اجتماعي

مدیریت اختلافات سیاسی و اعتقادی در زمان جنگ
برای ترغیب همسر به نماز به‌جای تذکرات مکرر واجباراز الگوی عملی(نمایش آثار نماز در خود)محبت عاطفی شناخت شخصیت او برای ایجاد تغییرات تدریجی و ریشه‌ای استفاده کنید

پرسش:

همسرم به خاطر شبهات سیاسی و نگاه نادرست به جنگ، نماز را کنار گذاشته است؛ چطور می‌توانم به ایشان کمک کنم؟

پاسخ:

بحران‌ها در زندگی می‌توانند بر اعتقادات و به‌تبع آن عملکرد انسان اثر بگذارند. جنگ و جریان‌های سیاسی در کشور ما نیز با وجودی که پتانسیل هدایت مردم را دارد، از دیگرسو می‌تواند بستری برای تضعیف اعتقاد افرادی باشد که ناآگاهانه تحت‌ تأثیر آن قرار می‌گیرند. ترک یک عمل عبادی به دلیل بحران جنگ، معمولاً نشان‌دهندۀ یک شکاف شناختی است. افرادی که درک درستی از اتفاقات ندارند و گاهی تحت‌ تأثیر رسانه‌های دشمن قرار می‌گیرند، به ‌جای گره‌زدن علت و ریشۀ جنگ به استکبار جهانی، آن را به ‌نظام اسلامی گره‌ می‌زنند و با این بینش کم‌کم در انجام اعمال عبادی سست می‌شوند؛ تا جایی که ممکن است برخی از امور عبادی همچون نماز را کنار بگذارند. وظیفه ما در برابر این افراد نه اجبار و زورگویی، بلکه چیزی جز امر به‌ معروف و نهی ‌از منکر با هدف بصیرت‌افزایی نیست.

برای مواجهه با این چالش لازم است از راهکارهای زیر بهره ببریم.

الف) راهکارهای بینشی و شناختی (تغییر در اندیشه)

1. ابتدا ویژگی‌های شخصیتی همسر را مطالعه کنید تا راه نفوذ و جلب نظر او را بیابید. سپس با بررسی زیربناهای فکری‌اش، برای اصلاح آنها تلاش کنید.

2. آنچه جنگ را رقم زده است، استکبار جهانی ا‌ست. وقتی دشمن با ظلم خویش قصد برهم‌زدن نظم جامعۀ ما را دارد، عقل هر انسان عاقلی حکم می‌کند که در برابر او بایستد و از داشته‌های مادی و معنوی‌اش مراقبت نماید. ما شروع‌کننده جنگ نبوده‌ایم؛ اما وقتی دشمن به ما حمله می‌کند، غیرت دینی و ملی و ایرانی ما منجر به دفاع ما از آب و خاکمان می‌شود. اگرچه جنگ سخت است؛ اما نوعی امتحان و ابتلا الهی است و انسان نباید به دلیل سختی و رنج جنگ، ارتباط خودش را با خدا قطع کند. با تبیین این استدلال منطقی برای این افراد زودتر به نتیجه می‌رسیم.

3. این نکته را به این افراد متذکر شویم که به ‌جای گوش‌سپردن به روایت‌های غیرواقعی از جنگ، لازم است به هر دو نوع روایت از جنگ گوش دهیم و خودمان به نتیجه برسیم.

4. گاهی نمازنخواندن افراد به دلیل تضعیف مبانی اعتقادی آنهاست؛ بنابراین ما می‌توانیم از طریق پیشنهاد گفتگو با کارشناسان دینی به ایشان، برای تقویت زیربناهای اعتقادی او بکوشیم و این‌گونه دیدگاه اطرافیان را در مورد خدا، قیامت و معاد و ... تقویت کنیم.

5. گاهی عمل انسان ناشی از جهل و غفلتش از عوارض مثبت یا منفی آن عمل است؛ به همین دلیل بهتر است در گفتگوهای روزانه به شکل مستمر اما به میزان کم، گه‌گاه از فواید نماز و تأثیرات بد بی‌نمازی بر روی زندگی و همچنین تربیت فرزند صحبت کنیم.

6. نعمت‌های در زندگی‌مان را به موضوع سپاس‌گزاری از صاحب این نعمت‌ها یعنی خداوند گره بزنیم و این‌گونه هشدار دهیم که کفران این نعمت‌ها منجر می‌شود تا خداوند نعمتش را سلب کند. در این گفتگوها، نماز را وسیلۀ تشکر از خداوند معرفی کنید تا این‌گونه به نمازخواندن ترغیب گردند.

ب) راهکارهای گرایشی و عاطفی ( تغییر در احساس و پیوند قلبی)

1. برای چنین افرادی باید تبیین کرد که نماز، رابطه‌ای میان بنده و خدا است. درحقیقت نماز برای حفظ کرامت انسانی و اتصال به منبع حقیقت است و اتفاقاً زمانی که دنیا در آشوب است، انسان به نماز بیش از سایر زمان‌ها نیازمند است.

2. به ‌جای تمرکز صرف بر سیاست، بر جنبه‌های عرفانی، آرامش‌بخش و زیبایی‌شناختی دین تمرکز کنید.

3. اگر رابطۀ شما با همسرتان اکنون به جبهه‌گیری و حساسیت نشان‌دادن و صف‌آرایی منتهی شده است، برای مدتی سکوت کنید و حرفی به او نگویید و به دنبال اجرای روش غیرمستقیم باشید.

4. لازم است از پیوند عاطفی موجود در روابط زناشویی استفاده کنیم و با بذل محبت بیشتر به همسرمان در زندگی، او را به نمازخواندن ترغیب کنیم.

5. از دعا و توسل به اهل‌بیت علیهم ‌السلام هرگز غافل نشوید؛ چراکه ما موظف شده‌ایم خواسته‌های مادی و معنوی خویش را با تمسک به این ذوات نورانی از خداوند طلب نماییم.

ج) راهکارهای رفتاری و کنشی (تغییر در محیط و اقدامات عملی)

1. گاهی لازم نیست ما تذکردهندۀ مستقیم باشیم، بلکه باید از واسطه‌هایی که بر رفتار چنین شخصی تأثیرگذار هستند، استفاده کنیم؛ برای مثال اگر حرف‌شنوی همسر از مادر یا پدرش زیاد است، می‌توانیم محرمانه این موضوع را با مادر یا پدرشان مطرح کنیم و از آنها درخواست داشته باشیم غیرمستقیم و نه از جانب ما به ایشان تذکر دهند.

2. حضور در جلسات معنوی و سخنرانی‌ها یا مطالعۀ کتاب‌هایی که مبانی اعتقادی انسان را مستحکم می‌کند، می‌تواند اثرگذار باشد.

3. اگر وقت‌گذاشتن بیش از حد برای تلویزیون یا برنامه‌های ماهواره یا حضور در شبکه‌های اجتماعی منجر به بی‌تفاوتی ایشان به نماز شده است و اگر رسانه (اعم از ماهواره و یا فضای مجازی) منجر به کاهل‌نماز‌‌بودن ایشان شده، با ایجاد جذابیت‌های لازم در زندگی تأثیر این ابزار را در متن زندگی خود تعدیل نمایید.

4. با برقراری ارتباط میان همسر و دوستان یا نزدیکانِ مؤمن، از طریق تأثیرگذاری غیرمستقیم آنها، ایشان را ترغیب کنید.

افزون بر اینها از راه‌های الگوسازی و مدیریت خود که توضیح آن در ادامه آمده است، بهره ببریم.

1. ما نمی‌توانیم در وهلۀ اول رفتار دیگران را تغییر دهیم، بلکه باید در تلاش باشیم تا خودمان بهترین رفتارها را داشته باشیم تا به برکت رفتارهای خوب ما دیگران نیز اثر مثبت بپذیرند؛ پس تذکردادن‌های مداوم، جروبحث‌کردن در رابطه ‌با نماز و غر‌زدن‌های پیوسته نمی‌تواند نتیجۀ خوبی به بار آورد.

2. لازم است به میزان پایبندی خود به امور دینی دقت کنیم و حواسمان باشد که درحقیقت این پایبندی شعارگونه نباشد، بلکه اهل عمل باشیم تا اطرافیان از دیدن عمل ما به این امور ترغیب گردند؛ وگرنه اگر سهل‌انگاری گرچه به میزان محدود در رفتار خود ما هم دیده شود، دیگران انگیزه‌ای برای تغییر نخواهند داشت.

3. تذکر دائم ما به نمازنخواندن همسرمان، کار درستی نیست؛ به‌یقین تأثیر امر به‌ معروف عملی از امر به‌ معروف لسانی بیشتر خواهد بود.

4. این مسیر نیازمند صبر، حوصله و ظرافت است؛ بدخلقی و عجله در تغییر، نتیجه معکوس دارد. اصلاح رفتار باید به‌تدریج انجام شود.

نتیجه:

برخی از افراد منطقی هستند و با زبان منطق و استدلال راحت‌تر موضوعی را می‌پذیرند. برخی دیگر نیز از طریق نصیحت و بیان عوارض و عواقب یک امر تحت‌ تأثیر قرار می‌گیرند. عده‌ای نیز فقط با محبت‌دیدن تغییر می‌کنند؛ ازاین‌رو بر ما لازم است متناسب با نوع شخصیت همسرمان از روش مناسب استفاده کنیم. در هیچ‌یک از مراحل ارشاد و راهنمایی از برخورد نیک و احترام‌نهادن دور نشویم. با فشار و اجبار نمی‌توان کسی را هدایت کرد و چه‌بسا تأثیر منفی آن بیشتر از هدایت گردد. افزون بر این، تبلیغ عملی داشته باشیم؛ یعنی باید آثار خواندن نماز در رفتار و کردار و گفتارمان نمایان باشد. ایجاد تغییر و اصلاح رفتار به ‌صورت ناگهانی بسیار دشوار است؛ بنابراین باید صبر و تحمّل خود را افزایش دهیم تا به‌تدریج و آهسته رفتار دیگران را در برابر نماز اصلاح کنیم.

الزام رعایت قوانین رانندگی در خلوت
رعایت قوانین رانندگی از منظر اسلام، وظیفه‌ای اخلاقی و شرعی است که حتی در غیاب ناظر بیرونی نیز پابرجاست تا از تضییع حقوق دیگران و ترویج بی‌قانونی جلوگیری شود.

پرسش:

آیا رعایت قوانین رانندگی در خلوت از حیث اخلاقی الزامی است؟

پاسخ:

آنچه در نگاه اسلام در کنار وجوب فقهی مورد توجه قرار می‌گیرد رعایت اخلاق در تمام شئون زندگی انسان است. اخلاق برخلاف قانون وابسته به نظارت بیرونی نیست. به دیگر سخن در دیدگاه اسلام انسانِ اخلاقی فردی است که فارغ از تمام نظارت‌های بیرونی بر دیوار نظارت درونی خویش تکیه کرده و در انجام هر کاری سراغ وجدان اخلاقی خود به‌عنوان قاضی نهایی می‌رود تا او خوب و بد فعلش را تعیین کند. رعایت قوانین رانندگی نیز از دو دریچه قابل‌بررسی است. گاهی نگاه ما به رانندگی صرفاً نگاهی قانونی است و گاه ترکیبی از قانون و اخلاق. این دو نوع بینش قطعاً موجب می‌شود تا رانندگان به‌وقت رانندگی رفتارهای متفاوتی از خود بروز دهند.

ضمانت اجرایی

همان‌طور که اشاره شد قوانین راهنمایی‌ورانندگی نیازمند ضمانت اجرایی هست تا به‌واسطهٔ اجرای آن‌ها جامعه طعم صحت و سلامت و آرامش را بچشد. این ضمانت اجرایی را دو گونه می‌توان تصور کرد. گونهٔ اول نظارت درونی و نوع دوم نظارت بیرونی است.

منظور از نظارت بیرونی وجود مؤلفه‌هایی است که راننده در سایهٔ آن‌ها به قوانین احترام می‌گذارد. پلیس، جریمه، ترس از مجازات و... را می‌توان از مهم‌ترین این مؤلفه‌ها دانست. در این شرایط وقتی ناظران حذف شوند خودبه‌خود رعایت قوانین هم کنار گذاشته می‌شود؛ بنابراین اگر در چنین جامعه‌ای پلیس نباشد یا ناظر بیرونی وجود نداشته باشد راننده به‌راحتی به قوانین پشت می‌کند، چراکه مبنای او در رعایت حقوق دیگران صرفاً قوانین خشک راهنمایی‌ورانندگی بوده است.

اما راننده‌ای که بنای کار خویش را نه‌فقط بر قانون، بلکه بر اخلاق استوار سازد، به‌وقت حذف قانون همچنان از نیروی نظارت درونی یعنی اخلاق بهره می‌برد. او حتی جایی که چراغی وجود نداشته باشد یا پلیسی نباشد مراعات حال دیگران را می‌کند.

وقتی به آمار تصادفات و ناهنجاری‌هایی که در رانندگی وجود دارد دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم که یکی از علت‌های اصلی در ایجاد این اتفاقات، نگاه صرفاً قانونی به رانندگی است. به‌عنوان‌مثال راننده وقتی به دوربین کنترل سرعت نزدیک می‌شود سرعتش را کم می‌کند؛ اما وقتی چنین دوربینی وجود نداشته باشد با سرعت زیاد جان خود و دیگران را به خطر می‌اندازد.

مسیر کمال

انسان مؤمن همواره در مسیر کمال در حال قدم برداشتن است. چنین شخصی تلاش می‌کند تا با انتخاب‌های اخلاقی خود این مسیر را طی کند. چنین شخصی حتی بدون وجود ناظر بیرونی حاضر به تخلف در رانندگی نمی‌شود، چراکه می‌داند این نوع رفتارها او را از ثبات قدم در مسیر کمال بازمی‌دارد.

حق‌الناس

نکته دیگری که باید به آن دقت نمود رعایت حقوق دیگران در رانندگی است. گاهی ممکن است در زمان رانندگی ما ناظر بیرونی همچون پلیس یا دوربین و... وجود نداشته باشد؛ اما نوع رانندگی ما می‌تواند منجر به تضییع حق‌الناس شود و وقتی حقی از دیگران تضییع شود حضور یا عدم حضور ناظر، منجر به رفع حق نمی‌شود.

به‌عنوان‌مثال راننده‌ای که با بوق‌زدن زیاد موجب آزار دیگران می‌شود، چنین راننده‌ای حتی اگر با پلیس مواجه نشود و تذکر و جریمه دریافت نکند باز چون رفتارش در رانندگی منجر به آزار و اذیت دیگران شده به‌نوعی حق‌الناس بر گردن او قرار گرفته و ملزم به ادای آن خواهد شد. علاوه بر این، اخلاق همواره به ما سفارش می‌کند که هم از آزار دیگران بپرهیزید و هم زمینه‌ها و مقدمات آن را ترک کنید. خداوند متعال، در قرآن کریم، اذیت و آزار بندگان مؤمن خویش را گناهی بزرگ می‌خواند:

 «و آنان که مردان و زنان باایمان را به‌خاطر کاری که انجام نداده‌اند آزار می‌دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‌اند.» (1)

و در روایتی چنین می‌خوانیم:

«هر کس مؤمنی را به‌ناحق ناراحت کند، چنان است که مکّه و بیت‌المعمور خدا را ده بار ویران کرده باشد و چنان است که هزار فرشته مُقرَّب را کشته باشد.» (2)

در حدیث دیگری، رعایت حقوق دیگران برترین عبادت شمرده شده است:

 «خداوند به چیزی برتر از ادای حقّ مؤمـن عبادت نشده است.» (3)

خلاف در خلوت شاید منجر به تحقق ظلم در آن لحظه نشود؛ اما قابلیت فراهم نمودن بستر ظلم را دارد. منظور این است که حتی اگر خیابان خلوت باشد و ما یقین داشته باشیم عدم رعایت قانون راهنمایی‌ورانندگی منجر به تضییع حق دیگران نمی‌شود بازهم قابلیت و احتمال آسیب را نمی‌توان نادیده گرفت. بی‌توجهی به قانون در خلوت، مصداق سهل‌انگاری است و سهل‌انگاری، به‌ویژه در اموری که خطر بالقوه جانی دارد، از منظر شرعی و اخلاقی قابل مؤاخذه است.

قانون فقط توصیه نیست

برخی از افراد نگاهشان به قانون نگاه موعظه‌گونه است. درواقع این افراد چنین تصور می‌کنند که حالا قانونی گذاشته شده و به ما توصیه شده رعایت کنیم؛ اما وقتی خیابان خلوت است یا پلیس و جریمه‌ای در کار نیست ما ملزم به رعایت آن نیستیم. نکته‌ای که لازم است مدنظر قرار گیرد این است که قوانین صرفاً توصیه‌های اختیاری یا ناظر به شرایط خاص نیستند، بلکه مقررات الزامی‌ای هستند که برای حفظ نظم عمومی و مصالح اجتماعی وضع شده‌اند. وقتی به احکام شرعی هم مراجعه می‌کنیم دقیقاً وجوب عمل به قانون قابل‌مشاهده است. در نگاه فقهی به‌طورکلی مقررات الزامی راهنمایی‌ورانندگی باید مراعات شود و تخلف از آن جایز نیست. این احکام بیانگر این است که این حکم، ناظر به خودِ تخلف است، نه صرفاً به پیامد بیرونی آن؛ یعنی رعایت قانون منوط و وابسته به این نیست که مثلاً اگر حقی تضییع می‌شود قانون را رعایت کن و اگر حقی تضییع نشد می‌توانی رعایت نکنی. خیر. ملاک اخلاقی بودن یا نبودن عمل، تنها تحقق ضرر عینی یا تضییع حق شخصی دیگران نیست، بلکه مخالفت آگاهانه با قانونی است که مشروعیت دارد. درواقع کسی که آگاهانه برخلاف مقررات الزام‌آور عمل می‌کند حتی اگر این عملش در ظاهر مخل نظم هم نباشد باز از حیث اخلاقی کار ناپسندی را مرتکب شده است.

دلیل این الزام اخلاقی هم این است که قوانین راهنمایی‌ورانندگی، بخشی از دستورات دولت اسلامی‌اند که یا مستقیماً توسط مجلس شورای اسلامی وضع شده و به تأیید شورای نگهبان رسیده‌اند، یا بر اساس مجوز قانونی نهادهای ذی‌صلاح تدوین شده‌اند؛ بنابراین، مخالفت با این قوانین، صرف‌نظر از حضور ناظر یا نبودِ پیامد ظاهری، مخالفت بانظم مشروع اجتماعی و درنتیجه، عملی نادرست از حیث اخلاقی است. طبق نظر اکثر مراجع نیز، مخالفت با قوانینی که موجب برهم‌خوردن نظم عمومی می‌شود، حرام است.

قانون‌پذیری

صلاح هر جامعه‌ای در رعایت قانون، اخلاق و حقوق است. جامعه به هراندازه از این امور فاصله بگیرد به همان اندازه از سعادتمندی خود دور می‌شود. توجه به قانون و نظم اجتماعی توسط مردم حتی وقتی ناظر بیرونی وجود ندارد و یا عدم رعایت قانون آسیبی به کسی وارد نمی‌کند بازهم باعث تقویت فرهنگ قانون‌پذیری شده و افراد را به رعایت همیشگی قانون عادت می‌دهد. این کار باعث می‌شود تا مردم به پذیرش قانون و قواعد زندگی جمعی پایبند باشند. یادمان باشد که وظیفه‌شناسی اخلاقی وابسته به نظارت قانون نیست.

پرهیز از عادت بد

یکی از اموری که اخلاق بر آن تکیه می‌کند، ملکه شدن رفتارهای خوب است. اصلاً اخلاق یعنی تکرار و ملکه شدن یک رفتار. افرادی که حتی در خلوت خود را ملزم به رعایت قانون می‌دانند در سایر شرایط هم به قانون پایبند خواهند بود؛ چون عادت کرده‌اند و بالعکس وقتی کسی رعایت قانون را منحصر در زمان و مکان‌های خاصی نماید به این رفتار بد عادت کرده و ممکن است همین عادت‌ها در سایر شرایط منجر به اتفاقات بد در رانندگی شود. علاوه بر این رفتار چنین راننده‌ای می‌تواند بدآموزی داشته باشد چراکه او با این کارش عادی‌سازی تخلف در خلوت را تبلیغ می‌کند.

نتیجه:

نگاه افراد نسبت به ضابطه‌های راهنمایی‌ورانندگی دو گونه است. برخی ضوابط را صرفاً قوانینی می‌دانند که تنها باوجود نظارت‌های بیرونی لازم‌الاجرا است. چنین افرادی چنانچه پای پلیس و جریمه و مجازات در میان باشد خود را ملزم به رعایت قانون می‌کنند و اگر اجبار هیچ‌یک از این امور وجود نداشته باشد توجهی به قانون ندارد؛ اما برخی از افراد نگاه عمیق‌تری نسبت به قوانین دارند. در این دیدگاه اخلاق حتی بر قانون سایه می‌افکند و آنچه از قوانین راهنمایی‌ورانندگی مورد رعایت قرار می‌گیرد نه‌فقط به‌خاطر ترس از مجازات قانونی، بلکه به علت توجه به اخلاق است. این افراد فارغ از هر قانونی و حتی در نبود هر تنبیهی حاضر به حذف قانون نیستند و در خلوت نیز قوانین راهنمایی‌ورانندگی را رعایت می‌کنند. نگاه اخلاقی باعث می‌شود تا افراد از عادت زشت ترک قانون فاصله گرفته و قانون‌مدار باشند؛ ضمن اینکه در این نگاه رعایت حق‌الناس نیز حتی با وجود احتمالات مورد توجه جدی قرار می‌گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا»، احزاب آیه 58

2. «مَن آذی مُؤمِنا بِغَیرِ حَقٍّ، فَکَأَنَّما هَدَمَ مَکَّهَ وبَیتَ اللّه المَعمورَ عَشرَ مَرّاتٍ، وکَأَنَّما قَتَلَ ألفَ مَلَکٍ مِنَ المُقَرَّبینَ»، مستدرک‌الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین بن محمدتقی، قم، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، ج 9، ص 100

3. «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنْ أَدَاءِ حَقِّ الْمُؤْمِنِ»، الشیخ الکلینی، الکافی محقق / المصحح: غفاری علی‌اکبر و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج 2 ص 170، ح 4

قرض الحسنه و محاسبه تورم
از نظر شرعی فقط بازپرداخت اصل قرض جایز است، اما از نظر اخلاقی مستحب است قرض‌گیرنده به‌قدردانی از نیکوکاری قرض‌دهنده مبلغی یا هدیه‌ای اضافه دهد.

پرسش:

آیا درست است که شخص پولی را قرض می‌گیرد و بعد از مدت‌ها فقط همان مبلغ را برمی‌گرداند و اصلاً حواسش به تورم و افت پول نیست؟ (فقط جهت اخلاقی)

پاسخ:

قرض دادن دارای مراحل و مسائل مختلفی هست. در فرهنگ اسلام، برای هرکدام از این مراحل، احکام و آدابی حکیمانه و دقیق بیان شده است که توجه به آن‌ها باعث گسترش هرچه بیشتر این سنت حسنه و مفید خواهد شد و باعث بالاتر رفتن اجر و پاداش‌ها می‌گردد.

 در ادامه برخی از احکام و آداب مربوط به مرحله برگرداندن مال قرض داده شده بیان شده و با توجه به این نکات پاسخ سؤال فوق مشخص می‌گردد.

نکته اول: امکان شرعی دریافت افت قیمت پول قرضی

ازنظر شرعی براساس نظر برخی از مراجع معظم تقلید، شخص قرض دهنده می‌تواند، در موقع گرفتن مال خود با رعایت برخی از شرایط، میزان تورم و افت پول خود در مدتی که قرض داده را محاسبه و از قرض گیرنده دریافت کند؛ چنانچه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (1) دام‌ظله دراین‌باره می‌فرمایند: محاسبه تورم در بازپرداخت قرض با رضایت طرفین جایز است و ربا نیست. (2) البته این مسئله جزئیات و شرایط خاص به خود را دارد و نظر همه مراجع در این زمینه یکسان نیست و لازم است هر کس به نظر مرجع خویش مراجعه نمایند.

نکته دوم: لزوم قدرشناسی و جبران احسان دیگران

اخلاق و انصاف و بزرگ‌منشی اقتضا می‌کند، هر کس به انسان محبتی نمود انسان محبت بیشتر و بالاتری به او بنماید و حداقل محبت او را جبران نماید. چنانچه قرآن کریم می‌فرماید:

 «هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا (لااقل) به همان‌گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه‌چیز را دارد.» (3)

 حتی اگر تورم و افت پول هم اتفاق نیفتاده باشد باز ازنظر اخلاقی شایسته است انسان فقط همان مقداری که قرض گرفته را برنگرداند، بلکه مقداری بیشتر یا هدیه‌ای در کنار آن تقدیم نماید.

نکته سوم: استحباب اضافه دادن موقع ادای قرض

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام هم آمده است که:

 «همانا بهترین مردم کسی است که قرض خود را نیکوتر ادا نماید.» (4)

 علما و بزرگان یکی از مصادیق "نیکوتر ادا نمودن قرض را"، "بیشتر ادا کردن" معنی نموده‌اند. چنانچه مرحوم امام خمینی قدس سره در کتاب تحریر الوسیله می‌نویسد: زیاده، فقط در صورت شرط کردن حرام است و اما بدون شرط اشکالی ندارد، بلکه دادن چیز زیاده‌ای به قرض‌دهنده، برای قرض‌گیرنده مستحب است؛ چون‌که از خوب ادا کردن دین است و بهترین مردم کسی است که ادا نمودنش از همه بهتر باشد.(5) طبیعتاً اگر در مدتی که مالی قرض داده شده، تورم قابل‌توجهی و افت محسوسی در مال قرض دهنده اتفاق افتاده باشد، ازنظر اخلاقی ضرورت رعایت این سنت زیبا بیشتر می‌گردد تا از ضرر و زیان قرض دهنده جلوگیری شود. رعایت این آداب به گسترش سنت زیبا و بسیار مؤثر قرض‌الحسنه در جامعه کمک می‌نماید و باعث می‌شود قرض گیرنده ازنظر اخلاقی مدیون قرض دهنده نباشد و زیر دَین او نماند.

نکته چهارم: سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام هنگام رد قرض

اهل‌بیت علیهم‌السلام که بزرگ‌ترین معلمان و الگوهای اخلاق و فضیلت در جامعه بوده‌اند به این ادب اسلامی به‌شدت پایبند بوده‌اند. چنانچه در روایات متعددی آمده که وقتی این بزرگواران مالی را از کسی قرض می‌گرفتند موقع برگرداندن آن سعی می‌کردند بهتر و بیشتر ازآنچه گرفته بوده‌اند را برگردانند. چنانچه در روایت آمده که: «فردی نزد پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله برای دریافت کمک مراجعه کرد. پیامبر اکرم چیزی نداشتند که به او کمک کند؛ ازاین‌رو از اصحاب خود درخواست قرض نمودند و یکی از مسلمانان با دادن چهار بار خرما به آن فرد، پاسخ مثبت داد. هنگامی‌که این طلبکار برای دریافت طلب خود به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مراجعه کرد، ایشان دستور دادند هشت بار خرما به طلبکار بپردازند. وقتی قرض دهنده عرض کرد که من چهار بار خرما به شما قرض دادم حضرت فرمودند: بله ولی من هشت بار به تو می‌دهم و این هشت بار برای تو است.» (6)

همچنین امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند که:

 «پدرم - که خدایش رحمت فرستد - درهم‌هاى نامرغوب قرض مى‌گرفت، ولى هنگام برگرداندن، درهم‌هاى مرغوب را با آن‌ها مخلوط مى‌کرد. به من فرمود: پسر جان! این‌ها را به همان کسى که از او قرض گرفته‌ام، برگردان. من هم گفتم: پدر جان! درهم‌هاى او نامرغوب بود و این‌ها از آن‌ها مرغوب‌تر هستند. پدرم مى‌فرمود: پسر جان! این همان فزونى است، پس این‌ها را به او بپرداز.» (7)

نکته پنجم: استحباب نگرفتن زیاده

جالب اینجاست که اگرچه برای گیرنده قرض مستحب است که موقع رد قرض بیشتر و بهتر پرداخت کند؛ اما برای قرض دهنده گرفتن مقدار بیشتر کراهت دارد و بهتر است که مقدار اضافی را نگیرد. چنانچه مرحوم امام خمینی قدس سره می‌نویسد: البته گرفتن زیاده برای قرض‌دهنده خصوصاً اگر قرض دادنش به این خاطر باشد، مکروه است، بلکه اگر قرض‌گیرنده چیزی را به‌عنوان هدیه و مانند آن به او داد، مستحب است آن را عوض طلبش حساب کند؛ به این معنی که به مقدار آن از طلبش کم نماید. (8)

نکته ششم: کم شدن اجر با گرفتن زیاده

حتی در برخی روایات نقل شده که اگر قرض دهنده مقدار اضافی را بگیرد از اجر و پاداش قرض دادنش کم می‌گردد. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «اگر قرض گیرنده بدون قرار قبلى، سودى به قرض دهنده بدهد مُباح است، ولى آن قرض دهنده پاداشى از خدا نخواهد گرفت.» ‏(9)

 طبیعی است که چنین شخصی با کسی که هیچ اضافه و پاداشی از قرض گیرنده نگیرد در دستگاه الهی یکسان نیستند. البته به نظر می‌رسد در صورتی قرض دهنده دیگر پاداشی از خداوند متعال دریافت نمی‌کند که اضافه‌ای که از قرض گیرنده گرفته زیاد و معادل ارزش قرض دادن او باشد و الا اگر مبلغ اضافی که دریافت نموده، جزئی و کم باشد، طبیعتاً هنوز در درگاه الهی مستحق پاداش باشد.

نتیجه:

چه تورم و افت قیمتی اتفاق افتاده باشد چه نه، برای کسی که قرض می‌گیرد مستحب است موقع ادای قرض مقداری بیشتر و بهتر به قرض دهنده پرداخت نماید؛ چراکه ازنظر اخلاقی بسیار پسندیده است که انسان خوبی دیگران را با خوبی بیشتر و بهتر جبران نماید؛ بخصوص اگر تورم و افت قیمت اتفاق افتاده باشد ضرورت این کار بیشتر است. در سیره و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام هم این روش مورد تأکید قرار گرفته و این بزرگواران همین روش را داشته‌اند. البته گرفتن هدیه و اضافه برای قرض دهنده مکروه است و چنانچه بگیرد از مزد و پاداش الهی که برای او قرار داده می‌شود کم خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. حضرت آیت اله سیستانی و حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی دام ظلهماالعالی هم دراین‌باره شقوق مختلفی را طرح نموده‌اند و در برخی از آن‌ها گرفتن میزان تورم و افت ارزش مال قرض داده شده را جایز می‌دانند. به رساله ایشان مراجعه شود.2. https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27844

3. «وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا.» سوره نساء آیه 86

4. «ان خیر النّاس أحسنهم قضاء.» تویسرکانی محمدنبی بن احمد. لئالی الأخبار. ج 3، العلامه،1413، ص 90. شبیه به این تعبیر در منابع روایی مکرر نقل شده است مانند این روایت که فرمود: «خیارکم أحسنکم قضاء.» عیناثی، محمد بن محمد. المواعظ العددیه. طلیعه النور، 1384، ص 36.

5. تحریر الوسیله، کتاب الدین و القرض، القول فی القرض، مسئله ۱۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ ه. ق، ج‌۱، ص ۶۹۵.

6. «إن رجلا جاء إلى رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله یسأله فقال رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله من عنده سلف فقال بعض المسلمین عندی [فقال أعطه] أربعه أوساق من تمر فأعطاه ثم جاء إلى رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله فتقاضاه فقال یکون فأعطیک ثم عاد فقال یکون فأعطیک ثم عاد فقال یکون فأعطیک فقال أکثرت یا رسول اللّه فضحک و قال عند من سلف فقام رجل فقال عندی فقال کم عندک قال ما شئت فقال أعطه ثمانیه أوساق فقال الرجل إنما لی أربعه فقال و أربعه أیضا.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، جلد: ۱۸، صفحه: ۱۹۴.

7. «سألت أبا عبد اللّه علیه‌السلام عن الرجل یستقرض من الرجل الدراهم فیرد علیه المثقال أو یستقرض المثقال فیرد علیه الدراهم فقال إذا لم یکن شرط فلا بأس و ذلک هو الفضل کان أبی علیه‌السلام یستقرض الدراهم الفسوله فیدخل علیه الدراهم الجلال فیقول یا بنی ردها على الذی استقرضتها منه فأقول یا أبه إن دراهمه کانت فسوله و هذه خیر منها  فیقول یا بنی إن هذا هو الفضل فأعطه إیاها.» کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407 ق، جلد ۵، صفحه ۲۵۴.

8. تحریر الوسیله، کتاب الدین و القرض، القول فی القرض، مسئله ۱۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ ه. ق، ج‌۱، ص ۶۹۵،

9. «فَاِنْ اَعْطاهُ اَکْثَرَ مِمّا اَخَذَهُ بلا شَرْطٍ بَیْنَهُما فَهُوَ مُباحٌ لَهُ، وَ لَیْسَ لَهُ عِنْدَ اللّه ثَوابٌ فیما اَقْرَضَهُ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، جلد: ۱۸، صفحه: ۱۶۱.

اعتکاف و اولویت عبادی فردی یا اجتماعی
اعتکاف فرصتی برای خودسازی و تقویت معنویت است که در آن عبادت فردی و خدمت اجتماعی مکمل‌اند، اما اولویت با حفظ برنامه عبادی و محدود کردن خدمات به امور ضروری است.

پرسش:

آیا در اعتکاف بیشتر عبادت کنیم یا بیشتر به کارهای تدارکات کمک کنیم؟ فضیلت کدام بیشتر است؟

پاسخ:

اعتکاف، به‌عنوان یک سنت مؤکد اسلامی، نمودار عالی جدایی از مظاهر دنیا و روی‌آوردن کامل به ذات باری‌تعالی است. معتکف با ترک مسکن و محافل دنیوی، در مسجد و خانه خدا استقرار می‌یابد که مستلزم رعایت شروطی است تا روح آن را حفظ کند. تشخیص اولویت میان عبادت انفرادی مانند نماز، دعا و تلاوت و خدمات تدارکاتی مانند نظافت یا برپایی امور اعتکاف در مسجد، سؤال اصلی است که در ادامه ضمن توضیح نکاتی به تبیین این پاسخ می‌پردازیم.

1. اصل در اعتکاف

اصل در اعتکاف، اقامت در مسجد به‌قصد عبادت است؛ اما عبادت منحصر در عبادت انفرادی نیست. درواقع این تقسیمی که در ابتدای سؤال انجام شده و عبادات انفرادی را در مقابل خدمت به مردم قرار داده شده، تعبیر درستی نیست؛ زیرا کارهایی همانند کمک به دیگران و خدمت به خلق خدا، در راستای تقرب به خدای متعال هست و جزء حقوق الهی محسوب می‌شوند و منفعت این اعمال به خود انسان بازمی‌گردد، منتها در بعضی اعمال، خود انسان فقط بهره‌مند می‌شود و در برخی دیگر علاوه بر خودش، دیگران هم از این اعمال شایسته، همانند کمک به دیگری، بهره‌مند می‌شوند.

 

2. جایگاه متعالی خدمت به خلق خدا در تعالیم دینی

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است. ابان بن تغلب می‌گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمودند:

 «هرکس خانه خدا را طواف کند، خداوند عزّ‌وجلّ شش هزار حسنه برای او می‌نویسد و شش هزار گناه از او می‌آمرزد و شش هزار درجه به وی عطا می‌فرماید و شش هزار حاجت از او برآورده می‌سازد

 سپس فرمودند:

 «گره‌گشایی از کار یک مؤمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد!»(1)

 اهل معرفت و اولیای الهی ارزش و فضیلت خدمت‌رسانی به مخلوقات را درک می‌کنند و ازاین‌جهت، اگر یک شبانه‌روز خدمت به خلق خدا نکنند، گویا گم‌کرده‌ای دارند. حتی مثلاً اهل‌دل، هنگام بارش برف و باران، نگران حیوانات در بیابان و مورچه‌ها هستند که گرسنه و بی‌سرپناه نشوند، چه رسد به فکر انسان‌ها.

3. رابطه با خداوند و رابطه با بندگان او، دو بال پرواز

آدمی برای صعود و پیشرفت معنوی و درواقع برای پرواز، محتاج دو بال است: بال اوّل: رابطه با خداوند و بال دوّم: رابطه با مردم. کسی که از رابطه با خداوند، منهای رابطه با مردم، بهره گیرد، مرغ یک‌بال است و نمی‌تواند حرکت کند. چنانکه اگر با مردم رابطه داشته باشد و در برقراری رابطه با خداوند کوتاهی کند، قادر به پرواز و حرکت نخواهد بود. آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که بر لزوم برقراری این دو رابطه یا برخورداری از این دو بال پرواز با جملاتی نظیر: «یقِیمُونَ الصَّلاهَ» و «مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ» پافشاری دارد.(2) یعنی کسانی که قصد دارند به سعادت و رستگاری دست یابند و در دنیا و آخرت، تعالی و تکامل روحی و معنوی داشته باشند، باید اولاً از طریق نماز، روزه، حج، خمس، زکات و سایر واجبات و اعمال عبادی، با معبود خویش رابطه داشته باشند و ثانیاً به‌واسطه انفاق، با مخلوقات خداوند، رابطه برقرار سازند؛ یعنی هرچه دارند، برای خود و دیگران بخواهند و خدمت‌گزار خلق خدا باشند؛ بنابراین در اعتکاف باید طوری برنامه‌ریزی شود که هم عبادات فردی بهره‌برداری شود و هم به خدمت به دیگران بپردازیم. البته معمولاً در اعتکاف‌ها مسئولان زیادی وجود دارند که کمک می‌کنند و انسان بیشتر وقتش را سزاوار است به اصلاح خود بپردازد؛ و شایسته است کمک تدارکاتی به حدی نباشد که فرد را از ذکر و دعای خود بازدارد، یا ازلحاظ زمانی بخش عمده‌ای از اعتکاف را به خود اختصاص دهد، درواقع نباید از فضیلت اصلی اعتکاف که اصلاح نفس و تمرکز روی عبادت و بندگی است بکاهد.

نتیجه‌:

با توجه به این‌که اعتکاف عبادت و تمرکز برای خودسازی و معنویت‌افزایی است؛ این تصور که عبادات فردی و خدمات اجتماعی در مقابل هم هستند تصور نادرستی است، بلکه عبادات فردی و کمک‌های اجتماعی دو بال پرواز در امور معنوی هستند. البته کمک‌های تدارکاتی، نباید برنامه منظم فرد معتکف را مختل سازد. مؤمن باید تلاش کند تا زمان اعتکاف را به مهم‌ترین مصادیق عبودیت اختصاص دهد و خدمات را به حداقل ممکن و موارد ضروری محدود سازد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «قَضَاءُ حَاجَهِ الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّی عَدَّ عَشْراً.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، تهران:1365 ه. ق، ج 2، ص 194.

2. سوره بقره، آیه 3 و 83.

پیامدهای دنیایی و اخلاقی بدقولی در پس دادن قرض
بدقولی و تأخیر در پرداخت بدهی اعتماد و اعتبار فرد را نابود کرده و در نظام عادلانه عالم زیان آن به خودِ او بازمی‌گردد.

پرسش:

برخی در پس‌دادن پول مردم بدقولی می‌کنند و خیلی دیر پول مردم را پس می‌دهند و اذیت می‌کنند؛ این کار چه پیامدهای اخلاقی در دنیا دارد؟

متأسفانه در فضای عمومی جامعه موارد زیادی مشاهده می‌شود که افراد به وعده‌های خود در زمینه‌های مختلف از جمله وعده‌های اقتصادی خود عمل نمی‌کنند؛ ازاین‌رو به‌راحتی اقساط وام‌های خود را پرداخت نمی‌کنند یا در پرداخت چک‌های خود تعلل می‌ورزند یا امروز و فردا می‌کنند تا بدهی خود را بدهند؛ حتی با مال مردم کار و درآمدزایی می‌کنند تا بعد از مدتی آن را به صاحبش برگردانند. بدقولی‌ها یا وفانکردن به عهدها در فرهنگ دینی به‌شدت نکوهش شده است و این نوع رفتارها نه‌تنها در آخرت که در زندگی دنیایی انسان آثار فراوانی دارد. در این نوشتار برخی از مهم‌ترین آثار دنیایی تعلل‌ورزیدن در بازپرداخت بدهی بیان می‌شود.

اثر اول: جنگ با خدا و عقوبت‌های الهی

در فرهنگ دینی، افزون بر اینکه اذیت و آزار دیگران گناه بزرگی دانسته شده است، برای آن هشدارهای سختی بیان شده است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «خداوند عزّوجلّ فرموده است هر که بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ مى‏دهد» (1). شخصی که بدهی خود را نمی‌دهد، بی‌شک موجب آزار و اذیت طلبکار می‌شود؛ از‌این‌رو باید منتظر آثار شومی که برای اذیت دیگران و آه‌و‌ناله بیان شده است، در زندگی شخصی خود باشد. کمترین دلیل اینکه بدقولی نوعی اذیت دیگران است، ناراحت‌;VNK طلبکار است که این ناراحتی نوعی اذیت اوست. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «هر که مؤمنى را اندوهناک کند و سپس دنیا را به او بدهد، گناهش بخشوده نمى‏شود و در برابر آن پاداشى نمى‏بیند» (2). پرواضح است زندگی کسی که با خدا به جنگ افتاده باشد، به چه سرانجام شومی منتهی خواهد شد؛ مگر اینکه توبه و استغفار کند و طلبکار را راضی نماید.

اثر دوم: گناه بدعهدی و تسلط دشمن

نپرداختن بدهی دیگران یکی از انواع بدقولی و بدعهدی است که در منابع دینی آثار زیاد و سختی برای آن بیان شده است؛ آثاری که گاه در دنیا خودش را نشان می‌دهد؛ مانند این روایت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله که فرمودند: «هرگاه عهدشکنى ‏کنند، خداوند دشمنشان را بر آنان مسلّط گرداند» (3). درمجموع کسی که به بدقولی عادت کرده است، از زمره دینداران کامل خارج دانسته شده است؛ همان‌طور که در روایت آمده است: «کسى که به عهد و پیمان خود وفا نمی‌کند، دین ندارد» (4).

تذکر: وقتی انسان یکی ـ دو مرتبه کاری را انجام دهد یا هر‌از‌گاهی آن را انجام دهد، نمی‌توان گفت اهل آن کار است؛ بنابراین به کسی می‌توان گفت بدقول و بدعهد که این رویه، عادت او شده باشد و چنین افرادی از زمره دینداران کامل خارج دانسته شده‌اند؛ وگرنه کسی که از بین ده‌ها قولی که عمل می‌کند، یکی ـ دو مرتبه بدقولی کند یا هرازگاهی بدقولی می‌نماید، نمی‌توان بدقول و خارج از زمرۀ دینداران دانست.

اثر سوم: ذلت و خواری

اهل‌بیت علیهم السلام هشدار داده‌اند اگر کسی طلبکار خود را اذیت کند و طلب او را ندهد، به ذلت و خواری در دنیا و آخرت مبتلا گردد؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «هر کس با سه کس ستیزه کند، خوار گردد: پدر و سلطان[عادل] و طلبکار» (5). همین ذلت و خواری برای او بس که افراد بدقول اعتبار خود را در بین مردم از دست می‌دهند و اطرافیان دیگر روی حرف و قول آنها حساب نمی‌کنند؛ در‌حالی‌که به اقرار همگان، اعتبار انسان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های او و مهم‌تر و مفیدتر از پول و سرمایۀ اوست.

اثر چهارم: ضرر و زیان

نظام عالم بسیار هوشمند، حساب‌شده و دقیق تعریف شده است و قواعد منظم و دقیقی بر آن حاکم است. از جمله در روایات نقل شده است: «هرگونه با مردم رفتار کنید، با شما همان‌طور رفتار می‌شود» (6). درنتیجه کسی که با بدقولی و نپرداختن بدهی خود، سبب آزار و اذیت و ضرر و زیان دیگران می‌شود، به‌یقین دیر یا زود همین اتفاق برای خودش می‌افتد و در ماجرایی دیگر عقوبت این کار خود را پس خواهد داد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وعده داده‌اند چنین افرادی درنهایت ضرر می‌کنند: «بدهکاران سه دسته هستند: کسى که هرگاه طلبکار باشد، مهلت مى‏دهد و چون بدهکار باشد [به‌موقع‏] مى‏پردازد و تعلّل نمى‏ورزد؛ چنین کسى سود مى‏برد و زیان نمى‏کند. و کسى که اگر طلبکار باشد، به‌موقع مى‏گیرد و اگر بدهکار باشد، نیز به‌موقع مى‏پردازد؛ چنین کسى نه سودى مى‏برد و نه زیانى مى‏کند. و کسى که اگر طلبکار باشد، به‌موقع پس مى‏گیرد و اگر بدهکار باشد، در پرداخت آن تأخیر و تعلّل مى‏ورزد؛ چنین کسى زیان مى‏کند و سودى نمی‌برد» (7).

نتیجه:

بدقولی و تعلل در بازپرداخت دیون و بدهی‌های اقتصادی که متأسفانه در جامعه رواج دارد و موجب آزار طلبکاران می‌شود، در فرهنگ دینی عملی نکوهیده و دارای پیامدهای سوء دنیوی است. این رفتار از‌آنجاکه موجب اذیت دیگران است، نوعی «جنگ با خدا» است؛ زیرا بر اساس وعده الهی، اذیت و آزار مؤمن (طلبکار) نوعی جنگ با خدا دانسته شده است که عقوبت‌های سختی به دنبال دارد. در روایات نیز بیان شده است که بدعهدی در پرداخت، زمینه‌ساز تسلط دشمن است و فرد عادت‌کننده به بدقولی از زمرۀ دینداران کامل خارج دانسته شده است. از دیگر پیامدهای دنیوی این رفتار، مبتلاشدن به «ذلت و خواری» است که خداوند برای او رقم می‌زند؛ همچنین این رفتار، اعتبار و اعتماد فرد در میان مردم از بین‌می‌رود که زیانی جبران‌ناپذیر است. درنهایت فرد بدقول به «ضرر و زیان» مبتلا خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «قالَ اللَّهُ عزّ وجلّ: لِیأذَنْ بِحَربٍ منّی مَن آذى‏ عَبدیَ المؤمنَ» (محمد بن حسن حر عاملى؛ وسائل الشیعه؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، 1409 ق، ج ۱۲، ص ۲۶۴).

2. «مَن أحْزَن مُؤمناً ثمّ أعطاهُ الدُّنیا لم یَکُنْ ذلکَ کَفّارتَه، ولم یُؤْجَرْ عَلَیهِ» (محمد بن محمد شعیری؛ جامع الاخبار؛ نجف: مطبعه حیدریه، [بی‌تا]، ص ۱۴۸).

3. «إذا نَقَضوا العَهدَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیهِم عَدُوَّهُم» (محمد بن حسن حر عاملی؛ وسائل الشیعه؛ ج ۱۶، ص ۲۷۳).

4. «لا دِینَ لِمَن لا عَهدَ لَهُ» (محمد بن محمد شعیری؛ جامع الأخبار؛ ص ۷۴).

5. «ثَلاَثَهٌ مَنْ عَازَّهُمْ ذَلَّ اَلْوَالِدُ وَ اَلسُّلْطَانُ وَ اَلْغَرِیمُ‌» (محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری؛ قم: جامعه مدرسین حوزه، 1362 ش، ج ۱، ص ۱۹۵).

6. «کَمَا تَدِینُ تُدَانُ‌» محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ ص 318).

7. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ ص 90.

رابطه مدارا و نتیجه
مدارا همیشه نتیجه فوری ندارد، اما در کاهش تنش، حفظ ارتباطات، رشد صبر و افزایش برکات پنهان مانند رزق و ایمان مؤثر است؛

پرسش:

من با دیگران مدارا می‌کنم، ولی نتیجه‌ای ندارد که هیچ، حمل بر ضعف و ترس من می‌شود! به نظرتان چه کنم؟ (رابطه مدارا و نتیجه)

پاسخ:

برخی بعد از اینکه چند صباحی با دیگران مدارا می‌کنند و مشکلات و کدورت‌ها برطرف نمی‌شود و رابطه‌ها اصلاح نمی‌شود، دچار یأس می‌شوند و کم‌کم به این نتیجه می‌رسند که مدارا کردن فایده ندارد و باید تغییر روش دهند. توجه به چند نکته مهم و اساسی به این عزیزان سفارش می‌شود.

نکته اول: زمان‌بر بودن نتیجه‌بخشی

برطرف کردن ناراحتی‌ها و کدورت‌ها و تغییر ذهنیت‌ها و عادت‌ها، معمولاً نیاز به زمان طولانی دارد. نباید انتظار داشت با چند بار رفتار نرم و ملایم نشان دادن، طرف مقابل هم بلافاصله تغییر سبک و رفتار دهد. هرچه ناراحتی‌ها و کدورت‌ها شدیدتر و طولانی‌تر باشد، زمان لازم برای اصلاح آنها هم طولانی‌تر خواهد بود؛ حتی گاهی چندین ماه صبوری لازم است. به هر حال، آنچنان که اهل‌بیت علیهم‌السلام بشارت داده‌اند، در نهایت رفق و مدارا انسان را به نتیجه دلخواه خواهد رساند. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر که در کارهاى خود ملایمت داشته باشد، به آنچه از مردم می‌خواهد دست یابد.»(1)

نکته دوم: لزوم تصحیح نگاه نسبت به نتیجه

گاهی رفتارهای خوب و مدارا کردن‌ها نتایج خوبی داشته، اما دیده نمی‌شوند؛ چرا که نوع نگاه به نتایج، ناقص و اشتباه است؛ مثلاً نتیجه مطلوب را فقط در جلب محبت اطرافیان و رفع کدورت‌ها و ناراحتی‌ها و تبدیل شدن آنها به دوستی و صمیمیت می‌داند. اگر انواع نتایج فردی، اجتماعی، دنیایی و آخرتی مدارا را به خوبی بشناسیم، آن‌گاه خواهیم دید که مداراها نتایج متعددی داده است؛ اما نه آن نتیجه‌ای که ما در نظر داشته‌ایم، بلکه نتایج بالاتر و مهم‌تری که در ادامه توضیح داده می‌شود.

نکته سوم: بیشتر نشدن تنش‌ها

همین که مدارا کردن باعث شود تنش‌ها و برخوردها تشدید نشود، نتیجه کمی نیست. همین که خود و خانواده از دشمنی‌ها، آسیب‌ها و انواع فشارها و تنش‌ها حفظ شده‌اند، نتیجه خیلی مهمی است؛ چرا که معمولاً ترک مدارا، بالاگرفتن تنش‌ها و ناراحتی‌ها را به دنبال دارد. چنانچه امام صادق علیه‌السلام درباره آیه: «و با مردم نیک سخن گویید» فرمود: «مقصود، همه مردمان اعم از مؤمن و مخالفان است؛ اما با مؤمنان، باید گشاده‌رو بود و اما با مخالفان باید به نرمى و مدارا سخن گفت، تا به سوى ایمان کشیده شوند و کمترین ثمرش این است که خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون می‌دارد.»(2)

نکته چهارم: تقویت روحیه رفق و مدارا و صبر

اگر مدارا کردن باعث شود صبر، حلم و نرم‌خویی در انسان تقویت شود و شاکله و شخصیت انسان یک گام به سمت کمال و تهذیب حرکت کرده باشد، ثمره بسیار بزرگی به دنبال داشته است؛ چرا که انسان تا «ابد» مهمان این خصلت خوب خود خواهد بود و همین بالارفتن ظرفیت و تحمل انسان، در بسیاری از زمینه‌ها و تعاملات دیگر نتایج مثبت خود را نشان خواهد داد.

نکته پنجم: امکان ادامه دادن ارتباط‌ها

همین که مدارا و نرمش نشان دادن، باعث شود ارتباطات ادامه پیدا نماید، خود نوعی نتیجه است؛ هر چند این ارتباطات خیلی صمیمانه نباشد. فراموش نکنیم که همین ارتباطات هم تأثیرات مثبتی در رفع خستگی‌ها و فشارهای روحی و درآمدن انسان از تنهایی و... به خصوص برای دیگر اعضای خانواده، به دنبال دارد. چنانچه از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده که فرمودند: «در ارتباط با دیگران باقی بمان تا دیگران هم در ارتباط با تو باقی بمانند.»(3)

نکته ششم: ضرورت توجه به نتایج پنهان

در منابع دینی رفق و مدارا نتایج متعدد و متنوعی دارد که بسیاری از آن‌ها از دید ما پنهان است؛ مثلاً رفق و مدارا نوعی صدقه معرفی شده که باعث دور شدن بلاها می‌شود؛ اما معمولاً به آن توجه نمی‌شود. چه بلاهایی از سر انسان به دلیل نرم‌خویی و مدارای او دور شده که متوجه نشده است. همچنین در منابع دینی، مدارا به عنوان عاملی برای حفظ و حراست و زیاد شدن ایمان، افزایش و برکت رزق، محبوب شدن در نظر دیگران، افزایش عزت و کرامت او و... معرفی شده است.(4) پس با این وجود چه بسا رفق و مدارا کردن انسان، در گوشه‌گوشه زندگی او اثرات متعددی گذاشته و می‌گذارد؛ اما او متوجه نبوده و نیست. چه بسا باید در زوایای دیگر زندگی و در ارتباطات با دیگران، دنبال آثار مدارا گشت.

نکته هفتم: لزوم توجه به ثواب‌ها و پاداش‌های الهی

مهم‌تر از آنچه گذشت، ثواب و درجاتی است که خداوند متعال به افراد نرم‌خو و اهل مدارا عنایت می‌کند که تا خدا خدایی می‌کند، این پاداش‌ها هستند و اهل مدارا از آنها بهره و لذت می‌برند. پس دنیا برای قضاوت کردن در مورد این‌که خوبی‌ها و مداراهای انسان چه نتیجه‌ای دارد، مناسب نیست. قضاوت در مورد موفقیت و خوشبختی و نتیجه‌بخش بودن خصلت‌ها و رفتارها در دنیا، ناقص و عجولانه است؛ بلکه باید دید در زندگی ابدی انسان چه نتیجه‌ای به دنبال داشته است. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «هر که بهره‌اى از نرم‌خویى برده باشد، بهره او از خیر دنیا و آخرت به او عطا شده است.»(5)

در این روایت بشارت بزرگی نهفته است؛ از این روایت شریف به دست می‌آید که روحیه نرم‌خویی و مدارا، کلید رسیدن به بهره انسان از دنیا و آخرت می‌باشد؛ هرچند نتایج ملموس و مورد نظر ما را در پی نداشته باشد.

نکته هشتم: مأموریت

ما در زندگی دنیا معمولاً مأمور به انجام وظیفه هستیم، نه رسیدن به نتیجه. رسیدن به نتیجه در بسیاری از موارد در محدوده وظیفه ما نیست؛ یعنی بعد از این‌که با تفکر و مشورت در مورد مسئله‌ای، انجام آن را وظیفه تشخیص دادیم، دیگر نباید به نتیجه‌بخش بودن آن فکر کنیم. آنچه مهم است این است که ما به وظیفه خود عمل کرده‌ایم و بندگی خود را نسبت به خداوند متعال نشان داده‌ایم و همین بزرگ‌ترین نتیجه و تحصیل این خصلت، به نوعی رسیدن به هدف نهایی زندگی است.

نکته نهم: لزوم مدارا ولو بی‌نتیجه

گاهی حتی اگر نتیجه هم نداشته باشد، برای رسیدن به اهدافی مهم‌تر یا حفظ امور مهم‌تر، چاره‌ای غیر از مدارا نیست؛ به‌خصوص در تعامل با افرادی که به گردن انسان حق دارند یا کسانی که انسان مجبور است با آن‌ها زندگی کند و ارتباط داشته باشد، مانند پدر و مادر، همسر، استاد و معلم و... . وقتی انسان وظیفه دارد حق این‌گونه افراد را رعایت کنید و اسباب اذیت و ناراحتی و دلخوری آنها را فراهم نکند؛ پس باید با کج‌خلقی‌ها و بدرفتاری‌های آنها مدارا نماید، حتی اگر تأثیری در تغییر رویه آنها نداشته باشد. چنانچه از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده که فرمودند: «حکیم و فرزانه نیست آن که مدارا نکند با کسى که چاره‌اى جز مدارا کردن با او نیست.»(6)

نکته دهم: لزوم تغییر روش‌ها

مدارا با اقدام منافات ندارد؛ مدارا به معنی بی‌عملی و ترک هرگونه تدبیر و ترفند اصلاحی نیست. می‌توان در عین مدارا، روش‌هایی را برای اصلاح طرف مقابل استفاده کرد یا تغییراتی در ترفندها و اقدام‌ها داشت تا به نتیجه بهتر و بیشتری رسید؛ ولی در انجام روش‌های جدید نباید از دایره رفق و مدارا خارج شد.

نکته یازدهم: توجه نکردن به قضاوت دیگران

انسان باید با توسعه دادن شخصیت و قوی کردن روحیه خود و با رسیدن به مرحله غنای نفس، به مرحله‌ای برسد که قضاوت و تعریف و تمجید دیگران یا تحقیر و سرزنش آنها در او اثرگذار نباشد. وقتی کاری را درست و وظیفه دانست، با وجود برخوردهای نامناسب دیگران، آن را ادامه دهد. وقتی تشخیص داد که وظیفه او مدارا و نرمی نشان دادن در تعاملات است، باید به وظیفه خود عمل کند؛ هرچند آن‌ها حمل بر ترس یا ضعف نفس کنند. در نهایت و در درازمدت خیلی از حقایق نمایان خواهد شد. عزت و ذلت در دستان خداست، نه نوع نگاه و قضاوت دیگران.

نکته دوازدهم: لزوم رعایت حد و حدود مدارا

در آخر ذکر این نکته لازم است که با وجود همه آنچه گفته شد، در فرهنگ دین هر چیزی حد و حدود دارد و کمتر موردی را می‌توان یافت که بی‌حد و حصر مطلوب باشد؛ مدارا هم حد و اندازه دارد. به این معنی که بنا نیست در برخی موارد تا ابد مدارا کرد؛ بلکه در برابر برخی یا در برخی مواقع باید مدارا را کنار گذاشت و برخورد محکم و سخت از خود نشان داد. البته تشخیص این موارد نادر بسیار سخت است و نیاز به مطالعه و مشورت دارد. چنانچه حضرت على علیه‌السلام می‌فرمایند: «کسى که حُسن مدارا اصلاحش نکند، مکافات بد او را درست گرداند.»(7)

نتیجهگیری

برای قضاوت و تصمیم‌گیری در مورد نتیجه‌بخش بودن مدارا، توجه به نکات زیر بسیار ضروری است:

  • زمان‌بر بودن رسیدن به نتایج مدارا: تغییر رفتار دیگران نیاز به صبر و زمان دارد.
  • لزوم تصحیح نگاه به نتیجه: نتایج مدارا گاهی غیرمستقیم و پنهان است.
  • جلوگیری از تشدید تنش‌ها، تقویت روحیه صبر و نرم‌خویی و یا امکان تداوم ارتباطات، هریک به نوعی نتیجه به حساب می‌آیند.
  • لزوم توجه به نتایج پنهان مدارا، مانند دفع بلاها و افزایش برکت.
  • پاداش‌های الهی برای مدارا، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نتایج مدارا می‌تواند باشد.
  • ما مأمور به انجام وظیفه هستیم، نه نتیجه: بندگی و انجام وظیفه مهم‌تر از نتیجه‌گیری فوری است.
  • گاهی مدارا حتی با وجود نداشتن نتیجه ضروری است، به‌خصوص در روابط ضروری؛ مثل والدین و همسر.
  • گاهی بدون ترک مدارا، نیاز به تغییر روش‌ها است.
  • ضرورت بی‌توجهی به قضاوت دیگران و پای‌بندی به اصول، نه نظرات مردم.
  • لزوم رعایت حدومرز مدارا و امکان رها کردن مدارا در موارد نادر.

پی‌نوشت‌ها

1 . «مَن کانَ رفیقا فی أمرِهِ نالَ ما یُریدُ مِنَ الناسِ»: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏2، ص120.

2. فی قولِهِ تَعالى :«وَ قولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا»: «أی للنّاسِ کُلِّهِم مُؤمِنِهِم و مُخالِفِهِم ، أمَّا المُؤمِنونَ فَیَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ، و أمَّا المُخالِفونَ فَیُکَلِّمُهُم بالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم إلى الإیمانِ، فإنَّهُ بِأیسَرَ مِن ذلِکَ یَکُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ، و عَن إخوانِهِ المُؤمِنِینَ»: التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه‌السلام، تحقیق: مدرسه امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، قم، مدرسه امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، اول، 1409ق، ص354.

3. «أَبْقِ یُبْقَ عَلَیْکَ»: تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، دوم، 1420ق، ص132.

4. به سوال «نتایج و فواید مدارا» در همین مجموعه مراجعه شود.

5. «مَن اُعطِیَ حَظَّهُ مِن الرِّفقِ، اُعطِیَ حَظَّهُ مِن خَیرِ الدُّنیا و الآخِرَةِ»: ابن أبی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، شرح نهج‌البلاغه لابن أبی‌الحدید، قم، چاپ: اول، 1404ق، ج‏6، ص339.

6. «لَیسَ الحَکیمُ مَن لَم یُدارِ مَن لا یَجِدُ بُدّاً مِن مُداراتِهِ»: حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، دوم، 1404ق، ص218.

7. «مَن لَم یُصلِحْهُ حُسنُ المُداراةِ أصلَحَهُ سُوءُ المُکافاةِ»: لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، تحقیق: حسین حسنی بیرجندی، قم، دارالحدیث، اول، 1376ش، ص444.

آثار مدارا
مدارا کلید آرامش، موفقیت، محبوبیت، و نجات است. هرچه انسان در رفتار خود با مردم نرم‌تر و صبورتر باشد، خیر دنیا و ثواب آخرت بیشتری نصیبش خواهد شد.

پرسش:

برادرم با همسرش مشکل دارد می‌گویم مدارا کن! می‌گوید چه فایده‌ای دارد؟

پاسخ:

انسان فطرتاً منفعت‌طلب است و دنبال انجام کارهایی است که برای او فایده بیشتری دارد. فهم آثار و نتایج مثبت هر چیزی، باعث می‌شود شوق و انگیزه در او، برای تحصیل آن ایجاد گردد و برای به دست آوردن آن تلاش نماید.

موضوع مدارا هم از این قاعده مستثنی نیست؛ ازاین‌رو در ادامه به بیان آثار و برکات مدارا کردن می‌پردازیم تا زمینه برای روی آوردن به این فضیلت انسانی فراهم گردد.

در منابع دینی نتایج متعدد و متنوعی برای مدارا بیان گردیده است که به دو دستة نتایج دنیوی و پاداش‌های اخروی تقسیم می‌گردد.

آثار دنیوی مدارا

1. موفقیت در امور

یکی از برکات مدارا کردن با دیگران در زندگی این است که انسان می‌تواند در امور مختلف مسیرش را ادامه داده و در نهایت به موفقیت دست یابد؛ اما اگر بنا باشد در صورت بروز مشکلات و موانع، با مدارا نکردن و تحمل ننمودن مشکلات، ارتباط با دیگران و تلاشش را قطع نماید، در هیچ کاری موفق نخواهد بود و اگر این روحیه در او نهادینه شده باشد، هیچ کاری را به سرانجام نخواهد رساند. ازاین‌رو پیامبر خدا صلى­الله­علیه­وآله فرمودند: «سه چیز است که هر کس نداشته باشد هیچ عملى از او به اتمام نمی‌رسد: پاکدامنى و ورعى که او را از نافرمانى خدا بازدارد و خویى که به سبب آن با مردم مدارا کند و بردبارى و حلمى که به وسیله آن رفتار جاهلانه نادان را دفع کند.»(1)

2. ایمنی از دشمنی‌ها و تحریک نشدن عداوت‌ها

یکی از برکات مدارا کردن این است که باعث می‌شود اختلاف‌ها و دشمنی‌ها ظهور و بروز پیدا نکند و تحریک و تشدید نشود، بلکه زمینه برای زدودن آنها فراهم شود. چنانچه از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:

 «دَارِ النّاسَ تَأمَنْ غوائلَهُم و تَسلَمْ مِن مَکائدِهِم؛(2) با مردم مدارا کن، تا از گزندهایشان ایمن شوى و از نیرنگهایشان سالم مانى

سعدی هم چنین می‌گوید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است *** با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»

همچنین مدارا با مردم باعث می‌شود دشمنی و شر آنها دفع گردد. ازاین‌رو، امام صادق علیه‌السلام، درباره آیه: «و با مردم نیک سخن گویید»، فرمودند: «مقصود، همه مردمان اعم از مؤمن و مخالفان است. اما با مؤمنان، باید گشاده‌رو بود و اما با مخالفان باید به نرمى و مدارا سخن گفت، تا به سوى ایمان کشیده شوند و کمترین ثمرش این است که خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون می‌دارد.»(3)

3. جذب و اصلاح دیگران

نرمی و مدارا باعث جذب شدن دیگران و پیوند خوردن دل‌ها می‌شود و زمینه‌ساز تحول و اصلاح ایشان می‌گردد. حتی اگر شخص مقابل فرعون باشد، باز احتمال اینکه با لطافت و نرمیِ در برخورد، بتوان او را جذب و اصلاح کرد، وجود دارد. ازاین‌رو، خداوند متعال به حضرت موسی و هارون، موقعی که می‌خواستند به دربار فرعون بروند و با او صحبت کنند، توصیه فرمود:

 «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى؛(4) پس به‌نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد

حضرت علی علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند:

 «اصلاح و به آشتى کشاندن دشمنان با زبان خوش و رفتار نیک، آسان‌تر است از رویارویى با آنها و چیرگى بر ایشان از طریق پیکار سخت.»(5)

حضرت در زمینه اخلاق همسرداری نیز می‌فرمایند:

 «فَدَارُوهُنَّ عَلَى کُلِّ حَالٍ‏ وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ یُحْسِنَّ الْفِعَالَ؛(6) با همسران ناسازگار خود مدارا کنید و با آنان به نیکی سخن بگویید امید است رفتارشان درست شود

4. مدارا، نوعی صدقه

در فرهنگ دینی مدارا با دیگران را نوعی صدقه می‌دانند؛ صدقه‌ای که ده‌ها نتیجه و اثر دارد؛ ازجمله این که باعث دفع بلاها، مشکلات و بیماری‌ها شده و موجب جلب سلامتی می‌گردد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «مدارا کردن با دشمنان خدا از بهترینِ صدقه‌هایى است که انسان براى خود و برادرانش مى دهد.»(7)

5. تداوم دوستی‌ها

برخورد شدید و سختی‌وتندی نشان دادن، مخالف دوستی و مهر و محبت است؛ در نقطة مقابل، نرمی و ملاطفت و مدارا، زمینه‌ساز دوستی، باعث ایجاد و تثبیت محبت و ادامه پیداکردن آن می‌باشد و در نهایت باعث هم‌افزایی و جلب برادری و کمک دیگران می‌گردد. امیرمؤمنان علیه‌السلام مى فرماید: «دَارِ النَّاسَ تَسْتَمْتِعْ بِإِخَائِهِمْ؛(8) با مردم مدارا کن تا از برادری ایشان بهرمند گردی

6. خیر دنیا و آخرت

در نهایت اهل بیت علیهم‌السلام که عالمان به حقائق امور و قواعد دنیا و آخرت می‌باشند، مژده داده‌اند که داشتن روحیة مدارا باعث می‌گردد شخص به خیر دنیا و آخرت برسد. حضرت رسول اکرم صلی­الله­علیه­و­آله مى‌فرمایند:

 «هر کس نصیبى از مدارا داشته باشد، سهمى از خیر دنیا و آخرت را می‌برد و هر کس از سهم مدارا محروم باشد، از سهم (خیر) دنیا و آخرت نیز محروم است.»(9)

7. عزت و سربلندی

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «گروهى از قریش با مردم کمتر راه مدارا پیش گرفتند و ازاین‌رو از قریش [که قومی عزتمند و با آبرو بودند] رانده شدند، حال آن که به خدا سوگند، از نظر نژاد مشکلى نداشتند؛ اما گروهى از غیر قریش با مردم، نیکو مدارا کردند و در نتیجه به خاندان بلندپایه پیوستند.»(10)

 از این حدیث شریف نتیجه می‌گیریم که یکی از برکات مدارا، رسیدن به عزت و مرتبه بالای اجتماعی می‌باشد. چراکه انسان‌های لطیف و نرم‌خو و صبور، محبوب همه می‌باشند؛ اما در نقطة مقابل، همه فطرتاً از خشونت و سختی و تندی گریزان می‌باشند.

8. دیگر برکات دنیایی مدارا

علاوه بر آنچه گفته شد در قرآن و روایات نتایج دنیایی متعدد دیگری برای نرمی و مدارا داشتن شمرده شده است که به دلیل رعایت ظرفیت نوشتار، فقط به ذکر عناوین آنها بسنده می‌نماییم و از ذکر توضیحات و آیات و روایات مربوط به آن خودداری می‌کنیم:

  1. دستیابی به صلاح و مصلحت و راه درست
  2. جلب محبت و عطاى الهى
  3. حفظ کرامت انسان
  4. محبوبیت نزد اولیای خدا
  5. تحصیل عاقبت خوش
  6. خلاصی از رنجها و نگرانی ها
  7. پوشیده ماندن عیوب انسان
  8. زیبایی و زینت شخصیت
  9. مدارا کردن خداوند با اهل مدارا

آثار آخرتی مدارا

مدارا و نرمی، همچنین باعث می‌شود انسان در آخرت هم به نتایج و مقامات زیادی دست پیدا کند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

1. ایمن شدن از عذاب دوزخ

رسول خدا صلى­الله­علیه­و­آله فرمودند:

 «حرّم على النّار کلّ‏ هیّن‏ لیّن‏ سهل‏ قریب‏ من النّاس‏؛(11) هر که نرم و ملایم و آسانگیر و نزدیک به مردم باشد بر آتش حرام است

2. رسیدن به درجات والای صبر و رضا

معمولاً مدارا کردن با مردم، همراه با صبوری و حلم و بردباری می‌باشد و گویا این فضیلت‌ها دست در دست هم دارند و در بسیاری موارد همنشین هم هستند. ازاین‌رو، همه برکات و خیراتی که برای صبر و حلم و رفق و... در روایات بیان شده است برای مدارا کردن هم قابل ذکر می‌باشد. امام باقر علیه‌السلام فرمودند:

 «من در برابر کارهایى [و اذیتهایی] از این غلام خود و خانوده‌ام صبر می‌کنم که از حنظل تلخ‌تر است؛ زیرا هر که صبر پیشه کند به واسطه صبر خود به مقام روزه‌گیرِ شب زنده‌دار و مرتبة شهیدى که در رکاب محمد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله شمشیر زده باشد، دست مى یابد.»(12)

نتیجهگیری:

مدارا و نرمی در زندگی باعث می‌شود نتایج پرشمار و متنوعی در دنیا و آخرت برای انسان به دست آید. انسان در زندگی موفق‌تر گردد. دشمنها و دشمنی‌ها تحریک نشوند. دین و ایمان انسان حفظ گردد و کارهای انسان آسان و روان پیش برود و دوستی‌ها و محبت‌ها جلب و ادامه پیدا کند. خیر دنیا و آخرت شامل انسان گردد؛ همچنین با مدارا انسان در آخرت به ثواب روزه‌داران و شب‌زنده‌داران و شهدا می‌رسد و از عذاب الهی در امان می‌باشد. اینها تنها بخشی از نتایج مدارا و صبوری بود که در اینجا ذکر شد.

