پرسش وپاسخ

عواقب خودارضایی دردنیاودراخرت زیرا وقتی انسان عاقبت کاری رابداند درترک کردن عزم بیشتری خواهد داشت

پاسخ:
ما نیز با شما هم عقیده ایم و بر این باوریم که اگر انسان عاقبت کاری را بداند و از پیامدها و آثار منفی رفتاری آگاهی داشته باشد، انگیزه او برای ترک آن رفتار افزایش پیدا می کند چرا که انسان هر چه بيشتر به عواقب سوء جسماني، رواني، زشتي و قبيح بودن رفتاری بيانديشد و نسبت به عواقب دنیوی و اخروي آن فكر كند، تفكر و مطالعه درباره عواقب سوء دنيوي و اخروي رفتار ناپسندی مثل خودارضایی، فرد را در تصميم و تلاشش براي ترك آن رفتار و عمل ناپسند كمك خواهد كرد و انگيزه او را افزايش مي دهد. از نظر دنیوی، با انجام خودارضایی عوارض بسیار ناخوشایند و بعضاً جبران ناپذیری گریبانگیر فرد می گردد و انواع بيماري هاي جسمی، روحی و رواني را به دنبال دارد و از نظر احكام اسلامی، مجازات چنين كاري تعزیر است و از نظر اخروی، فرد گناهکار به حساب می آید و اگر فرد از گناهانش توبه حقیقی نکند از رحمت الهی دور می شود و خشم و غضب پروردگار را شامل حال خود می گرداند و در نهایت در جایگاه جهنمیان جای می گیرد و در عذاب دهشتناک جهنم غوطه ور می گردد از این روی، همان گونه که در ابتدا گفتیم و شما نیز به آن باور دارید، معمولاً توجه به عواقب سوء و پيامدهاى منفى خودارضایی در کاهش آن موثر است. خودارضایی، جداى از آن كه معصيت و موجب دوري از رحمت الهي بوده و روايات بسياري در مذمت و زشتي اين عمل وارد شده است، عوارض زيان بار فراوانی به دنبال دارد البته آثار و زیان های خود ارضایی فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد و فقط به ذکر چند مورد از آنها به صورت فهرست وار اكتفا مى‏كنيم:
الف) پيامدهاى جسمانى و فیزیولوژی: ضعف سيستم عصبي و تحریک بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک، ضعف چشم و بينايى، تار شدن ديد چشم‌ها، وِز وِز گوش، تحليل رفتن قواى جسمانى، خستگي و کوفتگی، خواب آلودگی، بي‌خوابي، بدخوابي و مشكلات مشابه آن‌ها، ناتوانی در توليد مثل و عقيم شدن، ناتوانى جنسي، انزال زودرس و خروج مني به صورت قطره قطره، احساس ضعف در پاها، خميده شدن كمر و كمردرد، سفيد شدن زودرس موها، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، پژمردگي رنگ چهره، ايجاد حلقه سياه دور چشم، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت، عدم نغوظ کامل، بيماري هاي پوستي، درد كشاله‌ي ران و ناحيه‌ي تناسلي، دردهاي قولنجي در ناحيه‌ي لگن و استخوان دنبالچه، آسيب پروستات، گرفتگي عضلاني، آسيب مغزی نخاعی و سكته‌ي مغزي، بروز انواع سرطان‌ها همچون: سرطان پرستات، سرطان آلت تناسلي و سرطان بيضه.
ب) پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، استرس و اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده، شرم كاذب، آشفتگي در خواب، احساس گناه، غوطه ور شدن در خيالات، حساسيت بيش از حد و زود رنجي، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس.
ج) عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن نسبت به ازدواج و همسر، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، عدم رضایت از ازدواج و زندگی زناشویی، لذت نبردن از زندگى مشترك و از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي.
كسانى كه گرفتار اين عمل ناپسند شده اند، آن را گريزگاهى فرعى و عاجل براى خارج شدن از فشار جنسى و پاسخى براى لذت طلبى خود تصور مى كنند، در صورتى كه اگرتوجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات بسیار زيان آورى مى شوند كه گاهاً قابل جبران نيست.
برای آشنایی بیشتر با عوارض و پیامدهای منفی خودارضایی از نظر فيزيولوژي و رواني، می توانید در سایت مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی و سایت های دیگر مطالبی را بیابید و یا به منابع زیر مراجعه کنید:
1. ÎæÏÇÑÖÇíí¡ íÇ¡ ÇÑÖÇí ÇäÍÑÇÝí ÌäÓí <http://www.adinebook.com/gp/product/B0000L1PRT/ref=sr_1_1000_1/344-29492...، پدیدآورنده: موسسه پژوهشی فرهنگی اشراق، ناشر: حسنین
2. ÝÊäå äÝÓ: ÛÑíÒå ÌäÓí æ ÎØÑ ÎæÏÇÑÖÇíí <http://www.adinebook.com/gp/product/9649455329/ref=sr_1_1000_2/344-29492...، پدیدآورنده: نوروز صدری، ناشر: سبط النبی
3. ÎÇäæÇÏå æ ãÓÇÆá ÌäÓí ˜æÏ˜Çä <http://www.adinebook.com/gp/product/9644511476/ref=sr_1_1000_20/344-2949...، پدیدآورنده: علی قائمی، ناشر: انجمن اولیاء و مربیان
4. شکفتن حق توست، پدیدآورنده: علی پناهی، ناشر: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی
5. تشخیص و درمان اختلالات جنسی، پدیدآورنده: مهدی گرجی ، ناشر: کنکاش
6. فيزيولوژى گايتون، ترجمه دکتر فرخ شادان، ناشر: چهر
7. روانشناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان، پدیدآورنده: کوچتکف، و.د ولاپیک، و.م. ترجمه: محمد تقی زاد، ناشر: بنیاد
8. روانشناسی رفتار جنسی، پدیدآورنده: محمد باقر کجبافت، ناشر: روان

با سلام با توجه به اینکه استمنا می تواند عامل بازدارنده قوی در مقابل آسیب های اجتماعی مرد از جمله نگاه به نامحرم ، عدم توجه زیاد به دختران و زنان در محیط اطراف و محیط کار و نرفتن دنبال این مسایل باشد ( البته نه بصورت صد در صد و تضمینی بلکه بصورت نسبی )چرا در دین مقدس اسلام بر پرهیز از آن تاکید زیادی شده و حرام اعلام شده؟ با تشکر

پاسخ:
مبانی حرمت این عمل منابع دینی و نقلی ماست و چنان كه در روايات تصريح شده اين حكم به روشني در قرآن نیز بيان شده است؛ در واقع حرمت چنین عملی از آیه 5 تا 7 سوره مومنون به دست می آید: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانهُُمْ فَإِنهَُّمْ غَيرُْ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى‏ وَرَاءَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْعَادُون»؛ (1) و آن ها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند، تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره‏گيرى از آنان ملامت نمى‏شوند و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند». پس هر نوع ارضاي جنسي خارج از اين محدوده عدوان و معصيت و مورد ملامت است.
هنگامی که از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مى پرسند، مى فرماید: گناه بزرگى است که خداوند در قرآن مجید از آن نهى فرموده، استمنا کننده مثل این است که با خودش نکاح (زنا) کرده باشد. اگر کسى را که چنین کارى مى کند، بشناسم، با او هم خوراک نخواهم شد.(2)
قوانین اسلام از طرف خداوند«حکیم» است. «حکیم» بودن خداوند این پیام را دارد که هیچ فرمان و حکمی را بدون«حکمت» و دلیل و برهان صادر نمی کند. بنا بر این هر چیزی را که «ممنوع و حرام» اعلام کرده، قطعاً انجام آن مفاسد و ضرر و خسارت های جسمی، روحی، فردی یا اجتماعی ویژه ای دارد؛ اما هر چیزی را «واجب» دانسته، حتماً انجام آن در بردارنده رشد روحی و روانی، جسمی و معنوی، مادی و فردی و یا اجتماعی است، که نادیده گرفتن آن، اثرات تخریبی و منفی شکننده ای در کوتاه مدت یا دراز مدت خواهد داشت.
ما اگر به حكيم بودن خداوند و عالم مطلق بودن او ايمان داشته باشيم، بايد اذعان كنيم كه قوانين خداوند از روي علم و حكمت صادر شده است و به آن گردن نهد و نسبت به آن تعبد داشته باشد. خودارضایی نیز یکی از موضوعاتی است که اسلام آن را مجاز ندانسته، چون انجام آن آثار منفی و شکننده ای بر جسم و روح و روان مرتکبان آن می گذارد که در ذیل به برخی از آن پیامدها اشاره می شود.
اگر بخواهیم زیان‏های استمنا را به طور خلاصه ذکر کنیم، فهرست ‏وار به زیان‏هایی که در کتاب بلوغ آمده، بسنده می‏کنیم. اگر به جای ده ضرری که برخواهیم شمرد، یکی از آن‏ها هم وجود داشته باشد، کافی است که دین آن را حرام کند و انسان هم مرتکب آن نشود. این زیان‏ها عبارتند از:
1ـ تحریک زیاد هیپوتالاموس و در نتیجه تحریک افراطی غدد جنسی که سبب پرکاری و نامتناسب آن‏ها می‏شود، بلوغ زودرس را به دنبال دارد.
2ـ کاهش و تخلیه مکرر قوای جسمی و روحی به ضعف عمومی بدن و بالاخره پیری زودرس می‏انجامد.
3ـ به علت افزایش جریان خون در اعضای تناسلی، مغز و مراکز حساس، پیوسته دچار کاهش نسبی جریان خون می‏شود، همچنین تخلیه‏های مکرر عصبی و عدم ارضای روحی در دراز مدت، موجب ضعف عصبی و عوارض روحی می‏گردد.
4ـ رکود فکری، اختلاف و ضعف حافظه، کاهش اراده در کسانی که استمنا می‏کنند، دیده می‏شود.
5ـ ضعف بینایی و بی‏اشتهایی، و در صورت افراط، ضعف استخوانی و ناراحتی مفصلی در این افراد شایع است.
6ـ فرد از نظر فکری نوعی توجه نسبتاً مداوم به موضوع‏های جنسی پیدا می‏کند که این امر مانع تفکر آزاد می‏شود و بنا بر این، از عوامل رکود فکری به حساب می‏آید.
7ـ در مراحل افراطی به ضعف جنسی و انزال زودرس منجر می‏شود.
8ـ به علت ارضای ناقص و غیرطبیعی و اختلال‏های حاصله، بعد از ازدواج غالباً امور زناشویی به طور طبیعی صورت نمی‏گیرد و گاه شخص در روابط زناشویی شکست خواهد خورد.
9ـ گوشه‏گیری، یأس و بی‏تفاوتی نسبت به مسائل مهم حیاتی، غم و کدورت روانی و عوارض دیگر آن است.
10ـ در موارد بسياري به شدت آزارطلبی یا خودآزاری در اين عمل دیده می‏شود. (3)
در کتب معتبر علمی مثل مجموعه‏ی DSM که اختلال‏های روانی را مورد بحث و بررسی قرار می‏دهد، این عمل (خودارضایی) را از جمله‏ی اختلال‏ها شمرده‏اند و دستور العمل‏هایی برای پیشگیری و یا حذف آن در رفتار کودک و نوجوان بیان داشته‏اند .
البته در بسیاری از موارد، علم و تجربه علی‏رغم تمام پیشرفت‏هایی که داشته و دارد نتوانسته‏اند علت ممنوعیت و یا لزوم برخی اعمال و اشیا و آن چه مربوط به انسان است، درک کند و بفهمد. چرا که هنوز دانش بشر به اندازه‏ای رشد نکرده است که به تمام مصالح و مفاسد فوائد و ضررهای استمنا و اعمال مربوط به انسان را درک کند و بشناسد، هرچند ما در اينجا به برخي از اين موارد اشاره كرده ايم.
در نهايت بايد گفت اين عمل لذت يك زندگي طبيعي و متعادل و لذت بخش را از فرد خواهد گرفت و اين خود زمينه بروز انواع مشكلات مادي و معنوي و جسمي و روحي براي فرد خواهد بود . اين ها همه امور ظاهري و مادي قابل درك در مورد حرمت اين عمل هستند و امور پنهان و غير مادي حقيقتي ديگر است كه روايات ذكر شده به نوعي بيان گر وجود مفاسد غير مادي و معنوي اين عمل ناپسند هستند که چه بسا علت اصلی این حکم حرمت محسوب شوند.
اما در مورد فوائد این عمل باید عرض کنیم که:
اولا با درستی این ادعا مخالفیم که خود ارضایی به عنوان یک عامل بازدارنده قابل قبول عمل می کند. زیرا این عمل نوعی تجربه لذت جنسی و پاسخگویی آسان به نیازی قوی است که با این عمل بیدارتر و قوی تر گشته و در نتیجه این پاسخگویی نادرست تحریک پذیری فرد بالا رفته و به دفعات زودتر و بواسطه محرک های جزئی تر تحریک می شود و در بسیاری از موارد و به مرور زمان چنین فردی به دنبال تنوع در پاسخگویی به این نیاز یا اعتیاد در رفتارهای جنسی و انواع انحرافات جنسی دیگر منتهی می گردد.
در واقع هر چند ممکن است درکوتاه مدت با استمناء نیاز جنسی کوتاه مدت فرد تخلیه گردد. اما در دراز مدت این مساله به شدت بیش از وضعیت قبل گریبان گیر او می شود و قدرت کنترل را از او سلب می کند و او را به انحرافات جنسی دیگر و یا خودارضایی اعتیاد گونه و بسیار خطرناک می کشاند که در هر صورت بسیار مضر و خطرناک است .
ثانیا مشکل انحرافات جنسی تنها در عنوان آسیب اجتماعی بودن آن ها نیست که در این عنوان استمناء به عنوان عملی شخصی و خصوصی مستثنا شود، بلکه مشکل اصلی این رفتارها گناه آلود بودن آن ها و اطلاق معصیت بر آن هاست که در این عنوان استمناء یا ارتباط های حرام و نامشروع دیگر مشترک است و معنا ندارد که فرد برای بی توجهی به افراد نامحرم و نیفتادن در این گناه به گناه دیگری متوسل شود، این همانند آن است که بخواهیم فردی معتاد را برای تحریک نشدن برای مصرف مواد مخدری که به آنها اعتیاد دارد با مواد مخدر جدید آرام کنیم.
ثالثا : بر فرض که استمناء چنین فوائد و ثرماتی هم داشته باشد و مانع بروز رفتارهای پر خطر اجتماعی گردد، اما آیا در این مقایسه آسیب ها و پیامدهای گوناگون جسمی و روحی خود اشتمانء هم مورد ملاحظه قرار گرفته است ؟ آیا وجود یک یا چند فائده احتمالی دلیلی موجه برای ارتکاب عملی می شود که دهها پیامدمنفی و خطرناک جسمی و روحی را به دنبال دارد و به علاوه موجب صدمات جدی در سعادت اخروی فرد می گردد و ممکن است آخرت او را بر باد دهد؟
به نظر می رسد حتی برفرض وجود این آثار مثبت - که ما اصلا آن را قبول نداریم - با یک مقایسه اجمالی و سنجش جوانب مساله عقل پیامدهای منفی این عمل را بسیار بسیار بیشتر از این آثارمثبت احتمابی می بیند و حکم اسلام در حرمت این عمل کاملا منطقی و قابل دفاع خواهد بود.
پي نوشت ها:
1. مومنون (23) آيه 5-7.
2. عاملي، شيخ حر، وسایل الشیعه، موسسه آل البيت، قم،1409 ه.ق، ج 18، ص 575.
3. محمديان، محمود، بلوغ تولدي ديگر، انجمن اولياء و مربيان، تهران، 1384ه ش.

سلام، من به صورت غیر قانونی برای تحصیل از ایران خارج شدم ( وقتی که در ایران بودم اصلا به هیچ چیز توجه نمی کردم، حرف کسی رو قبول نمی کردم راجع به این مسئله و قفط به فکر درس خوندن در خارج بودم) البته می دونم که چه اشتباه بزرگی کردم. وقتی رسیدم به اینجا دیدم اصلا اونطور نیست که فکرشو می کردم و تمامی راههای برگشت رو هم پشت سرم خراب کردم. اینجا هر کسی که منتظر قبولی پناهندگی هست و هرکسی که فقط بتونه پناهنده بشه می تونه اینجا درس بخونه، کار کنه، یا هر کار دیگه ای که بخواد انجام بده! (البته این کارا فقط برای کسانی هست که به صورت قاچاقی به اینجا اومدند). من قلبا و جانا مسلمان (شیعه) هستم.

حالا سؤال من اینه که: آیا می شه که فقط به صورت کتبی مسیحی بشم؟ یا گناه انجام دادم؟ چون فقط در اینصورت میشه که من اقامتنامه بگیرم و درس بخونم. البته من خیلی دینمو دوست دارم و همیشه نماز هم می خونم (اما بیشتر وقت ها نمازم قضا میشه چون به صورت مخفی نماز می خونم).

پاسخ:
از وضعیتی که ناآگاهانه برای خود رقم زدید متأسفیم و امیدواریم که بتوانید خود را از این وضع نامناسب برهانید و به کشور عزیزمان برگردید؛ به طور کلی ایمان حقیقتی قلبی است که در اعماق وجود انسان قرار دارد، در نتیجه در موارد خاصی مانند موقعیت تقیه انسان می تواند ایمان درونی خود را مخفی نگه دارد و برخلاف آن عقیده دیگری را در ظاهر اظهار نماید؛ البته نمی دانیم که وضعیت شما به گونه ای هست که بخواهید چنین کاری انجام دهید یا خیر و در این مورد حتما باید با دفتر مرجع تقلید خود یا سایت ایشان تماس حاصل کرده تکلیف خود را دریابید.
اما به طور کلی باید عرض کنیم که مراقب باشید این عمل خود موجب پشیمانی ها و مشکلات بعدی شما نباشد و بعد از مشورت با دفتر مرجع خود در این خصوص حتما با کارشناسان امور سیاسی یا با افراد مطلع از امور سیاسی در این باره مشورت داشته باشید، زیرا هریک از این قبیل رفتارها و اعلان تغییر دین و ... بار حقوقی و قانونی خاص خود را می تواند به دنبال داشته باشد و مشکلات جدیدی را برایتان به ارمغان آورد.
در نهایت از اینکه قلبا به دین خود پایبند بوده و سعی در انجام برخی تکالیف دارید خوشحالیم؛ اما پیشنهاد می کنیم در این موقعیت خاص توجه خود به خداوند را بیشتر کرده و با کمک از خداوند و آموزه های دینی در مسیر بازگشت و بهبود وضعیت گام بردارید و در این راستا نماز و صبر مهمترین ابزار شما خواهند بود چرا که خداوند خود فرموده است:
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرين (1)اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است ».

پي نوشت :
1. بقره (2) آیه 153.

چرا شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) دو بار اعلام شده است؟

پاسخ:
زمان وفات حضرت زهرا (سلام الله علیها) همانند مکان دفن او از مجهولات تاريخي است، که نشانه اوج مظلوميت حضرت است.
کمترين مدّت زندگي حضرت پس از رحلت پدر را چهل روز(1) و بيش ترين مدّت را هشت ماه ثبت کرده اند.(2)
در اين ميان روايات ديگري همانند دو ماه،(3) هفتاد و پنج روز،(4) سه ماه، يکصد روز(5) و شش ماه نيز موجود است.(6)
قول مشهور بين شيعيان،‌ رواياتي است، که تاريخ شهادت حضرت را سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز مي داند؛ از جمله امام صادق(ع) فرمود: «شهادت حضرت فاطمه(س) در روز سه شنبه سوم جمادي الاخر سال يازدهم هجرت واقع شد.»(7) قول ديگر هفتاد وپنج روز است، که برگزاري دو بار مراسم شهادت حضرت براساس اين دو قول است.
عواملي چند ممکن است، منشأ اين اختلافات باشد؛ از جمله:
1. نقل حوادث تاريخي در آن دوران همانند امروز نبود، که به صورت نوشته و کتاب در آيد و به نسل هاي بعدي منتقل شود، بلکه انتقال رويدادهاي تاريخي به طور عمده شفاهي بود. از خاطر و ذهن افرادي چند به اذهان ديگران منتقل مي شد. کسي نمي تواند ادّعا کند، که همه ‌اين ناقلان از اشتباه مصون بودند.
2. از سوي ديگر در آن روزها مسلمانان سرگرم جنگ بودند. در چنين شرايطي کمتر دغدغه داشتند، که حوادث تاريخي را به طور دقيق ثبت نمايند.
3. اختلاف و دسته بندي هاي سياسي که پس از رحلت رسول خدا(ص) پديد آمد و کساني که روي کار آمدند و قدرت را در دست گرفتند، تا آن جا که توان داشته اند، تاريخ حادثه ها را دستکاري کرده اند.(8)
4. اين اختلاف در نقل تنها در مورد ايشان نيست. در مورد برخي از ائمه مانند امام سجاد نيز وجود دارد.

پی نوشت ها:
1. مجلسی، بحار الأنوار، تهران، اسلامیه، چ دوم، 1363ش، ج 43، ص 212،‌ح 41، به نقل از عيون المعجزات. (نرم افزار سیره معصومان)
2. همان، ‌ص 213، ح 44.
3. همان.
4. کلینی، الكافي، تهران، اسلاميه، چ دوم، 1362ش، ج1، ص458، ح1؛ ج3، ‌ص228، ح3؛ ج 4، ص 561، ح 3. (نرم افزار سیره معصومان)
5. بحارالانوار، پیشین، ص 213، ح 44.
6. همان، ص 200،‌به نقل از مصباح الانوار، ص 214.
7. طبری، محمد بن جرير، دلائل الإمامة، قم، بعثت، اول، 1413ق، ص135. (نرم افزار سیره معصومان)
8. سيد جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ سی و پنجم، ۱۳۷۹ش، ص 154 - 155.

چگونه می توانم بهترین دوست خدا و بنده خالص او باشم؟

عنوان بصری از امام صادق - علیه السلام - در مورد حقیقت بندگی سؤال کرد. امام فرمود: حقیقت بندگی، در سه چیز است:
اول: بنده، خودش را مالک چیزهایی که خدا به وی عطا کرده، نداند؛ زیرا بندگان مالک چیزی نمی¬شوند؛ بلکه مال را متعلق به خدا میدانند و در همان راه که فرموده، به مصرف می¬رسانند.
دوم: بنده، خودش را در تدبیر امور ناتوان بداند.
سوم: عُمر خودش را در انجام اوامر و ترک حرام¬های خدا مشغول بدارد. (بحار الانوار، ج 1، ص 224)
کسی که عبودیت و بندگی خدا را برگزیده است، در تمام مراحل زندگی و حتی در جزئیات اعمال و رفتار طبق رضای پروردگار عمل میکند؛ چشم امید او، فقط به خداوند است و مردم را در یاری رساندن، واسطه¬ای بیش نمی¬بیند.
امام باقر - علیه السلام - میفرماید:
«هیچ بنده¬ای آن طور که شایسته و سزاوار است، خدا را عبادت نکرده؛ تا آن که از همه مردم نومید شود. در این حال، خداوند میفرماید: بنده، خود را برای من خالص کرده. پس او را به کرمش میپذیرد». (بحار الانوار، ج 1، ج 67، ص 111)
برای آگاهی از خصوصیات بندگان خدا، آیات آخر سوره فرقان را که در بیان صفات بندگان خدا است، برایتان نقل می¬کنیم: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما...؛ بندگان خاص خداوندِ رحمان، کسانى هستند که با آرامش و بى¬تکبر بر زمین راه مى¬روند. هنگامى که جاهلان آن¬ها را مخاطب سازند و سخنان نابخردانه گویند، به آنان سلام می¬گویند و با بى¬اعتنایى و بزرگوارى مى-گذرند.
کسانى که شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قیام مى¬کنند و مى¬گویند: پروردگارا! عذاب جهنّم را از ما برطرف گردان که عذابش سخت و پر دوام است. جهنم، بد جایگاه و بد محلّ اقامتى است.
کسانى که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف مى¬نمایند و نه سخت گیرى؛ بلکه حالت اعتدال را رعایت مى¬کنند.
براى خدا شریک قائل نمى¬شوند و غیر او را عبادت نمى کنند.
کسى را به ناحق نمى¬کشند.
زنا و فساد نمى¬کنند.
شهادت دروغ نمى¬دهند.
هر گاه به باطل و لَغْوى مرور کردند، با متانت و بزرگوارى از آن مى¬گذرند». (الفرقان (25)، آیه 63 به بعد)
در اوایل سورۀ «مؤمنون» هم صفات بندگان خدا ذکر شده است که می¬توانید خودتان رجوع کنید.
نتیجه: بندۀ مطیع و خالص شدن، زمانی حاصل می¬شود که دستورات خداوند اجابت شود و از آنچه خداوند نهی نموده، دوری شود.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

آیا حضرت فاطمه زهرا (س) دارای مقام عصمت کبری هستند؟

پاسخ:
بله اين بانوي بزرگوار اسلام به شهادت آيات قرآن و ادله مختلف نه تنها واجد مقام عصمت هستند. بلكه داراي بالاترين مراتب عصمت و طهارت مي باشند؛ به اين معنا كه مقام عصمت خود داراي مراتب و درجاتي است كه معصومين متناسب با مقام و مرتبه اي كه به دست مي آورند از آن بهره مند مي شوند، در مراتب پايين تر فرد اگر چه از انجام گناه عمدي مصون است. ولي امكان دارد كه دچار خطا و اشتباه شوند. ولي در مرتبه عصمت مطلق، فرد معصوم نه تنها از انجام گناه كوچك و بزرگ مصون است. بلكه حتي خطا و اشتباه هم در رفتار و معرفت و آگاهي ها و بيانات او راه ندارد ، كه مي توان يكي از معاني عصمت كبري در مورد حضرت زهرا را اشاره به همين مطلب دانست؛ يعني ايشان از جميع جهات معصوم بودند هم در عمل و هم در معرفت و شناخت از گناه و خطا به صورت مطلق پاكيزه و طاهر بودند،بهترین راه برای شناخت عصمت مطلق حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تحلیل آموزه های قرآن و سنت است. هیچ راهی بهتر و مطمئن تر و قناعت بخش تر در این مسئله غیر از تحلیل آموزه های وحیانی وجود ندارد.
قرآن کریم فرمود:
« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِيرًاً؛(1) خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان پیامبر بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند».
به گفته علمای شیعه و سنی این آیة مبارکه در شأن پیامبر، امیرمؤمنان فاطمه زهرا و حسنین نازل شده است.(2)
مراد از ارادة الهی در این آیه ارادة تکوینی است و نه ارادة تشریعی، (زيرا اراده تشريعي براي همه افراد وجود دارد و اختصاصي به اهل بيت ندارد) از این آیه معلوم می شود که خداوند متعال با ارادة تکوینی تخلف ناپذیر خود موهبت طهارت از هر گونه رجس و ناپاکی را ـ خواه در اندیشه های عقل نظری و خواه در نیت و جنبة عقلی عملی ـ به اهل بیت از جمله حضرت زهرا عنایت فرموده است. پس بر اساس آیة تطهیر حضرت زهرا (س) دارای عصمت مطلقه است چون تطهیر در آیه مطلق است.(3)
دلیل دیگر بر عصمت مطلق حضرت زهرا (س) این کلام پیامبر(ص) است که در منابع شیعی و سنی نقل شده:
«فاطمه بضعه منّی یسرّنی ما یسرّها ویغضبنی ما یغضبها؛(4) فاطمه پاره وجود من است. شادمانم می کند هر کسی او را شاد کند. خشمگین می کند مرا کسی که او را خشمناک کند». در برخی روایات نیز رضایت و غضب فاطمه (س) با رضایت و غضب الهی پیوند خورده است.
این حدیث دلیل بر عصمت فاطمه زهرا(س) است، زیرا اگر انسانی پاک از هوى و معصوم از هوس و مصون از اشتباه نباشد، رضا و غضب او معیار حق و باطل نخواهد بود. ممکن است رضای او رضای خداوند در مقام فعل و غضب او غضب حق تعالى در موطن فعل نباشد، ولی اگر انسان کاملی از گزند هوى طاهر و از آسیب هوس مصون شد، هرگونه رضا و غضب او معیار تشخیص حق و باطل خواهد بود، چون مظهر اسم راضی و غضبان حق تعالى بوده و میزان اعمال و اوصاف دیگران خواهد شد، و چون پیامبر اکرم(ص) میزان اعمال امت است و رضا و غضب او رضا و غضب خداوند است. هرگاه حضرت زهرا نیز دارای مقامی باشد که رضا و غضب او موجب رضا و غضب پیامبر اکرم(ص) گردد، معلوم می شود عقل عملی آن بانو همانند عقل نظریاش معصوم از باطل میباشد و همتای سایر معصومین در عصمت است. پس این حدیث نیز دلیل بر عصمت مطلق فاطمه زهرا(ع) است.(5)
دلیل دیگر بر عصمت مطلقه حضرت زهرا(ع) این حدیث است که امام حسن عسکری فرمود:
«نحن حجج الله على خلقه وجدتنا فاطمة حجّه علینا؛(6) ما همه حجت خدا بر مردم و جدّه ما فاطمه حجت خدا بر ماست».
اگر حضرت فاطمه زهرا دارای مقام عصمت كبري نبود، هرگز نمی توانست حجت خدا بر ائمه معصوم باشد.
دلیل دیگر این است که فرزند فاطمه حضرت بقیةالله فرمود:
«وفی ابنة رسول الله(ص) لی اسوه حسنه؛(7) دختر رسول خدا برای من نیکوترین سرمشق است».
از این که امام معصوم حضرت بقیة الله جدّه اش حضرت فاطمه زهرا (ش) را الگو و سرمشق خود خوانده است، معلوم میشود که آن حضرت دارای مقام عصمت مطلقه بوده و از هر گونه لغزش علمی و عملی کاملاً مصون بوده است. معنا ندارد امام معصوم فردی غیر معصوم را سرمشق خود بخواند.
با توجه به آنچه بیان شد، عصمت حضرت فاطمه (س) در بالاترين مراتب خود قابل اثبات است، حتی اگر تنها یک دلیل برای آن باشد.
اما در مورد اکتسابی یا الهی بودن چنين عصمتي، ما معتقدیم که مراحلی از عصمت تمام معصومان اکتسابی است. این مراحل برای هر انسانی قابل دست یابی است، اما مراحل بالای عصمت که مخصوص معصومان و امامان و پیامبران است، موهبتی الهی است که به دنبال عصمت اکتسابی فراهم می شود و حضرت زهرا نیز از این قانون مستثنی نیست.

پی نوشتها:
1. احزاب (33) آیه 33.
2. ر،ک: صادقي، سیمای اهل بیت در عرفان امام خمینی، نشر مؤسسة آثار امام خمینی 1387ش.، ص 360.
3. ر،ک: جوادی آملی، پیرامون وحی و رهبری، نشر الزهراء، تهران بیتا.، ص 217 تا 219.
4. محسن امین، اعیان شیعه، نشر دار الاحیاء التراث العربی بیروت، ج 2، ص 541، به نقل از ابوالفرج اصفهانی.
5. ر،ک: وحی و رهبری، همان، ص 225.
6. سیمای اهل بیت در عرفان امام خمینی،همان، ص 355.
7. همان، ص 378.

صفحه‌ها