اخلاق

اگه جواب نه هست. پس چرا خداوند ميگه از من بخواهيد تا بهتون بدن ...
ازنظر تعاليم ديني استجابت دعا همواره به معناي برآورده شدن و عملي شدن آنچه ما خواسته‌ایم نيست. چه‌بسا اتفاق می‌افتد که ...

آيا اگر بنده‌ای از خدا چيزي بخواد خدا حتماً بهش ميده؟

اگه جواب نه هست. پس چرا خداوند ميگه از من بخواهيد تا بهتون بدن؛ و مگر خداوند قادر و مدبر نيست که همه‌ی امور رو جوري تنظيم کنه که رسيدن به اون خواسته به ضرر اون بنده نباشه و خير و صلاح در اون باشه، و اگه جواب بله هستش. مگر در دنيا کم داريم کساني رو که به خواسته هاشون نرسيدن؟! مگه اونا از خدا نخواستن پس چرا خدا به اونا خواستشون رو نداد؟ مگه بايد از خدا چه جوري خواسته‌ای رو طلب کرد؟

پاسخ:

در پاسخ به سؤال شما چند نکته را عرض می‌کنم:

1-ازنظر تعاليم ديني استجابت دعا همواره به معناي برآورده شدن و عملي شدن آنچه ما خواسته‌ایم نيست. چه‌بسا اتفاق می‌افتد که انسان رسيدن به مقصد يا برآورده شدن حاجتي را ایدئال و مطلوب خويش می‌پندارد. چنان به منفعت و خير بودن آن يقين دارد که آن را همانند دو، دو تا چهارتا واضح می‌داند، حال‌آنکه واقعيت امر غير از پندار ماست. عکس آن نيز صادق است، يعني چه‌بسا امري را زشت و به ضرر خود می‌پنداریم، ولي از آثار و عواقب آن بی‌اطلاعیم و نمی‌دانیم آن چه رخ‌داده، از الطاف پنهان پروردگار است. قرآن کريم می‌فرماید: «چه‌بسا از امري اکراه داشته باشيد، درحالی‌که خير شما در آن است، يا چيزي را دوست داشته باشيد و حال‌آنکه شر و بدبختي شما در آن است. خدا می‌داند و شما نمی‌دانید». (1) بايد توجه داشت که عدم اجابت در اين دنيا به معناي عدم پاسخ و بی‌اعتنایی خداوند نيست. از روايات ديگر نيز استفاده می‌شود که هيچ دعايي بی‌اثر نيست و هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد، پس درواقع هر دعایی به استجابت می‌رسد، اما گونه‌های استجابت آن مختلف است. به تعبير برخي بزرگان، وقتي کسي دعا کند، خدا آن را يا در دامنش می‌گذارد يا در حسابش (يعني نامه اعمالش در روز قيامت) امام سجاد (ع) می‌فرماید: «دعاي مؤمن يکي از سه فايده را دارد: براي او ذخيره می‌گردد يا در دنيا برآورده می‌شود يا بلايي را که می‌خواست به او برسد، از وي می‌گرداند»(2) امام صادق (ع) می‌فرماید: «روز قيامت خداوند متعال می‌فرماید: اي بنده من! تو مرا خواندي و من اجابتت را به تأخير انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنين و چنان است. پس مؤمن آرزو می‌کند که کاش هيچ دعايي از او در دنيا اجابت نمی‌شد، براي آن ثواب و پاداش نيک که می‌بیند.»(3)

نکته تکميلي آنکه گاهي اجابت دنيايي دعا با تأخیر همراه است. به اين نمونه توجه کنيد. حضرت موسي (ع) می‌گوید: «پروردگار، تو به فرعون و طرفدارانش زيورها و مال فراوان داده‌ای. او مردم را از راه تو گمراه می‌کند. خدايا! اموال شان را نابود ساز و آنان را به عذاب دردناک گرفتار نما!(4) خداوند در پاسخ فرمود: «اي موسي! دعايت را اجابت نمودم.» اما در روايت آمده است که ميان دعاي حضرت موسي (ع) تا غرق شدن فرعون، چهل سال طول کشيد!». (5) حضرت ابراهيم (ع) فرزند نداشت. ده ها سال دعا و تضرّع نمود تا این‌که در سن حدود هشتادسالگی يعني زماني که پير شده و موهاي او سفيد گشته بود، خدا حضرت اسماعيل را به او داد. (6)

علت اين تأخیر گاهي به خاطر این است که مقدمات تحقق آن فراهم نيست و يا مصالحي اقتضا می‌کند که اجراي آن به تأخير بيفتد و گاهي علت عاشقانه دارد و آن روايت امام صادق است که فرمودند: گاهي بنده دعا می‌کند و خداوند عزّ و جلّ به دو فرشته فرمايد: من دعاى او را مستجاب کردم اما حاجتش را نگه‌دارید؛ زيرا دوست دارم صداى او را بشنوم؛ و گاهي بنده دعا می‌کند و خداوند تبارک‌وتعالی فرمايد: زود خواسته‌اش را برآوريد که من خوش ندارم صداى او را بشنوم. (7)

2- نکته ديگر اينکه گاهي در مسير اجابت موانعي وجود دارد. مهم‌ترین اين موانع عبارت‌اند از:

1-تنافي با سنت‌های آفرينش: خواسته‌ای که در دعا عرضه می‌شود، بايد مخالف سنت‌های الهي که خداوند بر پايه حق و حکمت بنانهاده است نباشد. مثل درخواست مرگ کسي درحالی‌که اجل به دست خداست.

2-تزاحم دعاها: گاهي شخصي که از ستم ديگران به ستوه آمده، عليه ستمگران دعا می‌کند و از خداوند انتقام خود را می‌طلبد، ولي در همين حال اين شخص به‌ظاهر مظلوم به خاطر ستمي که خود به ديگري کرده، مورد غضب قرارگرفته است. همين تزاحم دعاها می‌تواند مانع استجابت گردد. خداوند متعال دراین‌باره می‌فرماید: گاهي تو به ديگري ستم کرده‌ای و او بر ضرر تو دست به دعا برداشته است پس اين به [واسطه] آن [دفع می‌شود.] (8)

گاهي شخصي براي موفقيت خود دعا می‌کند درحالی‌که بسياري از اشخاص ديگر که از دست او دل‌شکسته‌اند و براي ناکامی‌اش بادل سوزان و اشک‌ریزان نفرين می‌کنند.

3-نبود قابليت: قرآن کريم در واقعه طوفان نوح (ع) پس‌ازآن که درخواست حضرت، مبني بر نجات فرزند خویش را نقل می‌کند، می‌فرماید: «اي نوح [شايسته این‌که] از اهل تو [باشد] نيست و سرتاپایش ناصالح است. درباره آنچه به حقيقتش آگاه نيستي، از من چيزي مخواه، تو را پند می‌دهم تا از جاهلان نباشي»(9) در اينجا دعاکننده معصوم و از پيامبران الهي است؛ اما چون فرزندش قابليت ندارد، دعاي او نيز به اجابت نمی‌رسد. در آیه‌ای ديگر خداوند متعال پیامبر اکرم را مخاطب خويش ساخته، می‌فرماید: «بر منافقان يکسان است که تو درباره آنان طلب بخشش و غفران کني يا نکني [در هر دو صورت] خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزيد زيرا خداوند گروه فاسق را [در اثر لجاجت و سياهي قلبشان] هدايت نمی‌کند. (10) محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل می‌کند آن حضرت فرمود: «بنده حاجتش را از خدا می‌خواهد. بناي الهي نيز بر آن است که خواسته‌اش را دیر یا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهي می‌شود. خدا به فرشته‌ای که مأمور کار او است، می‌فرماید: خواسته‌اش را به انجام نرسان و او را از دست‌یابی به خواسته‌اش محروم کن! زيرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دوري از رحمت من گشته است». (11)

4- بی‌توجهی به‌واسطه ها: خداوند متعال خالق هستي و پديدآورنده نظام و سنن حاکم بر آن است، لذا دوست دارد انسان‌ها به اين نظام احترام گذاشته و در وصول به خواسته‌هایشان آن را ازنظر دور نداشته و درعین‌حالی که تأثیر وسايل را درمقاصد خود به ذات حق مستند می‌کنند، براي برآورده شدن نيازهاي خود، آن‌ها را نیز به کاربندند. شخصي به امام صادق (ع) عرض کرد: دعا فرما تا خداوند به من روزي راحتي بدهد، حضرت فرمود: «برايت دعا نمی‌کنم. برو همان‌طور که خداوند دستور داده، سعي و تلاش کن». (12) همچنين در روايت ديگري از پيامبر اکرم (ص) نقل‌شده است: دعاکننده بدون عمل همانند تيرانداز بدون تير است. (13)

اميدوارم! خداوند به آبروي اولياي خودش همه ما را مشمول لطف و عنايت خويش قرار دهد.

همچنان اگر سؤالی يا ابهامي بود در مکاتبات بعدي در خدمتم.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. بقره (2)، آيه 216.

2. الحراني، حسين بن شعبه، تحف العقول، ص 202.

3. کليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الکافي، ج 4، ص 247.

4. يونس (10)، آيه 88.

5. سيد هاشم رسول محلاتي، كيفر گناه، ص 132.

6. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامية، ج 11، ص 1.

7. کليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الکافي، تهران، دار الکتب الإسلامية، 1407 ق، ج 2، ص 482.

8. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (کليات حديث قدسى)، مترجم: کاظمى خلخالى، زین‌العابدین، تهران، انتشارات دهقان‏، بيتا، ص 177‏.

9. هود (11)، آيه 46.

10. منافقون (63)، آيه 6.

11. کليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الکافي، تهران، دار الکتب الإسلامية، 1407 ق‏، ج 2، ص 271.

12. همان، ج 5، ص 78.

13. علامه مجلسي، بحارالانوار، لبنان، مؤسسه الوفاء بيروت، 1404ق، ج 90، ص 312.

هیچ‌یک از دعاهایم و حاجت هایم تا الآن مستجاب نشده است ...
پرسشگر گرامی مستجاب نشدن دعاهای انسان دلیل‌های متفاوتی می‌تواند داشته باشد. در این مورد مردی به حضرت امیرالمؤمنین (ع) عرض کرد: خداوند می‏ فرماید: «ادعونی ...

باسلام و خسته نباشید،

مدت زیادی است که سخت مشغول دعاهای فروان و یاران مربوطه و خواندن قرآن هستم اما هیچ‌یک از دعاهایم و حاجت هایم تا الآن مستجاب نشده است، به نظر شما علت آن چه چیزهایی ممکن است باشد؟

پاسخ:

پرسشگر گرامی مستجاب نشدن دعاهای انسان دلیل‌های متفاوتی می‌تواند داشته باشد.
در این مورد مردی به حضرت امیرالمؤمنین (ع) عرض کرد: خداوند می‏فرماید: «ادعونی استجب لکم» پس چرا ما دعا می‏کنیم، ولی اجابت نمی ‏شود؟
حضرت فرمود: چون دل‏های شما در هشت مورد خیانت و بی‌وفایی کرد:
1 -خدا را شناختید، ولی حقش را آن‌گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. ازاین‌رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2-به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولی در عمل باسنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟
-3 کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولی در عمل با آن مخالفت کردید.
4-گفتید ما از آتش دوزخ می‏ترسیم، ولی در همه حالات به‌واسطه گناهان خود به‌سوی جهنم می‏روید.
-5 گفتید ما به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولی کارهایی انجام می‏دهید که شمارا از بهشت دور می‏سازد.
-6 نعمت‏های خدا را استفاده می‏کنید، ولی شکر و سپاس‌گزاری نمی‏کند.
7 -خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، او را دشمن‌گیرید.(1) به زبان او را لعن می‏کنید، ولی در عمل با او دوستی می‏نمایید و از او اطاعت می‏کنید.
-8 عیب‏های مردم را برابر دیدگان‏تان قراردادید و عیب‏های خود را پشت سر انداختید، درنتیجه کسی را ملامت می‏کنید که خود به ملامت سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایی از شما مستجاب گردد، درصورتی‌که شما راه‏ها و درهای دعا را به روی خود بسته‏اید؟!
«پس تقواپیشه کنید؛ کارهای تان را اصلاح کنید؛ امربه‌معروف و نهی از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند». (2)
راه دعا از دیدگاه امام صادق (ع):
شخصی خدمت امام صادق (ع) عرض کرد: دو آیه در قرآن است که تأویل و معنای آن را نمی‏دانم. یکی «ادعونی استجب لکم» است که ما هر چه دعا می‏کنیم، اجابت نمی‏شود. حضرت فرمود: «سر عدم اجابت دعایتان را به شما می‏گویم. اگر خدا را در آن چه دستور فرموده، اطاعت کنی و آن گاه او را بخوانی، دعایت را اجابت می‏کند، ولی تو با (دستورهای) او مخالفت کرده، نافرمانی‏اش می‏کنی. او نیز اجابت نمی‏کند. بااین‌حال، اگر خدا را از راهش بخوانی - اگرچه گناهکار باشی - خدا دعایت را مستجاب می‏کند».
آن شخص پرسید: راه دعا چیست؟ فرمود: «نماز که خواندی، غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند، در هر رکعت یک‌مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک‌مرتبه سوره «الناس» و یک‌مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.»(3) ابتدا تمجید کرده، او را به بزرگی می‏ستایی و به هرگونه که می‏توانی، حمد و ستایش می‏کنی، سپس بر پیامبر و آلش درود می‏فرستی و به تبلیغ رسالتش گواهی می‏دهی و بر ائمه هدی سلام می‏دهی،
آنگاه نعمت‏های خدا را بر خود می‏شماری و او را به خاطر آن‏ها ستایش و شکر می‏کنی. بعد به گناهان خود یکایک اعتراف می‏کنی و هرکدام را که به بادداری، اقرار می‏نمایی. هرکدام را به خاطر نداری، به‌طور سربسته به زبان می‏آوری و از همه گناهان به درگاه خدا توبه می‏کنی. تصمیم می‏گیری که دیگر گناه نکنی. از روی پشیمانی و صدق نیت و خلوص و در بیم و امید از آن‏ها استغفار و طلب آمرزش می‏کنی، سپس می‏گویی: اللهم انی أعتذر الیک من ذنوبی و استغفرک و أتوب الیک فأعنی علی طاعتک و وفّقنی لما اوجبت علیّ من کل ما یرضیک فانی لم أر أحداً بلغ شیئاً من طاعتک الا بنعمتک علیه قبل طاعتک، فأنعم علیّ بنعمة أنال به رضوانک و الجنةَ. بعد از رعایت این مراتب، حاجت خود را بخواه که امیدوارم خدا ناامیدت نکند و حاجتت را برآورد. (4)
چند تذکر:
1 -گاهی باوجود تمام شرایط دعا، دعا مستجاب نمی‏شود، چون به مصلحت ما نیست، یعنی چیزی را طلب می‏کنیم که به سود ما نیست، اگرچه می‏پنداریم به نفع ما است. (5)
2 -گاهی دعا مستجاب می‏شود، ولی از روی مصالحی تحقق عملی آن به تأخیر می‏افتد، حتی ممکن است تا چند سال طول بکشد تا محقق گردد.
3 -در روایت است خداوند وقتی بنده‏ای را دوست داشته باشد، اجابت دعای او را به تأخیر می‏اندازد تابنده‌اش با او راز گوید.
ازاین‌رو مؤمنان ثابت‌قدم هیچ‌گاه از تکرار دعا مأیوس نمی‏شوند، بلکه می‏گویند:
دسـت از طلب نـدارم تا کـام من برآید یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید
مطالبی که تقدیم نمودیم کلیاتی بود که اگر شما حاجت و خواستۀ خود را برایمان بنویسید بهتر راهنمایی‌تان خواهیم کرد.
پی‌نوشت‌ها:
1. مؤمن (40) آیه 60.
2. علامه مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت،1404 ق، ج 93، ص 376 و 377.
3. رساله «لقاءالله»، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، انتشارات آل علی، ص 119.
4. سيد بن طاوس‏، فلاح السائل، دفتر تبليغات اسلامى حوزۀ علميۀ قم‏، ص 38 و 39.
5. بقره (2)، آیه 216.

آيا درخواست شفا جزو حاجات مشروع نيست؟
ميان استجابت دعا و برآورده شدن خواسته انسان تفاوت وجود دارد. اجابت دعا هميشه آن نيست كه خواسته انسان برآورده شود. چه‌بسا اتفاق می‌افتد كه ...

من مدتي است با توسل به حضرت عباس (ع) شفاي بيماري را طلب کرده‌ام؛ و همچنين نذر کرده‌ام.
چرا ايشان به خواسته من توجهي ندارند؟ آيا درخواست شفا جزو حاجات مشروع نيست؟ شرايط درخواست از اين حضرات چيست؟

پاسخ:
لازم است به چند نكته توجه كنيد:
1. ميان استجابت دعا و برآورده شدن خواسته انسان تفاوت وجود دارد. اجابت دعا هميشه آن نيست كه خواسته انسان برآورده شود. چه‌بسا اتفاق می‌افتد كه انسان برآورده شدن حاجتي و رسيدن به هدف و مقصدي را ایدئال و به نفع خويش می‌پندارد. چنان به پندار خود و خير بودن خواسته و دعايش يقين دارد كه آن را همانند دودوتاچهارتا واضح می‌داند، حال‌آنکه واقعيت امر غير از پندار ماست. عكس آن نيز صادق است. (1)
2. درخواست از خداوند با توسل به خوبان و صالحان، اگرچه مهم است و اراده و مشيت الهي در زندگي بسيار مؤثر است؛ اما خداوند بدون اسباب و علل منطقي و عقلي هيچ تغييري در زندگي افراد ايجاد نمی‌کند. مطمئناً‌ علل و عواملي در استجابت دعا دخالت دارد كه بايد فراهم شود.
3. از كجا می‌دانید دعاي شما به اجابت نرسيده، گاه دعا به اجابت می‌رسد. لكن بروز و ظهور آثار وجودي آن به تأخیر می‌افتد. در اين صورت، فهم نادرست از كمك خداوند مي‌تواند توقعي را ايجاد كند كه دعا را به يك عامل تخدير كننده تبديل نمايد. به‌جای تقويت روحيه و اراده، بالا بردن قدرت اعتمادبه‌نفس، بيداري دل و انديشه، باعث نااميدي، سرخوردگي از دين و دين‌داري، يأس و نااميدي از خدا، ائمه يا زندگي و... گردد؛ چنان‌که فهم درست حقيقت كمك و استمداد خداوند مي‌تواند موجب آگاهي، بيداري دل و انديشه، پيوند باطني با سرچشمه همه نيكي‌ها و خوبي‌ها باشد، نيز باعث تقويت روح و اراده، افزايش قدرت اعتمادبه‌نفس، ‌تبدیل‌کننده شكست به پيروزي، بيماري به‌سلامتی، نااميدي به اميدواري، اضطراب به آرامش گردد.
برادر گرامي؛
درخواست شفا در جمله حاجات مشروع است؛ اما بايد سعي كنيد در كنار دعا اسباب مادي استجابت دعا را نيز فراهم كنيد و به اين باور برسيد كه استجابت دعا هميشه آن نيست كه خواسته انسان برآورده شود. بعد از دعا كار را به او وا‌گذارید تا آنچه صلاح است محقق شود.
براي اطلاع بيشتر با بخش تلفني مركز (09640) تماس بگيريد.
پی‌نوشت:
1. شهید مطهری، مجموعه ‏آثار، تهران، انتشارات صدرا، 1378 ش، ج ‏1، ص 38.

چرا خداوند دعاهای کاملاً مشروع مرا که از ته دل برمی‌آید مستجاب نمی کند
اصلی‌ترین عامل بروز چنين سؤالات و ابهاماتي، به‌اشتباه در فهميدن معناي استجابت برمی‌گردد. لذا درحالی‌که در تمام اوقات دعاي تان نظر ...

نمی‌دانم چرا خداوند دعاهای کاملاً مشروع مرا که از ته دل برمی‌آید مستجاب نمی‌کند دعاهایی که مطلق می‌دانم خیر من در آن است و از بسیاری گناهان من جلوگیری می‌کند و در حقیقت از به گناه افتادن من جلوگیری می‌کند (همه به‌صورت مطلق می‌دانند گناه بد است و هر آنچه ازخداخواسته شود که موجب ترک گناه شود مطلق خیر است) و اجابت آن نیز برای پروردگارم هیچ کاری ندارد و چیز زیادی هم نمی‌خواهم ولی نمی‌دانم چرا اجابت نمی‌شود. راستش مدتی است فکر می‌کنم که نعوذبالله خودم را سرکار گذاشته‌ام. اهل‌بیت را نیز از ته دلم صدا می‌کنم اما انگارنه‌انگار مگر نه اینکه ما معتقدیم که حضرت حجت مهر مطلق است. پس چرا پاسخی از طرفش نمی‌شنوم گه گاهی فکر می‌کنم من که بدترین عبد خدا هستم اگر کسی درخواستی از من بکند و یک‌هزارم سوز داشته باشد هم اجابت می‌کنم پس خدا و اهل‌بیت بااین‌همه مهربانی چرا اجابتم نمی‌کنند آیا می‌خواهند من از آن‌ها دل‌زده شوم یا که می‌خواهند من در منجلاب گناه و پستی گرفتار باشم یا اینکه آن‌ها بی‌آبرویی مثل من را نمی‌خواهند و نمی‌خواهند که من در زیر سایه مهرشان قرار گیرم یا اینکه از بودن من در زیر سایه‌شان شرم دارند الله‌اعلم.
لطفاً در صورت امکان پاسخ تان مفصل باشد. التماس دعا یا حق

پاسخ:
اصلی‌ترین عامل بروز چنين سؤالات و ابهاماتي، به‌اشتباه در فهميدن معناي استجابت برمی‌گردد. لذا درحالی‌که در تمام اوقات دعاي تان نظر لطف خدا با شما بوده است، اما چون خواسته خود را برآورده نديديد، تصور كرديد كه دعا مورد استجابت قرار نمی‌گیرد، يا نظر لطف به شما نشده است. چه بسيار دعاهاي مستجاب و نظر لطفي كه با برآورده نشدن خواسته همراه است.
ازنظر تعاليم ديني ما استجابت همواره به معناي برآورده شدن و عملي شدن آنچه ما خواسته‌ایم نيست. اين امر معقول و پذيرفتني نيست و با ساير سنت‌های قطعي الهي در عالم همخواني ندارد. علاوه اگر همه خواسته‌های انسان‌ها در دعاهایشان برآورده شود، لازم می‌آید همه نظام دقيق عالم به‌واسطه دعاهاي گوناگون بندگان در شرایط خاص استجابت به هم بريزد. ساختار عالم و حوادث آن هرروز بسته به دعاهاي بندگان شكل جديدي به خود بگيرد كه اين امر معقول و منطقی نيست.
معناي درست استجابت همان است كه از روايات استفاده می‌شود كه به ما گفته‌شده: هيچ دعايي بی‌اثر نيست. هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد. هر دعاي مقبولي يقيناً به استجابت می‌رسد، اما گونه‌های استجابت آن مختلف است.
علاوه بر آن‌که دعا به‌تنهایی راه‌حل صددرصدی براي حل مشكلات نيست؛ زيرا خداوند نظام هستي و گردش امور و تمام فعل‌وانفعالات را بر پايه دودسته عوامل مادي و معنوي استوار ساخته است. درست شدن هر كاري و نتيجه گرفتن از هر اقدامي، علل و اسباب مادي يا معنوي خود را دارد. انسان براي رسيدن به مقصد و دستيابي به هدف، بايد راه آن را بيابد و به دنبالش حركت كند تا به نتيجه برسد. دعا، يكي از مجموعه عوامل معنوي است. ازاین‌رو، دعا بدون كار و تلاش و تدبير و برنامه‌ریزی نتیجه‌ای ندارد.
علاوه بر آن‌که به فرموده قرآن، چه‌بسا اتفاق می‌افتد كه انسان برآورده شدن حاجتي و رسيدن به هدف و مقصدي را ایدئال و به نفع خويش می‌پندارد. او چنان به پندار خود، به خير و مصلحت بودن خواسته و دعايش يقين دارد كه آن را همانند دو، دو تا چهارتا واضح می‌داند، حال‌آنکه واقعيت امر غير از پندار ماست. (1) عكس آن نيز صادق است. بر اين اساس خداوند دعايي را كه به ضرر بنده‌اش باشد به اجابت نمی‌رساند.
بنابراين دعا براى حل مشكلات و برآورده شدن خواسته‌ها از كارهاي خوب، مستحب و مورد ترغيب است؛ اما دعا و توسل به‌تنهایی كافي نيست. زيرا همان‌گونه كه در بالا گفتيم خداوند حكيم براي پيدايش هر پدیده‌ای علتي خاص و براي حل هر مشكلي راهكارهاي ویژه‌ای تعيين نموده است. هر كاري نياز به مقدماتي دارد. كه بدون فراهم كردن اين مقدمات، حتي دعا كردن نيز فایده‌ای ندارد.
برادر عزيز؛
خداي مهربان همه بندگان خويش را دوست دارد. البته مؤمنان را بیش‌تر دوست دارد. بنده هر چه ايمان و معرفت و درجه يقين و اعتمادش به خدا بیش‌تر باشد، او را بیش‌تر دوست دارد، ليكن بااین‌همه، او همه بندگانش را دوست دارد. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيم» (2) نفرمود فقط مؤمنان را دوست دارد، بلكه فرمود: خداوند نسبت به همه مردمان (الناس) مهربان و بخشاينده است.
پس به آينده اميدوار باشيد. قطعاً الطاف خداوند شامل حال شما خواهد شد. مطمئن باشيد خداوند شمارا دوست دارد و دعاهايتان را اگر به صلاحتان باشد به اجابت می‌رساند. البته ممكن است موانعي مثل گناه وجود داشته باشد كه بايد آن‌ها با توبه و ...رفع نماييد. در صورت توضيح بيشتر درباره خواسته‌تان، شايد بتوانيم راهنمايي بيشتر داشته باشيم.
پی‌نوشت‌ها:
1. بقره (2)، آيه 216.
2. همان، آيه 142.
موفق باشید.

باخدا قهرم. به من کمک کنید که چه‌کار کنم؟
راجع به ازدواج بايد بگويم اين امري است كه غالباً به سراغ همه می‌آید فقط دیروزود دارد مخصوصاً براي دخترخانم‌ها چون معمولاً بايد خواستگار ...

با سلام دختری هستم 29 ساله که دو خواهر دارم یکی بزرگ‌تر و یکی کوچک‌تر که هر دو ازدواج‌کرده‌اند. خودمم سال‌هاست که دعا می‌کنم و از خدا می‌خواهم که یک همسر خوب نصیبم کند. حتی یک سال کامل هر دعایی که فکر کنید را خواندم و هر نمازی را که فکر کنید هم خواندم-اما اصلاً انگار که نه انگار، انگار خدا اصلاً من رو نمی بینه، بعضی وقت‌ها با خود فکر می‌کنم اگه خدا از رگ گردنم با ما نزدیک تره پس چرا این‌همه صداها اشک‌های منو نمی بینه؟ طوری شدم که حتی از خدا هم ناامید شدم. میگن هر چی قسمتت باشه ولی من به قسمت اعتقادی ندارم چون ما عقل داریم و می تونیم انتخاب کنیم. الآن نمی دونم چه‌کار کنم؟ باخدا قهرم. به من کمک کنید که چه‌کار کنم؟

پاسخ:

پرسشگر گرامي اين ناراحتي براي آمدن خواستگار در دختران دم بخت امري بسيار طبيعي است كه دير يا زود آمدن خواستگار باعث زياد يا كمي اين ناراحتي می‌شود به توصیه‌های زير توجه كنيد اميدوارم بتواند به شما كمك كند:
1-راجع به ازدواج بايد بگويم اين امري است كه غالباً به سراغ همه می‌آید فقط دیروزود دارد مخصوصاً براي دخترخانم‌ها چون معمولاً بايد خواستگار برايشان بيايد و اينكه اجابت خواسته شما به تأخیر افتاده ممكن است مصلحت در تأخیر است يعني بايد ازدواج شما به تأخیر بيافتد تا آن همسري كه می‌تواند شمارا خوشبخت كند به سراغتان بيايد. ولي از اين نكته هم غافل نمانيد. هرچند دعا در حل معضلات ازجمله ازدواج نقش مؤثري دارد، ولي بايد بدانيم دعا هرگز نبايد جانشين فعاليت گردد؛ يعني نمی‌توان فقط با دعا كردن، به مقصود و هدفِ دلخواه رسيد، چون خداوند براي هر كاري، علت‌ها و مقدماتي قرار داده و از مردم می‌خواهد از همان راه‌ها وارد شوند. امام صادق (ع) می‌فرماید: «خداوند امتناع دارد كه امور عالَم را جاري كند، مگر از طريق وسایط و اسبابي. خداوند براي هر چيز سببي و براي هر سببي شرحي و حكمتي و براي هر شرح و حكمتي دانشي و براي هر دانشي دروازه گويايي قرار داده است». (1)
طبق روايات، لازمه استجابت دعا، اقدام و انجام‌وظیفه است و ازاین‌رو، يكي از كساني كه دعايشان مستجاب نمی‌شود، فردي است كه در خانة خود نشسته و بگويد: خداوندا، مرا روزی‌ده! به او گفته می‌شود: آيا به تو دستور تلاش ندادم. (2)
ازدواج نيز مانند امور ديگر به مقدمات و شرايطي بستگي دارد كه بايد آن‌ها را فراهم كرد، مثلاً پدر و مادر و بستگان و واسطه‌ها نقش اساسي در ازدواج دختران و پسران دارند. دختري كه مايل به ازدواج است، بايد هم از اخلاقي متين و نيكو در ارتباط با نزديكان خود بهره‌مند باشد و هم با ظاهري آراسته در جمع‌زنان حاضر شود، يعني خود را در محيط امن عرضه كند و با دوستان خويش ارتباط صميمانه برقرار نمايد، در جلسات مذهبي و به‌طورکلی در مجالس زنان حضور فعال داشته باشد. ضمن حفظ كرامت و شخصيت و وقار، خوش‌رو و پرانرژی باشد. مطمئناً هم در شادابی و طراوت او و هم در جلب نظر ديگران بسيار مؤثر خواهد بود.
2- در روايات متعدد حضرات ائمه (ع) ما را به دعا كردن و نمازخواندن براي دست يافتن به ازدواجي موفق توصيه و سفارش کرده‌اند. كافي است با حسن اعتماد و قلب پاك به درگاه الهي روی‌آورید و دعا كنيد. توجه شمارا به روايت زير جلب می‌کنیم: از اميرالمؤمنين (ع) نقل‌شده:
«هر كس قصد ازدواج داشته باشد، دو ركعت نماز گذارد. در هر ركعت پس از حمد، سوره ياسين بخواند، پس از اتمام نماز، حمد و ثناي پروردگار گذارد و اين دعا را بخواند: خدايا همسري روزی‌ام كن كه صالح مهربان سپاسگذار قانع و غيور باشد. اگر خوبي كردم سپاس گذاري كند و اگر بدي كردم ببخشد و اگر ذكر خدا گفتم كمم كند و اگر فراموشي بر من عارض شد او يادآوري كند، اگر نزد او نبودم خود را حفظ كند و وقتي به او وارد می‌شوم خوشحال شود و وقتي كاري از او بخواهم انجام دهد و اگر او را قسمي دادم به قسم من احترام بگذارد و اگر از او ناراحت شدم من را راضي كند، اي صاحب جلال و اکرام، اين موارد را به من ببخش چون فقط از تو می‌خواهم و غير از قسمتي كه براي من قرار داده‌ای نخواهم يافت». (3) اين ترجمه دعا است كه كافي است.
ضمناً چندراه تأثیرگذار ديگر براي ازدواج را توصيه می‌کنیم.
از نماز جعفر كه در مفاتیح‌الجنان شيخ عباس قمي هست غفلت نكنيد، مخصوصاً خواندن نماز در مکان‌های مقدس مثل مشهد و...
صدقه دادن:
نذر كردن يعني نذر كنيد كه اگر حاجتم برآورده شد فلان كار مستحب را انجام می‌دهم يا فلان مقدار پول خرج كار خیر می كنم و امثال این‌ها
از همه راه‌ها مهم‌تر راه توبه و توسل به اهل‌بیت عصمت و طهارت است كه بسيار در دعا سفارش شده است اميدوارم به‌زودی به حاجت خود برسيد.
توصيه می‌شود:
1-در حد امكان از هرگونه تلقين و بزرگ‌نمایی نياز به شوهر و تأهل در خود بكاهيد. تلقین‌های كارآمد ديگر را جايگزين آن نماييد. اشتغالات ذهني شما در برطرف كردن اين نياز، ممكن است به اشتغالات فكري و عملي بی‌مورد و گاهي آسیب‌زا بيانجامد.
2 ـ تمركز خود را تا زمان آمدن خواستگار و فراهم شدن مقدمات ازدواج، از ازدواج به امور مثبت ديگر ببريد. به‌هیچ‌عنوان اجازه ندهيد ازدواج تمام فضاي ذهني شمارا اشغال كند.
3 ـ هیچ‌گاه از رحمت بيكران الهي نااميد نباشيد. همواره خواهان امور دنيايي و آخرتي البته با قيد مصلحت و حكمت از خداوند حكيم باشيد، نه استجابت دعا و برآورده شدن حاجات به هر قيمتي. پس از بی‌قراری و عجز و ناله افسرده ساز (حتي به‌صورت دعا) به‌شدت بپرهيزيد. تأخير در برخي امور به‌ظاهر مثبت و ضروري نشان‌دهنده بی‌توجهی خداوند به امور بندگانش نشأت نيست.
4-تفريحات و معاشرت‌های سالم خود را افزايش دهيد.
5 ـ همواره به خود گوشزد نماييد كه سن من براي ازدواج به‌هیچ‌عنوان دير نشده، حداقل تا 35 سالگي فرصت براي ازدواج موفق را خواهم داشت. اين نكته را به‌هیچ‌عنوان خودفریبی قلمداد نكنيد. به يادآوري هرروزه اين نكته ملتزم باشيد.
6 ـ خانه بخت را منحصر در ازدواج ندانيد. همه برگه‌های زندگي را در موضوع ازدواج خرج نكنيد. چه‌بسا زنان بسيار تأثیرگذاری در جامعه بوده‌اند كه در پرتو تحصيل و اشتغال مولد، نه صرفاً ازدواج به خانه بخت واقعي خود راه‌یافته‌اند.
پی‌نوشت‌ها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافى، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج 1، ص 183.
2. همان، ج 2، ص 511.
3. محدث نورى، مستدرك الوسائل، 18 جلد، مؤسسه آل البيت علیهم‌السلام قم، 1408 ه.ق، ج 6، ص 325.
موفق باشید.

آیا خدا با بنده لجبازی می کنه منظورم مستجاب نشدن دعا هست یعنی ...
خداوند باکسی لجبازي نمی‌کند، خداوند بی‌نیاز است و مبرا از تمام صفات زشت است و كسي كه لجبازي می‌کند يا نياز به لجبازي دارد يا عاجز است، اما ...

آیا خدا با بنده لجبازی می کنه منظورم مستجاب نشدن دعا هست یعنی میگه چرا فلان گناه و می‌کنی پس من دعات رو مستجاب نمی‌کنم؟ روحانی‌ها این‌جوری دلیل میارن برا مستجاب نشدن دعا. ما که نمی‌توانیم اصلاً گناه نکنیم و معصوم باشیم

پاسخ:

پرسشگر گرامي خداوند باکسی لجبازي نمی‌کند، خداوند بی‌نیاز است و مبرا از تمام صفات زشت است و كسي كه لجبازي می‌کند يا نياز به لجبازي دارد يا عاجز است، اما براي استجابت دعا شرايط و موانعي قرار داده است كه بسيار طبيعي است، مثلاً شما وقتي به مغازه شير فروشي می‌روید، اگر ظرفي كثيف ببريد و تقاضاي شير كنيد، صاحب مغازه می‌گوید اول ظرفت را بشور و تميز كن بعد بيا شير بگير، چون شير در ظرف كثيف آلوده و بی‌خاصیت می‌شود، در مورد دعا هم خداوند می‌فرماید ابتدا ظرف دلت را تميز نگاه‌دار و اگر آلوده كردي با توبه واقعي ظرف دلت را بشور، سپس تقاضاي برآورده شدن حاجاتت را بكن. چون بادل آلوده به گناه تقاضاي دعا بی‌فایده است.
پس اگرچه ما معصوم نيستيم، ولي می‌توانیم با توبه، ظرف دل مان را پاك و پاكيزه نزد خدا ببريم.
شما به ما نگفته‌اید چه حاجت و خواسته‌ای داريد تا راهنمايي دقیق‌تری بشويد، ولي به‌طورکلی بدانيد، گناهان سه نوع تأثير منفي در دعا مي‏گذارند:
1 -لذت دعا و مناجات را سلب مي‏كنند. انسان دعا مي‏كند، اما لذت نمي‏برد و رقت قلب پيدا نمي‏كند.
2-مانع استجابت دعا مي‏شوند.
3 -توفيق دعا كردن يا شركت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب مي‏كنند.
برخي از گناهان در عدم اجابت دعا تأثير بيشتر دارند كه در ذيل به نمونه‏اي از آن‏ها اشاره مي‏كنيم.
امام سجاد علیه‌السلام فرموده است: «الذنوب التي ترد الدعاء، سوء النية وخبث السريرة والنفاق مع الاخوان وترك التصديق بالاجابة وتاخير الصلوات المفروضات حتي تذهب اوقاتها وترك التقرب الي الله عزوجل بالبر والصدقة واستعمال البذاء والفحش في القول (1) گناهاني كه موجب رد شدن دعا می‌شوند عبارت‌اند از: نيت بد، پليدي باطن، دورویی با برادران ديني، باور نداشتن اجابت دعا، به تأخیر انداختن نمازهاي واجب تا آن زمان كه وقتش بگذرد، دوري جستن از نزديك شدن به خداي بزرگ باکار خير و دادن صدقه و به‌کارگیری كلمات زشت و ناسزا در گفتار.»
علل عدم اجابت دعاها از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع)
مردي به حضرت عرض كرد: خداوند مي‏فرمايد: «ادعوني استجب لكم» پس چرا ما دعا مي‏كنيم، ولي اجابت نمي‏شود، حضرت فرمود: چون دل‏هاي شما در هشت مورد خيانت و بی‌وفایی كرد:
1 -خدا را شناختيد، ولي حقش را آن‌گونه كه بر شما واجب بود، ادا نكرديد. ازاین‌رو آن معرفت به كار شما نيامد.
2 -به پيامبر خدا ايمان آورديد، ولي در عمل باسنت و روش او مخالفت كرديد، پس ثمره ايمان شما چه شد؟
3 -كتاب خدا (قرآن) را خوانديد، ولي در عمل با آن مخالفت كرديد.
4 -گفتيد ما از آتش دوزخ مي‏ترسيم، ولي در همه حالات به‌واسطه گناهان خود به‌سوی جهنم مي‏رويد.
5 -گفتيد ما به بهشت تمايل و رغبت داريم، ولي كارهايي انجام مي‏دهيد كه شمارا از بهشت دور مي‏سازد.
6 -نعمت‏هاي خدا را استفاده مي‏كنيد، ولي شكر و سپاس‌گزاری نمي‏كند.
7 -خداوند فرمود: شيطان دشمن شما است، او را دشمن‌گیرید. به زبان او را لعن مي‏كنيد، ولي در عمل با او دوستي مي‏نماييد و از او اطاعت مي‏كنيد.
8 -عيب‏هاي مردم را برابر ديدگان‏تان قراردادید و عيب‏هاي خود را پشت سر انداختید، درنتیجه كسي را ملامت مي‏كنيد كه خود به ملامت سزاوارتر از او هستيد.
با اين وضع چه دعايي از شما مستجاب گردد، درصورتی‌که شما راه‏ها و درهاي دعا را به روي خود بسته‏ايد؟!
«پس تقواپیشه كنيد؛ كارهاي تان را اصلاح كنيد؛ امربه‌معروف و نهي از منكر كنيد تا خدا دعايتان را مستجاب كند».(2)
نكته بعدي:
گاهي دعا اجابت می‌شود، اما خواسته انسان برآورده نمی‌شود؛ چون خير و صلاح بنده خدا در عدم اجابت دعايش هست. چنان‌که بر اساس گزارش قرآن كريم برخي از دعاهایی كه بعضي از پيامبران الهي مانند حضرت ابراهيم يا حضرت نوح نموده‌اند، به آنان داده نشده است. ولي آنچه خداوند در عوض عدم استجابت دعا براي بنده یابندگانش در نظر گرفته و می‌خواهد آن را در آخرت به بنده خود عطا كند، بسيار برتر از آن چیزهایی است كه انسان ازخداخواسته است.
بنابراین، اگر كسي بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا، چه پاداشي براي او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز ناامید نمی‌شود. امام صادق (ع) می‌فرماید: «روز قيامت خداوند می‌فرماید: اي بنده من! مرا خواندي و اجابتت را به تأخير انداختم. اكنون ثواب و پاداش تو چنين و چنان است. پس مؤمن آرزو می‌کند که‌ای كاش هيچ دعايي از او در دنيا اجابت نمی‌شد، براي آن ثواب و پاداش نيكي كه می‌بیند». (3)
نکته‌ای ديگر:
از روايات استفاده می‌شود كه هيچ دعايي بی‌اثر نيست و هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد. پس درواقع هر دعايي به اجابت می‌رسد، اما گونه‌های اجابت آن مختلف است.
امام سجاد (ع) می‌فرماید: «دعاي مؤمن، يكي از سه فايده را دارد:
يا براي او ذخيره می‌گردد تا در آخرت بهتر ازآنچه در دنیاطلب كرده بود، به او داده شود، يا در دنيا برآورده می‌شود و يا بلايي را كه می‌خواست در دنيا به او برسد، از وي دور می‌کند». (4)
نكته بعدي: بسياري از دعاها كه به استجابت نمی‌رسد به خاطر اين است كه از راه مناسب و درست براي رسيدن به آن دعا وارد نشده‌ایم، يعني براي رسيدن به هر خواسته‌ای، علاوه بر دعا بايد تلاشي متناسب داشت، كه ما در بسياري از موارد اصلاً تلاشي نمی‌کنیم و به دعا بسنده می‌کنیم و در مواردي نيز تلاش می‌کنیم، ولي تلاش مان متناسب با حاجت نيست، يعني راه رسيدن به حاجت را اشتباهي می‌رویم، كه این‌یکی از مهم‌ترین علت‌های عدم استجابت دعا است.
شما نيز وظیفه‌دارید بر دعا اصرار كنيد و حسن ظن به خداوند داشته باشيد و براي رسيدن به هر كاري از راه درست و شرعي آن وارد شويد تا اگر صلاح تان بود به آن برسيد.
پی‌نوشت‌ها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه.ق، ج 70، ص 376.
2. همان، ج 90، ص 376.
3. همان، ص 374.
4. احسان‌بخش، صادق، آثار الصادقين، روابط عمومي ستاد برگزاري نماز جمعه گيلان، چاپ اول،1362، ج 6، ص 66.
موفق باشید.

خالکوبي به خاطر عشق به امام حسين (ع) روي ساعد ايراد دارد يانه؟
اين که به امام حسين علیه السلام، محبت داريد بسیار خوب است اما بدانيد؛ اين ارادت بايد باعث نزديک شدن ما به آن بزرگوار شود. هر چه به ايشان نزديکتر شويم ...

مي خواستم بگم تتو يا خالکوبي به خاطر عشق به امام حسين (ع) روي ساعد ايراد دارد يانه؟ لطفا پاسخ دهيد.

اين که به امام حسين علیه السلام، محبت داريد بسیار خوب است اما بدانيد؛ اين ارادت بايد باعث نزديک شدن ما به آن بزرگوار شود. هر چه به ايشان نزديکتر شويم، در قيامت روسفيد تر خواهيم بود. در زيارت عاشورا مي گوييم خدايا ما را به واسطه امام حسين عليه السلام در قيامت روسفيد بگردان؛ «اللهم اجعلني عندک وجيهاً بالحسين عليه السلام» پس با ایشان  بودن و حسيني زيستن افتخار است و موجب سربلندي در آخرت است اما بايد ببينيم؛ چه کاري ما را به امام حسين عليه السلام نزديک مي کند. قطعاً امام حسين که جانش را براي اعتلاي اسلام داده، با کاري که دين مبين اسلام آن را نهي کرده موافق نيست. اين مورد که شما اشاره کرديد اگر از نظر فقهي ايرادي داشته باشد، ممنوع خواهد بود(مي توانيد حکم شرعي آن را از بخش احکام مرکز ما به شماره 096400 جويا شويد). در قرآن، نزديک ترين افراد به حضرت ابراهيم علیه السلام را کساني مي داند که از او پيروي مي کنند نه اقوام و بستگان او(1) پس ابراز ارادت به امام حسين علیه السلام بايد در مسيري باشد که او مي پسندد. بايد اين مطلب را مدّ نظر داشته باشيد؛ هر کاري که دين ما به آن فرمان داده يا آن را جايز دانسته، مي توان براي قرب به امام حسين علیه السلام و نشان دادن ارادت به ایشان، انجام داد.

موفق باشيد.

 

پي نوشت:

1. سوره آل عمران، آيه 68

چه کارهايي براي قبولي توبه و توسل به امام حسين (ع) انجام دهيم؟
توبه یعنی پشیمانی قلبی که لازمه اش ترک آن کار و تصمیم جدی داشتن، بر انجام ندادن گناهان است. در صورتی که قابل جبران باشد، لازم است است این کار انجام شود ...

سلام توسل به امام حسين (علیه السلام) براي توبه از گناهان چگونه است؟ چه کارهايي براي  قبولي توبه و توسل به امام حسبن (ع) انجام دهيم؟

«توسل» از ماده «وسل» به معناي تقرّب جستن يا چيزي كه باعث تقرّب به ديگري از روي علاقه و رغبت مي‌شود، مي‌باشد(1) توسل شامل شفاعت نيز مي‌شود، «شفاعت» از ماده «شفع» به معناي ضميمه كردن چيزي به همانند او است (2) و در مفهوم قرآني، شخص گناهكار به خاطر پاره‌اي از جنبه‌هاي مثبت (مانند ايمان، عمل صالح و...) شباهتي با اولياءالله پيدا مي‌کند و آن‌ها با کمک‌هاي خود، او را به‌سوي كمال سوق مي‌دهند و از پيشگاه خداوند تقاضاي عفو مي‌کنند. به‌عبارت‌ديگر: شفاعت قرار گرفتن موجود قوي‌تر و برتر در كنار موجود ضعيف‌تر و كمك نمودن به او د رراه پيمودن مراتب كمال، است(3).

قرآن کریم در آيه 35 سوره مائده، مي‌فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد پرهيزكاري پيشه كنيد و وسيله‌اي براي تقرب به خدا، انتخاب نماييد و درراه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.

وسيله در آيه فوق، معناي بسيار وسيعي دارد و هر كار و هر چيزي كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مي‌شود، شامل مي‌گردد، همانطوركه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: بهترين چيزي كه به‌وسيله آن مي‌توان به خدا نزديك شد، ايمان به خدا و پيامبر او و جهاد در راه او، نماز، زكات، روزه، حج، صله‌رحم، انفاق ... مي‌باشد(4).

متوسل شدن به افراد در حقيقت توسل به مقام روحاني آن‌هاست كه روح خود را پرورش داده، به كمالاتي رسيدند علاوه بر اين، توسل روح اميد را افزايش، روح يأس را كاهش و ايجاد رابطه معنوي باخدا و اولياءالله و تحصيل رضايت خداوند و توجه به سلسله شافعان و... را به وجود مي‌آورد بنابراين توسل به مقامِ بزرگي مانند امام حسين عليه‌السلام که جانش را براي احياي دين خدا، فدا کرد، بسيار مناسب است و در روايات بسياري هم به آن تأکيد شده است. آداب و ترتيب خاصي نيز براي اين‌گونه توسل ها، وجود ندارد و انسان مي‌تواند صميمانه با امامش درد دل کند و به‌وسيله او از خدا طلب مغفرت کند یا اینکه از خدای متعال بخواهد به خاطر آن بزرگوار، او را مورد بخشش قرار دهد.

توبه یعنی پشیمانی قلبی که لازمه اش ترک آن کار و تصمیم جدی داشتن، بر انجام ندادن گناهان است. در صورتی که قابل جبران باشد، لازم است است این کار انجام شود. می توان از سیدالشهدا علیه السلام خواست تا برای توفیق در این مسیر، برایتان دعا کند. از طرفی می توان از آن بزرگوار درخواست کرد تا به درگاه الهی برای شما، استغفار نماید.

 موفق باشيد.

پي‌نوشت‌ها:

1. قرشي، سيد علي‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ذيل ماده «وسل»

2. همان،‌ ذيل ماده «شفع»

3. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 1، ص 223

4. نهج‌البلاغه، خطبه 110

آيا من بايد با همچين مردي ادامه بدم؟
همان‌طور که بحث بيش‌ازحد، کمکي به حل مشکل نمي‌کند، پاک کردن صورت‌مسئله نيز راهکار مناسبي نيست ...

سلام من 9سال هست که ازدواج کردم و دو فرزند دارم، شوهرم اعتقادي به مراسم مذهبي و دعا و امام حسين و... نداره، آيا من بايد با همچين مردي ادامه بدم؟ هر چي سعي مي­کنم که متقاعدش کنم ميگه من فقط خدارو قبول دارم و به حرفاي هيچ کس گوش نميده.

مواجهه‌ي ناشيانه و غيرعقلاني با اختلافات عقيدتي مي‌تواند زيان‌هاي جبران‌ناپذيري داشته باشد. برخورد و سرسخت با تضادهاي موجود، هيزم به آتش انداختن است. اصلي‌ترين راه، مداراست و اگر كسي در مقابل اعتراضات و مخالفت‌هاي طرف مقابلش از خود نرمي نشان بدهد، به اين معني نيست كه فرد، موافق نظر طرف مقابل است.

• انعطاف‌پذيري در برخي موارد چه بسا باعث همراهی و موافقت شود. اگر خانم يا آقايي در مقابل ابراز اختلاف شريك زندگي خود نرمي نشان دهد، پس از مدتي متوجه شود كه طرف مخالف حق دارد و باورهاي اوست كه مي‌بايست اصلاح شود البته اين درك با كنار گذاشتن خودخواهي قابل‌دسترسي است.

• همان‌طور که بحث بيش‌ازحد، کمکي به حل مشکل نمي‌کند، پاک کردن صورت‌مسئله نيز راهکار مناسبي نيست. شما و همسرتان بايد نسبت به اين مسئله آگاه باشيد تا در صورت بروز مسائلي در اين زمينه بتوانيد با همکاري هم مشکل را برطرف کنيد. اگر هر بار که مي‌خواهيد دراين‌باره با همسرتان صحبت کنيد، کار به مشاجره مي‌کشد، به‌جاي حرف نزدن دراين‌باره بايد شيوه گفتگويتان را تغيير دهيد.

• به عقايد يکديگر احترام بگذاريد. احترام گذاشتن به اعتقادات مذهبي همديگر در ازدواج امري ضروري است. يادتان باشد که مذهب همسر شما بخش بسيار مهمي از زندگي اوست. باهم عهد ببنديد که هيچ‌وقت به اعتقادات و باورهاي مذهبي هم بي‌احترامي نکنيد و به عهدتان وفادار بمانيد.

• لازم نيست هر خطايي را که از همسرتان سر مي‌زند به ارزش‌هاي مذهبي يا سياسي وي ربط دهيد، اگر همسر شما که ايمان مذهبي قوي ندارد، دروغي گفت، به او نگوييد که اگر کمي دين و ايمان داشت، اين کار را نمي‌کرد، افراد مذهبي و باايمان هم ممکن است گاهي دروغ بگويند!

• کارهاي پسنديده و خوب همسرتان را هم ببينيد. گاهي آن‌قدر روي اختلاف نظراتتان متمرکز مي‌شويد که تفاهم‌ها و نقطه نظرات مشترکي که داريد را نمي‌بينيد. آيا واقعاً همسر شما که ازنظر شما باورهاي درستي ندارد، تابه‌حال هيچ کار خوبي که مطابق باورها و خواسته‌هاي شماست انجام نداده است؟

درست است که باورهاي مذهبي اهميت زيادي در زندگي افراد دارند اما گاهي اوقات افراد تمام تمرکز و انرژي خود را صرف پيدا کردن شباهت و يا تفاوت‌هاي موجود در اين حوزه کرده، درنتيجه، توجهي به ساير حوزه‌ها ندارند. اين مسئله موجب مي‌شود تا هرگونه تفاوتي در باورهاي مذهبي فشار مضاعفي را به رابطه وارد کند. براي رسيدن به اشتراک بيشتر، سعي کنيد روي مسائل غيرمذهبي که هر دو شما از آن لذت مي‌بريد تمرکز کنيد مثل سرگرمي‌هاي مختلف، ورزش يا فيلم. انجام دادن کارهايي که هر دوی شما را خوشحال مي‌کند. اين‌ها کمکتان مي‌کند حس اتحاد در ازدواجتان را بالاتر ببريد و ديگر وقتتان را صرف دعوا کردن بر سر عقايد نکنيد.

• يکي از اشتباهات همسران اين است که ديدگاه‌هاي متفاوت همسرشان را به‌عنوان دليلي براي اثبات بي‌علاقگي وي تعبير مي‌کنند و تصور مي‌کنند اگر همسرشان به آن‌ها علاقه داشت، اعتقاداتش را تغيير مي‌داد. ما هرقدر هم به شخصي علاقه‌مند باشيم قادر نيستيم به خاطر وي تغييرات خيلي زيادي در خودمان ايجاد کنيم البته ايجاد تغيير درباره رفتارهاي ظاهري مانند نوع لباس پوشيدن با طرز غذا خوردن، کار چندان سختي نيست اما زماني که موضوع مورد بحث ارزش‌ها و اعتقاداتي است که از دوران کودکي در ما شکل‌گرفته، تغيير کامل و گسترده ممکن نيست.

در پایان یادآور می شویم: در عين اينکه ازدواج با فردي از فرهنگ و مذهبي متفاوت، ممکن است چالش‌هايي منحصر به ‌فرد به همراه داشته باشد، درعين‌حال مي‌تواند فرصتي مناسب براي رشد و بالندگي در زندگي طرفين فراهم آورد. دیگر اینکه شرکت در مراسم های مذهبی اگر چه مطلوب است ولی یک موضوع فردی است و نباید به خاطر آن در خانواده اختلاف ایجاد شود. حفظ وحدت و آرامش خانواده از آن موضوعات، مهمتر است.

 موفق باشيد.

پس بر اين اساس انسان بايد عشق و عاشقي را کنار بگذارد؟
گاهي افراد خيال مي‌کنند عاشق هستند درصورتي‌که دچار هيجانات غريزه جنسي شده‌اند. گاهي خيال مي‌کنند عاشق هستند درصورتي‌که ازنظر عاطفي، وابستگي افراطي به يک شخصي...

با سلام
حديثي از امام صادق وجود دارد که مي گويد:«قلب انسان حرم خداست ودر حرم خدا غير خدا را راه ندهيد.» پس بر اين اساس انسان بايد عشق و عاشقي را کنار بگذارد؟؟

پرسشگر محترم!

دغدغه شما براي فهم صحيح موضوعات ديني ستودني است. منظورتان از عشق و عاشقي چيست؟ گاهي افراد خيال مي‌کنند عاشق هستند درصورتي‌که دچار هيجانات غريزه جنسي شده‌اند. گاهي خيال مي‌کنند عاشق هستند درصورتي‌که ازنظر عاطفي، وابستگي افراطي به يک شخصي پيداکرده‌اند. عشق از محبت زياد پديد مي‌آيد. محبت، پايه معرفتي دارد. معمولاً مردم وقتي از هم شناخت کافي پيدا کنند، از هم فرار مي‌کنند نه اينکه عاشق هم شوند. اگر هم فردي به ديگري محبت واقعي پيدا کند چون پايه اين محبت، معرفت است اولاً چنين حالتي، افراطي نخواهد بود ثانياً در راستاي محبت الهي خواهد بود چراکه اين فرد مخلوق و جلوه الهي است. نشانه و نمودي از آن حقيقت والاست.
آنچه در فيلم‌ها و داستان‌ها نشان مي‌دهند معمولاً همان وابستگي افراطي است که جرقه آن در نگاه و برخورد اول شکل مي‌گيرد. چنين حالتي به دليل آسيب‌هايي که دارد علاوه بر روانشناسي، ازنظر ديني هم مذمت شده است.
اين‌گونه عشق‌ها (درصورتي‌که اختياراً به آن‌ها دامن زده شود) و لو اينكه توأم با غريزه جنسي نباشد بازهم نکوهش شده‌اند: امام على «عليه‌السلام»: كسى كه عاشق چيزى شود، چشم خود را كور و قلب خود را بيمار كرده است. عاشق با چشمى نادرست مى‏بيند و با گوشى ناشنوا مى‏شنود، شهوات عقل او را از كار مى‏اندازد و دنيا قلب او را مى‏كشد و نفس او خواستار بي‌چون‌وچراي آن مى‏شود (1). مفضل مي‌گويد از امام صادق عليه‌السلام سؤال كردم كه عشق چيست؟ فرمودند دل‌هايي كه از ياد خدا خالي شود گرفتار محبت غير خدا مي‌شوند (2). در کل وابستگي شديد به غير خدا مطلوب نيست و آسيب‌هايي دارد به قول خواجه حافظ:
 غلام همت آنم كه زير چرخ كبود                               ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
چنين حالت‌هايي در ابتدا کم هستند ولي با ادامه دادن، گفتن به‌طرف مقابل، نزديک شدن به‌طرف، فکر و خيالات و آرزو کردن‌ها بيشتر مي‌شود! هرچند ممکن است اين دل‌بستگي‌ها در ابتدا فقط احساسي و بدون تحريک غريزه جنسي باشد ولي در ادامه چنين تضميني وجود ندارد. نيروها و غريزه‌هاي آدمي درهم‌پيچيده‌اند و به روي‌هم اثر مي‌گذارند. شايد در ذهن تصور شود که احساس از غريزه جنسي جدا باشد ولي در عالم واقع اين‌طور نيست. وقتي احساسات هيجاني شد غريزه‌هاي ديگر هم بي‌اختيار به کار مي‌افتند. پيگيري اين حالت‌ها تمامي ندارد. ابتدا نگاه، بعد از مدتي فکر و خيالات، بعدازآن درخواست کارهاي ديگر! بازهم آرامش پديد نخواهد آمد، بلکه درخواست‌ها بيشتر مي‌شود! پس بهتر آن است که از همان ابتدا مديريت شود تا به‌تدريج از بين برود.
موفق باشيد.  
پي‌نوشت‌ها:
1. سيد رضي، نهج‌البلاغه، مص: صبحي صالح، قم، هجرت، 1414 ق، خطبه 109، ص 160.
2. محمد بن علي بن بابويه، امالي (للصدوق)، تهران، كتابچي، 1376 ش، ص 668، ح 3.

صفحه‌ها