پرسش وپاسخ

 لطفا جوابی مستقیم و محکم در رابطه با اینکه آیا دین نقطه مقابل علم است یا خیر، به من بدهید ؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
ادعاي تقابل علم و دين از جانب هر كس مطرح شود ، به عنوان مدعي موظف به ارائه دليل و برهان است . در برابر ادعاي او و ادله اي كه ارائه مي دهد، موظف به پاسخگويي هستيم . شما هم در كناراين ادعا دليلي را بيان نكرديد تا جوابي داده شود ؛ اگر بنا بر ادعا باشد ،ما هم ادعا مي كنيم كه هيچ تقابلي بين دين و علم وجود ندارد .
درعين حال بحث رابطه علم و دين بحثي بسيار مفصّل و دقيق است كه نمي توان در نوشته اي مختصر بدان پرداخت اما به طور اجمالي مي توان گفت :
مشكل اصلي در بحث تقابل علم و دين در تعيين مصداق روشن و قابل قبول دين و علم است . به نظر مي رسد كه اگر علم و دين هريك به معناي درست خود در اين سنجش و داوري قرار گيرند ، به هيچ وجه نمي توان تناقض و تضاد مبنايي بين آن ها ديد . در واقع مشكل اين جاست كه معمولا در نمونه هاي تقابل علم و دين تفكرات مسيحي به عنوان دين ارائه مي شود ، حال آن كه اگر دين اسلام و به خصوص نگرش دقيق شيعي معيار قرار گيرد، چنين تقابل هايي ديده نمي شود ؛
اگر با دقت ويژگى‏هاى علوم تجربى مورد بررسى قرار گيرد، به خوبى مى‏توان فهميد كه اين دسته از علوم به دو بخش تقسيم مى‏شود:
أ) قوانين علمى، اين بخش از گزاره‏هاى علمى تا حدّى از قطعيت برخوردار است . تأثير پذيرى كم ترى از عوامل ظنى دارد. اين قضايا معمولاً با گزاره‏هاى قطعى دينى هيچ گونه برخورد و تعارضى ندارد.
ب) نظريات علمى، با توجه به اين كه از قطعيت برخوردار نيست و در موارد بسيارى اين نظريات دچار ابطال و دگرگونى مى‏شوند، نبايد انتظار داشت كه هميشه نظريات علمى با داده‏هاى دينى هماهنگ و كاملاً سازگار باشد، زيرا لازمه آن اين است كه دين مانند آراى ظنى و تجربى دانشمندان همواره دستخوش تفسير و دگرگونى شود.
بنابراين ممكن است برخى از گزاره‏هاى دينى با برخى از گزاره‏هاى علمى، در زمانى با هم تعارض داشته و در زمان ديگر تعارض نداشته باشند، به عنوان نمونه مىیتوان ديدگاه قرآن درباره پيوند بيولوژيك جنين با والدين را در نظر داشت، كه تا اواخر قرن نوزدهم، مغاير نگرش علمى رايج زيست‏ شناسى بود، ولى در نيمه دوم قرن نوزدهم نظريات مبتنى بر پيوند يكسويه فرزند با پدر و مادر منسوخ گرديد . علم جديد با ديدگاه قرآن دراين زمينه همسو شد.
كاروان علمى بشر هنوز در نيمه راه است . بسيارى از نظريات علمى موجود در آينده دگرگون خواهد شد. طبيعى است در اين ميان آرا و انديشه‏هاى صحيح و سقيم بسيارى وجود خواهد داشت. بنابراين انتظار هماهنگى كامل دين و علم به معناى دانش تجربى، انتظار نابجايى است، ولى مسلّم است كه بين قطعيات دين و علم تعارضى وجود ندارد.
البته مشكل گاهى اوقات در طرف ديگر تعارض مى‏باشد، يعنى گاهى فهم از دين اشتباه است. تعارض ميان فهم خاص از دين با علم، به عنوان تعارض علم و دين انگاشته مى‏شود، در حالى كه يك نوع فهم از گزاره دينى مانند فهم از ظاهر آيات، با علم تعارض يافته است، نه با خود دين. گاهى نيز آنچه دين انگاشته مى‏شود، دين نيست، يعنى برخى از رواياتى كه داراى سند صحيحى نمى‏باشند و به صورت مجعول بوده، به عنوان حديث معصوم نقل شده است. در چنين مواردى تعارض ظاهرى است و تعارض ميان علم و دين نمى‏باشد.
مسئله ديگرِ با اهميت، فهم رابطه عليّت الهى و عليت طبيعى در جهان ماده و طبيعت است. بسيارى از مردم و حتى دانشمندان توجيه مى‏كنند كه عليت الهى در عرض عليت طبيعى قرار دارد، يعنى عامل و علت يك پديده مانند سيل، زلزله و بيمارى در جهان طبيعت، يا خدا است و يا عامل طبيعى، پس هر جا كه عامل و علت طبيعى پاسخ داد، عليت الهى در كار نيست . هر جا كه با مشكل برخورد كرديم و نفهميديم كه علت طبيعى و مادى چيست، آن را به خدا يا علت ماوراء الطبيعى نسبت مى‏دهيم. اگر بيمارى پيش آمد، اگر كارى از دارو و درمان بر نيامد، به سراغ علت ماوراء الطبيعى مى‏ رويم.
در حالي كه اين فهم كاملاً اشتباه است.خداوند علت تمام پديده‏ هاى عالم هستى است، خواه در آن زمان كه دارو تأثير مى‏ گذارد و خواه در زمانى كه داروى خاص (و راه شناخته شده براى ما) تأثير نمى‏ گذارد . خداوند از راه ديگرى كه براى ما ناشناخته است (با حفظ قانوت عليت و بر اساس آن) درمان مى‏ كند. پس در هر دو صورت او شفا دهنده است.
