پرسش وپاسخ

اینکه حضرت زینب (سلام ا... علیها) سرخود را به چوبه محمل زده صحت دارد؟

پاسخ:
مسلم گچکار نقل می کند كه:
مردم كوفه را ديدم كه بر اطفال اهل بيت رقّت و ترحّم مى كردند و نان و خرما و گردو براى ايشان مى آوردند. آن اطفال گرسنه هم مى گرفتند، امّ كلثوم آن نان پاره ها و گردو و خرما را از دست و دهان كودكان مى ربود و مى افكند، پس بانگ بر اهل كوفه زد و فرمود: «يا اَهْلَ الْكُوفَة ! اِنَّ الصَّدَقَةَ عَلَيْنا حَرامٌ؛ دست از بذل اين اشياء بازگيريد كه صدقه بر ما اهل بيت روا نيست! ».
زنان كوفيان از مشاهده اين احوال زار زار مى گريستند، امّ كلثوم سر از محمل بيرون كرد، فرمود: اى اهل كوفه! مردان شما ما را مى كشند و زنان شما بر ما مى گريند، خدا در روز قيامت ما بين ما و شما حكم فرمايد.
هنوز اين سخن در دهان داشت كه صداى ضجّه و غوغا برخاست و سرهاى شهدايي را كه بر نيزه كرده بودند، آوردند، و از پيش روى سرها سر حسين عليه السّلام را حمل مى دادند و آن سرى بود تابنده و درخشنده ، شبيه ترين مردم به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم و سياهي محاسن شريفش مانند شَبَه مشكى بود و بن موها سفيد بود؛ و طلعتش چون ماه مى درخشيد و باد، محاسن شريفش را از راست و چپ جنبش مى داد، زينب را چون نگاه به سر مبارك افتاد، جبين خود را بر چوب مقدّم محمل زد! چنانچه خون از زير مقنعه اش فرو ريخت و از روى سوز دل با سر خطاب كرد و اشعارى فرمود كه: صدر آن اين بيت است:
شعر :
«يا هِلالاً لَمَّا اسْتَتَمَّ كَمالاً -غالَهُ خَسْفُهُ فَاَبْدى غُروب »
( شیخ عباس قمی ) گويد كه:
ذكر محامل و هودج در غير خبر مسلم جصّاص نيست، و اين خبر را گرچه علاّمه مجلسى نقل فرموده، لكن مآخذ نقل آن: منتخب طُريحى و كتاب نورالعين است كه حال هر دو كتاب بر اهل فن حديث مخفى نيست، و نسبت شكستن سر به جناب زينب عليهاالسّلام و اشعار معروفه نيز بعيد است از آن مخدره كه عقيله هاشميين و عالمه غير مُعَلّمه و رضيعه ثدى نبوّت و صاحب مقام رضا و تسليم است .
و آنچه از مقاتل معتبره معلوم مى شود حمل ايشان بر شتران بوده كه جهاز ايشان پَلاس و رو پوش نداشته؛ بلكه در ورود ايشان به كوفه موافق روايت حذام (يا حذلم) ابن ستير به حالتى بوده كه محصور ميان لشكريان بوده اند؛ چون خوف فتنه و شورش مردم كوفه بوده؛ چه: در كوفه شيعه بسيار بوده و زن هايى كه خارج شهر آمده بودند، گريبان چاك زده و موها پريشان كرده بودند و گريه و زارى مى نمودند. بنا براین چنین مطلبی در کتاب های معتبر نیامده و با مقام و منزلت حضرت زینب (س) تناسب ندارد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

در ماه مبارک رمضان در حالی که روزه هستیم استمناع کنیم چه حکمی دارد؟ و برای جبران این گناه چه باید بکنم؟

اگر با استمنا کردن هیچ احتمال بطلان نمی دادید و کاملا غافل از باطل شدن روزه بودید، فقط روزه شما باطل شده و کفاره واجب نیست. اما اگر در هنگام استمنا احتمال می دادید-هرچند ضعیف-که ممکن است استمنا روزه را باطل کند و راه برای تحقیق و سؤال کردن مسأله را هم داشتید، روزه شما باطل شده است . باید مسأله را سؤال می کردید. کفاره نیز بر شما واجب شده است، اما کفاره جمع واجب نیست، فقط یک کفاره لازم است. یعنی یا باید شصت روز روزه بگیرید یا شصت مسکین را طعام بدهید .
برای هر فقیر یک مد طعام (750 گرم گندم یا آرد ) بدهید یا می توانید پول شصت مد طعام را(مجموعا بیست و چهار هزار تومان ) به دفتر مرجع تقلیدخود(آیت الله خامنه ای) بدهید تا از طرف شما به شصت فقیر طعام بدهند .(1)
برای جبران این گناه باید توبه کنید . دیگر به فکر انجام این عمل حرام نباشید.
پی نوشت:
1.آیت الله خامنه ای ،استفتائات، سوال 784 و سؤال تلفنی (7743232-0251) از دفتر آیت الله خامنه ای.

در ماه مبارک رمضان در حالی که روزه هستیم استمناع کنیم چه حکمی دارد و برای جبران این گناه چه کنیم؟

اگر با استمنا کردن هیچ احتمال بطلان نمی دادید و کاملا غافل از باطل شدن روزه بودید، فقط روزه شما باطل شده و کفاره واجب نیست. اما اگر در هنگام استمنا احتمال می دادید-هرچند ضعیف-که ممکن است استمنا روزه را باطل کند و راه برای تحقیق و سؤال کردن مسأله را هم داشتید، روزه شما باطل شده است . باید مسأله را سؤال می کردید. کفاره نیز بر شما واجب شده است، اما کفاره جمع واجب نیست، فقط یک کفاره لازم است. یعنی یا باید شصت روز روزه بگیرید یا شصت مسکین را طعام بدهید .
برای هر فقیر یک مد طعام (750 گرم گندم یا آرد ) بدهید یا می توانید پول شصت مد طعام را(مجموعا بیست و چهار هزار تومان ) به دفتر مرجع تقلیدخود(آیت الله خامنه ای) بدهید تا از طرف شما به شصت فقیر طعام بدهند .(1)
برای جبران این گناه باید توبه کنید . دیگر به فکر انجام این عمل حرام نباشید.
پی نوشت:
1.آیت الله خامنه ای ،استفتائات، سوال 784 و سؤال تلفنی (7743232-0251) از دفتر آیت الله خامنه ای.

باسلام.من دانشجوی ترم چهارم رشته حسابداری هستم ومشکلی که منو بیشتر از همه رنج می دهد اینه که تمایل من به استمنا خیلی خیلی زیاده.شاید باور نکنید اما من از 6یا7سالگی این کارو انجام می دادم و اعلان هم احساس می کنم که تمایل جنسی من نسبت به هم سن وسالام از همه بیشتره،من تا به حال خیلی تلاش کردم که این کارو ترک کنم و هر کاری که فکر بکنین کردم حتی پیشه پزشک فوق متخصص هم رفتم اما گفتن که هیچ مشکلی از لحاض جنسی وجسمی ندارم وبرای ترک اون باید خودم تلاش کنم.گاهی اوقات با خودم فکر می کنم که بهتره ازدواج کنم اما وقتی می بینم دوسال از دانشگاهم مونده و بعد از اون باید دو سال سر بازی برم با خودم میگم تو این چهار سال خرج خودمو به زور بتونم جور کنم .در ضمن تو خونه هم گیر دادن که باید بعد از این که استخدام شدی با زن شاغل و تحصیل کرده ازدواج کنی تا بتونه کمک خرجت باشه .حالا دیگه نمی دونم چی کار کنم به دختره بخصوصی هم علاقه ندارم و تنها هدف من از ازدواج تنها دفع این نیاز و آرامشه . این نیاز جنسی در من به اندازه ای شدیده که از دو سال پیش دیگه نمی تونم کنترلش کنم واز راه غیر مشروع تامینش می کنم. نظر شما در این مورد چیه سه چهار سال صبر کنم و با دختری که دلم می خواد و دوستش دارم ازدواج کنم یا... {در ضمن من به هیچ عنوان نم تونم شهوتمو کنترل کنم.}

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
برای مقابله با پدیده خودارضایی و استمنا مطالبی را بیان می کنیم . شایسته است مطالب را با دقت ملاحظه کنید و با جدیت و مداومت آن را تمرین کنید و به کار بگیرید تا به نتیجه قطعی برسید. با تلاش و کوشش مضاعف به مقصود خواهید رسید . از رنج و فشار غریزه جنسی نجات خواهی یافت. اینکه می گویید همه کاری را برای ترک خودارضایی انجام داده ، ولی نتیجه نگرفته و موفق نشده اید آن را ترک کنید، یک ادعا بیش نیست. آیا حاضرید در جلو جمع خانواده و افراد متشخص خودارضایی کنید؟ مسلماً پاسخ شما منفی است . این نشانگر آن است که هنوز اراده ترک خودارضایی را حداقل در جلوی جمع دارید. پس لازم است اراده خود را تقویت کنید . با اراده آهنین به مقابله با این عادت ناپسند برخیزید . این از عهده جوان پرقدرتی مثل شما بر می آید و شدنی است.
1. يكي از عواملی که ايجاد ناراحتي‏هاي روحي می کند، فشار غریزه جنسي است؛ انسان ها غالباً با فشار شهوت و غریزه جنسي روبرو هستند . اگر به روش صحيح اقدام نكنند ،به دامان انحرافات جنسي و خودارضایی كشيده مي‏شوند. در حقیقت خود ارضايي يكي از اقسام انحرافات جنسي به شمار مي‏رود. در پيدايش آن علل مختلفي مانند تحوّلات بلوغ، عوامل تحريك زا، عقده حقارت، مساعد نبودن محيط خانواده، معاشرت با منحرفان، ضعف ايمان و ناآگاهي از پيامدهاي خودارضايي، دخالت دارد.
2. برادر ارجمند، در قدم اول سعي كنيد از اضطراب و نگراني و احساس گناه پرهيز نماييد، كه علل برخي ناهنجاري هاي رفتاري و اخلاقي، از جمله خود ارضايي است. اگر در شرع، كيفرهايي براي آن بر شمرده شده، براي جلوگيري از ارتكاب گناه است؛ نه اين كه انسان ، راه درمان و بازگشت را بسته ببيند. از اين رو با نشاط و اميد ، راه درست را طی نموده و از راهکارهای درمان خودارضایی بهره بجویید.
اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد. در توليد نياز جنسي کاذب سهم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي کاهش اضطراب مفيد است. اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند خود ارضایی) صورت گيرد، با اين که به صورت موقت از اضطراب مي‌کاهد، ولي پس از مدت کوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دو چندان مي‌کند. با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول خود ارضایی محسوب مي‌گردد.
همان طور که اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، کاهش اضطراب از طريق ورزش سنگين منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلکسيشن) و داروهاي گياهي و شيميايي سهم بسزايي در کاهش ميل به خودارضايي دارد.
در مورد خودارضايي و ترك آن توجه شما را به نكات زير جلب مي كنيم:
1. مانند يک محقق دست به تحقيق در زمينه افکار، احساسات و رفتارهاي انگيزاننده ميل به خودارضايي در خود بزنيد. در طي مدت يک ماه مراحل آغاز تا پايان يک وهله خودارضايي را در برگه‌اي يادداشت نماييد . اين کار را براي وهله‌هاي ديگري که اتفاق مي‌افتد، تکرار کنيد. زمان و مکان و شرايط جسمي و روحي در قبل و بعد از خودارضايي را ثبت نماييد. در طي يک ماه ببينيد يک وهله خودارضايي با چه فکري آغاز مي‌گردد، سپس اين فکر مزاحم چه احساس در شما برمي‌انگيزد و اين احساس چگونه به رفتار خودارضايي در شما مي‌انجامد، همچنين معمولاً در چه زماني‌هايي و در چه مکان‌هايي و در چه شرايط جسمي ـ روحي ميل به خودارضايي در شما تشديد مي‌گردد.
پس از رصد رواني يک ماهه به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. از نتايج اين تحقيق مي‌توانيد راهکارهاي کارآمد ترک يا لااقل تعديل خودارضايي را استخراج نماييد، مثلاً وقتي که اعصاب تان خرد است، وقتي که دوستان متأهل خود را مي‌بينيد، وقتي که با مادرتان جر و بحث مي‌کنيد، وقتي که اضطراب امتحان داريد، يا وقتي که به فيلم يا تصوير خاصي مي‌انديشيد.
عيناً همين قضيه در زمينه مکان‌هاي تحريک‌زا تکرار مي‌گردد. وقتي در اتاق خواب هستم، وقتي تنها در خانه هستم، وقتي دستشويي مي‌روم و...
از سوي ديگر نگاهي موشکافانه به پرونده گذشته خودارضايي خويش بيفکنيد، ببينيد در چه شرايطي توانسته‌ايد بر خودارضايي فايق آييد. با چه تکنيک‌هاي فاصله بين وهله‌هاي خودارضايي را افزايش داده‌ايد، چه زماني براي ترک کوتاه مدت يا دراز مدت خودارضايي موفق بوده‌ايد.
در اين مرحله نيز تحقيق نيز به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. پالايش رواني دست شما را براي اتخاذ يک راهکار مناسب باز مي‌کند.
2. به تشويق ذهني ـ عملي موفقيت‌هايي هرچند اندک خود در ترک خودارضايي بپردازيد. اگر حتى يک روز هم در ترک موفق بوديد، با کمال سخاوت به تشويق خود بپردازيد. خود تشويقي مي‌تواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس به کاهش اضطراب شما کمک شاياني کند. خود تشويقي مي‌تواند به صورت کلامي يا غير کلامي (مانند خريد يک بستي يا ديدن يک فيلم جذاب يا سجده شکر و ...) باشد.
3. براي 24 ساعت خود برنامه‌ريزي سبک و سهل الوصول انجام دهيد. با اشتغال ذهني به امور مثبت از هر گونه اشتغال فکري به تفکرات تحريک‌زا پرهيز نماييد. وقت فراغت براي خود قرار ندهيد . بي خود در جاهاي تحريك كننده مانند اينترنت پرسه نزنيد. با وجود آماده بودن شرايط محيطي و...ترك گناه بسيار مشكل و حتي نامقدور است.
4. سعي نماييد از تکنيک‌هاي انزجار درماني و شرطي‌زدايي استفاده کنيد. لذت کاذب خود ارضايي را با يک امر منزجر کننده ذهني مانند تصور صحنه تهوع‌آور يا خوردن داروي تلخ پيوند بزنيد و با آن تداعي نماييد يا آن که فرايند شرطي شده (اضطراب - خودارضايي) را به (اضطراب - ورزش يا تفريح سالم، تنفس عميق، رفتن به سر يخچال و آب خوردن و...) تبديل نماييد.
5. به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد. بدانيد صدها هزار توانسته‌اند که ترک کنند و شما از آنان مستثنا نيستيد.
6. خودارضایی عمل ناشايستي است كه عوارض خود را دير یا زود، نشان خواهد داد. عمل خودارضايي بنيه شخص را از بين برده و او را نيز جنبه رواني دچار آسيب هاي فراواني مي كند. جسمي كه از رهگذر اين حادثه آسيب ببيند ،روح صاحبش را متزلزل مي كند. اصولاً هر عملي كه از مطابقت دستورهاي شرعي و ديني خارج باشد, در مسيرانحراف قرار مي گيرد . اگر به جسم آسيب نرساند, از جنبه روان شناختي محكوم خواهد بود. ضمير ناخودآگاه انسان با خطرات وجداني اين اصل مسلم را مي پذيرد كه اخلاق تضمين كننده سلامتي انسان ها است . اسلام كامل ترين و اخلاق گراترين دين ها و دستورهاي آن تكامل يافته ترين دستورها است . هر كس به آن عمل كند ، راه نجات را پيموده است و گرنه در پيچ و خم انحراف و ظلمت گمراه و سرگشته خواهد شد.
7. معمولاً توجه به عواقب سوء و پيامدهاى منفى خودارضایی در کاهش آن موثر است. خودارضایی، جداى از آن كه معصيت و موجب دوري از رحمت الهي بوده و روايات بسياري در مذمت و زشتي اين عمل وارد شده است، عوارض زيان بار فراوانی دارد. البته آثار و زیان های خود ارضایی فراتر از آن است كه بتوان آن ها را برشمرد . فقط به چند مورد از آن اكتفا مى‏كنيم:
الف) پيامدهاى جسمانى:
ضعف سيستم عصبي، ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، خستگي و خواب آلود بودن، عقيم شدن و ناتوانى جنسي و توليد مثل، احساس ضعف در پاها، خميده شدن كمر، سفيد شدن زودرس موها، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، پژمردگي رنگ، ايجاد حلقه سياه دور چشم، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
ب) پيامدهاى روحى و روانى:
ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده، شرم كاذب، و آشفتگي در خواب.
ج) عوارض اجتماعى:
ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، عدم رضایت از ازدواج، لذت نبردن از زندگى مشترك و از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى.
كسانى كه گرفتار اين عمل ناپسند شده اند، آن را گريزگاهى فرعى و عاجل براى خارج شدن از فشار جنسى و پاسخى براى لذت طلبى خود تصور مى كنند، در صورتى كه اگر توجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات زيان آورى مى شوند كه گاه قابل جبران نيست.
8 . خودارضايي نوعي اعتياد رواني محسوب مي‌گردد. در برخي جهات شباهات زيادي با انواع ديگر اعتياد (مانند مواد مخدر و الکل و...) دارد.
همه متخصصان درمان اعتياد در اين موضوع هم‌عقيده اند که بازگشت ناخواسته به شرايط قبل امري طبيعي و يکي از مراحل درمان محسوب مي‌گردند. بسياري از معتاداني که اقدام به ترک کرده‌اند، در طول فرايند درمان ناخواسته دچار لغزش‌هاي رفتاري مي‌گردند. لغزش‌هاي رفتاري به هيچ وجه به معناي شکست درمان نيست. يكي از علت هايي غلطيدن دوباره به اعتياد قبلي، قرار گرفتن در محيطي است كه در آن جا اعتياد زياد اتفاق افتاده بود.، مثلاً ياد‌آوري يك صحنه خاص، يا قرار گرفتن در مثلاً حمام و هنگام شستن آلت تناسلی و... به همين خاطر بسيار توصيه مي شود كه در آن شرايط خاص قرار نگيرند.
در هر حال لغزش‌هاي غير اختياري طبيعي است . نبايد به بزرگ‌نمايي آن پرداخت. متأسفانه در افرادي که به خود درماني اعتياد مي‌پردازند و از نعمت هدايت درمانگر محرومند، هر گونه بازگشت را به منزله شکست قطعي در درمان تلقي مي‌کنند. اين باعث توهم عدم کنترل و بي‌ارادگي فرد مي گردد. اين تصور آسيب‌زا، فرد را از ادامه درمان مأيوس مي‌سازد ، در حالي که درصد پيشرفت درمان فرد بسيار بالاست.
اگر نيک بنگريد، با کمي واقع‌نگري مي‌توانستيد لغزش‌هاي هر از گاهي خود را با ديدي مثبت‌تر مديريت نماييد.
9. مبارزه با عادت زشت "خودارضايي" و هر عادت ناپسند و عمل خلاف اخلاقي نيازمند چند اصل است. در ذيل به برخي اشاره مي‌شود:
1 - بيداري دل و خروج از غفلت و "زشت و ناپسند دانستن" آن عادت و عمل.
2 - آگاهي از آثار منفي و نامطلوبي كه آن عمل بر جسم و روان مي‌گذارد . شناخت مشكلاتي كه از لحاظ مادي و معنوي، دنيوي و اخروي ايجاد مي‌كند.
3- از بين بردن زمينه هاي اين عمل مانند؛ ديدن تصاویر و فیلم های مبتذل و مستهجن و خواندن مطالب تحريك زا، دوستان ناباب، استفاده نادرست از اينترنت و ...
4 - خودباوري و اراده قوي:
اعتقاد بر آن كه اگر انسان "بخواهد و اراده كند" هر كار ممكني را مي‌تواند محقق سازد . هر عادت زشتي را مي‌تواند از خود دور كند . به يك انسان متعادل و دوست داشتني مبدل سازد، تا همه‌شايستگان او را دوست داشته باشند.
تحقق اين اصل نيازمند داشتن اراده‌اي قوي است. يكي از عواملي كه بيش‌ترين تأثير را در تقويت اراده دارد، "خودتلقيني" و خودباوري است. كسي كه باورش اين است كه نمي‌تواند فلان عادت زشت و خلاف اخلاق را كنار بگذارد، به بهانه آن كه چند بار تصميم گرفتم و تجربه نمودم اما شكست خوردم، اين فرد در مبارزه با عادات زشت و كاركردهاي خلاف اخلاق موفق نمي‌شود، ولي اگر اين توهم و تخيّل نادرست را كنار بگذارد و به خودش تلقين كند و بباوراند كه اگر بخواهم و صبر و استواري پيش بگيرم، اگر چه مكرراً شكست بخورم، ولي سرانجام مي‌توانم بر عادت زشت خود غلبه كنم، چنين فردي موفق مي‌شود.
5 - اراده‌ي جدّي و تصميم قاطع بر مبارزه و ترك آن عمل و عادت. در اين صورت لازم است پيوسته آثار و نتايج نامطلوبي را كه آن عادت در جسم و جانش مي‌گذارد و كيفرها و مكافاتي را كه بايد به خاطر آن در دنيا و آخرت تحمل نمايد، در ذهنش مجسم سازد، هم‌چنين منافعي را كه در نتيجة ترك آن به دست مي‌آورد، تصور نمايد، تا با ايجاد چنين فضايي در روح و نمايش در ذهن، بر تحريك نفس و وسوسه شيطان چيرگي يابد و لذت ترك آن را درون خويش احساس كند.
6- تقويت اراده.
عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند:
1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون.
2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است.
3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام.
4ـ تلقين مثبت:
همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه ارادة انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است.
پل ژاگو مي گويد: "وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجة ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجة اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثرتر از مواقع ديگر خواهد بود.
بنابراين بايد خود را باور كنيد . ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد براي ايجاد و تقويت هر چه بيش تر اراده، به فوايد و آثار آن و نتيجه اي كه به دست خواهيد آورد، نيز اهميت آن و آينده روشني كه داريد، همچنين نجات از مشكل و سختي كه با آن روبرو هستيد، به شما كمك خواهد كرد. به پاداش عظيم اخروي و رضايت حضرت دوست (به جهت سختي و مشكل بودن ترك عمل) توجه نماييد. هر چه گناه و ترك عمل سنگين تر باشد و تلاش بيش تري لازم داشته باشد، در صورت تحقّق، انسان را به كمالات بالاتري مي رساند كه براي ديگران شايد حتي قابل تصوّر نباشد..
از اين رو هرگز يأس به خود راه ندهيد و براي آن برنامه ريزي كنيد.
در نهایت اگر راهکارهای فوق افاقه نکرد و موثر نیفتاد ، مجدداً به مشاور و روانشناس مراجعه کنید . در مرحله بعد جهت دارو درمانی به روانپزشک مراجعه کنید. امروزه برای رهایی از فشار شهوت جنسی از رژیم غذایی گرفته تا داروهای مختلف گیاهی و شیمیای و تزریق هورمون وجود دارد که می توانید زیر نظر متخصصن آن ها را به کار ببرید و استفاده کنید.
برای کنترل غریزه جنسی راهکارهای فراوانی وجود دارد که بهترين راه كنترل مثبت و تعديل نيروي شهوت، ازدواج است. به همين جهت اسلام، مردم را به ازدواج و ارضاي نياز جنسي تشويق و ترغيب مي کند و مي فرمايد:
اگر امكان ازدواج وجود دارد ،حتماً ازدواج كنيد. بنابراين ازدواج تنها راه طبيعي و مشروع ارضاى غريزه جنسى است. با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم بايد سعى كرد به آن پاسخى صحيح داد. گرچه مشكلات گوناگون جامعه مانع ازدواج به موقع جوانان عزيز مى‏شود، در عين حال با كاهش سطح توقعات و انتظارات، پرهيز از تشريفات غير ضرورى، كنار گذاشتن بعضى رسومات فرهنگى و اجتماعى منفى، به تأخير انداختن مراسم عروسى در دوران نامزدى و عقد و بعضى تدابير ديگر مى‏توان از مشكلات مادى و اقتصادى كه فرا روى بسيارى از جوانان مى‏باشد ، نجات يافت. چه اشکالی دارد با دختر مورد علاقه و مناسبی عقد کنید و با هم قرار بگذارید که عروسی رسمی بعد از چند سال دیگر باشد ؟ هم شما از زیر بار فشار جنسی خلاص می شوید و هم در این مدت گشایش و فرجی در امور شما پدید می آید. سربازی متأهلان راحت تر از افراد مجرد است و برای آنان امتیازاتی قائل شده اند.
خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «كسانى كه تنگ دست مى‏باشند ،دلهره فقر و عدم امكانات مادى نداشته باشند كه از ناحيه فضل و رحمت خاص خداوندى در امر ازدواج كمك خواهد شد». وعده خداوند قطعى است . كسى نمى‏تواند به آن بدبين باشد .پيامبر اكرم(ص) نيز مى‏فرمايد:
«اگر كسى به اين مطلب اعتقاد نداشته باشد ،به خداوند سوء ظن دارد. آن ظلم و گناه بزرگى است». اما اگر به هر دليلي فردي نتوانست غريزه جنسي خود را از طريق ازدواج تأمين و ارضا کند ،بايد به طور موقت آن را کنترل کند ،يعني از راه عفت و پاکدامني و حفظ خود از گناه و در غلطيدن به هواهاي شيطاني و شهواني جلوي سقوط خود را بگيرد ،هر چند ممکن است سخت و دشوار باشد، ولي ممکن است.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

در مائده آیه 54 آمده است «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» معنا: تنها سرپرست شما خدا و رسول خدا و آنهایی هستند که ایمان آورده اند; آنان که نماز را بر پا داشته و در حالی که رکوع می کنند زکات می دهند.

مگر دراین (.الذین .یقیمون. راکعون ) جمع است اما حضرت علی که یک نفر بوده است؟

پاسخ:
استعمال لفظ جمع براي مفاهیمی که مصداق خارجي اش مفرد و یکی است، در ادبيات عرب بسيار فراوان می باشد؛ مثلاً قرآن مي گويد: «الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم».(1)
بنا بر روايات فراوان، گوينده فقط نعيم بن مسعود اشجعي بود؛ اما تعبیر آیه به صورت جمع آمده است.
در آیه مباهله نیز سخن از "انفس، نساء و ابناء" است که هر سه جمع هستند. جمع بر حداقل سه نفر گفته می شود و حال آن که مراد از "انفس" فقط علی بن ابی طالب (علیه السلام) و مراد از "ابناء" فقط حسن و حسین و مراد از "نساء" فقط فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود.
موارد اين گونه در قرآن و ادبيات عرب فراوان است و علماي عرب، وجوهي براي آن ذکر کرده اند.(2)

پی نوشت ها:
1. آل عمران(3) آیه 173.
2. رهبري امام علي(ع) در قرآن و سنت، ص283-287.

به نام خدا، آیا امام علی (علیه السلام) در حجة الوداع و غدیر خم بودند؟ عده ای می گویند امام علی در حج الوداع نبودند. لطفا جواب خود را با استناد به کتب معتبر شیعه و سنی بیان کنید.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
از كسي كه نمي خواهد حقيقت را بپذيرد عجيب نیست روز را در زير تابش خورشيد انكار كند. از بعضي منكران ولايت امام علي از آن رو كه نمي خواهند ولايت حضرت را بپذيرند، چنين گفته هايي بعيد نيست.خواسته اند راهي براي انكار ولايت بيابند، پس چيزي بهتر از انكار حضور علي(ع) درحجه الوداع نيافتند. وقتي حضور علي را در حج منكر شدند، ولايت را از ريشه منتفي مي دانند.
ريشه انكار آن جاست كه پيش از موسم حج پيامبر (ص)علي (ع)را همراه برخي از صحابه براي اخذ خراج و زكات به يمن فرستاد. ماموريت امام علي از سوي پيامبر در يمن موجب شده كه برخي چشم به روي حقايق بسته و بگويند علي اصلا در حجةالوداع حضور نداشته است، غافل از اينكه يمن نزديك مكه است. پيامبر پيكي نزد علي (ع) فرستاد كه در موسم حج خود را به مكه برسان.(1)
به فرض آن كه چگونه آمدن علي به مكه در تاريخ نمي آمد، گزارشات بسيار درباره غدير و ماجراي غدير جاي هيچ گونه ترديدي نمي گذارد كه علي در موسم حج حضور داشته و به مقام ولايت منسوب گشته است.
در اينكه حضرت على عليه السلام در حجة‏الوداع به همراه پيامبر بود ترديدى نيست. همه علماى شيعه و علماى اهل سنت به اين مطلب اعتراف دارند. وقتى كه رسول خدا به قصد انجام اعمال حج به مكه رفتند، حضرت على از يمن به مكه آمدند و به پيامبر ملحق شدند.(2) در تمام اعمال همراه پيامبر بودند. در بازگشت از حجة‏الوداع در غديرخم از جانب پيامبر به امامت و ولايت معرفى شدند. داستان غدير را هم همه علماى شيعه و سنى نقل كرده‏اند و هيچ كس در اين دو حادثه ترديد ندارد. اين دو حادثه در منابع سنى بيش از منابع شيعه ياد شده است.

پي نوشت ها:
1. البداية و النهاية، أبو الفداء اسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقى، ج‏7،ص 345، بيروت، دار الفكر، 1407/ 1986.
2.العبر تاريخ ابن خلدون، ترجمه عبد المحمد آيتى، ج‏1،ص 464، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، چ اول، 1363ش
تاريخنامه طبرى ، منسوب به بلعمى ج‏3،ص 303 ، تحقيق محمد روشن، تهران، ج 1و2 سروش، چ دوم، 1378ش، ج 3،4،5 البرز، چ 3، 1373ش
التنبيه و الإشراف، أبو الحسن على بن حسين مسعودي ،ص 253 ، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، چ دوم، 1365ش
طبقات، محمد بن سعد كاتب واقدى ،ج‏2،ص 181، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، انتشارات فرهنگ و انديشه، 1374ش
المعارف، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة ،ص 208، تحقيق ثروت عكاشة، القاهرة، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ط الثانية، 1992.

با سلام، چه رمز و حكمتي است كه هر سه امام عزيز (امام حسين/امام سجاد وامام محمد باقر عليهم السلام ) درسن 57 سالگي به شهادت رسيدند؟

پاسخ:
امام حسین(علیه السلام) در زمان شهادت 58 ساله بود.(1) ولی امام سجاد (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) 57 ساله بودند (2) و رمز و حکمت آن را ما نمی دانیم. روشن است که هر زمان که عمر انسان تمام شد، انسان از دنیا می رود؛ حال یا به وسیله شهادت یا به مرگ طبیعی یا به صورت دیگری که خداوند مقدر کرده که در باره امامان (ع) بر اساس برخی روایات از راه شهادت از دنیا می روند؛ امام رضا می‌فرماید:«ما منا الا مقتول». (3)
شیخ صدوق بر این باور است که: «همه معصومین(ع)، به اجل غیر طبیعی از دنیا رفته‌اند...، کسی که چنین عقیده نداشته باشد، از ما نیست».(4)

پي نوشت:
1. ارشاد ،ج 2،ص136 ،شيخ مفيد ، ترجمه رسولي محلاتي ، تهران ، انتشارات علميه اسلاميه .
2. همان ،ص 139 و 156.
3. بحارالانوار، ج 27، ص 213.
4.اعتقادات، شیخ صدوق، تحقیق عصام عبدالسید، چاپ شده در مصنفات شیخ مفید، ج 5، ص 99، کنگره شیخ مفید.

صفحه‌ها