مشاوره

پسر است و یک برادر دارد. کانون توجه است وبی دلیل دروغ می گوید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
کودکان وقتي با سرزنش و انتقاد زندگي مي کنند ،مي آموزند بي اعتماد به خود باشند. وقتي با خشونت زندگي مي کنند ،مي آموزند که جنگجو باشند. وقتي با ترس زندگي مي کنند، مي آموزند که بُزدل باشند. وقتي با ترحم زندگي مي کنند ، مي آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتي با تمسخر زندگي مي کنند ،مي آموزند که خجالتي باشند. وقتي با حسادت زندگي مي کنند ،مي آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکيبايي زندگي کنند ،بردباري را مي آموزند. اگر با تشويق زندگي کنند، اعتماد و اطمينان را مي آموزند. اگر با پاداش زندگي کنند، با استعداد بودن و پذيرندگي را مي آموزند. اگر با تصديق شدن زندگي کنند ، عشق را مي آموزند. اگر با توافق زندگي کنند ، دوست داشتن خود را مي آموزند. اگر با تاييد زندگي کنند ،با هدف زندگي کردن را مي آموزند. اگر با صداقت زندگي کنند ، حقيقت را مي آموزند. اگر با انصاف زندگي کنند، دفاع از حقوق را مي آموزند. اگر با اطمينان زندگي کنند، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران را مي آموزند. اگر با دوستي و محبت زندگي کنند، زندگي در دنياي امن را مي آموزند.
عــــــــوامل و انگيــــــــــــــزه هاي دروغ
1- تــــــــــرس از مجازات :
كودك وقتي دروغ مي گويد به خاطر اين است كه از مجازات مي ترسد . اگر راست بگويد، از مكافات امري كه مرتكب شده ايمني ندارد . بررسي هاي علمي نشان مي دهند كه بيش از 70% دروغ هاي كودكان به اين علت و دليل است ، اطمينان دهيد او را تنبيه نخواهيد كرد تا به شما راست بگويد .
2- احســـــــــاس فشــــــار :
كودك اصرار دارد امري را كه مرتكب شده ، از نظر شما مخفي باشد . در ضمنِ سؤالات بسيار، به بازجويي او مي پردازيد . پيداست كه او براي حفظ شخصيت خود همچنان به دفاع و انكار خواهد پرداخت .
3- ضعف و عجـــــــــــز :
در مواردي ديده مي شود كه والدين و مربيان تكاليف شاقي را بر فرزند تحميل كرده اند . او قدرت انجام آن تكاليف را ندارد. بدين نظر به دروغ مي گويد كه وقت ندارد ،‌ از اين كار سر در نمي آورد و آن را بلد نيست ، خود را به ناخوشي مي زند كه بيمارم و ... .
اين ضعف و عجز در مواردي مي تواند به صورت عكس قضيه ،يعني لاف زدن و گزافه گوئي در آيد تا از اين طريق ضعف خود را در انظار ديگران جبران و ترميم نمايد .
4- حســـــــــــادت و رقــــــــابت :
منشا ‌برخي از دروغ هاي كودكان حسادت و يا رقابت است . او مي بيند كه برادر يا خواهر كوچكش با شيرين زباني هاي خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آن ها را به صورت انحصاري در گرو خود در آورده است . او از طريق رقابت كه در حقيقت منشائي جز حسادت ندارد ، مي خواهد جاي پايي براي خود ايجاد كند . چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد ،تن به دروغ مي دهد . زماني هم ديده مي شود كه طفل خردسال را اذيت كرده و به گريه اش مي اندازد و بعد منكر قضيه مي شود .
5- جلب نظــــــــــــرها :
گاهي شما به عنوان پدر يا مادر در ميان جمعي از دوستان خود نشسته و سرگرم بحث و گفتگو هستيد . كودكي را كه در ميان جمع شماست، فراموش كرده و يا او را به حساب نمي آوريد . ناگهان مي بينيد كه كودك با بيان مسئله اي كه واقعيت ندارد ،لب به سخن مي گشايد و امري را با زرق و برق و با جلوه اي خاص بيان مي كند ، تا توجه تان را به سوي خود معطوف دارد .
6- كسب منافـــــــــــع :
به فرزندتان اعلام مي كنيد كه اگر در ثلث سوم و در امتحانات آخر سال بتواند رتبه اول شود و يا در فلان درس فلان نمره را بياورد ، برايش فلان اسباب بازي را كه بسيار مورد علاقه اوست، تهيه خواهيد كرد . حال وضع او را در نظر آوريد كه به فلان رتبه و نمره دست پيدا نكرده . ولي به آن اسباب بازي علاقه مند است . طبيعي است كه با گفتن دروغ و به كار گرفتن راه خطا و نادرستي بخواهد خود را به آن منفعت برساند .
7- خودنمائــــــــــــي و غـــــــــــــرور :
آدمي براي اينكه در ميان جمع خود را دستكم نگيرد و نشان دهد كه او هم كسي است ،به دروغ از شخصيت خود، از اهميت خانواده و وضع خود صحبت مي كند.
8- پــــــــــوشاندن لغـــــــــــزش :
كودك نيز چون ديگران داراي حب ذات است. خودش را دوست دارد و شخصيت او نزدش عزيز است. ممكن است درمواردي دچار لغزش و خطا شده باشد و مي داند كه در اين امر مورد طعنه و سرزنش ديگران قرار خواهد گرفت و شخصيت او به خطر خواهد افتاد.به همين دليل براي پوشاندن گناه و رهايي از خطر سرزنش و تمسخر تن به دروغ مي دهد . آماده مي گردد كه بر خلاف واقعيت حرف بزند. البته اگر او مي دانست كه لغزش و خطاي او بخشيده مي شود، تن به دروغ نمي داد .
9- آرزو ، اميــــــــــد :
دروغ كودك در مواردي مي تواند نشان دهنده اميد و آرزوي او در وصول به هدفي و مقصدي باشد. او آرزو دارد كه از فلان جوي بپرد و عبور كند ،پس همان آرزو را به صورت تحقق يافته آن مطرح مي سازد .

10- انتقـــــــــــام گيــــــــــــــري :
در مواردي دروغگويي نوعي انتقام گيري است . مي خواهد با زحمت انداختن پدر و مادر كه آزارش رسانده اند، ‌با سوزاندن دلِ آن ها كه روزي دل او را سوزانده اند انتقام بگيرد. آن ها معمولاً با گفتن دروغي پدر و مادر خود را مضطرب مي سازند، ‌ حتي در مواردي سعي دارند آبروي آن ها را ببرند. از آن بابت كه روزي آن ها آبروي او را نزد دوستش برده اند. اين گونه رفتار در كودكاني كه ظرفيت روحي مناسبي ندارند و اغلب احساس مظلوميت و ضعف وحقارت مي كنند ،بيش تر ديده مي شود. آن ها اعمال اين روش را براي خود نوعي دفاع و مقابله مي پندارند.