در جمع بندي مي توان گفت كه در بسياري از امور اشتراكي بين موضوعات ديني و علوم تجربي وجود ندارد .اين دو مقوله داراي موضوعات كاملا متفاوت و متغايري هستند ، در نتيجه تقابل بدون وجود موضوع مشترك معنا نخواهد داشت .
در برخي موضوعات مشترك و ديدگاه هاي خاص هم يا درفهم دقيق منظور دين اشتباه وجود دارد يا در نظريات علمي به خاطر عدم قطعيت هر زمان امكان تغيير و تبديل وجود دارد . در نتيجه نمي توان به طور قطع گفت اين آيه قرآن در تضاد و تقابل كامل در برابر اين اصل متقن و بديهي علمي است ؛ به همين خاطر مقوله تقابل علم و دين بيش از آنكه مقوله اي مستند و واقعي باشد ، امري شعاري و مبهم است .
به عبارت روشن تر موضوعات در بحث علم و دين يا واقعا موضوعات داراي اشتراك نيستند يا مواردي از دو طرف (علم و دين) به عنوان موارد تقابل مطرح مي شود كه از هر دو طرف چندان قطعيت ندارند و يا گزاره هايي از اديان غير قابل دفاع محسوب مي شوند ، حال آنكه منظور ما از دين دين اسلام و تفكر خاص شيعي است ؛ در عين حال حتي در همين حوزه هم موارد ذكر شده اموري هستند كه در ديني بودن آن ها ترديد زيادي وجود دارد و مثلا استناد قطعي و جدي به منابع اصيل ديني ندارند .
البته چه بسا در اموري كاملا قطعي و مسلم هم از جانب علم و دين تقابل هايي ديده شود كه دراين صورت بايد بنا بر استنادات عقلاني اين تقابل را برطرف نمود . بسياري از گزاره هاي ديني همان گونه كه با توجه به برخي منابع نقلي ديگر از كليت خود افتاده ،تخصيص مي خورند و مقيد مي شوند ، همين گزاره ها با اصول يقيني و قطعي علوم تجربي هم مي توانند تقييد و تخصيص خورده يا از استناد بيفتند .
به عنوان مثال اگر فرض كنيم در منابع قطعي ديني بر فوائد گوناگون نمك تاكيد شود و مصرف آن همواره مورد سفارش قرار بگيرد ، در عين حال علوم تجربي نمك را براي افراد داراي فشار بالا بسيار بد و مضر بدانند ، به راحتي مي توان گفت دليل ديني تاييد مصرف نمك تنها مختص افرادي است كه به چنين عارضه اي گرفتار نيستند حتي اگر در علم تجربي به طور قطعي ضرر مطلق نمك تشخيص داده شود ، در مواردي مي توان صحت روايات مورد نظر را دچار ترديد ساخت .
البته نبايد فراموش كرد مواردي هم كه به واسطه گزاره هاي ديني براي عالمان علوم تجربي-البته باورمندان به دين- ترديد و شك در صحت گزاره هاي تجربي به وجود مي آيد ،كم نيست .براي يك انديشمند مسلمان رسيدن به يك نتيجه علمي كه با برخي منابع مسلم ديني در تضاد باشد، مي تواند ترديدها و تاملات جدي در درستي آن فرضيه و لزوم تحقيقات و بررسي هاي مجدد را به دنبال داشته باشد .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من جوانی 18 ساله هستم که در سال 89 کنکور ریاضی داده ام شخصا به رشته ی فیزیک(از هر گرایشی) و ریاضی (محض) علاقه مندم و می دانم که امسال ان شاه الله رشته ی مورد نظرم را خواهم آورد. در آزمون ورودی حوزه ی علمیه ی قم نیز شرکت کردم و هم در آزمون کتبی و هم در آزمون مصاحبه قبول شدم و خودم بیشتر علاقه مند به ادامه تحصیل در حوزه هستم و اعتقاد دارم که انسان باید هر علمی را توام با علم دین بیاموزد تا گمراه نشود و می دانم که شهید چمران هم نیستم که بتوانم دوام بیاورم واز گمراهی در دانشگاه می ترسم . دودل بودم گفتم برای قیاس استخاره (تلفنی) کنم برای حوزه بد آمد : (سودی که ندارد هیچ بلکه شما را به زمین خواهد زد هر چند که ظاهرش خوب است) برای دانشگاه این آمد :(نسبتا خوب است اما به نظر نمی رسد چیز جالبی باشد هرچند ممکن است سودی نداشته باشد اما ضرر هم ندارد) اما من با این وجود هنوز قانع نشده ام و هنوز در حال تحقیق هستم اما به هیچ نتیجه ای نرسیده ام . هر کدام را هم که ادامه بدهم دیگری را رها نمی کنم چه حوزه بروم ( توام با دروس، ریاضی و فیزیک می خوانم) چه دانشگاه بروم (به طور غیر رسمی همزمان دروس حوزه را از رفقا یاد می گیرم ) لطفا نظر خود را در مورد بلا تکلیفی من بفرمایید در ضمن من برای ریاضی وفیزیک جداگانه استخاره کردم بسیار خوب آمد با این وجودم باز هم علاقه مند آمدن به حوزه هستم معدل دیپلمم نیز 09/18 بود

