۱۴۰۵/۰۳/۲۴ ۱۷:۲۲ شناسه مطلب: 101649
پرسش:
در قرآن به یهود و مسیحیان برخی نسبتها داده شده که آنان این نسبتها را نمیپذیرند؛ مثلاً در سوره توبه میگوید: «و یهود گفتند: عزیر پسر خداست و نصارى گفتند: مسیح پسر خداست ...» (توبه/30). این در حالی است که مسیحیان میگویند ما مسیح و مادرش را خدا نمیدانیم و یهودیان میگویند: ما عزیر را فرزند خدا نمیدانیم. منظور قرآن چیست؟
در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان (تنخ و بایبل) بارها از خداوند بهعنوان «پدر» و از افراد مختلفی بهعنوان «پسر خدا» یاد شده است؛ اما قرآن نهتنها هیچگاه از این تعبیر استفاده نکرده، بلکه از کاربرد آن نیز منع کرده است:
«وَ قٰالَتِ اَلْیَهُودُ عُزَیْرٌ اِبْنُ اَللّٰهِ وَ قٰالَتِ اَلنَّصٰارىٰ اَلْمَسِیحُ اِبْنُ اَللّٰهِ ذٰلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ یُضٰاهِؤُنَ قَوْلَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قٰاتَلَهُمُ اَللّٰهُ أَنّٰى یُؤْفَکُونَ؛ (1)
و یهود گفتند: عُزیر، پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. این گفتاری [بیدلیل و برهان] است که به زبان میآورند و به گفتار کسانی که پیشازاین کفر ورزیدند، شباهت دارد؛ خدا آنان را نابود کند، چگونه منحرف میشوند.»
در اینکه منظور از «پسر خدا»، چه در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان که این تعبیر بارها در آن بهکار رفته و چه در قرآن که شدیداً با آن مخالفت شده، هیچگاه این نبوده که مثلاً خدا با مریم ازدواج کرده و صاحب پسری به نام عیسی شده که شکی نیست؛ چراکه نه چنین چیزی در اعتقادات رسمی اهل کتاب ثبت شده (2) و نه قرآن چنین چیزی را به آنان نسبت داده است. در این نوشتار نخست به معنای پدر بودن خدا و پسر خدا بودن در متون یهودی و مسیحی اشاره میکنیم و بعد به سراغ قرآن میرویم تا ببینیم چرا قرآن با استفاده از این عنوان مخالفت کرده است.
پدر بودن خدا و پسر خدا بودن در متون مقدس یهودی و مسیحی
در موارد زیادی در عهد قدیم، از خدا با عنوان «پدر» یاد شده است:
«امّا الآن ای خداوند، تو پدر ما هستی. ما گِلْ هستیم و تو صانع ما هستی و جمیع ما مصنوع دستهای تو میباشیم.» (3)
افزون بر این، در عهد قدیم از افرادی همچون حضرات داود و سلیمان با عنوان «پسر خدا» یاد شده است:
او [داود] مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی، خدای من و صخره نجات من. من نیز او را نخستزاده خود خواهم ساخت، بلندتر از پادشاهان جهان. (4)
و به من گفت: پسر تو سلیمان، او است که خانه مرا و صحنهای مرا بنا خواهد نمود، زیرا که او را برگزیدهام تا پسر من باشد و من پدر او خواهم بود. (5)
در عهد جدید هم شاهد چنین تعبیری بهصورت گستردهتر هستیم. مطابق این کتاب همه مسیحیان پسر خدا هستند:
زیرا همگی شما بهوسیله ایمان در مسیح عیسی، پسران خدا میباشید. (6)
و از خدا با عنوان «پدر آسمانی» یاد شده است:
پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد. (7)
چنانکه در این کتاب از حضرات آدم و عیسی بهصورت خاص با عنوان «پسر خدا» تعبیر شده است:
ابن اَنوش، بن شِیث، بن آدم، بن الله. (8)
و در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به بلدی از جلیل که ناصره نام داشت، فرستاده شد. نزد باکرهای نامزد مردی مسمّی به یوسف از خاندان داود و نام آن باکره مریم بود. پس فرشته نزد او داخل شده، گفت، سلام بر تو ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو در میان زنان مبارک هستی. چون او را دید، از سخن او مضطرب شده، متفکّر شد که این چه نوع تحیّت است. فرشته بدو گفت، ای مریم ترسان مباش، زیرا که نزد خدا نعمت یافتهای و اینک، حامله شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید. او بزرگ خواهد بود و به پسر حضرت اعلی، مسمیشود و خداوند خدا تخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود و او بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود. مریم به فرشته گفت، این چگونه میشود و حالآنکه مردی را نشناختهام؟ فرشته در جواب وی گفت، روحالقدس بر تو خواهد آمد و قوّت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند، ازآنجهت آن مولود مقدّس، پسر خدا خوانده خواهد شد. (9)
به نظر میرسد این تعبیر در متونی که تا اواسط قرن اول میلادی به نگارش درآمدهاند، معنایی مجازی و تشریفی داشته است. از نگاه یهودیان، بنیاسرائیل و از نگاه نصاری، مسیحیان موقعیت ویژهای نزد خدا دارند و چون این موقعیت ویژه، شبیه موقعیت ویژه پسر در نزد پدر بوده، مجازاً از این افراد با عنوان پسر خدا و از خدا بهعنوان پدر آنان یاد شده است. به عبارت سادهتر، یهودیان و مسیحیان وقتی میگویند ما «پسر خدا» هستیم منظورشان این است که رابطه خدا با ما با بقیه مردم فرق دارد و ما تافته جدابافته هستیم. یا بهجای اینکه بگویند حضرات داود و سلیمان بندگان مقرّب خدا هستند، مجازاً و احتراماً عبارت «پسر خدا» را برای آنان استفاده کردهاند. چنانکه حضرت آدم چون بدون واسطه پدرومادر خلق شده، مجازاً پسر خدا نامیده شده است.
آن بخش از عهد جدید که ادبیات عیسیانسانی دارد و حضرت عیسی انسان و پیامبر و بنده خداست، همچون اناجیل متی، مرقس و لوقا و نامههای یعقوب و پطرس، تعبیر «پسر خدا» همچنان معنای مجازی و تشریفی خود را حفظ کرده است؛ اما آن بخش از عهد جدید که ادبیات عیسیخدایی دارد و حضرت عیسی خداست و جنبه الوهی پیدا کرده، همچون انجیل یوحنا و نامههای پولس، پسر بودن دیگر آن معنای مجازی و تشریفی گذشته را ندارد. وقتی مثلاً پولس میگوید: «مسیحیان پسر خدا هستند»، یعنی آنان دیگر غلام و بنده خدا نیستند و درنتیجه، لازم نیست به شریعت موسوی عمل کنند:
لیکن چون زمان به کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولّد تا آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کند تا آنکه پسرخواندگی را بیابیم. امّا چونکه پسر هستید، خدا روح پسر خود را در دلهای شما فرستاد که ندا میکند، یا ابّا، یعنی، ای پدر. لهذا دیگر غلام نیستی، بلکه پسر و چون پسر هستی، وارث خدا نیز بهوسیله مسیح. (10)
و یا وقتی در بخش عیسیخدایی گفته میشود: «عیسی پسر خداست»، یعنی ایشان همذات و همجوهر با خداست و مشخص است در چنین مواردی، دیگر از آن معنای مجازی و تشریفی گذشته خبری نیست و آثار واقعی بر آنها بار شده است. (11)
پدر بودن خدا و پسر بودن در قرآن
قرآن هیچگاه نه از خدا بهعنوان «پدر» یاد کرده و نه هیچگاه فرد یا گروهی را «پسر خدا» خوانده است. قرآن پسر خدا بودن یهودیان به معنای اینکه خدا با قوم بنیاسرائیل بهگونهای متفاوت از سایر اقوام رفتار میکند را رد کرده و گفته است: اگر اینچنین بود، خدا شمارا بهخاطر گناهانتان مجازات نمیکرد. (12) چنانکه پسر خدا بودن مسیحیان به معنای اینکه آنان دیگر بنده خدا نیستند تا لازم باشد به شریعت عمل کنند را ردّ کرده و گفته حضرت عیسی نهتنها به بنده خدا بودنش افتخار میکرد و هیچگاه از اینکه عبد خدا باشد، استنکاف و خودداری نکرد، (13) بلکه همیشه به شریعت موسوی عمل میکرد. (14)
قرآن پسر بودن عیسی به معنای همذات بودن ایشان با خدا یا همان «تثلیث» را ردّ کرده و کفر دانسته است؛ (15) چراکه این معنا از پسر خدا بودن با توحید و یگانگی خدا منافات دارد.
قرآن نهتنها با کاربردهای غیرتشریفی «پسر خدا» مخالفت کرده، بلکه استفاده از عنوان تشریفی «پسر خدا» را نیز برنتابیده و آن را ردّ کرده است. قرآن مصرّ است که رابطه خدا با غیر خدا از نوع رابطه خالق و مخلوق یا مولی و عبد یا مالک و مملوک است و لذا نباید از آن با تعبیر پسر و پدر که رابطهای غیراز این روابط سهگانه هستند، یاد کرد. (16)
پسر خدا بودن عزیر
«عُزَیْر» قرآن همان «عزراء» کتاب مقدس است. وی به علت احیاء تورات نقش بسیار مهمی در یهودیت دارد. توضیح آنکه پس از حمله بُختُنَصَّر به بیتالمقدس و تخریب معبد و تبعید یهودیان به بابِل، تورات ناپدید و از دسترس یهودیان خارج شد. بعدها کوروش، بُختُنَصَّر را شکست داد و یهودیان را آزاد کرد. گروهی از آنان به رهبری عزراء به بیتالمقدس برگشتند. او پس از بازگشت معبد را بازسازی کرد و به باور یهودیان تورات را دوباره از حفظ نوشت. برخی معتقدند همین خدمات ارزنده عزراء سبب شد که یهودیان احتراماً از او با عنوان تشریفی و تکریمی «پسر خدا» یاد کنند، (17) تعبیری که در کتاب مقدس آنان رایج است (18) و برای دیگران بارها بهکاررفته است:
پسران خدا دختران آدمیان را دیدند که نیکومنظرند و از هرکدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند ... و بعد از هنگامیکه پسران خدا به دختران آدمیان درآمدند و آنها برای ایشان اولاد زاییدند، ایشان جبارانی بودند که در زمان سَلَفْ، مردان نامور شدند. (19)
در حدیثی از پیامبر خدا نقل شده که خطاب به یهودیان فرموده است: «اگر قرار باشد عزرا به خاطر این کارها "پسر خدا" باشد، حضرت موسی سزاوارتر است که "پسر خدا" باشد.» (20)
نتیجه:
1. قرآن هیچگاه نگفته که یهودیان و مسیحیان معتقدند که عُزَیر و عیسی محصول ازدواج خداوند و رابطه زناشویی او هستند تا اهل کتاب بگویند: ما به چنین چیزی اعتقاد نداریم؛
2. اصطلاح «پسر خدا» در متون مقدس مسیحی و یهودی به فراوانی بهکار رفته و صدها بار در کتاب مقدس این ادیان از خدا با عنوان «پدر» و از افراد مختلف و متعددی با عنوان «پسر خدا» یاد شده است؛
3. اکثر موارد استعمال تعابیر پدربودن خدا و پسربودن برخی در کتاب مقدس، مجازی و در راستای احترام و تکریم اشخاص مختلف است، اما همیشه بدینشکل نیست؛
4. یهودیان از قوم خود با عنوان پسران خدا یاد میکنند، چون معتقدند که خدا با این قوم بهگونهای متفاوت از سایر اقوام رفتار میکند. قرآن این ادعا را رد کرده و گفته اگر چنین بود خدا شمارا مجازات نمیکرد؛
5. مسیحیان از خودشان با عنوان پسران خدا یاد میکنند، چون معتقدند که برخلاف گذشتگان که رابطهشان باخدا رابطه مولی و عبد بود و باید شریعت موسوی را کاملاً انجام میدادند، آنان به یُمن ایمان آوردن به عمل فدای مسیح بر روی صلیب، پسران خدا شدهاند و درنتیجه، دیگر ملزم به انجام شریعت نیستند. قرآن ضمن تکذیب ادعای صلیب حضرت عیسی، آشکارا گفته که حتی خود عیسی نیز بنده خدا و ملزم به انجام شریعت موسوی بود؛
6. درباره پسر خدا بودن عزیر مطلبی در متون مقدس یهودی نیامده، اما برخی از احادیث حاکی است که یهودیان زمان و مکان نزول قرآن به علت خدمات ارزشمند عزیر در بازسازی معبد و بازنویسی تورات، از روی احترام از او با عنوان «پسر خدا» یاد میکردند. استفاده یهودیان از این تعبیر با مخالفت قرآن روبهرو شده است؛
7. مطابق قرآن رابطه خدا با غیر خدا از نوع رابطه خالق و مخلوق، مولی و عبد و مالک و مملوک است؛ لذا قرآن استفاده از تعبیر پدر و پسر که از نوع چنین رابطههایی نیست را ممنوع کرده است.
برای مطالعه بیشتر:
توفیقی، فاطمه، «مفهوم «فرزندان خدا» در کتاب مقدس و قرآن مجید»، هفتآسمان، تابستان 1390 ش، سال 13، ش 50، صص 73-98.
پینوشتها:
1. سوره توبه، آیه 30.
2. البته برخی از عبارات عهد جدید همچون شجرهنامه حضرت عیسی در فصل سوم انجیل لوقا که نام «الله» در نسب نامه ایشان آمده، ظهور در این مطلب دارند: و خود عیسی وقتیکه شروع کرد، قریب به سیساله بود و حسب گمان خلق، پسر یوسف ابن هالیِ ... ابن اَنوش، بن شِیث، بن آدم، بن الله.
3. اشعیا 64: 8.
4. مزامیر 89: 26 و 27.
5. اول تواریخ 28: 6.
6. غلاطیان 3: 26.
7. انجیل متی 6: 9.
8. انجیل لوقا 3: 38:
9. انجیل لوقا 1: 26-35.
10. غلاطیان، 4: 4-7.
11. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، پسر خدا در قرآن و عهدین، قم، مؤسسه امام خمینی، چاپ دوم، 1389 ش، ص 145-149.
12. سوره مائده، آیه 18.
13. سوره نساء، آیه 172.
14. سوره مریم، آیه 31.
15. سوره مائده، آیههای 17، 72 و 73.
16. سلیمانی اردستانی، پسر خدا در قرآن و عهدین، ص 149-156.
17. سوره توبه، آیه 30.
18. سلیمانی اردستانی، پسر خدا در قرآن و عهدین، ص 157.
19. پیدایش 6: 2 و 4.
20. التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن بن علی العسکری علیهمالسلام، قم، مدرسه الإمام المهدی (علیهالسلام)، چاپ اول، 1409 ق، ص 531.















