۱۴۰۴/۱۲/۲۹ ۰۲:۰۳ شناسه مطلب: 101300
پرسش:
آیا آتش زدن بت بعل در راهپیمایی 22 بهمن امسال، با دستور قرآن به اینکه "به بتهای مشرکان توهین نکنیم تا به خدای ما توهین نکنند،" سازگار است؟
قرآن از یکسو مسلمانان را از ناسزا گفتن به بتها بازداشته است:
«وَ لاٰ تَسُبُّوا اَلَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ فَیَسُبُّوا اَللّٰهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ ...؛ (1)
و معبودانی را که کافران بهجای خدا میپرستند، دشنام ندهید که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد ... .»
اما از سوی دیگر، داستان بتشکنی حضرت ابراهیم علیهالسلام را نقل و از آن تمجید کرده است:
«وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ اَلتَّمٰاثِیلُ اَلَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ *...* وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ * فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ؛ (2)
و مسلماً پیش از این به ابراهیم، رشد و هدایتی [که سزاوارش بود] عطا کردیم و ما به او دانا بودیم. [یاد کن] زمانی را که به پدرش و قومش گفت: این مجسمههایی که شما ملازم پرستش آنها شدهاید، چیست؟ ... سوگند به خدا پسازآنکه [به بتخانه] پشت کردید و رفتید، درباره بتهایتان تدبیری خواهم کرد. پس [همه] بتها را قطعهقطعه کرد و شکست مگر بت بزرگشان را که [برای درک ناتوانی بتها] به آن مراجعه کنند.»
آیا این بیمعنای وجود تعارض بین آموزههای قرآن است؟
سازگاری توصیه قرآن به سبّ نکردن بتها با تمجید از بتشکنی
هرچند در بدو امر به نظر میرسد که آموزههای قرآن درباره بتپرستی باهم سازگار نیست، اما با کمی تدبر و تعقل که قرآن خواننده خود را به آن فراخوانده است، (3) متوجه میشویم که این آیات کاملاً باهم سازگار هستند. در این رابطه به چند نکته اشاره میشود:
1. ابتناء دعوت اسلامی بر اساس حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن
«اُدْعُ إِلىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ اَلْمَوْعِظَهِ اَلْحَسَنَهِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ...؛ (4)
[مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و مجادله] بپرداز ... .»
این آیه چارچوب اخلاقی و عقلانی تبلیغ دینی و گفتوگوی اعتقادی را تبیین میکند. (5)
2. پیامد سب و دشنام
سبّ و دشنام نهتنها به هدایت دیگران کمکی نمیکند و موعظه را بیثمر و استدلال عقلی را بیاثر میکند، بلکه باعث عناد بیشتر و توهین به مقدسات مسلمانان میشود. مطابق آیه 108 سوره انعام باید از سبّ مقدسات دیگران پرهیز کرد تا جلوی چرخهٔ توهین متقابل گرفته شود و درنتیجه، فضای عقلانی و اخلاقی در دعوت دینی حفظ شود. هدف اصلی این آیه، زمینهسازی برای تأثیر موعظه و جدال احسن و جلوگیری از فتنه و درگیری بیحاصل و حفظ حرمت نام خداست. (6)
3. حضرت ابراهیم علیهالسلام و سیر تدریجی بتشکنی
حضرت ابراهیم علیهالسلام در همان آغاز دعوت خود به توحید، به سراغ شکستن بتها نرفت؛ بلکه مسیر ایشان تدریجی و مبتنی بر آگاهیبخشی بود. نخستین اقدام حضرت، دعوت فکری و گفتوگوی نرم و منطقی با مردم بود. حضرت با پرسشهایی ساده، اما عمیق از آنان میخواست درباره باورهایشان بیندیشند: این مجسمههایی که میپرستید چیستند؟ آیا میشنوند؟ آیا سود و زیانی دارند؟(7) هدف او برانگیختن عقل و وجدان مردم بود. در ادامه حضرت به مناظره با مخالفان پرداخت و با استدلالهای روشن عقلی، آنان را مبهوت کرد و شکست داد. (8) بااینحال، هنگامیکه پندها و استدلالهای عقلی حضرت تأثیری در اصلاح جامعه نگذاشت و مردم همچنان بر تعصب خود پافشاری کردند، به سراغ استدلالی عملی رفت تا ناتوانی بتها را عملاً به آنان نشان دهد. (9)
4. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و مبارزه با بتپرستی
قرآن حضرت ابراهیم را بهعنوان «اسوه» در مبارزه با بتپرستی معرفی کرده است؛ (10) ازاینرو، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نیز دعوت خود را نه با درگیری و تخریب بتها، بلکه با موعظه، بیان نرم (11) و گفتوگوی عقلانی آغاز کرد. سیزده سال دوران مکی، سرشار از دعوت به توحید، یادآوری معاد، نقد خرافات و استدلال عقلی علیه پرستش بتها بود. او با تعبیرهایی چون «آیا میشنوند؟ آیا سود و زیان دارند؟» (12) وجدان مخاطبان را بیدار میکرد و با روش حکمت و جدال احسن سخن میگفت. در این مدت، باوجود حضور صدها بت در کعبه، نهتنها به شکستن آنها اقدام نکرد، بلکه بهفرمان الهی با سبّ آنها نیز مخالفت کرد؛ زیرا هدف او پیش از هر چیز، اصلاح باورها و شکستن بتها در فکروضمیر مشرکان بود، نه صرفاً از میان بردن مظاهر ظاهری شرک. پیامبر سالها صبر کرد، استدلال آورد و حتی پس از هجرت به مدینه نیز آغازگر جنگ نبود. نقطه تحول زمانی فرارسید که در سال هشتم هجری، مکه فتح و بتها درهم شکسته شد. این اقدام، نه حرکتی شتابزده و ابتدایی، بلکه پایان مسیر طولانی دعوت، صبر، استدلال و اصلاح اجتماعی بود.
نتیجه
نهی قرآن از سَبّ بتها با ستایش شکستن بتها تعارضی ندارد؛ زیرا این دو، متعلق به دو مرحله متفاوت هستند. قرآن برای رویارویی با بتپرستی، روشی تدریجی در سه گام ترسیم میکند: 1. موعظه با بیان نرم و «لیّن؛» 2. گفتوگوی استدلالی به شیوه «جدال احسن» و 3. اقدام عملی برچیدن مظاهر عینی شرک.
در مرحله موعظه و جدال احسن، منطق قرآن بر صیانت از فضای گفتوگو استوار است. توسل به سبّ، تحقیر و ادبیات تند، نهتنها کارکرد اقناعی دعوت را تضعیف میکند، بلکه با فعالسازی واکنش تدافعی مخالفان، جلوی تأمّل آنان در استدلال را گرفته و به سبّ متقابل وامیدارد. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری چرخهای از توهین متقابل، انسداد ارتباط، تشدید تعصب و حتی بروز درگیریهای بیثمر اجتماعی است. ازاینرو قرآن در مرحله دعوت زبانی، بر حکمت، نرمگویی و استدلال عقلانی تأکید میکند تا زمینه درک و پذیرش حقیقت برای مخاطب فراهم شود؛ اما پس از اتمامحجت عقلی و در صورت لزوم، نوبت به «استدلال عملی» میرسد؛ استدلالی که نه از سنخ توهین، بلکه از سنخ ابطال عینی و عینیسازی برهان است. در این مرحله، شکستن بتها بهمنزله نمایش ناتوانی آنها و مهر تأییدی از جنس تجربه بر استدلالهای عقلی است.
برای مطالعه بیشتر:
قاسمی فیروزآبادی، نرگس و...، «فرایند گذار از بتپرستی به توحید در قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدی، دوره 18، ش 2، شهریور 1400 ش، صص 123-155.
پینوشتها:
1. سوره انعام، آیه 108.
2. سوره انبیاء، آیههای 51 و 52 و 57 و 58.
3. سوره نساء، آیه 82.
4. سوره نحل، آیه 125.
5. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج12، ص 371.
6. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج7، ص 314.
7. سوره انبیاء، آیههای 51-56.
8. سوره بقره، آیه 258.
9. سوره انبیاء، آیههای 61-67.
10. سوره ممتحنه، آیه 4.
11. سوره طه، آیه 44.
12. سوره شعرا، آیههای 72 و 73.













