مشاوره

سلام.دختر 21 ساله ای هستم که حدود 11 سال تقریبا ماهی 1بار 2ماه یکبار عمل زشت استمنا رو انجام میدادم.الان 40 روز است که به کمک خدا ترک کردم. چند سوال دارم. 1. ایا توبه من پذیرفته میشود؟ 2.از روانشناسی شنیدم که درمان ندارد و اثراتی که روی مغز میگذارد غیر قابل جبران است.ایا این حرف درسته؟ 3.ایا پس از ترک درمورد ازدواج من مشکل پیش می اید؟یعنی من هیچوقت نمی توانم همسرم را بخوبی ارضا کنم؟ 4.ایا این مطلب را باید به همسر اینده ام بگویم؟ لطفا جواب را به ایمیلم بفرستید با تشکر از صبر و حوصله شما

پاسخ:
مشكل خودارضايي، از جمله اختلالاتي است كه در اولين فرصت ممكن، بايد از آن اجتناب كرده و با مساعدت يك روان درمان گر مجرب، گام به گام از ميزان انجام اين عمل كاهش داد. بنابراين ترك اين عمل هيچ گاه دير نيست و بابت اين چند سال، نبايد به خودتان نااميدي راه دهيد.
خود ارضايي در شرع مقدس اسلام عملي غير شرعي و از گناهان كبيره بحساب مي آيد كه در صورت اطمينان قطعي از آن، غسل جنابت بر فرد واجب مي گردد. شما تحت هر شرايطي مجاز به رفع نياز جنسي بصورتي كه بيان كرديد نيستيد و تا زمان ازدواج ملزم و خودداري از اين كژكاري جنسي هستيد. بطور خلاصه مضرات اين عمل را مي توان در موارد ذيل بيان كرد.
1. ضعيف شدن چشم 2- لاغر شدن صورت 3- ضعف اعصاب 4- ضعيف شدن بدن 5- لاغر شدن بدن 6- سرگيجه 7- زود به زود زكام شدن 8- كم خوني 9- سست شدن زانو 10- سياه شدن دور چشم 11- ضعيف شدن حافظه 12- زرد شدن صورت 13- ضعيف شدن حس شنوايي 14- جوش زدن صورت 15- شنيدن زنگ در گوش 16 - گوشه گيري 17- ظاهر نشدن در اجتماع 18- ضعف ايمان 19- بيمار شدن از نظر جسمي و روحي
با توجه به اين مضرات، بايد به اين نتيجه رسيد كه اين عمل، اثرات منفى جسمى و روحى فراوانى دارد. بنابراين بايد از هر گونه دست‏ورزى با دستگاه تناسلى، بيش از حد در حمام يا توالت بودن، پوشيدن لباس‏هاى تنگ (به ويژه لباس‏هاى زير)، قرار گرفتن در تنهايى و مشاهده تصاوير و فيلم هاي تحريك كننده حضور در سايت هاي به اصطلاح علمي و... اجتناب كرد تا كمتر به اين مشكل مبتلا شد. اما مهمترين عامل براي ترك خود ارضايي توكل به خدا و اراده براي ترك است. در اين راه شكست ها نبايد انسان را نااميد كند، بايد دوباره سعي كرد و مطئن بود كه خواستن توانستن است.
لطفا به نكات ذيل توجه فرماييد.
1. بايد دانست؛ اضطراب نقش مؤثري در تشديد قواي جنسي دارد. در توليد نياز جنسي كاذب سهم به سزايي دارد. ارضاي جنسي تا حدودي براي كاهش اضطراب مفيد است. اگر ارضاي جنسي از طريق حرام (مانند استمنا) صورت گيرد، با اين كه به صورت موقت از اضطراب مي‌كاهد، ولي پس از مدت كوتاهي به خاطر تشديد احساس گناه سطح اضطراب را دو چندان مي‌كند. با اين وصف اضطراب هم علت و هم معلول استمنا محسوب مي‌گردد.
2. اما همان طور كه اضطراب در گرايش به خودارضايي مؤثر است، كاهش اضطراب از طريق ورزش منظم، تنفس عميق 25 تا 30 بار در روز، تن‌آرامي (ريلكسيشن) و داروهاي گياهي سهم بسزايي در كاهش ميل به خودارضايي دارد.
3. شما مي توانيد مانند يك محقق دست به تحقيق در زمينه افكار، احساسات و رفتارهاي انگيزاننده ميل به خودارضايي در خود بزنيد. در طي مدت يك ماه مراحل آغاز تا پايان يك وهله خودارضايي را در برگه‌اي ياد داشت نماييد. اين كار را براي وهله‌هاي ديگري كه اتفاق مي‌افتد، تكرار كنيد. زمان و مكان و شرايط جسمي و روحي در قبل و بعد از خودارضايي را ثبت نماييد. در طي يك ماه ببينيد يك وهله خودارضايي با چه فكري آغاز مي‌گردد، سپس اين فكر مزاحم چه احساس در شما برمي‌انگيزد و اين احساس چگونه به رفتار خودارضايي در شما مي‌انجامد، همچنين معمولاً در چه زماني‌هايي و در چه مكان‌هايي و در چه شرايط جسمي ـ روحي ميل به خودارضايي در شما تشديد مي‌گردد.
4. پس از پايش و رصد رواني يك ماهه به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. از نتايج اين تحقيق مي‌توانيد راهكارهاي كارآمد ترك يا لااقل تعديل خودارضايي را استخراج نماييد، مثلاً وقتي كه اعصاب تان خرد است، وقتي كه دوستان متأهل خود را مي‌بينيد، وقتي كه با مادرتان جر و بحث مي‌كنيد، وقتي كه اضطراب امتحان داريد، يا وقتي كه به فيلم يا تصوير خاصي مي‌انديشيد.
عيناً همين قضيه در زمينه مكان‌هاي تحريك‌زا تكرار مي‌گردد. وقتي در اتاق خواب هستم، وقتي تنها در خانه هستم، وقتي دستشويي مي‌روم و...
5. از سوي ديگر نگاهي موشكافانه به پرونده گذشته خودارضايي خويش بيفكنيد، ببينيد در چه شرايطي توانسته‌ايد بر خودارضايي فايق آييد. با چه تكنيك‌هاي فاصله بين وهله‌هاي خودارضايي را افزايش داده‌ايد، چه زماني براي ترك كوتاه مدت يا دراز مدت خودارضايي موفق بوده‌ايد. در اين مرحله نيز تحقيق نيز به تجزيه و تحليل و جمع‌بندي نتايج بپردازيد. پايش رواني دست شما را براي اتخاذ يك راهكار مناسب باز مي‌كند.
6. از تنهايي و حضور در مكان هاي خلوت بپرهيزيد. اگر لازم شد مكان خواب خود را تغيير دهيد.
7. به محض لغزش فوراً توبه كنيد و هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد و بدانيد رحمت خدا از گناه شما بزرگتر است.
8. احساس گناه، اگرچه به معناي بيداري وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطي به هيچ وجه مطلوب خدا و دين نيست؛ بلكه احساس گناه فزاينده، در راستاي وساوس شيطاني است. پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيكران الهي، به تعديل احساس گناه بپردازيد.
9. احساس گناه تا حدي خوب و مفيد است كه فرد را به سوي جبران خطاها از طريق انجام اعمال نيك و خداپسندانه رهنمون سازد. احساس گناه افراطي و خودسرزنشي بيش از حد كه تمام خوشي را از انسان بگيرد، به هيچ روي مطلوب نبوده و با ايجاد اضطراب ناخواسته و ندانسته انسان را به گناه بيش تر سوق مي دهد.
10. هرگاه احساس تحريك و نياز كاذب به انجام اين عمل به شما دست داد شروع به انجام تكنيك ريلكسيشن كنيد. مرحله اول: چشم هاي خود را محكم بر روي هم بفشاريد و همزمان شروع به جمع كردن اكسيژن از طريق مجاري تنفسي كنيد.هر تنفس همراه با فشار چشمها ده ثانيه طول مي كشد. مرحله دوم: پس از هر بار دم، ده ثانيه عضلات چشمها را آزاد بگزاريد و در همان حال به آرامي شروع به بازدم كنيد. اين عمل را چند مرتبه انجام دهيد. در حين انجام اين كار در ذهن خود تصور كنيد كه بر اين مشكل فائق آمده ايد و قادريد با اراده قوي از اين خواسته شيطاني هم بگذريد. تلقين به نفس راه كار مهمي جهت موفقيت ترك اين عمل است. اين تمرين را مي توانيد بسته به علاقه خود چند مرتبه انجام دهيد. و اگر دوست داشتيد مي توانيد تكنيك فشار و انقباض همراه با تنفس را در تمامي اعضاي بدن خود از سر تا كف پاها انجام دهيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام برادر من دچار استمناء است.یکی از وسایلی که باعث دیدن تصاویر مستهجن است کامپوتر است. آیا باید کامپیوتر را جمع کنم یا اینکه فقط به او درباره گناه حرف بزنم(قبلا به صورت غیر مستقیم به آن اشاره کردم ) حال چه کنم ؟ نمیدانم آیا باید کامپیوتر را جمع کنم ؟ آیا مثلا دی وی دی رام را از کار بیاندازم.چه کنم؟

پاسخ:
اگرچه شما در پرسش خود از سن و سال برادرتان سخنی به میان نیاورده اید و این که چگونه متوجه شده اید که او استمنا می کند. اما با این حال، نکاتی را خدمت تان عرض می کنیم.
متأسفانه بسیاری از نوجوانان و جوانانی که با پدیده بلوغ و مسائل مربوط با آن روبرو می شوند، اطلاعاتی درستی از وضعیت خود و فعل و انفعالاتی که در بدنشان رخ می دهد ندارند به همین دلیل، خواسته و ناخواسته برخی از آنها به بی راهه کشیده می شوند و دچار برخی از انحرافات جنسی مثل خودارضایی و استمناء می گردند. اگر شما در نقش برادر بزرگ او هستید، مسلماً بودن شما در کنار او و همراهی و کمک های خالصانه و بی دریغ تان مؤثر و نجات بخش خواهد بود.
شما می توانید علاوه بر کمک های غیر مستقیم و آشنایی برادرتان با آثار زیان بار گناه، مستقیماً هم وارد عمل شوید به همین جهت، برای کمک به برادرتان، توصیه می شود به گونه ای با او رفتار کنید که او شما را به عنوان یک دوست صمیمی و دلسوز بپذیرد وقتی این پل ارتباطی زده شده، آن وقت با او در یک محیط آرام و کاملاً صمیمانه گفتگو کنید و بدون این که او را ملامت و سرزنش نمایید و یا بخواهید انحرافش را به او گوشزد کنید، ابتدا پای صحبت ها و درد دل های او بنشینید؛ اصل نیاز و تمایلات جنسی او را تأیید کنید، علت انحراف او را ردیابی کنید و زمینه های پیدایش و موقعیت هایی را که او به این رفتار ناپسند روی می آورد را شناسایی کنید، منتها سعی کنید با دانش افزایی و دادن اطلاعات مفید، آن را مدیریت کنید و شرایط درمان و ترک آن را به وجود آورید. سعی کنید کاری کنید که او خود متوجه انحرافش گردد و در صدد ترک آن بر بیاید. تا او از صمیم دل و به اراده خود، قصد ترک آن را نداشته باشد، تلاش های شما بی نتیجه خواهد ماند.
دوستان او را شناسایی و کنترل کنید، اگر دوستان ناباب و منحرفی دارد، به گونه ای ارتباط برادرتان را با آنها قطع کنید. سعی کنید به جای آنها دوستان خوبی برای او پیدا کنید و زمینه ارتباط با آنها و شرکت در برخی محافل و مجالس دینی را برای او فراهم گردانید تا به تدریج الگوپذیری مثبت و مطلوب در او شکل بگیرد.
استفاده نادرست از رایانه و مشاهده تصاویر و فیلم های مستهجن و جنسی، هیچ گاه نوجوان و جوان را راحت و آسوده نخواهد کرد بلکه، تحریک کاذبی را در او به وجود می آورد و به صورت قهری باعث تشدید و افزایش میل جنسی می گردد، تصورات جنسی و تخیلات شهوانی که از مشاهده این گونه فیلم ها به وجود می آید، سبب روی آوردن به خودارضایی و تکرار آن می گردد. اگر برادرتان به تماشایی تصاویر تحریک کننده و فیلم های مستهجن می نشیند، یکی از بهترین روش ها برای کنترل غیر مستقیم و غیر حساسیت زای برادرتان این است که استفاده از رایانه، دی وی دی و اینترنت را برای برادرتان محدود کنید و در صورت امکان، به بهانه ای رایانه و وسایل پخش فیلم را با اتاق نشیمن که در دید همه افراد خانواده است منتقل نمایید تا فرصت سوء استفاده های ناپسند از بین برود.
اگر برادرتان اهل مطالعه هست كتاب هايي در زمينه استفاده درست از رایانه و مضرات و آسیب های استفاده نادرست از آن و همچنین آسیب ها و عواقب ناخوشایند خودارضایی را تهيه نمایید و در دسترس او قرار دهید تا حس کنجکاوی او بر انگیخته شود و با مطالعه آن کتاب ها غیر مستقیم به زشتی رفتارش و آسیب های آن آشنا گردد.
اگر در نهایت خودتان نتوانستید تأثیر گذار باشید در این صورت، بهتر است از یک روانشناس متخصص و متعهد کمک بگیرید و به هیچ وجه مسئله را کم اهمیت نپندارید چرا که آمار نشان می دهد که بسیاری از ناهنجاری ها و آسیب هایی که گریبانگیر نوجوانان می گردد از همین رفتارهای نادرست و هنجار شکنی های به ظاهر کوچک و غیر منطقی شروع شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم سلام. خسته نباشید. 21 سالمه و دانشجو هستم. حدودا یک سال است به دختری در دانشگاه علاقه مند شده ام. اما تا اکنون به دلیل اینکه شرایط ازدواج را ندارم با او موضوع را مطرح نکرده ام و تا مهیا شدن شرایط ازدواج و یا پیدا کردن راه شرعی برای ارتباط، قصد ندارم این موضوع را با او مطرح کنم. اما علاقه ام به او باعث در طول این مدت خیلی به او فکر کنم. چیزی که من رو آزار میده اینه که در ذهنم فکر کردن به اون رو گناه می دونم و اون رو در تضاد با دوستی باخدا می دونم. وقتی به کارها رفتارها و برخوردهاش بامن فکر می کنم یه جورایی سر ذوق میام و در ذهنم میاد ببین چطور ذوق می کنی!! چرا به خدا فکر نمی کنی و .... با خودم می گم اینم لطف خداست که یه محبتی بین قلب دو نفر زن و مرد و یا در حالت خاص من و اون برقرار کرده اما باز فکر می کنماین فکرها گناهه. یه جورایی تو دهنم درگیری سر عشق به خدا و دوستی با غیر اون انگار این ها با هم در تضادن. البته منظورم از فکر کردن به اون دختر ، فکر کردن به برخوردهاییه که باهاش داشتم و ... نه چیز دیگه ای!! به حرحال هیچکس مثل خدا به ادم نزدیک نیست و عزیز تر از اون هم نیستو اما این تضاد تو ذهن منه . لطفا راهنماییم کنید

دوست گرامی؛ بحمدالله شما فرد پاک و خوبی هستید و خدا در قلب شما جایگاه مهمی دارد و در جواب سوال دیگر شما عرض کردیم که باید به صورت ملایم در امور معنوی حرکت کنید و لذا نباید سخت گیری کنید و با خواسته های طبیعی و دنیایی حلال در گیر شوید و آن را منافی با دینداری بدانید بلکه باید به تدریج دنیای خود را رنگ الهی بدهید و همه در شعاع خداوند مهربان قرار گیرد ولی این نکته را باید توجه داشته باشید که آن چه گفتیم مربوط به امور حلال است ولی در ورای آن، البته منافات وجود دارد و شما و ما همگی باید از آن پرهیز کنیم والا مهر و محبت خدا در دلمان کمرنگ می شود و اگر ادامه پیدا کند، خداوند را از دست می دهیم که شما هم به هیچ وجه راضی به آن نیستید و به همین دلیل نگران شده و با ما تماس گرفته اید.
علاقه و دوستی نسبت به نامحرم غیر از علاقه و دوستی با همسر است و لذا شما که قصد ازدواج دارید باید فورا اقدام به خواستگاری نموده و این قضیه را در وادی حلال و رضای الهی قرار دهید. البته شیطان شما را مثل دیگر افراد مجرد از بی پولی می ترساند و می گوید هنوز وقت خواستگاری نیست و باید چنین و چنان بشود و تا آن وقت باید صبر کرد و چون شما قصد ازدواج دارید دوستی و علاقه شما اشکالی ندارد ولی خوب می دانید که شیطان رجیم همان گونه که به پدر و مادر ما حضرت آدم و هوا رحم نکرد و آنان را با همین گونه توجیهات به لغزش انداخت، به ما هم رحم نخواهد کرد پس گول حرف های منافقانه و صد تا یک غاز او را نخورید و به سخن خدای عزیز و مهربان که دوستش دارید گوش کنید که می فرماید در مساله ازدواج نترسید و بر من توکل کنید و من از فضل خودم شما را بی نیاز می کنم:"إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏ والله واسع علیم »(1) به مردان و زنان بی همسر هم چنین به غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان همسر دهی، اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد.خداوند گشایش دهنده و آگاه است. امام صادق (ع) در تفسیر و توضیح آیۀ بعد از این آیه که فرموده: «کسانی که شرایط و امکاناتی برای ازدواج نمی یابند، باید عفت و پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند»، می فرماید: «یتزوجوا حتی یغنیهم الله من فضله» (2) یعنی (در عین رعایت عفت و پاکدامنی )ازدواج کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز سازد.
شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد در میان مردم معروف است که جوانی خدمت پیامبر اکرم (ص) رسید و از فقر و ناداری ( که نمی تواند ازدواج کند و سر و سامانی بگیرد شکایت كرد و اظهار ناراحتی نمود. رسول خدا(ص) فرمود:برو ازدواج کن تا خدا رزق و روزی تو را زیاد کند. آن جوان رفت و پس از مدتی دوباره برگشت حرف قبلی خود را تکرار کرد، و پیامبر (ص) نیز همان پاسخ را تکرار کرد. این عمل سه بار تکرار شد. تا این که آن جوان ازدواج کرد و پس از مدتی خدمت رسول خدا (ص) رسید و از خوب شدن وضع مالی خود پس از ازدواج کردن اظهار رضایت و خوشحالی نمود. آیا این حدیث صحیح است؟ امام صادق(ع) فرمود: کاملا درست است. زیرا «الرزق مع النساء و العیال(3) زیرا (توسعه) رزق و روزی با زن و فرزندان همراه است.
موفق باشید.
پينوشتها:
1. نور (24) آیه32.
2. الکافی، شیخ کلینی، ج5، ص 330، چاپ دارالکتب الاسلامیه، تهران، سال انتشار 1365 ه ش.
3. همان، ص 330.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

ایا داشتن دوست خیلی صمیمی (کزاز) و علاقه نسبت به او گناه دارد؟

من پسری 17 ساله ام و دوستم نیز 17 سال دارد. مرجع تقلیدم هم آیت الله مکارم شیرازی می باشد

با توجه به این که نیاز به دوستى و دوستان یکى از نیاز هاى مهم انسان است و جاى خالى این نیاز را چیز دیگرى پر نمی کند، باید زمینه هاى دوستى و روابط دوستانه مورد دقت قرار گیرد. در سفارش های لقمان حکیم به فرزند خود به بر قراری رابطه با دوستان خوب تأکید شده: یا بُنَيَّ اتَّخِذْ أَلْفَ صَدِيقٍ وَ أَلْفٌ قَلِيلٌ وَ لَا تَتَّخِذْ عَدُوّاً وَاحِداً وَ الْوَاحِدُ كَثِيرٌ (1) فرزندم! هزار دوست برای خود انتخاب کن. بدان که هزار دوست کم است. هیچ کس را دشمن خود مساز، زیرا یک دشمن هم زیاد است". هم چنین امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "تا می توانی دوستانت را زیاد کن. دوستان به هنگام یاری جستن تکیه گاه وپشتیبان آدمی هستند". (2)
اسلام، اصل معاشرت با مردم و دوستی با همسالان را تأیید کرده حتی بر دوست گیری تأکید نموده است، تا جایی که امام علی (ع) می فرماید:"کسی که دوست پاک ضمیر خود را برای خدا با وی پیوند دوستی داشته، از دست بدهد، مثل این است که شریف ترین اعضای بدن خود را از دست داده است". (3)
دوستی ها گاهی مبتلا به آفاتی نیز می شود، یکی از این آفات، دوستی هایی است که با عدم تدبیر و آگاهی همراه می شود. این گونه دوستی ها مضرات فراوانی را نیز همراه دارد. زیرا جوانان در انتخاب دوست. آسان پذیر و زود پسند و با یک برخورد عادی مجذوب دیگری می گردند. چنین دوستی های تصادفی و حساب نشده می تواند ثمرات تلخی داشته باشد.
یکی دیگر از آفات دوستی، افراط در آن است. جوانان به دلیل برخورداری از احساسات و عواطف، در دوستی افراط می کنند. ارتباط امروز را ثابت و ناگسستنی می پندارند، از این رو به قدری در دوستی زیاده روی می کنند که گویی یک روح در دو بدن اند، از جمله مثل هم لباس می پوشند و مانند یکدیگر موی و روی خود را می آرایند، نیز با هم از هر سرّی سخنی می گویند و تحمل جدایی از یکدیگر را ندارند، چنان که در ایام جدایی بیش از حد ابراز مخالفت و دشمنی می کنند اما اسلام اعتدال در دوستی را مطرح کرده، در دوستی و دشمنی خواهان میانه روی است.
امام علی (ع) می فرماید: "با دوستت با حفظ جهات و مدارا اظهار دوستی کن. شاید روزی دشمنت شود. همچنین در اظهار دشمنی نیز مدارا کن، شاید روزی دوستت گردد". (4)
از بیان فوق آفات دوستی روشن می شود که عبارتند از: افراط در دوستی، دوستی از روی هوا و هوس و عدم دقت در انتخاب دوست. اسلام دوستی ها و دشمنی ها را می خواهد که برای خدا باشد و اغراض نفسانی در آن دخالت نداشته باشد.
با توجه به مطالب بالا، از آن جایی که ظاهر نامه حاکی از محبت افراطی نسبت به دوستتان است و این گونه محبت ها پیامدهای ناگواری دارد، توصیه می کنیم هر چه زودتر این وابستگی را تعدیل کنید، زیرا هر چه رابطه شما با دوستتان ناگستنی باشد، سرانجام باید روزی از هم جدا شوید. در دورانی در کنار یکدیگر هستید. اما پس از فراغ از همراهی و تشکیل خانواده، ناگزیر باید همدیگر را ترک نمایید و یا حداقل این روابط را بسیار محدود نمایید. بنابراین عقل و منطق حکم میکند رابطة دوستی را که سرانجامی چنان دارد، از ابتدا تعدیلکنیم تا به مشکلات بعدی مبتلا نشویم .
پینوشتها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه.ق، ج13، ص 414.
2. همان.
2. عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 ه.ش، ص 414 ، روایت شماره 9461 .
3. نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره، ص 552، قصار260.

سلام ببخشی می خواستم بفهمم من دختری دوست دارم مامان وخواهرم قبول نمی کنندچون این دختر یکبار نامزدی کرده وبهم خورده بهمین خاطر قبول نمی کنندچکار کنم

مسلماً این حق شماست که با دختر دوشیزه و باکره ای ازدواج کنید و اگر می بینید مادر و خواهرتان با ازدواج شما با آن دختر مخالفت می کنند شاید از این نگرانند که در صورت ازدواج شما با آن دختری که قبلاً نامزد داشته و در عقد فرد دیگری بوده است، حق مسلم شما بی جهت تضییع می گردد و یا نادیده گرفته می شود.
گاهی اوقات دیده می شود که برخی از جوانان تحت تأثیر هیجانات قبل از ازدواج، بدون هیچ دلیل روشنی حق مسلم خود را نادیده می گیرند و بدون توجه به آن با دختری که قبلاً نامزد داشته و یا ازدواج ناموفق داشته است ازدواج می کنند اما، بعد از ازدواج با آن دختر و فرو نشستن شور عشق و التهابات ناشی از آن، حسرت ازدواج با دختر دوشیزه و باکره در دل شان زنده می شود و هوس ازدواج مجدد و یا خدای نکرده ارتباط نامشروع با جنس مخالف به سرشان می زند و بدین وسیله همسرشان را تحت فشار قرا می دهند و خواسته و ناخواسته همسرشان را تحقیر کرده و به او ظلم می کنند. اگر شما نیز از این دسته افراد باشید و بدون این که با این مسئله به درستی کنار بیایید اقدام به ازدواج با این چنین دختری بکنید، احتمال این که ازدواج تان به شکست منجر شود و یا دچار مشکلاتی در زندگی گردید وجود دارد به همین جهت، این گونه ازدواج ها قابل توصیه نمی باشد.
البته اگر نامزدی آن دختر در ازدواج قبلی اش صرفاً در حد عقد بود و هیچگاه عروسی برگزار نشده و در این بین به بکارت آن دختر آسیبی وارد نشده است در این صورت، مشکلی برای ازدواج با او وجود ندارد می توانید با انجام معاینه پزشکی قبل از ازدواج از سالم بودن بکارت آن دختر مطمئن شوید و در این خصوص با مادر و خواهرتان صحبت کنید و اطمینان لازم را به آنها بدهید.
تنها چیزی که توجه به آن اهمیت دارد، علت به هم خوردن جریان نامزدی قبلی است. گاهی توجه به علت واقعی آن می تواند همانند سرنخی نقش آفرینی داشته باشد و شما را در درستی یا نادرستی انتخابی که کرده اید یاری رساند. به هم خوردن جریان نامزدی چه از طرف دختر و چه از طرف پسر قابل تأمل بوده و لازم است شما در این زمینه تحقیق کنید و به علت اصلی آن پی ببرید. البته گاهی ممکن است علت اصلی برای همیشه مخفی بماند و خانواده ها اصرار در پوشاندن آن داشته باشند و مخفی کاری بکنند. به هر حال، این گونه مخفی کاری ها مشکل ساز است و شاید یکی از دلایل این که مادر و خواهرتان با ازدواج شما با آن دختر مخالفت می کنند این است که از این می ترسند که به هم خوردن جریان نامزدی آن دختر، شاید علتی داشته باشد و آن خانواده آن را مخفی کنند که اگر شما آن را بدانید حاضر به ازدواج با آن دختر نگردید.
نکته ای مهمی که در اینجا وجود دارد این است که چه دلایل مخالفت مادر و خواهرتان منطقی باشد و غیر منطقی، شما بایستی به هر طریقی که می توانید از استدلال منطقی گرفته تا واسطه قرار دادن افراد سرشناس و صاحب نفوذ آنها را مجاب کنید و و موافقت آنها را جلب کنید. در نهایت اگر نتیجه ای نگرفتید و نتوانستید آنها را مجاب کنید، عاقلانه¬ ترین و منطقی¬ ترین راه این است که دختر مورد نظر را علی رغم علاقه ای که به او دارید فراموش کنید و به گزینه های بهتر بیندیشید تا در زندگی آینده مشکلات کم تری داشته باشید.
این را بدانید، مخالف خانواده با ازدواج و عدم موافقت آنها، مشکل کوچکی نیست که بتوان آن را نادیده انگاشت. بنده بارها در مشاوره های خود با همسرانی برخورد کرده ام که علی رغم علاقه ای که به هم داشته اند و مدتی با هم ازدواج کرده بودند، به خاطر شدت مخالفت خانواده و عدم پذیرش همسر از سوی خانواده طرف مقابل و احیاناً برخی سنگ اندازی ها، آرامش از زندگی آنها برچیده شده بود و در آخر تصمیم به طلاق و جدایی گرفته بودند.

صفحه‌ها