پرسش وپاسخ

حضرت خضر بچه ای را می کشد چون در بزرگسالی باعث کافر شدن پدر و مادرش نشود چگونه اینجا بدا( بدا در امور تکوینی است) نیست ولی در کارهای انسانهای دیگر است؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
حضرت خضر مأمور الهي بود .كار او به عنوان يك انسان، يا قاضي و... تلقي نمي شود. بنابراين جريان قتل بچه اي توسط جناب خضر ربطي به مسئله بداء ندارد . خضر همانند حضرت عزرائيل يک مامور الهي بود که آن بچه را به قتل برساند . کار او از روي خواست خود او نبود، بلکه ماموريت داشت جان فرزند را بگيرد. از اين رو در تبيين علت کارش گفت:
«و ما فعلته عن امري ذلک تاويل مالم تسطع عليه صبرا؛ (1)
به دستور خود اين کار را نکردم، و اين بود سر کارهايي که توانايي شکيبايي در برابر آن ها نداشتي».
بنابراين خداوندي که مسئله بداء را مي داند و علم او به آينده و سرنوشت آن نوجوان قطعي است، خضر را مامور کرد تا او را به قتل برساند. پس اين کار خضر با مسئله بداء تعارض ندارد ،چون خدا مي‌دانست که بر اثر بداء تغييري در آن نوجوان به وجود نمي آيد ، دستور قتل او را به خضر داد. از اين جاست که جريان کار خضر با کارهاي ساير مردم غير قابل قياس است، چون ديگران چنين ماموريتي ندارند ، مگر در صحنه جهاد با کفار معاند که اين حکم خاص خود را دارد و ربطي به كار حضرت خضر ندارد.
پي‌نوشت‌ها:
1. کهف (18) آيه 82.
تفسيرنمونه، ج 12، ص 506.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام و خسته نباشی سوالی از خدمت شما داشتم من حدود 5 سال است که ازدواج کردم و در حال حاضر باردار می باشم شوهرم فرد بسیار باهوش و تحصیلکرده یکی از دانشگاههای خوب کشور و در حال دبیر فیزیک یکی از بهترین دبیرستانهای تهران یعنی تیزهوشان می باشد. شوهرم بسیار مرد خوبی است و من هیچ مشکلی با او ندارم فقط یک مشکل و آن هم مساله کم رفت و آمدی اوست، البته این را بگویم که در این چند سال به خاطر من تقریبا تمام مهمانی ها و جشنها (عروسیها و ...)و عزاها را شرکت کرده است و شاید عدد مراسمهایی که ما در آن شرکت نکرده ایم به عدد 20 هم نرسد، اما با وجود همین تعداد خانواده من مرا بسیار تحت فشار قرار داده اند. من خیلی با آنها صحبت کرده ام که اگر او این خصوصیت را دارد خیلی خیلی خصوصیتهای خوب دیگری هم دارد که شاید از چشم آنها پنهان می ماند یا می دانند ولی به روی خودشان نمی آورند این مشکل من در روزهای ماه رمضان به خاطر مراسمهای افطاری بسیار بیستر می شود. البته این را هم بگویم که بعضی از رفتارهای پدر و مادر و دیگر اعضای فامیلم هم باعث این رفتار شوهرم شده است مثلا پدرم در مهمانی ها با او مثل غریبه ها رفتار می کند و با او یک کلام هم صحبت نمی کند (من بارها با پدرم در مورد این رفتارش صحبت کردم و از او خواستم تا به او بیشتر توجه کند اما فایده ای نداشت). البته شوهر من در جمع فامیل خود و یا دوستانش و یا حتی هنگامی که در خانه پدر و مادر من با آنها تنها هستیم این مشکل را ندارد و احساس ناراحتی نمی کند، این مساله مربوط می شود به مهمانی های فامیلی و مواقعی که خواهرم و شوهرش در خانه پدر و مادرم حضور دارند. البته شوهرم برای هر کدام هم دلیلی می آورد مثلا در مهمانی ها می گوید آنها هم کلام من نیستند یا از چیزهای صحبت می کنند و به چیزهایی می خندند که برای من جالب نیست. یا در مورد خواهرم و شوهرش باید بگویم که متاسفانه همسر خواهرم خودآگاه یا ناخودآگاه فرد بسیار چشم چرانی است البته من واقعا نمی خواهم به او تهمت بزنم شاید از روی قصد نباشد ولی در هر حال از نظر شوهر من بسیار امر زشتی است و او از اینکه من حتی جلوی او ظاهر شوم هم ناراحت می شود (البته به خاطر نگاههای خیره خیره ایشان). البته در این چند سال من واقعا شاهد تلاش شوهرم برای بهبود این روابط بودم و چه بسیار مراسمهایی که او اصلا تمایلی به رفتن نداشته و به خاطر من و خانواده من به آنجا آمده است. در این پنج سال ما چند بار هم رو در رو با خانواده من صحبت کردیم اما فایده ای نداشت، به طور مثال شوهرم پیشنهاد داد که ما به مهمانی ها می آییم ولی کمی زودتر بر می گردیم، پدر و مادرم در ابتدا قبول کردند، اما بعد که ما در مهمانها خواستیم زودتر برگردیم آنقدر با ما در مقابل دیگران بد رفتاری کردند که حد و حساب ندارد. من به آنها می گویم راه ما دورتر از بقیه است و آنها شاید بخواهند تا ساعتها در مهمانی ها حضور داشته باشند ولی آنها قبول نمی کنند. مشکل دیگر ما این است که خانواده من همگی در یک نقطه از تهران زندگی میکنند که اتفاقا جای بسیار شلوغ و پر ترددی است و ما برای رفتن به منزل پدرم مسیری را که در حالت عادی حدود 20 دقیقه طول می کشد حدود 1 ساعت و بعضی از اوقات حدود 2 ساعت در مسیر هستیم ولی برای پدر و مادرم اصلا مهم نیست، شوهر من هم در این راه بندانهای طولانی تهران واقعا عصبی و کلافه می شود ولی باز هم به خاطر من هر هفته و گاهی هفته ای چند بار این راه طولانی را طی می کند تا من را به خانه آنها ببرد. من واقعا نمی دانم باید چه کار کنم از یک طرف واقعا شوهرم به خاطر من خیلی گذشت کرده است از یک طرف هم خانواده ام مرا خیلی تحت فشار می گذارند و با ابراز ناراحتی و اخم و بی محلی با ما رفتار می کنند و تا با آنها به گفتگو می نشینم می گویند ما جواب فامیل را چه بدهیم بگوییم تو برای چی نیامده ای؟ البته این را هم بگویم که من از جهت صله رحم سعی می کنم این مسائل را رعایت کنم و جویای حال اقوم حتی با تلفن هستم. گاهی شوهرم می گوید پدر و مادر تو اصلا به فکر دختر خودشان نیستند مثلا ما چند هفته پیش به مراسم نامزدی پسر عمویم دعوت شده بودیم که بسیار به منزل ما دور بود، ما درست در طرف غرب تهران هستیم و این مراسم در محلی بود که جنوب شرق تهران محسوب می شود محل زندگی خانواده من شمال تهران است از منزل آنها تا محل عروسی حدود 20 دقیقه راه بود اما از محل زندگی ما تا آنجا حدود 1:30 تا 1:45 راه بود و من با این وضعیت بارداری مجبور بودم که این زمان را در ماشین بنشینم. اما وقتی به خانواده گفتم که ما نمی آییم مادرم گفت من نمی توانم جواب دیگران را بدهم مگر من حامله نبودم راهی نیست از فلان جا بیایید بهتر است که البته ما مجبور به رفتن شدیم در این مراسم متوجه شدیم که شوهر دختر عموی دیگرم به یک بهانه خیلی پیش پا افتاده نیامده و این باعث عصبانیت شوهرم شد و گفت: همه پدر و مادرها راحتی فرزندشان را می خواهند و ولی پدر و مادر تو راحتی و خجالت دیگران را بیش از همه. یک مطلب دیگر که فراموش کردم بگویم این است که شوهرم به این مساله حساس است که اگر کسی می خواهد ما را به مهمانی دعوت کند باید به خودمان زنگ بزند نه با پیغام به این و آن بگوید به فلانی هم بگویید بیاید اما پدر و مادرم می گویند ما نمی توانیم به کسی که زنگ زده و می گوید فلانی را هم بگو بگوییم به خودش زنگ بزن، زشته اینجا اینطور رسمه. و شوهرم هم اینکار را بی احترامی می داند. البته با وجود این همه حرف و سخن و ناراحتی شوهرم، باز تکرار می کنم که او به خاطر من به بسیاری از این مراسمها آمده و من فقط شرمنده او شدم. حتی چند بار به خاطر من با آنها به مسافرت رفته ایم. این رفتار پدر و مادرم و ناراحتی شوهرم باعث می شود که در مهمانی ها به من بسیار سخت بگذرد و دچار استرس شدیدی شوم که حتی باعث عصبی شدنم می شود و پدر و مادرم گمان می کنند که من از شوهرم می ترسم البته شوهرم چند ماه اول ازدواج بعد از ناراحتی ها از خود عکس عملی مثل سکوت طولانی نشان می داد ولی بعد بر طرف شد چه بسا که من بیشتر از او گرفتار این حالات بودم. اما من فقط نگران او می شوم و نمی خواهم به او سخت بگذرد. این را بگویم که شوهرم در مهمانی های اقوام خودش حتی منزل مادرش (بسیار بیشتر از من نسبت به فامیلم) مراقب من است و حواسش هم خیلی به من معطوف است و تمام تلاشش را می کند که به من سخت نگذرد. حالا من نباید با در برابر او چنین باشم. باید بگویم که خانواده او هم با من چنین هستند و حتی وقتی مهمانی مهمی هم دارند مرا فراموش نمی کنند و مرا مورد توجه قرار می دهند (بر عکس خانواده من با شوهرم). نمی دانم باید چه کار کنم از طرفی واقعا دلم نمی خواهد شوهرم بیش از این در منگنه قرار بگیرد و از طرف دیگر واقعا نمی توانم به پدر و مادرم نه بگویم می ترسم مورد قهر خدا قرار بگیرم. شما بگویید باید چه کار کنم آیا نه گفتن به آنها باعث نارضایتی خدا می شود یا نه. من باید طرف کدامشان را بگیرم من واقعا گیر افتاده ام. خیلی اضطراب ماه رمضان و تکرار برنامه های سالهای گذشته را دارم تنها ماه رمضانی که در این چند سال به من خوش گذشت ماه رمضان سالی بود که به خاطر عملی که شوهرم بر روی کمرش انجام داده بود نمی توانستیم از خانه خارج شویم. ببخشید خیلی وقت شما را گرفتم ولی چاره ای نداشتم نمی توانم به کس دیگری اعتماد کنم. ان شاء الله با صدیقین و شهداء و صالحین همنشین شوید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
مسأله اي که مطرح کرده ايد، مسأله اي کاملاً شخصي است و در حيطه زندگي مشترک شما قرار دارد و کم ترين ارتباطي به ديگران ندارد. در بسياري موارد اين ترديدهاي شخص شما بوده که باعث ايجاد چنين انتظاري در والدين شما شده است. البته از اين مسأله که بگذريم ، مي توانيد با توافق همسرتان تلاش کنيد تا همسرتان رفتاري اجتماعي تر داشته باشد؛ براي مثال اگر زمينه تحصيلي بنده روانشناسي باليني است، دليل نمي شود که تمام روابط خودم را بر اين پايه شکل دهم. در بسياري موارد ما با افرادي از سطوح تحصيلي متفاوت رابطه برقرار مي کنيم و از آن خشنود هستيم. اين مسايل در حيطه مسايل روانشناختي قرار دارند و ممکن است همسر شما داراي ميل پيوند جويي بالايي نباشد.
بايد قادر باشيد که استراتژي هاي خودتان را در زندگي مشترک براي خودتان نگه داريد و آن را فاش نسازيد و پيش از اين درباره مفاد آن به يک توافق کلي رسيده باشيد. در خصوص همسر خواهرتان هم اگر تا اين اندازه مسأله جدي است، بايد مراقب باشيد و رعايت نماييد.
يکي از نامناسب ترين و ناپخته ترين اقدمات شما متعهد شدن و به توافق رسيدن با والدين شما است که ما از اين پس مي آييم و زودتر برمي گرديم. به نظرم مي رسد که هنوز مفهوم درستي از زندگي مستقل مشترک براي شما شکل نگرفته است . بايد درباره آن به يک تأمل جدي بپردازيد. باور کنيد که زندگي مشترک شما متعلق به خودتان است و آدم کوکي ديگران نيستيد که براي شما برنامه بگذارند؛ حتي اگر کسي تمايل داشته باشد که به کلي با ديگران قطع ارتباط کند، باز هم امري شخصي است وديگران تنها مي توانند درباره آن به يک گفتگو و نه تحميل بپردازند.
البته توجه به دستورهاي ديني ما را در برابر ديگران مسؤول مي سازد و الزام به صله رحم يکي از کم ترين آن هاست. همچنين بيش تر پژوهش ها حاکي از بالا بودن سلامت روان براي افرادي است که اهل معاشرت بوده و بيش تر تمايل به دنياي بيرون دارند.
ممکن است همسر شما داراي يک بازداري ارتباطي نيز باشد که توسط روانشناس باليني مورد بررسي قرار مي گيرد و به او آموزش خاصي در اين زمينه داده خواهد شد. به هر حال اين نيز نمي تواند دليل باشد که چون پدر شما با شوهرتان مانند غريبه رفتار مي کند، او هم به بدرفتاري روي آورد و يا رفتاري انزوا گرايانه در پيش بگيرد. حتي ممکن است پدر شما به دليل ناراضي بودن از اين وضعيت با او بد رفتاري مي کند.
در مجموع هر دوي شما بايد در رفتارهاي خودتان تجديد نظر نماييد .صادقانه به دنبال حل اشکالات درون فردي و مشکلات ارتباطي خودتان با افراد ديگر باشيد. مطرح کردن برخي مسايل نمي تواند قانع کننده باشد. خودتان هم بهتر مي دانيد که سرمايه گذاري کردن روي برخي استدلال ها ديگران را درباره صادق بودن ما هم دچار ترديد مي سازد. دير رفتن و زود برخاستن را به اين که کار داريم و بايد برويم و در ترافيک مانديم و دير شد چندان مناسب نيست. در عوض بهتر است اين حق را براي خودتان قايل باشيد که مي توانيد نرويد و .... براي دريافت راهنمايي بيش تر مي توانيد با سرويس تلفني رايگان مرکز با شماره 09640 تماس گرفته و با در ميان گذاشتن جزييات راهنمايي مناسبي را دريافت داريد.

خسته نباشید راستش من و پسری به هم قول ازدواج دادیم و قسم خوردیم که همدیگرو ترک نکنیم و بهم خیانت هم نکنیم ولی بعد فهمیدم که این پسر همه چیزو بهم دروغ گفته و کارش کلاه گذاشتن سر مردمه و تقریبا به هیچ چیز اعتقاد نداره وعلی رغم قسمی که خورده بود با دخترهای دیگه هم حرف میزد برخوردش طوری شده بود که من احساس میکردم هدفش بردن آبروی منه یه ماه گوشیمو خاموش کردم بعد یه ماه که روشنش کردم زنگ زد و گفت دختر دایی باباش رو عقد کرده ولی بازم به من زنگ میزد قبلا یه دختر دیگه رو دوست داشته که براش نگرفتن دختره ازدواج کرده و الان طلاق گرفته میگفت این دختر رو گرفته تا بعد راحتتر بتونه اون دختر رو بگیره و بهش نگن با یه زن بیوه ازدواج کرد و اگه با منم ازدواج میکرد سرم همین بلا می اومد الن من نمیدونم چیکار کنم چون قسم خورده بودم ولی اونم قسم خورده بود ولی هم دروغ میگفت و هم خیانت و هم کلاه برداری تکلیف من چیه؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
از ابتدا در مورد ايجاد رابطه مرتكب اشتباه بزرگي شديد . هزينه عاطفي و روحي بسياري در اين مسير كرديد كه لطمه سخت آن را امروز در وجود خود مشاهده مي كنيد ؛ در هر صورت اساس اين دوستي و رابطه امري غلط و ناپسند و نامشروع بود . در نتيجه قسم خوردن در برابر امري غير شرعي هم نادرست و باطل است و ارزش پايبندي ندارد .
به علاوه كه اصولا قسم خوردن شرعي كه ضرورت پايبندي را به دنبال دارد، داراي شرايطي است كه بعيد است آن را رعايت نموده باشيد . در نتيجه اصلا به اين امر توجه نكنيد . به كلي اين جوان را فراموش كنيد . هر گونه ارتباط و تماس با وي را نيز قطع كنيد . در آينده هم ارتباط با وي را انكار نماييد .
البته پيش از هر چيز از برقراري اين رابطه اشتباه ازدرگاه خداوند توبه نماييد . تلاش كنيد كه آينده حقيقي خود را در مسيري صحيح بجوييد . احساسات و عواطف پاك خود را در راه منطقي و معقول سرمايه گذاري نماييد .

با سلام 1- اگر فردی در ایام ماه رمضان ولو غیر در خواب محتلم شود و امکان دسترسی به حمام جهت انجام غسل را به مدت زمان یک هفته نداشته باشد حکم نماز و روزه هایش چگونه است ! 2- آیا انجام تیمم بدل از غسل جنابت به منزله غسل تلقی شده و برای ادای نماز یومیه باید وضو به طور جداگانه گرفته شود یا خیر ! باتشکر التماس دعا

پرسش: احکام غسل جنابت شرح :
1- اگر فردي در ايام ماه رمضان در خواب محتلم شود و امکان دسترسي به حمام جهت انجام غسل را به مدت زمان يک هفته نداشته باشد، حکم نماز و روزه هايش چگونه است !

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
اگر دسترسي به آب نداشته باشد و نتواند غسل کند بايد به جاي غسل جنابت، تيمم بدل از غسل جنابت کند . نماز و روزه اش را انجام دهد. در اين صورت نماز و روزه اش صحيح است. هر وقت که توانست غسل کند(گرچه بعد از يک هفته) بايد غسل نمايد(1)
پي نوشت:
1.توضيح المسائل مراجع ،م1619.

پرسش: آيا انجام تيمم بدل از غسل جنابت به منزله غسل تلقي شده و براي اداي نماز يوميه بايد وضو به طور جداگانه گرفته شود ؟
پاسخ:تيمم بدل از غسل جنابت حکم غسل آن را دارد .بنابراين بعد از آن براي نماز وضو لازم ندارد .
پي نوشت:
1. امام خميني ،توضيح المسائل ،م 723 .

1-نحوه ی ادا کردن تکبیره الاحرام و حرکت دست ها در حین آن چگونه است ؟ 2-آیا همه ی اجنه توانایی شیطان را در وسوسه ها و غیره دارند ؟ همچنین با توجه به اینکه اجنه می توانند تحت فرمان افراد قرار گیرند آیا این امکان وجود دارد که فردی به وسیله ی جن تحت اختیارش به فرد دیگری آسیب برساند ؟ 3-در سلام آخر نماز منظور از "کم" چه کسانی هستند ؟

پرسش 1:
متفرقه شرح : 1-نحوه ادا کردن تکبيره الاحرام و حرکت دست ها در حين آن چگونه است ؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
مستحب است نماز گزار در موقع گفتن تکبيره الاحرام و هم چنين در هنگام گفتن تکبيرهاي بين نماز، دست ها را تا مقابل گوش ها بالا ببرد و تکبير بگويد و از مقابل گوش ها دست بالاتر نرود.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج1، مسأله 955.
پرسش 2:
2-آيا همه اجنه توانايي شيطان را در وسوسه ها و غيره دارند ؟ همچنين با توجه به اينکه اجنه مي توانند تحت فرمان افراد قرار گيرند، آيا اين امکان وجود دارد که فردي به وسيله جن تحت اختيارش به فرد ديگري آسيب برساند ؟

پاسخ:
يقينا ابليس از طايفه جن است . وسوسه كردن هم به شكل هاي گوناگون ممكن است .از طرف هر موجود مختاري بر ديگري صورت بگيرد ، چنان كه ممكن است يك انسان ديگري را بر انجام كاري خاص وسوسه كند ؛ اما معلوم نيست كه نوع توانايي خاص شيطان در وسوسه همه انسان ها و قدرت زياد او در اختيار ديگر جنيان هم باشد .
در خصوص آسيب زدن جن به انسان بايد گفت: از نظر عقلي اين امر ممكن است ، همان گونه كه ممكن است، انساني يك فرد شرور و جاني را اجير كند تا به فرد ديگري آسيب بزند ؛ اما درعين حال تحقق اين امر بسيار بعيد و دور از ذهن است .به علاوه بر فرض اينكه چنين تلاشي صورت بگيرد ، معلوم نيست كه به نتيجه برسد زيرا اصولا جنيان تمايلي به ارتباط با انسان ها و برخورد با آنان را ندارند . امكان تسخير و به كار گرفتن جن بسيار بعيد است .
جنيان داراي توانايي محدودي هستند . اين گونه نيست كه هر كاري ازآن ها بر آيد ،آن هم در خصوص هر فردي ؛ چون موانع و امور بازدارنده زيادي هم وجود دارد كه مانع تعرض و آسيب زدن آنان به انسان هاي مومن و خداجو مي شود و زمينه اين امر را منتفي مي گرداند .
پرسش 3:
در سلام آخر نماز منظور از "کم" چه کساني هستند ؟
پاسخ:
تك تك افعال و اجزاي نماز نيز مثل اركان و اذكار آن همگي داراي اسرار و حكمت هايي است .مقصود از خطاب در سلام سوم نماز در نماز جماعت ، پيامبر اكرم‌ (ص) و امام و مأموم‌ها، بندگان نيكوكار، مسلمانان و... مي‌باشد . در صورتي كه نمازگزار تنها باشد، بايد در سلام سوم پيامبران‌، فرشتگان و... را در نظر داشته باشد و به آنان سلام کند . به همين خاطر سلام دوم و سوم نماز به صورت جمع آمده‌، شايد حكايت از اين واقعيت دارد كه اصل در نماز بر جماعت است و داراي اهميت زيادي مي‌باشد.
بنابراين مقصود از ضمير (کم) در السلام عليکم اگر در نماز جماعت باشد ، نمازگزاران و يا ملائکه و يا بندگان صالح خداست . اگر در نماز فرادا باشد ،باز خطاب به ملائکه و بندگان صالح خداست .
‏ مرحوم علامه در كتاب منتهى مي گويد: منفرد (کسي که نماز فرادا مي خواند ) دو ملك را قصد مى‏نمايد، و در نماز جماعت ، امام به علاوه ملكين ، مأمومين را قصد مى‏نمايد، و مأموم به علاوه ملكين هر كس را كه با او هست قصد مى‏نمايد،
قول ديگر قولى است كه ظاهرا از مرحوم علامه در قواعد است و حاصل‏ آن اين است كه امام جماعت در نماز جماعت و منفرد در نماز فرادا ، با گفتن السلام عليکم حاضرين از ملائكه و مسلمين از انس و جن را قصد مى‏كنند، همچنين است مأموم، ماموم با گفتن السلام عليکم به نمازگزارهاي حاضر و به ملائکه و به مسلمانان از جني ها خطاب مي کند .(1)
پي نوشت:
1 . شرح لمعه‌، شهيد ثاني‌، ج 1، ص 82، دفتر نشر فرهنگ اسلامي‌، تهران ؛
سرود يكتاپرستي‌، شهيد بهشتي‌;، ص 29، بنياد نشر آثار شهيد بهشتي؛
مرحوم سيد شفتي (ره )درکتاب تحفة الأبرار

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام من چند تا سوال دارم امید وارم مرا را هنمایی کنید. با تشکر پیشايش قبلا يک سری نوشتم ولی نه جواب اشو تو سایت نتوانستم پیدا کنم امید وارم این سری مرا کمک ک

با سلام من چند تا سوال دارم امید وارم مرا را هنمایی کنید. با تشکر پیشايش قبلا يک سری نوشتم ولی نه جواب اشو تو سایت نتوانستم پیدا کنم امید وارم این سری مرا کمک کنید. 1- چطور می شود در موقع نماز خواندن حضور قلب داشت؟ 2- اگر در موقع نماز خواندن نماز چهار رکعتی در رکعت چهارم اگر حمد وتوحید خوانده شود ایراد دارد؟ 3- آیا نماز حق مسجد وجود دارد ؟اگر هست چند رکعت هست ؟ 4- آیا درنماز های مسافر هستیم آیا در نماز صبح و مغرب عشا را هم باید بلند بخوانیم این چند تا سوال در باره نماز بود ولی سوالات اصلی من و را هنمایی که می خواهم من پسری 24 ساله هستم که مد ها استمنا می کرده ام که هر روز 2 باری استمنا می کرده ام ولی به با زور آن را تا حدودی ترک کرده ام که آن را هفته ای یک بار یا 2 هفته ای یک بار آن را انجام می دهم که دیگه نمی توانم این را ترک کنم. در حالی که الان شبها که می خوابم با عورت خویش خودم ور می رم که بعد از چند دقیقه انجام دادن آن و خوابیدن نفس خویش بعد از متی آبی از عورت بیرون میرزد آیا منی هست ؟ اگر نیست آیا می شود آن طوری نماز خواند وبه مسجد رفت؟ در ضمن یک چيز هست که من نمی دانم چرا به همجنس باز بودن خويش ابراز علاقه می کنم نه اینکه با کسی این کار انجام بده ام بلکه وقتی اینترنت میایم وقتی که خونه خالی باشد به سایت همجنس باز و یا به قسمت چت مخصوص آن می روم هر کاریمی کنم تا این کار را از خود دور کنم نمی توانم حتی وارد می شوم چت هم می کنم ولی در آخر از عاقبت آن می ترسم و از مسنجر خارج میشوم . من نمی دانم چطور این اخلاق ام را از خود دور کنم؟ من در ضمن پسری سر بزیر هستم و البته خجالتی ومذهبی هستم و هر روز دعا ها ونماز وذکر را می گویم یک مشکل دیگر هم دارم این هست که مشکل چشم چرانی دارم نه اینکه به دختر ها تیکه بياندازم نه مشکل من این هست که به آنها نگاه می کنم و این روز ها که توی خیابانها بد حجابی زیاد هست نمی دانم چطور این کار را از خود دور کم حتی در مترو و یا خیابان هر از چند گاهی خود را کنترل میکنم ولی بعد از مدتی دیگر نمی توانم انگار برای ام یک عادت تبدیل شده هست.نمی دانم چطور اینمشکل را از خود دور کنم ؟ می دانم سولات من خيلی زياد هست ولی من جایی دیگر نداشتم آنها را مطرح کنم حتی روم نشد در نمایگشاه های که سایت شما برای راهنمایی وکمک گذاشته بودید آنها را بیان کنم ممنون میشم مرا راهنمایی منید واقعا از کارهای خودم درمانده شده ام هیچ جای ندارم آن را مطرح کنم وامید وارم این سری بتوانم جواب های شما را بتوانم پیدا کنم ویا حداقل آن را برایم ایمیل کنید.

پرسش 1:
چطور مي شود در موقع نماز خواندن حضور قلب داشت؟
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
از آيات و روايات استفاده مي شود كه نماز كامل و حقيقي نمازي است كه با حضور قلب و خلوص نيت و همراه با يقين باشد. از امام رضا (ع) نقل شده است:
«لا صلاة الا باسباغ الوضو‌ء و احضار النية و خلوص اليقين و افراغ القلب و ترك الاشتغال و هو قوله"فاذا فرغت فانصب و الي ربك فارغب؛(1) نماز كامل بايد با وضوي كامل، با حضور قلب و خلوص يقين و خالي بودن فكر و ذهن و قلب از توجه و اشتغال به دنيا باشد، همان طور كه خطاب به پيامبر آمده است: «هنگامي كه فارغ شدي، به نماز بايست و به سوي پروردگارت بشتاب».
البته اين بدان معنا نيست كه اگر نماز با اين ويژگي­ها نبود، باطل است، بلكه مي­توان مراتب متعددي براي نماز و نمازگزار تصور كرد. هر چه درجه و مرتبه كمال معنوي بالاتر باشد، نماز بهتر و از درجه حضور قلب بالاتري برخوردار خواهد بود. (2)
عرفا براي حضور قلب در نماز مراتبي ذكر كرده­اند:
1- نماز گزار بداند كه با خداوند سخن مي­گويد و حمد و ثناي او مي­كند، اگر چه به معناي الفاظ توجه نمي­كند.
2- علاوه بر مرحله قلبي، به معاني كلمات و اذكار نيز توجه داشته باشد . بداند كه چه مي گويد. به اين مرتبه روايتي از امام صادق (ع) اشاره دارد: «هر كس دو ركعت نماز بخواند، در صورتي كه بداند چه مي گويد، از نماز فارغ مي شود، در حالي كه بين او و خداوند گناهي نيست، مگر اين كه خداوند آن ها را مي بخشد». (3)
3- اسرار عبادت و حقيقت اذكار و تسبيح و ستايش را بفهمد.
4- اسرار و حقايق به باطن نفوذ كند.
5- در اين مرتبه نمازگزار به مرتبه كشف و شهود و حضور كامل مي رسد، كه به اين مرحله حضور قلب در معبود مي گويند. در اين مرحله نمازگزار حتي به خود و افعال و حركاتش نيز توجه نداشته، از سخنگو و سخن نيز غافل است. (4)
بزرگان براي به دست آوردن حضور قلب در نماز عواملي را ذكر كرده­اند كه مهم­ترين آن­ها عبارتند از:
1- اهميت دادن به نماز:
عارف بزرگ ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي مي گويد: حضور قلب سببش همت آدمي است، زيرا قلب تابع همت بوده و اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه كه همت انسان بيش­تر باشد، قلبش هم بيش­تر نزد نماز خواهد بود. هر اندازه كه همت انسان بيش تر باشد، غفلتش از غير نماز بيش تر خواهد بود. (5)
كسانى كه نماز را سرسرى مى­گيرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهميت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عكس كسانى كه به نماز اهميت مى­دهند و براى آن سرمايه گذارى مى­كنند و آن را ستون دين مى دانند و وقت و فرصت بيش ترى را صرف نماز مى­كنند، حضور قلب بيش­ترى خواهند داشت.
2- شناخت و آگاهي:
هر مقدار معرفت انسان به حق تعالي بيش­تر باشد، احساس او نيز بيش­تر خواهد بود و در برابر پروردگار خاضع و خاشع خواهد بود و خداوند را ناظر و حاضر خواهد ديد.
3- فهم معاني نماز:
در نماز بايد مراقب كلمات بود. با تمرين بيش­تر، كلمات بيش تري را با معاني آن ادا نماييد.
4- آمادگي قبل از نماز:
كسي كه مي خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد. وضو را به صورت كامل انجام دهد. قبل از نماز لحظاتي را با خدا خلوت كند. امام صادق (ع) مي­فرمايد:
«هنگامي كه به قصد نماز به جانب قبله ايستادي، دنيا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش كن. قلبت را از هر شاغلي كه تو را از ياد خدا باز مي­دارد، فارغ ساز. با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده كن. به ياد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزي كه هر انساني اعمال از پيش فرستاده اش را آشكار مي­سازد». (6)
5- رعايت مستحبات نماز:
از اسباب حضور قلب، رعايت احكام و آداب نماز است، مانند نگاه كردن به محل سجده در حال قيام، نگاه كردن بين دو پا در حال ركوع، نگاه كردن به دامن در حال تشهد و سلام و چسباندن دست ها به بدن در حال قيام و غيره.
از هنگام وضو ساختن، دل را به خدا بسپار و با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهيم بلند آن، جان و روح و قلب را به آن خط نورى ملكوتى اتصال بده كه از كعبه تا عرش و از آن جا تا حقيقت اسما و صفات و از آن فراتر
تا «ذات احديّت» امتداد دارد.
پس از اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز، به ابراهيم خليل تأسى كن و بگو:
«انّى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفاً و ما انا من المشركين؛(7) روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمان‏ها و زمين را آفريده، من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم».
سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: «انّ صلوتى و نسكى و محياى و مماتى للَّه ربّ العالمين؛(8) بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است».
آن گاه كه در آستانه تكبير قرار گرفتى، گناهان خويش را به ياد آور و به عظمت خالق توجه نما و حقارت خويش را در نظر آور و بگو:
«يا محسن قد اتاك المسى و قد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسى انت المحسن و انا المسى بحق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و تجاوز عن قبيح ما تعلم منّى؛
