مشاوره

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام من دانشجوی مهندسی مکانیک سیالات دانشگاه آزاد علوم تحقیقات هستم و یک سال از درسم باقی مانده و بین دو راهی ماندم که برای ارشد درس بخوانم یا برم سر کار با برخی دانشجویان ارشد و دکتری که صحبت میکنم میگویند برای کار و حقوق فرقی نمیکند و برخی هم میگویند موقعیت اجتماعی بهتری دارد و من مردد ماندم چون باید انرژی بذارم و نمیدانم که قبول میشوم یا نه و در صورت قبولی دو سال دیگر باید زحمت بکشم. از طرفی تصمیم به ازدواج هم دارم که ازدواج کنم و بعد از چند سال زندگی مستقل تشکیل دهم. حال نمیدانم که چه کار کنم لطفا راهنمایی بفرمایید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
به نظر مي رسد شك و ترديد شما منحصر در همين مسأله خاص نباشد . در بسياري از تصميم گيري هاي ديگر با شك و ترديد دست به گريبان هستيد .بسيار روشن است كه شك و ترديد شما با يك و دو يا ده مشاوره (با برخي دانشجويان ارشد و دکتري که ...) پايان نمي پذيرد .براي فائق آمدن بر اضطراب نسبتاً بالاي خود راهي جز استمرار رايزني نداريد.
مسلم است كه بنده هر چه بگويم ،دل شما آرام نخواهد گرفت و بار ديگر به رايزني با فرد ديگر خواهيد پرداخت.
با اين وصف بهتر است با بينش بيش تر نسبت به مشكل دروني احتمالي خود و جمع بندي نظرات ديگران به انتخاب نهايي خود همت گماريد.
با اطلاعات بسيار محدود نامه هر گونه توصيه غير كارشناسي به نظر مي رسد.

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما . مي خواستم درباره ازدواج از شما سوال بكنم. من خواستگاري دارم كه يكي از اقوام نزديكم است و ايشان پسري هستند كه از تمامي جهات موردپسند من و خانواده ام هستند ولي پدر اين پسر كه الان هم 4 سال است فوت شده اند فردي بوده است كه به كار سحر و جادو مي پرداخته است و با همين سحر و جادو كردنش باعث جدايي و طلاق بين افرادي از اقواممان شده كه ازدواج كرده اند يعني منظورم اين است كه موجب بدبختي اين افراد شده است و علاوه بر اين حلال و حرام را زياد رعايت نمي كرده است . حالا من نمي دانم با توجه به اين كه خود پسر جوان باايمان ، با اخلاق ،مودب ،داراي تحصيلات عالي و شغل مناسب است و مال او حلال است با او ازدواج كنم يا نه ؟ آيا كار هاي پدر او در آينده و نسل ما اثر مي گذارد ؟ خواهشمند است سوال و جواب من در سايت وارد نگردد .

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
هر چند در خصوص نسبت هايي كه به افراد گوناگون داده مي شود، نمي توان به درستي قضاوت كرد، اما بر فرض صحت آنچه در خصوص پدر اين جوان بيان كرديد، در صورتي كه
جوان درگير اين مسائل نبوده و اموال خود را نيز از درآمدهاي پدرش پاك نموده و رابطه اي با اين گونه امور ندارد و اهل ايمان و اخلاق است ، نبايد به اعمال ديگر افراد توجهي بكنيد.
البته چه بسا خلق و خو و رفتارهاي هر فردي در نسل و فرزندان او تاثير مستقيم يا غير مستقيمي داشته باشد، اما اين امر در مورد همه اشخاص ديگر هم صادق است. در خصوص بهترين افراد هم اطلاع كافي نداريد كه در بين اجداد و پدران آنان فرد فاسد و ظالمي وجود نداشته و... اثر اعمال بد آن ها به نوعي در فرزندان و نسل شان جاري نمي شود .
هر چند خانواده و والدين يك فرد بسيار مهم و مورد توجهند اما مهم ترين معيار و مبنا خود فرد و زندگي اوست . اينكه جوان اهل تقوا و ديانت بوده و در عين حال به نادرستي و زشتي اعمال پدرش واقف باشد و در صدد حل برخي مشكلات به وجود آمده در اين مسير مانند جلب رضايت افراد مظلوم و مانند آن باشد.

باعرض سلام وخسته نباشید و باتشکرازاینکه به طورمفصل به سوال قبلی من پاسخ دادید راستش تا حالا ازطریق اینترنت به چندمرکز مراجعه کردم اما جوابی ایمیل نشد.شمالطف کردید ومفصل جواب دادید اما متاسفانه من اکثراین راههاروامتحان کردم قبل از ازدواج کتابهای زیادی راجع به روانشناسی روابط زن و شوهر و روابط روحی مطالعه کردم و بعد از ازدواج و بابه وجود اومدن این مشکل که بوسیله ی همسرم ارضانمیشم بازم به کتابها و مقالات زیادی دراین مورد رو اوردم و اگه اغراق نباشه تمام راههایی که گفتید رو به کاربردم گاهی به طور مستقیم و گاهی غیر مستقیم بهش گفتم توی این یک سال رابطه من فقط 3 بار ارضاشدم و حتی اینو بهش گفتم و بهش گفتم که باانجام چه کارهایی این چندبارارضاشدم اما باز به رابطه ی بعدی که میرسیم مثل قبله قبل از نزدیکی کمی ملاعبه هست ولی فقط چند دقیقه ی کوتاه اونم باعجله و من اصلا لذت نمیبرم چون حس خوبی ندارم و میدونم تا بخوام ازاینکارلذت ببرم اون نزدیکی رو شروع میکنه پس بدون اینکه من حسی داشته باشم شروع میشه راستش من حتی موقع نوشتن این موضوع برای شما هم خجالت زده و شرمنده ام و گاهی اوقات هم که میخوام برای همسرم توضیح بدم باسختی زیاد همراهه واسم اگه ترس از گناهه خودارضایی و نیازواقعیه جسمم نبود هیچوقت این مساله رو مطرح نمیکردم متاسفانه همسرم اصلا به مطالعه علاقه نداره خیلی بهش اصرار کردم امافایده ای نداره من به گفته ی خودش تمام نیازهای اونو تمام و کمال برطرف میکنم چون زیاد مطالعه کردم و تمام سعیمو برای راضی بودنش در رابطه داشتم حالا نمیدونم دیگه از چه راهی وارد بشم تا منم به خواستم برسم وازراه شرعی به لذت جنسی که خداحق بندگانش قرار داده برسم شرمنده ام اگه وقت شریفتون رو گرفتم و صحبتهام طولانی شد.باتشکرفراوان

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
خواندن و مطالعه كتاب ممكن است در اين زمينه مناسب باشد، اما مسألة اصلي عمل كردن به آن هاست. البته دقيقاً نمي‌دانم كه مشكل شما به طور خاص بي تجربگي همسرتان است يا عدم سرمايه‌گذاري مناسب براي شما يا مشكل زودانزالي يا تمام اين موارد. گفتن اين نكته كه شوهرم من را نمي‌تواند ارضا كند يا ارضا نمي شوم كافي نيست. اراية برخي جزييات نيز ضروري است. توجه كنيد كه با يك مشكل خاص روبرو هستيد كه احتمالاً با مشكلات افراد ديگر در اين زمينه متفاوت است. به همين دليل هميشه تأكيد داريم كه درمان يك امر شخصي است و كلي‌گويي ر اين زمينه نمي‌تواند مشكلي را برطرف نمايد.
نكتة ديگر مربوط به مطالعه كتاب هايي است كه مي گوييد خوانده ايد. باز هم در اين جا مناسب مي‌دانم كه بگويم خواندن يك كتاب (كه برخي مسايل آن هيچ گونه ارتباطي به مشكل خاص ما ندارد و تنها چند صفحه آن دقيقاً مربوط به مشكل ما است) كافي نيست، ضمن آنكه نمي‌دانيم كتاب معتبر هست يا نه!
همچنين هيچ گاه تضمين كافي براي آن كه بتوانيم مشكل واقعي خودمان را تشخيص دهيم و علل بروز را بيابيم، نخواهد بود . در اين زمينه بايد با يك متخصص روانشناس و سكسولوژيست ادامه دهيد چون به تنهايي قادر به حلَ اين مسأله نيستيد. افراد عادي معمولاً عوارض و نشانه‌هاي يك اختلال را مي‌بينند . اين در حالي است كه هميشه يك متخصص به دنبال آسيب‌شناسي واقعي مي باشد كه اغلب از دسترس افراد عادي دور است و آن ها قادر به تشخيص نخواهند بود.
اگر مشكل شما در يك زمينه ساده و ابتدايي مطرح باشد، نيازي به توصية كتابخواني به همسرتان را نبايد چندان مهم تلقي كنيد. در اين قبيل موارد كافي است به هم‌عملي در رابطه جنسي توجه داشته باشيد. برقراري رابطة جنسي يك فعاليت مشترك است.در حين عمل جنسي مي‌توانيد او را هدايت نماييد. هدايت و راهنمايي مي تواند كلامي يا غيركلامي باشد. در راهنمايي كلامي بايد تمركز همسرتان را بر بخشي از اندام تان كه براي تان خوشايند است تقويت نماييد . از اين طريق رفتار جنسي او را كنترل نماييد. در روش هاي غير كلامي از طريق شدت بخشيدن به برخي اعمال مانند تنفس و شدت دادن به حركات بدني يا صداها مي توانيد به او برسانيد كه بايد بر اين منطقه تمركز يابد.
براي دريافت برخي توضيحات بيش تر با شماره تماس 09640 همين مركز تماس گرفته ، ضمن ارايه برخي توضيحات دقيق‌تر، از طريق مشاورين بخش تلفني اين مركز راهنمايي لازم را دريافت نماييد.

