پرسش وپاسخ

سلام خدمت شما كارشناسان عزيز من از سال هاي قبل كه اعتقاد چنداني به دين نداشتم متاسفانه و به اجبار خانواده روزه ميگرفتم چند رو ز از روزه هامو به طرق مختلف شكستم و ميدونم كه مرتكب گناهان بزرگي هم شده ام حالا كه توبه كردم ميخوام بدونم كه براي اون روزه هاي عقب افتاده كه نمي د ونم چند روز هم هست چكار بايد بكنم ؟ ممنونم از پاسخ شما منتظر راهنمايي هاي جامع شما هستم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛

در صورتي که انسان روزه ماه رمضان را عمدا افطار کند، علاوه بر قضا کفاره نيز بايد بدهد.
در پرداخت کفاره يا دو ماه روزه بگيريد ويا شصت فقير را سير کنيد يا به هر کدام يک مد طعام(که تقريبا 750 گرم است) گندم يا جو و مانند اين ها بدهيد . چنانچه توانايي روزه وتمکن مالي براي دادن طعام نداريد، هر چند مد که مي توانيد به فقرا طعام بدهيد . اگر اصلا نتوانيد طعام بدهيد ،بايد استغفار کند. (1)
کفاره را انسان بايد به صورت طعام بدهد .دادن پول کافي نيست . در صورتي که مبلغ کفاره را به دفتر مرجع و يا فرد مطمئني بدهد که او طعام خريده و به فقير بدهد، کافي است.
در صورتي که شک در تعداد روزه ها داشته باشد ،آن مقدار که يقين به باطل بودن آن ها دارد، بايد قضا کند و بيش تر از آن لازم نيست، مثلا اگر شک داريد که 5 روز است يا 8 روز همان 5 روز کافي است. (2)
در صورتي که تاخير در قضاي روزه ها تا رمضان سال بعد ي که قبلش روزه را خورده ايد، بدون عذر بوده ،بايد به ازاي هر روز يک مد طعام هم به فقير بدهيد. تاخير در اداي کفاره موجب افزايش کفاره نمي شود .(3)
براي اينکه در گرفتن روزه ها وپرداخت کفاره به مشقت نيافتيد ،مي توانيد آن ها را به مرور زمان انجام بدهيد.
پي نوشت ها :
1. آيه الله خامنه اي ، استفتائات ، س 811.
2.آيه الله خامنه اي ، استفتائات ، ص527 .
3.همان ، ص 803 .

سلام ،حدود پنج سال پيش بنده با يك خانم بيوه كه تنها زندگي مي‌كرد آشنا شدم، ايشان حدود هشت سال از من بزرگتر هستند. بعد مدتي اين خانم به من پيشنهاد محرميت و صيغه موقت داد. من هم طي چند نوبت پيشنهاد، قبول كردم. بعد از دو ماه متوجه اختلالات عصبي و رفتاري در ايشان شدم، در حين اينكه خيلي ايشون اصرار به ازدواج دائم داشت. اين خانم به كرات به همراه من تماس مي‌گرفت و هميشه بد دهني ميكرد شايد در روز بيش از سي بار تماس و پيام از ايشون داشتم، و ديگه زندگي براي من نذاشته بود. بعد از مدتي دوباره متوجه شدم ايشون از كلاه گيس استفاده مي‌كنند و اصلا مويي در بدن ندارد. كمك‌هاي مالي به من مي‌كرد ولي بسيار عصبي و بد دهن بود. وقتي ماشين به من مي‌داد اگر كمي دير مي كردم تو خيابان دنبال من مي‌كرد و با صداي بلند فحش‌هاي خيلي زشت مي‌داد. يك بار تو خيابان زد تو گوش من و پدر و مادرم رو شديد فحش داد. من هم كمي مقابله كردم و فحش مي‌دادم و مي‌زدم ولي فايده نداشت. تصميم گرفتم ازش جدا بشم و ازدواج كنم. ولي با همه شماره ها و آدرس‌هايي كه از من داشت شروع به آبرو ريزي كرد، در محل كار، خانواده و دوستان و ... من با يك دختر خانم ازدواج كردم، ولي چند بار دوباره به من زنگ زد و با التماس گفت كه برگرد و من تنها هستم ... من بهشون چند بار متذكر شدم كه من نمي‌تونم با اخلاق شما كنار بيام و در ضمن مريضي كچلي رو من نمي تونم تحمل كنم، گفت كه من كمك خرجت مي‌شم و كمكت ميكنم ولي من رو تنها نذار. در ضمن دوباره آبروي من رو تهديد كرد و گفت دوباره آبرو ريزي راه مي‌اندازم اگه نياي. من از ترس آبروم دوباره برگشتم و الان بد جور گير كردم، همسرم هم موضوع رو كم و بيش مي‌داند. اين زن خيلي من رو نفرين كرد و به من گفت به خاطر ازدواجم من رو حلال نخواهد كرد و نفرين هاي خيلي خيلي سنگين كرده. حال سؤال من اين است: اول اينكه آيا نفرين هاي اين خانم تأثيري خواهد داشت يا خير؟ دوم اينكه مي‌خواستم بنده رو براي رهايي از اين گرفتاري راهنمايي بفرماييد.

باسلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
نبايد به نفرين هاي او توجهي داشته باشيد؛ چون هرگز مؤثر نخواهد بود. به لحاظ اخلاقي، شرعي و عرفي نيز هرگز مسؤوليت و تعهدي نسبت به او نداشته و نبايد نگران باشيد. اين فرد نياز به درمان جدي دارد . شرح شما دربارة او کامل نيست . نمي توان به يک تشخيص مبادرت نمود. اين خانم داراي مشکلات رفتاري و شخصييتي متعددي است که صلاحيت براي ازدواج را ندارد و ادامه ارتباط مي‌تواند براي شما مخاطره آميز باشد.
بهترين راه مقابله با اين فرد مراجعه به قانون است .مي‌توانيد متقابلاً به او گزارش دهيد که در صورت تکرار اين مسأله ، در هر سطح پيگيري خواهيد نمود و جداً پيگير خواهيد بود. به ياد داشته باشيد که هرگز شخصاً اقدام ننماييد. البته راهنمايي بيش تر مي‌تواند منوط به دريافت اطلاعات دقيق‌تر شما باشد. بنابراين مي‌توانيد با شماره 09640 تماس بگيريد .ضمن اراية اطلاعات دقيق‌تر دربارة اين خانم و نوع ارتباط خودتان راهنمايي جزيي‌تري را دريافت نماييد.

با سلام و خسته نباشید بنده می خوام روز اخر ماه رمضان به تهران مسافرت نمایم و الان در ایلام می باشم چطوری باید بروم که روزه ام باطل نشود

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در صورتي که بعد از اذان ظهر ايلام از آن جا خارج شويد ، روزه تان صحيح مي باشد. اما اگر قبل از اذان ظهر بخواهيد برويد ، روزه صحيح نيست و بعد از حد ترخص مي توانيد افطار کنيد .(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم.
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع ،م 1721.

با سلام ما ساکن تهرانیم ولی یک خانه در اطراف رشت داریم و یک باغ چایی در خود رشت . که هر چند مدت یکبار چند روزی به آن خانه سفر می کنیم ، آیا حکم وطن را برای ما دارد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در صورتي که محل خانه شما در اطراف رشت وطن اصلي (محل تولد)تان بوده و مدتي در آن جا زندگي کرده باشيد و بعد بدون اين که از آن جا اعراض (قصد عدم بازگشت براي زندگي ) کنيد، به تهران آمده باشيد، آن جا هنوز وطن شما مي باشد.
و اما اگر وطن اصلي شما نبوده ،تا وقتي که براي زندگي دائمي به آن جا نرويد ،وطن شما محسوب نمي شود. در آن جا در حکم مسافر هستيد. نمازتان شکسته است و روزه صحيح نيست ، مگر اينکه قصد ده روز کنيد.(1)
پي نوشت :
1. امام خميني ، توضيح المسائل ، م1330 .

سلام.من الان تو ماه رمضان بدنم یکم ضعیف هست ولی روزه میگیرم از لحاظ شرعی مشکلی نداره؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
کمي ضعف براي روزه دار عادي است .مجوز خوردن روزه نيست .روزه شما مشکلي ندارد.(1)

پي نوشت :
1. امام خميني ، توضيح المسائل ، م1583.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

من همیشه در اخرروز هفتم یا اول روز هشتم غسل می نمایم.حال در این ماه در روز نهم نیز لکه کمرنگ خونی دیده ام حکم روزه ام چگونه است؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در فرض سؤال اگر لکه بيني در همان روز نهم قطع شود و بعد از روز نهم ادامه پيدا نکند ، حکم حيض را دارد و روزه روز نهم باطل است . بعدا قضاي آن را روزه بگيريد . براي روز دهم غسل کنيد و روزه بگيريد. اگر روز هشتم پاک بوده و روزه گرفته ايد ،روزه روز هشتم به فتواي آيت الله مکارم صحيح است.
چنانچه لکه بيني ادامه پيدا کند و از ده روز بيش تر شود، يعني روز يازدهم نيز لکه ببينيد ، لکه روز نهم حکم استحاضه را پيدا مي کند . اگر روز نهم را روزه گرفته ايد، صحيح است. (1)
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم شيرازي، توضيح المسائل، مسأله 461و462 و 465.

باسلام مرجع تقلید ایت ا... مکارم شیرازی خانمی 50.5 ساله حدود دوسال است که عادت ماهیانه اش نامنظم شده بعضی مواقع هراز شش ماه یا هرازسه ماه ولی این بار یک هفته قبل از ماه مبارک رمضان عادت شده سه روز خون ریزی خیلی کم داشته ولی بعداز سه روز لکه بینی به صورت قهوه ای تا روز یازدهم ادامه داشته و مجدد"16 رمضان عادت شده ام تکلیف من در گرفتن روزه چیست؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
در فرض سؤال که سن شما به پنجاه سال رسيده است، يائسه حساب مي شويد . خوني که مي بينيد ،حيض نيست ،بلکه استحاضه محسوب مى‏شود، مگر اينکه خوني که مى‏بينيد تمام شرايط حيض را داشته باشد. اگر تمام شرايط حيض را داشته باشد ،حيض حساب کنيد . اگر تمام شرايط حيض را نداشته باشد ،تمام خون هايي که مي بينيد ،حکم استحاضه را دارد و به وظيفه زن هاي.مستحاضه عمل کنيد. نماز و روزه خود را به جا آوريد. نماز و روزه شما صحيح است.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم شيرازي، توضيح المسائل ،مسأله 428 و سؤال تلفني (7840001-0251) از دفتر آيت الله مکارم شيرازي.

سلام لطفا اگر می توانید کمک کنید و جواب سوال بنده را بدهید: شخصی مردی را در حضور زن و چهار دخترش به قتل میرساند زن و چهار دختر مقتول به دادگاه مراجعه کرده دادخواهی میکنند ولی شهادت 5 نفرشان برای اثبات قتل عمد ویا حتی شبه عمد موثر نیست و با شهادت انان حد شرعی قتل عمد و یا حکم قتل شبه عمد اجرایی نمیشود ! قاضی میگوید اگر چند زن غریبه هم شاهد قتل بوده و شهادت بدهند بازهم تفاوتی نمیکند ! آیا از آنان ( زن ودختران مقتول ) حقی ستانده شده و یا تکلیفی از روی دوششان برداشته شده یا ...؟ اصلا می توان چیزی را ثابت کرد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
درشهادت دادن براي اثبات قتل عمد شاهدان بايد دو مرد عادل باشند . براي اثبات قتل شبه عمد و يا خطا شاهدان بايد دو مرد عادل ويا يک مرد عادل ودو زن عادل باشند .(1)
به همين دليل شهادت آن ها براي اثبات قتل پذيرفته نشده است .تکليفي به عهده زن ودختران مقتول نيست. مي توانند با يک وکيل دادگستري يا يک مشاور حقوقي دادگستري مشاوره نموده و راه حل پيدا کنند.
خداوند خود شاهد اعمال بندگان مي باشد.
پي نوشت :
1. قانون مجازات اسلامي ، قصاص ، راه هاي ثبوت قتل.

با سلام خدمت شما.میخواستم ببینم این که شیعه از امامان کمک میگیرند اشکالی دارد؟ایا این درست است که انسان امامان را واسطه ی خود و خدا قرار بدهد با اینکه میداند خدا از رگ گردن هم به او نزدیک تر است؟ به این ایه دقت کنید :] إن الذین تدعون من دون الله عباد أمثالكم[ «كسانی را كه به غیر از خدا می‏خوانید بندگانی مثل خودتان هستند»(اعراف/194). متشکرم.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در خصوص اين سوال ابتدا بايد ديد اصل توسل و ياري خواستن از انسان هاي ديگر از ديدگاه دين اسلام امري مقبول است يا مذموم ، آن گاه به نحوه عملكرد و رفتار شيعيان در اين خصوص بپردازيم :
توسّل يعني در خواست از فرد داراي توانمندي، براي حل مشکلات و نيازمندي هاي، حال چه به دست خود و از طريق قدرت فردي اش و يا از طريق وساطت و عرض نياز ما به فرد ديگري که اين توانايي را داراست . متوسل شدن به ديگران گاهي به معناي درخواست کمک از خود اوست . گاهي به معناي درخواست شفاعت و وساطت او نزد کسي که توانايي حل مشکلات ما را دارد ؛
اگر به مجموعه آيات وروايات نگاهي بيندازيم ، درمي يابيم که توسل به يك انسان نمي تواند شرک و گناه باشد بلکه مواردي از توسل مورد تمجيد و سفارش نيز قرار گرفته ؛ مثلا در آيه 97 سوره يوسف از زبان برادرانش خطاب به پدر مى‏خوانيم :
«يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين ؛اى پدر ! براى ما استغفار كن كه ما خطا كار بوديم ». يعقوب نيز اين تقاضا را نه تنها انكار نكرد بلكه به آن ها قول مساعد داد و فرمود : « سوف استغفر لكم ربى ؛ به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى‏كنم » اين آيه تصريح دارد که عمل فرزندان يعقوب در توسل به پدر بزرگوارشان درست بوده و گرنه مورد تاييد پيامبر خدا قرار نگرفته و پذيرفته نمي شد.
در جاي ديگر مي فرمايد : « و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاووك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرسول لوجدوااللّه توابا رحيما ؛(1)- اگـر آنـان هنگام ستم بر خويشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى كردند و پيامبر نيز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذير و مهربان مى يافتند . »
اين آيه هم به واسطه قرار گرفتن پيامبر براي طلب استغفار مردم ، صراحت دارد. بنابراين واسطه قرار گرفتن انسان هاي برگزيده الهي و متوسل شدن به آن ها در آيات قرآن به کار رفته و در صدر اسلام نيز توسط اصحاب و ياران پيامبران صورت مي گرفت.
از طرف ديگردر مواردي هم در منابع وآموزه هاي ديني ، توجه به غير خدا مذموم و مردود دانسته شده مثلا در قرآن آمده : «لا تدعوا مع الله احدا(2) همراه خدا ديگري را نخوانيد » ؛ در نتيجه بايد ديد معيار و ملاک توسل ممدوح و مذموم چيست .
توسل ما نسبت به امامان يا امام زادگان از سه صورت خارج نيست:
1. درخواست از آن ها براي وساطت از درگاه خداوند براي رفع حوايج و آمرزش گناهان ومانند آن است که يقينا صحيح و درست است چنان که مورد آيات گذشته و مورد قبول قرآن همين موارد بود .
2.گاهي هم درخواست مستقيم از اين بزرگواران براي حل مشکلات ماست ،با اين توجه که قدرت وتوانايي آن ها امري است که خداوند به ايشان عنايت نموده ، امامان به خاطر قدرت و کرامت و توانايي خدادادي قادر به حل مشکلات و نيازهاي ما هستند ،آن هم در صورت مطابقت با مشيت وخواست خداوند ؛مانند همان موردي که از درخواست يک مادر بيان کرديد .
اين مورد هم هيچ منع عقلي و محذور شرعي ندارد ،زيرا همانند مراجعه ما به پزشک براي درمان بيماري است ،زيرا از پزشک مي خواهيم از علم و دانش خدادادي خود و با بهره گيري از داروهايي که خداوند براي درمان بيماري خلق فرموده ،ما را در مسير بهبودي قرار دهد؛ در واقع درخواست ما از امامان معصوم براي استفاده از مقام ومرتبت عالي شان در تصرف در امور عالم از همين قبيل است ،نه بيش تر.
3.تنها مي ماند توسل به اين بزرگواران با اين پيش تصور که اين ها در عرض خداوند داراي توانايي هاي مستقلي هستند که حتي بدون اراده و خواست خدا قدرت برآوردن حوائج ما را دارند ؛
بديهي است که اين گونه عقيده و عمل طبق آن شرک و گناهي بزرگ است اما در هيچ يک از اعتقادات شيعه اثري از چنين نگاه و بينشي به چشم نمي خورد . در مشهور ترين ادعيه ما و توسلات و زيارات منقول در منابع شيعي همواره ذکر : « يا وجيهة عندالله اشفع لنا عند الله ؛ اي آبرومند نزد خدا شفاعت ما را نزد خداوند بنما »(3) است ،نه وجود اراده و قدرت مستقل از اراده و قدرت خداوند .
با فرض وجود خداوند قادر و توانا و نزديك تر بودن او از رگ گردن به ما چه نيازي به عرض حاجت بردن به پيش بندگان او -هرچند داراي توانايي هايي نيز باشند- است ؟
آدمي مي‏تواند مستقيماً از خداوند حاجت خود را بخواهد، ولي اگر بتواند در اين مسير دعاي ديگران- به خصوص مقرّبان درگاه الهي را نيز همراه خود سازد، احتمال تأثير فزون‏تري در كار خواهد بود . اين امر از خلال فرامين و دستور الهي به دست مي آيد که در برخي موقعيت ها خداوند به اين امر دستور داده و در آن حکمت هايي ديده مثلا فرموده است :
«وَ اِبْتَغُوا إِلَيهِ اَلْوَسِيلَةَ (4)؛به سوي خداوند وسيله برگيريد»،. اين وسيله مي‏تواند اعمال صالح باشد . مي‏تواند شخص صالح و وجيهي باشد .اگر خداوند به طور كلي فراموش گردد و تنها وسايط ديده شوند، اين امر با آموزه‏هاي ديني و قرآني سازگاري ندارد بلکه از بزرگ ترين گناهان محسوب مي گردد چنان که آيات مورد مذمت در اين باره به همين موارد بر مي گردد.
اما در مورد آيه مورد نظر شما يا آيه اي که ابتدا ذکر کرديم ، مراد از خواندن مرادف با عبادت کردن است و گرنه صرف خواندن و صدا زدن نمي تواند حرام باشد .
چون هر خواندني نمي تواندشرک و حرام است باشد؛ در قرآن مجيد لفظ دعوت در مواردى بـه كـار رفته كه هرگز نمى توان گفت گناه و حرام است مانند :« قال رب انى دعوت قومى ليلا و نهارا . (5)- ( نوح گفت ) : پروردگارا ! شب و روز , قوم خودم را ( به سوى تو ) دعوت كردم . »
اگر به قرآن کريم مراجعه کنيم مي بينيم مقصود از دعا در مجموع آياتي که تاکيد بر انحصار آن در خداوند دارد , مطلق خواندن حتي خواندن به قصد ياري خواستن نيست بـلـكه دعوت خاصى است كه مى تواند با لفظ پرستش ملازم باشد ; زيرا مجموع اين آيات در مورد بت پرستانى وارد شده است كه بت هاى خود را خدايان مى پنداشتند .
خضوع بت پرستان و دعا و استغاثه آنان در برابر بت هايى بود كه هرچند آن ها را به عناوين مـالكان حق شفاعت و مغفرت و ... توصيف مى كردند، ولي آن ها را متصرف مستقل در امور مربوط به دنيا و آخرت مى شناختند . در اين شرايط , هر نوع دعوت و درخواستى از اين موجودات , عبادت و پرستش خواهد بود . روشـن تـريـن گـواه بر اين كه دعوت و خواندن آنان با اعتقاد به الوهيت بوده , آيه زير است :
«فما اغنت عنهم آلهتهم التى يدعون من دون اللّه من شيئى؛ (6)- خدايانى كه جز خداى بزرگ , آنان را فرا خواندند ( مى پرستيدند ) , آنان را بى نياز نساخت .» واژه «مع» درآ يه « فلا تدعوا مع الله »به اين معنى گواهى مى‏دهد كه نبايد كسى را هم رديف خدا و مبدأ تاثير مستقل و در جايگاه الوهيت دانست .
بـنـابراين , آيات مورد بحث , ارتباط به توسلات و زيارت ما ندارد . کار ما درخواست بنده اى از بنده ديگر است كه نه او را اله و رب مى داند و نه مالك و متصرف تام الاختيار در امور مربوط به دنيا و آخرت , بلكه او را بنده عزيز و گرامى خدا مى شناسد كه او را به مقام رسالت و امامت برگزيده و وعـده داده كه دعاى او را درباره بندگان خود بپذيرد .

پي نوشت:
1. نسا(4)آيه آيه 64 .
2. سوره جن، آيه 18.
3. مفاتيح الجنان دعاي توسل
4.مائده(5) آيه 35.
5. نوح (71) آيه 5.
6.هود (11)آيه آيه 101.

صفحه‌ها