مشاوره

سلام.من دختری 20 ساله هستم و مدتی (تقریبا 3 سال) استمنا داشتم و حال میخوام ترک کنم ! اما من هیچ بدی تو این کار نمیبینم! در حالی که 17 روز ماه رمضان با هر صحنه ای که میدیدم شهوتی میشدم من تقریبا این 17 روز ,هر روز حمام رفتم در حالی که حتی منی بنا بر گفته ی شما از من خارج نشده اما گاهی اوقات واقعا تحمل شرایط برام سخت میشه .گیریم من تا 10 سال دیگر ازدواج نکنم یا شرایط مطلوبم رو بدست نیارم ,تکلیف غریزه ی جنسی من چه میشه ؟هر آدمی نیاز جنسی داره و نمیتونه اونو تو خودش عقده کنه از طرفی مثل مثال شما شاید من 1 روز دو روز یا 3 روز غذا نخورم اما این کار منکر نیاز بدن من به غذا نمیشه!تا کی باید خودمو کنترل کنم؟! و غریزه ی جنسیم رو فراموش کنم؟چطوری نیاز جنسیم رو بر آورده کنم وقتی شرایط ازدواج ندارم؟؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
منظور شما را از صحنه‌اي كه مي‌بينيد نمي‌دانم اما آيا نامه نوشتن شما براي ما بابت اين بوده است كه بگوييد هيچ بدي خاصي در خودارضايي نمي بينيد؟ در اين صورت بسيار متشكريم از اطلاع رساني شما. اساساً مشاوره و روان درماني براي افرادي است كه گمان مي كنند مشكلي در بين است . اگر واقعاً ايرادي در كار نيست، پس چرا تصميم به ترك آن داريد؟
اين دو طرف نامه كاملاً متناقض است . نمي‌توان به يك جمع بندي مناسبي درباره آن رسيد. روشن است كه نه در ايران اسلامي بلكه در هر نقطه‌اي از دنيا نيز فرايند درمان يكسان است . افرادي كه پس از مراجعه به كلينيك ترك رفتار نامطلوب خود را در معرض اشياي جنسي قرار مي‌دهند نمي‌پذيرند. نمي‌توانيد به ترك مناسب برسيد مگر آن كه هرگز خودتان را در معرض اشيا و صحنه‌هاي جنسي و خيال‌پردازي مرتبط با آن نسازيد.
چه كسي گفته كه غريزه جنسي مانند غذا خوردن است؟ هيچ ارتباط و تلازمي بين اين دو نيست . افرادي بي شمار هستند كه با در پيش گرفتن برنامه خويشتنداري در تمام دنيا و نه صرفاً در فرهنگ اسلامي از رفتارهاي جنسي دوري مي كنند . اگر ما اصل اختيار و قدرت اراده انسان را ناديده بگيريم و بگوييم كه انسان مقهور و مجبور به غريزه جنسي است كه ديگر جايي براي تكليف و درمان و اخلاق باقي نمي ماند. هر كسي كه با غريزه جنسي روبرو شود ،مجبور است آن را به هر نحو ممكن تخليه نمايد؛ اگر مشروع امكان پذير نبود ، با گناه.
البته اين امر پذيرفتني است كه اين كار سختي هايي هم دارد، اما بهتر است بگويم نمي خواهيم و نه آن كه نمي‌شود. پذيرش اين امر خود گامي بلند براي پيشرفت هاي بعدي خواهد بود. پس نگوييم نمي‌شود.
ما با اراده خودمان بر مسايل جنسي متمركز مي‌شويم و بعد از آن طلبكار مي‌شويم كه چرا نمي‌شود. اگر تمايل داشتيد تا بر برنامه ترك خودارضايي تمركز يابيد ،مي توانيد با بخش تلفني رايگان اين مركز با شماره 09640 تماس بگيريد و باروانشناسان باليني گفتگو كنيد.

پسری که قبلا ازش یاد کردم فردیه که مشروب میخوره و خیلی کار ها رو کرده!و ازطرفی هم دختر دایی من خیلی عاشقش هست و بدی هاش رو نمی بینه وهم پسره این رو دوست داره!تازه پسره تا حالا تاثیراتی هم روی دختر دایی من گذاشته مثلا دیگه براش فرق نداره که به پسرا دست بده و خیلی چیزای دیگه.درضمن مادرش هم این موضوع را فهمیده ولی بازم دختر داییم از بعضی راه ها با اون در ارتباط هست و حتی چندین بار همدیگه رو دیدن!منهم خیلی دختر داییم رونمیبینم ولی وقتی میبینمش مدت خیلی زیادی با هم هستیم و می تونیم با هم حرف بزنیم.میخواستم اگر ممکنه راهی بهمن نشون بدین وبگین چه طور میتونم روش تاثیر بذارم؟

پرسشگرگرامي باسلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.
هيچ گاه فراموش نكنيد كه تأثير ما بر ديگران كاملاً محدود است . نمي توانيم بر ديگران به هر صورت كه مي‌خواهيم تأثير بگذاريم. در اين صورت تأثير گذاشتن بر روي ديگران تا حد زيادي بستگي به اين موضوع دارد كه تا چه اندازه حريم ديگران را رعايت مي‌كنيم . هر گاه از موانع ارتباطي استفاده كنيد، نمي توانيد اثر مطلوبي بر جاي بگذاريد. يكي از اين موانع ارتباطي نصيحت كردن است كه شما را از او دور مي‌سازد و اجازه نمي دهد كه به شما نزديك شود.
يكي از موانع ارتباطي مهم آن است كه بلافاصله در صدد حل كردن مسايل او بر آييد. متأسفانه هنگامي كه از اين ابزار استفاده مي‌كنيم گويا تلاش نمي‌كنيم تا احساسات فرد را دريابيم و فرد رنجيده خاطر مي‌گردد. پس همدلي كردن و فراهم آوردن فرصتي براي آن كه فرد مقابل مانند دختر دايي تان براي شما بگويد و صرفاً شنونده باشيد، بسيار اهميت دارد.
در نتيجه هر اندازه تلاش كنيد تا از اثر گذاري بر او به صورت مستقيم دور بمانيد و تنها پس از تخليه هيجاني به او رسيدگي كنيد، موفق‌تر خواهيد بود.
انتظار معجزه و موفقيت چشمگير نداشته باشيد. تغييرات ممكن است زماني طولاني به طول بيانجامد و اين نبايد مايه نگراني شما باشد . مهم اين است در مسيري درست حركت نمائيد و اين يعني فراهم آوردن فرصتي براي تخليه احساسات .در نتيجه فرد نيازي نمي بيند كه با ديگران ارتباط برقرار نمايد.
در ادامه فرد مي پذيرد كه با يك بحران روبرو است . مي‌تواند با مراجعه به يك روانشناس به گفتگو و برطرف نمودن مسأله بپردازد؛ اما بي شك تا وقتي كه جو تهديد وجود دارد و ممكن است به او برچسب بزنيم، او به اين امر رضايت نخواهد داد. همه چيز در مدار شنونده خوب بودن و همدلي صورت خواهد پذيرفت. اين رفتار بايد از سوي بستگان او نيز جريان داشته باشد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام من 16 سال است كه با شوهرم ازدواج كرده ام وزندگي بدي نداريم وضع مالي امون هم شكر خدا خوب است ولي من از لحاظ عاطفي با شوهرم مشكل دارم خيلي احساس خلا ميكنم همسرم خيلي رفتارش با من خشك است من تو اين 16 سال يكبار كلمه دوستت دارم دستت درد نكنه از دهنش نشنيدم هميشه يخ با من حرف ميزنه اولها خيلي سعي ميكردم با محبت كردن بهش ياد بدم ولي همه چي عكس جواب داد الان بعد از چند سال احساس ميكنم منم شدم مثل خودش فقط بخاطر بچه هامه كه كارهاي خانه را انجام ميدم هيچ دل و دماغي ندارم و فقط خودمو با اين راضي ميكنم كه زندگي خيلي ها رو ببين هنوز خونه اجاره اي هستند يا ماشين ندارند توكه الحمد الله همه چي داري چرا ناشكري ميكني يه وقت خدا قهرش ميگيره ولي به دلم كه نميتونم دروغ بگم يه روز كه شوهرم با من خوب حرف بزنه اونقدر انر‍ژي ميگيرم كه همه چي تو چشام قشنگه اميد دارم ولي زود همه چي تموم ميشه چون دهنش خيلي يخ است و حرفهايي به آدم ميزنه كه دل آدم رو ميسوزونه زخم زبون خيلي ميزنه .تا يه چيزي بشه زخم زبونهايي بهم ميزنه كه تامغز استخونم ميسوزه از اول زندگيمون مدلش اينجوري بوده كه نميتونه تحمل كنه زود عصبي ميشه و با زخم زبون وفحش خودش رو خالي ميكنه و منم جرات اعتراض ندارم چون زخم زبونهاش بيشتر از رفتار سردش دلم رو آتيش ميزنه . تو اين چند سال هر چي دعا كه تو كتابها ديدم يا جايي شنيدم رو خوندم ناشكري هم نميكنم خدا تا حالا هيچوقت منو تنها نذاشته ولي خيلي برام عقده شده هر چند كه ديگه گذاشتمش كنار يعني با وضع موجود پذيرفتمش ولي دوست دارم بدونم آياشما ميتونيد يه راهنمايي برام بكنيد.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
تلاش كنيد تا خودتان او را از اين وضعيت خارج سازيد. متأسفانه در جامعه ايراني با مرداني از اين دست بسيار روبرو هستيم كه اين مسايل را قبيح فرض مي كنند و نمي توانند با آن راحت باشند. برخي اين اعمال را جلف و سبك ارزيابي مي كنند و آن ها را ماية تنزل دادن شخصيت و جايگاه خود مي دانند. اگر بخواهيد اين رفتار را تغيير دهيد ،هرگز نبايد با گله و شكايت كردن طاقت اين مردان را پايين آوريد و با غرغر كردن به آن ها سركوفت بزنيد و يا به بدرفتاري متقابل بپردازيد.
بهترين روش براي رويارويي با اين مردان به ويژه هنگامي كه مردان خشني نيز باشند ،آن است كه آنان را در مقابل يك عمل انجام شده قرار داده ، عملا از آنان در موقعيت بخواهيد كه اين كلمات را بر زبان بياورند. ما در طول كارهاي باليني خودمان با موارد بسياري روبرو بوده ايم . موفقيت اين روش را به مراتب بهتر از هر روش ديگر ارزيابي مي كنيم. داراي اين مزيت است كه مرد را از پيش با يك تكليف روبرو نمي سازد .مرد كه معمولاً خود را مقتدر و مسلط بر زن مي داند، نمي خواهد بپذيرد كه بايد تسليم خواسته زن باشد. بنابراين مي بينيم كه اين روش در عمل مي تواند بدون استفاده از هر گونه قرار يا عنوان فقط عملگرايانه باشد.
براي اجراي اين مسأله بهتر آن است كه از يك موقعيت كه در آن به يك تجربة مشترك مشغول هستيد آغاز كنيد؛ مناسب ترين زمان را هنگام مباشرت جنسي مي دانيم كه در آن خواهش مي كنيد كه كوتاه ترين جملة ممكن را كه نياز به جسارت زيادي از سوي همسرتان دارد، به شما بگويد و بابت آن شرمگين نباشد، عملاً با رفتار جنسي خاصي نشان مي دهيد و خودتان را بيش تر در اختيار قرار داده و به او مي باليد؛ چون كه اين كلام براي شما لذت بخش بوده است. در واقع بر اساس فنون رفتاري با انجام اين رفتار خاص - كه كاملاً بستگي به بافت زندگي خصوصي خودتان دارد- عبارت را تقويت مي كنيد . احتمال تكرار اين جمله از سوي همسرتان به مراتب بيش از پيش خواهد شد. البته نبايد انتظار تغيير كلي ناگهاني داشته باشيد. تغييرات مؤثر كاملاً تدريجي هستند و بايد به گذر زمان هم بيانديشيد. بنابراين در گام بعدي كه براي مدت چند هفته به طول خواهد انجاميد، عبارتي ديگر را مطرح مي سازيد. اين عبارت ممكن است كمي طولاني تر و بيان آن نياز به جسارت بيش تري داشته باشد.
اين كار كاملاً به شكل يك بازي اداره مي گردد؛ اما تأثير آن جدي و شگرف خواهد بود. يكي از مشكلات ما آن است كه گمان مي كنيم كه هميشه بايد مسايل را با گفتگو و توافق و كاملاَ جدَي برطرف نماييم.
از طرف ديگر در خصوص بدرفتاري ها بايد گفت، بايد طي يك برنامه تغيير بدرفتاري ابتدا به ابراز وجود بپردازيد . احساس خودتان را به او انتقال دهيد. يادتان باشد كه توهين نكيد قضاوت هم نكنيد . فقط با استفاده از عبارت به بيان احساس خودتان بپردازيد. سپس لازم است با استفاده از يك برنامه محروميت او را نسبت به خودتان محروم نماييد. البته محروميت نبايد طولاني باشد و هرگز قهر نكنيد. به هر حال براي استفاده بهتر از مشاوره مي توانيد با شماره 09640 سرويس تلفني رايگان مركز تماس بگيريد و با مشاوران مركز گفتگو نماييد.

با سلام من 16 سال است كه با شوهرم ازدواج كرده ام وزندگي بدي نداريم وضع مالي مون هم شكر خدا خوب است ولي من از لحاظ عاطفي با شوهرم مشكل دارم خيلي احساس خلا ميكنم همسرم خيلي رفتارش با من خشك است من تو اين 16 سال يكبار كلمه دوستت دارم دستت درد نكنه از دهنش نشنيدم هميشه يخ با من حرف ميزنه اولها خيلي سعي ميكردم با محبت كردن بهش ياد بدم ولي همه چي عكس جواب داد الان بعد از چند سال احساس ميكنم منم شدم مثل خودش فقط بخاطر بچه هامه كه كارهاي خانه را انجام ميدم هيچ دل و دماغي ندارم و فقط خودمو با اين راضي ميكنم كه زندگي خيلي ها رو ببين هنوز خونه اجاره اي هستند يا ماشين ندارند توكه الحمد الله همه چي داري چرا ناشكري ميكني يه وقت خدا قهرش ميگيره ولي به دلم كه نميتونم دروغ بگم يه روز كه شوهرم با من خوب حرف بزنه اونقدر انر‍ژي ميگيرم كه همه چي تو چشام قشنگه اميد دارم ولي زود همه چي تموم ميشه چون دهنش خيلي يخ است و حرفهايي به آدم ميزنه كه دل آدم رو ميسوزونه زخم زبون خيلي ميزنه .تا يه چيزي بشه زخم زبونهايي بهم ميزنه كه تامغز استخونم ميسوزه از اول زندگيمون مدلش اينجوري بوده كه نميتونه تحمل كنه زود عصبي ميشه و با زخم زبون وفحش خودش رو خالي ميكنه و منم جرات اعتراض ندارم چون زخم زبونهاش بيشتر از رفتار سردش دلم رو آتيش ميزنه . تو اين چند سال هر چي دعا كه تو كتابها ديدم يا جايي شنيدم رو خوندم ناشكري هم نميكنم خدا تا حالا هيچوقت منو تنها نذاشته ولي خيلي برام عقده شده هر چند كه ديگه گذاشتمش كنار يعني با وضع موجود پذيرفتمش ولي دوست دارم بدونم آياشما ميتونيد يه راهنمايي برام بكنيد.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
تلاش كنيد تا خودتان او را از اين وضعيت خارج سازيد. متأسفانه در جامعه ايراني با مرداني از اين دست بسيار روبرو هستيم كه اين مسايل را قبيح فرض مي كنند و نمي توانند با آن راحت باشند. برخي اين اعمال را جلف و سبك ارزيابي مي كنند و آن ها را ماية تنزل دادن شخصيت و جايگاه خود مي دانند. اگر بخواهيد اين رفتار را تغيير دهيد ،هرگز نبايد با گله و شكايت كردن طاقت اين مردان را پايين آوريد و با غرغر كردن به آن ها سركوفت بزنيد و يا به بدرفتاري متقابل بپردازيد.
بهترين روش براي رويارويي با اين مردان به ويژه هنگامي كه مردان خشني نيز باشند ،آن است كه آنان را در مقابل يك عمل انجام شده قرار داده ، عملا از آنان در موقعيت بخواهيد كه اين كلمات را بر زبان بياورند. ما در طول كارهاي باليني خودمان با موارد بسياري روبرو بوده ايم . موفقيت اين روش را به مراتب بهتر از هر روش ديگر ارزيابي مي كنيم. داراي اين مزيت است كه مرد را از پيش با يك تكليف روبرو نمي سازد .مرد كه معمولاً خود را مقتدر و مسلط بر زن مي داند، نمي خواهد بپذيرد كه بايد تسليم خواسته زن باشد. بنابراين مي بينيم كه اين روش در عمل مي تواند بدون استفاده از هر گونه قرار يا عنوان فقط عملگرايانه باشد.
براي اجراي اين مسأله بهتر آن است كه از يك موقعيت كه در آن به يك تجربة مشترك مشغول هستيد آغاز كنيد؛ مناسب ترين زمان را هنگام مباشرت جنسي مي دانيم كه در آن خواهش مي كنيد كه كوتاه ترين جملة ممكن را كه نياز به جسارت زيادي از سوي همسرتان دارد، به شما بگويد و بابت آن شرمگين نباشد، عملاً با رفتار جنسي خاصي نشان مي دهيد و خودتان را بيش تر در اختيار قرار داده و به او مي باليد؛ چون كه اين كلام براي شما لذت بخش بوده است. در واقع بر اساس فنون رفتاري با انجام اين رفتار خاص - كه كاملاً بستگي به بافت زندگي خصوصي خودتان دارد- عبارت را تقويت مي كنيد . احتمال تكرار اين جمله از سوي همسرتان به مراتب بيش از پيش خواهد شد. البته نبايد انتظار تغيير كلي ناگهاني داشته باشيد. تغييرات مؤثر كاملاً تدريجي هستند و بايد به گذر زمان هم بيانديشيد. بنابراين در گام بعدي كه براي مدت چند هفته به طول خواهد انجاميد، عبارتي ديگر را مطرح مي سازيد. اين عبارت ممكن است كمي طولاني تر و بيان آن نياز به جسارت بيش تري داشته باشد.
اين كار كاملاً به شكل يك بازي اداره مي گردد؛ اما تأثير آن جدي و شگرف خواهد بود. يكي از مشكلات ما آن است كه گمان مي كنيم كه هميشه بايد مسايل را با گفتگو و توافق و كاملاَ جدَي برطرف نماييم.
از طرف ديگر در خصوص بدرفتاري ها بايد گفت، بايد طي يك برنامه تغيير بدرفتاري ابتدا به ابراز وجود بپردازيد . احساس خودتان را به او انتقال دهيد. يادتان باشد كه توهين نكيد قضاوت هم نكنيد . فقط با استفاده از عبارت به بيان احساس خودتان بپردازيد. سپس لازم است با استفاده از يك برنامه محروميت او را نسبت به خودتان محروم نماييد. البته محروميت نبايد طولاني باشد و هرگز قهر نكنيد. به هر حال براي استفاده بهتر از مشاوره مي توانيد با شماره 09640 سرويس تلفني رايگان مركز تماس بگيريد و با مشاوران مركز گفتگو نماييد.

سلام. پدر من همیشه از من انتظار گرفتن نمره های خیلی خوب داشته اند. هر موقع نمره ی من از حد انتظارشان پایین تر باشد، حداقل به مدت چند روز عصبانی اند... نه تنها موجبات ناراحتی من بلکه موجبات ناراحتی خانواده را نیز فراهم می کنند! این در صورتی است که رسیدن به نمرات مورد نظر ایشان برای من خیلی مشکل و حتی دور از انتظار خودم است! آیا اگر نمره ام را بیشتر از واقعیت به ایشان بگویم، دروغ مصلحتی محسوب می شود؟ آیا جایز است؟ اضافه می کنم که ایشان خیلی به درس خواندن من تاکید دارند... به دفعات اتفاق افتاده که یواشکی و بی سر و صدا (مثلاً از پشت پنجره) به اتاق من سرک می کشند که درس می خوانم یا نه! از وقتی کلاس ها شروع می شود، من باید ساعتها در اتاقم درس بخوانم و کار دیگری نکنم. این مسئله باعث می شود که خیلی وقت ها که از درس خواندن خسته می شوم، تظاهر به درس خواندن کنم. یعنی در اتاقم بنشینم و کتابی در جلویم بگذارم که مثلاً در حال مطالعه هستم. در صورتی که مطالعه نمی کنم و به چیز های دیگری فکر می کنم یا اینکه پنهانی و با صدای آهسته با موبایلم به اینترنت متصل می شوم یا آهنگ گوش می کنم... چندین سال این گونه زندگی کردن را تجربه کرده ام... به همین علت من یک آدم فوق خیالاتی شده ام. حتی سلام و احوال پرسی مناسبی هم با دیگران نمی توانم بکنم و از نظر روابط اجتماعی خیلی ضعیف هستم. با وجود اینکه به تازگی از نوجوانی به دوران جوانی رسیده ام، آثار بیماری های ناشی از کم تحرکی، بیماری های روانی و... را در خودم می بینم... از اجتماع متنفرم. از همه ی آدم ها متنفرم. دوست دارم تنها باشم و در دنیای خیالاتم زندگی کنم. گاهی اوقات دلم می خواهد پدرم را با تبر قطعه قطعه کنم، گاهی آرزوی مرگ پدرم را می کنم، گاهی... این در صورتی است که پدرم فکر می کنند که برای من بهترین شرایط را فراهم آورده اند تا درس بخوانم... پدر و مادرم حتی خودشان به مسافرت هم نمی روند تا من درس بخوانم... وقتی دستشویی ، حمام و... می روم، میایند دم در می گویند: چقدر طولش می دهی... زود باش. درس داری. وقتی غذا می خورم... وقتی... این فرصت خیلی خوبی برای درس خواندن است. ولی من چقدر می توانم یکسره درس بخوانم!؟ نظر شما چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
متأسفانه پدر شما به دليل حساسيت وسواس گونه شان که ريشه در گذشته ها دارد. باعث فشار و استرس و دروغ گفتن شما شده اند براي کاهش اين فشارها شما راهکارهاي زير را انجام دهيد:
1- صحبت با معلم هاي پرورشي و يا مشاوره مدرسه نسبت به وضعيت روحي و استرستان و درخواست از آنها براي صحبت با پدر.
2- صحبت با يکي از اعضاي خانواده نسبت به اين موضوع و توجيه پدر و اطمينان دادن به ايشان به اين موضوع که شما خودتان کاملا احساس مسؤليت نسبت به درس خواندن داريد و فشارهاي پدر وسواس گونه و غير منطقي است.
3- تبديل تهديدها به فرصت ها يعني شما با توجه به فشارهاي خانواده سعي کنيد. اهتمام بيشتر به درس پيدا کنيد و سعي کنيد خودتان را با شرايط وفق بدهيد همچنين استراحت و تفريح خودتان را طوري مديريت کنيد که برچسب بازي گوش به شما زده نشود.
در ضمن دروغ گفتن صفت نامناسبي است و جايگاه دروغ مصلحتي زماني است که شما تمام راهکارهاي بالا را دقيقا انجام دهيد و نتيجه اي نداشته باشد موفق باشيد.

خانم من از خا نواده روحانی می باشد متاسفانه خیلی به خانوادش وابسطه هست. بر خلاف من. من زیاد از این مسله راضی نیستم بدون رضایت من سعی داره یه سری کارهای انجام بده که من نفهمم مثل تماس تلفنی با خواهراش و دوستاش.و... بدون اجازه من به حوزه علمیه میرود احترام منو از بین برده من به ایشان بار ها گفتم راضی نیستم ازت وحتا یادم میاد یکبار قسم خوردم که ازت راضی نیستم شاید با توجه مذهبی بودنش متوجه کارهاش باشه بازم فایده نکرد. لطفامنو راهنمای بکنیداگر لازم هست جواب شما رو به ایشان نشون بدم تا شاید کمکی باشد به استحکام خانواده ما من از شما کمال تشکررو دارم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
شيوه مواجهه شما با همسرتان آسيب زا و غير کارشناسي به نظر مي رسد .
وابستگي عاطفي چيزي نيست كه با توصيه و نصيحت يا اعلام عدم رضايت و قسم و... برطرف گردد. وابستگي عاطفي از جمله پايدارترين وابستگي هاست . رفع وابستگي عاطفي به ماه ها و سال ها تلاش نيازمند است . در برخي موارد بدون كمك تخصصي (روانپزشكي +روان درماني ) اميدي به بهبودي آن نيست . بهتر است ما انسان ها در مواجهه با افرادي كه به نوعي از كمبودي رنج مي برند، به جاي سرزنش و توبيخ و ملامت به اعطاي كمبود هاي آن ها بپردازيم . مثلاً به جاي اين كه بگوييم «چرا به خواهرت زنگ مي زني، مگر من نگفتم ديگه حق نداري بهش زنگ بزني» سعي نماييد كمبود عاطفه ايشان را (در كنار اعتدال بخشي تدريجي به تماس هاي تلفني ) با اعطاي عاطفه بيش تر جبران نماييم.
هيچ گاه هيچ کس را منع کلي نکنيد بلکه تا حد امکان موارد مشروع و معقول را تجويز جزيي نماييد. به اين ترتيب بهتر است به جاي تحت فشار قرار دادن ايشان(که به لجبازي و زيرزميني شدن و جسارت ايشان مي انجامد) به نحو جزيي و محدود با تماس هاي ايشان موافقت نماييد. از ايشان بخواهيد به مرور به زنگ زدن خود سامان ببخشد و به تعديل منطقي آن بپردازد.
در موارد ديگر نيز تا حد امکان منع کلي ننماييد. سعي نماييد در اختلافات زناشويي از دين و مفاهيم ديني و ارزشي مايه نگذاريد و در حد امکان به صورت عرفي به حل آن بپردازيد.
در صورت تشديد اين مسأله به يک روانشناس باليني مراجعه نماييد.

با عرض سلام و خسته نباشید ... پسری 18 ساله هستم که مشکلی با مادر پدرم دارم سر این مسئله که با وجود اینکه پسری نیستم که اهل کارهای خلاف باشم ولی چون بعد از دانشگاه کمی بیرون رفتنم بیشتر شده مادر پدرم احساس بدی به من پیدا کردن تا این حد که میگن گستاخی و دروغ میگی ... از این بیشتر ناراحتم که چرا با وجود اینکه دروغی بهشون نمیگم و همیشه کمک خالشون بودم اینجوری جوابمو میدن ... مرجع تقلید : مکارم شیرازی تحصیلات : دانشجوی هوافضا

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
به عنوان يک انسان فرهيخته بايد بپذيريد که در رويارويي با درخواست هاي معقول و احيانا نامعقول پدر و مادر نبايد به شيوه تقابلي يا استدلال گونه برخورد کرد. استدلال در برابر منطق درست يا نادرست پدر و مادر ثمره اي جز تشديد کشمکش ندارد . عاقلانه اين است که با عقب نشيني استراتژيک به جاي اصرار بر بيرون روي حساسيت برانگيز به محروميت خود خواسته بپردازيد مثلا بدون کوچک ترين تنش و اصطکاک به حساسيت هاي پدر و مادر وقع بنهيد . براي مدت 2 تا 6 ماه به صورت ملموس به تعديل رفت و آمد خود بپردازيد.
سعي نماييد براي اعتماد سازي و تأثير گذاري بيش تر از سيستم گزارش دهي مستمر استفاده نماييد. مثلاً در شبانه روز به انحا و انواع مختلف ميزان حرف شنوي و ترتيب اثر دادن به خواسته به حق يا نابحق والدين را به ايشان گزارش دهيد. مثلاً مادر جان! پدر جان! امروز با بچه هاي دانشگاه قرار داشتيم بريم كتابخونه كه درس بخونيم ، ولي من قرارو كنسل كردم ،گفتم پدر مادرم راضي نيستند من زياد از خونه برم بيرون و ....در اين مثال ساده فرد تا حدودي روي رگ خواب هاي والدين انگشت گذاشته است و ....

به نام خدا با سلام و احترام دامادی داریم که با پدر و مادر زنش به شایستگی رفتار نمی کند و ادب را در قبال ما رعایت نمی کند،البته خیلی هم بد نیست،اولاً با او چگونه برخورد کنیم؟که دو طرف سود کنند دختر و دامادم مشکل مالی نیز دارند ما گاهی به آنان کمک می کنیم،دوماًچقدر باید به آنان کمک کنیم که دامادمان متوقع نشود و عزتمان حفظ شود، آیا کمک کردن به او صحیح است؟ مگر گفته نشده است که باید به نزدیکان کمک کنیم؟ در ضمن پدر زن جانباز و بیمار است و فقط دو دختر داریم و پسر هم نداریم تا حامی ما باشد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
گاهي ما در صدد تغيير شخصيت ديگران هستيم. تغيير شخصيت يکي از موضوعات مهمي است که در طول تاريخ روانشناسان گوناگوني به دنبال آن بوده‌اند؛ اما به خوبي مي‌دانيم که حتي روانشناسان نيز در صورتي که فرد به صورت اختياري خودش را در اختيار آنان قرار دهد، امري دشوار است. به همين دليل، هرگز نمي‌توان انتظار داشت که افراد عادي بتوانند در شخصيت ديگران تغييري به وجود آورند؛ به ويژه هنگامي که فرد خودش را در دسترس اين تغيير قرار نمي‌دهد.
از آن گذشته، ما هرگز نيازي به در نظر گرفتن اين هدف بزرگ نداريم. براي هر يک از ما کافي خواهد بود که تنها به تغيير رفتار فرد مقابل نسبت به خودمان بيانديشيم و اجازه ندهيم که او با ما بدرفتاري نمايد.
بدرفتاري در برابر بد رفتاري، يکي از رفتارهاي متداول اکثر افراد در اين موارد است. اين رفتار نمي‌تواند مطلوب باشد؛ چون اولاً بد رفتاري را ترويج مي‌دهد و فردي را که ذاتاً بدرفتار است ، به پرخاشگري بيشتر و خشونت ترغيب مي‌نمايد.
دوم آنکه، گويا ما به عنوان فردي که از بدرفتاري شکايت دارد، با بدرفتاري خود عليه ديگري، عملاً بدرفتاري را تأييد مي‌کنيم و آن را مجاز مي‌شماريم. هرگز به او توهين نکنيد . به عنوان متوليان يک خانواده به بحث و مشاجره با داماد نپردازيد(مادرزن و پدرزن) و تنها او را در حد فرزندان خودتان بدانيد . وقار خودتان را حفظ کنيد.
به جاي قهر کردن با دامادتان به بي‌توجهي انتخابي روي آوريد . هر بار که به بدرفتاري مي‌پردازد، به طور موقت با او قطع ارتباط کنيد اما چنان رفتار نکنيد که خودتان را در انزوا قرار دهيد بلکه کاملاً احساس کند که در انزوا قرار دارد . البته هرگز قهر نکنيد. قهر کردن روشي است که با آن آشنا هستيد .اغلب مردم پس از روبرو شدن با بدرفتاري ديگران از آن استفاده مي‌کنند. روش قهر کردن روشي است که در آن پاسخي يکسان را در برابر رفتارهاي مطلوب و نامطلوب همسر به کار مي‌گيرد. به ياد داشته باشيد که هيچ يک از ما حق ندارد به خاطر بدرفتاري طرف مقابل و براي دفاع از خويشتن به حقوق او تجاوز کند.
بي‌توجهي انتخابي به عنوان يکي از فنون علمي تغيير رفتار ديگران کاملاً انساني بوده ، هرگز به تجاوز به حقوق ديگران نمي‌انجامد. اين فن به عنوان مکمل فن ابراز وجود است که در آن بايد بر لزوم تغيير وضعيت فرد تأکيد و او را راهنمايي کنيد. در نهايت لازم است روابط خودتان را از اين پس کنترل شده اداره نماييد.
در خصوص کمک مالي هيچ گونه ايرادي ندارد که به آن ادامه دهيد اما اگر اين کار باعث به وجود آمدن توقعاتي در او مي‌شود و در صورت نرسيدن کمک به بدرفتاري با خانواده شما يا دخترتان که در خانه او به سر مي‌برد، مي پردازد، الزاماً بايد آن را قطع نماييد. اما اگر ناراحت وضع دختر خودتان هستيد ،مي‌توانيد فقط به دخترتان کمک کنيد . بدون آن که او بفهمد ،مبلغي را در اختيار او قرار دهيد. با توجه به متعدد بودن گستره اين مشاوره و وابسته بودن به جزييات گوناگون صلاح مي‌دانيم که به ارايه جزييات بيش تري در اين زمينه بپردازيد . براي اين کار مي‌توانيد با شماره 09640 سرويس رايگان اين مرکز تماس بگيريد و راهنمايي لازم را دريافت نماييد.

باسلام لطفا براي دانستن در باره زندگي مشترك و مسائل زناشوئي چند كتاب معرفي بفرمائيد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
مطالعه کتاب هاي زير خواسته شما را ان شاءالله تأمين مي کند :
1- نقش دين در خانواده: احسان بخش، صادق، رشت: ناشر، 1372.
2- بهشت خانواده: دكتر مصطفوي
3- آيين همسرداري، ابراهيم اميني
4- ازدواج مكتب انسان سازي، شهيد دكتر پاك‏نژاد
5- بهداشت ازدواج از نظر اسلام، دكتر صفدر صانعي
6- همسران برتر، دكتر غلامعلي افروز
7- اخلاق معاشرت، دكتر علي قائمي
8- خانواده متعادل، شرفي

صفحه‌ها