پرسش وپاسخ

پرسش1:ادلۀ عقلي عصمت امام:

1- تسلسل؛ سبب نياز امّت به امام آن است كه مردم معصوم نبوده، جايز الخطا مي‌باشند. حال اگر فرض كنيم كه امام، هم جايزالخطا باشد، پس فرد ديگري باید فرض شود که معصوم باشد و اگر سلسله نيازها، به معصوم ختم نشود تسلسل لازم مي‌آيد و از آنجا كه تسلسل باطل است وجود امام معصومي كه با وجود او نياز امّت برطرف مي‌گردد لازم مي‌شود.

2- حفظ اسلام؛ موفقيت امام در مهمترين مسئوليت خويش كه همان حفظ اسلام از تغييرات و تحريفات است، بدون عصمت امكان‌پذير نيست زيرا در صورت معصوم نبودن امام، احتمال تغيير عمدي يا سهوي توسط او در دين داده مي‌شود.

3- الگو بودن برای مردم؛ هدف از نصب امام از ناحيۀ خداوند اين است كه مردم از اوامر او اطاعت كنند و كارهاي او را به عنوان الگو براي خويش برگزينند، در حالي كه اگر انجام گناه از امام ممكن باشد، اعتماد و اطمينان مردم نسبت به او كمتر خواهد شد و در نتيجه اثر پذيري و اطاعت مردم از گفتار و رفتار او كمتر تحقّق خواهد یافت.

براهین 1 و 2 و 3 عقلی برای امامت به نظر برای دوران غیبت جور در نمیاد. چون دین در دوران غیبت به ظاهر در دست فقها بوده و عصمت آنها ثابت نیست.

پرسش2: ضمن درخواست به شبهه بالا یه سوال دیگه دارم اونم اینه که آیا دلیل عقلی یا فلسفی محض (مثل بحث انسان کامل در فلسفه) برای اثبات ولایت معنوی انسان کامل (امام عصر «عجل الله تعالی فرجه») داریم؟

پاسخ1:
در زمان غیبت نیز مسئول دین خدا امام معصوم است و در واقع سرپرست دین اوست؛ ولی فقهای جامع الشرایط و عادل به عنوان نایب امام حسب ظاهر عهده دار بیان احکام دین خدايند. از این روی مطالبی که در باره امام معصوم وجود دارد و در پرسش اشاره شده همواره و در هر زمان حتی در زمان غیبت هم مطرح است؛ زیرا:
نباید تصور شود که مسئولیت امام و رهبری جامعه بعد از پیامبر تنها بیان احکام بوده، بلکه امامت مقامی الهی است که غیر از رهبری ظاهری مردم، مسئولیت رهبری معنوی و باطنی را نیز به عهده دارد.
مفسر حکیم علامه طباطبایی در این باره بیان ژرفی دارد: امام چنان که نسبت به ظاهر اعمال مردم پیشوا و راهنماست، همچنان در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد. اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می‌کند. (1)
اگر معنای امامت روشن گردد، معلوم خواهد شد که وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست. امام همچنان که وظیفه راهنمایی ظاهري مردم را به عهده دارد، ولایت و رهبری باطنی اعمال را به عهده دارد. او است که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند. حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد.
حضور او در میان مردم و تربیت شاگردان و در زندان و یا در غیبت بودنشان در این باب تأثیری ندارد. امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها مستور است و یا مردم به او دسترسی ندارد. (2)
از این تحلیل حکیمانه معلوم می‌شود که با توجه به مسئولیت ظاهری و باطنی امام در همه شرایط، چه مردم با امام ارتباط داشته باشند و چه زمینه چنین ارتباطی به هر دلیل وجود نداشته باشد، بعد از پیامبر برای جامعه بشری، انسان معصومی به نام امام وجودش لازم و ضروری است.
گرچه ائمه (ع) به دلیل طولانی نبودن عمر مبارک‌شان و یا به دلیل فراهم نبودن شرایط، آن گونه که شایسته و لازم است نتوانستند حقایق را براي مردم بیان کنند، ولی همین که هر کدام به نوبه خود در زمانی خاصی به عنوان حجت الهی روی زمین وجود داشته‌ و به تناوب مسئولیت را به عهده می‌گرفتند و هیچگاه زمین از حجت خدا خالی نبوده است، اثرگذار بوده اند.
امیر مؤمنان (ع) در این باره بیان زیبا و عمیقی دارد:
«ألاَ أنّ آل محمّد (ص) کمثل النجوم السماء إذا هَوى نجمٌ طلعَ نجمٌ، فکأنّکم قد تکاملت مِن الله فیکم الصنائع وآتاکم ما کنتم تأملون؛ (3) آگاه باشید، آل محمد همانند ستارگان آسمانند که هر گاه یکی از آن ها غروب کند، ستاره‌ای دیگر طلوع می‌کند. گویا می‌بینم در پرتوی خاندان پیامبر نعمت‌های خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید، رسیده‌اید».
این کلام حضرت گویای اسراری فراوان است که حقایق بسیاری را روشن می‌سازد.
گفتنی است که با توجه به تحلیل یاد شده گرچه برهان اول و دوم در همه زمان ها موثر است و پیام خود را دارد، ولی برهان دوم - که الگو گیری باشد - شاید در عصر غیبت جنبه عمومي نداشته باشد. ولي براي برخی از خواص و ياران آن حضرت ممکن است.
به عنوان مثال و نمونه برخی نقل کرده‌اند که از شیخ مفید ( که از علمای بسیار بزرگ شیعه در قرن پنجم است) سؤال شد: زن حامله‌ای از دنیا رفته، آیا او را به همان صورت دفن کنیم یا بچه‌ای را که در شکم دارد و زنده است، بیرون آوریم، بعد او را دفن کنیم، در پاسخ فرمود: با بچه او را دفن نمایید.
بعد از آن که پرسشگر بیرون رفت، فردی که سوار مرکبی بود، به او رسید و فرمود: شیخ مفید گفته: بچه را بیرون آورید، سپس او را دفن نمایید.
بعد از مدتی، جریان را برای شیخ مفید نقل کردند، فرمود: کسی را نفرستادم و آن کس حضرت صاحب الامر بوده، سپس تصمیم گرفت که فتوا ندهد، چون ممکن است اشتباه باشد، نامه‌ای از امام عصر (عج) برای شیخ مفید آمد که:
فتوا بدهید و بر ماست که نگذاریم که در خطا واقع شوید. لذا شیخ بار دیگر در مسند فتوى نشست. (4)
البته از باب قاعده لطف، امام زمان به هر صورت که مصلحت بداند، شیعه و فقها را مورد عنایت و لطف خود قرار می دهد، ولی عنایت در چه زمان و چگونه انجام می شود، برای ما معلوم نیست.
نکته دیگر در این باب این است که کلیاتی در آموزه های دینی و روایات آمده که با استمداد از آن ها می توان مطالبی را تقدیم داشت، مثلا حسب آنچه نقل شده ، امام زمان (ع) فرمود: « فانا یحیط علمنا بانبائکم و لا یغرب عنا شی من اخبارکم و معرفتنا بالزلل الذی اصابکم ؛ (5) ما به احوال و اخبار شما آگاه هستیم. هیچ یک از امور شما بر ما پوشیده نیست. از لغزش‌ها و کاستی‌های عملکرد شما آگاه هستیم. چیزی بر ما پوشیده نیست». از این کلام معلوم می‌شود که حضرت از امورات پیروان خود آگاه است. چیزی از امور ما بر او پوشیده نیست. بسیار بعید است که برای رفع گرفتاری‌های ما دعا و توجهی نفرماید. ممکن است بسیاری از امور ما به برکت دعا و توجه حضرت صاحب برطرف گردد، ولی ما متوجه نشویم، چه این که در برخی دعاها تصریح گردیده که حضرت واسطه فیض در عالم است و هر چه در افاضات الهی نصیب عالم و آدم می شود ، به برکت وجود اوست. فرمود:
«ثم الحجه الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء ؛ (6) حجت الهی که جانشین دوازدهم است، قائم منتظر مهدی است. چشم امید عالم به اوست. دنیا به بقای او باقی است. به برکت او به خلق روزی می‌رسد، زمین و آسمان به وجودش برقرار است». از این گونه آموزه‌ها به دست می آید که نه تنها رفع گرفتاری‌ها بلکه همه حقایق و فیوضات مادی و معنوی که نصیب عالم و‌ آدم می‌شود، به برکت وجود حضرت مهدی است. همگان طفیل وجود او هستند. او واسطه فیض خدا بر عالم و آدم است، گر چه ممکن است خود آدمیان و عالمیان متوجه این حقیقت نشوند و آن را درک نكنند.

پی‌نوشت‌ها:
1. شیعه در اسلام، ص 122، نشردار الکتب الاسلا میه ، تهران ، 1348 ش .
2. همان، ص 152.
3. نهج البلاغه، خطبه 100 ، ص49 ، نشر موسسه امیر المومنین ،قم ، 1375 ش .
4. میرزا محمد تنکابنی، قصص العلما، ص 399، نشر کتاب فروشی علمیه اسلامیه ، تهران ،بی تا .
5. بحار الانوار، ج 53، ص 175، نشر دار الاحیا التراث العربی ، بیروت ،1403 ق .
6. شیخ عباس قمی ، مفاتیح الجنان ، ص 155، نشر بلاغت ، قم .
--------------------------------

پاسخ:
پاسخ در چند محور تبیین می شود:
1. «ولی» اسمی از اسمای الهی است و همیشه مظهر می‌خواهد. از این رو انقطاع ولایت جایز نیست و اولیای خدا همیشه در عالم هستند، به خلاف نبی و رسول که اسم خلقی‌اند. در این عصر حضرت بقیةالله مهدی موعود پرچم‌دار ولایت در هر دو ساحت تکوین و تشریع است. (1)
بر اساس آموزه‌های متعالی قرآن کریم:‌ «انّی جاعلٌ فی الارض خلیفه ؛ (2) روی زمین جانشین قرار می‌دهم» انسان خلیفه خداوند است.
بر اساس مبانی عرفانی و آموزه‌های معنوی (که درباره ظهور اسماء الهی در عالم و آدم بحث می‌کند) خلافت تعبیر دیگری از مظهریت از اسماء و صفات الهی است، ‌زیرا خلافت الهی نه به مفهوم جانشینی بله به معنای مظهریت انسان از اسماء و صفات حق است، زیرا خداوندی که محیط بر همه هستی و عالم بر همه چیز است، ‌از هیچ جا و از هیچ نشئه و نشئه و عوالم و جود غایب نیست، تا خلیفه جای او را بگیرد و جانشین او گردد.
بنا بر این مراد از خلافت الهی این است که انسان مظهر اسماء و صفات خداوند و آیت و آیینه وجود او در عالم است و صفات متعالی خدا در وجود او تجلی و ظهور یافته، مثلاً مظهر رحمت و علم و حکمت خداوند است.
وقتی این اسماء در کسی تجلی کند و مظهر اسماء الهی بشود، اهل رحمت و علم و حکمت می‌شود و در همه شؤون زندگی حکیمانه و عالمانه و رحیمانه عمل می‌کند. رحمت و حکمت و دانش از وجود او در همه جا فیضان می‌کند و مردم از او بهره‌مند می‌شوند.
وقتی خداوند دارای صفات کمالی مانند علم و قدرت و رحمت و اراده است، موجود و مخلوقی مانند انسان نیز دارای همان صفات الهی در مرتبه پایین‌تر باشد.
در این حال شخص مظهر اسماء و صفات الهی شده، اسماء الهی در او ظهور و تجلی یافته است.
بنابراین یکی از آثار و اهداف ظهور اسماء الهی در انسان این است که مظهر هر اسمی بشود و به اذن الهی طبق همان اسم در عالم عمل کند و آن را متجلی سازد و کارهای او رنگ خدایی پیدا کند،‌ نیز تمام گفتار و رفتار او در همه شئون زندگی، خدایی شود.
قرآن کریم جمله زیبایی در این باره دارد:
«صبغة الله ومَنْ أحسنُ‌مِنَ اللهِ صبغةً ؛ (3) رنگ خدایی،‌ و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟» .
رنگ خدا گر چه بسترهای گسترده‌ای دارد، ولی یکی از اموری که جزء صبغة الله محسوب می‌شود، ظهور صفات الهی در وجود انسان‌های پاک است که او را مظهر رحمت و رأفت و حکمت و مانند آن می‌نماید.
گفتنی است چنان كه در پاسخ قبل هم اشاره شد نیاز انسان به امام معصوم (ع) در ساحت امامت و هدایت باطنی اعمال اوست . امام همچنان که نسبت به ظاهر اعمال بشر پیشوا و راهنماست ، در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد . اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می‌کند.
بسیار اتفاق می‌افتد که یکی از ما کسی را به امری نیک یا بد راهنمایی کند ، در حالی که به گفته خود عامل نباشد، ولی هرگز در انبیا و امامان معصوم (ع) که هدایت و رهبری‌شان به امر خداست، این حالت تحقق پیدا نمی‌کند. ایشان به راهی که هدایت می‌کنند و رهبری آن را بر عهده دارند، خود نیز عامل‌اند. آن ها هادی مردم به سوی حیات معنوی هستند، و خودشان هم هدایت شده اند؛ زیرا خدا تا کسی را خود هدایت نکند، هدایت دیگران را به دست او نمی‌سپارد. هدایت خاص خدایی هرگز تخلف بردار نیست.
بنابراین امام معصوم که نه تنها در ساحت ظاهر بلکه در ساحت باطنی و حیات معنوی نیز رهبر بشر است و حقایق اعمال با رهبری او سیر می‌کند، انسان به وجود چنین فرد معصوم و هدایتگر نیاز مبرم دارد، زیرا ولایت و رهبری باطنی اعمال بر عهده اوست. اوست که حیات معنوی مردم را تنظیم می کند. حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد. بدیهی است که حضور و غیبت جسمانی امام در این گونه امور تفاوتی ندارد. امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها پوشيده است. (4)
امام معصوم نه تنها برای آدمیان در ساحت تشریعی و اموری نظیر هدایت ظاهری و باطنی که به تفصیل بیان شد، مورد نیاز است ،بلکه وجودش در نظام آفرینش لازم است و عالم و آدم به او نیازمندند، از این رو در آموزه‌های دینی در این باب آمده:
«لو بقیت الارض بغیر امام لساخت ؛ (5) اگر زمین بدون امام بماند ، از هم متلاشی می گردد». در روایت دیگر فرمود: «لو ان الامام رفع من الارض ساعه لماجت باهلها کما یموج البحر باهله ؛ (6) اگر امام لحظه‌ای روی زمین نباشد، زمین همانند دریا دچار تلاطم شده و بر ساکنانش موج پیدا می‌کند».
بر اساس این گونه روایات که تعدادشان زیاد است (7) به دست می‌آید که نیاز عالم و آدم به وجود امام از نیاز آن ها به هوا و اکسیژن بیش تر است، زیرا با نبود هوا تنها موجودات زنده از حیات ساقط می‌گردند، ولی با نبود امام، عالم از هستی ساقط می‌شود.
از این رو در برخی دعاها درباره وجود مقدس حضرت مهدی آمده:
«ثم الحجه الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء؛ (8) سپس حجت جانشین، قائم منتظر مهدی که امید جهانیان به اوست، آن که عالم به برکت فیض وجود او باقی است . در پرتوی وجود او مردم روزی می خورند. آسمان و زمین استوار و برقرار است».
بنابراین از هر نظر انسان نیازمند امام است. بدون امام نظام هستی در هر دو ساحت تکوین و تشریع دچار مشکل است، بلکه از هم فرو خواهد پاشید.

پی‌نوشت‌ها:
1. آموزه‌های عرفانی از منظر امام علی (ع)، ص 252، نشر بوستان کتاب قم 1386ش.
2. بقره (2) آیه 30.
3. همان، آیه 138.
4. علامه طباطبائی، شیعه در اسلام، ص 119 تا 152، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1348 ش.
5. کافی ج 1، ص 179، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق.
6. همان .
7. همان .
8. مفاتیح الجنان، ص 156.

ایا هنگام نزدیکی با همسر و برای حامله شدن دعایی وجود دارد؟

اسلام برای سلامت جسمی و روحی روانی فرزند و برخی جهات دیگر، برای زمان و مکان و چگونگی آمیزش دستور عمل‌هایی دارد که به برخی اشاره می‌شود:
1- پیش از جماع وضو داشته باشند.
2- پس از ورود آن ها به اتاق مخصوص، ابتدا خدای را برای این که آن ها را به یکدیگر حلال کرد و اجازه آمیزش جنسی داده شکر کنند.
3-هر کدام دو رکعت نماز بخوانند. برای خوشبختی یکدیگر و دوام و ازدیاد عشق و محبت نسبت به هم و نیز برای دارا شدن فرزند صالح دعا کنند، بهتر است این دعا را بخوانند :
ا) «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. اللّهمّ جنّبنی الشیطان و جنّب الشیطان ما رزقتنی». (1)
ب) «اللّهمّ ارزقنی إلفها و ودّها و رضاها، و ارْضنی بها، و اجْمع بیننا بأحسنِ اجتماعٍ، و اُنسٍ و ائتلافٍ، فانّک تُحِبُّ الحلال و تکره الحرام». (2)
ج) مرد دستش را روی پیشانی همسرش بگذارد و بگوید: «اللّهمّ على کتابک تزوّجتها، و فی أمانتِک أخذتها، و بکلماتک إسْتحللتُ فَرْجها، فإنْ قضیتَ فی رحمها شیئاً فاجعله مسلماً سویّاً، و لا تجعلهُ شِرک الشیطان». (3)
د) «بسم الله الرحمن الرحیم. الّذی لا إله إلاّ هو. بدیعُ السموات و الأرض، اللهمّ إن قضیتَ منّی فی هذه اللیلة خلیفةً فلا تجعل للشیطان فیه شِرکاً و لا نصیباً، ولا حظاً و اجْعله مؤمناً مخلصاً، مصفّاً من الشیطان و رجزه جلّ ثناؤک». (4)
4- قبل از شروع بسم الله بگویند.
5- توجه به نوع تغذیه پیش از نزدیکی و انعقاد نطفه و پس از آن در دوران بارداری و شیرخوارگی از جهات مختلف در سلامت جسمی، فکری وروحی فرزند مؤثر است مثلاً:
ا) چه غذاهایی در زیبایی قیافه و صورت بچه اثر دارد؟
ب) چه نوع غذاهایی است که در تقویت نیروی فکری و عقلی و هوش بچه مؤثر است؟
ج) چه نوع غذاهایی در تقویت بنیه جسمانی و استخوان‌بندی فرزند مؤثر است؟
د) چه نوع غذاهایی در شکل‌گیری شخصیت انسانی، ‌روحی و اخلاقی و دینی بچه مؤثر است (مال حلال باشد، حرام و شبهه ناک نباشد).
6 - مرد در هنگام جماع عجله نکند ،بلکه با زن بازی کند .با مقدماتی او را کاملاً برای این کار آماده نماید تا نیازهای هر دو با هم برطرف شود و هر دو با هم لذت ببرند. این کار در آرامش روحی همسر و در نتیجه در نطفه مؤثر است.
7- روحیات و خلق و خوی زن و مرد پیش از آمیزش و هنگام آن و روحیات مادر پس از انعقاد نطفه در سلامت فرزند تأثیر فراوانی دارد.
8- نزدیکی در جای آرام و خلوت و در شب انجام گیرد.
9- پس از نزدیکی فورا غسل کنند و با حالت جنابت نخوابند. اگر قبل از غسل تصمیم دارند دوباره نزدیکی کنند، آلت های تناسلی خود را بشویند و وضو بگیرند.
10- جماع در شب‏های دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه یا جمعه باشد. از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول ماه (غیر ازشب اول ماه رمضان که مستحب است)، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.
11- بدون رو انداز نزدیکی نکنند.
12- طوری بخوابند که کف پا یا سر آن ها به طرف قبله نباشد.
13- هنگام همبستر شدن به عورت یکدیگر نگاه نکنند و با یکدیگر صحبت ننمایند.
14- با شکم پر و مثانه پر نزدیکی نکنند.
جهت آشنایی بیش تر می‏توانید به کتاب‏های زیر مراجعه فرمایید:
- ازدواج مکتب انسان سازی، شهید دکتر پاک‏نژاد، ج 3.
- آیین همسرداری ابراهیم امینی.
- بهشت خانواده، دکتر مصطفوی.
- بهداشت ازدواج از نظر اسلام، دکتر صفدر صانعی.
-ازدواج و مسائل جنسی، گروهی از نویسندگان.
- مشاوره جنسی و زناشویی، علی اسلامی نسب.

پی‌نوشت‌ها:
1. وسایل الشیعه، ج 14، ص 31.
2. اللمعة المشقیة، ج 5، ص 92.
3. همان.
4. وسایل الشیعه، ج 14، ص 31.

سلام من بعضی اوقات که داستان های س ک س ی میخوانم مایعی از بدنم خارج میشود که من نمی دانم منی است یا نه.همچنین نم دانم با خواندن آن داستانها به اوج لذت جنسی می رسم یا نه.ولی بدنم سست نمی شود!!یعنی در اینکه به اوج لذت جنسی میرسم یا نه شک دارم. من مقلد حضرت آیت الله خامنه ای هستم.در یکی از استفتاآت کتاب ایشان پرسشی به اینگونه مطرح شده بود که:در زنان بدون نزدیکی جنابت چگونه محقق میشود؟ ج:اگر زن به اوج لذت جنسی برسد ودر آن حال مایعی از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل واجب میشود و اگر شک کند که به این مرحله رسیده یا نه ویا شک در خروج مایع داشته باشد غسل واجب نیست!! آیا بر من غسل جنابت واجب شده یا نه؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. باتشکر.

پرسشگر محترم با تشكر از ارتباطتان با اين مركز

با مطالعه مطالب سکسی (البته مطالعه کتب سکسی که باعث تحریک شهوت می شود، گناه است ) اگر به اوج لذت جنسی برسید و مایعی خارج بشود ،جنابت حاصل شده است ،ولی اگر در اوج لذت نباشید یا شک دارید که به اوج لذت رسیده اید ، مایعی که بیرون آمده ،پاک است . احتیاج به غسل جنابت ندارد . اگر در بیرون آمدن مایع شک داشته باشید، باز غسل واجب نمی شود
بنا به فتوای رهبر معظم انقلاب سست شدن بدن در زن ها برای جنابت شرط نیست . فقط دو شرط لازم است :یکی اینکه در اوج لذت جنسی باشند و دیگر اینکه مایعی خارج شود . در هر یک از این دو مورد شک داشته باشید ،جنابت نیست و غسل لازم ندارد .(1)
پی نوشت:
1 . آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه الاستفتاات، س 171 .
اوج لذت و شهوت به حالتي گفته مي شود که در آن حال معمولا انسان از خود بي خود مي شود و لذت زيادي مي برد و مني بيرون مي ريزد. بعد از تمام شدن آن حال انسان احساس تخليه شدن و ارضا مي کند . حالت شهوتش تمام و بدنش سست مي شود . حالت تحريک آميزي که قبل از تخليه شدن داشت، ديگر آن حالت را ندارد. مثل اين که انسان گرسنه دلش غذا مي خواهد، ولي وقتي غذا خورد و سير شد ،ديگر ميل به غذا ندارد.

در هنگام روابط جنسی زن وشوهر اگر زن یا شوهر منی یکدیگر را بخورن چه حکمی دارد؟

پرسشگر محترم با تشكر از ارتباطتان با اين مركز
منی نجس است و خوردن آن حرام است.(1)
پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل ،م87و141.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام خسته نباشيد من دختري 16 ساله حدود 4 ساله به گناه كثيف خوارضايي مبتلا شدم البته الان مدتيه ترك كردم من چادري م بعضي وقتا قران مي خونم به خدا و قيامت و همه ي امامان و پيامبران ايمان دارم اما خب.......متاسفانه اينطوري شد البته الان توبه كردم خواهش مي كنم بگيد خدا منو مي بخشه يا نه البته كه خدا ارحم الراحمينه اما ماها تو خوف و رجا قرارداريم ديگه و همچنين اين كه مي دونم ضررهاي زيادي براي جسمم داره خواهش مي كنم بگيد كه اين اثرات از جسمم ميره بيرون يا نه؟باتوجه به اين كه دخترم و مي خواهم بچه دار شوم خواهش مي كنم كمكم كنيد من اين مشكلو به هيچ كس نمي تونم بگم خواهش مي كنم ممنون

1. از اینکه زمینه های مذهبی خیلی خوبی در شما وجود دارد و جوان با ایمان و مومنی هستید، خوشحالیم . امیدواریم و از طرفی اصمینان داریم که حفظ و تقویت ارتباط با خدای مهربان در نهایت باعث نجات شما از دام های شیطان رجیم و پیروزی و غلبه بر او خواهد شد . از اینکه توانسته ای با همت و تلاش خود از این عادت و عمل زشت رهایی پیدا کنید باید به شما تبریک گفت ،چرا که، بيش تر افراد مبتلا به خودارضایی اظهار كرده اند آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين كار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند كه ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي كه حقيقيت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز تعميق مي يابد . انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيش تر بر خواسته هاي خود مي باشد.
2. بسیاری از دانشمندان و پزشکان خودارضایی را مردود و مذموم می دانند . چون آن را انحراف از مسير صحيح پاسخ به غريزه و نياز زيستي می دانند، برای آن مضرات و آسیب های خطرناک و مخربی ذکر می کنند که موجب بروز مشكلات روحي، رواني و جسمي مختلف در انسان مي شود . می توانید عوارض و آسیب های خطرناک خودارضایی بر روی جسم و روان را در سایت پاسخگو و دیگر سایت ها ملاحظه کنید.
3. اگر عوارض و آسیب های خودارضایی در شما دیده نمی شود، جای بسی امیدواری است . اگر برخی از عوارض در شما یافت می شود ، با ترک کامل این عادت ناپسند به تدریج عوارض آن کم شده و در نهایت نابود می شود و از بین می رود.
4. به هيچ وجه خود را ناپاک ندانيد. دختر مؤمني هستيد که به هر دليلي دچار يک كژ رفتاري گشته‌ايد. هيچ‌گاه خودتان را مساوي با رفتار ناشايست خود ندانيد. بنده خدا هستيد و خداوند بنده اي را كه به سويش آيد، طرد نمي كند. براي جبران گناهان ريز و درشت راه روي همه بندگان باز است؛ زيرا رحمت و بخشايش الهي بسيار بزرگ و گسترده تر از هر گناهي است. همیشه راه توبه و برگشت باز است . خداوند کسی را که از گناه خود، توبه حقیقی کند می بخشد و پاک می گرداند. با ترک خودارضایی و توبه حقیقی، می توان از خشم و قهرخداوند در امان ماند.
5. احساس گناه اگر چه به معناي بيداري وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطي به هيچ وجه مطلوب خدا و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وساوس شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگ‌ترين منابع اضطراب‌زاست. مي‌توان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينه‌اي براي خودارضايي بيش تر فراهم مي‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد.
6. خواهر گرامي ! اكنون شما در مسير نجات قرار گرفته ايد, و به زشتی عمل خود پی برده و در صدد ترک کامل آن برآمده اید. حتی مدتی است آن را ترک کرده و موفق هم بوده اید، پس نياز است همچنان اميد خود را تقويت كرده و به خداوند منّان توكل كنيد . از اين پس سعي كنيد فكر و خيال تان به افكار گناه آلود آميخته نشود. براي جبران آن، وقت صرف کنید تا به تدريج با ترميم آسيب ها و صدمات احتمالی، به زندگي عادي و پر نشاط برگرديد. از غذاهايي كه در تقويت جسم شما تأثير مي گذارد, استفاده كنيد . به ورزش روي آوريد. به مطالعه كتاب هاي مفيد و سودمند بپردازيد. در ضمن باید همه زمینه هایی را که به نحویی باعث تمایل شما به خودارضایی می گردد ، از بین ببرید . چنانچه ناخواسته در موقعیت هایی که احتمال خودارضایی می رود قرار گرفتید، سریع با منصرف کردن فکر و ذهن تان و نیز تغییر موضع، خود را از آلودگی مجدد به خودارضایی برهانید.
در مورد باقی ماندن عوارض و آسیب های خودارضایی بعد از ترک آن، باید عرض کنیم که خوشبختانه با ترک کامل این عادت ناپسند به تدریج و مرور زمان، عوارض آن کم شده و در نهایت نابود می شود و جای هیچ گونه نگرانی نیست. البته این امر بسته به نوع آسیب دارد، برخی از آسیب ها ممکن است چندین سال طول بکشد تا از بین بروند که البته این نیاز به صبر و حوصله و نیز تقویت خود دارد.
معمولاً در خودارضایی دختران، عوارض خیلی خطرناکی مشاهد نمی شود . آسیبی به دستگاه تناسلی و تولید مثل آنان وارد نمی گردد. بنابراین می توانی با ترک خودارضایی، در آینده ازدواج نموده و بچه دار شوید،
توصیه می شود برای برطرف کردن عوارض خودارضایی به صورت کامل، راهکارهای زیر را به کار ببندید:
1. اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. اضطراب خود را کاهش دهید .از فعالیت های استرس زا و اضطراب آور دوری کنید. اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي و در توليد نياز جنسي کاذب سهم به سزايي دارد. همان طور که اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، کاهش اضطراب از طريق ورزش سنگين منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلکسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم بسزايي در کاهش ميل به خودارضايي دارد.
2. در برخی از افراد که در خودارضایی خیلی افراط کرده اند، آسیب های شدیدتری دیده می شود، مثلاً برخی از دختران در اثر خودارضایی به پرده بکارت خود آسیب وارد کرده اند که نیاز به ترمیم پرده بکارت دارد؛ برخی دیگر از عوارض و آسیب ها، نیاز به دارو درمانی هم پیدا می کند. در این زمینه با پزشک متخصص مشورت کنید.
3. برای کاهش ناملایمات روحی ناشی از خودارضایی به کلینیک مشاوره و روانشناسی مراجعه کنید.
4. در صورت فراهم بودن شرایط ازدواج، خود را برای ازدواج آماده کنید و مقدمات آن را فراهم سازید.
موفق باشید.

آیا در بهشت امکان تغییر جنسیت هست با توجه به اینکه میبینیم بعضی از زنها از زن بودن خود ناراضیند و .... ؟؟؟

اگر مفهوم جسمانی بودن معاد روشن گردد، پاسخ دقیق تری نسبت به این سوال به دست خواهد آمد. در ابتدا باید در این خصوص به این نکته اشاره گردد که مقصود از معاد جسمانی آن است که در جهان اخروی، انسان با وجودی جسمانی حضور می یابد و نعمت یا عذاب اخروی نیز جسمانی می باشد، ولی معاد روحانی آن است که انسان با وجود روحانی (غیر جسمانی) به حیات اخروی خویش ادامه می دهد. در جهان باز پسین، از لذت‌های معنوی و روحانی بهره‌مند می گردد یا به عذاب‌های معنوی و روحانی دچار می شود. (1)
تمامي علماي اهل اسلام اعم از شيعه و سني بر این باورند که : معاد انسان هم جسمانی و هم روحانی است. بر اساس این دیدگاه آدمی در آخرت با وجود جسمانی و روحانی (مثل آن که در دنیا هست) حضور می یابد و حیات اخروی او حیاتی دو بُعدی است، مبنای انسان شناختی این دیدگاه همان است که در بحث از حقیقت انسان مطرح است، و آن این که انسان از دو بعد جسمانی و روحانی فراهم آمده، به گونه‌ای که هر دو ساحت در حقیقت او موثر است. یکی (مثلاً جنبه جسمانی) جنبه عارضی و موقتی ندارد، البته بعد روحانی انسان در مقایسه با جسمانی، از نوعی اصالت برخوردار است ؛ اما فرعیت بعد جسمانی لزوماً به معنای خروج آن از حقیقت ذات آدمی نیست.
بنا بر این اگر دو جنبه جسمانی و روحانی را در ذات انسان موثر بدانیم، چاره‌ای جز پذیرش معاد جسمانی و روحانی نخواهیم داشت، زیرا حضور حقیقت هر فرد در سرای آخرت ضروری است، چرا که در غیر این صورت حاضران در رستاخیز موجوداتی مغایر با انسان‌هایی که مدت زمانی در دنیا به سر برده‌اند، خواهند بود. دیگر نمی‌توان گفت همان شخصی که در دنیا بوده است، اینک در پیشگاه الهی حاضر می شود و پاداش یا کیفر اعمال خود را می‌بیند،
بنا بر این لزوم حضور انسان با تمام حقیقت وجودی خود در آخرت اقتضا می‌کند که معاد او ، معاد جسمانی و روحانی باشد. (2) نتيجه ديگري كه بر اين عقيده متفرع مي باشد اين است كه : اگر قرار باشد انسان با تمام حقيقت وجودي خود كه در دنيا داراي آن بود، در قيامت حاضر شود ، بايد جنسيت او نيز بدون تغيير در قيامت و در معاد محفوظ بماند و زنان به همان صورت برانگيخته شوند و مردان نيز به همان صورت دنيايي دوباره زنده گردند، و مورد حسابرسي واقع شده و به بهشت يا جهنم وارد شوند. لذا مي توان نتيجه گرفت كه : امكان تغيير جنسيت در دنيايي ديگر وجود ندارد و فرد به همان صورت در آن دنيا حضور خواهد داشت.
البته تذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه عدم رضايت از جنسيت در افراد به بعضي مسايل رواني و اجتماعي بر مي گردد كه در اينجا مجال صحبت از آن نيست .

پی‌نوشت‌ها:
1. سعيدي مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، نشر طه، قم، 1383ش، ج 2، ص 252 .
2. همان، ص 253 .

صفحه‌ها