پرسش وپاسخ

امامان به خاطر عصمتی که دارند یا بینش خاصی که خداوند به آنها عطا کرده گناه نمی کنند درنتیجه گناه نکردن برای آنها مزیتی ندارد چون هرکس چنین بینشی داشت گناه نمی کرد. ضمنا عصمت با آیه ای از قرآن که حضرت محمد (ص) می گوید من بشری چون شما هستم تناقض دارد. نظر شما چیست؟

پاسخ:
برخلاف تصور شما بر اين باوريم كه عصمت انبيا و امامان (ع) به هيچ وجه جبرى نبوده، برخاسته از ايمان قوى و آگاهى هاى برتر آنان است؛ زيرا آنان نيز مانند ديگر افراد بشر داراى غرايز و علائق مادى و گرايش فطرى و الهى (هر دو) هستند. مى توانند به اختيار خود راه سعادت يا شقاوت را برگزينند.
همچنين مقام عصمت و پاكي براي ايشان به راحتي و آساني به دست نيامده ، بلكه بر اثر تلاش و سختي و مبارزه با هواي نفس و آزمون هاي الهي و علم و آگاهي از حقيقت گناه و معصيت و دروي از آن ها براي آنان حاصل شده است؛ پيامبران و امامان (ع) به مقتضاى مسئوليتى كه براى هدايت مردم دارند، از علم و عصمت موهبتى خداوند به عنوان پايه بهره‏ مندند، اما افزون بر آن را با عبادت و ايثار و زهد و تقوا و.... به دست مى‏ آورند. در هر صورت اختيار از آنان سلب نشده‏ است. هرگاه كوتاهى كنند و ترك اولى از آنان سرزند، گرفتار مشكلات و سختى‏ ها مى‏ شوند.
در واقع بهره مند شدن هر انساني از الطاف خداوند‌، به جهت شايستگي هاي است كه در وجود او است. خداوند از آن خبر دارد. اگر چه ممكن است شايستگي هنوز به مرحله عمل و تحقق نرسيده باشد، اما چون خداوند علم ازلي به شايستگي وجود آنان دارد، آنان را مورد عنايت خود قرار مي دهد.
بنابراين گناه نكردن معصومين و معصوم بودن آن ها هم اختيارى است و هم خدادادى، يعنى خداوند شناختى به آن ها داد كه با وجودى كه قدرت بر ارتكاب گناه داشتند، ولى از روى اختيار خود گناه نكردند، البته كار خداوند نيز بدون وجود لياقت‏ ها و شايستگى‏ ها نبوده است.
اگر ما نيز چنين شايستگي مي داشتيم، از لطف و عنايت خاص و ويژه برخوردار بوديم.
بنابراين خلقت آن ها طورى نبود كه هواهاى نفسانى و غرائز مختلف نداشته باشند. آن ها هم وقتى روزه مى‏ گرفتند، مثل ما گرسنه و تشنه مى‏ شدند. در جنگ و جهاد وقتى زخم برمى‏ داشتند احساس درد مى‏ كردند، ولى به خاطر خدا صبر مى‏ كردند.
مقام عصمت اختصاص به پيامبر و امام ندارد، بلكه هر انسانى اين شايستگى را دارد كه به مقام مصونيت از گناه دست يابد. انسان (خواه امام و پيامبر يا هر شخص ديگر) با سعى و تلاش معنوى و در سايه علم و اراده مى‏تواند به معصوميت دست يابد؛ تنها برخى از مراتب خاص عصمت است كه اختصاص به پيامبر و امام دارد، و آن به جهت مقام نبوت و امامت، يعنى هدايت و راهنماى انسان‏ها است.
حال كه ملكه عصمت، وابسته به تلاش معنوى شخص باشد، تفاوتى نخواهد كرد كه شخص، امام و پيامبر باشد يا انسان ديگر. امام يا پيامبر مى‏ تواند قبل يا بعد از مقام امامت و نبوت به آن دست يابد.
از اين جهت تفاوتى در اختيارى بودن آن و سعى و تلاش براى دست يابى بر آن نمى‏ كند؛ يعنى چون فرض كنيم كه تنها در سايه تلاش و اعمال خود به اين مقام دست مى‏ يابند، اين فرض مى‏ تواند قبل از بعثت و امامت يا بعد از آن جارى باشد، هر چند ممكن است از جهت شدت و ضعف عصمت و مراتب آن، بعد و قبل از بعثت و امامت متفاوت باشد، اما در اصل قضيه تفاوتى ندارند.
اصولاً بايستى انسانى كه به مقام رسالت و امامت مى‏ رسد، شايستگى و آمادگى درونى را از جهت طهارت و پاكى داشته باشد، تا بتواند قلب او جايگاه وحى يا ميثاق امامت قرار گيرد. اگر كسى به شايستگى و طهارت در سايه اعمال و تلاش خود دست نيافته باشد، چگونه مى‏تواند مقام رفيع وحى الهى و امامت و ميثاق خداوند را دريافت نمايد؟! به همين خاطر، شيعه معتقد به عصمت قبل از امامت و نبوت است. با اين بيان روشن مى‏ شود كه بايد امام و پيامبر قبل از رسيدن به اين مقام، آمادگى را از هر جهت دريافت كرده باشند، تا بتوانند عهده دار عهد و پيمان الهى شوند، كه يك جهت آمادگى، عصمت و طهارت درونى است.
دليل بر اين سخن داستان حضرت ابراهيم در آيات قرآن است.
وقتى حضرت ابراهيم(ع) تقاضاى امامت نسل خويش را نمود، خداوند فرمود: "لا ينال عهدى الظالمين؛ عهد من (امامت) به ستمگران نمى‏رسد".(1) خداوند در اين آيه به صراحت بيان داشته كه امامت شامل ستمگران نمى‏ شود. مرحوم علامه طباطبائى در توضيح واژه "ظالمين" مى‏ فرمايند:
"مراد هر كسى است كه ظلمى از او سر زده باشد، هر چند يك ظلم، آن هم ظلمى بسيار كوچك، يا ظلم، شرك به خداوند باشد، يا معصيت و يا اين كه در تمام عمرش باشد يا در ابتداى عمر و يا بعد توبه كرده و صالح شده باشد.
هيچ يك از اين افراد نمى‏ توانند امام باشند؛ پس امام تنها آن كسى است كه در تمام عمرش كوچك‏ترين ظلمى را مرتكب نشده باشد".(2)
ظلم تنها ستم نمودن به ديگران نيست، بلكه ظلم به معناى وسيع كلمه در مقابل عدل است و شامل ظلم به خويشتن نيز مى‏شود. ظلم بدين معنا است كه شخص، كار يا چيزى را در موقعيتى كه شايسته آن نيست، قرار دهد.(3)
از آن جا كه مقام رسالت و امامت، مقامى بس عظيم است، يك لحظه گناه و نافرمانى و سوءپيشينه باعث سلب لياقت مى‏ گردد.
به همين خاطر ائمه اطهار براى اثبات خلافت بلافصل على(ع) به اين آيه استدلال كرده‏اند، چرا كه غير از اميرمؤمنان، همگى در دوران جاهليت بت‏پرست بودند. تنها على(ع) حتى يك لحظه در مقابل بت سجده نكرد؛ از اين استدلال روشن مى‏ شود كه پيامبر و امام هرگز نبايد گناه مرتكب شده باشد.
جهت اطلاع بيش تر مى‏ توانيد به كتاب‏هاى زير مراجعه فرماييد:
1 - قيام قرآن، ج‏9، ص 135، مكارم شيرازى.
2 - راه و راهنماشناسى، مصباح يزدى.
در مورد بخش دوم شما ماهم ادعا نكرديم كه امامان معصوم يا پيامبران بشر نيستند بلكه بشري هستند كه خطا و اشتباه نمي كنند در واقع ايشان فوق بشر نيستند بلكه انسان ها مافوقي هستند كه بر اثر علم و اگاهي زيادي كه دارند از خطا و اشتباه در مصون هستند، مانند پزشكاني كه چون اطلاعات پزشكي دارند و آن را رعايت مي كنند ،كمتر مريض مي شوند . نمي توان گفت پس ايشان انسان نيستند .
بنا براين تناقضي بين آيه فوق و مقام عصمت وجودندارد زيرا مي گويد پيامبر بشري مانند شماست جز اين كه به او وحي مي شود . منافات ندارد كه با تلاش خود به درجه عصمت رسيده باشد.

پى‏ نوشت‏ ها:
1.بقره(2) آيه 124.
2 . تفسير الميزان،، ذيل آيه.
3 . تفسير نمونه، ج‏1، ص 442.

سلام. من می خواستم بپرسم که اگر در مجامع خانوادگی شرکت کنم و در آن جمع در رابطه با مقام عظمای ولایت حرف های ناشایست یا دروغ پراکنی انجام شود و من نیز قادر به جلوگیری از این موضوع نباشم وظیفه من در این مورد چیست؟ آیا حضور من در آن مکان و شرکت در این جمع ها جایز است؟ با تشکر از وقتی که صرف می کنید...

پاسخ:
وظيفه شما امر به معروف و نهي از منکر مي باشد. در صورتي که مي دانيد نهي از منکر شما تأثيري در آن ها ندارد، امر و نهي بر شما واجب نيست.
اگر مي دانيد که ترک جلسه موجب خودداري آن ها از گناه مي شود، به عنوان امر به معروف و نهي از منکر بايد جلسه را ترک کنيد.(1)

پي نوشت:
1 .آيه الله خامنه اي، استفتائات، س1057 و س 1058.

مگر امامان (علیهم السلام) سرچشمه گذشت و عفو نیستند؟ پس چرا امام حسن (علیه السلام) از قاتل امام علی (علیه السلام) نگذشتند و او را قصاص کردند؟

پاسخ:
امام علي (علیه السلام) درباره ضارب خود ابن ملجم سفارش مي كند و به امام مجتبي (ع) مي فرمايد: شكمش را سير كن ... اگر زنده ماندم يا او را مي بخشم يا قصاص مي كنم، ولي حضرت به امام مجتبي (ع) وصيت مي كند كه اگر مُردَم، او را به من ملحق كن تا نزد پروردگار با او احتجاج كنم(1). افزون بر اين در برخي موارد گذشت صحيح نيست، بلكه بايد طرف مجازات شود. تا عبرتي براي ديگران باشد، معمولا گذشت در مواردي است كه موجب تنبه و بيداري مي شود و براي ديگران نيز موجب پند و اندرز و درس باشد. اما گذشت نسبت به ابن ملجم شقي و سفاك، نه تنها پسنديده نيست بلکه برخلاف عدالت و انسانيت است. اگر زنده مي ماند، باز هم به جنايات و آدم كشي خود ادامه مي داد. سبب جرأت و جسارت سفاكان و جانيان ديگر مي شد. آيا عفو انسان هايي چون هيتلر و اطرافيان او، كار پسنديده و درستي تلقي مي شد؟
ابن ملجم، از هيتلر و مانند او جنايتكارتر بود. گذشته از اين، عفو ابن ملجم مربوط به امام مجتبي (ع) نبود، او يكي از فرزندان امام علي (ع) بود ، در عفو بايد تمام ورثه مقتول رضايت دهند تا عفو صورت پذيرد.

آیا مرد میتواند بازن خود از مقعدنردیکی نماید

به فتواي آيت الله صانعي آميزش از مقعد در حال حيض حرام است . در غير حال حيض اگر زن راضي باشد، اشكال ندارد و اگر راضي نباشد ،حرام است.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله صانعي، توضيح المسائل، مسئله 439 و سؤال از دفتر ايشان.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

ایا دعایی هست که با خواندنش میل جنسی کم شود

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
دعايي براي کم شدن ميل جنسي وجود ندارد. مهم ترين راه براي كنترل شهوت ، ارضاي غريزه جنسي از راه ازدواج است.
پيامبر اسلام فرمود: « اي جوانان، هر يك از شما كه قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام كند، زيرا بهترين وسيله است كه چشم را از نگاه هاي آلوده و عورت را از بي عفتي محافظت مي كند».(1)
فراهم شدن زمينه ازدواج تا حد زيادي بستگي به خود شخص دارد. ايجاد آمادگي فكري، رواني و اقتصادي چيزي است كه بايد خود شخص فراهم كند و به نظر ما‌ آمادگي فكري و رواني مهم تر از آمادگي اقتصادي است، اگر چه متأسفانه در جامعه ما خلاف آن تلقين و تبليغ مي شود.
يك جوان با در نظر گرفتن شرايط و با فهميدن اين مسئله كه با ازدواج چه چيزهايي به دست خواهد آورد و علاوه بر نيازهاي طبيعي، بر ارتقاي سطح ايماني و اخلاقي و معنوي خود نيز افزوده و ثواب و پاداش بسيار نيز دارد، طبعاً بسياري از سختي هاي موجود و محتمل را مي تواند تحمل نموده و بر خود آسان كند.
دست يافتن به هر چيز ارزشمندي داراي هزينه خواهد بود و هيچ چيز ارزشمندي بدون سختي به دست نخواهد آمد.
در عين حال قرآن مجيد راه مقابله با طغيان غريزه جنسي را در صورت فراهم نبودن زمينه ازدواج، عفت و يا خويشتن داري در امور جنسي مي داند و مي فرمايد: «آن ها كه وسيله ازدواج ندارند، بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز كند».(2)
البته اين امر، نياز به تلاش بسيار دارد كه در روايات به عنوان جهاد اكبر مطرح شده است.
در چنين مواردي بايدبه جاي اشتغال و تمركز فكري بر موضوع ازدواج و نيازهاي جنسي، به برنامه ريزي تمام وقت و اشتغال به امور ضروري زندگي و... بپردازيد.
براي كنترل بر غريزه جنسي در دوران مجردي به نكات ذيل توجه فرماييد:
1ـ راندن افكار وسوسه انگيز:
مشكل ترين مرحله رويارويي با انحراف جنسي، سالم سازي انديشه و پرهيز از افكار شهوي است. امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه در باره گناه بسيار بينديشد، سرانجام به آن كشيده خواهد شد».(3)
2ـ پر كردن اوقات فراغت با مطالعه، تفريح، مسافرت و غيره.
3ـ كنترل چشم:
نگاه راهبر دل و دام شيطان و بذر شهوت است. براي مهار غريزه جنسي بايد از ديدن آن چه كه ميل جنسي را تحريك مي كند خودداري كرد. امام علي(ع) مي فرمايد: «بهترين عامل رو گرداني از شهوات، فروبستن چشم ها است».(4)
4ـ عدم آميختگي زن و مرد:
همنشيني زن و مرد و همسخن شدن و خلوت كردن با يكديگر زمينه لغزش را فراهم مي كند.
5ـ كم خوري:
يكي ديگر از راه هاي كنترل غريزه جنسي، دوري از پرخوري است. از اين رو در روايات اسلامي از روزه داري به عنوان عامل تعديل غريزه جنسي ياد شده است.
پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «اي جوانان، هر يك از شما قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند .اگر قدرت ندارد ،روزه بگيرد، زيرا روزه گرفتن براي كنترل شهوت مفيد است».(5)
6ـ يكي از راه هاي آرام كردن طوفان غريزه جنسي در انسان، ورزش و فعاليت بدني است، زيرا ورزش مقدار فراواني از انرژي هاي بدني و فكري انسان را به خود اختصاص مي دهد و از مسايل ديگر كم مي كند.
7ـ آخرت گرايي:
توجه به پاداش اخروي درباره كساني كه دامن خود را از گناه پاك داشته اند. امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه به بهشت علاقه دارد، خواهش هاي نفس و شهوات را فراموش كند».(6)

پي نوشت ها:
1. مكارم الاخلاق، ص 100.
2. نور (24) آيه 33.
3. غررالحكم، ج 5، ص 321.
4. همان، ج 6، ص 164.
5. بحارالانوار، ج 100، ص 220.
6. نهج البلاغه، قصار 30.

با سلام و آرزوی قبولی طاعات. مدت 2 ماه است که عقد کرده ام. من و همسرم هر دو مدرس دانشگاه هستیم و مذهبی.ایشان نماز جماعتشان ترک نمیشود. ایشان فیلمی را از اینترنت دانلود کرده اند که حاوی آموزش عملی روابط جنسی می باشد و عقیده دارند چون هدف آموزش است و بی اطلاعی از نحوه انجام این امور به زندگی آسیبهای جبران ناپذیری وارد میکند دیدن این فیلم ضروری است. آیا به این دلیل که هدف آموزش است می توان از این فیلم استفاده کرد؟ با تشکر.

پاسخ: پرسشگر گرامي باسلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز.
در سوالي از آيه الله خامنه اي پرسيده شده است:
آيا ديدن فيلم هايي که راه صحيح نزديکي را آموزش مي دهند، براي افراد متاهل با توجه به اينکه باعث به حرام افتادن آنان نمي شود، جايز است ؟
در جواب فرموده اند :ديدن اين فيلم ها که هميشه با نگاه شهوت برانگيز همراه است ،جايز نيست.(1)
بنا براين ديدن فيلم هايي که آموزش عملي نزديکي را ياد مي دهند ، براي متاهلان نيز اشکال دارد و جايز نيست. غالبا باعث زدگي زن و شوهر از يکديگر مي شود . گاهي موجب از هم پاشيدگي خانواده مي گردد . مفاسد زيادي دارد، گرچه ممکن است در ابتدا دل چسب باشد. لذت بخشي در ابتدا باعث مي شود که گاهي افراد متدين هم زير لفافه و پوشش آموزش ،نگاه خود به اين فيلم ها را توجيه شرعي کنند .در صورتي که به نظر مرجع تقليدشان حرام است.
براي آموزش مي توانيد کتاب هاي خوبي را که در اين زمينه نوشته شده بخوانيد مانند ازدواج در اسلام از شهيد پاک نژاد .

پي نوشت :
1. آيه الله خامنه اي ، استفتائات ، س 1201.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

باسلام-من گاهی مواقع استمنا میکنم ومیدانم که این فعل حرام است خیلی توبه کردم ولی بازهم به گناهم برگشتم به عبارتی تنفراز گناه که برای توبه لازم است در من ایجاد نمیشود خواهش میکنم منو راهنمایی کنید.

توجه شما را به نکات ذيل جلب مي‌نمايم:
1 ـ اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد . در توليد نياز جنسي کاذب سهم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي کاهش اضطراب مفيد است، ولي اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند استمنا) صورت گيرد، با اين که به صورت موقت از اضطراب مي‌کاهد ، ولي پس از مدت کوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دوچندان مي‌کند . با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب مي‌گردد.
2ـ همان طور که اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، کاهش اضطراب از طريق ورزش سنگين منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلکسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم بسزايي در کاهش ميل به خودارضايي دارد.
3ـ به هيچ وجه خود را ناپاک ندانيد، دختر مؤمني هستيد که به هر دليلي دچار يک رفتار ناپسند گشته‌ايد. هيچ‌گاه خودتان مساوي با رفتار ناشايست خود ندانيد. در پيشگاه خداوند عزيز و دوست داشتني هستيد . براي جبران گناهان ريز و درشت راه روي همه بندگان باز است.
4ـ مانند يک محقق دست به تحقيق در زمينه افکار، احساسات و رفتارهاي انگيزاننده ميل به خودارضايي در خود بزنيد. در طي مدت يک ماه مراحل آغاز تا پايان يک وهله خودارضايي را در برگه‌اي ياد داشت نماييد . اين کار را براي وهله‌هاي ديگري که اتفاق مي‌افتد، تکرار کنيد. زمان و مکان و شرايط جسمي و روحي در قبل و بعد از خودارضايي را ثبت نماييد، در طي يک ماه ببينيد يک وهله خودارضايي با چه فکري آغاز مي‌گردد، سپس اين فکر مزاحم چه احساس در شما برمي‌انگيزد و اين احساس چگونه به رفتار خودارضايي در شما مي‌انجامد، همچنين معمولاً در چه زماني‌هايي و در چه مکان‌هايي و در چه شرايط جسمي ـ روحي ميل به خودارضايي در شما تشديد مي‌گردد.
پس از پايش و رصد رواني يک ماهه به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. از نتايج اين تحقيق مي‌توانيد راهکارهاي کارآمد ترک يا لااقل تعديل خودارضايي را استخراج نماييد، مثلاً وقتي که اعصاب تان خرد است، وقتي که دوستان متأهل خود را مي‌بينيد، وقتي که با مادرتان جر و بحث مي‌کنيد، وقتي که اضطراب امتحان داريد، يا وقتي که به پسر خاصي مي‌انديشيد.
عيناً همين قضيه در زمينه مکان‌هاي تحريک‌زا تکرار مي‌گردد .وقتي در اتاق خواب هستم، وقتي تنها در خانه هستم، وقتي دستشويي مي‌روم و...
از سوي ديگر نگاهي موشکافانه به پرونده گذشته خودارضايي خويش بيفکنيد، ببينيد در چه شرايطي توانسته‌ايد بر خودارضايي فايق آييد و با چه تکنيک‌هاي فاصله بين وهله‌هاي خودارضايي را افزايش داده‌ايد، چه زماني براي ترک کوتاه مدت يا دراز مدت خودارضايي موفق بوده‌ايد.
در اين مرحله نيز تحقيق نيز به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. اين پايش رواني دست شما را براي اتخاذ يک راهکار مناسب باز مي‌کند.
5ـ منصف باشيد . همان طور که به تنبيه ذهني ـ عملي خودارضايي خويش مي‌پردازيد، به تشويق ذهني ـ عملي موفقيت‌هايي هرچند اندک خود در ترک خودارضايي بپردازيد.
اگر حتى يک روز هم در ترک موفق بوديد، با کمال سخاوت به تشويق خود بپردازيد. خودتشويقي مي‌تواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به کاهش اضطراب شما کمک شاياني کند. خودتشويقي مي‌تواند به صورت کلامي يا غير کلامي (مانند خريد يک بستي يا ديدن يک فيلم جذاب يا سجده شکر و ...) باشد.
6 ـ با پرهيز از هر گونه خودسرزنشي وخود ملامتگري به يادداشت نکات مثبت خود بپردازيد، هزاران نکته مثبت داريد که نبايد با بزرگنمايي نکات منفي‌تان به بوته فراموشي سپرده شود.
7ـ براي 24 ساعت خود برنامه‌ريزي سبک و سهل الوصول انجام دهيد. با اشتغال ذهني به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکري به تفکرات تحريک‌زا پرهيز نماييد.
8 ـ سعي نماييد از تکنيک‌هاي انزجاردرماني و شرطي‌زدايي استفاده کنيد (... به عبارتي تنفراز گناه که براي توبه لازم است در من ايجاد نميشود ). لذت کاذب خودارضايي را با يک امر منزجر کننده ذهني مانند تصور صحنه تهوع‌آور يا خوردن داروي تلخ پيوند بزنيد و با آن تداعي نماييد يا آن که فرايند شرطي شده (اضطراب - خودارضايي) را به (اضطراب - ورزش يا تفريح سالم، تنفس عميق، رفتن به سر يخچال و آب خوردن و...) تبديل نماييد.
9ـ به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد. بدانيد صدها هزار توانسته‌اند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نيستيد.
در ادامه توجه شما را به مقاله اي در زمينه خودارضايي جلب مي نمايم:
خود ارضايى يكى از اقسام انحرافات جنسى به شمار مى‏رود. در پيدايى آن علل مختلفى دخالت دارد مانند تحوّلات بلوغ، عوامل تحريك زا، عقده حقارت، مساعد نبودن محيط خانواده، معاشرت با منحرفان، ضعف ايمان و ناآگاهى از پيامدهاى خودارضايى.
خودارضايي عوارض جسمي و روحي و رواني زيادي دارد. عوارضي مانند: افسردگي و بي حالي و ضعف بينايي ، ضعف قواي جسماني ، آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانى‏هاى جنسى و توليد مثل، بيماري هاى مقاربتى‏،عقيم شدن‏،كم خونى، كم اشتهايى و مشكلات گوارشى؛كم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات، ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى‏،اضطراب ،افسردگى‏، پرخاشگرى و بد اخلاقى‏، يأس از زندگى‏، از بين رفتن خلاقيت‏ها، توانايى‏ها و سركوب شدن استعدادها، عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليت‏هاى فكرى، هوس باز و بى‏بند و بار شدن ، افت تحصيلى‏،بزهكارى و ...
بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيش تر افراد مبتلا به استمنا اظهار كرده اند آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين كار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند كه ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي كه حقيقيت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز گسترش مي يابد . انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيش تر بر خواسته هاي خود مي باشد.
عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند:
1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون.
2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است.
3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام.
4ـ تلقين مثبت:
همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه اراده انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است.
پل ژاگو مي گويد: "وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجه ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجه اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثرتر از مواقع ديگر خواهد بود.
متمركز ساختن فكر در كاري كه مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم كافي است". ( 1)
بنابراين بايد خود را باور كنيد. ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد زيادي توانسته اند بر عادات ناپسند غلبه كنند و به حال طبيعي برگردند.
روان شناسان مى‏گويند: براى ترك يك عادت بد، حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود. در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى‏شود، به سراغ برنامه خاصى (مانند ورزش، تفريح، رفتن پيش دوستان و بيرون آمدن از خلوت و تنهايي ) كه براى چنين ساعاتى از قبل پيش بينى كرده‏اند بروند.( 2)
راهکار هاي عملي:
توبه از هر گناهي و از جمله استمنا دو رکن اساسي دارد:
1- پشيماني بر گناه؛
2- عزم بر ترک آن.
امام علي(ع) مي‌فرمايد: «توبه به دل پشيمان شدن و به زبان آمرزش خواستن و به اندام ترک نمودن است».( 3)
اولين گام در ترک استمنا اميد به نجات از دام اين بيماري است. به گواهي پزشکان و بسياري از افرادي که آلوده بوده‌اند، ‌اگر از طريق صحيحي وارد شويد، نجات از آن مانند ديگر اعتياد‌ها مسلّم و حتمي است. البته اين عادت که سال‌ها به صورت طبيعت ثانوي در آمده، يک شبه از سر به در نمي‌رود، ولي به تدريج ترک خواهد شد. در مدت نسبتاً کوتاهي آثار شوم آن زائل خواهد گشت.
گام دوم: تصميم، اراده و صبر در برابر خواسته‌هاي نفساني است. اگر قبلاً تصميم گرفته‌ايد ،ولي باز آن را شکسته‌ايد، مأيوس نشويد. بياييد از نو تصميم بگيريد. با در نظر گرفتن سرانجام اين گناه و بررسي تمام جوانب مسئله و بسيج کردن تمام نيروهاي معنوي خود، به خصوص ايمان به خدا عزم خود را در ترک استمنا راسخ کنيد . با جديت وارد عمل شويد . با زبان جاري کردن استغفار و طلب مغفرت و عزم بر ترک گناه مطمئن باشيد گناه سابق شما بخشيده شده است. با ترک اين عادت ناپسند مشکلات رفتاري شما نيز برطرف خواهد شد.
سعي کنيد خاطرات تلخ گذشته را به بوته فراموشي بسپاريد . بر نقاط قوّت خود تأکيد و اصرار ورزيد تا از اين طريق اعتماد به نفس و خود باوري شما تقويت گردد.
اكنون كه به لطف خدا به زشتي اين عمل پي برده ايد ، عزم خود را جزم نماييد. دامن همت به كمر زده، از نيرو و اراده جواني استفاده كنيد . به صورت جدي اين عمل را ترك كنيد به اين منظور:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد . شب‏ها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد . اگر تا چند لقمه ديگر جاي داريد ، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير ) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشويد. مثلا در حالي که هنوز زير شلوار به پا داريد، قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود که باعث تحريک آن مي شود بپرهيزيد. مطمئن باشيد صرف تماس آب و صابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن کفايت مي کند.
هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد . از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
5- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
6- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما،پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
7- از نگاه كردن و دست‏ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
8- هرگز به رو نخوابيد.
9- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
10- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
11- هيچ‏گاه بيكار نباشيد . هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
12- روزه بگيريد . حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد ، روزه مستحبي بگيريد . اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كم‏حجم‏ترين نوع غذاها اكتفا كنيد . وعده غذايي خود را كم كنيد.
13- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آن ها مجبور باشيد.
14- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روي باز و نرمي با آن ها برخورد نكنيد.
15- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن از آن افکار منصرف کنيد. به خود هشدار دهيد.
16- به بدي اين گناه و عواقب آن بيانديشيد. احساس گناه شما از اين کار نبايد به حدي باشد که در شما ايجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند.
17- به محض لغزش فوراً توبه كنيد. هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد . رحمت خدا از گناه شما بزرگ تر است.
18- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
19- در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
20- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد . مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد . براي مثال مجموعه كتاب‏هاي شهيد دستغيب توصيه مي‏شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و….
21- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
22-به معاد و قيامت فكر كنيد.
23- ذكر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زياد بر زبان جاري سازيد.
24- از محيط هاي آلوده، سخت دوري كنيد. بيش تر وقت خود را در كتابخانه بگذرانيد . بي‏علت در خيابان‏هاي آلوده پرسه نزنيد .
25- بعد از موفقيت در ترک ، حتي به طور موقت ، خود را تشويق نماييد . مثلا اگر يک روز توانستيد استمنا نکنيد ، جايزه اي به خود بدهيد ( مثلا يک بستني يا هر چه که دوست داريد ) . اگر اين مدت بيش تر شد، اين روند را ادامه دهيد.
موفق و مويد باشيد.

پي نوشت ها:
1. پل ژاگو، قدرت اراده، ترجمه كاظم عمادي، ص 81 ـ 80.
2. ناصر مكارم شيرازى، مشكلات جنسى جوانان، ص 169 .
3. غررالحکم، ج 1، ص 93.

1- آیا اگر شما فردی بسیار پولدار باشید و به کسی کمک مالی کنید و این کمک هیچ از ثروت شما نمی کاهد ارزشمند است ویا وقتی شما تمام دارائیتان به اندازه کمک بوده باز به فرد نیازمند کمک میکنید؟همچنین است وقتی کسی کاری را در شرایط سخت انجام میدهد حال در دعاها میخوانیم ای خداییکه هیچ مخالفی در انجام کارهایت نداری ای خداییکه بخشش از ثروت تو نمی کاهد بنابراین ایا ارزش کار خدا نعوذ باله بسیار کم نیست 2-اگر شما چیزی را که قبلا کسی کشف کرده بدانید هیچ ارزشی در پیشبرد علم برای شما متصور نیست وفقط منطقی تر است برای رفع نیاز خود به آن عالم مراجعه کنید. حال اگر خدا و پیامبر و ائمه تمامی علم اول وآخر را دارندایا برای کسب علم به جای این همه زحمت منطقی نیست از خدای رحمان سوال کنیم و او نیز که رحمان است ختما پاسخ خواهد داد. البته نه به این معنی که هیچ حرکتی نکنیم بلکه فقط به این معنی که همانند مثال به جای اینکه آزمایشگاهی که فرد اول علم مورد نظر را در آن کشف کرده بر پا کنیم فقط به دانشگاه برویم و از آنجا کسب علم کنیم ولی واقعیت دنیا به نظر می رسد برای کسب علم راهی جز بر پایی آن آزمایشگاه نیست!

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
مقايسه بين اعمال مخلوقات با خداوند از حيث ارزشمندي از اساس اشتباه است ، زيرا فضيلت و ارزش براي ما موجودات محدود ماهيتي مخصوص دارد كه ناشي از گرايش هاي گوناگون شخصيتي و موقعيت هاي متفاوت اجتماعي و ... است ،در حالي كه هيچ يك از اين امور در مورد خداوند معنا ندارد .
اصولا همه اعمال خداوند ،چه نعمت دادن به يك مورچه كوچك باشد و چه آفرينش و مديريت كائنات با گستره اي غير قابل تصور ، ناشي از اين نيست كه خداوند اين كار را ارزشمند و خوب تلقي مي كند و لازم مي بيند كه چنين كاري را انجام دهد و اگر چنين كاري را نكند، اين عمل بد تلقي مي گردد .
در حقيقت خداوند تنها از آن رو كه خداست، مي آفريند و خلق مي كند و نعمت مي دهد و خدايي مي كند ، همان گونه كه چشمه از آن رو كه چشمه است، مي جوشد و درخت از آن رو كه درخت است، سايه مي افكند ، هرچند در دور دست تشنه اي از آب چشمه بهره مند مي گردد و خسته اي در سايه سار درخت استراحت مي كند .
خلق و جود و بخشش و فياضيت لازمه وجود و ذات خداوند است . از چنين ذاتي كه در اوج دارايي و كمال و بها است ، جز رفتار و نتايج منطبق بر آن انتظار نمي رود ؛ اما نگاه ما به افعال الهي از زاويه فرد دريافت كننده نعمت و بهره مند متفاوت است .
در واقع براي فقيري كه از جانب فردي مورد تفقد و لطف قرارگرفته ،در لزوم عقلي شكر و خضوع تفاوت ندارد كه اين فرد منعم توانگري بزرگ است كه اين كمك در مقابل دارايي هاي او به حساب نمي آيد ، يا فردي عادي مانند خود اوست ؛ عقل حكم مي كند كه بايد در هر حال در برابر فرد منعم و نعمت او حالت شكرگزاري و سپاس داشت .دراين خضوع و كرنش كوتاهي نكرد .
ما نيز خود را در برابر خداوند كه همه گونه نعمتي به ما داده ،در وضعيتي مي بينيم كه جز عبوديت و شكر او تكليف ديگري نداريم . در نتيجه بندگي و شكر خداوند را به حكم عقل بر خود لازم مي دانيم ، نه آنكه چون اين كار خداوند براي او سختي و مشقتي داشت يا به خاطر اعطاي اين نعمت ها خداوند از خود و داشته هايش ايثار نموده ، او را لايق پرستش و شكر ببينيم .

پرسش 2:
2-اگر چيزي را که قبلا کسي کشف کرده بدانيد هيچ ارزشي در پيشبرد علم براي شما متصور نيست وفقط منطقي تر است براي رفع نياز خود به آن عالم مراجعه کنيد. حال اگر خدا و پيامبر و ائمه تمامي علم اول وآخر را دارند، براي کسب علم به جاي اين همه زحمت منطقي نيست از خداي رحمان سوال کنيم و او نيز که رحمان است حتما پاسخ خواهد داد. البته نه به اين معني که هيچ حرکتي نکنيم بلکه فقط به اين معني که همانند مثال به جاي اينکه آزمايشگاهي که فرد اول علم مورد نظر را در آن کشف کرده بر پا کنيم فقط به دانشگاه برويم و از آن جا کسب علم کنيم ولي واقعيت دنيا به نظر مي رسد براي کسب علم راهي جز بر پايي آن آزمايشگاه نيست!
پاسخ:
اولا در اين که حضرات معصومين (ع) از علم اولين و آخرين برخوردار بوده‌اند، جاي ترديد نيست . اين مطلب در روايات به خوبي بيان شده مثلا در اصول کافي از امام صادق نقل شده : به جناب موسي و خضر علم گذشته داده شد، ولي به ما علم گذشته و آينده تا روز قيامت داده شده.(1)
چنين علمي را خداوند به هر کسي نمي‌دهد، چون:
گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض ورنه هر سنگ و کلوخ لولو و مرجان نشود.
آن جان انسان کامل است که شايسته فيض علم اولين و آخرين است . هر انساني چنين ظرفيتي ندارد.
دوم: آنچه بدون زحمت و به عنوان موهبت الهي و علم لدني از سوي خدا رحمان نصيب کسي مي‌شود ، علم شهودي، و قلبي و حضوري است، اين علم نصيب هر کسي نمي‌شود و تنها اولياي الهي‌اند که از چنين موهبتي بهره‌مند مي‌شوند . اين امر هم ناشي از مقام و مسئوليت و تكاليفي است كه برعهده آنان گذارده شده است.
در نتيجه اکثر مردم بايد با زحمت و تجربه و آزمايش درس و کلاس و تلاش در پي تحصيل علم بروند تا قطره‌اي از علم حصولي و يا معرفت شهودي نصيب آنان بشود . خداوند مسير تعليم و تعلم را براي آموختن معلومات پيش روي بشر قرار داده است .در سنت خداوند از راه متداول به راه هاي غير مرسوم عدول نمي شود .
سوم: اين سخن پرسشگر درست که در کنار دعا، تلاش نيز صورت گيرد تا خداوند علم و معرفتي به انسان عنايت فرمايد ، به طور يقين چنين چيزي شدني است . دعا و خواستن از خداي رحمان همراه با تلاش، تجربه و آزمايش و مانند آن قطعا نتيجه بخش است چون خداوند وعده قطعي داده و فرمود:
«والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» (2) آنان که در راه ما تلاش و کوشش نمايند، به طور يقين به راه‌هاي خويش هدايت‌شان مي‌کنيم.
بنابراين هم دعا و توکل و هم تلاش و کوشش در کسب علم و هر کاري شرط موفقيت است. از اين رو مولوي مي‌گويد:
گفت پيغمبر به آواز بلند با توکل زانوي اشتر ببند
گر توکل مي‌کني ،در کار کن کشت کن، پس تکيه بر جبار کن (3)

پي‌نوشت‌ها:
1. کافي، ج 1، ص 261.
2. عنکبوت (29) آيه 69.
3. مثنوي معنوي ،دفتر 1، ص 44.

صفحه‌ها