با سلام خدمت شما
اگر خواستار تحصيل در حوزه علميه هستيد، ورودتان را مبارك مي‏شماريم. ولي قبل از هر تصميم و اقدامي بايد شناخت کافي از حوزه علميه ، از محدوديت ها و مشکلات و مزاياي آن داشته باشيد.
ابتدا به امتيازات تحصيلات حوزوي و مشکلات احتمالي اشاره مي کنيم و در آخر به جمع بندي نهايي خواهيم رسيد.
امتيازات:
1ـ شناخت دين از طريق منابع اصلي آن (فقه و اصول)
2ـ بهره‌مندي از محيط معنوي که ممکن است در دانشگاه نباشد.
3ـ بهره‌ مندي از اساتيد معارف ديني.
4ـ خوابگاه و شهريه.
5ـ آموزش تبليغ دين و رساندن احکام، اخلاق و عقايد ديني به ساير افراد جامعه.
مشکلات احتمالي:
1ـ خواندن دروس عربي که در برخي دروس متن عربي سخت استفاده شده است.
2ـ محدوديت‌هاي احتمالي از نظر رفت و آمدهاي عادي و روزمره زندگي.
3ـ محدوديت مالي و اقتصادي و تأخير در ارضاي نيازهايي چون همسر، خانه و...
4ـ محدوديت سني
5ـ لزوم هجرت به مناطق محروم و پاسخگويي به انتظارات مردم و اطرافيان.
6ـ چشم‌پوشي کردن از بسياري از امکاناتي که مردم عادي دارند با هدف رسيدن به کمال.
ويژگي ها:
حوزه‌‌هاي علميه داراي ويژگي هايي هستند كه آن ها را از نهادهاي مشابه علمي و آموزشي متمايز مي‌‌كند، كه به طور مختصر به برخي از آن ها اشاره مي‌‌شود. يكي از مهم ترين ويژگي ها، جاذبه معنوي آن هاست. فضاي حاكم بر حوزه‌‌هاي علميه، اخلاص و معنويت و تقواي الهي است كه مهم ترين شرط موفقيت و رشد و بالندگي در حوزه علميه بوده ، به همين دليل است كه مردم جامعه با اشتياق و جديت، دنباله رو دستور ديني آن ها هستند. ويژگي ديگر حوزه ها، استقلال از مراكز قدرت در زمينه‌‌هاي مديريتي، مالي و آموزشي است.
برخي ديگر از ويژگي ها عبارتند از: رابطه متقابل و صميمي مردم و حوزه‌‌هاي علميه و اتكاي آن ها به يكديگر، حاكميت طبع بلند، زهد، قناعت، پرهيز از تجمل گرايي و اسراف بر حوزه‌‌هاي علميه، انعطاف پذيري حوزه ها در زمينه امكان تحصيل اقشار مختلف، تقارن تعليم و تعلم و عدم محدوديت زماني براي تحصيل از ديگر ويژگي هاي حوزه هاست.
از آن جا كه رسالت حوزه ها آموزش معارف اسلام و ابلاغ آن به مردم است، تمام علومي كه به فهم معارف دين اسلام كمك مي‌‌كند و حوزه را در به دوش كشيدن اين رسالت كمك مي‌‌كند، جزو محدوده علوم حوزوي به شمار مي‌‌رود، گرچه برخي از اين علوم در طول سال هاي متمادي با توجه به مقتضيات زمان و شرايط مختلف، كم تر مورد توجه قرار گرفته است. علوم لازم براي فهم متون اسلامي در عصر غيبت، در هفت محور ارائه گرديده و علما و طلاب وظيفه داشته اند در حد توان در اين زمينه ها كسب دانش نمايند.
1. ادبيات عرب .
2. فقه و اصول .
3. علم درايه و علم رجال .
4. منطق، فلسفه و كلام .
5. علوم قرآن و تفسير .
6. علم تاريخ .
7. علوم اخلاقي و عرفاني .
در وضعيت كنوني در حوزه‌‌هاي علميه با توجه به نيازهاي زمان و وظايف حوزه ها، علاوه بر علوم مذكور، علومي اسلامي مانند اقتصاد، سياست، روانشناسي، جامعه شناسي، دين پژوهي و ... تحصيل مي‌‌شود.
هدف و مقصد در هر كاري، چگونگي برخورد با مقدمات و خود كار را مي سازد. در حوزه‏هاي علميه آن گاه كه طالب علم شروع به تحصيل مي‏كند، استاد در برخورد نخست سخن پيامبر(ص) را براي او مي‏خواند كه: «اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفويض الامر اليه ؛ شروع و مبدأ در هر دانش و شناختي آشنا شدن با خداست . مقصد و منتهاي آن توكل و واگذاري كارها بر خداست».
آري اخلاص تقوا و توكل بر خدا به صورت نظري و علمي آموزش داده مي شود . چهره‏هايي همچون شيخ طوسي ، شيخ انصاري، امام خميني و... رشد مي‏كنند كه اينان ثمره ارزشمند حوزه‏هاي كهن و ريشه‏دار بوده‏اند .
تحصيل علم درحوزه‏هاي علميه ارزش است و عبادت تلقي مي‏شود. حوزويان بر اين اعتقادند كه:العلم نور يقذفه الله في قلب من يشأ ان يهديه؛ علم نور الهي است كه در قلب هر كس صلاح بداند توفيق كسبش را مي‏دهد.
در دانشگاه‏ها و مراكز تحصيلي ديگر بيش تر چگونه زندگي كردن و به چه مراحلي از زندگي مادي رسيدن مطرح است . به روح ملكوتي و توجه به خدا كم تر توجه شده است.
بايد هدف اصلي خود از تحصيل در حوزه علميه را مشخص نماييد. احتمالا انگيزه و محرك شما يك يا چند از موارد زير است:
1) جست وجوي كمالات نفساني و معنوي.
هر چند حوزه علميه محيط مساعدتري براي كسب فضايل روحاني است، ولي چنان نيست كه در محيط دانشگاهي نتوان بدان رسيد. رسيدن به آن ها بيش از هر چيز به عزم و همت و اراده جدي شما و عنايات حق تعالي بستگي دارد، نه به محيط.
2) افزايش اطلاعات ديني.
نيل به اين هدف نيز با برنامه‏ريزي مطالعاتي منظم در كنار دروس دانشگاهي ميسر است. حتي در كنار آن ها مي‏توان از نوار يا دوستان روحاني براي گرفتن برخي از دروس ابتدايي حوزوي استفاده نمود . پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي نيز مي‏توان در كنار فعاليت‏هاي شغلي اين گونه مطالعات و دروس جانبي را استمرار بخشيد.
3) تخصص يابي در علوم مختلف ديني و خدمت در مسير اعتلاي دانش و فرهنگ ديني جامعه.
امكان رفتن به حوزه علميه براي همه هست، ولي موفقيت در آن به فراهم بودن شرايطي نياز دارد كه در ذيل به برخي اشاره مي‌شود. پس اگر آن شرايط در شما وجود دارد، برويد اما اگر وجود ندارد، بيش تر فكر كنيد و با آگاهان مشورت نماييد.
شرايط لازم:
1ـ اراده قوي و آمادگي براي پذيرش سختي‌ها و مسئوليت‌هاي مهم،
2ـ ايمان قوي و پايبندي به تعاليم و دستورهاي دين،
3ـ حافظه و استعداد قوي،
4ـ قدرت نطق و بيان مطلوب،
5ـ موافقت خانواده (پدر و مادر)،
در ضمن حقوق يا شهريه‌اي كه در حوزه داده مي‌شود، خيلي ناچيز است و زندگي و معيشت را تأمين نمي‌كند،‌از اين رو بسياري از حوزويان با زهد و قناعت زندگي مي‌كنند مگر كساني كه مسئوليت‌هايي دارند. بنابر اين بايد خودت را مثل اكثر طلبه آماده كنيد با قناعت زندگي كنيد و با كم بسازيد، يا از لحاظ مادي وضع شما خوب باشد و از جاي ديگري تأمين و پشتيباني شويد.
با توجه به مطالب فوق پيشنهاد ما اين است که:
1-پيش از هر چيز اطلاعات و شناخت خود را از حوزه - در مورد مشکلات تحصيل و محدوديت ها و مشکلات اقتصادي و ... - بيش تر کنيد. هر چه شناخت تان بيش تر باشد، تصميم احساسي نخواهيد گرفت، بلکه تصميم بر اساس عقل و تدبير و انديشه خواهد بود. بعضي جوانان بدون تفکر و تصميم در اين وادي قدم گذاشتند، ولي بعدا شکست خوردند.
2- جمع كردن دروس دانشگاه و حوزه به طور همزمان خيلي سخت است .بنابراين اگر به ادامه تحصيل در دانشگاه هم علاقمند و مطمئن هستيد كه جو دانشگاه در شما تأثير نخواهد گذاشت ، بهتر است به دانشگاه برويد.
3- در نهايت بهتر است مزايا و مشكلات تحصيل در حوزه و دانشگاه هر دو را در نظر بگيريد تا تصميم صحيحي بگيريد.
موفق باشيد.

پرسش: غسل جنب از حرام نیز انسان را از وضو بی نیاز میکند؟

بلي، غسل جنب از حرام نيز انسان را از وضو بي نياز مي کند و نبايد براي نماز وضو بگيرد .(1)
پـي نوشت :
1.آيت الله سيستاني ،توضيح المسائل , مسئله 389.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من دختری باکره هستم که دوران نامزدی خود را با همسرم سپری میکنم.من رابطه ی نزدیکی به صورتیکه باکره گی خود را از دست دهم با همسرم نداشتم ولی... میخاستم بدانم ترشحات قبل از ارضای مرد باعث حامله گی در دختر باکره می شود؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
ميزان اسپرم در ترشحات پيش از انزال مرد بسيار اندک است و به همين ميزان، امکان بارداري به نهايت اندک است. بايد دانست پرده بکارت براي خروج خون حيض و ... داراي خلل و فُرج مي باشد و اين گونه نيست که به طور کامل مسدود باشد

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

باسلام و عرض خسته نباشید از سایت بی نظیر شما چند سوال داشتم . 1- اگر پدر و مادر اینجانب خمس و زکات خود را نپردازند در صورتی که من به آنها گفته باشم . آیا در این صورت من که اکنون در خانه پدر دانشجو هستم و در مغازه او کار می کنم و در سفره او غذا می خورم وظیفه من چیست ؟ در ضمن آنها بسیار دست به خیر هستند و به انسانهایی که اعلام نیاز کنند کمک کرده و از کمک کنندگان به هیئت امام حسین (ع) و حضرت مهدی (عج) هستند . 2- زمانی متوجه ورود برادرم بزرگترم به سایتهای مستهجل شدم و به او چندین مرتبه تذکر دادم ولی بی فایده بوده تا اینکه ارتباط او را با اینترنت قطع کردم . ولی برادرم برای شکایت به پدرم گفت و پدرم بعد از فهمیدن ماجرا به من دستور قطع کردن ارتباط او با اینترنت را داد . ولی خودم چون با همان کامپیوتر به اینترنت دسترسی داشتم بعد از مدت زمانی به تماشای اندکی از این سایتها پرداختم و اکنون توبه کرده ام . آیا بدلیلی که خودم به آن دچار شدم و ارتباط برادرم را با اینترنت قطع کردم حقی از برادرم ضایع کرده ام و باید اکنون رضایت او را جلب کنم تا توبه من مورد قبول خدا قرار گیرد ؟( کسی ورود من به این سایتها را نمی داند و برادرم به من نارضایتی دنیا و آخرت را در قطع ارتباط با اینترنت را به من گفته است) 3- کفاره گناهانی مثل غیبت ، استمناء ، شراب خواری ، بد دهانی(فحاشی) چیست ؟ و اگر کسی بعد از توبه ای طولانی (مثل یک سال و بیشتر) دوباره مرتکب یکی از آنها شد تکلیف چیست ؟ 4- آیا گشتن در اینترنت برای پیدا کردن سایتهای مستهجل و اعلام آنها به سایت فیلتر کننده جمهوری اسلامی کار درستی است ؟ 5- و لغت جایز در احکام چه معنی دارد ، حلال یا حرام یا مورد دیگر ؟

پرسش: سوالات ديني شرح :
. 1- اگر پدر و مادر اينجانب خمس و زکات خود را نپردازند در صورتي که من به آن ها گفته باشم . آيا در اين صورت من که اکنون در خانه پدر دانشجو هستم و در مغازه او کار مي کنم و در سفره او غذا مي خورم وظيفه من چيست ؟ در ضمن آن ها بسيار دست به خير هستند و به انسان هايي که اعلام نياز کنند ،کمک کرده و از کمک کنندگان به هيئت امام حسين (ع) و حضرت مهدي (عج) هستند.

پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
تکليفي نداريد و تصرف در خانه و مغازه و اموال پدر تان بر شما حلال است.(1)
پي نوشت :
1. سوال تلفني (02517836363) از دفترآيت الله سيستاني.

پرسش: . 2- زماني متوجه ورود برادرم بزرگ ترم به سايت هاي مستهجل شدم و به او چندين مرتبه تذکر دادم ولي بي فايده بوده تا اينکه ارتباط او را با اينترنت قطع کردم . ولي برادرم براي شکايت به پدرم گفت و پدرم بعد از فهميدن ماجرا به من دستور قطع کردن ارتباط او با اينترنت را داد . ولي خودم چون با همان کامپيوتر به اينترنت دسترسي داشتم ،بعد از مدت زماني به تماشاي اندکي از اين سايت ها پرداختم و اکنون توبه کرده ام . آيا به دليلي که خودم به آن دچار شدم و ارتباط برادرم را با اينترنت قطع کردم ،حقي از برادرم ضايع کرده ام و بايد اکنون رضايت او را جلب کنم تا توبه من مورد قبول خدا قرار گيرد ؟ کسي ورود من به اين سايت ها را نمي داند و برادرم به من نارضايتي دنيا و آخرت را در قطع ارتباط با اينترنت را به من گفته است؟

پاسخ: با قطع ارتباط با اينترنت حقي از برادرتان ضايع نشده تا بخواهيد از او حلاليت بخواهيد.

پرسش: ) 3- کفاره گناهاني مثل غيبت ، استمنا ، شراب خواري ، بد دهاني(فحاشي) چيست ؟
اگر کسي بعد از توبه اي طولاني (مثل يک سال و بيش تر) دوباره مرتکب يکي از آن ها شد تکليف چيست ؟

پاسخ: گناهان مذکور کفاره ندارد. براي توبه پشيماني و استغفارکافي است.اگر کسي بعد از توبه، دوباره مرتکب اين امور شد، دوباره بايد توبه کند.

پرسش: 4- آيا گشتن در اينترنت براي پيدا کردن سايت هاي مستهجل و اعلام آن ها به سايت فيلتر کننده جمهوري اسلامي کار درستي است ؟

پاسخ: رفتن به سايت هاي مستهجن مفسده دارد . در صورتي که خوف انحراف و تحريک شدن باشد، جايز نيست،
شناسائي و معرفي اين نوع سايت ها براي فيلتر گذاشتن بايد طبق قانون باشد .
براي افرادي که قانونا براي اين کار وظيفه ندارند، رفتن به سايت هاي انحرافي جايز نيست(1)
پي نوشت:
1. سؤال تلفني(7741415-0251)از دفتر آيت الله سيستاني.

پرسش: 5- و لغت جايز در احکام چه معني دارد ، حلال يا حرام يا مورد ديگر ؟

پاسخ: مقصود از «جائز نيست» يعني حرام است.(1)

پي نوشت :
1- آيت الله بهجت، توضيح المسائل، ضمائم، واژه ها و اصطلاحات فقهي ،ص 7 ؛
آيت الله فاضل ، توضيح المسايل ،ص 570 .

باسلام. من نگین علیزاده قمصری33ساله فوق لیسانس ریاضی و دبیر دبیرستانهای شهر مشهد هستم. مشکلی در زندگی دارم که در حل آن ناتوانم و بزرگان فامیل و چند مشاور نتوانسته اند کمکی به من بکنند. از آنجاییکه می خواهم راهی انتخاب کنم که خدا پسندانه باشد، تصمیم گرفتم با شما مطرح کنم که بر طبق قرآن به من پاسخ دهید. 6 سال پیش ازدواج کردم همسرم مهندس برق و پیمانکار است .اوعقیده داشت یکی دو سال صبر کنیم و بعد بچه دار شویم. دو سال بعد او با یک زن متعلقه دوست شد و هر کار کردم با صحبت و نصیحت بزرگترها وگریه و زاری حاضر نشد رابطه اش را قطع کند.البته همیشه می گفت تمامش کرده ام. تصمیم گرفتم از او جدا شوم و 6 ماه از هم دور بودیم در این مدت بزرگتران فامیلش با من خیلی صحبت کردند که بر گردم ، او درست خواهد شد منهم با او حرف زدم البته حاضر نشد قسم بخوردوگفت گناه دارد اما قول داد که دیگر تکرار نکند و من با وجود مخالفتهای شدید خانواده ام برگشتم. به مدت دو سال رابطه اش رابه شدت ادامه داد، بسیار لجبازی کرد،با تمام خانواده ام حتی آنهایی که در ساختن زندگی ما کوشیده بودندقطع رابطه کرد، نسبت به من بسیار سرد و بی توجه بود و روابط زناشویی ما خیلی کم و سرد بودوحاضر نشد بچه دار شویم. تا اینکه یکسال پیش آن زن ازدواج کرد و رابطه ی آنها کم شد و چند ماه پیش ظاهرا قطع شد. رفتار شوهرم با من بهتر شد،البته نه در مورد روابط زناشویی. او می گوید شش ماه دوری مرا از این نظر ضعیف کرد اما حاضر نیست دکتر برود. و من میدانم که با آن زن ربطه ی جنسی داشته است برای همین دلیلش را نمی پذیرم. حال مدتی است با یک نفر دیگر دوست شده و من واقعا مانده ام با او چه کنم!!!! در این سه سال اخیر تا جاییکه فکرش را بکنید از هرراهی در جلب نظر او کوشیده ام. در مشکلات مالی کمکش کرده ام، بسیار مهربان بوده ام، کارهایش را به رخش نکشیده ام ،مانند همیشه خود را برایش آراسته ام و محیط خانه را آرام و شاد وزیبا نگهداشته ام . اما انگار باز باید یک دوره ی سیاه دیگر را تحمل کنم؟ می خواهم ببینم دستور خدا دراین باره چیست؟ صبر ؟ یا متارکه؟ درضمن می دانم که اگر مترکه کنم چه مشکلاتی در جامعه دارم و البته مشکلات بسیاری با پدرم خواهم داشت هم بسیار سرزنشم خواهد کرد که سه سال دیگر با همسرم زندگی کردم، هم اخلاق بسیار مستبدانه ای که داردرا نمی توانم تحمل کنم که با آنها زندگی کنم. بهر حال می خواهم راهی را انتخاب کنم که اگر دنیایم خراب است آخرتم خراب نشود. لطفا مراراهنمایی کنید. در ضمن من چندی پیش مشکلم را در این سایت مطرح کردم و پاسخ هم آمد اما نام کاربری ورمز عبور می خواست ومن نمی دانستم.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
مشکل شما بر خلاف ظاهر ساده اش تا حدودي پيچيده است . نمي توان يک تنه به حل آن همت گمارد. بايد زمينه ورود يک فرد سوم که روانشناس باليني يا مشاور خانواده مي باشد، به اين زندگي آسيب ديده فراهم آورد.
توصيه مي شود گزينه صبر فعال را جايگزين هر گزينه اي از جمله متارکه نماييد چرا که در شرايط کنوني از نظر اسلام راهي چز صبر فعال و نه منفعل نداريد. صبر فعال يعني اين که همواره مترصد شکار لحظه هاي طلايي باشيد و فارغ از نتيجه به اقدامات اصلاحي خود ادامه دهيد.
توصيه مي شود به تناسب روحيات و نيازهاي خود يک بازه زماني محدود دوساله يا بيش تر را براي تغيير ايشان در نظر بگيريد . در اين فرصت محدود خود را براي هر تصميمي از جمله متارکه (در صورت بالا رفتن احتمال لغزش شما )آماده نماييد. اگر تدوام زندگي به دنيا و آخرت شما آسيب مي رساند ،چاره اي جز اين نخواهيد داشت که در اين دوسال خود را براي متارکه کم آسيب آماده نماييد .اگر از تداوم زندگي آسيبي به دين و دنيا شما وارد نمي شود، دستور اسلام چيزي جز سازگاري بيش تر با اين شرايط سخت و دشوار نيست. سازگاري بي آسيب قطعاً بر طلاق رجحان دارد . بايد به اميد تغيير مثبت ايشان فقط به شکار لحظه هاي طلايي بپردازيد.
توصيه مي شود تمرکز خود را تا حد امکان از شوهر به سمت خود ببريد . با پذيرش اصل مشکل به اين بينديشيد که فارغ از مشکلات چه زمينه هايي براي رشد فردي شما در زمينه هاي تحصيلي شغلي معنوي و .... وجود دارد.

با سلام از شما درخواست دارم در مورد جلسات خواستگاری راهنمایی کنید در جلسه ای که دختر وپسر تنها باهم باید صحبت کنند دختر خانم چه سؤالاتی را باید از آقا پسر بپرسد البته کلیاتی را می داند بیشتر می خواهد درمورد اخلاق ورفتار بداند .در این مورد چگونه باید سؤال خود رابپرسد. لطفا من را راهنمایی کنید. با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
گاهي دختران و پسران در صدد هستند تا با مطرح ساختن انبوهي از پرسش هاي گوناگون به بالاترين اطلاعات درباره فرد دست يابيد اما متأسفانه تونايي پرسش ها محدود است . برخي اطلاعات ضروري از ديد افراد مخفي مي ماند. اين در حالي است که بسياري از اطلاعات در خلال گفتگوي هدفمند دريافت خواهد شد.
يکي از مسايلي که اغلب دختران و پسران در آستانه ازدواج بسيار دربارة آن ابراز نگراني مي‌کنند، نوع و تعداد پرسش‌هايي است که بايد از يکديگر بپرسند. اين در حالي است که افرادي نيز تلقين مي‌کنند که بايد بتوانيد سؤالات بيش تري را مطرح سازيد تا به شناخت کامل تر دست بيابيد. به همين دليل، گاهي افراد با فهرستي بلند و طولاني از پرسش‌ها در جلسة گفتگو حاضر شده و گويا آن را را با جلسة بازجويي يا گزينش استخدامي مشتبه مي‌گيرند. اين در حالي است که فراواني پرسش‌ها اغلب نامطلوب هستند و مانعي براي يک ارتباط محسوب مي‌گردند؛ در نتيجه فرايند ارتباط را مختل ساخته و عملاً جريان تبادل اطلاعات متوقف مي‌گردد و دستيابي به اطلاعات اساسي و عميق‌تر که مهم‌تر نيز هستند، ناممکن مي‌گردد.
از سوي ديگر، با توجه به اين ميل اشباع ناشدني، هر از گاهي شاهد آن هستيم که برخي از افراد غير متخصص، تعداد بي‌‌شماري از اين گونه پرسش‌ها را با عنوان «فهرست طلايي» فهرست مي‌کنند . انتظار دارند که بر پاية آن ها، دختر يا پسر به کشف حقايقي بي‌بديل دربارة فرد مقابل نايل آيند. برخي از فهرست‌ها مشتمل بر صدها پرسش ‌بوده و به نظر مي‌رسد که طرح و پاسخ‌دهي به آن ها به ساعت‌ها زمان نياز دارد و عملاً امکان‌پذير نباشد. برخي ايرادات ديگر نيز متوجه پرسش‌هايي است که از سوي متخصصين تهيه و تأييد نشده است و کاملاً ساده‌نگرانه، جزيي و مشکل‌زا هستند.
پرسش‌ها همواره ابزاري مناسب براي دست يابي به اطلاعات به شمار مي‌آمده‌اند. اما متأسفانه هنگامي که پرسش‌ها به منظور درخواست اطلاعات مربوط به افراد يا اسرار ايشان باشد، به شدّت با خطر تحريف و دستکاري روبرو هستند . همة ما ممکن است به بهتر نشان دادن خود روي آوريم . عقايد واقعي خودمان را پنهان نماييم. اين يکي از ايرادات هميشگي است که پرسش‌نامه‌ها با آن روبرو هستند. بنابراين،بايد حداکثر توان پرسش نامه‌ها را در مشخص ساختن واقعيت‌ها در نظر داشته باشيم . گمان نکنيم که در صورت تهية يک پرسش نامه طولاني نسبت به تمام حقايق آگاه خواهيم شد؛ چرا که به خوبي مي‌دانيم که ارزش مشاهدة در محيط رفتاري اجتماعي و بين‌فردي به مراتب افزون تر از چند پرسش معمولي است. پس اشتياق خود را نسبت به جمع‌آوري هزاران نوع پرسش تعديل نماييد . در مقابل تلاش کنيد تا پرسش‌هاي شما جامع بوده و همة ابعاد را در بر گيرند. به هر حال، در ادامه يادآوري برخي نکات ديگر شما را با فنون پرس‌وجو آشنا خواهد ساخت.
1- گاهي مطرح ساختن يک پرسش ميزان علاقه يا حساسيت شما را نسبت به يک مسأله نشان مي‌دهد . بيم آن مي‌رود که فرد مقابل به علاقه و يا عدم علاقة شما پي برده و حقيقت را پنهان نموده و مسأله را همانگونه که مورد نظرتان است جلوه دهد. نمونه:
- نظر شما درباره حجاب و نماز چيست؟
2- گاهي به کارگيري يک پرسش به گونه‌اي خاص اين وضع را پديد مي‌آورد.
نمونه:آيا شما نسبت به نماز بي‌تفاوت هستيد؟ در اين صورت پاسخي موافق دريافت خواهيد نمود و فرد با احتمال بيش تري عقايد خودش را پنهان مي کند.
-خير، ابداً. من کاملاً مقيد هستم . اتفاقاً نماز شب هم مي‌خوانم!(من همانم که شما مي‌‌خواهيد!)
3- گاهي زبان بدن( حرکات بدني) هنگام مطرح ساختن پرسش اين وضع را پديد مي‌آورد.
4- گاهي نيز طرح پرسش در يک قالب نامناسب فرد را به يک واکنش تدافعي و متضاد سوق مي‌دهد؛ هر چند با اصول مطرح شده از سوي شما موافق يا هم‌عقيده باشد. بنابراين فرد از آن جهت که مورد قضاوت زودرس شما قرار گرفته است، متأثر مي گردد و تلاش مي کند تا از خود دفاع کند.
نمونه: نمي‌دانيد که نبايد با ديگران با خشونت رفتار کرد؟
-اتفاقاً چرا با بعضي افراد بايد همين گونه رفتار کرد؛ چون زبان آدميزاد سرشان نمي شود.
ممکن است تلقي نماييد که با به کار گيري اين ترفند به بخشي از خصوصيات فرد مقابل دست يافته‌ايد. به کارگيري اين فن تنها هنگامي ارزنده خواهد بود که واقعاً اهدافي فرا-پيامي را در نظر داشته باشيد . برقراري ارتباط صرفاً راهي براي آزمودن خلق و خوي فرد باشد. با مطرح نمودن پرسش‌ها به صورت نامناسب برخي واقعيات مهم از نظر شما پنهان خواهد ماند.

در مراسم خواستگاري راهکارهايي براي پي‌بردن به برخي زواياي شخصيتي طرف مقابل وجود دارد، از جمله :
1ـ سؤال مستقيم: طرح سؤالات مستقيمي مانند: «آيا خود را فرد صبوري مي‌دانيد؟»، يا «آيا ديگران شما را فرد صبوري مي‌دانند؟»، مي‌تواند تا حدودي واقعيت وجودي طرف را به شما بنماياند. اگر زيرک باشد، از نحوه پاسخ وي تا حدودي به پس ذهن پاسخ دهنده پي‌خواهيد برد. مي‌توانيد اين نحوه سؤال کردن را در غير مراسم خواستگاري در بين دوستان و آشنايان خود آزمايش نماييد.
2ـ سؤال غير مستقيم: مثلاً« اگر يه روز بي‌هيچ دليل خاصي از غذاي شما ايراد بگيرم ،واکنش شما چه خواهد بود؟ يا ...
3ـ تحقيقات محلي از همسايگان، دوستان و همکلاسي‌ها و همکاران:
تحقيقات اگر به صورت همه جانبه صورت پذيرد ،در اکثر موارد زواياي پنهان و پيداي طرف مقابل را براي شما آشکار مي‌سازد، مثلاً اگر 5 نفر مختلف به يک سؤال خاص يک جور جواب دادند، مي‌توان تا حد زيادي به صحت پاسخ آنان ايمان آورد.
4ـ دقت در «زبان بدن» طرف مقابل:
در برخي موارد، «زبان بدن» ما انسان‌ها از «زبان سر» ما پيام‌هاي بيش تري( از درونيات ما) به طرف مقابل منتقل مي‌کنند. اگر کمي دقت نماييد، از نحوه تکان دادن و استفاده از سر، دست‌، صورت، چشم و ابرو و... به برخي نکات مخفي طرف مقابل پي‌خواهيد برد.
برخي رفتارها مانند عصبي صحبت كردن و تکانشي و انفجاري برخورد نمودن، در موارد بسياري نشان از روحيه ناشكيبا و اضطراب دارد.صبوري و خوش‌اخلاقي در پرتو سلامت روان (مانند اضطراب کنترل شده، فقدان وسواس و افسردگي و...) صورت مي‌پذيرد.
در برخي موارد ويژه و اندك براي اطمينان‌ بيش تر به مطلوبيت دختر مراجعه به يک مشاور ازدواج ضرورت مي‌يابد، چرا که اطلاع از برخي ويژگي‌هاي اخلاقي و شخصيتي هر شخص از عهده فرد غير کارشناس بيرون است .اين امر نيازمند انجام يک‌سري تست‌هاي روان‌شناختي و مصاحبه‌هاي تشخيصي مي‌باشد.

صفحه‌ها