مشاوره
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۲۱:۲۵ شناسه مطلب: 14120
سمی
پرسش: ديني و پزشکي شرح سلام درمورد هم جنس بازي دومرد هم از نظر ديني وخم پزشکي اين دونفر هم رفيق باشند ولي نمي تونند از هم جداشن ولي گرفتار اين گناه مي شن واين کار اذيتشون مي کنه .شما چه راه حلي ميدين ؟
پاسخ:
1@@پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز؛
لواط از گناهان كبيره و داراي كيفري بزرگ است. كسي كه اين عمل زشت را انجام داده، بايد از روي خلوص توبه كند . از خداوند آمرزش بخواهد و از كردار ناشايست خويش پشيمان شود . تصميم بگيرد كه براي هميشه آن را ترك كند. كسي كه اين كار را انجام داده است، لازم نيست نزد حاكم شرع برود و اعتراف كند ، چون در آن صورت (در صورت داشتن شرايط خاص) حد سنگين اعدام وجود دارد.
كسى كه عمل شنيع لواط را انجام داده است، بايد هر چه زودتر توبه كند . از خدا بخواهد تا از گناه وى درگذرد. همين كه در پيشگاه خداوند توبه كند، خداوند او را ميآمرزد. نياز به كفاره ندارد.
رسول اكرم(ص) فرمود: " هر مرضي دارويي دارد .داروي گناهان استغفار و طلب عفو از پيشگاه ذات پاك الهي است.
همجنس گرايي نوعي اختلال در روند طبيعي است كه عوامل متعدد جنسيتي ، رواني ، تربيتي و خانوادگي، فرهنگي و... در آن نقش دارد. اين نوع ارتباط نشان از نوعي بيماري است كه گاهي مربوط به اختلال جسمي و جنسيتي مي شود. در هر حال اين مشکل يکي از مشکلات پيچيده جوامع بشري ميباشد. درمان واسطهاي اين امور امکان ندارد . درمان اين مشکل مثل قريب به اتفاق مشکلات ديگر نيازمند حضور شخص بيمار نزد متخصص است .
خوشبختانه مراکز تخصصي و فوق تخصصي اين گونه اختلالات جنسي در شهرهاي بزرگ به ويژه در تهران وجود دارند .
توصيه ميشود با ارتباط با سايت انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي ايران www.gid.org.ir(البته مشکل شما اختلال هويت جنسي نيست ، ولي درمانگران آن مرکز در درمان مشکل شما نيز تبحر دارند) نيز از شرايط مشاوره با آن انجمن اطلاع حاصل نماييد.
علاوه بر ارتباط با انجمن فوق الذکر مراجعه هر چه سريع تر به سکس تراپيست هايي(درمانگران جنسي) مانند فريدون محرابي، ماهيار آذر، محمدعلي بشارت، راحله اماني، علي اسلامي نسب، بهنام اوحدي ، محمد خداياري فردو دکتر روشن... (که از طريق جستجوي اينترنتي يا 118 در تهران قابل دسترسي ميباشند) قابل توصيه مي باشد.
در ادامه توجه شما را به مطلبي کلي در زمينه عشق و وابستگي عاطفي جلب مينمايم، برخي نکات ذيل همسويي زيادي با مشکل کنوني شما دارد.
عشق از مفاهيم بسيار پيچيده است . از نظر روانشناسي چندان امر مثبتي قلمداد نميشود. آنچه که به ترويج و تشديد اين مقوله هزار تو دامن ميزند، تعريف و تمجيدها بيحساب و کتابي است که از مفهوم عشق در سريالها، فيلمها، رمانها، ترانهها، شعرها، حکايت هاي تاريخي و... مي شود. اين مسئله باعث گشته ماهيت واقعي عشق در پس پرده خيالپردازيهاي رمانتيک مغفول بماند . بسياري از دختران و پسران اين مرز و بوم در وادي جانکاه آن گرفتار آيند.
قبل از ورود به بحث عشق اجازه ميخواهم نيم نگاهي به فرق بين دو مفهوم کليدي وابستگي و دلبستگي نماييم.
فرض کنيد به ميوهاي مانند آناناس علاقمند هستيد و به آن «دل بستهايد» .حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دليلي از خوردن آن محروم بمانيد، آيا در زندگي عادي و روزمره شما اختلالي ايجاد خواهد شد ؟ آيا عملکرد روزانه شما رو به کاستي ميگذارد؟ مسلّماً نه. سالها از موضوع «دلبستگي» خود محروم ميمانيد ، ولي همه امور زندگي شما بر وفق مراد است.
اين نوع علاقه و تعلق را «دلبستگي» ميگويند ،حال اگر به جاي دلبستگي به آناناس به آن «وابسته» بوديد ،يک روز بدون آناناس نميتوانستيد سر کنيد. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادي است که هر از گاهي براي به حد طبيعي رساندن سطح عملکرد خود نيازمند مصرف مواد است، پس وابستگي رواني نوعي اعتياد است. وابستگي رواني به چيزي يا کسي باعث کاهش عملکرد در فرد ميگردد و به نوعي فرد را از زندگي روزانه و عادي خود خارج ميسازد .فرد وابسته رواني مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگي (مثل مواد مخدر يا محبت معشوق) خوش است ،در حالي که اين وابستگي عقلاً و منطقاً امري به شدت نکوهيدهاي است.
در اسلام به شدت از وابستگي به غير خدا پرهيز داده شده است . وابستگي رواني يا به تعبيري عشق را اين گونه تصوير کرده است که وقتي بندهاي از خدا فاصله ميگيرد، خداوند عشق غير خود را در اين فاصله قرار ميدهد.
اولياي خدا و ائمه معصومين به همسران و فرزندان خود دلبسته بودند، ولي سر سوزني به غير خدا وابسته نبودند.
آن چه که در زندگي هر مؤمن در درجه اول اولويت قرار ميگيرد، استقلال رواني ـ عاطفي است . استقلال رواني-عاطفي سر منشأ بسياري از تحولات مثبت است. استقلال رواني ـ عاطفي در همه حوزههاي عاطفي از قبيل پدر و مادر ،همسر و فرزند و دوستان بايد جاري باشد. وابستگي به هر کسي چيزي جز فرسودگي رواني، اشتغالات ذهني بيمورد، کاهش عملکرد، افول معنوي، افت تحصيلي و شغلي، فرصتسوزيهاي مکرر و... ندارد.
دختر و پسري که به عشق افراطي مي گرايند ( و به کاهش شديد عملکرد دچار مي شوند)به نوعي از چند اختلال عمده روانشناسي يعني اضطراب وسواس و افسردگي بيبهره نيستند، به عنوان مثال با نگاهي به درونيات خود متوجه خواهيد شد که از اضطراب نسبتاً بالايي رنج ميبريد . اضطراب حتى به قبل عاشق شدنتان بر ميگردد . در گذشته نيز براي کاهش اضطراب خود به افراد پيراموني خود پناه ميبرديد. پناهجويي به نوعي در شما نهادينه شده و به آن شرطي شدهايد، پس با هر اضطرابي ناخودآگاه به دنبال فرد آرامشگري ميگرديد که اين فرد معمولاً معشوق است .پس در مکانيزم عشق اضطراب بالا نقش بهسزايي دارد . در درمان آن نيز کاهش اضطراب نقش کليدي دارد.
از سوي ديگر عشق به نوعي به نابودي عزت نفس فرد بازگشت ميکند. کسي که عزيز است ،هيچگاه خود را در مقابل فردي از هم نوع خود حقير و کوچک نميکند. اين پسر مثل ميليونها پسر ديگر داراي نقاط ضعف و قوت عمدهاي است . به هيچ وجه صلاحيت بت ،قبله يا خدا شدن براي شما ندارد. خضوع و خشوع فقط در مقابل عزيز مطلق يعني خداوند زيبنده است . هر نوع کوچک کردن بنده نزد بنده ديگر مطرود است. فردي که ارزشمندياش دروني است، نه بيروني، هيچ گاه به مقوله عشق گرفتار نميآيد. اگر از درون خود را ارزشمند بدانم ،چه نيازي دارم فرد بيروني به ارزشگذاري من اقدام نمايد؟ تحقير و تضعيف عاشق در برابر معشوق از نظر اسلام و روانشناسي محکوم است . با مقوله مهم عزت نفس و اعتماد به نفس منافات دارد.
افراد عاشق معمولاً از رگههايي از افسردگي رنج ميبرند . به تعبيري از بيمعنايي و يکنواختي در زندگي به ستوه آمدهاند. فرد افسرده ميکوشد معناي جديدي براي زندگي خود دست و پا کند . معناي جديد معمولاً از جنس مخالف و به ندرت از جنس موافق انتخاب ميشود. فرد افسرده پس از مدتي معشوقش به تنها معناي زندگياش مبدل ميگردد . احساس ميکند که زندگي بدون معشوق فوقالعاده بيمعناست.
معناي زندگي به امور گذرا متغير و بيمبنا اطلاق نميگردد، پس اگر به هر دليلي فرد عاشق در رفع افسردگي باليني يا غير باليني خود بکوشد و کانون ارزشمندي خود را از بيرون و افراد بيروني به درون خود منتقل نمايد ،به معناي واقعي زندگي دست مييابد. مقوله عشق روز به روز جاي خود را به دلبستگي صرف ميسپارد . دلبستگي امري سالم و صد در صد خدايي است، ولي وابستگي رواني امري صد در صد مرضي و غير خدايي است .آنچه متأسفانه گرفتار شديد ، وابستگي است.
از نظر روانشناسي خصوصيات افراد عاشق همپوشاني زيادي با خصوصيات افراد وسواسي دارد . همان گونه که فرد وسواسي براي حصول آرامش به ده بار شستن دست خود در روز عادت دارد ، فرد عاشق هم براي به دست آوردن آرامش خود نيازمند ملاقات نو به نو(عيني يا ذهني که شباهت زيادي به نشخوار ذهني و فکر وسواسي دارد) و تجديد ديدار با فرد معشوق است. به اين ترتيب عشق مرضي تحت عنوان رفتار وسواسي ـ اجباري طبقهبندي ميشود . وسواسي بودن جاي هيچ تعريف و تمجيدي براي فرد باقي نميگذارد تا اين جا مشخص ميشود که سريالها فيلمها رمانها ترانهها و... امري را ميستايند که به نوعي اختلال رواني محسوب ميگردد و باعث خارج شدن فرد عاشق از گردونه زندگي سالم ميگردد.
برادرم..
مشکل شما در درون شماست . اگر بتوانيد با کمک روانشناس مجرب و روانپزشک کارآزموده بر اين سه اختلال خود چيره آييد، شکي نيست معناي واقعي زندگي را که سراسر آرامش و طمأنينه است ،خواهيد چشيد بايد هر چه زودتر به ارزشمندي واقعي خود رسيده ، از افسردگي بيرونآمده ، با احترام و شخصيت دادن به خود و يافتن دوباره عزت نفس از دست رفته ، به دنياي آرامش بازگرديد.
در هر صورت توجه شما را به نکات ذيل جلب مينمايم:
1ـ فرايند فراموشي عشق زمانبر است . عشق 1 ساله را نميتوان1 روزه فراموش کرد. اگر قبول کنيم اين فرايند زمانبر است ،پس نبايد زود از آن خسته شويم يا با هر تداعي خاطره از ميدان به در رويم.
2-روند تدريجي فراموشي او را با روند حذف علائم و نشانه هاي تداعي گر خاطرات او تا جايي كه امكان دارد همراه سازيد. از تنهايي در اتاق يا مكان هايي كه ياد آور خاطره گذشته است، پرهيز كنيد.
3ـ وابستگي رواني يا عشق افراطي به اين جهت نابهنجار است که موجب کاهش عملکرد در زندگي روزمره شما ميگردد، پس اگر موفق به حذف نشان ها هم نشده باشيد ، چنانچه به هر طريقي به عملکرد طبيعي خود بازگرديد، باقيمانده آثار و عوارض عشق هيچ مشکلي براي شما به وجود نخواهد آورد. مهم اين است که فکر ايشان باعث کاهش عملکرد (مثل اختلال خواب، اختلال خوراک و افت تحصيلي...) در شما نگردد، پس با تمايز ميان اين دو هر گونه پيشرفت در زمينه ارتقاي سطح عملکرد خود را ارج بنهيد.
4-جايگزين كردن اهداف عالي تر مادي يا معنوي در زندگي خود به شما فرصت جايگزين كردن هدف ها با يكديگر مي دهد. تاكنون هدف هاي زندگي خود را در كنار او بودن، تنظيم كرده ايد . بر همين اساس به رفتارها و عملكردهايي خود سمت و سوي خاص بخشيده ايد بنابراين بايد به فكر اهداف عالي تر زندگي باشيد
5- با برجسته كردن نقاط ضعف و كاستي هاي فرد مورد نظر ،درون خود را نيز براي فراموش كردن آماده سازيد. مطمئناً وقتي از روزنه نگاه عاشقانه نبينيد، ضعف هاي بسيار در او خواهيد ديد، چون هيچ انسان و هيچ موجودي جز خداوند پيراسته از عيب و نقص نيست.
6ـ وابستگي عاطفي ـ رواني مانند اعتياد، علاوه بر خوددرماني نيازمند کمک متخصصان روانشناسي و روانپزشکي ميباشد، پس به خوددرماني اکتفا نکنيد .در اسرع وقت براي دارودرماني يا روان درماني احتمالي به نزد يک متخصص برويد. همه عوارض که در نامه به آن اشاره داشتهايد، با درمان دارويي و غير دارويي قابل اصلاح ميباشد.
7ـ شک نکنيد که با هر گونه اقدام جانانه جهت درمان تخصصي زندگي (بدون عشق مرضي) رنگ و بوي تازه به خود خواهد گرفت، رنگ و بويي که به هيچ وجه در اين چند ماه نظير آن را نديدهايد.
8ـ در بازي زندگي خود را به هيچ وجه از پيش باخته و شکست خورده تلقي نکنيد. همه مي توانند و شما هم مسلماً يکي از همه هستيد.
9ـ ورزش سنگين، تنفس عميق و تفريحات سالم و توسعه روابط متعادل با دوستان را سر لوحه زندگي خود قرار دهيد.