باسلام وعرض ادب اينجانب فرزند خانواده اي ناهنجار هستم كه به دليل اختلافات والدين آسايش ازمن وخواهروبرادرانم صلب شده.وجهه اجتماعي خانواده ما به شدت لكه دار است وبه همين دليل برادر26ساله ام مجبوربه وصلت باخانواده اي بي بندوبار شد .خواستگاران خواهرم كه 29سال دارد همه در مرحله تحقيقات منصرف ميشوند.يك سال پيش يكي ازهمكلاسي هايم ازمن خواستگاري كرد ووقتي علت انتخاب را جويا شدم پاسخ داد:شما سربه زير ،باحجاب وسنگين هستيد .من در موردخانواده ام با اوصحبت كردم{ ودر موردناشنوايي يكي ازگوشهايم كه بر اثرضرب وشتم شديدپدرم توسط شلنگي شلاق مانند ايجادشد} چراكه نمي خواستم در آينده محكوم به طلاق شوم.اما او پاسخ داد :مگر من ميخواهم با خانواده شما زندگي كنم ياباگوش شما ازدواج كنم.باتوجه به اينكه وي 4 سال است كه قصدخواستگاري از بنده راداشته وپسري سالم ومومن است وهمه شرايط من ازجمله كار وادامه تحصيلم را پذيرفته، من به طور غير مستقيم به وي پاسخ مثبت دادم.وعرض كردم كه سال 93 درصورت موافقت خانواده ها باز دراين مورد صحبت خواهيم كردوتا آن زمان ارتباطي با هم نداشته باشيم ،وي نيز پذيرفت.اما مشكل اينجاست گه او از من كه 25 سال دارم 1.5سال كوچكتر است .واصرار دارد مهريه 14 تا باشد البته مهريه هيج اهميتي براي بنده نداردو من به يك شاخه گل اكتفا ميكنم اما چون اصراردارد به شك افتاده ام.من در طول 3ماهي كه با وي همكلاسي بودم(انتقالي گرفت واز دانشگاه ما رفت)نسبت به بقيه همكلاسيها براي ايشان احترام خاصي قايل بودم اما به عنوان يك هموطن هم دين وبه خاطر رفتار وپوشش آقاوارانه اش.حالا هم همان احساس را به ايشان دارم اما شديدتر،وخبري از عشق واين حرفهانيست ،فقط دعا ميكنم اگردختري هست كه بيشتر از من ميتواند وي را خوشبخت كند سر راهش قرار گيرد.اما چون تابحال هيچكس تااين حدمشتاق ازدواج بامن نبوده نمي خواهم او را از دست بدهم .اين در حالي است كه بيماري گوش من عود كرده وگوش راستم هم در حال ناشنوا شدن است .ازطرفي من تحمل صبركردن تا ازدواج خواهرم را ندارم ونميتوانم در خانه اي كه شبهايش به دليل بي حيايي آشكارانه پدر ومادرم برايم جهنم است بيشتر از اين سكوت كنم .حتي با مادرم صحبت كردم كه اتاق خواب است كه مخصوص خواب است نه اتاق حال كه محل رفت و آمد ما براي سرويس بهداشتي و وضوي نماز صبح است .اما به من بدوبيراه گفت وخودش رابي اطلاع از آنجه ميگويم جلوه داد.در حال حاضربه شهرستان منزل مادر بزرگم(مادر مادر كه از بودنم ناراضيست ومدام به رو مي اورد) پناه آورده ام اماتاكي .مهر بايد برگردم قم خوابگاه (خدا را شكر).يكسال ديگر درس من در دانشگاه قم تمام ميشود وبايد برگردم تهران وبه آن مهدگناه.شايان ذكر است پدرم بيكار است وهميشه در منزل ومشغول غرولند.خرج زندگيمان ازپول فروش خانه امان كه در بانك است ميگذرد.پدرم از جواني اش بيكار بوده وددرامدش از معامله ووصول چك بستانكاران از بدهكارانشان وبطور كلي دلالي وشرخري است.وبهيچ عنوان به فكر آينده من ،خواهرم ،برادر10 ساله ام ،برادر 26 ساله ام كه در آستانه طلاق است وحتي خودش نيست.بارها تصميم به خودكشي گرفته ام اما چون به وجود خدا يقين دارم نفس ميكشم.كمكم كنيد فقط خواهشا از صبر وقسمت وخواست خدا ودلخوشي هاي سطحي ننويسيد من دنبال يك راه اصولي و كاربردي هستم .و مشتاق ملاقات حضوري .باسپاس و احترام

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در حال حاضر تمرکز شما بر مسائل متعدد و متشتت بسيار آسيب‌زا به نظر مي‌رسد . بهتر است به جاي تمرکز بر روي رفتار نابهنجار پدر و مادر يا تجرد خواهر و يا طلاق احتمالي برادر يا ... صرفاً بر مشکل خود تمرکز نماييد.
اصلاح رفتار والدين به طور کامل منتفي است . بهتر است کوچکترين هزينه ذهني يا وقتي در مورد آن ننماييد.
مشکل در شرف طلاق بودن برادرتان نيز به طور کامل بايد از صحنه ذهن شما محو گردد، چرا که اين امر نيز مانند بسياري از امور ديگر از حيطه اختيار شما خارج است حتي دلسوزي دراين زمينه نبايد رنگ و بوي افراط به خود گيرد.
مشکل تجرد ناخواسته خواهربزرگ تر نيز به هيچ وجه نبايد مانعي بر سر راه ازدواج بهنگام شما گردد. از نقطه نظر عقل و شرع هر گونه تأخير انداختن آسيب زا در اين امر به بهانه ناراحتي و سرافکندگي احتمالي خواهر بزرگ تر جايز نيست . نبايد با احساس مسئوليت افراطي راه بر ازدواج بهنگام خود ببنديد.
اگر يک نفر هم از خانواده شما نجات يابد، بهتر است که همگي به پاي يکديگر بسوزيد.
اين احتمال وجود دارد که خواهر شما تا سال 93 نيز ازدواج نکند .تأخير انداختن طولاني بسيار نابخردانه به نظر مي رسد. 4 سال انتظار براي يک ازدواج کاملا ً معمولي جز در داستان‌هاي هزار و يک شب متصور نيست. مضافاً بر اين که هيچ تعهد و ضمانت عقلي و قانوني بر تداوم انگيزه اين پسر براي ازدواج با شما وجود ندارد. اگر اين پسر واجد ملاک‌هاي انتخاب همسر است ،حواله دادن وي به 4 و 5 سال ديگر امري بسيار غير دورانديشانه به نظر مي رسد.
بسياري از دختران و پسران که در شرايطي مشابه شما به سر مي برند ،براي حل مشکلات ديگر اعضاي خانواده فقط به دلسوزي و غصه خوردن اکتفا نمي کنند. بلکه با نجات خود در درجه اول راه را براي نجات ديگران فراهم مي‌آورند. مسلماً شما در مقام يک دختر ازدواج کرده و صاحب زندگي بهتر مي‌تواند به شوهر يابي خواهر بزرگ تان از طريق گوناگون کمک کنيد. ازدواج موفق و بهنگام شما ذهنيت خواستگاران احتمالي خواهر بزرگ تان را تا حد زيادي پاکسازي مي نمايد . به جدا سازي ذهني موقعيت خواهر بزرگ تر از موقعيت نابسامان خانواده کمک مي‌کند.
از يک نظر اگر به عقب انداختن زمان ازدواج منجر به انصراف اين پسر از ازدواج گردد، کار شما چيزي جز کفران نعمت الهي محسوب نمي ‌گردد.
مي‌توانيد با اجازه از خواهر بزرگ تر به او قول دهيد که پس از تأهل يک آن از حل مشکل او غفلت نخواهيد کرد . با دلگرمي دادن به ايشان سعي در کسب رضايت قلبي ايشان نماييد. به احتمال زياد ناشنوايي احتمالي شما ناشنوايي صد در صدي نيست . با يکسري اقدامات درماني و تجهيزات شنوايي ميزان شنوايي شما به حد مطلوبي خواهد رسيد.
بار ديگر تاکيد مي‌نمايم از هرگونه تمرکز بر اموري که به نحوي از حيطه اختيار شما خارج است، به طور کامل به درآييد . به جاي دلسوزي بي‌ثمر به ارتقاي سطح تاثير گذاري خود بپردازيد. يک دختر زمين خورده هيچ گاه نمي‌تواند دستگير ديگران گردد. بهتر است با دست به دست دادن با اين خواستگار يا هر خواستگار مناسب ديگر زمينه دستگيري موثر خود را فراهم آوريد.
مراکز مشاوره حضوري در قم فراوان است. مي‌توانيد به مرکز مشاوره موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، مرکز مشاوره عارف، مرکز مشاوره صدوق و ...مراجعه نماييد. شماره تماس هر کدام از اين مراکز از طريق 118 قابل پي جويي مي باشد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدمت شما و همکاران عزیزتان. من پسر 20 ساله هستم که تخصیلات حوزوی دارم و پایه 2 هستم. من مشکلم فشار شهوت جنسی هست که در من وجود دارد. وهرچه تلاش کردم کنترل کنم نشد و حتی به گناه هم دچار می شوم . ولی از گناه کردن بدم آمده است چون ارضایم نمیکند. به همین دلیل با پدر و مادرم صحبت کردم تا برایم زن بگیرن. و آنها هم قبول کردند .اما به اجبار چون برایم واجب بود. ولی انها می گویند ما میرویم خاستگاری ولی آخه چه کسی به طلبه پایه 2 دختر میده؟ و من هم از این حرفشان ترسیدم آخه کم بی راه نمیگن. وبه خاطر همین کمی برای ازدواج سست شده ام.چون یه طلبه پایه 2 بدون پول و کار حسابی هستم.ومانده ام چه کار کنم آیا به گناه کردنم ادامه بدهم یا ازدواج کنم.چون راه دیگری به غیر از این ندارم.چون پدرم گفته فکر صیغه به سرت نزنه.حال به نظر شما من چه کار کنم؟از شما مشورت می خواهم لطف کنید هرچه سریعتر جواب دهید.با تشکر خداخافظ.

با سلام و تشکر از اعتماد به ما و ارتباط تان با اين مرکز و عرض پوزش از ديركرد در ارسال پاسخ.
اينكه فقط دو راه براي خود پيش بيني كرده و هيچ راه سومي تصور نمي كنيد، صحيح به نظر نمي رسد. پسر 20 ساله مانند هر پسر 20 ساله ديگر مي‌توانيد بدون ازدواج نيز به ترک گناه( خودارضايي يا هر چيز) بپردازيد. در اين زمينه هيچ تفاوتي با ديگر پسران نداريد . اگر بخواهيد ،مي توانيد راه سوم ،يعني خويشتنداري همه جانبه را انتخاب نماييد. در شرايط کنوني صحبت روي نبودن راه سوم نيست، بلکه صحبت روي نخواستن است. بهتر از هر پسر ديگري (با توجه به پشتوانه مذهبي و طلبگي)مي‌توانيد.
البته مطمئناً انجام اين راه با مشكلات و سختي هاي بسيار همراه است .اگر غير از اين بود، جهاد اكبر نام نمي گرفت.
اين گونه نيست که هر پسري صرف عدم توانمندي بر ازدواج، خود را به گناهان ريز و درشت جنسي بيالايد . تجرد را بهانه‌اي براي ارتکاب به امور گناه آلود قرار دهد.
اگر اصرار بر ازدواج داريد، بايد به مقدمات واجب و ضروري آن تن دهيد، از جمله اين که به جاي توقف بي جا در کسوت طلبگي ،به کار در خورد و شايسته روي آوريد. طلبگي با گناه آلودگي سازگاري ندارد و بايد يکي از اين دو را برگزينيد .
اگر در خود نمي‌بينيد که خود را وقف کار درآمد زا نماييد ،بهتر است به هر زحمتي خويشتنداري همه جانبه را جايگزين آن سازيد.
خلاصه دو راه بيش تر نداريد:
يا خويشتنداري همه جانبه يا تلاش همه جانبه. البته راه سومي هم وجود دارد ،ولي به اصطلاح آمد يا نيامد دارد و آن اين که: فارغ از پيش گويي‌هاي منفي به خواستگاري دختران هم شان خود برويد . با انجام خواستگاري و طولاني كردن مدت نامزدي، به فراهم ‌آوردن شرايط بهتر اقدام كنيد. هر چند اصرار و تداوم بخشي به اين راه زياد هم قابل توصيه نمي‌باشد. احتمالاً راه‌هاي ديگري هم وجود دارد که همگي در يک هدف مشترکند و آن که طلبه پايه دومي نبايد به راحتي زير بار گناه سنگين برود.

بعدازابتلا وترک این گناه(استمنا) هر گاه به ازدواج یابه خواستگاری قصدپاسخگویی دارم با یادآوری آنچه مرتکب شده ام وتاثیر آن درزندگی آینده ازازدواج منصرف می شوم به طوری که نمی توانم راضی شوم به خاطر ارتکاب چنین عملی باکسی ازدواج کنم آیامن باتوجه به کاری که مرتکب شده ام وخیانتی که به امانت انجام داده ام اصلا جایزبه ازدواج هستم؟وبعدآیا باید این مسئله را با خواستگارمطرح کنم؟

پرسش: ازدواج پس ازاستمنا شرح : بعدازابتلا وترک اين گناه(استمنا) هر گاه به ازدواج يا به خواستگاري قصد پاسخگويي دارم، با يادآوري آنچه مرتکب شده ام وتاثير آن درزندگي آينده ازازدواج منصرف مي شوم، به طوري که نمي توانم راضي شوم به خاطر ارتکاب چنين عملي باکسي ازدواج کنم .آيامن باتوجه به کاري که مرتکب شده ام وخيانتي که به امانت انجام داده ام ،اصلا جايز به ازدواج هستم؟بعدآيا بايد اين مسئله را با خواستگارمطرح کنم؟

پاسخ: خواهر گرامي با تشكر از تماس تان با اين مركز.
نامه شما حاكي از درون و فطرت پاك شماست . فطرت پاك در اثر گناهي كه انجام داده ايد، حالت نگراني و اضطراب در مسئله ازدواج در وجود شما پديدآورده است. ولي اضطراب و احساس گناه بيش از حد شما، نوعي وسوسه شيطاني است كه شما را از لطف و رحمت بي انتهاي خدا دور مي سازد. رحمت گسترده اي كه حتي خود شيطان در روز قيامت، در آن طمع مي كند. رحمت عظيم خدا كه بدترين گناهكاران هم با رفتن به در خانه رحمت او نا اميد برنگشته اند.
حالات شما نه تنها موجب خجلت نيست، بلكه حالاتي است كه هر كسي آرزوي داشتن آن را دارد.
اگر قرار باشد آن هايي كه گناه كرده اند، شايسته و مجاز به ازدواج نباشند، خيلي از انسان ها نبايد ازدواج بكنند، چرا كه انسان جايز الخطاست و خداوند هم دقيقا به همين خاطر در توبه را باز گذاشته ،در قرآن در آيات مختلف انسان هاي گناهكار را دعوت به توبه و پذيرش توبه مي كند.
چه كسي است غير معصوم است كه در عمر خود دچار گناه نشده باشد؟! شما مرتكب يك گناه تكراري شده ايد، اما افرادي كه صدها گناه كرده اند، باز تواستتند با‌ آب توبه خود را پاك سازند.
رد كردن خواستگار يا انصراف از ازدواج به بهانه گناه گذشته كه با‌ آب توبه نيز پاك شده ، گناه ديگري است. گناه ناشكري از نعمت الهي و گناه سوء ظن به رحمت خدا و گناه يأس و نااميدي از خدا و... پس هر چه زدوتر از اين گناهان توبه نما و با توبه خود را محبوب خدا ساز.
بنابراين جاي هيچ نگراني نيست . همين كه از كرده خود پشيمان هستيد ، حالت بسيار خوبي است. مي توانيد با آرامش كامل و بدون هيچ نگراني و اضطرابي به خواستگاران خود با در نظر گرفتن معيارها و ملاك هاي درست انتخاب همسر. جواب مثبت دهيد
موفق باشيد.

صفحه‌ها