جمهوری اسلامی ایران

دلیل عدم شفافیت نهادها، مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی
شفافیت یعنی ارائه به‌موقع و دقیق اطلاعات جهت نظارت و مبارزه با فساد، اما به دلیل ملاحظات امنیتی، شامل اسرار نظام و امور نظامی نمی‌شود.

پرسش:

دلیل عدم شفافیت نهادها، مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران چیست؟

پاسخ :

مفهوم شفافیت در سالیان اخیر به‌گستردگی مطرح شده است؛ با این وجود، هنوز مفهوم و معنای واضح و روشنی از آن دیده نمی‌شود. شفافیت مفهومی انتزاعی است که می‌تواند بین‌الاذهانی معنا و تفسیر شود. شفافیت در کشور ما موضوعی مهم و حیاتی است؛ به همین دلیل گاهی ادعا می‌کنند که عملکرد مسئولان و فرماندهان نظامی ما شفافیت لازم را برای افکار عمومی ایرانیان ندارد. در ادامه این شبهه را پاسخ خواهیم داد.

1. مفهوم‌شناسی شفافیت

در تعریف شفافیت گفته‌اند: «شفافیت یعنی ارائه حق اطلاعاتی، داده‌هایی که باید، در زمانی که باید، در قالبی که باید، با کیفیتی که باید، در محلی که باید و به مخاطبی که باید ارائه شوند»؛ بنابراین وقتی همه این شروط باشند، شفافیت حاصل شده است. بر همین اساس، کمتر یا بیشتر از موارد پیش‌گفته را می‌توان عدم شفافیت گفت.

بر اساس تعریف پیش‌گفته، شفافیت الزاماً به معنای ارائه همه اطلاعات به همه افراد نیست (1). چند قید مهم در این تعریف وجود دارد: زمان و قالب و کیفیت ارائۀ اطلاعات و نیز مقدار آن. روشن است که اگر از زمان ارائۀ اطلاعات یک موضوع بگذرد، ارائۀ اطلاعات در زمان دیگری به معنای شفافیت نیست؛ همچنین است قالب و کیفیت ارائۀ اطلاعات به مردم.

نکتۀ دیگر میزان ارائۀ اطلاعات است. نباید تصور کرد که ارائۀ اطلاعات بیشتر به معنای شفافیت بیشتر است؛ گاهی اطلاعات بیشتر در یک موضوع می‌تواند موجب سردرگمی و حیرت بیشتر شود.

2. رابطۀ شفافیت با فساد و نظارت

مفهوم شفافیت به دلیل گستردگی موضوعی با مفاهیم و مسائل زیادی پیوند مستقیم دارد که در اینجا فقط به دو مسئلۀ نظارت و فساد اشاره می‌کنیم. هنگام سخن‌گفتن از شفافیت، بی‌گمان مسئلۀ فساد به ذهن انسان متبادر می‌شود. شفافیت باید بتواند مسئلۀ فساد را مهار، کنترل و با آن مقابله کند؛ البته روشن است که شفافیت به‌تنهایی نمی‌تواند فساد را مهار کند، بلکه باید در کنار شفافیت، نظارت عمومی و خصوصی وجود داشته باشد تا بتواند فساد را مهار کند. نظارت انواع و اقسامی دارد که در این مجال نمی‌توان وارد آن شد؛ اما در مجموع هر سازمان، نظام یا سیستمی که خواهان شفافیت باشد، ساختار نظارت را درون خود تعبیه می‌کند و ئیز مردم در جایگاه اصلی‌ترین هدف خدمات عمومی به‌مثابۀ ناظران عمومی افزون بر ساختار نظارت، درون نظام و سیستم عمل می‌کنند. بر این اساس باید گفت نظام یا سیستم و سازمانی که خواهان شفافیت است، ساختار نظارت درونی و بیرونی دارد؛ همچنین سیستم و سازمان و نظامی که مخالف شفافیت است، ساختار نظارت درونی و بیرونی را نیز اجازه نخواهد داد. بر این مبنا، اگر این فرض درست باشد که مسئولان و فرماندهان نظامی در ایران شفافیت را رعایت نمی‌کنند، باید دید در ساختار قانونی کشور، ساختار شفافیت و لوازم آن از جمله نظارت درونی و بیرونی وجود دارد یا خیر؟ در ادامه به این مسئله پرداخته می‌شود. گفتنی است اگر ساختار نظارت وجود داشته باشد، نبود شفافیت یک عمل غیرقانونی به شمار می‌آید.

3. شفافیت و نظارت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

شفافیت به شکلی که امروزه مطرح است، در گذشته مطرح نبود و مبحث تازه ای در حکمرانی است؛ از‌این‌رو واژۀ شفافیت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیامده است. مفهوم نظارت 15 مرتبه در قانون اساسی به کار رفته است که حوزه‌های مختلفی از نهادها را دربر می‌گیرد و بخشی از آن به نهادهای مردمی مانند شوراها یا مقامات منتخب مردمی مانند رئیس‌جمهور یا نمایندگان مجلس مرتبط است (2). درمجموع مسئلۀ نظارت در قانون اساسی برجسته و گسترده است؛ ازاین‌رو تمامی اصولی که با تحقیق و تفحص (اصل 76 قانون اساسی)، نظارت بر دولت و وزرا (اصل 189 قانون اساسی) و دریافت شکایات مردمی (اصل 90 قانون اساسی) از مقامات و نهادهای دولتی مرتبط است، در این حوزه قرار می‌گیرد.

قانون اساسی البته با مسئلۀ شفافیت نیز بیگانه نیست. در متن قانون اساسی اصلی وجود دارد که می‌توان آن را مهم‌ترین اصل قانون اساسی برای شفافیت دانست. این اصل قانون اساسی به میزان دارایی رهبر و مسئولان عالی کشور پیش و پس از مسئولیت در جمهوری اسلامی ایران اشاره دارد و تصریح کرده است: «دارایی رهبر، رئیس‌‏جمهور، معاونان رئیس‌‏جمهور، وزیران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رئیس قوه قضائیه رسیدگی می‏شود که برخلاف حق افزایش نیافته باشد» (3). در متن این اصل بر نظارت دقیق بر کیفیت و کمیت افزایش دارایی مقامات تصریح شده است. آنچه در این اصل جلب توجه می کند، دو مسئله است:

اول: مفهوم دارایی به هر نوع مال و ثروت و نقدینگی اطلاق می‌شود؛ بنابراین کسی از مسئولان نمی‌تواند از نظارت و شفافیت همۀ اموال خود جلوگیری کند؛ دوم: همسر و فرزندان مسئولان عالی نیز در زمره این اصل قرار می‌گیرند و باید دارایی و اموال آنها نیز قبل و بعد از پذیرش مسئولیت از سوی شخص مسئول، مورد نظارت و شفافیت قرار گیرد.

4. شفافیت و نظارت در قوانین عادی جمهوری اسلامی ایران

مجلس شورای اسلامی، قانون شفافیت قوای سه‌گانه، دستگاه‌های اجرایی و سایر نهادها را در سال 1403 تصویب کرد و پس از طی مراحل تشریفاتی در خردادماه همین سال، به دستگاه‌های اجرایی، قضایی و ... ابلاغ نمود. بر اساس این قانون، نهادهای مشمول آن باید اطلاعاتی که در این قانون خواسته شده را به صورت عمومی منتشر کنند. برخی از اطلاعاتی که باید منتشر شود، در این قانون آمده است: «اطلاعات راجع به اموال، دارایی‌ها، درآمدها و هزینه‌ها، تخصیص و توزیع بودجه و تجهیزات، واگذاری زمین، تسهیلات، مشخصات املاک و ساختمان‌ها (تحت تملک، در اختیار و مورد استفاده یا بهره‌برداری) و همچنین کمک‌ها و واگذاری‌های بلاعوض اعم از اعطایی و دریافتی» (4).

مواردی که باید شفاف برای عموم مردم منتشر شود، بسیار فراتر از دارایی‌ها و دسترسی‌های مسئولان و قدرتمندان است. برخی از مفاد این قانون مواردی را دربر می‌گیرد که فرصت‌های عادلانه برای تمام مردم ایجاد می‌کند و اجرای دقیق آن می‌تواند گامی مثیت و زیربنایی برای عدالت‌گستری در سطح عمومی باشد.

5. شفافیت در نهادهای نظامی و امنیتی

آیا می‌توان درخواست شفافیت در نهادهای نظامی و امنیتی را مانند دیگر نهادهای کشوری مطرح کرد؟ به طور طبیعی نهادهای نظامی و امنیتی درگیر اقداماتی هستند که بیشتر برای دفاع از کشور و ملت و نیز مقابله با دشمن قرار دارد. شفافیت امور نظامی باید متناسب با امور نظامی و امنیتی انجام شود. معنای اینکه گفته می‌شود باید اسرار نظامی و امنیتی را حفظ کرد، آن نیست که هیچ‌گونه نظارتی در امور نظامی وجود نداشته باشد، بلکه معنای آن تناسب نظارت و شفافیت با حساسیت امور نظامی و امنیتی است.

کتمان اسرار نظامی در سیره پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز مورد تأکید بوده است؛ برای نمونه به دستور پیامبر صلی الله علیه وآله در جریان فتح مکه، مراقبت‌های نظامی زیادی انجام شد تا مسلمانان توانستند ضمن غافلگیری مشرکان، مکه را فتح کنند (5). در کلمات امام علی علیه السلام نیز کتمان اسرار مورد تصریح و تأکید فراوانی قرار گرفته و آثار زیادی برای آن بیان شده است (6).

این موضوع به ‌گونه‌ای پیچیده نیست که کسی متوجه آن نشود؛ اما اکنون باید پرسید نظارت و شفافیت مناسب امور نظامی و امنیتی چیست و آیا در کشور ما اعمال می‌شود؟

در نهادهای نظامی و امنیتی سازوکارهای نظارتی ویژه وجود دارد که از آن با عنوان حفاظت اطلاعات یاد می‌شود؛ همچنین سازمان قضایی نیروهای مسلح، مسئولیت مقابله و محاکمه مجرمان جرایم در نیروهای مسلح را بر عهده دارد. بی‌شک این ساختارها به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا ضمن انجام نظارت بر نیروهای مسلح، از افشای اطلاعات نیز جلوگیری کنند. روشن است که در هنگام جنگ، مسنولیت نظارت بر نیروهای مسلح و نیز حفاظت از اطلاعات محرمانه کشور و نیروهای نظامی و امنیتی چندبرابر می‌شود. در زمان جنگ نباید انتظار داشت که هر آنچه در میدان می‌گذرد یا هرآنچه از طرح‌های نظامی و امنیتی وجود دارد، برای عموم مردم تبیین شود؛ چراکه گاهی پنهان نگه‌داشتن یک نقشه جنگی، بخشی از پیروزی ما در جنگ است. با این وجود، این روزها شاهدیم که فرماندهان و مسئولان امنیتی و نهادهای نظامی کشور، اقدامات خویش را تا جایی که امکان آن وجود دارد، علنی و آشکارا در بیانیه‌های مختلف اعلام می کنند تا عموم مردم در جریان تصمیم‌های آنان قرار بگیرند.

نتیجه:

شفافیت با مسئلۀ نظارت ارتباط عمیقی دارد؛ همچنین نظارت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جایگاه مهمی به خود اختصاص داده است. شفافیت نیز در قانون اساسی به طور مصداقی مورد توجه واقع شده است. قانون شفافیت مصوب مجلس شورای اسلامی در سال 1403، تمامی نهادها را موظف می‌کند تا دربارۀ شفاف‌سازی موضوعاتی که در این قانون بیان شده است، اقدامات لازم را انجام دهند. نهادهای نظامی و امنیتی باید شفافیت متناسب خویش را داشته باشند که البته نهادهایی برای این امر در نظر گرفته شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. «شفافیت چیست؟»؛ پایگاه اینترنتی شفافیت برای ایران، ۵ آبان ۱۳۹۶؛ در:

https://tp4.ir/622.

2. ر.ک: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

3. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل صد و چهل و دوم.

4. قانون شفافیت قوای سه‌گانه، دستگاه‌های اجرایی و سایر نهادها، بند ب، ماده 2.

5. «حفظ اسرار در کلام امام علی علیه السلام»؛ پایگاه اینترنتی جهان‌نیوز، ۱۰ مهر ۱۳۹۶؛ در:

https://www.jahannews.com/news/553992.

6. برای نمونه می‌فرماید: «مَنْ کَتَمَ سِرَّهُ کَانَتِ الْخِیَرَهُ بِیَدِهِ: هرکه راز خود نهان دارد، اختیار آن همواره به دست او باشد» (نهج‌البلاغه؛ حکمت 162).

ظرفیت مردم مرزنشینان در مقابله با گروه‌های تروریستی
بهره‌گیری از ظرفیت‌های بومی و انگیزه‌های میهن‌پرستانه‌ی مرزنشینان، فراتر از ابزارهای سازمانی، راهبردی کلیدی برای تحکیم امنیت پایدار و امنیت‌سازیِ مردمی است.

پرسش:

ظرفیت مردم مرزنشین در شرق و غرب کشور در مقابله با گروه‌های تروریستی مخالف جمهوری اسلامی چیست؟ و آیا جمهوری اسلامی ایران به‌درستی از این ظرفیت‌ها استفاده کرده است یا خیر؟

پاسخ:

امنیت مناطق مرزی یکی از مؤلفه‌های اساسی امنیت ملی به شمار می‌رود و پایداری آن مستلزم بهره‌گیری از ظرفیت‌های مختلف انسانی، اجتماعی و نهادی است. موقعیت ژئوپلیتیک و راهبردی جمهوری اسلامی به خاطر برخورداری از 15 همسایه و مرزهای گسترده خاکی و آبی و هم‌مرزی با کشورهای جنگ‌زده ناامن، همواره با تهدیدات تروریستی در شرق و غرب روبه‌رو بوده است. یکی از مؤثرترین عناصر مقابله با تهدیدات مرزی، بومیان مرزنشین هستند. اکنون سؤال این است که ظرفیت مردم مرزنشین در شرق و غرب کشور در مقابله با گروه‌های تروریستی مخالف جمهوری اسلامی چیست؟ آیا جمهوری اسلامی ایران به‌درستی از این ظرفیت‌ها استفاده کرده است یا خیر؟

 پاسخ به این پرسش در دو بخش بررسی می‌شود:

1. ظرفیت‌های مرزنشینان در مقابله با تهدیدات تروریستی

مهم‌ترین ظرفیت‌ها عبارت‌اند از:

1 ـ 1. ظرفیت جغرافیایی و محیط:

 ساکنان مناطق مرزی معمولاً شناخت بسیار خوبی از مسیرها، گذرگاه‌های فرعی، بافت زیست‌محیطی، نقاط کور، وضعیت روستاها و رفت‌وآمدهای محلی دارند. بومی‌ها علاوه بر شناخت جغرافیا، ساکنان را نیز می‌شناسند و اگر شخص غیربومی رفت‌وآمد کند، می‌توانند سریعاً شناسایی کرده و به نیروهای امنیتی، اطلاع‌رسانی کنند. این مسئله آنان را چشم و گوش‌های هوشمند تبدیل می‌کند. این مسئله در مطالعات موردی مناطق سیستان و بلوچستان و سراوان و ... روشن است.

1 ـ 2. ظرفیت علاقه وطنی و نفع شخصی:

 به لحاظ روانی، حفاظت بومیان از مرزها یک وظیفه سازمانی و اجباری نیست؛ بلکه دفاع از محل زندگی و امنیت خانواده و بستگان است که یک حس انسانی است؛ یعنی هر شخصی از محل زندگی و منافع خویش دفاع می‌کند و با تهدیدات مقابله می‌نماید. عینیت‌بخشی به این مسئله بسیار مهم است و اگر مرزنشینان، امنیت و تهدیدات مرزی را در مرتبه اول، متوجه خویش بدانند، حتماً برای تأمین آن و دفع تهدیدها اقدام می‌کنند. درواقع، تکیه صرف بر اقدامات سخت‌افزاری و کنترلی رسمی، امنیت مرزی پایدار ایجاد نمی‌کند و تجربه نشان داده است که باید در کنار آن به اقدامات نرم‌افزاری نیز ضروری است. (1) راهکار مشارکت عمومی در تأمین امنیت پایدار به تعبیر اوکلی، حساس‌سازی مردم و درنهایت پذیرش و توانایی آنان برای پاسخگویی به برنامه‌های توسعه از طریق درگیر کردن آنان در تصمیم‌گیری، اجرا و ارزشیابی برنامه‌هاست. (2)

1 ـ 3. ظرفیت تشکیلاتی محلی فراگیر:

 یکی از برجسته‌ترین ظرفیت‌های مرزنشینان برای حفاظت از مرزها و مقابله با تهدیدات تروریستی، این است که بافت طایفه‌ای و همبستگی قومی و خویشاوندی، سبب می‌شود یک سازمان امنیتی محلی فراگیر ایجاد شود که اخبار تهدیدها از نقاط دوردست نیز به ریش‌سفیدان و بزرگان برسد. طبیعتاً ابزارها و نیروهای سازمانی رسمی، نمی‌توان چنین ظرفیت فراگیر، زنده و کارآمدی ایجاد کرد که تمام مناطق مرزی را زیر پوشش داشته باشد.

1 ـ 4. اشراف بر تهدیدها و فرصت‌ها:

 یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های بومی‌سازی امنیت مرزی این است که آن‌ها بر فرصت‌ها و تهدیدها اشراف دارند و در بسیاری از موارد قبل از اینکه آسیب امنیتی به کشور وارد شود، می‌توانند جلوی آن را بگیرند و یا امنیت مرزی را بالا ببرند.

2. ارزیابی جمهوری اسلامی ایران در به‌کارگیری ظرفیت‌ها

جمهوری اسلامی بخشی از این ظرفیت را به‌کار بسته و علاوه بر آگاهی بخشی به مردم در این زمینه، جذابیت‌ها و بسترهای تعاملی و تشویقی نیز فراهم کرده است؛ همچون استخدام نیروهای بومی، ایجاد بازارچه‌های مرزی به‌عنوان مراکز تجاری نزدیک به نقطه صفر مرزی و گمرک‌ها که در آن، تولیدات داخلی و کالاهای وارداتی، بدون واسطه و با مالیات بسیار پایین، عرضه می‌شود و مرزنشینان می‌توانند کالاها را با قیمت پایین بخرند، مثل بازارچه بانه، پیرانشهر، جلفا و ...، طراحی کارت‌های مرزنشینی (مجوزی برای مرزنشینان که از طریق آن می‌توانند کالاهای مشخصی را با معافیت‌های گمرکی و تخفیف سود بازرگانی، وارد بازارچه مرزی کنند) (3) و قراردادن تشویقی‌هایی برای گزارش‌دهی موارد مشکوک و تروریستی.

 بااین‌حال، ظرفیت‌های دیگری وجود دارد که می‌توان آن‌ها را فعال کرد. تاکنون مطالعات تطبیقی متعددی بر مناطق مختلف کشور با این موضوع انجام شده است، ازجمله، مقاله «نقش مرزنشینان در توسعه امنیت در نواحی مرزی: مورد مطالعه بندر ترکمن» اثر ادریس جهانشاهی و دیگران، مقاله «بررسی بازارچه‌های مرزی استان سیستان و بلوچستان» اثر امیرحسین به‌نیک و دیگران.

نتیجه:

مرزنشینان سرمایه‌ای راهبردی برای امنیت ملی هستند که آگاهی از موقعیت و تعلق‌خاطر به سرزمین، آنان را به همیارانی مؤثر در مقابله با تروریسم بدل ساخته است. هرچند گام‌های مثبتی برای جلب مشارکت آنان برداشته شده، ولی تحقق امنیت پایدار مرزها نیازمند سیاست‌های مکملی همچون توانمندسازی اقتصادی و معیشتی این مناطق است تا حس منفعت‌مندی ملموس، انگیزه‌ی همکاری را دوچندان کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. جهانشاهی، ادریس و دیگران، نقش مرزنشینان در توسعه امنیت در نواحی مرزی: مورد مطالعه بندر ترکمن، دوفصلنامه امنیت و ارتباطات اجتماعی، سال سوم، ش 5، 1402، ص 53-57.

2. محسنی، منوچهر، جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی، تهران، نشر دیدار، 1400، ص 12.

3. نرگس حسینی، کارت مرزنشینی چیست؛ شرایط دریافت و مدارک لازم، mohaseban.org، 25 شهریور 1404، https://mohaseban.org.

مهم‌ترین اقدامات گروهک الاحوازیه علیه جمهوری اسلامی ایران
گروه تروریستی الاحوازیه با حمایت خارجی، از طریق عملیات‌های مسلحانه و فعالیت‌های سایبریِ تفرقه‌افکنانه، علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران اقدام می‌کند.

پرسش:

مهم‌ترین اقدامات گروهک الاحوازیه علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟

پاسخ:

گروهک تروریستی الاحوازیه، یکی از جریان‌های تروریستی و تجریه‌طلب فعال در جنوب کشور است که معتقدند: «فارس‌ها در سال 1925، مناطق عرب‌نشین جنوب را اشغال کرده‌اند و اکنون باید به اشغال پایان دهند». این گروهک چند دهه است که با حمایت و پشتیبانی کشورهای غربی به‌ویژه انگلستان و کشورهای عربی منطقه در ایران جنایت می‌کنند. در این نوشتار به بررسی مهم‌ترین اقدامات گروهک الاحوازیه علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است.

گروهک تروریستی الاحوازیه دو دسته فعالیت عمده را در ایران دنبال می‌کند:

1. فعالیت رسانه‌ای گسترده با هدف تحریک قومیتی، فریب افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به جنایات: این گروهک از سال 2005، اقدام به برگزاری تجمع، سخنرانی، مصاحبه با سایت‌ها، انتشار اخبار و مطالب خلاف واقع، راه‌اندازی سایت اینترنتی، حمایت و پشتیبانی در راه‌اندازی شبکه ماهواره‌ای الاهواز، صدور بیانیه در مقاطع مختلف در راستای تحریک قومیت عرب و ... به نفع گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریست کرده است (1). شبکه‌هایی همچون الوصال، العربیه، الجزیره، الاخباریه و ... همواره در خدمت این جریان‌ها علیه ایران برنامه تولید می‌کنند. امروزه یکی از اصلی‌ترین اقدامات آنها، سایبرتروریسم است که با آموزش یگان‌های سایبری توسط سازمان اطلاعاتی و جاسوسی MI6 انگلیس، روش‌های هک و عملیات‌های خرابکارانه سایبری را به اجرا می‌گذارند (2).

2. عملیات‌های تروریستی مسلحانه با هدف ایجاد ناامنی و هرج‌و‌مرج: از‌آنجا‌که روش اصلی این گروهک، اقدامات تروریستی و خشونت‌آمیز است، در ایران اقدامات متعددی انجام داده‌اند که منجر به شهادت یا جراحت بیش از 300 تن شده است.

بر اساس گزارش رئیس سابق پلیس بین‌الملل ایران، این گروهک تروریستی تاکنون بیش از 25 عملیات تروریستی انجام داده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

الف) بمب‌گذاری گسترده و متعدد در شهرهای مختلف خوزستان بین سال‌های 1384 تا 1385 مشتمل بر فرمانداری اهواز با شهادت ۱۱ تن و زخمی‌شدن بیش از ۸۷ تن، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، سازمان مسکن و شهرسازی، شرکت طرح توسعه نیشکر خوزستان، چاه شماره 179 نفت، دو محل از خطوط لولۀ ورودی و خروجی منتهی به چاه 179، خطوط لوله نفت آبادان به ترتیب در دهم شهریور 1384 و 7 آبان 1384، انفجار دو بمب در روز بیست‌و‌سوم مهر ماه سال 1383 در خیابان نادری و شهید‌شدن 6 شهروند اهوازی، حمله به یک کلانتری در اهواز در اردیبهشت 1396 و شهید‌شدن 2 نفر از کارکنان کلانتری (3)؛

ب) انفجار در تأسیسات نفتی شهر «رامشیر» در مهر ماه سال 1392؛

ج) انفجار چند لولۀ انتقال نفت در نزدیکی اهواز در دی‌ماه 1394؛

د) انفجار در خط لوله‌های نفت در بهمن سال 1395. هم‌زمان احمد مولی سرکردۀ این گروهک که در نوامبر ۲۰۱۷ ترور شد، این اقدام را در پاسخ به حضور ایران در منطقه عنوان کرد؛

هـ) ترور حسین شریفی رئیس اطلاعات شهر «رامشیر» به همراه همراهانش در ۲۷ بهمن 1395؛

و) حمله به رژۀ نظامی اهواز در 31 شهریور 1397  که ۲۵ نفر شهید و بیش از ۶۰ نفر زخمی بر جای گذاشت (4).

نتیجه:

گروهک تروریستی الاحوازیه با بهره‌گیری هم‌زمان از دو راهبرد موازی، یعنی جنگ رسانه‌ای و سایبری برای فریب افکار عمومی و تحریک قومیت‌گرایی و عملیات‌های مسلحانه و خرابکارانه برای ایجاد ناامنی و ضربه‌زدن به زیرساخت‌های حیاتی کشور، می‌کوشد ثبات و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را خدشه‌دار کند. با وجود این اقدامات نه‌تنها تاکنون نتوانسته است به اهداف تجزیه‌طلبانه خود دست یابد، بلکه با هوشیاری دستگاه‌های امنیتی و انتظامی کشور و نیز وحدت ملی، با شکست مواجه شده است؛ ازاین‌رو این گروهک به‌مثابۀ تهدید خارجی وابسته به بیگانگان، نزد افکار عمومی ایران اسلامی کاملاً منزوی و مردود شناخته شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. «الاحوازیه و رهبران آنها چه کسانی هستند؟»؛ پایگاه خبری الف، 31 شهریور 1397، کد خبر: 3970631105؛ در:

https://www.alef.ir/news/3970631105.html.

2. کمال عبدالکریم؛ «اهوازی‌ها یا احوازی‌ها (انگلیسی‌ها)»؛ 4 آبان 1392؛ در:

https://ahwazsay.blogfa.com.

3. «اولین جلسه محاکمه سرکرده گروهک تروریستی الاحوازیه برگزار شد»؛ سایت کیهان؛ 28 دی 1400، کد خبر: ۲۳۴۷۷۲؛ در:

https://kayhan.ir/000z4e.

4. «گروه تروریستی الاحوازیه چیست و چه سابقه‌ای دارد؟»؛ سایت تابناک؛ 13 شهریور 1397، کد خبر: ۸۳۶۰۱۱؛ در:

 https://www.tabnak.ir/003VU3.

نسبت و ارتباط گروه‌های محور مقاومت با جمهوری اسلامی ایران
مفهوم «نیابتی» درباره گروه‌های مقاومت، بیش از آنکه تحلیلی بی‌طرفانه باشد، روایتی سیاسی برای تحریف واقعیتِ یک ائتلاف مستقل، هم‌افزا و مبتنی بر اهداف مشترک است.

پرسش:

 نسبت گروه‌های محور مقاومت از قبیل حشد الشعبی عراق، حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن با جمهوری اسلامی ایران چیست؟ آیا این گروه‌ها چنان‌که دشمن ادعا می‌کند، گروه‌های نیابتی ایران هستند؟

پاسخ :

«گروه‌های نیابتی» در معنای متعارف یعنی گروه‌هایی که به نمایندگی از بازیگران اصلی عرصۀ بین‌الملل وارد منازعه‌ای می‌شوند که آن بازیگران تعریف کرده‌اند؛ ولی خود به منظور کاهش هزینه‌ها، حفظ اعتبار، جلوگیری از تلفات نظامی و ... حاضر به ورود مستقیم به آن نیستند. تعریف متعارف یا کلاسیک از گروه‌های نیابتی، تطبیق‌پذیر با برخی گروه‌ها مثل داعش یا برخی کشورها مثل اوکراین در جنگ با روسیه است؛ اما به‌کارگیری این اصطلاح از سوی جهان غرب برای گروه‌های مقاومت صحیح نیست؛ زیرا این اصطلاح «بیش از آنکه واقعیت میدانی را توصیف کند، سازوکاری زبانی برای مشروع‌سازی مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تداوم روایت شرق‌شناسانه از خاورمیانه است». با دقت در واژه‌سازی پژوهشکده‌های غربی و بازنمایی رسانه‌ای غرب از گروه‌های مقاومت مشخص می‌شود که به‌کارگیری واژۀ نیابتی برای این گروه‌ها صرفاً یک چارچوب تحلیلی خنثی نیست، بلکه ابزاری گفتمانی برای بازتولید مفاهیم در راستای تقویت سلطۀ غرب بر سایر کشورهاست (1).

1. دلایل نقد نگاه نیابتی به گروه‌های مقاومت

با چشم‌پوشی از فریب‌کاری غرب در نام‌گذاری و توصیف حزب‌الله و انصار‌الله و ... به نیابتی، دلایل دیگری نیز می‌توان برای ردّ نیابتی‌بودن این گروه‌ها بیان کرد. قائد شهید انقلاب امام خامنه‌ای رحمة الله علیه در جایگاه رهبر اصلی جریان مقاومت، در نقد ادعای نیابتی‌بودن این گروه‌ها که بارها سیاستمداران و رسانه‌های غربی بیان کرده‌ بودند، دست‌کم سه دلیل بیان کرده‌اند:

الف) نیاز‌نداشتن ایران به نیروی نیابتی: ایران اسلامی از چنان استحکام و قدرت درونی برخوردار است که اصلاً نیازی به استفاده از نیروهای نیابتی در منطقه ندارد؛ برای نمونه رهبر شهید در پاسخ به هجمه تبلیغاتی دشمن، در 2 دی 1403 می‌فرمایند: «اینها نیابت از ما ندارند؛ ما اگر یک روزی بخواهیم اقدام بکنیم، احتیاج به نیروی نیابتی هم نداریم» (2). همچنین در 1 فروردین 1404 مجدد تأکید فرمودند: «یک اشتباه بزرگی را سیاستمداران آمریکایی و اروپایی و امثال اینها می‌کنند و آن اینکه اسم مراکز مقاومت در منطقه را می‌گذارند نیروهای نیابتی ایران؛ به آنها اهانت می‌کنند! ... جمهوری اسلامی ایران نایب لازم ندارد» (3).

این کلام رهبری فقط یک ادعا نیست، بلکه در سه جنگ تحمیلی علیه ایران اثبات شده است. ابتدا در جنگ هشت‌ساله که این گروه‌ها هنوز شکل نگرفته یا قوت نیافته بودند، جمهوری اسلامی توانست با دست خالی مقابل رژیم تا بن دندان مسلح بعث عراق بایستد. در آن دوره، رژیم عراق از حمایت دو ابرقدرت آن روز برخوردار بود و حدود هشتاد کشور مستقیم یا غیرمستقیم از او حمایت اطلاعاتی، تسلیحاتی، سیاسی و اقتصادی می‌کردند (4)؛ با این وجود، ایران اسلامی که در آن زمان هم تحریم تسلیحاتی بود و هم با تروریست های داخلی در جنگ و هم با صدها مشکل کوچک و بزرگ ناشی از انقلاب نوپای خود مواجه بود، به لطف الهی توانست جهان غرب را شکست دهد و نگذارد یک وجب از خاک کشورش تصرف شود.

همین پیروزی در جنگ تحمیلی دوم یعنی جنگ دوازده‌روزه هم اتفاق افتاد. جمهوری اسلامی بدون کمک و مشارکت گروه‌های محور مقاومت در این جنگ، باز هم توانست به‌تنهایی مقابل رژیم اسرائیل که متکی به حمایت‌های لجستیکی و اطلاعاتی و نظامی آمریکا و کشورهای اروپایی بود، مقاومت کند و دشمن را در اهداف خود یعنی سقوط حکومت ایران، تضعیف توان موشکی و نابودی توان هسته‌ای ناکام بگذارد.

این پیروزی‌ها در جنگ تحمیلی سوم یعنی جنگ چهل‌روزه یا رمضان نیز تکرار شد. جمهوری اسلامی ایران توانست این بار هم با امداد الهی و تکیه بر توان بومی خود آمریکای به اصطلاح ابرقدرت و اسرائیل را در دست‌یابی به اهداف خود شکست دهد. البته در این جنگ گروه‌های مقاومت به حمایت از ایران و برای خون‌خواهی از رهبر شهید انقلاب وارد جنگ شدند و کمک‌هایی کردند؛ اما این کمک‌ها چندان زیاد و بزرگ نبود که ورق جنگ را برگرداند، بلکه قدرت موشکی و پهپادی ایران بود که دشمن را به آتش‌بس و میز مذاکره کشاند.

ب) مبارزه با ظلم، ویژگی ذاتی ملّت‌های مسلمان: دلیل دومی که از کلام قائد شهید امّت برای استقلال این گروه‌ها و ردّ نگاه نیابتی به آنها برداشت می‌شود، اینکه مبارزه با ظلم صهیونیستی و استعمار آمریکایی نیاز به دلیلی بیرون از جوامع ندارد. ریشه اصلی این مبارزه همان روحیه ظلم‌ستیزی، استقلال‌طلبی و ایمانی مردم این سرزمین‌هاست. این مبارزه مبتنی بر روحیه اسلامی و ملّی مردم منطقه است؛ ازاین‌رو احتیاج به محرِّک خارجی ندارد. «جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد؛ یمن می‌جنگد، چون باایمان است؛ حزب‌الله می‌جنگد، [چون] قدرت ایمانی، او را به میدان می کشاند؛ حماس و جهاد می‌جنگند، چون عقیده‌‌شان آنها را به این کار وادار می‌کند ... . مردان شرافتمند باایمانی در یمن، در عراق، در لبنان، در فلسطین و إن‌‌شاء‌الله در آینده‌ نزدیک در سوریه حضور دارند و حضور خواهند داشت، این‌ها دارند برای خودشان با ظلم، با جنایت مبارزه می‌کنند، با رژیم منحوسِ تحمیلیِ صهیونیستی مبارزه می‌کنند» (5).

 

ج) پیشینه مبارزاتی مردم منطقه: مبارزه مردم فلسطین، لبنان، عراق و یمن با رژیم صهیونیستی محدود به دوره انقلاب اسلامی نیست، بلکه مبارزات مردم در این کشورها سابقه‌ای طولانی دارد. نقطه شروع مبارزات آنها هم‌زمان و حتی پیش از اعلام رسمی شکل‌گیری رژیم نامشروع صهیونیستی در سال‌های قبل از انقلاب است. البته پیروزی انقلاب اسلامی روح تازه‌ای در کالبد این مردم آزادی‌خواه دمید؛ اما این نباید باعث نادیده‌گرفتن پیشینه مبارزاتی و مستقل این گروه‌ها در مواجهه با دشمنان شود و گروه نیابتی قلمداد شوند.

از جمله این موارد می‌توان به مبارزۀ مسلمانان فلسطین با یهودیان مهاجر به آن سرزمین قبل از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل اشاره کرد؛ قیام‌هایی همچون قیام بُراق، قیام عبدالقادر حسینی و قیام شیخ عزّالدّین قسّام نمونه‌هایی از مقاومت جدّی در آن دوران است (6). حرکت‌های دیگری از جمله تشکیل سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) در سال 1964 میلادی، خیزش قدس (هبّه القدس) در سال 1967 میلادی و روز زمین (یوم الارض) در 1976 میلادی، نمونه‌های دیگری از مبارزات مختلف فلسطینیان علیه اسرائیل قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است (7).

در مورد مبارزه یمن با اسرائیل نیز شایان ذکر است «در آغاز غصب فلسطین، یکی از کشورهایی که در خطّ مقدّم مقابله‌ با این کار قرار گرفت، کشور یمن بود. حاکم آن روزش بلند شد رفت در یک اجتماع بین‌‌المللی شرکت کرد و این‌جوری مخالفت کردند؛ اینها با این دشمنی‌‌ها، با این خباثت‌ها، با این ظلم‌هایی که رژیم صهیونیِ غاصبِ خبیث، امروز و دیروز نسبت به مردم انجام می‌دهد، مخالف‌اند، اعتراض دارند، ایستادگی می‌کنند، مقاومت می‌کنند؛ اینجا بحث نیابت نیست. اشتباه بزرگشان این است که خیال می‌کنند اینها به نیابت از ایران دارند این کار را می‌کنند؛ نه‌خیر، به نیابت نیست» (8).

2. رابطۀ این گروه‌ها با انقلاب اسلامی

با توضیح‌های پیش‌گفته این پرسش پیش می‌آید که اگر گروه‌های محور مقاومت، نیروی نیابتی ایران نیستند، چه نسبتی با ایران دارند؟ و حمایت‌های مختلف اطلاعاتی، سیاسی، نظامی و مستشاری ایران از آنها چگونه فهم‌شدنی است؟

رابطه ایران و گروه‌های مقاومت، رابطه‌ای دو‌سویه است؛ ایران با اینکه از این گروه‌ها حمایت می‌کند، هیچ‌گاه به دنبال نفی استقلال یا سلب عاملیت از آنها نبوده و نیست و آنها در تصمیم‌گیری مستقل هستند. رابطه آنها با ایران، ائتلافی راهبردی و رابطۀ متقابل در راستای منافع مشترک است. بنابراین بازیگران مختلف اعم از ایران، حزب‌الله، انصار‌الله، حشد‌الشعبی، حماس و... رابطه‌ای هم‌افزا دارند، نه رابطه‌ای سلسله‌مراتبی و از بالا به پایین. این همکاری برد ـ برد است؛ زیرا سبب دفع دشمن مشترک می‌شود.

فارن افرز ـ ارگان رسانه‌ای شورای روابط خارجی آمریکا ـ در تحلیلی اذعان می‌کند: «گرچه جنبش‌‌های مقاومت در منطقه به‌ طور کلی خودمحور و مستقل هستند، اما در مواقع نیاز به یاری یکدیگر آمده و فشارهایی مانند ترور رهبران و تنگناهای اقتصادی را خنثی می‌کنند ... . آنچه به طور اساسی جنبش‌‌های مقاومت را حفظ کرده، تکیه آنها به حکومت‌‌های محلی و پایگاه‌‌های اجتماعی خود بوده است. این جنبش‌ها به ‌قدری در بافت کشورهای خود جای گرفته‌‌اند که سران رسمی دولت‌ها در لبنان، سوریه، عراق، یمن و غزه همگی یا عضو گروه‌‌های متعلق به محور هستند یا با حمایت این گروه‌‌ها انتخاب شده‌‌اند. علاوه بر این، روابط فراملی این جنبش‌‌ها با یکدیگر در بزنگاه‌‌های حساس به‌ عنوان یک سازوکار حمایتی قدرتمند عمل کرده است» (9).

با توجه به آنچه گفته شد و در مقایسه نگاه غربی به گروه‌های مقاومت با نگاه اسلامی و بومی به این گروه‌ها، می‌توان تفاوت‌های زیر را برشمرد (10):

1. ماهیت رابطه با جمهوری اسلامی: رابطه سلسله‌مراتبی و وابسته/ رابطه هم‌افزا، تاکتیکی و مبتنی بر اشتراک گفتمانی؛

2. هدف و جهت‌گیری: پیشبرد منافع ایران در منطقه/ دفاع از استقلال ملّی و مقابله با سلطه خارجی؛

3. چارچوب نظری تحلیل: گفتمان جنگ نیابتی/ گفتمان مقاومت ضد استعماری؛

4. تصویر رسانه‌ای: گروه تروریستی وابسته به ایران/ جنبش مردمی ضد سلطه و مدافع حاکمیت ملّی؛

5. جایگاه عاملیت: سلب عاملیت از بازیگر بومی/ تأکید بر عاملیت مستقل و کنشگری محلّی؛

6. سطح تحلیل: نظامی - امنیتی/ اجتماعی - فرهنگی و تاریخی؛

7. پیامد تحلیلی: مشروع‌سازی حداکثری مداخله غربی/ مشروعیت‌بخشی به مقاومت بومی و حفظ استقلال ملّی؛

8. منشأ پیدایش: نفوذ و مداخله ایران/ برآمده از مشکلات ساختاری، اقتصادی و فرهنگی برآمده از سلطه غرب و ... .

در پایان باید بیان داشت «در این منطقه فقط یک نیروی نیابتی وجود دارد و آن رژیم صهیونی غاصب فاسد است. رژیم صهیونیستی به نیابت از استعمارگران آتش‌افروزی می‌کند، نسل‌کشی می‌کند، جنایت می‌کند ... ؛ این گروه تبهکار باید از فلسطین ریشه‌کن بشود و به حول و قوّۀ الهی ریشه‌کن هم خواهد شد» (11).

نتیجه:

گروه‌های محور مقاومت، رابطه‌ای هم‌افزا و ائتلافی راهبردی با ایران دارند. این گروه‌ها با اینکه در تصمیم‌گیری مستقل هستند، در مواقع نیاز به یاری یکدیگر می‌آیند. نیاز‌نداشتن ایران به نیروی نیابتی، روحیه ملّت‌های مسلمان در مبارزه با ظلم و پیشینه مبارزاتی مردم منطقه دلایلی هستند که نظریۀ نیابتی‌بودن این گروه‌ها را ردّ می‌کند.

پی‌نوشت‌ها:

1. علی داوری و جبار شجاعی؛ «نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروه‌های مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن»؛ مجله رهیافت سیاسی و بین‌المللی، دوره 18، ش 1، بهار 1405 ش، ص 89.

2. سیدعلی خامنه‌ای (رهبر شهید انقلاب)؛ «بیانات در دیدار مداحان اهل‌‌بیت علیهم‌ السلام»؛ 2 دی 1403، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛ در:

https://khl.ink/f/58760.

3. سیدعلی خامنه‌ای (رهبر شهید انقلاب)؛ «سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم»؛ 1 فروردین 1403، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛ در:

 https://khl.ink/f/59802.

3. محمد جعفربگلو؛ «80 کشور تجهیزکننده صدام در جنگ با ایران»؛ پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۳۱ شهریور ۱۳۹۴؛ در:

https://irdc.ir/00001b.

4. سیدعلی خامنه‌ای (رهبر شهید انقلاب)؛ «بیانات در دیدار مداحان اهل‌‌بیت علیهم‌ السلام»؛ 2 دی 1403، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛ در:

https://khl.ink/f/58760.

5. امید صادقی؛ «بررسی مقاومت مردم فلسطین در طول تاریخ»؛ خبرگزاری رسمی حوزه، کد خبر: 1113758 ۲۶ مهر ۱۴۰۲؛ در:

https://hawzahnews.com/xctSM.

6. «مروری بر تاریخ مبارزات مردمی فلسطین از ۱۹۶۷ تا ۲۰۲۲»؛ پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: 83117، ۰۹ بهمن ۱۴۰۱؛ در:

https://irdc.ir/0002A9.

7. سیدعلی خامنه‌ای (رهبر شهید انقلاب)؛ «سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم »؛ 1 فروردین 1404، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛ در:

https://khl.ink/f/59802.

8. علیرضا حجّتی؛ «چرا مقاومت نیروی نیابتی ایران نیست؟»؛ خبرگزاری ایرنا، کد خبر: 85697991، ۳ دی ۱۴۰۳؛ در:

https://irna.ir/xjSrDC.

9. علی داوری و جبار شجاعی؛ «نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروه‌های مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن»؛ ص 88.

10. سیدعلی خامنه‌ای (رهبر شهید انقلاب)؛ «خطبه‌های نماز عید فطر»؛ 11 فروردین 1404، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛ در:

https://khl.ink/f/59903

دلیل ادغام‌نشدن سپاه و ارتش برای جلوگیری از هزینه‌های اضافی
ارتش و سپاه با رفع اختلافات، به دو بال دفاعی کشور تبدیل شدند و بودجه نظامی ایران کمتر از کشورهای منطقه است.

پرسش:

چرا سپاه و ارتش ادغام نمی‌شوند تا کمی از هزینه‌های اضافی جلوگیری شود؟

پاسخ:

نیروهای نظامی یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت، امنیت و اقتدار کشورهاست. بر همین اساس اگر سازمان نظامی و انتظامی یک کشور، دچار تشتت قوا و پراکندگی مدیریتی باشد، هزینه‌های جدی بر کشور تحمیل می‌کند و حتی امنیت ملی را آسیب‌پذیر می‌نماید. بررسی نیروهای نظامی ایران به‌ویژه اختلاف‌های ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، این نگرانی را به وجود آورد که چرا این سازمان‌ها، ادغام نمی‌شوند؟ آیا وجود دو یا سه ارگان نظامی، بودجۀ نظامی را هدر نمی‌دهد؟ کدام کشور سه ارگان نظامی دارد؟

برای پاسخ به پرسش‌های پیش‌گفته باید چند مسئله را بررسی و یادآوری کرد.

1. پیشینۀ طرح ادغام سپاه و ارتش

مسئلۀ ادغام سپاه و ارتش از دهۀ شصت بین مسئولان به طور جدی مطرح بود. سرلشکر رحیم صفوی ـ دستیار و مشاور فرمانده کل قوا ـ این مسئله را چنین روایت می‌کند: «بعد از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، امام خمینی رحمة الله علیه فرماندهی جنگ با چند چالش مواجه بود که اختلاف میان سپاه و ارتش از جمله مهم‌ترین آنها بود. آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود از روز دوم فروردین سال ۶۸ نوشت: "عصر به زیارت امام رفتم. وضع ارتش و سپاه را گفتم و مشکل دوگانگی نیروهای مسلح و مخارج گزاف سازمان‌ها و نیروهای تکراری و ضرورت انسجام [را توضیح دادم]؛ ولی امام نگران‌اند که ادغام ارتش و سپاه، باعث خشم آنها و درگیری شود؛ گرچه قبول دارند که سرانجام باید یکی شوند، ولی زمان را مناسب نمی‌دانند. اما با ادغام دو وزارتخانۀ دفاع و سپاه مخالفتی ندارند". آقای هاشمی که به حکم امام خمینی از سال 62 تا خرداد 67 فرماندهی جنگ را داشت، به دنبال ادغام سپاه و ارتش بود؛ اما این مسئله با مخالفت جدی آیت‌الله خامنه‌ای مواجه شد. با رحلت حضرت امام و آغاز رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، چند روز بیشتر نگذشت که ایشان دستور دادند جلسات طرح ادغام ارتش و سپاه متوقف شود و فرمودند: من اعتقادی به ادغام ارتش و سپاه ندارم و ارتش و سپاه دو بازوی مسلح انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که باید به همین صورت بمانند و طبق وظایف قانون اساسی با همکاری یکدیگر ادامه دهند» (1).

ادغام‌نشدن این دو ارگان، استدلالی قوی هم داشت که ارتش و سپاه که دارای دو نوع فرهنگ، آموزش، تجهیزات و سازماندهی هستند، با جایگاه محکم خود در قانون اساسی باقی بمانند و این کار بزرگی بود که در دوران زعامت و فرماندهی کل قوای حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای انجام گرفت و با وجود این دو سازمان رزم قوی، قدرت ملی و امنیت ملی ما در مقابل تهدیدات فرامنطقه‌ای مثل آمریکا و صهیونیست‌ها افزایش یافت.

2. بررسی کارآمدی یا ناکارآمدی تعدد نیروهای نظامی ایران

تا پیش از عزل بنی‌صدر، اختلاف و ناهماهنگی میان سپاه و ارتش وجود

داشت و بنی‌صدر که به توان سپاه و نیروهای داوطلب مردمی اعتقادی نداشت، آنان را حمایت نمی‌کرد. با عزل وی در سال 60، این شکاف برطرف شد و عمده اختلاف مربوط به فنی، تخصصی و ناظر به چگونگی تدوین استراتژی‌های علمیاتی و شیوۀ نبرد با دشمن بود. راهکار راهبردی حل این مسئله از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، تفکیک مأموریت به جای ادغام ساختاری بود؛ برای مثال مأموریت دفاع و امنیت خلیج فارس به نیروی دریایی سپاه و مأموریت دریای عمان و دریای خزر به نیروی دریایی ارتش واگذار شد. در بخش زمینی هم سرزمین ایران بین نیروی زمینی ارتش و سپاه تقسیم و امنیت داخلی به‌کلی به سپاه واگذار شد و بخش دفاع هوایی به طور کامل به ارتش واگذار شد. بخشی از پروژه های عمرانی و زیرساختی کلان کشور، دور‌زدن تحریم‌ها، کمک به دولت در توسعۀ خدمات اجتماعی، محرومیت‌زدایی، کارآفرینی و بازسازی کشور در بحران‌های طبیعی مثل سیل و زلزله توسط سپاه، نشان‌دهنده موفقیت این نیروهای نظامی و تفکیک هوشمندانۀ فعالیت‌های آنان بود. همچنین برای مدیریت یکپارچه و هماهنگ و ممانعت از تشتت و تعارض بین نیروهای نظامی کشور، ستاد کل نیروهای مسلح تقویت شد. بنابراین کارنامه 47 سالۀ نیروهای نظامی و انتظامی ایران، نشان می‌دهد ایجاد سپاه و بسیج در کنار ارتش، تجربه‌ای موفق و کارآمد بوده است (2).

رهبر انقلاب درباره این مسئله فرمودند: «سپاه هم در زمینه سخت‌افزار، هم در زمینه نرم‌افزار در وادی تعالی و پیشرفت، در جادّۀ تعالی و پیشرفت کاملاً جلو رفته و امتحان خوبی پس داده» (3).

3. تأثیر تعدد نیروهای نظامی بر بودجۀ دفاعی کشور

اول: جمهوری اسلامی ایران با وجود داشتن بیشترین تهدیدها و چالش‌های امنیتی و نظامی خارجی و داخلی، یکی از کمترین بودجه‌های نظامی حتی در بین کشورهای غرب آسیا همچون عربستان را دارد (4).

دوم: همان بودجه حداقلی نیز از سوی دولت‌ها به‌درستی به نیروهای نظامی داده نمی‌شود و معمولاً در سال‌های متعدد با بدهی دولت‌ها به نیروهای نظامی مواجه هستیم.

سوم: نیروهای نظامی مثل سپاه نه‌تنها در تأمین بودجه خودشان، بلکه برای اقتصاد کشور نیز درآمد‌زایی بسیاری دارند.

چهارم: نهادهای نظامی چند‌برابر بودجه‌ای که به آنها می‌رسد، ارزش افزوده حتی در زمینۀ اقتصاد دارند. حضور جهادی سپاه و بسیج در محرومیت‌زدایی و دفع بحران‌های اجتماعی همچون سیل و زلزله، نقش مؤثری در کاهش هزینه‌های رسمی کشور دارد.

نتیجه:

طرح ادغام ارتش و سپاه از ابتدای انقلاب مطرح بوده است. برخی اختلاف‌های سیاسی میان این دو نهاد در زمان ریاست‌جمهوری بنی‌صدر گسترده شد؛ اما بعدها این اختلاف‌های با مدیریت رهبر انقلاب کنار نهاده شدند و این دو نهاد، به دو بال برای دفاع از کشور و آرمان‌های نظام اسلامی بدل شدند. بودجه نظامی ایران از بیشتر کشورهای منطقه کمتر است و حتی همین بودجه حداقلی در برخی دولت‌ها به نیروهای مسلح کامل تحویل نشده است.

پی‌نوشت‌ها

1. تابناک، «چرا ارتش و سپاه ادغام نشدند؟»؛ کد خبر:۱۱۱۴۳۱۰، 29 فروردین 1401؛ در:

https://www.tabnak.ir/004fsk.

2. «ناهماهنگی بین سپاه و ارتش در جنگ تحمیلی»؛ سایت پرسمان، 9 بهمن 1395؛ در:

https://www.porseman.com/!34965.

3. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، بیانات در دیدار مجمع عالی فرماندهان سپاه، 10 مهر 1398؛ در:

https://khl.ink/f/43632.

4. «بودجه نظامی ایران در سال ۲۰۲۳؛ چهارم در خاورمیانه و بیست‌و‌ششم در دنیا»؛ سایت خبری تحلیلی عصر ایران، کد خبر ۹۶۰۹۴۶، 2 اردیبهشت 1403؛ در:

asriran.com/0041z8.

بررسی تأثیر افکار عمومی در جنگ با اسرائیل
نظام سیاسی در ایران بر اساس دو رکن اسلامیت وجمهوریت بنا شده و حق حاکمیت به مردم داده شده است.بی‌توجهی به افکار عمومی به معنای نادیده‌گرفتن یکی از ارکان مهم است.

پرسش:

درحالی‌که مردم طرفدار قوی و برنده هستند، افکار عمومی مردم خودمان و دنیا چه اهمیتی دارد که تا این اندازه دربارۀ آن مانور داده می‌شود؟ آیا بهتر نیست با نهایت قدرت، اسرائیل را بزنیم و ملاحظه هیچ مسئله‌ای را نداشته باشیم؟

پاسخ:

در بسیاری از تصمیم‌ها و رویکردها در جنگ ایران و اسرائیل، مفهومی با عنوان «افکار عمومی» پیوسته تکرار می‌شود. به عبارت دیگر، بارها از زبان کارشناسان و تصمیم‌گیران شنیده می‌شود که اگر چنین یا چنان کنیم، افکار عمومی داخلی یا خارجی قضاوت خوبی خواهد داشت یا نخواهد داشت؛ درحالی‌که افکار عمومی دنیا تابع قدرت است. بر این اساس، پرسشی مطرح می‌شود که آیا نمی‌توان ادعا کرد افکار عمومی در مقابل قدرت، اهمیت چندانی ندارد؟ و باید با قدرت و مشت آهنین برخورد کرد. یا افکار عمومی وقتی هزاران زن و کودک فلسطینی سلاخی می‌شوند یا سرداران و دانشمندان ما به قتل می‌ر‌سند، کجا هستند؟ فهم صحیح از جایگاه افکار عمومی در ایران و جهان و مفهوم قدرت و اقتدار مشخص می‌کند که چرا و به چه میزان، افکار عمومی در تصمیم‌ها نقش‌آفرین است.

1. بررسی ماهیت و جایگاه ساختاری افکار عمومی

افکار عمومی، نیرویی قدرتمند در جامعه است که می‌تواند بر تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی تأثیر بگذارد. دست‌کم‌گرفتن افکار عمومی منجر به فجایع بزرگی خواهد شد؛ چراکه گرایش‌های اجتماعی زیربنای شکل‌گیری هنجارها و اشتراکاتی هستند که سوگیری‌های بعدی و وفاق عمومی به‌تبع آن رخ می‌دهد و عقیدۀ عمومی به معیارهای قضاوت عامه تبدیل می‌شود. این قضاوت‌ها مراتب و مراحلی دارد؛ می‌توان گفت دست‌کم‌گرفتن افکار عمومی از توجه به مراتب پایین این امر سرچشمه می‌گیرد. افکار عمومی گاه در حد موافقت یا ناراحتی و مخالفت شکل می‌گیرد و گاهی تا سر حد شورش و بذل جان به میدان می‌آید. این موضوع به اندازه‌ای تعیین‌کننده و مهم است که حکومت‌ها و قدرتمندان نه‌تنها هزینه‌های نجومی و سنگینی صرف رسانه‌ها و اجرای تکنیک‌های اثرگذاری بر افکار عمومی می‌کنند، بلکه پیوسته با پیمایش‌های متنوع در پی کشف و آگاهی از وضعیت افکار عمومی هستند (1)؛ چراکه افکار عمومی به منزله یک داور، وجدان و حتی دادگاه است که پیش از اجرای قدرت نهادهای حکومتی، همه از آن حساب می‌برند (2).

در جوامع توسعه‌یافته نمی‌توان افکار عمومی را نادیده گرفت؛ چراکه نادیده‌گرفتن افکار عمومی از سوی دولت، قابلیت تبدیل به نافرمانی مدنی را دارد. بهره‌مندی شهروندان از آزادی‌های اجتماعی، شکل دولت، کارکرد و شیوۀ انتخاب اعضای دولت از جمله عوامل مؤثر در شکل‌گیری و اثرگذاری افکار عمومی در جایگاه یکی از مهم‌ترین عناصر مهار قدرت در این کشورهاست. افکار عمومی، عظیم‌ترین دولت‌ها را به تسلیم واداشته‌اند و سرچشمۀ انقلاب‌ها در طی تاریخ بوده است (3).

2. جایگاه نهادی و قانونی افکار عمومی در جمهوری اسلامی ایران

نظام سیاسی در ایران بر اساس دو رکن اسلامیت و جمهوریت بنا شده است و طبق اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حق حاکمیت به مردم داده شده است (4). در جوامع مدعی مردم‌سالاری و دمکراسی ما با دو مفهوم حکومت برای مردم و حکومت مردم مواجه هستیم که معنای صحیح مردم‌سالاری، حکومت توسط مردم است (5). در هر دو معنا، اراده و خواست افکار عمومی تعیین‌کننده است و بی‌توجهی به آن به معنای نادیده‌گرفتن یکی از ارکان مهم نظام سیاسی در ایران است. بنابراین تصور اینکه افکار عمومی همیشه با منافع ملی و تصمیم صحیح و به‌موقع در تضاد و تناقض است، انگاره‌ای اشتباه است. در بسیاری اوقات، برآورد افکار عمومی نشان‌دهندۀ خرد و نگرش صحیح جمعی است که محصول عقلانیت و رشد مردم و تربیت صحیح نیروهای داخلی و صالح است. افکار عمومی نیروی بسیار قدرتمندی است که اگر پشتیبان یک نظام سیاسی باشد، سخت‌ترین تصمیم‌ها امکان‌پذیر است؛ از سوی دیگر، اگر حکومتی با مخالفت و عدم همراهی افکار عمومی مواجه باشد، ساده‌ترین تصمیم‌هایش با چالش و هزینه سنگین روبرو خواهد شد. پیامدهای تصمیم‌های سیاسی را مردم می‌دهند؛ بنابراین همراهی آنان موجب افزایش شجاعت تصمیم‌گیری در مسئولان می‌شود. در جنگ ایران و اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران در میانه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا بود و اسرائیل بود که در اصطلاح روی میز مذاکره بمب را منفجر کرد؛ این مسئله موجب افزایش جدی نگاه مثبت افکار عمومی به مسئولان کشور و نفرت عمومی از متجاوز گردید.

3. ارزیابی تاریخی تأثیر افکار عمومی و پیامدهای عدم توجه به آن

جهت‌گیری مردم و افکار عمومی در دنیا، همواره تابع قدرت نیست و بسیاری مواقع، قدرتمندان به دلیل ظلم خود از سوی افکار عمومی، لعن و طعن و طرد شده‌اند. در‌حالی‌که امام‌ حسین (علیه ‌السلام) در ظاهر مغلوب قدرت دشمنانش شد، مکتب عاشورا درسی به ما می‌دهد که بالاترین قدرت، اقناع‌ افکار عمومی است. بسیاری اوقات اعمال قدرت نه‌تنها موجب همراهی افکار عمومی نشده است، بلکه تصمیم‌های متهورانه و غیرمعقول موجب نفرت عمومی و برباد‌رفتن موقعیت کشورها شده است. البته در‌این‌باره، توازن افکار عمومی داخلی و خارجی بسیار دارای اهمیت است؛ برای نمونه حملۀ برق‌آسای صدام به کویت و اشغال سریع آن موجب شد آمریکا بتواند افکار عمومی داخلی و خارجی را علیه عراق بسیج کند و حملۀ نظامی و پرخسارتی را به این کشور تحمیل کند؛ همچنین برعکس آن، ایالات متحده آمریکا برای ورود به جنگی گسترده با ایران با مانع بزرگی به نام توسعۀ افکار ضد جنگ علیه ایران در میان مردم و بسیاری از سیاستمداران آمریکایی مواجه شده است. صحنه جنگ مانند هر صحنۀ مهم سیاسی، صحنه هیجان‌ها و رفتارهای عصبی نیست، بلکه صحنۀ رویکردهای عاقبت‌اندیشانه است. عاقبت‌اندیشی با عافیت‌اندیشی و هراس متفاوت است. اگر عمل مسئولان به گونه‌ای باشد که از افکار عمومی در داخل غافل شوند و افکار عمومی بین‌المللی را علیه کشور بسیج کنند، دست دشمن در اقدامات تهدیدآمیز بازتر خواهد شد.

نتیجه:

«افکار عمومی» نقش تعیین‌کننده‌ای در معادلات داخلی و بین‌المللی ایفا می‌کند؛ به گونه‌ای که اراده و قضاوت عمومی موجب تأثیرگذاری بر دولت‌ها و تصمیم‌گیران است و نمی‌توان از قدرت مؤثر آن بر رخدادهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی غفلت کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. ر.ک: قربانعلی قربان‌زاده؛ روابط بین‌الملل از دیدگاه امام ‌خمینی؛ تهران: پژوهشکده امام‌ خمینی و انقلاب اسلامی، ۱۳۸۶ ش، ص 182 ـ 189.

2. ر.ک: «ماهیت و اهمیت افکار عمومی در جهان امروز»؛ خبرگزاری مهر، 12 خرداد 1392؛ در:

 mehrnews.com/xnBm5.

3. ر.ک: ندا رستگاران و دیگران؛ «تأثیر افکار عمومی در نظارت سیاسی بر دولت»؛ فصلنامه مطالعات حقوق دانشگاه تهران، دوره 53، ش 3، پاییز و مهر 1402، ص 1317 ـ 1334.

4. فصل پنجم: حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن، اصل‏ پنجاه‌و‌ششم: حاکمیت‏ مطلق‏ بر جهان‏ و انسان‏ از آن‏ خداست‏ و هم‏ او انسان‏ را بر سرنوشت‏ اجتماعی‏ خویش‏ حاکم‏ ساخته‏ است‏. هیچ‌کس‏ نمی‌تواند این‏ حق‏ الهی‏ را از انسان‏ سلب‏ کند یا در خدمت‏ منافع فرد یا گروهی‏ خاص‏ قرار دهد و ملت‏ این‏ حق‏ خداداد را از طرقی‏ که‏ در اصول‏ بعد می‌آید اعمال‏ می‌کند (ر.ک: مجموعه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ تهران: معاونت حقوقی ریاست جمهوری، معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات، چ 4، آذر 1395، فصل 5، اصل 56).

5. ر.ک: هادی جلالی اصل؛ «بررسی سازگاری مردم‌سالاری با نظریه ولایت مطلقه فقیه در اندیشه سیاسی حضرت آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای (مدظله ‌العالی)»؛ پژوهشنامه فقه و علوم اسلامی، دوره 3، ش 9، تیر 1403، ص 39 ـ 64.

برای مواجهه با دشمن باید چند راهبرد مهم را در دستور کار قرار داد. مثل؛ شناخت خود و دشمن و راهبردها و نقشه‌های آنها، قوی‌شدن و گسترش و تقویت جبهۀ مقاومت و...

پرسش:

برای مواجهه با دشمن و شکست آن چه اقداماتی باید انجام دهیم؟

پاسخ:

هر ملت و کشور مستقلی برای تأمین منافع ملی و امنیت خود، باید افزون بر اینکه تهدیدهای علیه منافع و امنیتش را بشناسد، با تولید قدرت و ایجاد آمادگی‌های لازم در خود، بتواند با هر نوع تهدیدی برخورد مناسب را داشته باشد. کشور ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک و واقع‌شدن در مرکز کنترل و فرماندهی دنیا، در طول تاریخ به‌ویژه در دویست سال اخیر، مورد تهدید و طمع قدرت‌های استعماری قرار گرفته است. فعلیت و ارتقای فوق‌العادۀ نقاط قوت و فرصت‌های ایران با ضرب‌شدن در ایدئولوژی اسلام سیاسی بعد از انقلاب اسلامی، این دشمنی‌ها را افزایش داد و از همان روزهای آغازین انقلاب، توطئه و دشمنی علیه ایران با محوریت آمریکا و اسرائیل شروع شد. پرسش اساسی این است که راهکارهای مقابله و ناکام‌گذاشتن دشمن چیست و باید چه اقداماتی انجام داد؟

1. ضرورت شناخت خود و دشمن و راهبردهای دشمنی

یکی از مهم‌ترین مسائل در مواجهه با دشمن، شناخت دقیق هویت، جایگاه و اهداف، ظرفیت‌ها و داشته‌ها و برنامه‌های خودی و دشمن است. ایران با پشتوانۀ تاریخی و تمدنی بیش از هفت‌هزار سال، در گهواره تمدن و مرکز هارتلند دنیا (قلب دنیا) قرار دارد. آیزنهاور ـ سی‌و‌چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده 1953 ـ 1961 ـ دو ماه قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری می‌گوید: «گمان نمی‌کنم منطقه‌ای مهم‌تر از ایران روی نقشه جغرافیای جهان وجود داشته باشد. ایران هم دارای نفت است و هم در "چهارراه جهان" واقع شده است ...؛ همچنین نباید وضعیتی پیش آید که ایران به گذشته دور خود بازگردد و یک قدرت نظامی شود. وای به وقتی که نظامی‌گری ایران زنده شود. بروید تاریخ این کشور را بخوانید تا متوجه حرف من شوید» (1). در‌اختیار‌داشتن تنگۀ هرمز و دسترسی فوق‌العاده به شرق و غرب و شمال و جنوب، موقعیت ایران را در جایگاه ممتازی قرار داده است. چَس فریمن سال 2013 در سخنرانی بسیار مهمی با عنوان «راهبرد کلان آمریکا در خاورمیانه»، اهداف راهبردی آمریکا در غرب آسیا به‌ویژه در منطقه خلیج فارس را دسترسی، ترانزیت و بازدارندگی راهبردی بیان می‌کند و خاورمیانه را «مادر همه تنگه‌های راهبردی جهان» می‌نامد که حیاتی‌ترین نقطۀ عالم است و کنترل بر جهان، مستلزم کنترل بر غرب آسیاست (2). سلطه‌طلبی آمریکا و اسرائیل برای حاکمیت بر جهان، سبب شده است همواره به این منطقه و ایران چشم طمع داشته باشند. طرح‌های مختلف آمریکایی و صهیونیستی همچون «خاورمیانۀ جدید»، «طرح نیل تا فرات»، «پیمان ابراهیم»، «طرح آیمک» و ...، برای تحقق همین امر است؛ به همین دلیل شناخت ایران و شناخت دشمن و برنامه‌ها و اهدافش برای تقابل با آنها امری ضروری است.

2. قوی‌شدن و نهادینه‌کردن ایدئولوژی مقاومت در تمام ابعاد حکمرانی

«مقاومت» در اندیشۀ اسلامی، زیربنای زیست مؤمنانه و جامعۀ دینی است. مقاومت به معنای دست روی دست‌گذاشتن، تحمل مشکلات و انفعال نیست، بلکه به معنای دست‌نکشیدن از عقیده حق و تلاش برای پیشرفت و حل مسائل و عقب‌راندن تهاجم دشمن است. مقاومت نوعی زیستن و سبک زندگی است؛ همچنین به تعبیر مقام معظم رهبری «واکنش طبیعی هر ملت آزاده و با‌شرف در مقابل تحمیل و زورگویی است» (3). بر اساس مطالعۀ نظام بین‌الملل وحشی که قانون جنگل بر آن حاکم است و تجارب تاریخ معاصر ایران و کشورهای جهان، تنها نسخه‌ای که در این نظام استکباری سبب قدرت، عزت، استقلال و پیشرفت است، اندیشۀ مقاومت است. نظام غرب برای حفظ سلطه و هژمونی خویش بر دنیا، درصدد وابسته‌کردن کشورهای مستقل با تضعیف و تجزیۀ آنها و ساخت کشورهای وابسته (آن‌وایبل) است تا رگ حیاتشان، وابسته به اطاعت از آمریکا و رژیم غاصب باشد. بر این اساس، سفارش قرآن کریم به جامعه ایمانی، آن است که در مقابل دشمن تا حد امکان قوی شوید و خودتان را تجهیز کنید که این امر سبب بازدارندگی در مقابل دشمن می‌شود و امنیت شما را تضمین می‌کند (4).

3. گسترش و تقویت جبهه مقاومت

یکی از مهم‌ترین راهبردها که جمهوری اسلامی ایران برای امنیت ملی و منطقه‌ای دنبال می‌کند، ایجاد محور مقاومت است. در این محور، هسته‌های متعدد مقاومت در کشورهای مختلف ساماندهی شده‌اند و بارها در تقابل با آمریکا و اسرائیل با موفقیت عمل کرده‌اند؛ از جمله مهم‌ترین هسته‌های مقاومت عبارت‌اند از: حزب‌الله لبنان، انصار‌الله یمن، حشد‌العشبی عراق، فاطمیون افغانستان، زینبیون سوریه، دفاع وطنی سوریه و ده‌ها هسته مقاومت دیگر که مستقیم و غیر‌مستقیم متأثر از جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی هستند. به طور طبیعی هرچه این محور توسعه یابد، دایره دشمنی و اقدام رژیم غاصب علیه ایران و کشورهای منطقه تنگ‌تر خواهد شد.

4. نقاب‌زدایی از چهره غرب و اعتبارزدایی از نظم آمریکایی ظالمانه

امروزه مانع اصلی برای استقلال و پیشرفت کشورهایی مثل ایران، دولت آمریکا یا رژیم صهیونیستی نیستند، بلکه ساختار نظام بین‌الملل و نظم ظالمانه‌ای است که به گونه‌ای سیستماتیک، کشورها را پیرامون آمریکا و اسرائیل تعریف و کنترل می‌کنند؛ کنترل سیاسی در ساختارهای سیاسی همچون سازمان ملل و شورای امنیت؛ کنترل اقتصادی در ساختارهایی نظیر بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان توسعه و تجارت جهانی؛ کنترل فرهنگی در ساختارهایی همچون یونسکو؛ کنترل بهداشت و درمان در ساختار سازمان بهداشت جهانی و کنترلی همه‌جانبه در تمام ابعاد حیات بشر. این نظم بین‌المللی را انگلیس و فرانسه بعد از جنگ جهانی اول در توافق «سایکس پیکو» پایه‌ریزی کردند و با ملحق‌شدن آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تکمیل و تثبیت شد. در‌واقع امروزه غارت، کشتار، جنایت و جنگ‌های ظالمانۀ استعمارگران با عنوان‌های حقوق بشری، مبازره با تروریسم، امنیت جهانی، صلح پایدار و ... درون این سیستم، معقول و موجه‌سازی می‌شوند (5). درون این سیستم، کشوری مثل ایران که بیشترین ضربه را از تروریسم خورده است و هفده‌هزار شهید ترور دارد و نیز بیشترین هزینه را در مبارزه با تروریسم منطقه‌ای مثل داعش داده است، با تحریم‌های ضد حقوق بشری و تروریستی مواجه می‌شود؛ ولی رژیمی تروریستی مثل اسرائیل مورد حمایت قرار می‌گیرد و آمریکا بیش از پنجاه‌مرتبه از حق وتو در شورای امنیت به نفع رژیم تروریستی اسرائیل، استفاده می‌کند و نمی‌گذارد این رژیم دروغین محکوم شود. فقط از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، شش قطع‌نامه مربوط به آتش‌بس و کمک‌رسانی به مردم فلسطین را آمریکا وتو کرده است (6). اما از سوی دیگر درون این سیستم، فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیز ایران با وجود پانزده گزارش مثبت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تحریم می‌شود؛ همچنین رئیس آژانس، اطلاعات فوق محرمانه ایران را در اختیار رژیم غاصب صهیونیستی قرار می‌دهد، دانشمندان ایران ترور می‌شوند و به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله می‌شود؛ ولی هیچ‌کدام از سازمان‌های ملل و آژانس انرژی اتمی آن را محکوم نمی‌کنند، درحالی‌که فعالیت‌های هسته‌ای ویران‌کنندۀ برخی کشورهای نسل‌کش مثل اسرائیل با داشتن کلاهک‌های هسته‌ای فراوان، کاملاً مسکوت می‌ماند.

تجاوزهای متعدد آمریکا به کشورهای مختلف نیز درون همین ساختار توجیه می‌شود. برای مواجهه، باید این ساختار را به چالش کشید و چهرۀ واقعی آمریکا و اسرائیل را برای افکار عمومی به تصویر کشید. باید نقاب صلح‌طلبی، حقوق بشری و دموکراسی‌خواهی را از چهرۀ جنایت‌بار آمریکا برداشت تا افکار عمومی فریب آنها را نخورند و روشنفکران غرب‌زده نتوانند جای جلاد و شهید و جای مدعی و متهم را تغییر دهند. باید با اقدامات روشنگرانه همچون شهید رئیسی و دکتر قالیباف و نشان‌دادن تصاویر نسل‌کشی در مجامع بین‌المللی، حریم امن آمریکا و اسرائیل را شکست و آنها را پاسخگو جلوه داد. امروز اقدامات جمهوری اسلامی ایران در‌این‌باره سبب شده است تنفر جهانی از اسرائیل شکل گیرد. باید جنگل غرب وحشی را به دنیا نشان دهیم؛ همچنین باید به سمت ایجاد ساختارهای موازی برای بی‌اثر‌کردن ساختارهای ظالمانه برویم. تلاش برای توسعۀ نفوذ بریکس و شانگهای در تعاملات سیاسی، اقتصادی و نظامی دنیا در همین راستا انجام گرفته است.

5. تلاش برای اخراج آمریکا و اسرائیل از منطقۀ غرب آسیا

یکی از مهم‌ترین کارهایی که در مقابل دشمن باید انجام داد، این است که به تعبیر مقام معظم رهبری، هزینه‌های دشمن را طوری بالا ببریم که مجبور به رفتن از منطقه شود. تا زمانی که رژیم آپارتاید صهیونیستی و آمریکا در منطقه باشند، کشورهای منطقه و ایران آرامش و امنیت را نخواهند دید. این کشورها برای کنترل غرب آسیا، راهبرد تنش و بی‌ثبات‌سازی دائمی و ساختاری را در دستور کار قرار داده‌اند (7)؛ پیمانکار این راهبرد، رژیم غاصب صهیونیستی است. اسرائیل دو شریان حیاتی و نقطه قوت دارد که جمهوری اسلامی همین دو شریان را هدف قرار داده است: شکستن امنیت اسطوره‌ای و شکستن انگاره مظلومیت.

5-1. شکستن امنیت اسطوره‌ای

زیربنای حیاتی اسرائیل برای جمع‌کردن صهیونیست‌ها در دنیا، وعده امنیت بود که بر اساس ساخت درونی فوق تکنولوژیک، درصدد ایجاد آن بودند؛ اما جمهوری اسلامی ایران با محاصره رژیم غاصب با مسلح‌کردن محور مقاومت (هلال شیعی) و تحقیر تکنولوژیک آنها در تجاوز به ایران با عملیات‌های وعده صادق 1 و 2 و 3، افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل را در هم شکست. استفاده از سلاح‌هایی که پناهگاه‌های صهیونی را ویران کرد، سبب وحشت عمومی و موج‌های مهاجرت معکوس و فرار از اسرائیل شد. ایجاد احساس ناامنی و سکونت‌ناپذیر نشان‌دادن سرزمین‌های اشغالی برای صهیونیست‌ها، نخستین نقطۀ قوت دشمن را نابود می‌کند. عملیات‌های هوشمندانۀ ایران در شلیک موفق تک‌موشک به اسرائیل و خودزنی چند‌مرتبه‌ای سامانۀ پدافندی گنبد آهنین، این مسئله را تشدید می‌کند.

5-2. شکستن انگاره مظلومیت

صهیونیست‌ها برای مشروعیت‌بخشی به جنایت‌های غاصبانۀ خویش، با افسانۀ هلوکاست و مظلوم‌نمایی، در پی جلب حمایت افکار عمومی دنیا بودند. اما جمهوری اسلامی با شکستن این انگارۀ دروغین و نمایاندن چهرۀ نازیستی و آپارتاید رژیم کودک‌کش، جنبشی جهانی و تنفری عمومی علیه این رژیم ایجاد کرد؛ حتی در دانشگاه‌های آمریکا موج تنفر و اقدام علیه اسرائیل گسترده شد و افکار عمومی در تمام دنیا علیه اسرائیل بسیج شدند. تا جایی که برخی رؤسای جمهور و مقامات عالی‌رتبۀ کشورها، هنرمندان، سلبریتی‌ها، ورزشکاران و حتی برخی سناتورهای آمریکایی، علیه جنایت اسرائیل اعتراض کرده‌اند.

6. تقویت اتحاد ملی و انسجام اجتماعی

حفظ و تقویت اتحاد ملی، راهبردی بنیادین در مقابله با دشمن در جنگ ترکیبی و شناختی است. دشمن همواره بر تفرقه و ناامید‌کردن مردم ایران بیش از هر امر دیگری تمرکز داشته است. محاسبۀ دشمن از شکاف‌های داخلی ایران، همواره سبب تحمیل هزینه به کشور شده است. در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه، طراحی اصلی بر فروپاشی از درون با فعال‌کردن گسل‌های داخلی ایران بود که با اقدام یکپارچۀ مردم ایران شکست خورد. فشارهای بیرونی، توطئه‌ها و تحریم‌های 46‌ساله نتوانسته است ایران را به زانو دربیاورد؛ ازاین‌رو به تعبیر مقام معظم رهبری، امروز دشمن برای به‌زانو‌درآوردن انقلاب و نظام اسلامی، بر دو محور اصلی تمرکز کرده است: دشمن امید و اتحاد را هدف گرفته است. «امید مهم‌ترین ابزار پیشرفت است و دشمن روی این متمرکز شده؛ دشمن از همۀ توان دارد استفاده می‌کند برای القای ناامیدی، برای القای بن‌بست ... . راهبرد چیست؟ ایجاد اختلاف، ایجاد بی‌اعتمادی؛ بی‌اعتمادیِ دستجات سیاسی نسبت به همدیگر، گروه‌های مردمی نسبت به همدیگر، بی‌اعتمادیِ مردم به حکومت، بی‌اعتمادیِ حکومت به مردم، بی‌اعتمادیِ این به آن، این سازمان با آن سازمان که به هم بی‌اعتماد باشند، به هم بدبین باشند. وقتی بی‌اعتمادی به وجود آمد، امید به آینده هم از بین خواهد رفت» (8).

نتیجه:

جمهوری اسلامی ایران با شناخت دشمن و اهداف و راهبردهایش، به تقابل تمام‌عیار برخاسته است و از همۀ ظرفیت‌های داخلی و خارجی استفاده می‌کند.

پی‌نوشت‌ها

1. سیدامیر مکی؛ «توطئۀ قدیمی غربی‌ها علیه "چهارراه جهان"»؛ خبرگزاری تسنیم، 30/07/1401؛ در:

https://tn.ai/2790088.

2. سام ترابی و محمدعلی رنجبر؛ جنگ سرد ایران و آمریکا: نظریه‌ای برای فهم ژئوپلیتیک دنیای معاصر؛ تهران، انتشارات نخبگان، 1399 ش، ص 72 ـ 73.

3. بیانات رهبری در مراسم سی‌امین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمة الله علیه)؛ 14/03/1398؛ در:

https://khl.ink/f/42758.

4. انفال: 60.

5. سام ترابی و محمدعلی رنجبر؛ جنگ سرد ایران و آمریکا: نظریه‌ای برای فهم ژئوپلیتیک دنیای معاصر؛ تهران، ص 81 ـ 82.

6. «استفاده مکرر آمریکا از حق وتو یعنی افزایش رادیسکالیسم و تروریسم»؛ سایت مشرق‌نیوز، 15/03/1404، کد خبر: 1720698؛ در:

mshrgh.ir/1720698.

7. سام ترابی و محمدعلی رنجبر؛ جنگ سرد ایران و آمریکا: نظریه‌ای برای فهم ژئوپلیتیک دنیای معاصر؛ ص 80.

8. مقام معظم رهبری؛ «راهبرد اتحاد ملی برای ایران قوی»؛ نشریه خط حزب‌الله، ش 381، 05/12/1401؛ در:

https://khl.ink/f/52105.

بررسی ادعای اسرائیل در اعطای آزادی به مردم ایران
اساساً اشغالگران، با وقاحت تمام، نیات شوم خود را پشت نقاب خیرخواهی پنهان می‌کنند و سابقه اسرائیل و آمریکا نشان می‌دهد که صرفاً بر اساس منافع خود در منطقه هستند

پرسش:

آیا این ادعا درست است که اسرائیل صرفاً در پی براندازی نظام جمهوری اسلامی و اعطای آزادی به مردم ایران است تا کشور را به‌گونه‌ای که مردم ایران می‌خواهند اداره کنند؟

پاسخ:

نتانیاهو، سربازان فارسی‌زبان اسرائیلی در فضای سایبری، نویسندگان نشریات اسرائیلی و شبکه اسرائیلی ایران اینترنشنال بارها خود را دوست ملت ایران و خواهان وجود یک ایران آباد و آزاد معرفی کرده‌اند. نتانیاهو در مصاحبه با فاکس نیوز در 20 بهمن‌ماه 1403 اعلام کرد که: «جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی، امید آزادی خاورمیانه و مردم ایران را تقویت می‌کند» و «مردم ایران بعد از اسرائیل بزرگ‌ترین حامیان آمریکا در خاورمیانه هستند. آن‌ها برای روزی که بدون جمهوری اسلامی زندگی کنند، لحظه‌شماری می‌کنند» و همچنین وی در یک پیام ویدئویی در 22 آذر 403 به مردم ایران اعلام کرد که «زن، زندگی، آزادی، این آینده ایران است. این آینده صلح است.» (1) وی در پیام ویدئویی خود بعد از تجاوز نظامی به ایران به مردم ایران گفت: «امیدواریم عملیات ما راه را به‌سوی آزادی شما هموار کند.» (2) از طرف دیگر هدف قرار دادن فرماندهان نیروهای مسلح به‌خصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط ارتش اسرائیل، ازجمله شواهدی است که حاکی از جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران است و نه ملت آن. البته کشته شدن برخی از مردم عادی نیز به‌تبع هدف قرار گرفتن اهداف خاص رخ داده است و آن‌ها کسانی بودند که منازل و اماکن آن‌ها در اطراف و نزدیکی نواحی مورد حملات اسرائیل بوده است و طبق اظهارات اسرائیلی‌ها به دلیل قطعی اینترنت توسط نظام جمهوری اسلامی به هشدارهای اسرائیل دسترسی نداشتند.

1. جنگ شناختی با افکار عمومی، برنامه معمول پیشاجنگ آمریکا و اسرائیل؛

نظام سلطه یک شگرد قدیمی در تمامی تجاوزات و حملات جنایت‌کارانه خود به کشورها دارد، آن‌ها علاوه بر اینکه ابتدا افکار عمومی داخلی خود را برای پذیرش هزینه‌های مالی و جانی جنگ و سیاست‌های متجاوزانه آماده می‌کنند، افکار عمومی کشور مورد تهاجم را نیز برای پذیرش این جنایت و هتک حیثیت ملی آماده می‌کنند به این شکل که در نیروهای حامی نظام سیاسی تردید و سرافکندگی و در دیگران، امید برای روزهای بهتر ایجاد کنند و سپس تجاوز و حملات بی‌منطق خود را با منت (ما هزینه می‌دهیم شما زندگی بهتر خواهید داشت!) بر جامعه هدف پی می‌گیرند. به‌نحوی‌که حتی مردم کشور مورد تجاوز باید از آنان بابت این تجاوز جنایت‌کارانه و مخرب، تشکر کنند که آنان را از شر رژیم سیاسی پیشین رها ساخته است. برای نمونه آمریکا قبل از حمله به عراق ضمن آماده‌سازی افکار داخلی و بین‌المللی افکار عمومی مردم عراق را نیز برای پذیرش این تهاجم آماده کرد و ضمن تلاش برای تکثیر نفرت عمومی مردم از دولت حاکم بر عراق و منجی نشان دادن خویش، با جنگ روانی آن‌ها را ترساند و ارتش عراق را نیز به‌شدت مرعوب و مأیوس و نسبت به دستگاه رهبری عراق بی‌اعتماد ساخت. (3)

2. براندازی دولت‌های قوی و ایجاد دولت‌های ضعیف در منطقه، هدف اصلی اسرائیل،

قطعاً هدف آمریکا و اسرائیل براندازی نظام جمهوری اسلامی است؛ اما براندازی نظام جمهوری اسلامی در راستای ایجاد قدرت برای ملت ایران یا در راستای سرکوب مانع بزرگی در منطقه در مقابل تجاوز و سرکشی رژیم نسل‌کش اسرائیل؟ اسرائیلی‌ها با این هزینه‌ها به دنبال رفع مانع از تجاوز و اشغالگری خود هستند و البته در این راستا به همسایگان ضعیف نیازمند هستند. اگر نظام جمهوری اسلامی با هر نظامی جایگزین شود، آیا ممکن نیست به دلیل ماهیت ضد ظلم ملت مسلمان ایران، نظام سیاسی جدید اگر واقعاً دمکراتیک و ملی و مستقل باشد، برای رژیم آپارتاید اسرائیل مشکلاتی ایجاد کند؟

3. واکاوی وعده اعطای آزادی توسط اسرائیل به ملت ایران؛

زمانی که از اعطای آزادی به ملت‌ها سخن گفته می‌شود دقیقاً منظور چیست؟ آیا رفع موانع از بدپوششی، فساد و فحشا و لاقیدی به معنای هدیه دادن آزادی است یا منظور از اعطای آزادی، تغییر سیاست‌هایی که موجب عقب‌ماندگی و آسیب به یک ملت است، مورد نظر مقامات صهیونیستی است؟ آزادی کلمه پر معنایی به معنای برداشتن موانع رشد و ترقی و تکامل یک ملت است؛ اما در طول تاریخ، غارت‌گران مدرن، نام خود را استعمارگر و آبادکننده گذاشتند و بسیاری از ملت‌های خوش‌باور را فریفتند و آن‌چنان به ملت‌ها ضربه زدند که نام استعمار به نحسی و پلیدی مشهور شد و گرامی‌ترین جنبش‌ها در میان توده‌ها به نام جنبش‌های ضد استعماری شناخته گردید. اشغالگران نیز با وقاحت، اشغال و حبس را به آزادسازی تشبیه می‌کنند یعنی در عین تجاوز و ویرانی و ایجاد محدودیت، قصد خود را آزادی و رهایی نشان می‌دهند. آیا دغدغه اسرائیل، آزادی مردم ایران است؟ اگر اسرائیل صادق است چرا به سایر کشورهای منطقه که غرق در دیکتاتوری و ظلم و سرکوب هستند، آزادی نمی‌دهد؟

4. تجربه اعطای آزادی توسط آمریکا به مردم افغانستان؛

بزرگ‌تر از اسرائیل، آمریکا که بسیار قوی‌تر و مدعی آزادی است و صدای آزادی‌خواهی و ترویج فرهنگ لیبرال-دموکراسی وی در جهان گوش فلک را کر کرده است، آیا به کشورهای غرب آسیا، آزادی و رفاه و دموکراسی هدیه کرده است؟ آمریکا در اوایل قرن بیست و یکم با وعده مبارزه با بنیادگرایی و تروریسم به عراق و افغانستان حمله کرد. بعد از حضور بیست‌ساله آمریکا در افغانستان، مشخص شد که ایجاد یک ارتش نوین ملی، توسعه علم و فناوری، ترویج دموکراسی و ایجاد یک مردم‌سالاری واقعی، رشد جامعه زنان و ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان، سرابی بیش نبوده و آمریکایی‌ها در ظرف مدت بسیار کوتاهی دوباره کشور را به نیروهای طالبان تقدیم کردند. حامد کرزای رئیس‌جمهور پیشین افغانستان در جریان گفتگو با شبکه خبری اسکای انگلیس در این رابطه گفته است: «کل جامعه بین‌المللی به نام مبارزه با تروریسم، از حضور آمریکا در افغانستان حمایت کرد. در طول دوران حضور آن‌ها و نظارت آن‌ها بود که داعش در افغانستان ظهور پیدا کرد. آن‌ها چگونه می‌خواهند این را توضیح دهند؟ چگونه می‌شود؟» (4) وی در یک هم‌اندیشی اعلام کرد: «ما جهاد کردیم کشور خود را آزاد کردیم، نفعش به آمریکا رسید و تنها ابرقدرت جهان شد، ... اما افغانستان بدبخت و بیچاره شد.» (5)

5. تجربه اعطای آزادی توسط آمریکا به مردم عراق؛

همچنین با اشغال عراق توسط آمریکا با شعار «عملیات آزادی عراق» یک پوسته از دموکراسی ظاهر شد؛ اما شکاف‌های قومی و حضور خونین داعش، جامعه عراق را همواره با ناامنی و تشنج و التهاب و کشتار مواجه ساخت. بخش عمده‌ای از نفت عراق توسط آمریکا به بهانه هزینه‌های امنیت به غارت می‌رود. مجله مشهور «نشنال جئوگرافیک» هم در سال 2013 یعنی 10 سال پس از آغاز جنگ اعلام کرد؛ بر اثر حمله آمریکا یک‌میلیون و یک‌صد هزار عراقی آواره شده و در اردوگاه‌ها به سر می‌برند اما صلیب سرخ، آوارگان عراقی را دومیلیون و سی‌صد هزار نفر تخمین زد. این آمار در سال 2015 به چهار میلیون و چهارصد هزار آواره رسید. حاصل عملیاتی که «آزادی عراق» نام داشت! تنها در 3 سال آغازین حمله آمریکا، بیش از نیمی از پزشکان عراقی کشور خود را ترک کردند. تا سال 2007 سوءتغذیه کودکان به 28 درصد رسید. گزارش‌های رسمی نشان می‌داد که بیش از 60 درصد از کودکان عراقی دچار مشکلات اعصاب و روان شده‌اند. دانشگاه بروکسل نیز در گزارشی اعلام کرد بیش از 10 هزار زن عراقی در زندان‌های آمریکایی به سر می‌بردند که به 95 درصد آنان تجاوز شده بود؛ اما دادگاه‌های بین‌المللی تحت‌فشار آمریکا دولت عراق را وادار کردند تا در مقابل خسارت‌های وارده به نیروهای آمریکایی در طول این جنگ، 400 میلیون دلار غرامت به دولت آمریکا بپردازد. (6) یعنی هم به این کشور تجاوز کردند و هم از آن غرامت گرفتند. از همه مهم‌تر اینکه پس از گذشت بیست سال کماکان درآمد نفتی عراق تحت کنترل و در اختیار آمریکا قرار دارد. از زمان امضای فرمان اجرایی ۱۳۳۰۳ (EO۱۳۳۰۳) توسط جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا در ۲۲ مه سال ۲۰۰۳، تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت عراق مستقیماً به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز شده است. به‌این‌ترتیب، رئیس‌جمهور آمریکا، فقط اجازه می‌دهد بغداد کنترل محدودی بر منابع و درآمدهای خود داشته باشد. (7)

6. تجربه اعطای آزادی توسط اسرائیل به مردم سوریه؛

اسرائیل اثبات کرده است که کشور قوی و مستقل را در اطراف خود تحمل نخواهد کرد. زمانی که اسرائیل پس از سقوط حکومت بشار اسد، بخشی از خاک سوریه (بلندی‌های جولان) را اشغال کرد و تنها در یک نوبت با ریختن 1800 بمب، زیرساخت‌های نظامی و استراتژیک سوریه با بیش از 500 هدف در سوریه را با خاک یکسان کرد و در نوبت‌های پیش از آن پایگاه‌های دریایی سوریه و ده‌ها موشک و سامانه‌های موشک‌های زمین به هوا و فرودگاه‌های نیروی هوایی سوریه و ده‌ها پایگاه تولید سلاح در مناطق دمشق، حمص، طرطوس، لاذقیه و تدمر را هدف قرار داده بود. (8) آیا حکومت و دولت موقت سوریه قبل و بعد از این اقدامات متجاوزانه، کوچک‌ترین تحرکی علیه اسرائیل نشان داده بود؟ اصلاً اسرائیل به چه حقی به خاک سوریه و سرمایه‌های ملت سوریه دست‌درازی کرد؟ آیا این هدیه آزادی ملت سوریه بود؟

7. بررسی امکان اعطای آزادی از طریق تجاوز نظامی؛

اساساً اسرائیل به دنبال تکه‌تکه کردن کشورهای اطراف خود به‌خصوص ایران و ضعیف نگه‌داشتن آن است. با حمله نظامی، نه‌تنها هیچ کشوری به آزادی نمی‌رسد، بلکه هرج‌ومرج، جنگ داخلی، فساد و غارت داخلی و خارجی افزایش می‌یابد. چنانکه حتی امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه در گفتگو با خبرنگاران در حاشیه اجلاس گروه هفت در کانادا، پس از حمله اسرائیل به ایران به‌صراحت بیان کرد که: «بزرگ‌ترین اشتباه امروز این است که برای تغییر دادن حکومت از طریق نظامی تلاش شود، زیرا این کار منجر به آشوب خواهد شد. [در آن صورت] هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که بعداً چه اتفاقاتی خواهد افتاد. تغییر دادن حکومت‌های عراق و لیبی در گذشته با مداخلات نظامی آمریکا و اعضای ناتو اشتباهاتی هستند که باعث بی‌ثباتی سیاسی مرگبار شدند و نباید تکرار شوند. ما آیا به‌طور دسته‌جمعی تبعاتی که این کار در منطقه و جاهای دیگر به بار آورد را ندیدیم؟ آیا اصلاً کسی فکر می‌کند کاری که در سال ۲۰۰۳ در عراق انجام شد ایده خوبی بوده است؟ آیا کسی فکر می‌کند کاری که در لیبی در دهه گذشته انجام شد ایده خوبی بوده است؟ کشورهای منطقه به آشوب نیاز ندارند.» (9)

8. ماهیت تجاوزکارانه دولت جعلی صهیونی؛

عبارت جنگ با جمهوری اسلامی ایران بجای جنگ با ایران هم یک شگرد تبلیغاتی در همین راستا است. اول اینکه اسرائیل کی از مردم ایران نظرخواهی کرده و اجازه گرفته است که کشور آنان را مورد تجاوز قرار دهد، سران کشور و دانشمندان و نیروهای نظامی و مردم عادی را به قتل برساند، خاک کشور را ناامن سازد و این کشور و سایر کشورهای منطقه را به لبه پرتگاه جنگ و ویرانی ببرد؟ آیا مردم ایران از رژیم صهیونیستی خواستند که به این جنایت دست بزند؟ اسرائیل با این کار به چهره حیثیت ملی ایرانیان در مقابل چشم جهانیان چنگ زد و اگر اقتدار و سیلی محکم نیروهای مسلح نبود، چیزی جز تحقیر و بغض عاید ملت ایران نمی‌شد دوم اینکه کشتار مردم بی‌گناه به‌تبع کشتار مسئولین و دانشمندان یک جنایت غیرقابل‌انکار از سوی اسرائیل علیه مردم ایران است. این منطق قلدرمآبانه و جاهلانه‌ای است که کسی به کشوری تجاوز کند و بگوید من از قبل هشدار دادم که شهر و دیار خود را ترک کنید پس با مردم کاری ندارم! وقتی کسی به مردم دستور تخلیه و هشدار بمباران می‌دهد، عملاً به تمامیت ارضی و حق زندگی و امنیت و اسکان آنان یورش برده است. این منطق مانند منطق تحریم‌های ظالمانه آمریکا و اروپا است که در عین اینکه بیشترین فشار اقتصادی را به مردم عادی تحمیل می‌کند، نام آن را تحریم علیه جمهوری اسلامی می‌گذارد. جالب است که امام‌خمینی رهبر انقلاب اسلامی، به‌خوبی به ماهیت بدخواهی و مخرب اسرائیل پی برده بود و سال‌ها پیش از انقلاب در تاریخ 13 خرداد 1342 و در روز عاشورا در سخنرانی خود در میان مردم هشدار داد که «اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت علمای دین باشند؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت احکام اسلام باشد. ... می‌خواهد اقتصاد شما را قبضه کند؛ می‌خواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد؛ می‌خواهد در این مملکت، دارای ثروتی نباشد، ثروت‌ها را تصاحب کند به دست عمال خود. این چیزهایی که مانع هستند، چیزهایی که سد راه هستند، این سدها را می‌شکند؛ قرآن سد راه است، باید شکسته شود؛ روحانیت سد راه است، باید شکسته شود.» (10) این جمله از ایشان که اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت (آن‌هم باوجود رژیم آمریکایی پهلوی) دانشمند باشد، نشان از هوش سیاسی بالای ایشان بود که متوجه شده بود، راهبرد بلندمدت رژیم صهیونیستی چیست.

نتیجه‌گیری:

اساساً اشغالگران، با وقاحت تمام، نیات شوم خود را پشت نقاب خیرخواهی پنهان می‌کنند و سابقه اسرائیل و آمریکا نشان می‌دهد که بلوک غرب به دنبال توسعه سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه نیست و صرفاً بر اساس منافع خود به دنبال رفع موانع استراتژیک خود در منطقه است.

پی‌نوشت‌ها:

1. نتانیاهو به فاکس‌نیوز: مردم ایران بعد از اسرائیل بزرگ‌ترین حامی آمریکا در خاورمیانه هستند، پایگاه ایران اینترنشنال، 21 بهمن 1403، https://www.iranintl.com/202502096532.

2. نتانیاهو خطاب به مردم ایران: امیدواریم عملیات ما راه را به‌سوی آزادی شما هموار کند، تایمز اسرائیل (فارسی)، 14 ژوئن 2025، https://B2n.ir/gm5338.

3. ر.ک: امین یزدی، مریم و سعید گازرانی، عملیات روانی ایالات‌متحده آمریکا در جریان اشغال عراق در سال 2003، فصلنامه تحقیقات جدید در علوم انسانی، دوره چهارم، شماره 32، زمستان 1399، ص 357 تا 372 و الیاسی، محمدحسین، فرایند تخریب‌ روحیه‌ ارتش‌ عراق توسط‌ آمریکا، فصلنامه سیاست دفاعی، دوره 11، شماره 42، اسفند 1382، ص 2 تا 27.

4. افشاگری خشمگینانه حامد کرزای از پشت‌پرده اقدامات آمریکا در افغانستان، خبرگزاری خبر آنلاین، 15 تیر 1400، khabaronline.ir/xh3jf.

5. انتقاد تند حامد کرزای از آمریکا و پاکستان، پایگاه جهان‌نیوز، 4 اسفند 1393، https://jahannews.com/vdcjxhexiuqeyyz.fsfu.html.

6. پیامدهای اشغالگری آمریکا در عراق به زبان آمار و ارقام، خبرگزاری تسنیم، 25 دی 1400، https://tn.ai/2644756.

7. چرا ۱۲۰ میلیارد دلار پول نفت عراق دست آمریکا ماند؟ خبرگزاری ایسنا، 10 مهر 1403، isna.ir/xdRXWh.

8. بمباران سنگین سوریه توسط جنگنده‌های اسرائیل، پایگاه تحلیلی خبری عصر ایران، 23 آذر 1403، asriran.com/004HfE.

9. ماکرون: بزرگ‌ترین اشتباه تغییر دادن حکومت‌ها از طریق نظامی است، خبرگزاری ایسنا، 28 خرداد 1404، isna.ir/xdTCcq.

10. خمینی، روح‌الله (امام‌خمینی ره)، صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چ 5، 1389 ش، ج 1، ص 244.

مهم‌ترین دلایل حمله اسرائیل عبارت‌اند از: احیای مشروعیت داخلی دولت نتانیاهو، انحراف توجه‌ها جهانی از نسل‌کشی غزه و ممانعت از توافق دیپلماتیک بین ایران با آمریکا

پرسش:  چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟

پاسخ:

یک روز پس از آنکه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با صدور قطعنامه‌ای، ایران را به عدم رعایت تعهدات پادمانی هسته‌ای خود متهم ‌کرد و دو روز قبل از دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط و ساعاتی بعد از پایان اتمام حجت شصت‌روزۀ ترامپ به ایران برای رسیدن به توافق هسته‌ای، رژیم صهیونیستی در بامداد 23 خرداد، حملات خود را به اهداف مختلفی از جمله تأسیسات هسته‌ای، پایگاه‌های نظامی، فرماندهان عالی‌رتبۀ ارتش و سپاه و دانشمندان هسته‌ای در ایران آغاز کرد. اگرچه تل‌آویو هدف حملۀ خود را «پیشگیرانه و نابودی برنامه هسته‌ای ایران» یا «کاهش تهدید ایران علیه بقای اسرائیل» عنوان می‌کند؛ اما شواهد و دکترین اسرائیل در قبال ایران نشان می‌دهد مسئله فراتر از اینهاست. پرسش اساسی همچنان باقی است که چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟ دربارۀ تحلیل چرایی حمله اسرائیل به ایران، اهداف مختلفی وجود دارد که در این نوشتار به مهم‌ترین آنها پرداخته می‌شود.

 

1. فرصت طلایی تاریخی برای سلطه بر غرب آسیا با تسلیم ایران (هژمونی منطقه‌ای)

مسئله اصلی مربوط به «آیندۀ ایران و منطقه» است. ایران و اسرائیل تنها قدرت‌هایی هستند که می‌توانند در این منطقه، رهبری نظامی و ایدئولوژیک را به دست گیرند. تضعیف یا نابودی هر کدام از طرفین، هژمونی و رهبری طرف دیگر را در منطقه تثبیت می‌کند. درواقع اسرائیل با تسلیم ایران در جایگاه کانون مقاومت و قدرت، هم محور مقاومت را متوقف می‌سازد و هم کشورهای اسلامی منطقه را وادار به عادی‌کردن روابط با رژیم صهیونیستی می‌کند و رهبری خویش را بر منطقه تحمیل خواهد کرد و ایدۀ «اسرائیل بزرگ ـ حاکمیت از نیل تا فرات» تحقق خواهد یافت (1). اسرائیل برای اتمام این پروژه، هم‌زمان با سلطه سیاسی و سرکوب نظامی، درصدد سلطۀ اقتصادی نیز برآمد و می‌خواست با «کریدور اقتصادی آیمک» که از هند شروع می‌شود، به امارات می‌رسد و از عربستان و اردن به سرزمین‌های اشغالی و اروپا وصل می‌شود، شریان حیاتی کشورهای منطقه را دست گیرد (2). طبیعتاً در این وضعیت، دولت‌های عرب مسلمان که ماهیت ناسیونالیستی و سکولار دارند و توسعه و رفاه (نه استقلال) را اولویت خویش می‌دانند، خواهند کوشید سهم خویش را در تحقق پروژه اسرائیل بیشتر کنند تا در ادامه سهم بیشتری به دست آورند. شاهد و دلیل بر این مسئله، شروع عادی‌سازی روابط با اسرائیل از سوی کشورهای اسلامی است.

 

2. خطای محاسباتی اسرائیل از قدرت و سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی (طراحی فروپاشی از درون)

اسرائیل دهه‌ها برای این مسئله برنامه‌ریزی کرده بود و تحلیل وضعیت منطقه‌ای و داخلی ایران، آنها را به این جمع‌بندی رساند که اکنون بهترین زمان اجرای آن است؛ چراکه ایران بازوهای قدرت منطقه‌ای خود را از دست داده بود؛ یعنی سوریه سقوط کرده است، لبنان با از‌دست‌دادن سید‌حسن نصرالله و تعدادی از فرماندهان اصلی تضعیف شده است، یمن درگیر جنگ طولانی فرسایشی شده است و نیز زمزمۀ خلع سلاح حزب‌الله لبنان و مقاومت عراق طرح شده است.

به لحاظ داخلی نیز ایران از ابعاد مختلف ضعیف شده است: الف) بی‌ثباتی اقتصادی و گرانی سبب نارضایتی عمومی شده است. ب) به لحاظ سیاسی و اجتماعی گسل‌های متعددی بین مردم و حاکمیت ایجاد شده است و سن بحران اجتماعی در ایران پایین آمده است (ده سال)؛ همچنین صندوق‌های رأی نشان‌دهندۀ فاصله جدی مردم از حاکمیت است. ج) از لحاظ فرهنگی و نرم‌افزاری از برخی خطوط قرمزش عبور کرده است. د) به لحاظ نظامی، پلیس و نیروهای نظامی توسط بخشی از بدنه جامعه تضعیف شده است.

بنابراین با توجه به این شرایط، بهترین زمان برای اجرای طرح «خاورمیانۀ جدید و اسرائیل بزرگ» است؛ ازاین‌رو اگر عاملی شتاب‌دهنده و تکانی برق‌آسا و ترکیبی به این گسل‌ها تزریق شود، ایران از درون فروخواهد پاشید و تغییر نظام اتفاق خواهد افتاد؛ همچنین در این شرایط، به‌یقین کشورهای دیگر به کمک اسرائیل خواهند آمد. اما اتحاد یکپارچۀ ملت ایران در حمایت از نظام اسلامی و قدرت تکنولوژیک فوق تصور ایران، نقشۀ آنها را نقش بر آب کرد. به طور طبیعی کنشگری اجتماعی و سیاسی ملت‌ها، در محاسبه و طراحی دشمنان دربارۀ آنها کاملاً مؤثر است؛ به همین دلیل مقام معظم رهبری درباره مشارکت سیاسی در انتخابات می فرمایند: «حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند» (3).

 

3. احیای مشروعیت داخلی دولت نتانیاهو و دستاوردسازی برای انتخابات پیش‌رو

حزب نتانیاهو و دولتش بعد از عملیات بزرگ «طوفان‌الاقصی» در اکتبر 2023 و شروع نسل‌کشی در غزه، به‌شدت تحت فشار قرار گرفت؛ به گونه‌ای که افکار عمومی دنیا هر روز علیه اسرائیل به خیابان می‌آید، بخشی از جامعه جهانی و متحدان منطقه‌ای، شروع به انتقاد صریح کردند و نیز پروژه عادی‌سازی روابط با کشورهای اسلامی و کریدور آیمک شکست خورد. از سوی دیگر، حزب مخالف نتانیاهو پافشاری بر حذف وی دارد؛ همچنین دست‌نیافتن به اهداف معین‌شده (نابودی حماس، آزادی اسیران و ...)، موجب اعتراض‌های گسترده داخلی شده است. حکم بازداشت دادگاه کیفری بین‌المللی برای نتانیاهو در پیش است و تصمیم دادگاه بین‌المللی دیوان دادگستری درباره قانونی‌بودن اشغال اسرائیل در انتظار اجراست؛ بنابراین نتانیاهو معتقد بود جنگ تنها ضمانت برای ادامۀ حکومت او و متحد‌کردن احزاب مختلف سیاسی اسرائیل در پشت او و ارتش است و می‌تواند خودش را از مخالفت‌های داخلی و اتهام‌های مختلف فساد رها کند. همچنین این حمله، فرصتی عملیاتی ـ تاریخی برای تحت‌الشعاع قرار‌دادن و فراموشی شکست عملیات ۷ اکتبر۲۰۲۳و جنگ ناموفق بیست‌ماهه در غزه برای مقامات ارشد سیاسی و ارتش رژیم صهیونیستی بود (4).

 

4. انحراف توجهات جهانی از نسل‌کشی غزه و تسریع پاک‌سازی

اسرائیل از آغاز تأسیس، چند جنگ را با اعراب پشت سر گذاشته است؛ جنگ استقلال در 1947، بحران کانال سوئز در 1956 و جنگ شش‌روزه (5 ژوئن 1967م) که نقطۀ عطفی در توسعۀ ژئوپلتیک و افزایش قدرت اسرائیل گردید. با شکست اعراب، نوار غزه، صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، بیت‌المقدس شرقی و بلندی‌های جولان به اشغال نیروهای اسرائیلی درآمد و به عنوان قدرت منطقه‌ای خود را تثبیت کردند. اسرائیلی‌ها از سال 1970، طرح‌هایی همچون «طرح ینون» برای تسلط بر خاورمیانه نوشتند. اسرائیل تا سال 2023 روند سیاسی، اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیک رو به جلو داشت؛ چراکه به لحاظ سیاسی، از سوی بسیاری از کشورهای جهان پذیرفته شد و تعاملاتش را گسترش داد؛ همچنین به لحاظ اقتصادی رشد بسیاری کرد، به لحاظ نظامی به یکی از ارتش‌های مجهز و قوی دنیا بدل شد و به لحاظ ژئوپلیتیک از 5% درصد زمین‌های اشغالی به بیش از 90% زمین‌ها رسید. در این وضعیت اسرائیل در حال برداشتن گام نهایی برای حل دائمی مسئله فلسطین و حذف طبیعی فلسطین بود. اما حماس با عملیات پیش‌دستانۀ «طوفان‌الاقصی» در 7 اکتبر 2023، اسرائیل را به نقطۀ تأسیس بازگرداند؛ به گونه‌ای که وال‌استریت ژورنال می‌نویسد: «حملۀ حماس همه چیز را تغییر داد. برای اسرائیل مسئله بقا بازگشته است» (5). اسرائیل در این وضعیت، می‌کوشد برای همیشه از شر حماس و مردم غزه خلاص شود؛ ازاین‌رو دیوانه‌وار درصدد تخریب و کشتار برآمد تا غزه را به‌کلی پاک‌سازی کند. اما افکار عمومی دنیا در مقابل جنون نسل‌کشی رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد و در سراسر دنیا موج تنفر و اقدام علیه رژیم کودک‌کش شروع شد. اسرائیل برای ادامه نقشۀ خود باید تمرکز افکار جهانی را از مسئله غزه برمی‌داشت؛ به همین دلیل به ایران حمله کرد؛ چراکه کارشناسان معتقدند یکی از دلایل حمله به ایران، انحراف افکار عمومی دنیا از نسل‌کشی غزه و تسریع در پاکسازی است.

5. ممانعت از توافق دیپلماتیک بین ایران با آمریکا و دیگر کشورهای غربی

وارد‌کردن آمریکا به جنگ با ایران، آرزوی دیرینۀ نتانیاهو بوده است. اسرائیل با انجام حمله‌ای به اصطلاح «پیشگیرانه» علیه ایران، از هرگونه راه‌حل مسالمت‌آمیز برای اینکه ایرانیان اجازۀ دنبال‌کردن غنی‌سازی هسته‌ای غیرنظامی داشته باشند، جلوگیری کرد. از زمان آغاز مذاکرات هسته ای با ایران از چند دهه قبل، رژیم صهیونیستی به دنبال شکست مذاکرات و کشاندن آمریکا به جنگ با ایران بوده است. درواقع اسرائیل با این مانور قدرت، اعلام کرد «ما می‌توانیم هر کاری که می‌خواهیم، هر زمان که بخواهیم و در هر جا که بخواهیم، انجام دهیم». حملۀ گسترده به ایران با هدف آزمودن این مسئله بود که آیا اسرائیل هنوز مصونیت کامل بین‌المللی برای اقدامات جنایتکارانۀ خود دارد؟ نتیجه‌ای هم که گرفت این بود که همچنان کشورهای استعمارگر، حاضر هستند برای اسرائیل هزینه دهند و حمایت کنند.

نتیجه:

اسرائیل با قرار‌گرفتن در وضعیت وجودی و ارزیابی قدرت داخلی و منطقه‌ای ایران، به این جمع‌بندی رسید که ایران بازوهای منطقه‌ای خود را از دست داده و به لحاظ داخلی نیز از ابعاد مختلف با بحران مواجه است؛ بنابراین در این شرایط می‌توان به ایران حمله کرد و وضعیت وجودی را به وضعیت هژمونیک تبدیل کرد. درواقع با تسلیم و تجزیۀ ایران، دیگر کشورهای منطقه نیز تسلیم خواهند شد و ایدۀ «نیل تا فرات» و «اسرائیل بزرگ» تحقق خواهد یافت. همچنین فشار افکار عمومی دنیا از مسئله غزه برداشته می‌شود و نتانیاهو دوباره مشروعیت داخلی و بین‌المللی خود را به دست خواهد آورد؛ از سوی دیگر، مانع توافق ایران با غرب خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. یوری ایوانف؛ صهیونیسم؛ ترجمۀ ابراهیم یونسی؛ چ 3، تهران: نشر امیرکبیر، 1356 ش، ص 14.

2. سید‌محمدحسین راجی؛ قیام ققنوس: خیرش ملت بزرگ ایران برای تغییر در نظم منطقه و جهان؛ تهران: اندیشکده راهبردی سعدا، 1404 ش، ص 7 ـ 21.

3. سیدعلی خامنه‌ای؛ «بیانات در دیدار با مردم قم، سالروز قیام نوزدهم دی‌ماه 1356»؛ 19/10/1394؛ در:

https://khl.ink/f/46976.

4. جمیله کدیور؛ «چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟»؛ سایت دیپلماسی ایرانی، 25/03/1404، ش ۲۰۳۳۴۸۱؛ در:

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news.

5. سید‌محمدحسین راجی؛ قیام ققنوس: خیرش ملت بزرگ ایران برای تغییر در نظم منطقه و جهان؛ ص 19.

پیروز جنگ ۱۲ روزه
در جنگ 12 روزه، رژیم صهیونیستی نتوانست به اهداف راهبردی خود دست پیدا کنند؛ بنابراین شکست آنها در این جنگ به اذعان کارشناسان بین‌المللی واضح و انکارناپذیر است.

 پرسش:

پیروز جنگ ۱۲ روزه تحمیلی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران کیست؟

پاسخ:

با پایان جنگ تحمیلی 12 ‌روزه رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، اظهارنظرها و تحلیل‌ها در رسانه‌ها پیرامون پیروز این جنگ آغاز شد. برخی رسانه‌ها که مستقیم یا غیرمستقیم رسانه‌های همراه با رژیم صهیونیستی محسوب می‌شوند، رژیم صهیونیستی را پیروز این جنگ معرفی کردند و برخی دیگر از آن‌ها، اعم از رسانه‌های بین‌المللی و داخل ایران، جمهوری اسلامی ایران را پیروز این جنگ دانستند. در یک نگاه واقع‌بینانه به این 12 روز، به‌راستی، پیروز این جنگ چه کسی بود؟ ایران یا رژیم صهیونیستی؟

۱. ارزیابی راهبردی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه؛

به نتیجه جنگ 12 ‌روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی با همکاری امریکا از نگاه‌های مختلف می‌توان پرداخت که یکی از مهم‌ترین نگاه‌ها، نگاه راهبردی به این جنگ تحمیلی است. اگرچه رژیم صهیونیستی با همدستی امریکا، با ترور برخی فرماندهان ارشد نظامی، برخی دانشمندان برجسته هسته‌ای، هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای و تخریب بخشی از سیستم پدافندی ایران در ظاهر به دستاوردهایی دست‌یافت، اما از نگاه راهبردی آنچه رژیم صهیونیستی به‌عنوان اهداف این حمله تعریف کرده بود، تحقق نیافت. اینکه دشمن صهیونی چه اهداف راهبردی‌ای برای خود تعریف کرده بود و چگونه در رسیدن به این اهداف ناکام ماند، موضوعی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

۲. اهداف جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه جمهوری اسلامی ایران؛

رژیم صهیونی و امریکا چند هدف راهبردی را از حمله به ایران دنبال می‌کردند، در ادامه، میزان دستیابی آنان به این اهداف را مورد بررسی قرار می‌دهیم تا روشن شود آیا رژیم صهیونی به این اهداف دست‌یافته یا خیر.

۲-1. اختلال در فرماندهی نظامی؛

دشمن صهیونیستی با استفاده از اصل غافلگیری و با ترور چند تن از فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و فرماندهان نظامی در حوزه هوا و فضا به‌عنوان بازوی تهاجمی جمهوری اسلامی و فرماندهان حوزه پدافند، به‌عنوان دستان تدافعی ایران به دنبال تکرار الگوی جنگ شش‌روزه موسوم به اعراب و اسرائیل (1) بود؛ جنگی که با اقدام غافلگیرانه رژیم صهیونیستی علیه نیروی هوایی مصر، فلج کردن آن و تصاحب حریم هوایی مصر آغاز شد و سرانجام پس از شش روز با میانجیگری سازمان ملل به پایان رسید. هدفی که رژیم صهیونیستی از حمله به ایران در بیست و سوم خرداد، یعنی سالگرد حمله به مصر دنبال می‌کرد، فلج کردن ساختار اقدام در نیروهای مسلح ایران بود که می‌توانست از فرصت به‌وجود‌آمده، برای دستیابی به سایر اهداف تعیین‌شده و واردکردن ضربات خردکننده استفاده کند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت آن‌ها تصور می‌کردند که زمان بازیابی نیروهای نظامی ایران چند روزی طول خواهد کشید و این فرصت برای زدن ضربه نهایی کافی بود؛ درحالی‌که با تدبیر و فرماندهی رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، درزمانی بسیار کوتاه، فرماندهان جدید منصوب شدند و فرایند ضربه به دشمن صهیونیستی را بلافاصله آغاز کردند؛ اقدامی که از تصور رژیم صهیونیستی و حامی‌اش ایالات‌متحده امریکا خارج بود و در گام اول محاسبات آن‌ها را به هم ریخت. (2) درنهایت، ضربات مخرب و مهلک موشکی و پهپادی ایران دشمن را وادار به درخواست توقف آتش کرد.

۲-2. نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی؛

یکی از اهداف مهمی که رژیم صهیونیستی با تلاش برای تکرار الگوی مصر و ایجاد فرصت برای خود، به دنبال آن بود، نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی ایران، با استفاده از فلج‌شدگی نیروهای مسلح ایران بود. در تمام روزهای جنگ 12 روزه، دشمنان ما اقدامات متعددی برای از بین بردن تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان و برخی زاغه‌ها و تأسیسات موشکی ایران انجام دادند و حتی ایالات‌متحده امریکا برای بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران وارد عمل شد؛ اما آنچه رخ داد نه توانست تأسیسات هسته‌ای را به‌طور کامل نابود کند و به اذعان اخبار و گزارش‌های خارجی تأسیسات هسته‌ای ایران آسیب دید، اما نابود نشد (3) و فعالیت موشکی ایران تا آخرین لحظات جنگ خواب دشمن صهیونی را پریشان و او را مجبور به آتش‌بس کرد، افزون بر اینکه پایگاه مهم نظامی امریکا در قطر نیز از موشک‌های دقیق ایرانی بی‌نصیب نماند.

۲-3. ایجاد اعتراضات داخلی؛

یکی دیگر از اهداف راهبردی رژیم صهیونیستی مهیاکردن فضا با حمله نظامی برای شکل‌گیری اعتراضات داخلی با یاری عوامل نفوذی و داخلی بود. رژیم صهیونیستی پس از اعتراضات سال 1401 به این نتیجه رسیده بود که شکاف عمیقی میان حاکمیت و مردم شکل گرفته است. ازاین‌رو تصمیم داشت، حاکمیت نظام جمهوری اسلامی را با حمله نظامی و به دنبال آن شکل‌گیری اعتراضات داخلی تضعیف کند تا ایران از موضع ضعف پای میز مذاکره با ایالات‌متحده بنشیند و امتیازات مدنظر امریکا را به‌راحتی در اختیار آن قرار دهد. پیام‌های نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، اقدامات رضا پهلوی و سازمان منافقین و اقدامات بازوهای رسانه‌ای آن‌ها ازجمله تلویزیون ایران اینترنشنال در ایام جنگ در راستای تحریک افکار عمومی ایران برای حضور در کف خیابان در راستای تحقق همین هدف بود، (4) اما افزایش همبستگی و وحدت مردم ایران با سلایق مختلف در مقابل دشمنان خارجی ازجمله شگفتی‌های جنگ 12 روزه بود که نه‌فقط محاسبات دشمنان ما را به هم ریخت، موجب شگفتی مردم جهان شد.

۲-4. تغییر حاکمیت در ایران؛

ازجمله اهدافی که رژیم صهیونیستی و امریکا در ایران با این جنگ و به خیال خود تضعیف حکومت ایران دنبال می‌کردند، تغییر رژیم در ایران بود. سودایی که ترامپ رئیس‌جمهور امریکا و نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از صحبت درباره آن ابایی نداشتند. ترامپ در توئیتی از تغییر رژیم در ایران سخن گفت (5) و نتانیاهو تغییر رژیم در ایران را یکی از نتایج جنگ 12 روزه دانست. (6) این هدف و رؤیای صهیونیست‌ها نیز با همدلی و همبستگی مردم ایران و رهبری مدبرانه آیت‌الله خامنه‌ای به نتیجه نرسید.

۲-5. فعال‌سازی شکاف‌های قومیتی و تجزیه ایران؛

یکی دیگر از اهداف مهم و البته راهبردی‌ترین هدف دشمن صهیونیستی، فعال‌سازی شکاف‌های قومیتی در راستای تضعیف ایران در حفظ تمامیت ارضی و درنهایت تجزیه ایران دانست. هدفی که جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی و نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل از آن پرده برداشت. (7) طبق گزارش مجله نیوزویک، تجزیه‌طلبان کُرد به دلیل سازمان‌یافته‌تر بودن، اولین و مهم‌ترین ظرفیتی هستند که رژیم صهیونیستی می‌تواند از آن‌ها برای رسیدن به هدف خود که البته به گفته عفرا بن‌جیو، پژوهشگر ارشد مرکز موشه دایان اسرائیل، به‌طور مخفی آن را دنبال خواهند کرد، مورد استفاده قرار می‌گیرند: «هرگونه حمایت از یک گروه قومی، اگر انجام شود، به‌صورت مخفیانه خواهد بود تا امنیت آن گروه و منافع اسرائیل حفظ شود. فکر می‌کنم کاندیدای اصلی برای چنین همکاری‌ اقلیت کُرد باشد؛ زیرا این گروه سازمان‌یافته‌ترین است و سابقه طولانی در مبارزه علیه هر رژیم ایرانی دارد». (8) نیوزویک در ادامه گزارش خود از گروه‌های تکفیری و تجزیه‌طلب فعال در منطقه جنوب‌شرق کشور، به‌عنوان ظرفیتی یاد می‌کند که رژیم صهیونیستی باید به آن‌ها توجه کند. این رسانه امریکایی در ادامه به پروژه مطالعات بلوچستان که توسط مؤسسه تحقیقات رسانه‌ای خاورمیانه (MEMRI) راه‌اندازی شده اشاره می‌کند؛ موسسه‌ای که توسط ییگال کارمون، افسر سابق اطلاعات اسرائیل و میراو ورمس، دانشمند سیاسی اسرائیلی ـ امریکایی، تأسیس شده است. نیوزویک به نقل از آنا ماهجار باردوچی، پژوهشگر ارشد این مؤسسه اذعان می‌کند که هدف این پروژه، فعال‌سازی گسل‌های قومی ـ مذهبی در جنوب شرق ایران است. پروژه‌ای که به‌وضوح، تلاشی برای تقویت صدای گروه‌های تجزیه‌طلب بلوچ و جلب حمایت بین‌المللی برای آن‌هاست. (9) تجزیه ایران به‌عنوان راهبردی‌ترین هدف دشمنان مردم ایران در جنگ 12 روزه با کمک مردم و همراهی مسئولین دولتی و فداکاری دستگاه‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی کشور با شکست مواجه شد.

نتیجه:

با توجه به آنچه از اهداف راهبردی دشمن صهیونیستی و حامی تمام‌عیارش ایالات‌متحده امریکا نگاشتیم و درباره آن‌ها و نتایج آن سخنانی بیان کردیم، به‌خوبی روشن می‌شود که از منظر رسیدن به اهداف راهبردی، باوجود خسارت‌هایی که رژیم صهیونی توانسته به ایران وارد کند، دشمنان مردم ایران نتوانستند به اهداف راهبردی خود دست پیدا کنند؛ بنابراین شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه به اذعان کارشناسان بین‌المللی حتی در سرزمین‌های اشغالی و افکار عمومی جهان واضح و انکارناپذیر است.

پی‌نوشت‌ها:

(1) ر.ک: «جنگ شش‌روزه»، سایت تاریخ، https://B2n.ir/kb6512.

(2) ر.ک: «رؤیای بربادرفته عبری»، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، https://khl.ink/f/60445.

(3) برای نمونه، ر.ک: «سی ان ان: تأسیسات هسته‌ای ایران همچنان فعال هستند و نابود نشده‌اند»، پایگاه خبری مشرق، mshrgh.ir/1727477.

(4) ر.ک: «پیام نتانیاهو به مردم ایران»، یورونیوز، https://B2n.ir/ef6589.

(5) ر.ک: «توئیت وقیحانه ترامپ درباره تجزیه ایران»، روزنامه فرهیختگان، fdn.ir/209391.

(6) ر.ک: «نتانیاهو: تغییر رژیم ایران می‌تواند نتیجه‌ این جنگ باشد»، شبکه ایران اینترنشنال، 25/03/1404، https://www.iranintl.com/202506151142.

(7) ر.ک: «پروژه تجزیه ایران؛ رؤیای صهیونیست‌ها، کابوس منطقه»، نورنیوز، کد خبر: 230500، https://nournews.ir/n/230500.

(8) ر.ک: «طرح اسرائیل برای بهره‌برداری از گسل‌های قومی علیه ایران»، پایگاه خبری سرمایه فردا، کد خبر: 41448، https://B2n.ir/gm2849.

(9) ر.ک: «طرح اسرائیل برای بهره‌برداری از گسل‌های قومی علیه ایران»، پایگاه خبری سرمایه فردا، کد خبر: 41448، https://B2n.ir/gm2849.

صفحه‌ها