ازدواج موقت

دلیل و سند قرآنی و روایی متعه
ازدواج موقت براساس آیه۲۴ نساء در زمان پیامبرحلال بود،اما اهل‌سنت آن را به سنت عمر منسوخ می‌دانند،در حالی که شیعه به دلیل عدم اثبات نسخ متواتر،آن را حلال میدانند

پرسش:

 آیا دلیل و سند قرآنی برای متعه و ازدواج موقت وجود دارد؟ اگر ریشه قرآنی دارد، چرا اهل‌سنت به‌شدت مخالف آن هستند؟

 

 

پاسخ :

«ازدواج موقت» نوعی ازدواج است که برای مدت زمان محدود و مشخصی منعقد می‌شود، نه دائم و همیشگی. در این عقد، تعیین دقیق مدت زمان ازدواج و میزان مهریه الزامی است و زن در طول این مدت حق ازدواج با شخص دیگری را ندارد. برخلاف ازدواج دائم که با طلاق پایان می‌یابد، جدایی در ازدواج موقت یا با اتمام مدت تعیین‌شده رخ می‌دهد یا مرد می‌تواند باقی‌ماندۀ مدت را ببخشد. در صورت فوت یکی از طرفین در مدت عقد، هیچ‌کدام از دیگری ارث نمی‌برند. همچنین برخلاف ازدواج دائم، پرداخت نفقه از سوی شوهر به همسر در ازدواج موقت واجب نیست؛ اما اگر فرزندی از این ازدواج به دنیا بیاید، از نظر شرعی هیچ تفاوتی با فرزندان ازدواج دائم ندارد و همانند آنان از پدرومادر خود ارث می‌برد و نفقه‌اش بر پدرش واجب است. پس از پایان مدت عقد یا بخشش مدت از سوی مرد، اگر رابطه زناشویی برقرار شده باشد، زن باید عده نگه دارد و پس از آن مجاز به ازدواج مجدد خواهد بود.

 

دلیل قرآنی ازدواج موقت

آیۀ 24 سورۀ «نساء» درباره ازدواج موقت است: «... فَمَا اِسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً ...: با زن‌هایى که ازدواج موقت مى‏‌کنید، باید مَهر آنان را به عنوان یک امر واجب بپردازید ...» (1).

منظور از «استمتاع» در این آیه، ازدواج موقت است؛ بنابراین بر اساس این آیه، ازدواج موقت حلال است (2). برخی از صحابه همچون ابی‌بن‌کعب (3)، ابن‌مسعود، ابن‌عباس (4) و ... و بسیاری از مفسران اهل‌سنت همچون مقاتل ‌بن ‌سلیمان (5)، طبری (6)، سمرقندی (7) ماتریدی (8) و ... به قید «الی اجل مسمّی: برای مدت معینی» که تنها با ازدواج موقت سازگار است، به عنوان تفسیر این آیه اشاره کرده‌اند.

 

چرا آیۀ 24 سورۀ «نساء» درباره ازدواج دائم نیست؟

آیه نمی‌تواند درباره ازدواج دائم باشد؛ چراکه اولاً واژه «اِسْتَمْتَعْتُمْ» به «تمتع» اشاره دارد که در زمان نزول قرآن، نام ازدواج موقت بوده و همچنان نیز هست (9) و در هیچ آیه دیگری برای اشاره به ازدواج دائم به کار نرفته است؛ ثانیاً حکم ازدواج دائم و مهریه آن در آیات پیشین بیان شده است و نیازی به تکرار مجدد آن نیست (10)؛ ثالثاً مطابق این آیه، مهریه در برابر «استمتاع» است، اما در ازدواج دائم، نصف مهریه در برابر عقد است و نصف دیگر آن در برابر «استمتاع». چنان‌که مطابق این آیه، در هر حالت باید مهریۀ کامل پرداخته شود و در اصطلاح مطلق است و مقید به وقوع نزدیکی نشده است؛ اما در نکاح دائم، پیش از نزدیکی، فقط نصف مهر واجب است، نه تمام آن. برخلاف ازدواج موقت که چه پیش از نزدیکی و چه پس از آن، مهریه باید کامل پرداخت شود (11).

