پرسش وپاسخ

چرا در قرآن کریم سوره ای نیامده است که به صراحت به نام 12 امام(ع)وحضرت فاطمه (ع) در آن بیان شده باشد؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
عدم ذکر نام امامان در قرآن، عللي دارد که به پار‌ه­اي از آن اشاره مي‌شود:
نکته ‌اول: انگيزه هاي سياسي :
انگيزه سياسي از مهم­ترين عوامل تأثير گزار در اجتماع بشري است. اگر کسي بگويد انگيزه سياسي نيرومندتر از ديگر انگيزه­ها است، سخن گزافي نگفته است. حتي گاه مشاهده مي‌شود ديندار در تعاملات اجتماعي به جهت نيرومندي انگيزه سياسي از ارزش‌‌هاي ديني و مسئوليت ناشي از آن فاصله مي‌گيرد و به جهت جاه طلبي و نيل به آرمان‌‌هاي سياسي دين را فداي آن مي‌کند. براي اين سخن نمونه بسيار است.
اين انگيزه موجب شد که گروهي از مسلمانان بعد از رحلت رسول گرامي اسلام(ص) با به فراموشي سپردن و ناديده گرفتن وصيت‌هايش در سقيفه بني ساعده براي تصدي امر حکومت به چانه زني بپردازند.
آري مسلمانان بعد از رحلت پيامبر در امر حکومت با هم به نزاع برخاستند و دو دسته شدند.
گروهي در پي نظام خلافت بودند و به سقيفه بني ساعده رفتند و سرانجام ابوبکر قدرت سياسي را به دست گرفت.
گروهي ديگر در پي نظام امامت بودند و به طرفداري از امام علي(ع) برخاستند و انتقال قدرت سياسي به حضرت را خواستار شدند، ولي به نتيجه نرسيدند؛ چرا که انگيزه سياسي قدرتمند بود و اين امر خود سدّي محکم در برابر بسياري از استدلال­‌ها قرار گرفت و نگذاشت حيات سياسي مسلمانان راه درست خويش را بپيمايد.
نکته دوّم: قرآن کتاب هدايت و معجزه جاويدان:
قرآن کتاب هدايت بشر است، اين هدايت فراتر از مرز‌هاي جغرافيايي و زماني است.
قرآن کتاب هدايت تمامي بشر از زمان خاتم پيامبران به بعد است. قرآن با توجه به جهاني و جاوداني بودن دين اسلام "هدي للناس"(1) است؛ يعني راهنماي همه ‌بشر از زمان حضرت خاتم تا دميدن صور اسرافيل است؛ به همين جهت خداوند به حفظ آن اهتمام ورزيده است. فرمود: "انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون؛(2) قرآن را نازل کرديم و خود ما آن را حفظ مي‌کنيم.
مشيت خداوندي به مصونيت قرآن از تحريف تعلق گرفته است، و اين هم راهکار خاص خود را مي‌طلبد، چرا که فرمود: "أبا الله ان يجري الاشياء الاّ بالاسباب". (3)
بعد از بيان اين دو نکته، مي‌گوييم:
قرآن کتاب هدايت است و همواره بايد چراغ راه بشر قرار گيرد، تا شاهد صدقي براي رسالت رسول گرامي اسلام(ص) و دستور عمل زندگي بشر باشد. لازمة وصول به اين هدف، مصون ماندن قرآن از تحريف است که اين هم در مشيت خداوندي نهفته است. اين که خداوند وعده داده است که قرآن را از تحريفات مصون نگه مي‌داريم، به گفته مفسران وحي، اين امر راهکار مي‌خواهد.
يکي از راهکار‌هاي آن اين است که قرآن در امر سياسي (به اين معنا که بعد از پيامبر چه فردي قدرت سياسي مسلمانان را به دست بگيرد) که از پشتوانه قدرتمندي بهره­مند است، با شفّافيت وارد ميدان کارزار نگردد؛ بلکه به گونه­اي رهنمود دهد که حساسيت جناح‌‌هاي سياسي را برنيانگيزد و حکومت­‌ها به تحريف قرآن رو نياورند.
با توجه به علم خداوندي از حوادث و رويداد‌هاي بعد از زمان پيامبر اگر در قرآن به امامت امام علي(ع) و يازده گوهر امامت از نسل حضرت با صراحت ياد مي‌شد، مخالفان سياسي اين دوازده گوهر امامت به جاي گفتن "حسبنا کتاب الله" مي‌گفتند:
قرآن را قبول نداريم، يا مي‌گفتند: برخي از آيات قرآن تحريف شده است. يا در پي مقابله بر مي‌آمدند و مي‌کوشيدند، تا اسم‌ها را تغيير دهند و به جاي امامت امام علي(ع) امامت فلان فرد را مندرج مي‌کردند. در چنين وضعيتي حکومت نه تن‌ها پشتيبان حفظ قرآن نمي­شد، بلکه يکي از عوامل بسيار مهم تحريف قرآن به شمار مي‌آورد.
آيات سياسي، يا به عبارتي رساتر آياتي که به گونه­اي از بار سياسي بهره­مند است و برخي از جناح‌‌هاي سياسي مي‌تواند، به نفع حرکت سياسي خويش از آن کمک بگيرد، نه تنها به صورت برجسته و مشخص نمود ندارد، بلکه در لابه لاي ديگر آيات نيمه مخفي مانده است.
آيه تطهير (انما يريد الله ليذهب عنکم الرّجس اهل البيت و يطهّرکم تطهيراً)(4) درباره عصمت اهل بيت پيامبر نازل شده، ليکن پيامبر دستور مي‌دهد که اين آيه را در ميان آياتي که درباره ‌زنان پيامبر است قرار دهند.
آية ‌اکمال دين و اتمام نعمت (اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام ديناً)(5) بعد از حادثه غدير و درباره امامت و ولايت امام علي(ع) نازل شده امّا به دستور پيامبر در بين آياتي که درباره‌احکام خوردن گوشت‌ها و اين که چه گوشت‌‌هايي خوردنش حرام است قرار گرفته است.
آيه تبليغ (يا ايها الرّسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله يعصمک من النّاس) که قبل از حادثه غدير خم نازل شد و پيامبر با نزول اين آيه مأموريت يافت که امامت و ولايت امام علي(ع) را براي مردم تبيين نمايد، در بين آياتي قرار گرفته که مربوط به اهل کتاب است.
همه اين آيات که در قرآن تنظيم شده است، به دستور پيامبر در جايگاه خويش قرار گرفته اند، بعيد نيست که پيامبر اين گونه ترتيب را براي جلوگيري از تحريف برگزيده باشد، چرا که اين ترتيب حساسيت مخالفان سياسي را بر نمي­انگيزاند، و از سوي ديگر هدف قرآن که "هدي للناس" و "هدي للمتقين" است، با توجّه به روايت و تفسير نبوي در هدايتگريش، به وظيفه خود عمل کرده است.
در بررسي بيشتر از اين موضوع مي‌گوئيم:
از نگاه کلي­تر و عام­تر براي اين مسئله دو جهت عنوان شده است:
يکي اينکه قرآن راه و روشي دارد و آن اين است که در مـوضوعات غالبا مي‌خواهد مطلب را به صورت اصل بيان کند، نه به صورت شخصي و فردي و ايـن خـود بـه عـنوان مزيتي براي قرآن محسوب مي‌شود.
ديگر اينکه پيامبر و يا خداوند نمي‌خواست در اين مسئله که به هر حال هوا و هوس­‌ها و انگيزه‌‌هاي انسان­ها در آنها بسيار قوي بوده و در آنها دخالت خواهد کرد، مـطـلبي به صورت صريح و آن هم در کتاب مقدس قرآن
طرح شود، زيرا خطر تحريف آيات و يا مهجوريت قرآن بسيار بود.
اگر اين مسئله اتفاق مي‌افتاد، آن گـاه متقن­ترين و مقدس­ترين سند اسلام خدشه دار شده بود.
پيامبر در گـفـتار خود به طور صريح فرمود: ( من کنت مولاه فهذا علي مولاه. . . ) آيا صريح­تر از اين هم ممکن است؟
از سوي ديگر شيوه قرآن مجيد در باره ائمه هدي(ع) به ويژه اميرالمومنين(ع) و خانواده حضرت اين است که به معرفي"شخصيت" ممتاز و برجستگي‏‌هاي آنان بپردازد، نه به معرفي "شخص".
قرآن مجيد در موارد متعددي پرده از امتيازات و ويژگي­هاي رفتاري ائمه به ­ويژه اميرالمومنين(ع) برداشته است از جمله:
1- "و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا"، (6) مفسرين بزرگ شيعه و سني آورده‏اند که اين آيه در شأن اميرالمومنين و خانواده ايشان است و مسئله روزه‏داري حضرت علي و... و دادن افطار خود به مسکين و يتيم و اسير در سه شب متوالي را به طور متواتر نقل کرده‏اند.
2- "انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا"، (7)
در خصوص اين آيه مقالات و کتب متعددي نگاشته شده و در اينکه شامل حضرت علي(ع) و فاطمه(س) و حسين(ع) است، نزد شيعه وسني هيچ اختلافي نيست. تنها اختلاف در شمول آن نسبت به همسران پيامبر است که با ادله متعددي علماي شيعه شمول آن را نسبت به همسران پيامبر(ص) رد کرده‏اند.
3- "انما وليکم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکوة و هم راکعون"، (8) شان نزول اين آيه نيز در تمام تفاسير معتبر شيعه و سني در باره حضرت علي(ع) مي‏باشد.
براي آگاهي بيشتر در اين زمينه ر. ک:
1- فروغ ابديت، جعفر سبحاني؛
2- رهبري امام علي(ع) از ديدگاه قرآن و پيامبر(ص)ترجمه سيد محمود سياهپوش؛
3- نقش عايشه در تاريخ اسلام، علامه سيد مرتضي عسکري؛
4- بررسي مسائل کلي امامت، ابراهيم اميني؛
5- خاطرات مدرسه، سيد جواد مهري؛
6- معالم المدرستين، علامه سيد مرتضي عسکري؛
7- اجتهاد در مقابل نص، علامه سيد شرف‏الدين.
پي‌نوشت‌ها:
1. بقره (2) آيه 185.
2. حجر (15) آيه 92.
3. بحارالانوار، ج 2، ص 93.
4. احزاب (33) آيه 33.
5. مانده(5) آيه3.
6. الانسان(76) آيه 9.
7. احزاب، آيه 33.
8. مائده(5) آيه 55.

اولا استخاره براي ازدواج چه حكمي دارد واگر دختري براي ازدواج استخاره بزند و پدر بگويد بدون اجازه من استخاره زده اي و قبول نمي باشدو استخاره هم بد بوده است تكليف دختر در اين مورد چيست

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در استخاره اذن پدر لازم نيست . ولي عمل به استخاره واجب نمي باشد. بنابراين اگر پدر و دختر بعد از تحقيق و بررسي به اين نتيجه برسند که ازدواج با خواستگار مورد نظر به صلاح است ،دخترمي تواند با او ازدواج نمايد.

من با رقصیدن حالت خاصی بهم دست نمیدهد و بالعکس کلی انرژی مثبت بهم دست میدهد.شنیدم گناه دارد اما اصلا نمیتونم دلایل قانع کننده برای نرقصیدن پیدا کنم تا خودم را قانع کنم بهمین دلیل تو دو راهی توبه موندم با توجه به جامع امروزی که تو مجالس اکثرا میرقصند رقص تبدیل شده به یک هنر زیبا چیکار کنم؟ البته من جلوی نا محرم نمیرقصم. بعد از مجالسم حجاب و پوششم مثل روزای قبل است. میگن خود رقص مشکل ندارد اما چون با موسیقی همراه است مورد دارد در رابطه با موسیقی هم همین نظر را دارم من برای فرار از ناراحتی ها و حالات افسردگی به موسیقی شاد پناه میبرم البته نه هر موسیقی دقت میکنم که کلمات ناشایست داخلش نداشته باشد. میدونم قرآن و دعا بهترین جایگزینه اما هم قرآن و دعا میخونم هم میرقصم و آهنگ شاد گوش میدم لطفا دلیل قانع کننده برام بیاورید تا هیچگاه دچار دو دلی نشم و بتونم دیگران هم قانع کنم.

پرسش: آيا رقصيدن گناه دارد؟

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
نظر مراجع معظم تقليد در مورد رقص مختلف است.به نظر مرجع خود عمل کنيد :
1- آيت اللَّه بهجت و آيت اللَّه اراكى(ره)، رقصيدن زن در مجالس زنان و حتى براى شوهر را جايز نمى دانند.
2- حضرت امام خميني(ره) و آيت اللَّه فاضل(ره)و آيت الله شبيري زنجاني رقص زن را فقط براى همسر خود جايز مى دانند. در غير آن جايز نمى دانند، اعم از مجلس عقد و عروسى و يا مولودى‏ها.(1)
3- آيت اللَّه تبريزى(2) و آيت اللَّه خامنه‏اى(3) و آيت الله صانعي (4) رقص را (چه براي خود و چه براي همسر و چه در مجالس) حرام نمى دانند، مگر اينکه مستلزم حرامى باشد ،مثلا با موسيقي حرام همراه باشد، يا در جلوي نامحرم صورت گيرد يا شهوت را تحريک کند.

پي نوشت ها:
1. سيد مسعود معصومى، احكام روابط زن و مرد، ص 138.
2. آيت الله تبريزي، استفتاآت، س1042.
3. آيت الله خامنه اي، استفتاآت، س 1170.
4. آيت الله صانعي، مجمع المسائل، ج1، س 960.

پرسش: موسيقي چه حكمي دارد؟
پاسخ:
2@@
موسيقي بر دو قسم است:
1 ـ موسيقى که به نظر عرف مردم، مطرب، و متناسب با مجالس لهو و لعب و عياشي وعيش و نوش باشد. چنين مجالسي غا لبا همراه با هرزه گي ها مانند قمار وشراب و فساد هاي ديگر است. درچنين مجالسي معمولا انسان از ياد خدا غافل است و آلوده به گناه و معصيت مي شود.
اين نوع موسيقي به سبب ويژگي که دارد ، انسان را ازخداوند متعال و فضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بي بند و باري و گناه سوق مي دهد.چنين موسيقي حرام است. مرجع تشخيص موضوع عرف مردم است .
2 ـ موسيقى غير مطرب و معمولى كه انسان را به هيجان شهوى وادار نمي‌كند مانند آهنگ هاي معروفي که اشعار مذهبي ، مرثيه ها و موزيک هاي نظامي و ورزشي با آن نواخته مي شود، اين نوع موسيقي حرام نيست.
مصاديق مشکوکي هم وجود دارد که به درستي شناخته نمي شود که آيا ازقسم اول است،يا ازقسم دوم و نظر به اين که درشبهات تحريمي مصداقي(يعني موارد شك)، اصل بر برائت(عدم گناه) است ،در مصاديق مشکوک برائت جاري مي شود.(1)گرچه خوب است که انسان احتياط کند.
پي نوشت:
1. آيت الله خامنه اي، استفتاآت ،سوال1127و1139؛ امام خميني، استفتا آت، ج2، س25، ازکسب هاي حرام؛آيت الله مکارم ،استفتاآت، ج3 ،سوال456 ؛آيت الله فاضل لنکراني، جامع المسائل، ج1، س978-999.

با سلام آیا ازنظر شرعی اشکال داره که برای گرفتن جزوه و مشورت درسی با یکی ازهمکلاسی های (پسر)دانشگاه که فرد قابل اعتمادی است به کافی شاپ رفت ؟همانطور که می دانید درشهر وفرهنگ ما جایی که بتوان به صورت مختلط حضور پیداکرد جزپارک و یاهمان کافی شاپ وجود ندارد.لطفاراهنمایی بفرمایید

از نظر حکم شرعي: صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌مانعي ندارد،‌ولي روابط دختر و پسري که نامحرم هستند و نگاه کردن يا صحبت نمودن آن‌ها با لذت همراه باشد ،جايز نيست.
اگر پدر و مادر ،برادر و خواهريا يکي از اقوام و آشنايان تان شما را با همان وضع وقيافه و کيفيتي ببينند که با همکلاسي خود در کافي شاب يا پارک هستي ،آن ها در مورد شما چه فکري خواهند کرد ؟ چه عکس العملي نشان خواهند داد ؟ چه احساسي خواهيد داشت ؟ و ......
اين کار يعني قرار دادن خود در موضع تهمت . قرار دادن خود در شرايط و جايگاهي که باعث شود ديگران به انسان تهمت بزنند يا فکرهاي نادرست در موردش بکنند، گناه است . سبب اين گونه تهمت ها خود آدمي است . گناهش هم به گردن خوش است ،نه تهمت زننده . امام صادق عليه السلام مي فرمايد :
مَنْ دَخَلَ مَوْضِعاً مِنْ مَوَاضِعِ التُّهَمَةِ فَاتُّهِمَ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ ؛(1)هر که در مکاني قرار گيرد که موجب تهمت خوردن است( و مورد تهمت قرار گرفت) ، کسي جز خودش را ملامت نکند .
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد : مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ؛ کسي که خود را در موضع و جايگاه تهمت قرار مي دهد ( و در نتيجه به او تهمت مي زنند )، تهمت زننده را ملامت نکند و نگويد در حق من بدي و ظلم کرده است، بلکه خودش را ملامت کند که چرا کاري کرده و در محلي حضور پيدا کرده تا مورد تهمت قرار بگيرد .( 2)
خواهر گرامي ! سعي کنيد مشورت هاي درسي و رد و بدل شدن جزوه و کارهاي مانند آن حتي المقدور با يکي از خواهران همکلاسي باشد . اگر اين کار منحصربه همکلاسي پسر است ، قول و قرار در سر کلاس و يا در محيط دانشگاه و در جاي که محل ديد ديگران است باشد تا پاي شيطان جني يا انسي در اين ميان باز نشود . از جهت زمان و مدت تماس به مقدار لازم و ضروري اکتفا شود .

پي نوشت ها :
1. وسائل‏الشيعة ، ج12 ، ص36
2. همان ، ص 37 .

آیا پا ازمچ به پایین معلوم باشد مشکلی و کردی صورت دقیقا یعنی چی اگر مثل ازاده نامداری که چانه معلومه مشکلی است

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
حد حجاب براي زنان اين است که غير از گردي صورت به مقداري که در وضو شسته مي شود(يعني به اندازه فاصله بين انگشت مياني و انگشت شست )و دست ها تا مچ ، بقيه بدن حتي پا را از مچ به پايين بايد از نامحرم بپوشاند.پوشاندن چانه لازم نيست ، چون چانه جزئي از صورت است؛ اما زير چانه را بايد از نامحرم پوشاند.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله خامنه اي ، استفتاآت ،ص 89 ،س 438و439 .

سلام علیکم . کتابی معتبر در مورد عوالم قبل از دنیا می خواستم . تشکر می کنم .

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
آنچه در آموزه‌هاي وحياني و عقلي مطرح است، براي آدميان سه عالم و نشئه مطرح است:
عالم دنيا، عالم برزخ، عالم آخرت.
قبل از نشئه دنيا عالمي براي انسان مطرح نشده، گرچه قبل از آدم ابوالبشر ممکن است موجوداتي در جهان باشند، چنان که از برخي روايات به دست مي‌آيد. ولي بالاخره آن ها نيز در دنيا بوده‌اند. ولي فارغ از آدميان عوالم وجود ممکن است بسيار باشد، مثل عالم ملکوت، جبروت، (عالم فرشتگان) و مانند آن . اين گونه عوالم قبل از دنيا تلقي نمي‌شود بلکه قبل از خلقت جهان مادي بوده و اکنون نيز هست و همواره خواهد بود. در اين خصوص کتابي ظاهرا به طور مستقل نوشته نشده است.

با عرض سلام.آیا انسانهای دیگر ادیان هم در قبر پرسش و پاسخ دارند ؟.در کل آیا برزخ دیگر ادیان مانند مسیحی با برزخ مسلمانان فرق دارد؟با تشکر فراوان

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
طبق آنچه از روايات به دست مي‌آيد ، سوال در قبر مربوط به دو گروه از انسان‌هاست:
آن هايي که اهل ايمان‌اند و آن هايي که اهل کفرند،
ساير مردم در قيامت مورد پرس و جو قرار نمي‌گيرند .در روايتي آمده: «انما يسال في قبره من محض الايمان و الکفر محضا و اما ما سوي ذلک فيلهي عنه؛ (1) کسي که در خالص نمودن ايمان کوشيده است و نيز کسي که در خالص نمودن کفر تلاش نموده است، در قبر و برزخ طرف سوال قرار مي‌گيرد اما از غير اين ها صرف نظر مي‌شود».
طبق اين روايت از پيروان ساير اديان نيز در قبر سوال مي‌شود که چرا از آخرين دين که کامل‌ترين اديان آسماني است اطاعت نکرده‌اند؟

. چند فرش از منزل نجس شده بود . من همزمان که شلنگ آب متصل به کر را روی آن می گرفتم با دستم نیز بر روی آن می کشیدم تا غساله آن با آب کر مخلوط شود 1- آیا فرش ها پ

. چند فرش از منزل نجس شده بود . من همزمان که شلنگ آب متصل به کر را روی آن می گرفتم با دستم نیز بر روی آن می کشیدم تا غساله آن با آب کر مخلوط شود 1- آیا فرش ها پاک است؟ 2- در بین آبکشی متوجه شدم در اثر دست کشیدن روی فرشها پوست قسمت هایی از دستم رفته و احساس سوزش می کردم ولی برای اینکه کار تمام شود اهمیت ندادم .در آخر کار یک نقطه از دستم خون آمد (البتهفرش خونی نشد) آیا پوست دستم که بر اثر ساییدگی رفته و بر روی فرش مانده(چون آب از طرف دیگر فرش خارج نمی شد و من همانطور که فرش روی زمین بود آبکشی کردم) نجس است؟ و من باید چه کنم؟ 3- چه موقع حکم عسر و حرج در مورد آب کشیدن پیش می آید و لازم نیست انسان چیز نجس را آب بکشد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
1- همين که قسمت نجس شده فرش را زير آب شيرلوله کشي که متصل به کر است، قرار دهيد تا آب به تمام جاهايي که نجس شده است برسد، بعد همان قسمت از فرش را بنا بر احتياط واجب فشار دهيد تا آبي که در آن جمع شده است، خارج شود، فرش پاک مي شود.(1)
2-
تا زماني که مطمئن نباشيد نجاست به فرش رسيده يا پوست دست تان روي فرش باقي مانده، نمي توانيد فرش را نجس بدانيد.
3- زماني که انسان دچار مرض وسواس شده باشد، لازم نيست به شک هاي خود اعتنا کند. همچنين متنجس سوم با برخورد با اشياي ديگر آن ها را نجس نمي کند.(2)
بنابراين فرشي که شسته اي ، پاک شده است و پوست دستت هم در فرش مانده باشد، اشکال ندارد و نجس نيست.
پي نوشت ها:
1. توضيح المسائل مراجع، ج1، م 159.
2. آيت الله خامنه اي،استفتاآت، س 283.

دختری هستم 27 ساله مجرد و شاغلم. که با والدینم زندگی میکنم و همه ی حقوق ماهیانه ام را با توجه به اینکه لازم دارم اما پس انداز میکنم ایا به این پس انداز خمس تعلق میگیرد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
خمس دارد ، ولي در موارد ضروري حاكم شرع مي تواند ارفاق هائي لحاظ كند.(1)
پي نوشت ها:
1. آيت الله مكارم، استفتا آت، ج2، س 516 .

با سلام در مورد عوض کردن مرجع تقلید سوال داشتم. آیا می توانم ایشان را عوض کنم؟؟ از کجا اعلم بودن را تشخیص دهم؟؟

اگر مرجع ديگري را اعلم از آيت الله صافي بداني، بايد به مرجع اعلم عدول کني . ولي اگر اعلم نداني ،بلکه مساوي با آيت الله صافي بداني، به نظر
ايشان درمسائلي که هنوز فتواي آيت الله صافي را ياد نگرفته اي و مسائلي که وي احتياط واجب کرده و فتوا نداده، مي تواني به مرجع مساوي عدول کني اما درمسائلي که ياد گرفته اي ،بنا برا حتياط نمي تواني عدول کني.(1)
راه هاي شناخت مرجع تقليد اعلم:
مجتهد و اعلم را از سه‌راه مى توان شناخت :
اول : انسان يقين كند ، مثل آن كه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد ،.
دوم : دو نفر عالم عادل كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند ،مجتهد يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند ، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند .
سوم : عده‌اى از اهل علم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند ، و از گفته آنان اطمينان پيدا مى شود، مجتهد يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند .
اگر شناختن اعلم مشكل باشد ،بايد از كسى تقليد كند كه گمان به اعلم بودن او دارد ، بلكه اگر احتمال ضعيفى هم بدهد كه كسى اعلم است و بداند ديگرى از او اعلم نيست، بنابر احتياط واجب بايد از او تقليد نمايد . اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگران و با يكديگر مساوى باشند، بايد از يكى از آنان تقليد كند.(2)
پي نوشت ها:
1.آيت الله صافي ،هدايت العباد، ج1 ،م 4 از احکام تقليد ؛جامع الاحکام ،ج1 ،س 18.
2.توضيح المسائل مراجع ، مسئله 3 و 4و 14.

صفحه‌ها