پرسش وپاسخ

با عرض سلام وتشکر ضمن قدردانی از تمامی دست اندرکاران این سایت به جهت ارسال پاسخ به پرسش اینجانب بعد از دریافت پاسخ پرسش سایت شما را با دوستانم در میان گذاشتم وانان نیز علاقه ای خاص نسبت به این موضوع نشان دادند و یکی از دوستان نیز به ذکر مشکلی پراداخته که به قرار زیر می باشد: می گوید مدت های زیادی است که گرفتار این مشکل می باشد مدام حرف های نامربوط به سراغ ذهنش می اید در سر نماز در حین گفتن اقامه مثلا سر بعضی از کلمات و مجبور می شود چندین بار ان جمله را تکرار کند تا مثلا در ذهنش ان جمله بدون کم و کاصی و بدون هیچ حرف نامربوطی نقش ببند البته می گوید این گونه تصور می کند که اگر نگوید عواقب بد و خسرانی متوجه او می شود یا مثلا هنگامی که در جایی نام خدا یا یکی از معصومین را می بیند باید چندین بار و به شکل افراطی احترامی خاص بگذارد یا حتی اگر این نام ها به نوعی در نقش یک قاب عکس باشند ان قدر به خودش سختی و زحمت می دهد که به عنوان مثال یک وقت طوری ننشیند که پشت به روی انان باشد و تا دلتان بخواهد از این جور مثال های جور و با جور و حرف های ناجورتر که به سراغ ذهنش می اید البته در قدیم این طور که تعریف می کرد یه واسواسی هم داشته مثلا چند بار یه جمله را تکرار کند یا چند بار به یک چیزی دست بزند و...البته تا ان جا که من او را می شناسم انسانی است که اهل نماز و پایبند به اصول دینی و ارزش های انسانی است و هیچ گرایش به چیز های عجیب و غریب امروزی ندارد در واقع تا اینجا یک ادم عادی.البته من به او توصیحه کردم که این ها همه دام های شیطان و یکی دیگر از شگر دهای ان است که تو با رفتار کردن در جهت عکس ان وبی اعتنایی به ان میتوانی به ان غلبه کنی البته به نظر من یکمی هم وسواس در این گفته ها دیده می شود البته گفته با این توصیه من یکمی حالش بهتر شده البته می گوید که می خواهم که نظر یک مجتهد را هم نیز بشنوم و به قول معروف تایید این نظرات را نیز بشنوم تا واقعا خسرانی یا عاقبت بدی به این بی اعتایی ها نسبت به این حرف ها مرا تهدید نکند. با تشکر لطفا اگه می شه یکم جواب را سریع تر بفرستید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
با توجه به نشانه ها و علايمي كه ذكر كرديد، دوست تان از وسواس فكري و عملي رنج مي برد . احترام بيش از حد يا رفتارهاي تكراري او و سعي در دقت زياد، چيز جز وسواس نيست . وسواس نيز نوعي بيماري است كه بايد درمان شود. همين طور نوع برخورد او با اسامي ائمه يا عكس ها و نوشته ها، تنها برخاسته از رفتار وسواسي است . نه تنها بي اعتنايي به اين چيزها اشكال شرعي ندارد، بلكه رفتار وسواس گونه او اشكال شرعي دارد و بايد آن را قطع نمايد.
پاسخ حاضر به فرد وسواسي ارائه شده و مخاطب كلام ما دوست شما است.
وسواس يکي از واکنش‏هاي عصبي است که معمولاً به دو شکل وسواس فکري و وسواس عملي بروز مي‏کند.
وسواس فکري عبارت است از يک سلسله افکار پوچ و بيهوده تکراري، که گرچه بيمار به بيهودگي آن اطمينان دارد، ولي براي جلوگيري از آن نمي‏تواند اقدامي کند.
وسواس عملي عبارت است از يک رشته رفتارهايي که قطع نظراز منطقي نبودن آن‏ها، جنبه تکراري به خود مي‏گيرد.(1)
شرط اساسي کنترل و درمان اين گونه افکار مزاحم، همکاري صميمانه و نزديک بيمار با مراحل درماني است؛ بنابراين بايد با تمام قدرت و توان و انجام دستورعمل هاي ارائه شده ،تدريجا بر آن مسلط شويد . از نفوذ آن افکار جلوگيري کنيد. نبايد گمان کرد که با اولين قدم و بدون پي‏گيري مستمر، مي‏توان يک شبه، همه‏ آن افکار را از ذهن خود دور کرد.
اغلب مبتلايان به وسواس فکري، افکار بيهوده يا وحشتناکي در ذهن خود به وجود مي‏آورند. اين افکار در چرخه‏اي بي پايان، مرتب تکرار مي‏شود.
بعضي از مبتلايان، مشکل خود را پنهان نگه مي‏دارند . گاهي دور از چشم ديگران چندين ساعت را صرف افکار خود مي‏نمايند ، اما خوشبختانه به طرح موضوع پرداخته‏ايد و در واقع تصميم به حل و درمان آن داريد.
پس نيمي از راه درمان را که شناخت بيماري و عزم بر درمان آن است پيموده‏ايد. در ادامه و حل کامل مشکل بايد بدانيد که درمان وسواس فکري و عملي، نياز به صبر و حوصله و پشتکار دارد. انتظار حل و درمان يک شبه آن را نداشته باشيد، پس راهکارهايي را که ارائه مي‏شود، با دقت مورد توجه قرار دهيد . ارزيابي و نتيجه آن، نيز ميزان پيشرفت خود در مهار وسواس را در مکاتبه بعدي مشخص فرماييد.
قطعاً به ضررهاي وسواس فکري آگاهيد، که عبارتند از: اتلاف وقت، عدم توانايي در تمرکز حواس، بازماندن از کارهاي اصلي، خسته شدن ذهن، عدم تعادل رواني، بي حوصله شدن براي فکر کردن درباره موضوعات مهم و اساسي زندگي و تحصيلي.
نيازي به شرح و بسط اين پيامدها نيست، پس هر چه زودتر بايد به راهکارهاي عملي جهت مقابله با وسواس فکري بينديشيد که عبارتند از:
1 - بازسازي شناختي:
درمان وسواس فکري به تصميم و همت شما بستگي دارد. در اين جهت کسي جز خودتان نمي‏تواند به شما کمکي بنمايد. امام علي(ع) مي‏فرمايد: «کسي که در اصلاح خود کمک نکند، ديگري نه مانع بروز مشکلات او مي‏شود و نه او را به سوي رشد و خير مي‏کشاند».(2)
بايد کمر همت را ببنديد و با اتکا به توانايي‏هاي خود وارد عمل شويد و نسبت به درمان بيماري خويش اميدوار باشيد.
2 - شفاف کردن افکار:
براي مقابله با افکار انحرافي بايد انديشه خود را پالايش کنيد و ابهام زدايي نماييد. امام علي(ع) مي‏فرمايد: «به دليل شفافيت افکار ملائکه، آنان به وسواس فکري مبتلا نمي‏شوند».(3)
اگر شبهه و سؤالي در ذهن خود نسبت به خدا و يا اولياي الهي داريد، بدون واهمه آن‏ها را مطرح نماييد و در پي پاسخ برآييد.
3 - متمرکز شدن بر افکار مطلوب:
براي رهايي از افکار ناخواسته، لازم است افکار خوشايند را جايگزين کنيد. توجه به افکار معقول و تقويت و تمرکز آن به وسيله تکرار زباني، شما را از افکار مخرّب و آزاردهنده باز مي‏دارد. پيامبر اکرم(ص) مي‏فرمايد: «کسي که مبتلا به وسواس فکري است، سه بار ايمان به خدا و رسول را به زبان تکرار کند (آمنت بالله و رسوله) که آن وسواسي از بين مي‏رود».(4)
4 - ذکر زباني:
شخصي از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود: «لا شي فيها، تقول لا اله الا الله؛ اين وسواس و شک مشکلي ندارد. هر گاه به وسواس فکري مبتلا شدي، لا اله الا الله بگو».(5) با اين ذکر و تغيير حالت دادن، از فکر تکراري رهايي مي‏يابيد.
5 - تقويت اعتقادات مذهبي:
«کول جي آر» با مرور بر زندگي «مارتين لوتر» رهبر مذهبي شهيري که مبتلا به وسواس فکري بود، اظهار داشت که اعتقادات مذهبي «لوتر» نقش بسيار مهمي در کنار آمدن او با نگراني‏ها و ناراحتي‏هاي دروني ناشي از وسواس داشته است.
6 - ورود افکار منحرف را به ذهن دراختيار خود بگيريد تا اين افکار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود.
به اين منظور براي فکر در اين امور، ساعت خاصي تعيين کنيد، يعني با خود عهد ببنديد که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصي باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهن تان شد، به خود بگوييد: زمان فکر کردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتي را به فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد، تا در طول روز ذهن تان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصي را به تدريج در طي (مثلاً سي روز) روزي يک دقيقه کم کنيد تا به صفر برسد.
7 - هر روز به خود تلقين کنيد که من قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقين يکي از راه‏هاي مبارزه با افکار منفي است.
از افکار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگراني نکنيد . بدانيد که آن‏ها موجب کفر و يا بي احترامي نمي شود . اصلاً گناه نيست، بلکه يک نوع بيماري است که بايد درمان شود. پس اثر وضعي (نجاست) و اثر تکليفي (گناه و کفر) ندارد.

پي‏نوشت‏ها:
1. دکتر شکوه نابي‌نژاد، رفتارهاي بهنجار و ناهنجار، ص 162.
2. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 89.
3 . همان، خطبه 90.
4 . کنزالعمال، حديث 1245.
5 . کافي، ج‏2، ص 424.

آیا کسانی که کشاورز و دامدار نیستند و زندگی معمولی دارند زکات به آن ها هم تعلق می گیرد؟ با تشکر از تمامی عزیزانی که در ایجاد این سایت همکاری کردند.

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
زكات تنها در نه ‌چيز واجب است: اول گندم، دوم جو، سوم خرما، چهارم كشمش، پنجم طلا، ششم نقره، هفتم شتر، هشتم گاو، نهم گوسفند؛ پس اگر كسى مالك يكى از اين نه چيز باشد، با شرايطى كه در رسالة مراجع تقليد آمده، بايد مقدارى را كه معين شده، به يكى از مصرف‌هايى كه دستور داده‌اند برساند. ( 1 )
بنابراين افرادي که مالک اين موارد نيستند، زکات بر آن ها واجب نيست.
در ارتباط هاي بعدي نام مرجع خود را ذکر کنيد.
پي‌نوشت‌:
3. امام خميني، توضيح المسائل، س 1843.

طبق فتواي مرحوم آيت الله فاضل در ازدواج با دختر باکره بنا براحتياط واجب، اذن پدر لازم است.(1)
بنابراين حتي اگر در آينده قصد ازدواج داشته باشند، نمي توانند بدون هماهنگي و اجازه از پدر دختر صيغه بخوانند.
پي­نوشت :
1. آيت الله فاضل لنكرانى ،جامع المسائل، ج 1 ، ص 436 ، س 1546.

چند سال پیش متوجه شدم که اشتباه غسل میکردم وهنگام شستن هر سمت از بدن صورم را میشستم.حکم نماز و روزه هاو سایر عبادات هایی که در ان مدت به جا اورده ام چیست؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
گرچه شستن صورت با هر سمت از بدن لازم نبوده، ولي غسل صحيح است و نماز و روزه ات اشکال ندارد.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله بهجت، استفتائات ،ج1 ،س746.

با عرض سلام مدتی است که دچار بیماری شده ام از خداوند درخواست کرده ام که سلامتی از طرف خودش به من بدهد.اما تا کنون به این سلامتی نرسیده ام.در اثر این بیماری نمی توانم به سر کار بروم. خوانواده دائما از من ایراد می گیرند، که چرا به دائم یکجا نشسته ای.حتی به صورت غیر مستقیم گفته اند اگر می خواهی به خلاف بیفتی بیفت ولی از خانه برو. از خداوند به صورت تفال سوال کرده ام که علت این امر چیست و علت طغیان من است. لطفا راهنماییم بفرمایید. با تشکر

باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
دوست عزيز
خوب بود قدري بيش تر درباره بيماري تان براي ما مي نوشتي تا بهتر بتوانيم قضاوت كنيم . با توجه به آنچه نوشته ايد ، استفاده مي شود كه مبتلا به افسردگي شده ايد . اگرچنين باشد، اين بيماري با كار كردن منافاتي ندارد. در اين صورت علت كار نكردن شما براي ما معلوم نيست . شايد به همين جهت است و همان گونه كه نوشته ايد ،ديگران به يك جا نشستن شما اعتراض دارند.
به هر حال آن چه به عنوان پاسخ بيان مي شود، با توجه به اين مسئله است كه مبتلا به افسردگي هستيد . در صورتي كه پاسخ با سوال شما مغايرت داشت، در نامه هاي بعدي بيان روشن تري از سوال تان داشته باشيد تا پاسخ دهيم .
هيچ انساني نيست که در زندگي با احساس غم و اندوه، بيگانه باشد. همه ما به دنبالِ از دست دادن دوستان و بستگان، بيماري اطرافيان، عدم موفقيت در کار و... دچار غم و اندوه مي‏شويم؛ اما افسردگيِ مرضي، واکنشي است بسيار فراتر از واقعه‏اي که در زندگي افراد روي مي‏دهد. بنابراين، گاهي مواقع، غم و اندوهِ موقّت، پاسخي است به شرايط بيروني، و تا حدي طبيعي است؛ اما اگر واکنش، بيش از شش ماه به طول انجامد و با نشانه‏هاي ديگري که نشانه‏ها و علائم خاص افسردگي‏اند ،همراه شود، به طوري که عملکرد عادي فرد را مختل کند، بيماري تلقي مي‏شود . بايد نسبت به درمان آن، اقدام جدي به عمل آورد.
افسردگي تقريباً در سراسر دنيا و در همه جوامع با فرهنگ‏هاي متفاوت ديده مي‏شود. فراواني افسردگي در ميان افراد به گونه‏اي است که از آن به عنوان «سرماخوردگي رواني» ياد مي‏شود.
تئوري‏هاي اساسي در روان‏شناسي، بر احساس کم‏ارزش يا بي‏ارزشي فرد افسرده تأکيد دارند. معمولاً کساني که به هنگام شکست يا بدبختي، خود را سرزنش مي‏کنند و خويشتن را عامل شکست مي‏دانند و از طرفي، به هنگام موفقيت، پيروزي‏شان را به شرايط بيروني يا شانس نسبت مي‏دهند، بيش تر در معرض افسردگي‏اند؛ زيرا اين شيوه برخورد، منجر به تضعيف خودپنداره مثبت در آن ها مي‏شود و به تدريج، افکار زيانباري مانند اين که: «من به درد هيچ کاري نمي‏خورم»، «من نمي‏توانم» و... . در آن ها شکل مي‏گيرد. در حالي که اکثر افراد، مسئوليت حوادث مثبت و خوشايند زندگي‏شان را به خود نسبت مي‏دهند.
در حقيقت، افسردگي بيش تر حاصل يادآوري شکست‏ها و ناکامي‏هاي گذشته است. فردي که در يک يا چند موقعيت، دچار ناکامي گرديده، مي‏پندارد که اگر در موقعيت‏هاي مشابه ديگر قرار گيرد، تلاش او بي‏نتيجه مانده، شکست او حتمي است. اين‏گونه تفکرات باعث مي‏شود که فرد در زندگي احساس درماندگي کند؛ حالتي که به آن، «درماندگي آموخته شده» مي‏گويند.
البته در بعضي افراد، افسردگي با اضطراب همراه مي‏شود؛ به طوري که شخص به همراه احساس ضعف و خستگي، از ناکامي و بي‏قراري هم رنج مي‏بَرد.
علايم افسردگي :
علائم افسردگي به دو دسته، تقسيم مي‏شود:
ا- علائم روان‏شناختي
ب- علائم زيست‏شناختي
علائم روان‏شناختي در چهار سطح ديده مي‏شود:
1- خُلق: بيمار، احساس غمگيني و اضطراب، و تحريک‏پذيري دارد.
2- تفکر: بيمار، فاقد تمرکز است . مرتب خود را سرزنش مي‏کند و عزّت نفس پاييني دارد.
3- انگيزش: فرد، علاقه‏اي به انجام دادن کارها و سرگرمي‏هاي قبلي ندارد .از فعاليت‏هاي شغلي کناره‏گيري مي‏کند.
4- رفتار : علائم بيماري از قبيل عدم فعاليت بيمار، گريه کردن، کُند راه رفتن و کُند سخن گفتن بروز مي کند.
در مورد علائم زيست‏شناختي مي‏توان گفت که افراد افسرده معمولاً دچار کم اشتهايي يا بي‏اشتهايي و در نتيجه با کاهش وزن مواجه مي‏شوند. البته در برخي از افسردگي‏ها با پرخوري و پراشتهايي که منجر به افزايش وزن مي‏شود هم مواجه هستيم. همچنين در افسردگي، اختلال خواب نيز مشاهده مي‏شود. بدين معنا که فرد افسرده يا در به خواب رفتن مشکل دارد، يا اگر به خواب رود، در اواسط شب يا صبح خيلي زود بيدار مي‏شود و به سختي به خواب مي‏رود.
کاهش انرژي و احساس خستگي نيز از علائم ديگر افسردگي است. فرد افسرده حتي اگر فعاليت زيادي انجام ندهد، باز هم احساس خستگي و ناتواني مي‏کند.
درمان افسردگي:
1- معنويت و دعا:
هميشه و در همه جا پيروي از دستورهاي ديني به سود انسان بوده ؛ زيرا اين دستورها، منطبق بر سرشت آدمي است . انسان با پيروي از اين دستورها، برنامه‏اي در پيش‏رو خواهد داشت که او را از سردرگمي و انحراف، نجات مي‏دهد. انسان با پيروي از دين و معنويت، به کسي اتکا پيدا مي‏کند که مي‏داند همه چيز در دست اوست. از طرفي دعا در تمام اديان و فرهنگ‏ها، وسيله‏اي براي رهايي از مشکلات، درمان بيماري‏ها و راهي براي رسيدن به آرزوها بوده است.
دعا، رو در رويي انسان با خالق است. در هنگام دعا و نيايش، انسان، بدون هيچ مقاومتي، از خود براي خدا مي‏گويد و مي‏داند که آنچه مي‏گويد، نزد او محفوظ خواهد ماند. اقرار به خطاها و عرض نياز به درگاه الهي، هيجانات انسان را تخليه مي‏کند و براي ادامه راه زندگي به او توان مي‏بخشد.
البته اگر انسان بتواند برخي از عبادات را به طور دسته جمعي انجام دهد (مثل نماز جماعت، زيارت و اعتکاف يا خواندن دعا به صورت گروهي)، مي‏تواند از افراد شايسته در مکان‏هاي برگزاري اين نوع مراسم، به عنوان الگو استفاده نمايد . نيز ارتباطات بين‏فردي خود را افزايش دهد؛ چرا که افسردگي، بيش تر در افرادي ديده مي‏شود که ارتباطات بين‏فرديِ ضعيف دارند و ضعف در ارتباطات بين‏فردي، قادر است انسان را از بسياري تقويت‏هاي محيطي محروم سازد. بنابراين تمام دعا ها مي تواند مفيد واقع شوند و دعاي خاصي براي اين خصوص مشاهده نکرديم.
2- انجام فعاليت‏هاي هنري و ورزش :
اين‏گونه فعاليت‏ها از آن‏جا که ذهن و جسم را ـ هر دو را ـ مشغول مي‏کند، مفيدند. اين نوع فعاليت‏ها، احساس خوبي را در فرد ايجاد مي‏کنند . از سوي ديگر، توجه فرد را از افکار ناراحت کننده به چيزهاي ديگر معطوف مي‏کنند. اگر انسان خسته باشد، با استراحت، خستگي رفع مي‏شود؛ اما اگر افسرده شود، افسردگي با فعاليت از بين مي‏رود. عدم فعاليت، باعث مي‏شود انسان بيش تر به مشکلات زندگي توجه کند و افسردگي‏اش تشديد شود.
3- استفاده از رنگ هاي شاد:
استفاده از نور طبيعي مناسب و رنگ‏هاي شاد و ملايم در محيط کار و زندگي و همچنين در نوع پوشش فرد مي‏تواند به عنوان محرکي خوشايند به طور غيرمستقيم در روحيه فرد افسرده تأثيرگذار باشد. همين‏طور، تغيير دکوراسيون محيط خانه و يا کار، تازگي و تنوعي ايجاد مي‏کند که فرد را از حالت يکنواختي و کسالت، خارج مي‏سازد و او را به سوي نشاط و تحرک، سوق مي‏دهد.
4-اصلاح شناختِ شخص افسرده که به «شناختْ درماني» موسوم است، يکي از تکنيک‏هايي است که به منظور درمان افسردگي به کار مي‏رود. در اين روشِ درماني، سعي مي‏شود بيمار نسبت به ويژگي‏هاي تفکر خود آشنا شود. اين ويژگي‏ها که در بالا تحت عنوان عوامل ايجاد افسردگي از آن ها ياد شد، عبارت‏اند از:
تفکرِ همه يا هيچ، تعميم افراطي، اِسنادهاي اشتباه، مسئول دانستن خويش در حوادث بد و ناگوار و... . پس از شناسايي اين افکار، به بيمار کمک مي‏شود تا تحريف‏هاي شناختي خويش را اصلاح کند يا تغيير دهد.
5-تکنيک «توجّه برگرداني» براي تسکين افسردگي، هر چند موقتي، اما مفيد است. از فعاليت‏هايي که منجر به سرگرم شدن فرد و عدم توجه به مشکلات مي‏شود، مي‏توان به خواندن شعر، نقّاشي، پياده‏روي، ورزش، بازي و... اشاره کرد. نوشتن خاطرات شاد گذشته با تمام جزئيات آن، روش سودمندي است؛ چرا که افراد افسرده تمايل دارند به خاطرات تلخ بينديشند که اين، خود، منجر به تشديد افسردگي در آنان مي‏شود.
5-همچنين آموزش مهارت‏هاي حل مسئله براي مقابله با مشکلات واقعي زندگي ضروري است. بايد به آن ها آموزش داد که کناره‏گيري از مشکل، راه حل مشکلات نيست. درگير شدن با مشکلات و در نظر گرفتن راه‏هاي متعدد حل مسئله، مشورت و انتخاب بهترين راه، حلاّل مشکلات خواهد بود.
موفق باشيد.

سلام... من از وقتی که عاشق همکلاسی ام شده ام...(البته 4 ساله که باهم هستیم اما این روزا شدیدا" دلبند او شده ام)دوباره شروع به نماز خوندن کرده ام و از هرگناهی که قبلا" انجام می دادم دوری کرده ام ... آیا نماز خواندن من مشکلی دارد؟ آیا مورد قبول خداوند قرار میگیرد یا از سر نیاز(رسیدن به آن خانم) است؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
دغدغه ديني و احساس مسؤليت شما شايسته تقدير است .در پاسخ لازم است به دو نکته پرداخته شود
نکته اول : ريا يک امر قلبي است ، هر انساني به درون خويش نگاه کند، زود متوجه مي شود که دارد ريا مي کند يا نه .چون ريا يعني تظاهر و خودنمايي و انجام عمل به قصد جلب توجه و ستايش ديگران.
امام خميني(ره) در مورد ريا مي‌نويسند:«بدان که ريا عبارت از نشان دادن و وانمود کردن چيزي از اعمال حسنه يا خصال پسنديده يا عقايد حقه است به مردم براي منزلت پيدا کردن در قلوب آن ها و اشتهار پيدا کردن (مشهور شدن) پيش آن ها به خوبي و صحت و امانت و ديانت بدون قصد صحيح الهي».(1)
البته گاهي ممکن است شيطان در نفس انسان وسوسه هاي ايجاد کند . براي جلو گيري از انجام کارخير، وسوسه و شبهه افکني کند، اما تا زماني که نيت انسان خالص باشد، با وسوسه نفساني حکم ريا بر عمل انسان بار نمي شود.نماز خواندن شما اشکال ندارد و ريايي نيست.
نکته دوم :حکم رابطه شما با دختر.
برادر ! اگر رابطه شما صرفا به صورت سخن گفتن باشد، اشكال ندارد، اما اگر با لذت و شهوت همراه باشد حرام است . از‌آن جا كه به طور طبيعي سخن گفتن دختر و پسر جوان به واسطه قوي بودن غريزه شهواني، در معرض شهوت و تحريك شهواني قرار دارد، بايد سعي شود جز در موارد ضروري از اين كار دوري شود.هر گونه ارتباط و تماس بدني دختر و پسرنامحرم مثل دست دادن و مصافحه کردن حرام است.
نگاه مرد به بدن زن (چه با قصد لذت يا بدون آن ) اشكال دارد و حرام است؛ هم چنين نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم نيز حرام است ، البته نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم(به آن مقداري كه معمولاً نمي‌پوشانند) مانند سر و صورت و گردن و مقداري از پا و دست اشكال ندارد. ولي نگاه كردن به صورت و دست‌هاي زن نامحرم تا مچ با دو شرط اشکال ندارد ،
يک: به قصد لذت نباشد.
دوم: مايه فساد و گناه نگردد، يعني ممکن است طرف قصد لذت جويي نداشته باشد ،ولي به صورت نا خواسته، خواسته هاي جنسي اش تحريک شود و در دام گناه و نگاه شهوت انگيز بيفتد ،
بنابر اين رابطه دختر و پسر اگر مفسده‏اى نداشته باشد و ترس وقوع در حرام نباشد و از روى شهوت صورت نگيرد، اشكالى ندارد، ولى خلوت كردن دختر و پسر نامحرم،( اعم از فاميل و غير فاميل در اتاق يا خانه در بسته كه محل رفت و آمد ديگران نباشد،) حرام است. حتي اگر به عبادت يا به بحث و جدل علمي مشغول باشند، ؛ زيرا غريزه جنسى و وسوسه شيطانى ممكن است هر لحظه انسان را از مسير خارج بكند.
قرآن در دو جا ،يعني يکي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با نامحرم برحذر داشته، آن را مورد نکوهش و ملامت قرار داده است. در آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد: با دختراني که روابط دوستي مخفيانه­اي با ديگران داشته­اند، ازدواج نکنيد:
«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان؛ آنان را با اجازه خانواده­هاي شان به همسري خود در آوريد . مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد (به شرط آن که) پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند».
در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد: با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد . خود نيز پاکدامن باشيد، نه زناکار و هيچ وقت زنان و دختران را در پنهاني دوست خود نگيريد.
پي نوشت :
1- امام خميني ، چهل حديث ، ص 35.

جزای کسی که احمقانه به عمل قبیحانه استمنا روی آورد چیست؟ چگونه میتواند خودش را تطهیر کند؟ آیا میتوان با غسل جنب از حرام نماز خواند؟

خود ارضايي حرام و گناه کبيره است . عوارض نامطلوبي در دنيا و آخرت دارد . ضرر هاي زياد بر جسم و روح انسان وارد مي کند.
کسي که مرتکب خود ارضايي شده، واجب است توبه کند . ازخدا طلب عفو و بخشش نمايد.
اگر واقعا توبه کند و تصميم بر ترک گيرد، خداوند گناه او را مي بخشد.
کسي که از حرام جنب شده باشد و غسل جنابت کند ،مي تواند با آن غسل نماز بخواند.(1) خواه از حرام باشد، يا از حلال.
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم, بخشي از مسائل کثيرالابتلا,م134و توضيح المسائل ،م132و401.

سلام میگن اگه به یه مذکر نگاه کنی حتی اگه قصد لذت یا گناه نداشته باشی ولی بهت یه حسی دست بده یا ترشحی خارج بشه باید بری غسل کنی وگناه کردی دیروز تورادیو قم میگفت حتی اگه به یه مونث هم نگاه کنی و همینجوری بشه گناه کردی تکلیف من چیه؟ اگه اینجوری باشه من نباید به هیچ کس نگاه کنم آخه من اگه هیچ قصدی هم نداشته باشم احساس بدی به من دست میده ببخشید اگه درست نتونستم مفهوم سوالم رو برسونم تو رو خدا کمکم کنید آخه همیشه احساس میکنم گناه کارم و باید غسل کنم

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
هر مايعي كه از زنان خارج شود، مني نيست. تنها ترشحاتي كه در اوج لذت جنسي خارج مي‏گردد، حكم مني را دارد. گاهي پس از برانگيختگي جنسي مايع سفيد رنگي خارج مي شود، كه آن مايع گر چه از روي شهوت و احساس لذت خارج شده، ولي مادامي كه علائم مني را نداشته باشد (مذي) ناميده مي‏شود و پاك است . هيچ يك از احكام مني بر آن مترتب نمي‏شود. علائم مني عبارتند از:
1- مايعي كه خارج مي‏شود، از روي شهوت و همراه با ارضاي كامل باشد.
2- با فشار و جستن بيرون مي‏ريزد (در زنان لازم نيست با جستن بيرون آيد).
3- بدن پس از آن كمي سست مي‏شود.
بنابراين ترشحاتي كه با اندكي شهوت و خوشايندي خارج مي‏شود پاك است و غسل ندارد ، ولي مايعي كه همراه با اوج شهوت (ارگاسم) از زن خارج مي‏شود ،حكم مني را دارد و موجب جنابت است. تا زماني كه يقين به خروج مني و يا رسيدن به آن حالت نهايي نباشد ،حكم جنابت جاري نمي‏گردد. (1).
اما نگاه به نامحرم به قصد شهوت، مسلماً از گناهاني است كه بايد از آن توبه كرد .با توبه و استغفار آن گناه پاك مي شود . مي توانيد با تسلط بر خود و دوري كردن از زمينه هاي گناه , خود را از اين مهالك نجات دهيد, نفس اماره مرتباً به انسان القا مي كند كه نگاه كن , امّا مخالفت كردن با آن باعث رشد معنوي و رسيدن به كمالات است .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، نظر امام خميني، م 73 و 345 و 346.

حق الناس من الان دانشجو هستم. دبستانی که بودم یک روز پول تو جیبیم را همه اش را خرج کردم. پدرم ناراحت شدند گفتند جرا همه را خرج کردی به دروغ گفتم مغازه دار این قیمت را گفت و پدرم فکر کردند که مغازه دار گران فروش بود.ولی تا حالا بازهم پدرم از او خرید میکند ایا من در برابر مغازه دار حقش را خورده ام؟شاید اگر بخواهم حلالیت بطلبم ابروی پدرم برود وظیفه ام چیست؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
گرچه حق الناس جنبه حيثيتى و آبرويى دارد، و به مغازه دار تهمت زده ايد، ولي حلاليت طلبيدن لازم نيست بلكه پشيمانى و استغفاركافى است.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله فاضل لنکراني،جامع المسائل،ج1،س982

اگر خانمی همسر موقت آقایی بشود ، اما دخول صورت نگیرد آیا این خانم پس از پایان وقت ازدواج موقت به پسرهای آن آقا محرم است؟

پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مركز
زن و مرد که به واسطه عقد موقت محرم بودند،بعد از پايان عقد پسرهاي مرد براي هميشه نسبت به زن محرم مي شوند .(1)
لطفا در ارتباط هاي بعدي نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج2، مسئله 2389.

صفحه‌ها