مشاوره

من با دوست دخترم کمی رابطه داریم و نحایت این رابطه در آغوش کشیدن همدیگه است و یا بوسیدن اما چند وقتی به خاطر بزرگ شدن در خانواده مذهبی هر دو دوچار اعذاب وجدان شدیم از گناهی که کردیم و دوست دخترم خیلی بیشتر و همیشه خودش را سرزنش میکنه و حتی با من دستم هم نمیده. ما هر دو در سن 22 هستیم هر دو شاغل هستیم و به اسرار من مادر دوست دخترم از دوستی ما مطلع هست ولی میزان رابطه را نمداند البته من دو ماه بعد از آشنای وقتی خواستم اولین بار دستش را بگیرم خودم سیقه را خواندم و او هم قبول کرد اما الان این عذاب وجدان داره ما رو از هم دور میکنه و دوست دخترم داره خود خوری میکنه. چی کار کنم تا بهش ثابت بشه که گناهی نکرده و به آرامش برسه. درضمن من از آن روز به این ور که یک بار هم دیگه را بوسیدیم دیگه این کار را نکردیم چون احساس گناه داشتیم. من اولین باره که دارم سایت شما رو میبینم اگه امکانش هست پاسخ را برام میل کنید حدآقل لینکش را میل کنید با تشکر پیام هستم از کرج

اين گونه كارها گناه بوده و جايز نيست. علاوه بر گناه باعث مشكلاتي در زندگي اجتماعي مي شود.
دوستي بين دو نامحرم مهم ترين کمينگاه شيطان است. بدين وسيله انسان را به سوي گناه مي کشاند. نتيجه اين گونه ارتباط ها در جامعه، تسليم شدن در برابر شيطان و هواي نفس است . براي نوع انسان هاي جامعه، موجب آسيب‌هاي فراوان روحي و رواني مي گردد .
در صورتي دختر و پسر مي توانند با هم رابطه داشته باشند که محرم همديگر باشند .فرقي نمي کند که رابطه در حد دست دادن باشد ويا بوسيدن ويا موارد ديگر.
احساس ناراحتي که در شما به وجود آمده است، نشان از مقيد بودن شما به اسلام واحکام ديني مي باشد.براي خواندن صيغه محرميت طبق نظر بيش تر مراجع بايد دختر پدر اجازه بدهد . بدون اجازه او عقد وصيغه صحيح نمي باشد.(1)
بايد براي محرم شدن وادامه رابطه خود با هم ازدواج کنيد ويا اينکه رابطه را قطع کنيد .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع ، م2376

سلام دوستان و خسته نباشید من خیلی وقت بود که استمنا میکردم و نمی دونستم که این کار از نظر شرعی حرامه و وقتی که این رو فهمیدم توبه کردم و خدا شاهده که از اون به بعدانجام ندادم و خواستم گذشته ام رو جبران کنم - خب اون موقعه هایی که من استمنا میکردم اصلا محتلم نمیشدم و از وقتی که توبه کردم در هفته 2-3 بار محتلم میشم و این موضوع من و اطرافیانم رو ناراحت کرده و دیگران به من یه جور دیگه نگاه میکنن (برادر-خواهر)و... خب حالا من چیکارکنم ؟.راستی اون موقع ها من افراط در این کار نداشتم شاید یکی دو بار در ماه . و راستی من به دوستم گفتم این کار حرامه گفت یه آیه تو قرآن بیار تا من انجام ندم اگه ایه ای هست راهنماییم کنید ممنون و التماس دعا

اگر كسي با دست يا وسايل مصنوعي به ارضاي جنسي اقدام كند، گناهكار است و اين كار را استمنا يا خود ارضائي مي گويند. حرمت چنين عملي از سوره مباركه مؤمنون از آيه پنج تا هفت به دست مي آيد : وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ؛ ( 5 ) و آن ها كه دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى حفظ مى‏كنند .
إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ ؛(6) تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزان شان دارند كه در بهره‏گيرى از آن ها ملامت نمى‏شوند.
فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ ؛(7) و هر كس غير اين طريق را طلب كند. تجاوزگر است .
هنگامي كه از حضرت صادق (ع) در مورد استمنا مى پرسند، مى فرمايد: گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهى فرموده است . استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح (زنا)كرده . اگر كسى را كه چنين كارى مى كند بشناسم، با او هم خوراك نخواهم شد . (1)
كسي كه سابقا مرتكب چنين عملي شده، با توبه مي تواند آثار اين گناه را پاك نموده ، با خود و خدا عهد نمايد كه بار ديگر اين عمل را مرتكب نمي شود. از ديدگاه پزشكان استمنا آثار زيانباري بر جسم و روح و روان وارد مي سازد .
الف ) آسيب‏هاى جسمانى‏ استمنا يا خود ارضائي .
1 ) ضعف و تحليلِ قواىِ جسمانى‏
كاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبران‏ناپذير خودارضايى است. احساس خستگى عارضه طبيعى انزال است، اگر خودارضايى در شبانه روز به دفعات تكرار شود ، احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبيت شده ، طبيعت ثانوى براى او ايجاد مى‏كند. كاهش و تخليه مكرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پيرى زودرس مى‏انجامد.
... وقتى قلم به دست مى‏گيرم، زود خسته مى‏شوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمين مى‏گذارم تا وقتى كه دستم كمى قدرت پيدا كند و دوباره بنويسم. «نامه‏اى از يك جوان»
... آن چه امروز برايم باقى مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمى نحيف و درهم شكسته است.«نامه‏اى از يك جوان».
... با اين كه ورزشكارم ،زانوهايم مرتب سست مى‏شود. «پسرى 18 ساله»
من كه دخترى پر جنب و جوش و داراى چهره‏اى روشن بودم، كم كم به دخترى بى حال، كم تحرك و رنگ پريده مبدل شدم.
«دخترى 15 ساله، كلاس اول تجربى»
لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تيرگى چهره، از نشانه‏ها و عوارض ضعف جسمانى است .
متأسفانه ضعف جسمانى به همين جا ختم نمى‏شود. بلكه كل بدن را ساقط مى‏كند. شخصى كه مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس كرده، كمر درد او را آزار مي ‌دهد تا اين كه به فلج عمومى بدن مبتلا مي شود.
2 ) ضعف بينايى .
خود ارضاىي به تدريج در نور چشم و قدرت بينايى اثر مى‏گذارد و آن را كاهش مى‏دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضايى دارد و اين به حدى است كه گاه به نابينايى منجر مى‏شود.
با اين كه اهل ورزش هستم ،چشمانم خسته مى‏شود و جلو چشمم تيره و تار مى‏شود به حدى كه سرگيجه مى‏گيرم. آيا اين از عوارض خودارضايى است ؟ «نامه‏اى از يك پسر 18 ساله»
جوانى كه هشت سال مبتلا به خودارضايى بود، وقتى مى‏خواست كتابى را بخواند ،چشم هايش سياهى مى‏رفت ، حدقه‏هاى چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود . در قعر چشم‏هاى خود درد شديد احساس مى‏كرد . (به نقل از مشكلات جنسى نسل جوان) .
روزى در يكى از خيابان‏هاى يزد چشمم به جوانى حدوداً بيست و پنج ساله افتاد كه در اثر نابينايى به همراه برادرش حركت مى‏كرد، چون با برادرش آشنا بودم ، جلو رفتم و سؤال كردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضايى) بوده است و دست از اين كار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان).
3 ) آسيب‏پذيرى در برابر بيمارى ها
تحليل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذيرش ساير بيمارى‏ها را فراهم مى‏آورد. جسمى كه با خود ارضايى ضعيف شده است نمى‏تواند در مقابل ميكروب ها و ويروس ها از خود دفاع كند. جوانى مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يكى از بيمارى‏هاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايى مى‏كرد، در روز ششم بيمارى كاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت .
4 ) آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانى‏هاى جنسى و توليد مثل‏ .
خودارضايى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مى‏گذارد. دكتر «هوچنين سون» معتقد است كه عموم ناراحتى‏هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضايى است. بعضى از اين اثرات عبارت اند از:
تورم غدد وذى‏
تورم كانال نطفه‏
تورم قسمت پايينى و عقب كانال ادرار
شل شدن عضلات تناسلى‏
خروج بى اختيار منى با كوچكترين حادثه‏
ايجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چركى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران‏
از بين رفتن پرده بكارت‏
ارضاى ناكامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج‏
ناتوانى و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مكرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام‏
بيماري هاى مقاربتى‏
عقيم شدن‏
5 ) آسيب مراكز عصبى و غدد در مغز
در اثر خودارضايى و تحريك زياد، هيپوتالاموس آسيب مى‏بيند. مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبى جريان خون مى‏شوند و از اين طريق آسيب‏هاى جبران‏ناپذير و بر آن ها وارد مى‏شود. تخليه‏هاى مكرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مى‏شود. خودارضايى‏هاى مكرر، مركز عصبى را دچار حساسيت و ضعف و خستگى و اختلال مى‏سازد. به گفته يكى از دانشمندان، خود ارضايى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آن ها مى‏شود .
به طور كلى اختلال قواى بينايى، شنوايى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز كردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است .
... قسمت‏هاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامه‏اى از يك جوان»
و تو اى جوان عزيز به خود آى . آسيب‏ها را جلوى چشم خويش تابلو كن . با تأمل در اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده.
كم خونى .
كم اشتهايى و مشكلات گوارشى ؛
كم خوابى و اختلال در خواب ؛
تنگى نفس ؛
سر درد و سرگيجه ؛
پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات .
همگى از آسيب‏هاى جسمى خودارضايى هستند .
ب ) آسيب‏هاى روحى - روانى‏
1 ) ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى‏
يكى از پى آمدهاى خودارضايى، ضعف و تحليل قواى جسمانى است. اين به نوبه خود ناشى از اختلال در عملكرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب مى‏شود كه بخش حافظه كارايى لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايى به خاطر تمركز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمركز فكرى است كه اين خود عامل ديگرى براى كاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقويت حافظه آن است كه فرد به كارهاى علمى و فكرى مشغول باشد ،در حالى كه شخص خودارضا از كارهاى علمى و فكرى باز مى‏ماند . اين خود عامل ديگرى براى ضعف حافظه چنين اشخاصى است.
... استعداد كافى داشتم و تحصيل مى‏كردم اما اكنون استعدادم كم شده و مطالب را درست درك نمى‏كنم و با فشار و سختى به تحصيل ادامه مى‏دهم. «نامه‏اى از يك دانش‏آموز»
2 ) اضطراب .
دلهره و دلواپسى از ويژگى‏هايى است كه دائماً فرد خودارضا را رها نمى‏كند، او مرتب با خود درگير است و نمى‏تواند با خود كنار آيد. افكار آشفته، وسواس فكرى، بى ثباتى، درهم ريختگى فكرى دامن گير اوست: «نكند كسى بفهمد»، «كى و چگونه اين كار را تكرار كنم»، «كى مى‏شود نجات پيدا كنم» و... لحظه‏اى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتكاب گناه، شخصيت او را در هم مى‏كوبد. گاهى تأخير در ترك و اين كه بعد از ترك چه مى‏شود، امان او را مى‏گيرد.
... آيا با تركِ خودارضايى باز هم علائم آن باقى مى‏ماند. «امضا: همدم مرگ»
... آيا پس از ترك مى‏توانم ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم؟ آيا بخشوده خواهم شد؟ «نامه‏اى از يك جوان»
آن چه امروز از اين عمل برايم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراكم است. «نوجوان 17 ساله تهرانى»
3 ) افسردگى‏ .
بى احساسى و بى تفاوتى، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشه‏گيرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانه‏هاى بارز و حتمى افسردگى است.
4 ) پرخاش‏گرى و بداخلاقى‏ .
شخصِ خودارضا نسبت به كوچك‏ترين محرك محيطى حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از كوره در مى‏رود، به نور زياد، صدا، رفت و آمد و... حساسيت فوق‏العاده دارد.
5 ) يأس از زندگى‏ .
... در سنين 16 يا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودكشى زدم ولى موفق نشدم، اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى‏روم، شايد هم يك سويش نابودى باشد. «نامه‏اى از يك جوان»
... تصميم گرفته‏ام اگر راهى برايم نباشد خودكشى كنم.... «دختر 18 ساله تهرانى»
6 ) از بين رفتن خلاقيت‏ها، توانايى‏ها و سركوب شدن استعدادها .
7 ) عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليت‏هاى فكرى .
8 ) هوس باز و بى‏بند و بار شدن و اعتياد به ارضاى جنسى نامشروع .
9 )بى عاطفه، كم رو و خجل .
10 ) عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده .
11 ) از بين رفتن صفاى دل و بى علاقه‏گى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12 ) احساس گناه، عذاب وجدان .
ج ) آسيب‏هاى اجتماعى‏ .
خودارضايى يك حس گريز از اجتماع پديد مى‏آورد كه در اثر افراط و تكرار در او ريشه‏دارتر خواهد شد . فرد در گوشه‏اى خود را منزوى و به افكار دور و دراز مى‏پردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مى‏گردد . حيات جمعى را دچار مخاطره مى‏سازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويى در عرصه اجتماعى نيز با مردم جوششى ندارد . از زندگى جمع احساس لذت نمى‏كند. اين جاست كه نه تنها شخصيت اجتماعى و انسانى چنين افرادى تدريجاً متزلزل شده بلكه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژى محروم گرديده است . در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مى‏شود .
اين دسته از آسيب‏ها عبارت اند از :
1 ) بى آبرويى ؛
2 ) مشكلات خانوادگى ؛
3 ) انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشكل دوست يابى ؛
4 ) مشكلاتى در ازدواج از قبيل :
عدم پذيرش در خواستگارى‏
اكنون خواستگاران فراوانى دارم كه هر يك از ديگرى بهتر هستند. به دليل همين مسئله (خودارضايى و از دست دادن بكارت) است كه مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم. بدون اينكه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند.
«دخترى 18 ساله از تهران»
بر اثر خودارضايى دامنم لكه دار شده و حالا خواستگاران فراوانى دارم كه هر كدام از ديگرى بهتر است. به من بگوييد چه كار كنم.
«نامه‏اى از يك دختر جوان»
بى ميلى به ازدواج و تأخير در آن‏
بى ميلى به همسر
ناتوانى در مقاربت صحيح و ارضاى جنسى خود و همسر
ناسازگارى خانوادگى‏
سرد بودن كانون خانواده‏
ناتوانى در برابر مشكلات و سختى‏ها پس از ازدواج‏
طلاق و متزلزل شدن كانون خانواده‏
5 ) افت تحصيلى‏ .
اين كار روى تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من كه تا سال سوم راهنمايى جزء شاگردان خوب كلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول يك تجديدى آوردم. «دختر 15 ساله»
6 ) بزهكارى‏ .
7 ) عدم علاقه نسبت به فداكارى و خدمتگزارى به همنوعان و...
8 ) لذت نبردن از دوستى‏ها و مهر و محبت‏ها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از آنان .
9 ) از بين رفتن عزت، پاكدامنى، شرف و حيا .
10 ) انحطاط و انحراف فكرى و عملى خود و به انحراف كشيدن ديگران .
11 ) ايجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نواميس ديگران .
12 ) سوء استفاده جنسى و تجاوز به كودكان .
13 ) ترويج و اشاعه فحشا و منكرات .
14 ) شيوع بيمارى‏هاى مقاربتى در جامعه .
15 ) حسادت و بدبينى .
د ) آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏ ‏:
همه آسيب‏هاى سه گانه كه سخن از آن ها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسيب معنوى به اين راحتى قابل جبران نيست. چون اولاً: آسيب به قلب و دل است كه هيچ کدام از ابعاد وجود آدمى به ارزش، كارايى، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرآن و روايات اسلامى، گناه به انسان سرازير مى‏شود و آن را فاسد و از كار مى‏اندازد.
دوّم: اين آسيب فقط دنيوى نيست.
قرآن كريم مى‏فرمايد: چنين نيست كه بعضى خيال مى‏كنند، بلكه اعمال خلاف شان چون زنگارى بر دل‏هاي شان نشسته، از درك حقيقت وامانده‏اند: «كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون».(2)
كلمه «ران» در آيه مذكور به معناى زنگار است. زنگ يا زنگار در امور مادى همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند، همان لايه قرمز رنگى كه بر اثر رطوبت هوا روى آهن و مانند آن ظاهر مى‏شود . معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.(3)
آرى، بدترين اثر گناه، تاريك ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب مى‏شوند» . (4)
مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( 5 ) مى‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مى‏شود :
1 ) اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏دهند ؛
2 ) اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند ؛
3 ) نفس آدمى به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك مي كند. قلب از ديدگاه قرآن جايگاه مهمى دارد قرآن كريم اولاً: قلب را مهم‏ترين مركز شناخت در انسان معرفى مى‏كند.
دوم: بيمارى قلب را مهم‏ترين بيمارى به حساب مى‏آورد و از اين بيمارى به تعابير مختلف و عجيب ياد مى‏كند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، كور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهم تر مردن قلب. كه جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد آمده است .
در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس كه اسلام اولاً: كيفر و اثر آن را منحصر به دنيا نكرده است.(6)
دوم: از انديشه و فكر گناه هم منع كرده است تا گناه را از سرچشمه خشك كند. على (ع) مى‏فرمايد: كسى كه در انجام گناه زياد فكر كند، بالاخره به گناه كشيده مى‏شود (7).
سوم: از گناه به عنوان درد و بيمارى ياد كرده است. (على (ع) براى دل‏ها بيماريى، دردناك‏تر از گناه نيست.(8)
چهارم از رفاقت و دوستى با گنهكار و شركت در مجالس گناه به شدت نهى كرده است. على (ع) فرمود: بر فرد مسلمان شايسته نيست كه با گنهكار طرح رفاقت و دوستى بريزد .
پنجم : ترك گناه را بهترين عبادت برشمرده است. على (ع) فرمود: برترين عبادت، دورى گزيدن از گناه است.
اين‏ها بخش بسيار اندك از هشدارهايى است كه اسلام براى دفع اثر زيانبار گناه به انسان‏ها داده است . ( 9 )
براى اين كه به تأثير گناه بر دل و قلب بيش تر پى ببريم، به عنوان نمونه به ذكر چند روايت اكتفا مى‏كنيم:
رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتكب مى‏شود، لكه سياهى در قلبش پيدا مى‏شود . اگر دل از آن بكند و توبه كرده و از خداوند آمرزش طلبد، دوباره قلبش شفاف مى‏شود . اگر گناه را ادامه دهد، سياهى تمام قلبش را فرا مى‏گيرد . (10 )
رسول گرامى اسلام(ص): وقتى حرام‏ها ناديده گرفته شود و كسى مرتكب آن‏ها شود، خداوند طورى بر دلش مهر مى‏زند كه بعد از آن، ديگر قدرت درك و فهم را نداشته باشد . ( 11 )
ظرف، وقتى وارونه شود هيچ چيز در آن قرار نمى‏گيرد، قلب هم در اثر گناه طورى وارونه مى‏شود كه ديگر علم و حقيقت در آن جاى نمى‏گيرد .
خودارضايى هم كه اسلام به شدت از آن نهى كرده است ،شايد از همين باب باشد كه اثر در قلب و دل آدمى مى‏گذارد . آثار روحى و روانى خودارضايى كه در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيمارى دل ناشى مى‏شود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوى گناه خودارضايى بيان مى‏كنيم.: به اميد آن كه تو اى جوان عزيز و برومند، اى كه چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اى آينده ساز خود و جامعه اسلامى به خود آيى و تا دير نشده خود را از اين مهلكه و باتلاق نجات دهى، بدان كه مى‏توانى، حتماً مى‏توانى!
1 ) امام صادق(ع) فرمود: روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفتگو نمى‏كند و از چشم خدا مى‏افتد . (12)
2 ) رسول خدا(ص) فرمود: لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا است.(13)
3 ) رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه خودارضايى مى‏كند، ملعون است. (14)
4 ) امام صادق(ع) فرمود: خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است.(15)
5 ) امام صادق(ع) فرمود: براى كسى كه خودارضايى كند، در قيامت عذاب دردناكى در نظر گرفته شده است. (16)
در پايان توجه شما را به تحقيقى كه حاصل بررسى 400 نامه رسيده از نوجوانان كشور به برنامه آينده سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه 1367 است جلب مى‏كنيم. طبق اين تحقيق افرادى كه مبتلا به خودارضايى مى‏باشند. به ناراحتى‏هاى زير مبتلا گشته‏اند:
1. ضعيف شدن چشم؛ 2. لاغر شدن صورت؛ 3. ضعف اعصاب؛ 4. تحليل رفتن بدن؛ 5. سردرد و سرگيجه؛ 6. سرماخوردگى زود به زود؛ 7. كم خونى؛ 8. سست شدن زانو؛ 9. سياه شدن دور چشم؛ 10. ضعف حافظه؛ 11. زرد شدن صورت؛ 12. ضعف و اختلالات شنوايى؛ 13. جوش صورت؛ 14. گوشه‏گيرى؛ 15. اختلال در خواب؛ 16. ايجاد حالت وسواس و ترديد؛ 17. افت تحصيلى .

پي‌نوشت‌ها :
1. وسائل الشيعه ، ج 18 ص 575 .
2 . مطففين(83) آيه 14.
3 . تفسير نمونه ، ذيل آيه 14 مطففين .
4 . همان .
5 . الميزان، ذيل آيه 14 سوره مطففين ؛ مائده(5) آيه 33 .
6 . غررالحكم .
7 . بحار الانوار ، ج 73 ، ص 342 .
8 . وسائل الشيعه ، ج‏2، ص 269 .
9 . تفسير الميزان ، ذيل آيه 14 مطففين .
10. محمد هويدى، التفسير المعين .
11. الميزان، ذيل آيه 14 سوره مطففين .
12. ميزان الحكمة، ح 18749.
13. همان، ح 18748.
14. همان، ح 18751.
15. همان، ح 18750.
16. همان، ح 18749.

با سلام اینجانب دوستی دارم 25 ساله به نام مجید ایشان مدتی است که به گفته ی خودش با دختر خانمی رابطه ی دوستانه برقرار نموده البته در حد صحبت کردن حضوری و مکالمه تلفنی و تاکنون هدف ایشان صرفا دوستی بوده و نه ازدواج .البته خود به نادرست بودن این عمل واقف است اما(بنا به گفته های خودش) به واسطه ی هوای نفس و فشار زیادی که به او وارد میشود نمی تواند از این ارتباط دست بکشد. ظاهرا ایشان اخیرا در ماه مبارک رمضان در حین قرائت قرآن با آیه ی پنجم سوره ی مائده مواجه شده که در این آیه شریفه از هرگونه رابطه ی نادرست با نامحرم انسانها برحذر داشته شده اند و با توجه به اینکه در این آیه تاکید شده که این اعمال ضمن آنکه گناه است تمامی اعمال نیک را نیز تباه میکند. به همین دلیل هم اکنون گمان ایشان بر آن است که تمامی کارهای نیک و عباداتی که انجام داده از بین رفته و واجبات و فرائضی که اکنون به جا می آورد(مثل نماز ، روزه و .. )به واسطه ی استمرار این عملش مورد پذیرش قرار نمی گیرد و به همین خاطر دچار یاس و سرخوردگی مضاعفی گردیده است. توصیه من به این دوست ان بود که با تحقیق در مورد آن خانم چنانچه ایشان را گزینه ی مناسبی برای ازدواج یافتند با قصد و نیت ازدواج پا پیش بگذارند و در غیر این صورت از ادامه این عمل خودداری نمایند اما به هر حال ایشان به شدت دچار سردرگمی است. حال سوال اینجاست که تفسیر دقیق آیه ی شریفه ی مذکور چیست؟ آیا نتیجه گیری صورت گرفته توسط این دوست من در خصوص این آیه، صحیح بوده یا خیر؟ توصیه شما در مورد این مشکل چیست؟ با تشکر و سپاس فراوان

برقراري ارتباط بين دختر و پسر به هر منظور كه باشد، نمي‌تواند مورد تأييد قرار گيرد، چون در نهايت به وابستگي عاطفي منجر خواهد شد . فرد را از مسير زندگي طبيعي خويش دور مي‌سازد. اين ارتباط به هر منظور و به هر نحو كه باشد ،خواه تلفني و حضوري و ... نمي‌تواند موجه باشد.
هوای نفس و فشار زیادی كه به انسان وارد می‌شود ، چنان نیست که انسان ها را بی اختیار سازد و آن ها را در برابر انجام یا عدم انجام کارها ناتوان سازد. بنابراین می‌توانیم نتیجه گری کنیم که گاهی نمی‌خواهیم و به فشارها تن در می‌دهیم و در برابر آن ها تسلیم می‌شویم. این در حالی است که جدا شدن از این حالات تنها مستلزم جدا شدن از تصویر پردازی‌ها و جلوگیری از ایجاد احساس خوشایندی است که هنگام تصویر پردازی‌ها بر روی آن ها اعمال می كنیم.
در این جا باید به دو مسأله جداگانه احساس گناه و گناه دینی اشاره نمایم. گناهی که در دین مورد اشاره قرار گرفته است .نهایتاً بر اثر نفس لوامه فرد را به سوی اعمال نیک و توبه رهنمون می‌سازد. این مسأله ای نجات بخش است که به انسان شرم می‌بخشد که چگونه در برابر خدواند به گناه دست می‌زنی؟ بدون آن که احساس توهین به فرد ببخشد و او را ناامید سازد.
یکی از مواردی که به عنوان یک مکانیزم نگهدارنده در ایجاد احساس گناه در فرد مؤثر است، همین احساسی است که دوست شما می گوید. وجود احساس گناه هیچ ارتباطی به مسایل دینی نداشته و تنها یک اختلال روانشناختی است که باید درمان گردد . ایشان تا زمان درمان کامل نباید برای ازدواج اقدام نماید. روشن است که هر گونه انتخاب می‌تواند کاملاً مبتنی بر احساس و عدم شناخت کامل صورت پذیرفته باشد. از سوی دیگر این حال نامناسب می‌تواند زندگس مشترک را نیز با دشواری روبرو سازد . عدم رضایتمندی زناشویی را به همراه داشته باشد یا آنکه زندگی مشترک را متزلزل سازد.
احساس گناه هم نمی تواند سازنده باشد و بیش تر مخرب است . به همین دلیل از دسته احساس گناه هایی که در دین وارد شده است نمی باشد. این نوع احساس در واقع نوعی خود-سرزنشی و تقصیر است و باید از آن دور بماند. احساس گناه افراطي که در آن، فرد خود را مأیوس از رحمت خدا می‌داند، به هيچ وجه مطلوب درگاه خداوند و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وسوسه‌های شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگ‌ترين منابع اضطراب‌زاست . به خوبی مي‌توان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينه‌اي براي خودراضايي بيش تر فراهم مي‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد.
اما گاهی در اثر آن که فرد دارای یک بافت افسردگی درون‌زاد است، پس از انجام یک گناه و تکرار به این نتیجه می‌رسد که من گناهکار هستم . نباید در محضر خدواند حاضر شوم . هیچ یک از اعمال من که پذیرفته نخواهد شد . پس بهتر است که از او فاصله بگیرم. در این موارد شاهد آن هستیم که این افراد برای آن که منصف تر به نظر برسند ، به خودشان توهین می کنند . خود را مستحق هر گونه عقوبتی می‌دانند. این مکانیزم هرگز نمی‌تواند سالم ارزیابی تلقی گردد و باید به درمان آن مبادرت ورزید. به ايشان اطمينان دهيد كه رفتارهاي پيشين ايشان نبايد موجب شود كه عبادات را رها سازد و از خدا دور شود.
متأسفانه ایشان نمی تواند حتی به نیت ازدواج با این فرد به ادامه روابط بپردازد و باید روابط را به طور کلی قطع نماید؛ در نتيجه پيشنهاد هر گونه ادامه روابط براي هر منظور نامناسب است. یکی از توصیه‌های همیشگی ما مشاوران به همه دختر و پسرها این است که پیش از قول جدی در حضور خانواده و متعهد شدن نسبت به همدیگر بر اساس عرف، شرع و قانون به همدیگر دل نبندید. دلیل آن هم روشن است چون بعد از وابستگی عاطفی امکان دست یابی به یک شناخت مناسب نخواهد بود . از دست مشاوران هم کاری بر نمی آید مگردر جلسات مشاوره متعدد و تازه آن هم با قصد خود دختر یا پسر!
آنچه معمولاً به نام فراموشي گفته مي‌شود ، صحت نداشته و افراد بايد صرفاً با واقعيت‌ها كنار آيند . اين مسأله در ماه مبارك رمضان به خوبي متصور بوده است. در خصوص همان ماه مبارك رمضان دقت كنيد كه چه چيزي اتفاق افتاده بود كه توانست او را از اين ماجراها دور سازد. پرهيز از افكار ناسالم و جلوگيري از پردازش و رسيدگي احساسي به مسايل كه رمز اصلي كنار‌آمدن با اين قبيل مسايل است، باز هم مي‌تواند مؤثر باشد و دوست شما را از احساس تنهايي بازدارد. در اين صورت هر چه ايشان به يك فعاليت سازنده اشتغال بيش تري داشته باشد، از اين رفتار فاصله خواهد گرفت و احساس نياز كم تري خواهد نمود.
ارتباط دختر و پسر به قصد ازدواج بايد منطقي باشد. در غير اين صورت سرپوشي براي توجيه رابطه با نامحرم خواهد بود و زمينه گناه را فراهم خواهد نمود. از طرفي رابطه مستقيم با دختر با بهانه شناخت بيش تر واقعيت بيروني ندارد. زيرا در رابطه مستقيم وابستگي ايجاد مي شود . وابستگي باعث توجيه تفاوت هاي فرهنگي ، خانوادگي و شخصيتي مي شود . تنها راه شناخت تحقيقات محلي از روابط والدين ، دوستان، وضعيت اعضاي ازدوج كرده و... است. بعد از مناسب بودن و تحقيقات دقيق و جزيي ، دو طرف براي آشنايي با انتظارات ، خواسته ها ، علاقه ها و موضوعات مهمي كه در زندگي شان است ،به طور رسمي صحبت مي كنند. موفق باشيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام، جوانی 25 ساله و مجرد هستم. چند سالی است هر از گاهی پیش می آید که نیاز جنسی در من بیدار میشود و در آلت تناسلی خود احساس تحریک شدیدی مینمایم. در این حالت سعی میکنم با فشار و مالش دست آن را آرام کنم. در عین حال چون بحمدالله خداترس هستم دوست ندارم مرتکب استمنا شوم. بنابراین دقت میکنم که این عمل من باعث خروج منی نگردد. ولی متاسفانه تا کنون دو بار ناخواسته این اتفاق افتاده است. تصمیم گرفتم دیگر در چنین حالتی به آن اندامم دست نزنم. ولی این تحریک خیلی به من فشار می آورد و معمولا چند روز طول میکشد. فکر میکنم میل جنسی در من قویتر از سایرین و آلتم خیلی حساس است. در ضمن نه امکان ازدواج فوری دارم و نه میدانم چگونه میتوان فردی را جهت ازدواج موقت پیدا کرد. لطفا مرا راهنمایی کنید. از کجا میتوان برای ازدواج موقت خانمی را یافت؟ و در صورت عدم امکان این امر، چگونه میتوان در شرایط تحریک شدید آلت، بدون استمنا از آن رهایی یافت؟ خیلی متشکرم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پارسايي شما را ارج مي نهيم و خاطر نشان مي سازيم که تحريک جنسي و حساسيت آلت شما تا حد زيادي طبيعي است . جاي هيچ گونه نگراني در اين زمينه نيست. دست ورزي به قصد انزال مني صحيح نمي باشد ،ولي بدون قصد انزال و به طور معمولي بي اشکال است
فشار جنسي بعد از مدتي افت پيدا مي کند و با ورزش سنگين و رژيم غذايي مناسب مي توان به تعديل اين فشار پرداخت.
در هر صورت توجه شما را به نکات کلي ذيل جلب مي نمايم:
1ـ به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد و با يک جمله «نه امکان ازدواج فوري دارم » کار را تمام شده فرض نکنيد. ازدواج زمان بر است و بايد با صبر و آرامش به برطرف کردن موانع آن پرداخت.
براي كسي كه به علت نداشتن همسر موجب افتادن در گناه مي شود،ازدواج واجب است . روشن است كه واجب يعني اقدام، يا فراهم كردن شرايط آن.
2ـ ازدواج موقت هر چند پاسخي جزئي به نياز شماست، ولي در بسياري موارد باعث تشديد غير قابل کنترل نياز جنسي مي‌گردد.
تا قبل از تجربه روابط جنسي، کنترل قواي جنسي به مراتب سهل‌تر از بعد تجربه روابط مي‌باشد. اين نکته مهمي است که در صورت عدم توجه به آن، فرد را خواسته يا ناخواسته وارد گرداب غرايز غير قابل مهار مي‌نمايد. به عنوان مثال يک رابطه کوتاه يک ساعته روزها يا ماه‌هاي متوالي شما را درگير پيدا کردن مورد جديد ازدواج موقت مي‌نمايد.
3ـ از نظر روان‌شناختي ازدواج دائم و خويشتنداري همه جانبه در شرايط حاضر از ازدواج موقت کم حاشيه‌تر است. چه بسا در صورت عدم امکان ازدواج دائم ،خويشتنداري همه جانبه از بسياري جهات از ازدواج موقت براي شما سهل‌تر و کم آسيب‌تر باشد.
4ـ متأسفانه هيچ مرکز رسمي يا غير رسمي متولي ساماندهي بحث ازدواج موقت نيست. از طريق رسمي نمي‌توانيد به مورد مناسب خود دست يابيد. افراد خواهان اين موضوع بايد با پرس‌ و جوي شخصي و ارتباط با افراد دست اندرکار به اين مهم دست يابند.
5ـ تجربه مراجعان نشان مي‌دهد. ورود در اين عرصه هر چند در ابتدا صد در صد شرعي مي‌باشد، ولي در ادامه شما را به وادي‌هاي غير شرعي (مانند نگاه خارج از چارچوب به زنان به بهانه پيدا کردن مورد، ورود تدريجي در باندهاي غير سالم، تمرکز شبانه روزي بر اطفاي غريزه و...) مي‌کشاند.
چه بهتر که در حد امکان از ورود ناشيانه به اين وادي پرهيز نماييد .
اميد است با بازنگري همه جانبه روزنه‌هايي هرچند اندک براي ازدواج دائم (که در پرتو تلاش شبانه‌روزي شما مسير است) بر خود بگشاييد . تا آن زمان با تعديل قواي جنسي خود را از چاله به چاه اميال نيفکنيد.
راهکارهاي کاهش تحريک جنسي:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد . شب‏ها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد. بلكه اگر تا چند لقمه ديگر جاي داريد، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير ) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشويد. مثلا در حالي که هنوز زير شلوار به پا داريد ،قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود که باعث تحريک آن مي شود بپرهيزيد. مطمئن باشيد صرف تماس آب وصابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن کفايت مي کند.
5- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد . از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
6- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
7- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما،پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
8- از نگاه كردن و دست‏ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
9- هرگز به رو نخوابيد.
10- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
11- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد . هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
13- روزه بگيريد . حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد ،روزه مستحبي بگيريد . اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كم‏حجم‏ترين نوع غذاها اكتفا كنيد . وعده غذايي خود را كم كنيد.
14- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آن ها مجبور باشيد.
15- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روي باز و نرمي با آن ها برخورد نكنيد.
16- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن از آن افکار منصرف کنيد. به خود هشدار دهيد.
17- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
18-در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
19- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد . مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد . براي مثال مجموعه كتاب‏هاي شهيد دستغيب توصيه مي‏شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و….
20- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
21-به معاد و قيامت فكر كنيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام پسر و دختری که از طریق تلفن باعث ارضاع یکدیگر شوند چه گناهی دارد با توجه به اینکه شرایط ازدواج دائم را نیز نداشته باشند لطفا در مورد گناه این کار و راه حل برای بر طرف کردن مشکل رابطه آنها توضیح بدهید با تشکر

گناه و قبح اين مسأله بر هيچ کس پوشيده نيست، چرا که زناي گوش و زبان و احياناً خودارضايي و ... محسوب مي گردد.
همان طور كه نداشتن شرايط کار مجوزي براي دزدي محسوب نمي گردد، نداشتن شرايط ازدواج دايم ،مجوزي براي دزدي ناموس و غارت عفت و شرف دخترکان پاک طينت و ساده دل محسوب نمي گردد.
راه حل ويژه اي براي اين موضوع وجود ندارد و فقط به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي شود:
وسوسه مکالمه جنسي، از وسوسه و وسواس فکري و عملي نشأت مي گيرد . وسواس هم ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. فرد وسواسي از پس هر اضطرابي خود را مجبور به رفتار وسواسي(مثل زنگ زدن براي مکالمه سکسي) براي کاهش اضطراب مي بيند. با اين اوصاف از کار انداختن چرخه معيوب «افزايش اضطراب - رفتار وسواسي- کاهش موقت اضطراب» در اولويت درمان قرار مي گيرد.
بايد دانست:
1ـ ارائه هر راهکاري متوقف بر خواست و اراده قطعي شماست. قوي ترين راهکارها بدون خواست واقعي شما روي کاغذ باقي مي‌ماند.
2ـ به هيچ عنوان خود را در برابر اين مشکل دست و پا بسته فرض نکنيد. اراده شما هر اندازه هم که باشد، براي نيل شما به سر منزل مقصود و زندگي سعادتمندانه در دو جهان کافي است.
3ـ خود را حقير و ناپاک ندانيد. بنده‌اي از بندگان خدا محسوب مي‌شويد که چند صباحي به هر دليلي از او دور افتاده‌ايد. ارتقاي عزت نفس و اعتماد به نفس ، شاه کليد ترک است.
3ـ سطح توقع تان را از خودتان پايين بياوريد. کوچک ترين اقدامات مثبت خود را در زمينه ترک اين اعتياد با ديده احترام بنگريد و آن را تشويق کنيد.
4 ـ خويشتن‌داري بدون پاکسازي جانانه محيط زندگي بي‌معناست . براي نيل به پاکي چاره‌اي جز پاک سازي محيط از وسايل و تجهيزات تحريک‌زا نداريد. حذف فيزيکي برخي امور مانند حذف تجهيزات تماس تلفني در کنار حذف ذهني برخي امور مانند نياز کاذب به استفاده از ماهواره و ويدئو سي دي و ... جزو ضروريات پاک زيستن است.
5 ـ به دور از هر گونه بهانه‌تراشي به راحتي هر چه تمام‌تر مي‌توانيد با حذف فيزيکي موارد فوق بپردازيد. مثلاً با درآوردن موقتي سيم کارت از موبايل يا تعويض يا حتي شکستن آن فاصله رواني و فيزيكي خود را با تلفن بيش تر نماييد. سعي نماييد هيچ گاه در زمان تنهايي نه تلفن بزنيد و نه تلفن جواب دهيد .همواره در حضور جمع از تلفن استفاده نماييد.
اما چند روش درماني:
1. انزجار درماني:
روش ديگري که براي از بين بردن اعتياد جنسي توصيه مي شود، استفاده از تکنيک انزجار درماني است. براي اين کار همواره در پي يافتن نقاط ضعف و برجسته کردن آن در ذهن خود باشيد . به هيچ وجه نکات لذت بخش آن را توجه نکنيد. ذهن خود را طوري عادت دهيد که هر وقت نکات لذت بخش آن به ذهنتان آمد ، چند نقطه منفي را در ذهن تکرار نمايد.
2. روش جايگزيني مثبت:
تفريحات حرام و شهوت آلود خود را با تفريحات سالم جايگزين نماييد.
3. شرطي کردن
اعتياد جنسي عواقب خطرناکي از نظر اجتماعي ,آبرويي, شغلي, ارتباطي, دنيوي و اخروي است. اگر شخص عواقب اعتياد جنسي را مد نظر قرار گيرد، از افتادن در اين مهلکه هم پيشگيري مي کند و هم درمان مي شود. توصيه مي کنيم عواقب اعتياد جنسي را به صورت جزيي و ريز و در جنبه هاي مختلف يادداشت کنيد . هر روز آن را مرور نماييد. هر گاه تصاوير مبتذل را ديديد ، تصوير ذهني از اين عواقب و اثرات دنيوي و کيفرهاي اخروي را در مورد خود تجسم نماييد. اين کار را آن قدر ادامه دهيد تا ذهن تان به همراه کردن تصور مسايل جنسي با عواقب سوء و خطرناک اعتياد جنسي عادت کند. همچنين از آن جا که ساختار ذهن به گونه اي است که از صحنه هاي منزجر کننده و آزار دهنده گريزان است ، به طور خودکار تصاوير ذهني آزار دهنده را به ذهن ، ناخودآگاه فرستاده و يا آن را تداعي نمي کند. از اين رو سعي کنيد چند تصوير منزجر کننده را که براي شما خيلي آزار دهنده است، ببينيد.(مثلا تصوير تاريکي قبر و بي اعتنايي اهل بيت به درخواست شما در قبر..)بعد از آن هر زمان که به فکر تصاوير جنسي افتاديد ، اين تصاوير را براي خود تداعي کنيد، به گونه اي که اين امر براي ذهن شما به عادت تبديل شود. از آن جا که ذهن نمي تواند به طور مداوم وقايع آزار دهنده را در خود نگهداري کند ، آن تصوير منزجر کننده به همراه تصوير ذهني مسايل جنسي (که در حال حاضر به صورت شرطي شده همراه با هم در ذهن حاضر مي شود). از ذهن خارج مي گردد و زمينه ترک ايجاد مي شود.
روش شرطي کردن روش بسيار موثري است که ريشه در آموزه هاي اسلامي و قرآني دارد(ايجاد تصوير ذهني از غيبت به عنوان خوردن گوشت برادر مرده, و يا وعده عذاب به ريختن آهن گداخته براي تشنگان گناهکار در قرآن کريم دو مثال قرآني براي شرطي کردن است).

امتحان دوست كه مي گويند يعني چه ؟و چگونه مي توان دوست را شناخت ؟و اگر دوستمان بد بود بايد تركش كنيم يا بسازيمش ؟(هرچند كه تجربه هايم از شكست هايي در دوستي خورده ام نشان مي دهد كه با حرف من و تو ساخته نمي شوند).و اگر به دليل بد نامي دوست نخواهيم او را ترك كنيم و بدون تحقيق به او اعتماد كنيم و بعد از مدتي از او خسته شويم و به بهانه فشار خانواده (كه واقعا هم فشار ميدهند)او را ترك كنيم آيا مشكلي دارد حتي اگر با بولدوزر از روي قلبش گاز داده باشيم؟

گام اوّل در دوست‌يابي، دوست‌شناسي است. اگر اين امر به طور شايسته‌اي انجام نگيرد، مراحل بعدي فرجام خوبي نخواهد داشت.
در پاسخ به اين كه چگونه دوست خوب را از بد بازشناسيم، بايد گفت: تنها با آزمايش و امتحان اين امر ميسر است. پروين اعتصامي مي‌گويد:
پروين، نخست زيور ياران صداقت است
باري نيازموده، كسي را مدار دوست
تا دوستي را نيازموده‌ايم، نبايد به او اعتماد كنيم. اكتفا كردن به ظاهر و روي خوش كافي نيست.
براي آزمودن دوستان مهم‌ترين راه، هفت چيز است:
1ـ آزمايش روحي:
اگر روان و عواطف خويش را به خوبي بشناسيم، از راه احساس دروني مي‌توان ميزان محبت ديگري را تشخيص داد. در حديث آمده است: "محبت قلبي برادرت را نسبت به خود، از محبت قلبي خويش نسبت به او بشناس"(1).
2ـ آزمودن به گاه نياز:
در موقع نيازمندي، مي‌توان دوست را شناخت. از لقمان نقل است كه گويد: "برادرت را مشناس مگر در وقت نيازت به او"(2).
دوست مشمار آن كه در نعمت زند لاف ياري و برادر خواندگي
دوست آن دانم كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراري پيوند نزديك‌تر:
آيا او دوست دارد كه به سخن تو گوش دهد؟ آيا از همنشيني با تو احساس رضايت دارد؟ آيا كارهاي خوب تو را ميان مردم مطرح مي‌كند؟
4ـ آزمودن در سختي‌ها:
دوست خوب كسي است كه در گرفتاري‌ها به ياري‌ات بيايد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "دوست را در هنگام گرفتاري و سختي بيازماي".(3)
5ـ آزمودن به هنگام خشم:
هر انساني چهره واقعي‌اش را در حال خشم آشكار مي‌سازد، از اين رو امام صادق(ع) فرمود: "اگر برادرت سه بار بر تو خشمگين شد و سخن ناخوشايندي درباره‌ات نگفت، او را براي خود حفظ كن"(4).
6ـ آزمودن در سفر:
آدمي در سفر، لباس تكلف و ريا را از تن خود بيرون مي‌آورد و آن طور رفتار مي‌كند كه واقعاً مي‌انديشد، از اين رو مي‌توان دوست را در سفر آزمود. در روايات. يكي از روش‌ها، دوست را آزمودن به هنگام مسافرت دانسته‌اند.(5)
7ـ آزمودن به هنگام زوال قدرت:
دوستي واقعي، ناشي از سِمَت و مقام نيست و با نبود آن ها نيز پابر جاست. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "هنگام زوال قدرت، دوست از دشمن شناخته مي‌شود".(6)
دوستي با افراد ناصالح به قصد امر به معروف و نهي از منکر و به شرط وجود توانايي براي اصلاح اشکالي ندارد اما اگر اميدي به اصلاح نيست ومي دانيد از كوشش و سعي خود نتيجه‏اي به دست نمي آوريد، او را به قهر و قطع ارتباط تهديد كنيد، البته اگر تأثير مثبت داشته باشد. آخرين راه حل، قطع ارتباط است؛ زيرا اگر چه تغييري در خُلق و خوي دوست تان نمي‏بينيد، ولي چون در مسير غير حق قرار گرفته، اگر مردم اين موضوع را بدانند، هرگونه ارتباط شما با او (اگر تأثيري در شما نداشته باشد) موجب اتهام تان خواهد شد. علاوه بر اين از تأثير تدريجي و پنهاني و ناخودآگاه چنين ارتباطي در امان نخواهيد بود. بدون آن كه متوجه باشيد، كم و بيش و به تدريج تحت تأثير قرار خواهيد گرفت. اميرمؤمنان(ع) فرمود: "از دوستي با بدكار حذر كنيد، زيرا او دوست خود را به هر چيز پوچ و ناچيز مي‏فروشد".(7)نيز فرمود: "با شخص شرير (بدكار) مصاحبت و آميزش مكن، زيرا طبع تو، شر و بدي را از طبع او مي‏دزدد و تو نمي‏داني".(8)امام صادق(ع) فرمود: "هر كسي با رفيق بد دوستي كند، سالم نمي‏ماند".(9)
پي‌نوشت‌ها:
1. ميزان الحكمه، ج 5، ص 311.
2.همان، ص 312.
3. همان.
4. همان.
5. بحار الانوار، ج 78، ص 10.
6. ميزان الحكمه، ج 5، ص 312.
7 - صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 10، ص 520.
8 - همان، ص 369.
9 - بحارالانوار، ج 75ص 216.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها