پرسش وپاسخ

موقع نماز خواندن، اگر چشم هایمان را ببندیم، چه حکمی دارد؟ حرکت چشم در حین نماز چه حکمی دارد؟(در محدوده مهر) رقص زن برای زن و زن برای مرد محرم خود چه حکمی دارد؟

پرسش: احکام نماز ، شرح : موقع نماز خواندن، اگر چشم هاي مان را ببنديم، چه حکمي دارد؟ حرکت چشم در حين نماز چه حکمي دارد؟

پاسخ:
پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز؛
بستن چشم ها و به اين ور آن ور نگاه کردن بدون آن که سر تکان بخورد ،مکروه است .(1)
پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل ،م 1157.

پرسش:
رقص زن براي زن و زن براي مرد محرم خود چه حکمي دارد؟
پاسخ:
آيت اللَّه خامنه‏اى رقص را (چه براي خود وچه براي همسر و چه در مجالس)حرام نمى دانند، مگر اينکه مستلزم حرامى باشد مثلا با موسيقي حرام همراه باشد ، يا در جلوي نامحرم صورت گيرد يا شهوت را تحريک کند. (1) بنابراين صرف رقصيدن زن براي مرد اشكال ندارد.
پي نوشت:
1 .آيت الله خامنه اي، استفتاآت ،س 1170.

من زنی دارای عادت وقتیه 17 هرماه و عادت عددیه 10 روز (17 تا 27) می باشم در تاریخ 27 اردیبهشت زایمان کردم و الان (27 تیر ) وارد دهه هفتم (ماه سوم ) شده ام و همچنان خون می بینملطفا بفرمایید خونهایی که در این مدت دیده ام تحت کدامیک از عناوین سه گانه خونهای بانوان است لازم به ذکر است خونی که در مدت دو ماه دیدم لکه بوده ولی خونی که با ورود به دهه هفتم ( ماه سوم ) می بینم به حیض شبیه تر است ( از روز 29 تیر به این طرف به حیض شبیه تر است )

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
زنى كه در حيض عادت دارد, اگر بعد از زايمان , تا يك ماه يا بيش تر از يك ماه پى در پـى خون ببيند, به اندازه روزهاى عادت او نفاس است وده روز ازخونى كه بعد از نفاس مى بيند - اگر چه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد -استحاضه است .
مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم مـاه تـا بـيـست وهفتم است , اگرروز دهم ماه زاييد وتا يك ماه يا بيش تر پى در پى خون ديد, تا روز هـفـدهـم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز, حتى خونى كه در روزهاى عادت خود - كه از بيستم تا بـيـسـت و هـفـتم است - مى بيند, استحاضه مى باشد. بعد از گذشتن ده روز, اگر خونى را كه مـى بـيـنـد، در روزهـاى عـادتش باشد, حيض است , چه نشانه حيض داشته يا نداشته باشد .همچنين است اگر در روزهاى عادتش نباشد ،ولى نشانه حيض داشته باشد . اگر بعد از گذشتن ده روز از نـفاس , در روزهايى كه عادت حيض او نباشد,خونى ببيند كه نشانه حيض نداشته باشد, بـايـد احـتياطا تا وقتى كه ممكن است آن خون حيض باشد, آنچه را بر حايض حرام است، ترك كند وكارهاى مستحاضه را به جا آورد.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله صافي ،توضيح المسائل ،م 525.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

دختری هستم 21 ساله به اجبار پدر و اکراه در حالی که کسی دیگری را دوست دارم به عقد مرد دیگری در امدم بارها مخالفت خودم اعلام کردم ولی مفید واقع نشد و من به عقد در آ»دم در حالی که نمی توانم اورا به عنوان شوهر به پذریم و هنوز به فردی که دوست داشتم فکر میکنم آیا عقد من صحیح می باشد با توجه به اینکه با اکراه تمام به عقد در آمدم؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
به رغم اصرار پدرت اگر به ازدواج با شوهر فعلي خود راضي شده وبله گفته اي و عقد خوانده شده ،با شوهرت زن و شوهر هستيد. نيز اگر اول راضي نبودي ،ولي بعد از خوانده شدن عقد راضي شده وعقد و ازدواج با شوهرت را قبول کرده اي، باز زن و شوهر هستيد.(1) درغير اين دوصورت مسئله را با توضيح بيش تر بنويس و بفرست دفتر آيت الله خامنه اي در تهران يا قم تا جواب کتبي با مهر آيت الله خامنه اي داده شود.تا دست تو مدرک معتبري ازمرجع تقليدت باشد.
(تهران، دفتر آيت الله خامنه اي .يا قم ،دفتر آيت الله خامنه اي)
پي نوشت:
1.امام خميني،توضيح المسائل،م2374.

مقدار زیادی ازپول را پیش پدرم کار کرده ام ومقداری را پدرم داده؟؟؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
از موقعي که اولين مزد وحقوق را دريافت کرديد، سال خمسي‌تان شروع شده است و بايستي سرسال وضعيت مالي خود را بررسي کنيد. اگر چيزي باقي مانده باشد (پس‌انداز شده باشد) خمس يعني يک پنجم آن را به مرجع تقليد خود يا نمايندة او پرداخت کنيد. البته بنا به فتواي رهبر معظم انقلاب پولها و هديه هايي که پدرتان به شما داده ،خمس ندارد . (1) به پولهايي که جمع کرده ايد زکات تعلق نمي گيرد .
پي­نوشت­ها:
1.آيت الله خامنه‌اي، استفتاآت، س 850 و 864 به بعد .

کفاره یک ماه روزه از سال 88 چقدر است؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
کفاره عذري براي هر روزه، يک مد (تقريبا 750 گرم ) طعام يعني نان يا برنج يا خرما است که بايد به فقير بدهيد .مبلغ 750 گرم نان 500 تومان است .بنابراين کفاره يک ماه روزه 15000 تومان مي شود . کفاره عمدي (يعني اگر عمدا روزه را باطل کرده است) بايد براي هر روزه به غير از قضاي آن ، 60 روز روزه بگيرد که 31 روز آن پي در پي باشد يا به 60 مسکين طعام بدهد. طبق محاسبه قبلي براي يک روزه بايد 30000 تومان پول به 60 مسکين به هر کدام يک مد يعني 750 گرم نان بدهد . (1)
پي نوشت:
1. سوال تلفني از دفتر آيت الله مکارم شيرازي.

تا الان جواب هایی که به من داده شده اینه که علت تولد این بچه ها اینه که پدر و مادر ها باید یه سری مسائل بهداشتی و غیره را باید رعایت کنند و وقتی رعایت نمی کنند بچه هاشون عقب مونده می شه.این یعنی رابطه طبیعی بین عمل و جزا یا پاداشش.حالا حرف من اینه که مثلا اگه من درس نخونم نمره صفر می گیرم و این نتیجه طبیعی عمل منه اما این نمره نه جو.ن داره و نه احساس که حقی به گردن من داشته باشه اما این بچه ای که به دنیا میاد یه انسانه احساس داره دلش میخواد مثل بقیه آدما خودش سرنوشتش رو تعیین کنه و بهشت و جهنم رفتنش رو خودش بسازه نه کس دیگه.و دیگه اینکه اگر اینطوری باشه پس نقش خداوند این وسط چیه؟؟؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
. خداوند، عالم هستي را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار كرده است. هيچ پديده‏اي بدون علت به وجود نمي‏آيد، هر آنچه در عالم هستي محقق مي‏شود ،ناشي از علت و سبب خاصي است. آتش علت سوزاندن است، پيدايش درخت ميوه معلول قرار گرفتن نهال درون خاك با شرايط و كيفيت خاص و آب و هواي مناسب است. پيدايش انسان سالم و زيبا نيز معلول اموري است ،همچون شرايط خاص هنگام انعقاد نطفه، كيفيت تغذيه مادر در هنگام بارداري، نوع مواد و غذاها و داروهاي مصرفي هنگام بارداري، حركات فيزيكي مادر در هنگام بارداري و...
هر يك از امور فوق در پيدايش نوزاد سالم و زيبا مؤثر است. بينا و نابينا تولد يافتن يك فرد لازمة حتمي مجموعة عواملي است كه در به وجود آمدن وي مؤثر بوده‏اند.
2. اراده‏ حكيمانه‏ي خداوند كه تحقق هر پديده‏اي را معلول علت خاصي قرار داده، موجب قوام زندگي موجودات و از جمله انسان است. اگر اصل علّيت بر جهان هستي حكمفرما نبود،هيچ كاري نمي‏توانستيم انجام دهيم و هيچ تصميمي براي انجام كاري نمي‏توانستيم بگيريم. در آن صورت، پديد آمدن هر چيزي از هر امر نامربوطي ممكن و محتمل بود. به تعبير معروف، اگر قانون عليت نبود، سنگ روي سنگ نمي‏ايستاد.
3. لازمه‏ نظام علت و معلولي حاكم بر جهان هستي، تحقق پديده‏ها به دنبال علت آن هاست. يعني همان گونه كه بر اساس نظام علت و معلولي، استفاده‏ بيمار عفوني از آنتي‏بيوتيك موجب سلامت يافتن و بهبود بيمار است، استفاده از اين دارو در هنگام بارداري روي جنين اثر مي‏گذارد و موجب اخلال در آن و ناقص‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. همان گونه كه قانون جاذبه زمين موجب آسايش انسان ها و ساختن بناهاي بلند و زندگي و حركت روي كره زمين است، قانون جاذبه باعث مي‏شود كه اگر كسي از ارتفاع بپرد، با زمين برخورد كند و بميرد. همان طور كه آتش علت سوزاندن است و براي انسان منافعي مانند روشن كردن كوره‏هاي ذوب آهن و يا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه يا بدن انسان برسد علت و سبب سوزاندن و از بين رفتن آن ها مي‏شود و...
4. اينكه همه‏ آنچه را در جهان هستي رخ مي‏دهد، به خداوند استناد مي‏دهيم ،از جمله تولد نوزاد را بدين جهت است كه خداوند جهان را بر اساس نظام علت و معلول و اسباب و مسببات استوار كرده، به علّت، وجود و قدرت تأثيرگذاري داده است . هر آن و هر لحظه وجودِ علت و قدرت تأثيرگذاري آن، از خداوند و وابسته و قائم به اوست. بنابراين پيدايش افراد ناقص الخلقه مستند به علل و اسباب خاص آن است . کاملاً همخوان با حکمت الهي است زيرا اگر قرار باشد همه رفتارها واعمال ما به نتايج خوب ومطلوب ختم شوند، ساختار عالم به هم مي خورد . ارزش نيکي وخير از بدي واشتباه شناخته نمي شود ؛يا بايد بپذيريم قوانين منظم و معيني در عالم وجود داشته باشد و معلول ها نتيجه علت هاي شان باشند و يا همه چيز در عالم متغير و بدون پيش بيني خواهد بود.
در نتيجه انتظار اينکه خداوند نتيجه علت هايي را که به تولد يک نوزاد معلول منجر مي شود،به تولد نوزادي سالم دگرگون کرده يا اساسا موجب مرگ آن کودک گردد، نامعقول است، زيرا هم با اصل عليت منافات دارد و هم با حکمت هاي الهي، چون اين کار، مانع شدن از امکان رشد و بالندگي و رسيدن به کمال ممکن،در يک انسان است.
اما حال كه وجود چنين ساختار علّي و معلولي ضروري اين عالم بوده ، در نتيچه چنين تفاوت و تبعيض شديدي در داشته ها و ساختار وجودي افراد وجود دارد ، تكليف اين فرد معلول و ناقص الخلقه با زندگي خود و سعادتي كه در پيش رو است و تفاوت و تبعيضي كه در قبال او به كار رفته چيست ؟
معتقديم دنيا محلي براي آزمودن انسان ها و تجلي كمالات دروني آن ها و رسيدن آن ها به كمالي است كه امكان رسيدن به آن را داشتند تا در آخرت نتيجه اين تلاش ها و تكامل به افراد داده شود و آن ها زندگي واقعي و حقيقي خود را در آن جهان داشته باشند. اما تفاوت هاي موجود بين افراد يقينا نتايج مختلفي را رقم خواهد زد . يك فرد ناقص امكان رسيدن به درجاتي از كمال و رشد كه براي يك فرد كاملا سالم فراهم است ندارد .
به هيچ وجه اين گونه نيست . تفاوت ها به شكلي كاملا دقيق و حساب شده مورد محاسبه قرار مي گيرد . انسان ها از اين جهت وضعيتي كاملا مساوي را پيش رو دارند .به اين شكل كه ميزان توانايي هاي ذاتي و روحي و جسمي و تفاوت هاي محيطي و زماني و مكاني افراد و همه عواملي كه ممكن است به شكلي در سعادت و رشد فرد موثر باشد ،به شكلي دقيق حساب شده و بر اساس ميزان فرصت افراد براي رسيدن به موفقيت براي آنان مسئوليت و تكليف در نظر گرفته مي شود .
در نتيجه فردي كامل براي رسيدن به كمال و سعادتي كه از او انتظار مي رود ،به مراتب تلاشي بيش تر نسبت به فردي كه داراي نقص و ناتواني هاي گوناگون و يا مشكلات محيطي و فرهنگي و تربيتي و... است، بايد به خرج دهد تا در نتيجه با هم برابر باشند . در نهايت همه اين تفاوت ها در نحوه چيدمان مسئوليت ها و تكاليف و ميزان تاثيرگذاري اعمال آن ها در تحقق كمال انساني شان و در نحوه محاسبه اعمال و پاداش دهي در قيامت به شكلي رقم مي خورد كه عدالتي بي بديل حاصل مي شود .
در عين حال فردي كه دردنيا دچار مصدوميت و معلوليت هايي هم بود، از اجر و پاداش عظيم تحمل اين درد و رنج نيز بهره مند خواهدبود،تا جايي كه افراد ديگر به حال او غبطه خواهند خورد ؛ پس يک فرد معلول هم مي تواند به اندازه توان خود به وظايف و مسئوليت هاي انساني خويش پرداخته، كمال انساني خو.د را به دست آورده، آخرت آبادي را براي خود فراهم آورد. به علاوه که مي تواند در سايه تلاش وکوشش هايش، دنياي زيبايي را نيز براي خود به وجود آورد ،چنان که بسياري از معلولان چنين کرده اند.
البته همه آنچه گفته شد، در خصوص افراد ناقص الخلقه جسمي و داراي توانايي عقلي قابل قبول است.اگر فردي از توانايي عقلي مناسبي برخوردار نبود ، تكليفي نداشته ،درنتيجه سعادت ابدي به آساني و در نهايت با برخي آزمون هاي ساده در برزخ يا قيامت برايش رقم مي خورد و نياز به طي كردن مراحل سخت آزمون هاي دنيا را ندارد .
براي آگاهي بيش تر ر.ك: عدل الهي، شهيد مطهري، بحث راز تفاوت‏ها.

در نمازایات توحید بایدبه چه نحوی خوانده شود (من مقلد آقای سیستانی هستم)

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
در نـمـاز آيـات مـمـكـن است انسان بعد از نيت و تكبير و خواندن حمد , آيه هاى يك سوره را پنج قـسـمـت كـند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند , بلكه كمتر از يك آيه را نيز مى تواند بخواند ولى بايد بنابر احـتـيـاط جـمله تامه باشد و از اول سوره شروع کند و به گفتن بسم الله اکتفا نکند و سپس به ركوع رود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند , قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد , مثلا در سوره فـلق اول بسم اللّه الرحمن الرحيم * قل اعوذ برب الفلق بگويد و به ركوع رود , بعد بايستد و بگويد : من شر ما خلق دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد : ومن شر غاسق اذا وقب باز به ركوع رود و بايستد و بـگـويد : ومن شر النفاثات في العقد و برود به ركوع باز هم سر بردارد و بگويد : ومن شر حاسد اذا حسد و بـعد از آن به ركوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن , دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و بـعـد از سـجـده دوم تـشهد بخواند و نماز را سلام دهد , و نيز جايز است كه به كمتر از پنج قسمت تقسيم نمايد لكن هر وقت سوره را تمام كرد لازم است حمد را قبل از ركوع بعدى بخواند.(1)
پي نوشت؟
1 . آيت الله سيستاني ، توضيح المسايل ، م 1489 .

آن کسانی را که ما اهل بیت میدانیم با معنی کلمه اهل بیت پیامبر فرق دارد .چرا سایر همسران و فرزندان پیامبر جزء اهل بیت نیستند در صورتی که از لحاظ لغوی آن چیزی را که ما اهل بیت پیامبر میگوییم بیشتر به اهل بیت علی میخورد

پرسش 1:
سوال شرح : آن کساني را که ما اهل بيت مي دانيم، با معني کلمه اهل بيت پيامبر فرق دارد .چرا ساير همسران و فرزندان پيامبر جزء اهل بيت نيستند ،در صورتي که از لحاظ لغوي آن چيزي را که ما اهل بيت پيامبر مي گوييم بيش تر به اهل بيت علي مي خورد.

پاسخ:
باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مرکز.
اولا واژه اهل بيت (ع) خاستگاه قرآني دارد، قرآن کريم در اين باب فرمود: «انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهر کم تطهيرا؛ (1) خدا فقط مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت و خاندان نبوت ببرد و شما را از هر عيب پاک گرداند». در ذيل اين آيه روايات متعدد نقل شده که مصداق اهل بيت را مشخص نموده‌اند، از جمله رسول خدا فرمود: «آيه تطهير در حق پنج نفر نازل شده :من، علي، فاطمه، حسن، حسين »(2) و در روايت ديگر آمده که ام سلمه مي گويد: آيه تطهير درحالي بر پيامبر نازل شد که حضرت در خانه من بود . علي، فاطمه، حسن وحسين حضور داشتند . من که در منزل ايستاده بودم، به پيامبر عرض کردم:
يا رسول الله !آيا من از اهل بيت نيستم؟ فرمود :تو عاقبت بخيري، تو از همسران پيغمبري. (3) بر اساس اين روايات معلوم مي‌شود که اهل بيت پيامبر، دوازده امام و فاطمه زهرا اند. همسران پيامبر جزء اهل بيت او نيستند.
دوم: اصطلاح اهل بيت (ع) که بر خاندان پيامبر در آموزه‌هاي ديني اطلاق شده، معناي خاصي دارد . به مفهوم آنچه در عرف مردم اين عصر متداول است که بر همسر و فرزندان او اطلاق مي‌گردد نمي‌باشد، بلکه مفهوم و معناي خاصي دارد که بر اساس روايات تنها بر پيامبر و فاطمه زهرا و دوازده امام معصوم اطلاق مي‌گردد.
سوم: اهل علي و اهل بيت از نظر مصداق يکي هستند. علي (ع) نيز اولين عضو از اهل بيت پيامبر مي‌باشد، از اين رو وقتي آيه تطهير نازل شد رسول خدا، علي، فاطمه، حسن، و حسين را زير کسا قرار داد و فرمود: «اللهم هولاء اهل بيتي و خاصيتي فاهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا؛ (4) بار خدايا اين ها اهل بيت من هستند. آنان را از هر گونه ناپاکي حفظ کن و پاکيزه بدار».
پي‌نوشت‌ها:
1- احزاب (33) آيه33.
2- الدر المنثور، ج 5، ص 198.
3- همان، ص 198.
4- الميزان، ج 16، ص 229.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها