پرسش وپاسخ

آيا عصمت انبياء يك امر دروني است يا يك امر بيروني توضيح دهيد؟؟

پاسخ:
عصمت نيرويى است كه انسان را از وقوع در خطا و از ارتكاب گناه باز مى ‏دارد، اين نيرو حقيقتي درونى است، نه بيرونى و از درون باعث مى ‏شود كه انسان خطا و اشتباه و گناه نكند. در واقع عصمت ملك ه‏اى است نفسانى كه انسان را از اينكه در خطا واقع شود و مرتكب گناه گردد، باز مى ‏دارد.(1)
توضيح بيشتر اين كه اصل عصمت نوعي درك و معرفت دروني به همراه محبت نسبت به خداوند است كه فرد را از انجام امور نادرست و مخالف خواست خداوند باز مي دارد (2) و از اين جهت همه افراد بر حسب فطرت، به نوعي از درجات نازله عصمت برخوردارند. هيچ گاه دست به انجام برخي اشتباهات و گناهان نمي زنند. بخش ديگري از اين علم و محبت در طول زندگي مي تواند كسب شود و فرد را به درجات بالاتري از عصمت برساند.

پي نوشت ها:
1. الميزان فى تفسير القرآن‏، طباطبايى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏، قم‏، 1417 ق‏، ج 2، ص 138.
2. همان، ج 5، ص 79.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام. تو يه سايت خوندم كه نوشته بود هيچ جاي اسلام نيومده كه استمنا حرام است نوشته بود كه فقط تو اسلام اومده استمنا باطل كننده روزه ست كه اينم نشانه حرام بودن نفس استمنا نيست مثالشم آب وغذا خوردن بود كه حرام نيست ولي روزه رو باطل ميكنه. در ادامه توضيح داده بود افرادي كه فعلا امكان ازدواج ندارن ميتونن خود ارضايي كنن و از نظر اسلام هيچ اشكاليم نداره نظر اين سايت اين بود كه اتفاقا خود ارضايي خيليم خوبه و بسيار مفيده چون جلوگيري از زنا, لواط, مساحقه,... ميكنه. سوال بنده اينه كه واقا گفته اين سايت صحيح و دين اسلام مخالفتي با اين كار نداره؟