اى خداى نيكوكار! بنده گناهكارت به در خانه تو آمده است. امر كرده‏اى كه نيكوكار از گناهكار بگذرد. تو نيكو كارى و من گناهكارم. به حق محمد و آل محمد، رحمتت را بر محمد آل محمد بفرست. از كارهاى زشتى كه مى‏دانى از من سر زده بگذر».
6- انتخاب مكان مخصوص و اختصاص وقت مناسب براي نماز.
7- فراغت قلب:
يكي از مهم ترين اسباب حضور قلب، فراغت قلب است.
تا بر نخيزي از سر دنيا و هر چه هست با يار خويشتن نتواني دمي نشست
حضرت امام خمينى در مورد راه هاى تحصيل حضور قلب مى گويد:
«آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است:
يكى فراغت وقت و قلب و ديگر فهميدن اهميت عبادت. مقصود از فراغت وقت آن است كه انسان در هر شبانه روزى براى عبادت خود وقتى را معيّن كند كه در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد. اشتغال ديگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد كه عبادت يكى از امور مهمى است كه از كارهاى ديگر اهميتش بيش تر بلكه طرف نسبت با آن ها نيست [= قابل مقايسه نيست] البته اوقات آن را حفظ مى كند و براى آن وقتى موظف مى كند... از فراغت وقت ‌مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است كه انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنيايى فارغ كند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراكنده] منصرف نمايد و دل را يكسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نمايد و تا فراغت قلب از اين امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نشود». (9)
8- رفع موانع:
پرخوري، جلوگيري از ادرار، كسالت و خستگي، سر و صدا و نگاه به اطراف، مانع حضور قلب در نماز مي شود. رفع اين موانع در حضور قلب مؤثر است.
موانع تا نگردانى ز خود دور درون خانه دل نايدت نور
9ـ احساس و درك عظمت و بزرگى خدا.
درك عظمت و بزرگى هر كسى بستگى به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار اين شناخت بيش تر شود، ‌بزرگى و عظمت او بيش تر جلوه گر خواهد شد. اگر كسى به عظمت و بزرگى خدا پي ببرد، ‌طبعاً‌ خضوع و خشوع بيش ترى در پرستش و عبادت خواهد داشت.
ابان بن تغلب مي‌گويد: به امام صادق(ع) گفتم: على بن الحسين(ع) را ديدم وقتى كه به نماز مي ايستاد، رنگ به رنگ مى شد. فرمود: آرى او خدايى را كه در برابرش ايستاده بود، كاملاً مى شناخت. (10)
اميرالمؤمنين(ع) در وصف عارفان و خدا پرستان واقعى فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر ما دونه فى أعينهم؛(11) آنان خدا را به عظمت و بزرگي شناخته اند. بنابراين هر چه غير او است، در نظرشان كوچك جلوه مي‌كند».
10ـ جلوگيرى از هرزگى قوه خيال:
يكى از بزرگ ترين عوامل حواس پرتى در نماز، ‌هرزگى و پراكندگى قوه خيال است. اگر قبل از نماز چند دقيقه اى به وسيله ذكر خدا و مناجات و خواندن نمازهاى مستحبى و تلاوت قرآن، خود را آماده نماز كنيم، ‌ذهن از حواس پرتى و پراكندگى و از توجه به كثرت، به سوى وحدت متوجه مى شود، ‌در نتيجه در نماز فكر انسان به اين طرف و آن طرف متوجه نمي شود. كسى كه قبل از نماز با ديگرى بگو مگو و بحث داشته يا خوشحال يا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثير آن افكار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
11ـ طول دادن و با تأنى خواندن نماز:
اگر كسى ركوع و سجود را مقدارى طولانى كند و با حال خوشي اذكار و سجود را بگويد، در حضور قلب مؤثر خواهد بود.
12ـ حالت خاصي در نماز كه بيانگر خضوع است، در خشوع كه حالت قلبى است، تأثير مى گذارد.
13 -بعضى از آداب نماز مانند سر وقت خواندن و مواظبت بر وقت نماز و به حالت كسالت داخل نماز نشدن و. . . در نماز مؤثر است.
14 -دوري از غذاهاي شبهه ناك و حرام و اموالي كه از طريق غير مشروع به دست مي آيد، در حضور قلب و ايجاد آمادگي دروني براي نماز و سخن گفتن با خدا بسيار موثر است.
15-رعايت آدابي از قبيل مسواك زدن، ‌انگشتر به دست كردن، ‌عطر زدن و...كه باعث آمادگي و تميزي و پاكي انسان مي شود. اين كارها موجب بهره برداري هر چه بيش­تر از بركات معنوي نماز مي­شود.
16 -ترك گناه:
كسى كه به خيانت به مردم، كلاه برداري، رشوه خواري، اختلاس، ‌تهمت، غيبت و غيره فكر مى­كند، براى او قلبى نمانده است تا در آن خدا جلوه كند. هر چه هست، غير خدا است.
دل ز دل بردار اگر بايست دلبر داشتن دلبر و دل داشتن نَبْوَد طريق عاشقان
گناه لذت مناجات را از انسان مى گيرد و با گرفتن لذت شيرينى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت.
امام صادق(ع) مى فرمايد: «خداوند به داوود پيامبر فرمود: قرار نده بين من و خودت عالِمى را كه شيفته دنيا است، ‌چون اين شخص از راه محبت من جلوگيرى مى كند. اين ها دزدان راه بندگانى هستند كه به سوى من مى آيند. كم ترين كارى كه من با آن ها مى كنم، اين است كه شيرينى مناجاتم را از قلبشان مى گيرم». (12)
پي نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 81، ص 243، به نقل از فقه الرضا.
2. نور (24) آيه 37.
3. وسائل الشيعه، ج4، ص 686.
4. امام خميني، چهل حديث، ص 434.
5. ملكي تبريزي، اسرار الصلاة، ترجمه رجب زاده.
6. بحارالانوار، ج 84، ص 23. .
7. امام خميني، چهل حديث، ص 428.
8. انعام (6)، آيه 79.
9. همان، آيه 162.
10. همان، ص 114، به نقل از بحارالانوار، ج48، ص 236.
11. همان، به نقل از نهج البلاغه، خطبة 184(فيض الاسلام).
12. اصول كافي، ‌ج 1، ص 46.

پرسش 2:
اگر در موقع نماز خواندن نماز چهار رکعتي در رکعت چهارم اگر حمد وتوحيد خوانده شود، ايراد دارد؟

پاسخ:
در رکعت سوم و چهار مي تواند به جاي تسبيحات حمد بخواند و بهتر است تسبيحات اربعه را بخواند.
اگر کسي به جاي تسبيحات اربعه سوره حمد را بخواند، نبايد سوره را بخواند .تنها حمد را بخواند(1) اما اگر سهوا سوره را بخواند يا مسأله را نمي دانسته و سوره را هم خوانده است، نماز صحيح است (2).
پي نوشت ها:
1. توضيح المسائل مراجع، ج 1 ،مسأله 1005.
2. همان، مسأله 1264.
پرسش 3:
آيا نماز حق مسجد وجود دارد ؟اگر هست چند رکعت هست ؟

پاسخ:
نمازي با عنوان نماز حق مسجد نداريم اما يکي از مستحبات ورود به مسجد نماز تحيت مسجد است که آيت ا... مکارم در کتاب احكام جوانان مسأله 181 مي فرمايند:
اين كارها در رابطه با مسجد، مستحب است:
* زودتر به مسجد رفتن.
* چراغ مسجد را روشن كردن.
* تميز كردن مسجد.
* هنگام وارد شدن، ابتدا پاى راست را داخل مسجد گذاشتن كه نشانه احترام به مسجد است.
* هنگام بيرون آمدن از مسجد اوّل پاى چپ را بيرون گذاشتن.
* خواندن دو ركعت نماز مستحبّى به عنوان تحيّت مسجد.
* خوشبو كردن خود و پوشيدن بهترين لباس هاى خود براى رفتن به مسجد.(1)
بنابراين نماز تحيت مسجد مانند نماز صبح دورکعت است .نيتش چنين است: دورکعت نماز تحيت مسجد مي خوانم قربتاٌ الي الله .

پي نوشت:
1. آيت ا... مکارم،احكام جوانان، ص 60.

پرسش 4:
آيا در نماز هاي مسافر در نماز صبح و مغرب عشا را هم بايد بلند بخوانيم؟
پاسخ:
بر مردها واجب است حمد و سوره نمازهاي صبح و مغرب و عشا را بلند بخوانند .(1)
در اين مسئله فرقي ميان مسافر و غير مسافر نيست.
پي نوشت :
1.تو ضيح المسائل مراجع ، ج1، م 992 و 993 .

پرسش 5:
پسري 24 ساله هستم که مد ت ها استمنا مي کرده ام که هر روز 2 بار استمنا مي کرده ام ولي به با زور آن راتا حدودي ترک کرده ام .......
پاسخ: در مورد حکم مايعي که بيان داشته ايد که بعد از... خارج مي شود ، پاک است. در اين باره نگران نباش.در مورد استمنا :بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيش تر افراد مبتلا به استمنا اظهار كرده اند آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين كار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند كه ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي كه حقيقيت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز گسترش مي يابد . انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيش تر بر خواسته هاي خود مي باشد. اين امر در مورد تمام رفتارهاي جنسي شامل خودارضايي، گرايشات همجنس خواهي، چشم‌چراني و مانند آن صادق است و برخي راهكارها مي‌تواند مؤثر واقع شد. چون نياز به تقويت اراده دارد و عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند:
1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون.
2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است.
3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام.
4ـ تلقين مثبت:
همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه اراده انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است.
پل ژاگو مي گويد: وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجه ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجه اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثرتر از مواقع ديگر خواهد بود. متمركز ساختن فكر در كاري كه مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم كافي است.
بنابراين بايد خود را باور كنيد. ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد زيادي توانسته اند بر عادات ناپسند غلبه كنند و به حال طبيعي برگردند.
روان شناسان مى‏گويند: براى ترك يك عادت بد، حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود. در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى‏شود، به سراغ برنامه خاصى (مانند ورزش، تفريح، رفتن پيش دوستان و بيرون آمدن از خلوت و تنهايي ) كه براى چنين ساعاتى از قبل پيش بينى كرده‏اند بروند.
در خصوص گرايش هاي همجنس بازانه شما نياز به مراجعه به روانپزشک و انجام يک بررسي باليني داريد. بدون انجام اين معاينه باليني نمي توان به درستي ارايه نظر نمود چون اطلاعات و شواهد ارايه شده هرگز مستند و کافي نيستند.

پرسش 6:

قبلا يک سري نوشتم ولي نه جواب تو سايت نتوانستم پيدا کنم.
پاسخ: تاكنون دو بار به مركز ايميل فرستاديد.
نامه اول شما در مورخه 27/2/1389 به اين مركز ارسال شد كه در تاريخ 31/4/1389 پاسخ براي شما ارسال گرديد . اين دومين ايميل شما مي باشد كه به دست ما رسيده و پاسخ
ارسال شده است.

با سلام من دانشجوی مهندسی مکانیک سیالات دانشگاه آزاد علوم تحقیقات هستم و یک سال از درسم باقی مانده و بین دو راهی ماندم که برای ارشد درس بخوانم یا برم سر کار با برخی دانشجویان ارشد و دکتری که صحبت میکنم میگویند برای کار و حقوق فرقی نمیکند و برخی هم میگویند موقعیت اجتماعی بهتری دارد و من مردد ماندم چون باید انرژی بذارم و نمیدانم که قبول میشوم یا نه و در صورت قبولی دو سال دیگر باید زحمت بکشم. از طرفی تصمیم به ازدواج هم دارم که ازدواج کنم و بعد از چند سال زندگی مستقل تشکیل دهم. حال نمیدانم که چه کار کنم لطفا راهنمایی بفرمایید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
به نظر مي رسد شك و ترديد شما منحصر در همين مسأله خاص نباشد . در بسياري از تصميم گيري هاي ديگر با شك و ترديد دست به گريبان هستيد .بسيار روشن است كه شك و ترديد شما با يك و دو يا ده مشاوره (با برخي دانشجويان ارشد و دکتري که ...) پايان نمي پذيرد .براي فائق آمدن بر اضطراب نسبتاً بالاي خود راهي جز استمرار رايزني نداريد.
مسلم است كه بنده هر چه بگويم ،دل شما آرام نخواهد گرفت و بار ديگر به رايزني با فرد ديگر خواهيد پرداخت.
با اين وصف بهتر است با بينش بيش تر نسبت به مشكل دروني احتمالي خود و جمع بندي نظرات ديگران به انتخاب نهايي خود همت گماريد.
با اطلاعات بسيار محدود نامه هر گونه توصيه غير كارشناسي به نظر مي رسد.

صفحه‌ها