تاريخ پيامبران

معجزه های پیامبران اولوالعزم و غیر اولوالعزم
مفهوم معجزه به هر «آیتِ خارق‌العاده برای اثبات نبوت» تعمیم می‌یابد که ، همه گزارش‌های خارق‌العاده تاریخی در تأیید دعوت پیامبران قابل جمع‌اند.

پرسش:

با توجه به تعریف معجزه که کارهای خارق‎العاده همراه ادعای نبوت است، آیا در تاریخ تصریحی داریم که پیامبران اولوا العزم چنین معجزه‌هایی داشتند؟ پیامبران غیر اولوا العزم چطور؟ معجزه‌های پیامبران چگونه بوده است؟

پاسخ:

در نظام‌های فکری دینی، به‌ویژه در چارچوب تعالیم قرآن، یکی از ارکان اساسی نبوت در ادیان الهی، بهره‌مندی پیامبران علیهم‌السلام از معجزه به‌عنوان ابزاری برای اثبات صدق دعوی رسالت است. در قرآن کریم، واژه «معجزه» و مشتقات آن، غالباً به معنای ضعف و ناتوانی، یا به معنای پایانِ چیزی به‌کار رفته است. (1) امروزه، «معجزه» به کار خارق‌العاده‌ای گفته می‌شود که پیامبران الهی برای اثبات نبوت خود انجام می‌دادند و دیگران از انجام دادن آن عاجز بوده‌اند. این عجز دیگران باعث شده تا این امور را «معجزه» بنامند. درواقع، معنای اصطلاحی و امروزین «معجزه» بیشتر در کلمات مفسرین و متکلمین شکل گرفته است.

طبق تعاریفی که توسط متکلمان برای معجزه ارائه نمودند، معمولاً چهار قید اساسی را برای معجزه در نظر گرفته‌اند:

 اول فعل خداوند باشد؛ دوم کاری خارق‌العاده باشد؛ سوم همراه با ادعای نبوت باشد؛ چهارم: همراه با تحدی (درخواست مقابله‌به‌مثل) باشد.

 به‌عنوان نمونه، علامه حلی معجزه را امری خارق عادت که همراه با تحدی و فعل خداوند است دانسته که هدف اصلی آن تصدیق نبی است. (1)

در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم‌السلام امور خرق العاده‌ای را برای انبیای گذشته ذکر نمودند، ولی با در نظر گرفتن قید سوم و چهارم بسیاری از این امور از تعریف معجزه خارج می‌شوند. به‌عنوان نمونه بسیاری از این امور همراه با ادعای نبوت و یا برای اثبات نبوت نبوده؛ مثلاً سرد و سالم ماندن آتش برای حضرت ابراهیم علیه‌السلام (2) یا زنده کردن پرندگان توسط ایشان هرچند یک عمل خارق عادت و دور از توان انسانی است و عرفاً از آن به «معجزه» یاد می‌شود، اما تعریف اصطلاحی اعجاز بر آن صدق نمی‌کند؛ زیرا حضرت ابراهیم علیه‌السلام عمل مزبور را برای اثبات نبوت خویش نیاورده است، بلکه عمل مزبور یک فعل خارق‌العاده الهی است که برای نجات حضرت ابراهیم علیه‌السلام صورت گرفته است. همچنین معجزاتی از قبیل تولد حضرت یحیی علیه‌السلام از حضرت زکریا علیه‌السلام (3) و یا حضرت اسماعیل و اسحاق علیهماالسلام از حضرت ابراهیم علیه‌السلام در سنین پیری؛ (4) یا تولد حضرت عیسی علیه‌السلام از حضرت مریم علیهاالسلام؛ (5) ازجمله مواردی است که به‌ظاهر امری خارق‌العاده، اما برای اثبات نبوت نبوده است.

از طرفی بسیاری از این امور مانند طوفان بر امت حضرت نوح، (6) زلزله بر قوم حضرت صالح، (7) باران سنگ برقوم لوط (8) با هدف تنبیه و عذاب محقق شده است. این نوع معجزات غالباً به دلیل ماهیت تنبیهی‌شان، به‌طور مستقیم باعث ایمان افراد نمی‌شود؛ چون مخاطب اصلی معمولاً در اثر عذاب نابود می‌شد یا فرصت رجوع نداشت؛ پس قید اثبات نبوت در آن‌ها معنا ندارد.

البته ممکن است به معجزاتی از قبیل بیرون آمدن شتر از دل کوه توسط حضرت صالح (9) استناد نمود که باز شرط چهارم را نداشته و همراه با تحدی نبوده است. در این رابطه نکته‌ای که قابل تأمل است این است که در قرآن کریم و روایات، تحدی تنها برای اعجاز قرآن (10) و یکی از معجزات حضرت موسی علیه‌السلام آمده است. (11) حتی در جریان تحدى ساحران با حضرت موسى علیه‌السلام (12) درخواست تحدی و مقابله از جانب حضرت موسی علیه‌السلام نبوده؛ بلکه فرعون از ساحران خواسته تا به مقابله با معجزه‌ی حضرت موسی علیه‌السلام بپردازند. (13) ازاین‌رو برخی بر این باورند که ذکر قید تحدی در تعریف معجزه، اولاً دلیلی از قرآن، سنت، اجماع و عقل ندارد و ثانیاً سبب می‌شود بسیاری از معجزات پیامبران که با تحدی همراه نبوده، معجزه به‌حساب نیایند؛ (14) بنابراین کمتر معجزه‌ای می‌توان پیدا کرد که در آن دعوت به تحدی صورت گرفته باشد. مگر اینکه بگوییم که معجزه باید به نحوی باشد که قابلیت تحدی نداشته باشد.

تفاوت تعریف معجزه در کلام و تاریخ

در کلام اسلامی، معجزه بیشتر برای اثبات نبوت پیامبران علیهم‌السلام استفاده می‌شود؛ بنابراین تعریف کلامی معجزه، به ویژگی‌هایی فراتر از خارق‌العاده بودن نیاز دارد؛ مثلاً معجزه باید با ادعای نبوت مطابقت داشته باشد، در آن قید تحدی لحاظ شود و...؛ یعنی باید ارتباط منطقی بین معجزه و ادعای نبوت وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر در علم کلام به معجزه نگاه اثباتی می‌شود و به دنبال اثبات ادعای نبوت از طریق معجزه است.

در مقابل، کتب تاریخی نگاه دیگری به معجزات داشتند. در اواخر قرن دوم و سوم هجری، شاخه‌ای تحت عنوان “دلائل‌نگاری” در تاریخ اسلام شکل گرفت. دلائل‌نگاری، به‌عنوان گرایشی خاص در محدوده سیره نبوی و سیره ائمه علیهم‌السلام، به اثبات پیامبری رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و امامت امامان علیهم‌السلام از طریق بیان معجزات ایشان می‌پرداخت. (16) رویکرد کتب تاریخی و حتی کتب حدیثی، صرفاً بر ثبت وقایع خارق‌العاده متمرکز است. این کتب وقایعی را گزارش می‌کنند که در نگاه اول خارق‌العاده به نظر می‌رسند، بدون اینکه لزوماً به ارتباط آن‌ها با ادعای نبوت یا اثبات آن توجه خاصی شود؛ به‌عبارت‌دیگر، نگاه تاریخی به معجزه، نگاه ثبوتی است و به دنبال ثبت وقایع است. به تعبیر دیگر این کتب با جمع‌کردن تمام امور خارق‌العاده‌ای که مثلاً توسط پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله صورت گرفته، بیان می‌کند که ایشان با وحی مرتبط بوده و این امور حکایت از نبوت ایشان دارد.

چگونگی معجزات انبیا

بیشتر معجزه‌هایی که در قرآن آمده معمولاً امری خارق‌العاده و فوق توان بشری بوده که نشان‌دهنده‌ی صدق پیامبران علیهم‌السلام بوده؛ اما اگر بخواهیم قید اثبات نبوت را در تعریف معجزه داخل بدانیم، در این صورت عصای حضرت موسی مصداق بارز معجزه برای پیامبران اولوا العزم و ناقه حضرت صالح مصداق بارز معجزه برای پیامبران غیر اولوا العزم قرار می‌گیرد. البته یقیناً معجزه‌های دیگری توسط انبیا صورت گرفته، اما کیفیت و چگونگی آن بیان نشده است؛ مثلاً در قرآن کریم در مورد حضرت شعیب آمده «قَدْ جَآءَتْکُم بَیِّنَه‌ٌ مِّن رَّبِّکُم‌» (15) درحالی‌که در قرآن و روایات چگونگی آن بیان نشده است.

نتیجه:

تعریف معجزه دارای اختلافاتی است و پاسخ به پرسش مذکور منوط به این است که چه تعریفی از معجزه ارائه دهیم. به‌عنوان نمونه اگر در تعریف کلامی، قید اثبات نبوت و تحدی را همراه معجزه بدانیم؛ شاید کمتر مصداقی را بتوان برای معجزه‌ای پیدا کرد؛ اما اگر گفته شود مراد از اثبات نبوت، اموری است که در راستای تأیید و تصدیق نبوت صورت گرفته باشد و یا مراد از تحدی این است که قابلیت تحدی داشته باشد. در این صورت بیشتر این امور را می‌توان داخل در تعریف معجزه دانست. از این رو با توسعه دادن تعریف معجزه میتوان گفت هم پیامبران اولوا العزم و هم غیر از آنان معجزاتی داشتند که با ادعای نبوت آن‌ها مطابق بوده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، جامعه مدرسین، موسسه النشر الاسلامی، 1430 ه ق، ص 475.

2. سوره‌ی انبیاء، آیه 69.

3. سوره‌ی آل‌عمران، آیه 39؛ سوره‌ی مریم، آیات 1-7؛ سوره‌ی انبیا آیه 90.

4. سوره‌ی هود، آیه 71.

5. سوره‌ی آل‌عمران، آیه 45؛ سوره‌ی مریم، آیه 20.

6. سوره‌ی یونس، آیه 71.

7. سوره یونس، آیه 91؛ سوره‌ی هود، آیه 94.

8. سوره‌ی اعراف: 84؛ سوره‌ی هود، آیه 87؛ سوره‌ی حجر، آِیه 73

9. سوره اعراف، آیه ۷۳

10. سوره‌ی یونس، آیه 88.

11. «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» سوره یونس، آیه ۸۰.

12. «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» سوره یونس، آیه ۸۰.

13. سوره‌ی یونس آیه 79.

14. حزم، علی بن احمد، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ ق، ج ۳، ص ۱۷۴.

15. رک: خانجانی، قاسم، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا آبان و آذر 1381 شماره 61 و 62.

16. سوره‌ی اعراف، آیه 85.

کار هنری پیامبران و امامان
پیامبران وامامان همواره به هنر و کاربردهای آن توجه داشته‌اند و خود نیز در هنرهایی مانند خیاطی،خطاطی،موسیقی،فلزکاری،بافندگی وزیبانویسی مهارت اهتمام نشان می‌دادند

پرسش:

کدام امامان و پیامبران کار هنری انجام می‌دادند؟

 

پاسخ:

در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است:

 «إنّ الله جمیل و یُحبّ الجمال ...؛

 خدای متعال زیباست و زیبایی را دوست دارد

 در فرهنگ دینی و اسلامی به هنر ارج نهاده شده است؛ البته هنری که موافق با ارزش‌های اخلاقی و انسانی بوده و به‌نوعی تجلّی و نمایانگر فضیلت، اخلاق و حقیقت باشد. درواقع، انتقال مفاهیم و نیز تأثیرگذاری در ذهن و روح انسان‌ها در قالب هنر، بسیار راحت‌تر و بهتر انجام می‌گیرد.

با جستجو در لابلای تاریخ، می‌توان مواردی را پیدا کرد که برخی پیامبران و امامان یا به کارهای هنری می‌پرداختند و یا نوع فعالیت آنان جزء صنایع‌دستی محسوب می‌شد. برای نمونه، به مواردی اشاره می‌کنیم:

 

1. هنر خطاطی

در تاریخ آمده است که حضرت ادریس علیه‌السلام نخستین کسی بود که از قلم برای نوشتن بهره برد. (1) از دستورالعمل امام علی علیه‌السلام برای خوشنویسی می‌توان اهتمام ایشان به هنر زیبانویسی را دریافت. حضرت در دستوری که به کاتب خود عبیدالله بن ابى رافع می‌دهد، چهار راهکار را برای زیبانویسی می‌فرماید: «مرکّب دوات خود را با گذاشتن لیقه در آن، تنظیم کن و نوک قلمت را طولانى نما و میان سطرها فاصله بینداز و فاصله بین حروف را کم کن که این به جلوه و زیبایى خط می‌افزاید.» (2)

 از فرمایش امام همچنین می‌توان فهمید که حضرت شخصاً بسیار زیبا می‌نوشتند و مراعات این امور را داشتند.

 

2. هنر صدای خوش

پیامبری که می‌توان این هنر را به وی نسبت داد، حضرت داوود علیه‌السلام است. وی بسیار خوش‌صدا بود به‌گونه‌ای که امام صادق علیه‌السلام در وصف آن فرمودند: «داوود به‌سوی دشت و بیابان خارج گردید، درحالی‌که زبور را می‌خواند؛ هنگامی‌که زبور را تلاوت می‌کرد، هیچ کوه و سنگ و پرنده‌اى نبود، مگر این‌که با او هم‌صدا می‌شد.» (3)

 امام سجاد علیه‌السلام نیز صدای بسیار زیبایی داشتند، در روایتی چنین آمده است: «على بن حسین (علیهماالسلام،) قرآن را از همه مردم خوش‌تر می‌خواند، به‌طوری‌که وقتى سقّاها از در خانه حضرت می‌گذشتند، می‌ایستادند و به صداى قرآن خواندن ایشان گوش می‌کردند.» (4)

 

3. هنر فصاحت و بلاغت در نوشتار و گفتار

اگر فصاحت و بلاغت را نیز نوعی هنر بدانیم که درواقع نیز این‌چنین است، حضرت امیر علیه‌السلام در این زمینه حقیقتاً امیر سخن و یک هنرمند تمام‌عیار در استخدام کلمات و عبارات در عالی‌ترین سطح از ادبیات عرب هستند. نهج‌البلاغه ایشان به‌عنوان یک سند ماندگار در این زمینه در اختیار ماست. همچنین خطبه بی‌نقطه (5) و نیز خطبه بدون الف (6) ایشان به‌عنوان یک شاهکار ادبی محسوب می‌شود. همچنین می‌توان در این زمینه به صحیفه سجادیه امام زین‌العابدین علیه‌السلام اشاره کرد که علاوه بر دارا بودن عالی‌ترین سطوح ادبیات عرب، از مفاهیم بسیار بلند و پرمغز برخوردار است.

همچنین از امام هادی علیه‌السلام اَشعاری به یادگار مانده است. هنگامی‌که متوکل حضرت را به بزم شراب وارد کرد و قصد داشت تا با این کار از قداست و جایگاه حضرت بکاهد و ایشان را بدنام سازد، حضرت هادی علیه‌السلام فرمودند:

 «به خدا سوگند! هرگز گوشت و خون من با شراب آمیخته نشده، مرا از این عمل معاف بدار

 سپس متوکل از امام درخواست کرد شعری بسرایند تا رونق‌بخش آن مجلس باشد. حضرت نیز ابیاتی را سرودند که سبب گریستن جمع حاضر و شخص متوکل شد. این شعر در منابع حدیثی شیعه موجود است. (7)

 

4. هنر بافندگی

به برخی از انبیاء هنر بافندگی که صنعت دستی است، نسبت داده شده است. برای مثال حضرت داوود علیه‌السلام علاوه بر اینکه صدای دل‌نشینی داشت، از جانب خدای متعال به روش نرم کردن آهن برای زره بافی، دست یافته بود. (8) درواقع، ایشان از طریق زره بافی امرارمعاش می‌کرد. (9) فرزند ایشان حضرت سلیمان علیه‌السلام نیز در حصیربافی و ساختن زنبیل مهارت داشت و علیرغم اینکه حکومت جهانی داشت، از این طریق امورات زندگی خود را می‌گذراند. (10)

نتیجه‌گیری:

هنر و هنرمند از نگاه اسلام اگر منعکس‌کننده ارزش‌ها و حقایق و فضایل اخلاقی باشند، نه‌تنها پسندیده و مُجاز بوده، بلکه برای تأثیرگذاری در ذهن و رفتار مخاطب بسیار سفارش شده است. در میان پیامبران و امامان برخی به امور هنری می‌پرداختند. برای نمونه حضرت ادریس نخستین کسی بود که خیاطی و خطاطی می‌کرد و یا حضرت داوود زنبیل می‌بافت و زره می‌ساخت و بسیار خوش‌صدا بود. حضرت سلیمان نیز با دستان خویش حصیر و زنبیل می‌بافت و امرارمعاش می‌کرد. درنهایت، امام علی علیه‌السلام نیز در نگارش خط، بسیار به زیبانویسی و رعایت اصول نگارش تأکید داشتند. خود ایشان نیز دو خطبه بدون الف و بدون نقطه با مفاهیم بسیار بلند و ناب دارند که نشانگر هنر ایشان در فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.

پی‌نوشت‌ها:

1. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چ پنجم، 1375 ش، ج 1، ص 113.

2. سید رضی، محمد بن حسن، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص 530، حکمت 315.

3. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال‌الدین، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، نشر اسلامیه، چاپ دوم، 1395 ش، ج 2، ص 524.

4. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج 4، ص 633.

5. محمودی، محمدباقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج‌البلاغه، تصحیح عزیز آل‌طالب، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش، ج ۱، ص ۱۰۹–۱۱۱.

6. ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، شرح نهج‌البلاغه، قم، مکتبه آیه‌الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ ق.ج ۱۹، ص ۱۴۰-۱۴۳.

7. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تحقیق جمعی از محققان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 50، ص 211-213.

8. انبیاء، 80.

9. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج ۹، ص ۵۳۹.

10. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، قم، نشر شریف رضی، چاپ اول، 1412 ق، ج 1، ص 157.

ستاره داوود
دقیقاً معلوم نیست از چه زمانی یهودیان، ستاره داوود یا همان ستاره شش گوش یا شش­پَری را به عنوان نماد قوم یا اندیشه خویش برگزیدند.

پرسش:

ستاره داوود چیست و چرا ازنظر یهودیان اهمیت دارد؟

پاسخ:

نقشی که امروزه به عنوان «ستاره داوود» معروف شده، از دو مثلث تشکیل شده؛ قاعده یکی رو به پایین (به شکل هِرَم) و قاعده دیگری رو به بالا (هِرَم معکوس) است و به این ترتیب، ستاره ای شش گوش (شش پَر) درست می شود. امروزه صهیونیست ‏ها چنین تبلیغ می کنند که این ستاره، منسوب به حضرت داوود (علیه السلام) و نماد قوم یهود بوده است؛ و ازآنجا در دستگاه تبلیغاتی صهیونیسم، این نماد اهمیت بسیاری دارد، با استناد به وجود چنین نقشی در بناهای تاریخی و آثار باستانی، پیشینه ای طولانی برای خود ادعا می کنند؛ اما درستی این باور، از نگاه پژوهش گران محل تردید است.  

ارتباط ستاره شش گوش با قوم یهود ارتباط نقش ستاره شش گوش با حضرت داوود، نه تنها مسلّم نیست؛ بلکه محل اختلاف محققان است و برفرض هم که بپذیریم آن پیامبر خدا از چنین نقشی در وسایل شخصی خود استفاده می کرده، بازهم به این معنا نیست که پیش از آن حضرت و نیز در زمان آن حضرت، دیگران از چنین نقشی استفاده نمی کرده اند و درنتیجه، اختصاص دادن این نقش به یهود، ادعایی بی دلیل است. درباره این‏که این نقش چگونه به نماد یهودیت تبدیل شد، اختلاف است. بر اساس آنچه در پایگاه اینترنتی «انجمن کلیمیان ایران» آمده، «مثلثی که رأس آن رو به بالا است و شکل هرم دارد، سمبل قدرت مصریان و دیگری که هرم واژگون است، نشانه این است که با قدرت الهی، ظالمان سرنگون می گردند؛ ولی در مورد زمان پیدایش ستاره داوود، اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را سپر حضرت داوود می دانند ولی برخی دیگر شکل گیری این ستاره را از قرن ششم و هفتم میلادی می دانند که بر اساس عرفان یهود، دارای ارزش های متفاوتی است».(1)  

ستاره شش­پر در آثار اسلامی مرحوم سید هادی خسروشاهی (م 1398 ه‍. ش) که مطالعات بسیاری درباره پیدایش صهیونیسم و تاریخچه یهود داشت، به استناد سخن مورّخان و هنرمندان و باستان شناسان، بر این امر تأکید داشت که «ستاره داوود (نسبت دادن این ستاره به حضرت داوود)، یک افسانه دروغ صهیونیستی است و در اصل یک شکل مورد استفاده عربی بوده است که توسط یهودیان به سرقت رفته است». به اعتقاد ایشان، دولت صهیونیستی اسرائیل که یک دولت بی اصل و بی ریشه است، «تمدن و فرهنگ دیگر امت ها را به خودش نسبت می دهد، حتی مدعی شده است که تمدن قدیم مصری دارای اصل یهودی است و آنان که اهرام را بنا نهادند، عبرانیون بوده اند»! جالب تر این است که وی از قول دکتر صلاح بهنسی استاد باستان شناسی اسلامی در دانشگاه های قاهره و یمن نقل می کند که «ستاره ـ چه پنج ضلعی، چه شش ضلعی و چه هشت ضلعی ـ یکی از شکل هایی است که هنرمند به منظور دوری از به تصویر کشیدن موجودات زنده، از آن بهره می برد و از ­این جهت ما استفاده فراوانی از این نوع اشکال هندسی و نباتی را در معماری به ویژه در مساجد و ساختمان های اسلامی شاهد هستیم و دولت صهیونیستی یک دولت تازه تأسیس است و تاریخ یا تمدنی ندارد که هنر یا معارفی از آن ناشی شود».(2)

مؤید این سخن، انبوهی از بناها و سکه های اسلامی است که این ستاره شش­پَر بر آن‏ها نقش بسته است. حتی در معماری ایلخانان و خلفای فاطمی و ممالیک مصر و ایّوبیان هم سکه هایی با نقش ستاره شش­پر وجود دارد. ازاین رو، محققان بر این باروند که این نقش قدیمی، در جاهای گوناگونی به کار رفته که ربطی به یهودیت ندارد.(3) پس نباید هر جا آن را دیدیم، نشانه حضور یهودیان بدانیم. البته برخی، به­ کار رفتن این ستاره در مواردی مانند سکه های دوره ایوبیان را «نشانه دوستی و مروّت بین ملت های تحت حکمرانی ایوبیان» و به تعبیری نشانه حسن هم جواری میان عرب ها و یهودیان می دانند.(4)

اما این، ادعایی است بی دلیل و مبتنی است بر این پیش فرض اثبات نشده که: در دوره ایوبیان (قرن ششم و هفتم هجری) ستاره شش­پر، به عنوان نماد یهود شناخته می شده است.   انتساب رسمی ستاره شش­پر به یهود بر اساس پژوهش گرشوم شولِم (Gershom Scholem) فیلسوف و تاریخ پژوه آلمانی ـ اسرائیلی، ذهنیتی که امروزه از این نقش شکل گرفته (که ستاره شش­پر، همواره نماد یهودیت بوده)، منطبق با تاریخ آن نیست. وی به صراحت معتقد است که «ستاره شش­پر، یک نماد یهودی نیست و پیش ازاین نمی توانست نماد یهودیت باشد… درواقع تا اواسط قرن نوزدهم به ذهن هیچ محقق و کابالیستی(5) نمی رسید که در راز معنای یهودی این نقش تحقیق کند. این نقش، در کتب دینی یهود و در هیچ یک از ادبیات حسیدی(6) ذکر نشده است». به گفته او، این نقش از سده هفدهم میلادی به عنوان نماد یهودیان پراگ (در کشور چک) از سوی حکومت هابسبورگ بر آن ها تحمیل می شود و در سده نوزدهم به عنوان نماد یهودیان در غرب شهرت می یابد. سپس در اولین کنگره جهانی صهیونیست ها (بال سویس، ۱۸۹۷ م) ستاره شش­پر آبی رنگ به عنوان نقش پرچم صهیونیسم انتخاب می شود.(7)  

نتیجه­:

خلاصه این‏که آنچه ستاره داوود خوانده می شود، همان ستاره شش گوش یا شش­پَری است که به عنوان یک شکل هندسی، در طول تاریخ در میان اقوام متخلف به کار می رفته و در دوره های مختلف در تمدن اسلامی نیز کاربرد داشته است. دقیقاً معلوم نیست از چه زمانی یهودیان آن را به عنوان نماد قوم یا اندیشه خویش برگزیدند؛ ولی قدر متیقن این است که این نقش در اولین کنگره جهانی صهیونیست ها در سال ۱۸۹۷ م. به عنوان نقش پرچم صهیونیسم انتخاب شد و ازآن پس، به نماد صهیونیسم تبدیل شد. صهیونیسم که پدیده ای بی ریشه و فاقد هویت تاریخی است، با مصادره همه آنچه در تاریخ یهود آمده، درصدد ایجاد هویت تاریخی برای خویش است. ازاین رو، ستاره شش گوش را به یهود منسوب کرده و هر جا اثری از نقش ستاره شش گوش می یابد، آن را به یهود ـ و درواقع، به خود ـ نسبت می دهد تا برای خود، هویتی تاریخی و پیشینه ای تمدنی دست وپا کند. 

پی نوشت ها :

1. https://www.iranjewish.com/faq/faq1.htm.

2. https://www.rahe-hadi.ir/fa/article/14/.

3.https://jscenter.ir/jewish-and-science/jewish-and- architecture/     2388/.

4. https://www.kurdia.net/archives/2129.

5. کابالا در اصطلاح، سنت، روش، مکتب و طرز فکری عرفانی است که از یهودیت ریشه گرفته است.

(6). فرقه ای زهد­گرا در میان یهودیان.

(7).https://www.commentary.org/articles/gershom-scholem/the-curious-history-...

در سوره آل عمران، گزارشات تاریخی مرتبط با حضرت عیسی، حضرت مریم و حضرت زکریا (ع) و چند گزارش مرتبط با تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ذکر شده است.

پرسش:

به چند داستان تاریخی در سوره آل‌عمران اشاره شده است؟ به صورت اختصار توضیح دهید؟

پاسخ:

سومین سوره قرآن کریم «آل‌عمران» است. این سوره که در دو جزء سوم و چهارم قرار دارد از جمله سوره‌‌های مدنی قرآن است.(1) نام‌گذاری این سوره به نام «آل‌عمران» به دلیل وجود واژه «عمران» در دو آیه از این سوره است. در آیه ۳۳ به خاندان عمران ذیل عنوان آل‌عمران، و در آیه ۳۵ به عمران پدر حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) اشاره کرده است. در این سوره گزارشات تاریخی مرتبط با حضرت عیسی (علیه‌السلام) و مادر ایشان حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) و حضرت زکریا (علیه‌السلام) و چند گزارش مرتبط با تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ذکر شده است. درادامه به هریک از این داستان‌ها به صورت فشرده اشاره خواهد شد:

1. نذر مادر حضرت مریم و ولادت حضرت مریم و چگونگی انتخاب سرپرست برای ایشان وشرح عبادات آن حضرت

داستان نذر مادر حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) و ولادت ایشان و چگونگی انتخاب سرپرست برای ایشان در آیات ۳۵ تا ۳۷ و آیات 42 تا 44 سوره آل‌عمران به زیبایی بیان شده است. براساس این آیات، مادر حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) نذر کرد که اگر خداوند به او فرزندی عطا کند، او را وقف خدمت به خانه خدا کند. پس از تولد مریم، سرپرستی او به حضرت زکریا (علیه‌السلام) سپرده شد و مریم در معبد به عبادت مشغول شد، به‌گونه‌ای که خداوند او را مستقیماً با نعمت‌های خود روزی می‌داد.

2. دعای زکریا (علیه‌السلام) برای فرزنددار شدن و چگونگی استجابت دعای ایشان

داستان دعای حضرت زکریا (علیه‌السلام) برای فرزنددار شدن و ولادت حضرت یحیی (علیه‌السلام) در آیات ۳۸ تا ۴۱ سوره آل‌عمران به زیبایی بیان شده است. حضرت زکریا (علیه‌السلام) با دیدن عنایت خدا به مریم (سلام‌الله‌علیها)، در سن پیری و با وجود ناباروری همسرش، از خداوند درخواست فرزندی صالح کرد. خداوند دعای او را اجابت کرد و بشارت تولد حضرت یحیی (علیه‌السلام) را به او داد و به عنوان نشانه، زکریا برای سه روز جز با اشاره قادر به سخن گفتن نبود و در این مدت به تسبیح خدا مشغول بود.

3. داستان ولادت حضرت عیسی(علیه‌السلام)

داستان ولادت حضرت عیسی (علیه‌السلام) در آیات ۴۵ تا ۴۷ سوره آل‌عمران به زیبایی بیان شده است. فرشتگان الهی به حضرت مریم (سلام‌الله‌علیها) بشارت دادند که بدون ازدواج، صاحب فرزندی به نام عیسی (علیه‌السلام) خواهد شد که از پیامبران الهی است و در گهواره سخن خواهد گفت. مریم از این بشارت تعجب کرد، اما فرشتگان تأکید کردند که این امر به اذن خداوند و نشانه‌ای از قدرت بی‌پایان اوست.

4.داستان نبوت حضرت عیسی، معجزات، حواری‌ها و عروج عیسی

در آیات ۴۸ تا ۵۵ سوره آل‌عمران به نقش حضرت عیسی (علیه‌السلام) به عنوان پیامبر الهی، معجزات او، همراهی حواریون با او و سرانجام عروج او به سوی خداوند تبیین شده است. حضرت عیسی (علیه‌السلام) به عنوان پیامبر الهی، با معجزاتی مانند شفای بیماران و زنده کردن مردگان، مردم را هدایت کرد. با وجود ایمان حواریون، بسیاری از بنی‌اسرائیل به او ایمان نیاوردند و دشمنانش قصد کشتن او را داشتند، اما خداوند او را نجات داد و به سوی خود عروج داد.

5. داستان غزوه احد

آیات ۱۲۱ تا ۱۲۹ و ۱۴۰ تا ۱۷۹ سوره آل‌عمران به غزوه احد و درس‌های آن اشاره شده است. براساس این آیات در جریان این غزوه که در سال سوم هجری بین مسلمانان و مشرکان قریش رخ داد مسلمانان ابتدا پیروز شدند، اما به دلیل نافرمانی برخی از سپاهیان از دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، و رها کردن گردنه کوه احد، در طمع کسب غنائم، شکست خوردند.

6. داستان مباهله پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با مسیحیان نجران

در آیه 64 سوره آل‌عمران به جریان مباهله پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مسیحیان نجران اشاره شده است. در این جریان بعد آنکه ادعاها و استدلال‌های مسیحیان نجران درباره حضرت عیسی (علیه‌السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پاسخ داده می‌شود، اما آنان حاضر به تسلیم و پذیرش کلام پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نمی‌شوند، خداوند متعال به پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امر می‌کند که آنان را دعوت به مباهله کند.

منبع جهت مطالعه بیشتر:

کتاب قصص انبیاء: داستان پیامبران از آدم تا خاتم، نوشته سید نعمت‌الله جزایری

پی‌نوشت‌ها

1. خرمشاهی، بهاءالدین، «سوره آل‌عمران»، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش، ص۱۲۳۶.

ماجرای معبد سلیمان
یکی از اقدامات مهم در دوران حکومت حضرت داوود و سلیمان(ع)، دستور الهی برای ساخت معبدی عظیم به نام "هیکل سلیمان" یا "هیکل مقدس" بود.

پرسش:

ماجرای معبد سلیمان چیست؟ و چرا یهودیان به دنبال یافتن آن هستند؟

پاسخ:

در دین یهود، حضرت سلیمان علیه­السلام پادشاهی خردمند و یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های تاریخی و مذهبی است. او به‌عنوان پسر و جانشین داوود علیه­السلام، به مدت چهل سال بر اسرائیل حکومت کرد و در دوران حکومتش صلح، رفاه و شکوفایی بی‌نظیری در قلمرو او حاکم بود. یهودیان او را به‌عنوان پادشاهی که از سوی خداوند برگزیده شده و دارای حکمت و قدرت بی‌نظیری بوده، می‌شناسند. یکی از اقداماتی که در دوران حکومت داوود و سلیمان علیهماالسلام انجام شد، دستور به بنای معبدی بود که به نام‌های هیکل سلیمان یا هیکل مقدس نیز شناخته می‌شود.

معبد سلیمان

معبد یا هیکل سلیمان مکانی است که بنا بر باورهای یهودیان، نخستین معبد یا پرستشگاه قوم یهود بوده است. در مورد تاریخ این معبد گفته شده که به‌فرمان خداوند داوود نبی علیه­السلام به ساختن بناى قدس یعنى خانه خدا مشغول شد؛ ازاین‌رو فرمان داد تا آهن­های بسیاری جهت ساختن میخ­ها، لنگه‌هاى در دروازه‌ها و نیز فلزات دیگری از قبیل طلا و نقره و برنج فراوان تهیه کنند و به ساخت معبد مشغول شوند. (1) به‌فرمان داوود علیه­السلام این معبد بر روی تپه موریا که یکی از چند کوه یا تپه شهر بیت‌المقدس است ساخته شد و صخره مقدس از آن موقع به بعد ارج یافت. (2) مدتی گذشت داوود علیه‌السلام تمامى قوم و قبیله خود و کاهنان را براى وصیت و نصیحت جمع کرد، فرزندش سلیمان علیه­السلام را به اقوام بنی‌اسرائیل معرفى کرد و ادامه­ی ساخت معبد را به فرزندش سپرد؛ بنابراین بناى این معبد را داوود علیه­السلام آغاز کرد؛ اما در زمان سلیمان علیه­السلام به نام معبد یا هیکل سلیمان به پایان رسید. (3)

بعد مرگ سلیمان علیه‌السلام فرزندش رحبعام به سلطنت می‌رسد. از آن زمان به بعد، یکپارچگی یهود مدت زیادی دوام نیاورد و در قرن دهم قبل از میلاد، با قیام یربُعام بر ضد رحبعام، این کشور به دو قسمت تجزیه شد که قسمت شمالی آن همچنان «اسرائیل» خوانده می‌شد و قسمت جنوبی که تحت فرمانروایی رحبعام بود، «پادشاهی یهودا» نام ‌گرفت. این مناطق بارها توسط اقوام و ملل مختلف مورد حمله قرار گرفت و درنهایت در سال ۵۹۷ پیش از میلاد توسط «بُختُ نَصَّر» پادشاه بابل مورد حمله قرار می­گیرد. (4) بعدازآنکه پادشاهى یهود، برانداخته شد و مردم اسرائیل پراکنده یا اسیر بابلیان شدند؛ بابلیان به فکر ویران ساختن معبد سلیمان افتادند. در آن موقع فرمانى از سوى بخت نصر خطاب به یکى از سردارانش به نام «نبوزرادان» صادر شد و او را براى ویران ساختن اورشلیم آمده ساخت. (5) دراین‌باره به نقل از ارمیای نبی آمده که «در نوزدهمین سال از سلطنت بخت نصر، نبوزرادان به اورشلیم آمد و خانه خداوند، خانه پادشاه و تمامى خانه‌هاى اورشلیم را درآتش سوزانید.» (6)

علت پیدا کردن معبد

یکی از اقداماتی که امروزه مشاهده می­شود، تلاش یهودیان برای یافتن و بازسازی معبد سلیمان است. کاوش­ها و حفاری­هاى زیاد در اطراف حرم مقدس و دیوار براق باعث گردیده تا دولت اسرائیل براى انجام این کار، خانه‌هاى اطراف حرم را ویران و اقدام به ساختمان‌سازى به سبک مدرن و امروزى نماید. وزیر ادیان اسرائیل در اکتبر سال ١٩٧٠ در روزنامه «یدیعورت» چاپ اسرائیل اعلام کرد «وزارت ادیان اسرائیل مى‌خواهد به‌وسیله این کاوش­ها، دیوار ندامت را به‌طور کامل کشف کند و این تحفه گران‌بها را بدان شکلى که بوده بازگرداند. این کاوش­ها، کاوش­هاى تاریخى مقدسى است و هدف از آن، کشف دیوار ندامت و ویران کردن بناهاى دوروبر آن، باوجود همه دشواری‌هایی که ممکن است در این کار پیش آید است.» (7)

دلایل اصلی این علاقه را می‌توان در سه محور تاریخی، دینی و ایدئولوژیک/سیاسی توضیح داد:

۱. دلایل دینی: یهودیان ارتدوکس و بسیاری از جریان‌های سنت‌گرای یهود، معتقدند که با آمدن ماشیح (مسیح یا منجی موعود)، این معبد مجدد باید ساخته شود. برای آنان، بازسازی معبد، بخشی از تحقق وعده‌های الهی در کتاب‌های مقدس است. (8)

۲. دلایل تاریخی و هویتی: معبد سلیمان به‌عنوان نماد شکوه و استقلال قوم یهود در دوران سلطنت داوود و سلیمان علیهماالسلام شناخته می‌شد؛ بنابراین یافتن بقایای این معبد برای بسیاری از یهودیان، تأیید تاریخی روایت‌های کتاب مقدس و احیای غرور قومی است.

۳. دلایل سیاسی و ایدئولوژیک: برخی از جریان‌های صهیونیستی از آرمان بازسازی معبد به‌عنوان ابزار مشروعیت­‌بخش برای تسلط کامل بر بیت‌المقدس استفاده می‌کنند. معبد سلیمان در باور آنان باید جایگزین مسجدالاقصی یا قبه­الصخره شود. گروه‌هایی مانند "موسسه معبد" در اورشلیم در این زمینه در حال فعالیت می­باشند. (9) این رویکرد سبب درگیری‌های سیاسی و دینی با مسلمانان شده است، زیرا مسجدالاقصی در مکان مورد ادعای معبد قرار دارد.

نتیجه‌گیری:

 معبد یا هیکل سلیمان علیه­السلام نخستین معبد یا پرستشگاه قوم یهود بوده که به‌فرمان خداوند بناى آن را داوود علیه­السلام آغاز کرد و در زمان سلیمان به پایان رسید. سرانجام زمانی که سرزمین بیت‌المقدس توسط «بُختُ نَصَّر» پادشاه بابل مورد حمله قرار می­گیرد، این معبد توسط یکی از سرداران او به نام «نبوزرادان» تخریب می­شود. در حال حاضر، تلاش‌های یهودیان برای یافتن و بازسازی معبد سلیمان مشهود است. این اقدامات نه‌تنها ریشه در باورهای دینی یهود دارد، بلکه ابعاد تاریخی و هویتی مهمی را نیز شامل می‌شود. علاوه بر این، در بستر معاصر، این موضوع به یک مسئله پیچیده سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. بااین‌حال، به نظر می‌رسد که اعتقاد به ظهور منجی و وعده‌های آخرالزمانی، نقش کلیدی و محوری در تلاش برای یافتن و بازسازی معبد سلیمان ایفا می‌کند.

جهت مطالعه بیشتر:

 کتاب تاریخ اورشلیم (بیت‌المقدس)، نوشته­ی جعفر حمیدی.

پی‌نوشت‌ها:

1. حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت‌المقدس)، تهران، امیرکبیر، 1381 ه ش، ص 76.

2. حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت‌المقدس)، تهران، امیرکبیر، 1381 ه ش، ص 193.

3. حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت‌المقدس)، تهران، امیرکبیر، 1381 ه ش، ص 77.

4. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحاده، بیروت، دار الفکر، چاپ دوم، 1408 ه، ج‏2، ص 169‏.

5. حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت‌المقدس)، تهران، امیرکبیر، 1381 ه ش، ص 107.

6. ر ک: اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، مرآه البلدان، محقق هاشم محدث و عبدالحسین نوایی، تهران ایران، دانشگاه تهران،1367 ه.ش، ج ۱، ص ۲۱۹؛ کتاب ارمیاى نبى، باب ٥٢ آیه ١-١٦.

7. حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت‌المقدس)، تهران، امیرکبیر، 1381 ه ش، ص 274.

8. طاهری آکردی، محمدحسین، ماشیح و دولت ماشیحانی موعود در یهودیت، مشرق موعود بهار 1396 - شماره 41 رتبه: ب، صص 121 تا 148

9. ر ک: https://zien.afagh-bidari.ir/index.php/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%8C_%D9%85%D8%A4%D8%B3%D8%B3%D9%87

 

در تورات آمده است، اختلاف سنی حضرت اسماعیل با اسحاق علیهماالسلام 14 سال بوده است. همچنین، ازآنجایی‌که در تورات به ارشد بودن اسماعیل اشاره شده است.

پرسش:

فاصله سنی حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق چقدر است؟ و آیا می‌شود نظریه ذبیح بودن اسماعیل را بدون منابع شیعی اثبات کرد؟

پاسخ:

بنا بر دیدگاه قاطبه بزرگان شیعه، ذبیح‌الله همان حضرت اسماعیل علیه‌السلام است. در میان اهل سنت، برخی با استناد به روایاتی، اسماعیل را ذبیح‌الله معرفی می‌کنند. (1) برخی دیگر نیز اسحاق را ذبیح‌الله دانسته‌اند که در جای خود رد می‌شوند و دارای اعتبار نیستند. (2)

نکته این است که گرچه یهودیان معتقدند که ذبیح‌الله همان اسحاق است و در تورات انعکاس یافته است، لکن از تناقضاتی که در تورات پیرامون این قضیه وجود دارد، استفاده می‌شود که ذبیح‌الله اسماعیل بوده است نه اسحاق.

 برای نمونه تنها به بخشی از مطالب تورات که نشان از ذبیح بودن حضرت اسماعیل دارد، اشاره می‌کنیم:

1. در سفر پیدایش باب 22 آمده است که خدای متعال به حضرت ابراهیم علیه‌السلام فرمود: «پسر یگانه خودت یعنی اسحاق را به کوه موریاه ببر و ذبح کن.» (3) این در حالی است که در تورات کنونی، به ارشد بودن حضرت اسماعیل و اینکه وی قبل از اسحاق (زمانی که حضرت ابراهیم 86 ساله بود) از هاجر به دنیا آمد، اشاره شده است. (4) بنابراین قاعدتاً این پسر یگانه باید اسماعیل باشد نه اسحاق، در غیر این صورت، یگانه بودن اسحاق بی‌معناست. به نظر می‌رسد که ماجرای یگانه بودن اسحاق بعدها توسط کاهنان یهود اضافه شده است.

2. با توجه به اختلاف سنی چهارده‌ساله میان اسماعیل و اسحاق (اشاره‌شده در تورات کنونی)، (5) مشخص می‌شود که تغییرات و جابجایی‌هایی در تورات صورت گرفته است تا ذبیح بودن به اسحاق نسبت داده شود. به این صورت که در سفر پیدایش باب 21، تولد اسحاق بلافاصله بعد از ولادت حضرت اسماعیل ذکر شده است. (6) درحالی‌که ترتیب وقایع باید این‌چنین باشد که بعد از تولد حضرت اسماعیل و هجرت او و مادرش به سرزمین مکه و فرمان به ذبح اسماعیل و سربلندی حضرت ابراهیم در این امتحان الهی، خداوند به پاداش این عمل، تولد اسحاق را به او بشارت داد.

3. ازآنجاکه بنا‌بر اذعان تورات، اسماعیل فرزند ارشد بود و از طرفی، در یهود ذبح فرزند نخست و نیز محصول نخست به خدا اختصاص دارد، (7) بنابراین، ذبیح‌الله اسماعیل باید باشد نه اسحاق.

منابعی برای مطالعات بیشتر:

- مقاله «اثبات ذبیح بودن اسماعیل با استفاده از تورات»، نوشته امیر اهوارکی

https://jscenter.ir/jewish-methods/falsification-of-history/846/%D8%B0%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA/

 

پی‌نوشت‌ها:

1. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، 1364 ش، ج 16، ص 100؛ فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج 26، ص 351.

2. قرطبی در کتابش، نام افرادی که اسحاق را ذبیح‌الله می‌دانند، آورده است. ازجمله طبری و مالک بن انس. ج 16، ص 100. (آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر خود، این دسته از روایات را تحت تأثیر اسرائیلیات دانسته و ساختگی بودن آن‌ها را توسط یهود محتمل دانسته است. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374 ش، ج 19، ص 119-120.)

3. کتاب مقدس، تورات، انتشارات ایلام، چاپ دوم، 2014 م، ترجمه هزاره نو، سفر پیدایش، 22، 2، ص 33.

4. کتاب مقدس، تورات، انتشارات ایلام، چاپ دوم، 2014 م، ترجمه هزاره نو، سفر پیدایش، 16، 1 تا 16، ص 26-27.

5. کتاب مقدس، تورات، انتشارات ایلام، چاپ دوم، 2014 م، ترجمه هزاره نو، سفر پیدایش، 16، 16، ص 27؛ 17، 17، ص 28.

6. کتاب مقدس، تورات، انتشارات ایلام، چاپ دوم، 2014 م، ترجمه هزاره نو، سفر پیدایش، 21، 1 تا 3، ص 32.

7. کتاب مقدس، تورات، انتشارات ایلام، چاپ دوم، 2014 م، ترجمه هزاره نو، سفر اعداد، 11 و 12 و 40، ص 171 و 172.

در قرآن کریم در چندین سوره به تاریخ و حوادث گذشته پرداخته است. یکی از این سوره ها سوره مبارکه نساء است که به تاریخ بنی اسرائیل و حضرت عیسی(ع) اشاره شده است.

پرسش:

داستان‌های تاریخی سوره نساء را بیان کنید.

پاسخ:

خداوند در قرآن کریم در چندین سوره به مناسبت‌های مختلف به تاریخ و حوادث گذشته پرداخته است. نکته‌ای که در این جا وجود دارد این است که بدانیم در تاریخ‌نگاری قرآن، برخلاف دیگر مکاتب تاریخی، خدای متعال اهدافی را دنبال می‌کند تا از طریق آن‌ها، هدف اصلی قرآن یعنی هدایت را محقق سازد. برخی از این اهداف عبارت‌اند از: ایجاد سکینه و آرامش خاطر در قلب پیامبر، موعظه و تذکّر برای مؤمنان، عبرت گیری، زمینه چینی برای تفکّر و تعقّل، هشدار به کافران و تاریخ به مثابه آیه و نشانه‌ای از قدرت و عظمت خدای متعال.

یکی از سوره‌هایی که به طور مختصر به تعداد اندکی از قصه‌های تاریخی فقط اشاره کرده است، سوره مبارکه نساء می‌باشد که فهرست‌وار آن‌ها را بیان می‌کنیم:

1. درخواست بنی‌اسرائیل از موسی در مورد مشاهده خدای متعال(1)

2. صاعقه‌ای که بر سر بنی‌اسرائیل فرود آمد و باعث مرگ آنان شد(2)

3. گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل(3)

4. عهدشکنی بنی‌اسرائیل و قرار دادن کوه طور بالای سر آن‌ها(4)

5. دستور خداوند به آنها مبنی بر ورود به بیت‌المقدس(5)

6. کشتار به ناحق انبیاء توسط بنی‌اسرائیل(6)

7. ماجرای ممنوعیت صید روز شنبه و نافرمانی از دستور الهی(7)

8. ادعای بنی‌اسرائیل مبنی بر اینکه قلوبشان در غلاف است و پرده‌ای بر آن کشیده شده است(8)

9. تهمت ناروا به حضرت مریم علیها‌السلام(9)

10. تلاش آن‌ها برای قتل حضرت عیسی علیه‌السلام(10)

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره نساء، آیه 153.

2. سوره نساء، آیه 153.

3. سوره نساء، آیه 153.

4. سوره نساء، آیه 154.

5. سوره نساء، آیه 154.

6. سوره نساء، آیه 155.

7. سوره نساء، آیه 154.

8. سوره نساء، آیه 154.

9. سوره نساء، آیه 156.

10. سوره نساء، آیه 157.

داستان های سوره بقره
در سوره مبارکه بقره به تعدادی از وقایع تاریخی اشاره شده است که عموما مربوط به تاریخ بنی‌اسرائیل و پیامبران آنان و مبارزاتشان با طاغوت‌های زمانه و... است.

پرسش:

به چند داستان تاریخی در سوره بقره اشاره شده است؟ به اختصار توضیح دهید؟

پاسخ:

مقدمه

خداوند در قرآن کریم در چندین سوره به بهانه‌های مختلف به تاریخ و حوادث گذشته پرداخته است. نکتة حائز اهمیت و قابل توجه این است که بدانیم در تاریخ‌نگاریِ قرآن، برخلاف دیگر مکاتب تاریخی، خدای متعال اهدافی را دنبال می‌کند تا از طریق آن‌ها هدف اصلی قرآن یعنی هدایت را محقق سازد. این اهداف ریز عبارتند از: ایجاد سکینه و آرامش خاطر در قلب پیامبر، موعظه و تذکّر برای مؤمنان، عبرت‌گیری، زمینه‌چینی برای تفکّر و تعقّل، هشدار به کافران و تاریخ به مثابه آیه و نشانه‌ای از قدرت و عظمت خدای متعال.

متن اصلی پاسخ

یکی از سوره‌هایی که به میزان قابل‌توجهی به قصه‌ها و روایات تاریخی پرداخته است، سوره مبارکه بقره است. در این سوره، به مناسبت‌های مختلف، خدای متعال به داستان‌ها و ماجراهای تاریخی از بدو آفرینش حضرت آدم علیه‌السلام و حوا تا پیامبران الهی و اقوام مختلف به ویژه داستان بنی‌اسرائیل و نیز بخشی از تاریخ اسلام پرداخته است که به طور بسیار فشرده به این موارد فقط اشاره می‌کنیم:

الف. ماجرای آفرینش حضرت آدم و حوا(1)

در این آیات، خدای متعال به خلقت این دو اشاره کرده و سپس اعتراض ملائکه را مبنی بر خلیفه و جانشین قرار دادن حضرت آدم بر روی زمین بیان می‌کند. در ادامه نیز به اثبات این شایستگی از جانب خدای متعال می‌پردازد.

ب. ماجرای درخت ممنوعه(2)

حضرت آدم و حوا بر خلاف دستور الهی و با وسوسه شیطان، از درخت ممنوعه مصرف کردند و همین امر سبب اخراج آنان از بهشت و هبوط به زمین شد.

ج. ماجراهای بنی‌اسرائیل

از جمله داستان‌های بسیار جالب و خواندنی قرآن که به منظور یادآوری به امت اسلامی برای عبرت‌گیری بیان شده است، ماجراهای قوم بنی‌اسرائیل و نحوه برخورد آنان با پیامبرانشان به ویژه حضرت موسی علیه‌السلام و نیز طاغوت‌های آن عصر می‌باشد.

  1. بنی‌اسرائیل و کتمان حق؛(3)
  2. شاید مهم‌ترین بخش از داستان‌های بنی‌اسرائیل، گرفتاری آنان در چنگال فرعونیان و نجات آنان می‌باشد؛(4)
  3. غرق شدن فرعونیان از طریق شکافته شدن دریا و رهایی بنی‌اسرائیل؛(5)
  4. داستان رفتن حضرت موسی علیه‌السلام به کوه طور و بازگشت بعد از چهل روز و همراه آوردن تورات به عنوان شریعت؛(6)
  5. گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل در غیاب حضرت موسی علیه‌السلام و مجازات آنان؛(7)
  6. درخواست بنی‌اسرائیل از حضرت موسی برای رؤیت خدای متعال و کشته شدن آنان به سبب صاعقه (به عنوان عذاب الهی) و بخشش و زنده کردن مجدد آنان توسط خدای متعال؛(8)
  7. درخواست بنی‌اسرائیل از حضرت موسی علیه‌السلام برای فرستادن خوراکی‌های متنوع از جانب خدا؛(9)
  8. ورود بنی‌اسرائیل به سرزمین موعود و فرمان الهی به آنان مبنی بر طلب استغفار؛(10)
  9. درخواست آب توسط حضرت موسی علیه‌السلام برای قومش (اعجاز دوازده چشمه)؛(11)
  10. داستان عهد و میثاق خداوند متعال از بنی‌اسرائیل و برافراشتن کوه طور بر بالای سر آنان؛(12)
  11. نافرمانی از فرمان الهی مبنی بر ممنوعیت صید ماهی در روز شنبه؛(13)
  12. داستان معروف گاو بنی‌اسرائیل و بهانه‌تراشی‌های بی‌مورد بنی‌اسرائیل؛(14)
  13. ماجرای هاروت و ماروت (دو فرشته الهی) و فرستادن آنان توسط خدای متعال برای بنی‌اسرائیل به منظور باطل کردن سحر ساحران؛(15)
  14. داستان طالوت (فرمانروای بنی‌اسرائیل در زمان حضرت سموئیل) و جالوت (طاغوت آن عصر) و پیروزی بنی‌اسرائیل با دلاوری و شجاعت حضرت داوود علیه‌السلام؛(16)

 

ج. ماجراهای حضرت ابراهیم

1. ابتلاء و امتحان بزرگ حضرت ابراهیم و نائل آمدن ایشان به مقام امامت؛(17)

2. مأموریت حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام برای تعمیر و تولیت خانه کعبه؛(18)

3. داستان محاجه و مناظره حضرت ابراهیم علیه‌السلام با نمرود درباره مرگ و قدرت خدا؛(19)

4. ماجرای حضرت ابراهیم و مشاهده زنده شدن پرندگان کشته شده؛(20)

 

د. قصه حضرت عزیر

قصه حضرت عزیر نبی و زنده شدن دوباره وی (به عنوان یک معجزه)؛(21)

ه. داستان تغییر قبله در زمان پیامبر؛(22)

نتیجهگیری

آیات متعددی در قرآن کریم به داستان‌های تاریخی با موضوعات مختلف از جمله قصه پیامبران الهی و اقوام گذشته و بخشی از تاریخ اسلام اختصاص یافته است. در سوره مبارکه بقره نیز به تعدادی از وقایع تاریخی اشاره شده است که عموما مربوط به تاریخ بنی‌اسرائیل و پیامبران آنان و مبارزاتشان با طاغوت‌های زمانه و نیز تعامل آن‌ها با پیامبرانشان می‌باشد.

پی‌نوشت‌ها

1. سوره بقره، آیات 30-39.

2. سوره بقره، آیات 35-37.

3. سوره بقره، آیات 40-66.

4. سوره بقره، آیات 40-66.

5. سوره بقره، آیات 40-66.

6. سوره بقره، آیات 51-53.

7. سوره بقره، آیات 51-53 و آیات ۹۲-۹۳.

8. سوره بقره، آیات 55-56.

9. سوره بقره، آیه 61.

10. سوره بقره، آیه 58.

11. سوره بقره، آیه 60.

12. سوره بقره، آیه 64.

13. سوره بقره، آیات 65-66.

14. سوره بقره، آیات 67-74.

15. سوره بقره، آیه 102.

16. سوره بقره، آیات 246-251.

17. سوره بقره، آیات 124-127.

18. سوره بقره، آیات 124-127.18.

19. سوره بقره، آیه 258.

20. سوره بقره، آیه 260.

21. سوره بقره، آیه 259.

22. سوره بقره، آیه 142-150.

پیامبر (ص) به ورزش سفارش می‌کرد و خود نیز در رشته‌های مختلف آن روز ظاهر می‌شد. تیراندازی، اسب دوانی، شنا و کشتی چهار ورزشی است که توصیه شده است.

پرسش:

در جایی شنیدم پیامبر صلی­الله­علیه­و­آله هفت نوع ورزش انجام می‌داد. آیا درست است و چه ورزش‌هایی انجام می‌داد؟

پاسخ:

مقدمه

بسیاری از آموزه‎های اسلام که به قدرت بدنی، نشاط و سلامتی اشاره دارد، با ورزش گره خورده است. بر همین اساس است که در دعای کمیل آمده است:

 «قَوِّ علی خِدْمَتِک جَوارِحی وَاشْدُدْ عَلَی العَزِیمَهِ جَوَانِحِی؛(1) خدایا! اندام مرا در راه خدمت به خودت قوی گردان و دلم را برای عزیمت به سویت محکم ساز

 برای خدمت به خدا و خلق خدا نیاز به قوت بدنی، نشاط و سلامتی است که هر سه‌ در پرتو ورزش تحقق‌پذیر است. ورزش انسان را قوی می‌کند تا در برابر دشمن ایستادگی کند. ورزش به انسان نشاط و روحیه عطا می‌کند تا انسان به اعمال خود؛ یعنی نماز، روزه و... بپردازد. انسان سالم است که می‌تواند کار کند، به فقرا کمک کند و خدمات عام‌‌المنفعه داشته باشد و سلامتی انسان هم مرهون ورزش است. بنابراین از نظر اسلام، اولاً ورزش مقدمه‎ای برای بندگی خدا است، نه فخر و غرور و تکبر؛ ثانیاً ورزش‌هایی مورد تأکید است که این تأثیرات را به دنبال داشته باشد، نه هر ورزشی! پیامبر صلی­الله­علیه­وآله نیز به این‌گونه از ورزش‌ها سفارش داده و خود نیز انجام می‎دادند.

ورزشهای مورد سفارش پیامبر صلی­الله­علیه­وآله

1. کُشتی

کشتی از جمله ورزش‌هایی است که هم قدرت و قوت بدنی انسان را افزایش می‎دهد و هم نشاط‌آفرین است. حضرت هم خود کشتی می‌گرفت و هم دیگران را تشویق به کشتی گرفتن می‌کرد و حتی گاهی به صورت داور به بازی دو کشتی‌گیر نگاه می‌کرد و به آنها امتیاز می‎داد.

روایاتی که از زندگی پیشوایان دینی به دست ما رسیده است حاکی از این مطلب است که آن بزرگواران همواره نسبت به ورزش کشتی تشویق نموده و خود نیز کشتی می‌گرفتند، که به چند نمونه آن اشاره می‌کنیم.

در بادیه‌های حجاز مردی را به عنوان قهرمان کشتی می‌شناختند، وی در دره‎ای با حضرت رسول صلی­الله­علیه­و­آله مواجه شد و پیشنهاد کرد که با هم کشتی بگیرند. قرار بر سر یک گوسفند شد و بازنده باید به برنده یک گوسفند جایزه می‎داد. حضرت قبول کرده و وارد مسابقه شده و او را به زمین زد، او دوباره بر سر گوسفند دیگری تقاضای کشتی کرد و بار دیگر کمرش بر زمین آمد و برای سومین مرتبه چنین تقاضایی کرد و نتیجه مشابه گرفت. همین امر باعث گرویدن وی به اسلام شد و پیامبر صلی­الله­علیه­و­آله نیز گوسفندانی را که در جایزه برده بود، به وی بازگرداند.(2) در گزارش دیگری پیامبر صلی­الله­علیه­و­آله به خانه حضرت زهرا سلام­الله­علیها رفته و بین امام حسن و امام حسین علیهما­السلام مسابقه کشتی برقرار کرد و خود داور آنها شد.(3) یکی از القاب حضرت علی علیه‌السلام «ظهیر» بود. ظهیر یعنی کسی که همیشه برنده است و در عرف رایج زمان ما به وی «قهرمان کشتی» می‌گویند. زیرا حضرت با هر کس کشتی می‌گرفت او را مغلوب می‌کرد و برای همین به این لقب نامیده شد.(4)

2. سوارکاری

سوارکاری نیز از ورزش‌های سالم و مفید است که به تقویت نشاط، روحیه و قوت بدنی می‎انجامد. در سیره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، مسابقه اسب‌دوانی نیز گزارش شده است. یکی از صحابه به نام ابوقتاده نقل می‌کند که من پیشنهاد مسابقه اسب‌دوانی دادم، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله قبول کرده و بین حاضران مسابقه گذاشتیم. حضرت برنده شد.(5) از یکی از صحابه پرسیدند که آیا در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مسابقه برگزار می‌کردند، گفت بله! پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خود بر اسب سوار می‌شد و در مسابقه اسب سواری برنده می‌شد و خوشحال می‌شد.(6)

3. تیراندازی

تیراندازی نیز از ورزش‌هایی است که کاربردهای چندگانه دارد و بدین جهت مورد استقبال پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بود و مسلمانان را نیز بدان فرامی‌خواند. حضرت می‌فرماید:

 «علیکم‏ بالرّمی‏ فإنّه من خیر سعیکم؛(7) تیراندازى کنید که از بهترین کوشش‌هاى شماست

 حضرت چنان در تیراندازی ماهر بود که در هر گروهی قرار می‌گرفت، گروه دیگر از ادامه مسابقه انصراف می‎داد زیرا باخت خود را قطعی می‌دید. «رُوِی أَنَّ النَّبِی صلی الله علیه و آله مَرَّ بِقَوْمٍ مِنَ الاْءَنْصارِ یتَرامَوْنَ، فَقالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله: انَا مَعَ الْحِزْبِ الَّذی فیهِ ابْنُ الاْءَرْدَعِ. فَأَمْسَک الْحِزْبُ الاْخَرُ وَ قالُوا: لَنْ یُغْلَبَ حِزْبٌ فیهِ رَسُولُ اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله. فَقالَ: اِرْمُوا فَإِنّی أَرْمی مَعَکمْ، فَرَمی مَعَ کلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ رَشَقا؛(8) روایت شده رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بر مردمی از انصار که مشغول تیراندازی بودند، گذر کرد و داوطلب شد که در مسابقه آنها شرکت کند. فرمود: من با گروهی که ابن اردع در آن است، همکاری می‌کنم. دسته مقابل با شنیدن سخن آن حضرت، از تیراندازی دست کشیدند و گفتند: گروهی که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در آن تیراندازی کند، هرگز مغلوب نخواهد شد. برای آن که مسابقه تعطیل نشود، فرمود: من با هر دو گروه همکاری می‌کنم. مجددا مسابقه شروع شد و پیغمبر صلی الله علیه و آله با هر دو دسته تیراندازی کرد

4. شنا

ورزش دیگری که مورد تأکید اسلام قرار گرفت، شنا بود. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

 «بهترین تفریح برای مرد با ایمان، شنا است.»(9)

 همچنین حضرت می‌فرمود به بچه‌های خود شنا و تیراندازی یاد بدهید.(10) البته در مدینه و مکه دریایی وجود نداشت که در سیره نبوی نیز شناکردن گزارش شود و اگر در سفری شنا می‌کردند، در تاریخ گزارش نشده است. اما از آنجا که حضرت علی علیه‌السلام در کوفه بود و کوفه به رود نزدیک است، در سیره ایشان شناکردن دیده می‌شود.

ابوالاشعث عنزى از پدرش روایت مى‏کند که گفت: «علی بن ابى طالب (علیه‌السلام) را دیدم که روز جمعه در فرات‏ غسل‏ کرد. سپس جامه‏اى از کرباس خرید به سه درهم و با مردم نماز جمعه گزارد در حالی که هنوز گریبان جامه را ندوخته بودند.»(11)

نتیجه‌گیری

بنابراین برای سلامتی، نشاط و آمادگی روحی و جسمی برای دفاع از کیان اسلام، باید ورزش کرد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به ورزش سفارش می‌کرد و خود نیز در رشته‌های مختلف آن روز که با اهداف اسلام هم راستا بود، به عنوان یک قهرمان ظاهر می‌شد. تیراندازی، اسب دوانی، شنا و کشتی چهار ورزشی است که در دستورات اسلامی به آنها توصیه شده و در سیره نبوی نیز عمل به آنها گزارش شده است. اما با جستجویی که در روایات و گزارش‌های تاریخی انجام شد، انحصار آنها در عدد هفت یافت نشد.

 

برای مطالعه بیشتر

  • «درآمدی بر: ورزش و تربیت بدنی از دیدگاه اسلام»، نوشته بشیر سلیمی و همکاران
  • «اهمیت ورزش در قرآن»، کیقباد جعفری، یونس کریمی، معین رحمانی‌فر
  • «ورزش در اسلام»، تألیف حسین صبوری

پی‌نوشت‌ها

1.شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، 1411ق، چاپ اول، ج2، ص849.

2. نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل‏، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، قم، 1408ق، چاپ اول، ج14، ص82.

3. شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق، ج2، ص128.

4. شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الأخبار، مصحح علی‌اکبر غفاری، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403ق، چاپ اول، ص61.

5. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی(ط- الإسلامیه)، مصحح غفاری علی‌اکبر و آخوندی محمد، دارالکتب الإسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص51.

6. ابن أبی‌جمهور، محمد بن زین‌الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، مصحح مجتبی عراقی، دار سید الشهداء للنشر، قم، 1405ق، چاپ اول، ج3، ص265.

7.پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، دنیای دانش، تهران، 1382ش، چاپ چهارم، ص571.

8. ابن أبی‌جمهور، محمد بن زین‌الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، مصحح مجتبی عراقی، دار سید الشهداء للنشر، قم، 1405ق، چاپ اول، ج3، ص266.

9. پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، دنیای دانش، تهران، 1382ش، چاپ چهارم، ص473.

10. شیخ حر عاملی، محمدحسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، قم‏، 1409ق، چاپ اول‏، ج17، ص331.

11. ثقفى، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال‏، الغارات، ثقفى، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال‏، محدث، جلال‌الدین‏، انجمن آثار ملى‏، تهران، 1395ق، چاپ اول، ج1، ص97.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سدسازی
پیامبر(ص) اهمیت فوق‌العاده‌ای نسبت به کشاورزی قائل بودند. به موازات همین مسئله، قانونی مدون در زمنیه آب و آبیاری قرارداده و مشکل آب کشاورزان را حل کردند.

پرسش:

در جایی شنیدم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، 9 سد ساخته است. آیا این صحت دارد؟

پاسخ:

مقدمه

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پایه‌گذار تمدنی بزرگ هستند که از جنبه‎های مختلف، جامعة بشریت را ارتقاء داد. دین اسلام همان‌گونه به مسائل اخروی توصیه دارد، از مسائل دنیوی نیز غافل نیست و بنابر آموزه‎های این دین، دنیا نردبانی برای رسیدن به آخرت است. آموزه‎های تمدن‌ساز اسلام، مانند علم‌آموزی و امثال آن، گویای آن است که برای ساخت آخرتی بهتر، باید دنیا را بهتر سازیم.

اما از آنجا که نبی مکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از نقطه صفر، آن هم در بین قومی که غرق در جاهلیت بودند، آغاز کرد، نباید انتظار پیشرفت‌های کلان در عرصه‌های مختلف را داشت؛ بلکه آنچه حائز اهمیت است، فرهنگ‌سازى و انگیزه‌آفرینى، یا به عبارتی ریل‌گذاری آموزه‌های اسلام برای ساخت دنیایی آباد است که آخرت نیز در پرتو آن آباد شود.

کشاورزی در سیره نبوی

با توجه به امکانات حجاز و شرایط آب و هوایی آن ناحیه، کشاورزی یکی از کارهایی بود که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خود بدان اقدام می‌کردند. آن حضرت در میدان عمل به کشاورزى اهمیت خاصى مى‏دادند و یارانش را به آن تشویق مى‏کردند و این شیوه در توجه دادن مسلمانان به کشاورزى اهمیت بسیار داشت. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

 «رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با آب دهان، دانه‏ها و هسته‏ها را مرطوب مى‏ساخت و در زمین مى‏کاشت.»(1)

 حضرت در تشویق مردم به کشاورزی آن را از عبادات معرفی می‌کردند و می‌فرمودند:

 «هیچ حرفه و کاری نزد خداوند نیکوتر از زرع و زراعت نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نگردانید؛ مگر آنکه کشاورز بودند.»(2)

 نیز فرمودند:

«هر مسلمانی که درختی بکارد یا زراعتی انجام دهد و پرنده یا انسان یا حیوانات از آن بخورند، تا روز قیامت برای او صدقه نوشته می‌شود.»(3)

در سیره نبوی برنامه منسجم و دقیق برای قنات‏ها، چاه‏ها و چشمه‏ها وجود داشت و حتی نسبت به فاصله قنات‌ها با یکدیگر، دستورالعمل خاص صادر کردند تا قناتی به قنات دیگر آسیب نرساند و آب را کم نکند.(4) ایشان اجازه نمی‌دادند با حفر بی‌رویة چاه و قنات در حریم منابع آبى دیگران، به آنان ضرری برسد.(5) در گزارشی امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «شخصى قناتى در کوهستان حفر کرده بود که یک سال تمام آب آن یکسان برقرار بود. شخص دیگرى در همان کوهستان و در کنار او قنات دیگرى حفر کرد. میان این دو تن نزاع در گرفت که این قنات به قنات دیگرى خسارت زده است. جدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: باید هر شب به یک قنات بروند و اندازه بگیرند تا معلوم شود آب کدام یک از دو قنات کم مى‌شود. اگر قنات دومى آب قنات اول را بکشد، باید آن را پر کند و اگر قنات اولى آب قنات دوم را بکشد، صاحب دومین قنات حقى بر صاحب قنات اول نخواهد داشت.»(6)

سدسازی

از روایات و گزارش‌های تاریخی چنین به دست می‌آید که در عصر نبوی سد زدن نیز رایج بود. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله منع کردند که مازاد آب سد و رودخانه‌ها را بفروشند و فرمودند:

 «کسی که در برابر سیلاب یا رودخانه سدی ایجاد کند تا بهتر بتواند کشت کرده و درختان خود را آبیاری کند، پس از آبیاری نمی‌تواند مازاد آن را بفروشد؛ تنها می‌تواند به همسایه خود عاریه دهد تا در نوبت‌های بعدی پس بگیرد.»(7)

 همچنین امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «جدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و سلم مقرر داشت از سیلاب وادی «مهزور» به این صورت بهره‌برداری شود: کشاورزی که در بالای دره است، جلوی آب را سد کند، آب را به پای نخل‌های خود هدایت کرده و تأمل کند تا ارتفاع آب در کرت‌ها به استخوان غوزک پا برسد. یا اگر زمین زراعتی دارد، آب را در زمین جاری کند و صبر کند تا ارتفاع آب به روی پا برسد پس از آن آب‌بند و سد را باز کند تا آب سیلاب، وارد باغ‌ها و مزارع میان‌دست و پایین‌دست شود.»(8)

بنابراین سدسازی در آن زمان رایج بود؛ اما گزارشی در منابع تاریخی یافت نشد که شخص رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، خودشان 9 سد احداث کرده باشند.

نتیجه‌گیری

با توجه به مطالب فوق پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اهمیت فوق‌العاده‌ای نسبت به کشاورزی قائل بودند و خود کشاورزی می‌کردند و به مردم نیز توصیه می‌کردند و آن را به یک فرهنگ تبدیل کرده بودند.

پیامبر خدا صلى‏اللَّه‏علیه‏وآله بین دین و دنیا پیوند برقرار کردند. یکی از ظرفیت‌های ایجاد چنین پیوندی عرصة کشاوری بود. به موازات همین مسئله، قانونی مدون در زمنیه آب و آبیاری قرارداده، مشکل آب را نیز حل کرده، زمینه استفاده از آب‏هاى عمومى را براى کشاورزان فراهم ساختند و چگونگى تقسیم و توزیع آب‌ها را تعیین کردند.

از منابع بر می‌آید که سدسازی نیز در آن زمان رایج بوده؛ اما اینکه حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، شخصاً 9 سد ساخته باشند، در گزارش‌های تاریخی یافت نشد.

پی‌نوشت‌ها

1. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص 74.

2. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹، ج۱۷، ص۴۱-۴۲.

3. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، تحقیق عبدالعزیز عبدالله بن بساز، بیروت، دارالفکر، ج۳، ص۹۲.

4. فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام‌امیرالمؤمنین، 1411ق، ج‌10، ص‌105-163.

5. فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام‌امیرالمؤمنین، 1411ق، ج‌10، ص1067-1072.

6. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص296؛ فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام ‌امیرالمؤمنین، 1411ق، ج10، ص1057.

7. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص277.

8. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص278.

صفحه‌ها