پرسش وپاسخ

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

باسلام حکم ازدواج موقت یا دایم برای شخصی که دوجنسیتی میباشد مثلازنی که دستگاه جنسی مردانه دارد یا بلعکس چیست؟ باتشکر

1- دو جنسی که در اصطلاح به آن خنثی گفته می شود، دو قسمند:
یک قسم از خنثی، توسط بعضی ازآزمایش های ساده و یا توسط پزشک تشخیص داده می شود که مرد است یا زن، مثلا: اگر هم آلت زنانه دارد و هم مردانه، چنانچه ادرار اول از آلت تناسلی مردی خارج شود، مرد است و اگر اول از آلت تناسلی زنی خارج شود، زن است (1). اگر از این راه و یا توسط پزشکان تشخیص داده شود که شخص دو جنسی (خنثی) مرد است، آلت تناسلی زن را بر می دارند و مرد می شود و احکام مرد را پیدا می کند. اگر تشخیص دادند که زن است، آلت تناسلی مردی را برمی دارند و زن می شود. ازدواج او نیز جایز است.
قسم دوم از خنثی آن است که به وسیله آزمایش یا پزشکان و از هیچ راهی قابل تشخیص نباشد که زن است یا مرد. او را خنثی مشکل گویند. چنین شخصی در تکالیفش باید احتیاط کند. مثلا در نماز تمام بدنش را بپوشاند و ازدواج هم نمی تواند بکند.(2)
اگر خنثی مشکل نباشد، و جنسیت او توسط پزشکان یا از راه های دیگر معلوم شده باشد که زن است یا مرد، ازدواج او مشکل ندارد، هر چند جراحی هم نشده باشد. اگر کسی با ازدواج با او موافقت کند، بدون عمل جراحی نیز ازدواج اشکالی ندارد. اما اگر خنثی مشکل باشد، در صورتی که به وسیله عمل جراحی تغییر جنسیت ممکن باشد و او را ملحق به زن یا به مرد کند، اگر تبدیل به مرد شود، حکم مرد را دارد. اگر به جنس زن تغییر کند، حکم زن را دارد(3) بعد از تغییر جنسیت می تواند ازدواج کند. اما اگر خنثی مشکل با عمل جراحی هم قابل تغییر یافتن به مرد یا زن نباشد، نمی تواند با کسی ازدواج کند.
در هر حال، یکی از دو طرف زن و مرد بودن بر دیگری غالب است. چنین شخصی حتی اگر جراحی نکند‌، حکم مورد غالب را دارد.
پی نوشت ها:
1. شهید ثانی، لمعه، بحث ارث خنثی.
2. آیت الله مکارم، استفتاءات جدید، ج 1، س 849.
3. رهبری، استفتاء، مسئله 1289.

آیا می توان با زن مسیحی ازدواج موقت کرد؟

پاسخ:
بله می توان با زن مسیحی ازدواج موقت کرد.(1)

پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسئله 2397.(مطابق با نظر آیت الله خامنه ای).

سؤال من در مورد ولایت تکوینی است، پس با اين حساب بايد بگوييم خود امام شفا مي دهد؟ و يا بگوييم به خاطر مقام امام، خدا شفا مي دهد؟ اصلا خدا شفا مي دهد يا امام؟ پس با اين حساب ما پانزده خدا داريم با اين تفاوت که يکي از آنها به بقيه قدرت خدايي داده؟ اين که من ميگم به خاطر اين هست که بعضي از شيعيان مي گويند امام عالم غيب است، آن هم همه غيب ها خيلي خوب است.

ما فکر کنيم بعد اعتقادي را قبول کنيم بعد از هزار سال هر کس هر چه گفته و نوشه آيا بايد مرجع بزرگان ما باشد؟ چرا؟ در ضمن من شيعه هستم و هرگز منصرف نمي شوم مشکل جايي است که قرآن و عقل و حتي بسياري از دعاهاي معصومين کاملا چيز ديگري مي گويد. آيا امام علي (ع) نگفتند هر که مرا به اندازه خدا بزرگ کند هلاک مي شود.

پاسخ:
دوست بزرگوار به نظر می رسد مطالبی که در مورد ولایت تکوینی ائمه (علیهم السلام) و علم غیب داشتن آنها و جایگاه این دو مقام برای آنها شنیده اید اندکی با واقعیت فاصله دارد و با تلقی های عرفی و غیرعلمی ممزوج شده و باعث گشته تصور نادرستی از این دو اعتقاد دینی برداشت نمائید و طبیعتا سؤالات شما هم نتیجه چنین تلقی می باشد، حال آن که ولایت تکوینی و هم علم غیب امامان (ع) با آن چیزی که در ذهن شما تصویرسازی شده است متفاوت بوده، لذا لازم است با تکیه بر آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) حقیقت این دو اعتقاد و باور و تفاوت آن با برداشت های شخصی روشن گردد تا خود به خود پاسخ ها مشخص گردد، لذا در ضمن چند نکته سعی می شود به این تفاوت ها اشاره شود:
1.ولایت تکوینی که خداوند به برخی از افراد با ویژگی های خاص نظیر انبیاء و ائمه (ع) اعطا می نماید، توانمندی خاصی در عرض ولایت تکوینی خداوند نیست، بلکه امتداد همان ولایت تکوینی خداوند می باشد، یعنی این ولایت تنها به افرادی اعطا می شود که به جهت رسیدن به مقام عصمت، تمام هستی آنها (اعم از اندیشه، رفتار، گفتار، تصمیمات، دوست داشتن ها و نفرت ها، اعمال و کردار و ... ) دقیقا مطابق خواست و رضایت و اراده خداوند می باشد(1)، به همین دلیل اراده آنها گویای اراده خداوند بوده، رضایت آنها نشانه رضایت خداوند و غضب آنها تجلی غضب خداوند می باشد، لذا اعطای چنین ولایتی از سوی خداوند به آنها در واقع همان اعمال ولایت تکوینی خداوند می باشد نه مقامی در کنار ولایت تکوینی خداوند، یعنی آنها این ولایت را فقط در جائی به کار می برند که خواست و رضایت و اراده خدا باشد و در واقع آنها مجری اوامر الهی هستند و هرگز بر خلاف اراده خداوند و مطابق میل وشهوت و اراده شخصی خود نه چیزی را اراده می کنند و نه اجازه دارند که چنین کاری کنند(2) (البته این به معنای مجبور بودن آنها نیست زیرا با اختیار و تلاش و انتخاب خودشان شایستگی این مقام الهی را یافتند) لذا با توجه به این نکته دیگر معنا ندارد که ائمه را به خاطر داشتن چنین مقامی ،خدایانی در کنار خدای یگانه تلقی نمائیم و به همین بیان معنا ندارد که شفا گرفتن به دست امام معصوم (ع) را شفا از غیر خدا تلقی نمائیم. زیرا حتی بر فرض شفا گرفتن یک بیمار بواسطه اراده امام معصوم چیزی غیر از تحقق اراده خداوند نیست.
2.در مورد علم غیب امامان معصوم نیز اعتقاد شیعه طبق آیات قرآن و روایات این است که این علم مستقلا مخصوص خداوند متعال می باشد(3) و تا خداوند اراده نکند احدی از چنین علمی بهره نخواهد داشت در عین حال پیامبران الهی و ائمه (ع) به جهت وظیفه الهی خاصی که در زمینه هدایت انسان ها بر عهده داشتند هرگاه انجام این وظیفه به دلائل خاصی نظیر اثبات حقانیت امامت خود به جویندگان حقیقت و یا هدایت باطنی افراد به مسیر الهی اقتضا می نمود از برخی مسائل به صورت غیبی آگاه شوند، هرگاه چنین اراده ی می نمودند خداوند متعال آنها را از آن مسائل خاص آگاه می نمود(4) و در قرآن کریم نیز اجمالا اعطای این علم به برخی از انبیاء الهی تایید شده است.(5) اگرچه در شرایط عادی آنها صرفا با تکیه بر همان آگاهی های عادی خود مثل دیگران زندگی و قضاوت و داوری می نمودند. هیچ یک از بزرگان و عالمان دینی ما نیز غیر از این مطلب ادعائی ندارد.
3. اعتقاد به ولایت تکوینی ائمه و داشتن علم غیب نسبت به برخی از حوادث و اخبار از غیب در برخی از مواقع و اطلاع از رفتار و عملکرد افراد از راه علم الهی منافاتی با بندگی و عبودیت ائمه ندارد. همانطور که داشتن چنین مقاماتی حاکی از اوج بندگی و عصمت ائمه (ع) در پیشگاه خداوند می باشد، لذا همانطور که داشتن چنین مقامی فرد را تا حد خدائی بالا نمی برد، اعتقاد به چنین مقامی برای آنها با توحید و یکتاپرستی منافاتی ندارد، کلام امیر المؤمنین علی (ع) نیز ناظر به افراد غالی می باشد که در زمان حیات حضرت، با مشاهده کرامات خاص و قدرت های ویژه از حضرت، از آنجائی که از روی ضعف اعتقاد نتوانستند بین بندگی امیرالمؤمنین و داشتن چنین مقاماتی جمع نمایند، از روی کج فهمی علی رغم تاکید حضرت بر بندگی خویش در درگاه الهی، قائل به خدابودن حضرت شدند، و در همان زمان نیز مورد طرد و خشم و غضب و در نهایت جنگ و قتل از جانب حضرت قرار گرفتند.

پی نوشت ها:
1.«وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى*إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى»؛«و هرگز(پیامبر خدا) از روى هواى نفس سخن نمى‏ گويد! آنچه مى‏ گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست!» (سوره نجم(53) آیه 3و4).
2.«وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ*لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ* ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ»؛ «اگر او(پیامبر خدا) سخنى دروغ بر ما مى‏ بست، ما او را با قدرت مى‏ گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏ كرديم،» (الحاقه (69) آیه 44الی 46).
3.«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُو»؛ «كليدهاى غيب، تنها نزد اوست و جز او، كسى آنها را نمى‏ داند» (انعام(6) آیه 59).
4.رک: ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج 1 باب: ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا ؛ دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش .
5.«ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْك»؛« (اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مى‏ كنيم» (آل عمران(3) آیه 44).
6.«و ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‏ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ»؛ « چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برمي گزيند (و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى‏ گذارد.)» (آل عمران(3) آیه 179).

آیا دختر و پسری که عقد کرده اند اگر تا 6 ماه نزدیکی نکنند بر یکدیگر حرام میشوند

دختر و پسری که عقد کرده اند اگر تا 6 ماه نزدیکی نکنند بر یکدیگر حرام نمی شوند و همچنان زن و شوهرند.(1)
پی نوشت:
1. آیت الله بهجت، توضیح المسائل، ص376.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

برای جبران کتک زدن شاگردانم چه کاری باید انجام دهم؟ آیا حق الناس به گردنم است؟ و آیا در آخرت مورد عذاب قرار می گیرم؟ چگونه برای همیشه از این گناه رها شوم؟

معلم گرامی! در دين اسلام حق و حقوق امري طرفيني است. رابطه بین معلمان و شاگردان از این قاعده مستثنی نیست. يعني همان طور که شاگردان نسبت به معلمان داراي حقوقي هستند، معلمان نيز حقوقي برگردن شاگردان خود دارند. استاد موظف است در برخورد با شاگردانش رعايت اصول اخلاقی را بنماید (1)و در مورد ایشان قضاوت درستی داشته باشد.
در هر صورت، تضییع حقوق دانش آموزان به هر شکل انجام شود مثل تنبیه ایشان، از جمله حق الناس بوده و باید جبران شود. طبق فرمودۀ برخی از علما، دیۀ أجزای بدنی که تنبیه شده اند متفاوت است.
در جبران حقوق تضییع شده دیگران، غیر از توبه به درگاه خدا باید در صورت امکان رضایت صاحب حق را جلب کرد. اگر حق مالی (مثل جایی که تنبیه معلم، پرداخت دیه را بر او واجب کرده باشد) است, آن را به صاحبان مال یا وارثان پرداخت نموده و یا از صاحب دیه طلب بخشش کند . اگر مدیون آنان را نمی شناسند یا امکان دسترسی به آنان را ندارد, با اجازه حاکم شرع ردّ مظالم نماید و برای وی دعا و استغفار کند و به نیتشان کار خیر انجام دهد.
با توبه حقیقی (پشیمانی همراه با جلب رضایت صاحب حق)، خداوند فرد را می بخشد. قرآن می فرماید: «قل یا عبادی الّذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا مِن رحمة الله إنّ الله یغفر الذّنوب جمیعاً(2) ای بندگان خدا که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید، از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد. با توبۀ واقعی و پرداخت دیون و با توجه به مشکلاتی که در آن دوران داشته اید، ان شاالله مورد الطاف خدا قرار خواهید گرفت.
برای توضیحات بیشتر باشماره(09640)تماس بگیرید.
پي‌ نوشت ها ‌:
1. شهيد ثانى، منية المريد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1409 هجرى قمری، ص 182 .
2. زمر (39) آیه ‌ 54.

من ميخواهم كه درباره استمنا؛ معلومات و را جلو گيري آن را بنوسيد

پاسخ:
خودارضایی یکی از گناهان بزرگ در اسلام شمرده می شود، و این به جهت عوارض بسیار ناگوار جسمی و روحی و روانی و اجتماعی آن است. توجه و آگاهى به عواقب اعتیاد به خودارضايى باعث مى‏شود كه انسان بهتر بتواند دامن همت به كمر زده و از اين گناه دوری ورزد. به برخی عوارض اشاره می شود:
1. پيامدهاى جسمانى:
ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، افت شدید لذت از ارتباط جنسی در صورت ازدواج، زود انزالی که نتیجه مستقیم استمنا است، مشکل در اریکشن(برانگیختگی) آلت تناسلی که در بسیاری از اوقات باعث شاکی شدن زن شده و موجب می شود که مرد برای رفع این مشکل به سکچوال تراپ مراجعه کند و به امید معالجه دوره ای از درمان را سپری کند و.....
2. پيامدهاى روحى و روانى:
ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3. عوارض وآسيب‏هاى اجتماعى:
ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك‏.
روانشناسان در ادبیات تحقیق مربوط به خودارضایی، مجموع آسیب ها را با واژة «شخصیت استمنایی»(masstubertion personality) بیان کرده اند.
4. آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏،
هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و كنه حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد. خودارضايى از نظر دين يك گناه است. به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏نهد. موجب می شود که دریچه دل بر روی معنویات و درک حقایق روحانی بسته شود. كسي كه براي حفظ ايمان و پاكي نفس خود اقدام به کنترل غریزه جنسی خود و احتراز از غلتیدن در دام شیطان نماید، امدادهاي الهي به كمك او مي آيند. خداوند گره از مشكلات او خواهد گشود: من يتق الله يجعل له مخرجا؛ کسی که از خدا پروا کند پروردگار را رهایی را برایش آشکار می سازد.
تذكرات ضرورى:
1. روشن است که عواقب برای همه افراد یکسان نیست . اگر خودارضایی ترک شود، مشخص است که بخش قابل توجهی از عوارض آن هم از بین می رود.
2 . در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ،ازدواج كنيد كه بهترين راه حل است.
توصيه هاي كاربردي :
اگر ابتلای شما به خود ارضایی شدید است، برای ترک تدریجی آن برنامه ریزی کنید. اگر تصمیم به ترک یکباره آن بگیرید، شکست خواهید خورد و اعتماد به نفس تان برای ترک این عمل آسیب خواهد دید. به این نتیجه خواهید رسید که ترک امکان ندارد. اگر روزی چند بار مرتکب می‌شوید، آن را به هفته ای یک بار کاهش دهید . سپس به ماهی یک بار و سپس به شش ماه یک بار و سپس ترک نمایید.
1.هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد، با دقت آن را ارزيابي كنيد و سپس براي انجام آن تصميم بگيريد.
2.از تقليد و پيروي كوركورانه از ديگران در هر كاري دوری كنيد.
3.از بيان جمله «نمي توانم» خودداري و به جاي آن به خود تلقين كنيد كه «من به خوبي از عهده اين كار بر مي آيم».
4.براي شروع كار و تقويت اراده خود از كارهاي كوچك شروع كنيد. تصميم بگيريد صبح ها در يك ساعت معيني از خواب بيدار شويد.
5.بعد از بيدار شدن از خواب و خواندن نماز صبح تصميم بگيريد 10 دقيقه قرآن بخوانيد.
6.اگر در انجام كارها موفق شديد ،حتما به خودتان جايزه بدهيد. آن را در دفتر كارهاي روزانه خود به عنوان يك موفقيت ثبت كنيد.
7.بعد از هر موفقيتي خدا را شكر كنيد. با خود عهد ببنديد كه به شكرانه موفقيتي كه نصيب شما شده، آن كار را ادامه دهيد.
8.بعد از موفقيت در كارهاي فوق تصميم جديدي اتخاذ كنيد، مثلا با خود شرط كنيد كه هر روز 20 دقيقه بايد ورزش كنم.
9.در صورت موفقيت در تصميم جديد يك علامت مثبت ديگر در كارنامه خود ثبت كنيد.
10.اگر در تصميم جديد ناكام شديد، علل آن را بررسي كنيد .در صورت تنبيلي و كاهلي خود را جريمه كنيد، مثلا يك روز روزه بگيريد.
11. به همين ترتيب هر روز چند كار ارادي براي خود در نظر بگيريد و انجام دهيد. البته مراقب باشيد انتخاب كارها از روي واقع بيني باشد . از تصميم گيري هاي بلند پروازانه خودداري كنيد. سعي نمائيد درجه مشكلي كارها را به تدريج افزايش دهيد تا با تحمل نفس شما همخواني داشته باشد.
12. بعد از اين كه در انجام برخي از كارهاي مثبت مثل صبح زود بيدار شدن، نماز سر وقت، تلاوت قرآن و ورزش صبحگاهي، موفق شديد، براي انجام كارهاي سلبي تصميم بگيريد، يعني تصميم بگيريد كارهايي را كه نبايد انجام دهيد ،به تدريج ترك كنيد ،مثلا به عنوان نمونه مي خواهيد غرايز جنسي خود را مهار كنيد.
در اين جا بايد رفتارهايي كه باعث شعله ور شدن شهوات مي شود ، ترك كنيد:
1.ابتدا نگاه خود را كنترل كنيد و تصميم بگيريد در برخورد با جنس مخالف نگاه خود را فرو بيندازيد.
2.از گفتگو با جنس مخالف مگر در مواقع ضروري و در حد ضرورت دوری كنيد.
3.از پوشيدن لباس هاي تنگ كه موجب تحريك شهوت جنسي مي شود ، خودداري كنيد.
4.از دست ورزي با خود پرهيز كنيد.
5. از پرخوري بويژه غذاهاي مهيج شهوت مثل سير، پياز، فلفل، تخمýمرغ و ...دوری كنيد.
6. افكار خود را به تدريج كنترل كنيد، زيرا افكار منشا رفتارند.
7. هر شب، اعمال خود را محاسبه كنيد. رفتارهاي ارادي كه بايد انجام مي داديد ،در صورت انجام يادداشت كنيد و رفتارهايي را كه بايد ترك مي كرديد ، نيز در صورت موفقيت يادداشت كنيد.
8. در انجام همه مراحل تقويت اراده جهت كنترل شهوات از خداوند یاری جوييد، زيرا همه نيروهاي ما از خداست. پس بايد در برابر موانع از خداوند كمك بگيريد. نيروي اراده ما نيز از خداست. سعي كنيد اراده خود را در جهت اراده الهي قرار دهيد، يعني چيزي را اراده كنيد كه مورد رضايت حق تعالي است.
9. با كساني همنشيني و معاشرت كنيد كه داراي اراده قوي و نظم در انجام مسئوليت ها و تكاليف خود هستند. از معاشرت با افراد سست اراده و ضعيف الايمان كه اهل معصيت اند،خودداري كنيد.
10. روزه نقش عجيبي در كنترل شهوات و تقويت اراده دارد. سعي كنيد هر هفته حداقل يك روز روزه بگيريد.
11. معرفت و ايمان به خدا و مبدأ و معاد، نقش مهمي در شكل گيري شخصيت، هويت يابي و تقويت اراده دارد. با تفكر در آثار و آيات الهي ايمان خود را تقويت كنيد.
12. مواظب نگاه خود باشيد. از تماشاي مناظر شهوت برانگيز مثل فيلم هاي مبتذل و قرار گرفتن در محيط هايي كه آلوده به گناه است، اجتناب كنيد. بسياري از گناهان از يک نگاه ساده آغاز مي شود.
13. همواره براي خود كرامت قائل شويد . پيروي از غرايز شهواني را در غير موارد حلال اهانت به خود و سقوط از مقام و منزلت انساني تلقي كنيد.
14. زشتي گناه را همواره مانند آبي آلوده و كثيف فرض كنيد، همان طور كه حاضر نيستيد آب آلوده را بنوشيد. به خود تلقين كنيد كه :من نفس و جان خود را با گناه آلوده نمي كنم.
15. هرگاه در كنترل شهوات با شكست مواجه شديد، اولا خود را جريمه كنيد، سپس بدون يأس و نااميدي از درگاه خداوند توبه نمائيد .آن گاه تصميم بر جبران آن بگيريد. بدانید که طبق تصریح قرآن کریم تنها گناه نابخشودنی ناامیدی از رحمت و بخشش بیکران الهی است.
16. همواره با يك مشاوره اخلاقي در ارتباط باشيد . در انجام مراحل فوق با او مشورت كنيد.
17. مراقب باشيد در تقويت اراده براي كنترل غرايز موازين شرعي را رعايت كنيد . از هر گونه افراط و تفريط و انجام كارهايي كه دين آن را تجويز نكرده است ،خودداري كنيد.
مطالعه اين کتاب ها در این راستا برای تان مفيد است:
1. هفت روش پيشگري از انحراف جنسي؛ نوشته هادي حسينýخاني - انتشارات موسسه آموزشي پژهشي امام خميني.
2. جوان، هيجان وخويشنداري؛ نوشته گروه نويسندگان حديث زندگي- موسسه علمي فرهنگي دارالحديث.
البته برای داشتن ازدواج موفق نیز ملاک هایی وجود دارد که در صورت درخواست جنابعالی تقدیم خواهد شد.

با توجه به اینکه گفته شده در شبی که قصد مسافرت دارید با همسر خود نزدیکی نکنید منظور از مسافرت چیست؟ چون من هفته ای چند روز برای تدریس به شهری در 60 کیلومتری محل سکونتم که وطنم هم هست می روم آیا این شب ها شب مسافرت محسوب می شود؟

نزدیکی در شبی که قصد مسافرت دارید و در خانه خود هستید مکروه نیست و اشکال ندارد. در حال سفر یعنی درحالی که در مسافرت باشید و در خانه خود نباشید و آب برای غسل نباشد نزدیکی اشکال ندارد. ولی مکروه است. اما اگر آب برای غسل باشد کراهت ندارد.(1)
پی نوشت:
1. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج2، ص239.(مطابق با نظر آیت الله خامنه ای).

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها