۱۴۰۴/۱۰/۱۲ ۰۸:۲۵ شناسه مطلب: 101049
پرسش:
در فضای مجازی یه کلیپ از یه منبری مشهور پخش شده که میگوید: من مجموعه احادیث را جستجو کردهام و به این رسیدهام که: از میان مجموعه گناهان، دو گناه است که مانع بارش باران میشود: 1. بیعدالتی از جانب قاضی؛ 2. ظلم از جانب امراء و حکام. در ادامه میگوید: بیحجابی گناه است و ضرر دارد؛ ولی خشکسالی و بیبارانی به بیحجابی ربط ندارد، به مردم دروغ نگویید.
سؤال من این است، آیا این سخنان درست است؟
مسئلهی ارتباط میان گناه و محرومیت از نعمتهای الهی، ازجمله بارش باران، از موضوعاتی است که در متون دینیِ اسلامی اشاره شده است. مطابق این آموزهها، حوادثی همچون کاهش برکت، خشکسالی، قحطی و کمبود رزق، تنها رخدادهایی طبیعی نیستند، بلکه مرتبط با برخی امور نیز هستند. در ادامه به بیان برخی از این عوامل که میتواند منجر به مانع بارش باران شود پرداخته شده است. همچنین در بخش پایانی، موضوع بیحجابی از جهت حکم شرعی آن و جایگاهش در مجموعه گناهانی که میتوانند موجب زوال نعمتها شوند، تبیین و تحلیل میگردد.
الف: بررسی روایات موانع بارش باران
در متون روایی، بیان شده که گناه و فسق، زمینهساز محرومیت از نعمتهای آسمانی و زمینی میشود. از نعمتهایی که در احادیث بر محرومیت آن تأکید شده، بارش باران است. یکی از مشهورترین روایات در این باب، روایت امام باقر علیهالسلام است:
«إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَهٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَهٍ وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا کَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْکَ السَّنَهِ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیَافِی وَ الْبِحَارِ؛ (1)
حقیقت این است که سالى کمبارانتر از سال دیگر نیست، ولى خدا آن باران را به هرجا که خواهد مىفرستد و هرگاه که مردم گرفتار گناه شوند آن را به نقطه دیگرى فرستد. خداوند عزّ و جلّ آنچه باران را براى آنها در آن سال مقرر کرده به دشتها و دریاها و کوههای دیگر ببارد.»
این روایت دو نکته مهم را روشن میکند: اول اینکه کمبود بارش، یک پدیده صرفاً طبیعی نیست؛ بلکه در اختیار سنتهای الهی است و دوم اینکه گناه، میتواند علت کمبود بارش و انتقال آن به مناطق دیگر باشد.
در حدیثی امام صادق علیهالسلام نیز میفرمایند:
«زندگى حیوانات دریا به سبب باران است و هرگاه باران قطع گردد در بیابانها و دریاها فساد پیدا مىشود و این هنگامى است که گناه و معصیت زیاد گردد.» (2)
این حدیث نشان میدهد که قطع باران، نتیجه طبیعیِ افزایش گناه است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، مجموعهای از نشانههای خشم الهی بر یک امت برشمرده شده که یکی از آنها حبس باران است:
«إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى أُمَّهٍ ثُمَّ لَمْ یُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ یَرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْکُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَیْهَا أَشْرَارُهَا؛ (3)
وقتى خداوند تعالى بر امّتى خشم گیرد آنگاه عذاب خود را (به رعایت نیکان و اولیاء یا بههر جهت دیگر) فرو نفرستد و آنان را بدان گرفتار نسازد، در این صورت نرخها افزایش و گرانى یابد و عمرهاى آن مردم کوتاه شود و تاجرانشان سود نبرند و میوههاى باغهایشان مطلوب و گوارا و بابرکت نگردد و نهرها و جویبارهایشان هرگز پرآب نشود، بلکه خشک و بىبرکت گردد و بارانها از ریزش بر آنها بازداشته شوند و اشرار بر آن مردم چیره و مسلّط شوند.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه ضمن بیان سنتهای الهی در کیفر گناه میفرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَیْرَاتِ لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِر؛ (4)
خداوند بندگان خویش را به هنگامیکه اعمال بد انجام مىدهند، به کمبود میوهها و جلوگیرى از نزول برکات آسمان و بستن در گنجهاى خیرات مبتلا مىسازد تا توبهکاران توبه کنند، گنهکاران دست از گناه بکشند، پندپذیران پند گیرند و عاصیان از گناه بازایستند.»
در حدیثی هم از امام باقر علیهالسلام چنین نقل شده است:
«إِنَّ اللَّهَ قَضَى قَضَاءً حَتْماً أَلَّا یُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَهٍ فَیَسْلُبَهَا إِیَّاهُ حَتَّى یُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذَلِکَ النَّقِمَهَ؛ (5)
خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بندهاش داده، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده، گناهى انجام دهد که بهسببآن سزاوار کیفر گردد.»
«نعمت» در این احادیث معنایی گسترده دارد و روشن است که نعمت باران نیز مشمول همین سنت الهی است.
در حدیثی از امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز بیان شده که هیچ جامعهای نعمت از آنها سلب نمیشود مگر بهواسطهی گناهانی که مرتکب میشوند. (6) ایشان در حدیثی دیگر بلا و نقصان در رزق را از آثار گناه میدانند. (7)
با توجه به این مطالب، گناه، عامل عمومی و فراگیر منع نزول باران است و روایتی یافت نشد که این سنت الهی را فقط به «دو گناه» یا «یک گناه خاص» محدود کند. برعکس، روایات متعددی نشان میدهند که هر نوع گناهی که جامعه را از مسیر الهی منحرف کند، میتواند موجب کمشدن برکات آسمانی گردد؛ اما برخی گناهان بهطور ویژه نیز بیان شدهاند.
در ادامه برخی از این گناهان بیان میشوند:
1. نپرداختن زکات
یکی از مهمترین گناهانی که در روایات اسلامی بهعنوان عامل مستقیم منع بارش باران و کاهش برکت معرفی شده، ترک زکات است. بیتوجهی به زکات نهتنها گناهی فردی، بلکه اخلالی در نظم اقتصادی و عدالت اجتماعی بهشمار آمده و آثار طبیعی و اجتماعی برای آن ذکر شده است.
در حدیثی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند:
«لَمْ یَمْنَعُوا الزَّکَاهَ إِلَّا مُنِعَ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاءِ فَلَوْ لَا الْبَهَائِمُ لَمْ یُمْطَرُوا؛ (8)
از دادن زکات منع نکردند، مگر اینکه آمدن باران از آسمان بر آنها ممنوع گردد و اگر به جهت چهار پایان نبود هیچ باران بر آنان نبارد.»
در حدیثی دیگر از ایشان بیان شده که:
«إِذَا مَنَعُوا الزَّکَاهَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ کُلَّهَا؛ (9)
اگر زکات را نپردازند، زمین برکات خود را از زراعت، میوه و معادن بازمیدارد.»
2. ترک نماز و امربهمعروف و اخلاق نیکو
در حدیث از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، علاوه بر پرداخت زکات و نمازخواندن، بیان شده که دوست داشتن همدیگر و گرامی داشتن میهمان نیز موجب خیر و ترک آن موجب خشکسالی است:
«لَا تَزَالُ أُمَّتِی بِخَیْرٍ مَا تَحَابُّوا، وَ أَقَامُوا الصَّلَاهَ، وَ آتَوُا الزَّکَاهَ، وَ قَرَوُا الضَّیْفَ، فَإِنْ لَمْ یَفْعَلُوا ابْتُلُوا بِالسِّنِینَ وَ الْجَدْب؛ (10)
پیوسته امتم به خوشی باشند تا با هم دوستى کنند و نماز را بپا دارند و زکات را بدهند و مهمان را پذیرائى کنند و اگر نکنند گرفتار قحطى و خشکسالی شوند.
در حدیثی دیگر ایشان امربهمعروف و نهیازمنکر و نیکی کردن را موجب خیر و ترک آن را موجب گرفته شدن برکت میدانند. (11)
3. دشمنی با اهلبیت علیهمالسلام و انبیاء الهی
کینهورزی و دشمنی با اهلبیت علیهمالسلام نیز از دیگر عوامل قهر الهی و نباریدن باران است. رسول صلیاللهعلیهوآله در حدیثی فرمودهاند:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنَعَ بَنِی إِسْرَائِیلَ قَطْرَ السَّمَاءِ بِسُوءِ رَأْیِهِمْ فِی أَنْبِیَائِهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِی دِینِهِمْ وَ إِنَّهُ آخِذُ هَذِهِ الْأُمَّهِ بِالسِّنِینَ وَ مَانِعُهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ بِبُغْضِهِمْ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهالسلام؛ (12)
همانا خداوند تبارکوتعالی قطرههای باران را از بنیاسرائیل بهسبب بداندیشیشان درباره پیامبرانشان بازداشت و همانا او قطرههای باران را از این امت به خاطر دشمنیشان با علی بن ابیطالب علیهالسلام بازمیدارد.»
4. بیاحترامی به نعمتهای الهی
عامل دیگری که در برخی روایات بهعنوان سبب قهر الهی و قطع باران معرفی شده، بیاحترامی به نعمتها است؛ زیرا ناسپاسی و تحقیر نعمت، مقدمه زوال آن و از میان رفتن برکتهاست. روایتی طولانی در الکافی به نقل از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، این معنا را با داستانی از زمان حضرت دانیال علیهالسلام توضیح میدهد.
خلاصه روایت این است که در بنیاسرائیل، فردی به نان بیاحترامی کرد. دانیال علیهالسلام با دیدن این ناسپاسی، از خدا خواست شأن نعمت را آشکار سازد. در نتیجه، آسمان از بارش بازایستاد و زمین خشک شد و مردم به قحطی سخت گرفتار شدند. پس از شدت یافتن بلا، دانیال علیهالسلام دعا کرد و خداوند رحمت آورد، باران بارید و زمین دوباره زنده شد. (13)
5. دروغ زمامداران و ستم در داوری
در آموزههای دینی، رفتار حاکمان و زمامداران نقش تعیینکنندهای در سرنوشت جامعه دارد. یکی از گناهانی که بهصراحت در روایات سبب حبس باران و قحطی معرفی شده، دروغگویی و ستمکاری مسئولان است. در حدیثی از امام رضا علیهالسلام چنین بیان شده است:
«إِذَا کَذَبَ الْوُلَاهُ حُبِسَ الْمَطَر؛ (14)
هرگاه حاکمان به مردم دروغ بگویند، باران نمیبارد.»
همچنین حکم نادرست و ناحق دادن نیز موجب بسته شدن آسمان میشود. در حدیثی از امام صادق علیهالسلام چنین نقل شده است:
«إِذَا جَارَ الْحَاکِمُ فِی الْقَضَاءِ أَمْسَکَتِ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاء؛ (15)
چون قاضى به ناحق حکم دهد باران از آسمان بند آید.»
در حدیثی دیگر نیز امام زینالعابدین علیهالسلام، قضاوت ظالمانه را موجب بازداشتن باران میدانند. (16)
6. کمفروشی
در چندین روایت از پیامبر صلیاللهعلیهوآله بیان شده که کمفروشی موجب خشکسالی و قحطی میشود. ایشان در حدیثی فرمودهاند:
«إِذَا طُفِّفَ الْمِکْیَالُ وَ الْمِیزَانُ أَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِینَ وَ النَّقْص؛ (17)
هرگاه کمفروشی شود، خداوند ایشان یعنی مردم را به خشکسالی و کمبود گرفتار میکند.»
7. سایر گناهان
علاوه بر این، گناهانی دیگری نیز بیان شدهاند که موجب محروم شدن جامعه از باران میشوند:
«الذُّنُوبُ الَّتِی تَحْبِسُ غَیْثَ السَّمَاءِ جَوْرُ الْحُکَّامِ فِی الْقَضَاءِ وَ شَهَادَهُ الزُّورِ وَ کِتْمَانُ الشَّهَادَهِ وَ مَنْعُ الزَّکَاهِ وَ الْقَرْضِ وَ الْمَاعُونِ وَ قَسَاوَهُ الْقُلُوبِ عَلَى أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَهِ وَ ظُلْمُ الْیَتِیمِ وَ الْأَرْمَلَهِ وَ انْتِهَارُ السَّائِلِ وَ رَدُّهُ بِاللَّیْلِ؛ (18)
گناهانى که مانع آمدن باران مىگردد، بیدادگرى حاکمان است در داورى و گواهى دادن بهدروغ و باطل و پنهان داشتن شهادت و ندادن زکات و باز پس ندادن قرض و سایر مایحتاج و سخت شدن دلها بر بینوایان و نیازمندان و ستم نمودن به یتیمان و بیوهزنان و تشر زدن بر درخواستکننده (سائل) و مأوى ندادن و رد کردن او در شبهنگام.»
ب: جایگاه بیحجابی در عدم نزول باران
یکی از احکام روشن قرآن کریم، حکم حجاب و پوشش زنان است. آیه ۳۱ سوره نور از جامعترین آیات دراینباره است:
«قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون؛
و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و (اطراف) روسریهای خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدرشوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان همکیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد) و همگی بهسوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید!»
این آیه، هم اصل پوشش را واجب میداند و هم محدوده آن را بیان میکند. درنتیجه، ترک عمدی این دستور، گناه محسوب میشود. در کنار این، در روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز از بیحجابی و کنار گذاشتن پوشش بهشدت نهی شده است.
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
«أَیُّمَا امْرَأَهٍ وَضَعَتْ خِمَارَهَا فِی غَیْرِ بَیْتِ زَوْجِهَا فَقَدْ هَتَکَتْ حِجَابَهَا؛ (19)
هر زنی که در غیر خانه شوهرش روسری از سر بردارد ، حجابش را هتک کرده و زیر پا گذاشته است.»
این تعبیر نشاندهنده اهمیت جایگاه حجاب در نگاه دینی است. پس بیحجابی بهحکم قرآن و حدیث، گناه قطعی است.
بهعلاوه در روایاتی بیان شد که گناه، سبب محرومیت از نعمتها و توقف باران میشود. وقتی «گناه» بهطور مطلق عامل قحطی و مانع باران معرفی شده، هر گناهی در این حکم داخل است؛ ازجمله بیحجابی.
نکتهی بعد اینکه برخی گناهان، اثرشان فردی است، اما برخی عمومی هستند و ساختار جامعه را بیمار میکنند؛ مانند برخی از گناهانی که بیان شد (ظلم حاکمان، قضاوت ناعادلانه، کمفروشی، ترک زکات و ... .)
در مورد بیحجابی نیز اگرچه بهطور ویژه بیان نشده که موجب منع نزول باران است، ولی اولاً بیان شد که گناه است و هر گناهی موجب زوال نعمت و سلب باران است و ثانیاً این گناه، از گناهان اجتماعی و عمومی است و اثری مخربتر از گناهان فردی دارد و میتواند از عوامل کمبود باران در جامعه شود.
نتیجه:
بر اساس روایات اهلبیت علیهمالسلام، نزول باران صرفاً تابع عوامل طبیعی نیست، بلکه رابطهای مستقیم میان رفتارهای اخلاقی و دینی انسانها و برکات آسمانی برقرار است. گناهانی چون ترک زکات، کمفروشی، ستم حاکمان و قضاوت ناعادلانه، دشمنی با اولیای الهی، بیاحترامی به نعمتها و دیگر رفتارهای فسادآفرین، بهعنوان اسباب بازداشتن باران معرفی شدهاند؛ زیرا این گناهان، با برهمزدن عدالت، سلامت اجتماعی و معنویت، جامعه را مستحق محرومیت از رحمت الهی میسازند. ازآنجاکه در روایات زیادی «گناه» بهطور مطلق عامل زوال نعمتها شمرده شده است، هر گناه دیگری ازجمله بیحجابی که بهصراحت در قرآن و حدیث نهی شده و آثار اجتماعی و فرهنگی گستردهای دارد نیز در این قاعده داخل خواهد بود.
پینوشتها:
1. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج2، ص 272، ح 15.
2. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب، قم: دار الکتاب، 1404 ق، ج2، ص 160.
3. ابنبابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 ق، ج1، ص 524، ح 1489.
4. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی، قم: هجرت، 1414 ق، ص 199.
5. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج2، ص 273، ح 22.
6. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی، قم: هجرت، 1414 ق، ص 257.
7. ابن همام اسکافى، محمد بن همام بن سهیل، التمحیص، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیهالسلام، قم: مدرسه الإمام المهدى عجلاللهتعالىفرجه الشریف، 1404 ق، ص 37، ح 33.
8. طبرسى، على بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، محقق / مصحح: ندارد، نجف: المکتبه الحیدریه، 1385 ق، ص 149.
9. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج2، ص 374، ح 2.
10. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالی (للطوسی)، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دار الثقافه، 1414 ق، ص 647، ح 1340.
11. مفید، محمد بن محمد، المقنعه، محقق / مصحح: ندارد، قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمهاللهعلیه، 1413 ق، ص 807.
12. علامه حلى، حسن بن یوسف بن مطهر، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیهالسلام، محقق / مصحح: درگاهى، حسین، تهران: وزارت ارشاد، 1411 ق، ص 428.
13. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج6، ص 302، ح 2.
14. مفید، محمد بن محمد، الأمالی (للمفید)، محقق / مصحح: استاد ولى، حسین وغفارى علیاکبر قم: کنگره شیخ مفید، 1413 ق، ص 310، ح 2.
15. ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: جامعه مدرسین، 1362 ش، ج1، ص 242، ح 905.
16. ابنبابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1403 ق، ص 271، ح 2.
17. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج2، ص 374.
18. ابنبابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1403 ق، ص 271، ح 2.
19. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام، محقق / مصحح: فیضى، آصف، قم: مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، 1385 ق، ج2، ص 215، ح 794.