موفق و مؤيد باشيد.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۲۱:۱۵ شناسه مطلب: 14119
سلام میخواستم درمورد هم جنس بازی دو مرد سوال کنم ازنظر شرعی وپزشکی چه مشکلاتی دارد وبرای پیش گیری از این گناه چه کار باید کرد و این عمل بین دو رفیق که نمی خوان از یکدیگر جدابشن ولی مرتکب این گناه میشن
پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز؛
لواط از گناهان كبيره و داراي كيفري بزرگ است. كسي كه اين عمل زشت را انجام داده، بايد از روي خلوص توبه كند . از خداوند آمرزش بخواهد و از كردار ناشايست خويش پشيمان شود . تصميم بگيرد كه براي هميشه آن را ترك كند. كسي كه اين كار را انجام داده است، لازم نيست نزد حاكم شرع برود و اعتراف كند ، چون در آن صورت (در صورت داشتن شرايط خاص) حد سنگين اعدام وجود دارد.
كسى كه عمل شنيع لواط را انجام داده است، بايد هر چه زودتر توبه كند . از خدا بخواهد تا از گناه وى درگذرد. همين كه در پيشگاه خداوند توبه كند، خداوند او را ميآمرزد. نياز به كفاره ندارد.
رسول اكرم(ص) فرمود: " هر مرضي دارويي دارد .داروي گناهان استغفار و طلب عفو از پيشگاه ذات پاك الهي است.
همجنس گرايي نوعي اختلال در روند طبيعي است كه عوامل متعدد جنسيتي ، رواني ، تربيتي و خانوادگي، فرهنگي و... در آن نقش دارد. اين نوع ارتباط نشان از نوعي بيماري است كه گاهي مربوط به اختلال جسمي و جنسيتي مي شود. در هر حال اين مشکل يکي از مشکلات پيچيده جوامع بشري ميباشد. درمان واسطهاي اين امور امکان ندارد . درمان اين مشکل مثل قريب به اتفاق مشکلات ديگر نيازمند حضور شخص بيمار نزد متخصص است .
خوشبختانه مراکز تخصصي و فوق تخصصي اين گونه اختلالات جنسي در شهرهاي بزرگ به ويژه در تهران وجود دارند .
توصيه ميشود با ارتباط با سايت انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي ايران www.gid.org.ir(البته مشکل شما اختلال هويت جنسي نيست ، ولي درمانگران آن مرکز در درمان مشکل شما نيز تبحر دارند) نيز از شرايط مشاوره با آن انجمن اطلاع حاصل نماييد.
علاوه بر ارتباط با انجمن فوق الذکر مراجعه هر چه سريع تر به سکس تراپيست هايي(درمانگران جنسي) مانند فريدون محرابي، ماهيار آذر، محمدعلي بشارت، راحله اماني، علي اسلامي نسب، بهنام اوحدي ، محمد خداياري فردو دکتر روشن... (که از طريق جستجوي اينترنتي يا 118 در تهران قابل دسترسي ميباشند) قابل توصيه مي باشد.
در ادامه توجه شما را به مطلبي کلي در زمينه عشق و وابستگي عاطفي جلب مينمايم، برخي نکات ذيل همسويي زيادي با مشکل کنوني شما دارد.
عشق از مفاهيم بسيار پيچيده است . از نظر روانشناسي چندان امر مثبتي قلمداد نميشود. آنچه که به ترويج و تشديد اين مقوله هزار تو دامن ميزند، تعريف و تمجيدها بيحساب و کتابي است که از مفهوم عشق در سريالها، فيلمها، رمانها، ترانهها، شعرها، حکايت هاي تاريخي و... مي شود. اين مسئله باعث گشته ماهيت واقعي عشق در پس پرده خيالپردازيهاي رمانتيک مغفول بماند . بسياري از دختران و پسران اين مرز و بوم در وادي جانکاه آن گرفتار آيند.
قبل از ورود به بحث عشق اجازه ميخواهم نيم نگاهي به فرق بين دو مفهوم کليدي وابستگي و دلبستگي نماييم.
فرض کنيد به ميوهاي مانند آناناس علاقمند هستيد و به آن «دل بستهايد» .حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دليلي از خوردن آن محروم بمانيد، آيا در زندگي عادي و روزمره شما اختلالي ايجاد خواهد شد ؟ آيا عملکرد روزانه شما رو به کاستي ميگذارد؟ مسلّماً نه. سالها از موضوع «دلبستگي» خود محروم ميمانيد ، ولي همه امور زندگي شما بر وفق مراد است.
اين نوع علاقه و تعلق را «دلبستگي» ميگويند ،حال اگر به جاي دلبستگي به آناناس به آن «وابسته» بوديد ،يک روز بدون آناناس نميتوانستيد سر کنيد. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادي است که هر از گاهي براي به حد طبيعي رساندن سطح عملکرد خود نيازمند مصرف مواد است، پس وابستگي رواني نوعي اعتياد است. وابستگي رواني به چيزي يا کسي باعث کاهش عملکرد در فرد ميگردد و به نوعي فرد را از زندگي روزانه و عادي خود خارج ميسازد .فرد وابسته رواني مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگي (مثل مواد مخدر يا محبت معشوق) خوش است ،در حالي که اين وابستگي عقلاً و منطقاً امري به شدت نکوهيدهاي است.
در اسلام به شدت از وابستگي به غير خدا پرهيز داده شده است . وابستگي رواني يا به تعبيري عشق را اين گونه تصوير کرده است که وقتي بندهاي از خدا فاصله ميگيرد، خداوند عشق غير خود را در اين فاصله قرار ميدهد.
اولياي خدا و ائمه معصومين به همسران و فرزندان خود دلبسته بودند، ولي سر سوزني به غير خدا وابسته نبودند.
آن چه که در زندگي هر مؤمن در درجه اول اولويت قرار ميگيرد، استقلال رواني ـ عاطفي است . استقلال رواني-عاطفي سر منشأ بسياري از تحولات مثبت است. استقلال رواني ـ عاطفي در همه حوزههاي عاطفي از قبيل پدر و مادر ،همسر و فرزند و دوستان بايد جاري باشد. وابستگي به هر کسي چيزي جز فرسودگي رواني، اشتغالات ذهني بيمورد، کاهش عملکرد، افول معنوي، افت تحصيلي و شغلي، فرصتسوزيهاي مکرر و... ندارد.
دختر و پسري که به عشق افراطي مي گرايند ( و به کاهش شديد عملکرد دچار مي شوند)به نوعي از چند اختلال عمده روانشناسي يعني اضطراب وسواس و افسردگي بيبهره نيستند، به عنوان مثال با نگاهي به درونيات خود متوجه خواهيد شد که از اضطراب نسبتاً بالايي رنج ميبريد . اضطراب حتى به قبل عاشق شدنتان بر ميگردد . در گذشته نيز براي کاهش اضطراب خود به افراد پيراموني خود پناه ميبرديد. پناهجويي به نوعي در شما نهادينه شده و به آن شرطي شدهايد، پس با هر اضطرابي ناخودآگاه به دنبال فرد آرامشگري ميگرديد که اين فرد معمولاً معشوق است .پس در مکانيزم عشق اضطراب بالا نقش بهسزايي دارد . در درمان آن نيز کاهش اضطراب نقش کليدي دارد.
از سوي ديگر عشق به نوعي به نابودي عزت نفس فرد بازگشت ميکند. کسي که عزيز است ،هيچگاه خود را در مقابل فردي از هم نوع خود حقير و کوچک نميکند. اين پسر مثل ميليونها پسر ديگر داراي نقاط ضعف و قوت عمدهاي است . به هيچ وجه صلاحيت بت ،قبله يا خدا شدن براي شما ندارد. خضوع و خشوع فقط در مقابل عزيز مطلق يعني خداوند زيبنده است . هر نوع کوچک کردن بنده نزد بنده ديگر مطرود است. فردي که ارزشمندياش دروني است، نه بيروني، هيچ گاه به مقوله عشق گرفتار نميآيد. اگر از درون خود را ارزشمند بدانم ،چه نيازي دارم فرد بيروني به ارزشگذاري من اقدام نمايد؟ تحقير و تضعيف عاشق در برابر معشوق از نظر اسلام و روانشناسي محکوم است . با مقوله مهم عزت نفس و اعتماد به نفس منافات دارد.
افراد عاشق معمولاً از رگههايي از افسردگي رنج ميبرند . به تعبيري از بيمعنايي و يکنواختي در زندگي به ستوه آمدهاند. فرد افسرده ميکوشد معناي جديدي براي زندگي خود دست و پا کند . معناي جديد معمولاً از جنس مخالف و به ندرت از جنس موافق انتخاب ميشود. فرد افسرده پس از مدتي معشوقش به تنها معناي زندگياش مبدل ميگردد . احساس ميکند که زندگي بدون معشوق فوقالعاده بيمعناست.
معناي زندگي به امور گذرا متغير و بيمبنا اطلاق نميگردد، پس اگر به هر دليلي فرد عاشق در رفع افسردگي باليني يا غير باليني خود بکوشد و کانون ارزشمندي خود را از بيرون و افراد بيروني به درون خود منتقل نمايد ،به معناي واقعي زندگي دست مييابد. مقوله عشق روز به روز جاي خود را به دلبستگي صرف ميسپارد . دلبستگي امري سالم و صد در صد خدايي است، ولي وابستگي رواني امري صد در صد مرضي و غير خدايي است .آنچه متأسفانه گرفتار شديد ، وابستگي است.
از نظر روانشناسي خصوصيات افراد عاشق همپوشاني زيادي با خصوصيات افراد وسواسي دارد . همان گونه که فرد وسواسي براي حصول آرامش به ده بار شستن دست خود در روز عادت دارد ، فرد عاشق هم براي به دست آوردن آرامش خود نيازمند ملاقات نو به نو(عيني يا ذهني که شباهت زيادي به نشخوار ذهني و فکر وسواسي دارد) و تجديد ديدار با فرد معشوق است. به اين ترتيب عشق مرضي تحت عنوان رفتار وسواسي ـ اجباري طبقهبندي ميشود . وسواسي بودن جاي هيچ تعريف و تمجيدي براي فرد باقي نميگذارد تا اين جا مشخص ميشود که سريالها فيلمها رمانها ترانهها و... امري را ميستايند که به نوعي اختلال رواني محسوب ميگردد و باعث خارج شدن فرد عاشق از گردونه زندگي سالم ميگردد.
برادرم..
مشکل شما در درون شماست . اگر بتوانيد با کمک روانشناس مجرب و روانپزشک کارآزموده بر اين سه اختلال خود چيره آييد، شکي نيست معناي واقعي زندگي را که سراسر آرامش و طمأنينه است ،خواهيد چشيد بايد هر چه زودتر به ارزشمندي واقعي خود رسيده ، از افسردگي بيرونآمده ، با احترام و شخصيت دادن به خود و يافتن دوباره عزت نفس از دست رفته ، به دنياي آرامش بازگرديد.
در هر صورت توجه شما را به نکات ذيل جلب مينمايم:
1ـ فرايند فراموشي عشق زمانبر است . عشق 1 ساله را نميتوان1 روزه فراموش کرد. اگر قبول کنيم اين فرايند زمانبر است ،پس نبايد زود از آن خسته شويم يا با هر تداعي خاطره از ميدان به در رويم.
2-روند تدريجي فراموشي او را با روند حذف علائم و نشانه هاي تداعي گر خاطرات او تا جايي كه امكان دارد همراه سازيد. از تنهايي در اتاق يا مكان هايي كه ياد آور خاطره گذشته است، پرهيز كنيد.
3ـ وابستگي رواني يا عشق افراطي به اين جهت نابهنجار است که موجب کاهش عملکرد در زندگي روزمره شما ميگردد، پس اگر موفق به حذف نشان ها هم نشده باشيد ، چنانچه به هر طريقي به عملکرد طبيعي خود بازگرديد، باقيمانده آثار و عوارض عشق هيچ مشکلي براي شما به وجود نخواهد آورد. مهم اين است که فکر ايشان باعث کاهش عملکرد (مثل اختلال خواب، اختلال خوراک و افت تحصيلي...) در شما نگردد، پس با تمايز ميان اين دو هر گونه پيشرفت در زمينه ارتقاي سطح عملکرد خود را ارج بنهيد.
4-جايگزين كردن اهداف عالي تر مادي يا معنوي در زندگي خود به شما فرصت جايگزين كردن هدف ها با يكديگر مي دهد. تاكنون هدف هاي زندگي خود را در كنار او بودن، تنظيم كرده ايد . بر همين اساس به رفتارها و عملكردهايي خود سمت و سوي خاص بخشيده ايد بنابراين بايد به فكر اهداف عالي تر زندگي باشيد
5- با برجسته كردن نقاط ضعف و كاستي هاي فرد مورد نظر ،درون خود را نيز براي فراموش كردن آماده سازيد. مطمئناً وقتي از روزنه نگاه عاشقانه نبينيد، ضعف هاي بسيار در او خواهيد ديد، چون هيچ انسان و هيچ موجودي جز خداوند پيراسته از عيب و نقص نيست.
6ـ وابستگي عاطفي ـ رواني مانند اعتياد، علاوه بر خوددرماني نيازمند کمک متخصصان روانشناسي و روانپزشکي ميباشد، پس به خوددرماني اکتفا نکنيد .در اسرع وقت براي دارودرماني يا روان درماني احتمالي به نزد يک متخصص برويد. همه عوارض که در نامه به آن اشاره داشتهايد، با درمان دارويي و غير دارويي قابل اصلاح ميباشد.
7ـ شک نکنيد که با هر گونه اقدام جانانه جهت درمان تخصصي زندگي (بدون عشق مرضي) رنگ و بوي تازه به خود خواهد گرفت، رنگ و بويي که به هيچ وجه در اين چند ماه نظير آن را نديدهايد.
8ـ در بازي زندگي خود را به هيچ وجه از پيش باخته و شکست خورده تلقي نکنيد. همه مي توانند و شما هم مسلماً يکي از همه هستيد.
9ـ ورزش سنگين، تنفس عميق و تفريحات سالم و توسعه روابط متعادل با دوستان را سر لوحه زندگي خود قرار دهيد.
موفق و مؤيد باشيد.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۳۳ شناسه مطلب: 14108
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۱۰ شناسه مطلب: 14093
امام علي عليه السلام: دانشمند، كسى است كه از دانش، سيرى نپذيرد و به سيرى از آن نيز وانمود نكند . غرر الحكم و درر الكلم 1740
پرسش 1:
گناه شرح من مي خوام ترک استمنا کنم . چند بار تصميم گرفتم ولي زمين خوردم .
پاسخ:
برادر گرامي با تشكر از تماس تان با اين مركز
@@ خودارضايي عوارض جسمي و روحي و رواني زيادي دارد. تا حدودي به عوارض آن آگاهي داشته و به برخي از آنها - مثل بازماندن از علم و تحصيل- مبتلا شده ايد. آسيب هاي ديگري مانند؛افسردگي و بي حالي و ضعف بينايي ، ضعف قواي جسماني ، آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانىهاى جنسى و توليد مثل، بيماري هاى مقاربتى،عقيم شدن،كم خونى، كم اشتهايى و مشكلات گوارشى؛كم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات، ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى،اضطراب ،افسردگى، پرخاشگرى و بداخلاقى، يأس از زندگى،از بين رفتن خلاقيتها، توانايىها و سركوب شدن استعدادها،عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليتهاى فكرى، هوس باز و بىبند و بار شدن ،افت تحصيلى،بزهكارى و ... از عوارض خود ارضايي هستند.
دوست عزيز! يكي از زمينه هاي انجام اين گناه تنهايي است . شيطان در تنهايي به سراغ انسان مي آيد .بنابراين يكي از علت هاي عدم ترك اين عمل تنها بودن در خانه است. اگر مي خواهيد از اين عمل خانمان سوز براي هميشه نجات پيدا كنيد ،مهم ترين راهكار براي شما اين است كه تنها نباشيد .براي مطالعه و آمادگي براي كنكور بهترين مكان، كتابخانه، يا در جمع دوستان است. نه تنها هنگام مطالعه ، بلكه سعي كنيد براي كارهاي ديگر نيز در خانه ، يا در حيط خلوت نباشيد. بايد از هر چيزي كه فكر مي كنيد زمينه انجام اين عمل است ، يا موقعيت هايي كه در آنها به اين كار مبادرت مي ورزيد ، پرهيز كنيد و به چيزهايي كه در مقابل آنها است ،رو آوريد.
بنابراين ضمن به كار بردن راهكارهاي زير ، با يك برنامه ريزي صحيح درسي ،مطالعه خود را در كتابخانه انجام دهيد و به هيچ وجه در خانه تنها نباشيد.
راهكارهاي ترك:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد . شبها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد . اگر تا چند لقمه ديگر جا داريد، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير ) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشويد.مثلا در حالي که هنوز زير شلوار؛ يا شورت بلند به پا داريد، قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود که باعث تحريک آن مي شود بپرهيزيد.مطمئن باشيد صرف تماس آب و صابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن کفايت مي کند.
.4- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد . از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
5- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
6- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما،پياز، فلفل، تخممرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
7- از نگاه كردن و دستورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
8- هرگز به رو نخوابيد . تا زماني كه كاملاً خواب به سراغ شما نيامده، به رختخواب نرويد.
9- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
10- هيچگاه بيكار نباشيد . هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
11- روزه بگيريد . حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد ،روزه مستحبي بگيريد . اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كمحجمترين نوع غذاها اكتفا كنيد . وعده غذايي خود را كم كنيد.
12- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آنها مجبور باشيد.
13- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد. هرگز با روي باز و نرمي با آنها برخورد نكنيد.
14- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن ،از آن افکار منصرف کنيد. به خود هشدار دهيد.
15- به بدي اين گناه و عواقب آن بيانديشيد . احساس گناه شما از اين کار نبايد به حدي باشد که در شما ايجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند .
16- به محض لغزش فوراً توبه كنيد. هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد. رحمت خدا از گناه شما بزرگ تر است.
17- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
18-در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
19- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد . مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين گونه كتب بپردازيد . براي مثال مجموعه كتابهاي شهيد دستغيب توصيه ميشود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و….
20- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
21-به معاد و قيامت فكر كنيد.
22- ذكر «لاحول ولا قوة الا باللَّه »را زياد بر زبان جاري سازيد.
23- استمنا منافاتي با نماز خواندن ندارد . اگر هر روز هم اين کار را مي کنيد ،با غسل و تيمم حتما سعي کنيد عبادتهاي خود مانند نماز و روزه را انجام دهيد . اين کار به نوبه خود تاثير به سزايي در ترک اين عمل دارد.
24- از محيط هاي آلوده،و دوستان ناباب جداً دوري كنيد.
25- بعد از موفقيت در ترک ، حتي به طور موقت ، خود را تشويق نماييد . مثلا اگر يک روز توانستيد استمنا نکنيد ، جايزه اي به خود بدهيد ( مثلا يک بستني يا هر چه که دوست داريد ) . اگر اين مدت بيشتر شد ، اين روند را ادامه دهيد .
موفق و مويد باشيد.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۰۹ شناسه مطلب: 14091
امام علي عليه السلام: مؤمن ، آسانگير ، نرمخو ، سهلگير و مورد اعتماد است . غرر الحكم و درر الكلم 1454
پرسش 1:
سوال شرح
خيال پردازي و رويا بافي مي کنم. افسردگي دارم . دهن لق هستم .اگر بيني ام را عمل کنم آيا ناشکري کرده ام ؟
پاسخ:
@@
ضمن تشکر از بذل عنايت شما به همکاران اين مرکز، توجه شما را به نکات کلي ذيل جلب مينمايم:
1ـ هر چند منظور شما از سوال اول و جزئيات آن روشن نيست ، ولي بايد گفت:
خيالپردازي و رويا بافي به خودي خود گناه ندارد حتى فکر گناه تا زماني که به صورت عملي درنيامده، گناه محسوب نميگردد. کنترل خيال و تصورات نامطلوب ذهني بدون درمان ريشه اي تا حد زيادي مشکل است. برخي خيالپردازي ريشه در اضطراب بالا يا وسواس فکري دارد . شايد تحت تأثير افسردگي شما باشد. برخي خيالپردازيها هم جز ويژگيهاي دوران نوجواني و جواني ميباشد . از اين نظر امري صد در صد طبيعي به نظر ميرسد. ترک خيالپردازي با قسم و تعهد ممکن نميشود .
بايد از طريق علتيابي دقيق به حل ريشهاي مشکل پرداخت.
2ـ بهترين شادي براي افراد افسرده توسعه در روابط سالم با دوستان، تفريحات سالم و ورزشهاي نشاط آفرين مثل کوهنوردي و پيادهروي و... ميباشد. موسيقي فارغ از حلال يا حرام بودنش در برخي موارد هر چند اثر موقتي ضد افسردگي دارد، ولي با اتمام اثر زودگذر آن حمله افسردگي شديدتر ميگردد.
اين مسئله داراي تبيين دقيق علمي است . بيان آن از حوصله بحث خارج است .چه بهتر به جاي موسقي به راهکارهاي نشاط آفرين ديگر دست يازيد.
3ـ عزت نفس شما بسيار پايين است .خود اين نقيصه علاوه بر تشديد افسردگي باعث دهنلقي خبرچيني و... در شما ميگردد. با ارتقاي عزت نفس و اعتماد به نفس در خود از طريق مطالعه کتاب ها و مقالات اينترنتي ميتوانيد تا حد زيادي بر مشکلات خود فائق آييد. اگر کسي خودش را عزيز بداند و ارزش دروني براي خود قايل باشد ، هيچگاه به صفات اخلاقي زشت دچار نخواهد شد.
4ـ دعاي خاصي براي سه سؤال شما وجود ندارد، ولي تلاشهاي شما با توکل و توسل به خدا و ائمه معصومين عليهم السلام در جهت حل اين مشکلات مورد تأکيد و توصيه دين ميباشد.
دعاها و درخواست از خداوند به طور كلي براي رفع هر مشكل روحي و جسمي و مادي و معنوي موثر است. پس با هر زبان و هر كلامي كه خواستيد ، از خداوند رفع مشكل خود را طلب كنيد.
اذکار و در رأس آن قرآن به طور کلي در بهداشت رواني و سلامت روحي انسان مؤثر است . نبايد از آنها غفلت ورزيد.
5ـ اگر عمل بيني به خاطر عزت نفس پايين و خود کمبيني و همچنين براي رهايي از افسردگي و وسواس فکري نباشد ، هيچ مشکلي ندارد. جراحي بيني به خاطر زيبايي ناشکري محسوب نميگردد.
زيبايي هميشه نسبي است. چه بسا بيني شما به همين شكل زيبايي داشته باشد كه بعد از عمل جراحي آن زيبايي را ديگر نداشته باشد ، اگر چه در ظاهر زيباتر مي شود.
6ـ ليزر موهاي بدن توسط مرد صد در صد حرام به نظر ميرسد . با اين بهانه که دکتر زن متخصص (به صرف يک جستجوي ساده) پيدا نميشود، نميتوان مجوز شرعي براي اين کار صادر کرد.
تنها در صورتي كه انسان بيمار باشد و درمان بيماري او جز با پزشك مرد ميسر نشود، به قدر لازم مي توان به پزشك مرد مراجعه كرد.
موفق و پيروز باشيد.
۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ۱۳:۲۹ شناسه مطلب: 14066
۱۳۸۹/۰۴/۱۵ ۲۲:۴۲ شناسه مطلب: 14034
با سلام چند ماه پیش بودیکی از دخترای دانشگاه با من که قبلا خیلی رابطه چندانی نداشیم از من خوشش امد و با من به هر دلیلی دوست شد من اصلا علاقه به این جور دوستی ها نداشتم و از خانواده مذهبی بودم تا وقتی که فهمیدم این دختر نماز نمی خواندو هرجوری بود به نماز علاقه مندش کردم طوری که الان همه نماز سر اول وقت می خونه چادری شده و... خودش میگه فقط چون تو بهم گفتی من اول نیتم این بود که نماز خون که شد بذارم برم حالا می خوام بدون اگه این کارو بکنم ایا میشه که این دختر باز همون کارای قبلش انجام بده یا نه با تشکر فراوان
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
موضوعي دوستي پسر و دختر يك موضوعي است كه متأسفانه در دانشگاه به سرعت در حال افزايش است . بسياري از افراد هم شناخت كافي نسبت به آسيب هاي رواني اين ارتباطات و همچنين نظر شرع مقدس در باره اين ارتباطات ندارند .
اراده و اختيار داريد و به قول خودتان گروه خوني شما با اين جور دوستي ها هماهنگ نيست . بهتر بود كه با خويشتن داري و خود كنترلي، آينده اين علاقه و هدف قبول اين علاقه را مشخص مي كرديد، زيرا كمبود هاي و نيازهاي شخصيتي ممكن است دختري را در ارتباط پيش قدم كند، زيرا دختران به هيچ وجه شخصيت خود را تحقير نمي كنند. منتظر ابراز علاقه از طرف مقابل مي شوند .پس شدت نياز و كمبودهاي عاطفي در اين موضوع دخيل است . اما اگر هدف تان از پذيرش دختر خانم ،اصلاح در پوشش و ايجاد رفتارهاي مذهبي بود، مي توانستيد از طريق واسطه و يا معرفي كتاب هايي اين موضوع را به ايشان منتقل مي كرديد، زيرا خيلي از ارتباطات عاطفي و عاشقانه از ابتدا به ظاهر معقول به نظر مي رسد . بعد احساسات رابطه را هدايت مي كند. اما اگر هدف تان ازدواج است، هيچ اطلاعي از تاريخچه زندگي و تجارب قبلي ايشان و حتي رضايت هاي والدين شما و ايشان نداريد . عدم اطلاع و وابستگي باعث ناديده گرفتن موضوعات مذكور مي شود . بعد از ازدواج و گذشت مدتي از زندگي زناشويي و كاهش احساسات اوليه اولين سوالي كه به ذهن شما خطور مي كند و باعث مشكلات و ناسازگاري ها مي شود ،تجارب ارتباطي قبلي همسرتان با افراد ديگر است،به دليل اينكه در زمان دوستي با شما رابطه برقرار كرده ،در آن زمان فرقي بين شما و ساير پسران دانشگاه نيست .
از طرفي فردي كه به طور احساسي و بدون شناخت سبك پوشش و رفتار خود را عوض كند، صد در صد زماني كه اين احساس كاهش پيدا كند، تمام موضوعاتي كه احساسي قبول كرده بود، از بين مي رود . ديگر پايبندي اوليه وجود ندارد.مشاهده مي شود دخترهايي براي اينكه علاقه شديدي نسبت به دوست پسر خود دارند، سعي مي كنند طبق ميل دوست خود رفتار كنند اما بعد از گذشت مدتي از زندگي مشترك و كاهش احساسات و علاقه ها شخصيت اصلي چندين ساله خود را به تدريج آشكار مي كنند . باعث مشكلات و درگيري هاي زناشويي مي شوند.
موفق باشيد.
۱۳۸۹/۰۴/۱۵ ۱۹:۲۹ شناسه مطلب: 14010
با سلام جوانی هستم 22ساله.من در تنهایی و خلوت خویش به هیچ وجه گناهی رو انجام نداده و حتی به فکر گناه و معصیت نمی افتم و بلکه مشغول به امور مستحبی دین ومطالعه هستم ...اما همین که در جمع اعضای خانواده و آشنایان و یا دوستان خود قرار میگیرم به طور عجیبی تغییر میکنم و اعمالم دست خودم نیست ونمیتوانم قبل از کارهایم تفکر کنم و دچار عصبانیت بی جا،تند مزاجیٰ،کلمت بد به زبان آوردن،و گاهی اوقات حتی مسخره کردن دیگران و(به طور کامل جوگیر میشوم).......ولی همین که تنها میشوم از تمام این کردار خود پشیمانم و از خداوند استغفار میجویم لطفا مرا راهنمایی کنید (من بخش جزیی این نقص را شاید ندانستن آداب اسلامی در اجتماع و معاشرت میدانم لطفا علاوه بر پاسخ جامع وکارساز خود منابعی را برای این کمبود معرفی نمایید)با تشکر فراوان
پرسش: اخلاق شرح با سلام جواني هستم 22ساله.من در تنهايي و خلوت خويش به هيچ وجه گناهي رو انجام نداده و حتي به فکر گناه و معصيت نمي افتم و بلکه مشغول به امور مستحبي دين ومطالعه هستم ...اما همين که در جمع اعضاي خانواده و آشنايان و يا دوستان خود قرار مي گيرم به طور عجيبي تغيير مي کنم و اعمالم دست خودم نيست ونمي توانم قبل از کارهايم تفکر کنم و دچار عصبانيت بي جا،تند مزاجي?،کلمات بد به زبان آوردن،و گاهي اوقات حتي مسخره کردن ديگران و(به طور کامل جوگير مي شوم).......ولي همين که تنها مي شوم از تمام اين کردار خود پشيمانم و از خداوند استغفار مي جويم. لطفا مرا راهنمايي کنيد .بخش جزيي اين نقص را شايد ندانستن آداب اسلامي در اجتماع و معاشرت مي دانم. لطفا علاوه بر پاسخ جامع وکارساز خود منابعي را براي اين کمبود معرفي نماييد.
پاسخ: با سلام و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز
امروزه رفتارهايي نظير مسخره كردن ديگران و تند مزاجي و بد دهاني و ... از اموري نيست كه در زشتي آن ترديدي وجود داشته باشد . البته كسي منكر تاثيرات آشنايي با آداب اسلامي در اصلاح و كردار افراد نيست اما نمي توان مدعي شد هر كس آداب معاشرت دانست و زشتي ها را شناخت، تمام راه را طي كرده است ، زيرا اگر چه دانستن آداب معاشرت سبب فراگيري راه هاي برخورد صحيح با ديگران و شناخت رفتار هاي ناپسند مي شود اما آيا شناخت به تنهايي موجب ترك رفتارهاي ناپسندي چون عصبانيت و مسخره كردن و فحاشي و ... هم مي شود؟
به نظر مي رسد صرف دانستن زشتي رفتار هاي ناپسند تاثير فراواني در ترك آن ها نداشته باشد .چه بسيارند انسان هايي كه زشتي رفتار و كردار خود را مي دانند اما آن را انجام مي دهند . اين نشان مي دهد براي رهايي از رفتار هاي ناپسند به اكسيري غير از علم و شناخت نياز داريم و آن اراه و خواست دروني ماست. در پرتو اكسير اراده است كه انسان علم و عمل را به يكديگر پيوند مي دهد.
بنابراين مي توان گفت اساسي ترين و مشکل ترين گام در مسير رهايي از رفتارهاي ناپسندي چون تمسخر و فحاشي و ... « خواستن و داشتن عزم و اراده قوي و استوار» است . انسان براي رهايي از اين رفتار هاي زشت و ناپسند بايد نيروي اراده را در خود تقويت نمايد. البته تقويت عزم و اراده مرحله اي است که بايد به تدريج و با صبر و حوصله حاصل شود.
در نامه خود نوشته ايد :
" همين که در جمع اعضاي خانواده و ... قرار مي گيرم ،به طور عجيبي تغيير مي کنم و دچار عصبانيت بي جا،تند مزاجي،کلمات بد به زبان آوردن، گاهي اوقات حتي مسخره کردن ديگران مي شوم ،ولي همين که تنها مي شوم ،از تمام اين کردار خود پشيمانم و از خداوند استغفار مي جويم."
آنچه نوشته ايد ،نشان مي دهد از زشتي مسخره كردن و ... اطلاعات كافي داريد.بعد از اتمام مجلس پشيمان شده و استغفار مي كنيد. بنابراين بايد دنبال نقصان ديگري غير از علم و دانايي در وجود خود بگرديد. به نظر مي رسد براي مبارزه با رذايل اخلاقي مذكور نياز به يك اراده قوي داريد تا بتوانيد در ترك رفتار هاي زشت شما را كمك نمايد .در تقويت اراده عوامل متعدّدى تأثير گزار هستند كه بايد رعايت شده و با عواملى كه موجب ضعف اراده مىشود مبارزه گردد.
يكى از عوامل مهم تقويت اراده، مبارزه با عادتهاى بد و ناپسند است؛ از اين رو بايد سعى شود با هواهاى نفسانى (كه انسان را به اعمال ناپسند مىكشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگيرى گردد .
بايد رذايل اخلاقي نظير عصبانيت و مسخره كردن و .... ريشه يابي شوند كه سبب بروزاين رفتار ها از انسان چيست ؟ بعداز پيدا كردن آن عوامل آن ها را از بين ببرد . با ريشه كن نمودن آن عوامل انسان مي تواند اين رفتار هاي نا پسند را به مرور و كم كم از خود دور نمايد .
آرامش روانى مؤثرترين عامل تقويت اراده است.تحصيل اين آرامش در گرو انجام وظايف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنههاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعايت نمودن، اجتناب از گناه، هر كدام به تنهايي از مهمترين عوامل تقويت اراده به شمار مىآيند. كسى كه روزه مىگيرد؛ در واقع با تمام هوسها و رذايل اخلاقى مبارزه مىكند.
توصيههاى كاربردى براى تقويت اراده :
بايد طبق برنامهاى جدى به تقويت اراده خود بكوشيد . همواره سعى كنيد برخود مسلط باشيد. راه هاى مختلفى وجود دارد ولى مهم آن است كه در راه درمان آن كاملا جدى باشيد . آنچه پيشنهاد مىشود ، بدون كم ترين كاستى به اجرا گذاريد:
1. كاملا به خود مطمئن باشيد كه مىتوانيد روحيه خود را تغيير دهيد، ولى براى نتيجه گيرى عجول نباشيد، بلكه با خود فكر كنيد بايد حداقل يك سال روى رفتارهاى خود كار كنيد . اگر چنين نموديد، حتما پس از آن دگرگونى رفتارى خواهيد شد.
2. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.
3. خود را به انجام وظايف و تكاليف دينى مقيد نماييد، همواره سعى كنيد نماز خود را اول وقت بخوانيد، حتى اگر مشغول نوشتن مطالبى باشيد كه فقط چند سطر يا كلمهاى از آن باقى مانده باشد يا با كسى مشغول صحبت كردن هستيد، آن را رها كنيد . خواسته و ميل درونى خود را فداى اراده انسانى خود سازيد، انجام تكاليف و عباداتى همچون نماز در اول وقت و روزه و حج و جهاد و صدقه و انفال مالى، باعث تقويت اراده مىگردند.
4. با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى برخورد تند نداشته باشيد . اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد ،خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - كه مثلا اگر بر سر كسى فرياد زديد ،فلان مبلغ صدقه بدهيد، يا شب نماز شب بخوانيد، يا يك روز روزه بگيريد. كارآيى اين روش، بسيار بالا است .بسيارى از علماى بزرگ بدين سان تمرين عملى و خودسازى نمودهاند.
5. از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده؛ مانند كوهنوردى، شنا، دو و پيادهروى و گردش در طبيعت و... نيز استفاده كنيد.
6. در تصميمگيرىها حتىالامكان با افراد عاقل و پخته مشورت نماييد . از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.
7. بيش تر با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.
8. از موقعيتهاى كه زمينه تندخويى در آن فراوان است اجتناب كنيد .در موقعيتهايى حضور يابيد كه رفتار پرخاشگرانه در آن جا ديده نمىشود .از موقعيتهاى كه شما را به تندى نمودن دعوت مىكند دور شويد.
9. قبل از هر عملى در مورد پيامد آن تفكّر و بيانديشيد .آن گاه اقدام نمائيد . با تمرين اين راهكار و به كارگيرى آن در مورد تمام رفتارها، اندك اندك كنترل خويش را بر تمام رفتارها توسعه بخشيد.
10. به برخى رفتارها و حالاتى كه از افراد سر زد و شما را به عصبانيت دعوت مىكند توجه نكنيد ،مثلاً اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مىافروزد ،از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى اجتناب كنيد حتى گوش ندهيد يا محيط را ترك كنيد .ديگر به گفتههاى او دقت و توجه نكرده و آن ها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد .راه بىتوجهى و تغافل را پيش گيريد.
11. سطح شناخت خود را با مطالعه و تفكر از زشتى، ناپسند بودن، غيرقابل جبران بودن اعمال پرخاشگرانه بالا ببريد. مثلاً روايات، آيات و داستانهايى را كه در مورد اين نوع رفتارها و آثار آنها نوشته شده ،مطالعه كنيد . بعد در مورد آن ها فكر كنيد. حتى در برخى موارد به آثار رفتار تندى كه خود مرتكب آن شدهايد، توجه و آن عمل و زشتى آن را در ذهن خود مرور و بزرگ معرفى كنيد، به گونهاى كه به يك حالت خود هشدارى از درون دست يابيد. آثار فردى و اجتماعى و پيامدهاى حيثيتى آن عمل زشت را لحظه به لحظه در ذهن خود مرور و قبح آن را براى خود بزرگ جلوه دهيد تا از درون از آن عمل متنفّر شويد.
12. به هنگام بروز عصبانيت و تندخوئى سريع، حالات خود را تغيير دهيد مثلاً اگر ايستادهايد ،بنشينيد . اگر نشستهايد ،دراز بكشيد . صورت خود را با آب سرد بشويد . يك ليوان آب خنك بياشاميد . خود را از موقعيت دور سازيد.
13. از خواندن قرآن به مقدار زياد و در نوبتها متعدد در طول 24 ساعت هرگز غفلت نورزيد ،چه قرآن تأثير عظيم در رسيدن به حالت سكينه و آرامش درونى دارد. همين طور عبادتهاى خود مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب كامل به جا آوريد كه تأثير بزرگى در رسيدن به اطمينان خاطر دارد و آدمى را از درون به سكوى آرامش مىسپارد.
14. بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام دو پاى خود را تا قوزك با آب سرد بشوييد.
15. ديگر رفتارهاى عادى و روزمره خود را نيز با تسلط كامل بر رفتار و بدون شتابزدگى انجام دهيد .آن ها را آرام آرام تعقيب كنيد تا نرمخويى و پرحوصلگى بر تمام رفتارهاى شما حاكميت پيدا كند.
16. شرح موارد فوق را در جدولى بنويسيد . موارد انجام و يا تخلف از آن را يادداشت كنيد . همواره سعى كنيد موارد تخلف را كاهش داده و بيش تر از پيش خود را به انجام آن ها مقيد سازيد حتى قبل از بروز آن موقعيتها و به صورت مستمر راهكارهاى فوق را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد . از آن به بعد بايد ميزان موارد پرخاشگرى شما كاهش يابد . آن ها را نيز يادداشت كنيد . كم كم از ميزان آنها در طول روز، هفته و... بكاهيد و خود تنبيهى را به كار بگيريد.
17. از ميزان پايبندى خود به راهكارها و تأثير آن ها در تسلط بر رفتارتان گزارشى براى ما ارسال نمائيد تا پيشرفت و سير حل مشكل را با همكارى همديگر پيگيرى نماييم . در صورت لزوم راهكارهاى ديگرى خدمت تان ارائه كنيم.
**در پايان کتاب اخلاق معاشرت از جواد محدثي و
اخلاق عملي از مهدوي کني و
اخلاق در قرآن از مکارم شيرازي و
معجزه اراده از وجيهه آذرمى جهت مطالعه معرفي مي شود.
۱۳۸۹/۰۴/۱۵ ۱۹:۲۹ شناسه مطلب: 14009
امام علي عليه السلام: بدترينِ مردم ، كسى است كه خود را بهترينِ ايشان مى داند . غرر الحكم و درر الكلم 5701
پرسش 1:
سن 21 سالگي براي پسر مناسب است شرح پسري هستم 19 ساله .دختري را دوست دارم. او نيز مرا دوست دارد .ما در غياب خانواده صيغه خوانده ايم .حالا دختر اصرار دارد که من 2 ساله ديگه برم خواستگاري ولي به نظر من سنم کم است .
پاسخ:
با سلام خدمت شما برادر گرامي...
مشکل شما در عين سادگي بسيار پيچيده است. اين که دختري را دوست داريد و ايشان هم شما را دوست دارد، کار ويژهاي انجام ندادهايد. هر پسري در سنين شما ميتواند به راحتي به جنس مخالف خود علاقمند گردد، پس تا اين جا جز اينكه خويشتنداري و دورانديشي نكرده ايد ، کار خاصي انجام ندادهايد.
غالباً دختر ترجيح مي دهد كه با هدف ازدواج و پيوند هميشگي با يك پسر دوست شود. او همانند پسر به فكر ارضاي غريزه جنسي نيست كه امروز يكي و فردا يكي ديگر .اگر واقعاً هدف شما ازدواج باشد ، به صرف دوست داشتن و بدون رعايت ملاکهاي انتخاب همسر نميتوان اساس يک زندگي موفق را بنا نهاد . متأسفانه آينده زندگي شما در هالهاي از ابهام قرار ميگيرد.
غالباً پسران در دوستي هاي خود دنبال ارضاي نيازهاي غريزي خود هستند تا تشكيل خانواده و انتخاب همسر و ازدواج . اين مسئله كم و بيش در رابطه دوستانه شما با دختر نيز آشكار است.
چه بهتر بود که در شروع اين رابطه آسيبزا کمي بيشتر تأمل ميکرديد . بيدليل خود را در اين مخمصه عاطفي و غريزي قرار نميداديد.
هرچند اصرار دختر با توجه به شرايط به وجود آمده ،معقول به نظر ميرسد ،ولي موانع بسياري (که کوچک ترين آنها سن اندک شماست) بر سر راه ازدواج قرار دارد ، اگر چه به هيچ وجه اين راه آشنايي براي ازدواج توصيه نمي شود ، يعني اگر سن شما هم براي ازدواج مناسب بود ، به دلايل بسياري باز اين راه درستي براي ازدواج نيست.
از سويي مرجع تقليد شما براي ما مشخص نيست . چه بسا صيغه شما از اساس باطل باشد و روابط شما نامشروع تلقي گردد. در اين زمينه بايد از طريق پرسوجو از کارشناسان فقهي همين مرکز(با شماره 09640 بدون کد وهزينه) يا دفاتر مراجع معظم تقليد حکم صيغه را جويا شويد.
شايسته است در اولين فرصت با بازنگري جانانه در پرونده رابطه گذشتهتان و با کمک مشاورين کارآزموده براي آينده ارتباطي خود تصميم منطقي و به دور از هر گونه احساسات و عواطف بگيريد.وضعيت ارتباطي شما در زمان حاضر به هيچ وجه مطلوب نيست . هر گونه اهمالکاري و دست روي دست گذاشتن در اين زمينه مشکل شما را به صورت روزافزون پيچيده مينمايد.