برای مطالعه بیشتر

1. اسلام و گونة همزیستی با ناهم‌کیشان نوشته حسین سیاح.

2. بررسی ابعاد مختلف مسئلة مدارا در متون دینی نوشته محمدعلی پیلتن.

3. تساهل و مدارا در قرآن نوشته حسین فرزانه‌پور و محمد بخشایی‌زاده.

پی‌نوشت‌ها

1. «ثَلاثٌ مَن لَم یَکُن فِیه لِمَ یَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ یَحجُزُهُ عَن مَعاصِی اللّه، و خُلُقٌ یُدارِی بِهِ النّاسَ، و حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلدی، تهران، اسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص116.

2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلدی، تهران، اسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص818.

3. عن الصادق علیه‌السلام فی قولِهِ تَعالى: «وَ قولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا»: «أی للنّاسِ کُلِّهِم مُؤمِنِهِم و مُخالِفِهِم ، أمَّا المُؤمِنونَ فَیَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ، و أمَّا المُخالِفونَ فَیُکَلِّمُهُم بالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم إلى الإیمانِ، فإنَّهُ بِأیسَرَ مِن ذلِکَ یَکُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ، و عَن إخوانِهِ المُؤمِنِینَ»؛ بَحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق: موسسه بعثت، 5جلدی، قم، موسسه بعثت، چاپ اول، 1374ش، ج‏1، ص266.

4. سوره طه، آیه 44 .

5. «الاستِصلاحُ لِلأعداءِ بِحُسنِ المَقالِ و جَمیلِ الأفعالِ، أهوَنُ مِن مُلاقاتِهِم و مُغالَبَتِهِم بِمضیضِ القِتالِ»؛ ليثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، محقق / مصحح: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، سال چاپ: 1376 ش‏، ص57.

6.شیخ صدوق، محمد بن على‏ ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، چاپ دوم، 1413ق، ج‏3، ص554.

7. «إنَّ مُداراة أعداءِ اللّه ِ مِن أفضَلِ صَدَقَةِ المَرءِ عَلى نَفسِهِ و إخوانِهِ»؛ التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه‌السلام، تحقیق: مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، قم، مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، چاپ اول، 1409ق، ص354.

8. التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه‌السلام، تحقیق: مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، قم، مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، چاپ اول، 1409ق، ص818.

9. «منْ اعْطِىَ حَظَّهُ مِنَ الرِّفْقِ اعْطِىَ حَظَّهُ مِنْ خَیرِالدُّنْیا وَالْاخِرَةِ وَ مَنْ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الرِّفْقِ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الدُّنْیا وَالْاخِرَةِ»؛ پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، تهران، دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش، ص738.

10. «إنَّ قَوماً مِن قُرَیشٍ قَلَّتْ مُداراتُهُم لِلنّاسِ فَنُفُوا مِن قُرَیشٍ، و ایْمُ اللّهِ ما کانَ بِأحسابِهِم بَأسٌ. و إنَّ قَوما مِن غَیرِهِم حَسُنَت مُداراتُهُم فَاُلحِقوا بِالبَیتِ الرَّفیعِ. قال: ثُمَّ قالَ: مَن کَفَّ یَدَهُ عَنِ النّاسِ فَإنّما یَکُفُّ عَنهُم یَدا واحِدَةً، و یَکُفُّونَ عَنه أیادِیَ کَثِیرَةً»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، چاپ اول، 1362ش، ج‏1، ص17.

11. پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، تهران، دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش، ص441.

12. «إنّی لأَصبِرُ مِن غُلامی هذا و مِن أهلی، عَلى ما هُوَ أمَرُّ مِنَ الحَنظَلِ، إنَّهُ مَن صَبَرَ نالَ بِصَبرِهِ دَرَجَةَ الصّائمِ القائمِ، و دَرَجَةَ الشَّهیدِ الّذی قَد ضَرَبَ بِسَیفِهِ قُدّامَ مُحمّدٍ صلى الله علیه و آله»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دارالرضی، چاپ اول، 1406ق، ص198.

آثار و فواید مدارا
مدارا و نرمی در زندگی باعث می‌شود نتایج پرشمار و متنوعی در دنیا و آخرت برای انسان مثل: موفقیت در زندگی، رفع دشمنی، حفظ دین و ایمان و دوستی و محبت‌ می شود.

پرسش:

برادرم با همسرش مشکل دارد می‌گویم مدارا کن! می‌گوید چه فایده‌ای دارد؟(آثار و فواید)

پاسخ:

انسان فطرتاً منفعت‌طلب است و دنبال انجام کارهای است که برای او فایده بیشتری دارد. فهم آثار و نتایج مثبت هرچیزی باعث می‌شود در او شوق و انگیزه برای تحصیل آن ایجاد گردد و برای به دست آوردن آن تلاش نماید.

موضوع مدارا هم از این قاعده مستثنی نیست؛ ازاین‌رو در ادامه به بیان آثار و برکات مدارا کردن می‌پردازیم تا زمینه برای روی آوردن به این فضیلت انسانی فراهم گردد.

در منابع دینی نتایج متعدد و متنوعی برای وفق و مدارا بیان گردیده است که به دو دسته، یعنی نتایج دنیوی و پاداش‌های اخروی، تقسیم می‌گردد.

آثار دنیوی مدارا

1. موفقیت در امور

یکی از برکات مدارا کردن با دیگران در زندگی این است که انسان می‌تواند در امور مختلف ادامه مسیر داده و در نهایت به موفقیت دست یابد و الا اگر بنا باشد با ایجاد مشکلات و موانع با مدارا نکردن و تحمل نکردن مشکلات، ارتباط با دیگران و تلاشش را قطع نماید، در هیچ کاری موفق نخواهد بود و اگر این روحیه در او نهادینه شده باشد، هیچ کاری را به سرانجام نخواهد رساند. ازاین‌رو پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «سه چیز است که هر کس نداشته باشد هیچ عملی از او به اتمام نمی‌رسد: پاکدامنی و ورعی که او را از نافرمانی خدا بازدارد و خویی که به سبب آن با مردم مدارا کند و بردباری و حلمی که به وسیله آن، رفتار جاهلانه‌ی نادان را دفع کند.»(1)

2. ایمنی از دشمنی‌ها و تحریک نشدن عداوت‌ها

یکی از برکات مدارا کردن این است که باعث می‌شود اختلاف‌ها و دشمنی‌ها، ظهور و بروز پیدا نکند و تحریک و تشدید نشود و زمینه برای زدودن آنها فراهم شود. چنان‌که از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:

 «نرمش و مدارا، تیزی مخالفت را کُند می کند»؛(2) «با مردم مدارا کن، تا از گزندهایشان ایمن شوی و از نیرنگهایشان سالم مانی».(3)

 سعدی هم می‌گوید:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است ***‌ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

همچنین مدارا با مردم باعث می‌شود دشمنی و شر آنها دفع گردد. لذا امام صادق علیه‌السلام، درباره آیه: «و با مردم نیک سخن گوید»، فرمودند:

 «مقصود، همه مردمان اعم از مؤمن و مخالفان است؛ اما با مؤمنان، باید گشاده‌رو بود و اما با مخالفان باید به نرمی و مدارا سخن گفت تا به سوی ایمان کشیده شوند و کمترین ثمرش این است که خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون می‌دارد».(4)

3. حراست و تثبیت ایمان

ایمان نهالی است که باید پیوسته از آن حراست کرد تا دچار آفت نشود و از بین نرود. یکی از اموری که به حفظ ایمان انسان کمک شایانی می‌نماید، مدارا کردن با دیگران است؛ در نقطه مقابل درگیری و برخورد و تقابل با دیگران معمولاً با اغراض نفسانی همراه بوده و زمینه‌ساز حضور و فعالیت شیطان می‌گردد و در نهایت دین و ایمان انسان را به باد می‌دهد. امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:

 «هر چیزی قفلی دارد و قفل (نگهدار) ایمان، نرم‌خویی است.»(5)

4. آسانی کارها

برخورد و اصطکاک با دیگران باعث سخت شدن تعاملات و کارها، و پیش نرفتن آنها می‌گردد، همچنین لجبازی و سخت‌گیری دیگران را تحریک می‌نماید؛ اما نرمی و مدارا و مهربانی، باعث آسان و روان شدن امور مختلف زندگی می‌گردد و روحیه همدلی و همکاری را تقویت می‌نماید. امیرمؤمنان علیه‌السلام می‌یفرماید:

 «ملایمت، سختی‌ها را آسان و موانع محکم را باز می‌کند.»(6)

5. جذب و اصلاح دیگران

نرمی و مدارا باعث جذب شدن دیگران و پیوند خوردن دل‌ها و زمینه‌ساز تحول و اصلاح ایشان می‌گردد. حتی اگر شخص مقابل، فرعون باشد، باز احتمال اینکه با لطافت و نرمی در برخورد، بتوان او را جذب و اصلاح کرد هست. ازاین‌رو خداوند متعال به حضرت موسی و هارون موقعی که می‌خواستند به دربار فرعون بروند و با او صحبت کنند، توصیه فرمود: «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی؛(7) به نرمی با او سخن بگوید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد

حضرت علی در این زمینه می‌فرمایند:

 «اصلاح و به آشتی کشاندن دشمنان با زبان خوش و رفتار نیک، آسان‌تر است از رویارویی با آنها و چیرگی بر ایشان از طریق پیکار سخت.»(8)

 حضرت در زمینه اخلاق همسرداری نیز می‌فرمایند:

 «با همسران ناسازگار خود مدارا کنید و با آنان به نیکی سخن بگویید، امید است رفتارشان درست شود.»(9)

6. مدارا، نوعی صدقه

در فرهنگ دینی مدارا با دیگران را نوعی صدقه می‌دانند؛ صدقه‌ای که ده‌ها نتیجه و اثر دارد، ازجمله باعث دفع بلا و مشکلات و بیماری‌ها و جلب سلامتی می‌گردد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

 «مدارا کردن با دشمنان خدا از بهترینِ صدقه‌هایی است که انسان برای خود و برادرانش می‌دهد.»(10)

7. تداوم دوستی‌ها

برخورد و سختی و تندی نشان دادن مخالف دوستی و مهر و محبت است و در نقطه مقابل نرمی و ملاطفت و مدارا زمینه‌ساز دوستی و باعث ایجاد و تثبیت محبت و ادامه پیداکردن آن می‌باشد و در نهایت باعث هم‌افزایی و جلب برادری و کمک دیگران می‌گردد. امیرمؤمنان علیه‌السلام می‌فرماید: «نرم‌خویی و سخاوت شخص، او را محبوب دشمنانش می کند»؛(11) «با رفق و مهربانی، دوستی پایدار خواهد شد»؛(12) «با مردم مدارا کن تا از برادری ایشان بهرمند گردی.»(13)

8. خیر دنیا و آخرت

در نهایت اهل بیت علیهم‌السلام که عالمان به حقایق امور و قواعد دنیا و آخرت می‌باشند مژده داده‌اند که داشتن روحیه رفق و مدارا باعث می‌گردد شخص به خیر دنیا و آخرت برسد. حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «هر کس نصیبی از رفق و مدارا داشته باشد، سهمی از خیر دنیا و آخرت را می برد و هر کس از سهم رفق و مدارا محروم باشد، از سهم (خیر) دنیا و آخرت نیز محروم است.»(14)

9. افزایش رزق و برکت

یکی از اسباب زیاد شدن رزق و روزی مدارا و صبوری کردن با مردم معرفی شده است. پرواضح است که با تندی و خشونت و برخورد و تقابل نمی‌توان با مردم و مراجعه کننده به نتیجه مطلوب رسید و طبیعی است که رزق و روزی انسان کم شود. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «‏هر خانواده‏ای که بهره خود را از نرمی گرفتند، خدا روزی ایشان را وسعت داد... همانا خدای عزّوجلّ، نرمی کند و نرمی‏ را دوست دارد.»(15)

همچنان‌که پیامبر خدا صلی‌الله‌علی‌وآله فرمودند:

 «در نرمی، زیادی و برکت است و هر کس از نرمی محروم شد، از خیر محروم گشت.»(16)

10. عزت و سربلندی

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «گروهی از قریش با مردم کمتر راه مدارا پیش گرفتند و ازاین‌رو از قریش (که قومی عزتمند و با آبرو بودند) رانده شدند، حال آن که به خدا سوگند، از نظر نژاد مشکلی نداشتند؛ اما گروهی از غیر قریش با مردم، نیکو مدارا کردند و در نتیجه به خاندان بلند پایه پیوستند.»(17)

 از این حدیث شریف نتیجه می‌گیریم که یکی از برکات مدارا، رسیدن به عزت و مرتبه بالای اجتماعی می‌باشد. چرا که انسان‌های لطیف و نرم‌خو و صبور محبوب همه می‌باشند و در نقطه مقابل همه فطرتاً از خشونت و سختی و تندی گریزان می‌باشند.

آثار آخرتی مدارا

همچنین مدارا و نرمی باعث می‌شود انسان در آخرت هم به نتایج و مقامات زیادی دست پیدا کند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

1. رسیدن به ثواب بیشتر

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند:

 «هیچ دو نفری با هم رفاقت نکنند، جز این که اجر آن کس بیشتر، و نزد خداوند عزّوجلّ محبوب‌تر است که با رفیقش ملایم باشد.»(18)

2. ایمن شدن از عذاب دوزخ

از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل است که فرمودند:

 «هر که نرم و ملایم و آسانگیر و نزدیک به مردم باشد بر آتش حرام است.»(19)

3. رسیدن به درجات والای صبر و رضا

معمولاً مدارا کردن با مردم همراه با صبوری و حلم و بردباری می‌باشد و گویا این فضیلت‌ها دست در دست هم دارند و در بسیاری موارد همنشین هستند. ازاین‌رو همه برکات و خیراتی که برای صبر و حلم و رفق و... در روایات بیان شده است، برای مدارا کردن هم قابل ذکر می‌باشد. امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «من در برابر کارهایی (و اذیتهایی) از این غلام خود و از خانوده‌ام صبر می‌کنم که از حنظل تلخ‌تر است؛ زیرا هر که صبر پیشه کند، به واسطه صبر خود به مقام روزه‌گیرِ شب زنده‌دار و مرتبه شهیدی که در رکاب محمد صلی الله علیه و آله شمشیر زده باشد، دست می یابد.»(20)

نتیجهگیری:

مدارا و نرمی در زندگی باعث می‌شود نتایج پرشمار و متنوعی در دنیا و آخرت برای انسان به دست آید. انسان در زندگی موفق‌تر گردد. دشمن‌ها و دشمنی‌ها تحریک نشوند. دین و ایمان انسان حفظ گردد و کارهای انسان آسان و روان پیش برود و دوستی‌ها و محبت‌ها جلب و ادامه پیدا کند. رزق و برکت، و خیر دنیا و آخرت شامل انسان گردد؛ همچنین با مدارا انسان در آخرت به ثواب روزه‌داران و شب زنده‌داران و شهدا می‌رسد و از عذاب الهی در امان می‌باشد.

منابع برای مطالعه بیشتر:

1. اسلام و گونه همزیستی با ناهم‌کیشان، نوشته حسین سیاح.

2. بررسی ابعاد مختلف مسئله مدارا در متون دینی، نوشته محمدعلی پیلتن.

3. تساهل و مدارا در قرآن نوشته حسین فرزانه‌پور و محمد بخشایی‌زاده.

پی‌نوشت‌ها:

1. «ثَلاثٌ مَن لَم یَکُن فِیه لِمَ یَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ یَحجُزُهُ عَن مَعاصِی اللّهِ، و خُلُقٌ یُدارِی بِهِ النّاسَ، و حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏2، ص116.

2. «الرِّفقُ یَفُلُّ حَدَّ المُخالَفَهِ»؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550ق)، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، دوم، 1420ق، ص815.

3. «دَارِ النّاسَ تَأمَنْ غوائلَهُم و تَسلَمْ مِن مَکائدِهِم»؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550ق)، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، دوم، 1420ق، ص818.

4. عن الصادق علیه‌السلام (فی قولِهِ تَعالی: «وَ قولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا»): «أی للنّاسِ کُلِّهِم مُؤمِنِهِم و مُخالِفِهِم، أمَّا المُؤمِنونَ فَیَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ، و أمَّا المُخالِفونَ فَیُکَلِّمُهُم بالمُداراهِ لاِجتِذابِهِم إلی الإیمانِ، فإنَّهُ بِأیسَرَ مِن ذلِکَ یَکُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ، و عَن إخوانِهِ المُؤمِنِینَ»؛ بَحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق: موسسه بعثت، 5 جلد، قم، موسسه بعثت، اول، 1374ش، ج‏1، ص266.

5. «إِنَّ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قُفْلًا وَ قُفْلُ‏ الْإِیمَانِ‏ الرِّفْقُ‏»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏2، ص118.

6. «الرِّفْقُ یسِّرُ الصِّعابَ وَ یسَهِّلُ شَدیدَ الْاسْبابِ»؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550ق)، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، دوم، 1420ق، ص95.

7. سوره طه، آیه 44.

8. «الاستِصلاحُ لِلأعداءِ بِحُسنِ المَقالِ و جَمیلِ الأفعالِ، أهوَنُ مِن مُلاقاتِهِم و مُغالَبَتِهِم بِمضیضِ القِتالِ»؛ لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، تحقیق: حسین حسنی بیرجندی، قم، دارالحدیث، اول، 1376ش، ص57.

9. «فَدَارُوهُنَّ عَلَی کُلِّ حَالٍ ‏وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ یُحْسِنَّ الْفِعَالَ»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی‏ ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، دوم، 1413ق، ج‏3، ص554.

10. «إنَّ مُداراهَ أعداءِ اللّهِ مِن أفضَلِ صَدَقَهِ المَرءِ عَلی نَفسِهِ و إخوانِهِ»؛ التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه‌السلام، تحقیق: مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، قم، مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، اول، 1409ق، ص354.

11. «رِفْقُ الْمَرْءِ (وَ سَخَاؤُهُ‏) یُحَبِّبُهُ‏ إِلَی‏ أَعْدَائِهِ‏»؛ لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، تحقیق: حسین حسنی بیرجندی، قم، دارالحدیث، اول، 1376ش، ص269.

12. «بِالرِّفْقِ تَدُومُ الصُّحْبَهُ»؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550ق)، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، دوم، 1420ق، ص305.

13. «دَارِ النَّاسَ تَسْتَمْتِعْ بِإِخَائِهِمْ»؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550ق)، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، دوم، 1420ق، ص818.

14. «منْ اعْطِی حَظَّهُ مِنَ الرِّفْقِ اعْطِی حَظَّهُ مِنْ خَیرِالدُّنْیا وَالْاخِرَهِ وَ مَنْ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الرِّفْقِ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الدُّنْیا وَالْاخِرَهِ»؛ پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، تهران، دنیای دانش، چهارم، 1382ش، ص738.

15. «أَیُّمَا أَهْلِ بَیْتٍ أُعْطُوا حَظَّهُمْ مِنَ الرِّفْقِ فَقَدْ وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فِی الرِّزْقِ... إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏2، ص119.

16. «إِنَّ فِی الرِّفْقِ الزِّیَادَهَ وَ الْبَرَکَهَ وَ مَنْ یُحْرَمِ الرِّفْقَ یُحْرَمِ الْخَیْرَ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏2، ص119.

17. «إنَّ قَوما مِن قُرَیشٍ قَلَّتْ مُداراتُهُم لِلنّاسِ فَنُفُوا مِن قُرَیشٍ ، و ایْمُ اللّه ِ ما کانَ بِأحسابِهِم بَأسٌ، و إنَّ قَوما مِن غَیرِهِم حَسُنَت مُداراتُهُم فَاُلحِقوا بِالبَیتِ الرَّفیعِ. قال: ثُمَّ قالَ: مَن کَفَّ یَدَهُ عَنِ النّاسِ فَإنّما یَکُفُّ عَنهُم یَدا واحِدَهً، و یَکُفُّونَ عَنه أیادِیَ کَثِیرَهً»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1362ش، ج‏1، ص17.

18. «ما اصطَحَبَ اثنانِ إلاّ کانَ أعظَمُهُما أجرا و أحَبُّهُما إلی اللّهِ عزّوجلّ أرفَقَهُما بصاحِبِهِ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407ق، ج‏2، ص120.

19. «حرّم علی النّار کلّ‏ هیّن‏ لیّن‏ سهل‏ قریب‏ من النّاس»؛ پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، تهران، دنیای دانش، چهارم، 1382ش، ص441.

20. «إنّی لأَصبِرُ مِن غُلامی هذا و مِن أهلی، عَلی ما هُوَ أمَرُّ مِنَ الحَنظَلِ، إنَّهُ مَن صَبَرَ نالَ بِصَبرِهِ دَرَجَهَ الصّائمِ القائمِ، و دَرَجَهَ الشَّهیدِ الّذی قَد ضَرَبَ بِسَیفِهِ قُدّامَ مُحمّدٍ صلی الله علیه و آله»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دارالرضی، اول، 1406ق، ص198.

تعریف مدارا و مصادیق آن
مدارا مصادیق گوناگونی مانند صبر و تحمل، عفو و بخشش و غیره دارد. یکی از مصادیق مهم مدارا کردن، صبر و تحمل در برابر بداخلاقی همسر و ترک بحث با ایشان است.

پرسش:

همسرم بدزبان است و من تحمل می‌کنم! آیا این کار مدارا حساب می‌شود؟

پاسخ:

یکی از توصیه‌های دین مبین اسلام به همه مردم در تعاملات و برخوردها مدارا کردن با همدیگر است؛ این سفارش در فضای ارتباطات خانوادگی هم مورد تأکید است؛ اما کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. برای دریافت پاسخ سؤال فوق و تشخیص وظیفه در بسیاری از صحنه‌هایی که در زندگی فردی و اجتماعی پیش می‌آید لازم است معنی و مفهوم مدارا و انواع و مصادیق آن شناخته شود. در ادامه به بحث مفهوم شناسی مدارا پرداخته می‌شود.

بررسی لغوی و اصطلاحی موضوع پراهمیت و پرکاربرد مدارا

 

نکته اول: معنای لغوی مدارا

در بین لغت شناسان در مورد اینکه ریشه مدارا و معنای آن چیست اختلاف است:

برخی آن را از ریشه «درا» می‌دانند و معنای آن را ترک و تعطیل کردن برخورد و اقامه حد مطرح کرده‌اند.(1)

برخی هم آن را از «دری» به معنای مهربانی و نرمی نشان دادن و ملاطفت کردن با دیگران دانسته‌اند.(2)

در کتاب المحیط فی اللغه می‌نویسد: مدارا از «دریه» گرفته شده است و دریه همان شتر یا گاوی است که شکارچی به‌عنوان طعمه رها می‌کند تا شکاری که دنبال شکار کردن آن است به آن جذب شده تا بتواند آن را شکار کند. بعد می‌نویسد مدارا کردن با مردم هم از همین معنا و ماده است.(3) کنایه از اینکه مدارا کردن نوعی دانه ریختن برای جذب و اصلاح طرف مقابل است؛ یعنی شخص نرمی و ملاطفت نشان می‌دهد تا بتواند در آینده طرف مقابل را شکار و مجاب و جذب نماید. چه مدارا را از «درا» بدانیم و چه از «دری» در هردو معنا، موضوع ترک خشونت و برخورد و رفتار نرم و ملایم وجود دارد.

 

نکته دوم: معنای اصطلاحی مدارا

محقق نراقی در کتاب معراج السعاده در تعریف اصطلاحی مدارا چنین می‌نویسند: مخفى نماند که مدارا نیز نزدیک به رفق است و مدارا عبارت از آن است که: ناگوارى که از کسى به تو رسد متحمل شوى و به روى خود نیاورى.(4)

 با مرور آیات و روایاتی که در مورد مدارا وارد شده است و بررسی کلمات لغویین و علما می‌توان برای تعریف جامع مدارا چنین گفت: مدارا کردن عبارت است از برخورد با نرمی و ملاطفت و مهربانی همراه با صبوری و تحمل و ترک برخوردهای تند و خشن و قطع کردن رابطه.

 

نکته سوم: ساحت‌های مختلف مدارا

در فرهنگ شیعی موضوع مدارا در حوزه‌ها و ساحت‌های مختلفی مطرح است ازجمله مدارا در زندگی فردی، اجتماعی، روابط بین‌الملل، در فضای تعلیم و تربیت و ازجمله در زندگی خانوادگی که نیاز به توضیح بیشتر دارد:

 مدارا در زندگی حوزه خانوادگی

در زندگی مشترک موضوع مدارا خیلی پررنگ است و در فرهنگی دینی نسبت به آن خیلی تأکید شده است. به‌طوری‌که در اغلب کتاب‌های حدیثی، فصلی در این زمینه طرح شده است؛ مانند شیخ حر عاملی که در کتاب وسائل الشیعه ج 20 ص 172 فصلی با عنوان «بَابُ اسْتِحْبَابِ مُدَارَاهِ الزَّوْجَهِ وَ الْجَوَارِی‏» طرح کرده و در آن روایات متعددی که توصیه به مدارا کردن در زندگی خانوادگی است را گردآوری کرده است.

 

نکته چهارم: مصادیق مختلف مدارا

 چنان‌که عرض شد؛ مدارا در حوزه‌های مختلف مطرح است؛ اگرچه معنای کلی مدارا در همه این ساحت‌ها، همان برخورد نرم همراه با ملاطفت و مهربانی است اما در هرکدام از حوزه‌ها و ساحت‌هایی که برای مدارا بیان شد معنای مدارا یک اجزاء دیگری هم دارد و مصادیق مختلفی پیدا می‌نماید. گاهی مدارا به معنی صبر و تحمل کردن، گاهی به معنی عفو و بخشش کردن است. در برخی موارد مدارا به معنی ترک نکردن رابطه و طرد نکردن است و در مواردی به معنی ترک عجله است. در برخی فضا‌ها مدارا کردن یعنی تحمل و پاسخ ندادن و برخورد نکردن و سختی و خشونت نشان ندادن است. در برخی شرایط مدارا به معنی تقیه کردن یا همراهی و همدلی کردن است، اما وجه مشترک همه این معانی همان برخورد نرم و لطیف است؛ بنابراین واکنش نشان ندادن شما نسبت به بدزبانی همسرتان می‌تواند مصداقی از مدارا کردن باشد.

 

نکته پنجم: واکنش نشان ندادن در برابر بدزبانی همسر

از بارزترین مصادیق مدارا کردن، مدارا کردن در فضای خانوادگی و با مشکلات زندگی ازجمله بداخلاقی‌های همسر است که در اینجا مدارا به معنی صبر و تحمل نشان دادن و ترک مجادله و بحث و حفظ پیوند و رابطه و نشان دادن نرمی و مهربانی است که توصیه فراوانی نسبت به آن شده است و ثواب بسیاری برای مدارا با همسر طرح گردیده است؛ ازجمله رسول خدا صلی‌الله‌علی‌و‌آله فرمودند: «هر کس بر ناسازگارى و بدخلقی همسرش صبر کند و بردبارى کشد و از او جدا نشود، پروردگار متعال به هر شبانه‌روزی که با او بسر برده و شکیبائى کرده پاداشى که به حضرت أیّوب علیه‌السلام در مصیبت‌هایش داده است به او عطا فرماید.»(5)

نتیجه:

مدارا در لغت یعنی ترک خشونت و برخورد و رفتار نرم و ملایم و در اصطلاح یعنی برخورد با نرمی و ملاطفت و مهربانی همراه با صبوری و تحمل و ترک برخوردهای تند و خشن و قطع کردن رابطه.

 مدارا ساحت‌های گوناگونی و ازجمله در زندگی خانوادگی است که درباره آن سفارش‌های ویژه در آموزه‌های اسلامی وجود دارد. مدارا مصادیق گوناگونی مانند صبر و تحمل، عفو و بخشش و غیره دارد. یکی از مصادیق مهم مدارا کردن، صبر و تحمل در برابر بداخلاقی همسر و ترک بحث با ایشان است.

منابع مطالعاتی

1. اخلاق و رفتار مسالمت‌آمیز با پیروان مذاهب، نوشته راضیه علی‌اکبری.

2. سیره نبوی (منطق عملی)، مصطفی دلشاد

3. امام علی و مخالفان فکری، معصومه نوروزی.

