پرسش وپاسخ
۱۳۸۹/۰۶/۲۱ ۲۰:۵۴ شناسه مطلب: 19051
بسمه تعالي ما براي طهارت مخرج بول و غايط از آب قليل استفاده مي كنيم اگر بعد از بول يا غايط كردن كف كاسه توالت را با اب قليل پاك كنيم و بعد مخرج بول يا غايط را با اب قليل بشوييم حكم ابي كه حين تطهير با برخورد به كف كاسه توالت به لباسمان پاشيده مي شود چيست؟(براي بنده كه بسياردشوارشده و هميشه در توالت اب به بدنم پاشيده ميشود و مدام همه جايم را ميشويم.)
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اگر کاسه توالت پاک شده باشد ، آبي که از شستن مخرج بول و غايط به کاسه مي ريزد و بعد به بدن يا لباس ترشح مي کند، با پنج شرط پاك است :
اول: آن كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد .
دوم : نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد .
سوم : نجاست ديگرى مثل خون ، با بول يا غائط بيرون نيامده باشد .
چهارم : ذرّههاى غائط در آب پيدا نباشد .
پنجم : بيش تر از مقدار معمول ، نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد . (1)
پي نوشت :
1 . توضيح المسائل مراجع ، ج 1 ، ص 49 ، م 27 .
۱۳۸۹/۰۶/۲۱ ۱۸:۲۲ شناسه مطلب: 19047
۱۳۸۹/۰۶/۲۰ ۱۳:۰۳ شناسه مطلب: 18987
با سلام پسر و دختری که از طریق تلفن باعث ارضاع یکدیگر شوند چه گناهی دارد با توجه به اینکه شرایط ازدواج دائم را نیز نداشته باشند لطفا در مورد گناه این کار و راه حل برای بر طرف کردن مشکل رابطه آنها توضیح بدهید با تشکر
گناه و قبح اين مسأله بر هيچ کس پوشيده نيست، چرا که زناي گوش و زبان و احياناً خودارضايي و ... محسوب مي گردد.
همان طور كه نداشتن شرايط کار مجوزي براي دزدي محسوب نمي گردد، نداشتن شرايط ازدواج دايم ،مجوزي براي دزدي ناموس و غارت عفت و شرف دخترکان پاک طينت و ساده دل محسوب نمي گردد.
راه حل ويژه اي براي اين موضوع وجود ندارد و فقط به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي شود:
وسوسه مکالمه جنسي، از وسوسه و وسواس فکري و عملي نشأت مي گيرد . وسواس هم ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. فرد وسواسي از پس هر اضطرابي خود را مجبور به رفتار وسواسي(مثل زنگ زدن براي مکالمه سکسي) براي کاهش اضطراب مي بيند. با اين اوصاف از کار انداختن چرخه معيوب «افزايش اضطراب - رفتار وسواسي- کاهش موقت اضطراب» در اولويت درمان قرار مي گيرد.
بايد دانست:
1ـ ارائه هر راهکاري متوقف بر خواست و اراده قطعي شماست. قوي ترين راهکارها بدون خواست واقعي شما روي کاغذ باقي ميماند.
2ـ به هيچ عنوان خود را در برابر اين مشکل دست و پا بسته فرض نکنيد. اراده شما هر اندازه هم که باشد، براي نيل شما به سر منزل مقصود و زندگي سعادتمندانه در دو جهان کافي است.
3ـ خود را حقير و ناپاک ندانيد. بندهاي از بندگان خدا محسوب ميشويد که چند صباحي به هر دليلي از او دور افتادهايد. ارتقاي عزت نفس و اعتماد به نفس ، شاه کليد ترک است.
3ـ سطح توقع تان را از خودتان پايين بياوريد. کوچک ترين اقدامات مثبت خود را در زمينه ترک اين اعتياد با ديده احترام بنگريد و آن را تشويق کنيد.
