مشاوره

پدرم سکته مغزی و قلبی کرده و نه میتواند حرکت کند نه حرف بزند نه غذا بخورد . برادرم (14 سال دارد) تازه دوست دختر پیدا کرده . چگونه او را از این کار منصرف کنم و اینکه دلایل اینکه به این سمت رفته چیست ؟ فکر کنم از طریق دوستش به این راه پا گذاشته است ؟ با تشکر

با آرزوی سلامتی برای همه مریض ها امیدوارم خداوند به شما و خانواده تان صبر داده و هر چه زودتر لباس عافیت بر تن پدر گرامیتان بپوشاند.
جای پای یک نوع محرومیت عاطفی در کانون خانواده در اکثر اختلال های رفتاری مشاهده می شود. بنا بر این فقدان احتمالی ارتباط دوستانه و صمیمی برادر کوچک تر شما با والدین می تواند یکی از دلایل جذب ایشان به جنس مخالف باشد. سعی کنید به عنوان برادر بزرگ تر از حمایت عاطفی و رفاقت عمیق با او غفلت نکنید. بهرحال با توجه به وضعیت وخیم پدر گرامی شما، این مسئولیت بر دوش دیگر اعضای خانواده سنگینی می کند که امیدوارم شما با افزایش آگاهی و مطالعه بیشتر کتاب های تربیتی به خوبی از عهده این مسئولیت خطیر بر آیید. در این مورد برای راهنمایی بیشتر به راهکارهای ذیل توجه فرمایید:
1. ارتباط کلامی میان اعضاء خانواده را بالا ببرید. در موقعیت های مختلف به صورت همدلانه به گفتگو و صحبت بپردازید و دیگر اعضاء خانواده را هم در این صحبت ها سهیم کنید. به هر مناسبتی از احوال او جویا شوید و نگذارید احساس کند نسبت به او بی تفاوت هستید. اما در عین حال بخاطر بحران نوجوانی از کلنجار رفتن با او بپرهیزید. در حرفهایتان به او احساس مسئولیت و عاقبت اندیشی را متذکر شوید. آگاهی یافتن از عواقب بعضی رفتارهای پرخطر وسیله خوبی برای ممانعت از ادامه آن رفتارهاست. شما می توانید با بیان نمونه های مختلف از ثمرات ارتباط های ناسالم به ایشان تلنگر بزنید.
2. سعی کنید کمبودهای عاطفی او را در محدوده خانواده حل کنید تا نیاز به پیدا کردن سنگ صبوری برای خود در بیرون از خانه پیدا نکند. غفلت از اینکه سن برادر شما نزدیک به سن بلوغ است می تواند صدمات جبران ناپذیری به ایشان و آینده او بزند. بلوغ دوره اوج و فرودهاست که بزرگترین علت لغزش در این برهه زمانی برای نوجوان خلأ های عاطفی و کمبود عشق و محبت است. نقاط مثبت و کلاً هر چیزی که باعث خوشحالی و جذب او می شود را در مقابلش یا اگر گوشی همراه دارد برایش ارسال کنید. استفاده از کلماتی مثل عزیزم - داداشم - دوستت دارم - قربون داداش و هر چیزی که بو و رنگ عاطفی دارد .
3. به صورت غیر مستقیم مراقب الگوهایی که برای زندگی خود انتخاب می کند باشید. به عنوان مثال الگوبرداری از دوستان صمیمی یا یکی از اعضاء فامیل می تواند مقدمه ساز باز شدن پای نوجوان به مسائلی از این دست باشد. سعی کنید با رفتار و کردار مناسب الگوی جدیدی برای او باشید. نوجوان سریع جذب شما خواهد شد. فقط کافی است با او رفیق شوید.

پدرم مریض است و سکته مغزی و قلبی کرده و نمی تواند نه حرف بزند نه حرکت کند.برادر 14 ساله ام تازه دوست دختر پیدا کرده . لطفاً دلایل اینکه به این سمت رفته را بگویید و چکار کنم که خودش منصرف شود ؟ فکر کنم از طریق دوستش به این راه پا گذاشته است .

با آرزوی سلامتی برای همه مریض ها امیدوارم خداوند به شما و خانواده تان صبر داده و هر چه زودتر لباس عافیت بر تن پدر گرامیتان بپوشاند.
جای پای یک نوع محرومیت عاطفی در کانون خانواده در اکثر اختلال های رفتاری مشاهده می شود. بنا بر این فقدان احتمالی ارتباط دوستانه و صمیمی برادر کوچک تر شما با والدین می تواند یکی از دلایل جذب ایشان به جنس مخالف باشد. سعی کنید به عنوان برادر بزرگ تر از حمایت عاطفی و رفاقت عمیق با او غفلت نکنید. بهرحال با توجه به وضعیت وخیم پدر گرامی شما، این مسئولیت بر دوش دیگر اعضای خانواده سنگینی می کند که امیدوارم شما با افزایش آگاهی و مطالعه بیشتر کتاب های تربیتی به خوبی از عهده این مسئولیت خطیر بر آیید. در این مورد برای راهنمایی بیشتر به راهکارهای ذیل توجه فرمایید:
1. ارتباط کلامی میان اعضاء خانواده را بالا ببرید. در موقعیت های مختلف به صورت همدلانه به گفتگو و صحبت بپردازید و دیگر اعضاء خانواده را هم در این صحبت ها سهیم کنید. به هر مناسبتی از احوال او جویا شوید و نگذارید احساس کند نسبت به او بی تفاوت هستید. اما در عین حال بخاطر بحران نوجوانی از کلنجار رفتن با او بپرهیزید. در حرفهایتان به او احساس مسئولیت و عاقبت اندیشی را متذکر شوید. آگاهی یافتن از عواقب بعضی رفتارهای پرخطر وسیله خوبی برای ممانعت از ادامه آن رفتارهاست. شما می توانید با بیان نمونه های مختلف از ثمرات ارتباط های ناسالم به ایشان تلنگر بزنید.
2. سعی کنید کمبودهای عاطفی او را در محدوده خانواده حل کنید تا نیاز به پیدا کردن سنگ صبوری برای خود در بیرون از خانه پیدا نکند. غفلت از اینکه سن برادر شما نزدیک به سن بلوغ است می تواند صدمات جبران ناپذیری به ایشان و آینده او بزند. بلوغ دوره اوج و فرودهاست که بزرگترین علت لغزش در این برهه زمانی برای نوجوان خلأ های عاطفی و کمبود عشق و محبت است. نقاط مثبت و کلاً هر چیزی که باعث خوشحالی و جذب او می شود را در مقابلش یا اگر گوشی همراه دارد برایش ارسال کنید. استفاده از کلماتی مثل عزیزم - داداشم - دوستت دارم - قربون داداش و هر چیزی که بو و رنگ عاطفی دارد .
3. به صورت غیر مستقیم مراقب الگوهایی که برای زندگی خود انتخاب می کند باشید. به عنوان مثال الگوبرداری از دوستان صمیمی یا یکی از اعضاء فامیل می تواند مقدمه ساز باز شدن پای نوجوان به مسائلی از این دست باشد. سعی کنید با رفتار و کردار مناسب الگوی جدیدی برای او باشید. نوجوان سریع جذب شما خواهد شد. فقط کافی است با او رفیق شوید.

با سلام،جوانی ام که خیلی وقته به استمنا دچارم عواقبش را هم می دانم یعنی الان دارم عواقبش را می کشم.همه را از این کار منع می کنم و برای همه عواقب و گناه کبیره ای را که دارد باز گو می کنم ولی هرکاری می کنم خودم نمی توانم آن را ترک کنم بارها توبه کردم ولی کار ساز نبوده می دانم توبه ام از ته دل نبوده است . و فقط خدا رو مسخره کرده ام. اول اینکه برایم دعا کنید دوم هم اینکه اگه راهکار مناسبی برایم در نظر دارید دریغ نکنید. مشخصاتم هم اینه 18 ساله در حال تحصیل رشته ریاضی رتبه اول کلاس

در سایت پاسخگو مقالاتی در زمینه ترک خودارضایی وجود دارد . می توانید به آن ها مراجعه نمایید. از جمله مقالات می توان به مقاله ذیل اشاره کرد:
در مورد خودارضایی و ترک آن توجه این فرد را به نکات ذیل جلب می کنیم:
1. اضطراب نقش مؤثری در تشدید قوای جنسی و در تولید نیاز جنسی کاذب دارد. ارضای جنسی تا حدودی برای کاهش اضطراب مفید است. اگر ارضای جنسی از طریق حرام (مانند استمنا) صورت گیرد، با این که به صورت موقت از اضطراب می‌کاهد، ولی پس از مدت کوتاهی به خاطر تشدید احساس گناه سطح اضطراب را دوچندان می‌کند. با این وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب می‌گردد.
2. همان طور که اضطراب در گرایش به خودارضایی مؤثر است، کاهش اضطراب از طریق ورزش سنگین منظم، تنفس عمیق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامی (ریلکسیشن) و داروهای گیاهی و شیمیایی سهم بسزایی در کاهش میل به خودارضایی دارد.
3. به هیچ وجه خود را ناپاک ندانید. پسر مؤمنی هستید که به هر دلیلی دچار یک کژ رفتاری گشته‌اید. هیچ‌گاه خودتان را مساوی با رفتار ناشایست خود ندانید. بنده خدا هستید و خداوند بنده ای را که به سویش آید ،طرد نمی کند. برای جبران گناهان ریز و درشت راه روی همه بندگان باز است؛ زیرا رحمت و بخشایش الهی بسیار بزرگ و گسترده تر از هر گناهی است.
4. احساس گناه اگر چه به معنای بیداری وجدان و نفس سرزنش گر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطی به هیچ وجه مطلوب خدا و دین نیست، بلکه احساس گناه فزاینده در راستای وساوس شیطانی است. احساس گناه یکی از بزرگ‌ترین منابع اضطراب‌زاست. می‌توان دریافت که احساس گناه بیش از حد، زمینه‌ای برای خودارضایی بیش تر فراهم می‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و امید به لطف و بخشش بی کران الهی به تعدیل احساس گناه بپردازید.
5. برای کاهش اضطراب و افکار وسواس‌گونه به روانپزشک مراجعه نمایید . در برخی موارد دارو درمانی سبک بسیار مؤثری است.
6. مانند یک محقق دست به تحقیق در زمینه افکار، احساسات و رفتارهای انگیزاننده میل به خودارضایی در خود بزنید. در طی مدت یک ماه مراحل آغاز تا پایان یک وهله خودارضایی را در برگه‌ای یاد داشت نمایید . این کار را برای وهله‌های دیگری که اتفاق می‌افتد، تکرار کنید. زمان و مکان و شرایط جسمی و روحی در قبل و بعد از خودارضایی را ثبت نمایید. در طی یک ماه ببینید یک وهله خودارضایی با چه فکری آغاز می‌گردد، سپس این فکر مزاحم چه احساسی در شما بر می‌ انگیزد و این احساس چگونه به رفتار خودارضایی در شما می‌انجامد، همچنین معمولاً در چه زمانی‌هایی و در چه مکان‌هایی و در چه شرایط جسمی ـ روحی میل به خودارضایی در شما تشدید می‌گردد.
پس از پالایش و رصد روانی یک ماهه به تجزیه و تحلیل و جمع‌بندی نتایج بپردازید . از نتایج این تحقیق می‌توانید راهکارهای کارآمد ترک یا لااقل تعدیل خودارضایی را استخراج نمایید، مثلاً وقتی که اعصاب تان خرد است، وقتی که دوستان متأهل خود را می‌بینید، وقتی که با مادرتان جر و بحث می‌کنید، وقتی که اضطراب امتحان دارید، یا وقتی که به دختر یا فیلم یا تصویر خاصی می‌اندیشید.
عیناً همین قضیه در زمینه مکان‌های تحریک‌زا تکرار می‌گردد. وقتی در اتاق خواب هستم، وقتی تنها در خانه هستم، وقتی دستشویی می‌روم و ...
از سوی دیگر نگاهی موشکافانه به پرونده گذشته خودارضایی خویش بیفکنید، ببینید در چه شرایطی توانسته‌اید بر خودارضایی فایق آیید. با چه تکنیک‌هایی فاصله بین وهله‌های خودارضایی را افزایش داده‌اید، چه زمانی برای ترک کوتاه مدت یا دراز مدت خودارضایی موفق بوده‌اید.
در این مرحله از تحقیق نیز به تجزیه و تحلیل و جمع‌بندی نتایج بپردازید. پایش روانی دست شما را برای اتخاذ یک راهکار مناسب باز می‌کند.
7 . خودارضایی نوعی اعتیاد روانی محسوب می‌گردد. در برخی جهات شباهات زیادی با انواع دیگر اعتیاد مانند مواد مخدر و الکل و...، دارد.
همه متخصصان درمان اعتیاد در این موضوع هم‌ عقیده اند که بازگشت ناخواسته به شرایط قبل امری طبیعی و یکی از مراحل درمان محسوب می‌گردد. بسیاری از معتادانی که اقدام به ترک کرده‌اند ، در طول فرایند درمان ناخواسته دچار لغزش‌های رفتاری می‌گردند . لغزش‌های رفتاری به هیچ وجه به معنای شکست درمان نیست. یکی از علت هایی غلطیدن دوباره به اعتیاد قبلی، قرار گرفتن در محیطی است که در آن جا اعتیاد زیاد اتفاق افتاده بود. مثلاً یاد‌آوری یک صحنه خاص، یا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت و ...، به همین خاطر بسیار توصیه می شود که در آن شرایط خاص قرار نگیرند.
در هر حال لغزش‌های غیر اختیاری طبیعی است . نباید به بزرگ‌نمایی آن پرداخت. متأسفانه در افرادی که به خود درمانی اعتیاد می‌پردازند و از نعمت هدایت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شکست قطعی در درمان تلقی می‌کنند. این باعث توهم عدم کنترل و بی‌ارادگی فرد می گردد. این تصور آسیب‌زا، فرد را از ادامه درمان مأیوس می‌سازد، در حالی که درصد پیشرفت درمان فرد بسیار بالاست.
اگر نیک بنگرید، با کمی واقع‌نگری می‌توانستید لغزش‌های هر از گاهی خود را با دیدی مثبت‌تر مدیریت نمایید.
8 . منصف باشید . همان طور که به تنبیه ذهنی ـ عملی خودارضایی خویش می‌پردازید، به تشویق ذهنی ـ عملی موفقیت‌هایی هرچند اندک خود در ترک خودارضایی بپردازید.
اگر حتى یک روز هم در ترک موفق بودید، با کمال سخاوت به تشویق خود بپردازید. خود تشویقی می‌تواند علاوه بر ارتقای سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به کاهش اضطراب شما کمک شایانی کند. خود تشویقی می‌تواند به صورت کلامی یا غیر کلامی (مانند خرید یک بستی یا دیدن یک فیلم جذاب یا سجده شکر و ...) باشد.
9. با پرهیز از هر گونه خودسرزنشی و خود ملامت‌گری به یادداشت نکات مثبت خود بپردازید. هزاران نکته مثبت دارید که نباید با بزرگ نمایی نکات منفی‌تان به بوته فراموشی سپرده شود. ارزشمندی تان نسبت به خود کمک موثری در ترک این گناه فراهم می آورد.
10. برای 24 ساعت خود برنامه‌ریزی سبک و سهل الوصول انجام دهید. با اشتغال ذهنی به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکری به تفکرات تحریک‌زا پرهیز نمایید. وقت فراغت برای خود قرار ندهید و بی خود در جاهای تحریک کننده مانند: اینترنت، پرسه نزنید. با وجود آماده بودن شرایط محیطی و...، ترک گناه بسیار مشکل و حتی نامقدور است.
11. سعی نمایید از تکنیک‌های انزجار درمانی و شرطی‌زدایی استفاده کنید. لذت کاذب خود ارضایی را با یک امر منزجر کننده ذهنی مانند: تصور صحنه تهوع‌آور یا خوردن داروی تلخ پیوند بزنید و با آن تداعی نمایید یا آن که فرایند شرطی شده (اضطراب - خودارضایی) را به (اضطراب - ورزش یا تفریح سالم، تنفس عمیق، رفتن به سر یخچال و آب خوردن و...) تبدیل نمایید.
12. به هیچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنید. بدانید صدها هزار توانسته‌اند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نیستید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من در سال سوم دبیرستان تحصیل می کنم دوستی دارم که به شدت به او علاقه دارم و حتی یکروز دوری او را نمی توانم تحمل کنم و اگر یکروز او را نبینم دلتنگی شدیدی تمام وجودم را فرا می گیرد ما در امتحان ورودی دبیرستان های انرژی اتمی و علامه طباطبایی شرکت کردیم و او در دبیرستان انرژی و من در علامه قبول شدم حالا احتمالا سال بعد مجبوریم از یکدیگر جدا شویم در ضمن ما در حال حاضر در کرج زندگی می کنیم و سال بعد به همین دلیل باید به تهران برویم اما بدون پدر و مادر و در تهران خانه ای گرفتیم که من در آنجا بمانم اما به مسافت این دو دبیرستان از یکدیگر احتمال نمی توانیم پیش هم بمانیم و او به خانه مادر بزرگش می رود اما فکر اینکه چگونه باید از او جدا شوم مرا دیوانه می کند دوری از پدر و مادر از یک طرف و دوری از او نیز از طرف فشار زیادی به من وارد خواهد کرد و ضربه ای شدیدی به خواهد زد و با توجه به این که سال بعد سال برای ما سرنوشت ساز از است می ترسم این موضوع به کنکور من لطمه بزند لطفا راهنماییم کنید که چگونه باید با این قضیه کنار بیایم

مسأله ای که با آن روبر هستید تحت عنوان ایجاد وابستگی نامبردار است. وابستگي مقوله اي متفاوت از دلبستگي است. در حالي كه افراد علاقمند و دلبسته مي توانند از يك ديگر جدا شده و براي مدتي دوري يك ديگر را تحمل كنند، در موقعيت وابستگي فرد نمي تواند دوري ديگري را تحمل كند؛ مثلاً فرد مي تواند از پدر و مادر خود جدا شدن و در شهري ديگر زندگي كند، اما نمي تواند از دوست دانشگاهي خود حتي براي يك روز جدا شود و يا به آن فكر كند.
اين قبيل رفتارها همان گونه كه اشاره كرده ايد، مي تواند به وضعيت درسي شما نيز آسيب وارد سازد.
برخي افراد كه داراي شخصيت وابسته هستند، اين قبيل رفتارهاي وابستگي را در موقعيت هاي مختلف زندگي خود نشان مي دهند؛ اما در موارد ديگر نيز اين مسأله در نوجوانان و جوانان ديده مي شود. البته اين احتمال هم وجود دارد كه شما دچار افكار وسواسي باشيد كه با مراجعه به روانشناس مي توانيد آن را درمان كنيد.
توجه داشته باشید که در تمام این موارد شناخت‌ها تحت تسلط عواطف و هیجانات قرار می گیرند. ساز و کار این مسأله توسط خیال‌پردازی و تصویر سازی ذهنی تقویت می‌شود و به تدریج این تصاویر باعث ایجاد یک حالت خوشایند در فرد می گردند. شدت این حالت گاهی چنان است که افراد گمان می کنند که دیگر نمی توانند هنگام فکر کردن به این افکار به راحتی تنفس کنند. در این شرایط یک مدار خود تضمین کننده پدید می‌آید که هر گاه فرد با افکار افسرده کننده روبرو می‌گردد، برای دست یابی به یک آرامش موقت به همین تصویرها روی می‌آورد و به ناراحتی می رسد. این چرخه معیوب برای بارها و بارها به راه مي‌افتد و فرد توانایی شکستن این حلقه را ندارد؛ چون با فنون آن آشنا نیست.
در این بین تمرکز بر این مسأله که فرد خود را در یک محدودیت می‌بیند، همان احساس غم و افسردگی یا در برخی افراد احساس یأس و استیصال بروز می‌کند، و تصویر پردازی با شدّت بیشتری صورت می گیرد.
چنانچه ملاحظه فرمودید این یک نظام خودکفا و چرخه باطل است که فرد خواه ناخواه در آن قرار می‌گیرد. بنابراین گاهی ممکن نیست فرد بتواند، به خود کنترلی نایل گردد. در اين قبيل موارد ضرورت دریافت دارو حتمی است. دارو درمانی باعث شکسته شدن فوری این چرخه باطل مي شود و راهی دیگر متصور نیست. با وجود این، یک الزام برای کناره‌گیری از افکار مرتبط خواهد بود و بدون آن هیچ روان درمانگری معنا نخواهد داشت.
اما پس از دریافت دارودرمانی می توانید با مراجعه به یک روانشناس با فنون مربوط به تصویر پردازی مثبت و مقابله با افکار منفی آشنا شده و آن ها را مورد استفاده قرار دهید. یک درمان منظم و شناخته شده در این زمینه درمان های شناختی رفتاری که ارزش آنها فراگیر بوده و اثر درمانی آنها در تمام دنیا قابل توجه است. البته در انتخاب درمانگر خودتان دقت لازم را مبذول دارید.
در مورد فراموش كردن روابط احساسي هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي هستند و عمدتاً ماندگارتر هستند. بنا بر اين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آن ها چه چيزي باشد. حال هر چه این اطلاعات مهم‌تر و معنادارتر - خواه مثبت و خواه منفی - باشند، ماندگارتر خواهند شد. كسي كه معتقد است نمي‌تواند آن را فراموش كند، يعني كه نمي‌خواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند است همچنان آن را حفظ كند؛ به ویژه هنگامی که یک فایده عملی برای فرد داشته باشد و مثلاً احساس خوبي را در فرد ايجاد كند.

سلام من در سال سوم دبیرستان تحصیل می کنم دوستی دارم که به شدت به او علاقه دارم و حتی یکروز دوری او را نمی توانم تحمل کنم و اگر یکروز او را نبینم دلتنگی شدیدی تمام وجودم را فرا می گیرد ما در امتحان ورودی دبیرستان های انرژی اتمی و علامه طباطبایی شرکت کردیم و او در دبیرستان انرژی و من در علامه قبول شدم حالا احتمالا سال بعد مجبوریم از یکدیگر جدا شویم در ضمن ما در حال حاضر در کرج زندگی می کنیم و سال بعد به همین دلیل باید به تهران برویم اما بدون پدر و مادر و در تهران خانه ای گرفتیم که من در آنجا بمانم اما به مسافت این دو دبیرستان از یکدیگر احتمال نمی توانیم پیش هم بمانیم و او به خانه مادر بزرگش می رود اما فکر اینکه چگونه باید از او جدا شوم مرا دیوانه می کند دوری از پدر و مادر از یک طرف و دوری از او نیز از طرف فشار زیادی به من وارد خواهد کرد و ضربه ای شدیدی به خواهد زد و با توجه به این که سال بعد سال برای ما سرنوشت ساز از است می ترسم این موضوع به کنکور من لطمه بزند لطفا راهنماییم کنید که چگونه باید با این قضیه کنار بیایم

مسأله ای که با آن روبر هستید تحت عنوان ایجاد وابستگی نامبردار است. وابستگي مقوله اي متفاوت از دلبستگي است. در حالي كه افراد علاقمند و دلبسته مي توانند از يك ديگر جدا شده و براي مدتي دوري يك ديگر را تحمل كنند، در موقعيت وابستگي فرد نمي تواند دوري ديگري را تحمل كند؛ مثلاً فرد مي تواند از پدر و مادر خود جدا شدن و در شهري ديگر زندگي كند، اما نمي تواند از دوست دانشگاهي خود حتي براي يك روز جدا شود و يا به آن فكر كند.
اين قبيل رفتارها همان گونه كه اشاره كرده ايد، مي تواند به وضعيت درسي شما نيز آسيب وارد سازد.
برخي افراد كه داراي شخصيت وابسته هستند، اين قبيل رفتارهاي وابستگي را در موقعيت هاي مختلف زندگي خود نشان مي دهند؛ اما در موارد ديگر نيز اين مسأله در نوجوانان و جوانان ديده مي شود. البته اين احتمال هم وجود دارد كه شما دچار افكار وسواسي باشيد كه با مراجعه به روانشناس مي توانيد آن را درمان كنيد.
توجه داشته باشید که در تمام این موارد شناخت‌ها تحت تسلط عواطف و هیجانات قرار می گیرند. ساز و کار این مسأله توسط خیال‌پردازی و تصویر سازی ذهنی تقویت می‌شود و به تدریج این تصاویر باعث ایجاد یک حالت خوشایند در فرد می گردند. شدت این حالت گاهی چنان است که افراد گمان می کنند که دیگر نمی توانند هنگام فکر کردن به این افکار به راحتی تنفس کنند. در این شرایط یک مدار خود تضمین کننده پدید می‌آید که هر گاه فرد با افکار افسرده کننده روبرو می‌گردد، برای دست یابی به یک آرامش موقت به همین تصویرها روی می‌آورد و به ناراحتی می رسد. این چرخه معیوب برای بارها و بارها به راه مي‌افتد و فرد توانایی شکستن این حلقه را ندارد؛ چون با فنون آن آشنا نیست.
در این بین تمرکز بر این مسأله که فرد خود را در یک محدودیت می‌بیند، همان احساس غم و افسردگی یا در برخی افراد احساس یأس و استیصال بروز می‌کند، و تصویر پردازی با شدّت بیشتری صورت می گیرد.
چنانچه ملاحظه فرمودید این یک نظام خودکفا و چرخه باطل است که فرد خواه ناخواه در آن قرار می‌گیرد. بنابراین گاهی ممکن نیست فرد بتواند، به خود کنترلی نایل گردد. در اين قبيل موارد ضرورت دریافت دارو حتمی است. دارو درمانی باعث شکسته شدن فوری این چرخه باطل مي شود و راهی دیگر متصور نیست. با وجود این، یک الزام برای کناره‌گیری از افکار مرتبط خواهد بود و بدون آن هیچ روان درمانگری معنا نخواهد داشت.
اما پس از دریافت دارودرمانی می توانید با مراجعه به یک روانشناس با فنون مربوط به تصویر پردازی مثبت و مقابله با افکار منفی آشنا شده و آن ها را مورد استفاده قرار دهید. یک درمان منظم و شناخته شده در این زمینه درمان های شناختی رفتاری که ارزش آنها فراگیر بوده و اثر درمانی آنها در تمام دنیا قابل توجه است. البته در انتخاب درمانگر خودتان دقت لازم را مبذول دارید.
در مورد فراموش كردن روابط احساسي هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي هستند و عمدتاً ماندگارتر هستند. بنا بر اين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آن ها چه چيزي باشد. حال هر چه این اطلاعات مهم‌تر و معنادارتر - خواه مثبت و خواه منفی - باشند، ماندگارتر خواهند شد. كسي كه معتقد است نمي‌تواند آن را فراموش كند، يعني كه نمي‌خواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند است همچنان آن را حفظ كند؛ به ویژه هنگامی که یک فایده عملی برای فرد داشته باشد و مثلاً احساس خوبي را در فرد ايجاد كند.

سلام من جوانی 16 ساله هستم که در لجن بد بوی استمناگیر کرده ام بارهاترک ولی دوباره بر گشته ام در خانه هم به دلیل شغل پدر و مادرم زیاد تنها میشوم مرا راهنمایی کنید؟ من چهار سال و خورده ایست که به این بیماری مبتلا شده ام که دوسال اول نمی دونستم که باید غسل جنابت بکنم آیا من باید همه ی این نمازها را بخوانم؟ من پشیمان شده ام و می خواهم از بند این بیماری رها شوم>

همان طور كه خود بهتر مي دانيد، استمنا آن هم از سن 11 و 12 سالگي بسيار خطرناك است و حتي يك لحظه هم نبايد در ترك كامل ان ترديد نماييد!!
عوارض اين استمنا بسيار زود هنگام تا پايان عمر گريبانگير شما خواهد شد و بايد با ترك كامل ان از شدت اين عوارض بكاهيد!
بايد با ديده انصاف به موفقيت هاي هر چند اندك و كوتاه مدت خود در ترك بنگريد و با بزرگنمايي اين دوره هاي ترك بر اراده خود براي ترك كامل بيفزاييد.
نيك پيداست كه تنهايي يكي از مهم ترين عوامل اقدام شما به خودارضايي مي باشد. پس بايد با يك تدبير همه جانبه سعي در حذف يا تعديل اين عامل نماييد. قطعاً با كمي انديشه و تفكر به راه هاي پر كردن تنهايي پي خواهيد برد و با حذف تنهايي درصد موفقيت ترك كامل شما بيشتر بيشتر خواهد شد.
يكي از اين راهكارها اين است كه: بيشتر اوقات تنهايي را به جاي خانه در محيط هاي ديگر مانند كتابخانه پارك و ... بگذرانيد. بنده در ايام نوجواني با پرهيز از هرگونه تنها شدن در خانه سعي مي كردم اوقات تنهايي را در كتابخانه و مسجد محلمان سپري سازم؛ حضور مستمر شما در اماكن مذهبي مانند مسجد و انجام فرائض ديني به صورت جماعت نقش بسزايي در تشديد انگيزه و توان مندي شما براي ترك دارد.
سعي كنيد با نيم نگاهي به عوارض - بعضا غير قابل جبران خود ارضايي - چشمان خود را به اصطلاح نسبت به انجام ان بترسايند و با پيوند زدن لذت خود ارضايي با رنج ها و غصه ها ي عوارض آن سعي در حذف ذهني لذت خود ارضايي نماييد!!

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

باسلام ببخشید ولی مجبورم رک باشم یکی از مشکلات مهم جوانان امروزی مسائل جنسیست که متاسفانه در فرهنگ ما خیلی راجع بهش نمیشه حرف زد. حالا میخواستم بدونم باید راجع به این موضوع چی کار کنیم: چند راه وجود داره که این موضوع رو حل کنیم که چند مشکل سر راه وجود داره. 1)اگه خود ارضایی کنیم گناهه 2)اگه زنا کنیم گناهه 3)اگه سمتش نریم تمامه مدت آزارمون میده 4)راه اسلام:صیغه توضیح :برای این کار ابتدا باید طرف مقابل و خانوادش و خانواده خودمون رو راضی کنیم که شخصا ترجیه میدم با ازرائیل روبه رو بشم ولی به این موضوع فکر نکنم:) تازه تو همیه سایت خوندم که پیامبر گفته اگه با نا محرم دست بدی در غل و زنجیر میندازنت جهنم و اگه صحبت کنی به ازای هر کلمه هزار سال میری جهنم پس چطوری میتونیم این موضوع رو حل کنیم؟ یعنی باید تا ازدواج صبر کنیم؟ فکر نمیکنید یه جای کار میلنگه؟؟

این که با دقت عقلی دنبال راهی برای کنترل این مسئله هستید و تمام سعی تان را برای راهکارها و مشکلات کردید، قابل ستایش است.
دو راه اول و مشکلاتش را درست گفتید (یعنی1)اگه خود ارضایی کنیم گناهه 2)اگه زنا کنیم گناهه) راه سومی هم که گفتید (یعنی اگه سمتش نریم تمام مدت آزارمون می ده) دو صورت دارد. در یک صورتش حرف شما درست است: صورت اول این که مقدمات تحریک نیروی جنسی را فراهم کنیم. بعد بخواهیم سمت گناه جنسی نرویم. بله در این صورت سمت گناه نرفتن آزار دهنده است
صورت دوم این است که اصلا مقدمات گناه جنسی و عوامل تحریک این نیرو را انجام ندهیم . خود را از آن ها دور نگه داریم(مقدمات تحریک نیروی جنسی مثل نگاه حرام به نامحرم و فیلم و اختلاط و ارتباط با نامحرم و فکر های جنسی و تفکر در امور شهوای ) در این صورت خود به خود آزاری نمی بینیم و آرامش بیش تری داریم . کسانی که از به سمت گناه نرفتن آزار می بینند، از قسم اولند که البته راه حل دارد. در صورت تمایل به آن هم می پردازیم.
اما راه حل چهارم تان (صیغه) اولا لازم نیست برای این کار از خانواده مرد اجازه گرفته شود . رضایت خانواده پسر در صیغه شرط نیست . در صورتی که طرف مقابل دختر باکره باشد، اجازه پدرش در ازدواج موقت شرط است . اگر طرف مقابل باکره نباشد،یعنی زن باشد، در صورتی که در عقد مرد دیگری یا در عده مرد دیگری نباشد، اجازه خانواده اش و پدرش شرط نیست، بلکه اگر راضی باشد ،کافی است. البته اگر از راه ازدواج شرعی زن شده باشد، ولی اگر بکارت او از راه غیر شرعی مثل زنا یا با عوامل دیگری غیر ازدواج مثل پرش از جایی از بین رفته باشد، در این که اجازه پدر می خواهد یا نه، نظریات مراجع مختلف است. چون نگفتید از چه کسی تقلید می کنید، نمی توانیم نظر دقیق را به شما بگوییم. می توانید جزئیات احکام صیغه را از همین مرکز بخش احکام بپرسید.
پس می بینید که تقسیم بندی شما کامل نبود. جایی از کار اسلام نمی لنگد. ما هستیم که کار را بر خود سخت می کنیم.
با این توضیحات حکم دست دادن با نامحرم و حرف زدن، البته حرف عاشقانه و غیر ضروری که حرام است،جواب داده شد.
موفق باشید.

صفحه‌ها