پرسش وپاسخ

باسلام من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم و با سه تا دیگه از دوستام توی یک خونه زندگی میکنیم. یک نفر از ما وقتی که با او صحبت می کنم میگه که من آدم خوبی هستم و ملاک من انسانیت هستش و نیازی نمبینم که دینی داشته باشم. اون بسیاری از کار هایی که ما انجام میدیم رو میگه که تقلید میکنید و من یک انسان هستم و برای خودم اختیار دارم و اگر چیزی بهم اثبات شد که درسته، انجامش میدم. من بااین فرد تقریبا حدود 5 ماه هست که داریم زندگی میکنم و در خواستی که از شما دارم اینکه من رو در برخورد با این دوست کمک کنید چون من شنیدم که اگر کسی رو راهنمایی کردید و راهکار جلوی پایش گذاشتید و باز هم بر عقاید اشتباه خود پابر جا ماند باید او را به انزوا برد و با قطع رابطه کرد. *با تشکر از شما*

با تشكر از دغدغه ارزشمندي كه در مورد عقايد و رفتارهاي نزديكان خود داريد؛ در ابتدا در مورد بخش پاياني پرسشتان بايد اين نكته را عرض كنيم كه اين امر يك قاعده كلي و مطلق نيست كه بعد از ارائه راه صحيح و عدم پذيرش ديگران بايد مسير انزوا و قطع رابطه را در قبال آن ها در پيش گرفت، بلكه رو و شيوه برخورد و تعامل با افرادي كه انديشه ديگري دارند كاملا متفاوت است.
در بسياري از موارد بايد تلاش براي ارائه حقيقت به ديگران را بارها و بارها و به شيوه هاي گوناگون ادامه داد و از تلاش مثبت و سازنده مايوس نشد، هرچند در مواردي هم اعراض و روي گرداني و مخالفت عملي لازم است.
در مورد اين دوست شما نيز به نظر مي رسد اولين گام در مسير هدايت او تبيين روشن و صريح اشتباه ايشان در ادعاهايي است كه مطرح مي كنند؛ در اين مسير اولين پرسشي كه بايد از ايشان پرسيد اين است كه معيار خوبي و بدي چيست و اولا ايشان بر اساس كدام اصول و معيارهاي پيشين خوبي و بدي را تعريف كرده اند و خود را فارغ از آموزه هاي ديني انسان خوب معرفي مي كنند؟
در واقع بايد ديد تعريف دقيق انسانيت چيست؟ آيا همچون هر موجود زنده ديگري به نيازهاي غريزي خود پاسخ گفتن و تلاش براي جلب منفعت و لذت بيشتر در مسير زندگي معناي انسانيت است؟ اگر اين است كه اين امر عين حيوانيت است؛ و اگر گزاره هاي اخلاقي مانند كمك به همنوعان و ايثار و گذشت و ... معيار است بايد گفت از كجا مي توان رفتارهاي صحيح اخلاقي را به دست آورد؟ از فرهنگ ها و سنن رايج در يك منطقه؟
اگر فرهنگ يك منطقه معيار انسانيت است، پس مردم ديگر مناطق كه اين فرهنگ را ندارند را نمي توان انسان دانست و اگر رفتار بر اساس همه اين فرهنگ ها معيار انسانيت است بايد پذيرفت كه انسانيت براي خود معيار و ضابطه معيني ندارد و يك فرد مستبد و ديكتاتور در فرهنگي كه اين رفتار را پذيرفته كاملا انساني عمل مي كند و يا فردي كه در قبايل بدوي به راحتي هم نوع خود را مي كشد نيز عملي منطبق بر انسانيت انجام داده است.
به علاوه انسانيت عنواني است كه در مورد روابط بين بشري يا عنواني كه لااقل بين انسان و ديگر موجودات مادي كارايي دارد، ولي در خصوص روابط بين انسان و خداي احتمالي هيچ توصيه اي ندارد، بلكه توصيه او رعايت جايگاه و حرمت و امتثال اوامر و نواهي آن خدا است يعني اگر انسانيت در اين خصوص سخني داشته باشد همان حكم عقل براي تحقيق پيرامون احتمال وجود خدا و دستورات و خواسته هاي او از ما انسان ها است نه بي تفاوتي در مقابل اين گزينه و حقيقت اديان.
البته اين نكته غير قابل انكار است كه به حكم عقل انسان نبايد به امري غير عقلاني و غير منطقي گردن بنهد و معيار رفتارهاي انساني اموري است كه منطبق بر عقل و منطق باشد، اما اين تعبير هم صحيح نيست كه بگوييم "اگر چيزي بهم اثبات شد كه درسته، انجامش ميدم" زيرا انسان در بسياري از موارد در مورد به نتيجه قطعي در مورد درستي يا نادرستي يك امر نمي رسد يعني دليلي قطعي براي اثبات درستي يك امر در دست ندريم، اما دليلي قطعي هم بر نادرستي آن وجود ندارد و به همين جهت انسان بايد در مورد كيفيت عمل خود تصميم بگيرد.
در واقع ترك عملي كه درستي آن براي انسان ثابت نشده همواره به معناي عمل و روش صحيح تلقي نمي شود و نمي توان گفت اين ترك نسبت به فعل رجحان دارد؛ مثلا فرض كنيد كه فردي مبتلا به يك بيماري خاص و ناشناخته است كه دارويي براي آن وجود ندارد و اين بيماري او را در معرض مرگ قرار داده، در اين ميان دارويي جديد به او پيشنهاد مي شود كه احتمال مي رود باعث بهبودي او شود؛ در اين موقعيت تاثير گذاري مثبت دارو بر بيماري ثابت شده نيست، اما ترك مصرف اين دارو يقينا رفتار نادرست تلقي مي شود زيرا عقل در جمع بندي خود به اين نتيجه مي رسد كه در اين موقعيت مصرف اين دارو بهتر از مصرف نكردن آن است.
در زمينه امور ديني هم يك اصل كلي عقلي وجود دارد كه تاكيد مي كند دفع ضرر محتمل لازم و ضروري است؛ در نتيجه انجام تحقيق و پي جويي ديني يا عمل به مقتضاي آموزه هاي ديني حتي در فرض فقدان ايمان و يقين به واقعيت داشتن آن ها عمل درست و منطقي محسوب مي شود. زيرا عقل در جمع بندي خود اين رفتار را ضامن دفع يك ضرر جدي و محتمل مي داند.
در صورت تمايل مي توانيم در نوبت هاي بعد به طور جزئي تر به پاسخ شبهات و تشكيكات اين دوست عزيز بپردازيم.
در زمينه امور ديني هم يك اصل كلي عقلي وجود دارد كه تاكيد مي كند دفع ضرر محتمل لازم و ضروري است ؛ در نتيجه انجام تحقيق و چي جويي ديني يا عمل به مقتضاي آموزه هاي ديني حتي در فرض فقدان ايمان و يقين به واقعيت داشتن آن ها عمل درست و منطقي محوب مي شود زيرا عقل در جمع بندي خود اين رفتار را ضامن دفع يك ضرر جدي و محتمل مي داند .
در صورت تمايل مي توانيم در نوبت هاي بعد به طور جزئي تر به پاسخ شبهات و تشكيكات اين دوست عزيز بپردازيم .
موفق باشید.

با سلام من پسری ام که 6تا7سال استمناداشته ام آیاالان که ترک این عمل کرده ام درزندگی زناشوی مشکل خواهم داشت

لطفادرمورد این عمل توضیح دهیدکه استمنا یاجلق بابدن چه میکند آیاجلوگیری ازاو چه فواید ودردراز مدت دوباره حس داریم در زناشویی ودیکر این که برای اینکه لذت جنسی زناشویی کوتاه نباشدچکار باید کرد

 