4 ـ خويشتنداري بدون پاکسازي جانانه محيط زندگي بيمعناست . براي نيل به پاکي چارهاي جز پاک سازي محيط از وسايل و تجهيزات تحريکزا نداريد. حذف فيزيکي برخي امور مانند حذف تجهيزات تماس تلفني در کنار حذف ذهني برخي امور مانند نياز کاذب به استفاده از ماهواره و ويدئو سي دي و ... جزو ضروريات پاک زيستن است.
5 ـ به دور از هر گونه بهانهتراشي به راحتي هر چه تمامتر ميتوانيد با حذف فيزيکي موارد فوق بپردازيد. مثلاً با درآوردن موقتي سيم کارت از موبايل يا تعويض يا حتي شکستن آن فاصله رواني و فيزيكي خود را با تلفن بيش تر نماييد. سعي نماييد هيچ گاه در زمان تنهايي نه تلفن بزنيد و نه تلفن جواب دهيد .همواره در حضور جمع از تلفن استفاده نماييد.
اما چند روش درماني:
1. انزجار درماني:
روش ديگري که براي از بين بردن اعتياد جنسي توصيه مي شود، استفاده از تکنيک انزجار درماني است. براي اين کار همواره در پي يافتن نقاط ضعف و برجسته کردن آن در ذهن خود باشيد . به هيچ وجه نکات لذت بخش آن را توجه نکنيد. ذهن خود را طوري عادت دهيد که هر وقت نکات لذت بخش آن به ذهنتان آمد ، چند نقطه منفي را در ذهن تکرار نمايد.
2. روش جايگزيني مثبت:
تفريحات حرام و شهوت آلود خود را با تفريحات سالم جايگزين نماييد.
3. شرطي کردن
اعتياد جنسي عواقب خطرناکي از نظر اجتماعي ,آبرويي, شغلي, ارتباطي, دنيوي و اخروي است. اگر شخص عواقب اعتياد جنسي را مد نظر قرار گيرد، از افتادن در اين مهلکه هم پيشگيري مي کند و هم درمان مي شود. توصيه مي کنيم عواقب اعتياد جنسي را به صورت جزيي و ريز و در جنبه هاي مختلف يادداشت کنيد . هر روز آن را مرور نماييد. هر گاه تصاوير مبتذل را ديديد ، تصوير ذهني از اين عواقب و اثرات دنيوي و کيفرهاي اخروي را در مورد خود تجسم نماييد. اين کار را آن قدر ادامه دهيد تا ذهن تان به همراه کردن تصور مسايل جنسي با عواقب سوء و خطرناک اعتياد جنسي عادت کند. همچنين از آن جا که ساختار ذهن به گونه اي است که از صحنه هاي منزجر کننده و آزار دهنده گريزان است ، به طور خودکار تصاوير ذهني آزار دهنده را به ذهن ، ناخودآگاه فرستاده و يا آن را تداعي نمي کند. از اين رو سعي کنيد چند تصوير منزجر کننده را که براي شما خيلي آزار دهنده است، ببينيد.(مثلا تصوير تاريکي قبر و بي اعتنايي اهل بيت به درخواست شما در قبر..)بعد از آن هر زمان که به فکر تصاوير جنسي افتاديد ، اين تصاوير را براي خود تداعي کنيد، به گونه اي که اين امر براي ذهن شما به عادت تبديل شود. از آن جا که ذهن نمي تواند به طور مداوم وقايع آزار دهنده را در خود نگهداري کند ، آن تصوير منزجر کننده به همراه تصوير ذهني مسايل جنسي (که در حال حاضر به صورت شرطي شده همراه با هم در ذهن حاضر مي شود). از ذهن خارج مي گردد و زمينه ترک ايجاد مي شود.
روش شرطي کردن روش بسيار موثري است که ريشه در آموزه هاي اسلامي و قرآني دارد(ايجاد تصوير ذهني از غيبت به عنوان خوردن گوشت برادر مرده, و يا وعده عذاب به ريختن آهن گداخته براي تشنگان گناهکار در قرآن کريم دو مثال قرآني براي شرطي کردن است).
۱۳۸۹/۰۶/۲۰ ۱۰:۳۸ شناسه مطلب: 18981
۱۳۸۹/۰۶/۲۰ ۱۰:۳۶ شناسه مطلب: 18980
خواهرم در زمان کودکی و نوجوانی توانایی مالی نداشته روزهایش را نگرفته و کفاره آن را پرداخت نکرده و تعداد روزهای نگرفته را هم نمی داند علیهذا وضعیت چگونه است؟ باتشک
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در صورتي که خواهر شما به سبب عذر شرعي روزه هايش را نگرفته باشد. (مانند ضعف غير قابل تحمل در اوايل بلوغ و يا ايام عادت ماهيانه ) فقط قضاي روزه ها بر او واجب است . کفاره اي به سبب روزه نگرفتن بر عهده او نيست.(1)
اما اگر قضاي روزه ها را بدون دليل تا رمضان سال بعد تاخير انداخته باشد، به ازاي هر روز بايد يک مد طعام(750 گرم گندم يا جو يا برنج و...) به فقير بدهد.(2)
اما در صورتي که روزه هايش را بدون عذر شرعي نگرفته باشد ، علاوه بر قضاي روزه کفاره هم بايد بدهد . در پرداخت کفاره انسان بايد يا شصت روز روزه بگيرد و يا شصت فقير را سير کند و يا به هر کدام يک مد طعام بدهد . اگر توانايي بدني براي روزه ندارد و يا تمکن مالي براي پرداخت کفاره ندارد، هر مقدار که مي تواند بايد اطعام کند . اگر اصلا قدرت اداي کفاره را ندارد، بايد استغفار کند و بنا بر احتياط واجب هر وقت که توانايي داشت ، بايد کفاره بدهد.(3)
اگر در تعداد روزه ها شک دارد، هر مقدار که يقين دارد، انجام بدهد، کافي است ، مثلا اگر شک دارد که 20 روز روزه نگرفته يا 15 روز ، قضاي همان 15 روز را بگيرد، کافي است .(4)
کفاره را انسان بايد به صورت طعام بدهد .دادن پول کافي نيست . در صورتي که مبلغ کفاره را به دفتر مرجع ويا فرد مطمئني بدهد که او طعام خريده و به فقير بدهد، کافي است.
مبلغ هر مد طعام 400 تومان مي باشد و مبلغ کفاره يک روز روزه نگرفتن عمدي 24000تومان مي باشد.
در هر صورت قضاي روزه را بايد انجام بدهد و براي گذشت چند سال کفاره افزايش نمي يابد.
پي نوشت ها :
1. آيه الله سيتاني ، توضيح المسائل ، م1564 .
2. همان ، 1676 .
3 . همان ، 1632 .
4 . همان ، 1668.
۱۳۸۹/۰۶/۱۹ ۲۰:۰۵ شناسه مطلب: 18967
۱۳۸۹/۰۶/۱۹ ۱۱:۳۶ شناسه مطلب: 18956
امتحان دوست كه مي گويند يعني چه ؟و چگونه مي توان دوست را شناخت ؟و اگر دوستمان بد بود بايد تركش كنيم يا بسازيمش ؟(هرچند كه تجربه هايم از شكست هايي در دوستي خورده ام نشان مي دهد كه با حرف من و تو ساخته نمي شوند).و اگر به دليل بد نامي دوست نخواهيم او را ترك كنيم و بدون تحقيق به او اعتماد كنيم و بعد از مدتي از او خسته شويم و به بهانه فشار خانواده (كه واقعا هم فشار ميدهند)او را ترك كنيم آيا مشكلي دارد حتي اگر با بولدوزر از روي قلبش گاز داده باشيم؟
گام اوّل در دوستيابي، دوستشناسي است. اگر اين امر به طور شايستهاي انجام نگيرد، مراحل بعدي فرجام خوبي نخواهد داشت.
در پاسخ به اين كه چگونه دوست خوب را از بد بازشناسيم، بايد گفت: تنها با آزمايش و امتحان اين امر ميسر است. پروين اعتصامي ميگويد:
پروين، نخست زيور ياران صداقت است
باري نيازموده، كسي را مدار دوست
تا دوستي را نيازمودهايم، نبايد به او اعتماد كنيم. اكتفا كردن به ظاهر و روي خوش كافي نيست.
براي آزمودن دوستان مهمترين راه، هفت چيز است:
1ـ آزمايش روحي:
اگر روان و عواطف خويش را به خوبي بشناسيم، از راه احساس دروني ميتوان ميزان محبت ديگري را تشخيص داد. در حديث آمده است: "محبت قلبي برادرت را نسبت به خود، از محبت قلبي خويش نسبت به او بشناس"(1).
2ـ آزمودن به گاه نياز:
در موقع نيازمندي، ميتوان دوست را شناخت. از لقمان نقل است كه گويد: "برادرت را مشناس مگر در وقت نيازت به او"(2).
دوست مشمار آن كه در نعمت زند لاف ياري و برادر خواندگي
دوست آن دانم كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراري پيوند نزديكتر:
آيا او دوست دارد كه به سخن تو گوش دهد؟ آيا از همنشيني با تو احساس رضايت دارد؟ آيا كارهاي خوب تو را ميان مردم مطرح ميكند؟
4ـ آزمودن در سختيها:
دوست خوب كسي است كه در گرفتاريها به ياريات بيايد. امام علي(ع) ميفرمايد: "دوست را در هنگام گرفتاري و سختي بيازماي".(3)
5ـ آزمودن به هنگام خشم:
هر انساني چهره واقعياش را در حال خشم آشكار ميسازد، از اين رو امام صادق(ع) فرمود: "اگر برادرت سه بار بر تو خشمگين شد و سخن ناخوشايندي دربارهات نگفت، او را براي خود حفظ كن"(4).
6ـ آزمودن در سفر:
آدمي در سفر، لباس تكلف و ريا را از تن خود بيرون ميآورد و آن طور رفتار ميكند كه واقعاً ميانديشد، از اين رو ميتوان دوست را در سفر آزمود. در روايات. يكي از روشها، دوست را آزمودن به هنگام مسافرت دانستهاند.(5)
7ـ آزمودن به هنگام زوال قدرت:
دوستي واقعي، ناشي از سِمَت و مقام نيست و با نبود آن ها نيز پابر جاست. امام علي(ع) ميفرمايد: "هنگام زوال قدرت، دوست از دشمن شناخته ميشود".(6)
دوستي با افراد ناصالح به قصد امر به معروف و نهي از منکر و به شرط وجود توانايي براي اصلاح اشکالي ندارد اما اگر اميدي به اصلاح نيست ومي دانيد از كوشش و سعي خود نتيجهاي به دست نمي آوريد، او را به قهر و قطع ارتباط تهديد كنيد، البته اگر تأثير مثبت داشته باشد. آخرين راه حل، قطع ارتباط است؛ زيرا اگر چه تغييري در خُلق و خوي دوست تان نميبينيد، ولي چون در مسير غير حق قرار گرفته، اگر مردم اين موضوع را بدانند، هرگونه ارتباط شما با او (اگر تأثيري در شما نداشته باشد) موجب اتهام تان خواهد شد. علاوه بر اين از تأثير تدريجي و پنهاني و ناخودآگاه چنين ارتباطي در امان نخواهيد بود. بدون آن كه متوجه باشيد، كم و بيش و به تدريج تحت تأثير قرار خواهيد گرفت. اميرمؤمنان(ع) فرمود: "از دوستي با بدكار حذر كنيد، زيرا او دوست خود را به هر چيز پوچ و ناچيز ميفروشد".(7)نيز فرمود: "با شخص شرير (بدكار) مصاحبت و آميزش مكن، زيرا طبع تو، شر و بدي را از طبع او ميدزدد و تو نميداني".(8)امام صادق(ع) فرمود: "هر كسي با رفيق بد دوستي كند، سالم نميماند".(9)
پينوشتها:
1. ميزان الحكمه، ج 5، ص 311.
2.همان، ص 312.
3. همان.
4. همان.
5. بحار الانوار، ج 78، ص 10.
6. ميزان الحكمه، ج 5، ص 312.
7 - صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 10، ص 520.
8 - همان، ص 369.
9 - بحارالانوار، ج 75ص 216.
۱۳۸۹/۰۶/۱۹ ۱۱:۲۱ شناسه مطلب: 18955
چگونه مي توانم اعتدال را رعايت كنم. زيرا در هر زمينه اي احساس افراط كاري يا تفريط مي كنم و اصلا نمي توانم مرز بين اعتدال را با اين دو تشخيص دهم لطفا راهمنايي كنيد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
تنها راه پرهيز از افراط و تفريط، بالا بردن سطح آگاهي و شناخت است؛ زيرا امام علي(ع) منشأ افراط و تفريط را ناداني مي داند:
لا يري الجاهل الاّ مفرطاً أو مفرّطاً؛ نادان ديده نمي شود. مگر آن كه افراط يا تفريط مي كند.(1)
در طول تاريخ افرادي كه به افراط يا تفريط كشيده شده ، كساني بوده اند كه يا جمود داشته و يا جاهل بوده اند،اما قرآن امت اسلامي را معتدل مي داند، نه جاهل و نه جامد. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطي هي الجادّة؛ انحراف به چپ و راست هر دو غلط و گمراهي است . راه درست طريق ميانه است.(2)
براي رسيدن به اعتدال و ميانه روي بايد شناخت خود را نسبت به واقعيت هاي زندگي و تعاليم اسلامي افزايش دهيم . در همه مراحل، زندگي پيشوايان دين را سرمشق خود سازيم.در اسلام, قرآن و اهل بيت, معيار اعتدال به شمار مى آيند. امام على(ع) مى فرمايد: از اين امت هيچ كس با آل محمد قياس نمى شود, زيرا اين خاندان, پايه دين و تكيه گاه يقين هستند. تندروان به سوى آن ها باز خواهند گشت . وا پس ماندگان, ناگزير خود را به آن ها مى رسانند.(3)
استاد مطهرى مى گويد: اگر ما آن راهى را كه ائمه اطهار در مقابل راه هاى ديگران براى ما باز كرده اند برويم, هم از افراط و تندروى هاى بعضى مصون مى مانيم و هم از تفريط و جمود بعضى ديگر. (4)با اين بيان معلوم مي شود کسي که معتدل نباشد ،انسان کامل نيست .ممکن است در يک جهت پيشرفت کرده باشد اما از جهات ديگر ضعيف باشد .با اعتدال نيز مي توان به مقامات معنوي رسيد.سيره امامان معصوم اعتدال بود اما به قله رفيع کمالات دست يافته بودند. نمونه ديگر درعصر حاضر امام خميني است که روش معتدلي داشت اما عارف و فقيه و سياستمدار و فيلسوف بود و شخصيتي کم نظير داشت.
پي نوشت ها :
1. نهج البلاغه، فيض الاسلام، كلمات قصار 67.
2. همان، خطبة 16.
3. نهج البلاغه فيض الاسلام, خطبه 2.
4. اسلام و مقتضيات زمان, ج 1, ص 113.
۱۳۸۹/۰۶/۱۹ ۰۰:۰۷ شناسه مطلب: 18944
اگر خون دستی که به اندازه یک هشتم سوزن باشد، به هنگام دستمال کشیدن زیر فرش (کفِ خانه سرامیک است) کشیده شود ولی عین نجاست در زیر فرش دیده نشود، آیا باید فرش را شست؟ آیا احتمال این می رود که چون رنگ زیر فرش قهوه ای است، با آن رنگ محو شده باشد؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اگر عين خون يا نجاست آن به وسيله رطوبت به زير فرش منتقل نشده يا شک در انتقال آن داريد، کف خانه و فرش پاک است . به شک خود نبايد اعتنا کنيد.(1) توجه بيجا و بيش از حد منجر به بروز بيماري وسواسي و انسان گرفتار شيطان مي شود.
پي نوشت:
1.آيت الله بهجت؛توضيح المسائل؛م 128و127.





