سوالات و شبهات موضوعي

گناهان مانع بارش باران
بر اساس آموزه‌های اسلامی، نزول باران تنها پدیده‌ای طبیعی نیست،بلکه با ایمان، اخلاق و رفتار انسان‌ها پیوند دارد؛گناهان می‌توانند سبب محرومیت از رحمت خداوند شوند.

پرسش:

در فضای مجازی یه کلیپ از یه منبری مشهور پخش شده که می‌گوید: من مجموعه احادیث را جستجو کرده‌ام و به این رسیده‌ام که: از میان مجموعه گناهان، دو گناه است که مانع بارش باران می‌شود: 1. بی‌عدالتی از جانب قاضی؛ 2. ظلم از جانب امراء و حکام. در ادامه می‌گوید: بی‌حجابی گناه است و ضرر دارد؛ ولی خشک‌سالی و بی‌بارانی به بی‌حجابی ربط ندارد، به مردم دروغ نگویید.

 سؤال من این است، آیا این سخنان درست است؟

 

 

پاسخ:

مسئله‌ی ارتباط میان گناه و محرومیت از نعمت‌های الهی، ازجمله بارش باران، از موضوعاتی است که در متون دینیِ اسلامی اشاره شده است. مطابق این آموزه‌ها، حوادثی همچون کاهش برکت، خشک‌سالی، قحطی و کمبود رزق، تنها رخدادهایی طبیعی نیستند، بلکه مرتبط با برخی امور نیز هستند. در ادامه به بیان برخی از این عوامل که می‌تواند منجر به مانع بارش باران شود پرداخته شده است. همچنین در بخش پایانی، موضوع بی‌حجابی از جهت حکم شرعی آن و جایگاهش در مجموعه گناهانی که می‌توانند موجب زوال نعمت‌ها شوند، تبیین و تحلیل می‌گردد.

الف: بررسی روایات موانع بارش باران

در متون روایی، بیان شده که گناه و فسق، زمینه‌ساز محرومیت از نعمت‌های آسمانی و زمینی می‌شود. از نعمت‌هایی که در احادیث بر محرومیت آن تأکید شده، بارش باران است. یکی از مشهورترین روایات در این باب، روایت امام باقر علیه‌السلام است:

«إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَهٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَهٍ وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا کَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْکَ السَّنَهِ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیَافِی وَ الْبِحَارِ؛ (1)

حقیقت این است که سالى کم‌باران‌تر از سال دیگر نیست، ولى خدا آن باران را به هرجا که خواهد مى‌فرستد و هرگاه که مردم گرفتار گناه شوند آن را به نقطه دیگرى فرستد. خداوند عزّ و جلّ‌ آنچه باران را براى آن‌ها در آن سال مقرر کرده به دشت‌ها و دریاها و کوه‌های دیگر ببارد

این روایت دو نکته مهم را روشن می‌کند: اول این‌که کمبود بارش، یک پدیده صرفاً طبیعی نیست؛ بلکه در اختیار سنت‌های الهی است و دوم این‌که گناه، می‌تواند علت کمبود بارش و انتقال آن به مناطق دیگر باشد.

 در حدیثی امام صادق علیه‌السلام نیز می‌فرمایند:

«زندگى حیوانات دریا به سبب باران است و هرگاه باران قطع گردد در بیابان‌ها و دریاها فساد پیدا مى‏شود و این هنگامى است که گناه و معصیت زیاد گردد.» (2)

این حدیث نشان می‌دهد که قطع باران، نتیجه طبیعیِ افزایش گناه است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، مجموعه‌ای از نشانه‌های خشم الهی بر یک امت برشمرده شده که یکی از آن‌ها حبس باران است:

«إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى أُمَّهٍ ثُمَّ لَمْ یُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ یَرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْکُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَیْهَا أَشْرَارُهَا؛ (3)

وقتى خداوند تعالى بر امّتى خشم گیرد آنگاه عذاب خود را (به رعایت نیکان و اولیاء یا به‌هر جهت دیگر) فرو نفرستد و آنان را بدان گرفتار نسازد، در این صورت نرخ‏ها افزایش و گرانى یابد و عمرهاى آن مردم کوتاه شود و تاجرانشان سود نبرند و میوه‏هاى باغ‌هایشان مطلوب و گوارا و بابرکت نگردد و نهرها و جویبارهایشان هرگز پرآب نشود، بلکه خشک و بى‏برکت گردد و باران‌ها از ریزش بر آن‌ها بازداشته شوند و اشرار بر آن مردم چیره و مسلّط شوند

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه ضمن بیان سنت‌های الهی در کیفر گناه می‌فرمایند:

«إِنَّ اللَّهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَیْرَاتِ لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِر‏؛ (4)

خداوند بندگان خویش را به هنگامی‌که اعمال بد انجام مى‌دهند، به کمبود میوه‌ها و جلوگیرى از نزول برکات آسمان و بستن در گنج‌هاى خیرات مبتلا مى‌سازد تا توبه‌کاران توبه کنند، گنه‌کاران دست از گناه بکشند، پندپذیران پند گیرند و عاصیان از گناه بازایستند

در حدیثی هم از امام باقر علیه‌السلام چنین نقل شده است:

«إِنَّ اللَّهَ قَضَى قَضَاءً حَتْماً أَلَّا یُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَهٍ فَیَسْلُبَهَا إِیَّاهُ حَتَّى یُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذَلِکَ النَّقِمَهَ؛ (5)

خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بنده‌اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده، گناهى انجام دهد که به‌سبب‌آن سزاوار کیفر گردد

«نعمت» در این احادیث معنایی گسترده دارد و روشن است که نعمت باران نیز مشمول همین سنت الهی است.

در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز بیان شده که هیچ جامعه‌ای نعمت از آن‌ها سلب نمی‌شود مگر به‌واسطه‌ی گناهانی که مرتکب می‌شوند. (6) ایشان در حدیثی دیگر بلا و نقصان در رزق را از آثار گناه می‌دانند. (7)

 با توجه به این مطالب، گناه، عامل عمومی و فراگیر منع نزول باران است و روایتی یافت نشد که این سنت الهی را فقط به «دو گناه» یا «یک گناه خاص» محدود کند. برعکس، روایات متعددی نشان می‌دهند که هر نوع گناهی که جامعه را از مسیر الهی منحرف کند، می‌تواند موجب کم‌شدن برکات آسمانی گردد؛ اما برخی گناهان به‌طور ویژه نیز بیان شده‌اند.

 در ادامه برخی از این گناهان بیان می‌شوند:

1. نپرداختن زکات

یکی از مهم‌ترین گناهانی که در روایات اسلامی به‌عنوان عامل مستقیم منع بارش باران و کاهش برکت معرفی شده، ترک زکات است. بی‌توجهی به زکات نه‌تنها گناهی فردی، بلکه اخلالی در نظم اقتصادی و عدالت اجتماعی به‌شمار آمده و آثار طبیعی و اجتماعی برای آن ذکر شده است.

 در حدیثی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرموده‌اند:

«لَمْ یَمْنَعُوا الزَّکَاهَ إِلَّا مُنِعَ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاءِ فَلَوْ لَا الْبَهَائِمُ لَمْ یُمْطَرُوا؛ (8)

از دادن زکات منع نکردند، مگر اینکه آمدن باران از آسمان بر آن‌ها ممنوع گردد و اگر به جهت چهار پایان نبود هیچ باران بر آنان نبارد

در حدیثی دیگر از ایشان بیان شده که:

«إِذَا مَنَعُوا الزَّکَاهَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ کُلَّهَا؛ (9)

اگر زکات را نپردازند، زمین برکات خود را از زراعت، میوه و معادن بازمی‌دارد

2. ترک نماز و امربه‌معروف و اخلاق نیکو

در حدیث از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، علاوه بر پرداخت زکات و نمازخواندن، بیان شده که دوست داشتن همدیگر و گرامی داشتن میهمان نیز موجب خیر و ترک آن موجب خشک‌سالی است:

«لَا تَزَالُ أُمَّتِی بِخَیْرٍ مَا تَحَابُّوا، وَ أَقَامُوا الصَّلَاهَ، وَ آتَوُا الزَّکَاهَ، وَ قَرَوُا الضَّیْفَ، فَإِنْ لَمْ یَفْعَلُوا ابْتُلُوا بِالسِّنِینَ وَ الْجَدْب‏؛ (10)

پیوسته امتم به خوشی باشند تا با هم دوستى کنند و نماز را بپا دارند و زکات را بدهند و مهمان را پذیرائى کنند و اگر نکنند گرفتار قحطى و خشک‌سالی شوند.

 در حدیثی دیگر ایشان امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر و نیکی کردن را موجب خیر و ترک آن را موجب گرفته شدن برکت می‌دانند. (11)

3. دشمنی با اهل‌بیت علیهم‌السلام و انبیاء الهی

کینه‌ورزی و دشمنی با اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز از دیگر عوامل قهر الهی و نباریدن باران است. رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در حدیثی فرموده‌اند:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنَعَ بَنِی إِسْرَائِیلَ قَطْرَ السَّمَاءِ بِسُوءِ رَأْیِهِمْ فِی أَنْبِیَائِهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِی دِینِهِمْ وَ إِنَّهُ آخِذُ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِالسِّنِینَ وَ مَانِعُهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ بِبُغْضِهِمْ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیه‌السلام؛ (12)

همانا خداوند تبارک‌وتعالی قطره‌های باران را از بنی‌اسرائیل به‌سبب بداندیشی‌شان درباره پیامبرانشان بازداشت و همانا او قطره‌های باران را از این امت به خاطر دشمنی‌شان با علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بازمی‌دارد

4. بی‌احترامی به نعمت‌های الهی

عامل دیگری که در برخی روایات به‌عنوان سبب قهر الهی و قطع باران معرفی شده، بی‌احترامی به نعمت‌ها است؛ زیرا ناسپاسی و تحقیر نعمت، مقدمه زوال آن و از میان رفتن برکت‌هاست. روایتی طولانی در الکافی به نقل از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، این معنا را با داستانی از زمان حضرت دانیال علیه‌السلام توضیح می‌دهد.

خلاصه روایت این است که در بنی‌اسرائیل، فردی به نان بی‌احترامی کرد. دانیال علیه‌السلام با دیدن این ناسپاسی، از خدا خواست شأن نعمت را آشکار سازد. در نتیجه، آسمان از بارش بازایستاد و زمین خشک شد و مردم به قحطی سخت گرفتار شدند. پس از شدت یافتن بلا، دانیال علیه‌السلام دعا کرد و خداوند رحمت آورد، باران بارید و زمین دوباره زنده شد. (13)

5. دروغ زمامداران و ستم در داوری

در آموزه‌های دینی، رفتار حاکمان و زمامداران نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت جامعه دارد. یکی از گناهانی که به‌صراحت در روایات سبب حبس باران و قحطی معرفی شده، دروغ‌گویی و ستم‌کاری مسئولان است. در حدیثی از امام رضا علیه‌السلام چنین بیان شده است:

«إِذَا کَذَبَ الْوُلَاهُ حُبِسَ الْمَطَر؛ (14)

هرگاه حاکمان به مردم دروغ بگویند، باران نمی‌بارد

همچنین حکم نادرست و ناحق دادن نیز موجب بسته شدن آسمان می‌شود. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام چنین نقل شده است:

«إِذَا جَارَ الْحَاکِمُ فِی الْقَضَاءِ أَمْسَکَتِ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاء؛ (15)

چون قاضى به ناحق حکم دهد باران از آسمان بند آید

در حدیثی دیگر نیز امام زین‌العابدین علیه‌السلام، قضاوت ظالمانه را موجب بازداشتن باران می‌دانند. (16)

6. کم‌فروشی

در چندین روایت از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بیان شده که کم‌فروشی موجب خشک‌سالی و قحطی می‌شود. ایشان در حدیثی فرموده‌اند:

«إِذَا طُفِّفَ الْمِکْیَالُ وَ الْمِیزَانُ أَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِینَ وَ النَّقْص‏‌؛ (17)

هرگاه کم‌فروشی شود، خداوند ایشان یعنی مردم را به خشک‌سالی و کمبود گرفتار می‌کند

7. سایر گناهان

علاوه بر این، گناهانی دیگری نیز بیان شده‌اند که موجب محروم شدن جامعه از باران می‌شوند:

«الذُّنُوبُ الَّتِی تَحْبِسُ غَیْثَ السَّمَاءِ جَوْرُ الْحُکَّامِ فِی الْقَضَاءِ وَ شَهَادَهُ الزُّورِ وَ کِتْمَانُ الشَّهَادَهِ وَ مَنْعُ الزَّکَاهِ وَ الْقَرْضِ وَ الْمَاعُونِ وَ قَسَاوَهُ الْقُلُوبِ عَلَى أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَهِ وَ ظُلْمُ الْیَتِیمِ وَ الْأَرْمَلَهِ وَ انْتِهَارُ السَّائِلِ وَ رَدُّهُ بِاللَّیْلِ؛ (18)

گناهانى که مانع آمدن باران مى‏گردد، بیدادگرى حاکمان است در داورى و گواهى دادن به‌دروغ و باطل و پنهان داشتن شهادت و ندادن زکات و باز پس ندادن قرض و سایر مایحتاج و سخت شدن دل‌ها بر بینوایان و نیازمندان و ستم نمودن به یتیمان و بیوه‌زنان و تشر زدن بر درخواست‏کننده (سائل) و مأوى ندادن و رد کردن او در شب‌هنگام

ب: جایگاه بی‌حجابی در عدم نزول باران

یکی از احکام روشن قرآن کریم، حکم حجاب و پوشش زنان است. آیه ۳۱ سوره نور از جامع‌ترین آیات دراین‌باره است:

«قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏؛

و به زنان باایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدرشوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد) و همگی به‌سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید

این آیه، هم اصل پوشش را واجب می‌داند و هم محدوده آن را بیان می‌کند. درنتیجه، ترک عمدی این دستور، گناه محسوب می‌شود. در کنار این، در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز از بی‌حجابی و کنار گذاشتن پوشش به‌شدت نهی شده است.

 از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده است:

«أَیُّمَا امْرَأَهٍ وَضَعَتْ خِمَارَهَا فِی غَیْرِ بَیْتِ زَوْجِهَا فَقَدْ هَتَکَتْ حِجَابَهَا؛ (19)

هر زنی که در غیر خانه شوهرش روسری از سر بردارد ، حجابش را هتک کرده و زیر پا گذاشته است

این تعبیر نشان‌دهنده اهمیت جایگاه حجاب در نگاه دینی است. پس بی‌حجابی به‌حکم قرآن و حدیث، گناه قطعی است.

به‌علاوه در روایاتی بیان شد که گناه، سبب محرومیت از نعمت‌ها و توقف باران می‌شود. وقتی «گناه» به‌طور مطلق عامل قحطی و مانع باران معرفی شده، هر گناهی در این حکم داخل است؛ ازجمله بی‌حجابی.

نکته‌ی بعد این‌که برخی گناهان، اثرشان فردی است، اما برخی عمومی هستند و ساختار جامعه را بیمار می‌کنند؛ مانند برخی از گناهانی که بیان شد (ظلم حاکمان، قضاوت ناعادلانه، کم‌فروشی، ترک زکات و ... .)

در مورد بی‌حجابی نیز اگرچه به‌طور ویژه بیان نشده که موجب منع نزول باران است، ولی اولاً بیان شد که گناه است و هر گناهی موجب زوال نعمت و سلب باران است و ثانیاً این گناه، از گناهان اجتماعی و عمومی است و اثری مخرب‌تر از گناهان فردی دارد و می‌تواند از عوامل کمبود باران در جامعه شود.

نتیجه:

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، نزول باران صرفاً تابع عوامل طبیعی نیست، بلکه رابطه‌ای مستقیم میان رفتارهای اخلاقی و دینی انسان‌ها و برکات آسمانی برقرار است. گناهانی چون ترک زکات، کم‌فروشی، ستم حاکمان و قضاوت ناعادلانه، دشمنی با اولیای الهی، بی‌احترامی به نعمت‌ها و دیگر رفتارهای فسادآفرین، به‌عنوان اسباب بازداشتن باران معرفی شده‌اند؛ زیرا این گناهان، با برهم‌زدن عدالت، سلامت اجتماعی و معنویت، جامعه را مستحق محرومیت از رحمت الهی می‌سازند. ازآنجاکه در روایات زیادی «گناه» به‌طور مطلق عامل زوال نعمت‌ها شمرده شده است، هر گناه دیگری ازجمله بی‌حجابی که به‌صراحت در قرآن و حدیث نهی شده و آثار اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای دارد نیز در این قاعده داخل خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 272، ح 15.

2. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دار الکتاب‏، 1404 ق‏، ج‏2، ص 160.

3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 524، ح 1489.

4. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 199.

5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 273، ح 22.

6. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 257.

7. ابن همام اسکافى، محمد بن همام بن سهیل‏، التمحیص، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام‏، قم: مدرسه الإمام المهدى عجل‌الله‎تعالى‏فرجه الشریف‏، 1404 ق‏، ص 37، ح 33.

8. طبرسى، على بن حسن‏، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، محقق / مصحح: ندارد، نجف: المکتبه الحیدریه، 1385 ق‏، ص 149.

9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 374، ح 2.

10. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی (للطوسی)، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دار الثقافه، 1414 ق‏، ص 647، ح 1340.

11. مفید، محمد بن محمد، المقنعه، محقق / مصحح: ندارد، قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمه‎‌الله‌علیه‏، 1413 ق‏، ص 807.

12. علامه حلى، حسن بن یوسف بن مطهر، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیه‌السلام، محقق / مصحح: درگاهى، حسین‏، تهران: وزارت ارشاد، 1411 ق‏، ص 428.

13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 302، ح 2.

14. مفید، محمد بن محمد، الأمالی (للمفید)، محقق / مصحح: استاد ولى، حسین وغفارى علی‌اکبر قم: کنگره شیخ مفید، 1413 ق‏، ص 310، ح 2.

15. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج‏1، ص 242، ح 905.

16. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق‏، ص 271، ح 2.

17. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 374.

18. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق‏، ص 271، ح 2.

19. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام، محقق / مصحح: فیضى، آصف‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1385 ق، ج‏2، ص 215، ح 794.

در روایات عواملی برای سختی فشار قبر بیان شده که در مقابل نیز راهکارهایی برای رهایی و یا کاستن از شدت آن در اختیار مؤمنان قرار گرفته است.

پرسش:
مطابق احادیث، برخی از عوامل هستند که سبب فشار قبر می‌شوند، حالا در مقابل چه‌کار کنیم که فشار قبر نکشیم؛ یعنی برای رهایی از فشار قبر و آرامش در قبر چه‌ کارهایی را باید انجام بدهیم؟
 

پاسخ:
قرار گرفتن انسان در قبر درواقع شروعی برای عالم برزخ خواهد بود که مرحله‌ای میان عالم دنیا و آخرت محسوب می‌شود. آیات و روایات، ویژگی‌های فراوانی برای آن بیان کرده‌اند از جمله عناوینی همچون فشار قبر و یا سؤال و جواب در این مرحله که حس ترس و نگرانی برای مردم حتی مؤمنان ایجاد می‌شود. در روایات عواملی برای سختی فشار قبر بیان شده که در مقابل نیز راهکارهایی برای رهایی و یا کاستن از شدت آن در اختیار مؤمنان قرار گرفته است.
 در ادامه برخی از موارد کاهش‌دهنده و از‌بین‌برنده فشار قبر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

برخی از عوامل کاهش‌ فشار قبر و رهایی از آن

الف. عواملی که خود شخص در آن دخیل است:
برخی از این موارد توسط خود فرد قابل انجام است و در زمان حیات باید بر آن‌ها مراقبت شود و برخی می‌تواند توسط دیگران و پس از دفن فرد صورت گیرد و از سختی و شدت فشار قبر بکاهد. عواملی همانند:
1. خواندن نماز شب؛
 امام رضا علیه‌السلام در بیانی که به شمردن برکات نماز شب اختصاص داده‌اند، چنین می‌فرمایند:
«عَـلَیْکُمْ بِصَـلاهِ اللَّیْلِ فَما مِنْ عَـبْدٍ یَقُومُ آخِرَ اللَّیْلِ فَیُصَـلِّى ثَمانَ رَکَعاتٍ وَ رَکْعَـتَىِ الشَّفْـعِ وَ رَکْعَهَ الْـوَتْرِ وَاسْتَغْـفَرَ اللّهَ فـى قُنُوتِهِ سَبْـعینَ مَرَّهً اِلاّ، اُجیرُ مِنْ عَـذابِ الْقَـبْرِ؛ (6)
بر شما باد به نماز شب، هیچ بنده‌ای نیست که آخر شب بیدار شود و هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک‌ رکعت نماز وتر بخواند و در قنوت آن هفتاد بار استغفار کند مگر اینکه خداوند او را از عذاب قبر رهایی بخشد... .»
2. تکرار حج؛
 یکی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام از ایشان درباره شخصی که چهار بار به حج رفته سؤال پرسیدند که حضرت در پاسخ فرمودند:
«وَ مَنْ حَجَّ أَرْبَعَ حِجَجٍ لَمْ تُصِبْهُ ضَغْطَهُ الْقَبْرِ أَبَدا؛ (7)
کسی که چهار بار حج بجای آورد هرگز فشار قبر نبیند.»
3. روزه گرفتن؛
روزه گرفتن در برخی ایام خاص مانند ماه رجب که در روایات چنین توصیف شده است:
«مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ أَرْبَعَهَ أَیَّامٍ عُوفِیَ مِنَ الْبَلَایَا کُلِّهَا مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ فِتْنَهِ الدَّجَّالِ وَ أُجِیرَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْر... .؛ (8)
کسی که چهار روز از ماه رجب را روزه بدارد از بلاهایی چون جنون، جذام، پیسی و فتنه دجال در عافیت بوده و نیز از عذاب قبر در امان است.»
4. کامل کردن رکوع؛
 اعمالى چون به‌جا آوردن رکوعى تام و کامل در نماز می‌تواند از عذاب قبر جلوگیری کند و امام باقر علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرمایند:
«مَنْ أَتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ یَدْخُلْهُ وَحْشَهُ الْقَبْر؛ (9)
کسی که رکوع نمازش را کامل انجام دهد، وحشت و عذاب قبر بر او وارد نمی‌شود.»
5. خواندن برخی  از سور؛
خواندن بعضی سوره‌های قرآن مانند تکاثر، (11) نساء در روز جمعه (12) و سوره‌های زخرف (13) در کاهش و از بین بردن عذاب قبر مؤثر دانسته شده‌اند.

ب. عواملی که خود فرد در آن دخیل نیست:
برخی از موارد در روایات برای کاهش و یا حذف فشار قبر بیان شده که خود فرد در آن دخالتی ندارد و به‌نوعی در اختیار او نیست، بلکه از اسباب بیرونی ایجاد شده، اما منفعت آن برای میت خواهد بود. در ادامه برخی از آن‌ها بیان می‌شود:
1. اینکه مرگ انسان در روز جمعه باشد؛
 امام صادق علیه‌السلام در فضیلت روز جمعه چنین می‌فرمایند:
«مَنْ مَاتَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَهً مِنْ ضَغْطَهِ الْقَبْرِ؛ (14)
کسی که در روز جمعه بمیرد خداوند دوری از عذاب قبر را برایش می‌نویسد.»
این مورد از مواردی است که خود فرد در آن دخیل نیست و درواقع عنایتی از سوی خداوند است که برخی از بندگانش را به این واسطه از عذاب قبر رهایی می‌بخشد. در برخی روایات، این زمان از ظهر روز پنجشنبه تا روز جمعه دانسته شده که زمان این رحمت گسترش یافته است. (15)
2. پرداخت صدقه و خواندن نماز وحشت؛
 در روایتی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین آمده است:
«لَا یأْتِی عَلَی الْمَیتِ سَاعَهٌ أَشَدُّ مِنْ أَوَّلِ لَیلَهٍ فَارْحَمُوا مَوْتَاکُمْ بِالصَّدَقَهِ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَلْیصَلِّ أَحَدُکُمْ رَکْعَتَینِ یقْرَأُ فِی الْأُولَی بِفَاتِحَهِ الْکِتَابِ مَرَّهً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مَرَّتَینِ وَ فِی الثَّانِیهِ فَاتِحَهَ الْکِتَابِ مَرَّهً ...؛ (10)
بر میّت ساعتی سخت‌تر از شب اول قبر نمی‌گذرد، پس رحم نمایید مردگان خود را به صدقه و اگر نیافتی چیزی که صدقه بدهی، پس هرکدام از شما دو رکعت نماز بخواند و در رکعت اول سوره حمد یک‌مرتبه و سوره توحید دومرتبه و در رکعت دوم سوره حمد ... .»
3. نهادن دو چوب تر در کنار میت هنگام دفن؛
 این مورد سبب تأخیر در عذاب قبر خواهد شد و این امید وجود دارد که کارهای خیر و حلالیت‌های که در این مدت به پرونده فرد فوت شده، افزوده می‌شود، فشار قبر او را کاهش و یا از بین ببرد. (16)
4. کارهای نیک فرزند پس از مرگ والدین؛
 در حدیثی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله جریانی را درباره حضرت عیسی علیه‌السلام نقل می‌کنند:
«مَرَّ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ علیه‌السلام بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَا یُعَذَّبُ فَقَالَ یَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَکَانَ یُعَذَّبُ وَ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقاً وَ آوَى یَتِیماً فَلِهَذَا غَفَرْتُ لَهُ بِمَا فَعَلَ ابْنُه؛‏ (17)
عیسى بن مریم علیه‌السّلام از کنار قبرى مى‌گذشت که صاحب آن قبر عذاب مى‌شد. آن حضرت در سال آینده نیز ازآنجا گذشت امّا صاحب قبر عذاب نمى‌شد. عرضه داشت: پروردگارا! من پارسال از کنار این قبر گذشتم درحالی‌که صاحب آن، عذاب مى‌شد؛ ولى چرا امسال که از کنار این قبر گذشتم صاحب آن عذاب نمى‌شود؟! خداوند به او وحى نمود: فرزند صالح او به سنّ‌ بلوغ رسید و جاده‌اى را تعمیر کرد و یتیمى را پناه داد؛ ازاین‌رو به خاطر عملى که فرزندش انجام داد، این میّت آمرزیده شد.»
این روایت نشان می‌دهد اعمال صالح دیگران به‌خصوص فرزندان فرد فوت شده می‌تواند در کاهش و یا برداشته شدن عذاب او در قبر تأثیرگذار باشد.

نتیجه
در روایات به برخی از امور برای کاهش و یا از بین رفتن کامل عذاب قبر می‌انجامد توجه داده شده است. برخی از این اعمال، توسط خود فرد صورت گرفته مانند نماز شب، تکرار حج، روزه گرفتن در بعضی از ایام و مناسبت‌های خاص، انجام رکوع کامل و خواندن برخی از سوره‌های قرآن. برخی دیگر از کارهایی که به‌صورت غیرارادی مؤثر هستند مانند فوت در شب جمعه و یا توسط دیگران برای میت انجام می‌شود که به صدقه، نماز وحشت، قرار دادن دو چوب در کنار میت و انجام کارهای خیر فرزندان برای او می‌توان اشاره کرد.
برای آگاهی بیشتر می‌توان به کتاب «منازل الاخره» شیخ عباس قمی مراجعه نمود.

پی‌نوشت‌ها
1. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 87، ص 161.
2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ دوم، 1413 ق، ج 2، ص 217.
3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الاعمال، قم: دارالشریف الرضی، دوم، 1406 ق، ص 54.
4. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج ۶، 244.
5. ابن طاووس، رضی الدین علی، فلاح السائل و نجاح المسائل‏، قم: بوستان کتاب‏، چاپ اول، 1406 ق‏، ج 1، ص 86
6. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 89، ص 336.
7. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 89، ص 273.
8. مجلسى، محمدباقر‏، بحارالأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 89، ص 279.
9. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن‏، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1371 ق‏، ج 1، ص 58.
10. ابن‌بابویه، محمد بن على‏ (شیخ صدوق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ دوم، 1413 ق، ج 1، ص 138.
11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ۳، ص 152.
12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج ۶، ص ۳.
 

در منابع روایی، برخی زمان‌ها برای انجام ازدواج و برخی دیگر نامناسب دانسته شده‌اند.

پرسش:

آیا انجام مراسم عقد در روز چهارشنبه بدشگون است و در روز‌های خاصی سفارش شده است؟ آیا در روزهای هفته از نظر خوب یا بد‌بودن تفاوتی وجود دارد؟

پاسخ
از جمله باورهای رایج میان مردم، اعتقاد به بدشگونی و نامبارکی انجام مراسم عقد ازدواج در روز چهارشنبه است. این نگرش سبب اجتناب برخی افراد از برگزاری عقد در این روز است و آن را زمان مناسبی برای چنین مراسم مهمی نمی‌دانند. در این نوشتار با بررسی منابع حدیثی، روشن می‌شود که آیا در دین اسلام منع یا نهی مشخصی برای عقد در روز چهارشنبه وجود دارد یا خیر؟ همچنین آیا روزهای هفته از نظر مناسب یا نامناسب‌بودن برای عقد تفاوت دارند یا نه؟

1. روزهای خوب و بد برای عقد
در منابع روایی، برخی زمان‌ها برای انجام ازدواج و برخی دیگر نامناسب دانسته شده‌اند. این توصیه‌ها فقط ناظر به ایام هفته نیست، بلکه به زمان‌های خاص ماه قمری و حتی ساعت‌های شبانه‌روز نیز در آنها توجه شده است. مجموعه این آموزه‌ها نشان‌دهندۀ نگاه دقیق و جزئی‌نگر دین دربارۀ امور مهم زندگی مانند ازدواج است. از جمله در حدیثی، ازدواج در ساعات بسیار گرم روز (مثل هنگام ظهر) ناپسند دانسته شده است و ائمه (علیهم ‌السلام) پیش‌بینی کرده‌اند ازدواج فردی که در این زمان ازدواج کند، پایدار نخواهد ماند (1). از سوی دیگر، شب زمانی آرام و مناسب برای ازدواج مطرح شده است (2).
در برخی احادیث، وضعیت ماه در آسمان نیز از حیث مناسب یا نامناسب‌بودن ازدواج مطرح شده است. یکی از زمان‌های نامناسب، هنگام قرار‌گرفتن ماه در برج فلکی عقرب است (3). همچنین در روایاتی دیگر محاق ماه، وقتی ناپسند برای ازدواج دانسته شده است (4).
در کنار زمان‌های نامناسب، روایات متعددی نیز به‌روزها یا زمان‌هایی اشاره دارند که برای ازدواج مناسب و فرخنده هستند؛ به ‌طور ویژه روز جمعه بارها بهترین روز برای ازدواج معرفی شده است (5).
بنابراین بین روزهای هفته برای ازدواج فرق وجود دارد و برخی روزها توصیه شده و بعضی روزها سفارش نشده است.
موضوع دیگر اینکه در منابع اسلامی، روایات متعددی دربارۀ اوقات مناسب یا نامناسب برای هم‌بستری (جماع) وارد شده‌اند؛ اما نکته‌ای مهم که باید به آن توجه کرد، تفاوت بین عقد ازدواج و هم‌بستری است. با این حال، این احادیث ناظر به جماع (عمل زناشویی) هستند، نه صرف عقد ازدواج.
بنابراین اگر تنها عقد انجام می‌شود و هنوز هم‌بستری انجام نمی‌گیرد، این زمان‌ها تأثیری ندارند؛ اما اگر عقد یا مراسم ازدواج (عروسی) به همراه هم‌بستری انجام می‌شود، رعایت این اوقات برای این مراسم توصیه می‌شود؛ زیرا آثار معنوی و جسمیِ فرزند برآمده از آن، در کلام معصومان (علیهم ‌السلام) به‌دقت بیان شده است.
2. بررسی روایات نهی از عقد در روز چهارشنبه
با بررسی‌های انجام‌شده در منابع حدیثی معتبر، هیچ روایت صریحی مبنی بر نهی از عقد ازدواج در روز چهارشنبه یافت نشد. در شعری منسوب به امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) ایشان بعد از خوب‌دانستن نوشیدن دارو در روز چهارشنبه، ازدواج و عروسی را در روز جمعه مناسب می‌دانند: 
«وَ فِی الْجُمُعَاتِ تَزْوِیجٌ وَ عُرْسٌ وَ لَذَّاتُ الرِّجَالِ مَعَ النِّسَاء: در روزهای جمعه، ازدواج و جشن عروسی است؛ و لذت [زناشویی] مردان با زنان» (6).
گفتنی است که این جمله و مانند آن فقط نشان‌دهندۀ ارجح‌بودن جمعه هستند، نه حرمت یا کراهت دیگر روزها. در حدیثی دیگر از امام صادق (علیه ‌السلام) نقل شده است: «لَیْسَ لِلرَّجُلِ أَنْ یَدْخُلَ بِامْرَأَهٍ لَیْلَهَ الْأَرْبِعَاءِ: برای مرد جایز نیست که شب چهارشنبه با همسرش نزدیکی کند» (7).
دربارۀ این روایت نکاتی گفتنی است؛ اول: این روایت ناظر به شب چهارشنبه (یعنی سه‌شنبه‌شب) است، نه خود روز چهارشنبه؛ دوم: موضوع آن دخول است نه عقد.
بنابراین با توجه به بررسی روایات موجود، می‌توان نتیجه گرفت هیچ منعی برای عقد ازدواج در روز چهارشنبه وجود ندارد؛ همچنین توصیه‌هایی مانند ازدواج در روز جمعه، بیشتر از دیدگاه فضیلت مطرح شده‌اند، نه به ‌منظور ایجاد ممنوع‌بودن برای دیگر روزها.

3. شوم‌بودن چهارشنبه در روایات
روز چهارشنبه در برخی روایات، روزی شوم و نامبارک معرفی شده است؛ از جمله امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام) به حوادث ناگواری اشاره می‌کند که در این روز در طول تاریخ بشر رخ داده‌اند؛ سپس بعد از بیان رویدادهای تلخی که در روز چهارشنبه رخ داده است، فرموده‌اند: «یَوْمُ الْأَرْبِعَاءِ یَوْمٌ شُؤْمٌ فِیهِ یَتَطَیَّرُ النَّاسُ وَ یَوْمُ الْخَمِیسِ یَوْمُ الدُّخُولِ عَلَى الْأُمَرَاءِ وَ قَضَاءِ الْحَوَائِجِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَهِ یَوْمُ خِطْبَهٍ وَ نِکَاحٍ: روز چهارشنبه، روز شومی است که مردم در آن فال بد می‌زنند. و روز پنج‌شنبه، روز دیدار با امیران و برآوردن حاجت‌هاست. و روز جمعه، روز خواستگاری و ازدواج است» (8).
در این روایت، شوم‌بودن چهارشنبه در کنار توصیه به عقد ازدواج در روز جمعه مطرح شده است؛ با این ‌حال، روایت پیش‌گفته تنها به بیان وضعیت چهارشنبه از حیث شوم‌بودن بسنده می‌کند و نهی مستقیمی از ازدواج در آن روز ارائه نمی‌دهد. 
پیامبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله) در حدیثی دیگر چهارشنبه را چنین توصیف کرده‌اند: «إِنَّ الْأَرْبِعَاءَ نَحْسٌ مُسْتَمِرٌّ وَ فِیهِ خُلِقَتْ جَهَنَّمُ: همانا چهارشنبه، نحسیِ پایدار [و همیشگی] دارد و در آن روز جهنم آفریده شد» (9).
روایت دیگری از حضرت رضا (علیه ‌السلام) نیز تأییدکنندۀ این نحسی است و حتی توصیه می‌کند در این روز از برخی اعمال اجتناب شود: «یَوْمُ الْأَرْبِعَاءِ یَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ مَنِ احْتَجَمَ فِیهِ خِیفَ عَلَیْهِ أَنْ تَخْضَرَّ مَحَاجِمُهُ وَ مَنْ تَنَوَّرَ فِیهِ خِیفَ عَلَیْهِ الْبَرَصُ: روز چهارشنبه، روز نحسِ همیشگی است. کسی که در این روز حجامت کند، بیم آن می‌رود که محل‌های حجامت او سبز شود [نشانه‌ای از بیماری یا عارضه]، و کسی که در این روز نوره بزند، بیم آن می‌رود که بیماری برص [پیسی] بگیرد» (10).
همچنین امام صادق (علیه ‌السلام) چهارشنبه را روزی معرفی کرده‌اند که ابتدای وقوع عذاب الهی بر اقوام گذشته بوده است: «الْأَرْبِعَاءُ یَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ لِأَنَّهُ أَوَّلُ یَوْمٍ وَ آخِرُ یَوْمٍ مِنَ الْأَیَّامِ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى سَخَّرَها عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیالٍ وَ ثَمانِیَهَ أَیَّامٍ حُسُوماً: چهارشنبه، روزی است با نحسی همیشگی؛ زیرا این روز، نخستین و آخرین روز از روزهایی است که خداوند متعال [درباره قوم عاد] فرمود: ما آن باد سرد و تند را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان مسلط کرد» (11).
روایات در این موضوع منحصر به موارد بیان‌شده نیست و احادیث دیگری نیز در‌این‌باره وجود دارد. با چشم‌پوشی از بررسی سندی این روایات، باید اشاره داشت این احادیث با وجود آنکه بار معنایی منفی برای چهارشنبه دارند، هیچ‌یک از آنها اشارۀ مستقیمی به عقد یا ازدواج در این روز نکرده‌اند؛ ولی با توجه به اینکه در این روایات روز چهارشنبه تاریخ وقوع برخی اتفاقات بد دانسته شده است، شاید بتوان گفت افراد در درجۀ اول بکوشند امور مهم خود را در این روز انجام ندهند. 
گفتنی است در منابع روایی، در کنار بیان شوم‌بودن روز چهارشنبه، راهکارهایی برای رفع یا بی‌اثر‌کردن این نحسی نیز ارائه شده است. این راهکارها نشان می‌دهند حتی در چنین ایامی هم با توکل و رعایت برخی توصیه‌های دینی، می‌توان به‌راحتی کارهای مهمی مانند عقد ازدواج را انجام داد؛ برای نمونه در حدیثی نقل شده است: «حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَ یُکْرَهُ السَّفَرُ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْأَیَّامِ الْمَکْرُوهَهِ الْأَرْبِعَاءِ وَ غَیْرِهِ فَقَالَ افْتَتِحْ سَفَرَکَ بِالصَّدَقَهِ وَ اقْرَأْ آیَهَ الْکُرْسِیِّ إِذَا بَدَا لَکَ: حمّاد بن عثمان گفت: به امام صادق (علیه ‌السلام) عرض کردم آیا سفر در برخی از روزهای مکروه ـ مانند چهارشنبه و غیر آن ـ کراهت دارد؟ فرمودند: سفرت را با صدقه آغاز کن و آیة‌الکرسی بخوان وقتی می‌خواهی حرکت کنی» (12).
این روایت بیان می‌کند حتی اگر فرد در روزهای مکروه مانند چهارشنبه قصد انجام سفر یا کار مهمی را داشته باشد، با صدقه‌دادن و خواندن آیة‌الکرسی، می‌تواند بر نحوست آن غلبه کند.
در روایت دیگری، یکی از ائمه (علیهم ‌السلام) از عمل پدر خود چنین نقل می‌کند: «کَانَ أَبِی إِذَا خَرَجَ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ مِنْ آخِرِ الشَّهْرِ وَ فِی یَوْمٍ یَکْرَهُهُ النَّاسُ مِنْ مُحَاقٍ أَوْ غَیْرِهِ تَصَدَّقَ بِصَدَقَهٍ ثُمَّ خَرَجَ: پدرم وقتی روز چهارشنبه از پایان ماه یا روزی که مردم آن را نحس می‌دانند، مثل ماه محاق یا روزهای دیگر بیرون می‌رفت، صدقه می‌داد و سپس حرکت می‌کرد» (13).
در روایاتی نیز بدون اشاره به روز خاصی، دادن صدقه برطرف‌کننده نحسی آن روز دانسته شده است؛ از جمله امام صادق (علیه ‌السلام) می‌فرماید: «مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَهٍ إِذَا أَصْبَحَ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِکَ الْیَوْم: هر کس صبحگاهان صدقه‌ای بدهد، خداوند نحسی آن روز را از او دفع می‌کند» (14).
همۀ این روایات نشان می‌دهند عامل اصلی نجات از نحوست، باور و توکل به خداوند و التزام به اوست، نه پرهیز مطلق از ایام. شاهد این مطلب نیز روایتی است که مسافرت در روز چهارشنبه نه‌تنها نکوهش نشده است، بلکه با نفی تطیّر (فال بد)، چنین کاری نشانۀ ایمان و اعتماد به امداد الهی معرفی شده است. در توقیعی از امام هادی (علیه ‌السلام) در پاسخ به پرسش یکی از شیعیان آمده است: «مَنْ خَرَجَ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ لَا تَدُورُ خِلَافاً عَلَى أَهْلِ الطِّیَرَهِ وُقِیَ مِنْ کُلِّ آفَهٍ وَ عُوفِیَ مِنْ کُلِّ عَاهَهٍ وَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَاجَتَهُ: کسی که روز چهارشنبه بیرون برود و دنبال خرافات و باورهای غلط مردم نرود، از هر بلا و بیماری در امان می‌ماند و حاجتش برآورده می‌شود» (15).

نتیجه
با بررسی منابع روایی و احادیث معتبر، مشخص می‌شود روز چهارشنبه در اسلام روزی نحس و شوم معرفی شده است؛ اما هیچ روایت صریحی عقد ازدواج در این روز را منع یا نهی نمی‌کند. توصیه‌هایی که درباره برتری روز جمعه برای ازدواج آمده است، بیشتر ناظر به فضیلت و برکت آن روز است تا تحریم دیگر روزها. همچنین برخی احادیث مربوط به منع نزدیکی در شب چهارشنبه است، نه عقد یا ازدواج. نکته مهم این است که باور به نحسی یک روز نباید مانع انجام امور مهم زندگی شود؛ زیرا با توکل به خداوند، انجام عمل خیر مثل صدقه و دوری از خرافات، می‌توان بر هر نحوست غلبه کرد و کارها را با برکت به انجام رساند. بنابراین انجام مراسم عقد در روز چهارشنبه جایز است و می‌توان با رعایت توصیه‌های دینی، نگرانی‌های مربوط به شومی را به کمترین میزان رساند.
واژگان کلیدی: عقد ازدواج، روز چهارشنبه، نحسی و بدشانسی، زمان مناسب ازدواج، فضیلت روزهای هفته.

پی‌نوشت‌ها
1. کلینى، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏5، ص 366، ح 1.
2. همان، ص 367، ح 3.
3. همان‏، ج ‏8، ص 275، ح 416.
4. ابن‌بابویه، محمد بن على؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج ‏3، ص 394، ح 4389.
5. ابن‌بابویه، محمد بن على؛ الخصال؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفارى؛ قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش‏، ج ‏2، ص 384، ح 62.
6. میبدى، حسین بن معین‌الدین؛ دیوان أمیر‌المؤمنین (علیه السلام)، محقق/ مصحح: مصطفی زمانى؛ قم: دار‌نداء الإسلام للنشر؛ 1411 ق‏، ص 40.
7. کلینى، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏5، ص 366، ح 3.
8. ابن‌بابویه، محمد بن على؛ علل الشرائع؛ قم: کتاب‌فروشى داورى‏، 1385 ش‏، ج ‏2، ص 598، ح 44.
9. ابن‌شعبه حرانى، حسن بن على؛ تحف العقول؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفارى؛ قم: جامعه مدرسین‏، 1363 ق‏، ص 125.
10. ابن‌بابویه، محمد بن على؛ عیون أخبار الرضا (علیه السلام)؛ محقق/ مصحح: مهدی لاجوردى؛ تهران: نشر جهان‏، 1378 ق، ج‏ 1، ص 248، ح 2.
11. ابن‌بابویه، محمد بن على؛ علل الشرائع؛ قم: کتاب‌فروشى داورى‏، 1385 ش‏، ج ‏2، ص 381، ح 2.
12. برقى، احمد بن محمد بن خالد؛ المحاسن؛ محقق/ مصحح: جلال‌الدین محدث؛ قم: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ق، ج ‏1، ص 348، ح 22.
13. همان، ح 24.
14. همان، ص 349، ح 27.
15. طبرسى، حسن بن فضل؛ مکارم الأخلاق؛ قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 241.
 

در اسلام، دختران دارای ارزش و جایگاه بالایی هستند. در آیات و روایات با تعابیر زیبایی همچون«هدیه الهی»، «گل ریحانه»،«حسنه و نیکی» و... از آنها نام برده شده است.

پرسش:

از دیدگاه روایات، دختران در خانواده چه جایگاهی دارند؟ لطفا مواردی از ارزش‌گذاری دختران در روایات را بیان کنید؟

پاسخ:

خانواده، در نگاه اسلام یک نهاد مقدسی است که نقش اساسی در فرهنگ‌سازی و سلامت افراد جامعه دارد. در این خانواده توقعات و وظایف زن و مرد با هم متفاوت است، اما آنچه انسان‌ها را نزد خداوند محبوب می‌کند جنسیت آن‌ها نیست؛ بلکه عملکرد آن می باشد. البته نوع لطف و رحمت خداوند بر هر کدام از جنس انسان نیز متفاوت است، در این میان، خداوند متعال وجود فرزند دختر را دارای برکت قرار داده است. از سوی دیگر، دین اسلام احترام به دختر را به عنوان یک ویژگی انسانی مورد توجه و تأکید قرار داده است. بر اساس آموزه های اسلام، احترام به دختر تنها در حرف و شعار نیست بلکه باید به گونه‌ای باشد که در عمل خود را نشان دهد. به همین جهت، احادیث متعددی نیز در سیره و سخن معصومان علیهم السلام وجود دارد که به مبارک بودن، احترام گذاشتن به دختران و... اشاره شده است، که در این نوشته به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

بر اساس آموزه‌های اسلام، میان جنس مذکّر و مؤنّث، پسر و دختر، تفاوتی وجود ندارد بلکه ملاک سنجش و برتری فقط «تقوا» است همچنان که قرآن کریم خطاب به مردان و زنان می فرماید:

«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»؛ (1) ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!

پس از نگاه اسلام معیار خوب و بد بودن، جنسیت افراد نیست، بلکه آنچه انسان‌ها را نزد خداوند محبوب می‌کند عملکرد آن هاست. البته توقعات و وظایف زن و مرد با هم متفاوت است و نوع لطف و رحمتی که خداوند به زن و مرد، دختر و پسر نیز عطا می کند متفاوت است؛ در این میان فرزند دختر دارای ویژگی های خاصی است که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

نگاه ارزشی دین اسلام به دختر

همانگونه که بیان شد در فرهنگ و انديشه اسلامي، دختران از جایگاه خاصّی برخوردارند. تعابیر زیبایی که در آیات و روایات برای دختران به کار رفته، نشان از امتیاز و ویژگی خاص دختران دارد. قرآن کریم در آیه 49 سوره شوری از دختر به عنوان یک هدیه بزرگ یاد می‌کند که خداوند به هر کسی که دوست دارد، فرزند دختر هدیه می‌کند.

در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام نیز زنان و دختران از جایگاه خاصی برخوردارند و با تعابیر ظریف و زیبا از آنها یاد شده است كه به عنوان نمونه برخي از آن ها مورد اشاره قرار می گیرد:

دختران همچون گل هستند

در روایات معصومان علیهم السلام، دختران همچون گل معرفی شده اند. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:

«فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ فَدَارِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِيَصْفُوَ عَيْشُكَ؛ (2) زن (مانند یک گل) ریحانه است و خدمتگزار نیست؛ با او در هر حال و موقعیتی مدارا کن و همنشینی با او را نیکو کن تا اینکه زندگی تو باصفا گردد».

همچنین در روایات متعدد از دختران تعبیر به «حسنه و نیکی» شده است. (3) به صورت متعدد گزارش شد است که اگر کسی از داشتن فرزند دختر احساس ناخشنودی می‌کرد، امامان علیهم السلام با آنان برخورد می کردند؛ به عنوان مثال امام صادق علیه السلام به شخصی که از دختر دار بودن ناراحت بود فرمودند: «هِيَ رَيْحَانَةٌ تَشَمُّهَا؛ (4) او گلى است كه آن را مى‏بوئى‏».

وقتی به پیامبر صلی الله علیه و آله مژده فاطمه سلام الله علیها داده ‌شد، ناخرسندی و کراهت در چهره اصحاب آن حضرت مشاهده شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمودند: شما را چه شده است! چرا چهره‌های شما دگرگون شده است؟! دختر گل معطّری است که من آن ‌را می‌ بویم و روزی او با خداست. (5)

دختران درهای رحمت الهی

تولد دختر در احاديث اسلامى به عنوان گشوده شدن درهای رحمت‏ خدا به خانواده معرفى گردید است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خانه‏اى نيست كه در آن دختران باشند مگر اينكه هر روز بر آن خانه دوازده بركت و رحمت از آسمان نازل مى‏شود». (6)

در روایات از دختران به عنوان بهترین فرزندان تعبیر شده است که نه تنها خداوند با نگاه رحمت به آنها می نگردد بلکه به برکت وجود آنها پدر و مادر و حتی دیگر افراد نیز مورد لطف و رحمت الهی قرار می گیرند. امام صادق علیه السلام نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

دختران چه فرزندان خوبى هستند؛ با لطافت و مهربان، يار و مددکار، مونس و همدم، مبارک و پر خير، اهل نظافت و پاکيزگي‌. (7)

همچنین امام باقر عليه السلام فرمودند:

إِذَا أَصَابَ الرَّجُلُ ابْنَةً بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهَا مَلَكاً فَأَمَرَّ جَنَاحَهُ عَلَى رَأْسِهَا وَ صَدْرِهَا وَ قَالَ ضَعِيفَةٌ خُلِقَتْ مِنْ ضَعْفٍ الْمُنْفِقُ عَلَيْهَا مُعَانٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛  (8) آنگاه كه خانواده‌اى داراى دختر مى گردد، خداوند فرشته براى حمايت و نگهبانى آن دختر مى فرستد، و مى فرمايد: اين دختر عنصرى ضعيف است كه از ضعف و ناتوانى خلقت يافته و كسى كه او را مورد حمايت و نگهدارى خود قرار دهد، چنين كسى تا روز قيامت مورد يارى و عنايت خداوند خواهد بود.

امام رضا علیه السلام فرمودند: «خداوند به دختر مهربانتر از پسر است، كسى كه باعث خوشحالى دخترش شود، خداوند روز قيامت او را خوشحال مى كند». (9)

تجلیل اسلام از جایگاه دختران و تأکید بر لزوم توجه و محبت آنان منحصر به این موارد ذکر شده نیست بلکه این روایات آن قدر فراوان اند که در منابع روایی شیعه بخش های جداگانه ای را به خود اختصاص داده است.

برای نمونه، در کتاب کافی «بَابُ فَضْلِ الْبَنَات؛ درباره فضیلت دختران» (10) در وسائل الشیعه بابی به نام « بَابُ فَضْلِ الْبَنَات‏، بَابُ اسْتِحْبَابِ طَلَبِ الْبَنَاتِ وَ إِكْرَامِهِن‏؛ مستحب بودن طلب دختر از خداوند و تکریم دختران» (11) همچنین «بَابُ اسْتِحْبَابِ زِيَادَةِ الرِّقَّةِ عَلَى الْبَنَاتِ وَ الشَّفَقَةِ عَلَيْهِنَّ أَكْثَرَ مِنَ الصِّبْيَان‏؛ درباره دل سوزی و محبت بیشتر به دختران در مقایسه با دیگر فرزندان» (12) وارد شده است که نشان دهنده توجه والای اسلام به دختران است.

نتیجه:

بنابراین در دین اسلام، دختران دارای ارزش و جایگاه بالایی هستند. در آیات و روایات با تعابیر زیبایی همچون «هدیه الهی»، «گل ریحانه»، «حسنه و نیکی» و ... از آنها نام برده شده است که هر یک، نشان از امتیاز و ویژگی خاص طبیعی و روحی دختران دارد. دختران در فرهنگ روایات، بهترین اولاد هستند که مایه برکت و رحمت الهی می شوند. آنچه از آموزه های قرآن و حدیث بر می آید درسی است که به خانواده و جامعه داده می شود که با الگویی گیری از ثقلین (یعنی کلام خدا و اهل بیت علیهم السلام) ارتباط مهربان تر همراه با احترام و کرامت نسبت به دختران باید داشته باشیم.

پی نوشت ها:

1. حجرات / 13.

2. ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق/مصحح: غفارى، على اکبر، من لا یحضره الفقیه‏، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ دوم، 1413ق، ج‏3، ص556.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، محقق/مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق، ج6، ص6.

4. همان، ج‏6، ص 6.

5. ابن بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، همان، ج3، ص481.

6. شعيري، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف: مطبعة حيدرية، چاپ اول، بى تا، ص 105.

7. کلینى، محمد بن یعقوب، الكافي، همان، ج‏6، ص 5.

8. ابن بابويه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم: دارالشريف الرضي، چاپ دوم، 1406ق، ص 202.

9. کلینى، محمد بن یعقوب، الكافي، همان، ج‏6، ص 6.

10. همان، ج‏6، ص 4- 12.

11. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، محقق/مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول، 1409ق، ج‏21، ص361- 13.

12. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة ،همان، ج‏21، ص367؛ نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول، 1408ق، ج‏15، ص118.

آموزه‌های قرآنی و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام نشان می‌دهد که دعا نه‌تنها عامل آرامش دل، بلکه اسلحه‌ای معنوی در برابر دشمنان و سختی‌هاست.

پرسش:
چه دعایی برای پیروزی رزمندگان اسلام و برای نابودی دشمن بخوانیم بهتر است و از طرف معصوم توصیه شده است؟
 

پاسخ:
مقدمه
آموزه‌های قرآنی و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام نشان می‌دهد که دعا نه‌تنها عامل آرامش دل، بلکه اسلحه‌ای معنوی در برابر دشمنان و سختی‌هاست. در میدان نبرد، هنگامی‌که جان در معرض خطر است و دشمن با همه توان هجوم آورده، دعا نقش حیاتی در استواری قدم‌ها، تقویت روحیه مجاهدان و جلب نصرت الهی دارد. در ادامه با نگاهی به متون دینی، به جایگاه دعا در حمایت از رزمندگان و دفع دشمنان پرداخته و نمونه‌هایی از این ادعیه ارزشمند ارائه می‌گردد.

1. دعا برای رزمندگان
یکی از وظایف مؤمنان در زمان جنگ و نبرد، حمایت از رزمندگان اسلام است. این حمایت می‌تواند به شکل‌های گوناگون صورت گیرد؛ برخی با جان، برخی با مال، برخی با زبان و گروهی نیز با دعا. در میان این اشکال مختلف، دعا جایگاه ویژه‌ای دارد؛ چراکه نیرویی معنوی است که هم روحیه مجاهدان را تقویت می‌کند و هم زمینه‌ساز نصرت الهی می‌شود.
در قرآن کریم، نمونه‌هایی ازاین‌گونه دعاها توسط انبیاء الهی نقل شده است که نشان می‌دهد، حتی در میانه میدان نبرد نیز، دعا و توسل به خداوند نقش کلیدی دارد. برای نمونه، قرآن در ماجرای رویارویی سپاه طالوت با جالوت چنین نقل می‌کند:
«وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرین‏؛ (1)
هنگامی‌که در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند گفتند: پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدم‌های ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان! سپس به‌فرمان خدا، آن‌ها سپاه دشمن را به هزیمت وا‌داشتند... .»
در آیه‌ای دیگر، از زبان یاران پیامبران آمده است:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی‏ أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرین‏؛ (2)
پروردگارا گناهان ما را ببخش! و از تندروی‌های ما در کارها صرف‌نظر کن، قدم‌های ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان!»
از سوی دیگر، در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز دعا برای رزمندگان و مرزداران توصیه شده است. هرچند اگر کسی با زبان دل و بدون لفظ خاصی برای رزمندگان اسلام دعا کند، نیکوست، اما بهره‌گیری از دعاهای مأثور از معصومین علیهم‌السلام، هم برکت بیشتری دارد و هم آموزنده است.
برای نمونه، در خطبه‌های نماز جمعه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام چنین نقل شده است:
«اللَّهُمَّ انْصُرْ جُیُوشَ الْمُسْلِمِینَ وَ سَرَایَاهُمْ وَ مُرَابِطِیهِمْ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر؛ (3)
خدایا! سپاه‌ مسلمانان و دسته‌های آنان و مرزدارانشان را در شرق‌ها و غرب‌های زمین یاری فرما، بی‌گمان تو بر هر چیزی توانایی.»
همچنین، امام سجاد علیه‌السلام در دعای بیستم صحیفه سجادیه، دعایی جامع برای مرزداران دارند که از فرازهای ابتدایی آن چنین آمده است:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِینَ بِعِزَّتِکَ وَ أَیِّدْ حُمَاتَهَا بِقُوَّتِکَ وَ أَسْبِغْ عَطَایَاهُمْ مِنْ جِدَتِکَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ کَثِّرْ عِدَّتَهُمْ وَ اشْحَذْ أَسْلِحَتَهُمْ وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ وَ أَلِّفْ جَمْعَهُمْ وَ دَبِّرْ أَمْرَهُمْ وَ وَاتِرْ بَیْنَ مِیَرِهِمْ وَ تَوَحَّدْ بِکِفَایَهِ مُؤَنِهِمْ وَ اعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ وَ أَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ وَ الْطُفْ لَهُمْ فِی الْمَکْرِ؛ (4)
خدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست و دژهای مرزی مسلمانان را به عزت خود محفوظ بدار و پاسداران آن را به نیروی خویش تقویت فرما و بخشش‌های خود را به وسعت کرمت بر آنان ارزانی دار. خدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست و شمار آنان را بسیار گردان و سلاح‌هایشان را تیز کن و قلمروشان را نگاه‌دار و ناحیه‌ آنان را از دشمن محفوظ دار و دل‌هایشان را به هم نزدیک کن و کارهایشان را سامان بخش و میان فرماندهانشان هماهنگی برقرار ساز و به‌تنهایی هزینه‌هایشان را کفایت فرما و آنان را به پیروزی یاری رسان و با شکیبایی کمکشان کن و در تدبیر امور بر ایشان لطف فرما.»

2. دعا برای دفع دشمن
در آموزه‌های اسلامی، به‌ویژه در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، دعا به‌عنوان ابزار مقاومت برای دفع ظلم، پناه بردن به خداوند در برابر دشمنان و حتی نوعی اسلحه معنوی در برابر ظلم و تعدی جایگاهی ویژه دارد. در ادامه، نمونه‌هایی از دعاهایی که برای دفع اعداء (دشمنان) در روایات و ادعیه مأثوره آمده، بیان می‌شود. در حدیثی آمده است که:
«مردی نزد سرور ما، امام صادق جعفر بن محمد (علیهماالسلام) آمد و از مردی که به او ستم می‌کرد شکایت کرد. امام به او فرمود: چرا از دعای ستمدیده علیه ستمگر، همان دعایی که پیامبر (صلی‌الله¬علیه¬وآله) به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آموخت بهره نمی‌بری؟ دعایی که هیچ مظلومی آن را علیه ظالمی نخواند، مگر آن‌که خداوند (تعالى) او را بر او یاری کرد و از شرّش کفایت نمود؛ و آن دعا چنین است:
"اللَّهُمَّ طُمَّهُ بِالْبَلَاءِ طَمّاً وَ عُمَّهُ بِالْبَلَاءِ عَمَّا وَ قُمَّهُ بِالْأَذَى قَمّاً وَ ارْمِهِ بِیَوْمٍ لَا مَعَادَ لَهُ وَ سَاعَهٍ لَا مَرَدَّ لَهَا وَ أَبِحْ حَرِیمَهُ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ اهل‌بیتهِ (عَلَیْهِ وَ علیهم‌السلام) وَ اکْفِنِی أَمْرَهُ وَ قِنِی شَرَّهُ وَ اصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُ وَ اجْرَحْ قَلْبَهُ وَ سُدَّ فَاهُ عَنِّی ... ‏؛"
بارالها! او را در بلا غرق کن و او را در بلا کور گردان و با آزار، خُردش کن و او را به روزی که بازگشتی در آن نیست بیفکن و به ساعتی که بازگردانی ندارد گرفتار ساز و حریمش را مباح گردان و بر محمد و خاندانش (علیه و علیهم‌السلام) درود فرست و مرا از کار او کفایت کن و از شرّش نگاهم دار و کیدش را از من دور کن و دلش را مجروح گردان و دهانش را بر من ببند.» (5)
در دعایی دیگر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام که هنگام مواجهه با دشمن می‌خواندند آمده است:
«اللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَ مُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ أُنْضِیَتِ الْأَبْدَانُ اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ‏ مَکْنُونُ الشَّنَآنِ وَ جَاشَتْ مَرَاجِلُ الْأَضْغَانِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ غَیْبَهَ نَبِیِّنَا وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا- رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحِین‏؛ (6)
بارالها! دل‌ها به‌سوی تو روانه شده، گردن‌ها به‌سوی تو کشیده شده، دیدگان خیره شده، گام‌ها جابجا گردیده و بدن‌ها فرسوده گشته‌اند. بارالها! کینه‌های نهفته آشکار شده و دیگ‌های خشم و دشمنی به جوش آمده‌اند. بارالها! ما به درگاه تو شکایت می‌بریم از غیبت پیامبرمان و زیادی دشمنانمان و پراکندگی خواسته‌هایمان. پروردگارا! میان ما و قوم ما به‌حق داوری کن که تو بهترین داورانی.»
دعای چهاردهم صحیفه سجادیه نیز برای دفع دشمن و درخواست از خداوند برای پیروزی بر دشمن است. در عنوان این دعا بیان شده که حضرت این نیایش را وقتی به ایشان ظلم و ستم می‌شد می‌خواندند. بخشی از این دعا چنین است:
«اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ خُذْ ظَالِمِی وَ عَدُوِّی عَنْ ظُلْمِی بِقُوَّتِکَ وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنِّی بِقُدْرَتِکَ وَ اجْعَلْ لَهُ شُغْلًا فِیمَا یَلِیهِ وَ عَجْزاً عَمَّا یُنَاوِیهِ‏ اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لَا تُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمِی وَ أَحْسِنْ عَلَیْهِ عَوْنِی وَ اعْصِمْنِی مِنْ مِثْلِ أَفْعَالِهِ وَ لَا تَجْعَلْنِی فِی مِثْلِ حَالِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعْدِنِی عَلَیْهِ عَدْوَى حَاضِرَهً تَکُونُ مِنْ غَیْظِی بِهِ شِفَاءً وَ مِنْ حَنَقِی عَلَیْهِ وَفَاءً؛ (7)
بارالها! پس بر محمد و خاندانش درود فرست و ستمگر و دشمنم را به نیروی خود از ستم بر من بازدار و تیزی تجاوزش را با قدرتت از من بشکن و کاری برایش پدیدآور که مشغول آن گردد و ناتوانی در برابر آنچه آرزو دارد برایش قرار ده. بارالها! و بر محمد و خاندانش درود فرست و ستم او را بر من برایش روا مدار و یاری‌ام را بر او نیکو گردان و مرا از انجام کارهای همانند او نگه‌دار و مرا در حالتی همانند حال او قرار مده. بارالها! بر محمد و خاندانش درود فرست و دشمنی‌ای آشکار از سوی من بر او فرود آور که شفای دلم از خشم بر او باشد و تسکینی برای اندوه و کینه‌ام نسبت به او.»
دعای دیگری که در صحیفه سجادیه برای دفع دشمن وجود دارد، دعای 49 است. در عنوان این دعا آمده که حضرت این نیایش را برای دفع نیرنگ دشمن و دفع آن‌ها می‌خواندند. در ادامه بخشی از این دعا ذکر می‌شود:
«فَکَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضَى عَلَیَّ سَیْفَ عَدَاوَتِهِ وَ شَحَذَ لِی ظُبَهَ مُدْیَتِهِ وَ أَرْهَفَ لِی شَبَا حَدِّهِ وَ دَافَ لِی قَوَاتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ نَحْوِی صَوَائِبَ سِهَامِهِ وَ لَمْ تَنَمْ عَنِّی عَیْنُ حِرَاسَتِهِ وَ أَضْمَرَ أَنْ یَسُومَنِی الْمَکْرُوهَ وَ یُجَرِّعَنِی زُعَاقَ مَرَارَتِهِ. فَنَظَرْتَ- یَا إِلَهِی- إِلَى ضَعْفِی عَنِ احْتِمَالِ الْفَوَادِحِ وَ عَجْزِی عَنِ الِانْتِصَارِ مِمَّنْ قَصَدَنِی بِمُحَارَبَتِهِ وَ وَحْدَتِی فِی کَثِیرِ عَدَدِ مَنْ نَاوَانِی وَ أَرْصَدَ لِی بِالْبَلَاءِ فِیمَا لَمْ أُعْمِلْ فِیهِ فِکْرِی؛ (8)
چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنی‌اش را بر من از نیام برکشید و لبه‌ی کاردش را برایم تیز کرد و برندگیِ حدّ آن را برای من صیقل داد و زهرهای کشنده‌اش را برایم آماده ساخت و تیرهای کاری‌اش را به‌سوی من نشانه گرفت و چشم نگهبانی‌اش از من نخفت و قصد کرد که رنج و سختی بر من روا دارد و زهر تلخش را به من بچشاند. پس تو ـ ای خدای من ـ به ناتوانی‌ام از تحمل مصیبت‌های سخت و به عجز و ناتوانی‌ام از انتقام گرفتن از کسی که با من به جنگ برخاسته و به تنهایی‌ام در برابر انبوه کسانی که با من دشمنی کردند، نگریستی و دیدی که چگونه برای بلایی کمین کرده‌اند که حتی درباره‌اش نیندیشیده بودم.»

نتیجه‌گیری
بررسی آیات قرآن و دعاهای مأثور از معصومان علیهم‌السلام نشان می‌دهد که دعا همواره یکی از ابزارهای قدرتمند در حمایت از مجاهدان راه حق و دفاع در برابر دشمنان بوده است. منابع قرآنی و روایی، هم دعا برای پیروزی مجاهدان را توصیه کرده‌اند و هم دعا برای دفع ظلم و شر دشمنان را راهی مشروع و مؤثر معرفی کرده‌اند. این دعاها می‌توانند زمینه‌ساز نصرت الهی، ایجاد آرامش در دل‌ها، تقویت روحیه و حتی تغییر شرایط باشند؛ بنابراین، دعا در کنار تلاش‌های میدانی، یک رکن معنوی در جهاد و مقابله با دشمن است که نباید از آن غفلت کرد.

کلیدواژه‌ها
 دعا، نصرت رزمندگان اسلام، دفع دشمن، نصرت الهی، جنگ و جهاد.

پی‌نوشت‌ها
1. سوره بقره، آیه 250.
2. سوره آل‌عمران، آیه 47.
3. ابن بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 432، ح 1263.
4. على بن الحسین، امام چهارم علیه‌السلام‏، الصحیفه السجادیه، محقق / مصحح: ندارد، قم: دفتر نشر الهادى‏، 1376 ش‏، ص 126.
5. طوسى، محمد بن الحسن‏، الغیبه (للطوسی)، محقق / مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، قم: دار المعارف الإسلامیه، 1411 ق‏، ص 274، ح 523.
6. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 373.
7. على بن الحسین، امام چهارم علیه‌السلام‏، الصحیفه السجادیه، محقق / مصحح: ندارد، قم: دفتر نشر الهادى‏، 1376 ش‏، ص 74.
8. على بن الحسین، امام چهارم علیه‌السلام‏، الصحیفه السجادیه، محقق / مصحح: ندارد، قم: دفتر نشر الهادى‏، 1376 ش‏، ص 242.
 

در اسلام، برای تجارت و خریدوفروش با دیگر کشورها، به‌ویژه دشمنان، احکام خاصی مطرح شده است.

پرسش:
با توجه به دشمنی اسرائیل با امت اسلامی، آیا در احادیث به نهی از خرید اجناس از دشمنان اشاره شده است؟
 

پاسخ:
اسرائیل به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین دشمن امت اسلامی، همواره در پی تهدید و ظلم به مسلمانان بوده است. در اسلام، برای تجارت و خریدوفروش با دیگر کشورها، به‌ویژه دشمنان، احکام خاصی مطرح شده است. احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام بر این نکته تأکید دارند که کمک به دشمنان اسلام، چه به‌صورت نظامی و چه اقتصادی، جایز نیست. به‌ویژه در شرایطی که این کمک‌ها موجب تقویت قدرت دشمنان و تهدید امنیت مسلمانان شود.
 در ادامه، برخی از این روایات بیان خواهند شد تا نگاه اسلامی به این موضوع روشن‌تر شود.
1. نهی از تجارت نظامی با دشمن
در روایات اشاره شده که تجارت با دیگر کشورها، حتی اگر آن کشور از نظر عقیده با امت اسلامی همسو نباشند، به شرطی که موجب تقویت قدرت نظامی آن‌ها نشود، اشکالی ندارد. به‌عبارت‌دیگر، اصل مجاز بودن تجارت و خریدوفروش با سایر کشورها حتی با دین و مذهب متفاوت، به‌طورکلی پذیرفته شده است، ولی درصورتی‌که این تجارت منجر به تقویت دشمن و به خطر انداختن امنیت مسلمانان و قدرت نظامی آن‌ها شود، جایز نخواهد بود. در حدیثی آمده است:
(علی بن جعفر از برادرش امام موسی بن جعفر علیه‌السلام) سوال کرد:
«عَنْ حَمْلِ الْمُسْلِمِینَ إِلَی الْمُشْرِکِینَ التِّجَارَهَ قَالَ إِذَا لَمْ یَحْمِلُوا سِلَاحاً فَلَا بَأْسَ؛ (1)
که آیا جایز است که مسلمانان با مشرکین تجارت کنند؟ امام (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مسلمانان سلاح به آن‌ها نفرستند، اشکالی ندارد.»
بنابراین، در مسائل اقتصادی و تجاری با سایر کشورها، باید توجه داشت که آیا این تجارت به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم موجب تقویت توان نظامی و تهدید علیه مسلمانان خواهد شد یا خیر.
واضح است که در شرایطی که دشمنان در حال جنگ و درگیری با مسلمانان هستند و تهدید جدی به نابودی امت اسلامی دارند، هرگونه کمک به آن‌ها، به‌ویژه در زمینه‌های نظامی، ممنوع است. در حدیثی آمده است:
«عَنْ هِنْدٍ السَّرَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنِّی کُنْتُ أَحْمِلُ السِّلَاحَ إِلَی أَهْلِ الشَّامِ فَأَبِیعُهُ مِنْهُمْ فَلَمَّا أَنْ عَرَّفَنِیَ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ ضِقْتُ بِذَلِکَ وَ قُلْتُ لَا أَحْمِلُ إِلَی أَعْدَاءِ اللَّهِ فَقَالَ احْمِلْ إِلَیْهِمْ فَإِنَّ اللَّهَ یَدْفَعُ بِهِمْ عَدُوَّنَا وَ عَدُوَّکُمْ یَعْنِی الرُّومَ وَ بِعْهُمْ فَإِذَا کَانَتِ الْحَرْبُ بَیْنَنَا فَلَا تَحْمِلُوا فَمَنْ حَمَلَ إِلَی عَدُوِّنَا سِلَاحاً یَسْتَعِینُونَ بِهِ عَلَیْنَا فَهُوَ مُشْرِکٌ؛ (2)
هند سرّاج گوید: به امام علیه‌السلام عرض کردم: خداوند امور شما را اصلاح گرداند! من اسلحه سوی اهل شام مى‌برم و به آنان مى‌فروشم، ولی از زمانی که این امر (امامت) را شناخته‌ام از این کار دست برداشته‌ام و به او گفتم: برای دشمنان خدا چیزی نمى‌برم. حضرت فرمودند: برای آنها اسلحه ببر؛ زیرا خداوند با این اسلحه‌ها (و به واسطه شامیان) دشمن ما و شما را - یعنی رومیان را - دفع مى‌کند، اسلحه‌ها را به آنان بفروش، ولی هنگامی که بین ما و آنان جنگی درگرفت برای آنان اسلحه مبرید، زیرا اگر کسی برای دشمن ما اسلحه‌ای برد که با آن به ما ضرر برساند مشرک است.
بنابر این روایت نیز، تجارت با دشمن وقتی که موجب تسلط او بر جامعه‌ی اسلامی شود، اشکال دارد. در قرآن کریم نیز در آیه ی 141 سوره ی نساء ( لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا) به موضوع نادرست بودن این تسلط اشاره شده است.
 با این توضیحات، وقتی دشمنی اسرائیل نسبت به امت اسلامی واضح است و این باند جنایتکار به‌طور مداوم در حال تجاوز به حقوق مسلمانان در کشورهایی مانند فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و یمن بوده و همواره قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند، در درجه‌ی اول، معاملات نظامی و در مرحله‌ی بعد، هرگونه خریدوفروش اجناس با این دشمن کاری ناپسند و نادرست است. چراکه این خریدوفروش‌ها موجب قدرت اقتصادی و نظامی او شده و علیه کشورهای دیگر مورد استفاده قرار می‌دهد.
متأسفانه برخی کشورهای مسلمان، همواره با اسرائیل، مراودات تجاری دارند و اجناس اسرائیلی به‌وفور در کشور آن‌ها یافت شده و توسط مردم خرید می‌شود. این کار درواقع به‌نوعی به تقویت دشمن منجر می‌شود و این عمل نه‌تنها مخالف اصول اسلامی، بلکه از نظر سیاسی و اخلاقی نیز قابل پذیرش نیست.
2. نهی از هر نوع کمک به ظالم
در فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام، کمک به کسانی که در حال ظلم به مسلمانان هستند، به‌شدت مورد نهی قرار گرفته است. امامان معصوم علیهم‌السلام همواره بر این نکته تأکید داشته‌اند که حتی کوچک‌ترین اقدامی که به‌نوعی به یاری و تقویت ظالمین منجر شود، باید از آن اجتناب کرد. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:
«إِیَّاکُمْ وَ صُحْبَهَ الْعَاصِینَ وَ مَعُونَهَ الظَّالِمِین‏؛ (3)
از مصاحبت عاصیان (گناهکاران) و یاری ظالمان و مجاورت فاسقان بپرهیزید.»
در این روایت امام علیه‌السلام به‌صراحت بیان می‌کند که مسلمانان باید از همراهی با گناهکاران و کمک به ظالمان خودداری کنند. بنابراین، با توجه به این‌که خرید اجناس اسرائیلی به تقویت آن‌ها کمک می‌کند، بر اساس آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام، این عمل به‌شدت محکوم است و از مسلمانان خواسته می‌شود که از آن اجتناب کنند. ظلم نه‌تنها در عمل فرد ظالم، بلکه در کمک به او و یا حتی رضایت به ظلم نیز محکوم است.
 امام صادق (علیه‌السلام) در حدیثی بسیار مهم فرموده‌اند:
«الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِینُ لَهُ وَ الرَّاضِی بِهِ شُرَکَاءُ ثَلَاثَتُهُمْ؛ (4)
کسی که ظلم کند، کسی که به او کمک نماید، و کسی که به ظلم راضی باشد، هر سه در گناه شریک هستند.»
این حدیث نیز نشان می‌دهد که حتی کسانی که به‌طور مستقیم ظلم نمی‌کنند، بلکه با کمک به ظالم یا رضایت به ظلم او، از آن حمایت می‌کنند، در حقیقت در گناه او شریک خواهند شد. بر این اساس، اگر شخصی به هر نحوی به اسرائیل یا هر رژیم ظالم دیگری کمک کند، چه از طریق خرید اجناس یا هر نوع تعامل اقتصادی دیگر، در حقیقت در ظلم آن‌ها شریک است.
باید دانست که در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، عواقب سنگین و تبعات شدید برای یاری دادن به ظالم بیان شده است. امیرالمومنان علیه‌السلام در روایتی فرموده‌اند:
«در روز قیامت ندادهنده‌ای فریاد خواهد زد: کجاست ظالمان و یاران آن‌ها و هم‌دستانشان؟ تا حتی کسانی که قلمی برای آن‌ها تراشیده و مرکبی برایشان آماده کرده‌اند. سپس همگی در تابوتی از آهن جمع خواهند شد و به جهنم پرتاب خواهند گردید.» (5)
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز در حدیثی می‌فرمایند:
«مَنْ مَشَی مَعَ ظَالِمٍ لِیُعِینَهُ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ ظَالِمٌ فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلَامِ؛ (6)
هرکسی که به‌سوی ظالمی برود تا او را یاری کند و می‌داند که او ظالم است، از اسلام خارج شده است.»
این احادیث نشان می‌دهند که هرگونه کمک به ظالم، حتی اگر به‌صورت غیرمستقیم باشد، عواقب سنگینی خواهد داشت. طبق این روایات، کسی که به ظالم کمک کند، در حقیقت خود را از رحمت خداوند دور می‌کند.
ممکن است برخی تصور کنند که خرید اجناس، درواقع کمک بزرگی به دشمن نخواهد بود؛ اما این نگرش از نظر دینی و طبق آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام صحیح نیست. حتی کمک‌های کوچک و به‌ظاهر بی‌اهمیت نیز به ظالمین محکوم است. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در حدیثی بسیار مهم فرمودند:
«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ نَادَی مُنَادٍ أَیْنَ الظَّلَمَهُ وَ أَعْوَانُهُمْ وَ مَنْ لَاقَ لَهُمْ دَوَاهً وَ رَبَطَ کِیساً أَوْ مَدَّ لَهُمْ مَدَّهَ قَلَمٍ فَاحْشُرُوهُمْ مَعَهُمْ؛ (7)
چون روز قیامت شود، یک منادی ندا دهد: کجایند ستمگران و یاران آن‌ها؟ آنکه دواتی برای آنان لیقه کرده یا سرکیسه‌ای را برای آنان بسته یا قلمی برای آنان در مرکب فروبرده است؛ پس آنان را نیز با ستمگران محشور کنید.»
بنابراین حتی کوچک‌ترین کمکی که ممکن است به ظالمین در هر زمینه‌ای انجام گیرد، از دیدگاه اسلامی نه‌تنها نادرست است، بلکه موجب مشارکت در ظلم آن‌ها می‌شود و در روز قیامت عواقب سنگینی خواهد داشت.
صفوان بن مَهران از اصحاب امام کاظم علیه‌السلام بود که شتران زیادی داشت، حضرت به او فرمود:
 «ای صفوان همه چیزِ تو خوب و نیکو است جز یک چیز!
صفوان گفت، فدایت شوم آن یک مورد چیست؟
امام(ع) فرمود:
إِکْرَاؤُکَ جِمَالَکَ مِنْ هَذَا الرَّجُلِ یَعْنِی هَارُونَ؛ اینکه شتران خود را به این مرد (یعنی هارون خلیفه وقت) کرایه می‌دهی
صفوان عرض کرد:
وَ اللَّهِ مَا أَکْرَیْتُهُ أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا لِلصَّیْدِ وَ لَا لِلَّهْوِ وَ لَکِنِّی أَکْرَیْتُهُ لِهَذَا الطَّرِیقِ(یَعْنِی طَرِیقَ مَکَّهَ) وَ لَا أَتَوَلَّاهُ بِنَفْسِی وَ لَکِنِّی أَبْعَثُ مَعَهُ غِلْمَانِی؛
به خدا سوگند من از روی حرص و سیری و لهو چنین کاری نمی‌کنم؛ چون او به راه حج می‌رود، شتران خود را به او کرایه می‌دهم. خودم هم خدمت او را نمی‌کنم و همراهش نمی‌روم، بلکه غلام خود را همراه او می‌فرستم.
امام(علیه‌السلام) فرمود: یَا صَفْوَانُ أَ یَقَعُ کِرَاؤُکَ عَلَیْهِمْ؟ آیا از او کرایه طلب داری؟ گفتم: فدایت شوم. آری
امام(علیه‌السلام) فرمود: أَ تُحِبُّ بَقَاءَهُمْ حَتَّی یَخْرُجَ کِرَاؤُکَ؟ آیا دوست داری او باقی باشد تا باقی کرایه ات را به تو برسد؟
گفت: آری
امام(علیه‌السلام) فرمود: مَنْ أَحَبَّ بَقَاءَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ کَانَ مِنْهُمْ کَانَ وَرَدَ النَّارَ؛ (8)
کسی که دوست داشته باشد بقای آنها را، از آنان خواهد بود و هر کس از آنان (دشمنان خدا) باشد، جایگاهش جهنم خواهد بود.»
بر اساس این روایت، هر نوع کمک به دشمنان پسندیده نیست. با این توضیح، خرید اجناس اسرائیلی یا هرگونه همکاری با رژیم‌های ظالم، حتی در مقیاس کوچک، نه‌تنها مغایر با اصول اسلامی است، بلکه از نظر دینی، فردی که چنین کمکی انجام دهد، به‌نوعی در ظلم آنان شریک خواهد بود.
در یکی از روایات امام صادق (علیه‌السلام)، نقل شده است که فردی از یاران امام از ایشان سؤال کرد که نظر شما در مورد کمک به ظالمان در کارهایی همچون ساخت ساختمان، احداث نهر یا تعمیرات چیست؟ امام صادق (علیه‌السلام) در پاسخ فرمودند که حتی من دوست ندارم در کوچک‌ترین کارها مانند بستن یک گره یا کشیدن قلم برای آن‌ها مشارکت داشته باشم. ایشان تأکید کردند که یاران ظالمان در روز قیامت در خیمه‌ای از آتش خواهند بود تا خداوند میان بندگان حکم کند. (9)

نتیجه‌گیری
اسرائیل از بزرگ‌ترین دشمنان امت اسلامی است. در روایات اسلامی به‌طور قاطع و روشن آمده است که هرگونه کمک نظامی به دشمنان مسلمانان، ممنوع است. وقتی کشورهای اسلامی با اسرائیل مراودات اقتصادی برقرار می‌کنند، به‌طور غیرمستقیم به تقویت قدرت اقتصادی و نظامی این دشمن کمک می‌کنند. چنین اقداماتی که باعث تقویت توان نظامی دشمنان اسلام می‌شود، برخلاف تعالیم اسلامی است و نمی‌تواند پذیرفته شود. علاوه بر این، در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام، کمک به ظالم به‌شدت مورد نهی قرار گرفته است. خرید اجناس اسرائیلی، هرچند که در ظاهر کم‌اهمیت باشد، درواقع به تقویت دشمنان اسلام و یاری رساندن به آن‌ها منجر می‌شود. در تعالیم اسلامی تأکید شده که حتی کوچک‌ترین کمک‌ها به ظالمان هم مورد نهی است. بنابراین، خرید اجناس اسرائیلی یا هر نوع مراوده تجاری و اقتصادی با این رژیم ظالم به‌وضوح مغایر با آموزه‌های اسلامی است و مسلمانان باید از آن اجتناب کنند.

پی‌نوشت‌ها
1. عریضى، علی بن جعفر، مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1409ق، ص176، ح 320.
2. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏5، ص112، ح 2.
3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏8، ص16، ح 2.
4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏2، ص333، ح 16.
5. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی)، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضی‏، 1412ق، ج‏1، ص186.
6. طبرسى، علی بن حسن‏، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، محقق/مصحح: ندارد، نجف: المکتبه الحیدریه، 1385ق، ص315.
7. إبن بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محقق/مصحح: ندارد، قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406ق، ص260.
8. کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی - إختیار معرفه الرجال، محقق/مصحح: طوسى، محمد بن الحسن / مصطفوى، حسن‏، مشهد: مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، 1409ق، ص441.
9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق/مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏5، ص107، ح 7.
 

داشتن همزاد، خرافه ای است که عمدتا توسط رمالان مطرح می شود که بخت افراد را بسته و مانع پیشرفت او هستند و این خرافه ها بعضا صدمات جبران ناپذیری به افراد می زند.
آیا هر انسانی، یک همزاد دارد؟

پرسش:
آیا این حقیقت دارد که هر شخصی یک همزاد دارد؟ آیا واقعاً همزاد می‌تواند منشأ مشکلات و اختلاف‌های خانوادگی باشد و نگذارد که کارهای ما به سرانجام برسد؟
 

جن از جمله موجوداتی است که در منابع اسلامی از آن نام برده شده است. ابلیس نیز از این طایفه است. در میان مردم مشهور است که هر انسانی با خود همزادی از اجنه دارد که در زندگی او تأثیر می‌گذارد. متأسفانه امروزه با افزایش گرفتاری‌ها و مشکلات خانوادگی، برخی افراد منشأ تمام این اختلافات را اجنه و همزادهای انسان می‌دانند و مسئله را به گونه‌ای مطرح می‌کنند که آدمی هیچ نقشی در پدید آمدن مشکلات زندگی خود ندارد و ایجاد اختلافات در اختیار او نیست. به همین جهت در نوشته حاضر، با تکیه بر منابع مهم و معتبر، به دنبال آن هستیم که مشخص شود آیا واقعاً هر انسانی همزاد دارد یا خیر و همزاد او چه مقدار اختیار دارد؟ آیا واقعاً می‌تواند منشأ مشکلات و گرفتاری‌هایی را از سوی همزاد دانست؟
همزاد در زبان فارسی مترادف هم سن و سال است و از این جهت به فرزندان دو قلو، همزاد می‌گویند. بر اساس جست و جوهای انجام شده دو حدیث در منابع حدیثی شیعه وجود دارد که در آن آمده است هر انسانی یک همزاد دارد که با او متولد می‌شود و همواره همراه اوست. این دو حدیث را از جهت سند و محتوا مورد بررسی قرار می‌دهیم.
الف) حدیث اول و بررسی سند و منبع آن
روایت اول بدون سند چنین ذکر شده است: «و روی أن الله تعالى قال لإبلیس لا أخلق لآدم ذریه إلا ذرأت‏ لک‏ مثلها فلیس أحد من ولد آدم‏ إلا و له شیطان قد قرن به‏؛ خداوند متعال به ابلیس فرمود: فرزندى به آدم نمی‌دهم جز این که مانندش را به تو دهم و هر آدمی، هم زاد شیطانى دارد». (1)
این روایت در کتاب بحارالانوار بدون ذکر سند نقل شده است. علامه مجلسی در این بخش، روایاتی را از کتاب‌های اهل سنت بیان می‌کند و در قالب این روایات، جمله بالا را هم بدون آن که به معصوم نسبت دهد و بدون سند و منبع ذکر می‌کند. قابل توجه است که این سخن در هیچ منبع حدیثی شیعه معتبر یافت نشد؛ بنابراین هم از جهت سند و هم منبع قابل اعتماد نیست. علاوه بر آن که نگارش کتاب بحارالانوار فاصله زمانی زیادی با عصر معصومان علیهم‌السلام دارد و نمی‌تواند بدون واسطه از هیچ معصومی روایت نقل کرده باشد.
ب) حدیث دوم و بررسی سند و منبع آن
روایت دوم که منسوب است به پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به این صورت است: وَ رَوَى مُسْلِمٌ عَنِ ابْنِ مَسْعُود أَنَّ النَّبِیَّ صلی‌الله علیه و آله قَال‏: «مَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ قَدْ وُکِّلَ بِهِ قَرِینُهُ مِنَ الْجِنِّ قَالُوا وَ إِیَّاکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ إِیَّایَ إِلَّا أَنَّ اللَّهَ أَعَانَنِی عَلَیْهِ فَأَسْلَمَ فَلَا یَأْمُرُنِی إِلَّا بِخَیْرٍ؛ حضرت فرمودند: هیچ انسانی نیست جز آنکه همزادی از جنّ برای او گماشته شده است، گفتند: یا رسول‌الله آیا برای شما هم هست؟ فرمودند: برای من نیز هست، جز این که خداوند مرا یاری نموده که او تسلیم من شده است و جز به نیکى امر نمی‌کند». (2)
این روایت را نیز علامه مجلسی در همان بخش، بدون سند معتبر از منابع اهل سنت نقل کرده است و در دیگر منابع حدیثی شیعه یافت نشد بنابراین از جهت سند اعتبار ندارد و از جهت منبع هم در یک کتاب واسطه (بحارالانوار) نقل شده و در منابع اصلی و اولیه شیعه نیامده است در نتیجه این حدیث نیز از جهت منبع قابل اعتماد نیست.
ج) بررسی محتوایی احادیث
محتوای این دو روایت، بر وجود همزادی که سبب گرفتاری و مانع پیشرفت انسان باشد، دلالت ندارد و چنین چیزی قابل پذیرش نیست؛ به عبارت دیگر گرچه در محتوای این دو حدیث آمده است که انسان همزادی از جن یا شیطان دارد، اما در هیچ کدام از این احادیث، تصریح نشده که آن همزاد مایه همه گرفتاری‌ها و مشکلات اوست.
بر اساس تصریح قرآن کریم (3) همه اجنه مشرک یا کافر و انجام دهنده اعمال ناشایست و زشت نیستند، بلکه تعدادی از آن‌ها مؤمن بوده و دارای اعمال شایسته و نیک هستند بنابراین امکان ندارد همه جنیان انسان‌ها را به گمراهی و انحراف بکشانند. از سوی دیگر قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرین‏؛ (4) و هر کس از یاد خدا روى ‏گردان شود شیطان را به سراغ او می‌فرستیم، پس همواره قرین او است». بر اساس تصریح قرآن، شیطان تنها بر آن عدّه از انسان‌ها مسلط می‌شود که آنان از یاد خدا غافل شوند؛ یعنی شیطان سلطه‌ای بر انسان ندارد و فقط آدمی را به گناه دعوت می‌کند چنان که وقتی گنه‌کاران در روز قیامت، گناه خود را بر گردن شیطان می‌اندازند او در پاسخ می‌گوید: «وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُم‏...؛ (5) من بر شما سلطه‌ای نداشتم جز این که شما را دعوت کردم و شما هم استجابت نمودید، پس مرا ملامت و سرزنش نکنید بلکه خودتان را سرزنش کنید».
بر اساس فرمایش قرآن کریم، خدای متعال، انبیاء را برای هدایت بشر فرستاده است و عده‌ای راه هدایت را پذیرفتند و هدایت یافتند و عده‌ای با اختیار خود گمراهی و ضلالت را پذیرفتند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنْ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیهِ الضَّلَالَهُ...؛ (6) ما در هر امتی پیامبری برانگیختیم تا به آنان بگویند خدا را بپرستید و از پرستش غیر خدا (طاغوت) خودداری کنید گروهی هدایت یافتند و گروه دیگر (از طریق عناد و لجاج) شایسته‌ی گمراهی و ضلالت شدند»؛ بنابراین همه انسان‌ها به گمراهی کشیده نشدند از این‌رو شیطان سلطه‌ای بر انسان ندارد.
اما به فرض پذیرش صدور دو حدیث مطرح شده در کتاب بحارالانوار، باید گفت هدف رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از بیان این مطلب، آگاهی بخشی به مردم و بر حذر داشتن آن‌ها از فتنه‌های شیطان است که همواره باید مواظب باشند و هیچ گاه از آن غفلت نورزند؛ چنانکه علامه مجلسی رحمه ‌الله علیه در توضیح این حدیث می‌گوید: «مقصود پیامبر صلی‌الله علیه و آله در این روایت، بر حذر داشتن دیگران از فتنه هم زاد و وسوسه و اغواى او است و آن حضرت به ما آگاهى داده که او همراه ما است پس تا حد امکان خود را از او نگه داریم». (7)
حاصل سخن این‌ که مشکلات متعددی در زندگی انسان‌ها وجود دارد و از سوی دیگر، اجنه نیز با قدرت فوق‌العاده که دارند می‌توانند آسیب‌هایی بر انسان‌ها وارد کنند، اما این ‌گونه نیست که تمام مشکلات را از ناحیه آن‌ها بدانیم چون جن همانند انس اختیار و تکلیف دارد و از آیات و روایات معتبر بر می‌آید که جنیان از مؤمن واقعی می‏ترسند و نمی‌توانند آزاری به او برسانند؛ اما در مورد کسانی که به این مرحله نرسیده‌اند، احتمال آزار و اذیت وجود دارد. البته ادعیه‏ای نیز برای دفع شر جن از سوی ائمه علیهم‌السلام وارد شده است. (8)
نتیجه:
بنابراین هر دو حدیث از جهت سند و منبع ضعیف هستند. همچنین از جهت محتوا هم با قرآن تناقض دارد در نتیجه باید گفت همزاد به معنای عرف امروز که برای هر فردی هم شکل خودش انسان یا جنّی خلق شده باشد که دائماً او را به گمراهی بکشاند و یا همیشه همراه او باشد تا مانع پیشرفت و موفقیت او باشد و یا در زندگی برای او مشکلاتی ایجاد کند، مبنای دینی ندارد، اما بر اساس آیات و روایات، این که شیطان همواره تلاش می‌کند تا انسان را به گمراهی کشاند، پذیرفته شده است؛ پس انسان نباید هیچ گاه از یاد خدا غافل شود و با توکل و استعانت از خدای متعال می‌تواند بر وسوسه‌های شیطانی پیروز شود و به درجات عالی برسد.
کلید واژه:
همزاد، جن، شیطان، آسیب‌های جن.
پی‌نوشت‌ها:
1. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، 1404 ق، ج 60، ص 306.
2. همان، ج 60، ص 298.
3. به‌عنوان نمونه رجوع کنید: سوره جن، آیه 11 و 14.
4. سوره زخرف، آیه 35.
5. سوره ابراهیم، آیه 22.
6. سوره نحل، آیه 36.
7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج 60، ص 298.
8. رجوع کنید: فیض کاشانی، رسایل فیض کاشانی، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری، ص 53.

دعانویسی به معنای استفاده از دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) صحیح است ولی آنچه رمالان به دیگران می‌دهند ناشی ازعلوم غریبه ای است که مهارت در آن ندارند و ضرر می رساند
دعا نویسی و استفاده از آن در حل مشکلات زندگی

پرسش:
دعانویسی چیست و آیا می‌توان به دعانویس مراجعه کرد؟ 
 

پاسخ:
دعانویسی اگر به معنای استفاده از متون دینی و دعاهای رسیده از اهل بیت(ع) باشد، صحیح است و در فرهنگ دینی نیز مردم گاه به علمای دینی برای چنین کاری مراجعه می‌کنند. دعانوشتن برای خود یا دیگران یا مراجعه به افرادی برای دعا گرفتن یا دعانوشتن، در مواردی که می‌دانیم که دعانویس از آیات قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت یا تجربه علمای بزرگ استفاده کرده است، اشکالی ندارد و عمل به توصیه های آنان، مشروع و جایز است.
البته امروزه دعانویسی در بین عوام مردم، عنوانی است عام برای مجموعه کارهایی که برخی از مدعیان علوم غریبه انجام می‌دهند؛ آنها چیزی به اسم دعا چنان که در ادبیات دینی مرسوم است برای کسی نمی‌نویسند، بلکه گاهی از دعاهای اهل بیت و آیات قرآن استفاده می‌کنند اما اغلب آنچه می‌نویسند و به مراجعه‌کنندگان می‌دهند، مستند به دلایل شرعی نیست و پشتوانه دینی ندارد. 
در بیشتر موارد، آنچه دعانویسان و رمالان به دیگران می‌دهند ناشی از علوم غریبه است و چون علم یا مهارت لازم را ندارند و از طرفی ممکن است تحت تاثیر امیال نفسانی باشند، نتیجه خوبی برای مراجعه کنندگان ندارد و علاوه بر ضررهای مالی، بر مشکلات آنها نیز افزوده می شود زیرا یکسری از این کارهای رمالی و... نیازمند ارتباط با اجنه شرور است و این ارتباط باعث دخالت جنیان در زندگی مراجعه کنندگان می شود و گرفتاری و مشکلاتشان را بیشتر می کند؛ لذا توصیه می کنیم به این دعانویس ها اصلا مراجعه نشود.

آیا از دعا نویسی می توان برای حل مشکلات زندگی استفاده کرد؟
مشکلات روزمره زندگی همیشه ناشی از عوامل ناشناخته و سحر و جادو نیست، بلکه علل و عوامل مختلفی است که بیشتر آنها هم علت منطقی و علمی دارد؛ گاه ناشی از اشتباهات گذشته است، گاه مثل بالا رفتن سن ازدواج ناشی از شرایط اجتماعی  و فرهنگی است، و گاه مثل مشکلات اقتصادی ریشه در مسائل اقتصادی کلان کشور و حتی جهان دارد؛ در حالی که معمولا افراد دعانویس همه مشکلات را ناشی از طلسم و جادو و امثال آن معرفی می‌کنند و تلاش می‌کنند مشتریان خود را به هر قیمتی حفظ کنند، و همین باعث می‌شود که توصیه‌های این افراد، یا اصلا مشکلی را حل نمی کند، یا فقط به صورت موقت آن را متوقف می کند و بعد از مدتی مشکل دوباره باز می گردد و حتی مشکلی بر مشکلات قبلی هم اضافه می کند.
نکته دیگر این که استفاده این دعانویس ها از برخی از این علوم از نظر شرعی اشکال دارد و گاه ممکن است این افراد از این طریق به دیگران ضرر بزنند یا از اسرار مخفی دیگران با خبر شوند و یا باعث تهمت و نسبت دروغ به دیگران شده و ایجاد سوء ظن کرده و اختلافات خانوادگی و بدبینی ها را بیشتر کنند. این ها باعث می‌شود که توصیه‌های این افراد قابل دفاع نبوده و حتی در مواردی حرام باشد. 

از چه اعمال و دعاهایی برای حل مشکلات زندگی استفاده کنیم؟
استغفار کردن؛ خواندن نماز حاجت؛ خواندن نماز جعفر طیار؛ نماز‌های استغاثه به اهل بیت(ع) مثل نماز استغاثه به حضرت ولی‌عصر  و موارد دیگر که در «مفاتیح الجنان» آمده؛ صدقه دادن؛ گره گشایی از کار بندگان خدا؛ فرستادن صلوات؛ خواندن زیارت عاشورا؛ خواندن حدیث کسا؛ خواندن برخی سوره‌ها مثل چهارقل و سوره یاسین و... از مواردی است که به صورت عمومی برای همه مشکلات قابل توصیه است.
توجه به این نکته لازم است که رعایت برخی امور مثل ترک گناهان، پاک و حلال بودن اموال انسان، ذکر صلوات و استغفار هنگام دعا، دعا در زمان‌ها و مکان‌های توصیه‌شده مثل هنگام سَحَر و ... زمینه‌ساز استجابت دعا خواهد بود؛ و در نقطه مقابل، رعایت نکردن این شرایط ممکن است باعث تأخیر یا عدم استجابت دعا شود.

چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟
دعاها و ذکرهای توصیه شده در روایات دینی، مثل قوانین فیزیکی و علوم تجربی عمل نمی‌کنند که مثلا هر کسی چهل روز زیارت عاشورا بخواند بدون هیچ شکی به خواسته خود برسد. دعا جزو سنت‌های الهی است و سنت‌های الهی ممکن است در مواردی با موانعی روبه‌رو شوند یا خداوند متعال سنت دیگری را بر سنت استجابت دعا ترجیح دهد. از همین رو توصیه‌هایی که در فضای مجازی یا از سوی برخی افراد منتشر می‌شود که هر کس فلان ختم را انجام دهد حتما به نتیجه مورد نظر می‌رسد از اعتبار لازم برخوردار نیستند. سنت‌های الهی هر چند اثرگذار و نتیجه بخش هستند ولی چنین نیست که در صددرصد موارد به نتیجه مورد نظر اشخاص منتهی شود.

نکته نهایی این که همیشه دعاها و ذکرهای ما به هدف مطلوب نمی‌رسد؛ یعنی حتی اگر همه ذکرها و دعاها را هم انجام دهیم و همه شرایط را هم رعایت کنیم، باز هم ممکن است که به آن حاجت خاص نرسیم؛ چرا که اصولا استجابت دعا، در اختیار خداوند است و خداوند بر اساس حکمتی که دارد؛ یا خواسته بندگان را عطا می‌کند، یا جایگزینی بهتر در آینده می‌دهد، یا در ازای دعاهای افراد بلاهایی را از ایشان دفع می‌کند، و بالاخره اگر در این دنیا امکان جبران و استجابت نباشد، در آخرت دعای افراد را با چنان پاداشی جبران خواهد کرد که مؤمنان آرزو خواهند کرد که ایکاش هیچ یک از خواسته‌های ما در دنیا اجابت نشده بود و امروز به جای آن پاداشی بی ‌پایان دریافت می‌کردیم.
 

خواب هایی که انسان می بیند چند صورت دارد که فقط رویای صادقه است که می‌تواند نشانگر امری واقعی باشد و گاه ممکن است نیاز به تعبیر، آن هم به وسیله اهلش داشته باشد.
تعبیر خواب و حجیت آن

پرسش:
وقتی خوابی می‌بینیم، چگونه بفهمم که تعبیر آن چیست؟ آیا از کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده می‌توانیم استفاده کنیم؟ همچنین لطفاً بفرمایید بنده چه تکلیفی نسبت به خوابی که می‌بینم، دارم؟ 
 

پاسخ: 
رویا یا خواب دیدن که همه ما در طول زندگی تجربه آن را داریم بر حسب آنچه از روایات و متون دینی استفاده می شود اقسامی دارد. از یک نگاه می توان رویا را به چهار قسم تقسیم کرد:

 قسم اول: رویای صادقه؛ خوابی که انسان می بیند و با عالم واقع مطابقت دارد.

 قسم دوم: خواب هایی که بازتاب دهنده افکار و دل مشغولی های ما در طول روز هستند؛ برخی اوقات کسی که در طول روز به مسئله ای زیاد فکر می کند یا خیلی دوست دارد اتفاقی رخ بدهد یا از وقوع حادثه ای ترس دارد در عالم خواب همان موضوع را به صورت رویا می بیند مثلاً فردی که به دیگری علاقه مند است و به ازدواج با او فکر میکند چه بسا در عالم خواب ببیند که با او ازدواج کرده است یا فردی که از امتحانی که در پیش دارد می ترسد چه بسا در عالم خواب ببیند که در جلسه امتحان حضور دارد و... 
در چنین مواردی خواب های فرد به نوعی افکار و دل مشغولی های او در هنگام بیداری را بازتاب می دهند.

 قسم سوم: رویاها و صورت هایی که شیاطین در هنگام خواب به انسان مومن نشان میدهند تا او را محزون و ناراحت نمایند مثلاً ممکن است فردی خواب ببیند که عزیزی را از دست داده است یا کار ناپسندی را انجام می دهد یا اموری از این قبیل که سبب ناراحتی انسان مومن می شود.

 قسم چهارم: خواب های آشفته یا خوابهای نامربوط یا خواب های بیهوده به تعبیر قرآن اضغاث احلام؛ خواب هایی که انسان می بیند هیچ معنا و مفهوم خاصی ندارد و نوعی آشفتگی در آنها به چشم می خورد.
امام صادق (علیه السلام) در یک روایت، سه قسم از خواب ها ورویاها  را بیان کرده و فرموده اند: الرؤيا على ثلاثةِ وُجوهٍ : بِشارَةٌ مِنَ اللّه ِ للمُؤمنِ و تَحذيرٌ مِنَ الشيطانِ  و أضغاثُ أحلامٍ . رویا سه نوع دارد: 1.مژده و بشارت از جانب خداوند برای انسان مومن 2.تهدید و ایجاد ترس از ناحیه شیطان 3. رویاهای آشفته و نامربوط .
در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده است :الرؤيا ثلاثةٌ : بُشرى مِن اللّهِ ، و تَحزِينٌ مِنَ الشيطانِ ، و الذي يُحَدِّثُ بهِ الإنسانُ نَفسَهُ فَيَراهُ في مَنامِهِ . 1. مژده و بشارت از ناحیه خداوند 2. خوابی که سبب اندوهگین ساختن انسان و از ناحیه شیطان است3. خوابی که درباره موضوعی است که انسان به آن فکر کرده و ذهن خود را با آن مشغول کرده است. 

تعبیر  خواب
از ۴ قسم خوابی که بیان شد فقط رویای صادقه است که می‌تواند نشانگر امری واقعی باشد و گاه ممکن است نیاز به تعبیر داشته باشد اما خواب‌های قسم دوم، سوم و چهارم که چه بسا انسان در هنگام خواب یکی از این خواب ها را ببیند هیچ معنا و مفهوم خاص و هیچ تعبیری ندارند. پس فقط یک قسم از اقسام خواب یعنی رویای صادقه واقعی می باشد. 

رویای صادقه دو صورت میتواند داشته باشد:
صورت اول: رویای صادقه ای که واضح و روشن است یعنی دقیقا آنچه را که انسان در خواب می بیند همان چیز در عالم بیداری اتفاق می افتد. 
صورت دوم:رویای صادقه ای که واضح و روشن نیست و نیاز به تعبیر دارد.

 روح انسان در هنگام خواب از بدن انسان فاصله می گیرد از عالم ماده عبور می کند و وارد عالمی بالاتر به نام عالم مثال می شود؛ و در هنگام خواب درعالم مثال، صورت هایی را میبیند که گاه ممکن است این صورت در عالم دنیا معنایی متفاوت داشته باشد؛ گاه نیز روح انسان، تصرفاتی در صورتی که در عالم مثال دیده است انجام می دهد و خوابی را که به یاد می آورد متفاوت با حقیقتی است که در هنگام خواب با آن مواجه شده است؛ در این موارد خواب نیاز به تعبیر دارد؛ تعبیرکننده خواب، کسی است که بتواند معنای خواب را از صورتی که در عالم مثال مشاهده شده است عبور داده و بر ویژگی هایی که در عالم دنیا وجود دارد تطبیق دهد؛ و از این رو به او «معبّر» می گویند.

نکته شایان توجه این است که ما معمولاً به کسانی که تعبیرخواب میدانند دسترسی نداریم پس چگونه میتوانیم خواب خود را تعبیر کنیم؟ 

نکته اول: توجه دوباره به این مسئله است که هر خوابی تعبیر ندارد و فقط رویای صادقه است که تعبیر دارد و چه بسا خوابی که من دیده ام رویای صادقه نباشد. 

نکته دوم: از برخی از روایات استفاده می شود که چگونه تعبیر کردن خواب می‌تواند در چگونه اتفاق افتادن آنچه که من در خواب دیده ام اثرگذار باشد(1) ؛ لذا به ما توصیه کرده اند که خواب خود را فقط برای کسانی تعریف کنیم که انسان های صالح و خیرخواهی هستند. پس انسان در جایی که دسترسی به کسی که خواب را تعبیر کند ندارد می تواند خواب خود را که ممکن است سبب نگرانی او شده باشد به امری خیر و شایسته تعبیر نمایند یا فقط برای افراد آگاه، صالح و خیرخواه بیان نماید که تعبیری خوب و شایسته نسبت به رویای او صورت بگیرد.(2) 
همچنین اگر خوابی دیدیم که مایه نگرانی ما شد می توانیم با صدقه یا پناه بردن به درگاه الهی و دعا یا توسل به اولیای الهی آرامش خاطر بیشتری پیدا کنیم.

نکته سوم: آیا ما می توانیم برای تعبیرخواب خود به کتاب هایی که درباره باب تعبیر خواب نوشته شده اند مراجعه کنیم؟
شایسته توجه است که انتساب برخی از این کتابها به مولفانی که به آنها نسبت داده شده معلوم نیست؛ علاوه بر اینکه این کتاب ها نمی توانند مرجعیتی در باب تعبیر خواب داشته باشد زیرا عوامل متعددی همانند زمان خواب یا ویژگی های اخلاقی یا سایر ویژگی های بیننده خواب می توانند در تعبیر خواب توسط معبّر، اثرگذار باشند؛ پس نمی توان نسخه و تعبیر یکسانی برای همه خواب ها داشت.

حجیت خواب
آیا لازم است به آنچه که در خواب دیده ایم ترتیب اثر بدهیم  یا بر طبق خواب خود عمل کنیم؟
عالمان دینی گفته اند: خواب برای انسان، حجت شرعی نمی باشد و ترتیب اثر به خواب یا عمل به آن واجب نیست؛ هرچند فرد می تواند بر طبق خوابی که دیده است رفتار کند و به آن عمل نماید؛ البته باید توجه داشت که محتوای رویا و خواب نباید توصیه به امری غیرعقلانی یا امری غیرشرعی باشد و الا عمل به خواب جایز نیست. پس اگر انسان خواب کسی را می بیند که از او می خواهد کاری را انجام دهد؛ لازم نیست بر طبق این خواب عمل کند و اگر خواسته آن، غیرعقلانی یا غیرشرعی باشد نباید آن کار را انجام دهد.

رهایی از رویاهای بد
چگونه می توان از دیدن خواب های بد در امان ماند؟
 برخی از عوامل می‌توانند در این که انسان، خواب های بد نبیند موثر باشند مثلاً اینکه انسان تنها در خانه نخوابد و در هنگام خواب فرد یا افراد دیگری در خانه حضور داشته باشند یا اینکه قبل از خواب پرخوری نداشته باشد و بین زمان شام خوردن و خوابیدن انسان فاصله باشد. همچنین اگر انسان در طول روز مراقبت داشته باشد که از گناهان اجتناب نماید(3)  یا اگر از استرس و آشفتگی خود در طول روز بکاهد، در هنگام خواب با وضو بخوابد و پیش از خوابیدن برخی از آیات قرآن یا دعاهایی که قبل از خواب وارد شده و در کتاب مفاتیح الجنان آمده است را بخواند؛ این کارها می توانند در اینکه انسان خواب های بد نبیند موثر باشند. زیاد خوابیدن نیز از عوامل اثر گذار بر دیدن خواب های نامناسب است.

پی نوشت:
1. رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :إذا رَأى أحَدُكُـم الرؤيـا الحَسَنَةَ فَلْيُفَسِّرْها و لْيُخبِرْ بها ، و إذا رَأى الرؤيا القَبيحَةَ فلا يُفَسِّرْها و لا يُخبِرْ بها . (کنزالعمال،41392)
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :الرؤيا عَلى رِجْلِ طائرٍ ما لَم تُعَبَّرْ ، فإذا عُبِّرَت وَقَعَت ، و لا تَقُصَّها إلاّ على وادٍّ و ذِي رَأيٍ. (کنز العمال،41390)
رسول الله صلى الله عليه و آله: الرؤيا تقع على ما تعبّر، ومَثَلُ ذلك مثل رجلٍ رفع رجله فهو ينتظر متى يضعها فإذا رأى أحدكم رؤيا فلا يحدث بها إلا ناصحًا أو عالمًا. (الصحیح الجامع)
2. امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الرویا لا تقص الا علی مومن خلا من الحسد و البغی»؛ رؤیا نقل نمی‌شود، جز برای مؤمنی که از حسادت و بغی و ستم و از صفات رذیله روحش خالی باشد. (کافی، ج8، ص ۳۳۶)
امام محمدباقر (علیه‌السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه و آله وسلم): «لا تقصوا رویاکم الا علی من یعقل»؛ رؤیای خود را نقل نکنید مگر برای کسانی که اهل تعقل و تدبیر هستند. (کافی ،ج ۸ ،ص ۳۳۶)
در روایتی دیگر: «لا تقصوا رویاکم الا علی عالم او ناصح»؛ رؤیا و خواب خود را تنها به فرد عالم و دانشمند، عالم ربانی و فرد ناصحی که اهل نصیحت و مشفق باشد بگویید. (کنز العمال ج ۱۵ ص ۳۶۵)
3. امام صادق (علیه‌السلام): «اذا کان العبد علی معصیه و اراد الله تعالی به خیرا أراه فی منامه رویا تروعه فینزجر بهاعن تلک المعصیه»(بحارالانوار،ج۱۴،ص ۴۳۵)

 

آنچه از منابع اسلامی به دست می‌آید انکارناپذیری وجود آن است ولی تا وقتی که خود انسان، شرایط تسلط اجنه بر خود را فراهم نکند آن ها نمی توانند ضرری به انسان بزنند.
تأثیر اجنه در زندگی انسان ها

پرسش:
آیا جن می‌تواند در زندگی ما انسان‌ها دخالت کند و سبب برخی مشکلات مثل مریضی شود یا اینکه نگذارد برخی اتفاق‌های خوب در زندگی ما بیفتد؟ چگونه می‌توانیم خود را از آسیب جنیان حفظ کنیم؟ 
 

پاسخ
آنچه از منابع اسلامی به دست می‌آید، واقعیت جن و انکارناپذیری وجود آن است. این مسئله به میزانی روشن است که خداوند متعال در قرآن کریم سوره‌ای به‌عنوان «سوره جن» بر پیامبرش نازل نموده است. همچنین در برخی روایات نکات و معارفی در مورد اجنه ارائه شده و نیز در احادیثی با اشاره به برخی تأثیرات این موجود در زندگی انسان‌ها، راه مقابله با آن را نیز گوشزد نموده‌اند. 

تبیین و تعریف
«جن» در لغت به معنای پوشش و مخفی بودن  چیزی از حواس است؛(1)  جنیان، گروهی از موجوداتند که به صورت طبیعی از حواس ما پنهان هستند، البته مانند انسان ها شعور و اراده دارند و داراى علم و ادراك و تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند، هم چنین  داراى تكليف و مسئوليت می باشند و گروهى از آن ها مؤمن صالح و گروهى كافرند. آن ها مانند انسان، زندگی و مرگ و حشر و قیامت دارند.(2) 

شرور بودن جن
از آیات قرآن به دست می‌آید که جنیان همانند انسان‌ها اختیار و تکلیف دارند(3)  و غرض از آفرینش آنان همانند انسان، پرستش خداوند است.(4)  پس این گونه نیست که همه آن‌ها موجودات شرور باشند و درصدد آزار و اذیت انسان‌ها برآیند.

ارتباط با جن
رویکرد اهل‌بیت علیهم‌السلام دوری انسان از جن و ارتباط نداشتن با آن‌ها است. این رویکرد را می‌توان از پناه بردن ایشان به خداوند از اجنه و شر آن‌ها برداشت نمود.
ارتباط با جن به سود آدمی نیست و گاهی اوقات چنین تماس‌هایی موجب خسران خواهد شد و کاری سفیهانه تلقی می‌شود. در آیاتی از قرآن کریم اشاره شده که برخی افراد خود را در دامان جنیان قرار می‌دهند و به همین جهت مورد اغوا، فریب و آزار جنیان قرار می‌گیرند.(5) 

تاثیرگذاری جن
مطابق آیات و روایات این مخلوقات گاهی می‌توانند در زندگی افراد تأثیر گذاشته و دخالت‌هایی انجام دهند. البته خداوند انسان را در مقابل این موجودات تنها نگذاشته و آداب و اعمالی برای خنثی‌سازی تأثیرات اجنه در منابع اسلامی بیان شده است. نکته قابل ‌توجه در مورد اجنه این است که آن‌ها در تسخیر خداوند و برخی انبیاء و معصومان علیهم‌السلام هستند؛ بنابراین بدون اجازه آن‌ها نمی‌توانند ضرری و نفعی به انسان برسانند. باوجود چنینی سلطه‌ای از جانب خداوند و پیامبران الهی و اوصیاء آن‌ها، به‌راحتی می‌توان با استفاده از پناه‌ جویی به ایشان از شر این موجودات در امان ماند.

تسلط جن بر انسان
با توجه به مفاهیم قرآنی، موجودات غیرطبیعی مانند جن و شیطان که از طایفه جن محسوب می‌شوند، نمی‌توانند سلطه‌ای بر انسان داشته باشند، مگر به‌واسطه اعمال خود آدمی.(6)  بنابراین تا وقتی انسان خودش اسباب دخالت این موجودات را در زندگی فراهم نکند، ضرری از طرف آن‌ها متوجهش نخواهد بود.
به بیان دیگر؛ جن و شیطان بر هیچ کسی سلطه ندارد، چه مؤمن وچه کافر؛ اما اگر گاهی  بر بعضی افراد سلطه پیدا می کند بدین جهت است که اینها خود تسلّط جن و شیطان را پذیرفته اند؛ کما این که جن و شیطان نمی تواند بر مؤمنین و توکّل کنندگان بر خداوند متعال تسلّط پیدا کند چرا که آنها دعوت او را پاسخ نمی گویند.

تسخیر جن توسط انسان
یکی از نکاتی که در مورد جن وجود دارد، تسلط بر اجنه و به عبارتی تسخیر آن‌ها است. در آیاتی از قرآن کریم به این امر اشاره شده و بیان شده که برخی از پیامبران الهی اجنه را در تسخیر خود داشته‌اند.(7) 
در روایات نیز بیان شده که جن‌های مؤمن در خدمت معصومان علیهم ‌السلام هستند و حضرات بر آن‌ها سلطه دارند و حتی دیده شده که سؤالات دینی خود را از اهل‌بیت علیهم ‌السلام می‌پرسند.(8) 
رویکرد اهل‌بیت علیهم ‌السلام دوری انسان از جن و ارتباط نداشتن با آن‌ها است و به همین جهت استفاده از اجنه برای رسیدن به اهداف، کاری ناپسند بوده و می‌تواند باعث ضررهای جبران ‌ناپذیری شود.
چنانچه جن به تسخیر کسی هم دربیاید نمی‌تواند بدون اذن الهی در افراد دیگر تأثیر بگذارد.(9)  بنابراین با استفاده از دعاها و حرزها به‌راحتی می‌توان از تأثیر آن بر زندگی جلوگیری نمود.

موکل گرفتن جن
برخی افراد مدعی هستند که می‌توانند جن را در تسخیر خود دربیاورند و از طریق آن‌ها کارهایی خارق‌العاده انجام دهند؛ به اجنه‌ای که این کارها را برایشان انجام می‌دهند نیز «موکل» می‌گویند. این ادعاها در اکثر موارد دروغ، غیرقابل اعتماد و برای جذب مشتری است. همانطور که بیان شد چنانچه جن به تسخیر کسی هم دربیاید نمی‌تواند بدون اذن الهی در افراد دیگر تأثیر بگذارد. بنابراین با استفاده از دعاها و حرزها به‌ راحتی می‌توان از تأثیر آن بر زندگی جلوگیری نمود.

راهکارهای دفع اجنه
راه های پیش‌گیری و درمان آسیب‌های ناشی از جن را می‌توان در یک کلید واژه خلاصه کرد و آن «بندگی» خداوند است یعنی عمل به واجبات و ترک محرمات؛ بندگی کردن و انسان مؤمن و صالح بودن، مانند حرزی قوی و محکم جلوی تأثیرات منفی را می گیرد؛ بدون دینداری و بندگی، همه درمان ها گذرا و موقّتی خواهند بود.

قرائت قرآن 
در حدیثی از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله آمده است: «اجْعَلُوا لِبُیُوتِکُمْ نَصِیباً مِنَ الْقُرْآنِ فَإِنَّ الْبَیْتَ إِذَا قُرِئَ فِیهِ الْقُرْآنُ آنَسَ عَلَى أَهْلِهِ وَ کَثُرَ خَیْرُهُ وَ کَانَ سَاکِنِیهِ مُؤْمِنُو الْجِنِّ- وَ الْبَیْتُ إِذَا لَمْ یُقْرَأْ فِیهِ الْقُرْآنُ وَحَشَ عَلَى أَهْلِهِ- وَ قَلَّ خَیْرُهُ وَ کَانَ سَاکِنِیهِ کَفَرَهُ الْجِنِّ»(10)  برای خانه‌های تان سهمی از قرآن قرار دهید. همانا منزلی که در آن قرآن قرائت می‌شود با ساکنینش انس پیدا می‌کند و خیرش زیاد می‌شود و اجنه مؤمن در آن رفت‌وآمد می‌کنند، ولی خانه‌ای که در آن قرآن قرائت نمی‌شود برای اهالی آن وحشت می‌آورد و خیرش کم می‌شود و اجنه کافر در آن ساکن می‌شوند.

قرائت قرآن و بودن قرآن در خانه
در حدیثی از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نقل شده: «لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَشَدَّ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الْقِرَاءَةِ فِي الْمُصْحَفِ نَظَراً وَ الْمُصْحَفُ فِي الْبَيْتِ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ‏»(11) ؛ هيچ چيز بر شيطان از قرائت قرآن از روى مصحف سنگين‌تر نيست و قرآن در منزل، شيطان را طرد مى‌كند.
قرائت سوره جن: از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که «مَنْ أَکْثَرَ قِرَاءَهَ قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ لَمْ یُصِبْهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَعْیُنِ الْجِنِّ وَ لَا نَفْثِهِمْ وَ لَا سِحْرِهِمْ وَ لَا مِنْ کَیْدِهِم»(12)‏ ؛ هر کس زیاد سوره جن را قرائت کند در تمام عمر دچار چشم ‌زخم جن و دمیدن و (جادو) و سحر و مکر آن‌ها نشود.

خواندن دعایی که جبرئیل به پیامبر آموخت
جبرئیل برای دفع جن، این دعا را به پیامبر صلی‌الله علیه و آله آموزش داد: «قُلْ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ ذَرَأَ وَ بَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ مِنْ شَرِّ ما يَعْرُجُ فِيها وَ مِنْ شَرِّ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ‏ وَ مِنْ شَرِّ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ شَرِّ الطَّوَارِقِ‏ إِلَّا طَارِقاً يَطْرُقُ‏ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَان‏»(13) 

اذان گفتن در خانه
در روایت توصیه شده که «أَذِّنْ فِي بَيْتِكَ فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ»(14) ؛ در خانۀ خود اذان بگو؛ زيرا كه اذان شيطان را مى‌راند.

نصب آیت الکرسی بر دیوار یا نوشتن آن 
«عَنْ‏ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ عَبَثَ أَهْلِ الْأَرْضِ بِأَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِعِيَالِهِ فَقَالَ كَمْ سَقْفُ بَيْتِكَ فَقَالَ عَشَرَةُ أَذْرُعٍ فَقَالَ اذْرَعْ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ ثُمَّ اكْتُبْ آيَةَ الْكُرْسِيِ‏ فِيمَا بَيْنَ الثَّمَانِيَةِ إِلَى الْعَشَرَةِ كَمَا تَدُورُ فَإِنَّ كُلَّ بَيْتٍ سَمْكُهُ أَكْثَرُ مِنْ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مُحْتَضَرٌ تَحْضُرُهُ الْجِنُ‏ يَكُونُ فِيهِ مَسْكَنُه‏‏»(15) ؛ كسى نزد امام صادق عليه السّلام از بازى اهل زمين (جنّيان) با خانواده و عيالش شكايت كرد، حضرت فرمود: سقف خانه چقدر ارتفاع دارد؟ گفت: ده ذراع [هر ذراع حدودا  47 سانتی‌متر است لذا 10 ذراع، کمی کمتر از 5 متر است]، فرمود: آن را هشت ذراع كن [یعنی کمتر از 4 متر]، همان گونه كه دور مى‌زنى و آية الكرسى را بر آن بنويس، زيرا هر خانه‌اى كه سقف آن بيش از هشت ذراع باشد، محل حضور جنّ‌ مى‌شود و در آنجا ساكن مى‌شوند.

نکته:
در روایات معصومین علیهم السلام وارد شده که نوشتن آیت الکرسی بر دیوار خانه، موجب رانده شدن اجنه از خانه می شود؛ البته توصیه به نوشتن می تواند متناسب با شرائط آن زمان بوده باشد لذا امروزه که تابلو نوشته و پارچه نوشته و... موجود است و رواج دارد، نصب آیت الکرسی (اعم از تابلو نوشته، پارچه نوشته و ...) کفایت می کند و موجب دفع اجنه می شود.

 استفاده از اسپند (اسفند) و کندر
درباره خواص و آثار اسپند، در روایت آمده: «سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنِ الْحَرْمَلِ‏ وَ اللُّبَانِ فَقَالَ ع أَمَّا الْحَرْمَلُ‏ فَإِنَّهُ مَا تَغَلْغَلَ لَهُ عِرْقٌ فِي الْأَرْضِ‏ وَ لَا ارْتَفَعَ لَهُ فَرْعٌ فِي السَّمَاءِ إِلَّا وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَكاً حَتَّى يَصِيرَ حُطَاماً أَوْ يَصِيرَ إِلَى مَا صَارَ إِلَيْهِ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَتَنَكَّبُ سَبْعِينَ دَاراً دُونَ الدَّارِ الَّتِي فِيهَا الْحَرْمَلُ‏ وَ هُوَ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً أَهْوَنُهَا الْجُذَامُ فَلَا يَفُوتَنَّكُم‏»(16) ؛ از امام صادق علیه‌السلام درباره اسفند و كندر سؤال شد؟ فرمود: اما اسفند ريشه‏ اى از آن به زمين نشانيده نشود و شاخه‏اى از آن سر بر نيارد مگر آنكه خداوند فرشته‌ای بر آن بگمارد تا خشک شود یا آن را برساند به آن كس كه بايد برسد؛ و شيطان تا هفتاد خانه از خانه‏اى كه در آن اسفند است می‌گريزد، و اسفند شفاء هفتاد بيمارى است كه كمترين آنها جذام است. پس (از خاصيت و مصرف آن) غافل و محروم نمانيد.
هم چنین برای دود کردن کندر در روایت آمده: «وَ أَمَّا اللُّبَانُ فَهُوَ مُخْتَارُ الْأَنْبِيَاءِ ع مِنْ قَبْلِي وَ بِهِ كَانَتْ تَسْتَعِينُ مَرْيَمُ ع وَ لَيْسَ دُخَانٌ يَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ أَسْرَعَ مِنْهُ وَ هِيَ مَطْرَدَةُ الشَّيَاطِينِ وَ مَدْفَعَةٌ لِلْعَاهَةِ فَلَا يَفُوتَنَّكُمْ»(17) ؛ اما کندر مورد استفاده انبیا بوده و مریم علیها السلام از آن کمک می جست و هیج دودی از دود کندر زودتر به آسمان بالا نرود، و دودش شیطان را می راند، بلا را دفع می کند پس از آن غافل نشوید.

نکته:
فارغ از خواص دارویی اسفند و کندر، بودن آن ها در خانه مفید است؛ هم چنین می توان اسفند و کندر را دود کرد؛ البته در خصوص دود کردن اسفند روایت نداریم ولی با توجه به فوائد بسیاری که برای اسفند شمرده شده و این که موارد استفاده مختلفی می تواند داشته باشد، دود کردن آن به همراه کندر نیز مفید است.

نگهداری کبوتر
درباره آثار نگهداری کبوتر در خانه و دور کننده شیاطین و اجنه، روایات متعددی وارد شده که به عنوان نمونه به یکی از آن ها اشاره می شود:
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ الْحَمَامُ‏ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ ع- الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِ‏ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَدَعُونَ النَّاسَ»(18) ؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: کبوتر از پرنده‌هاى پیامبران است که در خانه خود داشتند و در هر خانه که باشند، آفت جن به اهل آن خانه نرسد؛ چون سفهاء جن در خانه بازى کنند، با کبوتر مشغول شوند و مردم را کاری ندارند.

خواندن برخی آیات سفارش شده
ده آیه از سوره بقره؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ قَرَأَ أَرْبَعَ آيَاتٍ مِنْ أَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ آيَتَيْنِ بَعْدَهَا وَ ثَلَاثَ‏ آيَاتٍ‏ مِنْ‏ آخِرِهَا لَمْ يَرَ فِي نَفْسِهِ وَ مَالِهِ شَيْئاً يَكْرَهُهُ وَ لَا يَقْرَبُهُ شَيْطَانٌ وَ لَا يَنْسَى الْقُرْآنَ»(19) ؛ رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: هر كس چهارآيه از اوّل سورۀ بقره وآية الكرسى (آیه 255 بقره) و دوآيۀ بعد از آن (یعنی آیه 256 و 257) و سه ‌آيۀ آخر آن ‌سوره (آیه 284 و 285 و 286) را بخواند هيچ گونه بدى در مال و جان خود نمى‌بيند، و شيطان به او نزديک نمى‌شود، و قرآن را فراموش نمى‌كند.
خواندن سوره حمد، آیت الکرسی، آیه 54 تا 56 سوره اعراف (آیات سُخره)، آیات ابتدایی سوره صافات (آیه 1 تا آیه 11)، آیه 33 تا 35 سوره الرحمن، آیه 21 تا 24 سوره حشر، آیه 3 و 4 سوره جن، و... که به «آيَاتُ الْحَرَس‏» (آیات محافظ) معروفند.(20) 
خواندن معوذتین (سوره ناس و سوره فلق) هم بسیار مفید است.

رعایت بهداشت
«اغْسِلُوا صِبْيَانَكُمْ مِنَ الْغَمَرِ فَإِنَّ الشَّيَاطِينَ تَشَمُّ الْغَمَرَ فَيَفْزَعُ الصَّبِيُّ فِي رُقَادِهِ وَ يَتَأَذَّى بِهِ الْكَاتِبَان‏»(21) ؛ امیرمؤمنان علی علیه‌السّلام فرمود: باقی‌مانده گوشت و چربی را از تن فرزندانتان بزدایید؛ زیرا شیاطین چربی را بو می‌کنند و کودک در رخت‌خوابش فریاد می‌کشد و می‌ترسد و دو فرشته کاتب اذیت می‌شوند.

استفاده از حرزها
خواندن و همراه داشتن حرزهایی که در کتب روایی آمده است، مثل حرز ابی دجانة انصاری(22) ، حرز  امیرالمومنین علیه السلام(23) ، حرز امام زین العابدین علیه السلام(24) ، حرز امام رضا علیه السلام(25) ، حرز امام جواد علیه السلام(26) .

پی نوشت:
1 . حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن ، محقق: صفوان عدنان داودی ، دمشق بیروت، دارالعلم الدار الشامیه، 1412ق، ص 203.
2 . ر.ک: سید محمد حسین طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417ق، ج12، ص 152؛ ر.ک: تفسير نمونه، ج‏25، ص154.
3 . سوره انعام، آیه 130.
4 . سوره ذاریات، آیه 56.
5 . سوره جن، آیه 6.
6 . سوره ابراهیم، آیه 22.
7 . سوره سبأ، آیه 12؛ سوره نمل، آیه 39؛ و...
8 . کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق،  ج‏1، ص 395.
9 . سوره سبأ، آیه 12.
10 . على بن موسى، امام هشتم علیه‌السلام، صحیفه الإمام الرضا علیه‌السلام، محقق / مصحح: نجف، محمدمهدی، مشهد: کنگره جهانى امام رضا علیه‌السلام، 1406 ق، ص 91.
11 . ابن فهد حلى، احمد بن محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي‏، محقق / مصحح: موحدى قمى، احمد، بی جا: دار الكتب الإسلامي‏، 1407 ق‏، چاپ اول‏، ص290.
12 . ابن‌بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محقق / مصحح: ندارد، قم: دار الشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 120.
13 . مجلسی، بحار الانوار، ج92، ص151، ح11.
14 . کلینی، الکافی، ج3، ص308، ح35.
15 . کلینی، الکافی، ج6، ص529، ح3.
16 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 186.
17 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 187.
18 . کلینی، الکافی، ج6، ص547، ح8.
19 . کلینی، الکافی، ج2، ص621، ح5.
20 . كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي(جنة الأمان الواقية)، قم: دارالرضی(زاهدی)، 1405ق، ص193.
21 . ابن بابویه، الخصال، قم: جامعه مدرسین، ج2، ص632.
22 . كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي(جنة الأمان الواقية)، قم: دارالرضی(زاهدی)، 1405ق، ص229.
23 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 415.
24 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 416.
25 . طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق‏، قم: الشريف الرضى‏، 1412 ق / 1370 ش‏، چاپ چهارم‏، ص 416.
26 . ابن طاووس، على بن موسى، مهج الدعوات و منهج العبادات‏، قم: دار الذخائر، 1411 ق‏، چاپ اول، ص 39‏.

صفحه‌ها