11- بــــازي كــــــــــودكانه :
كودك است و بازي،‌تمايل به لذت بازي او را وامي دارد كه در مواردي با دروغ هاي خود ديگران را هم بازي دهد .
12- تخيــــــــل كــــــودكانه :
اين از مسائل مهم و از نكات اساسي روانشناسي كودك است كه طفل در موارد بسياري بين واقعيت و تخيل فرق نمي گذارد. چه بسيارند مسائلي كه او در ذهن آن را تخيّل و تصوير مي كند و بعد همان را به عنوان يك واقعيت مطرح مي سازد. اين امر در كودكاني كه كم تر از پنج سال دارند، به فراواني ديده مي شود و والدين ناآگاه به جاي تفهيم كودك او را به باد مسخره و سرزنش مي گيرند . متهمش مي سازند كه دروغ گفته است. دروغ او به واقع دروغ نيست. نوعي تصور و خيال است . گاهي هم نتيجه داستان روز قبل مادر و يا رؤياي شب قبل اوست. به خصوص كه او از بيان واقع در رؤيا و تفاوت گذاري بين اين دو عاجز است .
13- ناشيگـــــــــــــري در تــــــــــربيت :
بررسي ها نشان داده اند والديني كه توانسته اند محيط خانه را محيطي پر از صدق و صفا سازند ، ضوابط اخلاقي را در خانه رعايت كرده ، هشيار باشند ، فرزندان شان صادق و راستگو بار خواهند آمد.
14- الگــــــــــــوي غلط :
چشم و گوش كودك دريچه هايي از او به سوي جهان خارج هستند. آن ها نگاه مي كنند شما چه مي گوييد و چه مي كنيد. ممكن است دائماً فرزندان خود را نصيحت كنيد كه راست بگويند ،ولي عمل شما خلاف آن باشد. فراموش نكنيد طفل آنچه را كه از شما ديده و شنيده است، مي آموزد يا در اجتماع امروز يا فرداي خود آن را پياده مي كند. همه رفتار و گفتار شما سرمشق اوست و به او سرايت خواهد كرد .
15- تشــــــــــويق غلط :
گاهي كودكي را مي بينيم كه به علت شيرين زباني دوران خردسالي دروغي را كه مثلاً از كسي ياد گرفته ، با زبان كودكانه اش در حضور پدر و مادر مي گويد و آن ها بدون توجه به عواقب آن شروع به تشويق و بوسيدن او مي كنند. طفل بي خبر از همه مسائل ، از اين پذيرش شاد شده و به ادامه راهش خواهد پرداخت . روز بعد براي اين كه محبت بيش تري ببيند، دروغ بزرگ تري را خواهد گفت و اين امر به تدريج در او به صورت عادت در مي آيد .
16- آزمــــــــــــودن والـــــــــدين :
گاهي كودكان دروغي را مي گويند تا در سايه آن بتوانند پدر و مادر را آزمايش كرده و موضع آن ها را در برابر اين امر دريابند. مي دانيد فرزندان ما به علت ناآگاهي و بي تجربگي در دنيايي از معماها و چراها قرار مي گيرند و نمي دانند در برابر آن ها چه موضعي اتخاذ كنند. سخني را به دروغ مي گويند و منتظر مي مانند كه عكس العمل آن ها را ببينند. اگر عكس العمل منفي بود ،مي گويند شوخي كردم و دروغ بود ، اگر مثبت بود ، به ادامه آن راه مي پردازند. بر اين اساس اين دروغ براي كشف است ، نه مسئله اي ديگر .
راه هاي درمان و اصلاح :
براي پيشگيري و درمان دروغگويي، والدين بايد واقعيات را بپذيرند . براي شنيدن موارد شيرين و تلخ از طرف كودكان آماده شوند . با رفتار خود به كودك بياموزند كه گفتن واقعيات به هر صورتي كه باشد مقبول است . موجبات تنبيه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پي ببرد كه والدين او را براي دروغگويي تشويق و براي راستگويي تنبيه نمي كنند، به تظاهر در رفتار و جعل واقعيت نخواهد پرداخت، همچنين والدين بايد از طرح پرسش هايي كه كودك به آن ها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد، خودداري كنند. در صورت مشاهده دروغ، والدين و مربيان نبايد شتابزده عمل كنند و به تنبيه كودك مبادرت ورزند. براي بازداشتن كودك از دروغگويي و اصلاح رفتار آنان بايد روش برخورد با توجه به موقعيت انتخاب شود .برخي از روش ها به اختصار عبارت است از:
1- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :
در وهله اول كودك بايد دريابد كه دروغگويي كار نادرست و ناپسند و راستگويي عملي با ارزش و پسنديده است. كودك بايد ارزش راست گفتن را درعمل تجربه كند. والدين و مربيان نبايد در برابر دروغ هاي كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بيان نتايج زشت و تلخ دروغگويي به صورت داستان براي آن ها مي تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگويي مفيد واقع شود. همچنين اگر والدين و مربيان، كودك را در خلوت ( نه در جمع ) در جوي محبت آميز و پرعطوفت با مضرات و نتايج دروغگويي آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگيري و نيز درمان دروغگويي مي تواند مؤثر باشد.
2- اجــــازه بيان احساســـات :
كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند . در صورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود، بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند سازند . نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از شنيدن نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ،ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرف هاي كودك و بي توجهي به آن ها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود.
3- تعـــــــديل انتظارات از كــــــودكان :
والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است .در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. چون كودك توان عملي ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد، به گفتن دروغ متوسل مي شود. بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم.
4- دادن آگاهـــــي :
پس از شناخت علت يا علل، زمان دادن آگاهي و اطلاعاتِ لازم است. كودكي كه در اثر اشتباه در بيان تخيل و واقعيت دروغي گفته ،بايد بفهمد كه واقعيت چيست و خواب و خيال چيست . به او تفهيم گردد كه در بيان آن مسئله دچار اشتباه شده است.
به فردي كه در سن تشخيص است ،بايد تفهيم شود سخني را كه گفته ،ناپسند بوده ، مورد قبول و پذيرش پدر و مادر و ديگران نيست . ممكن است روزي اين گونه سخنان زيان و خطر پديد آورند و باعث آبروريزي هايي شوند و ...
5- ايجـــاد محيــــط سالــــــم :
محيط خانه و تربيت كودك را از ريا و نيرنگ دور سازيد . افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتي آن هايي كه گاهي به شوخي دروغ مي گويند بر حذر بداريد. زيرا كودك است و جنبه نقش پذيري و تقليد او .
6- رعـــايت انصــاف :
طفلي شاهد بي انصافي هاي والدين است. پدر و مادر را مي بيند كه مثلاً دراثر اشتباه ظرفي از دست شان مي افتد و مي شكند و كسي نيست آن ها را مورد بازخواست قرار دهد ، ولي همين كه نمونه اين لغزش توسط طفل صورت بگيرد، او را به باد ناسزا و متهم به سر به هوايي مي كنند. كودك چون انصافي از پدر و مادر نمي بيند و از سوي ديگر مايل به شكست و تحقير شخصيت خود نيست ،تن به دروغ مي دهد.
7- عفــــــــو و بخشـــــش :
در خانه و زندگي و در اداره فرزندان رعايت انضباط و ضوابط اخلاقي ضروري است؛ ولي زياده روي در اين امر نيز درست نيست. براي واداشتن طفل به راستگويي ضروري است در مواردي از بعضي لغزش ها كه گاهي خود هم مرتكب آن مي شويم ،طفل را ببخشاييم. حتي رعايت انصاف ايجاب مي كند كه او در مواردي كارهاي جزئي خود را كه علني كردن آن موجب شرم و حياست، از شما پنهان دارد ،البته به شرطي كه مخالف شرع و اخلاق نباشد.
8- محــــدود كـــــردن تـــــوقعات :
از او انتظار نداشته باشيد كه همه خواست هاي شما را برآورده كند . كاري كه شما در انجامش ناتوانيد و يا تنبلي تان مي آيد كه آن را انجام دهيد، او براي شما انجام دهد .
9- ايمــــن كــــردن از مجـازات :
فرزندان ما بايد در خانه احساس آرامش و اطمينان كنند. ‌مطمئن باشند كه خطاهاي بي اختيار بخشوده مي شود. تنبيه و سرزنش براي مواردي است كه تعمدي در كار باشد . تازه اگر در همان كار عمدي هم سخن راست گفته شود، موجب تخفيف در عقوبت است .
10- پنــــد و انـــدرز :
اين امر در كودكان مؤثرتر است از آن جهت كه هنوز با فطرت خود فاصله چنداني نگرفته اند . هنوز درون و ضميرشان پاك و صاف است. بيان يك مسئله كه اين روش فلان ضرر را دارد و خدا از آن راضي نيست و آدم را به جهنم مي برد ،مي تواند در بازداشتن او از اين راه مؤثر باشد .
11- ارائـــــه محبــــت :
به فرزند بايد محبت كرد ،به گونه اي كه او گرمي و لذت آن را بچشد و احساس كند. وجود محبت سبب مي شود كه طفل نيازي به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فريب رو نياورد. محبت پيوند دهنده همه گسستگي هاست . باب ملاحظات را بين كودك و والدين پديد مي آورد. او را وامي دارد در چارچوب نظامي حركت كند كه والدين براي او ترسيم كرده اند. البته لازمه محبت آن است كه در مواردي لغزش او را ناديده بگيرند . اگر هم خطايي مستحق تنبيه انجام داد، بر او ببخشاييم .
12- هشـــــدار به كـــــودك :
ما معمولاً سعي داريم به كودك تفهيم كنيم كه راه او راهي درست و به صواب نيست . البته اين سخنان براي همه اطفال قابل فهم نيست. اگرچه كودك بايد از قبل بداند كه دوست داشتن والدين چه منافعي براي او دارد . دوست نداشتن چه زيان هايي. بعدها در سنين بالاتر مي توان به او گفت كه اين كار را خدا دوست ندارد . چيزي كه خدا دوست نداشته باشد، برايش عقوبت و مجازات تعيين مي كند ، او را به جهنم و آتش مي سوزاند و از محبت ها و لذت ها محروم مي سازد .
13- اعــــلام نارضايتـــــي :
پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بيان خويش بايد به او تفهيم کنند كه از عمل او ناراضي هستند ، دوست ندارند دروغ او را بشنوند و از اين كه او در حضور جمع ، اين دروغ ،آن هم با اين عظمت را گفته ،خوشحال نيستند. والدين در مواردي با نشان دادن قيافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند كه آبروي شان در اين دروغ از ميان رفته و آن ها از اين مسئله ناراحت اند. بايد مسئله را به گونه اي در ذهن بزرگ كرد تا ديگر اين حالت مكرر نشود و او هوس دروغگويي نكند .
14- ايجـــــــاد ســـــرخــــوردگــــي :
در مواردي كه دروغگويي كودكان مكرر شود ، مي توان در حد متعادلي روحيه او را شكست . سرخوردگي در او ايجاد كرد؛ مثلاً آن گاه كه سرگرم دروغگويي و ميدان داري است ،با قيافه اي گرفته و بدون لبخند و بدون تصديق و تأييد با او مواجه شويم . در برابر سخنانش بي تفاوت باشيم . در وسط سخنش خودمان با ديگري صحبت كنيم و يا موضوع بحث را عوض كنيم تا او بداند در اين راه توفيق نيافته است.
15- مـــچ گيــــري :
در مورد حادتر مي توان موضع شديدتري گرفت . پس از بيان دروغ هايش آن را به رخش كشيد و به او تفهيم كرد كه ما مي دانيم تو دروغ مي گويي . البته لازم است اين مرحله پس از همه تذكرات، ‌اخطارها و اندرزها باشد .چنان نباشد كه در حضور جمعي صورت گيرد و او در اين زمينه احساس حقارت كند. چون به هنگامي كه كودك خود را رسوا ببيند، سر از كارهاي خطرناكي در مي آورد و دروغگويي حرفه اي مي شود.
16- تنبيــــه و تهــــــديد :
در مواردي كه هيچ يك از مواضع بالا سودي نبخشد، بهتر است از راه تهديد و يا تنبيه او را از دروغگويي دور داريم . البته اين راه، چندان عملي نيست و تنبيه ما نشان مي دهد كه ديگر در تربيت، كار از كار گذشته است .
موفق باشيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام.من دختري سيده و 25 ساله هستم ليسانس مهندسي عمران .در مورد ازدواج مشكلي دارم و آن اينكه هرگاه افراد زيادي اقدام به خواستگاري ميكنند و ميگويند كه بعداً تماس ميگيرند ولي بعد خبري از آنها نمي شود . ما خانواده تقريباً سرشناس و مذهبي هستيم.و خودم محجبه ام قيافه ي بدي ندارم .چند مورد از خواستگارام كه پسر آمد و صحبت كرديم بسيار خواستار ازدواج بودند اما شرايط آنها با من جور نبود مثلاً يكي زندگي در تهران كه من نمي توانستم يا پدرم زياد راضي نبودويا ...به هر حال شرايطي پيش مي آيد جور نمي شود بسيار توسل كردم و بسياري اوقات بعد از توسل فردي زنگ ميزند ولي بعداً خبري نمي شود واز لحاظ روحي حال بدي دارم.من چكار بايد بكنم آيا جادو صحت دارد؟به چه چيز متوسل شوم؟ تا مشكلم حل شود.اين موضوع من و خانواده ام را ناراحت كرده.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
به نظر مي رسد بالا رفتن سن ازدواج در جامعه - اگر نگوييم عامل اصلي - حداقل يکي از مهم ترين عواملي است که در به وجود آوردن اين مشکل که مشکل بسياري از جوانان نيز به شمار مي آيد، نقش دارد . بنابراين، بهتر است در ابتدا به بررسي اين سؤال پرداخته شود که چرا سن ازدواج بالا است و جوانان دوستدار عفت و پاکدامني چگونه اين نياز به وديعه گذاشته در درون شان را به گونه اي صحيح و عقلاني تامين و ارضا کنند؟
در پاسخ به اين سؤال مي توان به عواملي چند اشاره کرد:
1- ارتقاي سطح علمي جامعه انگيزه شديدي را در تمام جوانان دختر و پسر ايجاد کرده تا در ابتداي زندگي و مقدم بر هر نياز ديگر خود به کسب دانش بپردازند . آن ها، به گمان اين که تحصيل علمي با ازدواج تنافي و تضاد کامل دارد، به کسب علم و اخذ مدارج علمي بالاتر بيش تر اولويت مي دهند و بر اين باورند که با مدرک بالاتر از ازدواج موفق تر و زندگي مرفه تر و آسوده تري برخوردار خواهند بود . بنابراين، براي تحصيل علم، ازدواج را به تاخير مي اندازند .
2- اشتغال و نداشتن منبع درآمد کافي مشکل ديگري است که جوانان با آن روبه رو هستند و مي خواهند با اطمينان يافتن از داشتن پشتوانه مالي مناسب و حتي گاه با لزوم پس انداز کردن امکانات، به ازدواج روي آورند . تا بتوانند پاسخگوي نيازهاي اوليه خانواده خود باشند; به همين جهت، جوانان و خانواده هاي آن ها به خود اجازه نمي دهند قبل از حل جدي اين مساله به ازدواج بپردازند و در نتيجه ازدواج پسران و دختران به تاخير مي افتد .
3- موج رو به افزايش قبولي دختران در مراکز دانشگاهي و ارتقاي سطح علمي آن ها تعادل پذيرفته شدگان و فارغ التحصيلان پسر و دختر را بر هم زده است . با توجه به بافت فرهنگي جامعه ما معمولا دختراني که از سطح علمي و مدرک بالاتري برخوردارند ، حاضر نيستند با پسرهايي که از سطح علمي پايين برخوردارند ،ازدواج کنند; مثلا يک دختر خانم ليسانس معمولا حاضر نمي شود با يک پسر ديپلم ازدواج کند . از طرف ديگر، پسراني که مدرک علمي پايين تري دارند ،معمولا به خود اجازه نمي دهند به خواستگاري دختراني که سطح علمي و مدرک شان بالاتر از آن ها است بروند . به همين ترتيب است که سن ازدواج در جامعه افزايش يافته است . البته افزايش سن ازدواج جوانان يکي از عوارض سوء اين مساله است که بايد مسئولان جامعه در سطح کلان به بررسي عميق اين زمينه و پيامدهاي گسترده منفي آن بپردازند .
4- افزايش سطح انتظار خانواده ها و جوانان و عدم اجتناب از برخي تشريفات غير ضروري نيز به افزايش سن ازدواج کمک کرده است .
5- حوادثي نظير جنگ، گسترش ارتباطات بين کشورها و مسافرت هاي خارجي، سربازي پسرها و نظاير آن نيز تا حدودي در به هم خوردن تعادل بين پسران و دختران بي تاثير نبوده است . با توجه به آنچه ذکر شد، هر چند دغدغه ازدواج در سنين ازدواج براي جوانان عزيز و گرامي امري طبيعي است; ولي با توجه به عواملي که سن ازدواج را افزايش داده و موانعي که بر سر راه ازدواج براي جوانان وجود دارد، نبايد مساله نداشتن خواستگار موجب نگراني و اضطراب شديد شود . نگرش فرد به جهان و نظام آفرينش را تغيير دهد يا موجب افت تحصيلي و در بعضي مواقع مشکلات رواني و بيماري گردد; زيرا:
اولا، سن ازدواج در جامعه کنوني افزايش يافته است . اين واقعيت اجتماعي مطلوب نيست و بايد در پي کاهش آن بود; ولي بايد به عنوان يک واقعيت تلخ و رنج آور پذيرفته شود . حتي برخي دختران در سنين بالاتر از 30 سال ازدواج مي کنند و ازدواج موفقي هم دارند . بنابراين، بايد گفت: کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور .
دوم، گمان نشود تعدد خواستگار نشانه يا دليل برتري يا داشتن کمال فردي است و نداشتن آن نشانه نقص و ضعف . چنان نيست که همه دختران داراي خواستگارهاي متعدد چنين و چنان باشند . خيلي از خانم هاي متاهل که در زندگي مشترک خود نيز خوشبخت هستند، مي گويند شوهر من اولين و آخرين خواستگارم بود . پس کثرت خواستگاران خيلي مهم نيست .
سوم، اگر در زندگي بسياري از کساني که خواستگاران بسيار داشتند يا زود ازدواج کردند - به خصوص در مواردي که آشنايي ها از طريق هاي غير مشروع انجام گرفته - دقت و تامل کافي صورت گيرد، آشکار مي گردد کثرت خواستگار يا زود ازدواج کردن به صلاح دختر و زندگي اش نبوده ، در واقع شري است که به دنبال عدم رعايت اصول اخلاقي و ارزشي و بي توجهي به عفت و عفاف گريبانگير فرد گرديده ، مدت ها زندگي مشترک دختر و خانواده هاي دو طرف را تلخ ساخته است . خداوند مي فرمايد:
«چه بسا شما چيزي رادوست نداريد ولي خير شما در آن است . چه بسا شما چيزي را دوست داريد ولي آن چيز براي شما شر است.» پس تعدد خواستگار و زود به خانه بخت رفتن هميشه به معناي خوشبختي نيست . اگر به حفظ پاکي و عفت خود استمرار بخشيد و در امتحان الاهي موفق و سرافراز شويد، خداوند از طريقي که هيچ کسي نمي داند، فرد صالح و شايسته و لايقي را به سراغ شما مي فرستد . مطمئنا شما هم خوب مي دانيد عفت از هر ارزش ظاهري ديگري گرانسنگ تر و ارزشمندتر است . در واقع با هيچ امر ديگري قابل مقايسه نيست .
در پايان پيشنهاد مي کنيم به راهکارهاي عملي زير توجه فرماييد:
1- تا زماني که کسي به خواستگاري شما نيامده، فکر و ذهن خود را از مسائل مربوط به ازدواج، خواستگاري، ارتباط با جنس مخالف و نظاير آن خالي کنيد . بيش ترين تلاش تان درس و ادامه تحصيل باشد; زيرا بهترين فرصت براي رشد و کمال و کسب مدارج علمي و عملي دوران جواني و تحصيل است . مي توانيد با عمق بخشيدن به مطالعات و فعاليت هاي علمي تان، به يکي از امتيازات و ارزش هايي که مي تواند در آينده و خوشبختي تان مؤثر باشد دست يابيد . افزون بر اين، با کم تر فکر کردن به اين مساله و توجه به تحصيل و مطالعه و پيشرفت هاي علمي، اعتماد به نفس تان نيز بيش تر خواهد شد .
2- مطمئن باشيد با حفظ شئون اخلاقي و ديني و رعايت وقار، متانت و حجاب کامل بهتر خواهيد توانست خود را از دام خطا و لغزش حفظ کنيد . بي ترديد جوانان غيرتمند، اهل زندگي و وفا وعشق و متدين و هم شان شما سراغ افرادي چون شما خواهند آمد . براي ازدواجي موفق از شانس بيش تري برخوردار خواهيد بود . پس در حفظ متانت و وقار خود بيش تر دقت کنيد . همان طور که خودتان نيز به اين حقيقت دست يافته ايد پسرهايي در پي برخي روابط با جنس مخالف هستند، بيش تر به فکر هوس هستند تا عشق و وفاداري . چه بسا براي دختري همچون شما که به اين واقعيت تلخ اجتماعي رسيده است ،نيازي نباشد تجربه هاي تلخ دختران و جواناني را که گمان مي کردند مي توان با زير پا گذاشتن عفت و وقار و حجاب به همسر دلخواه دست يافت، تکرار کنيد; زيرا مي توانيد از تجربه تلخ ديگران بهره گيريد .
يکي از جواناني که قرباني اين تجربه تلخ شده است، مي نويسد:
«اکنون پي برده ام حتي پست ترين پسرها دنبال سنگين ترين و باوقارترين دخترها مي گردند .» بنابراين، اگر به دنبال خوشبختي و آرامش رواني در زندگي مشترک با همسري مناسب و شايسته هستيد، به اين نکته مهم در ابتداي زندگي بيش تر توجه داشته باشيد که البته مطمئنيم توجه داريد .
3- از ائمه اطهار عليهم السلام استمداد كنيد. هيچ‌گاه از رحمت بي‌کران الهي مأيوس نگرديد. خداوند همواره از بندگان سخت‌کوش خود مثل شما امتحانات سخت مي‌گيرد. امتحان سخت را به پاي گناهکاري خود نگذاريد.
4ـ با پي‌جويي از مراکز مسئول در زمينه ازدواج جوانان مانند سازمان ملي جوانان شهرتان و معتمدان فاميل راه‌هاي جديد و شرع‌پسند براي ازدواج بيابيد.
5- داشتن حجاب و رابطه نشدن با نامحرم بسيار شايسته و ارزشمند است اما گاهي لازم است براي شناخت بهتر شما ، در محيط هايي مانند مجالس زنانه و مذهبي حضور يافته ، توانمندي هاي خود را به عنوان دختري شايسته و صاحب کمالات و شايسته براي اداره زندگي و همسر نشان دهيد. زيرا خيلي از زنان از همين مجالس مورد براي ازدواج پيدا مي کنند. در هر حال بايد با حفظ حريم عفت و حيا ، خود را بيش تر به جامعه و مردم معرفي كنيد تا بيش تر شما را بشناسند و خواستگار شوند. معرفي خانواده و فاميل ها به صورت مستقيم نيز در اين مسئله موثر خواهد بود.
نكته پاياني اين كه: نداشتن خواستگار ربطي به جادو و طلسم ندارد.

مدتی ست دچار وسواس عملی هستم وخیلی اذیت میشموقتی هم به کسی که احکام بلد است میگوییم مسخره میکند

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
وسواس(فكري و عملي) يکي از اختلالات نسبتاً رايج در جهان است . متأسفانه درمان فوري و اورژانسي ندارد . نيازمند مشاورة حضوري (حداقل 20 جلسه)مي‌باشد . درمان‌هاي نوشتاري ثمره چنداني براي شما نخواهد داشت. با کوچک ترين شرايط اضطرابي ، باز به جاي اول تان بازگشت مي‌کنيد.
وسواس ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. ميزان وسواس متناسب با سطح اضطراب فرد در نوسان است . اگر به هر دليلي از جمله عوامل استرس‌زا محيطي ، اضطراب فرد افزايش يابد، وسواس هم فزوني مي يابد. پس هر چه فرد به کمک تکنيک‌هاي شناختي يا رفتاري، سطح اضطرابش را پايين بياورد، در کاهش وسواس موفق‌تر است.
با پيگيري جدي درمان خود، از پي‌جويي راه‌هاي خلاصه و... پرهيز کنيد ، چرا که شما را در چرخه معيوب قرار مي‌دهد و از آرامش کامل و رشد روحي و... باز مي‌دارد. درمان واقعي وسواس زير نظر متخصص حداقل 20 جلسه طول مي‌کشد و با چهار دستور عمل ساده(مثل مشاوره اينترنتي) قابل حل نخواهد بود.
توصيه مي شود به جاي مشاوره هاي غير حضوري و احياناً نامه نگاري هاي متعدد با تصميم جانانه به درمان دارويي، از طريق مراجعه به روانپزشک و روان درماني از طريق روانشناس متخصص اختلالات اضطرابي و وسواس بپردازيد.
مي‌توانيد براي آشنايي بيش تر با درمان وسواس، به کتاب رفتاردرماني شناختي، ترجمه حبيب‌الله قاسم‌زاده (دو جلدي، انتشارات ارجمند) و کتاب غلبه بر وسواس، انتشارات رشد (خريد از طريق سفارش اينترنتي) و هم چنين مطالعه مطالب سايت‌هاي مختلف اينترنتي در اين زمينه بپردازيد . مطالعه کتاب الکترونيکي «شفاي وسواس» که از سايت انجمن شفاي وسواس (www. ioashefa. org ) دکتر اسلامي نسب قابل دريافت مي‌باشد، در درمان شما بي‌تأثير نيست.
همچنين با خريد نوار و يا کتاب تن آرامي (ريلكسيشن) تمارين تن آرامي را روزي يکي دوبار انجام دهيد. از آن جا که مجالي براي پاسخ گويي کتبي به هر کدام از موضوعات مورد وسواس شما نيست ، مي توانيد با شماره 09640 بدون کد و هزينه (ترجيحاً با کارشناس فقهي کد81 ) تماس حاصل نماييد.
موفق باشيد.

با عرض سلام وخسته نباشي اگر گربه اي روي زمين خيس بخوابد ايا زمين نجس مي شودوايا غائط گربه نجس است واگر جسد گربه اي روي زمين خشك قرار بگيرد ايا زمين نجس مي شود اگر خاك باغچه نجس شود ايا با باريدن باران واب دادن توسط شلنگ پاك ميشود اگر وارد توالت شوي و اطراف توالت نجاستي است كه خشك است (بولي كه قبلاورپاشيده است)وبعد از انجام كارمان و با باز كردن شلنگ نجاست با اب مخلوط شودو به طوريكه كمي از كف كفش نجس گردديعني كف كفش نجس شود در صورتي كه كف كفش ثابت است وما راه نرفته ايم ايابا راه رفتن به تعداد ده قدم يا كمي بيشتر اين نجاست كف كفش پاك ميگردد با تشكر فراوان ضمن اينكه با توجه به نوع سوالاتم حتما متوجه ايد من نسبت به اين گونه مسائل حساسيت دارم بنابراين به ساده ترين راه ممكن مرا راهنمايي كنيد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
به نظر مي رسد كه وسواس داريد يا بيش از اندازه نسبت به طهارت و نجاست حساس هستيد . در فقه اسلامي قاعده اي است به نام قاعده طهارت . اين قاعده مي گويد :کل شي طاهر حتي تعلم انه قذر (هر چيزي پاک است مگر يقين به نجاست آن پيدا بکني ) . هر چيزي را که در نجاست آن شک داريد، پاک بدانيد.
اگر گربه زنده روي زمين خيس و يا زمين خشک بخوابد ، زمين نجس نمي شود ، چون گربه نجس نيست، ولي بول وغايط گربه نجس است . اگر جسد گربه مرده روي زمين خشک باشد ،باز زمين نجس نمي شود . اگر خاک باغچه نجس باشد، با آب باران و آب شيلنگ پاک مي شود. اگر وارد توالت شدي و کف کفش نجس شود، با راه رفتن پاک مي شود، گرچه کف کفش در حالت نشسته نجس شده باشد .(1)
پي نوشت:
1 . آيت الله بهجت، رساله توضيح المسايل مسئله هاي 184 و 42 و 147 و 88 .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام، جوانی 29 ساله هستم. مییخواهم با دختری ازدواج کنم که پدر و مادرم با این ازدواج مخالف هستند. از نظر دینی هیچ ایرادی بر این دختر وارد نمیبینم. اما از انجا که سن مادرم بالا است نگران این هستم که مبادا با این ازدواج دل او را بشکنم. از نظر شرعی چه راه حلی برای من وجود دارد. با تشکر از زحمات شما عزیزان آرمان عرفانی

پرسش: رضايت پدر و مادر براي ازدواج
شرح :
جواني 29 ساله هستم. مي خواهم با دختري ازدواج کنم که پدر و مادرم با اين ازدواج مخالف هستند. از نظر ديني هيچ ايرادي بر اين دختر وارد نمي بينم. اما از آن جا که سن مادرم بالا است نگران اين هستم که مبادا با اين ازدواج دل او را بشکنم. از نظر شرعي چه راه حلي براي من وجود دارد؟

پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
.عشق و علاقه ابتدايي براي شروع و آغاز زندگي مناسب است ، اما در ادامه زندگي مسايل ديگري وجود مي يابد که مي تواند زندگي را مستحکم و ثابت و پايدار نگه دارد. يکي از آن مسايل پشتيباني افراد خانواده دختر و پسر و به خصوص پدران خانواده هستند که در مشکلات متعدد مي توانند راهگشاي موثري باشند.حال اگر پشتباني وجود نداشته باشد ، يا حتي در مقابل مخالفت پدر دختر يا پسر باشد، آسيب هاي چنين وصلتي بسيار خواهد بود.
عشق و علاقه زياد مي تواند فيلتري براي نديدن معايب شخص مقابل و دلايل منطقي مخالفت پدر و مادر خانواده قرار گيرد؛ بنابراين در تصميم شما در فضاي احساس و از روي عشق و علاقه به هيچ روي صحيح نيست، حتي اگر مخالفت افراد خانواده را در پي نداشته باشد.
اما با توجه به سن بالاي شما فضاي احساسي و عاطفي شما همانند دوران ابتداي جواني نيست، بنابراين با توجه به تقويت جنبه عقلانيت بر عاطفه و احساس در اين دوره بايد بيش تر بينديشيد.
پس لازم است ببينيد دليل مخالفت پدر و مادر چيست. حتما از آينده اين وصلت نگراني دارند . با نگاهي تيزبين و به دور از هر گونه احساسات به حکمت‌هاي پيدا و پنهان اين مخالفت بينديشيد، چه بسا مصلحتي الهي در اين امور را مشاهده نماييد. اگر دليل موجهي براي مخالفت نديديد ، سعي کنيد به گونه اي = با زبان عاطفه ، احساسات ، منطق و يا استفاده از حيطه هاي ديگر = نگراني آن ها را بر طرف کنيد .
براي قانع کردن پدر و مادر سعي کنيد از افراد مورد قبول و اطمينان شان استفاده نماييد . قطعا اگر در ميان اقوام و فاميل چنين کسي باشد، بر ديگران تقدم دارد . اگر نشد، از دوستان ، آشنايان و همسايه هاي مورد قبول و وثوق، و در مرحله آخر از افراد معتمد محل يا امام جماعت مسجد و مانند آن استفاده کنيد .
برخي روان شناسان مي گويند در موارد خاص مي توان با استفاده از احساسات و نقاط ضعف پدر و مادر، نظر ايشان را به ازدواج مساعد ساخت، مثلا با يک سناريوي عاطفي از پيش تعيين شده مثل تمارض (خود را به مريضي زدن) بي‌خوابي (يا خواب‌هاي پريشان ديدن) بي‌اشتهايي و... به صورت ساختگي فاصله رواني پدر يا مادر را با اين ازدواج کم نماييد .
اگر همه راه هاي پيشنهاد شده را به درستي و به دور از عجله رفتي و نتيجه نگرفتي . دو راه در جلوي شما هست .
ا- شايد بخواهيد كه به رغم همه مشكلات با دختر مورد نظر بدون حصول رضايت خانواده ازدواج كنيد،
اين موضوع تا زماني كه باعث بي احترامي به پدر و مادر نشود،اشكال ندارد، ازدواج حق شما است.اما ممکن است در آينده ، با برخوردهاي سرد ، احيانا خشن ، توهين آميز روبرو شويد. پس بايد خود را براي آن روز آماده کنيد ، مواظب باشيد که برخورد شما و همسر آينده تان با آن ها به گونه اي باشد که دغدغه ها و ناراحتي هاي آنان پس از ازدواج جبران شود . رضايت قلبي شان جلب گردد . مجبور شوند به انتخاب تان تحسين بگويند . از مخالفت و ملامت کردن هاي خود پشيمان و شرمنده گردند .
ب- ابن بار بر خلاف گذشته تمام تخم‌مرغ‌ها را در يک سبد نچينيد . همه آرزوها ي خود را در ازدواج با سوژه مورد نظرتان نبينيد ، بلکه براي خود جا بيندازيد که اين مسئله دو سو دارد، پس با بازسازي جانانه عاطفي ،خود را براي سوي منفي اين مسئله آماده سازيد.
در پايان ضمن آرزوي توفيق براي شما دوست گرامي توصيه مي‌شود ضمن قرار دادن مدت زماني محدود براي حل اين قضيه (مثلا 2 تا حد اکثر 6 ماه) پس از انقضاي زمان مورد نظرتان و به نتيجه نرسيدن ، گزينه‌هاي ديگري را براي ازدواج برگزينيد . از فرسودگي رواني بي‌ثمربراي خود و دختر
، برحذر باشيد.
موفق و سربلند باشيد.

با سلام بنده جواني 27 ساله هستم كه در مورد هر چيزي شك مي كنم هيچ چيز براي من داراي ارزش و ماهيت ثابت نيست حتي به درستي جواب شما نيز شك مي كنم هيچ گاه آرامش ندارم به روانپزشك هم مراجعه كرده ام اما فايده نداشت بشدت احساس تنهايي ميكنم هيچ كس مرا دوست ندارد دچار ياس بسيار مفرط شده ام پدرم از زمان كودكي بسيار با من رفتار بدي داشت هيچ كاري را نميگذاشت خودمان انجام بديم به همين هطر در زندگي شخصي ام دچار مشكل شده ام مرا راهنمايي كنيد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
مشکل شما يک وسواس فکري تمام عيار است که به هيچ وجه درمان فوري و اورژانسي ندارد.
وسواس فکري يکي از اختلالات اضطرابي است. ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. با هر افزايش اضطراب ميزان وسواس فکري افزايش مي‌يابد . با کاهش اضطراب وسواس فکري نيز کاهش مي‌يابد.
درمان وسواس فکري نيز به جلسات متعدد روان درماني و دارو درماني نيازمند است. درمان وسواس نيازمند مشاورة حضوري (حداقل 20 جلسه)مي‌باشد . درمان‌هاي نوشتاري ثمره چنداني براي شما نخواهد داشت. با کوچک ترين شرايط اضطرابي ، باز به جاي اول تان بازگشت مي‌کنيد. قريب به اتفاق مبتلايان به وسواس فکري از افسردگي (بشدت احساس تنهايي مي كنم. هيچ كس مرا دوست ندارد .دچار ياس بسيار مفرط شده ام)رنج مي برند .
با پيگيري جدي درمان خود، از پي‌جويي راه‌هاي خلاصه و... پرهيز کنيد ، چرا که شما را در چرخه معيوب قرار مي‌دهد. از آرامش کامل و رشد روحي و... باز مي‌دارد. درمان واقعي وسواس زير نظر متخصص حداقل 20 جلسه طول مي‌کشد . با چهار دستور عمل ساده(مثل مشاوره اينترنتي) قابل حل نخواهد بود.
توصيه مي شود به جاي مشاوره هاي غير حضوري و احياناً نامه نگاري هاي متعدد با تصميم جانانه به درمان دارويي، از طريق مراجعه به روانپزشک و روان درماني از طريق روانشناس متخصص اختلالات اضطرابي و وسواس بپردازيد.(هر روانپزشکي از عهده دارودرماني وسواس فکري برنمي آيد . بايد با تغيير روانپزشک دارودرماني را با روان درماني به صورت توأمان پي بگيريد) .
مي‌توانيد براي آشنايي بيش تر با درمان وسواس، به کتاب
رفتاردرماني شناختي، ترجمه حبيب‌الله قاسم‌زاده (دو جلدي، انتشارات ارجمند) و
کتاب غلبه بر وسواس، انتشارات رشد (خريد از طريق سفارش اينترنتي) و هم چنين مطالعه مطالب سايت‌هاي مختلف اينترنتي در اين زمينه بپردازيد .

سلام . نمی دونم درست اومدم یا نه؟ نمی دونم سوالم رو باید این قسمت مطرح کنم یه نه؟ اما می گم من یه دختر 26 ساله هستم از سال 84 دیگه راه پای خواستگار به خونمون باز شد اما نمی دونم چرا هیچ کدوم درست نمی شه؟ الان هم یه مدته که کسی خونمون نمیاد برا خواستگاری فقط مثلا به بابا می گن انشاءا... همین روزا خدمت می رسیم اما نمیان مثل اینکه پشیمون می شن. من دیگه نا امید شدم البته برامون جادو هم می کنن اما ما دستمون به جایی بند نیست .پیش طالع بین رفتم دعام داده اما حل نشده. سنم داره میره بالا . هر چی خواستگار دارم یا نمیان یا یه نفر ردش می کنه سر بهانه های الکی. من چی کار کنم. البته من قبلنا چت می کردم و قرآن نمی خوندم و چند تا کار دیگه . فکر می کردم برا ایناست اما من چند وقته که جدی چت کردن رو رها کردم و قرآن هم می خونم به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور اقا و اینکه مشکلم حل بشه اما نمی شه .شرمنده اما دیگه به همه چی شک کردم .حالا میگن بنده های خدا برا آدما جادو می کنند اما خدا که می تونه مشکل رو حل کنه . کاری کنه جادو اثر نکنه . پس چرا نمی کنه .آیا صلاح من هنوز در اینه که مجرد بمونم ؟ همه دوستام ازدواج کردن من خجالت می کشم؟مگه نمی گن ازدواج سنت پیامبره؟مگه نمی گن کسی که ازدواج نکنه خدا هم دوسش نداره؟ پس چرا صلاح من اینه که هنوز بمونم؟ یه خواستگار خوب هم که دارم دیگران برام ردش کنن؟ شرمنده اگه سوالهام طولانی بود.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
هر چند دغدغه ازدواج در سنين ازدواج براى جوانان عزيز و گرامى امرى طبيعى است، ولى متأسفانه عواملي در جامعه ما دست به دست هم داده و موجب شده كه بسياري از دختران گاهي حتي تا سن 30 سالگي از داشتن يك خواستگار واقعي محروم باشند. بنابراين مشکل شما يعني نداشتن خواستگار يکي از مشکلات رايج در ميان دختران امروزي است. اين مشکل بسيار فراگير شده و اختصاصي به شما و شرايط شما ندارد. با توجه به شرايط موجود، نداشتن حتى يک خواستگار چيز بعيدي به نظر نمي‌رسد، چرا که همه ما در پيرامون خود شاهد دخترهايي بسيار شايسته‌اي هستيم که به هر دليلي حتى يک خواستگار واقعي نداشته‌اند، در حالي كه شما خواستگاران متعددي داشته ايد كه به دلايل مختلف نتوانستيد با آن ها ازدواج نماييد.
توصيه مي‌شود:
1- در حد امکان از هر گونه تلقين و بزرگ نمايي نياز به شوهر و تأهل در خود بکاهيد. تلقين هاي کارآمد ديگر را جايگزين آن نماييد. اشتغالات ذهني شما در اطفاي اين نياز، به اشتغالات فكري و عملي بي مورد و گاهي آسيب زا مي‌انجامد.
2ـ تمرکز خود را تا زمان مقتضي، از ازدواج به امور مثبت ديگر ببريد. به هيچ عنوان اجازه ندهيد ازدواج تمام فضاي ذهني شما را اشغال کند.
3ـ هيچ گاه از رحمت بيکران الهي نااميد نباشيد. همواره خواهان امور دنيايي و عقبايي با قيد مصلحت و حکمت از خداوند حکيم باشيد، نه استجابت دعا و برآورده شدن حاجات به هر قيمتي. پس از بي قراري و عجز ولا به افسرده ساز (حتي به صورت دعا) به شدت بپرهيزيد. تأخير در برخي امور به ظاهر مثبت و ضروري از بي‌توجهي خداوند به امور بندگانش نشأت نمي‌گيرد. خداوند مى‏فرمايد:
«چه بسا چيزى رادوست نداريد ولى خير شما در آن است .چه بسا چيزى را دوست داريد ولى آن چيز براى شما شرّ است.» پس تعدد خواستگار و زود به خانه بخت رفتن هميشه به معناى خوشبختى نيست. اگر به حفظ پاكى و عفت و ايمان خود استمرار بخشيد و در امتحان الهى موفق و سرافراز شويد، خداوند از طريقى كه هيچ كسى نمى‏داند، فرد صالح و شايسته و لايقى را به سراغ شما مى‏فرستد.
4-تفريحات و معاشرت هاي سالم خود را افزايش دهيد.
5ـ همواره به خود گوشزد نماييد که سن من براي ازدواج به هيچ عنوان دير نشده، حداقل تا 30 سالگي فرصت براي ازدواج موفق را خواهم داشت. اين نکته را به هيچ‌عنوان خود فريبي قلمداد نکنيد . به يادآوري هر روزه اين نکته ملتزم باشيد.
6ـ خانه بخت را منحصر در ازدواج ندانيد . همه برگه هاي زندگي را در موضوع ازدواج خرج نکنيد. چه بسا زنان بسيار تأثير گذاري در جامعه بوده اند که در پرتو تحصيل و اشتغال مولد، نه صرفاً ازدواج به خانه بخت واقعي خود راه يافته اند.
7ـ با يک پايش رواني هفتگي ببيند چه عواملي باعث تشديد تفکرات مزاحم شما مي‌گردد. پس از شناسايي اين عوامل مثل وضعيت نابسامان خانوادگي، ديدار دوستان متأهل، اضطراب بالا و... به تعديل آن بپردازيد.
8- شك و ترديدهاي شما در مورد باورها يا مباني اعتقادي، علاوه بر اينكه شما را از رحمت الهي دور كردة، اضطراب و ناراحتي و نگراني شما را بيشتر مي كند. اگر چه آمدن يا نيامدن خواستگار در دست شما نيست، اما عشق و ايمان و اميد در دل، به خواست و اراده و نگاه مثبت شما به زندگي بسته است.
9-براي رهايي از افکار پريشان و بغرنج ساز به مطالعه کتاب هاي تاريخي و زندگي نامه و شرح حال بزرگان بپردازيد. ببينيد که دنيا با همه عرض و طولش کوچک تر از آن است که بخواهيم با کوچک ترين ناکامي افسرده گرديم و با بزرگ ترين کاميابي ها خشنود.
10- نقش واسطه ها در معرفي دختران خوب و شايسته و دم بخت را کم نگيريد.
11- در جلسات مذهبي و به طور کلي در جمع هاي زنانه حضور فعال داشته باشيد. ضمن حفظ کرامت و شخصيت و وقار، انساني بشاش و خوشرو و پر انرژي باشيد. مطمئناً هم درشادابي و طراوت شما و هم در جلب نظر ديگران بسيار موثر خواهد بود.
چند نکته:
ا- رد بي دليل (يا با دلايل نيمه منطقي) خواستگاران به نوعي دست رد زدن به موهبت هاي الهي است. کفران نعمت به هر دليل و عيب گذاشتن نابخردانه بر مخلوقات خدا بي شک سهم بسزايي در رويگرداني توجه و عنايت ويژه خدا دارد. اين گونه نيست که بتوان نعمت هاي الهي را يکي پس از ديگري از در راند و خداوند بدون هيچ مؤاخذه اي بنده را به حال خود واگذار نمايد.
چه بهتر که براي گشودن قفل هاي احتمالي از ناشکري هاي گذشته استغفار نماييد. ناشکرهاي رنگارنگ کنوني نيز نبايد مزيد بر علت گردد.
ب- همه خاله ،عمه ها ،زن دايي ها ،زن عموها و دختران آن ها و به طور کلي زنان فاميل و غير فاميل مي توانند سامانه مطمئن و ايمني براي معرفي پسران دم بخت به شما و ديگر دختران دم بخت باشند .بدون حرکت خداپسندانه از سوي شما و والدين شما برکتي نازل نخواهد شد. پس ضمن تمرکز زدايي از موضوع خواستگار با نشاط و سرزندگي در بسيج کردن فاميل از طريق مادر يا خواهرتان(يا هر کسي که شما لايق اين امر مي دانيد)کوشا باشيد.
ج- با دست روي دست گذاشتن و تکيه مرضي بر دعاهاي افسرده وار هيچ مشکلي حل نخواهد شد . بايد با نشاط و سرور به جنگ مشکلات ريز و درشت رفت.
نكته پاياني اين كه: نداشتن خواستگار ربطي به جادو و طلسم ندارد ولي اگر احساس مي كنيد كه جادويي در كار بوده ،مي توانيد براي اطمينان قلبي بيشتر و خارج شدن از نگراني ها از راهكارهاي زير براي ابطال آن استفاده كنيد، اما به هيچ روي پيش دعا نويس و مانند آن نرويد. بهترين دعا همان است كه خود و افراد دلسوز خانواده براي تان دارند.
1- از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده براي باطل کردن سحر اين دعا را بنويسند و با خود نگهدارند.
«بسم الله و بالله، بسم الله و ماشاءالله، بسم الله و لا حول و لا قوّة الاّ بالله، قال موسي ما جئتم به السّحر، انّ الله سيبطله ،انّ الله لا يصلح عمل المفسدين، فوقع الحقّ و بطل ما کانوا يعملون، فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرين.
2- از پيامبر روايت شده که براي دفع جادوگران وشياطين آيات 54 و55 سوره اعراف را بخوان(ان ربّکم الله الذي.....تا -قريب من المحسنين).
3-اين دعا نيزخوانده شود:حسبي الله و کفي،و سمع الله لمن دعا ،ليس وراءالله منتهي.
4- اللهمّ انّک لا يکفي منک احد و انت تکفي من کل احد من خلقک ،فاکفني شرّ الجنّ و الانس.
موفق باشيد.
در صورت تمايل مي توانيد با مشاوران اين مرکز با شماره 09640 بدون کد و هزينه تماس حاصل نماييد.

صفحه‌ها