مشاوره
۱۳۸۹/۰۴/۲۴ ۲۱:۴۵ شناسه مطلب: 14477
سلام من یه مشکلی برام پیش اومده می خوام بهم یه راه حل پیشنهاد بدین من حدود 7 ماه پیش با یه بنده خدایی آشنا شدم و ازش خوشم اومد یه بار بهش دروغ گفتم و گفتم که پدر و مادرم عضو هیئت علمی دانشگاه هستن اخه بابام استاد دانشگاه هست ولی جزء هیئت علمی نیست یه بار من و بابام رو دیده بود بعد ازم پرسید بابات چی کارس من هم جو گرفتم و گفتم جزء هیئت علمی دانشگاه هست بعد برا ماس مالی این دروغم مجبور شدم هی بهش دروغ بگم بعد برا اینکه بیشتر باهاش آشنا بشم یه دروغ دیگه بهش گفتم و چون ای دیش رو داشتم بهش گفتم که مامانم می خواد باهات صحبت کنه ولی خودم بودم که باهاش چت میکردم یه 4-5 باری به این صورت باهاش صحبت کردم ولی بعد دیدم که کارم خیلی زشت هست یه بهونه جور کردم و دیگه به این صورت باهاش حرف نزدم یه چند روز پیش یه چیزایی فهمیده بود که من بهش دروغ گفتم من هم برا اینکه بیشتر از این گندش در نیاد خودم رفتم و همه ماجرا رو براش گفتم و همه حقیقت رو براش توضیح دادم بعد از 2-3 ساعت که از ماجرا گذشت بهم پیام داد که : لطف کنید ایدی و موبایل من رو پاک کنید و دیگه هم بهم پیام ندین حالا من موندم چیکار کنم اخه بهش علاقه دارم علاقم هم از اینجور علاقه ها که با یه نگاه عاشق بشم و اینا نیست من تو این 7 ماه تونستم با اخلاق و رفتار و روحیاتش آشنا بشم و با روحیات خودم بسنجم و دیدم که به من خیلی نزدیکه حالا من چیکار کنم؟ چه جوری این گندی رو که زدم درستش کنم؟؟؟؟ تورو خدا کمکم کتید
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
به خواسته اين شخص حداقل براي مدتي عمل نماييد. اين توصيه نه به جهت اجابت درخواست پسر، بلكه جهت كنترل هيجاني خود و كنترل عشق و علاقه اي است كه آن را امري مثبت مي دانيد . نقطه اميد و اتكا و نقطه اتكاي منطقي براي ايجاد ارتباط و ادامه يافتن آن مي دانيد.
آنچه به عنوان پايه مهمي براي ايجاد ارتباط يا تداوم آن مي دانيد، از نظر ما روان شناسان نقطه منفي ارتباط شما است.
با توضيح در مورد عشق و علاقه خود، سعي در تطهير آن و منطقي بودن آن براي پايه قرار گرفتن تداوم ارتباط داريد. اين نه تصور خاص شما، بلكه تصور همه يا غالب كساني است كه همانند شما به ايجاد ارتباط با جنس مخالف اقدام كرده ، تصور مي كنند عشق و علاقه مي تواند پايه و اساسي براي ازدواج موفق در آينده باشد، در حالي كه مشكل اساسي در همين جا است.
عشق و علاقه خود را مستند به شناخت از اخلاق و روحيات ايشان كرديد، در حالي كه اصولاً با وجود عشق و علاقه، شناخت كامل و همه جانبه و صحيح به هيچ روي امكان پذير نيست. ماهيت عشق و علاقه كه در قلمرو احساس است، با ماهيت شناخت كه در قلمرو عقل و خارج از احساس است، تفاوت ماهوي دارد.
خواسته يا ناخواسته شناخت شما تحت تاثير علاقه، نوع نگاه و طبعاً برخي رفتارهاي خاصي كه او در ارتباط با شما داشته ،براي تان حاصل شده است، در حالي كه زندگي آينده بسيار فراتر از چنين شناخت هايي مي طلبد. فريب دادن پسر و مسايلي كه بيان كرديد، همه از همين زاويه قابل بررسي است. مسلم است به او علاقه داشتيد و دوست نداشتيد او را از دست دهيد، يا اينكه مي خواستيد علاقه بيش تر او را متوجه خود كنيد، همه اين ها از نگاه عشق و علاقه مي تواند توجيه شود، اما بر اساس عقل قابل توجيه نبود و مطمئناً دست به اين كار نمي زديد.
۱۳۸۹/۰۴/۲۴ ۱۲:۳۲ شناسه مطلب: 14404
سلام... از وقتی که عاشق یکی از همکلاسیهام عاشق شده ام (البته 4 ساله که با هم هستیم ) ولی این ترم احساس کردم که بیش از حد دوستش دارم ... و عاشق شده ام .. البته عشقم زیاد شده و بیرون رفتن ها و با هم بودنها زیاد شده ... و در این مدت من بی اختیار دوباره شروع به نماز خوندن کرده ام و خیلی از گناه های سابق رو اصلا" انجام نمی دم و اگه یه ساعت از وقت اذان می گذره احساس میکنم اگه دیگه نمازمو نخونم گناه میشه ... آیا نماز خوندن من موردی داره ؟ خدای نکرده ریا نیست؟ البته به اون خانم هم چندبار گفتم که نماز بخونه و حتی موقع نماز بهش sms می دادم... و موقع نماز بدجوری گریه ام میگیره...احساس نا امیدی میکنم... چیکار کنم؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
نکته مثبتي است که بسياري از مسايل منفي سابق را کنار گذاشته ايد اما نمي دانم آيا براي تضمين پايدار ماندن اين ها هم برنامه ريزي کرده ايد. گاهي افراد از دين به عنوان يک ابزار براي دستيابي به منافع خود بهره برداري مي کنند. به همين دليل توجه داشته باشيد که گاهي ما به خشوع و خضوع کشانده مي شويم تا به اصطلاح به جلب محبت خداوند بپردازيم و به منافع دست يابيم . اين تلقي و نگاه نسبت به دين هنگامي با پيامد منفي روبر مي گردد که فرد به منفعت مورد نظر خود دست نيابد. فوراً از تمام اين مسايل فاصله مي گيرد و به اصطلاح با خدا قهر مي کند.
آنچه درگير هستيد ، وابستگي نسبت به فرد ديگر است كه منطقي نيست و بايد پايان پذيرد. وابستگي هرگز مثبت تلقي نمي شود. بسياري افراد هستند که ما به آن ها علاقمند هستيم اما وابسته نيستيم و بدون آن ها نيز مي توانيم به زندگي خود ادامه دهيم. پس آنچه در ظاهر به عنوان عشق تجلي يافته ،چيزي جز وابستگي نيست. دلبستگي با وابسته بودن نيز متفاوت است.
پديدة وابستگي به ديگران اغلب در سنين نوجواني شايع است. مكانيزم مؤثر در آن عبارت از تصوير پردازي احساسي نسبت به يك شيء است. اين شيء به تدريج نقشي حياتي در نظر فرد پيدا مي كند . فرد در صورت جدايي از شي با احساس ناخوشايندي روبرو مي شود. در اين صورت جدايي نيست كه عامل بروز احساس ناخوشايند مي گردد بلكه تصور جدايي و احساسات ناخوشايند وابسته به آن موجب پديدة دلتنگي مي گردد. فرايند جدايي از آشنايان و از دست دادن افراد عزيز شاهدي مناسب و گويا در اين زمينه به شمار مي آيد.
ما به سادگي ملاحظه مي كنيم كه هنگام جدايي از افرادي كه به آن ها علاقه داريم ،امري چندان دشوار نيست. اگر به اين مسأله فكر نكنيم كه ممكن است براي مدتي طولاني او را نبينيم. اما به محض اينكه به اين نكته فكر مي كنيم كه شايد براي مدتي طولاني او را نبينيم و در اين تصور و احساس متعلق به آن متمركز مي شويم، احساسي نامعمول و ناخوشايند ما را فرا مي گيرد.
روش هاي درماني از مسيرهاي گوناگون در تلاش خواهند بود تا فرد مسير جريان فكري خود را تغيير دهد . به احساسي سازگارانه دست يابد. در اين بين هنگامي كه فرد مبتلا به برخي نشانه هاي بدني شده باشد، مثلاً تپش قلب، بيخوابي، پرخوابي، كم اشتهايي يا پر اشتهايي، گريه بيش از مدَت يك ماه و مواردي مانند آن ها، مراجعه به روانپزشك و قرار گرفتن تحت دارودرماني نيز امري محتوم و اجتناب ناپذير خواهد بود. دارودرماني در مورد اين افراد باعث افول نشانه ها و پيشگيري از بروز هر گونه صدمات جبران ناپذير بدني خواهد بود.
بايد به روانشناس مراجعه نماييد . با كمك يك متخصص بتوانيد از اين افكار فاصله بگيريد . به چرخه اصلي زندگي خود بازگرديد. اين واقعيت ندارد كه خودمان براي خويش هر كاري مي توانيم انجام دهيم. گاهي با محدوديت هايي در مورد خودمان روبرو هستيم . چون آگاهي كاملي دربارة خودمان نداريم و به محدوديت هاي اطراف مان نيز احاطه نداريم، نمي توانيم براي خود كار چنداني انجام دهيم. در واقع برخي روش ها ممكن است تنها اثر و ارزش پيشگيرانه داشته باشد . اراية آن ها از سوي مشاور نمي تواند به تنهايي موثر واقع گردد؛ هنگامي كه فرد در بحران جدَي قرار دارد.
در خصوص رياکاري و مواردي مانند اين نيز نبايد نگران باشيد. تلاش کنيد تا مسير ارتباط با خدا را همچنان داشته باشيد و آن را رها نسازيد. همچنين بايد با اين مهارت آشنا شويم که دنيا محل از دست دادن نيز هست . تنها محل دريافت کردن امکانات و امتيازات نيست. به همين دليل افرادي که فاقد اين مهارت هستند، انتظارات بالاي از زندگي در دنيا دارند؛ در حالي که مطابقت با واقعيت اين جهان هستي ندارد. والسلام خدانگهدارتان!
۱۳۸۹/۰۴/۲۴ ۱۱:۵۷ شناسه مطلب: 14399
باسلام اعیاد شعبانیه را خدمت شما مومنین تبریک مي گویم. با دلی شکسته اين چند خط را مي نویسم دختر هستم که الان در مرز30 سالگی هستم تحصیلات دانشگاهی را در رشته پزشکی به اتمام رسانده ام از لحاظ کارهم چندان وضعیت جالب ندارم متاسفانه در طول تحصیل والدینم با ازدواجم مخالفت کردند بعدازاينکه درسم اتمام یافت چند خواستگار داشتم که اکثرا یا اصلا پایبند به مسائل دینی نبودند ویا فقط برای اينکه من دکتر هستم وشاید درآمد خوبی دارم خواستگاریم آمدند ویا برای اينکه پز بدهند که عروس دکتر دارند واز اين جور موارد در عین حال بنده قیافه معمولی دارم اصلا اهل آرایش وبد حجابی نیستم وهرگزچادررا به خاطر پزشک بودن زمین گذاشتم وان شااالله نخواهم گذاشت. اما چه کنم که یک سالی است ديگر اصلا خواستگاری ندارم خواهر وبرادر کوچکتری درسن ازدواج دارم آنها هم نگرانند البته برای خواهر کوچکم هم 4 سال پیش به دلایلی بعد از عقد جدا شده برای اوهم ناراحتم که شایدامکان ازدواج برایش ایجاد نشود. ما در محل زندگی خود به شدت غریبیم ودر شهراصلی خود هم آشنایانی داریم که به دلیل حسادت همه را ازما رانده اند. سنم دیگراز 30 گذشته متاسفانه پدرم ما راتمسخر میکند دیگران ازاین همه بدتر نامید وخسته ام از اینکه خواهر وبرادرم به خاطر عدم ازدواج به گناه بیفتند ناراحتم راهی به من نشان دهید درمانده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
ضمن پاسداست متانت تان و تحسين به جهت حفظ عفت و پاكي ، توجه شما را به اين نكته جلب مي كنيم كه متأسفانه مشکل شما يعني نداشتن خواستگار يکي از مشکلات رايج در ميان دختران امروزي است. اين مشکل بسيار فراگير شده و اختصاصي به شما و شرايط شما ندارد. با توجه به شرايط موجود، نداشتن حتى يک خواستگار چيز بعيدي به نظر نميرسد، چرا که همه ما در پيرامون خود شاهد دخترهايي بسيار شايستهاي هستيم که به هر دليلي حتى يک خواستگار نداشتهاند، در حالي كه شما خواستگاران متعددي داشته ايد كه به دلايل مختلف نتوانستيد با آن ها ازدواج نماييد.
يكي از مشكلات افرادي چون شما نيز آن است كه به اميد هواي تازه تر و يا خواستگاران بهتر ،به رد خواستگاراني كه از شرايط نسبي مطلوبيت برخوردار بودند، مبادرت ورزيديد. فارغ از اين مسئله كه هر چه سن بالاتر رود، ميزان مطلوبيت كم تر شده و به همين نسبت شرايط خواستگاران نيز پايين تر مي آيد.چه بسا همان خواستگاران كه داراي وضعيت نسبي مطلوب بودند، به خواستگاري نيايند. البته اين نكته صرفاً بر اساس درصد احتمال است، نه يك قانون كه كليت داشته باشد، اما تأكيد ما بر آن است كه از كمال گرايي منفي و داشتن خواستگار يا همسري ايده آل از هر جهت پرهيز كنيد.
همسرآينده تان اگر بتواند تنها 60% يك مرد مطلوب را دارا باشد، همسر مناسب و خوبي خواهد بود.
به هرحال توصيه ميشود:
1- در حد امکان از هر گونه تلقين و بزرگ نمايي نياز به شوهر و تأهل در خود بکاهيد. تلقين هاي کارآمد ديگر را جايگزين آن نماييد. اشتغالات ذهني شما در اطفاي اين نياز، به اشتغالات فكري و عملي بي مورد و گاهي آسيب زا ميانجامد.
2ـ تمرکز خود را تا زمان مقتضي، از ازدواج به امور مثبت ديگر ببريد. به هيچ عنوان اجازه ندهيد ازدواج تمام فضاي ذهني شما را اشغال کند.
3ـ هيچ گاه از رحمت بيکران الهي نااميد نباشيد. همواره خواهان امور دنيايي و عقبايي با قيد مصلحت و حکمت از خداوند حکيم باشيد، نه استجابت دعا و برآورده شدن حاجات به هر قيمتي. پس از بي قراري و عجز ولا به افسرده ساز (حتي به صورت دعا) به شدت بپرهيزيد. تأخير در برخي امور به ظاهر مثبت و ضروري از بيتوجهي خداوند به امور بندگانش نشأت نميگيرد.
4-تفريحات و معاشرت هاي سالم خود را افزايش دهيد.
5ـ همواره به خود گوشزد نماييد که سن من براي ازدواج به هيچ عنوان دير نشده، حداقل تا 35 سالگي فرصت براي ازدواج موفق را خواهم داشت. اين نکته را به هيچعنوان خود فريبي قلمداد نکنيد . به يادآوري هر روزه اين نکته ملتزم باشيد.
6ـ خانه بخت را منحصر در ازدواج ندانيد . همه برگه هاي زندگي را در موضوع ازدواج خرج نکنيد. چه بسا زنان بسيار تأثير گذاري در جامعه بوده اند که در پرتو تحصيل و اشتغال مولد، نه صرفاً ازدواج به خانه بخت واقعي خود راه يافته اند.
7ـ با يک پايش رواني هفتگي ببيند چه عواملي باعث تشديد تفکرات مزاحم شما ميگردد. پس از شناسايي اين عوامل مثل وضعيت نابسامان خانوادگي، ديدار دوستان متأهل، اضطراب بالا و... به تعديل آن بپردازيد.
8-براي رهايي از افکار پريشان و بغرنج ساز به مطالعه کتاب هاي تاريخي و زندگي نامه و شرح حال بزرگان بپردازيد. ببينيد که دنيا با همه عرض و طولش کوچک تر از آن است که بخواهيم با کوچک ترين ناکامي افسرده گرديم و با بزرگ ترين کاميابي ها خشنود.
9- نقش واسطه ها در معرفي دختران خوب و شايسته و دم بخت را کم نگيريد.
10- در جلسات مذهبي و به طور کلي در جمع هاي زنانه حضور فعال داشته باشيد. ضمن حفظ کرامت و شخصيت و وقار، انساني بشاش و خوشرو و پر انرژي باشيد. مطمئناً هم درشادابي و طراوت شما و هم در جلب نظر ديگران بسيار موثر خواهد بود.
چند نکته:
ا- رد بي دليل (يا با دلايل نيمه منطقي) خواستگاران به نوعي دست رد زدن به موهبت هاي الهي است. کفران نعمت به هر دليل و عيب گذاشتن نابخردانه بر مخلوقات خدا بي شک سهم بسزايي در رويگرداني توجه و عنايت ويژه خدا دارد. اين گونه نيست که بتوان نعمت هاي الهي را يکي پس از ديگري از در راند و خداوند بدون هيچ مؤاخذه اي بنده را به حال خود واگذار نمايد.
چه بهتر که براي گشودن قفل هاي احتمالي از ناشکري هاي گذشته استغفار نماييد. ناشکرهاي رنگارنگ کنوني نيز نبايد مزيد بر علت گردد.
ب- همه خاله ،عمه ها ،زن دايي ها ،زن عموها و دختران آن ها و به طور کلي زنان فاميل و غير فاميل مي توانند سامانه مطمئن و ايمني براي معرفي پسران دم بخت به شما و ديگر دختران دم بخت باشند .بدون حرکت خداپسندانه از سوي شما و والدين شما برکتي نازل نخواهد شد. پس ضمن تمرکز زدايي از موضوع خواستگار با نشاط و سرزندگي در بسيج کردن فاميل از طريق مادر يا خواهرتان(يا هر کسي که شما لايق اين امر مي دانيد)کوشا باشيد.
ج- با دست روي دست گذاشتن و تکيه مرضي بر دعاهاي افسرده وار هيچ مشکلي حل نخواهد شد . بايد با نشاط و سرور به جنگ مشکلات ريز و درشت رفت.
موفق باشيد.
در صورت تمايل مي توانيد با مشاوران اين مرکز با شماره 09640 بدون کد و هزينه تماس حاصل نماييد.
۱۳۸۹/۰۴/۲۳ ۲۲:۵۸ شناسه مطلب: 14384
به نام خدا و به نام و یاد ولی او با سلام خدمت شما مادری هستم ، دختری دارم 24 ساله ، از مهر ماه سال پیش (88) متوجه شدم که دخترم به وسیله تلفن همراه با شخصی ارتباط دارد و پس از مدتی مشخص شد که گاهی حضوری نیز یکدیگر را ملاقات کرده اند در ضمن ما خانواده ای مذهبی هستیم و با این تماس ها بسیار مخالفیم ، پس از اطلاع یافتن از این امر به دخترم اظهار داشتم که اگر ممکن است به خانه ی ما بیایند تا از راه شرع و عرف دست به کار شوند . پس از چندین روز پسر 28 ساله به همراه مادر ، پدر ، دو دختر و دامادشان به خانه ی ما آمدند اما ما از همان نگاه اول دریافتیم که این خانواده با ما متناسب نیستند ، چه از لحاظ معنوی ، چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ مادی . البته فرزند آنان نیز از لحاظ جسمی و ذهنی کمی ناتوان می باشد و خانواده اناپن بیماری صرع پسرشان را نیز از ما مخفی نگاه داشته بودند – که البته دخترم قبلا آن را در خانه بیان کرده بود – بنابرین به شکلی به آن ها پاسخ منفی دادیم . در روز های اول گذشتن این ماجرا دخترمان خیلی ناراحت بود اما به تدریج با آرام شدنش مطمئن شدیم که رابطه ی خود را با آن شخص قطع کرده است . حال با گذشت 8 ماه متوجه شدیم که نه تنها رابطه ی بین خود را قطع نکرده اند بلکه هم اکنون نیز با یکدیگر تماس دارند ..با توجه به این امر ما راه های بسیاری مانند منع استفاده از تلفن همراه و ... را اعمال داشتیم اما با این حال دخترم اظهار می کند که تنها او را می خواهد و از ما درخواست می کند تا به او اجازه دهیم با آن پسر ازدواج کند حتی در صورت بی توجهی کامل ما نسبت به او در صورت انجام این عمل . حال از شما تقاضامندیم تا با پیشنهاد راهی ما را یاری کنید تا بتوانیم به این رابطه پایان دهیم . التماس دعا [ در واقع من فرزند این خانواده هستم و به دلیل سن پایینم که به من این اجازه را نمی دهم نمی توانستم این امور را برای او بیان کنم در واقع من با کمی جست و جو در وسایل و تلفن همراه او ( که البته می دانستم خیلی کار درستی نیست ) متوجه شدم او با خواندن صیغه ای بدون اذن پدر که احتمالا باطل نیز می باشد اقدام به برقراری رابطه ی جنسی با او نیز نموده است و در ضمن این اولین رابطه ی او با یک پسر نیست در واقع از شما تقاضا دارم به طور غیر مستقیم این امر را در نظر داشته یا شید باتشکر ]
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در مورد قطع رابطه نامشروع دو نفر شرط لازم آن است كه فرد خود بخواهد به اين رابطه پايان دهد؛ در واقع، بدون اين قصد فرد تلاشي نيز نخواهد نمود. اين مسأله به ويژه هنگامي شدت مي يابد كه روابط از حد روابط كلامي به روابط بدني و سپس به روابط جنسي كشيده شده باشد. در تمام موارد نقطة مشترك ايجاد وابستگي به ويژه براي دختر است؛ مخصوصاً هنگامي كه در خانه كسي نباشد كه با دختر به همدلي بپردازد.
اين مسأله به عنوان يك وابستگي مستلزم اقدامات درماني است . در بهترين شرايط به تنهايي نمي توانيد رفتار نامطلوب را به طور كامل خاموش سازيد. سطح انتظار خودتان را واقع بينانه برگزينيد. نهايتاً مي توانيد با فراهم آوردن زمينه براي گفتگوي او برونريزي هيجانات را تسهيل نماييد . اين امر به نوبة خود كمكي براي دستيابي به درمان خواهد بود. براي اين كار بايد تنها به حرف هاي فرد وابسته گوش فرا داده و آن ها را پذيرا باشيد. البته اين امر مستلزم قبول كردن مطالب او نيست. فقط كافي است احساسات او را درك كنيد . در فرصتي ديگر به اراية توضيحات بپردازيد. بر اساس آنچه روانشناسان معتقدند، با دوازده مانع ارتباطي روبرو هستيم كه اجازه نمي دهد ارتباط ما با ديگران شكل گيرد و افراد از ما مي گريزند. به ارتباط به عنوان شاه كليد حل مسأله نگاه كنيد.
تنها كمك مناسبي كه مي توانيد در اين زمينه ارايه دهيد، كمك براي مراجعه به يك مشاور يا گفتگو با سرويس تلفني مركز با شماره رايگان 09640 است. در اين صورت خود فرد در جريان آنچه در كمين اوست ،قرار خواهد گرفت.
۱۳۸۹/۰۴/۲۳ ۲۱:۴۵ شناسه مطلب: 14380
اگر جواب همه سوالاتم "بله " است خواهشمندم برای بنده یک راه حل ارائه بدهید چون ؛1 - در روز چندین بار غسل میکنم و تکرار این کار آزارنده است برایم 2- برای ماه رمضان حقیقتا نمیدانم چطور میتوانم مانع از افکارم شوم (بنده مقلد آیت الله خامنه ای هستم )
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
با توجه به علامتي كه از مايع يا ترشح مذكور بيان كرده ايد كه همه يا برخي از علائم مني در آن وجود ندارد، مني نبوده و پاك است . غسل جنابت لازم ندارد.
غير از مني و بول آب هاي ديگري از انسان ممکن است خارج شود که عبارتند از:
«مذي» آبي است که گاهي بعد از بازي کردن با همسر و پس از تحريک جنسي خارج مي شود . نشانه هاي مني را ندارد( كه منظورتان همين است )«مذي» پاک است.
«وذي» آبي است که گاهي بعد از خارج شدن مني ، از انسان بيرون مي آيد . اگر به واسطه برخورد با مني نجس نشده باشد، پاک است و غسل هم ندارد.
«ودي» آبي است که گاهي بعد از بول بيرون مي آيد . از نظر ظاهر شبيه مني است اما حکم مني را ندارد . نشانه هاي خارج شدن مني را هم ندارد . اگر بول به آن نرسيده باشد، پاک است.
اگر انسان بعد از بول استبرا کرده باشد و رطوبتي از او خارج شود و شک کند که بول است يا يکي از از اين سه آب، آن رطوبت پاک مي باشد و غسل هم ندارد.
نشانه هاي خروج مني در مردان سه تا است:
1- با جستن و پرش خارج مي شود.
2- همراه با لذت و شهوت خارج مي شود.
3- همراه باسستي بدن است.(1)
اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است يا بول يا غير اين ها، اگر هيچ يك از اين سه نشانه يا بعضى از اين ها را نداشته باشد، حكم منى را ندارد، غسل هم ندارد و لباس و بدن را هم نجس نمي کند . وضو هم باطل نمي شود.
در صورت شك نيز حكم مني را ندارد.
پي نوشت:
1.آيت ا... خامنه اي،استفتاآت،س177.
۱۳۸۹/۰۴/۲۳ ۱۶:۵۷ شناسه مطلب: 14362
سلام من پسري 17 ساله و در تهران زندگي ميکنم همان طور که همه ميدانند ازدواج در اين سن هم خنده دار شده و هم نشدني . از طرف ديگه براي برطف کردن نياز جنسي يا از بين بردن اين نياز است يا پاسخ دادن اگر بخواهيم از بين ببريم که تو اين زمونه نشدي نيست و اگر بخواهيم جواب دهيم راه هاي حلال همچون صيغه يا ازدواج باز نشدنيس ميمونه راه غير حلال که همون استمنا يا زنا که باز تجاوز نشدي نيست پس ميمونه استمنا که اون هم حرام است پس من بايد برم بميرم خداون يک نياز را ايجاد کرده و پاسخ به ان را خير شما بفرماييد من چيکار کنم ؟ راستي اگر ميخوايد بگي صبر کن تا موقعيت اردواج فراهم شه . اين يکي رو من نميتونم اين همه راه رو خدا بسته اين يکي رو هم من نميتونم . ايکاش من تو يک کشور ديگه به دنيا مي اومدم و اصلا تا اخر عمرم با اسلام اشنا نميشدم . تا اين همه بد بختي رو نميکشيدم .
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
شايد اگر در کشور ديگر به دنيا مي آمديد و با اسلام آشنا نمي شديد ، حال و روز شما بهتر بود. شايد هم به مراتب بدتر بود . خداي خارج کشور با خداي داخل کشور فرقي نمي کند . اين گونه نيست که اگر يهودي يا بودايي يا لاييک بوديد، دنيا و آخرت شما بسيار متفاوت بود. باور نماييد ما هم از پشت کوه نيامده ايم. من هم بچه شمال تهرانم و دوران اوج بلوغ را با هر سختي و مشقتي که بود ، در همان جا سپري کردم و البته هيچ گاه مثل شما عجز و لابه نکردم. با توجه به دوره زماني که در آن به سر مي بريد ، کسي منکر نياز جنسي شديد شما نيست. بايد ديد چه عوامل غيرطبيعي(به غير از شرايط طبيعي بلوغ) در تشديد اين نياز مؤثر بوده است.
صرف اين که بگوييم نياز جنسي من شديد است و بايد فلان کار و بهمان کار را بکنم ، مشکلي از شما حل نخواهد گشت، بلکه با بي تابي جنسي مشکلات شما افزون خواهد شد. با کمي دروننگري متوجه خواهيد شد که برخي عدم خويشتنداريها باعث تشديد اين ميل در شما گشته است. نياز جنسي بر خلاف ميل به غذا و آب ، نيازمند ارضاي فوري نيست . ميتوان سالها با خويشتنداري و انجام يکسري اقدامات کاهنده شهوت به تعديل آن پرداخت.
اگر خواهان ازدواج موقت به عنوان يک راهکار صد درصد مشروع براي اطفا نياز جنسي باشيد، باز بايد اذعان کرد با توجه به شرايط سني شما و قرار گرفتن در زمان اوج بلوغ، ورود شتابزده و ناشيانه شما به وادي ازدواج موقت ، هر چند چند صباحي به کاهش ميل جنسي شما کمک خواهد کرد ، ولي با توجه به فاصله زماني طولاني بين 17 سالگي تا زمان مهيا شدن شرايط ازدواج دايم (که شايد سالها به طول انجامد) اين امر شما را در يک باتلاق جنسي گرفتار خواهد کرد.
باتلاق جنسي که با هر فعاليت جنسي، بيش تر در آن فرو خواهيد رفت. تجربه بسياري از افراد نشان ميدهد با توجه به موانع بر سر راه ازدواج موقت، فرد به تدريج از گردونه زندگي سالم خارج ميگردد . زمينه ورود تدريجي وي به مفاسدي چون استمنا، چشمچراني به بهانه يافتن مورد، اشتغال 24 ساعته ذهن به امور جنسي و معايبي همچون پايين آمدن آستانه تحريک، افت عزت نفس، افت تحصيلي، افول معنوي و... ميگردد.
از نظر ما روانشناسان در صورت اميد به ازدواج دائم(حتي تا چند سال ديگر)، ازدواج موقت تا حد زيادي قابل توصيه نميباشد ، چرا که جز در موارد اضطراري بسيار پر حاشيه و هزينهدار است.
در زمان عدم امکان ازدواج دايم پرکاربردترين و کمهزينهترين روش براي مواجهه با نياز جنسي ،خويشتنداري همه جانبه است( نه ازدواج موقت)
تجربه موفق ميليونها پاکدامن تاريخ آن را تأييد و توصيه مينمايد. همه ما انسانها به گونهاي آفريده شدهايم که ميتوانيم با بدترين شرايط محيطي سازگاري حاصل نماييم.
مثلاً از بدو خلقت تا به امروز افراد در تحريکزاترين و وسوسهآلودهترين شرايط محيطي به اين مهم دست يافتهاند . من و شما هم اگر بخواهيم ميتوانيم خويشتندار تمام عيار محسوب گرديم. خويشتنداري به هيچ وجه به معناي سرکوبي قواي جنسي نيست، بلکه به معناي پالايش وکنترل محرکهاي سمعي، بصري و... ميباشد.
از نظر ما روانشناسان دختران و پسران ميتوانند دهها سال پس از بلوغ جنسي به اين شيوه، از ورود به عرصههاي جنسي برحذر باشند، بدون آن که ذرهاي از بهداشت و سلامت رواني آنان کاسته شود.
خداوند حکيم که يک برگ درخت بياذن او بر زمين نميافتد ، حساب ويژهاي براي پاکدامنان باز کرده است که شرح و تفصيل آن در اين مجال نميگنجد. با اين اوصاف چه بهتر که به دور از هر گونه توسل به مکانيزمهاي دفاعي و بهانهتراشي و همچنين ممکن دانستن خويشتنداري همه جانبه، در بدترين شرايط به نظام جنسي خود ساماني دوباره ببخشيم.
تجربه نشان ميدهد که تنها راه نيل شما به ازدواج موفق (که شايد حتى به صورت غير عادي و معجزه وار صورت پذيرد) فقط دو چيز است:
خويشتنداري همه جانبه و تلاش 24 ساعت براي کسب مقدمات ازدواج.
مطالب بالا به هيچ وجه نافي ازدواج موقت در شرايط بحراني نيست بلکه اولويت بندي اين مسايل را نشان مي دهد .
۱۳۸۹/۰۴/۲۳ ۱۱:۰۹ شناسه مطلب: 14348
۱۳۸۹/۰۴/۲۲ ۱۸:۰۹ شناسه مطلب: 14330
با عرض سلام بنده پسری 24 ساله هستم که پایبند به اصول اخلاقی هستم اما قدرت میل جنسی مرا خیلی اذیت می کند و باعث سردردهای شدید می شود . وقتی شب ها می خوابم بدخوابم و وقتی در خواب جنب می شوم کمی بهتر می شوم . در خانواده ای زندگی می کنم که چندان نمی توانند علائم من را تشخیص بدهند و من هم روم نمی شه به آن ها بگویم و تا حالا ازدواج نکردم با جنس مخالف هم ارتباط نداشتم و خودارضایی هم اصلا نداشتم و این باعث شده این میل سر به طغیان بگذارد . از راه هایی مثل نرمش و ورزش و سایر موارد استفاده کرده ام اما اثری ندارد . موقع خواندن کنور ارشدم است و حال چندانی ندارم . "خداوند فرموده اگر در جوانی پاکی پیشه کنی " لذت پاکی آن را به تو ای جوان می دهم . اما من هر روز که می گذرد جز آثار سر درد و ناامیدی چیزی نمی بینم . حاضرم بمیرم اما از طریق نامشروع وارد نشوم چون برای مقام خانم ها خیلی ارزش قائلم . اما آیا خدا برای من ارزش قائل است؟ شما می دانید؟ پاکی پیش گرفتم اما داره می شه وبال جانم و من را به جنون کشانده و بی حوصله شدم . قرآن هم زیاد خواندم در جمع هم زیادبودم اما این میل خیلی قوی است ؟ خواهش می کنم با من سریع تماس بگیرید و راه حلی واقعی پیش پایم بگذارید؟ نه تنها برای من بلکه برای تمام جوان ها
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز.
پيش از هر چيز شما را به جهت روحي پاك تحسين مي كنيم و از خداوند براي تانارزوي موفقيت و خوشبختي و سعادت آرزمنديم؛
اينكه هر يک از ما هنگامي که دچار نوعي شرمساري هستيم، ضربه زننده است. چرا نبايد مسأله درخواست ازدواج را با خانواده خودتان مطرح نماييد. مگر ميتوان راه اصلي را کنار گذاشت و بعد از خدا مطالبه نمود که چرا به من توجه نداري؟ اگر پاکي را در پيش گرفته ايد، در واقع به خودتان و پاكي روان تان كمك كرده ايد . اگر خداوند نيز از شما و همه ما چنين خواسته، براي سلامت جان و روان خود ما است و نه براي سودي به حال خودش؛ در اين حال آيا به جهت پاكي بر خدا منت داريم؟ اگر چه خداوند اين عمل ما را بدون پاداش نمي گذارد و همان چيزي كه به سود ما است، اگر انجام دهيم، از طرف خدا نيز پاداش دريافت مي كنيم.
با تصوري كه شما از پاكي تان داريد و جز رنج و مصيبت براي خود نمي دانيد و چنين لابه مي كنيد، بسيار متأسفيم . حتماً تصورتان از افراد آلوده كه به هر كاري تن مي دهند، تصور بسيار مطلوب و ايده آل و لذت بخش است ، در حالي كه بسياري از اين افراد به انواع اختلالات رواني مبتلا هستند . از پايداري و استواري دروني برخوردار نيستند؛ هرچند ممکن است افراد ديگر از آن باخبر نباشند. برخي همچنان به رفتارهاي خود ادامه ميدهند.
خودتان نيز با يك تضاد دروني مواجه هستيد. از يك طرف پاكي خود را ارزش مي دانيد كه دامن خود و يا زن و دختر ديگري را آلوده نمي سازيد و از طرف ديگر چنين لابه و ناله سر مي دهيد!
مطمئناً خداوند كسي كه در راه او قدم بردارد، او را تنها نخواهد گذاشت. كمك و ياري خود را نصيب او مي كند، اما اگر نگاه و تصور ما اشتباه باشد، اين عيب براي كيست؟ شايد اگر به شما بگويند پاكي و ارزشي كه براي زن قائل هستيد و براي پاكي و طهارت نفس، كمك و ياري خدا است، چه خواهيد گقت؟ حتماً نخواهيد پذيرفت! البته با بيان اين مطالب در صدد دفاع از خداوند نيستيم، چون نيازي به آن ندارد. نظر ما كمك به خودمان و شما و ارائه تصوير روشن از زندگي و خدا و خودمان است . در اين جا به دنبال اراية برخي تنگناها هستيم که غالباً با آن روبرو هستيم. اما گاهي اين قبيل اشتباهات جفاهايي است که ما بندگان در حق خود انجام ميدهيم. آيا ازدواج راه حلّي براي برون رفت از بحران کنوني نيست؟
احتمالاً اين انتظار را نداريد که خداوند براي شما خواستگاري کند يا به طريقي در ذهن والدين شما القا کند که براي فرزند ما به همسر نياز دارد. اين نياز به تلاش دارد. اينکه پاک ماندن وبال گردن است، به نظرم ميرسد که بيهمتي خودتان وبال گردن شماست و نه پاکي. هر چيزي جاي خود را دارد و نتيجهاي خاص دارد.
تمرکز بيش از اندازه بر مسايل جنسي منجر به پديدآيي احساس نياز بيش تر خواهد شد. در اين صورت لازم است از تمرکز بر مسايل جنسي فاصله بگيريد تا فرصت ازدواج فراهم گردد. اما چنانچه به تنهايي نميتوانيد از اين وضعيت فاصله بگيريد و شرايط ازدواج نيز فراهم نيست-به دلايلي غير از کمرويي-به روانپزشک و روانشناس مراجعه فرماييد .در صورت تمايل به کسب اطلاعات بيش تر در اين خصوص ميتوانيد با شمارة 09640 اين مرکز تماس حاصل فرماييد. والسلام و خدانگهدارتان!
۱۳۸۹/۰۴/۲۲ ۰۹:۱۸ شناسه مطلب: 14293
سلام،پسر 20ساله اي هستم كه دچار اختلالات رواني شده ام، مهمترين دليلش هم داشتن چهره زشت و به همين واسطه،با از دست اعتماد به نفسم مواجهه شدم! بي پولي و حسرت مال و اموال ديگران را ميخورم،اينقدر به مسائل روزمره ام بيخيال شدم كه يك ترم در دانشگاه مشروط شدم،بدجور گوشه گير شدم،باور كنيد چند ماهي هست كه حرفاي دلمو فقط به خدا ميزنم،در اين ميان نميدانم چي شد عمل استمناء را ترك كردم تنها موفقيتي بود كه در ارتباط با خدا دستگيرم شد.به اينكه ديگران دوست دختر دارند من اگه هم بخواهم داشته باشم هم نميتوانم داشته باشم عذابم ميده چون نه قيافه دارم نه پول و نه خوش تيپ هستم،از آن طرف هم ميدونم بميرم ميرم جهنم،هم تو اين دنيا كسي نيستم و هم در اون دنيا.بارها شده كه موقع حرف زدن با خدا اينقدر غم تو دلم بود،گريه كردم. تورو خدا يك راهي بزاريد از اين زندگي پر غم و غصه در بيام،ميگن با ياد خدا دل آرامش ميگيره،پس دل من چرا آروم نميشه؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
چنان که از محتواي نامه پيدا است ، با افسردگي روبرو هستيد .نياز به دريافت خدمات روانپزشکي کاملاً ضرورت دارد.
برادر گرامي؛ هر يک از ما افراد بسياري را در دنيا مي شناسيم که قيافه زيبا و چهره اي جذاب ندارند . علاوه بر آن موفقيت هاي شما( دانشجو و كسي كه عادت به گناه را ترك كرده و...) را نيز ندارند، اما همچنان در شرايط مناسب به زندگي ادامه مي دهند. نبايد ارزشمندي خودمان را به زيبايي يا نازيبايي خود مستند سازيم، در حالي كه زيبايي امري نسبي است. چه بسا چهره اي كه خودتان زشت مي دانيد، براي يك دختري (همسر آينده تان) چهره اي مردانه و جذاب باشد.
در هيچ يک از متون معتبر ديني ما و حتي اديان ديگرهم نمي بينيد که ارزشمندي انسان ها را به زيبايي و برخي ويژگي هاي ظاهري مستند سازند. در واقع، آنچه رهاورد ژنتيک(توارث) است ،آن چيزي است که خداوند به ما اعطا نموده و اختيار ما ما خارج است. زيبايي صورت يا نازيبايي آن چيزي نيست كه ما به دست آورده باشيم، اما زيبايي سيرت و نفس آن چيزي است كه خودمان حاصل مي كنيم. حال بفرماييد، كدام يك نزد شما بايد ارزشمندتر باشد.
خوشبختانه گناهي را كه ترك آن براي بسياري از جوانان جزء آرزوهاي بزرگ زندگي است، ترك كرده ايد. اين يعني لطف و عنايت خدا با انتخاب زيبايي سيرت كه توسط خودتان انجام شد. اين بر بسياري از زيبايي هاي صورت برتري دارد، اما به قول شاعر: تو قدر خود نمي داني ،چه حاصل!
خداوندهمه بندگانش را دوست دارد . در همه حال در حاال دستگيري کردن از آن ها است اما خود ما گاهي دست دراز نمي کنيم. خيلي بد است که ما همه ارزش و اعتباري را كه خدا براي مان قايل شده است و از ميان اين همه ذرات فاقد شعور در عالم هستي ما را به عنوان اشرف مخلوقات برگزيده است، ناديده بگيريم و تنها به يك مورد خاص نگاه كرده ، قضاوت و داوري در مورد شخصت خودمان كنيم.
ارزش واقعي انساني چون شما نه به صورت، بلكه به سيرت و آنچه حاصل كرده ايد است. در هيچ يك از آيات قرآن حتي اشاره كوتاهي به صورت زيبا به عنوان ارزش ذاتي اشاره نشده، اما در آيات بسياري به ارزش سيرت و باطن پاك تأكيد شده است.پس ارزش انسان ذاتي است، حتي اگر توانايي ذهني بالايي هم نداشته يا معلول باشيم و .....اکنون مناسب است که بر اين مسايل متمرکز شويد.
همه ما در معرض امتحان الهي هستيم .چه زيبا چه نازيبا . اين ها امکاناتي هستند که خدا به صورت متنوع در اختيارمان قرار داده است . هر كه امكانات مادي و معنوي بيش تري دارد، آزمون سخت تري نيز دارد. کسي که با زيبايي خودش فساد به راه مي اندازد، داراي ارزشي نيست، بلكه زيبايي او بلاي جان او است . روزي مي رسد كه مي گويد: اي كاش خاكي پست بودم.
پس آن ها که زيبا هستند و مي روند به سراغ فسادکاري ،در امتحان الهي مردود شده اند . غبطه من به حال آن ها از روي ناآگاهي و جهل است.
منفي بافي و كمالگرايي منفي شما باعث شده كه از لطف و رحمت الهي نيز غافل شده ، خود را محروم از لطف و عنايت حضرت حق بدانيد. هم زندگي دنيا را براي خود جهنم كنيد و هم مي خواهيد دست رد به لطف خدا بزنيد.
تمام نشانه هاي لطف خدا( ترك گناه، سخن گفتن با خدا، غم و غصه با خدا در ميان نهادن، گريه به هنگام راز و نياز و...) در تو آشكار است، اما باز به قول شاعر : تو قدر خود نمي داني، چه حاصل!
چيزهايي كه براي خود برشمردي ،آرزوي بسياري از مومنان است، پس چرا اين قدر نا اميدي؟!
مشکل اصلي قيافه زشت و نازيبا نيست. آنچه مهم است ،تمرکز بيش از اندازه شما بر اين مسأله است . اينکه تمام زندگي خودتان را در ارتباط با اين مسأله قرار داده ايد. روشن است که متمرکز شدن بر يک بعد ناخوشايند زندگي منجر به وخامت حال فرد خواهد شد . ابتلا به افسردگي پيامد اين تمرکز خواهد بود. به همين دليل لازم است هر چه سريع تربا يک روانپزشک تماس بگيريد . جهت دارودرماني اقدام نماييد. پس از دو هفته اقدام به دارو درماني بايد با روانشناس ارتباط برقرار نماييد . طي جلسات درماني خاصي برخي باورهاي نامناسب را تغيير داده ، به يک نگرش مثبت و مناسب با واقعيت دست يابيد. در اين بين هرگز دارو را بدون دستور متخصص روانپزشک قطع نفرماييد. براي سهولت در امر روان درماني و دستيابي به برخي توصيه هاي مقدماتي در اين خصوص مي توانيد با سرويس مشاوره رايگان مرکز با شماره 09640 نيز تماس حاصل نماييد . از روند اقدامات آگاه شويد.
والسلام عليکم . خدانگهدارتان!





