پرسش وپاسخ

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

چرا باید در شب قدر قرآن روی سر گذاشته شه؟ حکمت این کار چیه که باید روی سر بگیریم قرآن رو؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در کارهاي عبادي و احکام نبايد خيلي دنبال علت و حکمت بود. بلکه بايد دنبال اين بود که آيا اين دستور رسيده و سند دارد؟
عبادت به اصطلاح "توقيفي" است يعني دقيقا بايد طبق دستور خدا و پيامبر و بدون ذره اي کم يا زياد عمل شود و نمي توان عبادت اختراع کرد. اعمال شب قدر هم عبادت هستند و دقيقا بايد طبق دستور معصوم عمل شوند. در روايت وارد شده که در شب هاي قدر قرآن بر سر بگيريد و اين دعا ها را بخوانيد و ما تابع دستوريم حتي اگر وجه و حکمت آن را هم ندانيم.
البته سوال از حکمت عبادت ها و تحقيق براي يافتن آنها منعي ندارد و نتيجه مثبت هم مي تواند داشته باشد. ولي نبايد عمل را مشروط به دانستن و قبول کردن حکمت کرد.
خدا و پيامبر بندگان را به عمل لغو و بي فايده دستور نمي دهند و معصومين عمل لغو انجام نمي دهند و اگر کاري مي کنند، حتما آن کار حکمت دارد و در درگاه خدا پسنديده است. شايد قرآن به سر گرفتن، نماد خود را در پناه قرآن قرار دادن و قرآن را آقا و سايه سر و حاکم بر خود ساختن باشد.

با سلام. سوال من این است طبق ایه ی «إن الذین تدعون من دون الله عباد أمثالكم» «كسانی را كه به غیر از خدا می‏خوانید بندگانی مثل خودتان هستند»(اعراف/194). کمک خواستن از دیگران حرام است. پس چرا شیعیان از ائمه کمک میخواهند؟ برخی از اهل سنت میگویند طبق ایه ای که نوشتم چرا شیعیان از امامان خود کمک میگیرند.چرا به بارگاه و حرم انان میرون و از انان طلب یاری میکنند.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
خدا عبادت و دعاي مشرکان را تخطئه مي کند. چون آن ها به بت هاي چوبي و سنگي يا انسان هايي مثل خود يا شياطين يا ملائکه به عنوان "رب" و "شريک خدا" در تدبير جهان متوسل مي شدند ، در حالي که اعتقاد آنان بي پايه بوده و آن ها هيچ کدام ،شريک خدا نبودند و اصلا شاني در تدبير نداشتند يا اگر مانند ملائکه شاني در تدبير داشتند، شان شان کارگزاري و اجراي امر خدا بود ،نه اين که شريک خدا باشند و در عرض خدا قرار بگيرند . اين عمل(تراشيدن شريک براي خدا و خواندن او) بزرگ ترين ظلم به خداي يگانه است . آيه بالا نهي از اين عبادت و خواندن است.
اما شيعه پيامبر و امامان را رب و شريک خدا در تدبير نمي داند، بلکه آنان را برگزيدگان خدا مي داند که خدا در قرآن محبت و اطاعت آنان را واجب کرده ، آنان را واسطه هدايت و رحمت و فيض خود ساخته ، از ما خواسته به آنان متوسل شويم و دست آنان را بگيريم تا ما را به خدا برسانند.
پس عمل شيعه با عمل مشرکان که در آيه بالا مورد نهي قرار گرفته، دو تفاوت اساسي دارد:
1. شيعه پيامبر و امامان را رب و شريک خدا نمي داند.
2. توسل شيعه به پيامبر و امامان هم به امر خود خداست که محبت و اطاعت آنان را لازم و واجب ساخته ، ما را براي هدايت يابي و رسيدن به سعادت به در خانه آنان فرستاده ، آنان را واسطه فيض و رحمت خود قرار داده است.
ما هميشه حاجات مان را فقط از خود خدا مي خواهيم اما براي حاجت خواستن ابتدا در محضر خدا به پيامبرش و جانشينان پيامبرش که بندگان مقرب خدا هستند ،عرض ارادت مي کنيم . از خدا مي خواهيم همچنان که ما به امر او به اين مقربان ارادت داريم و مطيع شان هستيم و محبت شان را در دل داريم، او هم به خاطر محبتي که به آنان دارد و به خاطر محبتي که به اطاعت کنندگان از آن ها دارد، به ما توجه کند و گناهان مان را ببخشد و توفيق بندگي بيش تر به ما بدهد و حاجات مان را برآورد.
اگر هم خود پيامبر و امام را صدا مي زنيم، به عنوان مقربان و محبوبان و بندگان برگزيده خدا صدا مي زنيم . خدا اين تقرب و محبوبيت و برگزيدگي را در قرآنش به ما اعلام کرده و به ما اجازه اين گونه صدا کردن را داده، بلکه بدان دعوت کرده است.
فرق است بين کسي که به بنده محبوب سلطان متوسل مي شود و از او به عنوان اين که بنده محبوب سلطان است، مي خواهد نزد سلطان براي وي شفاعت کند با کسي که به شخصي که سلطان اصلا به او ارادتي ندارد، متوسل مي شود و او را محبوب بلکه شريک و هم عرض سلطان شمرده و از او مي خواهد نزد سلطان وي را شفاعت کند.
فرد دوم براي سلطان شريک تراشيده که بزرگ ترين ظلم است . فردي را که محبوب سلطان نيست ،محبوب او خوانده که افترا بر سلطان و ظلم بزرگ تر ديگر است . بدون اجازه و امر سلطان از او شفاعت و واسطگي طلبيده است که اين هم تحميل بر سلطان و تعيين تکليف براي او و جسارتي بزرگ به ساحت اوست.

من دختري 15 ساله هستم و در حال حاضر دانش اموزم و مخارجم را پدرم ميدهند من پول هايي را كه هفتگي از پدرم گرفتم و يا به مناسبت هايي كادو گرفتم را در بانك پس انداز كردم ايا بايد خمس اين پول را بدهم؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
پول هاي که پدر تان به شما مي دهند ، مانند کادو ها در حکم هديه مي باشد. بنا بر احتياط واجب بعد از گذشت يک سال هديه خمس دارد .(1)
در احتياط واجب مي توانيد به مرجعي که از لحاظ علمي در رتبه بعدي از مرجع شما مي باشد و در هديه خمس لازم نمي داند ،عدول کني تا خمس دادن در هديه بر شما واجب نباشد .(2)
پي نوشت ها :
1 . آيه الله مکارم ، توضيح المسائل ، م1477 .
2. همان ، م 9 .

ایا زن و مرد متاهل میتوانند به راحتی در فضای مجازی با هم دوست باشند و حتی با دوربین از دیدن همدیگر لذت ببرند؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
اين گونه ارتباط ها ولذت بردن ها بين زن وشوهر جايز است. فرقي بين فضاي مجازي و حقيقي نيست، ولي براي نامحرم جايز نيست.(1)
پي نوشت :
1. امام خميني ، تحرير الوسيله ، ص 242 .

سلام. من جوانی 20 ساله هستم . تمام نمازهایم را در خانه میخوانم . امام مشکلی که دارم این است که با خودم شک دارم. نمی دانم نمازها را برای رضا خدا میخوانم یا به خاطر ترس از خدا در آخرت. یا مثلا وقتی مسجد می روم که نماز بخوانم همش فکر میکنم نکنه برای موقعیت شغلی در آینده می روم یا به خاطر اینکه مردم فکر کنند من آدم خوبیم. خلاصه بگم همش فکر میکنم آدم ریاکاری هستم . ترخدا در این ماه رمضان راهنمایی ام کنید. چه کار کنم؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
هر چند ريا در عبادت سبب باطل شدن عبادت است، لکن وسواس داشتن در مسئله ريا نيز سبب مي شود که انسان از فيض و برکات بسياري از امور عبادي محروم بماند.
همان طوري که ريا کردن ضرر دارد، وسواس در ريا نيز زمينه توفيقات معنوي را از انسان مي گيرد.
وسوسه از القاءات شيطان است، اگر از راه هاي ديگر نتوانست مؤمن را به انحراف بکشاند، از راه وسواس در انجام عبادات و ايجاد شبهه ريا وارد مي شود تا فکر و وقت مؤمن را تلف کند و از اين طريق او را به گناه بکشاند.
در روايت آمده است:« إِنَّمَا يُرِيدُ أَنْ يُطَاعَ فَإِذَا عُصِيَ لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُم‏» (1)يعني شيطان مي خواهد در طاعت او باشيد . وقتي شيطان را مخالفت کرديد، به سوي هيچ يک از شما باز نمي گردد.
اسلام مي خواهد شما به عنوان يک فرد مؤمن در تمام زمينه ها با وسواس مقابله کنيد و به وسواس و القاءات توجه نکنيد.
افراط و تفريط در اين مسأله مانند همه مسائل، اشتباه و خطاست. داشتن وسواس غلط است.(2)
اصل اعمال خود را براي رضاي خدا انجام دهيد .به وسواسي که در فکر شما ايجاد مي شود توجه نکنيد . بنا بگذاريد که عمل را براي رضاي خدا انجام مي دهيد. با اين روش هم در مسجد و جماعت شرکت کنيد و هم اين فکر را از خود دور کنيد. حتي اگر فکر مي کنيد که ريا انجام مي دهيد ،باز هم به اين فکر توجه نکنيد . نيّت خود را خالص کنيد. مدتي بي توجه به اين فکر رفتار کنيد، خود به خود اين حالت از شما برطرف مي شود.

پي نوشت ها:
1. الإستبصار،ج1- ص374،باب 217- باب من شك فلم يدر صلى ركعه.
2. آيت الله مکارم، اخلاق در قرآن، ج‏1، ص 290.

شرایط عقد موقت چیست؟ آیا هر شخصی می تواند این کار را انجام دهد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛

عقد ازدواج موقت يا متعه چند شرط دارد:
1. بايد زن و مرد به ازدواج راضي باشند.
2. بايد مقدار مهريه مشخص باشد (مثلاً صد هزار تومان) .
3 . بايد مدت نيز مشخص باشد (مثلاً يک روز).
4. بايد عقد خوانده شود و تنها رضايت زن و مرد بدون خواندن عقد کافي نيست و بنا به احتياط عقد به عربي صحيح خوانده شود . و اگر خود مرد و زن نتواند صيغه را به عربي صحيح بخوانند به هر لفظي صيغه را بخوانند صحيح است و لازم نيست وکيل بگيرند، اما بايد لفظي بگويند که معناي «زوجت» و «قبلت» را بفهماند .
اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد موقت را بخوانند، بعد از آن که مدت(مثلا يك روز ) و مهر را(مثلا ده هزار تومان) معين کردند، چنانچه زن به قصد اين که درمدت مشخص شده با مهر مشخص شده خود را زن مرد مورد نظر قرار دهد بگويد: «زوجتک نفسي في المدة المعلومة علي المهر المعلوم» (من خودرا به همسري تو در مدت معين بامهر معين درآوردم) بعد بدون فاصله مرد بگويد «قبلت هکذا» (قبول کردم همين‌طور) صحيح است.(1)
5. دختري که به حد بلوغ رسيده و رشيده است، يعني مصلحت خود را تشخيص مي‏دهد، اگر بخواهد ازدواج دائم يا موقت کند چنان چه باکره باشد بنا بر احتياط واجب بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد.(2)
در صورتي که شرائط عقد موقت فراهم باشد. هر شخصي مي تواند آن را انجام بدهدو در صورتي که خودشان بخواهند عقد را بخوانند ( اول زن ايجاب و سپس مرد قبول را بخواند ) متن صيغه عقد را جاري کنند و مي توانند وکيل بگيرند تا عقد موقت را وکيل بخواند.
زمان و مقدار مهريه را بايد پيش از خواندن صيغه عقد تعيين کنند. تا عقد بر اساس آن خوانده شود . ( 3 )
پي نوشت ها:
1. آيت الله مکارم، توضيح المسائل، م2032.
2 . همان، م 2037.
3 . همان ، م 2070 .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز و مبارک. آیا برای وضو گرفتن باید قسمت مسح سر و پاها از قبل از وضو خشک باشد یا می توان به وقت مسح کشیدن پاها یا سر، قسمت مسح را خشک کنیم و بعد مسح کنیم؟ اگر هم قبل از وضو باید پاها را خشک کرده باشیم، اگر در حین وضو روی پاها آب ریخته شود و خیس شود آیا وضو باطل می شود؟ با تشکر فراوان.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در موقع مسح سر و مسح پاها لازم نيست. از ابتداي وضو خشک باشد. بلکه اگر قبل از مسح کردن هم خشک کنيد. وضو صحيح است و اگر در حين وضو آب روي پاها ريخته باشد. بايد قبل از مسح خشک کنيد و بعد مسح بکشيد .(1)
پي نوشت:
1. امام خميني توضيح المسائل م 251و256.

با سلام و تشكر از راهنمائي شما در مورد كمك به دوستم.لازم به ذكر است كه دوست من كه گفته شد- 2سال است از اعتقاداتش برگشته تا جائي كه خدا را نيز انكار ميكند-داراي مدرك ليسانس ميباشد و از طريق يك شبكه سياسي و برنامه اي با مجري گري رضا فاضلي كه يكسال پيش مرده است با اين برنامه آشنا و از برنامه هاي اين فرد و كم كم از طريق اين فرد با كتابهاي احمد كسروي و كتابهائي نظير كتاب بازنشاني قرآن نوشته انصاري و نيز كتاب تولدي ديگر نوشته شجاء الدين شفاء و كتابهاي صادق هدايت به اين نتيجه رسيده و بر اعتقادات جديد مصمم است و پافشاري ميكند.بارها و بارها با او بحث كردم ولي بي فايده بوده.او با استفاده از ايرادهايي كه به خيال خودش از قرآن بوسيله خواندن اين كتابها درآورده است سعي در اثبات گفته هايش را دارد.لازم به ذكر است كه اين دوست من كلا از نظام جمهوري اسلامي و روحانيت بيزار شده است.واقعا نميدانم چكار كنم.خيلي دوست دارم به او كمك كنم اما تا حالا نشده.او با خواندن اين كتابها سوالها و اشكالاتي از قرآن درآورده است و هنگام بحث جوري صحبت ميكند كه فكر ميكني او راست ميگويد.يعني اگر فردي ايمانش سست باشد ميگويد او راست ميگويد.لطفا بيشتر مرا راهنمائي كنيد. باتشكر از حوصله بي حدتان.

پاسخ:
باسلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
اين خيلي خوب است که به فکر ديگران و قرار دادن آن ها در طريق هدايت هستيد، اما فراموش نکنيد که گاهي افرا دچار صدمات روحي و رواني هستند و نمي‌خواهند خود را اصلاح نمايند . در اين موارد مشکل اين افراد اعتقاد نداشتن به کتاب آسماني قرآن و مانند آن نيست؛ بلکه اين افراد دچار اغتشاشات هيجاني هستند و بايد با مراجع به روانشناس در صدد حل مشکل بر آيند
اما گاهي نيز افراد را مي‌يابيم که به کلي معاند و مغرض هستند و عليه کتاب آسماني قران موضع مي گيرند. نکتة جالب آنکه در قرآن هم مورد اشاره قرار گرفته‌اند. در ابتداي سوره بقره بنگريد که اين کتاب چه کساني را هدايت مي کند: «اين کتابي است که هيچ شکي در آن نيست و هدايت است براي متقين» . در چند جاي ديگر اطلاع مي‌دهد که اما کساني که در قلوب شان مرض است ،آيات را به گونه‌اي ديگر تفسير نموده و برداشتي نادرست از آن به دست مي‌آورند.
نخستين وظيفه شما مراقبت از سلامت ديني و رواني خودتان است. نبايد با عميق‌تر ساختن پيوند خودتان را در معرض مخاطره قرار دهيد. به همين دليل مي‌توانيد با استفاده از ابزار محروميت تا اندازه‌اي او را از اين مسيرهاي انحرافي دور سازيد.
آيا من محدوديت‌هاي خودم را در ياري رساندن به ديگران مي‌شناسم و نسبت به آن آگاه هستم؟ ممکن است دچار و اسير برخي انحرافات گردم؟ وظيفه شما تا حدي خاص است و نه بيش تر.حتي خداوند متعال دربارة پيامبر نيز فرمود: قرآن را فرو نفرستاديم تا به مشقت و سختي افتي! حال حساب دربارة ما روشن است، به ويژه هنگامي که متوجه مي‌شويم قدرت ما همچون قدرت معصومين در دور ماندن از گرايشات انحرافي نيست.

صفحه‌ها