خانوادگي

قطع ارتباط با خواهر و برادر و پیامدهای آن
صِلۀ ‌رحمِ نباید به قیمت تحقیر انسان تمام شود؛لذا حفظ پیوند در شرایطِ سردیِ روابط، با جایگزینیِ ارتباطات غیرمستقیم و دعای خیر،بدون لطمه به عزت‌نفس توصیه می‌شود.

پرسش:

قطع ارتباط با اقوام 5: خواهر و برادرهایم دوست ندارند با آنها رفت‌و‌آمد کنم؛ وظیفه‌ام چیست؟

 

پاسخ:

اسلام پیوند با خویشاوندان را از فرایض قطعی و از ویژگی‌های ایمانِ حقیقی معرفی می‌کند. اهمیت صلۀ ‌رحم تا بدان‌جاست که در متون دینی، قطع آن در ردیف گناهان کبیره و از عواملِ شتاب‌دهنده به عقوبت‌های دنیوی و اخروی برشمرده شده است. با این حال، زمانی که انسان با بی‌مهری یا عدم تمایلِ خواهر و برادر خود برای برقراری ارتباط روبرو می‌شود، در یک چالش اخلاقی قرار می‌گیرد: از یک‌سو حفظ پیوندِ خونی که واجب الهی است؛ از سوی دیگر رعایت کرامت انسانی و اجتناب از تحمیلِ حضور که می‌تواند به سوءتفاهم‌های بیشتر بینجامد. وظیفۀ مؤمن در این ساحت، نه مقابله ‌به ‌مثل، بلکه اتخاذِ راهبردی است که پیوند عاطفی را از انقطاع نجات دهد؛ با وجود این حریم عزت‌ نفس فرد را نیز حفظ کند. در این نوشتار نکاتی برای تبیین این مطلب بیان می‌کنیم.

1. وجوبِ مطلق صلۀ ‌رحم: صلۀ ‌رحم تنها زمانی که آنها میل به ارتباط دارند واجب نیست، بلکه تکلیفی الهی است که حتی در صورتِ بی‌مهری آنان نیز ساقط نمی‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در حدیثی می‌فرماید: «آیا بهترین اخلاق دنیا و آخرت را به شما بگویم؛ بخشش کسی که به تو ظلم کرده است. صلۀ رحم با کسی که از تو بریده و قطع رحم کرده و خوبی به کسی که به تو بدی می کند و اعطا به کسی که تو را محروم کرده است» (1). خداوند نیز در قرآن کریم کسانی را که پیوندِ امر‌شده از سوی خداوند را قطع می‌کنند، سزاوار لعن می‌داند (2). بنابراین اصل اولیه دربارۀ صلۀ رحم این است که با کسانی که قطع رابطه کردند هم ارتباط داشته باشیم.

2. مدارا و ارتباط غیر‌مستقیم با وجود بی‌میلی: بر اساس سیرۀ اهل‌بیت علیهم السلام اگر آنها تمایلی ندارند، نباید با اصرارِ بی‌جا موجب تکدر شد، بلکه باید با روش‌های غیرمستقیم ارتباط را زنده نگه داشت. یعنی برای تحقق مصداق صلۀ رحم از سوی انسان، لازم نیست دیدار‌های حضوری یا مستقیم داشته باشد، بلکه می‌توان از طریق پیامک‌های تبریک و تسلیت ایام عزاداری یا شادی و اعیاد اصل ارتباط را حفظ کرد؛ بدون اینکه ارتباط حضوری شکل بگیرد. صلۀ ‌رحم گاه با یک سلام، یک تلفن کوتاه یا فرستادن پیام تبریک تحقق می‌یابد و نیازی به حضورِ فیزیکیِ سنگین نیست.

3. حفظِ آبرو و عزت: نباید چنان عمل کرد که شخص در برابر آنها خوار شود، بلکه صلۀ ‌رحم باید با عزت باشد؛ یعنی اگر در صورت ادامه ارتباط با مصداق های مختلف، برادر و خواهر یا افراد خانواده اذیت یا توهین یا تحقیر می‌کنند، دیگر نیازی به ارتباط با آنها از سوی ما نیست. انسان حق ندارد کاری کند که خوار و حقیر شود. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «خداوند همه چیز را به خود مؤمن واگذار کرده است، مگر ذلیل‌کردن خود را» (3)؛ یعنی حق ندارد خودش را خوار و ذلیل کند.

4. دعا برای آنان: اگر امکان ارتباط حضوری نیست، دعا‌کردن برای هدایت و اصلاحِ حالِ آنها نوعی صلۀ ‌رحمِ غیابی است. دعا برای اصلاح رابطه یا عاقبت‌به‌خیری آنان نیز زمینۀ ارتباط مجدد را فراهم می‌آورد.

5. تلاش برای اصلاح ریشه برداشت منفی یا بدبینی: ممکن است بی‌میلی آنان ناشی از قضاوت و برداشت منفی شخصی باشد؛ یعنی شاید توهم دارند شما اشتباه یا ظلمی کردید که این‌گونه رفتار می‌کنند. اگر این‌طور است، باید ابتدا ریشه یابی کنید که اشکال آنان به کدام رفتار و گفتار شماست و سپس اگر اشتباه می‌کنند، مستقیم یا غیر‌مستقیم از طریق یک انسان معتمد برای آنها رفع سوء‌ظن کنید و توضیح دهید تا متوجه شوند شما نیت بدی نداشتید و کار بدی نکردید.

نتیجه:

بررسی نظام اخلاقی و فقهی صلۀ ‌رحم در مواجهه با جفا و بی‌میلی خویشاوندان، نشان می‌دهد که این تکلیف الهی نباید با مفهوم تحمیل حضور یا تحقیر شخصیت فردی خلط شود. اصل بنیادین در این حوزه، تلازم میان اجرای واجب الهی و حفظ کرامت انسانی است. صلۀ رحم از یک‌سو تکلیفی است که با رفتارهای سلب‌کننده از سوی طرف مقابل ساقط نمی‌شود و مؤمن موظف است حتی در برابر قطع‌کنندگان پیوند، راه را برای نیکی نبندد؛ از سوی دیگر، اسلام به هیچ‌وجه به دنبال آن نیست که فرد مؤمن را در معرض توهین، تحقیر یا خواری قرار دهد. بنابراین راهکار عملی در چنین بحران‌های خانوادگی، گذار از ارتباطات فیزیکی و مستقیم به سمت ارتباطات معنوی و غیرمستقیم است. استفاده از ابزارهای ارتباطی جدید (مانند پیام‌های مناسبتی) و همچنین تقویت پیوند غیابی از طریق دعا، بستری ایمن فراهم می‌آورد که هم وظیفه شرعی محقق شود و هم عزت‌نفس فرد آسیب نبیند. افزون بر این، مدیریت بحران در روابط خویشاوندی مستلزم هوشمندی اخلاقی است؛ به این معنا که پیش از پذیرش جفا، باید ریشه‌های سوءتفاهم و برداشت‌های نادرست را شناسایی و از طریق میانجی‌گری یا توضیح صریح اصلاح کرد. در‌نهایت هدف غایی صلۀ رحم، نه صرفاً حضور در یک مکان، بلکه حفظ اصل پیوند و تلاش برای اصلاح ریشه‌های نفاق و بدبینی در قلب‌های خویشاوندان است؛ به گونه‌ای که مسیر بازگشت به سوی محبت، همواره باز نگه داشته شود.

پی‌نوشت‌ها:

1. «أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلَائِقِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیْکَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَکَ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه. ۱۳۶۵ ش، ج ۲، ص ۱07).

2. «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ * أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ» (محمد: 22 ـ 23).

3. «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ إِلَّا إِذْلَالَ نَفْسِهِ» (محمد بن حسن حر عاملى؛ وسائل الشیعه؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم ‏السلام، 1409، ج 16، ص 157

حد و مرز ارتباط با خویشاوندان مخالف
صله رحم با خویشاوندانِ مخالف یا آزاررسان نباید قطع شود و در برابر بدیِ آنان با نیکی،صبر وارتباط حفظ گردد و با کرامت و گفتگوی محترمانه برای اصلاحشان کوشیده شود.

پرسش:

ارتباط با خویشاوندان مخالف، معاند یا آزار‌رسان چگونه و دارای چه حدومرز اخلاقی است؟

پاسخ:

رتباط با خویشاوندان، یکی از عرصه‌های مهم و مورد توصیه زیست اخلاقی از منظر اخلاق دینی است. بااین‌حال این ارتباط گاه چالش‌ها و دشواری‌هایی دارد که یکی از آن‌ها مربوط به ارتباط با خویشان مخالف و یا آزار رسان است، در چنین شرایطی، مؤمن با پرسشی اساسی مواجه است: چگونه می‌توان میان حفظ پیوند خویشاوندی از یک‌سو و حریم‌های اخلاقی، تعادل برقرار کرد؟ در ادامه، به نحو مختصر به پاسخ پرسش مورداشاره پرداخته می‌شود.

نکته اول: حفظ رابطه خویشاوندی به‌مثابه اصل اولیه

حفظ پیوند و ارتباط با خویشان، از دستورات اخلاق دینی است و پایداری در آن اختصاص به بستگان هم‌عقیده و باتقوا ندارد، بلکه یک وظیفه اخلاقی نسبت به عموم خویشان است که نسبت‏ به اهل ‏گناه هم جریان دارد. نقل شده است که یکی از شیعیان از امام صادق علیه‌السلام می‌پرسد:

«برخی خویشاوندانم ‏خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان برمن حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‏کند. اگر با تو همفکر و هم‌عقیده باشند که دو حق بر تو دارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی.» (1)

 همین‌طور حتی اگر بستگان، مایه آزار انسان را هم فراهم کنند، بازهم نباید ارتباط با آن‌ها قطع شود. در حدیث آمده است که مردی خدمت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و عرض کرد:

 «یا رسول‌الله! من‏ خویشاوندانی دارم که من با آنان پیوند می‏کنم و رابطه دارم، اما آنان‏ آزارم می‏دهند، تصمیم گرفته‌ام آنان را ترک کنم. حضرت رسول فرمود: آنگاه، خدا هم تو را ترک می‏کند! ... گفت: پس چه کنم؟ رسول خدا فرمود: به کسی که محرومت کرده، عطا کن، با کسی که از تو بریده، رابطه برقرار ساز، کسی که بر تو ستم کرده، از او درگذر. هرگاه چنین‏ کردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود.» (2)

 بنابراین به‌عنوان یک اصل اولیه، ارتباط با خویشاوندِ مخالف یا آزار‌رسان نباید قطع شود و پیوند داشتن با آن‌ها در زمره وظایف اخلاقی است. از جهت فقهی نیز قطع‌رحم با کسانی که از ارحام نَسَبی می‌باشند، جایز نیست. (3)

نکته دوم: بدی را با خوبی پاسخ دادن

به‌عنوان یک اصل دیگر می‌توان گفت به‌طورکلی در ارتباط با خویشاوند علاوه بر عدم قطع رابطه با آن‌ها، توصیه آن است که در برابر بدی‌های آن‌ها نیز باید خوبی کرد؛ بنابراین اگر آزار می‌رسانند وظیفه اولیه صبوری و تحمل است، اگر قطع رابطه می‌کنند، برقراری رابطه وظیفه اخلاقی است، اگر مخالفت می‌کنند محبت و برخورد مهربانانه وظیفه اولیه است، اگر معاند هستند، قطع رابطه در حالت اولیه صحیح نیست. چنانکه در روایتی بر پیوند با کسی که او با انسان قطع رابطه کرده توصیه شده است. (4)

نکته سوم: حفظ ارتباط به‌صورت غیرمستقیم

مقصود از پیوندهای خویشاوندی و صله‌رحم آن است که انسان از حال خویشان مطلع باشد و اگر مشکلى دارند در حد توان حل کند؛ بنابراین لازمه این کار این نیست که حتماً به خانه آن‌ها بروند، بلکه اگر به‌وسیله تلفن و نامه و امثال آن‌هم از حال آن‌ها باخبر شوند کافى است، چنان‌که در حدیثى نقل شده است:

 «صلوا ارحامکم ولو بالسلام؛

 صله‌رحم کنید و لو با یک سلام.» (5)

 بنابراین در مواردی که به دلایلی مانند عدم رعایت حلال و حرام الهی یا آزاررسانی و توهین به مقدسات، نمی‌توان به‌صورت مستقیم به خانه خویشان رفت، برای حفظ پیوند خویشاوندی اصل ارتباط از راه‌های غیرمستقیم حفظ شود؛ مثلاً بدون رفتن به منزل آن‌ها تلفنی از حال آن‌ها جویا شد، از دیگران احوال آنان پرسیده شود، در صورت نیاز مالی، به آن‌ها کمک مالی کرد.

نکته چهارم: رفتار کریمانه و گفت‌وگوی محترمانه

بسیاری از دشمنی‌ها با دین و مذهب و انقلاب از سر جهل و ندانستن واقعیات است. بسیاری از این افراد از اطلاعات پایینی برخوردارند و یا تحت تأثیر تبلیغات و رسانه‌های معاند هستند که در بسیاری از این موارد اگر کسی عالمانه و با دلیل و مدرک و نیز با برخوردی کریمانه و محترمانه با آن‌ها مواجه شود، می‌تواند قدم‌های مهمی در جهت اصلاح آن‌ها بردارد. از سوی دیگر انسان نسبت به خویشاوندان خود و هدایت و دست‌گیری از آن‌ها وظیفه اخلاقی بیشتری دارد؛ بنابراین لازم است با علم و آگاهی و از طریق گفت‌وگوهای محترمانه و رفتاری کریمانه، در مراودات خویشاوندی سعی شود اشتباهات و لجاجت‌های آن‌ها با دادن اطلاعات صحیح و دقیق برطرف شده و زمینه هدایت و رشد معرفتی و معنوی آن‌ها فراهم شود.

نکته پنجم: ترک مجالس گناه و مرزبندی عملی

گفته شد حفظ ارتباط با خویشان وظیفه اخلاقی است. از سوی دیگر روشن است که مؤمن نباید در برابر گناه بی‌تفاوت باشد و در مجال و محافلی که گناه و معصیت علنی انجام می‌شود شرکت کند. به‌عنوان نمونه از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده که فرموده است:

 «کسی که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد، نباید بر سر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب خورده می‌شود.» (6)

 بنابراین حفظ ارتباط با خویشان و حضور در مجالس و مهمانی‌های آن‌ها نباید به‌گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و تأیید توهین و هتک مقدسات و ارزش‌های دینی و انقلابی گردد. پس اگر حضور در آن مجلس موجب آسیب‌هایی ازاین‌دست شود و یا نهی‌از‌منکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید آن مجلس را ترک کرده و یا شرکت ننمایند و ایفای وظیفه صله‌رحم را به موقعیت‌ها و شرایط و روش‌های دیگر موکول کرد.

نکته ششم: به دوستی نگرفتن خویشان مخالف

ممکن است در میان خویشاوندان افرادی باشند که معاند محسوب می‌شوند؛ یعنی افرادی که دشمنی با خدا و رسول خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام دارند. در مورد این خویشاوندان قرآن کریم به‌صراحت عدم پیوند دوستی با این گروه را دستور داده و آن را لازمه اعتقاد به خدا و روز معاد دانسته و می‌فرماید :

«هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دل‌هایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آن‌ها را تقویت فرموده و آن‌ها را در باغ‌هایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آن‌ها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آن‌ها "حزب‌الله" اند؛ بدانید "حزب‌الله" پیروز و رستگاران‌اند.» (7)

 علامه طباطبایی دراین‌باره می‌گوید: «در این آیه شریفه یافتن قومى با چنین صفتى را نفى نموده، مى‏فرماید: چنین مؤمنینى نخواهى یافت و این کنایه است از اینکه ایمان راستین به خدا و روز جزا با چنین صفاتى نمى‏سازد، آن‌کس که واقعاً به خدا و رسول و روز جزا ایمان دارد، ممکن نیست با دشمنان خدا دوستی کند، هرچند که همه قِسم سبب و انگیزه دوستى در آنان وجود داشته باشد، مثل اینکه پدرش یا پسرش یا برادرش باشد و یا قرابتى دیگر داشته باشد، براى اینکه این‌چنین دوستى با ایمان به خدا منافات دارد.» (8)

 بنابراین در معاشرت با خویشاوند معاند علاوه بر نکاتی که پیش‌تر گفته شد باید توجه شود که نباید معاشرت به نحو دوستی و علقه‌های محبتی باشد.

نتیجه:

1. ارتباط با خویشاوندان مخالف، معاند یا آزاررسان، اولاً نباید قطع شود و اصل صله‌رحم به‌عنوان یک وظیفه اخلاقی و فقهی پابرجاست؛

 2. در برابر بدی آنان تا جایی که ممکن است باید نیکی کرد و از صبر و گذشت بهره جست؛

 3. در صورت دشواری یا محدویت‌های اخلاقی، ارتباط را می‌توان به‌صورت غیرمستقیم و از راه تلفن، نامه یا پرسش از دیگران و کمک مالی حفظ نمود؛

 4. باید با رفتار کریمانه و گفت‌وگوی محترمانه، برای اصلاح و هدایت آنان کوشید؛ 5. ازآنجاکه شرکت در مجالس گناه و معصیت جایز نیست، در چنین مواردی باید صله‌رحم را به روش دیگری انجام داد؛

 6. با خویشاوندان معاندی که دشمنی با خدا و رسول دارند، نباید رابطه‌ای‌ به‌صورت دوستی و علقه محبتی داشت.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. حسینی نیا، اقبال، چشم‌اندازی به صله‌رحم در آیات و روایات، قم، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش‌های اسلامی،1385.

2. دلیری، کاظم، مراتب صله‌رحم و آسیب‌شناسی آن در عصر حاضر، ره‌توشه، بهار 1399.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ج ‏۴، ص‏۸۳.

2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج‏۷۱، ص‏۱۰۰.

3. مقام معظم رهبری، در:https://www.leader.ir/fa/faq?s=960&faq_search=&page=3

4. «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج 68، ص 423.

5. «صِلُوا أرحامَکُم ولو بِالسَّلامِ.» ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404 ق، ص 57.

6. «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ فَلایَجْلِسْ عَلَی مَائِدَهٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْر.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج ۷۶، ص ۱۲۹.

7. «لاتَجِدُ قَوْمًا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» سوره مجادله، آیه 22.

8. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد‌باقرموسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1389، ج 19، ص 340.

وظیفه زن در مقابل قطع ارتباط شوهر با خانواده اش
در مواجهه با قطع رابطه شوهر با والدین، وظیفه زن ایفای نقش «مصلح ملایم» است. او نباید در قطع رحم مشارکت کند.اما باید با مشورت‌همسر را به سمت اصلاح هدایت نماید.

پرسش:

شوهرم به‌خاطر مشکلاتی ارتباط را با خانواده‌اش قطع کرده است و مادرش ناراضی است؛ وظیفه من چیست؟

پاسخ:

وظیفه زن در مقابل قطع ارتباط شوهر با خانواده‌اش، از منظر اخلاق اسلامی و حقوق خانواده، دارای ابعاد بسیار پیچیده و حساس است؛ چراکه هم‌زمان میان دو حق بنیادین یعنی «حقوق والدین» و «حقوق زوجیت» قرار می‌گیرد. همان‌طور که قبلاً بیان شد مسئله‌ی قطع‌رابطه میان فرزند و والدین (قطع رحم،) یکی از جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی و مذهبی در ساختار خانواده است که پیامدهای سنگین اخروی و دنیوی به همراه دارد. زمانی که میان شوهر و خانواده‌ی او، به‌ویژه مادر، تنش ایجاد شده و منجر به قطعی رابطه می‌گردد، همسر (زن) در موقعیتی حساس قرار می‌گیرد. این موقعیت، از یک‌سو مستلزم رعایت حقوق همسر و حفظ آرامش خانه است و از سوی دیگر، به دنبال وظیفه‌اش در قبال این قطع ارتباط است. برای توضیح این وظیفه، نکاتی را تقدیم می‌کنیم.

1. پرهیز از تأیید قطعی رحم

 هیچ‌گونه وظیفه‌ای بر عهده زن نیست که در قطع‌رابطه همسر با والدین او مشارکت کند یا با سکوت خود، او را به این گناه تشویق نماید. قرآن کریم بر اهمیت پیوندها تأکید دارد و می‌گوید از این موضوع از انسان سؤال خواهد شد:

 «از همان خدایى که به [نام] او از یکدیگر درخواست مى‌کنند و در حق خویشاوندان [تقوا داشته باشید؛] زیرا خدا همواره مراقب شماست

 پس اولین وظیفه زن این است که هیچ مشارکت و تأیید و تشویقی نسبت به این قطع‌رابطه نداشته باشد. چون علاوه بر معصیت بودن آن، بعد از مدتی ممکن است خانواده شوهر همه این اتفاقات را از سوی زن ببینند یا بعد از مدتی رابطه شوهر با خانواده‌اش خوب شود و از این تأیید و تشویق‌ها در زمان قطع‌رابطه ناراحت شود و این رفتارهای زن، در روزگار خوشی شوهر با خانواده‌اش، چماقی بر سر زن شود.

2. ایفای نقش مشاور خیرخواه

 وظیفه بعدی شما مشورت است، نه دستور دادن. حد‌الامکان باید مشکلاتی که گفتید را ریشه‌یابی کنید و برایش راه‌حل‌های واقعی پیدا کنید. با یک مشاور در این زمینه می‌توانید صحبت کنید و بعد از ریشه‌یابی و یافتن راهکارها، با همسرتان صحبت کنید تا مشکلات را مرتفع کند. از فشار مستقیم برای صلح اجتناب کنید. گاهی فشار زیاد باعث پناه بردن بیشتر شوهر به موضع خود می‌شود.

3. کلامی نرم

 از سویی دیگر باید با کلامی نرم، پیامدهای معنوی قطع رابطه را به او یادآوری کند. قرآن در مواجهه با پدر و مادر مشرک نیز دستور می‌دهد:

 «در دنیا به‌صورت پسندیده با آن‌ها مصاحبت کن.» (2)

 اگر این دستور برای والدین مشرک است، برای والدین مسلمان به‌طریق‌اولی واجب است.

4. حفظ حرمت پدر و مادر همسر

 حتی اگر شوهر با پدر و مادرش اختلاف دارد، زن نباید در برابر والدین او بی‌احترامی کند. احترام به مادر همسر، بخشی از تکریم جایگاه خانواده است که در روایات بر آن تأکید شده است. حتی بهتر است مداخله غیرمستقیم در جهت صلح بین شوهر و خانواده‌اش داشته باشد. اگر امکان دارد، بدون اینکه شوهر احساس کند مورد قضاوت قرار گرفته، از طریق کلامی یا رفتاری، نشانه‌های محبت مادر را (در صورت وجود) یا اهمیت رضایت او را القا کند. یادآوری محبت‌ها و لطف‌های مادر و خانواده به شوهر، او را به والدین نزدیک می‌کند یا دست‌کم در تصمیمش تردید ایجاد می‌کند.

5. تفکیک میان «عدم حضور» و «قطع رابطه»

 زن می‌تواند به همسر کمک کند تا میان «دوری موقت برای کاهش تنش» و «قطع کامل رابطه» تفکیک قائل شود. دوری برای آرامش می‌تواند موقتی باشد، اما قطع کامل (قطعی رحم) جایز نیست.

6. مدافع حقوق همسر در برابر زیاده‌خواهی

 اگر دلیل قطع‌رابطه، ظلم یا تعرض خانواده شوهر به حقوق یا آرامش خانه است، وظیفه زن این است که مدافع همسرش باشد، البته نه با ابراز این موضوع در مقابل خانواده شوهر به‌گونه‌ای که باعث شعله‌ور شدن اختلاف شود، بلکه باید در خلوت خود و شوهرش به او اطمینان دهد که در حالتی در مقابل این ظلم کنار شوهرش می‌ایستد و با او خواهد بود تا شوهرش آرام شود. می‌تواند در این مواقع از شوهرش بخواهد از ظرفیت افراد معتبر و ریش‌سفید فامیل استفاده کند و از آن‌ها بخواهد که با خانواده‌اش صحبت کنند و ریش‌سفیدی کنند تا حقوقش پایمال نشود. البته وظیفه زن این نیست که شوهر را به‌سوی ظلمِ والدین سوق دهد، بلکه اگر راهی محترمانه برای احقاق حقوق شوهر نیست، باید به دنبال یافتن راهی برای «فاصله‌گذاری محترمانه» باشید، نه «قطع رابطه».

7. استمداد از خداوند و دعا

 در مسائل پیچیده خانوادگی که قدرت اراده فرد محدود است، سلاح اصلی دعا است. امام صادق علیه‌السلام به تأثیر دعا در تغییر سرنوشت، با بیان شیوائی اشاره کرده می‌فرماید: یکی از اموری که قضای الهی را دگرگون می‌سازد، دعا است، زیرا خدا است که به دعا چنین قدرتی را داده است که به‌هم‌زننده تقدیر است و این حقیقت فلسفی را با جمله زیر بیان کرده است:

 «این دعایی است که فرمان الهی بر آن نوشته شده است که دگرگون‌کننده قضای الهی است!» (3)

 برای اصلاح رابطه شوهر و خانواده‌اش باید دعا کرد که دعا بسیار سفارش شده و دارای اثر است.

نتیجه‌:

وظیفه زن در شرایط اختلاف شوهر با خانواده خویش، مسیری میان صبر استراتژیک و تلاش جهت اصلاح است. زن نباید در تقابل با شوهر قرار بگیرد که منجر به تنش بیشتر در خانه شود و نباید نیز در سکوت، گناه قطع رحم او را تأیید کند. بهترین رویکرد، اتخاذ نقش مشاور و مصلح آرام است؛ کسی که با استناد به آیات الهی و روایات معصومین و مشورت با مشاوران و ریشه‌یابی مشکلات و یافتن و کاربست راهکارها، همواره یادآور پیوندهای خانوادگی است، اما درعین‌حال، حق همسر خود را در داشتن خانه‌ای آرام و بدون فشار روانی از سوی خانواده‌ی وی، حفظ می‌کند. هدف نهایی نباید صرفاً برگرداندن او به خانه مادر باشد، بلکه هدف باید بازگرداندن او به مسیر بندگی و رعایت حقوق واجب باشد. صلح پایدار تنها زمانی حاصل می‌شود که شوهر احساس کند همسرش درک‌کننده رنج اوست، اما درعین‌حال، راه غلط (قطع رحم) را برای او تزیین نمی‌کنید. وظیفه زن در اینجا، نه مداخله‌ی مستقیم در تصمیمات استقلال‌طلبانه یا هیجانی همسر، بلکه ایفای نقش «واسطه‌ی صلح» و «حفاظت از مرزهای اخلاقی» است. زن باید میان نقش خود به‌عنوان همسر (که وظیفه‌ی حمایت از شوهر را دارد) و نقش خود به‌عنوان یک مؤمنه (که وظیفه‌ی خیرخواهی برای نجات روح همسر از گناه قطع رحم را دارد) توازن برقرار کند. دعا همیشه مؤثر و مهم است و وظیفه نهایی دعا برای اصلاح روابط است.

پی‌نوشت‌ها:

1. وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ»، سوره نساء، آیه ۱

2. «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا»، سوره لقمان، آیه ۱۵

3. «وَ ذَلِکَ الدُّعَاءُ مَکْتُوبٌ عَلَیْهِ الَّذِی یُرَدُّ بِهِ الْقَضَاء»، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج 5، ص 141

وظیفه فرزند به هنگام بدگویی مادر از پدر
در مواجهه با بدگویی والدین، با ریشه‌یابیِ آرام و مدیریتِ هوشمندانه‌ی کلام در لحظه‌ی تنش،ضمن پرهیز از دفاعِ مستقیم و غیبت،فضا را به سمت اصلاح و آرامش هدایت کنید.

پرسش:

مادرم از پدرم بدگویی می‌کند، نه می‌توانم کلامش را قطع کنم و نه می‌توانم گوش بدهم، چکار باید بکنم؟

پاسخ:

بدگویی والدین از یکدیگر در حضور فرزند، یکی از تعارضات اخلاقی برای فرزندان است. این معضل، فرزند را میان دو تکلیف - نیکی به یکی و پرهیز از ظلم به دیگری- سرگردان می‌کند. واکنش نادرست در چنین شرایطی، ممکن است به تشدید کدورت‌ها و آسیب به کرامت والدین و یا افتادن در دام گناه منجر شود، ازاین‌رو، گام‌گذاشتن در مسیری اخلاقی ضروری است که در ادامه نکاتی برای این منظور پیشنهاد می‌شود.

نکته اول: بررسی، کشف و رفع زمینه‌ها و علت‌ها

پیش از هر واکنشی، لازم است با دیدی واقع‌بینانه و فارغ از قضاوت، به ریشه‌یابی زمینه‌ها و علت‌های رفتار والد بدگو پرداخت؛ زیرا تغییر رفتار، بدون شناخت علتِ آن، ممکن و پایدار نیست. بدگویی معمولاً معلول یک یا چند عامل زیر است که باید ضمن شناخت آن‌ها، برای رفع آن‌ها کوشید.

الف: اختلاف‌سلیقه یا روش زندگی:

 اگر علت بدگویی اختلاف‌سلیقه در سبک زندگی و کارهای روزمره است، پیشنهاد شود پدر با احترام به سلایق مادر، در حد ممکن همراهی کند و در موارد اختلاف، به‌جای تحکم، با صبوری و استدلالی محترمانه، دیدگاه خود را توضیح دهد.

ب: نادیده گرفته شدن نیازها:

 ممکن است علت بدگویی عدم توجه به نیازهای والد باشد. برای این منظور از والد دیگر (در اینجا پدر) خواسته شود به‌گونه‌ای غیرمستقیم و با حفظ کرامت او که به نیازهای همسرخود چه مادی و چه عاطفی توجه بیشتری داشته باشد و برای رفع آن‌ها گام بردارد.

ج: مقابله‌به‌مثل:

 ممکن است علت بدگویی مقابله‌به‌مثل باشد، چون تجربه رفتار آزاردهنده از طرف همسر داشته است. در این موارد بهتر است به هر دو والد هرچند به نحو غیرمستقیم و تؤام با احترام فهمانده شود که حفظ احترام دیگری و پرهیز از تکرار رفتار غلط، بایسته و اخلاقی است.

د: انتظارات افراطی:

 ممکن است علت بدگویی انتظارات غیرمعقول مانند توقع تبعیت محض، یا درخواست‌های غیرمعقول یا خارج از حد توان همسر باشد که در این موارد، بهتر است در عین حفظ حرمت و کرامت او توقع نادرستی که دارد، با نرمی و استدلال، نظرِ درست یا کار درست یا انتظار معقول مورد اشاره و تأکید قرار داد.

ه: تظلم خواهی:

 ممکن است علت بدگویی شکایت از ظلم (تظلم) باشد که تلاش می‌کند برای رفع ظلمی که از طرف همسر (پدر) به او (مادر) شده است به بیان آن بپردازد. در این مورد اگر بدگویی چنین علتی دارد، اولاً باید توجه شود که غیبت محسوب نمی‌شود (1) و ثانیاً فرزند باید تلاش کند این ظلم را در صورت توان به یک شکلی رفع (از بین بردن زمینه‌ها) یا دفع کند.

نکته دوم: انجام‌ وظیفه فرزندی هم‌زمان با عدم تأیید بدگویی

فرزند در برابر والدین، وظایف سنگینی چون حفظ حرمت، احسان، نیکی و اطاعت در معروف دارد که حتی در شرایط ناخوشایند نیز ساقط نمی‌شود. خداوند متعال در خصوص احترام به پدر و مادر تعبیر دقیقی به‌کار برده و فرموده است:

 «به آن‌ها [حتى‏] "اُف" مگو و به آنان پرخاش مکن و با آن‌ها سخنى شایسته بگوى؛» (2)

 بنابراین، هرگز نباید با برخوردی تند، پرخاشگرانه یا تحقیرآمیز، شأن والد (مادر)ی او را خدشه‌دار کرد، حتی اگر گمان می‌رود مادر در حق پدر یا خود فرزند کوتاهی کرده است. به‌عنوان‌مثال قطع کردن مدام و فوری کلام مادر، بی‌احترامی به او است، در عوض، می‌توان با ادب کامل و لحنی آرام، گوشی شنوا داشت، اما هم‌زمان با سکوتِ محترمانه یا پاسخ‌هایی خنثی (مانند «متوجه ناراحتی شما هستم») نشان داد که محتوای تهمت‌آمیز یا ناروا را تأیید نمی‌کند.

نکته سوم: پرهیز از تشدید تنش

در چنین شرایطی، هر نوع واکنش تند، مقابله‌به‌مثل، یا حتی اخم و ناراحتیِ شدیدِ چهره و خیره نگاه کردن به والد که در جای خود از مصادیق آزار والدین است، (3) می‌تواند به‌منزله سوخت‌رسانی به آتش بدگویی باشد. به‌جای آن، باید با مدیریت لحن صدا، پرهیز از نگاه‌های خیره پرخاشگرانه و استفاده از عبارت‌های همدلانه‌ی کلی (مانند «می‌دانم این موضوع برایتان آزاردهنده است،») فضای روانیِ امنی ایجاد کرد تا مادر به‌تدریج از حالت تهاجمی خارج شود. ایجاد مکث‌های کوتاه، پیشنهاد تغییر مکان یا زمان گفتگو (مثلاً «اجازه دهید کمی بعد باحوصله‌ی بیشتری صحبت کنیم،») ازجمله راهکارهای مؤثر برای خنثی‌سازی افزایش تنش است.

نکته چهارم: تلاش برای اصلاح تصویر ذهنی

به‌جای دفاع مستقیم، می‌توان در فرصت‌های مناسب غیر از زمان بدگویی، با ذکر خاطرات مثبت، خدمات و دغدغه‌های واقعی پدر نسبت به خانواده، به‌آرامی زاویه دید مادر را به سمت واقعیت‌های نیکوتر سوق داد. برای نمونه، یادآوری محبت‌های پدر، زحمات اقتصادی او، یا نگرانی‌هایش برای سلامت مادر، می‌تواند به‌مرور تصویر ذهنیِ مخدوش را بازسازی کند، اما این کار باید با ظرافت تمام و به‌گونه‌ای انجام شود که مادر احساس نکند فرزند در حال «درس‌دادن» یا «سرزنش» اوست، بلکه صرفاً دارد تصویر کامل‌تری از یک انسان را به او نشان می‌دهد.

نکته پنجم: تغییر موضوع گفتگو با حفظ همدلی

در لحظه بدگویی، به‌عنوان یک شنونده فعال، ابتدا با رفتار محبت‌آمیز یا گفتار در قالب جملاتی کوتاه و همدلانه (بدون تأیید محتوای بدگویی،) به مادر بفهماند که ناراحتیِ او را درک کرده‌ است؛ سپس با ظرافت و بدون ایجاد بریدگیِ ناگهانی، موضوع را به سمت راهکارهای مثبت، مسائل روزمره دیگر، یا حتی پیشنهاد فعالیتی خوشایند تغییر دهد. برای مثال: «مادر جان، حق دارید ناراحت باشید؛ راستی امروز برنامه خاصی برای غذای ناهار دارید؟» یا «حالا که حرف از دلخوری شد، بیایید فکری برای تفریح خانواده بکنیم.»

نکته ششم: همراهی نکردن با غیبت

اگر بدگوییِ مادر واجد شرایط شرعیِ غیبت باشد، در دل به آن راضی نبوده و هرگز با تأیید لفظی یا حتی خنده و ابراز موافقتِ ضمنی، خود را شریکِ این گناه نکند. در چنین شرایطی، بهتر است با ادب و مهربانی، به‌گونه‌ای غیرمستقیم جلوی ادامه سخن گرفته شود، مثلاً یادآوریِ جمله معروف «خداوند غیبت را نکوهیده و توبه‌کننده را دوست دارد» به زبانِ دعا برای همگان، یا ابراز ناراحتیِ خفیف و رفتن به بهانه‌ای موجه تا هم حرمت مادر شکسته نشود و هم در گناه مشارکت نداشته باشد.

نکته هفتم: تشخیص «درد دل مشروع» از «غیبت» و واکنش به آن

اگر بدگویی از جنسِ «درد دلِ مظلومانه» و با هدف یافتن راه‌حل برای یک مشکلِ واقعی باشد، نه تخریب شخصیت پدر، غیبت محسوب نمی‌شود. (4) بااین‌حال، حتی در این حالت نیز فرزند باید هوشیار باشد که صرفاً به جنبه عاطفیِ ناراحتیِ مادر بپردازد و هرگز با تأیید صریحِ اتهامات علیه پدر، نقشِ داورِ قضاوت‌کننده را بازی نکند. می‌توان با جملاتی چون «این ناراحتی واقعاً طاقت‌فرساست، بیایید فکر کنیم چه‌کاری از دست ما برمی‌آید،» همراهی عاطفی نشان داد، اما محتوای بدگویی را به‌عنوان واقعیتِ قطعی نپذیرفت و درنهایت، راهکارِ گفتگوی مستقیمِ مادر با پدر (در زمانِ مناسب) یا میانجی‌گری یک بزرگ‌خانواده را پیشنهاد داد.

نکته هشتم: خودداری از دفاع مستقیم

دفاع مستقیم و رودررو در همان لحظه بدگویی، نه‌تنها تأثیری ندارد، بلکه مادر را در موضع «تخاصم» قرار می‌دهد و او را به ادامه بدگویی برای اثبات حقانیت خود ترغیب می‌کند. این کار، تنش را به سطحِ بالاتری برده و ممکن است دامنِ فرزند را نیز به دردسر بکشد. در عوض، بهترین واکنش، تأییدِ احساسِ مادر (نه محتوای حرف) و سپس تغییر مسیرِ بحث است. اگر لازم است از پدر دفاع شود، این کار باید در خلوت و فرصتی دیگر و با ذکر محاسنِ او و به‌صورت غیرمستقیم انجام گیرد تا مادر احساسِ «محاصره» و «قضاوتِ جمعی» نکند.

نکته نهم: بهره‌مندی از مشاوره و دعا

در کنار راه‌حل‌های گفته‌شده کمک گرفتن از مشاور خانواده به دلیل آنکه فرصت سؤال و جواب‌های پیشتری برای او فراهم می‌شود که در شناخت علت مشکل و ارائه راه‌حل کمک می‌کند، پیشنهاد می‌شود. در کنار آن، هیچ‌گاه از سلاح پرتوانِ دعا و توسل نباید غافل شد.

نتیجه:

در مواجهه با بدگویی والدین از یکدیگر، باید نخست با صبر و واقع‌بینی، علت‌ها و زمینه‌های رفتار او (مانند اختلاف‌سلیقه، نیازهای نادیده گرفته شده، مقابله‌به‌مثل، تظلم‌خواهی یا انتظارات افراطی) شناسایی و برای رفعِ آن‌ها کوشش شود. در لحظه بدگویی، هرگز کلام والد با پرخاش قطع نشود، بلکه با ادب کامل و همدلی (بدون تأیید محتوای ناروا،) فضای تنش مدیریت شود و با تغییرِ ماهرانه موضوع، از تشدیدِ اوضاع پرهیز داده شود. از دفاع مستقیم و رودررو که فرد را در موضع خصومت قرار می‌دهد، خودداری شود و در فرصتی دیگر، با ذکر محاسن والد مورد بدگویی (پدر،) تصویر ذهنی به‌آرامی اصلاح شود. هم‌زمان، میان «درد دلِ مشروعِ مظلومانه» و «غیبتِ حرام» تفاوت قائل شود؛ در نوع اول، همدلیِ عاطفی نشان دهد و راهکارِ گفتگو یا میانجی‌گری پیشنهاد کند و در نوع دوم، با سکوتِ مؤدبانه یا تغییر بحث، خود را شریکِ گناه نسازد. در کنار این تدابیر، از مشاوره خانواده بهره گیرد و دعا را پشتوانه حل مشکل قرار دهد تا ضمن حفظِ حرمت هر دو والد، به وظیفه نیکی و احسان عمل کرده و زمینه اصلاحِ پایدارِ روابطِ خانواده را فراهم آورد.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. نجفی، حسن؛ شهریاری، روح‌الله، از خانه تا بهشت، قم، انوار طه، 1405.

2. رحیمی، عباس، خانواده موفق، تهران، جمال، 1390.

پی‌نوشت‌ها:

1. تظلّم به معنی شکایت کردن از ظلم کسى را می‌گویند. از مستثنیات حرمت غیبت، تظلم نزد کسى است که امید به رفع ستم‌ از سوى او می‌رود. (نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ ق، ج ۲۲، ص ۶۶).

2. امام صادق علیه‌السلام فرموده است: «وَ مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى وَالِدَیْهِ فَیُحِدَّ النَّظَرَ إِلَیْهِمَا؛ ازجمله مصادیق آزار به پدر و مادر خیره و بد نگاه کردن به ایشان است.» محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، مص: غفاری، تهران، اسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 349.

3. «فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا.» سوره اسراء، آیه 23.

4. غیبت آن است که در غیاب مسلمان، با قصد مذمت و ایراد نقص بر او، عیب مخفی و پوشیده او را نقل کنند. (حسینی خامنه‌ای، سید علی، رساله آموزشی (نسخه الکترونیک)، ج 2، احکام معاملات، درس هفدهم، گفتار یازدهم)؛ بنابراین در صدق غیبت، وجود چند شرط لازم است: اول اینکه در غیاب فرد باشد؛ دوم اینکه با قصد و هدف مذمت او ،عیوبش گفته شود؛ سوم اینکه عیبِ مخفی یا پوشیده او گفته شود. مراد از پنهان بودن عیب نیز برای خصوص مخاطب نیست.

مهارت‌های اخلاقی در ارتباط با والدین سالخورده
مراقبت اخلاقی از والدین سالخورده، تلاشی است دوجانبه برای پاسداشت کرامت و عزت‌نفس آنان که از طریق «تکریم معنوی» و «همدلی عاطفی» محقق می‌شود.

پرسش:

در ارتباط با والدین سالخورده چه نکات و ملاحظات اخلاقی را باید رعایت کنیم؟

پاسخ:

سالخوردگی والدین، مرحله‌‌ای حساس و سرشار از چالش‌های جسمی، روانی و اجتماعی است که فرزندان را در معرض آزمونی بزرگ قرار می‌دهد. والدین در این دوران به دلیل کاهش توانایی‌ها و افزایش نیازها، بیش از هر زمان دیگری به حمایت، محبت و درک فرزندان خود وابسته می‌‌شوند. در این نوشتار به برخی نکات ناظر به وظایف فرزندان در قبال والدین سالخورده در دو بخش اشاره می‌شود.

بخش اول: بایسته‌های اخلاقی معنوی

این بخش با محور قراردادن روایات، چارچوبی از وظایف فرزندان را ترسیم می‌کند و آنان را به رعایت حقوق الهی و انسانی والدین فرا‌می‌خواند. آموزه‌های دینی در این موضوع چنان دقیق و گسترده است که می‌توان آن را نقشۀ ‌راهی برای زیستن در کنار والدین سالخورده دانست.

1. بردباری و تحمل درشتی آنها

تحمل رفتارهای نادرست والدین سالخورده یکی از وظایف فرزندان است. در روایتی آمده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که ... اگر او تو را جاهل خواند، تحمل نموده و به خاطر اسلام و سنش گذشت کنی» (1). تغییرات فیزیولوژیک سالمندان مانند تحلیل‌رفتن اعصاب، بیماری‌هایی نظیر آلزایمر یا احساس از‌دست‌دادن قدرت، گاه سبب بروز رفتارهایی می‌شود که تحملش برای فرزند دشوار است. وظیفۀ اخلاقی فرزندان در این موارد، تحمل و صبر در برابر رفتار آنهاست.

2. مقدم‌کردن آنها بر خود

یکی از جلوه‌های تکریم والدین سالخورده در روایات معصومان علیهم السلام، مقدم‌کردن آنها بر خود است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که او را به خاطر سنش احترام نمایی و چنانچه فضل و سابقه در اسلام دارد، مورد تکریم و تجلیلش قرار دهی و بر خود مقدم داری» (2). تقدیم و مقدم‌داشتن می‌تواند جلوه‌های مختلفی داشته باشد.

3. فراهم‌آورده اسباب عزت و احترام آنها

فرزندان باید از هر آنچه موجب ایجاد عزت و احترام والدین می‌شود، دریغ نورزند. در روایتی آمده است: «هرگاه بزرگ قومى بر شما وارد شد، گرامی‏اش بدارید» (3). ظاهر روایت درباره بزرگ یک قوم است؛ اما در ارتباط با والدین، مصداق بارز و تمام این کرامت، پدر و مادرند که بزرگ‌ترین و ارجمندترین افراد در خانواده به شمار می‌آیند؛ به‌ویژه هنگامی که به سالخوردگی رسیدند. اکرام والدین شامل رفتارهای عملی مانند برخاستن به احترام آنها، بوسیدن دست و پیشانی، استفاده از الفاظ محترم (مثل «پدرجان» و «مادرجان» به جای اسم کوچک)، مشورت‌گرفتن از ایشان حتی در مسائلی که خود به پاسخ آن مسلط‌ایم و پرهیز از قطع‌کردن سخنانشان است.

4. رفع نیازهای زیستی والدین

زمانی که والدین ناتوان هستند، فرزندان باید افزون بر کمک به آنها در خوردن و آشامیدن، نیازهای جسمانی و روزمره آنان را برآورده کنند. این کمک فقط به غذا‌دادن محدود نمی‌شود، بلکه مواردی چون جابجایی، کمک به نظافت شخصی، پوشاندن لباس، همراهی برای درمان و هر آنچه سالمندی انجام آن را دشوار می‌کند را دربر می‌گیرد. در روایتی آمده است که فردی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و گفت: پدرم پیر و ضعیف و ناتوان شده است؛ طوری که برای رفع نیازهایش باید او را حمل کنیم. امام فرمود: «اگر می‌توانی خودت این کار را انجام بده و حتی در دهنش لقمه بگذار؛ چراکه این کار فردای قیامت سپری برای عذاب است» (4).

5. حفظ کرامت در هنگام رفع نیازها

فرزندان در هنگام رفع نیازهای زیستی والدین کهنسال مانند استحمام، غذا‌دادن یا تعویض لباس باید از برخورد خشن، عجولانه یا بی‌حوصلگی پرهیز کنند و با مؤدبانه‌ترین لحن و کلمات با والدین سخن بگویند. حریم خصوصی آنها را با بستن در اتاق و حضور تنها فرد ضروری کاملاً رعایت کرد تا آبرویشان حفظ شود. به جای کلمات تحقیرآمیز، از عبارات محترمانه استفاده شود. در هنگام رفع نیازها با گفتن جملاتی مثل «این روزها فرصت جبران زحمات شماست»، احساس شرمساری از آنها دور شود.

6. صداقت و مسئولیت‌پذیری

تعهد به انجام دقیق و کامل وظایف، پرهیز از سهل‌انگاری و شفاف‌سازی کامل وضعیت سالمند با خانواده از دیگر وظایف فرزندان است. صداقت یعنی پنهان‌نکردن اطلاعات و اطلاع‌رسانی فوری در صورت بروز مشکل. مسئولیت‌پذیری نیز با حضور به ‌موقع و پیگیری جزئیات و کارهای برعهده‌گرفته‌شده تحقق می‌یابد.

7. رازداری و حفظ حریم خصوصی

محرمانه نگه‌داشتن اطلاعات حساس مانند بیماری، مسائل مالی و رعایت کامل حریم شخصی، احساس امنیت و استقلال والد سالمند را تقویت می‌کند و عمیق‌ترین نشانۀ احترام به شخصیت او محسوب می‌شود.

8. رفع نیازهای مالی

والدین سالمند به دلیل کم‌توانی جسمی و محرومیت از کار و تلاش ممکن است در تأمین معاش زندگی خود به سختی بیفتند که رفع نیازهای مالی و مادی آنها بر عهده فرزندان است.

9. مقدم‌کردن در مجالس و محافل

بر اساس اخلاق اسلامی، سالمندان بر کوچک‌ترها مقدم می‌شوند و برای والدین سالخورده این تقدم اولویت بیشتری دارد. تقدم والدین می‌تواند مصادیق مختلفی داشته باشد؛ مانند تقدم در غذا، راه‌رفتن، سخن‌گفتن، جای‌دادن در مجالس و مهمانی‌ها و ... . در روایتی به یک نمونه از این کار اشاره شده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که اگر در راهی همراه بودید، از او سبقت نگیری و پیش روی او حرکت نکنی» (5).

10. پرهیز از آزار و اذیت و غمگین‌کردن آنها

فرزندان باید از هرگونه رفتار موجب آزار و اذیت والدین یا غمگین‌کردن آنان باید پرهیز کنند. در روایتی آمده است: «شخصی که والدین خود را غمگین کند، در واقع مورد عاق آنها قرار می‌گیرد»(6). فریاد‌زدن و تندی‌کردن یکی از مصادیق آزار و اذیت والدین است که باید از آن پرهیز شود.

11. پرهیز از بی‌مهری و بردن به خانۀ سالمندان

در فرهنگ‌های غیردینی، والدین در سالمندی طرد می‌شوند و غالباً در مراکز نگهداری از سالمندان قرار می‌گیرند؛ درحالی‌که بر اساس آموزه‌های اخلاقی این کار درست نیست. بر همین اساس وظیفه نگهداری و انجام کارهای والدین بر عهده فرزندان گذاشته شده است؛ از‌این‌رو سپردن والدین به خانۀ سالمندان نیز عاملی برای برخی محرومیت‌ها به شمار آمده است؛ از جمله پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وجود سالخوردگان در میان خانواده‌ها و جدا‌نکردن آنها از خود را سبب نزول برکات دانسته‌اند (7).

12. پرهیز از به‌رخ‌کشیدن ضعف، نادانی و عیب

باید از هرگونه رفتار نشان‌دهندۀ به‌رخ‌کشیدن ضعف‌ها و ناتوانایی‌های والدین پرهیز شود. در روایتی آمده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که جهلش را به رخش نکشی» (8).

13. پرهیز از مقابله و رویارویی در هنگام اختلاف‌نظر

اختلاف‌نظر با والدین سالخورده یکی از چالش هایی است که امروزه برخی فرزندان با آن مواجه هستند. یکی از نکاتی که در این مواقع باید بدان توجه کرد، پرهیز از منازعه و رودررویی با آنهاست. در روایتی آمده است: «اما حق بزرگ‌تر بر تو آن است که اگر با تو به منازعه پرداخت، با او مقابله نکنی» (9).

بخش دوم: بایسته‌های روحی ـ روانی

بُعد روحی - روانی مراقبت از والدین سالخورده که جزئی از وظایف اخلاقی فرزندان است، نقشی حیاتی و گاه مغفول‌مانده در کیفیت زندگی آنان ایفا می‌کند. در این بخش به برخی از نکاتی اشاره می‌شود که در ارتباط با ابعاد روان‌شناختی والدین سالخورده بایستۀ رعایت است.

1. انس‌گرفتن و همدم‌شدن

والدین با افزایش سن، از لحاظ عاطفی حساس‌تر می‌شوند و به دلیل ازدواج و اشتغال فرزندان با کاهش معاشرت مواجه می‌گردند. ضروری است فرزندان زمان مشخصی را برای دیدار والدین اختصاص دهند و در این همنشینی، حضور قلبی و توجه کامل داشته باشند، نه صرفاً حضور فیزیکی. انجام کارهای مشترک مانند پیاده‌روی، تماشای فیلم یا شنیدن دعا، کیفیت انس را افزایش می‌دهد. در روزهای غیرحضوری، تماس تلفنی یا تصویری تا حدی خلأ همدمی را جبران می‌کند.

2. توجه به علایق یا نیازهای روحی آنها

فرزندان باید با پرسش از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خودشان، دوستان قدیمی و موضوعات جذاب برای والدین، مشتاقانه به سخنانشان گوش دهند و زمینۀ گفتگو را فراهم آورند. ورق‌زدن آلبوم‌های عکس قدیمی و درخواست بازگویی داستان زندگی، ضمن تقویت حافظه، از انزوا و افسردگی جلوگیری می‌کند. اگر والدین به موضوع خاصی علاقه دارند، با پیگیری آن و گفتگو درباره‌اش، پلی به دنیای ذهنی آنها بزنند. این رفتارها نشان می‌دهد که فرزندان برای سلیقه و علایق والدین ارزش قائل هستند.

3. آرامش‌دادن به آنها

فرزندان هنگام پریشان‌خاطری والدین باید با سخنان آرامش‌بخش و رفتارهای تسکین‌دهنده مانند دست‌گرفتن، بوسیدن پیشانی یا کنارشان نشستن در سکوت، اضطرابشان را کاهش دهند. به جای طرد نگرانی، با دقت گوش دهند، نگرانی را تأیید کنند و با دلایل منطقی و امیدوارکننده، آرامش را به آنها بازگردانند. جملاتی مانند «من هستم و تا آخر کنارتان خواهم بود» و یادآوری رحمت الهی، از بهترین سخنان آرامش‌بخش است.

4. درک شرایط آنها

فرزندان باید چالش‌هایی مانند تنهایی، دلتنگی و کاهش توانایی‌های والدین را درک کنند و با همدلی (نه فقط همدردی) خود را جای آنها بگذارند. آگاهی از تغییرات سالمندی باعث می‌شود رفتارهای عجیب آنها را به لجاجت نسبت ندهند.

5. کسب مهارت‌ها و دانش‌های مراقبتی

داشتن دانش و مهارت کافی شامل اصول بهداشت، تغذیه، جابجایی ایمن، مدیریت بیماری‌ها و ارتباط مؤثر برای جلوگیری از خطاهای ناشی از ناآگاهی لازم است. آموزش دید‌گی موجب ارتقای مستقیم کیفیت مراقبت و رعایت اخلاق می‌شود.

نتیجه:

مراقبت اخلاقی از والدین سالخورده، ترکیبی هماهنگ از دو بُعد معنوی و روانی است که هر یک مکمل دیگری و جزو وظایف فرزندان به شمار می‌روند. در بُعد معنوی، وظایفی چون بردباری در برابر رفتارهای ناشی از پیری، مقدم‌داشتن والدین بر خود، فراهم‌آوردن اسباب عزت و احترام، رفع نیازهای زیستی با حفظ کرامت، صداقت و رازداری، تأمین نیازهای مالی، تکریم در مجالس، پرهیز از آزار و بی‌مهری، جلوگیری از به‌رخ‌کشیدن ضعف‌ها و دوری از رویارویی در اختلاف‌نظرها، ستون‌های اصلی این مراقبت را تشکیل می‌دهند. در بُعدروانی نیز انس‌گرفتن و همدم‌شدن، توجه به علایق و نیازهای روحی، آرامش‌بخشی در پریشانی‌ها، درک همدلانۀ شرایط سالمندی و کسب مهارت‌های مراقبتی، نقش حیاتی در حفظ سلامت روان و عزت نفس والدین ایفا می‌کنند. این دو ساحت در کنار یکدیگر، الگویی جامع از مراقبت اخلاقی ارائه می‌دهند که ضمن حفظ کرامت و استقلال والدین، آنان را از انزوا و افسردگی رهایی می‌بخشند و بستر آرامش و رضایت آنها را فراهم می‌آورد.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. سیدهاشم ناجی جزایری؛ فرزندان رحمت‌شده و فرزندان نفرین‌شده؛ چاپ 3، قم: دانش، 1390 ش.

2. محمد ری‌شهری؛ حکمت‌نامه سالمند و اندرزنامه جوان؛ قم: دارالحدیث، 1397 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ...إِنْ جَهِلَ عَلَیْکَ تَحَمَّلْتَ وَ أَکْرَمْتَهُ بِحَقِّ إِسْلامِهِ مَعَ سِنِّهِ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: دارالاحیاء، 1403 ق، ج 71، ص 19).

2. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... فَإِنَ‏ حَقَّهُ‏ تَوْقِیرُ سِنِّهِ وَ إِجْلالُ إِسْلامِهِ إِذَا کَانَ مِنْ أَهْلِ الْفَضْلِ فِی الإِسْلامِ بِتَقْدِیمِهِ فِیهِ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

3. «إذا أتاکُم کَریمُ قَومٍ فَأَکرِموهُ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1404 ق، ج ۲، ص ۶۵۹).

4. حسین بن محمدتقی نوری طبرسی؛ مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل؛ بیروت، مؤسسه آل‌البیت لإحیاء التراث، 1408 ق، ج 15، ص 202.

5. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... لا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِیقٍ وَ لا تَؤُمَّهُ فِی طَرِیقٍ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ بیروت: دارالاضواء، 1405 ق، ج 4، ص 269.

7. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 72، ص 137.

8. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... لاتَسْتَجْهِلْهُ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

9. «امَّا حَقُ‏ الْکَبِیرِ ... تَرْکُ مُقَابَلَتِهِ عِنْدَ الْخِصَامِ» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 71، ص 19).

ارزیابی عشق به همسر
عشق به همسر زمانی فضیلت اخلاقی است که همراه با ایمان، عقل و حفظ کرامت باشد و به وابستگی افراطی و دوری از تعادل نینجامد.

پرسش:

 اگر یک نفر به همسرش وابستگی شدید پیدا کند و عاشقش شود ازنظر اخلاقی بد است؟
 

پاسخ:
عشق و دوست‌داشتن یکی از زیباترین موهبت‌های الهی است که خداوند مهربان با نظر لطف خویش به انسان عطا نموده است. از میان انواع محبت و عشق، حلال‌ترین آن عشق به همسر است. عشق به همسر ذاتاً نه‌تنها غیراخلاقی نیست، بلکه در صورتِ درست بودن جهت، ساختار و مرزها، فضیلت اخلاقی و کمال انسانی محسوب می‌شود. نزدیکی و پیوند عاطفی میان زوج‌ها یکی از ارکان اساسی ازدواج موفق و تربیت سالم فرزندان است. این پیوند به زوجین کمک می‌کند خود را نه دو فرد جدا، بلکه یک واحد همدل ببینند. بااین‌وجود آیا وابستگی شدید عاطفی به همسر امری معقول است؟
 برای رسیدن به پاسخ این پرسش لازم است نکاتی مطرح شود. تبیین مفهوم وابستگی عاطفی و تشریح انواع آن می‌تواند ما را در رسیدن به پاسخ این پرسش کمک کند.

وابستگی افراطی
وابستگی افراطی به همسر به وضعیتی گفته می‌شود که در آن فرد به‌طور بیش‌ازحد به همسر خود متکی است و انتظار دارد تمام یا بخش عمده‌ای از نیازهای عاطفی، روانی و گاه جسمانی او صرفاً از طریق همسر تأمین شود. در این حالت، فرد احساس امنیت، ارزشمندی و آرامش خود را وابسته به حضور، توجه و تأیید همسر می‌داند.

عشق ممدوح و مذموم
انسان به‌طور فطری طالب کمال است و محبت، تجلی این طلب است. در نگاه اسلام ارزش هر عمل به میزان تقربی است که آن عمل نتیجه می‌دهد. به همین دلیل عشق در وجود انسان زمانی مورد تأیید است که همسو با نظام احسن باشد. عواطف و احساسات نیز به شرطی که به‌واسطه عقل مدیریت شوند جایز شمرده می‌شوند؛ بنابراین عشق به همسر اگر انسان را به آرامش، مسئولیت‌پذیری و قدم‌گذاشتن در مسیر کمال برساند عشقی ممدوح تلقی می‌شود. عشقی که انسان را از خدا غافل نکند و در آخرت‌گرایی اختلال ایجاد ننماید، نه‌تنها مذموم نیست، بلکه می‌تواند عبادت باشد و بالعکس اگر وابستگی به همسر، جای محبت الهی را بگیرد یا موجب ترک تکالیف شود، هرگز تأیید نمی‌شود.

تفاوت دو عشق
عشق اگر مسیر خود را به‌درستی طی کند نه‌تنها آرامش افراد را تأمین می‌کند؛ بلکه موجب انسجام خانواده، تربیت سالم فرزندان، کاهش آسیب‌های اجتماعی و وفاداری می‌شود. این در حالی است که وابستگی افراطی می‌تواند منجر به انزوا، فرسودگی رابطه، فشار روانی بر طرف مقابل، قطع شبکه‌های اجتماعی، عدم مسئولیت‌پذیری اجتماعی و کنترل‌گری شود.
در عشق ممدوح و سالم انتخاب هر یک از زن و مرد در زندگی انتخاب‌هایی آگاهانه و مبتنی بر تعقل است. چنین زوجی به مرزها و حریم شخصی یکدیگر احترام می‌گذارند و امنیت یکدیگر را تأمین می‌کنند؛ اما در وابستگی شدید و مذموم ترس از رهاشدگی و اضطراب مزمن همواره برای یکی از زوجین و یا هر دو وجود دارد.

همسر مایه آرامش
خداوند زن و مرد را تکمیل‌کننده یکدیگر و مایه آرامش هم معرفی کرده است. قرآن می‌فرماید:
«و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و رحمت قرارداد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند!» (1)
بنابراین، عشق باید از حیث فردی، زن و مرد را به رشد عقلانی، اخلاقی و معنوی برساند که اگر چنین نتیجه‌ای از وابستگی حاصل شود عشق ارزشمند خواهد بود؛ اما اگر این وابستگی باعث شود تا فرد خودمختاری، کرامت و مسئولیت شخصی خود را از دست بدهد، نارواست و باید درمان شود.

تفاوت حمایت عاطفی با وابستگی عاطفی
یکی از نکات مهمی که لازم است به آن توجه کرد این است که بین حمایت عاطفی و وابستگی عاطفی تفاوت وجود دارد. زن و مرد در زندگی متأهلی به حمایت عاطفی یکدیگر نیاز دارند. احساس امنیت، احترام متقابل، پذیرش تفاوت‌ها و توانایی اتکا به همسر در مواقع دشوار از ثمرات حمایت عاطفی است؛ اما وابستگی عاطفی زمانی شکل می‌گیرد که فرد ارزش خود را مستقل از تأیید همسر نمی‌بیند، دائماً نیازمند اطمینان گرفتن است و عشق به ترس از طرد، خیانت یا رها شدن تبدیل می‌شود. در این وضعیت، فرد بیشتر از آنکه نگران کیفیت رابطه باشد، درگیر شک، ناامنی و ترس‌های درونی خود است. لازم به ذکر است که وابستگی عاطفی شدید مختص زنان نیست. مردان نیز ممکن است دچار این مشکل شوند چراکه وابستگی عاطفی یک پدیده انسانی و روان‌شناختی است، نه مسئله‌ای جنسیتی.

نتیجه:
محبت به غیر خدا مجاز و مطلوب است، مشروط به آن‌که در طول محبت الهی باشد نه در عرض آن. به همین دلیل عشق به همسر، اگر باعقل همراه باشد، فضیلت است؛ اما اگر وابستگی به همسر به‌نوعی وابستگی کور باشد، ضد کرامت انسانی است. عاشق همسر بودن نه‌تنها غیراخلاقی نیست، بلکه در صورت تعادل، یکی از زیباترین فضایل انسانی است؛ اما وابستگی شدید اگر به معنای ازدست‌دادن تعادل عقل، ایمان، هویت و مسئولیت باشد قابل نقد است. در روابط سالم، فرد بخشی از نیازهای عاطفی خود را مستقل تأمین می‌کند و برای بخشی دیگر از همسر کمک می‌گیرد؛ اما در وابستگی افراطی همه نیازهای عاطفی بر دوش یک نفر می‌افتد و این فشار درنهایت رابطه را تخریب می‌کند.

پی‌نوشت‌‌:
1. «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.» روم، آیه 21
 

اطلاعاتی از سبک زندگی خانوادگی پیامبر صلی الله علیه و آله
اخلاق نبوی باید الگوی همه مسلمانان باشد. اگر کسی این موارد را رعایت کند هم از سیره اخلاقی پیامبر پیروی کرده و هم پیوند‌های خانوادگی را قوی‌تر کرده است.

پرسش:

من دوست دارم اطلاعاتی از سبک زندگی خانوادگی پیامبر داشته باشم که چگونه توانستند در زندگی خانوادگی موفق باشند؛ آیا شما می‌توانید مرا راهنمایی کنید؟

 

پاسخ:

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله عالی‌ترین سرمشق اخلاقی برای دنیای بشریت است. چرا که الگو بودنِ خُلق عظیم نبوی، که عامل عمدة نفوذ و محبوبیت ایشان در بین امّت و علت اساسی موفقیت ایشان در نشر دین بوده، بارها مورد تمجید کتاب آسمانی قرار گرفته است و خداوند او را به داشتن خلق عظیم ستوده است: «قطعاً تو را خلق و خویی والاست.»(1) ازاین‌رو، پرداختن به سیره عملی و روش‌های اخلاقی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، که جنبه اسوه دارد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در ادامه مروری بر نمونه‌هایی از خُلق و خوی پیامبر در مسائل خانوادگی را اشاره می‌کنیم.

1. همدلی و وقت گذاشتن برای خانواده

اگر خانواده را مجموعه کوچکی به‌شمار آوریم که رفتار زن و شوهر و فرزندان با یکدیگر، آن را صفا می‌بخشد و همدلی میان افراد، آن را قوام و استحکام می‌دهد، نمونه این رفتار در خانه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله دیده می‌شود. پیامبر در خانه که بود، از هر نوع غذایی که فراهم می‌کردند می‌خورد و از آنچه خدا حلال کرده است همراه خانواده و خدمتکاران تناول می‌کرد و هرگز از غذایی بدگویی و مذمت نمی‌کرد. سرسفره با خانواده می‌نشست و غذا می‌خورد، مگر آنکه مهمانی وارد شود که آنگاه همراه مهمان غذا می‌خورد.(2) از مصادیق همدلی این بوده که وقتی را برای خانواده اختصاص می‌داد. پیامبر وقتی داخل خانه بود، وقت و زمان خویش را سه بخش می‌کرد و غیر از وقت خاص برای خدا و عبادت و برای کارهای شخصی خویش، بخشی را هم مخصوص خانواده می‌کرد.(3) این مدل همراهی و همدلی با خانواده باعث جلب محبت می‌شود و مرد یا زن نباید طوری برنامه‌ریزی کنند که هیچ زمانی برای با هم بودن و لذت بردن و نشاط و شادی با فرزندان نداشته باشند.

2. همکاری و کمک در کارهای خانه

گرچه غالباً، کارهای بیرون خانه با مرد است و کارهای داخل خانه را زن برعهده می‌گیرد؛ ولی همکاری با همسر و افراد خانواده در امور مربوط به داخل خانه، کانون خانواده را گرم‌تر می‌سازد، محبت همسر را می‌افزاید و از سختی کار در خانه کم می‌کند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله همیشه در کار خانه در اوج مشغولیت، فعال بود. در منابع چنین گزارش شده که حضرت علاوه بر آنکه به دوختن و وصله زدن کفش و لباس خویش مشغول می‌شد، در را باز می‌کرد، گوسفند را می‌دوشید، زانوی شتر را می‌بست و شیر آن را می‌دوشید، اگر خادم خانه خسته می‌شد، در آسیاب کردن گندم به او کمک می‌کرد و آب و ظرف وضوی خود را خودش مهیا می‌کرد تا هنگام برخاستن برای تهجّد شبانه برای کسی زحمت نباشد.(4) در نقل دیگری چنین آمده است:

 «در کارهای خانواده به آنان خدمت می‌کرد و با دست خود گوشت خرد می‌کرد.»(5)

3. خوب همسرداری کردن

مهربانی، احترام، خوش‌رفتاری، حق‌شناسی، همکاری و وفا نسبت به همسر و همراهی در غم و شادی و راحت و رنج او، از نشانه‌های خوب همسرداری کردن است و تحمل مشکلات و تندی‌ها و بدخُلقی‌ها و صبوری بر ناملایمات و جفا، نشانه‌ای دیگر از حسن همسرداری است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمود:

 «آگاه باشید، بهترین شما کسی است که نسبت به همسرانش بهتر باشد و من بهترین شما نسبت به همسرانم هستم.»(6)

 وفاداری به همسر، یعنی خوبی‌ها و خدمات و زحمات همسر را مد نظر داشتن و حتی پس از مرگ هم فراموش نکردن. وفاداری پیامبر به حضرت خدیجه، مثال‌زدنی است. روزی پیامبر به یاد خدیجه افتاد و فرمود:

 «کجاست مثل خدیجه؟! وقتی که مردم تکذیبم کردند، او مرا تصدیق کرد و با مالَش مرا بر دین خدا یاری کرد.»(7)

4. شادابی و نشاط

یکی از نیازهای اساسی و طبیعی انسان، شادی و سرور است. تجربه نشان داده که انسان با چند لحظه تفریح، شادی و سرگرمی سالم، نشاط و انرژی لازم را بازیافته و توانایی‌های او برای ادامه زندگی تجدید می‌شود. در فرهنگ دینی «شادکردن دیگران» از خصلت‌های نیک و پسندیده به حساب آمده و دارای پاداش معنوی است. بدون شک، شاد کردن اعضای خانواده، به‌ویژه همسر که شریک زندگی انسان است، بیش از شاد کردن دیگران پاداش معنوی خواهد داشت. پیشوایان دینی، به‌ویژه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، به این امر توجه داشته و همواره در محیط خانه برای رفع خستگی روحی و روانی همسران خود، برنامه‌های تفریحی و نشاط‌انگیزی داشتند. چنان که در این رابطه در برخی کتب تاریخی آمده است:

 «پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و سلم شادترین خوشروترین مردم با همسرانش بود».(8)

5. آموزش آداب و معارف اسلامی به خانواده

یکی دیگر از روش‌های رفتاری رسول اکرم در رابطه با همسران و اهل خانواده، یاد دادن آداب اسلامی به آنان است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

 «ابن مکتوم اذن ورود بر پیامبر را خواست در حالی که عایشه و حفصه، همسران آن حضرت در نزد او بودند. پیامبر به آنان فرمود: بلند شوید و وارد خانه‌هایتان شوید. آن دو عرض کردند: ای رسول خدا! ابن مکتوم نابیناست. پیامبر فرمود: اگر او شما را نمی‌بیند، شما دو تا که او را می‌بینید.»(9)

 پیامبراکرم با این برخورد، یکی از آداب مهم اسلامی را در روابط زن و مرد نامحرم آموزش داد؛ یعنی همان‌طور که نگاه مرد نامحرم به زن نامحرم جایز نیست، نگاه زن نامحرم به مرد نامحرم نیز جایز نیست،‌ بنابراین باید زنان از هر دو جهت مواظبت کنند.

6. ابراز علاقه و نشان دادن توجه به همسر

پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و سلم به همسران خود علاقه‌مند بوده و به آنها توجه داشت و علاقه‌مندی و محبت خود را در عمل به آنان نشان می‌داد؛ چنان که فرمود:

 «مؤمن‌ترین مردم، کسانی هستند که با خانواده خود خوش‌خلق‌تر باشند و بیشتر از همه به آنان لطف و محبت ‌کنند و من بیشتر از شما به خانواده‌ام لطف و مهربانی می‌کنم.»(10)

 ابراز عشق به همسر توصیه شده است. پیامبر فرمود:

 «اگر مردی به همسرش بگوید دوستت دارم هیچ وقت از قلب زن فراموش نمی‌شود.»(11)

7. نظافت و آراستگی در منظر خانواده و همسر

یکی دیگر از روش‌های رفتاری رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در ارتباط با همسرانش، آراستگی و نظافت برای آنهاست. نظافت و زینت و تمیزی لباس و بدن، باعث محبت و علاقه همسر شده و زمینه را برای آرامش ایشان فراهم می‌کند. نقطه مقابل آن، یعنی توجه نکردن به نظافت لباس و بدن، باعث دل‌زدگی و تنفر زن و شوهر از یکدیگر گردیده و ناسازگاری آنان را افزایش می‌دهد. پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به این امر توصیه کرده و به فلسفه آن نیز اشاره می‌کند:

 «لباس‌های خود را بشویید و موهای خود را کم کنید. مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید، پس به درستی که بنی‌اسرائیل چنین نکردند و در نتیجه، زنان آنها آلوده به زنا شدند.»(۱2)

موارد زیاد دیگری می‌توان ذکر کرد که از اخلاق والای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده و باید از راه مطالعه کتاب‌های سیره و اخلاق پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پیگیری شود.

نتیجهگیری:

اخلاق نبوی به توصیه قرآن بالاترین اخلاق‌ها است و باید الگوی همه مسلمانان باشد. در موضوع سیره اخلاقی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در خانواده می‌توان به ویژگی‌های ذیل اشاره کرد: همدلی و وقت گذاشت برای خانواده، همکاری در امور خانه، خوب همسرداری کردن، شادی و نشاط، آموزش آداب و معارف اسلامی به خانواده، ابراز علاقه به خانواده و همسر، نظافت و آراستگی در خانه و... . اگر کسی این موارد را رعایت کند هم از سیره اخلاقی پیامبر پیروی کرده و هم پیوند‌های خانوادگی را قوی‌تر کرده است.

منابع برای مطالعه بیشتر:

آشنایی با سیره اخلاقی پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، اثر جواد محدثی.

کتاب سیره اخلاقی پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم (سلوک فردی)، اثر محمدرضا جباری.

پی‌نوشت‌ها:

1. «إِنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم»؛ سوره قلم، آیه4.

2. «کانَ رسول اللّه یأکل کُلَّ الأصناف مِنَ الطّعام و کانَ یأکُل ممّا احلّ اللّه له مع اهله و خَدَمِه اِذا أَکَلوا...»؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، چاپ: اول، 1409ق، ج24، ص264.

3. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، چاپ: دوم، 1403ق، ج16، ص150.

4. «و کانَ یخصف النّعلَ و یُرقّع الثَوبَ و یَفْتَحُ البابَ و یَحْلِبُ الشّاةَ و یَعقِلُ البعِرَ فیحلِبُها وَ یَطْحَنُ مَعَ الخادمِ اِذا اَعیا و یَضَعُ طَهورَهَ باللّیلِ بِیده...»؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، چاپ: دوم، 1403ق، ج16، ص227.

5. «یَخدِمُ فی مِهنَهِ اَهْلِهِ و یقطَعُ اللّحمَ»؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، چاپ: دوم، 1403ق، ج16، ص227.

6. «اَلا خَیْرُکم خَیرُکم لِنسائِهِ وَ اَنا خیرُکم لِنِسائی»؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، چاپ: اول، 1409ق، ج20، ص171

7. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، چاپ: دوم، 1403ق، ج43، ص131.

8. «کان النبی افکه النّاس مع نسائه»؛ ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه، قم، اسماعیلیان، چاپ: چهارم، 1367ش، ج3، ص466.

9. «إِنْ لَمْ یَرَکُمَا فَإِنَّکُمَا تَرَیَانِه‏»؛ کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، اسلامیه، چاپ: چهارم، 1407ق، ج5، ص534.

10. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، چاپ: اول، 1409ق، ج20، ص171.

11. «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَهِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»؛ کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، اسلامیه، چاپ: چهارم، 1407ق، ج5، ص569.

12. «اغسلوا ثیابکم و خذوا من شعورکم و استاکوا و تزینوا و تنظّفوا فانّ بنی‌اسرائیل لم یکونوا یفعلون ذلک، فزنت نساؤهم»؛ پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، تهران، دنیای دانش چاپ: چهارم، 1382ش، ص226.

در مواجهه با اقوام بی‌حجاب در منزل، اولا کنترل نگاه. دوما؛ دوری از خلوت با نامحرم، سوما؛ امر به معروف و نهی از منکر در صورت امکان و با روش مناسب توصیه می‌شود.

پرسش:

اگر از اقوام کسی به منزل ما بیاید که مسئله حجاب را رعایت نمی‌کند و تذکر هم اثرگذار نیست، وظیفه من به عنوان یک پسر مجرد در چنین شرایطی چیست؟ اگر ازمنزل بیرون بروم و در مهمانی حضور پیدا نکنم اشکال دارد؟ اشکال از این جهت که صله رحم را به‌جا نیاورده‌ام؟ یا آیا چنین کاری بی‌احترامی به حساب می‌آید؟

پاسخ:

یکی از ویژگی‌های خاص آموزه‌های اسلام این است که در نگاه دین، انسان نمی‌تواند نسبت به عملکرد و رفتار دیگران بی‌تفاوت باشد. درواقع سعادت و سلامت دنیوی و اخروی افراد دارای اهمیت است و همین ارزش‌گذاری منجر می‌شود تا دستور مهم اجتماعی، همچون امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر تحقق یابد. از دیگر سو صله‌رحم نیز از دستورات مهم آموزه‌های اسلام است و ترک و قطع بی‌دلیل آن شایسته نیست.

در رابطه ‌با ضرورت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در روایت می‌خوانیم:

 «برای چشم باایمانی که عصیان خداوند را می‌بیند، روا نیست آن چشم به هم خورَد تا این‌که وضعیت را تغییر دهد».(1)

 در وهلة اول در رابطه با معضلات حجاب، چه در بین افراد فامیل و چه در متن اجتماع، باید خونسردی خود را حفظ نماییم و ناراحتی ما از بی‌حجابی‌ها نباید منجر به واکنش‌های هیجانی گردد. مراقب باشیم عکس‌العملی نشان ندهیم که اوضاع را بدتر کند؛ بلکه متناسب با شخصیت شخصی که گناه می‌کند و کمیت و کیفیت گناهش، باید از بهترین، مفیدترین، کم‌زیان‌ترین و مناسب‌ترین راه برای تذکر به او بهره ببریم.

نکوهش تساهل

امروزه برخی از افراد ممکن است به بهانه آزادی توجهی به احکام شرعی در رعایت پوشش نداشته باشند و افراد دیگر نیز ممکن است به بهانه عدم دخالت و یا با توجیه پاک بودن دل، خجالت‌کشیدن و یا حتی ترس از برخوردها نسبت به رفتار آن‌ها واکنشی نشان ندهند. درحالی‌که باید دقت کنیم که دین اسلام دین تساهل و تسامح نیست؛ یعنی سهل‌انگاری و بی‌توجهی و غفلت در آموزة اسلام راهی ندارد.

صله‌رحم

صلة رحم به معنی اتصال و پیوستگی با خویشان است و قطع رحم به معنای قطع این اتصال و پیوستگی. وظیفة انسان در امر صلة رحم متناسب با نوع خویشاوندی و مرتبه و درجة آن متفاوت است. هرچقدر ارحام از افراد نزدیک به انسان باشند، این وظیفه دارای اهمیت بیشتری خواهد بود. در روایت آمده است که امیرمؤمنان علی علیه‌السلام به فرزندش چنین سفارش می‌کند:

 «خویشانت را گرامی بدار، زیرا آنان بال‌وپر تو هستند که با آنان پرواز می‌کنی و اصل و ریشه تو هستند که به آن برمی‌گردی.»(2)

 اگرچه در نگاه عرف، صلة رحم فقط به معنای دیدوبازدید رواج یافته است؛ اما این مسئله دارای مصادیق متعدد است. عیادت هنگام بیماری، انفاق و کمک‌های مالی، قهرنکردن و پیشی‌گرفتن در برقراری دوستی، شرکت در تشییع‌جنازه آن‌ها، اصلاح مفاسد و دفع ستم از بستگان، شریک بودن در شادی و غم آن‌ها، دعاکردن در حق خویشان، به نیکی یادکردن از آنان، حل نزاع‌های خانوادگی، راهنمایی‌های شغلی و درسی، کمک به ازدواج پسران و دختران همه‌وهمه جزء مصادیق صلة رحم هستند.

نگاه‌نکردن

در وهله اول مهم‌ترین وظیفه این است که نگاه خود را کنترل کرده و چشم را از نگاه به نامحرم حفظ نماییم. قرآن می‌فرماید:

 «به مؤمنان بگو چشم‌های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است.»(3)

 نکته دوم این است که سعی کنیم از خلوت با نامحرم و شخص کم‌حجاب پرهیز کرده و در جمع خانواده حضور داشته باشیم.

ترک مهمانی

با توجه به آنچه گفته شد، هم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بر انسان واجب است و هم صله‌رحم. اگر ترک منزل به معنی این باشد که کلاً رابطه با فامیل قطع شود، طبیعتاً صحیح نیست؛ اما اگر با ماندن در منزل احتمال افتادن در گناه برای شخص وجود دارد و توان کنترل نگاه را ندارد، در این صورت ترک منزل شایسته است. البته اگر ارتباط حضوری را به‌خاطر گناه ترک می‌کنیم باید از سایر مصادیق صله‌رحم که ذکر شد بهره ببریم. ترک ناگهانی منزل هم می‌تواند نوعی بی‌احترامی محسوب شود و باعث ناراحتی مهمان گردد؛ ازاین‌رو می‌توانید مؤدبانه و به بهانه‌ای همراه با عذرخواهی منزل را ترک کنید.

نتیجهگیری:

همة ما به‌عنوان یک مسلمان وظیفه داریم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نماییم و این وظیفه در برابر اعضای خانواده و فامیل از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. اگر می‌توانید نگاه خود را از حرام پاک نگه دارید، بهتر است در مهمانی بمانید و چنانچه شرایط امرونهی وجود داشت آن را انجام دهید؛ اما اگر احتمال افتادن در گناه وجود داشته باشد می‌توانید و بلکه باید منزل را ترک کرده و از طریق سایر مصادیق صله، ارتباط را حفظ کنید. بهتر است ترک منزل همراه با عذرخواهی باشد تا کینه‌ای ایجاد نشود و بی‌احترامی محسوب نگردد.

برای مطالعة بیشتر:

1. واجب فراموش‌شده، راهبردهای مقام معظم رهبری در زمینه امربه‌معروف و نهی از منکر

2. اخلاق معاشرت، جواد محدثی

3. وصال خویشان (چشم‌اندازی به صله‌رحم درآیات و روایات)، اقبال حسینی نیا

 

پی‌نوشت‌ها:

1. «لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَهٍ تَرَی اللَّهَ یُعصَی فَتَطرِفَ حَتَّی تُغَیِّرَهُ»: الحر العاملی، العلامه الشیخ محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ط الإسلامیه، ج11، ص399.

2. «أکرم عَشیرتَک، فَاِنَّهم جَناحُک الّذی بهِ تَطیرُ، وَ اَصْلُک الّذی اِلیهِ تَصیرُ...»: المجلسی، الشیخ محمدباقر بن محمدتقی، بحارالأنوار، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ه‍.ق، ج74، ص105.

3. «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِکَ أَزْکَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»: نور، آیه 30.

صله‌ی‌ رحم یک وظیفه شرعی و اخلاقی است که نسبت به تمام خویشاوندان باید انجام شود. از سوی دیگر صله رحم نباید انسان را به گناه و آلودگی و تباهی بکشاند.

پرسش:

رفت و آمد و معاشرت با اقوامی که حجاب را رعایت نمی‌کنند و اهل مصرف الکل هستند چگونه است؟ آیا در گناه آنها شریک هستیم؟ آیا می‌توانیم قطع ارتباط کنیم؟

پاسخ:

مقدمه

صله رحم یکی از مهم‌ترین توصیه‌های اسلام است. اثرات زیادی برای آن ذکر شده است. با این وجود دارای درجات و شرایطی هم هست. گاهی این رفت و آمد‌ها موجب ضلالت وگمراهی است و گاهی باعث نجات و هدایت است. در این راستا به نکاتی توجه کنید.

پاسخ اجمالی1

صله‌ی‌ رحم آثار بسیاری دارد. ولی حضور در سفره‌ای که در آن شراب است نهی شده است. به‌صورت کلی حضور در مجالس و مهمانی‌های فامیلی نباید به گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و مفسده گردد. اگر شما را دعوت می‌کنند  عذرخواهی کنید و ارتباط و صله رحم را در ایام دیگر و از راه‌های دیگر پیگیری کنید.

پاسخ اجمالی2

صله‌ی‌ رحم به معنای ارتباط همراه با لطف و احسان به خویشاوندان نسَبی است و نسبت به همه یک وظیفه شرعی است که آثار و فواید بسیاری برایش ذکر شده است. صله‌ی‌ رحم نسبت به تمام خویشاوندان (زن و مرد باتقوا و بی‌تقوا، مسلمان و کافر، ظالم و صالح) باید انجام شود. از سوی دیگر صله رحم نباید انسان را به گناه و آلودگی و تباهی بکشاند. حضور در سفره‌ای که در آن شراب است نهی شده است. به‌صورت کلی حضور در مجالس و مهمانی‌های فامیلی نباید به گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و مفسده گردد. بنابراین ضرورتی در حضور در مهمانی‌هایی که باعث گناه می‌شود، نیست. اگر شما را دعوت می‌کنند، می‌توانید عذرخواهی کنید و برایشان آرزوی موفقیت کنید و ارتباط و صله رحم را نیز در ایام دیگر و از راه‌های دیگر پیگیری کنید.

پاسخ تفصیلی

1. همان‌طور که می‌دانید در روایات و سیره امامان علیهم السلام، ما می‌بینیم که توصیه زیادی به پیوند و معاشرت با نزدیکان شده است و به ما گفته‌اند که به خاطر مال دنیا و مسائل ناچیز، این پیوند را خدشه‌دار نکنیم تا جایی که تأکید فرموده‌اند، حتی با افرادی که با شما قطع رابطه کرده‌اند رابطه برقرار کنید.(1) این یک وظیفه‌ی اخلاقی است که نسبت‏ به اهل ‏گناه، بلکه کفار هم ثابت است. چه بسا به برکت رفت و آمدهای بستگان صالح، فاجران هم راه‏ صلاح پیش گیرند و تأثیر بپذیرند. حتی اگر این ارتباط تأثیری در رفتار ارحام بدکار نگذارد، باز موظف به حفظ رابطه با آنها هستیم. گزارش شده است که یکی از شیعیان از امام صادق علیه‌السلام ‏پرسید: «برخی خویشاوندانم ‏خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان بر من حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‌کند. اگر با تو هم‌فکر و هم‌عقیده باشند که دو حق بر تو دارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی.»(2)

2. از سوی دیگر، اگرچه صله رحم و مهمانی خوب است و یکی از نیازهای هر انسانی است، ولی انسان باید در صله رحم توجه کند که باعث آلوده شدن انسان به گناهان دیگر نشود، شیطان و هوای نفس و دشمنان تلاش دارند صله رحم‌ها و مهمانی‌ها محلّى براى آلوده کردن مردم، مخصوصاً جوان‏ها باشد.

3. در مورد شراب خواری و همراهی با کسی که شرب خمر می‌کند از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده است: «کسى که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد، نباید بر سر سفره‌اى بنشیند که در آن شراب خورده می‌شود.»(3) اساساً حضور در مجالس و مهمانی‌ها و صله رحم نباید به گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و مفسده گردد. بنابراین حضور در مهمانی‌هایی که بی‌حجاب هستند یا اهل شراب هستند، ممکن است باعث تقویت کارها و عقیده‌های باطل آنان بشود یا حتی ممکن است کم‌کم باعث سستی خود شما یا دیگر اعضای خانواده یا دوستانتان بشود. بنابراین حضور در این مهمانی‌ها ضرورتی ندارد. اگر شما را دعوت می‌کنند می‌توانید عذرخواهی کنید و برایشان آرزوی سعادت کنید و ارتباط و صله رحم را نیز در ایام دیگر و از راه‌های دیگر پیگیری کنید.

نتیجهگیری

صله‌ی‌ رحم به معنای ارتباط همراه با لطف و احسان به خویشاوندان نسَبی است و برای همه یک وظیفه شرعی است که آثار و فواید بسیاری برایش ذکر شده است. صله‌ی‌ رحم نسبت به تمام خویشاوندان (زن و مرد باتقوا و بی‌تقوا، مسلمان و کافر، ظالم و صالح) باید انجام شود. از سوی دیگر صله رحم نباید انسان را به گناه و آلودگی و تباهی بکشاند. حضور در سفره‌ای که در آن شراب است نهی شده است. به‌صورت کلی حضور در مجالس و مهمانی‌های فامیلی نباید به گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و مفسده گردد. بنابراین ضرورتی در حضور در مهمانی‌هایی که باعث گناه می‌شود، نیست. اگر شما را دعوت می‌کنند، می‌توانید عذرخواهی کنید و برایشان آرزوی موفقیت کنید و ارتباط و صله رحم را نیز در ایام دیگر و از راه‌های دیگر پیگیری کنید.

منابع برای مطالعه بیشتر

  • وصال خویشان: چشم اندازی به صله رحم در آیات و روایات، اثر اقبال حسینی‌نیا
  • صله رحم، اثر سید جواد مرادی‌نیا

پی‌نوشت‌ها

1. «صِلُوا مَنْ قَطَعَکُمْ وَ عُودُوا بِالْفَضْلِ عَلَیْهِم‏»: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق، ج71، ص412.

2. «قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع تَکُونُ لِیَ الْقَرَابَةُ عَلَى غَیْرِ أَمْرِی أَ لَهُمْ عَلَیَّ حَقٌّ قَالَ نَعَمْ حَقُّ الرَّحِمِ لَا یَقْطَعُهُ شَیْ‏ءٌ وَ إِذَا کَانُوا عَلَى أَمْرِکَ کَانَ لَهُمْ حَقَّانِ حَقُّ الرَّحِمِ وَ حَقُّ الْإِسْلَامِ»: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق/مصحح: غفاری، علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص157.

3. «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسْ عَلَى مَائِدَةٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْر»: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق، ج76 ، ص129.

حق مادر بر فرزند حق بسیار بزرگی است. از طرفی همه ما نسبت به فقرا وظیفه رسیدگی داریم. اولویت اینکه به مادر کمک مالی بشود یا به فقیر، منوط به بررسی شرایط است.
کمک به مادر یا فقیر

پرسش:
اگر انسان پولی داشته باشد، بهتر است این وجه را به مادرش بدهد تا سفر زیارتی برود یا به فقیر کمک نماید؟
 

 

پاسخ:
در آموزه‌های اسلام، رعایت حقوق والدین از جانب فرزندان، بسیار تأکید شده است. دستورات فقهی، تکلیفی و اخلاقی دین نسبت به‌حق والدین، نشان از این اهمیت دارد. در این ‌بین، حق مادر به شکل ویژه‌ مورد سفارش قرار گرفته است. از سوی دیگر انفاق و کمک به فقرا از اهمیت بالایی برخوردار است تا جایی که انسان مؤمن نباید نسبت به نیازمندان بی‌تفاوت باشد.
با توجه ‌به تذکرات قرآن، وظیفه ی فرزندان در مقابل پدر و مادر از اهمیت بالایی برخوردار است. اسلام همواره همه‌ی فرزندان را به احسان و احترام به والدین دعوت کرده است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ وَصَّینَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیهِ... ؛ و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حقّ پدر و مادر خود نیکی کن».(1) اهمیت این موضوع زمانی روشن می‌گردد که قرآن موضوع احسان به والدین را در کنار ایمان به خداوند مطرح کرده است: «… لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا … ؛ … جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید…».(2)

جایگاه مادر
اگرچه اسلام در رابطه‌ با والدین سفارش‌های فراوانی دارد؛ اما به طور خاص در برخی از آیات و روایات به‌ حق مادر اشاره ‌شده است. ازجمله در سوره‌ی لقمان آمده است: «وَ وَصَّیْنَا الاِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ اُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْن وَ فِصالُهُ فی عامَیْنِ... ؛ انسان را درباره پدر و مادرش توصیه کردیم، (به‌ویژه) که مادرش با ضعف و زحمت طاقت‌فرسا او را در رحم خود پروراند و در دو سال او را شیر داد».(3) و یا در روایت آمده است: «قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی اَلنَّبِی صَلَّی اَللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ فَقَالَ یا رَسُولَ اَللَّهِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ أُمَّک قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّک قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّک قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أَبَاک».(4) امام صادق علیه‌السلام فرمود: «مردی به حضور پیامبر آمد و گفت به چه کسی احسان کنم؟ فرمود: به مادرت. گفت: بعد به چه کسی؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت. گفت: بعد به چه کسی؟ گفت: به پدرت».

انفاق
در آموزه‌های اسلام، انفاق و کمک به دیگران دارای ارزش و اهمیت است. مطابق آیات کریمه کسی که انفاق می‌کند، پاداشش را از خدا دریافت می‌کند و بلکه فزون‌تر از آنچه که در راه خدا داده است، پس می‌گیرد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید جای آن را پر می‌کند و او بهترین روزی‌دهندگان است».(5)

اطاعت از مادر
یکی از وظایف اخلاقی فرزندان در برابر مادر، این است که تا جایی که می‌توانند مطابق میل مادر باشند؛ بنابراین اگر عدم تبعیت ما موجب آزار مادر شود، ما حق نداریم خلاف امر او عمل کنیم. البته شرط تبعیت این است که آنچه مادر می‌گوید منطبق بر شرع و اخلاق باشد. اگر خود مادر از شما درخواست کمک مالی مبنی بر دریافت هزینه برای سفر زیارتی را داشته‌اند، اولویت در این است که از مادر تبعیت کنید و پول را به مادر ببخشید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «وَ وَالِدَیْک فَأَطِعْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَیَّیْنِ کَانَا أَوْ مَیِّتَیْنِ؛ و امّا نسبت به پدر و مادرت، از آن‌ها اطاعت کن و به ایشان نیکی کن خواه زنده باشند یا نباشند».(6)
اما اگر مادر درخواست کمک نداشته‌اند و شما خودتان قصد دارید پول را به بهترین شکل خرج نمایید، باید موضوع را بررسی کنید. گاهی مادر شما نیازی به کمک مالی شما ندارند و از سوی دیگر، فقیری دست نیاز به‌سوی شما دراز کرده و عدم توجه شما، شرایط زندگی را برایش سخت خواهد کرد، در این شرایط اولویت این است که به فقیر کمک کنید. اما اگر شخص خاصی را مدنظر ندارید و شرایط اضطراری برای کمک به دیگران وجود ندارد، در این حالت بهتر است از طریق بخشیدن پول به مادر، شرایط سفر زیارتی را برای ایشان فراهم کنید. البته اگر خود مادر بتوانند بخشی از هزینه ی سفر را پرداخت کنند، بهترین کار این است که جمع بین دو امر نمایید؛ یعنی بخشی از پول را به فقیر و بخشی را به مادر بدهید.

نتیجه
پدر و مادر دارای حق عظیمی بر فرزند هستند، به همین دلیل مسئولیت فرزندان در برابر آن‌ها بسیار مهم است. موضوع نیکی به مادر آنقدر اهمیت دارد که فرزند باید خودش و بدون واسطه به آن اقدام نماید. از دیگر سو رفع نیازهای فقرا نیز از مهم‌ترین دستورات اجتماعی اسلام است. توجه به فقرا و کمک به آن‌ها نباید مورد بی‌توجهی قرار گیرد. 
اگر تمکن مالی شما در حدی است که هم بتوانید مادر را به زیارت بفرستید و هم به فقیر کمک کنید، بهتر است همین کار را انجام دهید. اگر مادرتان توان پرداخت بخشی از هزینه را دارند می‌توانید بخشی از پول خود را به مادر و بخش دیگر آن را به فقیر بدهید. اگر مادر شما از نظر مالی در مضیقه است و توانایی تأمین هزینه ی سفر زیارتی را به‌تنهایی ندارد و علاقه ی فراوان برای رفتن به سفر دارد کمک به او در اولویت قرار می‌گیرد. اگر مادر شما از نظر مالی مشکلی ندارد، اما به لحاظ عاطفی به این سفر زیارتی نیاز دارد و این سفر می‌تواند موجب آرامش و تقویت روحیه او شود، کمک به او در این امر نیز در اولویت است. اگر فقیر در شرایط بسیار سختی به سر می‌برد و نیاز فوری به کمک دارد و مادر نیز اصراری بر سفر ندارد، کمک به فقیر مقدم بر سفر زیارتی مادر است.

 
معرفی منابع برای مطالعه بیشتر
ارزش پدر و مادر در اسلام، سید اسماعیل گوهری
جایگاه پدر و مادر در قرآن و احادیث، محمدحسن مهدوی نیا

پی‌نوشت‌ها
1. سوره‌ی لقمان، آیه ی 14.
2. سوره‌ی بقره، آیه ی 83.
3. سوره‌ی لقمان، آیه ی 14.
4. الشیخ الکلینی، الکافی، المحقق / المصحح:  غفاری علی‌اکبر و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج2، ص159
5. سوره‌ی سبأ، آیه ی 39.
6. الشیخ الکلینی، الکافی، المحقق / المصحح:  غفاری علی‌اکبر و محمد آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج2، ص158.
 

صفحه‌ها