پی‌نوشت‌ها:

1. «و دَرَأْتُ‏ عنه الحد أی أسقطته من وجه عدل، قال الله عز و جل: وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ‏ و التعطیل: أن تترک إقامه الحد و یقال فی هذا المعنى بعینه: دَرَأْتُ‏ عنه الحد دَرْءاً و من هذا الکلام اشتقت‏ الْمُدَارَأَه بین الناس،» فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، دوم، 1409 ق، ج‏8، ص: 61.

2. (دَارَیْتُهُ‏) (مُدَارَاهً) لَاطَفْتُهُ وَ لَاینْتُهُ. فیومى، احمد بن محمد مقرى، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، 1 جلد، قم، دارالرضی، اول، 1414 ق، ج 2 ص 194.

و مُدَارَاهُ الناس تهمز و لا تهمز و هى المداجاه و الملاینه. جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح ـ تاج اللغه و صحاح العربیه، 6 جلد، دارالعلم للملایین، بیروت ـ لبنان، اول، 1410 ه‍ق، جلد: ۶، صفحه: ۲۳۳۵.

3. و الدَّرِیَّهُ: ناقَهٌ أو بَقَرَهٌ یُسَیِّبُها الصائدُ لیَأْنَسَ الصَّیْدُ بها ثُمَّ یَرْمی و یَخْتِلُ و دَرَیْتُ‏ الصَّیْدَ و دَارَیْتُهُ‏ و منه أُخِذَ مُدَارَاهُ الناس.‏ اسماعیل بن عباد، المحیط فی اللغه، تحقیق: محمدحسن آل یاسین، بیروت، عالم الکتاب، اول، 1414 ق، ج 9 ص 343.

4. معراج السعاده، احمد نراقی (1245 ق)، قم، هجرت، اول، 1371 ش، ص 251.

5. «مَنْ‏ صَبَرَ عَلَى‏ سُوءِ خُلُقِ امْرَأَهٍ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِکُلِّ مَرَّهٍ یَصْبِرُ عَلَیْهَا مِنَ الثَّوَابِ مَا أَعْطَى أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِه‏.» ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، محمد بن علی بن بابویه صدوق (381 ق)، قم، دارالرضی، اول، 1406 ق، ص: 287.

در اسلام توصیه‌های بسیاری به قرض دادن ومهلت دادن به انسان مقروض و مدارانمودن با او موقع طلب نمودن بدهی می‌نماید،امابه عموم مسلمانان توصیه به قرض گرفتن نمی‌نماید

پرسش:
آیا قرض گرفتن آداب و شرایطی دارد یا می‌توان در همه شرایط قرض گرفت؟
 

پاسخ:
قرض‌الحسنه یکی از توصیه‌های زیبای اسلام است که درصدد است بین مردم رواج پیدا کند و برای آن آثار و جایگاه بلندی ترسیم نموده است؛ اما سؤالی که در اینجا مطرح است آیا توصیه‌های اسلام برای رواج دادن سنت قرض‌الحسنه در جامعه به این معنی است که اسلام هم به قرض دادن توصیه می‌کند و هم به قرض گرفتن سفارش می‌نماید؟ در ادامه برای دریافت جواب این سؤال نکاتی بیان خواهد شد.
نکته اول: کراهت قرض گرفتن
اگرچه در اسلام توصیه‌های بسیاری به قرض دادن و مهلت دادن به انسان مقروض و مدارا نمودن با او موقع طلب نمودن بدهی می‌نماید، اما به عموم مسلمانان توصیه به قرض گرفتن نمی‌نماید و قرض گرفتن را از مکروهات می‌شمارد و برای قرض گرفتن آثار و نتایج مضر و منفی زیادی می‌شمارد. درمجموع در فرهنگ قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام سفارش به قرض دادن به نیازمندان فراوان می‌شود، اما از قرض گرفتن پرهیز داده می‌شود.

نکته دوم: آثار قرض گرفتن
در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای قرض گرفتن آثارمنفی متعددی شمرده شده است که در ادامه بیان خواهد شد.
1. ذلت و خواری
یکی از آثار قرض گرفتن خفت و خواری است که برای انسان به دنبال دارد چون‌که برای گرفتن وام باید به دیگران برای پرداخت آن یا ضمانت وام یا ... رو بزند و چه‌بسا از تعدادی «نه» بشنود تا اینکه یک نفر راضی شود. بعد هم تا وقتی‌که قرض خود را نپرداخته هر وقت با آن‌ها روبرو می‌شود معمولاً باید خجالت بکشد و مدیون باشد. ازاین‌رو پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:
 «از وام گرفتن بپرهیزید که آن غصّه شب و خوارىِ روز است.» (1)
 در روایت دیگری فرمودند:
 «بدهکارى، قلاّده‌اى است که خداوند درروی زمین دارد و هرگاه بخواهد بنده‌اى را ذلیل کند آن را بر گردنش مى‌اندازد.» (2)
2. بردگی
ذلت و خواری قرض گرفتن آن‌قدر برای انسان‌های شریف و با عزت‌نفس زیاد است که تا سر حد بنده و عبد شدن پیش خواهد رفت یعنی انسان شریف با گرفتن وام مانند یک عبد و غلام در برابر قرض گیرنده و هرکسی که مطلع می‌شود احساس کوچک شدن می‌نماید. چنانچه حضرت على علیه‌السلام فرمودند:
 «وام، یکى از بردگى‏‌هاست.» (3)
3. افزایش‌دهنده غم و اندوه
یکی دیگر از آثار قرض، اندوهی است که شبانه‌روز به دنبال دارد. نگرانی از فراهم شدن اسباب پرداخت وام و اقساطش، ناراحتی از روبرو نشدن با قرض دهنده و خجالت کشیدن از او، نگرانی از مطالبه ننمودن طلبکار و ... همیشه با انسان همراه است و فشارهای روحی و روان به همراه دارد تا اینکه بتواند وام خود را تسویه نماید. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
 «وام، اندوه شب است و خوارى روز.» (4)
 و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:
 «تا مادامی‌که مؤمن قرض دارد نفسش گرفتار و ناراحت است.» (5)
4. قرض؛ همسایه کفر
آن‌قدر فشارها و ناراحتی و آثار قرض شوم و بد است که اهل‌بیت علیهم‌السلام هشدار داده‌اند که سختی و فشارهای قرض و بدهکاری ممکن است انسان را به سر حد کفر برساند و ایمان انسان را از بین ببرد. چنانچه ابوسعید خدرى نقل می‌کند که: شنیدم که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مى‏فرماید:
 «از کفر و وام، به خدا پناه مى‏برم. عرض شد: اى رسول خدا! آیا وام با کفر برابرى مى‏کند؟ فرمود: آرى.» (6)
5. دروغ‌گو نمودن انسان
یکی دیگر از آثار قرض گرفتن این است که گاهی انسان را به دروغ‌گویی می‌کشاند؛ چراکه معمولاً در پرداخت وام یا اقساطش مشکلاتی عمداً یا سهواً پیش می‌آید و انسان‌ها برای راضی نمودن طلبکار گاهی دروغ هم می‌گویند و چه‌بسا زیاد شدن وام‌ها باعث می‌شود انسان خوش‌حساب کم‌کم بدحساب گردد. همان‌طور که حضرت على علیه‌السلام فرمودند: بدهکارى زیاد، راست‌گو را دروغ‌گو مى‏کند و خوش‌قول را بدقول.(7)
6. کوتاه کننده عمر
طبیعتاً اندوه قرض و فشارهای آن و ذلت و خواری که در پی دارد و ... باعث می‌شود سلامتی انسان را به خطر می‌اندازد و عمر انسان کوتاه گردد. ازاین‌رو امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
 «کمتر وام بگیرید که کم قرض داشتن، عمر را زیاد مى‏کند.» (8)

نکته سوم: جواز گرفتن قرض‌های ضروری
باوجودی که در فرهنگ دینی از گرفتن وام و قرض بسیار نهی شده و آن را مکروه شمرده‌اند و برای آن آثار مخرب زیادی شمرده‌اند؛ اما بااین‌حال وام گرفتن را حرام اعلان نکرده‌اند، بلکه در مواقعی که ضرورت پیش می‌آید و برای اموری که واقعاً لازم و ضروری می‌باشند گرفتن وام را جایز شمرده‌اند و حتی در برخی روایات توصیه هم نموده‌اند. چنانچه امام کاظم علیه‌السلام فرمودند:
 «هرکه براى تأمین خود و خانواده‌‏اش در پى کسب این روزى از راه حلال بر آید مانند مجاهد در راه خداست؛ اما اگر نتوانست به دست آورد، به امید و ضمانت خدا و رسول او به‌اندازه غذای خانواده‏‌اش وام بگیرد.» (9)
 البته در معنا و مصداق امور ضروری باید دقت نمود، چون‌که بسیاری از امور زائد هستند که جزء تشریفات و تجملات می‌باشند که اگر نباشند هم زندگی انسان با مشکل جدی و اساسی مواجه نمی‌شود، اما براثر تبلیغات رسانه‌ها و القائات جامعه جزء ضروریات تلقی شده‌اند که قرض گرفتن برای این‌گونه امور صحیح نیست مانند قرض گرفتن برای به‌روز کردن و تعویض لوازم منزل یا خرید لوازم لوکس یاغیره.

نکته چهارم: کمک‌های خدا به ادای قرض‌های ضروری
قرض گرفتن در اموری که واقعاً ضروری هستند مانند تأمین نیازهای اولیه و اساسی زندگی نه‌تنها نهی نشده، بلکه سفارش هم شده است. چنانچه اهل‌بیت علیهم‌السلام که الگوی ما در همه زمینه‌ها هستند گاهی در زندگی خود از دیگران در مواقع ضروری قرض می‌گرفتند. (10) علاوه بر آن ایشان، بشارت داده‌اند که در ادای این‌گونه قرض‌ها خداوند متعال به وام‌گیرنده امداد خواهد کرد. چنانچه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:
 «همانا خداوند همراه بدهکار است تا بدهى‌اش را بپردازد تا وقتى در کارى نباشد که خداوند نمى‌پسندد.» (11)

نتیجه
در فرهنگ اسلام اگرچه قرض دادن ثواب و آثار فراوانی در دنیا و آخرت دارد و به آن سفارش شده است، اما از قرض گرفتن نهی شده است و قرض گرفتن در امور غیرضروری مکروه و ناپسند شمرده شده است و برای آن آثار زیادی شمرده‌اند ازجمله اینکه: خفت و خواری، زیاد شدن هم‌وغم ، کوتاه کننده عمر و دروغ‌گو نمودن انسان و نیز نزدیک نمودنش به کفر.
 بااین‌وجود قرض گرفتن در مواقعی که ضرورت واقعی پیش می‌آید را جایز شمرده‌اند و بشارت داده‌اند که خداوند متعال در ادای این‌گونه قرض‌ها به انسان کمک می‌کند.

پی‌نوشت‌ها
1. «إیّاکم والدَّینَ، فإنّه هَمٌّ بِاللیلِ وذُلٌّ بالنهارِ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج ۱۸، ص ۳۱۶.
2. «اَلدَّیْنُ رَایَهُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی اَلْأَرْضِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یُذِلَّ عَبْداً وَضَعَهُ فِی عُنُقِهِ‌.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج 18، ص ۳۱۸.
3. «الدَّینُ أحَدُ الرِّقَّینِ.» محمد خوانساری، شرح غرر‌الحکم و درر الکلم، دانشگاه تهران،1384 ه ش، ج ۲، ص ۲۷.
4. «الدَّینُ غَمٌّ باللیلِ وذُلٌّ بالنهارِ.» حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، دوم، 1404 ق، 359.
5. «لاَ تَزَالُ نَفْسُ اَلْمُؤْمِنِ مُعَلَّقَهً مَا کَانَ عَلَیْهِ اَلدَّیْنُ‌.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج ۱۸، ص ۳۱۷.
6. ‏ عن أبی سعیدٍ الخُدریِّ: سمعتُ رسولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله یقولُ: «أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الکُفرِ والدَّینِ، قیلَ: یا رسولَ اللَّهِ، أیُعدَلُ الدَّینُ بالکُفرِ؟! فقالَ صلی‌الله‌علیه‌وآله: نَعَم.» صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1362 ش، ج ۱، ص ۴۴.
7. «کثرَهُ الدَّینِ تُصَیِّرُ الصادِقَ کاذِباً والمُنجِزَ مُخْلِفاً.» تصنیف غرر‌الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550 ق)، تحقیق: مصطفی درایتی، قم، دفتر تبلیغات، اول، 1366 ش، ص ۳۶۲.
8. «خَفِّفوا الدَّینَ، فإنّ فی خِفَّهِ الدَّینِ زیادَهَ العُمُرِ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج ۵، ص ۶۱.
9. «مَن طَلَبَ هذا الرِّزقَ مِن حِلِّهِ لِیَعودَ بهِ عَلى‏ نفسِهِ وعِیالِهِ کانَ کالمُجاهِدِ فی سبیلِ اللَّهِ عزّ وجلّ، فإن غَلَبَ علَیهِ فَلْیَستَدِنْ عَلَى اللَّهِ وعَلى‏ رسولِهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ما یَقوتُ بهِ عِیالَهُ.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407 ق، ج ۵، ص ۹۳.
10. «قَالَ قَدْ مَاتَ رَسُولُ اَللَّهِ صلی‌الله‌عَلَیْهِ‌وَ‌آلِهِ‌ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَ مَاتَ اَلْحَسَنُ علیه‌السلام‌ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَ قُتِلَ اَلْحُسَیْنُ علیه‌السلام‌ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ‌؛ رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و سلم از دنیا رفتند و در عهده‌اش قرض بوده و همچنین على علیه‌السلام درحالی‌که قرض‌دار بودند شهید شدند چنانچه امام حسن مجتبى علیه‌السلام با داشتن دین از دنیا رحلت نمودند و بالاخره حضرت سیّد الشّهداء وقتى شهید شدند در عهده‌شان قرض بود.» صدوق، محمد بن على بن بابویه، علل الشرایع، قم، کتاب‌فروشی داوری، اول، 1385 ش، ج ۲، ص ۵۹۰.
11. «إِنَّ اَللَّهَ مَعَ اَلدَّائِنِ حَتَّى یَقْضِیَ دَیْنَهُ مَا لَمْ یَکُنْ دَیْنُهُ فِی أَمْرٍ یَکْرَهُهُ اَللَّهُ.» طوسی، محمد بن حسن، الامالی، تحقیق: مؤسسه بعثت، قم، دارالثقافه للطباعه و النشر و التوزیع، اول، 1414 ق، ص ۳۷۲.
 

صفحه‌ها