پرسش وپاسخ

با سلام من از خجالتی بودن و احساس ترس از نتوانستن خسته شده ام لطفا مرا راهنمایی کنید

کمرويي و خجالتي بودن يکي از علائم اضطراب مي‌باشد که با روشن شدن منشأ اضطراب، احساسات فرد مضطرب و راهکارهاي درماني شناخت بيش تري به اين مسأله پيدا خواهيد کرد.
ا ـ منشأ اضطراب
به اعتقاد بعضي از روان‌شناسان، افکار منفي و تلقي‌هاي غير منطقي موجب اضطراب هستند مثلاً اگر بر اين باور باشيد که هميشه مورد تأييد ديگران قرار گيريد، در برابر ديگران دچار اضطراب و نگراني مي‌شويد (شناخت درماني).
گاهي عوامل ديگر مانند در ميان نگذاشتن افکار خود با ديگران به دليل ترس از تحقير شدن،‌اجتناب از رو در رويي شما و سرکوب احساس و در نتيجه عصبي و هراسان مي‌شويد (روان تحليل‌گري).
ب ـ احساسات و افکار فرد خجالتي و کمرو
1ـ معتقد نيستيد که مردم خود حقيقي‌تان را دوست دارند. نگرانيد اگر به خويش حقيقي‌تان پي ببرند، شما را تحقير کنند.
2ـ احساس مي‌کنيد که ديگران شما را قضاوت مي‌کنند و به سادگي شما را تحقير و آزار مي‌دهند.
3ـ براي جلب محبت ديگران و احترام به آنان تحت تأثير قرار مي‌گيريد، ولي براي تأثير گذاشتن بر حرف آن ها خود را بي‌ارزش مي‌پنداريد.
4ـ احساس مي‌کنيد ديگران وقتي به شما نگاه مي‌کنند، درون تان را مي‌خوانند .بنابر اين از برنامه‌هاي اجتماعي اجتناب مي‌کنند.
5ـ مي‌ترسيد در حضور ديگران رفتار احمقانه‌اي داشته باشيد و يا مردم چنين تلقي از شما داشته باشند.
6ـ خود را در مقايسه با ديگران حقير و پست مي‌پنداريد.
7ـ راضي نگاه داشتن مردم ذهن شما را اشغال کرده است ،به گونه‌اي که بيش از راضي کردن خود ،به راضي نگاه داشتن ديگران مي‌پردازيد.
ج ـ راهکارهاي درماني
1ـ پذيرش و نوشتن احساسات منفي و عدم انکار آن ها و پيدا کردن راه حل مسأله با مشورت روانشناسان و مشاوران.
نوشتن احساسات منفي و قبول داشتن بدين معنا است که با خود در مکاني بنشينيد و احساس منفي و آزار دهنده خود را بنويسيد. مثلاً
« من هر وقت با فردي صحبت مي‌کنم ،دلهره و اضطراب دارم، حرف هايم را که از قبل آماده کردم نمي‌توانم بزنم .رنگم سرخ مي‌شود، تپش قلب مرا احاطه مي‌کند».
تمام راهکارهاي کاهش و خلاف اين حالت را بنويسيد . يکي يکي آن را امتحان کنيد مثلاً «اگر قبل از حرف زدن بدنم را شل نگه دارم و نفس عميق بکشم و يا اين که اول از احوال‌پرسي ساده شروع کنم يا قبل از حرف زدن اصلاً به اينکه با فردي ملاقات دارم فکر نکنم و...»
2ـ نوشتن توانايي‌ها و نقاط مثبت و تقويت آن ها در ذهن و مرور آن ها در هر روز . فرد مضطرب به تدريج توانايي‌هاي خودش را ناچيز شمرده و خود را هميشه سرزنش مي‌کند. اين تکنيک به شما اجازه مي‌دهد فهرستي از توانايي‌هاي خود را در تمام زمينه‌ها بنويسيد . آنچه را که مي‌توانيد و استعداد آن را داريد ، يادآوري کنيد .هر روز در وقت بيکاري اين توانايي‌ها را مرور کنيد.
3ـ تصويرسازي ذهني از يک موفقيت اضطراب‌زا و حساسيت زدايي تدريجي از آن موفقيت (هنگام تنهايي يکي از موفقيت‌هاي اضطرابي را به ذهن آوردن مانند گفتگو در جمع بعد از مرحله اول، وارد شدن در جمع تا ادامه صحبت و نگاه‌هاي جمعيت و تشويق جمع و پيروز شدن در آن موفقيت ،گامي براي پيروز شدن در موفقيت‌هاي واقعي و بيرون به شمار مي‌رود).
4ـ ورزش‌هاي دست جمعي، ريلاکسيشن و ساير فعاليت‌هاي آرامش عضلاني. منظور از ريلاکسيشن آرامش عضلاني 16 مرحله‌اي است . مي‌توانيد در کتابي به نام شيوه‌هاي درمانگري اضطراب و تنيدگي (استرس)، تأليف مسعود جان بزرگي پناهيد نوري، انتشارات سمت، 1382بخوانيد.
5ـ عزت نفس بي‌قيد و شرط ؛اگر عزت نفس خود را مشروط به موفقيت کنيد، اسير اضطراب و فشار رواني مي‌شويد. مقصود از عزت نفس يعني احترام به خود و دوست داشتن خود و عدم سرزنش و سرکوفت زدن . در هر حال، چه شکست، چه پيروزي ،خود را قبول داشته باشيد . هميشه راهکار منطقي براي حل مسأله و استفاده از شکست براي پيروزي مي‌باشد.
6ـ پرهيز از ذهن خواني (همه متوجه حالات ترس و اضطراب من مي‌شوند و تحقيرم مي‌کنند).
7ـ پرهيز از درشت نمايي (ديگر نمي‌توانم با آن جمع رفت و آمد و گفتگو داشته باشم، ديگر نمي‌توانم با آن فرد گفتگو داشته باشم زيرا دفعة قبل خراب کردم).
8ـ پرهيز از پيشگويي (اگر با آن فرد صحبت کنم ،حتماً آبروريزي مي‌شود. اگر در جمع دوستانم دعوت شده‌ام صحبت کنم، حتماً کنترلم را از دست مي‌دهم).
9ـ پرهيز از استفاده کردن کلمات بايد يا نبايد (نبايد تا اين حدّ عصباني مي‌باشم، بايد احساساتم را در همة مواقع کنترل کنم).
10ـ پرهيز از تصميم مبالغه‌آميز (وضعيتم و حالات روحي‌ام نشان مي‌دهند که آدم بي‌عرصه و حقيري هستم).
11ـ پرهيز از تفکر همه يا هيچ (طرز صحبت من با ديگران يا اقدام به ازدواج براي من به کلي بد خواهد بود، اگر ازدواج کنم در آينده به طلاق منجر خواهد شد).
12ـ خودافشايي،‌جرأت ورزي و تمرين خجالت (گفتن احساسات راحت کننده به ديگران، انجام دادن کارهايي که فکر مي‌کنيد احمقانه است در مقابل دوستان، تمرين جرأت‌ورزي از طريق ايجاد فضاي نمايش) منظور از کار احمقانه مثلاً هميشه جوراب نپوشيدن را در جمع دوستان کار احمقانه و بي کلاسي مي‌دانيد، در حالي که اين طور نيست. با شکستن اين نگرش مي‌توانيد آنچه را که شما و ذهن‌تان برچسب احمقانه مي‌زند و در واقع کار احمقانه نيست، زير سئوال برده و تجديد نظر داشته باشيد . از کنترل بيش از حدّ رفتارتان جلوگيري کنيد.
منابع براي اطلاعات بيش تر:
1ـ اين گونه مي‌توانيد (چگونه به خواسته‌هاي تان برسيد) دکتر پال هاوک، دکتر ناصر بليغ ،انتشارات جوانه رشد ،1379.
2ـ حال برتر (چگونه احساسات خود را مهار کنيم، گيل لنيدن فيلد، ترجمة دکتر الهي ميرزايي، انتشارات جوانه رشد ،1383.
3ـ هنر برقراري روابط ،راهي به سوي سعادت و شادکامي، پاتريشا بتن ،مترجمان جواد شافعي مقدم/ نيّره ايجادي، انتشارات پل، 1383.
4- از حال بد به حال خوب ،دکتر ديويد برنز ،ترجمه مهدي قراچه داغي، انتشارات آسيم .

سلام پارچه یا پیراهنی مادرم از مکه برایم آورده است و 5 سال از آن گذشته و استفاده نشده است آیا به آن خمس تعلق می گیرد؟ اگر خمس تعلق می گیرد چقدر باید پرداخت شود؟

بنا به احتياط واجب اگر از مخارج سال زياد بيايد ،خمس دارد . (1)

پي­نوشت­:
1. توضيح المسائل آيت الله بهجت ، مسئله: 1377

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

d

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
غير از غسل جنابت كه در هنگام جنب شدن و براي خواندن نماز و مانند آن بر انسان واجب مي شود، غسل هاي واجب ديگري نيز هست كه در موارد خاص خود واجب مي شود، مانند غسل عهد و نذر(عهد يا نذز كند كه غسل به جا آورد)، غسل مس ميت( در صورت تماس بدن انسان با بدن انسان مرده که بدنش سرد شده باشد).بعد از ازدواج در صورت نزديکي با همسر به مقدار ختنه گاه يا بيش تر(خواه مني بيرون‌ آيد يا نيايد) غسل واجب مي شود و غسل خاص ديگري بعد از ازدواج نيست.
نيت غسل همان است كه نوشتيد، اما كلمه الا الله درست نيست . صحيح الي الله است. البته لازم نيست به زبان‌ آوريد . قصد و نيت كافي است . همين كه براي انجام دستور و فرمان خدا غسل مي كنيد، كفايت مي كند.
غسل هاي مستحب زيادي هم وجود دارد كه ثواب بسيار دارند، مانند غسل جمعه، غسل شب هاي احياي ماه رمضان و غسل اعياد فطر و قربان که در رساله مرجع تقليد تان زير عنوان غسل هاي مستحبي آمده است.
در صورت امکان رساله مرجع تقليد خود را تهيه کنيد و مسائلي را که لازم داريد مطالعه فرماييد.
موفق باشيد.

وقتي مرد بالغ شد ،روزه گرفتن برايش واجب مي شود. نشانه بلوغ در مرد يكى از سه چيز است:
«اوّل» تمام شدن پانزده سال قمرى.
«دوم» بيرون آمدن منى .
«سوم» روييدن موى درشت بالاى عورت.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم شيرازي ،توضيح المسائل ،م 1909.

با سلام 1-مي خواستم تفاوت بين استمنا و ريختن آب مني در نزديكي با همسر چه فرقي مي كند؟ هر دوحالت آب مني به بيرون ريخته مي شود چرا يكي مجاز و ديگري غير مجاز مي باشد؟ 2- با اين وضعيتي كه جامعه ما دارد و سن ازدواج به هر دليلي بالا رفته مي شودتمام آداب و رسوم ازدواج موقت را انجام داد ولي بدون اطلاع خانواده هاي طرفين باشد ؟چرا كه اين طور حداقل گناهي صورت نمي گيردو به روش غير شرعي رابطه انجام نمي شود؟ 3- اگر اين وضعيت از نظر شما قبول نباشدچه راهكاري پيشنهاد مي دهيد كه براي همه قابل قبول و راحت باشد و اينكه اگر مسولين فكري در اين رابطه نمي كنند مسوليت اين همه بي بندباري در جامعه كيست ؟ فرض اين باشد كه همه نتوانند به شكل درست به هر دليلي ازدواج كنند آيا بايد تا آخر عمر از غريزه ي جنسي به دور باشند؟

پرسش: استمنا و ريختن آب مني در نزديكي با همسر چه فرقي مي كند؟ هر دوحالت آب مني به بيرون ريخته مي شود .چرا يكي مجاز و ديگري غير مجاز مي باشد؟

پاسخ: با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
فرق هاي اساسي و بنيادين روانشناختي بين ارضا از طريق استمنا و ارضا از طريق همسر شرعي:
1ـ سطح عزت نفس در اين دو بسيار متفاوت نوسان مي‌يابد.
با کمي تحقيقات ميداني متوجه خواهيد شد، فردي که استمنا مي‌کند (هرچند به هيچ دين و آييني ملتزم نباشد) ناخواسته به خاطر رفتار خارج از چارچوب خود دچار افت عزت نفس مي‌گردد. اين امر را به وضوح در مبتلايان به استمنا (حتى بي‌‌دين‌ترين آنان) شاهديم. اين امر در ارضا از طريق همسر شرعي 180 درجه معکوس است.
2ـ احساس گناه و عذاب وجدان و اضطراب در اکثر قريب به اتفاق مبتلايان به استمنا رواج دارد .
در افراد مسيحي و يهودي و لائيک نيز به نوعي شاهد اين احساس گناه هستيم. گويا انسان‌ها فارغ از عقايد مذهبي خود اين امر را غير طبيعي و خارج از چارچوب انساني خود قلمداد مي‌کنند.
3ـ استمنا نوعي ازدواج با خود است.
در استمنا فاعل و مفعول، ارضا کننده و ارضا شونده و... يکي است. اين تناقض در نقش‌ها از نظر روان‌شناختي آسيب جدي به روان انسان‌ها مي‌زند. اصولاً تناقض در همه عرصه‌ها هزينه ‌بردار است . فرد را دچار آشفتگي رواني مي‌نمايد.
4ـ استمنا ارضاي کاذب و به صورت مجازي صورت مي‌پذيرد،
از جمله تخيل‌گرايي هاي آسيب‌زا، تخيل‌گرايي جنسي و ارضاي غير واقعي مي‌باشد. در ارضا از طريق همسر شرعي ارضا کننده مصداق خارجي دارد . به صورت عيني و واقعي در بيرون مشهود است، ولي در استمنا، فرد با تصور يک صحنه تحريک‌زا در ذهن خود به ارضاي ناقص اقدام مي‌نمايد. ارضاي جنسي از طريق استمنا به مراتب ناقص‌تر و ناکام کننده‌تر از ارضا از طريق همسر شرعي مي‌باشد.
5ـ در روان‌شناسي دين که در دانشگاه‌هاي معتبر جهان در حال رشد و بالندگي مي‌باشد، گناه (صرف نظر از اين که فرد آن را گناه بداند يا نداند) اثرات رواني‌شناختي منفي بر روح و روان فرد دارد .
استمنا از نظر گناه بودنش آسيب زننده به روان فرد مي‌باشد. به عنوان مثال حتى در بي‌اعتقادترين افراد جهان پول دزدي با آن که از نظر ظاهري هيچ فرقي با پول غير دزدي ندارد ، ولي واکنش رواني متفاوتي براي فرد در پي دارد. اين واکنش رواني متفاوت نسبت به امور حلال و حرام در ادبيات غرب بسيار متجلي است و به ذات و فطرت پاک انسان‌ها بازگشت مي‌کند.
اين گوشه کوچکي از برخي تفاوت‌هاي ماهوي بين استمنا و روابط مشروع است که بسياري از آنان داراي مستندات علمي و روان‌شناختي مي‌باشد.

پرسش: با اين وضعيتي كه جامعه ما دارد و سن ازدواج به هر دليلي بالا رفته ،مي شود تمام آداب و رسوم ازدواج موقت را انجام داد، ولي بدون اطلاع خانواده هاي طرفين باشد ؟چرا كه اين طور حداقل گناهي صورت نمي گيرد و به روش غير شرعي رابطه انجام نمي شود.
پاسخ: دختري كه قبلاً شوهر كرده و باكره نيست، مي تواند بدون اجازه پدر عقد(دائم يا موقت) كند،اما در دختر باکره اجازه پدر به احتياط واجب شرط است. در اين صورت، ازدواج آن ها(دائم يا موقت) شرعي خواهد بود.
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم، توضيح المسائل ،م 2037.

پرسش: اگر اين وضعيت از نظر شما قبول نباشد،چه راهكاري پيشنهاد مي دهيد كه براي همه قابل قبول و راحت باشد و اينكه اگر مسئولان فكري در اين رابطه نمي كنند، مسئوليت اين همه بي بندباري در جامعه كيست ؟ فرض اين باشد كه همه نتوانند به شكل درست به هر دليلي ازدواج كنند ، آيا بايد تا آخر عمر از غريزه ي جنسي به دور باشند؟
پاسخ: تعهد شما نسبت به مسائل شرعي قابل تقدير است . براي تان آرزوي توفيقات هر چه بيش تر داريم.
راه درست يكي از دو صورت است. يا بايد تا فراهم شدن شرايط ازدواج از ارتباط با نامحرم پرهيز كنيد . محرك هاي دروني و بيروني را حذف كرده و يا به حداقل برسانيد، بسياري از هيجانات جنسي از طريق محرك ها صورت مي گيرد؛ يا اينكه به فكر فراهم آوردن شرايط ازدواج باشيد.
برادر گرامي، پاكي و طهارت مطلوب و هدف هر انساني است. كسي را نمي‏يابيد كه طالب آن نباشد. اين مهم بدون تلاش هماهنگ و حساب‏ شده و صبر و حوصله و قبل از اتمام اسباب، تكيه بر توفيق الهي به دست نمي‏آيد.
گرچه يكي از راه حل هاي فوري براي کنترل شهوت و حفظ پاکدامني ، ازدواج موقت مي تواند باشد اما متاسفانه اجرايي کردن آن کار آساني نيست. ازدواج موقت با توجه به مسائل عرفي و اجتماعي، جايگاه مطلوب و شايسته‏اي ندارد و اغلب خانواده ها آن را نمي پذيرند. فكر و خيال زياد در مورد آن، مي تواند محرك هاي جنسي را تقويت نمايد و چون طريق شرعي نيز محدود است، مي تواند مشكلات ديگر براي تان به وجود آورد. به جاي آن در فكر ازدواج دائم باشيد. چه بسا با گفتگو كردن با خانواده محترم تان، بتوانيد با راه انداختن ازدواج ساده و بدون تشريفات و به تأخير انداختن مراسم رسمي ازدواج و جشن، پاسخ مناسب و خوبي به اين نياز بدهيد زيرا شايد والدين گرامي تان بتوانند به گونه‏اي از عهده آن برآيند .

با سالم یکی از رفقایم با اینکه زندگی خوبی دارد با این حال این سال را بعضی وقت ها از من می پرسد که چرا خدا ما را بوجود آورد من از این خلقت راضی نیستم و این را درست نمی دانم که خداوند مارا بوجود آورده و جهنم را هم آفریده من نمی خواهم مورد امتحان و آزمایش باشم اصلا من نمی خواهم وجود داشته باشم . حالا من در پاسخ به این دوست چه بگویم چه جواب قانع کننده و علمی می توانم به این پرسش بدهم ؟ لطفا مرا کمک کنید . با تشکر فراوان

با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
تصور ما از انجام کارها ، به دست آوردن سود يا رفع نياز است ؛ زيرا ما انسان ها موجودات محدود و ناقص هستيم و همواره اعمال ما به يکي از اين دو امر برمي گردد . به همين خاطر تصور مي کنيم هرکاري که از هر فاعلي سر بزند، بايد به منظور رفع نياز او باشد و يا براي به دست آوردن سودي ( البته به دست آوردن سود ، حاکي از وجود نوعي نياز و ميل به بر طرف کردن آن است) اين قاعده را حتي در مورد خداوند نيز جاري مي کنيم ؛ در حالي که خداوند موجود نامحدود ، کامل و بي نياز مطلق است .
آري هدف انسان در كارهايش، رسيدن به كمال و سود يا رفع نقص است؛ مثلاً غذا مي‏خورد تا رفع گرسنگي كند. لباس مي‏پوشد تا خود را از سرما و گرما حفظ كند. ازدواج مي‏كند براي ارضاي نيازي كه احساس مي‏كند .
اما خداوند، هيچ نقصي ندارد كه با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد و هيچ كمالي را فاقد نيست، تا به كمال رسيدن براي او فرض شود. بلكه خدايي او اقتضاي آفرينش دارد؛ زيرا «آفريدن» به معناي ايجاد كردن است و هر وجودي خير است و لازمه فياض(بخشنده) بودن خداوند، عطا كردن او است:
«و ما كان عطاء ربك محظورا؛ و عطاي پروردگارت منع نشده است»، (1).
هر چيزي که اقتضاي وجود و هستي داشته يا امکان وجود داشتن آن باشد ، فيض وجود از خدا دريافت مي کند .خداوند بخل در وجود و هستي دادن ندارد ، تا موجودي که امکان وجود آن است ، وجود را دريافت نکند.
جهان هستي با تمام نظم و زيبايي هايش نمادي از لطف، مهرباني، علم، قدرت، حکمت و... خداست ،به طوري که بدون آفرينش، صفات جمال و جلال خدا مخفي و پنهان مي ماند .
هر «بود»ي ، «نمود»ي دارد؛ نمي شود فياض باشد ، اما فيضي نداشته باشد ، همان گونه که نمي تواند نور باشد اما روشنايي نداشته باشد و رحمت باشد اما بخشش نداشته باشد!
بنابراين از همين جا مي توان نتيجه گرفت كه خلقت جهان و از جمله انسان نتيجه صفات خداوند است .
خداوند فيض و بخشش دارد و لازمه آن اين است كه هر چه امكان وجود دارد ، فيض و هستي خداوند را دريافت كند و چون قابليت وجود براي جهان هستي بود ، خداوند آن را آفريد؛ بنابراين جهان هستي ، نشان دهنده و نتيجه صفات خداوند است.
از اين رو خلقت جهان هستي ، با تمامي نظم و زيباييش و صورتگري انسان با تمامي استعداد و توامنديش، جلوه گر جلال و جمال خداست .
خداوند از آن جا كه "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بي نهايت دارد ، جهان و انسان را آفريده ، چون لازمه اين صفات آن است كه اولا جهان را بيافريند .
دوم: خلقت خداوند بهترين و كامل‏ترين آفرينش باشد، يعني در مجموعه هستي اگر وجود مخلوقي، زيبايي و كمال آفرينش مجموعه عالم را افزايش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق كند، زيرا عدم خلقت آن موجود، ناشي از عدم اطلاع و آگاهي از زيبايي آن است، يا در اثر ضعف و ناتواني از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بي نهايت، باز آن زيبايي را خلق نكند ،ناشي از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگي است كه خدا از بخل منزه است و "جود" و رحمت و بخشندگي او بي نهايت است. پس جهاني كه خدا خلق مي كند، بايد كامل‏ترين صورت ممكن را داشته باشد و هر چه امکان تحقق دارد ، از طرف خداوند فيض وجود دريافت کند.
بايد انسان خلق مي شد؛ زيرا در جهان خلقت پيش از خلق انسان، ملائك بودند كه موجوداتي نوراني و پاك بودند كه خدا را همواره عبادت مي كردند. فرشتگان به دليل شرايط ويژه خلقت خود بر سر دو راهي قرار نمي گرفتند كه با اختيار خويش (در حالي كه ميل باطني آن‏ها به جهت ديگري تمايل داشته باشد) رضايت خداوند را انتخاب كنند.
آن‏ها همواره حضور و عظمت خدا را درك مي كنند و در مقابل آن همه عظمت ، راهي جز عبادت ندارند. اما در صحنه هستي، مي توان يك نمايش زيباتر از اين را هم تصوير كرد و آن اين كه موجودي وجود داشته باشد كه از يك طرف همانند ملائك در اوج جذبه الهي و عشق و عبادت به خدا باشد و در عين حال موانعي پيش روي او براي برگرداندن وي از مسير عشق و عبادت مانند شهوات و شيطان قرار داشته باشد.
اين موجود انسان است. او خدا و عظمتش را بي واسطه مي بيند و از سوي ديگر گرچه فطرت الهي او همواره در درونش وي را به سوي خوبي‏ها و پاكي‏ها دعوت مي كند ، ولي اميال حيواني و شهواني او به همراه وسوسه هاي شيطان هم قدرت فراواني دارند. وي اين گونه خلق شده كه از يك سو با خواسته‏ها و تمايلات شهواني و حيواني رو به رو است و از سوي ديگر فطرت الهي اش و راهنمايي‏هاي پيامبران او را به سوي خوبي‏ها فرا مي خواند. او در عرصه‏هاي مختلف زندگي مي تواند با ايمان به خداوند و محبّت او، بر سر دو راهي‏ها ، عشق به خدا را انتخاب كند و مظاهر فريبنده دنيا را رها سازد.
چنين صحنه هايي از محبّت و عشق انسان نظير يوسف كه در اوج جواني و زيبايي در سخت‏ترين صحنه آزمايش خدا را رها نكرد، براي هر كسي در طول زندگي پيدا مي شود. همواره چنين صحنه‏هايي در طول تاريخ حيات بشري تكرار مي شود.
اگر خداوند زمينه پديد آمدن چنين صحنه‏هاي زيبايي از تجلّي محبّت و عشق مخلوقات خويش را كه با اختيار كامل به سوي او مي آيند ،فراهم نمي كرد ،باز جهان كامل‏ترين و زيباترين بود؟ آيا در علم و قدرت و فيض و "جود" مطلق خداوند كه اقتضاي آفرينش بهترين و زيباترين صورت آفرينش را دارد، ترديد نبود؟ آيا جاي اين سؤال از خدا باقي نمي ماند كه قدرت و علم و فيض تو مطلق بود، پس چرا زيباترين جهان را خلق نكردي؟! پس از خدا، چنين خلقتي لازم و ضروري است و گرنه خداوند نيازي به آزمون و عبادت انسان‏ها ندارد.
اگر در آيات قرآن آزمايش و عبادت به عنوان علّت آفرينش انسان شناخته شده و كمال انسان هدف نهايي شمرده شده، اين خصوصيّات و فوائد متوجه انسان است . هدف و مسيري است که در مورد خلقت حکيمانه انسان در نظر گرفته شده ، ابزار و راهکاري است که خداوند براي تعالي و رسيدن انسان به کمالي که در وجودش امکان تجلي دارد ،در نظر گرفته ؛ مقصدي است که در برابر خلقت حکيمانه خداوند ترسيم شده، نه هدف اصلي خلقت وآفرينش انسان .
پي‌نوشت:
1. اسراء (17) آيه‏ 20.

مسافری که در نماز جماعت مغرب و عشا شرکت میکند نماز خود را چگونه می خواند؟

پرسش: نماز شرح : مسافري که در نماز جماعت مغرب و عشا شرکت مي کند نماز خود را چگونه مي خواند؟
پاسخ: با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
نماز مغرب سه رکعت است و در مسافرت شکسته نمي شود ،يعني همان سه رکعت خوانده مي شود .
نماز صبح هم شکسته نمي شود اما نماز هاي چهار رکعتي يعني نماز عشا و ظهر و عصر شکسته مي شود ،چه فرادا خوانده شود و چه با جماعت خوانده شود .
مسافر در نماز جماعت نيز نماز خود را بايد شکسته بخواند . با قصد شکسته خواندن به امام جماعت اقتدا کند و در رکعت دوم بعد از تشهد سلام بدهد، نماز مسافر تمام مي شود.
چنانچه مسافر بخواهد بعد از سلام نماز، در دو رکعت ديگر نيز با امام همراهي کند و نماز بخواند، اگر نماز قضاي يوميه دارد ، مي تواند به نيت نماز قضا، در رکعت سوم امام اقتدا کند و با امام نماز را ادامه دهد.(1)
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج1، احکام نماز مسافر، مسأله 1272و1408.

پرسش: خانمي که داراي پريود 10 روزه است، آيا بايد بعد از ظهر روز دهم يا صبح روز يازدهم(ساعت 9 صبح) غسل نمايد ؟با اين فرض که صبح روز اول ساعت 9 صبح حيض شده است؟

پاسخ: با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
در فرض سؤال ساعت 9 صبح روز يازدهم ده روز او کامل مي شود .
بايد ساعت 9 صبح روز يازدهم غسل کند،مگر آن که قبل از ساعت 9 پاک شده باشد . در اين صورت بعد از پاک شدن مي تواند غسل کند.(1)
پي نوشت:
1. سؤال از دفتر آيت الله فاضل لنکراني.

درباره کیفیت و چگونگی نماز شب لطفا توضیح دهید. ممنون

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
نماز شب 11 ركعت است. 8 ركعت به نيت نافله شب، به صورت 4 تا دو ركعتى که در هر دو رکعت سلام داده مي­شود و نماز تمام مي شود، مانند نماز صبح. 2 ركعت به عنوان نماز شفع مانند نماز صبح و يك ركعت به نيت نماز وتر خوانده مى‏شود و سلام داده مي شود. (1)
تمام ثواب نماز شب به کسي که نماز شب را بدون مستحبات بخواند، داده مي شود. نماز شب مستحباتي دارد که هر مقدار از مستحبات انجام شود، ثواب بيشتري به نماز گزار مي رسد. از جمله اين که مستحب است در نماز وتر بعد از خواندن سوره حمد، 3 مرتبه سوره قل هو الله احد و يك مرتبه قل اعوذ برب الناس و يك مرتبه قل اعوذ برب الفلق خوانده ‏شود. در قنوت براي چهل نفر طلب بخشش شود، مثلا اگر کسي حسين باشد، گفته شود: اللهم اغفر لحسين. بهتر است که انسان پدر و مادر و فاميل و همسايه ها را جزء چهل نفر قرار دهد. بعد 70 مرتبه استغفر الله ربي و اتوب اليه گفته شود. سپس 300 مرتبه العفو گفته‏ شود. بعد ركوع و سجده‏ها و تشهد و سلام به جا‏ آورده شود.
طرز خواندن نماز شب با مستحباتش در حاشيه مفاتيح الجنان نوشته شده است. مي­توانيد مراجعه کنيد.
پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل، مسئله 765.

صفحه‌ها