تکریم

طی جلسه ای در مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی برگزار شد
با حضور ریاست دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد اولیایی به عنوان «رئیس جدید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی» معرفی شد.
برگزاری جلسه تکریم و معارفه رؤسای قدیم و جدید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، مراسم تکریم و معارفه رؤسای قدیم و جدید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، در سالن اجتماعات شهید شیخ قاسم اسلامی این مرکز برگزار شد.

در این جلسه که با حضور ریاست، معاونین و مدیران دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار گردید حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد اولیایی به عنوان «رئیس جدید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی» معرفی و از خدمات و زحمات چندین ساله حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد اصغری تقدیر و قدردانی شد.

در ابتدای این مراسم حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد اصغری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سخنانی با اشاره به سنت دیرینه علمای پیشین در پاسخگویی به شبهات دینی، گفت: بنده از بهمن ماه ۹۹ این امانت الهی را بر عهده گرفتم و اکنون پس از ۵ سال، آن را به برادر دیگر می‌سپارم. امیدوارم این امانت، توشه قیامت ما باشد.

رئیس سابق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اینکه سرمایه عظیم مرکز، کارشناسانی هستند که ۲۴ ساعته مشغول پاسخگویی‌اند دغدغه اصلی خود را در دوران مسئولیت، توانمند سازی بیشتر بخش‌های مختلف مرکز خواند و تصریح کرد: احیای پاسخگویی رسانه، تولید کتاب الکترونیک، پادکست، موشن‌گرافی و اینفوگرافیک و ... در دستور کار قرار گرفت. بومی‌سازی سامانه‌های مرکز نیز از مهم‌ترین فعالیت‌های زیرساختی بود که ماه‌ها زمان برد.

حجت الاسلام والمسلمین اصغری با اشاره به فعالیت‌های میدانی گفت: در اوج اغتشاشات، فعالانه در مدارس سمپاد حضور داشتیم. پاسخگویی میدانی در نماز جمعه، موکب شبانه، و حضور در نمایشگاه کتاب تهران نیز از دیگر اقدامات بود. همچنین مشاوره حضوری مرکز، خودگردان و درآمدزا شده و مجوز قانونی از سازمان نظام روانشناسی اخذ گردیده است.

عضو هئیت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی خاطرنشان کرد: سامانه «دین‌دان» که حاصل ایده استاد واعظی است، امروز افتخاری برای دفتر تبلیغات و مرکز ملی پاسخگویی محسوب می‌شود.

در ادامه نیز حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد اولیایی، رئیس جدید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تشکر از رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، گفت: ساحت اجرا همچون ساحت علم و دانش نیازمند تلاش جمعی است. بنده حاصل سال‌ها خدمت دیگران در این مجموعه را دریافت می‌کنم و از زحمات آقایان مخدوم و اصغری قدردانی می‌نمایم. ذخیره بزرگی از مدیران به نسل جدید منتقل شده است.

عضو هئیت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: برای حقیر، خدمت در مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی یک افتخار طلبگی محسوب می‌شود. این مرکز از حیث تبلیغی، مصداق اتمّ فعالیت‌های تبلیغی است و جای خوشبختی دارد که جمع زیادی از فضلای حوزه در این مرکز مشغول خدمت به مردم هستند.

رئیس جدید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با اشاره به حدیثی از امام باقر (ع) خطاب به ابان تغلب گفت: امام فرمودند به مسجد برو و پاسخ مردم را بده، چراکه خوشحال می‌شوم عده‌ای از شیعیان پاسخگوی دیگران باشند. ان‌شاءالله همه کارشناسان مرکز مصداق این روایت امام باقر(ع) باشند و نفس پاسخگویی به شبهات و سوالات دینی را سرلوحه کار خود قرار دهند.

حجت الاسلام والمسلمین اولیایی در پایان ضمن تکریم زحمات مدیران پیشین، بر تداوم راه آنان تأکید کرد و افزود: امیدوارم با همکاری همه کارشناسان و مدیران جهادی، بتوانیم رضایتمندی مردم را بیش از پیش جلب کرده و گام‌های مؤثری در حوزه پاسخگویی تخصصی و میدانی برداریم.

در ادامه نیز حجت الاسلام والمسلمین استاد احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با اشاره به ویژگی‌های حجت الاسلام والمسلمین دکتر اصغری، مدیر سابق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، افزود: از دوران دانشجویی و کارشناسی ارشد فلسفه دین در خدمت ایشان بودیم. جناب آقای اصغری مدیری لایق، خدوم و همراه بودند و کوچکترین مشکلی در مدیریتشان نداشتیم. خداوند به ایشان در دانشگاه باقرالعلوم(ع) توفیق بدهد.

استاد واعظی در بخش دوم سخنان خود با اشاره به سابقه ۱۲ ساله آشنایی با حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد اولیایی رئیس جدید مرکز، گفت: از ایشان انتظار می‌رود  همانطور که در حکم‌شان ذکر شده است، مسأله طراحی پاسخگویی در سطح ملی را جدی بگیرند. راه‌اندازی پاسخگویی با گویش محلی، تهیه زیرساخت‌های لازم و ارتباط‌گیری استانی از جمله اولویت‌هاست تا با مشکل پاسخگویی در استان‌ها مواجه نباشیم.

آیا امام علی (علیه السلام) به شخصی که در راه خدا جهاد کرده و جراحت هم برداشته و شخصی که به هر دلیل در جنگ شرکت نکرده تفاوت قائل می شدند و امتیازی مثلا از بیت المال برای جانبازان در نظر می گرفتند؟ حال با فرض اینکه فرزندان هر دو جنگ را درک نکرده اند آیا برای فرزندان یا همسران آن ها امتیازی قائل می شدند؟

آیا امام علی (ع) در دوران خلافت خود به پیشکسوتان در اسلام و مجاهدان در راه خدا و خانواده هایشان امتیاز ویژه ای قائل می شدند؟

پاسخ:
كمك به خانواده ايثارگران و مجاهدان، از وظايف حكومت اسلامي مي باشد و دلائل متعددي پشتوانه اين اقدامات مي باشد كه مهمترين آنها عبارتند از:
اجراي عدل و قسط اقتضا مي كند كه به هر فردي از افراد جامعه براساس ميزان خدمات و اقداماتي كه براي جامعه انجام مي دهد، توجه شده و حق متناسب خود را دريافت نمايد. بر اين اساس رزمندگان سلحشوري كه جان بر كف نهاده و با ايثار و فداكاري خود امنيت ملي، تماميت ارضي، منافع ملي كشور را از هجوم بيگانگان به قيمت جان خود يا قسمتي از اعضاي بدن خود يا از دست دادن بهترين سال هاي خود در زندان هاي دشمن، تأمين نموده اند بر اساس عدل و انصاف حكومت اسلامي بايد متولي امور زندگاني آنها و جبران خسارت هاي وارده باشد. چنانكه حضرت علي (علیه السلام) در فرمان خود به مالك اشتر مي نويسد: (هرگاه كسي از سپاه تو به درجه شهادت رسيد و يا شخصي از دشمنانت در اثر قتل و جرح به گرفتاري شديد مبتلا گرديد در اين صورت همانند وصي دلسوز و مورد اعتماد كارهاي خانواده آنان را اداره كن تا اثر فقدانش در ميان اهل بيت او ظاهر نگردد.(1)
حضرت اين مسأله را يك حركت حكومتي و عمومي تلقي مي نمايد و اين مسأله علاوه بر جنبه اقتصادي شامل ساير امور عاطفي، تربيتي، آموزشي، آينده كاري مي شود. سيره آن حضرت در طول حياتشان همواره بر توجه كامل به امور خانواده هاي شهدا و ايثارگران نسبت به نيازهاي آن زمان بود. همچنين در پيمان صلح امام حسن آمده است: (معاويه موظف است همواره از خراج مبلغ يك ميليون درهم تسليم امام حسن (ع) نمايد تا ميان بازماندگان شهداي جنگ جمل و صفين كه در ركاب علي (ع) كشته شده اند تقسيم شود).(2) بنا بر آموزه هاي اسلامي هرگونه كوتاهي در رسيدگي به امور اين عزيزان ظلم به حقوق مسلم آنان بوده و منافي عدل و قسط مي باشد چگونه مي توان كساني را كه در راه تأمين امنيت و آسايش ديگران و حفظ كيان اسلامي بهترين شخص خود را كه از همه لحاظ تأمين كننده زندگي آنها بوده از دست داده اند يا معلول و مجروح شده اند يا بهترين سال هاي عمر خود را در زندان هاي دشمن يا در جبهه ها از دست داده اند و خود و خانواده اش گرفتار عقب ماندگي اقتصادي، تحصيلاتي و... شده اند را با افرادي مرفه كه در پشت جبهه ها در سايه امنيت و آرامش ناشي از فداكاري اين عزيزان به زندگي خود پرداخته و از همه مواهب دولت اسلامي برخوردار شده اند را مساوي دانست. آيا اين عين ظلم و بي عدالتي نيست؟
استادشهيد مطهري داستاني در اين رابطه نقل مي كند كه آموزنده است :"
زن بي چاره مشك آب را به دوش كشيده بود و نفس نفس زنان به سوى خانه‏ اش مى‏ رفت. مردى ناشناس به او برخورد و مشك را از او گرفت و خودش به دوش كشيد. كودكان خردسال زن چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند. در خانه باز شد. كودكان معصوم ديدند مرد ناشناسى همراه مادرشان به خانه آمد و مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. مرد ناشناس مشك را به زمين گذاشت و از زن پرسيد: «خوب، معلوم است كه مردى ندارى كه خودت آبكشى مى‏ كنى، چطور شده كه بى‏ كس مانده‏ اى؟».
- شوهرم سرباز بود. على بن ابى طالب او را به يكى از مرزها فرستاد و در آنجا كشته شد. اكنون منم و چند طفل خردسال.
مرد ناشناس بيش از اين حرفى نزد، سر را به زير انداخت و خداحافظى كرد و رفت، ولى در آن روز آنى از فكر آن زن و بچه هايش بيرون نمى‏ رفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود زنبيلى برداشت و مقدارى آذوقه از گوشت و آرد و خرما در آن ريخت و يكسره به طرف خانه ديروزى رفت و در زد.
- كيستى؟
- همان بنده خداى ديروزى هستم كه مشك آب را آوردم، حالا مقدارى غذابراى بچه‏ ها آورده‏ ام.
- خدا از تو راضى شود و بين ما و على بن ابى طالب هم خدا خودش حكم كند.
در باز گشت مرد ناشناس داخل خانه شد. بعد گفت: «دلم مى‏ خواهد ثوابى كرده باشم. اگر اجازه بدهى، خمير كردن و پختن نان يا نگهدارى اطفال را من به عهده بگيرم.»
- بسيار خوب، ولى من بهتر مى‏ توانم خمير كنم و نان بپزم. تو بچه‏ ها را نگاه‏دار تا من از پختن نان فارغ شوم.
زن رفت دنبال خمير كردن. مرد ناشناس فورا مقدارى گوشت كه خود آورده بود كباب كرد و با خرما با دست خود به بچه‏ ها خورانيد. به دهان هر كدام كه لقمه‏ اى مى‏ گذاشت مى‏ گفت: «فرزندم! على بن ابى طالب را حلال كن اگر در كار شما كوتاهى كرده است.».
خمير آماده شد. زن صدا زد: «بنده خدا همان تنور را آتش كن.»
مرد ناشناس رفت و تنور را آتش كرد. شعله‏ هاى آتش زبانه كشيد. چهره خويش را نزديك آتش آورد و با خود مى‏ گفت: «حرارت آتش را بچش، اين است كيفر آن كس كه در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهى مى‏ كند.».
در همين حال بود كه زنى از همسايگان به آن خانه سر كشيد و مرد ناشناس را شناخت. به زن صاحبخانه گفت: «واى به حالت! اين مرد را كه كمك گرفته‏ اى نمى‏ شناسى؟! اين اميرالمؤمنين على بن ابى طالب است.».
زن بيچاره جلو آمد و گفت: «اى هزار خجلت و شرمسارى از براى من! من از تو معذرت مى‏ خواهم.»
- نه، من از تو معذرت مى‏ خواهم كه در كار تو كوتاهى كردم «3» اين داستان، نشانگر اين است كه حاكم اسلامي وظيفه دارد، به اين خانواده هاي معظم كمك نمايد.

پي نوشت ها:
1. علامة المجلسي، بحار الأنوار، بيروت - لبنان، ناشر دار إحياء التراث العربي سال چاپ 1403 - 1983 م، ج 77، ص 251.
2. رسول جعفريان، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، قم، انتشارات انصاريان، 1384ش، چاپ هشتم، ص 158 ـ 162.
3. مرتضي مطهري، مجموعه‏آثار، ج‏18، ص 348.
موفق و موید باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.