دیدگاه اهل‌سنت درباره ازدواج موقت

شیعه و اهل‌سنت دربارۀ اینکه ازدواج موقت در زمان پیامبر خدا علیه و آله السلام حلال بوده است، با هم اتفاق‌نظر دارند و اختلاف درباره «نسخ»شدن یا نشدن آن است. شیعیان معتقدند این حکم هیچ‌گاه نسخ نشده است؛ ازاین‌رو ازدواج موقت همچنان نیز حلال است. اما اهل‌سنت مدعی‌اند این حکم نسخ شده است (12)؛ ولی دربارۀ اینکه این آیه چه زمانی و چگونه نسخ شد، با هم اختلاف‌نظر دارند. برخی مدعی شده‌اند این آیه را آیات 5 تا 7 سورۀ «مؤمنون» نسخ کرده است؛ درحالی‌که این ادعا نمی‌تواند صحیح باشد؛ چراکه آیۀ ناسخ باید بعد از آیه منسوخ نازل شود و چگونه ممکن است آیۀ متعه که در مدینه نازل شده بود را آیاتی نسخ کند که سال‌ها قبل در مکه نازل شده بودند (13). برخی دیگر مدعی شده‌اند پیامبر خدا آیۀ متعه را نسخ کرد؛ درحالی‌که این ادعا هم صحیح نیست؛ چراکه چگونه ممکن است حضرت حکمی را نسخ کنند، اما هیچ‌کدام از بزرگانی از صحابه همچون امیرالمؤمنین، ابی‌بن‌کعب، ابن‌مسعود، جابر بن‌ عبدالله انصاری، عمران ‌بن ‌حصین، ابن‌عباس و ... از نسخ حکم جواز ازدواج موقت آگاه نباشند و قائل به حلیت آن باشند؟!

 

چرایی مخالفت اهل‌سنت با ازدواج موقت

واقعیت این است که جواز ازدواج موقت هیچ‌گاه نه از سوی قرآن و نه توسط پیامبر نسخ نشد، بلکه این حکم تا پایان عمر پیامبر خدا و همچنین پایان حکومت ابوبکر همچنان باقی بود تا اینکه عمربن‌خطاب به حکومت رسید و به طور رسمی اعلام کرد که دو متعه در زمان پیامبر خدا حلال بود؛ اما من از هر دو نهی می‌کنم و هرکه آن دو را انجام دهد، مجازات خواهم کرد: متعۀ زنان و متعۀ حج (14). این گفتۀ عمر، آشکارا ادعای کسانی که مدعی‌اند قرآن یا پیامبر خدا ازدواج موقت را در ادامه حرام کردند، رد می‌کند. از امیرالمؤمنین علیه ‌السلام نقل شده است که اگر عمر از متعه نهی نکرده بود، جز شخص شقی کسی زنا نمی‌کرد (15). مشابه همین سخن از ابن‌عباس نیز نقل شده است (16). از عمران ‌بن ‌حصین صحابی نیز نقل شده است که آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و بعد هیچ آیه‌ای نازل نشد که بخواهد آن را نسخ کند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این کار را به ما اجازه داد و ما نیز در زمان پیامبر خدا این کار را انجام دادیم و هیچ‌گاه حضرت ما را از این کار نهی نکرد؛ اما بعداً مردی هر‌چه دلش خواست گفت! (17).

 

نتیجه

«ازدواج موقت» نوعی ازدواج است که برای مدت زمان محدود و مشخصی منعقد می‌شود، نه دائم و همیشگی. این ازدواج همانند ازدواج دائم، عدّه دارد و زن نمی‌تواند هم‌زمان با مرد دیگری ازدواج کند. آیۀ 24 سورۀ «نساء» ازدواج موقت را حلال دانسته است. شیعه و اهل‌سنت در اینکه ازدواج موقت در زمان پیامبر خدا حلال بود، با هم اتفاق‌نظر دارند؛ اهل تسنن مدعی‌اند که این آیه بعد نسخ شد، اما دربارۀ اینکه این آیه چرا و چگونه نسخ شد، با هم اختلاف دارند. برخی از آنان مدعی‌اند این آیه را آیات 5 تا 7 سورۀ «مؤمنون» نسخ کرد؛ درحالی‌که چگونه ممکن است آیه‌ای که در گذشته نازل شده بود، آیه‌ای که بعد نازل می‌شود را نسخ کند؟! برخی نیز مدعی‌اند پیامبر خدا ازدواج موقت را حرام کرد که این مدعا نیز صحیح نیست؛ زیرا چگونه ممکن است پیامبر ازدواج موقت را حرام کرده باشند، اما بزرگان صحابه از آن اطلاعی نداشته باشند و تا آخر عمر معتقد به حلال‌بودن آن باشند؟! همۀ مسلمانان تا زمان حکومت عمر بن‌ خطاب قائل به حلیت ازدواج موقت بودند تا اینکه عمر گفت: ازدواج موقت در زمان پیامبر خدا حلال بود، اما من آن را حرام می‌کنم. شیعیان معتقدند آیه قرآن تنها توسط آیه‌ای دیگر یا حدیث متواتر نبوی نسخ‌شدنی است؛ به همین دلیل همچنان بر پایه قرآن و سنت معتقد به حلیت ازدواج موقت هستند.

برای مطالعۀ بیشتر:

سیدحسین هاشمی؛ «نقدی بر ازدواج موقت در فقه عامه»؛ مطالعات راهبردی زنان، ش 35، 1386 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. نساء: 24.

2. «قال الصادق ع: "فمن استمتعتم به منهن ـ إلى أجل مسمى ـ فآتوهن أجورهن فریضه" قال الصادق ع فهذه الآیه دلیل على المتعه» (علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ قم: دار‌الکتاب، 1404 ق، ج ‏1، ص 136).

3. «أعطانی ابن عباس مصحفا، فقال: هذا على قرائة أبی. قال أبو کریب، قال یحیى: فرأیت المصحف عند نصیر فیه: "فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى"» (محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج ‏5، ص 9).

4. نصر سمرقندی؛ بحر العلوم؛ بیروت: دارالفکر، 1416 ق، ج ‏1، ص 294. حسین بن مسعود بغوى؛ تفسیر البغوى المسمى معالم التنزیل؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏، 1420 ق، ج ‏1، ص 596.

5. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏1، ص 367.

6. «عن السدی ... فهذه المتعه الرجل ینکح المرأه بشرط إلى أجل مسمى، و یشهد شاهدین، و ینکح بإذن ولیها، و إذا انقضت المده فلیس له علیها سبیل و هی منه بریه، و علیها أن تستبرئ ما فی رحمها، و لیس بینهما میراث، لیس یرث واحد منهما صاحبه» (محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ ج ‏5، ص 9).

7. نصر سمرقندی؛ بحر العلوم؛ ج ‏1، ص 294.

8. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دار‌الکتب العلمی، 1426 ق، ج ‏3، ص 116.

9. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏4، ص 272.

10. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏4، ص 273.

11. فضل بن حسن طبرسى؛ ‏مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 3، تهران: ناصرخسرو، 1372 ش، ج ‏3، ص 53.

12. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏10، ص 41.

13. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏4، ص 273 ـ 274.

14. «قال عمر: متعتان کانتا علی عهد رسول الله انهی عنهما و اعاقب علیهما متعة النساء و متعة الحج» (مالک بن انس؛ الموطأ؛ ابوظبی: مؤسسه زاید بن سلطان، 1425 ق، ج 1، ص 171).

15. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ ج ‏5، ص 9.

16. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ ج ‏3، ص 116.

17. «عمران بن الحصین قال: نزلت هذه الآیه (المتعه) فی کتاب الله، لم تنزل آیه بعدها تنسخها، فأمرنا بها رسول الله صلى الله علیه [وآله] و سلم و تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه [وآله] و سلم و لم ینهنا عنه، و قال رجل بعد برأیه ما شاء» (احمد ثعلبى؛ تفسیر ثعلبی؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1422 ق، ج ‏3، ص 287).

با سلام و خسته نباشید شماها از طرفی می گویید که دین گفته مردان متأهل هم می توانند ازدواج موقت کنند و در این باره اصلا نگفته که حرام یا حتی مکروه است ولی در روایتی این چنین آورده اید: «امامان معصوم در برابر سؤال برخي از اصحاب خود در مورد ازدواج موقت فرمودند: تو را با نكاح متعه چه كار؟ و حال آن كه خداوند تو را (با داشتن همسر) از آن بي نياز كرده است. حالا بفرمایید حرف چه کسی را قبول کنیم حرف دین را که حتی نگفته مکروه است و یا حرف امامان را که برای کسانی که همسر دارند آنها را از متعه نهی کرده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي ظاهرا شما دين را غير از سخنان اهل بيت و امامان عليهم السلام تصور كرده ايد، دين غير از فرمايشات خداوند و اهل بيت عليهم السلام نيست. و در اين ميان تناقضي نيست. در ذيل توضيحاتي برايتان مي آوريم تا بدانيد هم ازدواج موقت جايز و مشروع است و هم نهي امام از ازدواج موقت كساني كه دسترسي به همسر دائم خود دارند، كاملا درست است:
بدانيد اگرچه ازدواج موقت جايز است و حتي ثواب دارد و روايات زيادي در اين مورد هست، ولي از جهات ديگري محدويت هايي هست. اسلام اجازه نمي دهد كه قانون ازدواج موقت و يا هر قانون ديگري وسيله اي شود براي هوسراني و هواپرستي يا عاملي گردد براي ايجاد تشنج و چالش در خانواده و سست شدن پايه هاي ازدواج دايم. شهيد مطهري مي فرمايد: جاي ترديد نيست كه هدف مقنن قانون ازدواج موقت اين نبوده است كه وسيله عياشي و حرمسراسازي براي مردم هواپرست و وسيله بد بختي و دربدري براي يك زن و يك عده كودك فراهم سازد. اسلام اجازه نمي دهد كه انسان آتش غرائز را دامن بزند و آن ها را بشكل يك عطش پايان ناپذير روحي در آورد.(1) از اين رو است كه ائمه اطهار عليهم السلام در عين آن كه ازدواج موقت را به عنوان سنت پيامبر اكرم (ص) تبليغ و ترويج مي كردند تا با احياي اين سنت و فرهنگ شدن آن در جامعه جلوي بسياري از فحشا و فسادهاي اخلاقي گرفته شود از سويي ديگر افراد متأهل كه دسترسي به همسرخود دارند را از رفتن به سوي ازدواج موقت نهي كرده اند. به چند حديث در اين خصوص توجه شود.
اول- على ابن يقطين مى گويد: از امام موسى بن جعفر (ع) درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال كردم. حضرت فرمود: مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ فَقَدْ أَغْنَاكَ اللَّهُ عَنْهَا(2) «تو را چه به اين كار؟! [مگر تو زن نداري؟] قطعا خداوند تو را با داشتن زن از ازدواج موقت بي نياز كرده است».
دوم - فردي به نام فتح يزيد از امام موسى بن جعفر (ع) درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال كرد، حضرت به او فرمود: ازدواج موقت براي كسي روا است كه زن داشته باشد و خداوند او را با داشتن همسر از اين كار بي نياز نكرده باشد. اما كسي كه داراي همسر است فقط هنگامي مي تواند به اين كار اقدام كند كه دسترسي به همسر خود نداشته باشد.(3) مثلا همسرش در سفر باشد سوم- امام صادق(ع) فرمود: ازدواج موقت را رها كنيد آيا شرم نمي كنيد با اين كار مردم شما را افراد شهوتران و وابسته به عورت بدانند بعد خيال كنند همه افراد صالح و نيكوكار شيعه مثل شما هستند؟ (4)
چهارم - امام (ع) به يكي از نمايندگان خود نامه اي نوشت و در آن متذكر شد شما موظفيد سنت و قوانين ديني را اقامه كنيد نكند خودتان را به ازدواج موقت [به بهانه احياي سنت ] مشغول كنيد و زن ها را به عكس العمل وشك وترديد نسبت به دين بكشانيد و با اين كار باعث شويد آن ها نسبت به اهل بيت بدبين شوند و ما را مورد لعن و نفرين قرار دهند.(5)
و از طرفي با توجه به شرايط جامعه ما بايد دانست كه فاش شدن اين ارتباط مي تواند در زندگي تان ايجاد مشكل فراوان كند و باعث آبروريزي در خانواده تان شود و ايجاد مشكل خانوادگي كند. هم چنين مي تواند مشكلات ديگري داشته باشد، مانند عادت به اين كار، مقايسه همسر تان با همسر موقت، و عدم توانايي در ابراز محبت كامل به همسر و ...
پس در امر صيغه و ازدواج موقت، فقط نبايد از يك جهت نگاه كرد، بلكه اگر چه صيغه و ازدواج موقت جايز است، ولي هر كسي نمي تواند در هر شرايطي، دست به اين كار بزند.
براي توضيحات بيشتر با شماره (09640)تماس بگيريد.

پي نوشت ها:
1. نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري، انتشارات صدرا، تهران، ص 45 و 46.
2. الكافي، شيخ كليني، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1365ش، ج 5، ص 452.
3. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، موسسه آل البيت قم، ج 14، ص 449.
4. همان، ص 450.
5. همان.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

آیا می توان با زن مسیحی ازدواج موقت کرد؟

پاسخ:
بله می توان با زن مسیحی ازدواج موقت کرد.(1)

پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسئله 2397.(مطابق با نظر آیت الله خامنه ای).

سلام، من یک ایرانی مقیم لس انجلس امریکا می باشم، می خواستم ببینم ازدواج موقت با زن مسیحی یا یهودی چه حکمی دارد و با زنانی که فیلم های مستهجن از خود به نمایش می گذارند یا اینگونه فیلم ها اجرای نقش دارند چگونه است؟ زن مسیحی که زبان عربی نمی داند، چگونه باید حکم صیغه رو بخوانیم؟ این زن از قبلا از طریق رابطه ی نامشروع بکارت خود را از دست داده آیا اذن پدر او الزامی است؟ در ضمن پاسخ رو با توجه به مرجع تقلید ایت الله مکارم بدهید با تشکر

پاسخ:
1. ازدواج موقت با زنان مسیحی و یهودی، اشکال ندارد. (1)
2. در صورتی که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند، می توانند با زبان خودشان بخوانند؛ ولی باید لفظی بگویند که معنای صیغه عربی را بفهماند. همچنین لازم است سایر شرایط اجرای صیغه موقت، مانند: مدت زمان عقد موقت، مهریه و امثال آن رعایت شود. (2)
3. زنانی که فیلم های مستهجن از خود به نمایش می گذارند، اگر بدکاره و مشهور به زنا باشند، بنا بر احتیاط واجب، از ازدواج با آنان باید اجتناب کرد؛ مگر این که توبه نمایند. (3)
4. اگر دختر از طریق رابطه نامشروع بکارت خود را از دست داده باشد، دختر باکره به شمار می رود و اگر مسلمان باشد، باید اذن پدر و یا جد پدری در ازدواج آنان حاصل شود. (4) اما اگر مسیحی و یا یهودی باشد، چنانچه در فرهنگ آن کشور اذن پدر و یا جد پدری را برای ازدواج دختر لازم می دانند، باید از آنان اجازه بگیرند و اگر لازم نمی دانند، اجازه گرفتن لازم نیست. (5)

پی نوشت ها:
1. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، مسئله 394.
2. همان، مسئله 2032.
3. آیت الله مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج 2، ص 321، سؤال 927.
4. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، مسئله 2037.
5. سؤال از دفتر آیت الله مکارم شیرازی (شماره تلفن: 2517840001-0098).

با عرض سلام،

1- آیا می توان فواحش اهل کتاب را (برای مثال مسیحی) را به مدت معین و مهر مشخص (مقدار پول توافقی بین طرفین) به عقد موقت در آورد؟

2- می توان عقد را به زبان انگلیسی جاری کرد؟

3- اجازه ی پدر دختر باید باشد؟ و اگر نباشد چه؟

4- با علم به اینکه آن زن ساعاتی قبل با شخص دیگری رابطه داشته است، آیا به عقد موقت در آوردن آن زن و داشتن رابطه ی جنسی با او اشکالی ندارد؟ (نظر به اینکه عده نگه داشته نشده است)

5- بعد از مدت معین شده آیا عقد به خودی خود باطل می شود ؟

با تشکر

پرسش1:
آیا می توان فواحش اهل کتاب را (برای مثال مسیحی) را به مدت معین و مهر مشخص (مقدار پول توافقی بین طرفین) به عقد موقت در آورد؟
پاسخ:
ازدواج با فاحشه، گرچه جايز است، ولي کراهت دارد. مستحب است از ازدواج با فاحشه خودداري شود (1). بايد هم عقد ازدواج موقت صحيح خوانده شود و هم مدت و مهريه معين گردد.

پي نوشت ها:
1. سؤال تلفني (7746666-0251) از دفتر آيت الله خامنه اي و رساله دانشجويي ، ص 227،پرسش354.
-------------------------------

پرسش 2:
مي توان عقد را به زبان انگليسي جاري کرد؟
پاسخ:
از شرايط عقد ازدواج آن است كه به عربى صحيح خوانده شود. اگر خود مرد و زن مي توانند، صيغه را به عربى صحيح بخوانند. اگر نمي توانند، چنانچه عقد را به فارسي يا با هر زبان ديگري بخوانند، بايد لفظى بگويند كه معناى زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ را بفهماند.
اگر در عقد يک حرف اشتباه خوانده شود که معنا را عوض کند، عقد باطل مي شود. (1)

پي نوشت ها :
1. امام خميني، توضيح المسائل،مسئله2370؛
--------------------------------

پرسش 3:
اجازه پدر دختر بايد باشد؟ اگر نباشد چه؟
پاسخ:
در مورد اذن پدر دختر مسيحي، اگر دختر باکره نباشد، نياز به اذن پدر دختر نمي باشد. چنانچه باکره باشد، و در فرهنگ مسيحي ها اذن گرفتن از پدر متعارف و مرسوم باشد، بنابر احتياط واجب اذن پدر دختر گرفته شود. اگر در فرهنگ آن ها چنين معمول باشد. که دختران بدون اذن پدر ازدواج مي کنند، و در حقيقت پدران به صورت يک قانون کلي، به دختران اذن در امر ازدواج داده اند، اذن گرفتن از پدر دختر مسيحي لازم نيست.
----------------------------------

پرسش 4:
با علم به اينکه آن زن ساعاتي قبل با شخص ديگري رابطه داشته است، آيا به عقد موقت در آوردن آن زن و داشتن رابطه جنسي با او اشکالي ندارد؟ (نظر به اينکه عده نگه داشته نشده است)
پاسخ:
زنا عده ندارد.(1)

پي نوشت ها:
1. همان، مسئله 2400-2401 .
-----------------------

پرسش 5:
بعد از مدت معين شده آيا عقد به خودي خود باطل مي شود؟
پاسخ:
عقد بعد از تمام شدن مدت تعيين شده خود به خود باطل مي شود ولي مي توانند با تعيين مدت و مهر دوباره عقد بخوانند.

فرق ازدواج موقت با زنا چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
زنا عبارت است از مباشرت و نزديكي مرد و زن نامحرم، بدون عقد ازدواج دائم يا غير دائم. اما ازدواج که آثار حقوقي و تعهداتي بين طرفين ايجاد مي کند بايستي طبق ضوابطي انجام گيرد تا آن آثار بر آن بار شود. نيز امکان حمايت قانوني از آن در صورتي که يکي از طرفين عمدا يا ناخواسته قصور ورزد يا تخلف کند بر آن مترتب شود و اين در قالب واژه‏ ها (که به آن عقد ازدواج مي گويند) اعلان مي شود.
واژه ‏ها بيانگر اراده واقعي طرفين است که با توجه به نوع عقد متفاوتند. براي استحکام بخشيدن به اين تعهدات طبق آنچه که ذکر شد. و بر اساس آيات و روايات بايستي صيغه عقد خوانده شود . اگر اجرا نشود و همين طور با هم زناشويي داشته باشند. زناکار محسوب خواهند شد . البته اين امري است اعتباري که در هر سيستم حقوقي، شکل و قالب خاصي دارد.
در شرع مقدس اسلام، پذيرش زوجيت و اعلام انتخاب دو طرف براي زندگي مشترک، با عقد ازدواج صورت مي‏گيرد.
براي ترتب آثار شرعي و حقوقي تصميم به ازدواج کافي نيست. طرفين تا از طريق عقد ازدواج معتبر دائم يا موقت، با يکديگر پيوند برقرار نکنند، نسبت به همديگر نامحرمند. اين امر تنها مختص پيوند زناشويي نيست، بلکه اگر قصد خريد منزلي را هم داشته باشند قبل از خريد منزل و پيش از وقوع معامله ، آثار خريد و فروش از جمله تخليه مسکن و... صورت نمي‏گيرد. اين مسأله درباره‏ پيوند زناشويي به لحاظ ويژگي‏هاي خود تأکيد و تشديد شده، چون شرافت و حيثيت انساني، به مراتب ارزشمندتر است و با مال مادي قابل قياس نيست.
در هر صورت ازدواج موقت نوعي ازدواج است که قرآن کريم آن را جايز دانسته و روايات در فضيلت آن نيز وارد شده است.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها