پرسش وپاسخ
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۷:۲۸ شناسه مطلب: 18084
سلام. رهبری میفرمایند:اگر بعد از زوال (از بين رفتن) عين نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشين لباسشويى به لباسها و همه قسمتهاى داخل ماشين برسد و از آن جدا و خارج شود، محكوم به طهارت است. و همچنين است اگر با آب قليل دو مرتبه آبگيرى کرده و آبها را تخليه کند. در ماشین لباسشویی اتوماتیک لباسها با در شیشه ای جلوی ماشین تماس دارند و در مراحل آبگیری لباسشویی آب به این در شیشه ای نمیرسد. با توجه به این موضوع اگر لباسشویی اتوماتیک 2 بار آبگیری کند و آن را تخلیه کند آیا لباس ها را پاک میکند؟
پاسخ:
با سلام وتشکر از ارتباط با اين مرکز
اگر مي دانيد که آب نجس به قسمت در ماشين رسيده ودر مرحله آب کشي ويا قبل از آن آب پاک کننده به آن قسمت نرسيده است ،نجس مي باشد .
اگر لباس به آن جا برخورد کند ،نجس مي شود.
اما در صورتي که يقين به نجاست نداشته باشيد، لباس ها پاک مي باشد.
پي نوشت:
1.آيه الله خامنه اي ، استفتائات ،س292
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۷:۰۴ شناسه مطلب: 18083
با عرض سلام وخسته نباشيد ايام ماه مبارک رمضان را به شما تبريک عرض ميکنم و از شما بزرگواران التماس دعا دارم وايام شهادت مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام را به شما تسليت ميگويم بنا به حکمت 440نهج البلاغه حضرت علي فرموده که خواب ديدن ها چه بسا تصميم هاي روز را نقش بر آب کرده است که سعدي اين مطلب را اينگونه بيان کرده خواب نوشين بامداد رحيل باز دارد پياده را ز سبيل مفهوم عبارات فوق چيست؟ بااين مطالب فوق پس خوابها يا همان روياي صادقه که انسان ميبيندچه مي شود سوال ديگري که از شما بزرگواران داشتم اين بود که براي روياي صادقه که از آينه خبر ميدهد آيا زمان و شرايط خواستي دارد واگر هر وقت خواب آينده را ببينيم به منزله اين است که اين خواب روياي صادقه است با تشکر فراوان ازشما عزيزان و بزرگواراني که شبه ها و سوالات مردم را پاسخ ميدهيد
پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
رؤيا و خواب ديدن، هميشه از مسائلى بوده است كه فكر افراد عادى و دانشمندان را از جهات مختلفى به خود جلب كرده است.
از آيات متعدد قرآن کريم مي توان استفاده کرد كه حداقل، پارهاى از رؤياها صادقه و انعكاسى از آينده دور يا نزديك مىباشد. نظيرخواب حضرت يوسف و خواب عزيز مصر و رؤياى پيغمبر اکرم(ص) و خواب ابراهيم (ع ) .
در روايتى از پيامبر مىخوانيم :« الرؤيا ثلاثة بشرى من الله و تحزين من الشيطان و الذى يحدث به الانسان نفسه فيراه فى منامه ؛
خواب و رؤيا سه گونه است: گاهى منشأ الهي دارد و بشارتى از جانب خداوند است. گاهي ناشي از القاي شيطان و زمينه ساز غم و اندوه از سوى او است . گاه نيز مسائلى است كه انسان در فكر خود مىپروراند و به اصطلاح حديث نفس است».
يعني آرزوها و دل مشغولي ها و يا بيم و اميد و ميل هاي انسان است که به نمايش گذاشته مي شود. (1)
روشن است كه خواب هاى شيطانى چيزى نيست كه تعبير داشته باشد، اما خواب هاى رحمانى كه جنبه بشارت دارد ، بايد خوابى باشد كه از حادثه اي در آينده پرده بردارد.
خواب و رؤيا بر چند قسم است:
1 - خوابهاى مربوط به گذشته زندگى و اميال و آرزوها كه بخش مهمى از خوابهاى انسان را تشكيل ميدهد .
2 - خوابهاى پريشان و نامفهوم كه معلول فعاليت توهم و خيال است(اگر چه ممكن است انگيزههاى روانى داشته باشد).
3 - خواب هائى كه مربوط به آينده است و از آن گواهى مىدهد.
خوابهاى مربوط به زندگى گذشته و جان گرفتن و تجسم صحنههائى كه انسان در طول زندگى خود ديده است، تعبير خاصى ندارند، همچنين خوابهاى پريشان و به اصطلاح اضغاث احلام كه نتيجه افكار پريشان، و همانند افكارى است كه انسان در حال تب و هذيان پيدا ميكند ، تعبير خاصى نسبت به مسائل آينده زندگى نميتواند داشته باشد.
اما خوابهاى مربوط به آينده دو گونه است:
يكى،خوابها صريح و روشن مىباشند كه به هيچ وجه تعبيرى نمىخواهند و بدون كم ترين تفاوتى در آينده دور يا نزديك تحقق مىپذيرد.
دوم: خوابهائى است كه در عين حكايت از حوادث آينده بر اثر عوامل خاص ذهنى و روحى تغيير شكل يافته و نيازمند به تعبير است.
رؤيا از جهت آنچه كه انسان در خواب مي بيند و از حيث مقام و مرتبه وجودي انسان كه گيرنده و دريافت كننده آن صورت ها مي باشد داراي اقسامي است :
1- خوابي كه بسته به نوع مزاج بدني انسان يا خلقيات وي، مستند به اسباب خارجي طبيعي، مزاجي و يا اسباب داخلي يا اخلاقي و روحي انسان مي باشد. مثلا" گفته شده كسي كه مزاجش گرم است حركاتش مشوش و مضطرب بوده، خواب او هم پر از اضطراب است. اين خواب آشفته مستند به مزاج بدني خواب بيننده مي باشد يا اگر كسي ، انساني يا کاري را خيلي دوست داشته باشد، آن را در خواب مي بيند و يا نسبت به شخصي بغض و عداوت زياد دارد ، در خواب با او جدال مي كند. اين جدال و آن همراهي ، مستند به خلقيات و ملكات اخلاقي انسان است.
2- خوابي كه به حوادث خارج از مسائل و مزاجي و خلقي، مربوط است .در اين نوع خواب نفس انساني از عالم دنيوي گذشته و با توجه به همگوني كه با عالم مثال و عقل دارد، با آن دو مرتبط مي گردد . اين نوع خواب گاهي صريح و واضح است و تعبيرش آسان مي باشد مانند خواب حضرت ابراهيم در كشتن فرزندش حضرت اسماعيل . گاهي غيرصريح و روشن است كه ارجاع آن خواب به معناي اصلي خود مشكل و سخت است مانند خواب حضرت يوسف (ع ). در مواردي خواب غيرصريح است كه از اين نوع خواب به (اضغاث احلام) ياد مي كنند، يعني خواب هاي پريشان و آشفته .
خوابها از جهات ديگر به اقسام گوناگوني تقسيم مي شود: برخي از رؤياها ناشي از تأثير اسباب و عوامل خارجي مانند گرما و سرما و يا عوامل داخلي مثل مريضي و وضع مزاج و پر بودن معده و ناراحتي هاي روحي و غير آن، روي قوه خيال انسان و در نتيجه درچگونگي رؤيا و خواب مؤثر است. همچنين اخلاق و خصوصيات انساني تأثير زيادي در نوع تخيل دارد مانند اين که کسي يا چيزي و يا کاري را زياد و بيش از حد دوست داشتن .
البته اغلب خوابها ناشي از تخيلات نفساني است که برآمده از تأثير اسباب و عوامل خارجي يا داخلي است که در حقيقت حاکي از کيفيت عمل و اثر اين اسباب است .
-زمان خواب ديدن مثل سرشب يا وسط شب يا آخر شب يا بعد از نماز صبح نيز درچگو نگي رؤيا و صدق و کذب آن تأثير مي گذارد. معمولاً خوابهاى صادقه بعد از نيمه شب تا پيش از اذان صبح مىباشد . خوابهاى بعد از نماز صبح غالبا قابل تعبير نيست، اگر چه با توجه به وضعيت جسمي وروحي متفاوت افراد نمي توان گفت هيچ يک از رؤياهاي بعد از صبح تعبير ندارد . حتى فصلهاى سال هم در تعبير خواب تأثير دارد؛ مثلاً فردى در پاييز ببيند كه درختان ميوه كرده است، دلالت بر ضرر وى دارد . اگر هنگام بهار همين رؤيا را ببيند، دلالت بر منفعت او دارد. حتى شغل کسي كه خواب مىبيند ،تأثير دارد ،مثلاً اگر كاسب خواب ببيند كاسه شير مىنوشد ، دلالت بر كسب مال دارد؛ ولى اگر دانشجو و طالب علم چنين خوابى ببيند، دلالت بر تحصيل علم دارد و... .
ابوبصير از امام صادقپرسيد: آيا خواب راست و دروغ هر دو يك منشأ دارد؟ حضرت فرمود: "درست است (با اين تفاوت كه) رؤياي دروغ و خلاف واقع را انسان در آغاز شب كه هنگام تسلط (شياطين) رانده شده و نابكار است ميبيند. اين گونه رؤياها تخيلات آدمي است كه دروغ و غير واقعي و بيفايده ميباشد. اما رؤياي صادق را بعد از گذشت دو سوم شب كه فرشتگان فرود ميآيند و آن پيش از سحر است ميبيند. اين گونه رؤياها راستند و به خواست خدا تحقق مييابند مگر آن كه بيننده خواب جنب يا ناپاك خوابيده باشد و خدا را چنان كه شايسته است، ياد نكرده باشد. در اين صورت رؤيا، مختلف و با درنگ و تأخير تحقق مييابد."0(2)
بنا بر اين تشخيص اين كه چه خوابى صادقه است، كار دشوارى است .علم تعبيرخواب ، علمي افاضي و الهامي است .خداوند به هر کسي به تناسب صفاي باطنش ، تمام يا قسمتي ازآن را افاضه و عنايت مي کند .
اگر در مورد خواب و مسائل مربوط به آن به اطلاعات بيش ترى نياز داريد، مىتوانيد به اين کتاب ها مراجعه کنيد :
1-كتاب معاد و جهان پس از مرگ نوشته آية الله مكارم شيرازى، ص 285
2 خواب و نشان هاي آن، اثر استاد محمد شجاعي، تدوين محمدرضا كاشفي
3-ترجمه ميزان الحکمه ، ج 4،ص1930 (مترجم آقاي شيخي )
معناي روايتي که از امام علي (ع) نقل کرده ايد، اين است که چه بسا شخصي در شب تصميم مي گيرد کاري را در اول صبح انجام دهد اما خوابي مي بيند که در پيش خود تعبير مي کند انجام آن به نفعش نيست از اين رو از انجامش منصرف مي شود.
پينوشتها:
1. تفسير الميزان، عربى، ج 10، ص 100؛ ميزان الحكمه، ج 4، ص 16، انتشارات مكتبه الاعلام الاسلامي.
2. روضه کافي ،کليني ،ج 8،ص91،ح 62 ؛مرأه العقول،ج 25،ص250.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۷:۰۳ شناسه مطلب: 18082
با سلام و خسته نباشيد خدمت شما علم غيب (پرسياينس) چيست؟ در دين اسلام چه تعريفي براي آن شده و چه کساني اين علم را دارا هستند با تشکر فراوان
پرسش: علم غيب (پرسياينس) چيست؟ در دين اسلام چه تعريفي براي آن شده و چه کساني اين علم را دارا هستند ؟
پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
علم غيب يا علم به غيب همان طور که از اسمش پيدا است ، علم به اسرار و نهان است، يعني علم به اسرار نهفتهاى كه انسان به حسب عادت راه به علم آن ندارد.(1)
غيب مقابل حضور است . بر خداى متعال چيزى غيب نيست، علم او احاطه دارد به جميع اشياي گذشته و آينده . بالاتر از اين علم ذات به ذات كه غير متناهى است. نه اول دارد و نه آخر، يعنى چيزى كه براي ديگران غيب است، بر خداوند غيب نيست و اين مراتبى دارد. آنچه كه از حد امكان خارج است، مختص خدا است، زيرا وجود ممكن هر كه و هر چه باشد، محدود است. محدود پى به غير محدود نمي برد، بعد از تنزل از اين مرتبه مىگوييم: وجود مقدس حضرت رسالت و ائمه اطهار عالم هستند بر آنچه بر انبياي سلف و ملائكه مستور است. سپس انبيا عالم هستند بر آنچه بر امت مستور است، بعد مؤمنان عالم هستند بر آنچه بر كفار و اهل ضلالت مستور است، سپس علما عالم هستند بر آنچه بر جهال مستور است. (2)
علم غيب مختص به ذات اقدس الهي دانسته شده . لکن اختصاص مربوط است به علم غيب ذاتي و استقلالي، نه علم به غيب غير استقلالي ،چرا که پيامبران و امامان و اوليا به اتصال به علم لايزال الهي توان دريافت اين علم را از ذات احديت را دارند.
سبب اختصاص علم غيب ذاتي و استقلالي به خدا اين است كه غير او هر چه باشد، وجودش محدود است، ممكن نيست كه از حدش بيرون شده و به آنچه كه خارج از حد و غايت او است ، آگاه شود، معلوم است كه هيچ موجودى غير محدود و غير متناهى و محيط به تمام اشيا نيست، مگر خدا، پس تنها او عالم به غيب است.
علم غيب به صورت استقلالي مختص به خدا است، ولي پيامبر نيز با اتصال به علم خدا مي تواند از غيب آگاه شود.
پي نوشت ها :
1.ترجمه الميزان ،ج 7 ،ص 135.
2.أطيب البيان في تفسير القرآن، ج13، ص: 244.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۶:۵۸ شناسه مطلب: 18080
با سلام و خسته نباشيد. ميخواستم بدانم خريد و فروش و بازي با بازيهاي رايانه اي كه در بخشهايي از آن زنها را لخت نشان مي دهند و يا با لباس زير چه حكمي دارد؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در صورتي که ديدن آن بخش از بازي که داراي تصاوير مي باشد با قصد لذت باشد و موجب مفسده شود ديدن آنها حرام است ودر اين صورت خريد و فروش آن بازي ها يي که ديدنش مفسده دارد حرام مي باشد.(1)
پي نوشت :
1. آيه الله فاضل ، استفتائات، ج1 ، س1729.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۶:۳۴ شناسه مطلب: 18076
ازدواج زن شیعه با مرد سنی اگر قول دهد شیعه شود
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در صورتي که شيعه بشود و بعد ازدواج کنند ، مشکلي ندارد اما قبل از شيعه شدن اگر خوف انحراف نباشد، مانعي ندارد، ولي در صورتي که احتمال انحراف عقيدتي باشد، جايز نيست .(1)
پي نوشت :
1. آيه الله مکارم ، استفتائات ، ج1 ، س708.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۶:۲۵ شناسه مطلب: 18073
1-اگردینی بر گردنش هست درصورتی که نداند ارزش مال چقدر بوده چکار باید بکند؟ 2- درصورتی که نداند صاحب آن مال چه کسی بوده چکار باید بکند؟ 3-در صورتی که صاحب مال مرده باشد ولی وارثانش زنده باشند حتما باید مال را به وارث داد یا ویتوان به صاحب مال که فوت کرده صدقه داد؟
پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
اگر انسان در کودکي مال ديگري را برداشته و يا تلف کرده ، بايد به نحوي مثل يا قيمت آن را به آن شخص يا به ورثه او برساند و حلاليت بطلبد . اگر او را نمي شناسد يا دسترسي به او ندارد، بايد به نيت او به فقيري که سيد نباشد صدقه بدهد که اصطلاحا به اين رد مظالم مي گويند.
مظالم عبارت است از حقوق مالى و بدهىهايى كه از راه ظلم و ستم و زور و اشتباه از قبيل دزدى، غصب، كم فروشى، جمع آورى شده و به عهده انسان آمده كه اگر عين آن ها موجود است، بايد آن ها را به صاحبانش بدهد . اگر مصرف و تلف شده، بايد مثل يا قيمت آن ها را بدهد. چون منشأ به دست آمدن آن ها ظلم و تجاوز عمدى يا سهوى بوده است، به آن ها مظلمه و مظالم عباد گفتهاند.
حضرت آيت الله فاضل فرموده است: مظالم عباد اصطلاحاً به اموال و بدهىهايى گفته مىشود كه انسان از روى ظلم و بى عدالتى از بندگان خدا گرفته و نپرداخته، حكم شرعى آن اين است كه اگر صاحب آن ها را مىشناسد، بايد عين اموال را به آن ها بدهد. اگر عين، تلف و مصرف شده، بايد مثل يا قيمت آن ها را بپردازد.
اگر صاحب آن ها را نمىشناسد و معلوم نيستند اموال و بدهىها در ذمه شخص باشد، از مصاديق مجهول المالك مىشود. يعني مالي که مالک آن ناشناخته است.
در اين موارد بايد پس از يأس از شناسايى صاحب آن به عنوان مجهول المالك و مظالم عباد به فقير غير سيد صدقه داده شود.
همچنين حقوق مالى كه انسان به ديگران مديون شده (مثل نفقه زن و اجرت كارگر و حتى كتك زدن به كودك خود كه موجب ديه شده باشد) و دسترسى به آن ها يا ورثه شان ندارد يا نمىتواند آن ها را شناسايى كند. در تمام اين موارد واجب است به مقدار يقينى به عنوان مجهول المالك و مظالم عباد به فقير غير سيد صدقه بدهد و خود را برىء الذمه كند.(1)
پاسخ 1 - اگر مظلمه اي بر گردن انسان باشد و نداند ارزش مال چقدر بوده ، بايد قيمت آن را به قيمتي که متيقن است بپردازد، يعني اگر نمي داند قيمت آن هزار تومان است يا دو هزار تومان ؟ هزار تومان را بپردازد .
پاسخ 2 - اگر نداند صاحب مال كي بوده،بايد براي او به فقيري که سيد نيست ،صدقه بدهد .
پاسخ 3 - در صورتي که صاحب مال مرده باشد، ولي وارثانش زنده باشند، بايد به وارثانش بدهد و يا آنان را راضي نمايد .
پىنوشت:
1 . آيت الله فاضل ، جامع المسائل، ج 2، س 941.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۶:۲۱ شناسه مطلب: 18072
1-ميدانيم كه حضرت آدم نخستين بشر خلق شده بوده كه حدود 70 متر بلندي داشته است . الف - چرا وي بايد اينقدر بزرگ جثه باشد ؟ ب - آيا درزمان وي هيچ جاندار ديگري نبوده روي زمين ؟ ج - بااين هيكل بزرگ و درختان و گياهان كوچك وي چگونه شكم خود را سير ميكرده است ؟ د - وقتي بشري برروي زمين نبوده وي پيامبر چه كساني بوده است ؟ ه - درزمان دايناسورها كه ميليونها سال قبل است نيز انسانهايي بروي زمين وجود داشته اند كه براي فهماندن مطالب به هم نقاشي مي كردند و داراي جثه اي تقريبا همانند انسان امروزي بوده اند ، پس آنان كه بوده اند كه داروين برطبق آنها نظريه اي داده كه بشر امروزي از نسل انسانهاي زمان دايناسورها كه به انسان نئاندرتال معروفند داد؟ 2- اگر شما فيلم روح را ديده باشيد روحي در آن فيلم وجود دارد كه پس ازمرگ سرگردان است و فرشته اي همراه آن نيست و همچنين درفيلم ملكوت روح همراه فرشته اي است و عذاب نمي بيند يعني آزاد است حال سوال اين است كه روح پس از مرگ آزاد است و ميتواند هرجا كه خواست برود يا نه ؟ 3- زمان در عالم برزخ چگونه مي گذرد مثلا فرض كنيد دو دوست بوده اند كه يكي از آنها مي ميرد و آن يكي 20 سال بعد مي ميرد آيا كسيكه اول مرده وقتي وارد برزخ مي شود همان 20 سال دنيايي را در برزخ سپري ميكند تا مثلا روح نفر دومي به برزخ بيايد يااينكه زمان در برزخ به نحو ديگري است؟
پرسش 1:
لطفا در مورد سوالات زير توضيح كامل دهيد. شرح : 1-مي دانيم كه حضرت آدم نخستين بشر خلق شده بوده كه حدود 70 متر بلندي داشته است . ا - چرا وي بايد اين قدر بزرگ جثه باشد؟ ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
تصور اين كه انسان هاي نخستين داراي قد و اندامي بي نهايت بزرگ تر از انسان هاي كنوني بوده اند ، تصوري كاملا غلط و نادرست است و هرگز اين گونه نبوده است .
پرسش 2:
اگر شما فيلم روح را ديده باشيد، روحي در آن فيلم وجود دارد كه پس ازمرگ سرگردان است و فرشته اي همراه آن نيست و همچنين درفيلم ملكوت روح همراه فرشته اي است و عذاب نمي بيند ،يعني آزاد است.روح پس از مرگ آزاد است و مي تواند هرجا كه خواست برود يا نه ؟
پاسخ:
ظاهرا اين سوال را قبلا هم در چند نوبت پرسيده بوديد ؛ در صورت پاسخ مجددا ارسال مي شود ؛ فارغ از برخي فيلم هاي غربي كه در خصوص ارواح ساخته شده و هيچ ارزش علمي ندارد و جداي از بحث در خصوص سريال ملكوت كه آن هم داراي اشكالات متعدد اعتقادي است بايد گفت :
انديشمندان ديني بر اين باورند که آدمي پس از مرگ دو مرحله از زندگي را در پيش دارد :
مرحله نخست که عالم برزخ نام دارد، با مرگ آغاز ميگردد و تا فرا رسيدن رستاخيز (قيامت) ادامه مييابد.
مرحله دوم که عالم آخرت است، با وقوع رستاخيز آغاز ميشود و تا ابد ادامه دارد و هيچ پاياني براي آن نيست.
بر اساس اين ديدگاه، روح هر انساني پس از مرگ، به عالم برزخ منتقل ميشود تا سرانجام رستاخيز فرا رسد و همه انسانها در پيشگاه خداوند حضور يابند.
شماري از روايات بيانگر آناند که انسانها در بدو ورود به عالم برزخ، مورد حسابرسي قرار ميگيرند . از آنان درباره اعتقادات و اعمال شان سئوال ميشود. حسابرسي در زبان روايات به سئوال قبر معروف است. مؤمناني که به خوبي از عهده پاسخ برآيند، مشمول رحمت خداوند ميگردند . آنان که از پاسخ صحيح عاجزند، دچار عذاب ميشوند.
در پس اين حسابرسي اجمالي ارواح داراي وضعيت هاي متفاوتي خواهند بود . احيانا اختيارات و وسعت عمل هايي براي آن ها در نظر گرفته مي شود. تا حدودي امكان حضور در دنيا و توجه محدود به برخي از امور از جمله بازماندگان خود و جسم دنياي شان و ... براي آن ها مد نظر قرار داده مي شود ؛ در نتيجه در برخي موارد ديده مي شود كه در خواب بازماندگان از وضع اموات و از برخي حوادث و پيشامدها آگاه مي شوند .متوجه روشن بودن برخي حوادث دنيايي براي درگذشتگان مي شوند .
آزادي عمل و امكان حضور در مكان هاي مورد نظر براي ارواح مطلق و بي قيد و شرط نبوده، تابع حدود و ضوابطي است كه در عالم برزخ براي آن ها در نظر گرفته مي شود ؛ در واقع اين امر بيش از هر چيز به اعمال و رفتارهاي خود فرد بر مي گردد كه در برزخ به واسطه اعمال و رفتارهاي خوب خود داراي آزادي عمل و اختيارات قابل توجهي باشد يا محدود و محبوس و گرفتار در اعمال نادرست خود گشته باشد .
در هر حال ممكن است كه انسان در دنيا بدهي هاي به افراد يا امور ديگر داشته كه به جا نياورده، همين ناراحتي و حسرت موجب آزار او در عالم برزخ شود و يا تلاش كند بر اساس آزادي هايي كه به او داده مي شود ،اين امر را به بازماندگان در خواب و رويا منتقل نمايد و اين وضعيت او به سرگرداني و اضطراب تعبير شود.
پرسش 3:
زمان در عالم برزخ چگونه مي گذرد ،مثلا فرض كنيد دو دوست بوده اند كه يكي از آن ها مي ميرد و آن يكي 20 سال بعد مي ميرد .آيا كسي كه اول مرده، وقتي وارد برزخ مي شود ،همان 20 سال دنيايي را در برزخ سپري مي كند تا مثلا روح نفر دومي به برزخ بيايد يااينكه زمان در برزخ به نحو ديگري است؟ پاسخ :
پاسخ:
ذهن ما به پديدههاي هستي، از دريچه زمان و مکان مينگرد . چيزي که داراي زمان و مکان نباشد يا زمان و مکاني متفاوت از زمان و مکان دنيوي داشته باشد، درک نميکند و يا ديرتر درک ميکند.
عالم برزخ و نظام حاکم بر آن از زمان و مکان و حرکت تهي نيست، اما زمان و مکاني متفاوت از زمان و مکان دنيوي دارد. آثار ماده مانند وزن و مقدار را دارا است، ولي آثار مادي آن با دنيا متفاوت است.(1)
بنابراين اوضاع حاکم بر آن را نميتوان با ذهن محدود انساني درک کرد.
اگر اين سؤال پيش ميآيد که عالم برزخ براي بعضي طولاني يا کوتاه است، بدين خاطر است که ما با ذهن خويش به آن نگاه مينگريم .معمولاً هنگامي که عالم آخرت را با ويژگيها و خصوصيات عالم مادي ميسنجيم و ارزيابي ميکنيم، در مورد آن دچار شبهه و اشکال ميشويم. از اين نظر تصور ميکنيم که زمان در عالم برزخ همان تعريف را دارد که در عالم ماده دارد و در آن منزل چنان جريان دارد که در دنيا در جريان است.
زمان به مفهومي که در دنيا تصور و تحقق دارد، در عالم برزخ وجود ندارد، زيرا زمان مقدار حرکت است و حرکت از شئون ماده ميباشد، حال آنکه عالم برزخ، عالم غير مادي و مجرد از ماده است و موجودات آن در عين اينکه حقايق و موجودات مقداري هستند، حقايق ثابت و غير متغيرند.
به همين جهت ممکن است از نظر زمان دنيوي شخصي زودتر از دنيا برود، اما نسبت به کسي که ديرتر به عالم برزخ وارد شده، برزخش کوتاهتر باشد، مانند حالت خواب که يکي شايد صد سال بخوابد، اما تنها چند دقيقه را حس کند، ولي کسي چند دقيقه به خواب رود و هزاران حادثه و جريان براي او اتفاق افتد و خواب خود را طولاني تصور کند.
همين معنا در مورد عالم برزخ و زندگي آن در آيات قرآن نيز آمده است، چنان که در آية 55 و 56 روم ميخواني:
«گروهي از مجرمان بعد از برپا شدن قيامت، سوگند ياد ميکنند که: ساعتي بيش در جهان برزخ نبودهاند، ولي به زودي مؤمنان آگاه به آنها ميگويند: به فرمان خدا مدتي طولاني تا روز قيامت مکث کرده ايد و اکنون روز قيامت است».
داستان عزير پيامبر در قرآن، نيز اصحاب کهف به همين صورت بوده است.
دوم: جايگاه افراد در برزخ از حيث خوب يا بد بودن تابع اعمال آن ها در دنيا است. طولاني يا کوتاه بودن مدت برزخ، و بر اساس اصل عدل الهي، حيات انسانها پس از مرگ طبق اعمال و افکار آن ها رقم ميخورد. بنابراين اگر کساني زودتر يا ديرتر از دنيا بروند، تنها بر اساس اعمالي که انجام داده اند، زندگي خواهند کرد . زود و دير رفتن انسانها تأثيري در کم يا بيش بودن عذاب نخواهد داشت. هنگاهي که با براهين عقلي عدالت خداوند را اثبات نموديم، چون عقل ما از جزئيات برزخ کاملا آگاه نيست، نميتوانيم دير يا زود رفتن را بر خلاف اصل ثابت شده «عدل» تصور نماييم.
سوم: انسان پس از مرگ دو مرحله زندگي دارد:
زندگي برزخي و زندگي در عالم آخرت؛ پس زندگي بعد از مرگ، منحصر در برزخ نيست . عذاب و نعمت نيز منحصر در آن نيست، تا هر کسي پاداش و جزاي تمام اعمال خود را ببيند. زندگي حقيقي و دائمي در جهان آخرت است. حتي اگر کساني با زود رفتن در عالم برزخ در عالم برزخ بيش تر عذاب ديدهاند، اين مسئله موجب پاکي و طهارت آن ها از گناه شده ، در قيامت وارد بهشت شده يا زودتر وارد بهشت ميشوند.
در هر صورت محاسبه اصلي تمام افراد در روز قيامت خواهد بود . بر اساس نحوه زندگي و مقدار عذاب يا تنعم در برزخ، زندگي آن ها در عالم قيامت نيز متفاوت خواهد بود.
براي مطالعه بيش تر ر.ک:
1ـ تفسير نمونه، ج 14، ص 314 به بعد
2ـ حيات برزخي، علي محمد اسدي
3ـ معاد شناسي، آيت الله طهراني، ج 2 و 3، بحث برزخ
پينوشت:
1. معاد يا بازگشت به سوي خدا، ج2، ص123، نوشته محمد شجاعي، شرکت سهامي انتشار.
پرسش 4:
آيا در زمان حضرت آدم هيچ جاندار ديگري نبوده روي زمين ؟
پاسخ:
يقينا جانداران گوناگون مانند انواع حيوانات در زمان حضرت آدم عليه السلام بر روي زمين وجود داشتند . اين امر از شغل فرزند آدم عليه السلام هابيل كه چوپاني معرفي شده يا از داستان يادگيري پنهان كردن جسد برادر توسط قابيل از يك كلاغ كه در قرآن آمده و نمونه هاي ديگر به خوبي به دست مي آيد .
پرسش 5:
بااين هيكل بزرگ و درختان و گياهان كوچك وي چگونه شكم خود را سير مي كرده است ؟
پاسخ:
اين تصور اشتباه بوده ، اما حتي اگربه فرض محال اين گونه بود، باز مشكلي وجود نداشت زيرا فرد داراي بدن بزرگ تر، توانايي بيش تري هم داشته ، قدرت جمع آوري غذاي بيش تري را هم دارا است و تصور ناتواني در اين خصوص بي معناست .
پرسش 6:
وقتي بشري برروي زمين نبوده ،وي پيامبر چه كساني بوده است ؟
پاسخ:
وي پيامبر همسر و فرزندان خود محسوب مي شده ، به علاوه خود نيز براي رسيدن به سعادت و بهشت ابدي نيازمند هدايت هاي الهي و دستورات خاص خداوندي بود كه بر وي وحي مي شد .
پرسش 7:
درزمان دايناسورها كه ميليون ها سال قبل است نيز انسان هايي بروي زمين وجود داشته اند كه براي فهماندن مطالب به هم نقاشي مي كردند و داراي جثه اي تقريبا همانند انسان امروزي بوده اند ، پس آنان كه بوده اند كه داروين برطبق آن ها نظريه اي داده كه بشر امروزي از نسل انسان هاي زمان دايناسورها كه به انسان نئاندرتال معروفند است؟
پاسخ:
بنا بر ظهور آيات قرآن و روايات، آدم و حوا عليهما السلام اولين انسان ها از نسل موجود بشر روي زمين بوده و نسل کنوني بشر به آن ها ميرسد اما ظاهرا قبل از اين نسل بشر موجوداتي شبيه به انسان هم در زمين وجود داشتند. به نوعي موجودات تكامل نيافته و ابتدايي محسوب مي شدند .
ما معتقديم انساني كه به عنوان اشرف مخلوقات محسوب مي شود ،نسل آدم و حوا است . آدم و حوا اولين افراد اين نوع هستند .قبل از آنان فردي از اين نوع وجود نداشته و مخلوقاتي که بودهاند ،از نوع هاي ديگر بوده اند اما شباهت هاي بسياري به ما انسان ها داشتند . البته بنا بر تحقيقات ظاهرا درزمان دايناسورها انساني زندگي نمي كرده است.
اما مي توان گفت قرن ها بعد از انقراض نسل دايناسورها و قبل از زمان آدم و حوا عليهماالسلام موجودات انسان نمايي در زمين زندگي مي كردند . شايد بعضي از آثار و فسيلها كه ، از موجوداتي شبيه انسان مانند نئاندرتال ها و ... هر از گاهي به دست مي آيد ،مربوط به همين ادوار قبل از اين دوره ما بوده است.
اين امري است كه از مجموعه شواهد درون ديني هم تا حدودي به دست ميآيد . بر اساس بعضي روايات، روشن مي شود كه قبل از نسل ما، نسل هايي وجود داشته كه نابود شده اند.
از امام سجاد(ع)سؤال شد: آيا قبل از اين انسان ، انسان هايي بوده ؟ فرمود: آري ، به خدا سوگند! خداوند هزارهزار آدم و هزار هزار عالَم آفريد كه شما در آخرين آن عوالم قرار داريد. (1)
از امام باقر(ع)روايت شده : خداوند پس از فناي اين خلق و جهان، جهان و خلقي ديگر پديد مي آورد، با زمين وآسماني ديگر، كه او را به يگانگي پرستش كنند. آيا مي پنداريد خدا جز شما بشري نيافريده است ؟ چنين نيست ، بلكه هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريد كه شما آخر آن عالم ها و آدم هاييد. (2)
اما در خصوص نظريه تكامل داروين يا همان فرگشت و ارتباط ان با حضرت آدم عليه السلام بايد گفت :
اين نظريه به رغم همه دگرگوني هاي تئوريكي كه از زمان مطرح شدنش تا كنون پيدا كرده و به رغم مدعيان و طرفداران بسياري كه دارد ،همواره مخالفان و منكراني از طيف انديشمندان و زيست شناسان و فسيل شناسان نيز داشته است . نمي توان به طور قطع به درستي آن اذعان نمود .
هنوز حلقه هاي واسطه بين انسان و موجودات قبل از او به درستي پيدا نشده ، زيرا در فرض صحت فرضيه تكامل لااقل صدها نمونه واسطه بين انسان و شامپانزه نياز است تا صحت اين فرضيه را منطقي و قابل قبول كند .
در هر صورت حتي اگر بنا را بر صحت صد در صد اين فرضيه بگذاريم، باز از نگاه آموزه هاي اسلامي صحت اين فرضيه هيچ منافاتي با مباني كلي فكري و اعتقادي ما نخواهد داشت ؛ هرچند كليساي كاتوليك از گذشته تا حال به شدت با اين فرضيه به مقابله برخاست . پذيرش آن را عين مخالفت با انجيل و مباني خداشناسي دانست ، اما ما مسلمانان هيچ گاه چنين ديدگاهي نداشته و نداريم .
اين نظريه ممكن است از چند جهت با مباني فكري ما در چالش باشد ،مانند خدشه بر برهان نظم ، وجود خداوند و خالق و... اما يكي از مهم ترين چالش هاي اين فرضيه داستان خلقت انسان از حضرت آدم و حواست كه تقريبا در همه اديان ابراهيمي به عنوان اصلي مسلم پذيرفته شده است .
در حالي كه با اندكي تامل مي توان دريافت كه تكامل و پذيرش اجداد حيوانى براى انسان هيچ گونه مخالفتى با اينكه انسانهاى موجود همه داراى پدر و مادر واحدى به نام آدم و حوا باشند ندارد ، در واقع هيچ اشكالي ندارد كه همه انسان هاي موجود فرزندان دو انسان به نام آدم و حوا باشند و همه ما نسلي معين از انسان ها باشيم كه منشا آن مربوط به چند هزار سال قبل و والديني مشخص است .
البته در اين صورت اين سوال پديد مىآيد كه خود آدم و حوا چگونه خلق شده اند و آيا خلقت آن ها از گل بوده و از هيچ حيوان ديگري نبوده يا از حيواناتي انسان نما به وجود آمده اند؟
ظاهر آيات قرآن مويد نظريه اول است ،ولى در عين حال اين آيات نفى كلى نظريه ترانسفورميسم را در مورد انسانهاى قبل از اين نسل بشر (مانند انسانهاى نئاندرتال) نمىكند . ممكن است آيات قرآن در مورد آفرينش انسان از خاك چنين تفسير شود كه خاك پس از طي مراحل تكاملي بعد از ميليون ها سال به صورت خلقت كامل انسان درآمده است. همان گونه كه برخي نويسندگان آيات قرآن را با نظريه تكامل تطبيق داده اند.
در بررسي آيات متعدد قرآن در خصوص خلقت حضرت آدم عليه السلام مي توان گفت تئوري خلقت دفعي حضرت آدم از خاك بيش تر مورد تاييد و توافق آيات وروايات است ،هرچند كيفيت اين تبديل و تغيير ماهيتي براي ما روشن نيست.
در مجموع در خصوص ريشه همه انسان ها آنچه مي توان به يقين گفت آن است كه نسل كنوني بشر ناشي از خلقت اعجازگونه يك زن و مرد و توالد و تناسل آن دو است ، اما قبل از اين نسل موجودات ديگري همچون انسان روي زمين مي زيستند كه از كيفيت خلقت و زندگي آن ها اطلاع چنداني نداريم .چه بسا خلقت آن ها نتيجه تطور انواع و تكامل و فرگشت موجودات باشد . در نتيجه با اين فرض هم مي توان نظريه فرگشت را درست دانست و هم خلقت دفعي آدم و حوا(فيكيسم) را .
پي نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 25 ص 25.
2. سيد مصطفي دشتي ، معارف و معاريف ، ج 1 ص 53 به نقل از سفينة البحار.
۱۳۸۹/۰۶/۰۹ ۱۶:۱۹ شناسه مطلب: 18071
باسلام 1-نام سوره هایی که سجده واجب دارند چیست؟ 2-اگر کسی هنگام حیض این سوره ها رابخواند,جزء ختم قرآنش محسوب نمی شود؟ 3-اگر کسی حیضش ساعت6صبح((یا ساعتی قبل از ظهر(یا)ساعتی بعد ازظهر)) تمام شود میتواند سحری بخوردونیت روزه کندوبه هنگام روز غسل کند؟(لطفاکامل توضیح دهید) خیلی ممنون
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
سورههايي که سجده واجب دارند، چهار سورهاند که عبارتند از:
1- نجم، آيه آخر.
2 -علق، آيه آخر.
3- سجده، آيه 15.
4- فصلت، آيه 37.
خواندن چهار سوره اي که سجده واجب دارد، بر زن حايض حرام مي باشد.(1)
خواندن بيش تر از هفت آيه از قرآن هم کراهت دارد .البته منظور از کراهت در اين جا يعني ثواب کم تري دارد، نه اينکه اگر نخواند ،بهتر است.(2)
با اين حکم مشخص مي شود که زن نمي تواند در دوران عادت ماهينه سوره سجده دار بخواند.اما اگر خواند جزء ختم قرآنش محسوب مي شود
پي نوشت ها :
1. آيه الله بهجت ، توضيح المسائل ، م426 .
2. آيه الله بهجت ، استفتائات ج 1 ، س 1037 .
در فرض سؤال روزه آن روز باطل است و نمي تواند روزه بگيرد.
اگر زن بعد از اذان صبح از حيض پاک شود نمي تواند روزه بگيرد. ولي اگر پيش از اذان صبح پاک شود و غسل کند يا در تنگي وقت تيمم بدل از غس کند و با غسل يا تيمم وارد اذان صبح شود. روزه آن روز صحيح است.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله بهجت، توضيح المسائل، مسأله 1319 و 1320.