همه پاسخگوهاي اين مركز از طلاب حوزه علميه قم هستند، كه مطالعه چندين ساله در علوم مذهبي و ديني دارند.
اين مطالبي كه شما از اين سايت نقل كرده ايد كاملا اشتباه است. شخصي كه اين مطالب را نوشته است مشخص است كه اصلا اطلاعات ديني درستي ندارد، البته شايد هم حكم استمنا را خوب مي داند اما مي خواهد جواناني مثل شما را به گمراهي بيندازد. توضيح مسئله اين است كه تقريبا همه معارف ديني و شرعي و اعتقادي دين اسلام را بايد از طريق آيات قرآن كريم و رواياتي كه از طريق پيامبر اسلام و امامان معصوم به ما رسيده است به دست آورد، و هيچ كس حتي مراجع تقليد نمي توانند از طرف خودشان چيزي را به اسلام نسبت دهند. در مورد حرمت استمنا، رواياتي از معصومين (ع) به دست ما رسيده است كه دلالت بر اين دارند كه استمنا حرام است و اشكال دارد، لذا همه مراجع تقليد از قديم و جديد، فتوا به حرام بودن استمنا داده اند، و ما كسي از مراجع تقليد را (چه قديمي و چه جديد) سراغ نداريم كه گفته باشد استمنا حلال است، علتش هم گفته شد كه رواياتي كه در اين زمينه داريم تكليف اين مسئله را كاملا مشخص كرده است و نقطه ابهامي در كار نيست.
چرا كه حرمت چنين عملي از اين آيه به دست مي‌آيد: "كساني كه براي ارضاي غريزه جنسي خود راهي غير از ازدواج طلب كنند، تجاوزگرند".(1)
بنا بر اين كسي كه به دنبال لذت جنسي از غير طريق ازدواج و نزديكي با همسر يا كنيزش باشد، تجاوزگر است و تجاوز به حدود خدا از بزرگترين گناهان است.
هنگامي كه از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مي‌پرسند، مي‌فرمايد:
«گناه بزرگي است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهي فرموده است. استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح كرده باشد. اگر كسي را كه چنين كاري مي‌كند بشناسم با او هم خوراك نخواهم شد».(2)
كسي كه مرتكب چنين عملي شده با توبه مي‌تواند آثار اين گناه را پاك نموده و با خود و خدا عهد نمايد كه بار ديگر اين عمل را مرتكب نمي‌شود.
حالا بايد از اين شخص پرسيد با وجود اين رواياتي كه به وضوح حرمت استمنا را اعلام كرده اند از كجا حلال بودن استمنا را از كجا مي آيد؟ در هر صورت حرام بودن استمنا از نظر دين اسلام، يقيني است و گفته هاي اين سايت، كذب محض است.
از ديدگاه پزشكان استمنا آثار زيانباري بر جسم و روح و روان وارد مي گذارد. تكرار اين عمل، باعث كوري يا عقيم شدن يا ضعف مفرط جسمي مي شود.
استمنا چون بر خلاف روش طبيعي است (برخلاف مقاربت با همسر يا حتي احتلام در خواب كه طبيعي است) فرسايش روحي و جسمي به همراه دارد.
با توجه به غير طبيعي بودن استمنا فرسايش روحي در آن وجود دارد و چون جسم و روح در ارتباط با همديگر هستند، اين مسئله در فرسايش جسم و آثار منفي براي آن نمودار مي شود. بنابراين حتي دفعات كم استمنا براي بدن و جسم زيان بخش است. اما اين پيامد در صورت مقاربت با همسر وجود ندارد. خارج شدن مني در هنگام خواب نيز آن آثار روحي را ندارد تا بر جسم و بدن آسيب وارد كند.
اين مسائل با صرف نظر از مضرات معنوي و رواني استمنا است كه احكام و دستورهاي ديني بيشتر به منظور آن تشريع شده است.
در كتاب بلوغ نوشته دكتر اردوبادي، اين تفاوت به تفصيل آمده است.
پى نوشت‏ ها:
1. مؤمنون(23) آيه 7.
2. وسائل الشيعه، ج 18، ص 575.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام علیکم . من قبلا استمنا میکردم . شاید حدود 4 5 سال. البته نا مداوم . مثلا ی مدتی زیاد . باز ی مدتی اصلا . باز ی مدت کم . و خلاصه مرتب نبوده . الان هم مدت زیادی است که ترک کردم . ولی ترسم از اینه که موقع ازدواج نتونم همسرم رو ارضا کنم و دچار مرض زودانزالی باشم . الان هم مجرد هستم ولی در آستانه ازدواج . ممنون میشم کمک کنید .

پاسخ:
اينكه توانسته ايد استمنا را ترك كنيد خيلي خوب است و نشان مي دهد كه اراده خوبي داريد. دقت داشته باشيد كه استمنا عوارضي را در پي دارد، اما وقتي كه استمنا ترك مي شود تقريبا اكثر عوارض آن از بين مي رود، لذا شما اصلا نگران نباشيد و به خودتان اضطراب راه ندهيد، در آينده مشكلي در رابطه جنسي نخواهيد داشت، چون اصلا معلوم نيست كه زود انزالي داشته باشيد، هم چنين اگر هم زود انزالي داشته باشيد قابل درمان است، و چيزي نيست كه نشود آن را از بين برد، براي از بين بردن زود انزالي تكنيك هايي وجود دارد كه الان توضيحش براي شما ضروري نيست، و تقريبا همه آنها در هنگام تاهل كاربرد دارد. نكته ديگر اينكه حتي اگر كسي زود انزالي هم داشته باشد باز هم مي تواند همسرش را ارضاء كند و مشكلي ندارد. لذا شما اصلا نگران نباشيد، براي ازدواج اقدام كنيد و در انتخاب همسر دقت كافي را بكنيد، اگر هم بعد از ازدواج، مشكل خاصي در روابط جنسي اتان داشتيد به يك روان شناس مراجعه كنيد، او به شما كمك خواهد كرد، اما الان اصلا لازم نيست در اين زمينه كاري بكنيد.
براي آگاهي بيشتر از ملاك هاي انتخاب همسر به كتاب " جوانان و انتخاب همسر " استاد علي اكبر مظاهري و كتاب " انتخاب همسر" آيت الله اميني مراجعه كنيد.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

آیا کشتار ایرانیان در زمان خلافت امام علی (علیه السلام) که در برخی از کتب معتبر تاریخی مانند بلاذری و طبری و....آمده صحت دارد. لطفاً کامل توضیح دهید.

پاسخ:
در آغاز بايد گفت: آنچه كه در برخي متون -مبني بر كشتار مردم ايران توسط علي (علیه السلام)- آمده است، واقعيت ندارد، و اين امر به منظور زير سؤال بردن علي (ع) طرح شده است. البته حكومت علي(ع) با برخي ايرانيان -مانند اهالي كرمان و..- برخورد داشت و علت آن امر نافرماني آنان از حكومت بود. كه برخي ناهنجاري ها به وجودآمد، ولي اين امر درآن حد نبود كه امروزه بعضي بدان دامن مي زنند. در برخي كتاب ها آمده است: "...
وقتى مردم فارس از دادن خراج إباء ورزيدند على درباره كسى كه ولايتدار فارس شود با كسان مشورت كرد، جاريه بن قدامه گفت: «اى امير مؤمنان! مى‏ خواهى مردى سخت سر و سياست دان و با كفايت را به تو نشان دهم؟» گفت: «كى؟» گفت: «زياد» گفت: «اين كار از او ساخته است.» و او را ولايتدار فارس و كرمان كرد و با چهار هزار كس آنجا فرستاد كه بر ولايت تسلط يافت و به استقامت آمدند. شعبى گويد: وقتى مردم جبال بشوريدند و خراج دهان طمع آوردند كه خراج را بشكنند و سهل بن حنيف را كه عامل على بود از فارس برون كردند، ابن عباس بدو گفت: «كار فارس را كفايت مى‏ كنم.» آنگاه سوى بصره رفت و زياد را با گروهى بسيار سوى فارس فرستاد كه به كمك آنها بر فارس تسلط يافت و خراج دادند. پيرى از مردم استخر گويد: پدرم مى‏ گفت: «زياد را ديدم كه سالار فارس بود و ولايت يك پارچه آتش بود، زياد چندان مدارا كرد كه مانند پيش به اطاعت و استقامت آمدند و به جنگ نپرداخت. مردم فارس مى‏ گفتند: رفتار اين عرب همانند رفتار خسرو انوشيروان بود كه نرمش و مدارا مى‏ كرد و مى‏ دانست چه كند.» .... در كرمان نيز چنين كرد. آنگاه به فارس باز گشت و در ولايت هاى آنجا بگشت و بكسان وعده‏ هاى خوب داد تا مردم آرام شدند و ولايت به استقامت آمد.(1)
در ضمن ناگفته نماند بيش تر مطالبي كه مورخان در باره جنگ هاي صدر اسلام نوشته اند، از تاريخ طبري مي باشد.. طبري مطالب تاريخي را از راويان مختلف نقل مي كند كه برخي دروغگو و غير موثق بوده اند، از جمله سيف بن عمر كه خيلي از مطالب مربوط به جنگ هاي صدر اسلام از طريق وي است. جواد علي (از مورخان) معتبر مي گويد: طبري در استفاده از مآخذ، اصول اهل حديث را در نظر نگرفته و از چهره هاي ضعيف هم روايت كرده است. او روايات سيف بن عمر را كه متهم به زندقه است و خود طبري هم نظر مساعدي نسبت به وي ندارد، نقل مي كند.(2)

پي نوشت ها:
1. محمد جريرطبري، قاهره، مطبع الاستقامه بالقاهره، 1358ه، ج4، ص105، حوادث سال نهم هجري.
2. رسول جعفريان، رسول، تاريخ سياسي اسلام، سيره رسول خدا (ص)، قم، انتشارات دليل ما، 1385، چاپ چهارم، ص124.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

در سفری که اخیرا به امارات متحده ی عربی داشتم متوجه شدم که در فروشگاه ها و اماکن عمومی شعاع نگاه های آلوده و نفرت انگیز بیشتر به سمت من بود که حجاب داشتم و زنانی که با لباس های نیمه عریان در آنجا تردد می کردند مردان به آنها زل نمی زدند و به من می زدند. آیا می توان در محیطی که بی حجابی عادی تر و ایمن تر است لا اقل موی سر را نپوشاند ؟

پاسخ اين سوال از آن چه در سوال قبل بيان شد روشن مي شود. همه مراجع حفظ حجاب كامل زن در برابر مرد نامحرم را واجب مي دانند؛ خواه نامحرم مسلمان باشد يا كافر و يا در كشور اسلامى باشد يا غير اسلامى.
خواهر گرامي؛
به نظر مي رسد لازم است درباره فلسفه حجاب بيشتر مطالعه بفرمائيد. آن چه مايه ايمني بيشتر مي شود، رعايت حجاب كامل است نه بدحجابي؛ آن چه را نيز شما گمان كرده ايد، احساسي بيش نيست. همان گونه كه در مواردي نظير اين موضوع براي بسياري از افراد تجربه شده است. يعني فرد به جهت نوع پوشش و يا نوع رفتار و كردار خود گمان مي كند تمامي نگاه ها به او دوخته شده است؛ در حالي كه چنين نيست.
بر فرض كه چنين باشد كه شما مي گوييد، اگر يك زن از طرفي داراي وقار و متانت و عفت و سنگيني باشد و حريم خود را همواره حفظ كند و ارتباط با نامحرم را به حد ضرورت و نياز كاهش دهد و در موارد غيرلازم با آنان ارتباطي نداشته باشد و از طرف ديگر از گوهرهاي وجود خويش و ارزش عفت و حيا آگاه باشد و متوجه وظايف خطير خود در قبال جامعه و پرورش نسلي پاك در آينده باشد و از دام‏هايي كه مردان هوسباز و فريب‏كار بر سر راه زنان پاكدامن مي‏گسترانند آگاه باشد، مي‏تواند خود را از نگاه نارواي مردان و از ساير آلودگي‏ها حفظ نمايد.
لذا مي بينيم كه در جوامع بشري حتي جوامعي كه مورد نظر شماست، غالبا كسي متعرض افرادي كه حجاب كامل دارند نمي شود و بيشتر افرادي كه حجاب شان بد هست، مورد آزار انسان هاي مريض و بي دين قرار مي گيرند، همان طور كه قرآن نيز فلسفه پوشيدن چادر و حجاب هاي برتر را همين ذكر مي كند كه انسان با چادر و حجاب برتر به تقوا و پاك دامني شناخته مي شود و كم تر مورد اذيت قرار مي گيرد مثلا قرآن مجيد خطاب به پيامبر فرمود: به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه: خويشتن را با (جلباب) بپوشند كه اين كار براي اين كه به عفت شناخته مي‏شوند و از تعرض محفوظ مي‏مانند، براي آنان بهتر است.(1)
البته نبايد فراموش شود گاه نوع پوششي كه ما به عنوان حجاب انتخاب مي كنيم حتي اگر چادر باشد، جلب توجه مي كند. قطعا مراد از رعايت حجاب اين نيست. يعني منظور ما از پوشش و حتي چادر، پوششي است كه جلب توجه نمي كند، نه حجاب چادري كه برخي دارند ولي با آرايش يا درست سر نكردن چادر، جلب توجه زيادي مي كنند، نمي توان گفت اين افراد حجاب برتر دارند.
براي مطالعه بيشتر در اين زمينه به كتاب هاي ذيل مراجعه نماييد:
1- مسئلة حجاب، از استاد مطهري؛
2- نظام حقوق زن در اسلام، از استاد مطهري؛
3- حجاب زينت برتر، تأليف عطيه صادق كوهستاني
4- حجاب شناسي، از حسين مهدي زاده
5- حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، خانم فتحيه فتاحي زاده
پي نوشت:
1. احزاب (33)، آيه 59.
موفق باشید.

صفحه‌ها