پرسش وپاسخ

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

یا این حدیث نرسیدن ارث به فرزندان پیامبر یک حدیث جعلی است که ابوبکر ساخته است آخه من شنیدم نزدیک به این مضمون حدیث مذکور در کتاب کافی است اگر این حدیث واقعیت دارد پس چرا ...؟

پرسش: حدیثی که ابوبکر در برابر حضرت فاطمه سلام الله علیها آورد از پیامبر که انبیا ارث نمی گذارند و ارث شان صدقه است، آیا در اسناد شیعه هم هست؟
شرح : حدیث جعلی است که ابوبکر ساخته است ،شنیدم نزدیک به این مضمون حدیث مذکور در کتاب کافی است ؟
پاسخ: پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز

آنچه ابوبکر نقل کرده ،مختص به او است و در هیچ نقلی از شیعه و غیر شیعه نیامده است. جمله ابوبکر به شرح زیر است:
انا لانورث ما ترکنا صدقه........؛(1)
ما ارث به جا نمی گذاریم . آنچه از ما بماند، صدقه ( و متعلق به امت و در اختیار والی امت ) است.
آنچه در نقل ابوبکر مهم است و بدان استناد شده، نفی وراثت بین رسول خدا و وارثان ایشان و صدقه بودن اموال به جا مانده از اوست. این فراز در هیچ روایتی از امامان شیعه و از غیر ابوبکر نقل نشده و مورد انکار شدید امامان واقع گردیده است. عالمان شیعه هم به پیروی از امامان در بیان منافات و تعارض این سخن با قرآن مفصل بحث کرده اند،از جمله شیخ مفید که "رساله حول حدیث نحن معاشر الانبیاء ..." نوشته است.
اما آنچه در روایات شیعه وارد شده ،به شرح زیر است:
امام صادق از پیامبر نقل فرمود: إن العلماء ورثة الأنبياء وذاك أن الأنبياء لم يورثوا درهما ولا دينارا ، وإنما أورثوا أحاديث من أحاديثهم ، فمن أخذ بشئ منها فقد أخذ حظا وافرا؛(2)
عالمان وارثان پیامبران هستند زیرا پیامبران درهم و دینار به جا نمی گذارند(چون در صدد جمع دنیا نیستند. برای آنان درهم و دینار اهمیت چندانی ندارد تا جمع آوری کنند و به ارث بگذارند) بلکه ارث آنان سخنان آنان است(که پر از حکمت و علم و نور است). هر کس مقداری از این ارث را صاحب شود، حظ و بهره بزرگی برده است.
این روایت اصلا نفی قانون ارث بردن را نمی کند. ارث پیامبران را صدقه و متعلق به جامعه اسلامی و در اختیار حاکم نمی شمارد ،بلکه می فرماید همت آن ها در جمع مال و ارث گذاشتن آن برای وارثان نیست، بلکه همت شان به بیان علم و حقایق در سخنان هدایت آور و نورانی است تا میراث پیروان شان باشد و پیروان از این میراث ارزشمند بهره بگیرند.

پی نوشت ها:
1. صحیح بخاری،ج4،ص42؛ مسند احمد، ج1،ص4.
2. کافی،1،ص34.

فرق خود ارضایی با نزدیکی چیست؟اگر میشه پاسخ هین سوال را از نظر علمی بگین هم از نظر اسلامj

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
1. استمنا مضر و موجب بروز مشکلات روحی، روانی و جسمی مختلف می شود. چون انحراف از مسیر صحیح پاسخ به یک غریزه و نیاز زیستی می باشد.
تفاوت در شدت و ضعف این انحراف در شدت آسیب منعکس می گردد و گرنه هر چند کم و اندک هم باشد ، به واسطه انحرافی بودن آن مضر است.
افزون بر اینکه معصیت و گناه بزرگ محسوب می شود . در نظام ثواب و عذاب الهی تفاوتی بین گناه کم و زیاد نیست. گناه، گناه هست و سرپیچی از فرمان الهی تلقی می گردد، چه یک بار ،چه صد بار . خداوند اگر استمنا را یک معصیت می شمارد و آن را حرام فرموده است به تعداد و کمیت خاص آن نظر ندارد. نفرموده یک بار بیش تر حرام است، بلکه مطلقا تحریم شده و هرگز یک بنده خوب و مطیع نباید به سراغ آن برود.
اما ارتباط جنسی با همسر و ارضای نیاز جنسی از طریق صحیح ,هرگز چنین پیامدهایی را به همراه نخواهد داشت. در نگاه دقیق تر، تفاوت های ظریفی بین این دو روش ارضای نیاز جنسی وجود دارد. تنها به دو , سه مورد اشاره می کنیم:
1. استمنا در واقع آمیزش با خود است. تحریک کننده و تحریک پذیر یک نفر است. همین طور ایجاد کننده شرائط اوج لذت (گرم شدن، تصور لذت و...) توسط خود ارضا شونده فراهم می شود. در این جا تمام وجود فرد (در عین وحدت و یک پارچگی) باید دو پاره شود: یکی ارضا شونده و دیگری تحریک کننده . دو پاره شدن آسیب هایی در پی دارد از جمله اختلال در سیستم توجه و تمرکز و در مراتب بالاتر به نوعی توهم منجر خواهد شد.
2. آن گاه که بدن انسان تامین کننده نیاز جنسی او گردد، چون این بدن همیشه در همراهی اوست، کم کم او را در یک حالت تحریک جنسی دائم قرار می دهد ،چون از خودش لذت می برد. این فاصله روانی اندک وی را به سمت حالت تحریک دایمی سوق می دهد. تحریک پذیری سریع, زود و دایم جدا از اثرات مخرب اجتماعی , اثرات جسمی زیانباری به دنبال خواهد داشت.
3. چون در استمنا ارضای جنسی فقط از طریق انزال منی بدون هیچ گونه ارضای عاطفی، دیداری ، شنیداری، لمسی و.... حاصل می شود، ارضا به شدت ناقص، ناکام کننده و بدون ما به ازای خارجی می باشد . ارضای ناقص یعنی آزاد شدن 100 واحد انرژی و هزینه کردن فقط 20 تا 30 درصد آن که باقیمانده این انرژی زمینه ساز اختلالات روانی مثل اضطراب و ....می شود، در حالی که در ازدواج همه این موارد منتفی می باشد.
از نظر اسلام هم خود ارضایی و استمنا عملی حرام و معصیت می باشد . دارای آثار زیان بار دنیوی و اخروی می باشد . در اثر ارتکاب این گناه انسان باید توبه کند و تصمیم بگیرد که دیگر مرتکب این گناه نشود و از خداوند بخواهد که او را ببخشد.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعی می پرسید ،نام مرجع تقلید خود را ذکر کنید تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهیم .
پی نوشت:
1. آیت الله مکارم، مسائل کثیر الابتلا،م134.

باسلام، چرا در نهج البلاغه کلمه غدیرخم نیامده و هیچ اشاره ای به این ماجرا نشده است؟ مضافا این که امام علی (علیه السلام) در فرازهای مختلفی از نهج البلاغه در مقام مقایسه یا گلایه فضایل بحق خود را برشمرده اند اما به موضوع بسیارمهم غدیرخم بالصراحه یا بالکنایه نپرداخته اند؟!

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
کلمه غدیر خم در نهج البلاغه نیامده است. در قرآن هم این کلمه ذکر نشده، بلکه محتوا و مضمون و داستان ها و اتفاقات واقعی غدیر است که در قرآن و روایات و نهج البلاغه آمده است و این مهم است.
امام ابتدا احتجاج صریح را مناسب نمی دید و به بیان های مختلف بر حق خود تصریح می کرد. امام در نهج البلاغه می فرماید:
انسان را بر تأخیر در گرفتن حقش عیب نمی کنند. عیب بر آن کسی است که آنچه حقش نیست، بگیرد.(1)
امام در روز شورا با اصحاب شورا احتجاج کرد و از آنان اقرار گرفت که پیامبر در غدیر او را نصب کرده و فرموده: من کنت مولاه...(2)
خطبه شقشقیه (خطبه سوم نهج البلاغه) در بیان مظلومیت خود بعد از رسول خدا است که حق ایشان را غصب کردند و مرحوم سيد رضي بنا نداشته همه سخنان حضرت را جمع آوري كند، بلكه سخناني كه بر اساس ذوق ايشان در اوج بلاغت و فصاحت بوده، جمع آوري كرده و نام آن را نهج البلاغه گذاشته است .
برای اطلاع از بعضی موارد به کتاب رهبری امام علی(ع) در قرآن و سنت (ترجمه المراجعات سید عبد الحسین شرف الدین ) ، ص 486 -514 مراجعه کنید.

پی نوشت:
1.شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج16،ص234؛
2. نهج البلاغه ،حکمت166.

درکودکی یکنفر استمنارا به من یاد داد بدونه آنکه بدانم چیست این کار را انجام میدادم نمازمی خواندم و روزه می گرفتم تا وقتی که فهمیدم باید غسل انجام میدادم تا بتوانم نماز بخواندم وروزه بگیرم حالا نمیدانم این نمازها وروزه ها را باید دوباره بجا بیاورم کفاره روزه هایم راباید بپردازم؟

1- استمنا حرام است و از گناهان بزرگ مي باشد.
2- به نظر آيت الله صانعي، آبي که از زن خارج مي شود، حکم مني را ندارد . خانم ها بدون نزديکي با شوهر جنب نمي شوند. با استمنا کردن خانم ها جنب نمي شوند. مگر آن که يقين پيدا کنند که مني خارج مي شود . معمولا چنين يقيني براي زن ها حاصل نمي شود.
بنابراين نماز و روزه که خوانده اید، صحيح است . به فتوای ایشان قضا و کفاره برای نماز و روزه لازم نیست.(1)
پي نوشت:
1.آيت الله صانعي، مجمع المسائل، ج1 ،سؤال 377و 378.

در احادیث ذکز شده که نزدیکی زن و شوهر بدون پوشش مکروه می باشد . آیا کراهت نزدیکی بدون پوشش زن و شوهر با تاریکی محیط برطرف نمی شود ؟کلا منظور از این کراهت چیست؟

1- مرحوم علامه مجلسی در کتاب حلیت المتقین از امام صادق علیه السلام نقل می کند که مرد در حال عریان با زن خود نزدیکی نکند . (1) از روایت استفاده کراهت شده و این روایات بدون قید بیان شده و معنایش آن است که فرق بین تاریکی و روشنائی نیست.
برهنه بودن زن اشکال ندارد ، ولی برهنه بودن تمام بدن مرد در هنگام نزدیکی کراهت دارد(2) . بنابراین اگر مرد لباس های خود را بیرون بیاورد و رکابی داشته باشد ، صدق برهنه بودن کامل نمی کند و کراهت برطرف می شود.
2- کراهت یعنی آن که ترک آن چیز بهتر است . شارع ترک آن کار را خواسته، ولی به صورت حتمی نیست که انجام آن حرام باشد، بلکه ترک آن کار نزد شارع بهتر است و شارع انجام آن را دوست ندارد. اما نه در مرتبه ای که به حدّی حرمت برسد.
پی نوشت ها:
1. محمد باقر مجلسی، حلیت المتقین، باب چهارم ، فصل چهارم : در بيان آداب زفاف و مجامعت .
2. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج2، کتاب النکاح،مسأله 8 ،ص 239.

با عرض سلام و تحیات الهی با عرض پوزش از شما خواهش دارم که منو درمورد یک موضوع راهنمایی کامل کنید و اگه بشه یک توضیح کامل بدید. مشکل اینجاست که من استمناء میکردم وحداقل 3سال این کارو ادامه دادم هردفعه هم هفته ای یکبار (میگن هرچی میرسه از دوست ناباب میرسه)تا اینکه از فروردین امسال حقایق برام آشکار شد و فهمیدم که گناه خیلی بزرگیه و بخشیده نمیشه بنابراین تصمیم به ترک گرفتم. یک ماه استمناء نکردم تا اینکه اوایل ماه دوم هر دوروز شب منی خود به خود بیرون میریخت گفتم بهتره دوباره استمناء کنم اومدم دوباره تو حموم این کارو کردم البته یبار.دوباره یک ماه ایستادم تا اینکه دوباره اوایل ماه دوم هر دوشب یبار منی خود به خود بیرون ریخت.دوباره به نیابت از کار قبلی یبار استمناء کردم ویه ماه صبر کردم دوباره اوایل هر ماه اونجوری میشدم وحداقل مجبور بودم تا مدام منی خود به خود بیرون نریزه حداقل یبار استمناء کنم و یک ماه بایستم.والان دو ماهه که اینکارو نکردم والان اوایل ماه سومه و یک هفتست که مدام شب ها منی من خود به خود بیرون میریزه حتی بدون اینکه حوسی بشم .می خواستم بدونم که ایا این کار که گناهه من مجبورم چی کار کتم ایا دوباره یکبار استمناء کنم و دو ماه بایستم .من دفعه پیش به شجره نامه خونمون که نگاه کردم (نیای بزرگ من )قسم خوردم که این کار رو انجام ندم و اگه انجام بدم گردنم نذرونیاز بیاد. والان موندم که باید استمناء کنم تا حداقل دوماه از ریختن خود به خود منی به بیرون راحت بشم یانه. پس قسمی که خوردم چی؟ لطفی که از شما دارم اینه که راهنماییم کنین چون من نمیتونم بایستم چون الان سه هفتست که هردوروز شب منیم خودبه خود بیرون میریزه.

1- استمنا يا خود ارضايي، شرعا حرام و از گناهان بزرگ حساب مي شود. کسی که مرتکب عمل استمنا گردد ، مستحق عذاب جهنم می باشد.
امام صادق(ع) فرمود: خداوند با نظر رحمت به استمنا کننده نمي‌نگرد. (1)
استمنا و خود ارضائي در حقيقت يک نوع بيماري است که ضرر و زيان زيادي به انسان وارد مي کند، از جمله:
الف: پيامدهاي جسماني:
ضعف چشم و بينايي، تحليل رفتن قواي جسماني، عقيم شدن و ناتواني در توليد مثل، پيري زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتي چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
ب: پيامدهاي روحي و رواني:
ضعف حافظه و حواس‏پرتي، اضطراب، منزوي شدن و گوشه‏گيري، افسردگي، بي‏نشاطي و لذت نبردن از زندگي، پرخاشگري و بداخلاقي و تندخويي، كسالت دائمي، ضعف اراده.
ج: عوارض اجتماعي:
ناسازگاري خانوادگي، بي‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بي‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي مشترك.(2)
با توجه به حرمت خود ارضائي و پيامد هاي منفي آن مخصوصا برای شما که در اول نوجوانی قرار دارید، لازم است که براي ترک آن حتما چاره انديشي نمائيد و هرگز مرتکب گناه استمنا نشوید.
2- خارج شدن منی در خواب گناه نیست . جنب شدن و خارج شدن منی در خواب بعد از هر چند مدتی یک امر طبیعی است، لیکن هر رطوبتی که از انسان خارج می شود ، حکم منی را ندارد،
نشانه های خروج منی در مردانی که مریض نیستند، سه تا است:
ا: با جستن و پرش خارج می شود .
ب: همراه با لذت و شهوت خارج می شود .
ج: بعد از بیرون آمدن آن، بدن سست شود.
اگر رطوبتی خارج شود و شک کند که منی است یا نه و هیچ یک از این سه نشانه یا بعضى از این ها را نداشته باشد، و از راه دیگری نیز یقین به منی بودن آن پیدا نشود، حکم منى را ندارد. غسل هم ندارد . لباس و بدن را هم نجس نمی کند . وضو را هم باطل نمی کند.(3)
آنچه از شما خارج می شود ،اگر نشانه های منی را دارد، غسل واجب است . اگر نشانه های منی را ندارد و یقین به منی بودن آن هم نداشته باشید، حکم منی را ندارد و غسل هم لازم ندارد.
استمنا را ترک کنید . واجب است که از این کار توبه کنید . اگر در خواب منی از شما خارج می شود، گناه نیست . در صورتی که منی خارج شود، جنب می شوید و باید غسل جنابت نمائید.
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پی نوشت ها:
1. وسايل الشيعه، ج 14، ص 268.
2. آيت الله دستغيب، گناهان کبيره، ج2، بحث استمنا، ص 332.
3. آیت الله خامنه ای، استفتائات، سؤال180.

آیا عرق کسی که استمنا کرده نیز نجس است و باید علاوه بر غسل لباسش را نیز عوض کند؟

عرق کسی که استمنا می کند ، نجس نیست . فقط باید غسل جنابت انجام دهد . عوض کردن لباس ها لازم نیست . اگر لباس ها به عرق جنب از راه حرام خیس باشد ، نمی تواند با آن لباس ها نماز بخواند، گرچه آن لباس پاک است .(1)
لطفا در ارتباط هاي بعدي نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد .
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع، ج1، مسئله 116.

در خطبه ی قاصعه، امیرالمومنین (علیه السلام) در مورد عبادات شش هزار ساله ی شیطان لعین صحبت می کنند و در این باره می فرمایند: «روشن نیست این تعداد سال از سال های دنیا بوده است یا از سال های آخرت». این روشن نبودن آیا با علم الهی امام (ع) مغایرت دارد یا خیر؟

پاسخ:
حضرت در اين خطبه مي فرمايد:« لَايُدْرَى‏ أمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَة» و نمي فرمايد:« لا أدري أمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَة». معناي اين دو عبارت يكي نيست.
معناي عبارت اول اين است كه «معلوم نيست شش هزار سال طبق محاسبه سال هاى دنيا بوده يا آخرت»‏ و معناي عبارت دوم اين است كه « نمي دانم شش هزار سال طبق محاسبه سال هاي دنيا بوده يا آخرت». اگر حضرت عبارت دوم را به كار مي برد، مي توانستيم اشكال شما را بپذيريم و بگوييم عبارت با علم الهي امام مغايرت دارد اما حضرت اين عبارت را به كار نبرده و فرمود: «معلوم نيست ...». عبارت مفهومش اين نيست كه امام از اين مسئله خبردار نبوده، بلكه اشاره به اين است كه توده مردم از آن آگاه نيستند. نزد مردم معلوم نيست كه اين شش هزار سال طبق محاسبه سال هاي دنيا بوده يا آخرت.(1)

پي نوشت:
1. پيام امام اميرالمؤمنين، آيت الله مكارم شيرازي، ج‏7، ص 364.

باسلام اینکه اکثر افراد میگن در دوره صفویه احادیث زیادی جعل وسند سازی شده است و مردم نیز پذیرفته اند و اکنون در زمان حال نیز استفاده میشود تا چه حد صحت دارد؟وچه دلایلی برای رد یا اثبات این گفته وجود دارد. بنده میبینم وگاهی عمیقا به فکر میروم که چرا مرم اینقدر به مستحبات توجه میکنند و از واجبات دوری.به عنوان مثال همین امروز همه پس از اتمام مراسم دعای عرفه مسجد را ترک کردند در حالیکه به اذان مغرب 5 دقیقه مانده بود.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
در این که چرا شیعیان تقید لازم را به واجبات به خصوص نماز و جماعت و دیگر واجبات ندارند، ولی نسبت به مستحبات و توسلات و زیارات و...خیلی عنایت دارند، باید تحقیق میدانی و مفصل صورت گیرد.
شاید یکی از وجوه آن تبلیغ غلط روایات مربوط به مستحبات از جانب مبلغان ديني باشد.(1)
متاسفانه برخي مبلغان بدون این که قیدها و شرط های عامی که وجود دارد و روایات مربوط به مستحبات را مقید و مشروط می کند، ذکر کنند، به تبلیغ مستحبات می پردازند . شیعیان عوام را بدان روایات بدون ذکر قید و شرط شان دلخوش می کنند . آن ها هم با توجه به تبليغ غلط ، در صدد رفع بی قیدی خود نسبت به واجبات بر نمی آیند.
دلایل دیگر هم ( كوتاهي مردم در آشنا شدن با مسائل ديني و صدا و سيما و.....)باید بررسی شود.
جعل حدیث از صدر اسلام و از زمان خود پیامبر وجود داشته ، در هر دوره ای نسبت به بعضی وجوه به تناسب شرایط و اوضاع زمان، شدت یافته ، ولی این که در دوران صفویه جریان جعل حدیث شدت یافته باشد، تا به حال در منبع معتبری بدان بر نخورده ایم.
ممکن است منظور همان معضل بالا باشد که اشاره شد، یعنی از این دوره اهل منبر با نقل روایات مربوط به مستحبات و بدون تبیین قید و شرط آن ها در تربیت دینی مردم انحراف و اخلال ایجاد کردند . حاصل آن بی تقیدی نسبت به انجام واجبات به خصوص نماز و جماعت و روآوردن افراطی و غیر صحیح به مستحبات و زیارات شد.
پی نوشت ها:
1. شرح چهل حدیث، امام خمینی،ص568-576 . مناسب است فرازی از سخن امام در این جا آورده شود:
پس اى عزيز، شيطان تو را مغرور نكند و هواهاى نفسانيه تو را گول نزند. البته انسان تنبل مبتلا به شهوات و حب دنيا و جاه و مال، مثل نويسنده، هميشه دنبال بهانه است از براى تأييد تنبلى خود، و هر چه موافق با شهوات او باشد و مؤيد هواهاى نفسانيه و خيالات شيطانيه او باشد، اقبال به آن نمايد و چشم و گوش خود را به آن باز كند، بدون آن كه فحص از مغزاى آن نمايد يا به مقابلات و معارضات آن نظر نمايد.
بيچاره گمان مى‏كند به مجرد دعوى تشيع و حب اهل بيت طهارت و عصمت(و انجام بعض اعمال مستحب یا تلاوت بعض سور و ادعیه) جواز ارتكاب هر محرّمى را خداى نخواسته دارد و قلم تكليف، نعوذ باللّه، از او برداشته شده! بدبخت نمى‏داند كه شيطان بر او تعميه كرده(بینایی او را گرفته)، و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بي مغز بيفايده نيز از دستش برود و با كف تهى در صف نواصب اهل بيت محشور گردد. آخر دعوى محبت كسى [كه‏] بيّنه نداشته باشد پذيرفته نيست.
ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم، و بر خلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم. درخت محبت ثمره و نتيجه‏اش عمل بر طبق آن است، و اگر اين ثمره را نداشته باشد، بايد دانست كه محبت نبوده، خيال محبت بوده.
پيغمبر اكرم و اهل بيت مكرم او، صلوات اللّه عليهم، تمام عمر خود را صرف در بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و يگانه مقصد آن ها نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده و هر قتل و غارت و ذلت و اهانتى را در راه اين مقصد شريف سهل شمردند و از اقدام باز نماندند، پس محبّ و شيعه آن ها كسى است كه در مقاصد آن ها با آن ها شركت كند و پيروى از آثار و اخبار آن ها كند. اينكه در اخبار شريفه اقرار به لسان و عمل به اركان را از مقوّمات ايمان شمرده ،بيان يك سرّ طبيعى و سنّة اللّه جاريه است، چون كه حقيقت ايمان ملازم با اظهار و عمل است. عاشق در جبلّه طبيعيه اوست اظهار عشق و تغزّل در شأن معشوق، و عمل به لوازم ايمان و محبت خدا و اولياى او. [اگر] عمل نكرد ،مؤمن نيست و محبت ندارد. و اين صورت ايمان و محبت بى مغز و معنى نيز با جزئى حوادث، و في الجمله فشار، از بين مى‏رود و صفر اليد (دست خالي)به دار جزاى اعمال منتقل شود.

صفحه‌ها