مشاوره
۱۳۹۰/۱۲/۲۹ ۲۰:۱۰ شناسه مطلب: 64649
سلام من نسبت به دوست خودم بدبین شده ام احساس میکنم که دوستی ما خیلی کم است. مثلا امروز دوست من می توانست مرا به خانه مان با ماشینش برساند،ولی گفت می دانی که بنزین گران است. و گفت خودت برو . در حالی که من اگر جای او بودم دوست داشتم او را برسانم.برایم هم مهم نبود که چه قدر بنزین مصرف شود. او فردی با تقوا است حالا به نظر شما من دوستی ام را با او ادامه دهم؟ کمک کنید
در روایات از دوستی با کسی که عقل و خرد(1) و صلاحیت اخلاقی(2)ندارد و به تعهدات خویش پای بند نیست، نهی شده است. امام صادق(ع) میفرماید:"دوستی حد و مرزی دارد. هر کس آنها را مراعات کرد، دوست حقیقی است و گرنه نسبت دوستی به او نده. حدود دوستی عبارتند از:
1 . آن که نهان و آشکارش برای تو یکسان باشد.
2 . زینت تو را زینت خود و عیب تو را عیب خویش شمارد.
3 . اگر به ریاست و ثروت و پست و مقام برسد، رفتارش عوض نشود.
4 . اگر تمکن پیدا کرد، از آن چه دارد، نسبت به تو دریغ نورزد.
5 . تو را در گرفتاریها رها نکند و تنها نگذارد". (3)
امام سجاد علیهالسلام مردم را از رفاقت با پنج دسته برحذر داشته است:
ای فرزندم، به پنج گروه نظر کن و با آنها رفاقت نکن و سخن نگو و همراه آنها نشو:
1 - از رفاقت با دروغگو بپرهیز که او مانند سراب است که نزدیک را دور و دور را نزدیک جلوه میدهد.
2 - از دوستی با گناهکار اجتناب کن که تو را به یک لقمه یا کمتر میفروشد.
3 - از رفاقت با بخیل خودداری کن که تو را در زمانی که نیاز به او داری، رها میکند.
4 - از مصاحبت با نادان بپرهیز که او میخواهد به تو نفع رساند. اما ضرر میرساند.
5 - از دوستی با کسی که از خویشاوندانش بریده، دوری کن که او را در قرآن ملعون یافتهام". (4) دوست خوب کسی است که به آداب دوستی متعهد باشد.
با توجه به آن چه گذشت:
چنان چه دوست شما ویژگی های یک دوست خوب را دارد و خصوصا اگر تمکن داشته باشد، از آن چه دارد، نسبت به شما دریغ نورزدو در گرفتاریها شما را رها و تنها نگذارد، بهتر است با استفاده از اسباب تقویت دوستی این رشته رفاقت را محکم تر کنید. یکی از مهمترین اسباب در استحکام رشته رفاقت و دوستی، پرهیز از بدبینی و سوءظن است.
معنای حسن ظن داشتن به افراد این است که درباره اشخاص گمان بد نداشته باشیم، نه این که یک باره با کمال سادگی دین و دنیای خود را به آن ها تسلیم کنیم. این کار خلاف عقل و دین است که آدمی به اشخاصی که شناخت درست و کاملی ندارد و آنان را هنگام عمل نیازموده، اعتماد کند و تسلیم آنان شود.
بر این اساس بر فرض مثال اگرچه دوست شما می توانست شما را به خانه برساند، ولی گفت می دانی که بنزین گران است، باید سخن او را حمل بر صحت و عدم تمکن و توانایی او در پرداخت هزینه بنزین و...نمایید.
فراموش نکنید گاهی انتظارات بیش از حد و نا بجا سبب دلخوری انسان از دیگران و کم کم قطع روابط می شود. در این مورد نیز تامل کنید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر با بخش تلفنی مرکز (09640) تماس بگیرید و با طرح جزئیات، راهنمایی لازم را دریافت نمایید.
مطالعه کتب زیر را توصیه می کنیم:
1- دوستی در قرآن و حدیث، ری شهری؛
2- دوستی و دوستان، سید هادی مدرس، ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر، از انتشارات آستان قدس رضوی، 1376 ؛
3- آئین دوستی (دوست یابی) دیل کارنگی، انتشارات پیمان 1378؛
پینوشتها:
1. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد التميمي، مكتب الإعلام الإسلامي - قم، 1366 ه. ش، ص429 .
2. همان، ص 431.
3. محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 ه.ق ، ج8، ص 329 .
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج2، ص 376 .
۱۳۹۰/۱۲/۲۸ ۲۲:۳۳ شناسه مطلب: 64612
سلام من 20سالمه.دانشجویه حقوقم.ترم دوم بود که با یکی از همکلاسیام دوست شدم.تقریبا 10ماه با هم رابطه داشتیم.ولی یه روز گفت خواستگار دارم باید ازدواج کنم گفت نمیتونم ای همه شرایط خوب رو از دست بدم.میگفت بایدمنو ببخشی خلاصه تا جایی که اطلاع دارم داره عقد میکنه.حالا من نمیدونم چطوری فراموشش کنم.قبل این خانم من باکسی رابطه نداشتم در واقع اولی نفری بود که وابستش شدم.ازتو خواهش میکنم کمکم کنید اصلا نمیتونم به هیچ خانمی دیگه اعتماد کنم.
پرسشگر گرامی قبل از ذکر تکنیک های برای رهایی از دام وابستگی های عشقی با توجه به تجارب گرانقدر مرکز مان به شما توصیه میکنم که بعد از این بخاطر آسیب زا بودن روابط دوستی پسر و دختردر قبل ازدواج، اکیدا از ایجاد چنین دوستی هایی خوداری نمایید. یکی از آسیب های چنین دوستی هایی اینست که در اینگونه دوستی ها دختر و پسر وابستگی شدید بهم پیدا می کنند و چون تا ازدواج آنها صد اما و اگر وجود دارد و اصلا معلوم نیست که موفق به ازدواج باهم می شوند و یانه، و به محض بروز مشکل درمسیر ازدواج و یا ازدواج کردن یکی از آنها با شخص دیگری، آنها کاملا بهم میریزند و توان درسخواندن و یا پیگیری اهداف عالیه تحصیلی خود را تا مدت طولانی از دست می دهند و مدت بسیار زیادی به جای درس خواندن و پیشرفت با بحرانهای روحی و روانی دست بگریبان می شوند. و متاسفانه این مسئله ای است که بارها و بارها درمحیطهای آموزشی مختلف تکرار شده و می شود و سلامت روان بسیاری از جوانان را با خطر مواجه می سازد.
و اما در مورد بخش دیگر پرسش شما باید عرض نمایم که در روانشناسی تکنیکهایی برای نجات افراد از دام عشق و عاشقی و وجود دارد که در ذیل به آن اشاره می شود:
توجه به این نکته در ابتدا بسیار حیاتی است که برخي از روان شناسان در این باره ميگويند که کار کردن با چنین افرادی( افرادی که عاشق کسی شده اند) بسیار سخت است زیرا اين ها مثل آدمهاي «مانيک»هستند؛ مانيکها ازآن حالت «مانياي» خودشان خيلي خوششان ميآيد، و راضی به ترک آن حالت نمی شوند. شما اگربه بيمارستان بیمارانی که اختلالات روانی دارند، برويد، موارد جالبي می بینید. مثلا وقتی به قسمت زنان ميرويد، ميبينيد خانمی که «مانيک»است وميخواند و ميرقصد و بسیار خوش است اما همينکه پرستار را ميبيند که آمپول دستش است و براي مداواي او ميآيد به شما پناه ميبرد و ميگويد مرا از دست آن پرستار که ميخواهد اين حالت را از من بگيرد نجات دهيد، وقتي پرستار آمپول را به او ميزند مثل لاستيکي که پنچر شده باشد بادش ميخوابد و ديگر اصلا از آن حالات خبري نيست، و اين حالت را دوست ندارد و ميخواهد در همان حالت شيدايي بماند و لذّت ببرد. روانشناسان ميگويند: اينهایي که درگير روابط رمانتيک و عاشقانه هستند، مثل افراد مانيک هستند که از مانيا بودن خودشان خيلي لذت ميبرند ولذا انگيزهاي براي خروج از اين حالت ندارند. پس قدم اول و بسیار حیاتی برای حل مشکل شما اینست که در خود اراده ای برای خروج از این حالت آسیب زا ایجاد کنید که توجه دقیق به بحث شناختی قبلی می تواند این انگیزه و اراده را در شما ایجاد کند. به تجربه برای من ثابت شده است که رهایی از این حالت احساسی آسیب زا امکان دارد بشرطیکه خود شخص، تقاضای کمک برای رهایی از این مشکل بنیان برافکن را داشته باشد و بخواهد از این حالت خلاص شود، زیرا در این صورت شخص عاشق، دیگر آن حالت بی رغبتی افراد مانیک برای درمان را ندارد و انگیزه برای درمان و نجات از این حالت ویرانگر دراو ایجاد شده و مقداری بینش درونی(insight) نسبت به عاقبت بد ادامة این وضعیّت خود پیدا کرده است. در اين زمينه ما يک سري تکنيکهاي براي کمک به شما ارائه می دهیم.
قدم اول: تکنیک اوّل: «رُمَنس» زدايي؛ در اولیّن قدم باید برای شما روشن شود که، رومنس و عشق عاشقی يک پديدة پیش پا افتاده و روزمرّه است! حال چطور به اين نکته واقف شوید؟ و به این نقطه برساید؟ سعي کنید با تمام جزئيات اين حالات و تجارب رمانتيک خود را که با فلانی داشته ای بنويسید وبعدآنرا با صدای بلند برای خود بخوانيد و گاهي اوقات استفاده از ضبط صوت و آينه براي اين منظور خيلي خوب است يعني در حين اينکه متنی را که نوشته اید، ميخوانيد و یا از ضبط صوت صدای خود را گوش میکنید در آينه نیز خودتان را نگاه کن، حال باید گفت که چرا اين کار را انجام ميدهيم؟ اگر شما رفته باشيد خانة کسي، و در آن خانه يک غذاي لذت بخشي خورده باشيد و خيلي به شما خوش گذشته باشد، بار اوّل که تعريف ميکنيد با لذت تمام آن را تعريف ميکنيد، و دفعة دوّم کمي لذت آن کمتر ميشود و بار سيام و چهلم ديگري لذتي از تعريف کردن آن نميبريد ويواش يواش رنگ ميبازد، اين همان حالتی است که من درمانگر در پی آن هستم وميخواهم، شما به آن برسید و ببینید که اين يک حالت یک پديدة روزمرّه است که اگر انسان عنان خود را دست شیطان بدهد هر روز بارها و بارها انسان را بدام آن می اندازد. فکر نکنید که این حالت شیدایی شما يک چيز خیلی ويژه است و آسمان سوراخ شده و فقط یک مورد برایتان پایین افتاده است، همه از اين تجربهها دارند، امّا آنهايي که ضعیف و «نان اَسِرتيو»هستند، بدام آن ميافتند و افراد«اَسِرتيو» و عزّت مند براحتي از کنار آن ردّ ميشوند. اين نوع مردها يا زنهايي که اين حالت را دارند و رمانتيک هستند ميگويند: اوه خدای من، يک رویداد فوق العاده و بینظیر برای من رخ داده و باید آنرا غنییمت شمرده و خوب از آن استفاده کنم چون آسمان سوراخ شده، واين مورد بی نظیر براي من از آسمان افتاده!، پس شما باید اين توهم را از ذهن خود بزدائيد و بيرون کنید و تنها راه آن همين است که گفتم. توجّه کنيد که هر چقدر اين عمل زياد تکرار شود، آنحالت عاشقانه ای که دارید، عاديترمی شود و روزمرّهگي بیشتری پيدا ميکند، و اگر شما بتوانيد این حالت خاص خود را به حالت روزمرهگي برسانيد، در «رُمَنس» زدایی ( برطرف کردن حالت عاشقانه) موفق شدهايد، همانگونه که گفته شد، اين تکنیک را «رُمَنس» زدايي ميگويند. یعنی شخص درگير حالتهاي رمنسي و عشقی است و با نصيحت نميشود او را درست کرد مثلا نمی توان به او گفت: اين کارها بد است وخوبیّت ندارد، او اینها را نمی پذیرد و قبول نميکند و تازه اگر بپذیرد و قبول کند باز سراغ ماجرای عاشقانه خودش می رود زیرا دلش درگیر آن است و اینگونه حرفها به عقل و سر مربوط است یعنی عقلیکه در سر است آن را می پذیرد، اما دل کاری به عقل و سر ندارد و کار خودش را میکند و خود مختار است و به خاطر کششي که دارد، دوباره ميرود سراغ عشق و عاشقی و کار خود را انجام ميدهد، پس اين یک تکنيک قشنگ و کاربردی برای اینگونه موارد است و اگر دقيق اجرا شود کارآیی زیادی دارد.
بعد از اجرای این تکنیک به عنوان قدم اوّل که باعث میشود شخص از حالتهای عاشقانة خود سير و اشباع شود، تکنيک بعدي را بعنوان دومیّن گام در جهت درمان او، برمی داریم.
قدم دوم: تکنیک دوّم که باید به عنوان قدم بعدی برداشته شود بزرگ نمایی نکات منفی معشوق است: این تکنیک بايد بعد از اجرای تکنيک اول انجام گیرد به این صورت که شما باید نقطههاي منفي طرف را هم ببینید و هم بگوييد و بنویسید؛ زيرا بالاخره هر کسي يک نکات مثبت و يک نکات منفي دارد، البته بايد توجه داشته باشيد که ابتدا اوّل بايد تکنيک اوّل را انجام دهيد تا ابرهاي عشق به کناري رود تا شخص بتواند نکات منفي طرف را هم ببيند زيرا اگر از همان اوّل که عشق او شديد است ، به او بگوييد نکات منفيمعشوقت را هم بگو، بی درنگ خواهد گفت: يار من در حسن وجمال وکمال و رفتار بينظير است و تمامش حسن است و اصلاً عیبی ندارد که من آنرا به شما بگویم! امّا وقتي بوسيلة تکنيک اوّل اندکي ابرهاي توهم کنار رود، شخص ميتواند نکات منفي طرف را هم ببيند و بگويد. در تکنيک اوّل شخص معشوق خود را تماماً گل ميبيند ومن به عنوان درمانگر با تکنيک اوّل او را وادار ميکنم تا اين گل را آنقدرببويد که ديگر بويش براي او عادي شود و آنگاه در تکنيک دوّم به خارها ميپردازم و به او ميگويم که قشنگ با تمام جزئيات فکرکن و هر شب دو مورد از آن خارها و نکات منفي طرف را با جزئيات ريز بنويس و با صداي بلند بخوان و بخواب. بايد اين کار قبل از خواب انجام شود. چون اگر روانشناسي «هيلگارد» را خوانده باشيد می دانید که آدمها وقتي يک چيز را قبل از خواب ياد ميگيرند وسپس به خواب ميروند انبار گرداني مغزي ميشود و ذهن شروع ميکند به سازمان دادن لذا بايد این کار، درست قبل از خواب اتفاق بيافتد.
قدم سوم: تکنیک سوّم به رخ کشیدن است : وقتي تکنیک دوّم هم به خوبی انجام شد و شما تمام خارها و معایب معشوق خود را هم دیدید و لمس کرید، ميتوانيد به عنوان قدم سوم روي اين تفسير کار کنيد که: خّب آيا اين همان کسی است که تو با اين قدرت داري رويش سرمايهگذاري ميکني و تمام هستيات، رابطة خانوادگی ات، و آبرويت را روي آن گذاشتهای! البته بحث شناختی که در ابتدای پاسخ ذکر شد برای این مرحله نیز مفید می باشد. آقای پرفسور بک مثلثي در این زمينة دارد به این صورت که یک راس آن s یک راس آن i و یک راس آن g است مثلاً آن عشق و علاقه ای که تو با این آدم داری چقدر s است، یعنی چقدر استحکام و پایایی دارد، زيرا عشقهاي رنگي گذرا هستند و با آمدن رنگ برترهمچون حبابی از بین می روند بدین معنیکه به همان دلیلیکه به معشوق اول دل سپرده بودیم به معشوق زیباتر تر از معشوق اول دل میسپریم و از معشوق اوّل دست بر می داریم این طبیعت انسان است که شیطان نیز بخوبی از آن آگاه است و برای کشاندن انسان بدنبال خود با مهارت خاصّی از آن استفاده می کند و چقدرI است يعني چقدر از اين مُحَسناتيکه برای معشوقت برشمردی، جزو خصوصيات ذاتي اين آقا است. و به شرايط شما و یا ایشان ربطي ندارد و طرف فيلمبازي نمی کند و چقدرG است يعني اين حالت تا چه حدّ ميتواند فراگیر باشد و تمام زندگي تو را تحت تأثير خود قرار دهد و آن را از هم بپاشاند و اگر دست برداري تا چه حدّ زندگي تو متحّول ميشود و رو به بهبود ميرود، تمام اينها را بايد با جزئيترين وجوه براي خودتان تشريح کنيد. مثلا با خود بگویید: اگر دست از این عشق بکشید کلّ زندگي شما چگونه ميشود و اگر نکشيد چطور می شود و اگر هردم دنبال یکی که از قبلی بهتر است راه بیافتی و بروی چه می شود و کارت به کجا می کشد. يعني «گلوباليني» زندگي تان را در هر دو صورت به طور دقيق با هم مقايسه کنيد و روی نتایج آن تفکر نمایید. کار کردن با این مثلث این خوبی را دارد که وقتی مثلا s مثلث در نظرتان خُرد میشود و میفهمید که اين عشق یک چیز گذرا و ناپایدار است، ویا i آن ویا g آن خرد می شود و اينها همه ارزش زدايي از حالتهاي «رمنس» و عشق و عاشقی است. يعني زدودن حالتهاي رمانتيک است.
البته در صورت امکان پیشنهاد ما اینست که این تکنیکها را زیر نظر یک مشاور و یا روان درمانگر با تجربه پی گیری نمایید.
۱۳۹۰/۱۲/۲۶ ۱۵:۲۳ شناسه مطلب: 64449
سلام من جوونی هستم19 ساله که الان 4ساله خانومی که هم سن خودم هست دوست دارم . من متولد 27/2/1372هستم حدود 4سال پیش شیفته یک دختر خانومی که فامیل نسبتا دور بود شدم.بطوری که اصلاوجود اطرافیانم رو احساس نمیکردم. تادوسال پیش موضوع روباخانوادم مطرح کردم خانوادم مخالفتی نکردن .حدود7ماه پیش موضوع رو بایک واسته باخانواده دختر خانوم در میون گذاشتم اون هاهم مخالفتی نکردن تا5ماه پیش که موضوع رو باخوده دختر خانوم درمیون گذاشتم امابامخالفت شدید دختر خانوم روبه رو شدم خیلی اوضاع روحیم بهم ریختست از شما راهنمای میخوام ممنون(دختر خانوم 20روز ازمن بزرگ تر هست 7/2/1372به دنیاامده)الان من باید چیکار کنم نه میتونم فراموشش کنم نه قبول میکنه
هم دين هم روانشناسي همواره بر تقدم پيشگیري بر درمان پای فشرده اند دين به همه دختران و پسران توصيه مي كند كه با حفظ حريم نگاه از اساس مجالي براي بروز و تشديد عشق هاي محنت زا باقي نگذارند متاسفانه شما بي توجه به اين توصيه هاي پيشگيرانه 4 سال از بهترين سال هاي عمر خود را مصروف يك امر موهوم نموده ايد موهوم از اين جهت كه دوطرفه بودن اين عشق توهمي بيش نبوده است بدیهي است وقتي امر پيشگیري امري پيش پا افتاده قلمداد مي گردد امر درمان به غايت دشوار مي گردد اين كه شما از ما يا هر روان شناس و مشاور ديگر بپرسيد الان من بايد چه كار كنم معلوم نيست راه كار موثري براي برون رفت شما از اين مخمصه عاطفي فرا چنگ شما بيايد.
پر واضح است كه اصرار شما بر ازدواج با ايشان با وجود انكارهاي مكرر چيزي از اقتدار مثبت مردانه عزت نفس و خود ارزشمندي باقي نمي گذارد پسري كه تحقير شد ديگر نمي تواند در صحنه هاي مختلف زندگي زناشويي مقتدرانه عمل كند يا سكان زندگي را به دست گيرد مضافا به اين كه ایشان همسن شما مي باشد همين هم سني تهديد كننده جدي اقتدار مثبت (و نه منفي به معناي مرد سالاري و ...) شما مي باشد. اقتدار مثبت مرد چيزي است كه زنان بيش از خود مردان خواهان ان مي باشند و مايه دلگرمي زنان مي باشد.
نكته ديگر اين كه اساسا سن شما براي انتخاب همسر تا حدي زود است و نوعي ناپختگي در تصميم گيري از جمله تصميم گيري در زمينه انتخاب همسر در شما وجود دارد.
نكته ديگر اين كه فارغ از جواب مثبت يا منفي اين دختر آيا شما مقدمات اوليه تشكيل زندگي را داريد يا نه ايا مي توان در 15 سالگي عاشق شد در 19 سالگي خواستگاري و عقد کرد و سال ها بعد ازدواج كرد معقول اين است كه از فاصله اشنايي تا عقد و ازدواج زياد طولاني نشود چرا كه هر ازدواج فرسايشي پيامدهاي بسيار منفي در زندگي مشترك به همراه خواهد داشت.
نكته ديگر اين كه شما در اولين گام جدي يعني ابراز علني عشقتان به اين دختر با مخالفت شديد ايشان مواجه شده ايد همين مساله نشان می دهد كه انتخاب عاشقانه از اساس اسيب زا و پر مخاطره است و معلوم نبود اگر شما پا در زندگي مشترك مي نهاديد چه مقدار این عدم همتايي ها و هم كفوي ها و همچنين اختلاف سلايق و نظرات براي شما اشكار مي شد انتخاب همسر فقط در پرتو ملاكمندي عاقلانه و نه عاشقانه ممكن است و گرنه ناكامي هاي يكي پس از ديگري فرا خواهند رسيد.
نكته ديگر اين كه عشق و شيفتگي بر خلاف ظاهر دل انگيزش باطني مرضي دارند و اگر كسي از سلامت رواني نسبي بر خوردار باشد هيچ گاه عاشق و شيفته هيچ چيز و هيچ كس نمي گردد عشقي كه به كاهش شديد عملكرد در طولاني مدت بينجامد احتمالا ريشه در سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب وسواس افسردگي دارد پس شيفتگي امري غرور افرين و مايه مباهات نيست و بايد ديدي واقع بينانه تر به عشق وسواس گونه داشت.
نكته ديگر اين كه زمين به اسمان نيامده است و شما ان قدر توانايي دارید كه از اين مخمصه عاطفي به سلامت بيرون اييد سن شما براي هر تغيير و تحولي بسيار مناسب است و شما مي توانيد با يك بازسازي شناختي عاطفي و البته كار شبانه روزي مقدمات ازدواج خود را با دختري به مراتب بهتر از اين دختر فراهم اوريد.
يك زندگي ساده و بي الايش اما مقتدرانه و عزت مندانه با يك دختر معمولي به مراتب از زندگي غير عزتمندانه با اين دختر (هر چند بهترين و بي نظير ترين دختر جهان باشد) شيرين تر پايدارتر موفق تر است.
به خود بياييد و سال هاي اتي عمرتان را به 4 سال عشق نا فرجام تان ملحق نسازيد عاشقي چه خوب باشد چه بد چه سلامت باشد چه مرض اختصاص 4 سال به ان كفايت مي كند و شما بايد از باز تجربه ان به شدت حذر نماييد. احتمالا به تنهايي از عهده حل اين مشكل بر نمي اييد و ضروري است به مدد مشاوره تخصصي با روانشناسان و مشاوران از اين گردنه زندگي عبور كنيد هر چند تجارب ما نشان مي دهد كه همه اين حرف ها تاثير خاصي بر شما دوست عزيز ندارد و احتمالا شما بارها بارها به خواستگاري ايشان اقدام خواهيد كرد ولي در حد امكان اين اقدامات غير احترام اميز را به حداقل برسانيد.
۱۳۹۰/۱۲/۲۴ ۰۱:۲۸ شناسه مطلب: 64276
هنگامیکه شرایطی برای گرفتن اذن پدر موجود نیست (آن هم به دلیل احترام و حفظ حرمت) پس "هیچ" راهی شرعی برای دوستی پاک و علاقه نمی ماند که جحتی خدا دوستانه داشته باشد؟؟ (فقط جحت تکمیل اطلاعات شرعی .) ممنون
ازدواج چیزی فراتر از دوستی است و مسئله بسیار مهمی است که در احکام اسلامی و از نظر حقوقی و قانونی مقررات زیادی به دنبال دارد و یک مسئله ساده نیست که هر کس هر وقت بخواهد با یکی دوست شود و بعد از مدتی از یکدیگر جدا بشوند. لذا در اسلام و بلکه تمامی ادیان الهی و حتی نزد افراد غیر دینی مقرراتی برای ازدواج مقرر شده است از جمله اینکه اگر دختر باکره بخواهد ازدواج بکند باید با اجازه از پدر یا جد پدریش باشد. ولی اگر باکره نباشد مثلا شوهرش فوت شده یا طلاق گرفته می تواند بدون اجازه از پدرش ازدواج بکند بنابراین شما که می خواهید ازدواج بکنید بروید دنبال خانمی که باکره نباشد حال خواستید با اجرای عقد ازدواج دوست باشید یا با هم مسایل زنا شویی داشته باشید و اگر خواستید با دختر باکره ازدواج کنید باید شرایط ازدواج که از جمله اذن پدر هست مراعات کنید.(1)
پی نوشت ها :
1 . امام خمینی، توضیح المسایل، م 2376 .
با توجه به ضرورت انتخاب مرجع تقليد در عمل به تكاليف شرعي و همچنين وجود اختلاف نظر مراجع عظام تقليد در برخي مسائل، لطفاهروقت سوال شرعی می پرسید مرجع تقلید خود را مشخص کنید تا مطابق نظرمرجع شما پاسخ داده شود.
۱۳۹۰/۱۲/۲۳ ۱۲:۰۲ شناسه مطلب: 64226
من یک جوان17ساله هستم درس می خوانم.ازاین گناه کبیره نمی توانم خلاص شوم. لطفامرایاری کنید........
پاسخ:
بیش از هر چیز، نامه شما از پاکی درونی تان حکایت دارد. امید است که در اسرع وقت به ترک کامل خودارضایی نایل آیید.
راهکارهای ترک خودارضایی در سایت پاسخگو آمده است.می توانید با دیدی مثبت تر و خریدارانه تر، به اجرای با نشاط تک تک راهکارها بپردازید.
شک نکنید که اگر خواهان پاکی باشید، می توانید حتی با عملی کردن یکی از راهکارها، به ترک پایدار نایل آیید. ترک خودارضایی آن طور که برخی خیال می کنند، دشوار نیست و دلیل آن هم درصد بالای افراد موفق در ترک می باشد.
در ادامه توجه شما را به مطلبی در زمینه ترک خودارضایی جلب می نمایم:
1- اضطراب نقش مؤثری در تشدید قوای جنسی و در تولید نیاز جنسی کاذب دارد. ارضای جنسی تا حدودی برای کاهش اضطراب مفید است. اگر ارضای جنسی از طریق حرام (مانند استمنا) صورت گیرد، با این که به صورت موقت از اضطراب میکاهد، ولی پس از مدت کوتاهی به خاطر تشدید احساس گناه سطح اضطراب را دوچندان میکند. با این وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب میگردد. کلافگی به هم ریختگی و عصبانیت شما ریشه در اضطراب بالا دارد.
2ـ همان طور که اضطراب در گرایش به خودارضایی مؤثر است، کاهش اضطراب از طریق ورزش سنگین منظم، تنفس عمیق 25 تا 30 بار در روز، تنآرامی (ریلکسیشن) و داروهای گیاهی و شیمیایی سهم بسزایی در کاهش میل به خودارضایی دارد.
3ـ به هیچ وجه خود را ناپاک ندانید. پسر مؤمنی هستید که به هر دلیلی دچار یک کژ رفتاری گشتهاید. هیچگاه خودتان مساوی با رفتار ناشایست خود ندانید. بنده خدا هستید و خداوند بنده ای را که به سویش آید ،طرد نمی کند. برای جبران گناهان ریز و درشت راه روی همه بندگان باز است؛ زیرا رحمت و بخشایش الهی بسیار بزرگ و گسترده تر از هر گناهی است.
4ـ احساس گناه اگر چه به معنای بیداری وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطی به هیچ وجه مطلوب خدا و دین نیست، بلکه احساس گناه فزاینده در راستای وساوس شیطانی است. احساس گناه یکی از بزرگترین منابع اضطرابزاست. میتوان دریافت که احساس گناه بیش از حد زمینهای برای خودارضایی بیش تر فراهم میآورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و امید به لطف و بخشش بیکران الهی به تعدیل احساس گناه بپردازید.
5ـ برای کاهش اضطراب و افکار وسواسگونه به روانپزشک مراجعه نمایید . در برخی موارد دارو درمانی سبک بسیار مؤثر است.
6ـ مانند یک محقق دست به تحقیق در زمینه افکار، احساسات و رفتارهای انگیزاننده میل به خودارضایی در خود بزنید. در طی مدت یک ماه مراحل آغاز تا پایان یک وهله خودارضایی را در برگهای یاد داشت نمایید . این کار را برای وهلههای دیگری که اتفاق میافتد، تکرار کنید. زمان و مکان و شرایط جسمی و روحی در قبل و بعد از خودارضایی را ثبت نمایید. در طی یک ماه ببینید یک وهله خودارضایی با چه فکری آغاز میگردد، سپس این فکر مزاحم چه احساس در شما برمیانگیزد و این احساس چگونه به رفتار خودارضایی در شما میانجامد، همچنین معمولاً در چه زمانیهایی و در چه مکانهایی و در چه شرایط جسمی ـ روحی میل به خودارضایی در شما تشدید میگردد.
پس از پایش و رصد روانی یک ماهه به تجزیه و تحلیل و جمعبندی نتایج بپردازید . از نتایج این تحقیق میتوانید راهکارهای کارآمد ترک یا لااقل تعدیل خودارضایی را استخراج نمایید، مثلاً وقتی که اعصاب تان خرد است، وقتی که دوستان متأهل خود را میبینید، وقتی که با مادرتان جر و بحث میکنید، وقتی که اضطراب امتحان دارید، یا وقتی که به دختر یا فیلم یا تصویر خاصی میاندیشید.
عیناً همین قضیه در زمینه مکانهای تحریکزا تکرار میگردد. وقتی در اتاق خواب هستم، وقتی تنها در خانه هستم، وقتی دستشویی میروم و...
از سوی دیگر نگاهی موشکافانه به پرونده گذشته خودارضایی خویش بیفکنید، ببینید در چه شرایطی توانستهاید بر خودارضایی فایق آیید. با چه تکنیکهای فاصله بین وهلههای خودارضایی را افزایش دادهاید، چه زمانی برای ترک کوتاه مدت یا دراز مدت خودارضایی موفق بودهاید.
در این مرحله نیز تحقیق نیز به تجزیه و تحلیل و جمعبندی نتایج بپردازید. پایش روانی دست شما را برای اتخاذ یک راهکار مناسب باز میکند.
7 ـ خودارضایی نوعی اعتیاد روانی محسوب میگردد . در برخی جهات شباهات زیادی با انواع دیگر اعتیاد (مانند مواد مخدر و الکل و...) دارد.
همه متخصصان درمان اعتیاد در این موضوع هم عقیده اند که بازگشت ناخواسته به شرایط قبل امری طبیعی و یکی از مراحل درمان محسوب میگردند. بسیاری از معتادانی که اقدام به ترک کردهاند ، در طول فرایند درمان ناخواسته دچار لغزشهای رفتاری میگردند . لغزشهای رفتاری به هیچ وجه به معنای شکست درمان نیست. یکی از علت هایی غلطیدن دوباره به اعتیاد قبلی، قرار گرفتن در محیطی است که در آن جا اعتیاد زیاد اتفاق افتاده بود.، مثلاً یادآوری یک صحنه خاص، یا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت و... به همین خاطر بسیار توصیه می شود که در آن شرایط خاص قرار نگیرند.
در هر حال لغزشهای غیر اختیاری طبیعی است . نباید به بزرگنمایی آن پرداخت. متأسفانه در افرادی که به خود درمانی اعتیاد میپردازند و از نعمت هدایت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شکست قطعی در درمان تلقی میکنند. این باعث توهم عدم کنترل و بیارادگی فرد می گردد. این تصور آسیبزا، فرد را از ادامه درمان مأیوس میسازد ، در حالی که درصد پیشرفت درمان فرد بسیار بالاست.
8 ـ منصف باشید . همان طور که به تنبیه ذهنی ـ عملی خودارضایی خویش میپردازید، به تشویق ذهنی ـ عملی موفقیتهایی هرچند اندک خود در ترک خودارضایی بپردازید.
اگر حتى یک روز هم در ترک موفق بودید، با کمال سخاوت به تشویق خود بپردازید. خود تشویقی میتواند علاوه بر ارتقای سطح اعتماد به نفس و عزتنفس به کاهش اضطراب شما کمک شایانی کند. خود تشویقی میتواند به صورت کلامی یا غیر کلامی (مانند خرید یک بستی یا دیدن یک فیلم جذاب یا سجده شکر و ...) باشد.
9ـ با پرهیز از هر گونه خودسرزنشی و خود ملامتگری به یادداشت نکات مثبت خود بپردازید. هزاران نکته مثبت دارید که نباید با بزرگ نمایی نکات منفیتان به بوته فراموشی سپرده شود. ارزشمندی تان نسبت به خود کمک موثری در ترک این گناه فراهم می آورد.
10ـ برای 24 ساعت خود برنامهریزی سبک و سهل الوصول انجام دهید. با اشتغال ذهنی به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکری به تفکرات تحریکزا پرهیز نمایید. وقت فراغت برای خود قرار ندهید و بی خود در جاهای تحریک کننده مانند اینترنت پرسه نزنید. با وجود آماده بودن شرایط محیطی و...ترک گناه بسیار مشکل و حتی نامقدور است.
11ـ سعی نمایید از تکنیکهای انزجار درمانی و شرطیزدایی استفاده کنید. لذت کاذب خود ارضایی را با یک امر منزجر کننده ذهنی مانند تصور صحنه تهوعآور یا خوردن داروی تلخ پیوند بزنید و با آن تداعی نمایید یا آن که فرایند شرطی شده (اضطراب - خودارضایی) را به (اضطراب - ورزش یا تفریح سالم، تنفس عمیق، رفتن به سر یخچال و آب خوردن و...) تبدیل نمایید.
12ـ به هیچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنید. بدانید صدها هزار توانستهاند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نیستید.
موفق باشید.
۱۳۹۰/۱۲/۲۱ ۱۷:۵۲ شناسه مطلب: 64082
با عرض سلام خدمت كارشناسان محترم. بنده چند سوال از خدمت شما داشتم . 1 - آيا عوارض ناشي از خودارضايي با درمان بهبود مي يابد؟ 2 - اگر پاسخ اين سوال مثبت است اين بهبودي كامل است يا جزئي و با چه درماني حاصل مي شود "درمان موقت يا درمان دائم كه همان ازدواج است" ؟ باتشكر
پاسخ:
قطعاً ترک کامل خودارضایی مهمترین عامل در رفع عوارض آن می باشد بسته به نوع و شدت عوارض با ترک کامل این عوارض مرتفع می گردند و این بهبودی در بسیار موارد جزیی نیست و بسیار چشمگیر است درمان دایم متوقف بر ازدواج نیست و هر پسر مجردی می تواند به درمان دایم نایل آید.
۱۳۹۰/۱۲/۲۰ ۱۹:۰۴ شناسه مطلب: 63989
۱۳۹۰/۱۲/۱۸ ۱۱:۱۱ شناسه مطلب: 63797
من با پسری دوست شدم که بعد فهمیدم معتاد شده است و من بعد از آن ضربه روحی شدیدی خوردم و تنها گوشه گیر شدم لطفا کمکم کنید؟
خواهشا جواب قانع کننده و کاربردی ارائه نمایید. ممنون
همان طور كه مي دانيد در يك تقسيم بندي كلي ما دو نوع دوستي داريم دوستي سالم دوستي غير سالم. دوستي سالم دوستي است كه به وابستگي عاطفي و يا به عبارتي عشق نمي انجامد و فرد با حفظ حريم رواني خود و طرف مقابل به دلبستگي اكتفا مي ورزد ما در دلبستگي سالم شاهد هيچ گونه وابستگي مرضي نيستيم.
برای تصور بهتر از فرق بین دو مفهوم دلبستگي و وابستگی فرض کنید به میوهای مانند آناناس علاقمند هستید و به آن «دل بستهاید» حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دلیلی از خوردن آن محروم بمانید، آیا در زندگی عادی و روزمره شما اختلالی ایجاد خواهد شد ، آیا عملکرد روزانه شما رو به کاستی میگذارد؟ مسلّماً نه. شما سالها از موضوع «دلبستگی» خود محروم میمانید ، ولی همه امور زندگی شما بر وفق مراد است.
این نوع علاقه و تعلق را «دلبستگی» میگویند ،حال اگر به جای دلبستگی به آناناس به آن «وابسته» بودید ، یک روز بدون آناناس نمیتوانستید سر کنید. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادی است که هر از گاهی برای به حد طبیعی رساندن سطح عملکرد خود نیازمند مصرف مواد است، پس وابستگی روانی نوعی اعتیاد است. وابستگی روانی به چیزی یا کسی باعث کاهش عملکرد در فرد میگردد و به نوعی فرد را از زندگی روزانه و عادی خود خارج میسازد. فرد وابسته روانی مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگی (مثل مواد مخدر یا محبت معشوق) خوش است ، در حالی که این وابستگی عقلاً و منطقاً امری به شدت نکوهیدهای است.
در اسلام به شدت از وابستگی به غیر خدا پرهیز داده شده است .
پس اگر ما به دوست خود صرفا دلبسته باشيم بعد از اين كه فهميديم معتاد است به هيچ وجه ضربه روحي شديد نمي خوريم و گوشه گير نمي شويم با آن كه دوستمان را از دست داده ايم عملكرد روزمره ما تغيير چنداني نخواهد كرد و ما مي توانيم به روال گذشته به امور مهم و ضروري زندگي خود رسيدگي نماييم اگر به دوستمان وابسته باشيم نه دلبسته اين امر باعث مي گردد كه دچار كاهش عملكرد گرديم و گوشه گير گرديم
در برخي وابستگي هاي عاطفي ما شاهد رگه هايي از سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب وسواس فكري و افسردگي هستيم به عبارت ديگر مشكل در درون روح و روان ماست و زياد ربطي به طرف مقابل ندارد اگر من مضطرب باشم به دوستم فراتر از يك دوست به چشم يك آرامشگر بيروني مي نگرم بديهي است با حذف اين آرامشگر بيروني باز اضطراب بار ديگر به سراغ من مي آيد و حال من را دگرگون مي نمايد.
يا آن كه همچون يك فرد وسواسي ذهن من همواره درگير پردازش تصاوير و خاطرات آن دوست مي گردد گويا ذهن من كاري جز نشخوار ذهني وصال و فراق دوستم ندارد.
يا آن كه من افسرده ام و براي رهايي از افسردگي به دوستم پناه مي برم و سعي مي كنم او را به معناي زندگي خود تبديل كنم بي شك در اين شرايط فقدان دوست به معناي فقدان معناي زندگي است و ما را به ورطه انزوا و گوشه گيري مي كشاند.
خوشبختانه سازوكار ذهن ما به گونه اي است كه مي توانيم بزرگترين فراق ها از جمله فراق پدر و مادر و نزديكترين كسان خود را تحمل نماييم و بعد از مدت 2 تا 6 ماه به روال طبيعي زندگي باز گرديم به احتمال زياد شما به مرور زمان با اين موضوع سازگاري خواهيد يافت و مي توانيد با دوستاني به مراتب بهتر و سالمتر از ايشان رابطه برقرار نماييد.
البته اين بار بايد متوجه باشيد كه پا را در دوستي با ديگران از مرز دلبستگي فراتر ننهيد تا در دام وابستگي گرفتار نيايد عزت نفس خود را بالا ببريد و اگر شاهد رگه هاي از سه اختلال روحي كه در پيش گذشت هستيد در اسرع وقت به يك روان شناس باليني مراجعه نماييد.
۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۰۲:۱۰ شناسه مطلب: 63697
من دوستي دارم كه قيافه جالب دارد و ودر مدرسه تيز هوشان هستيم وبا توجه به اينكه نخبه ها را بايد جذب كنيم ولي مشكل اينكه ايشان حجاب خود را نگه نمي دارد وارايش مي كند وارايش ايشان بر زيبايي او مي افزايد وديگران را خيلي جذب مي كند من سعي كردم با ايشان صميمي شوم وچون خود ميداند هدف من چيست با همان لحن صميمي مي گويد ببخشيد كه من نمي توانم نصيحتتان را گوش دهم چون من چند سال است كه اينگونه هستم خواهش مي كنم به من كمك كنيد تا بتوانم با لحن صميمي ايشان را راهنمايي كنم
در آغاز لازم است به چند نکته توجه کنيم:
1- اگر چه پوشش و حجاب ديني براي زن مي تواند آثار و فوايد رواني و احساس امنيت فراواني به ارمغان آورد، اما از آن جا که جاذبه هاي مادي و دنيايي و انگيزه ها و علل مختلف اجتماعی مي تواند او را به عدم رعايت حجاب ديني و جلوه نمايي در مقابل نامحرم يا بي اعتنايي به پوشش و حجاب سوق دهد، رعايت پوشش ديني نيازمند داشتن پشتوانه ايمان و اعتقاد ديني است.پس در اولين قدم لازم است که باور و ايمان ديني خانم ها و دختران تقويت شود.
2- وقتی می بینید دوست شما در مورد حجاب حساس است در این موضوع چیزی به او نگویید زیرا این کار هم تأثیر ندارد و هم ممکن است حساسیت و لجاجت او را افزوده کند و رابطه دوستی شما را به هم بزند. بهتر است جهت تحول روحی و فکری وی کارهای زیر را انجام دهید .
بدون آن که کسی بفهمد با یکی از معلم های تان که خودش حجاب را خوب رعایت می کند، و نسبت به معلم های دیگر محبوب تر است و حرف هایش در دوست تان بیشتر تأثیر دارد، صحبت کنید تا ابتدا به صورت کلی در مورد حجاب و ارزش آن در کلاس صحبت کند، شاید تأثیر بگذارد. و اگر مؤثر نشد، به معلمتان بگویید می خواهم بدون آن که کسی بفهمد که پای من در میان است با دوستم که دختر خوب و پاکی است در مورد حجاب صحبت کنید، بلکه متحول شود.
کتاب های زیر جهت مطالعه پیشنهاد می شود اگر روی شما حساس است، می توانید یکی یا چند تاازاین کتاب ها را از طریق معلم تان یا یکی از دوستان دیگر تان به مناسبتی به او هدیه بدهید.
1- حجاب غنچه ها، تألیف رضا شيرازي
2- حجاب زينت برتر، تألیف عطيه صادق کوهستاني
3- مسئلة حجاب، از استاد مطهري
4- حجاب شناسي، از حسين مهدي زاده
5- حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، خانم فتحيه فتاحي زاده
برای توضیحات بیشتر با شماره (09640)تماس بگیرید.





