پرسش وپاسخ

با سلام. با توجه به آیه 29 سوره مبارکه الاسرا که پیامبر را مخاطب خود قرار می دهد... چگونه فضل و بخششهای امیرالمومنین که گاهی موجب گرسنگی و تنگدستی چند روزه خود و خانواده ایشان میشد را می توان توجیه نمود(باتوجه به اینکه نمی تو ان حضرت علی (ع) را بالاتر از حضرت پیامبر(ص) دانست و آیه برای همه مردم تکلیف مشخص نموده است)؟ با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
مطلبي که در باره پيامبر و حضرت علي بيان داشته ايد، دو عمل کاملا متفاوت و جداي از يکديگر هستند ومنافاتي با هم ندارند . کار پيامبر( ص)انفاق بود و عمل امام علي (ع) ايثار، و رعايت اعتدال در انفاق وکمک به ديگران نه تنها در اين آيه بلکه درآيات ديگر نيزتاکيد شده است. از اين رو از جمله ( ملوما محسورا ) درآيه فوق به خوبي استفاده مي شود که پيامبر بذ ل و بخشش را در حد فوق تصور انجام داد، به طور ي که به نظام زندگي او خلل وارد شد و زمان جبران را از دست داد و در خانه خود ماند. درنتيجه غم و اندوه و حسرت حضرت را فرا گرفت . رواياتي كه در شان نزول اين آيه نقل شده، اين مطلب رابه وضوح تاييد مي کند که پيامبر در خانه بود. درخواست كننده‏اى بر در خانه آمد .چون چيزى براى بخشش آماده نبود، از او تقاضاى پيراهن كرد، پيامبر پيراهن خود را به او داد، و همين امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود. ازاين پيش آمد زبان كفار را باز كرد، گفتند: محمد خواب مانده يا مشغول لهو و سرگرمى است و نمازش را به فراموشى سپرده است.
بنابراين انفاق کردن پيامبر چون در حد اعلا بود واز اعتدال خارج بود، هم ملامت و شماتت دشمن، و هم انقطاع از دوست را در پى داشت، مصداق" ملوم حسور" شد، آيه فوق نازل گرديد و به پيامبر هشدار داد كه اين كار تكرار نشود. رعايت اعتدال در انفاق شود (1) اما ايثار يک کارفردي است که در زمان و شرائط خاصي و محدود صورت مي گيرد که نيازمندي به آن محتا ج است وفردي حق خود را به او مي بخشد .درعين حال به کسي ضرر نمي رسد .کار امام علي (ع) اين گونه بود که در شرائط خاصي صورت مي گرفت که هم نشان از ايثار و فداکاري و هم نشان از اطاعت از پيامبر بود .
پي نوشت ها:
1. تفسير نمونه، ج‏12، ص 92.تفسيرمجمع البيان ،ذيل آيه. ترجمه الميزان، ج 13 ،ص 88.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما سوالاتي داشتم كه در ذيل مطرح مي نمايم، اميد است با پاسخ كامل شما عزيزان راهنمايي گردم. 1- جان به جسم تبديل مي شود يعني چه؟ و جسم به جان تبديل مي شود يعني چه؟ 2- آيا اين سخن درست است: جان يعني استغفار+ شكر؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
تعبير اول در هيچ يکي از آموزه‌هاي وحياني، فلسفي، عرفاني و مانند آن ذکر نشده و مفهوم معقولي هم براي آن نخواهد بود.
اما تعبير دوم: به نحوي در حکمت صدرائي مطرح شده است، زيرا بر اساس مباني حکمت صدرائي نفس در ابتدا داراي وجود جسماني است . در اثر استکمال وجود جسماني و مادي آن به وجود مجرد و غير مادي تبديل مي‌شود. (1)
نفس انسان خاستگاه جسماني دارد، يعني بر اثر حرکت جوهري از يک پديده مادي موجودي مجرد و فرامادي به نام نفس به وجود مي‌آيد، اين را مي‌توان از همان چيزي دانست که در پرسش اشاره شده. در جايي از روايات و يا آموزه‌هاي عرفاني چنين تعبيري نيامده، ولي شايد بتوان گفت جان ايجاد کننده و گوينده آن واژه است، يعني جان آدمي از خداوند طلب آمرزش و گذشت مي‌کند که معناي استغفار نيز همين است.
پي‌نوشت:
1. نتايج کلامي حکمت صدرايي، ص 214.

از کجا متوجه شویم که آب شهوت خارج شده جهش داشته یا نه؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
مني زن جهش ندارد و اگرآبي در اوج لذت خارج شود. حکم مني را دارد. وغسل لازم دارد.
توضيح:اگر زن بر اثر تحريک هاي جنسي به قدري تحريک شود که به اوج لذت و شهوت جنسي برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود جنب مي شود.و اگر به اوج لذت نرسد و مايع خارج شود و يا به اوج لذت برسد ولي مايعي خارج نشود و يا شک کند که مايعي خارج شد يا نه جنب نمي شود و غسل لازم نيست. به ديگر سخن زن اگر يقين به خارج شدن مني پيدا کند جنب مي شود و اگر يقين پيدا نکند جنب نمي شود. بنابراين مواقعي که زن بر اثر تحريک هاي شهواني مقداري لذت مي برد و در آن حال رطوبتي از او خارج مي شود. چون به اوج شهوت نرسيده جنب نمي شود و رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمي کند.(1)
اوج لذت و شهوت به حالتي گفته مي شود. که در آن حال معمولا انسان از خود بي خود مي شود و لذت زيادي مي برد و مني بيرون مي ريزد. و بعد از تمام شدن آن حال انسان احساس تخليه شدن و ارضامي کند و حالت شهوتش تمام مي شود و بدنش سست مي شود و حالت تحريک آميزي که قبل از تخليه شدن داشت ديگر آن حالت را ندارد. مثل اين که انسان گرسنه دلش غذا مي خواهد ولي وقتي غذا خورد و سير شد ديگر ميل به غذا ندارد.
1.آيت الله خامنه اي استفتاآت سوال 171؛ امام خميني استفتاآت ج1 سوال101-104؛ آيت الله بهجت استفتا آت ج1 سوال 705 و812.آيت الله مکارم توضيح المسائل م361و مسائل کثيرالابتلا م18.

حکم خوردن پوست و ناخن چیست؟ آیا حرام است؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
اگر پوست کنده شده مردار محسوب شود ، خوردن آن حرام است . خوردن ناخن اگر ضرر داشته باشد ،حرام است . (1)
پي نوشت:
1 . آيت الله بهجت ، توضيح المسايل م 95 و 2109 و 2111 .

اگه در ماه رمضان براي سحر موقع اذان بيدار بشي چه كار بايد كرد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
زمان خوردن سحري تا اول اذان مي باشند و بعد از شروع اذان ديگر نمي شود چيزي خورد. (1)
بدون سحري روزه گرفتن اشکال ندارد.
پي نوشت :
1 . آيت الله بهجت ، توضيح المسائل ، م 1282 .

نخستين سوره كاملي كه بطور كلي ويك جا در مكه نازل شده چه نام دارد؟

پرسش: نخستين سوره كاملي كه بطور كلي ويك جا در مكه نازل شده چه نام دارد؟ شرح :
پاسخ:
نخستين سوره اي که يکجا و به صورت کامل درمکه نازل شد سوره حمد است . (1)
پي نوشت ها :
1- محمد رضا جلالي تاريخ جمع قرآن ص 189 .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

باسلام اگر دراین ماه مبارک فرد روزه خودرا به هرعلت نتواند بگیرد،بعداًچندروز را باید روزه بگیرد وآیا کفاره هم برآن واجب می شودیاخیر؟اگر واجب می شود چقدر؟ با تشکرفراوان

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
اگر روزه دار نتواند روزه خود را در ماه مبارک رمضان بگيرد. بعدا بايد براي هر روزه يک روزه قضايي بگيرد و اگر به خاطر بيماري يا مسافرت يا عذر شرعي ديگر روزه نگرفته کفاره ندارد. ولي اگر به خاطر شير دادن به بچه و يا به خاطر حاملگي و يا به جهت مشقت بودن بخاطر پيري نتوانسته روزه بگيرد. بايد براي هر يک روزه يک مد طعام (تقريبا 750 گرم ) به فقير بدهد و اگر عمدا روزه خواري کرده بايد غير از قضا ، کفاره افطار عمدي يعني 60 روز روزه که 31 روز آنها به دنبال هم باشد و يا به 60 مسکين طعام بدهد . (1)
1 . توضيح المسايل مراجع ، م 1703و1705و1706و1725-1729. و آيه الله خامنه اي ، استفتائات ، س731 و س811 و س527 .

با سلام.آیا این مطلب صحیح است که صدا حضرت زهرا هنگام سخنرانی در مسجد،به هنگام خطبه،مانند پیامبر شد و مردم صدای پیامبر را می شنیدند؟ اگر این طور بوده دلیلش چیست؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
کساني که زندگي حضرت زهرا(س) را نوشتند، بيش تر آنان وضعيت ظاهري حضرت را از قبيل شکل ، قيافه ، رنگ پوست صورت و نيز حالات و صفات و رفتار مثل نشستن و برخاستن ، راه رفتن وسخن گفتن شبيه پيامبر(ص) دانستند (1) حتي در جريان سقيفه شباهت راه رفتن حضرت به پدر بزرگوارش ذکر شده (2) ولي اين مطلب که صداي حضرت در مسجد به هنگام سخنراني خطاب به خليفه مانند پيامبر شد ومردم صداي پيامبررا مي شنيدند ، در کتاب هاي مربوطه بيان نشده است .
پي نوشت ها :
1. محمد قاسم نصيري ،زندگاني حضرت زهرا ،سطح دو ،ص 31؛کافي ، ج 8 ،ص 165.
2. آية الله منتظري ،خطبه حضرت فاطمه ،ص 25.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها