جـوانـان

سلام من با شخصی در ارتباط هستم که از نظر عاطفی خیلی خیلی به من وابسته شده است ولی من به دلیل برخی شرایط نمی توانم با وی ازدواج کنم برای همین از روز اول به وی گفته بودم که من شرایط ازدواج با تورا ندارم و او نیز گفته بود وقتی ازدواج کردم از من جدا میشود و الان من مدتی است که می خواهم ازدواج کنم و جدا شوم ولی وی نمیتواند لطفا مرا راهنمایی کنید.

مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. علت اصلی این که با این گونه روابط دختر و پسر و روابط دوستانه آنان، مخالفت صورت می گیرد، به جهت آسیب هایی است که این گونه روابط خارج از چارچوب شرعی و دینی و عرفی، به همراه دارد. دختر و پسری که این گونه با هم دوست می گردند و رابطه برقرار می کنند، در واقع خود را با مشکلات عدیده ای درگیر می سازند که شما در حال حاضر، خود با برخی از آسیب ها و مشکلات آن مواجه شده اید.
2. وابستگی روانی، یکی از همین پیامدها و آسیب­های روابط دوستانه غیر شرعی با جنس مخالف است که مدت­ها دختر و پسر را درگیر خود می سازد و باعث: فرصت سوزی، اشتغالات ذهنی، اختلالات روانی، از دست دادن موقعیت ازدواج و یا ازدواج احساسی و بی پایه و در مواردی که به شکست عشقی منجر شود، به تشدید اختلالات روانی و حالات افسردگی و حتی تا مرز خودکشی هم پیش می رود و مشکلات عدیده­ای را برای آنان به وجود می­آورد. به همین دلیل، به دختر و پسر جوان توصیه می گردد تا از هر گونه ارتباطات غیر شرعی و روابط دوستانه با جنس مخالف پرهیز کنند تا خود را از آسیب­های بی شماری که این گونه روابط دوستانه، آن ها را تهدید می کند، برهانند.
3. اگر شما از ابتدا انگیزه ازدواج با او را در سر نداشتید، دیگر معنا نداشته که با او در ارتباط باشید و به او نیز اجازه ارتباط را بدهید. البته ممکن است انگیزه ارتباط او با شما و ادامه دادن آن، بیش تر به جهت به دست آوردن دل شما بوده باشد و او می خواسته به این وسیله شما را ترغیب به ازدواج با خود نماید و اگر او هم قصد ازدواج نداشته، در این صورت، ممکن است او فردی باشد که از آشفتگی­های روانی رنج می برد و ارتباط با شما را داروی شفابخش خود می دانسته و با این شیوه، موقتاً آشفتگی­های روانی خود را پنهان می نموده است. به هر ترتیب، ارتباط شما با او، نه تنها باعث درمان و بهبود او نمی گردد، بلکه روز به روز او را آشفته­تر می سازد و بهبود وی را به تعویق می اندازند. بنابراین، توصیه اکید ما این است که برای پیشگیری از آسیب بیش تر سعی کنید به این ارتباط غلط خاتمه دهید و جلوی ضرر را بگیرید. البته باید هوشیار و مراقب باشید تا او به خود آسیبی وارد نکند. به همین دلیل، به او توصیه کنید که با مراجعه به کلینیک مشاوره و روان شناسی معتبر و کمک گرفتن از روان شناس و مشاور با تجربه زمینه های آشفتگی روانی و برخی اختلالات روانی خود را بشناسد و در رفع اضطراب، وسواس و افسردگي باليني يا غير باليني خود بکوشد و با تقویت عزت نفس و افزایش اعتماد به نفس خود، وابستگی روانی خود را به شما درمان کند و با شناخت کامل معناي زندگي سعی کند کانون ارزشمندي خود را از بيرون و افراد بيروني به درون خود منتقل نمايد و سعی کند موضوع وابستگی روانی خود را از شما به عنوان عشق مجازی، به معشوق حقیقی (خدا) تغییر دهید.
4. از دیدگاه روان شناسی، هر گونه وابستگی روانی امر مذموم و ناپسندی است. اگر باعث کاهش عملکرد قابل توجهي در فرد گردد و فرد وابسته را به رفتارهای تکانشی وادارد، رنگ و بوي اختلال روانی نيز به خود مي‌گيرد. فرد وابسته کم کم از عملکرد سابق خود در زمينه: تحصيل، روابط خانوادگي، روابط با همسالان و تمرکز بر امور اساسي زندگي و... فاصله مي‌گيرد، به کاهش عملکرد در زندگي روزمره دچار مي‌‌گردد. به همین جهت، در برخي وابستگی­های روانی که فرد را براي مدت طولاني از روند زندگي روزمره‌اش جدا مي‌گردد، رگه‌هايي از افسردگي، اضطراب بالا و همچنين رفتار و افکار وسواسي و... مشاهده مي‌شود.
چون فرد معناي خاصي در زندگي‌اش احساس نمي‌کند و به نوعي دلمردگي دچار گشته است، به معناي جديدي در زندگي‌اش به نام معشوق روي مي‌آورد و يا براي رهايي از اضطراب بالا به دنبال پناهگاهي - که در بیش تر موارد در جنس مخالف جستجو مي‌کند - مي‌گردد يا مانند يک فرد وسواسي براي کاهش اضطراب خود مجبور است زود به زود به ديدار معشوقي که به صورت کاذب و موقتي اضطرابش را پايين مي‌آورد بشتابد، پس در حقيقت، اين گونه وابستگی­ها از حالت سلامت که حاصل معرفت است، جدا گشته و به صورت مرضي (افسردگي، اضطراب، وسواس و...) در مي‌آيد. باید توجه داشت که انگيزه‌هاي ناهشيار جنسي، سهم به سزايي در تداوم اين گونه وابستگی­ها دارد.
5. با توجه به این توضیحات، سزاوار نیست که بیش از این به ارتباط خود با او ادامه دهید. بنابراین، توصیه می­شود که فوراً از او فاصله بگیرید و به او هم اجازه ارتباط بیش تر را ندهید و با خود عهد کنید که دیگر در این گونه مواجهه­های آسیب زا و ارتباط دختر و پسر قرار نگیرید و خود و دیگران را درگیر آسیب­ها و مشکلات آن نسازید.

سلام یکی از دوستان اینجانب نماز نمی خواند روزه نمی گیرد آخوند را قبول ندارد ولایت فقیه را قبول نداردو در بسیاری از عقاید مشکل دارد . با چنین شخصی چگونه باید رفتار کرد - نجس است یا نه آیا می توان با چنین شخصی کار و کاسبی راه انداخت یا نه با تشکر

1- وظیفه شما امر به معروف و نهی از منکر است و با اخلاق و روش خوب او را تا زمانی که نا امید نشده اید راهنمائی کنید . و به انجام واجبات مانند نماز و روزه او را تشویق کنید.
2- در صورتی که منکر خدا و پیامبر و قیامت نباشد و برای خدا شریک هم قرار ندهد، کافر و نجس نمی باشد و مسلمان است و پاک می باشد.
3- کار کردن با او شرعا اشکال ندارد؛ ولی اگر امر به معروف اثر نکند و خوف و ترس آن باشد که افکار انحرافی او روی کسی که با او کار می کند اثر گذارد، از کار کردن با او خود داری شود.
و اگر ترک کار با او روی ارشاد او اثر بگذارد، لازم است کار کردن با او را ترک کند و ترک کار در این صورت از مراتب امر به معروف و نهی از منکر حساب می شود. (1)
پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسأله 106و استفتائات، ج1، احکام امر به معروف و نهی از منکر سؤال 2 و 8 و 15.

سلام یکی از دوستان اینجانب نماز نمی خواند روزه نمی گیرد آخوند را قبول ندارد ولایت فقیه را قبول نداردو در بسیاری از عقاید مشکل دارد . با چنین شخصی چگونه باید رفتار کرد - نجس است یا نه آیا می توان با چنین شخصی کار و کاسبی راه انداخت یا نه با تشکر

1- وظیفه شما امر به معروف و نهی از منکر است و با اخلاق و روش خوب او را تا زمانی که نا امید نشده اید راهنمائی کنید . و به انجام واجبات مانند نماز و روزه او را تشویق کنید.
2- در صورتی که منکر خدا و پیامبر و قیامت نباشد و برای خدا شریک هم قرار ندهد، کافر و نجس نمی باشد و مسلمان است و پاک می باشد.
3- کار کردن با او شرعا اشکال ندارد؛ ولی اگر امر به معروف اثر نکند و خوف و ترس آن باشد که افکار انحرافی او روی کسی که با او کار می کند اثر گذارد، از کار کردن با او خود داری شود.
و اگر ترک کار با او روی ارشاد او اثر بگذارد، لازم است کار کردن با او را ترک کند و ترک کار در این صورت از مراتب امر به معروف و نهی از منکر حساب می شود. (1)
پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسأله 106و استفتائات، ج1، احکام امر به معروف و نهی از منکر سؤال 2 و 8 و 15.

سلام یکی از دوستان اینجانب نماز نمی خواند روزه نمی گیرد آخوند را قبول ندارد ولایت فقیه را قبول نداردو در بسیاری از عقاید مشکل دارد . با چنین شخصی چگونه باید رفتار کرد - نجس است یا نه آیا می توان با چنین شخصی کار و کاسبی راه انداخت یا نه با تشکر

1- وظیفه شما امر به معروف و نهی از منکر است و با اخلاق و روش خوب او را تا زمانی که نا امید نشده اید راهنمائی کنید . و به انجام واجبات مانند نماز و روزه او را تشویق کنید.
2- در صورتی که منکر خدا و پیامبر و قیامت نباشد و برای خدا شریک هم قرار ندهد، کافر و نجس نمی باشد و مسلمان است و پاک می باشد.
3- کار کردن با او شرعا اشکال ندارد؛ ولی اگر امر به معروف اثر نکند و خوف و ترس آن باشد که افکار انحرافی او روی کسی که با او کار می کند اثر گذارد، از کار کردن با او خود داری شود.
و اگر ترک کار با او روی ارشاد او اثر بگذارد، لازم است کار کردن با او را ترک کند و ترک کار در این صورت از مراتب امر به معروف و نهی از منکر حساب می شود. (1)
پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسأله 106و استفتائات، ج1، احکام امر به معروف و نهی از منکر سؤال 2 و 8 و 15.

من پسری 20 ساله هستم و 1 ساله که دانشگاه می رم هم خانه و هم دانشگاهم در تهران است من هم خودم هم خانوادم خیلی خیلی زیاد مذهبی هستیم من نماز می خونم قرآن حفظ می کنم نمازشب خونم هستم البته نه همیشه و... من مدت زیادی است که به این موضوع فکر میکنم که بهتره با یک دختر دوست بشم تا بعضی از گناه هایی که گرفتارشون شدم از سرم بره من در این مورد با خیلی ها بحث کردم خانواده.دوستام.کسایی که این کارو نکردند.کسایی که تجربه ی این کار را دارند خلاصه هیچ کس نتونسته منو قانع کنه که این کار را بکنم یا نه.؟ من به خودم مطمئنم که اگه با کسی دوست بشم گناهی نمکیکنم البته میدونم که این کارخودش گناهه ولی منظورم اینه که گناه بزرگی نمیکنم این که میگم به خودم مطمئنم احساس نیست واقعیته چون امتحانه خودمو پس دادم چون من با یک دختر حدود25 روز بودم البته دوست نبودم ولی چند بار باش بیرون رفتم و حتی یک بارم باش دست ندادم وقتی هم که احساس کردم رابطمون داره زیاد میشه از ترس گناهش قطعش کردم خلاصه که من با این شرایطی که دارم/ محله ای که توش زندگی میکنیم/دوستام/جو دانشگاه/و خیلی چیزای دیگه فکر میکنم باید دوست دختر داشته باشم مگه گناهش چقدره از خود ارضایی که بیشتر نیست انقدر ثواب میکنم که گناه این کار دیده نشه آخه خودتون میدونید که الآن اگه بخوای تو اجتماع باشی باید کمی مثله اجتماع باشی اگه بخوای اصلا گناه نکنی نمی تونی از خونت بیرون بیای اصلا مگه از خدا بخشنده ترم داریم خدا خودش می دونه چقدر زندگی سالم داشتن سخته من میگم این گناهو میکنم خدا انقدر بخشنده هست که این گناهو از من ندید بگیره خلاصه که من گیج شدم و خودم نمی دونم چیکار میکنم لطفا کمکم کنید هرچه زودتر بهتر باتشکر.

در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. از این که می خواهید از گناه بیشتر فاصله بگیرید واقعاً خرسندیم، اما آیا رسیدن به این هدف مقدس و متعالی، گزینه بهتری بهتر از این راه پیشنهادی شما ندارد؟ از کجا به خودتان این قدر مطمئن هستید که در ارتباط با دختر نامحرم و جنس مخالف سالم خواهید ماند؟ هیچ تضمینی در این خصوص وجود ندارد. شما در ارتباط 25 روزه با دختری این نکته را تجربه کرده اید که به هر حال، مسیر دوستی شما هر روز که می گذشت به سوی گناه و نافرمانی خداوند نزدیکتر می شد و چون از پاکی و لطافت درونی برخوردار بوده اید، خداوند دست شما گرفت و شما را از پیشروی و افتادن در گرداب معاصی برحذر داشت، با این وجود، هیچ تضمینی وجود ندارد که در دوستی های بعدی خداوند دست شما را بگیرد، چه بسا ممکن است شما در خواب غفلت و فراموشی به سر ببرید و زمانی از این خواب بیدار گردید که دامن پاک و عفاف شما به گناهانی آلوده شده که عرش الهی از آن به لرزه در آمده است و جزء سیاهی دل و بی آبرویی چیزی نصیب شما نشده است!.
2. اگر فرض کنیم که ارتباط و دوستی شما با جنس مخالف و نامحرم کاملاً پاک خواهد بود و هیچ گاه از مسیر پاکی خود تخطی و پیش روی نخواهد کرد، در این صورت شما باید مکرراً دوستی های خود را قطع کنید و با دختر دیگری ارتباط دوستی برقرار کنید، چون در خوشبینانه ترین حالت، دوره پاکی دوستی شما به تجربه خودتان از 25 روز بیشتر تجاوز ننموده است.
بنا بر این نتیجه این می شود که بیشتر عمر و وقت ارزشمند شما در جهت دوست یابی متعدد و صرف هزینه های مختلف برای آن خرج خواهد شد و این مساوی با خسران همه جوره شماست.
3. اگر شما نیم نگاهی به صفحات نورانی قرآن کریم داشته باشید متوجه می گردید که اصل ارتباط دختر و پسر نامحرم، خود گناه و حرام محسوب می گردد و از لحاظ شرعی و قانونی و روانشناختی خالی از اشکال نیست و آسیب های فراوانی در آن نهفته است که مهم ترین آن ها ضعيف شدن حس اعتماد، وابستگی روانی (عشق افراطی)، بدبینی و سؤظن، ضربه روحي و مشكلات عاطفي، اتلاف عمر و وقت، انحراف اخلاقی، آبروریزی، مخالف خانواده ها و ... است. با این وصف، هر نوع ارتباط با جنس مخالف به حساسيت و مواظبت خاصّ نياز دارد؛ زيرا جاذبه طبيعي و زيستي دختر و پسر، به ويژه در سنين جواني، زمينه انحراف ارتباط هاي انساني را فراهم مي‏سازد و ارتباط ها را تحت تأثير قرار مي‏دهد. بنا بر اين، نبايد از آفاتي كه در جاذبه‏هاي زيستي ريشه دارد، غفلت كرد؛ زيرا روابط انساني سخت از اين ناحيه آسيب مي‏پذيرد و به انحراف مي‏گرايد. بر اين اساس، شارع مقدس به ما هشدار مي‏دهد كه هر گاه دو غير همجنس، در قالب هر ارتباطي، در مكاني خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند، شيطان نيز با آن‏ها خواهد بود و روابط صحيح را تهديد مي‏كند.
بنا بر این اصل ارتباط شما صحیح نمی باشد و غلط و اشتباه است!! چون نتایج بسیاری از تحقیقات و تجربه مشاوره ای بنده و همکارانم نشان می دهد که تصور و ترسیم ارتباط پاک بین دختر و پسر نامحرم، امکان پذیر نیست، چون هیچ گاه این گونه روابط در یک سطح باقی نمی ماند؛ بلکه رفته رفته و به تدریج روابط گسترش پیدا می کند و موجب عبور از حدود شرعی و زیر پا نهادن خطوط قرمز می گردد و انسان را به گناهان بسیار بزرگ تر مبتلا می کند.
4. مقایسه ای که در بین گناهان انجام دادید، مقایسه بی ربطی است، اگرچه ما گناه کبیره و صغیره داریم؛ اما توجه داشته باشید که گناه در هر صورت گناه و نافرمانی خداست و گناه صغیره با اصرار در آن تبدیل بر گناه کبیره می شود. بنا بر این ارتباط با نامحرم به اندازه خودارضایی گناه و نافرمانی خداوند است و هر دو، شما را نابود خواهد کرد. البته به اذعان خیلی از جوانان، ارتباط و دوستی با نامحرم، خود باعث تشدید نیاز جنسی و خودارضایی مکرر می گردد. بنا بر این بی جهت خوش خیال نباشید که ارتباط با نامحرم شما را از گناهان بزرگ تر باز خواهد داشت، بلکه نه تنها این راه حل درمان خودارضایی شما نیست، بلکه باعث تشدید آن و آلوده شدن شما به گناهان بزرگ تر دیگر می گردد.
5. این که می فرمایید: « آن قدر ثواب می کنم که گناه این کار دیده نشه»!! ما را به یاد حرف شیطان در قرآن می اندازد که دقیقاً استدلال شما را داشت به این گونه که از وقتی از سجده حضرت آدم (ع) تمرّد و سرپیچی کرد در مقابل به خدا عرضه داشت که به جای این کار حاضر است سال ها عبادت کند اما غافل از این که عبادت یعنی بندگی الهی در همه دستورات او نه این که گزینشی عمل کنیم و هر جا در ظاهر به نفع مان نبود از دستورات الهی تبعیت نکنیم.
6. توجه داشته باشید که خیلی از انسان های پاک و خوب نیز همانند شما در این اجتماع زندگی می کنند؛ ولی هرگز تفکر شما را ندارند، آن ها نیز با همه شرایط بد اجتماع در اجتماع ظاهر می شوند؛ اما سعی و تلاششان این است که هیچ گاه مرتکب گناه نشوند و اگر ناخواسته با صحنه گناهی مواجه می شوند، یوسف وار از آن روی گردان می شوند، اصولاً ارزش انسان ها در امتحانات و شرایط سخت معلوم می گردد، جوانی که در شرایط سخت و به شدت گناه آلود، از خود به خوبی مراقب کند و به گناه آلوده نگردد، یقیناً از اجر و قرب مضاعفی در پیشگاه الهی برخوردار است، اصلاً هنر این است که انسان در آن شرایط سخت پرهیزگاری داشته باشد و تقوا را رعایت کند و الا در شرایط راحت و عاری از گناه، خودداری از گناه هنر محسوب نمی گردد.
7. به نظر شما دو راه بی خطر و کم آسیب تر از ارتباط با نامحرم در پیش روی خود دارید.
الف) ازدواج در صورت فراهم بودن زمینه آن و تلاش برای رفع موانع آن می باشد. حتی می توانید در صورت فراهم نبودن شرایط برای ازدواج با دختری عقد کنید و چند سالی را تا فراهم شدن شرایط عروسی رسمی را به تأخیر اندازید.
ب) خویشتنداری و عفت می باشد و برای درمان خودارضایی هم می توانید به سایت پاسخگو و سایر سایت های مرتبط و یا به روانشناس مراجعه کنید و راهکارهای درمانی را از آن ها بجویید.

پدرم سکته مغزی و قلبی کرده و نه میتواند حرکت کند نه حرف بزند نه غذا بخورد . برادرم (14 سال دارد) تازه دوست دختر پیدا کرده . چگونه او را از این کار منصرف کنم و اینکه دلایل اینکه به این سمت رفته چیست ؟ فکر کنم از طریق دوستش به این راه پا گذاشته است برادریم دوست دختر دارد ، چگونه او را از این کار منصرف کنم ؟ ؟ با تشکر

با آرزوی سلامتی برای همه مریض ها امیدوارم خداوند به شما و خانواده تان صبر داده و هر چه زودتر لباس عافیت بر تن پدر گرامیتان بپوشاند.
جای پای یک نوع محرومیت عاطفی در کانون خانواده در اکثر اختلال های رفتاری مشاهده می شود. بنا بر این فقدان احتمالی ارتباط دوستانه و صمیمی برادر کوچک تر شما با والدین می تواند یکی از دلایل جذب ایشان به جنس مخالف باشد. سعی کنید به عنوان برادر بزرگ تر از حمایت عاطفی و رفاقت عمیق با او غفلت نکنید. بهرحال با توجه به وضعیت وخیم پدر گرامی شما، این مسئولیت بر دوش دیگر اعضای خانواده سنگینی می کند که امیدوارم شما با افزایش آگاهی و مطالعه بیشتر کتاب های تربیتی به خوبی از عهده این مسئولیت خطیر بر آیید. در این مورد برای راهنمایی بیشتر به راهکارهای ذیل توجه فرمایید:
1. ارتباط کلامی میان اعضاء خانواده را بالا ببرید. در موقعیت های مختلف به صورت همدلانه به گفتگو و صحبت بپردازید و دیگر اعضاء خانواده را هم در این صحبت ها سهیم کنید. به هر مناسبتی از احوال او جویا شوید و نگذارید احساس کند نسبت به او بی تفاوت هستید. اما در عین حال بخاطر بحران نوجوانی از کلنجار رفتن با او بپرهیزید. در حرفهایتان به او احساس مسئولیت و عاقبت اندیشی را متذکر شوید. آگاهی یافتن از عواقب بعضی رفتارهای پرخطر وسیله خوبی برای ممانعت از ادامه آن رفتارهاست. شما می توانید با بیان نمونه های مختلف از ثمرات ارتباط های ناسالم به ایشان تلنگر بزنید.
2. سعی کنید کمبودهای عاطفی او را در محدوده خانواده حل کنید تا نیاز به پیدا کردن سنگ صبوری برای خود در بیرون از خانه پیدا نکند. غفلت از اینکه سن برادر شما نزدیک به سن بلوغ است می تواند صدمات جبران ناپذیری به ایشان و آینده او بزند. بلوغ دوره اوج و فرودهاست که بزرگترین علت لغزش در این برهه زمانی برای نوجوان خلأ های عاطفی و کمبود عشق و محبت است. نقاط مثبت و کلاً هر چیزی که باعث خوشحالی و جذب او می شود را در مقابلش یا اگر گوشی همراه دارد برایش ارسال کنید. استفاده از کلماتی مثل عزیزم - داداشم - دوستت دارم - قربون داداش و هر چیزی که بو و رنگ عاطفی دارد .
3. به صورت غیر مستقیم مراقب الگوهایی که برای زندگی خود انتخاب می کند باشید. به عنوان مثال الگوبرداری از دوستان صمیمی یا یکی از اعضاء فامیل می تواند مقدمه ساز باز شدن پای نوجوان به مسائلی از این دست باشد. سعی کنید با رفتار و کردار مناسب الگوی جدیدی برای او باشید. نوجوان سریع جذب شما خواهد شد. فقط کافی است با او رفیق شوید.

پدرم سکته مغزی و قلبی کرده و نه میتواند حرکت کند نه حرف بزند نه غذا بخورد . برادرم (14 سال دارد) تازه دوست دختر پیدا کرده . چگونه او را از این کار منصرف کنم و اینکه دلایل اینکه به این سمت رفته چیست ؟ فکر کنم از طریق دوستش به این راه پا گذاشته است ؟ با تشکر

با آرزوی سلامتی برای همه مریض ها امیدوارم خداوند به شما و خانواده تان صبر داده و هر چه زودتر لباس عافیت بر تن پدر گرامیتان بپوشاند.
جای پای یک نوع محرومیت عاطفی در کانون خانواده در اکثر اختلال های رفتاری مشاهده می شود. بنا بر این فقدان احتمالی ارتباط دوستانه و صمیمی برادر کوچک تر شما با والدین می تواند یکی از دلایل جذب ایشان به جنس مخالف باشد. سعی کنید به عنوان برادر بزرگ تر از حمایت عاطفی و رفاقت عمیق با او غفلت نکنید. بهرحال با توجه به وضعیت وخیم پدر گرامی شما، این مسئولیت بر دوش دیگر اعضای خانواده سنگینی می کند که امیدوارم شما با افزایش آگاهی و مطالعه بیشتر کتاب های تربیتی به خوبی از عهده این مسئولیت خطیر بر آیید. در این مورد برای راهنمایی بیشتر به راهکارهای ذیل توجه فرمایید:
1. ارتباط کلامی میان اعضاء خانواده را بالا ببرید. در موقعیت های مختلف به صورت همدلانه به گفتگو و صحبت بپردازید و دیگر اعضاء خانواده را هم در این صحبت ها سهیم کنید. به هر مناسبتی از احوال او جویا شوید و نگذارید احساس کند نسبت به او بی تفاوت هستید. اما در عین حال بخاطر بحران نوجوانی از کلنجار رفتن با او بپرهیزید. در حرفهایتان به او احساس مسئولیت و عاقبت اندیشی را متذکر شوید. آگاهی یافتن از عواقب بعضی رفتارهای پرخطر وسیله خوبی برای ممانعت از ادامه آن رفتارهاست. شما می توانید با بیان نمونه های مختلف از ثمرات ارتباط های ناسالم به ایشان تلنگر بزنید.
2. سعی کنید کمبودهای عاطفی او را در محدوده خانواده حل کنید تا نیاز به پیدا کردن سنگ صبوری برای خود در بیرون از خانه پیدا نکند. غفلت از اینکه سن برادر شما نزدیک به سن بلوغ است می تواند صدمات جبران ناپذیری به ایشان و آینده او بزند. بلوغ دوره اوج و فرودهاست که بزرگترین علت لغزش در این برهه زمانی برای نوجوان خلأ های عاطفی و کمبود عشق و محبت است. نقاط مثبت و کلاً هر چیزی که باعث خوشحالی و جذب او می شود را در مقابلش یا اگر گوشی همراه دارد برایش ارسال کنید. استفاده از کلماتی مثل عزیزم - داداشم - دوستت دارم - قربون داداش و هر چیزی که بو و رنگ عاطفی دارد .
3. به صورت غیر مستقیم مراقب الگوهایی که برای زندگی خود انتخاب می کند باشید. به عنوان مثال الگوبرداری از دوستان صمیمی یا یکی از اعضاء فامیل می تواند مقدمه ساز باز شدن پای نوجوان به مسائلی از این دست باشد. سعی کنید با رفتار و کردار مناسب الگوی جدیدی برای او باشید. نوجوان سریع جذب شما خواهد شد. فقط کافی است با او رفیق شوید.

پدرم مریض است و سکته مغزی و قلبی کرده و نمی تواند نه حرف بزند نه حرکت کند.برادر 14 ساله ام تازه دوست دختر پیدا کرده . لطفاً دلایل اینکه به این سمت رفته را بگویید و چکار کنم که خودش منصرف شود ؟ فکر کنم از طریق دوستش به این راه پا گذاشته است .

با آرزوی سلامتی برای همه مریض ها امیدوارم خداوند به شما و خانواده تان صبر داده و هر چه زودتر لباس عافیت بر تن پدر گرامیتان بپوشاند.
جای پای یک نوع محرومیت عاطفی در کانون خانواده در اکثر اختلال های رفتاری مشاهده می شود. بنا بر این فقدان احتمالی ارتباط دوستانه و صمیمی برادر کوچک تر شما با والدین می تواند یکی از دلایل جذب ایشان به جنس مخالف باشد. سعی کنید به عنوان برادر بزرگ تر از حمایت عاطفی و رفاقت عمیق با او غفلت نکنید. بهرحال با توجه به وضعیت وخیم پدر گرامی شما، این مسئولیت بر دوش دیگر اعضای خانواده سنگینی می کند که امیدوارم شما با افزایش آگاهی و مطالعه بیشتر کتاب های تربیتی به خوبی از عهده این مسئولیت خطیر بر آیید. در این مورد برای راهنمایی بیشتر به راهکارهای ذیل توجه فرمایید:
1. ارتباط کلامی میان اعضاء خانواده را بالا ببرید. در موقعیت های مختلف به صورت همدلانه به گفتگو و صحبت بپردازید و دیگر اعضاء خانواده را هم در این صحبت ها سهیم کنید. به هر مناسبتی از احوال او جویا شوید و نگذارید احساس کند نسبت به او بی تفاوت هستید. اما در عین حال بخاطر بحران نوجوانی از کلنجار رفتن با او بپرهیزید. در حرفهایتان به او احساس مسئولیت و عاقبت اندیشی را متذکر شوید. آگاهی یافتن از عواقب بعضی رفتارهای پرخطر وسیله خوبی برای ممانعت از ادامه آن رفتارهاست. شما می توانید با بیان نمونه های مختلف از ثمرات ارتباط های ناسالم به ایشان تلنگر بزنید.
2. سعی کنید کمبودهای عاطفی او را در محدوده خانواده حل کنید تا نیاز به پیدا کردن سنگ صبوری برای خود در بیرون از خانه پیدا نکند. غفلت از اینکه سن برادر شما نزدیک به سن بلوغ است می تواند صدمات جبران ناپذیری به ایشان و آینده او بزند. بلوغ دوره اوج و فرودهاست که بزرگترین علت لغزش در این برهه زمانی برای نوجوان خلأ های عاطفی و کمبود عشق و محبت است. نقاط مثبت و کلاً هر چیزی که باعث خوشحالی و جذب او می شود را در مقابلش یا اگر گوشی همراه دارد برایش ارسال کنید. استفاده از کلماتی مثل عزیزم - داداشم - دوستت دارم - قربون داداش و هر چیزی که بو و رنگ عاطفی دارد .
3. به صورت غیر مستقیم مراقب الگوهایی که برای زندگی خود انتخاب می کند باشید. به عنوان مثال الگوبرداری از دوستان صمیمی یا یکی از اعضاء فامیل می تواند مقدمه ساز باز شدن پای نوجوان به مسائلی از این دست باشد. سعی کنید با رفتار و کردار مناسب الگوی جدیدی برای او باشید. نوجوان سریع جذب شما خواهد شد. فقط کافی است با او رفیق شوید.

سلام من در سال سوم دبیرستان تحصیل می کنم دوستی دارم که به شدت به او علاقه دارم و حتی یکروز دوری او را نمی توانم تحمل کنم و اگر یکروز او را نبینم دلتنگی شدیدی تمام وجودم را فرا می گیرد ما در امتحان ورودی دبیرستان های انرژی اتمی و علامه طباطبایی شرکت کردیم و او در دبیرستان انرژی و من در علامه قبول شدم حالا احتمالا سال بعد مجبوریم از یکدیگر جدا شویم در ضمن ما در حال حاضر در کرج زندگی می کنیم و سال بعد به همین دلیل باید به تهران برویم اما بدون پدر و مادر و در تهران خانه ای گرفتیم که من در آنجا بمانم اما به مسافت این دو دبیرستان از یکدیگر احتمال نمی توانیم پیش هم بمانیم و او به خانه مادر بزرگش می رود اما فکر اینکه چگونه باید از او جدا شوم مرا دیوانه می کند دوری از پدر و مادر از یک طرف و دوری از او نیز از طرف فشار زیادی به من وارد خواهد کرد و ضربه ای شدیدی به خواهد زد و با توجه به این که سال بعد سال برای ما سرنوشت ساز از است می ترسم این موضوع به کنکور من لطمه بزند لطفا راهنماییم کنید که چگونه باید با این قضیه کنار بیایم

مسأله ای که با آن روبر هستید تحت عنوان ایجاد وابستگی نامبردار است. وابستگي مقوله اي متفاوت از دلبستگي است. در حالي كه افراد علاقمند و دلبسته مي توانند از يك ديگر جدا شده و براي مدتي دوري يك ديگر را تحمل كنند، در موقعيت وابستگي فرد نمي تواند دوري ديگري را تحمل كند؛ مثلاً فرد مي تواند از پدر و مادر خود جدا شدن و در شهري ديگر زندگي كند، اما نمي تواند از دوست دانشگاهي خود حتي براي يك روز جدا شود و يا به آن فكر كند.
اين قبيل رفتارها همان گونه كه اشاره كرده ايد، مي تواند به وضعيت درسي شما نيز آسيب وارد سازد.
برخي افراد كه داراي شخصيت وابسته هستند، اين قبيل رفتارهاي وابستگي را در موقعيت هاي مختلف زندگي خود نشان مي دهند؛ اما در موارد ديگر نيز اين مسأله در نوجوانان و جوانان ديده مي شود. البته اين احتمال هم وجود دارد كه شما دچار افكار وسواسي باشيد كه با مراجعه به روانشناس مي توانيد آن را درمان كنيد.
توجه داشته باشید که در تمام این موارد شناخت‌ها تحت تسلط عواطف و هیجانات قرار می گیرند. ساز و کار این مسأله توسط خیال‌پردازی و تصویر سازی ذهنی تقویت می‌شود و به تدریج این تصاویر باعث ایجاد یک حالت خوشایند در فرد می گردند. شدت این حالت گاهی چنان است که افراد گمان می کنند که دیگر نمی توانند هنگام فکر کردن به این افکار به راحتی تنفس کنند. در این شرایط یک مدار خود تضمین کننده پدید می‌آید که هر گاه فرد با افکار افسرده کننده روبرو می‌گردد، برای دست یابی به یک آرامش موقت به همین تصویرها روی می‌آورد و به ناراحتی می رسد. این چرخه معیوب برای بارها و بارها به راه مي‌افتد و فرد توانایی شکستن این حلقه را ندارد؛ چون با فنون آن آشنا نیست.
در این بین تمرکز بر این مسأله که فرد خود را در یک محدودیت می‌بیند، همان احساس غم و افسردگی یا در برخی افراد احساس یأس و استیصال بروز می‌کند، و تصویر پردازی با شدّت بیشتری صورت می گیرد.
چنانچه ملاحظه فرمودید این یک نظام خودکفا و چرخه باطل است که فرد خواه ناخواه در آن قرار می‌گیرد. بنابراین گاهی ممکن نیست فرد بتواند، به خود کنترلی نایل گردد. در اين قبيل موارد ضرورت دریافت دارو حتمی است. دارو درمانی باعث شکسته شدن فوری این چرخه باطل مي شود و راهی دیگر متصور نیست. با وجود این، یک الزام برای کناره‌گیری از افکار مرتبط خواهد بود و بدون آن هیچ روان درمانگری معنا نخواهد داشت.
اما پس از دریافت دارودرمانی می توانید با مراجعه به یک روانشناس با فنون مربوط به تصویر پردازی مثبت و مقابله با افکار منفی آشنا شده و آن ها را مورد استفاده قرار دهید. یک درمان منظم و شناخته شده در این زمینه درمان های شناختی رفتاری که ارزش آنها فراگیر بوده و اثر درمانی آنها در تمام دنیا قابل توجه است. البته در انتخاب درمانگر خودتان دقت لازم را مبذول دارید.
در مورد فراموش كردن روابط احساسي هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي هستند و عمدتاً ماندگارتر هستند. بنا بر اين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آن ها چه چيزي باشد. حال هر چه این اطلاعات مهم‌تر و معنادارتر - خواه مثبت و خواه منفی - باشند، ماندگارتر خواهند شد. كسي كه معتقد است نمي‌تواند آن را فراموش كند، يعني كه نمي‌خواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند است همچنان آن را حفظ كند؛ به ویژه هنگامی که یک فایده عملی برای فرد داشته باشد و مثلاً احساس خوبي را در فرد ايجاد كند.

سلام من در سال سوم دبیرستان تحصیل می کنم دوستی دارم که به شدت به او علاقه دارم و حتی یکروز دوری او را نمی توانم تحمل کنم و اگر یکروز او را نبینم دلتنگی شدیدی تمام وجودم را فرا می گیرد ما در امتحان ورودی دبیرستان های انرژی اتمی و علامه طباطبایی شرکت کردیم و او در دبیرستان انرژی و من در علامه قبول شدم حالا احتمالا سال بعد مجبوریم از یکدیگر جدا شویم در ضمن ما در حال حاضر در کرج زندگی می کنیم و سال بعد به همین دلیل باید به تهران برویم اما بدون پدر و مادر و در تهران خانه ای گرفتیم که من در آنجا بمانم اما به مسافت این دو دبیرستان از یکدیگر احتمال نمی توانیم پیش هم بمانیم و او به خانه مادر بزرگش می رود اما فکر اینکه چگونه باید از او جدا شوم مرا دیوانه می کند دوری از پدر و مادر از یک طرف و دوری از او نیز از طرف فشار زیادی به من وارد خواهد کرد و ضربه ای شدیدی به خواهد زد و با توجه به این که سال بعد سال برای ما سرنوشت ساز از است می ترسم این موضوع به کنکور من لطمه بزند لطفا راهنماییم کنید که چگونه باید با این قضیه کنار بیایم

مسأله ای که با آن روبر هستید تحت عنوان ایجاد وابستگی نامبردار است. وابستگي مقوله اي متفاوت از دلبستگي است. در حالي كه افراد علاقمند و دلبسته مي توانند از يك ديگر جدا شده و براي مدتي دوري يك ديگر را تحمل كنند، در موقعيت وابستگي فرد نمي تواند دوري ديگري را تحمل كند؛ مثلاً فرد مي تواند از پدر و مادر خود جدا شدن و در شهري ديگر زندگي كند، اما نمي تواند از دوست دانشگاهي خود حتي براي يك روز جدا شود و يا به آن فكر كند.
اين قبيل رفتارها همان گونه كه اشاره كرده ايد، مي تواند به وضعيت درسي شما نيز آسيب وارد سازد.
برخي افراد كه داراي شخصيت وابسته هستند، اين قبيل رفتارهاي وابستگي را در موقعيت هاي مختلف زندگي خود نشان مي دهند؛ اما در موارد ديگر نيز اين مسأله در نوجوانان و جوانان ديده مي شود. البته اين احتمال هم وجود دارد كه شما دچار افكار وسواسي باشيد كه با مراجعه به روانشناس مي توانيد آن را درمان كنيد.
توجه داشته باشید که در تمام این موارد شناخت‌ها تحت تسلط عواطف و هیجانات قرار می گیرند. ساز و کار این مسأله توسط خیال‌پردازی و تصویر سازی ذهنی تقویت می‌شود و به تدریج این تصاویر باعث ایجاد یک حالت خوشایند در فرد می گردند. شدت این حالت گاهی چنان است که افراد گمان می کنند که دیگر نمی توانند هنگام فکر کردن به این افکار به راحتی تنفس کنند. در این شرایط یک مدار خود تضمین کننده پدید می‌آید که هر گاه فرد با افکار افسرده کننده روبرو می‌گردد، برای دست یابی به یک آرامش موقت به همین تصویرها روی می‌آورد و به ناراحتی می رسد. این چرخه معیوب برای بارها و بارها به راه مي‌افتد و فرد توانایی شکستن این حلقه را ندارد؛ چون با فنون آن آشنا نیست.
در این بین تمرکز بر این مسأله که فرد خود را در یک محدودیت می‌بیند، همان احساس غم و افسردگی یا در برخی افراد احساس یأس و استیصال بروز می‌کند، و تصویر پردازی با شدّت بیشتری صورت می گیرد.
چنانچه ملاحظه فرمودید این یک نظام خودکفا و چرخه باطل است که فرد خواه ناخواه در آن قرار می‌گیرد. بنابراین گاهی ممکن نیست فرد بتواند، به خود کنترلی نایل گردد. در اين قبيل موارد ضرورت دریافت دارو حتمی است. دارو درمانی باعث شکسته شدن فوری این چرخه باطل مي شود و راهی دیگر متصور نیست. با وجود این، یک الزام برای کناره‌گیری از افکار مرتبط خواهد بود و بدون آن هیچ روان درمانگری معنا نخواهد داشت.
اما پس از دریافت دارودرمانی می توانید با مراجعه به یک روانشناس با فنون مربوط به تصویر پردازی مثبت و مقابله با افکار منفی آشنا شده و آن ها را مورد استفاده قرار دهید. یک درمان منظم و شناخته شده در این زمینه درمان های شناختی رفتاری که ارزش آنها فراگیر بوده و اثر درمانی آنها در تمام دنیا قابل توجه است. البته در انتخاب درمانگر خودتان دقت لازم را مبذول دارید.
در مورد فراموش كردن روابط احساسي هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي هستند و عمدتاً ماندگارتر هستند. بنا بر اين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آن ها چه چيزي باشد. حال هر چه این اطلاعات مهم‌تر و معنادارتر - خواه مثبت و خواه منفی - باشند، ماندگارتر خواهند شد. كسي كه معتقد است نمي‌تواند آن را فراموش كند، يعني كه نمي‌خواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند است همچنان آن را حفظ كند؛ به ویژه هنگامی که یک فایده عملی برای فرد داشته باشد و مثلاً احساس خوبي را در فرد ايجاد كند.

صفحه‌ها