: واجب‌بودن معاشرت با مردم، حتّی اهل‌‌سنت؛ بدین ترتیب که امانت آنان را ادا کنید و به سود آنان شهادت دهید و به راست‌گویی با آنان پایبند باشید. مستحب است که مریض‌‌های آنان را عیادت، جنازه‌‌های آنان را تشییع و با همسایگان رفتار نیکو و در مساجد حضور داشته باشید» (23). در این باب ده روایت در‌این‌باره نقل شده است. معاویه بن وهب گوید از ایشان (امام علیه اسلام) پرسیدم: سزاوار است رفتار ما میان خود و آنان که معاشرت داریم، چگونه باشد؟ در‌حالی‌که «لَیْسُوا عَلَی اَمْرِنَا: بر اعتقاد ما شیعیان نیستند». فرمود: «تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ: نگاه کنید به امامان خود، آنان که از آنها پیروى می‌کنید و هر طور آنها رفتار کنند، شما نیز همان‌طور رفتار کنید. به خدا سوگند، آنها عیادت بیمارانشان را می‌کنند و بر سر جنازه‌‌هایشان حاضر می‌گردند و به سود و زیان آنها گواهى می‌دهند و امانت‌هاى آنها را به آنها رد می‌کنند» (24).

4. اصلاح ذات‌‌البین و پرهیز از بغی و عدوان

قرآن کریم برای حل اختلاف میان مسلمانان، بر اصلاح ذات‌‌البین، بازگشت به فرمان خدا و برقراری عدالت تأکید می‌‌کند: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتی‏ تَبْغی‏ حَتَّى تَفی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ: و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتی دهید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت [و زمینه صلح فراهم شد]، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست می‌‌دارد» (25).

در آموزه‌‌های اهل‌‌بیت علیهم السلام نیز اصلاح روابط و نزدیک‌کردن مردم به یکدیگر از ارزش‌‌های مهم برشمرده شده است؛ از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا: صدقه‌اى که خدا آن را دوست دارد، عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‌شان تیره شد و نزدیک‌کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند» (26). در برخی روایات، پاداش اصلاح‌‌گری میان مؤمنان از نماز و روزه مستحبی نیز برتر شمرده شده است. امام علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز نقل فرموده‌اند: «صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ: اصلاح اختلاف‌ها از تمامى نمازها و روزه‌ها برتر است» (27).

اصلاح ذات‌‌البین به اختلاف‌های شخصی اختصاص ندارد، بلکه در اختلاف‌های مذهبی و فرقه‌‌ای نیز هر اقدامی که کدورت‌‌ها را بزداید و صفوف را به هم نزدیک کند، در همین چارچوب قرار می‌‌گیرد.

5. پرهیز از نزاع، جدال و تفرقه‌‌افکنی

در روایات افزون بر نکوهش از جدال و مراء (ستیزه‌‌گری کلامی)، آن را آفت ایمان و دین خوانده‌اند؛ همچنین از عواملی مانند غیبت، بدگویی، تحقیر و برچسب‌‌زدن که صفوف مسلمانان را می‌‌شکافد، نهی شده است. پرهیز از مجادله‌‌های بی‌‌حاصل و اهانت به باورهای یکدیگر از مهم‌‌ترین موانع تفرقه است؛ همان دستوری که قرآن کریم این‌گونه بدان‌ اشاره می‌کند: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ: [به معبود] کسانی که غیر خدا را می‌‌خوانند، دشنام ندهید؛ مبادا آنها [نیز] از روی [ظلم و] جهل، خدا را دشنام دهند» (28).

افزون بر این، در روایات نکوهش مراء نیز نقل شده است؛ از جمله امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل فرمود: «إِیَّاکُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا یُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ یَنْبُتُ عَلَیْهِمَا النِّفَاقُ: از مجادله و ستیزه بپرهیزید که دل‌هاى دوستان و برادران را بیمار کنند و نفاق رویانند» (29). همچنین فرمودند: «إِیَّاکُمْ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تَشْغَلُ الْقَلْبَ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ وَ تَکْسِبُ الضَّغَائِن: از ستیزه و دشمنى بپرهیزید؛ زیرا دل را به خود مشغول و نفاق پدید مى‌‌آورد و سبب کینه‌‌توزى مى‌‌شود» (30).

نتیجه:

مبانی وحدت اسلامی بر چهار محورِ مشترک میان همۀ مسلمانان (شیعه و سنی) عبارت است از:

1. توحید (خدای واحد): قرآن نخستین نقطۀ اشتراک را «پرستش خدای یگانه» معرفی می‌‌کند و امت را «امت واحده» می‌خواند. اخوت اسلامی بر ایمان به خدای واحد استوار است، نه بر پیوند قومی یا نژادی.

2. نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله: اعتقاد به نبوت خاتم صلی الله علیه وآله و حجیت سنت او در منابع شیعه و سنی مسلّم است؛ از‌این‌رو آن حضرت برجسته‌‌ترین نقطۀ اشتراک فریقین است.

3. قرآن کریم: قرآن تنها منبعی است که شیعه و سنی با چنین گستردگی بر آن اتفاق دارند؛ ازاین‌رو هر دو مذهب در استدلال‌های خود به آن تمسک می‌‌جویند.

4. قبلۀ واحد: نماز رو به یک قبله و حج، جلوه‌‌های عملی همدلی و اقتدار مسلمانان است؛ کعبه «پرچم اسلام» و نماد یگانگی امت است و حج وسیلۀ تقویت دین و پیوند مسلمانان.

مؤلفه‌‌های حفظ وحدت اسلامی عبارت‌اند از:

1. رعایت تقیه: برای حفظ جان مسلمانان و جلوگیری از فتنه‌های داخلی؛

2. مدارا با مخالفان: پرهیز از درگیری لفظی و عملی با دشمنان و نواصب؛

3. همبستگی شیعه با سایر مسلمانان: واجب‌بودن معاشرت با مردم، حتّی اهل‌‌سنت؛ بدین‌ترتیب که امانت آنان را ادا کنید و به سود آنان شهادت دهید؛

4. اصلاح ذات‌‌البین: تلاش فعالانه برای آشتی‌دادن گروه‌های متخاصم مسلمان و بازگشت به عدالت پس از درگیری؛

5. پرهیز از نزاع، جدال و تفرقه‌‌افکنی: روایات از جدال و مراء (ستیزه‌‌گری کلامی) به‌‌شدت نکوهش کرده‌اند و آن را آفت ایمان و دین خوانده‌اند.

این اصول نشان می‌ دهد که مکتب اهل‌بیت علیهم السلام، ضمن حفظ هویت اعتقادی خاص خود، راهکارهای عملی برای هم‌‌زیستی مسالمت‌‌آمیز و حفظ کیان کلی امت اسلام ارائه داده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. https://fa.wikishia.net/view.

2. بیانات معظم‌له (رضوان الله علیه) در دیدار شرکت‌کنندگان کنفرانس وحدت اسلامی؛ 24/7/1368.

3. آل‌عمران: ۶۴.

4. سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی؛ العروة الوثقی؛ چ 3، قم: دفتر نشر اسلامی، 1426 ق، ج 1، ص 273.

5. محمد بن حسین شریف‌الرضى؛ نهج‌البلاغه؛ تحقیق: صبحی صالح؛ قم: هجرت، 1414 ق، خطبه 113، ص 168.

6. حشر: 7.

7. نساء: 59.

8. محمد بن حسین شریف‌الرضى؛ نهج‌البلاغه؛ خطبۀ 1، ص 44.

9. انعام: ۱۰۸.

10. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ معانی الأخبار؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1403 ق، ص 132.

11. محمد بن حسین شریف‌الرضى؛ نهج‌البلاغه؛ خطبۀ 1، ص 45.

12. محمد بن حسین شریف‌الرضى؛ نهج‌البلاغه؛ حکمت 252، ص 512.

13. محمدهادی فلاح‌زاده و راضیه علی‌اکبری؛ «بررسی مبانی معرفتی وحدت امت اسلامی در آیات و روایات»؛ اندیشه تقریب، تاریخ انتشار۱۶ اسفند ۱۳۹۳ ش. این چهار محور برگرفته از این مقاله است.

14. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ‏2، ص 217.

15. محمد بن حسن شیخ حر عاملى؛ تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، 1409 ق، ج ‏16، ص 203.

16. حسن بن على علیه السلام امام یازدهم؛ التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1409 ق، ص 354.

17. محمد بن حسین شریف‌الرضى؛ نهج‌البلاغه؛ خطبۀ سوم، ص 48.

18. محمد بن حسن شیخ حر عاملى؛ تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه؛ ج ‏12، ص 5.

19. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 636.

20. حجرات: 9.

21. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 209.

22. محمد بن حسین شریف‌الرضى؛ نهج‌البلاغه؛ نامۀ 47، ص 421.

23. انعام: ۱۰۸.

24. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 300.

25. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 301.