پی نوشت:
شكي در اين نيست كه اين عمل زشت و آسيب آفرين، جواني انسان را به پيري تبديل مي‏كند و ده‏ها مشكل اخلاقي، رواني و جسماني پديد مي‏آورد. شناخت عواقب و آسيب هاي ناشي از اين بيماري، مهم‌ترين عامل بازدارنده است. زيرا كسي كه آسيب شناسي دقيقي از آن داشته باشد. دغدغه فكري و حساسيت روحي شديدي در او ايجاد مي شود و موجب مي گردد كه با عزم و اراده قوي، آن عادت ناپسند را رها سازد.
خودارضايي عوارض و آسيب هاي فراوان و بعضاً جبران ناپذيري دارد كه به طور خلاصه به برخي از آسيب‏هاى خودارضايى اشاره مى‏ شود:
1. آسيب‏هاى جسمانى مثل: خستگى و كوفتگى، عدم تمركز حواس، ضعف حافظه، كمردرد، نازك شدن موها، بى‏خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه، ناتوانى جنسى، زودانزالي، درد كشاله ران و ناحيه تناسلى، دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه، تارشدن ديد چشم‏ها، وز وز گوش و...؛
2. آسيب‏هاى روحى و روانى‏ مثل: استرس و اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه، عذاب وجدان و...؛
3. آسيب‏هاى اجتماعى‏ مثل: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن نسبت به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط جنسي- عاطفي با همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك و...؛
4. آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏، هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر، تمام حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد. خودارضايى از نظر دين يك گناه بزرگ است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏نهد كه اگر فرد توبه نكنيد از پي نمودن مسير كمال باز مي ماند و در گرداب گناهان غوطه ور مي گردد.
البته جاي بسي خوشحالي دارد كه بسياري از آسيب ها و عوارض ناخوشايند خودارضايي با ترك كامل آن به تدريج و مرور زمان از بين مي رود و نابود مي شود بنابراين، جاي هيچ گونه نگراني نيست. اگر بعد از ازدواج‌تان هنوز برخي از آسيب هاي آن را در خود مشاهده كرديد، لطفاً مجدداً مكاتبه فرماييد و يا با مراكز مشاوره اي در تماس باشيد تا راهكارهاي مقابله با آسيب هاي احتمالي خدمت تان ارائه گردد. تا خودارضايي را به صورت كامل ترك نكنيد، مشخص نمي شود كه چه نوع آسيب هايي در شما باقي مانده است به همين خاطر، مهم‌ترين اولويت شما بايد ترك كامل خودارضايي باشد. طبيعتاً اگر موفق به اين كار شويد. خودتان را از بسياري از آسيب هايي كه ذكر كرديم نجات بخشيده ايد و در صورت ازدواج در آينده هم مشكل خاصي زندگي شما را تهديد نمي كند و از زندگي در كنار همسر خود بيشترين لذت را خواهيد برد.
به هر حال، مهم‌ترين و اولين كاري كه شما بايد در موقعيت كنوني انجام دهيد اين است كه با استفاده از راهكارهاي مختلفي كه براي ترك خودارضايي وجود دارد كه ما بسياري از آنها را در سايت پاسخگو قرار داده ايم، پديده بسيار زشت و آسيب زاي خودارضايي را به طور كامل ترك كنيد و كاري كنيد كه هيچ وقت و تحت هيچ شرايطي دوباره به سوي آن كشيده نشويد. براي اين كار يك عزم و اراده پولادين و همت والا نياز است كه به طور حتم، در وجود شما از طرف خداوند مهربان نهاده شده است؛ كافي است با كمي سعي و تلاش آن را شكوفا سازيد و از همه ظرفيت و توان خود براي مقابله با پديده شوم خودارضايي استفاده كنيد تا خود را از بسياري از آسيب ها و عوارض نامطلوب و بعضاً جبران ناپذير آن برهانيد. براي اين كار، بايد همه زمينه هايي كه به نحويي باعث تمايل شما به خودارضايي مي گردد را از بين ببريد و اگر ناخواسته در موقعيت هايي كه احتمال خودارضايي مي رود قرار گرفتيد، سريع با منصرف كردن فكر و ذهن‌تان و نيز تغيير موقعيت و جابجايي مكاني، خود را از آلودگي مجدد به خودارضايي برهانيد. براي هر مدتي كه موفق به ترك خودارضايي مي شويد، به تشويق ذهني ـ عملي موفقيتهاي خود در ترك خودارضايي بپردازيد. با كمال سخاوت به تشويق خود بپردازيد. خود تشويقي ميتواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزتنفس به كاهش اضطراب و در نتيجه آن موفقيت در ترك خودارضايي مك شاياني كند. خود تشويقي ميتواند به صورت كلامي يا غير كلامي (مانند خريد يك بستي يا ديدن يك فيلم جذاب يا سجده شكر و ...) باشد.
خوب بنگريد و ببينيد علت يا علل تمايل شما براي انجام عمل خودارضايي چيست؟ و معمولاً در چه موقعيت هايي به اين رفتار ناپسند مي پردازيد. با شناسايي علل و حذف آنها و نيز با شناسايي موقعيت هايي كه باعث تمايل شما به خودارضايي مي شود، مي توانيد پيشاپيش از قرار گرفتن در آن موقعيت ها اجتناب كنيد و در كاهش خودارضايي‌تان نقش بسزايي داشته باشيد. طبيعتاً اگر شما به يك پاكسازي همه جانبه اقدام نكنيد و عواملي كه باعث تحريك جنسي و تمايل به خودارضايي تان مي گردد را از دسترس خود خارج نكنيد در واقع، آب در هاون كوبيده ايد و به نتيجه اي روشني نخواهيد رسيد پس، يادتان باشد اولين گام براي رهايي از خودارضايي، از دسترس خارج كردن و حذف تمام چيزهايي است كه باعث تحريك جنسي تان مي شود و ميل و انگيزه شما را براي خودارضايي افزايش مي دهند. بعد از اين مرحله، اگر باز تمايل به خودارضايي داشتيد، آنگاه مي توانيد با استفاده از راهكارهايي كه براي ترك خودارضايي وجود دارد و ما بسياري از آنها را در سايت پاسخگو قرار داده‌ايم، به موفقيت هاي سترگي در اين زمينه دست يابيد و به تدريج از پديده شوم خودارضايي رهايي پيدا كنيد. البته ترك كامل خودارضايي تنها به اِعمال راهكارهاي كنترل و تعديل غريزه جنسي خلاصه نمي شود بلكه، در موارد شديدتر نياز به كمك گرفتن از مشاورين اهل فن و روانشناس با تجربه مي باشد كه مي توانيد در اين خصوص حضوراً به كلينك مشاوره و خدمات روانشناختي معتبر مراجعه كنيد و از روانشناسان و روانپزشكان باتجربه كمك بگيريد و زير نظر آنها راهكارهاي درماني را تمرين كنيد تا به ترك كامل آن نائل گرديد.
موفق باشید.

چرا امام علی (علیه السلام) در نماز این قدر حواسشون جمع بوده که تیر از پاشون در میارن؟ ولی از طرف دیگه انگشتر به فقیر میدن؟

پاسخ:
انگشتر دادن حضرت علي(علیه السلام) به فقير، از امور مسلم و متواتر در تاريخ است كه قرآن هم بر آن تأكيد دارد؛ (1) در حالي كه داستان بيرون كشيدن تير از پاي حضرت، ظاهراً در منابع معتبر نقل نشده است و بيشتر داستاني مشهور محسوب مي شود، نه يك روايت داراي سند محكم. در واقع اين ماجرا در منابع مستند و قابل اعتماد نقل نشده و در كتاب هاي نقل شده هم سندي كامل براي آن ذكر نشده است. (2) روشن است كه در فرض تعارض اين روايت كنار گذاشته مي شود.
در هر صورت، بر فرض صحت سند اين نقل و درستي روايتي كه مي‌گويد در هنگام نماز تير را از پاي حضرت در آوردند و متوجه نشد، بايد گفت: اين حادثه و اعطاي انگشتر در نماز به فقير، هيچ منافاتي با هم ندارند. در هر دو، حضور قلب وجود داشته و هر دو عمل، عبادت خالصانه محسوب مي گردد؛ زيرا:
اول: شنيدن صداي درخواست كننده و كمك به او، پرداختن به امور غير خدايي نيست. آنچه در نماز مطلوب نيست، سرگرمي به امور غير خدايي است. از آن جا كه قلب پاك امام علي در برابر امور الهي، از جمله اظهار نياز درخواست كنندگان حساس بود، كم ترين نكته اي در اين خصوص براي ايشان جلب توجه مي نمود.
در واقع، حضرت با اين كار، عبادتي را با عبادت ديگر در آميخت. در حال نماز زكات داد و به فقير انفاق نمود. هر دو كار، براي خدا و در راه نزديكي به او بود. اين عمل را قرآن به بهترين وجهي تأييد كرده و ستوده است. اگر اين عمل نشانه غفلت و دوري از ياد خدا بود، قرآن آن را به عنوان يك كار با ارزش تلقي نمي كرد.
دوم: حالات پيامبران، امامان و اولياي خداوند در همه حال و در حال نماز، هميشه به يك شكل نيست. گاهي حال متوسطي دارند و با حفظ حضور قلب، به عالم كثرت و مظاهر مادي هم توجّه دارند و از آن ها غافل نيستند. اگر مسئله اي پيش آيد، در صورت لزوم واكنش نشان مي دهند. اعطاي انگشتر به فقير و مستمند توسّط امام هنگام نماز، يكي از نمونه هاي بارز همين حالت است.
نظير اين حالت را از پيامبر گرامي اسلام (ص) و ديگر امامان هم نقل كرده اند:
در كتاب هاي معتبر روايي نقل شده كه:
در يكي از روزها كه پيامبر به نماز اشتغال داشت و اصحاب هم به وي اقتدا كرده بودند، در هنگام نماز، كودكي شروع به گريستن نمود. حضرت نمازش را به سرعت به پايان رسانيد. بعد از نماز، علت اين كار را از حضرت جويا شدند. فرمود: «أو ما سمعتم صراخ الصبي»؛ (3) «آيا فرياد بچه را نشنيديد؟» يعني نماز را به سرعت به پايان رساندم تا اين كه مادر كودك هر چه زودتر به دادش برسد و او را ساكت نمايد.
گاهي هم غرق در عالم ملكوت مي شوند و به جز ذات پاك كبريايي، چيزي نمي بينند و به آنچه در اطراف شان رخ مي دهد، هيچ توجهي ندارند؛ حتي از بدن خود غافل مي شوند. گويي كه دستگاه حواس اهري آنان در هنگام جذبه عشق و عرفان رباني، از فعاليت خويش باز مي ماند. آنچه را مربوط به بدن شان مي شود، احساس نمي كنند.
پس حالات روحي و معنوي انبيا و اوليا هم مختلف و متفاوت بوده است. چه بسا حالات حضرت علي در نماز هاي واجب و در خلوت هاي شان، با وقتي كه در مسجد و در جمع مردم نماز مستحبي مي خواندند، متفاوت باشد.

پي نوشت ها:
1. مائده (5)، آيه 55.
2. مرحوم فيض كاشاني در محجّه البيضاء بعد از ذكر اوصاف خاشعين مي نويسد: «گفته شده اين امر به امام علي(ع) نسبت داده شده كه در پاي حضرت تيري واقع شد كه خاج كردن آن ممكن نبود. پس حضرت زهرا(س) فرمود آن را در حال نماز خارج كنيد كه در اين حال، امام آنچه بر او وارد مي شود را در نمي يابد. پس تير را در حالي كه ايشان در نماز بودند، خارج كردند». (فيض كاشاني، محجه البيضاء، ج 1، ص 397 و 398).
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش، ج 6، ص 48.
4. يوسف (12)، آيه 98.
5. مصلح الدين سعدي شيرازي ، كليات اشعار ، نشر هرمس ، تهران ، بي تا ص 53.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

ایا صحبت در مورد مسائل جنسی در سنین نوجوانی مناسب است در مقطع دبیرستان

پرسشگر گرامي، از نظر برخي محققان، تربيت جنسي عبارت است از اين كه«فرد در دوره هاي رشد كودكي، نوجواني، و جواني به گونه اي پرورده شود و آموزش ببيند كه با جنسيت خود آشنا گردد و آن را بپذيرد قدردان وجود خويش باشد و به آن افتخاركند، نقش مذكر يا مونث بودن از لحاظ اجتماعي را ياد بگيرد(و اين در شكل گيري هويت روحي و رواني فرد نقش ويژه‌اي دارد و درست بسته شدن فايل هويت فردي در سنين جواني نقش بي بديلي در سلامت روان ايفاء مي كند) و احكام و آداب ديني در ارتباط با مسائل جنسي مربوط به خود و روابط با همجنس و جنس مخالف را فرا گيرد، آمادگي رواني براي ازدواج و تشكيل خانواده را پيدا كند با مسائل مربوط به زندگي خانوادگي و روابط با همسر آشنا گردد و در سايه ي آن به آرامش برسد و به گونه‌اي توانمند شود كه عواطف و فعاليت هاي جنسي خويش را در جهت قرب الي الله و جلب خشنودي خداوند به كار گيرد؛ از اين رو مي توان اهداف تربيت جنسي را در سه بعد شناختي، عاطفي، رفتاري پي گرفت. يعني در بعد شناختي بايد به تدريج و با توجه به مراحل سني فرزند را با خصوصيات جنسي و جسمي خود آشنا ساخت در بعد عاطفي بايد به نوجوان آموخت كه اين سن سنين تاخت و تاز غريزه ي جنسي است. لذا بايد مواظب باشد كه بدنبال غريزه راه نيافتد و به دستورات او با چشم بسته عمل نكند بايد به او گفت كه غريزه جنسي صرف يك انرژي رواني است كه از طرف خداوند حكيم بخاطر مصالحي در سرشت انسان نهاده شده و چون فقط يك انرژي و هيجان عاطفي و احساسي است و جنبه شناختي در آن تعريف نشده كور است و همانند موتور اتومبيل فقط توليد انرژي مي كند و اگر راننده آن را هدايت نكند ماشين را به ته دره مي كشاند. لذا خداوند عقل را به عنوان پيامبر باطني گمارده تا غرايز مختلف در سرشت انسان مثل غريزه ي جنسي را هدايت كند و آنرا در مسيري قرار دهد كه سعادت و آرامش در دنيا و آخرت براي انسان به ارمغان آورد. پس يكي از اصول تربيتي، آشنا سازي تدريجي فرزند با غريزه جنسي و دادن هشدارهاي در ابعاد مختلف است و اصل ديگر در باره فرزندي كه به بلوغ رسيده است اينست كه با وظايف ديني خود مثل احكام جنابت در باره بلوغ آشنا شود، و آنچه در اين ميان مهم است اينست كه اين آشنايي بايد از كانال پدر و مادر(پدر در رابطه با پسر و مادر در رابطه با دختر) صورت پذيرد. زيرا اگر افراد ديگري مثل گروه دوستان اين مهم را برعهده گيرند. اولا ممكن است كه اطلاعات غلط و آسيب زا به او برسانند و از طرف ديگر فرزندان مي آموزند كه والدين منبع كاملي براي پاسخ گويي به سوالات و نيازهاي آنها نيستند. لذا بتدريج براي حل مشكلات ديگر زندگي به كانون خارج از خانواده متوجه شده و بخاطر احساس فاصله با والدين و نيز احساس ناتواني والدين در حل مشكلات، آنها را از ديد والدين مي پوشانند. اصل ديگر آشنا كردن تدريجي فرزندان با مسائل جنسي است يعني بتدريج كه براي آنها سوال پيش مي آيد. (با توجه به زمينه اي كه براي آنها فراهم كرده ايد كه سوالات خاص را از شما بپرسند نه از جاهاي غير تعريف شده و آسيب زا و شما منبع اطلاعاتي آنها در اين موضوعات شده ايد) اين اطلاعات را در اختيار آنها بگذاريد و از ابتدا تمام مطلب را روي دايره نريزيد اين نكته بدين جهت است، كه هضم موضوع در اين صورت براي او دشوار مي شود و ممكن است آسيبهايي به همراه داشته باشد.
موفق باشید.

جمله «آرام باش، توکل کن، تفکر کن و سپس آستین ها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را خواهی دید که زودتر از تو دست بکار شده...» منتصب به نهج البلاغه!

سؤالم این است که منبع دقیق این جمله که توی سایت ها زیاد دیده میشه و منتصب به امام علی (علیه السلام) هست و عبارت عربی نزدیک به این جمله رو که احتملا در نهج البلاغه هست رو ازتون می خوام.

پاسخ:
ظاهرا اين جمله برداشت از سخنان امام علي (علیه السلام) باشد كه ابتدا جوش و خروش را كنار بگذار و در آرامش و با حواس جمع و دور از هياهو راجع به كاري كه جلويت هست، فكر كن و تدبر نما و عاقبت آن را بينديش بعد تصميم بگير و با توكل بر خدا پيش برو. شايد اين برداشت از جمله زير از امام علي (ع) باشد:
تَفَكَّرْ قَبْلَ أَنْ تَعْزِمَ وَ شَاوِرْ قَبْلَ أَنْ تُقْدِمَ وَ تَدَبَّرْ قَبْلَ أَنْ تَهْجُمَ (1)
قبل از آن كه تصميم بگيري فكر و قبل از اقدام مشورت كن و قبل از شتاب به سوي كار، در عاقبت آن تفكر كن.

پي نوشت ها:
1. عبد الواحد تميمي آمدي، تصنيف غرر الحكم، قم، دفتر تبليغات، 1366ش، ص56.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

آیا در زمانیکه مردی مالک کنیزی می شد در خصوص آغاز رابطه جنسی با کنیز رضایت زن مطرح است؟چرا ؟ اگر پیامبر خاتم رسل است از ما نخواهید شرایط آن روز را درک کنیم .

سوال چندان واضح نيست. منظور از زن روشن نيست كنيزي است كه رابطه جنسي با او برقرار مي شود يا همسر مالك است؟!
در هر صورت ما با توجه به هر دو احتمال پاسخ را ارائه مي كنيم.
مالكيت مرد نسبت به برده مؤنث در حكم ازدواج با وي است. بنابراين هرگونه استمتاع جنسي مرد از كنيزانش جايز است(1) روشن است كه زني كه در زوجيت با مردي است و مرد نفقه او را مي دهد و مخارجش را تامين مي كند حق دارد بر اساس خواست و ميل خود از او استمتاع جنسي داشته باشد و اين حكمي بعيد و دور از عرف و عقل نيست.
اگر مراد از زن در سوال همسر مالك مي باشد لازم به ذكر است كه در اين روابط جنسي رضايت زن مطلقاً لازم نيست.چرا كه همانگونه كه بيان شد كنيز جزو مايملك مالك مي باشد و هر مالكي بدون اجازه ديگران حق تصرف در مايملك خود را دارد. و اين نيز حكمي مطابق عقل و عرف است و مطابق با شرائط و عرف امروز ما.
تعبير پاياني شما هم چندان روشن نيست ؛ اگر مراد عدم امكان درك شرائط پيامبر است بايد گفت در عمل به اصول و دستورات ديني درك دقيق شرائط مردم از آن دوران چندان ضرورتي ندارد و تنها براي مراجع و فقها درك ويژگي هاي آن زمان براي كيفيت استنباط احكام ديني از ميان كتاب و سنت تا حدودي ضروري است.
پي نوشت:
1. ر.ك : سيد محمد كاظم يزدي ٰ العروه الوثقي ٰ بيروت ٰ مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‌ ، 1409 ق ، ج2 ص 803.

موفق باشید.

صفحه‌ها