پرسش وپاسخ
۱۳۹۱/۰۹/۰۴ ۰۲:۵۲ شناسه مطلب: 80873
آيا صحيح است كه بعد از شهادت امام حسين (علیه السلام) برخي پديده هاي طبيعي مانند خون شدن خاك يا غيره اتفاق افتاد و حتي در جاهاي ديگران بنا به آنچه در تاريخ آنگلوساكسونها آمده است؟ چه پديده هايي اتفاق افتاد؟ با توجه به ماجراي فوت پسر پيامبر و سپس كسوف بعد از آن و سپس اينكه پيامبر گفتند كه خورشيد و ماه براي افراد مذکور نمي گيرد، آيا حوادث مربوط به شهادت امام حسين (ع) را بايد باور كرد؟ با تشكر
پاسخ:
نكاتي در اين راستا:
1. رواياتِ ناقلِ رخدادهاي عجيب پس از شهادت امام حسين(علیه السلام)، علاوه بر منابع روايي اهل سنت، در بسياري از منابع روايي شيعه نيز به چشم ميخورد و تعداد زيادي از آنها از امامان معصوم (عليهمالسلام) نقل شده است.
2. مضامينِ رواياتِ ياد شده آن چنان نيست كه با بداهت عقلي و شواهد نقلي ناسازگار باشد. و مواردی عجيبتر از آنها، در خوارقِ عاداتِ نقل شده براي پيامبران و ائمه (عليهمالسلام) به چشم ميخورد. البته ناگفته نماند كه در ميان اين روايات، مواردي نيز وجود دارند كه قابل استبعاد بوده و به داستان سرايي شباهت بيشتر دارند تا نقل واقعيت.
بررسي تمام رخدادهاي عجيب در اين مختصرر نمي گنجد ما تنها به يك مورد كه شما هم از آن پرسش نموديد اكتفا مي كنيم و شما را به مطالعه متون مفصل ارجاع خواهيم داد.
كسوف و تاريكي آسمان:
يكي از رخدادهاي عجيبِ پس از شهادت امام حسين(ع) در روز عاشورا، بروز كسوف (گرفتگي خورشيد) است، كه موجب تيرگي عجيب آسمان و حتي رؤيت ستارگان شد!(1) اين حادثه ـ به همراه برخي رخدادهاي ديگر وضعيتي را پديد آورد كه به گفتة برخي شاهدان، مردم تصور بروز قيامت را داشتند!(2) علاوه بر اين، برخي از محدثان از بروز خسوف در شام روز عاشورا نيز خبر دادهاند. (3) در بعضي از گزارشها، به تلاطم و برخورد ستارگان نيز اشاره شده است. (4) به هر حال چنين تحولي در روز عاشورا، جزء گزارشهاي عجيب و مشهور در منابع شيعي و سني است. (5)
ممكن است با مشاهدة روايات ياد شده،(همانند شما) برخي، بياختيار به روايت نبوي(ص) درباره كسوف آسمان پس از مرگ فرزندش ابراهيم منتقل شوند. كه ضمن خطبهاي فرمود: «اي مردم! كسوف خورشيد و ماه، دو نشانه از نشانههاي خداوند هستند و به امر الهي در حركتند، و مطيع اويند و به خاطر مرگ و زندگي كسي دچار كسوف نميشوند، پس هرگاه كسوف كردند نماز به جاي آريد». (6)
بدين ترتيب، چگونه ميتوان روايات حاكي از كسوف و تاريكي آسمان پس از شهادت امام حسين(ع) را پذيرفت؟
در پاسخ بايد گفت: آنچه در روايت نبوي(ص) نفي شده، رخداد كسوف يا خسوف به علت مرگ يا ولادت فردي از افراد است، حتي اگر فرزند پيامبر(ص)باشد؛ اما آنچه در روز عاشورا رخ داد صرفاً مرگِ يك فرزندِ پيامبر(ص) نبود، بلكه حادثهاي عظيم در تاريخ بشر بود كه از حوادث و فجايع متعددي تركيب شده و نقطة اوجِ آن، شهادت سبط رسول خدا(ص) با آن وضع دلخراش بود.
از اين رو ـ نه فقط انسانهاي با ايمانـ كه نظام هستي متأثر از چنين رخدادي شد و حوادثي كه در حال شرح رخدادآنها هستيم -از جمله كسوف و خسوف- نمودها و جلوههاي اين تأثر ميباشند. و اين در حالي است كه با مرگ يك مؤمن ـ بر اساس برخي روايات ـ تنها محل نمازش و نيز محل صعود اعمال و نزول رزق او در آسمان، بر او ميگريند.
براي آگاهي بيشتر به سايت http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910830000926 بررسي رخدادهاي شگفت پس از شهادت امام حسين(ع) مراجعه نماييد.
پي نوشت ها :
1. جعفربنمحمد ابنقولويه، كامل الزيارات، قم، انتشارات اسلامي، ص161، باب 24، ح2.
2. ابيبكر احمدبنحسين بيهقي، السنن الكبري، ناشر : دار الفكر، بيروت، ج3، ص337.
3. سخن علامه مجلسي در اين باره چنين است: رأيت في كثير من كتب الخاصة و العامة وقوع الكسوف و الخسوف في يوم عاشوراء و ليلته(علامة مجلسي ، بحار الأنوار، بيروت – لبنان، ناشر دار إحياء التراث العربي سال چاپ 1403 - 1983 م، ج 55، ص 153).
4. عليبنعيسي اربلي، كشف الغمة، ناشر دار الأضواء - بيروت – لبنان،ج2، ص268 / شمسالدين ذهبي، تاريخ الاسلام، ج5، ص15ـ16.
5. علاوه بر منابع پيش گفته، بنگريد به: محمدبنعلي سروي مازندراني ابنشهرآشوب، مناقب آل ابيطالب، ج3، ص213 / سليمانبناحمد طبراني، المعجم الكبير، ج3، ص114.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۹/۰۳ ۱۷:۴۴ شناسه مطلب: 80855
با سلام من الان 5 ساله معتاد به استمناع هستم ولی هربا خواستم ترک کنم بعد چندین روز باز وسوسه شیطان و نیاز جنسی بدلیل سنم باعث شد باز برم دنبالش خواهش میکنم این سوال رو از یکی از بزرگان دین بپرسید و جواب من رو بدید بعدشم بابا جوان 24 ساله توی مملکت که زن صیغه ای هم برای رفع نیاز پیدا نمیشه و نمیتونه زنم بگیره چه کار کنه با تشکر
پاسخ:
همان طور كه مي دانيد، دين اسلام كامل، پويا و جامع است و به همين دليل بايد براي همه شرايط و در هر عصر و مكاني پاسخ گو باشد. قبل از پاسخ به سوال شما لازم است نكاتي را مقدمتا بيان كنيم.
1. همه ما به عنوان انسان هاي مسلمان بايد قبول كنيم كه هر چه مي خواهيم، نمي توانيم در اين دنياي مادي كه آميخته با محدوديت است به دست آوريم. پس عفت ورزي هنري است كه براي همه پسنديده و براي جوانان ما شايسته تر است.
2. اسلام به عنوان ديني واقع گرا و آرمان خواه، شريعت اعتدال گرا نيز هست؛ لذا نه رهبانيت را تجويز مي كند و نه كمونيسم جنسي را؛ بلكه اساسي ترين راه حل را ازدواج و تشكيل كانون گرم خانواده مي داند كه در تعاليم دينيف ازدواج محبوب ترين بنياد الهي دانسته شده است. رسول خدا مي فرمايند: خداوند متعال مرا به رهبانيت نفرستاد، بلكه بر اساس دين يكتاپرستي كه آسان گير و با گذشت و بزرگواري است برانگيخت ... پس هر كس كه فطرت و آئين ما را دوست دارد بايد بر سنت من الگوگيري كند و از جمله سنت و آئين من ازدواج است.(1)
3. اگر ازدواج دائم ممكن نشد و بلوغ جنسي به بحران مي انجاميد، راه حل اضطراري به عنوان ازدواج موقت را مقرر نموده است.
مشكل اين است كه ما در هر سه مرحله، دچار معضل شده ايم؛ زيرا فضاي فرهنگي و اخلاقي جامعه، به دلايل مختلف از جمله جوان بودن جامعه، گسترش بي حد و مرز آزادي ها، تهاجم فرهنگي، غفلت مسولان از جوانان و مشكلات آنان و خلاصه ناامن بودن و تا حدي رواج ابتذال، عفاف و پاكدامني را به امتحاني سخت مبدل ساخته است. و متاسفانه تكنولوژي مدرن، اعم از اينترنت، ماهواره، موبايل و رسانه ها، نيز ابزاري شيطاني شده اند كه به بلوغ زودرس دامن مي زنند.
از سوي ديگر ازدواج كه در تعاليم قرآني و نبوي با آسان ترين شيوه ها و به دور از تشريفات صورت مي گرفت و يك پيمان مقدس بين زن و مرد بود متاسفانه با تشريفات فراوان و چشم و هم چشم، به صورت يك قراردارد و متاسفانه خياباني و به دور از آگاهي و آينده نگري صورت مي گيرد و به همين دليل بسياري از آنها به جدايي و طلاق مي انجامد.
چه قدر از جواناني كه به خاطر مهريه زياد دختران، نمي توانند ازدواج كنند و يا حتي قدمي پيش بگذارند. چون وضعيت پسران جواني را ملاحظه مي كنند كه به دليل مهريه سنگين قبل از تشكلي خانواده و سامان يابي عاطفي و جنسي، جز احساس مسئوليت سنگين و پرداخت هزينه هاي تشريفاتي فراوان، بهره اي از ازدواج نبرده اند. پس بهترين گزينه براي حل اين معضل كم كردن توقعات از سوي خانواده ها و عروس و داماد است و توجيه اينكه تا شرايط مالي و اقتصادي كاملا برآورده نشود نبايد به سراغ ازدواج رفت، كلامي ناصحيح است.
اما در جواب شما چه بايد كرد به نكات ذيل توجه كنيد.
1. اگر به هر دليل، فردتوانايي تحمل غريزه جنسي و خودكنترلي جنسي را نداشت، و اگر به هر عذر و بهانه اي، تسليم اوهام ذهني خودش شد(خواهان زندگي تجملاتي و آماده از هر جهت براي شروع زندگي)، و يا مشكلات به حد ي بود كه توان ازدواج دائم را نداشت، ازدواج موقت تنها راه حلال براي حل مشكلش است.
2. كسي كه قصد دارد بي خطرترين راه را برگزيند، نبايد توقع داشته باشد كه از همان ابتداي زندگي، همه شرايط زندگيش فراهم باشد. بگونه اي كه اگر همه شرايط فراهم نبود از ازدواج خودداري كند. تجربه نشان داده كه وضعيت زندگي انسان به لحاظ مالي، پس از ازدواج به مراتب بهتر از دوران مجردي است.
3. كساني كه زندگيشان را با امكانات اوليه مادي آغاز كرده و آن را با همياري و همدلي و به تدريج ساخته اند، احساس غرور مي كنند و اكنون كه به گذشته نگاه مي كنند، احساس مي كنند كه همان سختي ها و كمبودها نيز به گونه اي لذت بخش بوده است. پس در مسائل اقتصادي بايد به خدا توكل كرد و در صورت آمادگي ازدواج، از مشكلات مالي بعد از آن نهراسيد و در صورتي كه كمبودهايي وجود داشته باشد، مقابله با مشكلات با دست هاي توانمند خودتان، بسيار لذت بخش تر خواهد بود.
4. بايد توجه كرد كه مخاطب اصلي و عمده ازدواج موقت، پسران مجرد و زنان همسر از دست داده مي باشند، نه دختران مجرد و مردان متاهل. به عبارت روشن تر كساني كه نياز به اين نوع ارضاي جنسي دارند و خطري آنان را تهديد نمي كند.
5. در هر صورت ما نيز قبول داريم كه به دلائلي خاص مانند حساسيت هاي عرفي و ترس از آلوده كردن اين حلال الهي به مسائل ديگر، تاكنون ازدواج موقت نتوانسته به رسميت شناخته شود. بنابراين در وضعيت فعلي بهترين توصيه، ازدواج آسان است.
البته باز هم تاكيد مي كنيم كه توصيه اصلي ما بر ازدواج دائم است و ازدواج موقت را به عنوان يك راه فرعي و اضطراري معرفي مي كنيم. به طوري كه اگر بنا به شرايطي مرد يا زن نياز به ارضاي جنسي داشت و از راه ازدواج دائم ممكن نبود، از طريق ازدواج موقت و به طور مشروع اقدام كند و از آلودگي ها و زيان هاي بي بند و باري و گناه به دور بماند.
نكات تكميلي براي تعديل جلوگير از فشارهاي جنسي
1. از تماشاي رفتارها و برجستگيهاي بدن جنس مخالف و صحنههاي تحريك كننده جدا خود داري كنيد امام صادق(ع) فرمود: «نگاه تيري از تيرهاي شيطان است و چه بسا نگاهي اندوههاي زيادي در پي داشته باشد».
2. گوش ندادن به آوازها و موسيقيهاي تحريككننده و مبتذل. در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهي عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولاً(2) «و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عما ابصر؛ مردي از آن حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهي كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد. (3)
3. اجتناب شديد از نشستهاي غفلتزا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريكآميز.
4. پرهيز از فكر و ترسيم صحنههاي محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل ميكند كه حضرت(ع) فرمود: عيسي به اصحاب خود گفت:... موسي به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور ميدهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد. زيرا كسي كه خيال زنا كند مانند كسي است كه در خانهاي نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند.چنين كاري گرچه خانه را نميسوزاند، ولي زينت و صفاي آن را مكدر كرده و فاسد ميكند.(4)
5. از قرار گرفتن در خلوت و تنهايى اجتناب كنيد.
6. از بيكار ماندن شديدا پرهيز كنيد.
7. سعى كنيد در اجتماعات و تجمعهاى مختلف شركت فعال داشته باشيد.
8. با افراد اجتماعى و با نشاط و در عين حال متدين و متشرع معاشرت كنيد.
9. افكار و انديشههاى مختلفى كه به ذهنتان خطور مىكند ، منظم كرده و دستهبندى نمائيد.
براي دريافت راه هاي عملي جهت ترك خودارضايي در نامه هاي بعدي با ما همراه باشيد.
پي نوشت ها:
1. فروع كافي، ج 5، ص 494.
2. اسراء، آيه36.
3. مستدركالوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459.
4. وسائلالشيعه، ج 14، ص 240.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۹/۰۳ ۰۷:۵۷ شناسه مطلب: 80848
آیا دامادی حضرت قاسم در کربلا واقعیت دارد؟
پاسخ:
دامادي حضرت قاسم (ع) بدون مدرك و دليل است و در كتب تاريخي و مقتل هاي معروف و معتبر مطرح نشده است.
محدّث معروف مرحوم شيخ عباس قمي در منتهي الآمال نوشته است:
دامادي حضرت قاسم در كربلا و تزويج او به فاطمه دختر امام حسين صحّت ندارد. زيرا در كتاب هاي معتبر به نظر نرسيده است.
وي از استاد خود مرحوم حاج ميرزا حسين نوري (ره) در كتا ب لؤلو و مرجان نقل مي كند كه به مقتضاي تمام كتاب هاي معتبري كه در فن حديث و تاريخ و انساب هست، نمي توان براي حضرت سيدالشهدا دختري كه قابل تزويج براي قاسم بن الحسن باشد، پيدا كرد.(1) استاد شهيد مطهري–ضمن تاكيد بر عدم صحت اين مطلب يادآور مي شود كه اين امر با اهداف و عزت مندي امام حسين منافات دارد:
قضاياى كربلا قضاياى روشنى است و سراسر اين قضايا هم افتخار آميز است، ولى ما آمده ايم چهره اين حادثه تابناك تاريخى را تا اين مقدار مُشوَّه كرده ايم! بزرگترين خيانت ها را ما به امام حسين(ع) كرده ايم. اگر امام حسين (ع) در عالم ظاهر هم بيايد ببيند، به ما چه مى گويد؟ مى گويد: آن كه در آنجا بود كه اين نيست؟ شما كه به كلى قيافه را تغيير داده و عوض كرده ايد، آن امام حسينى كه شما در خيال خودتان رسم كرده ايد كه من نيستم! آن قاسم بن الحسنى كه شما در خيال خودتان رسم كرده ايد كه آن برادرزاده من نيست! آن على اكبرى كه شما در مخيله خودتان درست كرده ايد كه جوان با معرفت من نيست! آن يارانى كه شما درست كرده ايد كه آنها نيستند، پس شما چه مى گوييد؟! ما آمده ايم قاسمى درست كرده ايم كه آرزويش فقط دامادى بوده، آرزوى عمويش هم دامادى او بوده است. اين را شما مقايسه كنيد با قاسمى كه در تاريخ بوده است.(2)
از همه گذشته اين رخداد از نظر عقلي نيز صحيح به نظر نمي رسد؛ زيرا روز عاشورا فرصت براي ازدواج نبود، چون همگي در يك روز شهيد شدند.
پي نوشت ها:
دراين باره به منابع زير مراجعه نماييد:
-حماسه حسيني، شهيد مطهري
-تأملي در نهضت عاشورا»، رسول جعفريان
پي نوشت ها :
1.منتهي الآمال، قم، موسسه انتشارات هجرت، 1378، چاپ سيزدهم، ج 1، ص 700.
2. مجموعه آثاراستادشهيدمطهرى، انتشارات صدرا، ج17، ص 79.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۹/۰۲ ۰۵:۱۸ شناسه مطلب: 80788
سلام بنده شنیده ام که اگر کسی استمنا کند یا شراب بخورد تا"نماز"وی قبول نیست
پاسخ:
پرسش گر گرامي در مورد شراب خوردن روايت داريم كه هر كسي اين كار را كند تا 40 روز نمازش قبول نيست از امام صادق (ع) نقل شده است: « مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً أَرْبَعِينَ يَوْماً(1)هركس شراب بخورد خداوند تا چهل روز نمازش را قبول نمي كند.
و در مورد استمنا براي عدم قبولي نماز روايتي نديديم. ولي روايتي وارد شده كه: يكي از كساني كه خداوند در روز قيامت با آنها تكلم نمي كند و به آنها نگاه نمي كند كسي است كه با خودش ازدواج مي كند يعني استمناء مي كند.(2)
هنگامي كه از حضرت صادق(ع) در مورد استمنا مي پرسند، مي فرمايد:«إِثْمٌ عَظِيمٌ قَدْ نَهَى اللَّهُ عَنْهُ فِي كِتَابِهِ وَ فَاعِلُهُ كَنَاكِحِ نَفْسِهِ وَ لَوْ عَلِمْتَ بِمَا يَفْعَلُهُ مَا أَكَلْتَ مَعَهُ(3)گناه بزرگي است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهي فرموده. استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح (زنا) كرده باشد. اگر كسي را كه چنين كاري مي كند بشناسم، با او هم خوراك نخواهم شد».
ولي بايد بدانيد اين عذاب ها و اثرات گناه تا وقتي است كه انسان توبه نكند، ولي اگر انسان توبه كند اين آثار و عوارض گناه ديگر از بين مي رود. چرا كه خداوند وعده داده با توبه هر گناهي را مي بخشد و وقتي انسان بخشيده شد ديگر معنايي براي عذاب يا عدم قبولي نماز وجود ندارد خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: اي بندگان كه بر خود اسراف و ستم كرديد، از رحمت خدا مأيوس نشويد كه خدا همهء گناهان را مى آمرزد, زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.(4)
و عدم قبولي نماز نيز نبايد باعث ترك نماز بشود، چون در اين صورت انسان به خاطر ترك نماز هم عقاب مي شود و دو عذاب و عقاب خواهد شد.
پي نوشت ها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج 6، ص 401.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ناشر مؤسسه آل البيت، قم، سنه النشر/1409 ه.ق، ج20، ص 353.
3. همان، ج 28، ص 364.
4. سوره زمر(39) آيه 53.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۹/۰۱ ۲۰:۳۶ شناسه مطلب: 80745
تحریفات واقعه عاشورا چه مواردی بوده و نحوه برخورد ائمه (علیهم السلام) در برخورد با این تحریفات چگونه بوده است؟
پاسخ:
در اين باره به كتاب حماسه حسيني، شهيد مطهري مراجعه نماييد.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۹/۰۱ ۰۶:۴۶ شناسه مطلب: 80711
سلام من پسری 17 .18 ساله هستم که چند وقته یک دختر وارد زندگیم شده که من دوستش دارم ولی نمیدونم واقعا این عشقه یا هوس اگه میشه راهنمایی ام کنید. ممنون
از آن جا كه شما در آستانه ورود به دوره جواني قرار داريد و دوره بلوغ را پشت سر گذاشته ايد و يا در اواخر آن قرار داريد طبيعتاً، در اين سنين به موازات بلوغ جنسي و فعل و انفعالات مختلف در درون انسان، عشق و علاقه به جنس مخالف افزايش مي يابد و شما را براي ازدواج و شروع زندگي مشترك آماده مي كند. اين مقدار عشق و علاقه به جنس مخالف اگر تنها در درون شما باشد و انگيزه شما را تلاش و كوشش هاي مفيد براي دستيابي به شرايط ازدواج و رفع موانع آن در آينده افزايش دهد و تمام تلاش و توان تان را به اين سمت و سو سوق دهد، نه تنها هيچ اِشكال و ايرادي ندارد بلكه، بهترين كاري است كه شما مي توانيد در اين برهه از زمان انجام دهيد و خود را براي شروع يك زندگي مستقل در آينده آماده كنيد اما، اگر عشق و علاقه به جنس مخالف باعث شود كه شما تمام يا بخشي از چارچوب هاي ديني و شرعي و ضوابط عرفي را به ورطه فراموشي بسپاريد و به دام دوستي هاي پنهاني با جنس مخالف و ارتباط غير شرعي دختر و پسر بيفتيد و يا قبل از اين كه شرايط ازدواج را داشته باشيد و خودتان را براي آن آماده كنيد به ازدواج بيانديشيد طبيعتاً، از آن مسير مشخص و هدف متعالي فاصله گرفته ايد و آسيب ها و مشكلات فراواني را فرا روي خود قرار داده ايد.
ارتباط و دوستي با جنس مخالف حتي اگر به قصد و انگيزه ازدواج باشد بي آسيب نخواهد بود. چرا كه از منظر دين و مباحث روانشناختي، هر گونه رابطه و آشنايي دختر و پسر پيش از ازدواج حتي اگر به قصد و انگيزه ازدواج باشد، خالي از اِشكال نيست. آسيب هاي فراواني در آن نهفته است. ضعيف شدن حس اعتماد، سوء ظن و بدبيني، ضربه روحي و مشكلات عاطفي، اتلاف عمر و وقت، شكست عشقي، عشق و علاقه بدون ضابطه، مخالفت خانواده ها با ازدواج، وابستگي رواني، ازدواج احساسي و غير واقع بينانه، آبروريزي و انحرافات اخلاقي، آشفتگي هاي رواني، برخي از پيامدهاي اين گونه رابطه هاست.
با اين اوصاف، مي توان نتيجه گرفت كه اصل دوستي و آشنايي دختر و پسر قبل از ازدواج به هر انگيزه و قصدي كه باشد، از منظر شرع و دين و مسائل روانشناختي ناپسند و ممنوع است اما، اگر دختر و پسر قصد ازدواج واقعي داشته باشند و شرايط و آمادگي ازدواج را هم داشته باشند، تنها مي توانند با اطلاع خانواده ها و در يك فضاي محدود كه ترجيحاً منزل خانواده دختر مي تواند باشد، در يك جلسه و يا حتي چندين جلسه به گفتگو بپردازند و ديدگاه هاي خود را در مورد مسائل مختلف، اهداف و آرزوها و انتظارات متقابل بيان كنند و شناخت بهتري در مورد هم و اين كه آيا براي ازدواج تناسب و همخواني لازم را در معيارها و ملاك هاي ازدواج دارند يا نه؟ پيدا كنند بنابراين، تنها در يك صورت رابطه شما مي تواند جنبه شرعي به خود بگيرد و صحيح باشد و آن تنها زماني است كه قصد ازدواج واقعي در ميان باشد و شما هم از راهش اقدام كنيد و در جريان خواستگاري رسمي قرار گيريد اما، بقيه ارتباطات صحيح نمي باشد و بسيار آسيب زا و خطرآفرين است.
اين را بدانيد كه علاوه بر دوست داشتن و علاقه به نامحرم و جنس مخالف، ارتباط شما زماني اهميت پيدا مي كند كه اولاً، امكان ازدواج شما وجود داشته باشد، يعني اين كه دختر مورد نظر با شما در معيارها و ملاك هاي ازدواج تناسب و همخواني و مطابقت لازم را داشته باشد ثانياً، مانعي براي ازدواج شما وجود نداشته باشد يعني اين كه شرايط ازدواج شما فراهم باشد و خانواده ها نيز به ازدواج شما راغب باشند. اما از آنجا كه شما 17، 18 سال بيشتر نداريد، طبيعتاً هنوز شرايط ازدواج را نداريد به همين خاطر، حتي اگر انگيزه ازدواج را در سر داشته باشيد و دختر مورد نظر نيز با شما تناسب كافي داشته باشد، فعلاً نمي توانيد به احساسات عشقولانه خود توجهي بكنيد و قبل از اين كه شرايط ازدواج را داشته باشيد، به ارتباط دوستانه پنهاني با آن دختر روي بياوريد.
اعتقاد ما اين است كه اگر شما به وظايف فعلي خود عمل كنيد و به مهارت افزايي و تحصيل علم بپردازيد و در كنار آن به چارچوب هاي شرعي و ديني خود عمل كنيد و از هرگونه روابط دوستانه با جنس مخالف اجتناب كنيد، اين اطمينان را به شما مي دهيم كه خداوند به پاس تلاش هاي شما و پاكي و پاكدامني تان در وقت جواني و هنگام ازدواج تان، دختري خوب و مناسب را سر راه شما قرار مي دهد تا با ازدواج با او خوشبخت گرديد و از زندگي لذت ببريد.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۸/۳۰ ۲۲:۵۹ شناسه مطلب: 80687
۱۳۹۱/۰۸/۲۹ ۰۷:۴۵ شناسه مطلب: 80611
فواید غرایز جنسی؟
خواهر گرامي؛ زندگي در هر مجموعه نظام مند، تابعي از هدف ها و ابزارهاي لازم، براي رسيدن به آن اهداف است. بخوبي مي دانيد كه زندگي در اين دنيا و برآوردن نيازهاي مختلف جسمي و روحي انسان نيازمند نيروها و ابزارهاي ويژه اي است. نيروي شهوت، غضب، خيال، عقل و ... هر كدام در گردش مجموعه زندگي شخص و روابط با ديگران، نقشي خاص را ايفا مي كنند. با نگاهي همه جانبه به ابعاد وجودي انسان، هدف از آفرينش او و چگونگي زندگي انسان در اين دنيا و رابطه آن با جهان آخرت، روشن مي شود كه وجود همه نيروها و غرايز، ضروري بوده و نمايانگر هندسه دقيق و حكيمانه نظام هستي است.
اما در جواب سوال شما بايد بگوييم غرايز انسان به دو دسته تقسيم مي شود.
1. غرايز متعالي (امور فطري انسان) كه عبارت است از: خداجويي، كمال خواهي، فضيلت طلبي، عشق و پرستش، علم دوستي، حقيقت جويي و ... اين دسته از گرايش هاي ذاتي، جهت دهنده انسان به سمت غايت نهايي آفرينش و شكوفاگر انسان ها و حيات آنهاست.
2. غرايز حيواني (گرايش هاي مادي و حيواني) كه نقش مهمي در حفظ و تداوم حيات بشر و نسل آدمي دارند. به عبارت ديگر اگر غريزه نيرومندي چون حب ذات، شهوات و خواسته هايي چون غريزه جنسي و نيز قوه خشم و غضب نبود؛ از سوي انسان هيچ تلاشي براي حفظ حيات خود و نسل بشر و دفع خطرات و آسيب ها صورت نمي گرفت و نتيجه آن چيزي جز انقراض نسل نخواهد بود. اين غرايز نقش ممتازي در زيبا سازي زندگي و دلپذيري آن دارند. بدون وجود غرايز، شور و شوق، عشق و زيبايي و ... معنا نخواهد داشت. لذت بردن از ديدن منظره اي زيبا، بوييدن گل هاي معطرف خلق آثار هنريف روابط صميمانه خانوادگي، مهر بي دليل همسران، عشق مادر به فرزند و ... غرايزي است كه خداوند در نهاد بشر به وديعت نهاده تا انسان بار مسئوليت خويش را با شور و عشق و توام با لذت و دلدادگي به مقصد برساند. در واقع بدون اين غرايز، زندگي سرد و بي روح و تحمل ناپذير خواهد شد.
3. همچنين وجود غرايز نيرومندي چون شهوت و غضب، از مهم ترين ابزارهاي امتحان و آزمايش انسان و در نتيجه نردبان كمال و ترقي او است. امتحان الهي، برخلاف آزمايش هاي بشري، براي كشف و آگاهي از چيزي نيست، بلكه نقش تربيتي و پرورش دهنده دارد. به عبارت ديگر تكامل اختياري، زماني تحقق مي يابد كه انسان در برابر دو گونه دعوت و گرايش متضاد قرار گيرد. (گرايش هاي متعالي و گرايش هاي پست) و بتواند با ميل و اراده خويش هر يك را برگزيند. بهشت ما با گذر از اين دنيا و دست و پنجه نرم كردن با شهوات و هواهاي نفساني ساخته مي شود. از اين رو به عنوان يك اصل كليدي گفته مي شود: دنيا محل حدوث و اثبات قابليت ها است و آخرت جايگاه ظهور و ثبات آنها. چنين نيست كه بهشت يا جهنمي از قبل ساخته شده باشد، بلكه بايد آن را بسازيم و ساخته شدن آن وابسته به وجود نيروهاي شهوت و غضب در كنار عقل و قلب و وجود قوه اختيار و گزينش و جهاد و خودسازي است.
اما جسم و روح هر انسان خداجويي مي تواند ارضاي اين نياز طبيعي را به صورت صحيح اداره كند. شهوات و غرايز انسان، از جمله غريزه جنسي به خوبي كنترل پذير است. مقصود از كنترل در اينجا نه سركوب آن، بلكه استفاده صحيح و بهنجار و جلوگيري از لجام گسيختگي آن است. برخي از امور موثر در كنترل شهوات عبارت است:
1. وجود گرايش هاي متعالي: اين گونه گرايش ها از درون با نابهنجاري و زياده خواهي غريزه جنسي، به مبارزه برخاسته و در صورتي كه به خوبي تقويت شوند، از عهده كنترل و جهت دهي به غريزه جنسي برخواهند آمد.
2. عقل و خرد: دانش و خرد راهنماي باطني و پيامبر دروني انسان است و در جهت دهي صحيح به غرايز، رفتارها و ايجاد تعادل در به كارگيري قواي نفس، نقش موثري دارد.
3. هدايت هاي پيامبران: تعاليم انبياي الهي، بهترين و مطمئن ترين روش استفاده از غرايز و بايدها و نبايدهاي مربوط به آن است و ايجاد كننده انگيزه قوي و نيرومند نسبت به كاربست آن تعاليم و رويارويي با هواهاي نفساني در انسان است. از طرف ديگر ساير تعاليم پيامبران (مانند عبادات ...)نقش موثري در تقويت بعد معنوي و اراداه نسان دارد و بدين گونه مبارزه با سركشي هاي نفس اماره را آسان تر مي سازد.
4. قدرت اراده: اختيار انسان از بزرگ ترين موهبت هاي الهي است. و نقش بسيار نيرومندي در رهبري كنش هاي آدمي دارد. ارداه به خوبي قابل تقويت و نيرومندسازي است و با تقويت آن دشوارترين كارها سهل و آسان مي شود. از طرفي يك جوان با عين نيرومندي در غرايز، از اراده و توان مقاومت بسيار بالايي برخوردار است و طهارت نفس و گرايش هاي عميق معنوي در او، بسيار بالا است. بنابراين جوانان از زمينه ها و تواني بسيار بالا جهت كنترل غرايز بهره منند مي باشند. خداوند در قرآن مجيد از جواناني چون حضرت يوسف (ع) و اصحاب كهف مثال مي آورد كه با اراده سترگ خويش، در برابر طوفان سهمگين غرايز و حوادث ايستادگي و بزرگ ترين افتخارات را رد تاريخ بشر براي خود ثبت كردند.
5. امداد الهي: خداوند همواره دستگير و مددكار كساني است كه با جديت خواستار پاك زيستن و دوري از گناه هستند (و كساني كه در راه ما كوشيده اند، به يقين راه هاي خود را بر آنان مي نمايانيم و در حقيقت خدا با نيكوكاران است). (1)
قرآن مجيد، يكي از علل نجات يوسف از گناه را امداد و عنايت الهي دانسته است. البته اين گونه عنايت ها اختصاص به يوسف (ع) ندارد؛ بلكه هركس به هر اندازه كه در دوري از گناه جديت داشته و از خداوند در اين زمينه استعانت جويد، مورد عنايت او قرار خواهد گرفت. فلسفه عنايت الهي درباره حضرت يوستف نيز به عبوديت مخلصانه او بود.
در پايان بايد توجه داشت كه بهترين راه كنترل غريزه جنسي نيز ازدواج است. اما در صورتي كه شرايط واقعا به گونه اي بود كه نياز به زمان بيشتري براي ازدواج بود، بايد به نكات ذيل توجه كرد.
1. اوقات فراغت خود را با انجام كارهاي هنري، فني، و ورزشي ... پر كرد.
2.اگر فرد از تحريك جنسي بالايي برخوردار است، در خوردن مواد غذايي انرژيزا و محرك مثل، خرما، پياز، فلفل، تخممرغ و... به حداقل لازم اكتفا كند.
3. از تماشاي رفتارها و برجستگيهاي بدن جنس مخالف و صحنههاي تحريك كننده جدا خود داري كند امام صادق(ع) فرمود: «نگاه تيري از تيرهاي شيطان است و چه بسا نگاهي اندوههاي زيادي در پي داشته باشد».
4. گوش ندادن به آوازها و موسيقيهاي تحريككننده و مبتذل. در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهي عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولاً(2) «و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عما ابصر؛ مردي از آن حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهي كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.(3)
5. اجتناب شديد از نشستهاي غفلتزا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريكآميز.
6. پرهيز از فكر و ترسيم صحنههاي محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل ميكند كه حضرت(ع) فرمود: عيسي به اصحاب خود گفت:... موسي به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور ميدهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد. زيرا كسي كه خيال زنا كند مانند كسي است كه در خانهاي نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند.چنين كاري گرچه خانه را نميسوزاند ولي زينت و صفاي آن را مكدر كرده و فاسد ميكند.(4)
7. از قرار گرفتن در خلوت و تنهايى اجتناب كند.
8. سعى كند در اجتماعات و تجمعهاى مختلف شركت فعال داشته باشد.
9. با افراد اجتماعى و با نشاط و در عين حال متدين و متشرع معاشرت كند.
10. افكار و انديشههاى مختلفى كه به ذهن خطور مىكند ، منظم كرده و دستهبندى كند.
پي نوشت ها:
1. عنكبوت، آيه 69.
2. اسراء، آيه36.
3. مستدركالوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459.
4. وسائلالشيعه، ج 14، ص 240.
موفق باشید.