بهترین و مهم‌ترین اوقات یاد خدا
ذکر به دو دسته:«اوقات فضیلت‌مند»(مانند سحرگاه) و«موقعیت‌های ویژه»(مانند هنگام تصمیم‌گیری)تقسیم می‌شود که هر دو برای تقویت حضور قلب واستفاده از فرصت‌هاهستند.

پرسش:

بهترین و مهم‌ترین اوقات یاد خدا، چه زمانی است؟

پاسخ:

یاد پروردگار، روح‌بخش زندگی مؤمن و پیونددهنده قلب او با سرچشمه کمال است. اگرچه ذکر و یاد الهی محدود به زمان و مکان خاصی نیست و مؤمن حقیقی در همه حال با یاد محبوب آرام می‌گیرد، اما بر اساس هدایت قرآن کریم و توصیه‌های اولیای الهی، می‌توان میان «اوقات برتر» و «موقعیت‌های ویژه ذکر» تمایز قائل شد. در ادامه، ابتدا به بررسی زمان‌های طلایی یاد خدا و سپس به معرفی موقعیت‌هایی می‌پردازیم که ذکر در آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

بخش اول: اوقات فضیلت‌مند (زمان‌های طلایی یاد خدا)

در این بخش، زمان‌هایی بررسی می‌شوند که به‌دلیل ویژگی‌های خاص خود (در تقویم یا در چرخه شبانه‌روز) فضیلت ویژه‌ای برای ذکر الهی دارند.

1. بامدادان و شامگاهان (بین‌الطلوعین و عصر تا غروب)

یکی از برجسته‌ترین زمان‌هایی که در قرآن و احادیث برای ذکر خدا مورد تأکید قرار گرفته، ابتدای روز و انتهای آن است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

«وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَه‏؛ (1)

با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می‌خوانند درحالی‌که همواره خشنودی او را می‌طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار.»

همچنین پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در حدیثی قدسی فرموده‌اند:

«یَا ابْنَ آدَمَ اذْکُرْنِی بَعْدَ الْفَجْرِ سَاعَهً وَ اذْکُرْنِی بَعْدَ الْعَصْرِ سَاعَهً أَکْفِکَ مَا أَهَمَّکَ؛ (2)

ای فرزند آدم، یک ساعت پس از نماز صبح مرا یاد کن و یک ساعت پس از عصر نیز مرا یاد کن تا آنچه تو را اندوهگین و مشغول کرده است، کفایت کنم [و عهده‌دار آن شوم].»

مقصود از «عصر» در این روایت، عصرِ شرعی است؛ یعنی ساعتی پس از نماز عصر، چنان‌که در کنار «بعد از فجر» (پس از نماز صبح) آمده و مراد از هر دو، اوقات شناخته‌شده عبادت است. به‌عبارتی، این دو‌بازه که یکی آغاز و دیگری پایانِ بخشِ روشن روز است، زمان‌های مناسبی برای ذکر شمرده شده‌اند. امام باقر علیه‌السلام نیز این دو وقت را زمان پخش شدن سپاهیان ابلیس و اوقات غفلت دانسته‌اند و از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده‌اند که در این دو‌زمان بسیار یاد خدا کنید و کودکان خود را در پناه خدا قرار دهید. (3)

2. دل شب و سحرگاهان

شب‌زنده‌داری مایه صفای باطن و تقرب مقرّبان است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ سَهَرُ الْعُیُونِ بِذِکْرِ اللَّهِ؛ (4)

برترین عبادت، شب‌زنده‌داری با یاد خداوند سبحان است.»

امام باقر علیه‌السلام نیز برپا خاستن انسان در دل شب و یاد خدا را از دروازه‌های نیکی و زداینده خطایا معرفی کرده‌اند. (5)

3. روز جمعه

روز جمعه سید ایام و روز عبادت است. در این روز حتی کسب‌وکار برای شتافتن به‌سوی یاد خدا رها می‌شود. قرآن کریم درباره ارزش ذکر در این روز می‌فرمایند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌؛ (6)

ای مؤمنان! چون برای نماز روز جمعه ندا دهند، به‌سوی ذکر خدا بشتابید و خریدوفروش را رها کنید که این [اقامه نماز جمعه و ترک خریدوفروش] برای شما بهتر است اگر [به پاداشش،] معرفت و آگاهی داشتید.»

مصداق کامل ذکر الهی در روز جمعه، نماز جمعه است. همچنین گفتن اذکار الهی از اموری است که در روز جمعه توصیه شده است. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام چنین بیان شده است:

«إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى کَرَائِمَ فِی عِبَادِهِ خَصَّهُمْ بِهَا فِی کُلِّ لَیْلَهِ جُمُعَهٍ وَ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَأَکْثِرُوا فِیهِمَا مِنَ التَّهْلِیلِ وَ التَّسْبِیحِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ الصَّلَاهِ عَلَى النَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله؛ (7)

خداوند را براى بندگان خویش کرامت‌هایی است که در هر شب و روز جمعه به ایشان ارزانى مى‏فرماید؛ بنابراین در شب و روز جمعه فراوان تسبیح و تهلیل کنید و خدا را بسیار ستایش کنید و بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فراوان درود فرستید.»

4. ماه مبارک رمضان

بهار قرآن و ماه بندگی، بهترین بستر برای جاری ساختن ذکر بر زبان و قلب است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره مغفرت الهی برای یاد کنندگان خدا در این ماه می‌فرمایند:

«رَمَضَانُ شَهْرُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى اسْتَکْثِرُوا فِیهِ مِنَ التَّهْلِیلِ وَ التَّکْبِیرِ وَ التَّحْمِیدِ وَ التَّمْجِیدِ وَ التَّسْبِیح‏؛ (8)

رمضان، ماه خداوند تبارک‌وتعالی است. در این ماه، ذکر "لا إله إلّا اللّه" و "اللّه أکبر" و "الحمد للّه" و تمجید و "سبحان اللّه،" بسیار بگویید.»

5. دهه اول ذی‌حجه و ایام تشریق

سفر حج و ایام خاص آن، تجلی‌گاه بندگی و ذکر است. خداوند در قرآن کریم به یاد خود در روزهای خاص فرمان داده است:

«وَ اذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودات‏؛ (9)

و خدا را در روزهایی معین (ایام تشریق)، یاد کنید.»

 

بخش دوم: موقعیت‌های ویژه (بزنگاه‌های ذکر در جریان زندگی)

در این بخش، شرایط و موقعیت‌هایی بررسی می‌شوند که یاد خدا در آن‌ها به‌عنوان یک نیاز روحی، راهنما یا پناهگاه عمل می‌کند.

1. در میدان جهاد و هنگام مبارزه

پایداری در مقابل دشمنان نیازمند روحیه‌ای قوی است که جز با یاد خدا به‌دست نمی‌آید. قرآن کریم می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا لَقِیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏؛ (10)

ای اهل ایمان! هنگامی‌که [در میدان نبرد] با گروهی [از مشرکان و کافران] برخورد کردید، ایستادگی نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.»

امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز در این رابطه فرموده‌اند:

«إِذَا لَقِیتُمْ عَدُوَّکُمْ فِی الْحَرْبِ فَأَقِلُّوا الْکَلَامَ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ فَتُسْخِطُوا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ تَسْتَوْجِبُوا غَضَبَه‏؛ (11)

هرگاه در جنگ با دشمن رودررو شدید، سخنتان را کوتاه کنید و خدا را یاد کنید و به دشمنان پشت نکنید که با این کار، خداوند تبارک‌وتعالی را به خشم می‌آورید و سزاوار غضب او می‌شوید.»

2. هنگام تصمیم‌گیری، داوری و تقسیم اموال

یاد خدا در فعالیت‌های اجتماعی و تصمیمات سرنوشت‌ساز، مانعی در برابر پیروی از هوای نفس است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرمایند:

«اذْکُرِ اللَّهَ عِنْدَ هَمِّکَ إِذَا هَمَمْتَ وَ عِنْدَ لِسَانِکَ إِذَا حَکَمْتَ وَ عِنْدَ یَدِکَ إِذَا قَسَمْتَ؛ (12)

هرگاه قصد کاری کردی و هرگاه با زبانت داوری می‌کنی و هرگاه با دستت چیزی را تقسیم می‌کنی، خدا را یاد کن.»

3. هنگام رعدوبرق و نزول صاعقه

در لحظاتی که نیروهای مهیب طبیعت رخ می‌نمایند، یاد خدا آرامش‌بخش دل‌ها است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

«إِنَّ الصَّاعِقَهَ تُصِیبُ الْمُؤْمِنَ وَ الْکَافِرَ وَ لَا تُصِیبُ ذَاکِراً؛ (13)

صاعقه، به مؤمن و کافر اصابت می‌کند؛ اما به آن‌که ذکر خدا بگوید، اصابت نمی‌کند.»

4. هنگام گفتار و آغاز کارها

مؤمن زبان خود را با ذکر می‌آراید و هیچ‌کاری را بدون یاد خدا شروع نمی‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«الْعَاقِلُ مَنْ عَقَلَ لِسَانَهُ إِلَّا عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛ (14)

خردمند، کسى است که زبانش را جز از یاد خدا فرومی‌بندد.»

امام زین‌العابدین علیه‌السلام نیز در مورد آغاز کارها با ذکر الهی فرموده‌اند:

«اللَّهُمَّ بِذِکْرِکَ أَسْتَفْتِحُ مَقَالِی وَ بِشُکْرِکَ أَسْتَنْجِحُ سُؤَالِی‏؛ (15)

بار خدایا! با نام تو، گفتارم را آغاز مى‌کنم و با سپاس‌گزارى از تو، برآورده شدن درخواستم را مى‌جویم.»

5. هنگام خوردن غذا و خوابیدن

اسلام برای جزئی‌ترین رفتارهای روزمره نیز برنامه معنوی دارد. در توصیه‌ای از امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مورد آغاز غذا خوردن با ذکر الهی چنین آمده است:

«اذْکُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الطَّعَامِ وَ لَا تَلْغَطُوا فَإِنَّهُ نِعْمَهٌ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ وَ رِزْقٌ مِنْ رِزْقِهِ یَجِبُ عَلَیْکُمْ فِیهِ شُکْرُهُ وَ ذِکْرُهُ وَ حَمْدُهُ؛ (16)

نام خدا را بر غذا ذکر کنید؛ اما گنگ و نامفهوم نگویید (که معناى سخن فهمیده نشود؛) زیرا غذا نعمتى از نعمت‌هاى خداوند و رزقى از رزق‌هاى اوست، شکر، ذکر و حمد خداوند براى شما واجب است.»

همچنین در روایات توصیه شده است که انسان هنگام خوابیدن، با دل و زبان یاد خدا کند و آن را آخرین عهد خود با دنیا بداند. (17)

6. هنگام خروج از مجلس و برخاستن

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله همواره پیش از برخاستن از مجالس برای یاران خود دعا می‌کردند:

«أَنَّهُ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله کَانَ إِذَا فَرَغَ مِنْ حَدِیثِهِ وَ أَرَادَ أَنْ یَقُومَ مِنْ مَجْلِسِهِ یَقُولُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا مَا أَخْطَأْنَا وَ مَا تَعَمَّدْنَا وَ مَا أَسْرَرْنَا وَ مَا أَعْلَنَّا وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا؛ (18)

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هرگاه سخنش را به پایان مى‌رساند و مى‌خواست از جایش برخیزد، مى‌گفت: بار خدایا! گناهانى را که به خطا یا عمد و در نهان یا آشکار، از ما سر زده است و تو بدان‌ها داناتر از ما هستى، بر ما ببخشا.»

7. همراهی با اذان‌گو

هنگامی‌که صدای توحید بلند می‌شود، همراهی با آن بسیار ارزشمند است. امام باقر علیه‌السلام در پاسخ به زراره که پرسید هنگام شنیدن اذان چه بگویم، فرمودند:

«اذْکُرِ اللَّهَ مَعَ کُلِّ مع ذَاکِرٍ؛ (19)

با هر یاد کننده‌ای، تو نیز خدا را یاد کن.»

نتیجه:

در احادیث و آموزه‌های دینی، برای یاد خدا هم «زمان‌های برتر» معرفی شده است و هم «موقعیت‌های ویژه»ی زندگی. از زمان‌های برتر می‌توان به بامدادان و شامگاهان، دل شب و سحرگاهان، روز جمعه، ماه مبارک رمضان و دهه اول ذی‌حجه و ایام تشریق اشاره کرد؛ زمان‌هایی که به سبب عظمت و برکت ویژه‌شان، برای ذکر الهی سفارش شده‌اند و در برخی از آن‌ها ثواب‌های خاصی نیز وعده داده شده است. در کنار این اوقات، موقعیت‌هایی هم هست که ذکر در آن‌ها بسیار توصیه شده است؛ مانند میدان جهاد، هنگام تصمیم‌گیری و داوری، وقت رعدوبرق، آغاز سخن و کار، هنگام خوردن غذا و خوابیدن، خروج از مجلس و همراهی با اذان‌گو. علت این سفارش‌ها آن است که این لحظه‌ها، لحظه‌های حساس و اثرگذار زندگی‌اند؛ گاه میدان آزمون‌اند، گاه هنگام خطر، گاه آغاز یک عمل و گاه فرصتی برای شکر، توجه و حضور قلب. ازاین‌رو، ذکر در این زمان‌ها فقط یک عمل مستحبّ ساده نیست، بلکه پاسخی متناسب با حال و نیاز انسان در لحظه‌های مهم زندگی است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره‌ی کهف، آیه 18.

2. طوسى، محمد بن الحسن‏، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، تهران: دار الکتب الإسلامیه‏، 1407 ق‏، ج‏2، ص 138، ح 536.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 522، ح 2.

4. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 112، ح 2428.

5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 24، ح 15.

6. سوره‌ی جمعه، آیه 9.

7. فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط - القدیمه)، قم: انتشارات رضى‏، 1375، ج‏2، ص 333.

8. اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عیسى‏، النوادر (للأشعری)، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام‏، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، 1408 ق‏، ص 17، ح 2.

9. سوره‌ی بقره، آیه 203.

10. سوره‌ی انفال، آیه 45.

11. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏5، ص 42، ح 5.

12. کراجکى، محمد بن على‏، کنز الفوائد، محقق / مصحح: نعمه، عبدالله، قم: دارالذخائر، 1410 ق، ج‏2، ص 31.

13. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 544، ح 1516.

14. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 52، ح 1359.

15. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج‏91، ص 153، ح 22.

16. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 296، ح 23.

17. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیه‌السلام‏، مصباح الشریعه، محقق / مصحح: ندارد، بیروت‏: اعلمی، 1400 ق‏، ص 45.

18. شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، منیه المرید، محقق / مصحح: مختارى، رضا، قم: مکتب الإعلام الإسلامی‏، 1409 ق‏، ص 220.

19. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، محقق / مصحح: ندارد، قم: کتاب‌فروشی داورى‏، 1385 ش‏، ج‏1، ص 284، ح 3.

مصادیق ذکر کثیر بر اساس روایات
«ذکر کثیر» در روایات به معنای یاد قلبی و مداوم خداوند است که از طریق تسبیح حضرت زهرا(س)، اذکار تعقیبات، حداقل صد ذکر روزانه و خلوت با خدا، برای همگان میسر است.

پرسش:

 بر اساس روایات، مصداق ذکر کثیر چیست؟ این ذکر در چه مواقعی باید گفته شود؟

پاسخ:

خداوند در قرآن کریم مؤمنان را به یاد فراوان خود سفارش می‌کند. مراجعه به روایات اهل‌بیت علیهم ‌السلام، مشخص می‌کند که ذکر کثیر به گفتن ذکرهای زیاد محدود نیست، بلکه افزون بر تعداد ذکر، استمرار آن در طول روز و اخلاص هنگام ذکر‌گفتن هم اهمیت دارد. در این نوشتار با بررسی روایات، مصادیق ذکر کثیر بیان می‌شوند.

1. تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها

یکی از برجسته‌ترین مصادیق ذکر کثیر، تسبیح معروف حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها است؛ یعنی ۳۴ مرتبه «الله‌اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحان‌الله» که مجموع آن صد ذکر می‌شود. امام صادق علیه ‌السلام در تبیین این موضوع می‌فرمایند: «تَسْبِیحُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیها السلام مِنَ الذِّکْرِ الْکَثِیرِ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً: تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام از مصادیق ذکر کثیرى است که خداوند می‌فرماید: [مرا یاد کنید تا من هم شما را از یاد نبرم]» (1).

در روایتی دیگر از آن حضرت نقل شده است که اگر کسی این تسبیح را در شب و روز یک مرتبه انجام دهد، از ذاکران کثیر محسوب می‌شود (2).

گفتنی است این روایت به معنای محدود‌شدن تسبیح حضرت زهرا سلام ‌الله‌ علیها به دو بار در شبانه‌روز نیست، بلکه دست‌کم برنامه‌ای را بیان می‌کند که با انجام آن عنوان ذکر کثیر تحقق می‌یابد. بنابراین می‌توان این تسبیح را پس از هر نماز، هنگام خواب و سایر اوقات که انسان آمادگی بیشتری برای توجه و حضور قلب دارد، گفت.

2. تعقیبات نمازهای واجب

در روایت دیگری، ذکر کثیر به گفتن سی مرتبه «سبحان‌الله» پس از هر نماز واجب تفسیر شده است. امام صادق علیه ‌السلام در پاسخ به پرسشی درباره معنای «ذکر کثیر» می‌فرمایند: «... أَنْ یُسَبِّحَ فِی دُبُرِ الْمَکْتُوبَهِ ثَلَاثِینَ مَرَّةً: ... اینکه در پایان نماز واجب، سی مرتبه سبحان‌الله بگوید» (3). عبارت «دُبُرِ المکتوبه» به معنای پس از نماز واجب است. بر این اساس، یکی از مصادیق عملی ذکر کثیر، این است که نمازگزار بعد از هر نماز واجب، سی مرتبه «سبحان‌الله» بگوید. بنابراین با توجه به پنج نماز واجب روزانه، این عمل درمجموع به ۱۵۰ مرتبه تسبیح در شبانه‌روز می‌رسد.

3. استمرار یاد خدا در شبانه‌روز

برخی روایات، ذکر کثیر را با معیار «صد مرتبه یاد‌کردن خداوند در روز» توضیح داده‌اند. امام صادق علیه ‌السلام می‌فرمایند: «إِذَا ذَکَرَ الْعَبْدُ رَبَّهُ فِی الْیَوْمِ مِائَةَ مَرَّةٍ کَانَ ذَلِکَ کَثِیرا: هرگاه بنده در روز، صد مرتبه پروردگارش را یاد کند، همان [یاد] بسیار است» (4).

بر اساس این روایت، یاد‌کردن خداوند صد مرتبه در روز، ذکر بسیار به شمار می‌آید. البته روایت مشخص نمی‌کند که این صد مرتبه با یک لفظ خاص انجام شود؛ بنابراین اصل یاد خدا موضوعیت دارد و می‌تواند با اذکار گوناگون مانند «سبحان‌الله»، «الحمدلله»، «الله‌اکبر»، «لا إله إلا الله»، استغفار، صلوات و دیگر اذکار تحقق یابد.

از این روایت می‌توان برای تنظیم یک برنامه روزانه استفاده کرد. انسان می‌تواند ذکرهای خود را در طول روز تقسیم کند؛ برای نمونه بخشی را پس از نماز صبح، بخشی را هنگام رفت‌وآمد، بخشی را پس از نمازهای روزانه و بخشی را هنگام شب انجام دهد. این روش از جمع‌شدن همۀ اذکار در یک زمان جلوگیری می‌کند؛ همچنین سبب جریان‌داشتن یاد خدا در ساعت‌های مختلف روز می‌شود.

4. یاد‌کردن در خفا

از دیگر مصادیق ذکر کثیر، یاد‌کردن خداوند متعال در خفاست. امیرالمؤمنین علیه ‌السلام می‌فرمایند: «مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی السِّرِّ فَقَدْ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً إِنَّ الْمُنَافِقِینَ کَانُوا یَذْکُرُونَ اللَّهَ عَلَانِیَةً وَ لَا یَذْکُرُونَهُ فِی السِّرِّ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ - یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا: هر کسی خداى را در پنهان یاد کند، زیاد خداى تعالى را ذکر کرده است؛ زیرا منافقان، خداى تعالى را در جمع زیاد ذکر مى‏کردند؛ ولى در خفا و پنهانى یاد خدا نمى‏کردند. پس خداى تعالى فرمود: "ریاکارى مى‏کنند و خداى را جز اندک یاد نمى‏نمایند» (5).

از این روایت می‌توان چنین برداشت کرد که ذکر کثیر فقط با زیاد‌بودن تعداد ذکر سنجیده نمی‌شود، بلکه باید پرسید این ذکر در چه موقعیت و با چه انگیزه‌ای گفته می‌شود. اگر ذکر برای جلب ‌توجه مردم باشد، با اینکه ممکن است ظاهر آن زیاد باشد، حقیقت آن اندک و کم‌اثر می‌شود. در مقابل، ذکری که در خلوت و با نیت خالص انجام می‌شود، حتی اگر از نظر ظاهری کوتاه باشد، می‌تواند در مسیر ذکر کثیر قرار گیرد.

نتیجه:

ذکر کثیر دارای مراتب و اشکال گوناگونی است. تسبیح حضرت زهرا سلام‌ الله‌ علیها، ذکر‌گفتن پس از نمازهای واجب و یاد‌کردن خداوند در طول روز، برنامه‌هایی ساده و عملی برای افزایش ذکر هستند. افزون بر این موارد، اخلاص نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ذکری که فقط برای دیده‌شدن باشد، ارزش حقیقی خود را از دست می‌دهد؛ ولی ذکری که در خفا گفته می‌شود، از مصادیق ذکر کثیر است. بنابراین ذکر کثیر تنها زیاد‌گفتن الفاظ نیست، بلکه یعنی انسان در زمان‌های مختلف خدا را به یاد داشته باشد و با توجه و اخلاص ذکر بگوید.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری و محمد آخوندى؛ تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏2، ص 500، ح 4.

2. علی استرآبادى؛ تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العترة الطاهره؛ محقق/ مصحح: حسین استاد‌ولى؛ قم: مؤسسه النشر الإسلامی‏، 1409 ق‏، ص 446.

3. محمد بن الحسن طوسى؛ تهذیب الأحکام؛ محقق/ مصحح: حسن الموسوی خرسان؛ تهران: دار‌الکتب الإسلامیه‏، 1407 ق‏، ج ‏2، ص 107، ح 405.

4. احمد بن محمد بن عیسى اشعرى قمى؛ النوادر؛ محقق/ مصحح: مدرسه امام مهدى علیه السلام؛ قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، 1408 ق‏، ص 137، ح 357.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 501، ح 2.

حفظ آبروی مسلمان در روایات اهل بیت (ع)
شیعیان با اتکا به اخلاق و عمل صالح باید «زینت» مکتب اهل‌بیت باشند، چرا که رفتار فردی، مؤثرترین تبلیغ عملی برای حفظ آبرو و ترویج این مکتب است.

پرسش:

آیا در روایات اهل‌بیت علیه‌السلام، حفظ آبروی مسلمانان و پرهیز از رفتارهایی که موجب بدبینی دیگر مسلمانان به شیعه می‌شود مورد تأکید قرار گرفته است؟

پاسخ:

حفظ آبروی مؤمن و پاسداری از اعتبار جامعه اسلامی، از اصول اساسی اخلاق در اسلام است. در این میان، آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام همواره بر مسئولیت دوچندان شیعیان در این زمینه تأکید داشته‌ است؛ چراکه هر رفتار پیروان ایشان، بازتابی مستقیم بر چهره مکتب تشیع و امامان معصوم علیهم‌السلام خواهد داشت. در ادامه تلاش شده با استناد به روایات نورانی اهل‌بیت علیهم‌السلام، به بررسی ابعاد گوناگون این مسئولیت پرداخته شود.

 

1. حفظ آبرو و زینت‌بخشی به مکتب

در روایات متعددی از ائمه اطهار علیهم‌السلام، بر ضرورت «زَین بودن» برای اهل‌بیت علیهم‌السلام و پرهیز از «شَین» بودن تأکید شده است. این دو تعبیر، اگرچه در ظاهر کوتاه و ساده‌اند، اما مفهومی عمیق دارند. «زین» بودن به معنای مایه افتخار، آراستگی و سربلندی بودن و «شین» بودن به معنای موجب ننگ، عیب و بدنامی شدن است.

امام رضا علیه‌السلام در روایتی می‌فرمایند:

«کُونُوا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا شَیْناً حَبِّبُونَا إِلَى النَّاسِ وَ لَا تُبَغِّضُونَا جُرُّوا إِلَیْنَا کُلَّ مَوَدَّهٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ قَبِیح‏؛ (1)

مایه زینت ما باشید و مایه ننگ ما نباشید. ما را محبوب مردم قرار دهید و باعث نفرت آنان از ما نشوید. همه دوستی‌ها را به‌سوی ما جلب کنید و هر زشتی را از ما دور سازید.»

این سخن، دلالت بر مسئولیت سنگینی دارد که بر دوش شیعه است. رفتار، گفتار و کردار هر شیعه، به‌طور مستقیم بر نگاه دیگران نسبت به امامان معصوم علیهم‌السلام تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، ائمه علیهم‌السلام همواره بر صداقت در گفتار، امانت‌داری، خوش‌رفتاری با همسایگان، حضور در میان مردم در شادی‌ها و غم‌ها و رسیدگی به بیماران و مردگان تأکید کرده‌اند.

در روایتی دیگر از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

«مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ، کُونُوا لَنَا زَیْناً، وَ لَا تَکُونُوا لَنَا شَیْناً، قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً، وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ، وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ؛ (2)

ای شیعیان! برای ما زینت باشید و مایه ننگ ما نباشید. با مردم به نیکی سخن بگویید و زبان‌های خود را حفظ کنید و از پرگویی و سخنان زشت بازدارید.»

این دستورالعمل‌ها، ابزارهایی عملی برای تحقق «زَین بودن» هستند. خوش‌رویی، خوش‌گفتاری، وفای به عهد و دوری از غیبت و تهمت، همگی مصادیق بارز رفتار «زَین» هستند که آبروی شیعه را حفظ کرده و محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام را در دل‌ها می‌افکند.

 

2. اجتناب از رفتارهای بدبینانه

ائمه اطهار علیهم‌السلام تنها به اصلاح رفتار فردی شیعیان بسنده نکرده‌اند، بلکه به‌طور ویژه نسبت به رفتارهایی که می‌تواند موجب بدبینی و بدنامی شیعه در میان مردم شود، هشدار داده‌اند. امام صادق علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرمایند:

«إِیَّاکُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْنا؛ (3)

مبادا عملی انجام دهید که ما را بدان سرزنش کنند، زیرا فرزند بد، پدرش را به عملش سرزنش می‌کنند. شما برای آن‌ کسی که به او پیوسته‌اید (اهل‌بیت)، زینت باشید و مایه ننگ او نباشید.»

این روایت به‌روشنی نشان می‌دهد که رفتار هر شیعه می‌تواند فراتر از شخصیت فردی او، بر نگاه دیگران به اهل‌بیت علیهم‌السلام و پیروان آنان اثر بگذارد. تعبیر «وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ» نیز با بیان یک تشبیه روشن، به پیامدهای اجتماعی رفتار نادرست پیروان اشاره دارد؛ همان‌گونه که رفتار ناشایست فرزند می‌تواند موجب سرزنش پدر شود، کردار نادرست پیروان اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز ممکن است به بدنامی مکتب آنان بینجامد.

همچنین، در روایتی دیگر، از امام صادق علیه‌السلام به یکی از اصحاب خود به نام ابوالصباح کنانی که از بدگویی مردم نسبت به ایشان گلایه کرده بود، چنین آمده است:

«ابوالصباح کنانی به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: "ما از مردم درباره شما چه می‌بینیم و چه سخنان ناخوشایندی می‌شنویم؟" امام علیه‌السلام فرمود: «هرگاه میان من و دیگری سخنی در میان باشد، از مردم درباره ما چه می‌شنوی؟" گفت: "می‌گویند: جعفریِ خبیث." امام علیه‌السلام فرمود: "آیا مردم شمارا به سبب انتساب به من سرزنش می‌کنند؟" ابوالصباح گفت: "آری." آن حضرت فرمود: "به خدا سوگند، چه اندک‌اند کسانی از شما که حقیقتاً از جعفر پیروی می‌کنند! یار و پیرو من کسی است که پرهیزگاری‌اش شدید باشد، برای آفریدگار خود عمل کند و به پاداش او امید داشته باشد؛ آنان یاران من هستند."» (4)

این سخن نشان می‌دهد که تشیع تنها با ادعای محبت و انتساب شناخته نمی‌شود، بلکه ورع، عمل برای خدا و امید به پاداش الهی از معیارهای اساسی پیروی حقیقی از اهل‌بیت علیهم‌السلام است. ازاین‌رو، شیعه در رفتار اجتماعی خود نیز باید به‌گونه‌ای عمل کند که موجب بدبینی نسبت به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام نشود.

یکی از زمینه‌هایی که می‌تواند به چنین پیامدی منجر شود، بی‌مبالاتی در گفتار، پرگویی و پرداختن به سخنان بیهوده و ناپسند است. امام صادق علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرمایند:

«قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ؛ (5)

با مردم به نیکی سخن بگویید و زبان‌های خود را حفظ کنید و از پرگویی و سخنان زشت بازدارید.»

بر این اساس، پرهیز از غیبت، تهمت، سخنان زشت و بیهوده و نیز خودداری از ورود به امور غیرضروری و حاشیه‌ای، تنها یک توصیه اخلاقی فردی نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی شیعه در حفظ حرمت و آبروی مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است. شیعه باید در گفتار و رفتار خود به‌گونه‌ای باشد که مصداق «زَیْناً» برای اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد، نه «شَیْناً؛» یعنی رفتار او موجب افتخار و سربلندی این مکتب باشد، نه سبب بدنامی و سرزنش آن.

 

3. الگوسازی رفتار شیعه

ائمه اطهار علیهم‌السلام نه‌تنها شیعیان را به حفظ آبرو و پرهیز از رفتارهای ناپسند فراخوانده‌اند، بلکه بر نقش رفتار نیک آنان در معرفی شایسته مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز تأکید کرده‌اند. امام باقر علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرمایند:

«فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَهَ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ؛ (6)

هر شخصى از شماها هرگاه در دینِ‌ خود ورع داشته باشد و راست گوید و امانت را بپردازد و با مردم خوش‌رفتاری کند و گفته شود این جعفرى است من شاد مى‌شوم و از او شادى بر من وارد مى‌شود و گفته مى‌شود این اثرِ پرورش جعفر است.»

این روایت نشان می‌دهد که رفتار شیعه می‌تواند به‌عنوان بازتابی از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام در نگاه دیگران تلقی شود. هنگامی‌که مردم در یک شیعه، ورع، راست‌گویی، امانت‌داری و خوش‌رفتاری را مشاهده می‌کنند، این ویژگی‌ها را به تربیت و مکتب امام صادق علیه‌السلام نسبت می‌دهند و همین امر موجب خشنودی امام علیه‌السلام می‌شود. ازاین‌رو، شیعه با اصلاح رفتار فردی و اجتماعی خود می‌تواند در معرفی شایسته مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام نقش‌آفرین باشد و تصویری مطلوب از پیروان این مکتب در جامعه ارائه دهد.

نتیجه:

با توجه به مجموعه آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام، شیعیان در قبال رفتار و تصویری که از مکتب تشیع در جامعه ارائه می‌کنند، مسئولیت مهمی بر عهده دارند. تأکید بر «زین بودن» و پرهیز از «شین بودن» نشان می‌دهد که رفتار شیعه تنها به زندگی فردی او محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند بر نگاه دیگران به اهل‌بیت علیهم‌السلام و پیروان آنان اثر بگذارد. ازاین‌رو، تقوا، راست‌گویی، امانت‌داری، حسن خلق و رعایت ادب در گفتار و رفتار، از مهم‌ترین جلوه‌های پیروی حقیقی از اهل‌بیت علیهم‌السلام است. شیعه با چنین رفتاری می‌تواند مایه سربلندی مکتب خویش باشد و در معرفی شایسته آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام نقش‌آفرینی کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام‏، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام‏، مشهد: مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام‏، 1406 ق‏، ص 356.

2. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دار‌الثقافه، 1414 ق، ص 440، ح 987.

3. الکلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 219، ح 11.

4. الکلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 77، ح 6.

5. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 400، ح 17.

6. الکلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 636، ح 5.

مصادیق صدقه در روایات
صدقه در اسلام فقط کمک مالی نیست، بلکه هر عمل نیک مادی یا معنوی، از بخشش مال تا لبخند، علم‌آموزی و اصلاح میان مردم، در شمار آن است.

پرسش:

بر اساس روایات، مصادیق صدقه چه چیزهایی است؟

پاسخ:

در دین اسلام خرج کردن مال در هر راهی درست نیست، یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صَرف مال، صدقه دادن آن درراه خداست. بر اساس منابع روایی، مصادیق صدقه بسیار گسترده است و تنها به کمک‌های مالی محدود نمی‌شود. مصادیق صدقه در روایات شامل طیف وسیعی از اعمال مادی و معنوی است؛ نوشتار حاضر با استناد به متون روایی، به بررسی مصادیق مختلف صدقه می‌پردازد.

1. کمک کردن به مردم

از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله مصادیق متعددی برای کمک کردن نقل شده،  از‌جمله حضرت فرمودند:

 «إِنَّ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهً قَالَ رَجُلٌ مَنْ یُطِیقُ ذَلِکَ قَالَ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله إِمَاطَتُکَ‏ الْأَذَى عَنِ الطَّرِیقِ صَدَقَهٌ وَ إِرْشَادُکَ الرَّجُلَ إِلَى الطَّرِیقِ صَدَقَهٌ وَ عِیَادَتُکَ الْمَرِیضَ صَدَقَهٌ وَ أَمْرُکَ بِالْمَعْرُوفِ [صَدَقَهٌ] وَ نَهْیُکَ عَنِ الْمُنْکَرِ صَدَقَهٌ وَ رَدُّکَ السَّلَامَ صَدَقَه؛ (1)

 بر هر مسلمانى است که هرروز صدقه بدهد؛ عرض شد: چه کسى توان این کار را دارد؟ حضرت فرمود: برداشتن چیزهاى آسیب‌رسان از سر راه صدقه است؛ نشان دادن راه به کسى صدقه است، عیادت از بیمار صدقه است، امربه‌معروف صدقه است، نهى از منکر صدقه است و سلام را جواب دادن صدقه است.»

همچنین امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: «عَوْنُکَ الضَّعِیفَ مِنْ أَفْضَلِ‏ الصَّدَقَهِ؛ (2)

 کمک کردن تو، به شخص ناتوان، از با فضیلت‌ترین صدقه است.»

2. یادگرفتن و یاددادن علم

یاری‌رساندن به دیگران از طریق دانش، صدقه است. رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «تَصَدَّقُوا عَلَى أَخِیکُمْ‏ بِعِلْمٍ‏ یُرْشِدُهُ وَ رَأْیٍ یُسَدِّدُهُ؛ (3)

 با علمى که برادر شمارا ارشاد و نظرى که او را راهنمایى می‌کند، به وى صدقه دهید.»

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

‏«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَهٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِیحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ وَ تَعْلِیمَهُ‏ مَنْ‏ لَا یَعْلَمُهُ صَدَقَهٌ؛ (4) دانش بیاموزید که یادگرفتنش حسنه و یاددادنش تسبیح و بحث از آن جهاد است و آموختن آن به کسى که نمی‌داند، صدقه است.»

یادگرفتن و یاددادن علم از برترین مصادیق صدقه شمرده شده که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «أَفْضَلُ الصَّدَقَهِ أَنْ یَعْلَمَ الْمَرْءُ عِلْماً ثُمَّ یُعَلِّمُهُ‏ أَخَاه‏؛ (5)

 بهترین صدقه این است که انسان علمى را بیاموزد و سپس آن را به برادر خود آموزش دهد.»

3. سیراب کردن تشنه

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «أَفْضَلُ‏ الصَّدَقَهِ إِبْرَادُ کَبِدٍ حَرَّى؛‏ (6)

 بهترین صدقه، خنک کردن جگر داغ تشنه است.»

4. سخن نیکو و پاکیزه

پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند:

 یَا أَبَا ذَرٍّ الْکَلِمَهُ الطَّیِّبَهُ صَدَقَهٌ ... ؛ (7)

 سخن نیکو و پاکیزه صدقه است.»

5. قدم برداشتن برای نماز

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «یَا أَبَا ذَرٍّ ... وَ کُلُّ خُطْوَهٍ تَخْطُوهَا إِلَى الصَّلَاهِ صَدَقَه؛ (8)

ای اباذر ... هر گامى که به‌سوی نماز برمی‌داری صدقه است.»

6. تلاش برای رزق حلال و خرجی دادن به خانواده

بیرون شدن از خانه و سفر کردن برای به‌دست آوردن روزی حلال جهت تأمین هزینه زندگی خود، پدر و مادر، همسر و فرزندان، راه خدا و صدقه است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام إِذَا أَصْبَحَ خَرَجَ‏ غَادِیاً فِی طَلَبِ الرِّزْقِ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَیْنَ تَذْهَبُ فَقَالَ أَتَصَدَّقُ لِعِیَالِی قِیلَ لَهُ أَ تَتَصَدَّقُ قَالَ مَنْ طَلَبَ الْحَلَالَ فَهُوَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقَهٌ عَلَیْهِ؛ (9)

 على بن الحسین علیهماالسلام سحرگاه در طلب روزى خارج می‌شد، عرض کردند: یابن رسول اللّه! کجا می‌روید؟ فرمود: صدقه می‌دهم به خانواده‌ام، عرض کردند: به خانواده‌ات صدقه می‌دهی! فرمود: هر کس از راه حلال جستجوى روزى نماید آنچه به‌دست آورد (و براى خانواده خود خرج نماید) از طرف خدا صدقه حساب می‌شود براى او.»

7. حفظ آبرو

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و آله فرمودند:

 «مَا وَقَى‏ بِهِ‏ الْمَرْءُ عِرْضَهُ کُتِبَ لَهُ بِهِ صَدَقَه؛ (10)

 هر کارى که انسان به وسیله آن آبرویش را حفظ کند، براى او صدقه نوشته مى شود.»

8. اصلاح بین مردم

آشتی دادن میان افراد و نزدیک کردن دل‌ها به یکدیگر، صدقه‌ای است که خدا و پیامبرش صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آن‌را دوست دارند. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحٌ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبٌ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا؛ (11) صدقه‌ای که خدا آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم، هرگاه رابطه‌شان تیره شد و نزدیک کردن آن‌ها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.»

 همچنین فرمودند:

 «لَأَنْ أُصْلِحَ بَیْنَ اثْنَیْنِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِدِینَارَیْنِ؛ (12)

 اگر میان دو نفر را اصلاح کنم، برایم دوست‌داشتنی‌تر است از اینکه دو اشرفى طلا صدقه دهم.»

9. تبسم در چهره برادر دینی

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «تَبَسُّمُکَ فی وَجهِ أخیکَ صَدَقهٌ ... و إفراغُکَ مِن دَلوِکَ فی دَلوِ أخیک صَدَقهٌ؛ (13) لبخند زدن تو به روى برادرت صدقه است و خالى کردن آب از دلو خود به دلو برادرت صدقه است.»

10. فهماندن سخن به ناشنوا

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «إِسْمَاعُ‏ الْأَصَمِ‏ مِنْ غَیْرِ تَضَجُّرٍ صَدَقَهٌ هَنِیئَهٌ؛ (14)

 فهماندن سخن به ناشنوا، بی‌آنکه از این کار اظهار ناراحتى کنى، صدقه‌ای گواراست.»

11. مهلت دادن به بدهکار

از آثار و پاداش‌های مهلت ‌دادن به بدهکار ناتوان، بهره‌مندی از ثواب صدقه است. امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله روزی بر فراز منبر قرار گرفتند، خداوند را حمد و ثنا گفتند و بر پیامبران درود فرستادند، سپس فرمودند: أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمُ الْغَائِبَ أَلَا وَ مَنْ‏ أَنْظَرَ مُعْسِراً کَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى یَسْتَوْفِیَهُ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام: "وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏" (15) أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَتَصَدَّقُوا عَلَیْهِ بِمَالِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ؛ (16)

 ای مردم، حاضران این سخن را به غایبان برسانند؛ آگاه باشید هرکسی تنگ‌دستی را مهلت دهد، در هرروزی که از بدهکار مهلت می‌گیرد، خداوند برای او پاداش صدقه‌ای به‌اندازه اصل مالش می‌نویسد تا زمانی که آن‌را دریافت کند. سپس آیه شریفه "اگر بدهکار در تنگدستی است، او را تا گشایشِ حالش مهلت دهید و اگر از حق خود بگذرید، برای شما بهتر است اگر بدانید" را قرائت کردند و فرمودند: اگر می‌دانید که او در عسرت است، از طلب خود بگذرید که این کار برای شما بهتر است.»

12. بخشش بدهی بدهکار ناتوان

اگر طلبکار، طلب خود را از بدهکاری که توانایی پرداخت ندارد، ببخشد، این عمل صدقه محسوب می‌ شود:

 «و إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛‏ (17) و اگر (بدهکار) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانایی، مهلت دهید و بخشیدن آن (به هنگام تنگدستی وی) به‌رسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (منافع این کار و پاداش آن را) بدانید.»

 آیه می‌فرماید: نه‌تنها ربا نگیرید، بلکه درگرفتن اصل مال و سرمایه نیز مدارا کنید و بخشیدن قرض به بدهکار فقیر، صدقه محاسبه می ‌شود.

13. خودداری از بدی

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

‏« أَمْسِکْ لِسَانَکَ فَإِنَّهَا صَدَقَهٌ تَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِک؛‏ (18)

 زبانت را نگهدار؛ زیرا این کار صدقه‌ای است که برای خودت می‌دهی.»

 همچنین از ایشان صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده‌اند:

‏‏ «تَرْکُ‏ الشَّرِّ صَدَقَهٌ؛ (19)

 خودداری از بدی صدقه است.»

در روایت دیگر فرمودند:

 «عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ صَدَقَهٌ قِیلَ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَجِدْ قَالَ یَعْمَلُ بِیَدَیْهِ فَیَنْفَعُ بِهِ نَفْسَهُ وَ یَتَصَدَّقُ قِیلَ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ قَالَ یُعِینُ ذَا الْحَاجَهِ الْمَلْهُوفَ قَالَ لَهُ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ قَالَ یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ أَوْ الْخَیْرِ قِیلَ أَ رَأَیْتَ إِنْ لَمْ یَفْعَلْ قَالَ یُمْسِکُ‏ عَنِ‏ الشَّرِّ فَإِنَّهَا صَدَقَه؛ (20)

 بر هر مسلمانى لازم است که صدقه‏ بدهد. گفتند: اگر کسى نداشت چه کند؟ فرمود: با دست خودش کارى بکند که خود بهره‌مند شود و بعدازآن صدقه‏ بدهد. گفتند: اگر نتوانست چه‌کار کند؟ فرمود: به نیازمندى که گرفتار است کمک کند. عرض شد: اگر نتوانست چه کند؟ فرمود: به کار شایسته و یا کار نیکى راهنمایى کند. گفتند: اگر آن کار را هم نکرد، چه کند؟ فرمود: از ضرر رساندن به دیگران خوددارى کند که این کار، خود صدقه است‏.»

14. صدقه جاه و مقام

انسان داراى آبرو و وجاهت، براى نجات مؤمنین، شفاعت کند. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «أَفْضَلُ الصَّدَقَهِ صَدَقَهُ اللِّسَانِ‏ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا صَدَقَهُ اللِّسَانِ‏ قَالَ الشَّفَاعَهُ تَفُکُّ بِهَا الْأَسِیرَ وَ تَحْقِنُ بِهَا الدَّمَ وَ تَجُرُّ بِهَا الْمَعْرُوفَ إِلَى أَخِیکَ وَ تَدْفَعُ بِهَا الْکَرِیهَه؛ (21) برترین صدقه، صدقه زبان است. سؤال شد: یا رسول اللَّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله صدقه زبان چیست؟ فرمود: شفاعت است که از این طریق می‌توانی اسیر را آزاد کنى، از خونریزى جلوگیرى نمایى، به برادر مؤمنت نیکى برسانى و بدى را از او دفع کنى.»

15. هر عمل رضایت‌بخش برای خدا

هر عملی که مورد رضایت خدا باشد و برای او انجام شود، صدقه محسوب می ‌شود. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «کُلُ‏ مَعْرُوفٍ‏ صَدَقَه؛ (22)

 هر کار نیکى، صدقه است.»

 در نقل دیگر فرمودند:

 «کُلُ‏ مَعْرُوفٍ‏ صَدَقَهٌ إِلَى غَنِیٍّ أَوْ فَقِیر؛ (23)

 هر احسانى، به توانگر یا به تهیدست، صدقه است.»

نتیجه:

در دین اسلام خرج کردن مال در هر راهی درست نیست. یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن درراه خداست. بر اساس منابع روایی، مصادیق صدقه بسیار گسترده است و تنها به کمک‌های مالی محدود نمی‌شود. مصادیق صدقه در روایات شامل طیف وسیعی از اعمال مادی و معنوی است. صدقه در فرهنگ قرآن و روایات مفهومی وسیع دارد که شامل هرگونه نیکی مادی (از بهترین اموال تا بخشش بدهی)، معنوی (علم، آبرو، اصلاح ذات‌البین) و حتی تلاش برای کسب روزی حلال جهت تأمین خانواده می‌ شود.

پی‌نوشت‌ها:

1. قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبه الله، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، ص 98، انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، قم، چاپ اول، 1407 ق.

2. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 55، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

3. ابن‌فهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، ص 72، دار‌الکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407 ق.

4. ابن‌بابویه، محمد بن على، الخصال، ج‏2، ص 522، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362 ش.

5. شهید ثانى، زین‌الدین بن على، منیه المرید، ص 105، مکتب الإعلام الإسلامی، قم، چاپ اول، 1409 ق.

6. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏4، ص 57، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

7. طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ص 467، الشریف الرضى، قم، چاپ چهارم، 1370 ش.

8. طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ص 467، الشریف الرضى، قم، چاپ چهارم، 1370 ش.

9. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏4، ص 12، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

10. قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبه الله، الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، ص 107، انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، قم، چاپ اول، 1407 ق.

11. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏2، ص 209، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

12. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏2، ص 209، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

13. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله)، ص 278، دنیاى دانش، تهران، چاپ چهارم، 1382 ش.

14. ابن‌بابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 140، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406 ق.

15. سوره بقره، آیه 280.

16. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏4، ص 35 و 36، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

17. سوره بقره، آیه 280.

18. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏2، ص 114، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

19. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، ص 57، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، 1363 ق.

20. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورّام، ج‏1، ص 16، مکتبه فقیه، قم، چاپ اول، 1410 ق.

21. ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عده الداعی و نجاح الساعی، ص 71، دار‌الکتب الإسلامی، چاپ اول، 1407 ق.

22. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏4، ص 26، دار‌الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

23. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالی (للطوسی)، ص 458، دار الثقافه، قم، چاپ اول، 1414 ق.

ریشۀ روایی تسبیح‌گرفتن در دست
تسبیح با ریشه‌ای اصیل در سیره اهل‌بیت (ع) و از سنت‌های پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س)، ابزاری معنوی و دارای پشتوانه حدیثی برای استمرار ذکر خدا و کسب فضیلت است.

پرسش:

آیا به‌دست‌گرفتن تسبیح، ریشه روایی دارد؟

پاسخ:

«تسبیح» وسیله‌ای برای شمارش ذکر و استمرار یاد خدا در زندگی روزانه است که از دیرباز در فرهنگ اسلامی جایگاهی ویژه داشته است. بررسی منابع حدیثی نشان می‌دهد روایات متعددی از معصومان علیهم ‌السلام بر همراه‌داشتن تسبیح به‌ویژه تسبیح تربت تأکید کرده‌اند؛ حتی پیشینه استفاده از وسیله شمارش ذکر به سیره حضرت فاطمه زهرا سلام ‌الله‌ علیها بازمی‌گردد. در این نوشتار شواهدی بیان می‌شود که نشان می‌دهد به‌دست‌گرفتن تسبیح و ذکرگفتن با آن ریشه‌ای روایی دارد و مورد تأیید اهل‌بیت علیهم ‌السلام است.

1. تأکید معصومان علیهم ‌السلام بر همراه‌داشتن تسبیح

در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام بر داشتن و استفاده از تسبیح تأکید شده است؛ بنابراین یکی از شواهد روایی بر جایگاه تسبیح، همین روایات است. در حدیثی از امام کاظم علیه ‌السلام نقل شده است: «لَا تَسْتَغْنِی شِیعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَةٍ یُصَلِّی عَلَیْهَا وَ خَاتَمٍ یَتَخَتَّمُ بِهِ وَ سِوَاکٍ یَسْتَاکُ بِهِ وَ سُبْحَهٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِیهَا ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً: شیعیان ما از چهار چیز بی‌نیاز نیستند: سجاده یا بوریاچه‌ای که بر آن نماز بخوانند، انگشتری که در دست کنند، مسواکی که با آن مسواک بزنند و تسبیحی از گل قبر اباعبدالله الحسین علیه ‌السلام که سی‌وسه دانه داشته باشد».

این روایت، تسبیح تربت را در کنار ابزارهای عبادی و آداب دینی مانند سجاده و مسواک قرار داده است. مقصود روایت، وجوب فقهی همراه‌داشتن تسبیح نیست، بلکه نشان می‌دهد تسبیح به‌ویژه تسبیح تربت از نشانه‌ها و وسایل مناسب برای زندگی عبادی شیعه شمرده شده است.

در ادامه همین روایت آمده است: «مَتَى قَلَبَهَا ذَاکِراً لِلَّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّهٍ أَرْبَعُونَ حَسَنَةً وَ إِذَا قَلَبَهَا سَاهِیاً یَعْبَثُ بِهَا کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً: هرگاه آن را در حالی بچرخاند که خدا را یاد می‌کند، برای هر دانه چهل حسنه برای او نوشته می‌شود؛ و اگر آن را از روی بی‌توجهی بچرخاند، بیست حسنه برای او نوشته می‌شود» (1).

بنابراین چرخاندن تسبیح تربت، کاری شناخته‌شده و مورد تأیید در فرهنگ اهل‌بیت علیهم ‌السلام بوده است.

در روایت دیگری از امام کاظم علیه ‌السلام نقل شده است: «لَا یَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ، سِوَاکٍ وَ مُشْطٍ وَ سَجَّادَهٍ وَ سُبْحَهٍ فِیهَا أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً وَ خَاتَمِ عَقِیقٍ: مؤمن از پنج چیز خالی نیست: مسواک، شانه، سجاده، تسبیحی با سی‌وچهار دانه و انگشتر عقیق» (2).

این روایت نیز نشان می‌دهد که تسبیح ابزاری مناسب برای همراه‌داشتن مؤمن و استمرار یاد خدا در زندگی روزانه است.

2. تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

یکی از مهم‌ترین روایات درباره پیشینه تسبیح، روایت امام صادق علیه ‌السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است: «إِنَّ فَاطِمَهَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا کَانَتْ سُبْحَتُهَا مِنْ خَیْطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعْقُودٍ عَلَیْهِ عَدَدَ التَّکْبِیرَاتِ، وَ کَانَتْ عَلَیْهَا السَّلَامُ تُدِیرُهَا بِیَدِهَا، تُکَبِّرُ وَ تُسَبِّح: تسبیح فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله، نخ پشمی تابیده‌ای بود که به تعداد تکبیرها بر آن گره زده شده بود؛ و حضرت آن را با دست می‌گرداند و تکبیر و تسبیح می‌گفت».

این روایت، ریشه استفاده از ابزار شمارش ذکر را به حضرت زهرا علیها السلام پیوند می‌دهد. تسبیح در آن زمان به شکل دانه‌های امروزی نبود، بلکه نخ پشمی گره‌خورده‌ای بود که تعداد ذکرها با گره‌های آن شمرده می‌شد. بنابراین شکل وسیله ممکن است تغییر کند؛ اما اصل استفاده از ابزاری برای شمارش ذکر در این روایت تأیید شده است.

در ادامۀ روایت آمده است: «حَتَّى قُتِلَ حَمْزَهُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَاسْتَعْمَلَتْ تُرْبَتَهُ وَ عَمِلَتِ التَّسَابِیحَ فَاسْتَعْمَلَهَا النَّاس: تا آن‌گاه‌ که حمزه بن عبدالمطلب به شهادت رسید؛ پس حضرت از تربت او استفاده کرد و تسبیح‌هایی ساخت و مردم نیز از آن استفاده کردند» (3).

طبق این نقل، ساختن تسبیح از تربت شهید نیز سابقه‌ای در سیره حضرت فاطمه علیها السلام داشته است.

3. تسبیح در سیره سایر اهل‌بیت علیهم ‌السلام

بر اساس روایات، تسبیح ابزاری عبادی بود که اهل‌بیت علیهم ‌السلام نیز از آن بهره می‌بردند. در روایتی که امام سجاد علیه ‌السلام از پدران خود و آنان از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می‌کنند، از تسبیح در عمل روزانه ایشان یاد شده است. مطابق این حدیث، پیامبر صلی الله علیه وآله پس از نماز صبح و تعقیبات، این دعا را می‌خواندند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُکَ وَ أُمَجِّدُکَ وَ أُحَمِّدُکَ وَ أُهَلِّلُکَ بِعَدَدِ مَا أُدِیرُ بِهِ سُبْحَتِی: خدایا، صبح کردم درحالی‌که تو را به تعداد آنچه تسبیحم را می‌گردانم، تسبیح می‌گویم، تمجید می‌کنم، حمد می‌کنم و تهلیل می‌گویم». سپس تسبیح را در دست می‌گرفتند و می‌گرداندند و با مردم سخن می‌گفتند. هنگام خواب نیز همین دعا را می‌خواندند و تسبیح را زیر سر می‌گذاشتند.

امام سجاد علیه ‌السلام پس از نقل این رفتار می‌فرماید که خود نیز به پیروی از جدّ خویش چنین می‌کند (4). این روایت فقط بیان‌کننده استفاده پیامبر صلی الله علیه وآله از تسبیح نیست، بلکه نشان می‌دهد امام سجاد علیه ‌السلام نیز این عمل را به اقتدا از رسول خدا صلی الله علیه وآله انجام می‌داده است.

4. فضیلت تسبیح تربت امام حسین علیه ‌السلام

در احادیث فراوانی تأکید بر داشتن و استفاده از تسبیحی از تربت امام حسین علیه ‌السلام شده است. این روایات نیز می‌توانند ثابت‌کنندۀ مشروعیت استفاده از تسبیح باشند. در بخش‌های قبل دربارۀ تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها روایتی بیان شد. در ادامه آن روایت امام صادق علیه ‌السلام فرموده‌اند: «فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ جَدَّدَ عَلَى قَاتِلِهِ الْعَذَابَ، عَدَلَ بِالْأَمْرِ إِلَیْهِ، فَاسْتَعْمَلُوا تُرْبَتَهُ لِمَا فِیهَا مِنَ الْفَضْلِ وَ الْمَزِیَّة: پس هنگامی ‌که حسین علیه ‌السلام به شهادت رسید، مردم به تربت او روی آوردند و از آن استفاده کردند؛ زیرا در آن فضیلت و امتیاز ویژه‌ای بود» (5).

بر اساس این روایت، روی‌آوردن به تربت امام حسین علیه ‌السلام در ساخت تسبیح به سبب فضیلت تربت آن حضرت است. همچنین از امام صادق علیه ‌السلام نقل شده است: «وَ مَنْ کَانَ مَعَهُ سُبْحَهٌ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع کُتِبَ مُسَبِّحاً وَ إِنْ لَمْ یُسَبِّحْ بِهَا: هر کسی تسبیحی از خاک قبر امام حسین علیه ‌السلام همراه داشته باشد، تسبیح‌گو نوشته می‌شود؛ هرچند با آن تسبیح نگوید» (6).

در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «مَنْ أَدَارَهَا مَرَّةً وَاحِدَةً بِالاسْتِغْفَارِ أَوْ غَیْرِهِ کَتَبَ لَهُ سَبْعِینَ مَرَّةً وَ إِنَّ السُّجُودَ عَلَیْهَا یَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ: هرکه تسبیح تربت را یک‌ بار بگرداند و استغفار یا ذکر دیگرى بگوید، ثواب هفتاد دور تسبیح برایش بنویسند و‏ سجده بر تربت حسین علیه ‌السلام حجاب‌های هفت‌گانه را برطرف کند» (7).

از آن حضرت در پاسخ به پرسش درباره تسبیح تربت حمزه و امام حسین علیهما السلام نیز نقل شده است: «الْمِسْبَحَهُ الَّتِی مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع تُسَبِّحُ بِیَدِ الرَّجُلِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسَبِّح: تسبیح گل قبر امام حسین علیه ‌السلام در دست انسان تسبیح می‌گوید، بدون آنکه شخص تسبیح بگوید» (8).

همچنین شیخ طوسی در تهذیب الأحکام نقل می‌کند که محمد بن عبدالله حمیری از امام زمان عجل‌ الله ‌تعالی ‌فرجه پرسید آیا با خاک قبر امام حسین علیه ‌السلام می‌توان تسبیح گفت و آیا در آن فضیلتی وجود دارد؟ در پاسخ توقیع شریف آمد: «یُسَبِّحُ بِهِ فَمَا فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ التَّسْبِیحِ أَفْضَلُ مِنْهُ وَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ الْمُسَبِّحَ یَنْسَى التَّسْبِیحَ وَ یُدِیرُ السُّبْحَهَ فَیُکْتَبُ لَهُ ذَلِکَ التَّسْبِیحُ: با آن تسبیح بگوید؛ زیرا هیچ تسبیحی از آن برتر نیست. و از فضیلت آن این است که انسان ذکر را فراموش می‌کند، ولی تسبیح را می‌گرداند و برای او تسبیح نوشته می‌شود» (9).

امام علیه السلام در این توقیع هم اصل ذکرگفتن با سبحه (تسبیح) را تأیید می‌کند و هم فضیلت ویژه تسبیح تربت را بیان فرموده است. پس این روایات افزون بر آنکه فضیلت ویژه تربت حسینی را بیان می‌کنند، نشان‌دهندۀ مشروعیت و تأکید بر استفاده از تسبیح را نیز دارند.

درنهایت باید این نکته را اشاره کرد که با وجود تأیید تسبیح، روایات استفاده از انگشتان برای شمارش ذکر را نیز دارای فضیلت می‌دانند. در حدیثی نقل شده است: «التَّسْبِیحُ بِالْأَصَابِعِ أَفْضَلُ مِنْهُ بِغَیْرِهَا لِأَنَّهَا مَسْئُولَاتٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ: تسبیح‌گفتن با انگشتان از تسبیح‌گفتن با غیرانگشتان برتر است؛ زیرا از انگشتان در روز قیامت پرسش می‌شود و آنان به سخن درمی‌آیند» (10).

پس در روایات، میان استفاده از انگشتان و تسبیح تعارضی وجود ندارد. انسان می‌تواند گاهی ذکر را با انگشتان بشمارد و گاهی با تسبیح. فضیلت انگشتان به گواهی‌دادن آنها در قیامت مربوط است؛ اما فضیلت تسبیح به کمک آن در شمارش، یادآوری ذکر. دربارۀ تسبیح تربت نیز به شرافت تربت امام حسین علیه ‌السلام بازمی‌گردد؛ ازاین‌رو فضیلت بسیار بالا و اجری عالی دارد.

نتیجه:

بر اساس روایات، همراه‌داشتن و به‌دست‌گرفتن تسبیح ریشه‌ای اصیل و مستند در منابع حدیثی دارد و نه‌تنها امری بی‌پشتوانه یا صرفاً عرفی نیست، بلکه مورد تأکید اهل‌بیت علیهم ‌السلام بوده است. استفاده از تسبیح از سیره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آغاز شد و در عمل روزانه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امام سجاد علیه‌السلام ادامه یافته است. تسبیح تربت امام حسین علیه ‌السلام از فضیلت والایی برخوردار است؛ چنان‌که در روایات، حتی همراه‌داشتن آن بدون ذکر، ثواب تسبیح‌گو را برای مؤمن ثبت می‌کند. با این وجود، این روایات هرگز با فضیلت شمارش ذکر با انگشتان در تعارض نیستند، بلکه هر یک فضیلتی ویژه دارند. بنابراین تسبیح هم به لحاظ مشروعیت دارای پشتوانه روایی است و هم از حیث آثار و فضایل، ابزاری ارزشمند در مسیر زندگی عبادی و استمرار یاد خدا به شمار می‌آید.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ تحقیق: حسن الموسوی خرسان؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 6، ص 75.

2. محمد بن حسن طوسی؛ مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج ‏2، ص 735.

3. محمد بن جعفر ابن‌مشهدى؛ المزار الکبیر؛ محقق/ مصحح: جواد قیومى اصفهانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، [بی‌تا]‏، ص 367.

4. محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ محقق/ مصحح: جمعى از محققان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج ‏45، ص 200.

5. محمد بن جعفر ابن‌مشهدى؛ المزار الکبیر؛ ص 367.

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج ‏1، ص 268، ح 829.

7. فضل بن حسن طبرسى؛ مکارم الأخلاق؛ قم: الشریف‌الرضى‏، 1412 ق‏، ص 302.

8. محمد بن محمد مفید؛ کتاب المزار - مناسک المزار (للمفید)؛ محقق/ مصحح: محمدباقر ابطحى؛ قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمة الله علیه‏، 1413 ق‏، ص 151.

9. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ ج ‏6، ص 76، ح 148.

10. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ ج ‏1، ص 268، ح 829.

صفحه‌ها