پرسش وپاسخ

پرسش1: به یک سنی شافعی، گفتم حضرت علی (علیه السلام) معصوم است. خنده ای کرد و گفت با کدوم منطق و کِی و کجا؟ سلام برادر، پاسخ دندان شکن می خواهم.

پرسش2:آیا همه ی اهل سنت جزو وهابیت به حساب می آیند یا نه؟

پاسخ1:
براي عصمت امام علی عليه السلام دلايل گوناگوني مطرح است اما دلايلي كه با استناد به قرآن بيان مي شود:
1- آیه مباهله:
« فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين؛‏(1)
هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آن ها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم. شما هم زنان خود را و ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم‏» .
بنا بر اتفاق عالمان شیعه و سنی، وقتی این آیه نازل شد، پیامبر مأمور گردید در عمل بدان، مسیحیان نجران را به مباهله دعوت کند. روز مباهله فقط چهار نفر را با خود برد، دو نفر که تنها مصداق "ابناءنا" بودند؛ یعنی امام حسن و امام حسین که هر دو کودک بودند و یک نفر که تنها مصداق "نساءنا" بود یعنی حضرت زهرا، و دو نفر که مصداق "انفسنا" بودند؛ یعنی خودش و امام علی عليه السلام ؛ غیر از این پنج نفر هیچ کس دیگر شایستگی این عنوان ها را نداشت.
وقتي گفته مي شود خود را بخوانيم، امري واقعي و حقيقي نيست، زيرا خواندن خود بي معنا است. ديگري هم نمي تواند خود انسان باشد، پس در اين تعبير مجاز به كار رفته و نهايت شباهت و همخواني فرد به منزله مثليت و عينيت دانسته شده، در واقع در اين آيه امام علي عليه السلام به جهت شباهت تمام و همخواني در مقامات روحي و معنوي مانند علم و عصمت و... به منزله نفس پيامبر ناميده شده؛ براين اساس مي توان گفت کسی که قرآن او را نفس پیامبر بنامد، قطعا مانند پیامبر معصوم است.
2- آیه تطهیر:
« إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهير(2) ؛خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد » .
دلايل مفصل و روايات گوناگون اين آيه در شان خمسه طيبه يعني پيامبر و اميرالمومنين حضرت زهرا و حسنين عليهم السلام نازل شده كه بحث مبسوط در اين خصوص در منابع كلامي و تفسيري آمده است .
با پذيرش اين اصل كه مجال براي طرح مبسوط آن نيست ، از نظر محتوايي بايد دانست كه اراده عمومی خدا بر پاک شدن همه بندگان است . دین و شریعت و احکام را فرستاده تا انسان ها با معتقد شدن به آن باورها و عمل کردن به آن دستورها پاک شوند . اینکه در این جا اراده را به پاک شدن خصوص اهل بیت اختصاص داده ، دلالت دارد که نوعي طهارت خاص است كه فقط مي تواند بر عصمت به معناي دقيق كلمه منطبق گردد .
در تفسير نمونه در ذيل همين آيه آمده است :
« با توجه به اينكه اراده الهى تخلف ناپذير است، و جمله " إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْس"َ دليل بر اراده حتمى او مى‏باشد، مخصوصا با توجه به كلمه" انما" كه براى حصر و تاكيد است ،روشن مى‏شود كه اراده قطعى خداوند بر اين قرار گرفته كه اهل بيت از هر گونه رجس و پليدى و گناه پاك باشند، و اين همان مقام عصمت است.
منظور از اراده الهى در اين آيه دستورات و احكام او در مورد حلال و حرام نيست، چرا كه اين دستورات شامل همگان مى‏شود . اختصاص به اهل بيت ندارد. بنا بر اين با مفهوم كلمه« انما» سازگار نمى‏باشد.
پس اين اراده مستمر اشاره به يك نوع امداد الهى است كه اهل بيت را بر عصمت و ادامه آن يارى مى‏دهد . در عين حال منافات با آزادى اراده و اختيار ندارد . (3)
آيات متعدد و روايات زياد ديگري نيز در قرآن مي توان بر اين خصوص اقامه نمود ، كه براي مطالعه بيش تر مي توانيد به كتاب"حق جو و حق شناس ، ترجمه كتاب "المراجعات" نوشته علامه سيد شرف الدين عاملي ،كتاب "راهنماي حقيقت" نوشته آيت الله محمد جعفر سبحاني؛ كتاب "شب هاي پيشاور" نوشته سيد محمد موسوي ،معروف به سلطان الواعظين شيرازي و همچنين كتاب " شیعه پاسخ می‏دهد" نوشته سید رضا حسینی نسب، نشر مشعر ، مراجعه نماييد .
به علاوه با مراجعه به اين پايگاه www.valiasr-aj.com مي توانيد به نكات خوب و مفيدي در اين خصوص دست يابيد.
پاسخ2: همه اهل سنت در زمره وهابيون نيستند، بلكه وهابيون جمعيت اندکي از اهل سنت را تشكيل مي دهند و محدود به برخي از مناطق عربستان هستند، اما از آن جا كه قدرت و حاكميت را در اختيار دارند، نفوذ خود را در سطح جهان اسلام گسترش داده و خود را تفكر اصيل و محوري اسلام مي دانند.

پی نوشت ها:
1.آل عمران(3)،آیه 61.
2. احزاب(33)،آیه 33.
3. مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، ج‏17، ص 298، دار الكتب الإسلامية، تهران‏ ،1374 ش‏ .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

زدن موهای بدن ازته برای ورزشکاران که در سالن ورزشی مثلا با یک شرت تمرین میکنند ودر معرض دید دوستان وهر مردی ودرمسابقات در معرض دید زنان هستندجایز است یاچون باعث تحریک دیگران میشود جایز نیست. واگر زن از شوهرش بخواهد چه طور؟لطفا کار کارشناسی شود

زدن موهای بدن و همچنین تمرین با شورت اشکال ندارد. البته باید لباس انسان به گونه ای باشد که عورت او دیده نشود. بر نامحرمان واجب است که به بدن مرد نگاه نکنند.
اصلاح موهای بدن و همچنین پوشیدن هر گونه لباسی برای همسر جایز است . زن می تواند از شوهرش این کار را درخواست کند. اما اجابت درخواست زن بر مرد واجب نیست.(1)
پی نوشت :
1. استفتائات پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ، س 443؛
سوال تلفنی از دفتر(7746666-0251).

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

چرا در کربلا امام حسین (علیه السلام) به حضرت عباس اذن جهاد ندادند و فقط اذن سقایی داده شد؟

پاسخ:
اگر چه در منابع و نوشته هاي متأخرين موضوع سقايي عباس بن علي به شكل پررنگي مطرح گشته است و مرحوم شيخ عباس قمي نيز آن را نقل نموده اند. اما مي توان منشأ آن را گفتار مرحوم مجلسي دانست كه مي فرمايند:
في بعض تأليفات أصحابنا أن العباس لما رأى وحدته أتى أخاه و قال يا أخي هل من رخصة فبكى الحسين بكاء شديدا ثم قال يا أَخِي أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِي وَ إِذَا مَضَيْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِي .فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِي وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَيَاةِ وَ أُرِيدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِي مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِينَ. َقَالَ الْحُسَيْنُ فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِيلًا مِنَ الْمَاء؛
در برخي از تأليفات شيعه است كه عباس بن علي هنگامي كه تنهايي برادرش امام حسين (ع) را ديد، به ايشان عرض كرد: آيا رخصت ميدان رفتن به من مي دهيد؟ امام شديد گريست و فرمود: تو پرچمدار لشكر مني. اگر تو بروي، لشكر من متفرق خواهند شد!
عباس بن علي گفت: سينه ام تنگي مي كند و از زندگي سيرم. اجازه دهيد انتقام خون هاي ريخته شده را از اين منافقين بستانم.
دراين لحظه امام فرمود: اكنون براي اطفال كه تشنه اند آب بياور و ...(1)
روشن است که مرحوم مجلسي اين جريان را به گونه ترديد بيان مي كند (در كتاب شيعه است ). اگر اين روايت مستند بود، مانند ديگر روايات سند را نيز مي آورد.
با مراجعه اي كه به متون معتبر اوليه و پيشين داشتيم، اين جريان به اين شكل گزارش نشده، بلكه متفاوت است. در متون اوليه آمده وقتي عباس فراواني كشته هاي ياران امام حسين (ع) را ديد، به برادران خود يعني فرزندان ام البنين گفت: پيش برويد تا ببينم كه براي خدا و رسول او نصيحت كرديد. پس از آن همراه با حسين بن علي (ع) به سمت فرات رفتند تا آب بردارند كه سپاه عمر بن سعد مانع آنان شدند. اين جا بود كه يكي از كوفيان تيري انداخت و به دهان امام حسين اصابت كرد. امام با دست خود آن تير را بيرون كشيد. خونش را به آسمان پرتاب كرد و در حق دشمن نفرين كرد. در اين وقت دشمن عباس را محاصره و از امام حسين جدا كردند. عباس يك تنه مي جنگيد تا زماني كه افتاد. به دليل جراحات نتوانست حركت كند. زيد بن ورقاء و حكيم بن طفيل او را كشتند.(2)
اينكه امام حسين به حضرت عباس اجازه ميدان رفتن و جنگيدن نداده، چندان معتبر نيست. بلكه طبق سند معتبر امام به همراه عباس در مسير شريعه فرات براي برداشتن آب رفتند و هر دو بزگوار جنگيدند و عباس در آن مرحله كه دشمن او را از امام جدا كرده بود، به شهادت رسيد.
البته بر فرض صحت گزارشي كه مرحوم مجلسي از برخي تأليفات شيعه مي كند، مانعي ندارد كه امام حسين به برادرش عباس بفرمايد كه قبل از جنگيدن براي اطفال آب بياور. سپس به ميدان برو و به جنگ بپرداز. اين جمله به آن معنا نيست كه اصلا اجازه ميدان رفتن و جنگيدن به او نداده، بلكه ضرورت رفع تشنگي كودكان مقدم بوده، افزون بر آن طبق اين گزارش آن بزرگوار در اين مسير نيز جنگيدند و به شهادت رسيدند.

پي نوشت ها:
1. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏45، ص 41 ناشر :اسلاميه‏،مكان چاپ: تهران‏.
2. ارشاد شيخ مفيد ،ج 2 ،ص113انتشارات علميه اسلاميه ،بي تا ؛
إعلام الورى بأعلام الهدى‏ ،شيخ طبرسى‏ ،ناشر: اسلاميه‏،مكان چاپ: تهران‏،سال چاپ: 1390 ق‏؛
الأخبار الطوال، ابو حنيفه احمد بن داود الدينورى (م 282)، تحقيق عبد المنعم عامر، مراجعه جمال الدين شيال،قم، منشورات الرضى، 1368شُ؛
تاريخ الأمم و الملوك ، أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310)، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث ، چ الثانية، 1387/1967؛
الطبقات الكبرى، محمد بن سعد بن منيع الهاشمي البصري (م 230)، تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چ الأولى، 1410/1990.

صفحه‌ها