تحریم

کاهش گسترده ارزش پول ملی، اگر همراه با کاهش قدرت خرید مردم باشد،احتمال بروز پیامدهایی همچون اعتراضات اجتماعی و ناامیدی به آینده را افزایش می‌دهد.

پرسش:

پیامدهای سیاسی و اجتماعی کاهش گسترده ارزش پول ملی چیست و آیا راهکاری برای کاهش تأثیر این پیامدها وجود دارد؟

پاسخ:

مقدمه

کاهش ارزش پول ملی به معنای کاهش ارزش واحد پول یک کشور، نسبت به قیمت طلا یا سایر پول‌های خارجی است. در سالیان اخیر، ارزش پول ملی کشورمان به‌صورت پیوسته، کاهش یافته است. آیا امکان حفظ ارزش پول ملی وجود دارد؟ عوامل مختلف کاهش پول ملی ایران چیست و چه پیامدهای اجتماعی و سیاسی دارد؟

متن پاسخ

1. اهمیت و ارزش پول ملی

افزایش یا کاهش ارزش پول ملی می‌تواند نقش زیادی در اقتصاد یک کشور ایفا کند. بر اساس نظریات اندیشه‌مندان بزرگ علم اقتصاد، کاهش ارزش پول ملی مؤثرترین ابزار برای از بین بردن یک حکومت است. بر همین اساس، ریچارد نفیو، مسئول تیم طراحی تحریم علیه ایران، در کتاب معروف خودش به اسم «هنر تحریم‌ها» می‌گوید که در سال ۲۰۱۲ و به واسطه اقداماتی که ما انجام دادیم، پول ملی ایران در چند هفته تا سه برابر با کاهش ارزش مواجه شد، یا مثلاً «الیوت آبرامز، نماینده ویژه وزارت امورخارجه آمریکا در امور ایران - در دوران ترامپ - گفته است که فشارهای آمریکا نتایج بزرگی دارد، ارزش پول ایران سقوط کرده است.» اظهار نظر این افراد و دیگرانی همچون مارشال بیلینگزلی، دستیار وزیر خزانه‌داری آمریکا یا جیمز ریکاردز، تحلیلگر ارشد سیا، در کتاب «جنگ ارزی»، همگی نشان از آن دارد که دشمنان ایران «بهترین راه و مسیر تغییر رژیم را در ایران از طریق جنگ اقتصادی و هدف قرار دادن تضعیف پول ملی می‌دانند.»(1) ازاین‌رو مقام معظم رهبری بارها به این جنگ اقتصادی دشمن اشاره کرده و از کاهش ارزش پول ملی به عنوان یکی از مشکلات اصلی اقتصاد نام برده‌اند. ایشان در موارد مختلف از مسئولان اقتصادی خواسته‌اند که برای تقویت پول ملی برنامه‌ریزی و تلاش کنند.(2)

2. پیامدهای سیاسی و اجتماعی کاهش ارزش پول ملی

کاهش گسترده پول ملی همچون سایر مشکلات اقتصادی می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی مهمی به دنبال داشته باشد که از جمله آنها می‌توان به نارضایتی مردم از دولت، بی‌اعتمادی به وعده‌های مسئولان، کاهش مشارکت سیاسی، شکل‌گیری اعتراض‌های اجتماعی، گسترش ناهنجاری‌های فرهنگی، ایجاد حس ناامیدی به آینده در اثر انباشت مشکلات، کوچک‌نمایی پیشرفت‌های کشور در سایر حوزه‌ها از طریق بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی توسط رسانه‌های معاند و... اشاره کرد.

3. اصلاح برداشت‌های غلط نسبت به کاهش ارزش پول ملی

در زمینه کاهش ارزش پول ملی حداقل دو برداشت اشتباه وجود دارد؛ اول آن که کاهش ارزش پول ملی همیشه بد نیست و در صورت مدیریت صحیح می‌تواند نتایج مثبتی همچون ایجاد مزیت‌های صادراتی و ارزآوری برای کشور، کاهش کالاهای وارداتی و در نتیجه جایگزین شدن آن با کالاهای داخلی داشته باشد. همه این موارد به نوبه خود از دو جهت باعث رشد تولید داخل و فعال شدن چرخه اقتصادی کشور می‌شود. ازاین‌رو برخی کشورها مثل چین در دوره‌هایی اقدام به کاهش ارزش پول خود کرده‌اند(3). نکته دوم که بسیار حائز اهمیت است آن که پایین بودن ارزش پول ملی یک کشور همیشه به معنای وضعیت بد رفاهی مردم آن کشور نیست. همچنین بالا بودن ارزش پول یک کشور لزوماً به معنای خوب بودن وضعیت رفاهی و اقتصادی مردم آن کشور نیست، «چرا که اولاً با حذف چند صفر از واحد پولی کشور می‌توان یک ‌شبه ارزش پول ملی را بسیار بالا برد؛ در حالی که در رفاه عمومی هیچ تغییری رخ نمی‌دهد. در ثانی، بررسی درآمد سرانه در کنار ارزش پول ملی است که می‌تواند وضعیت قدرت خرید مردم را نشان دهد، نه صرف توجه به ارزش پول ملی.(4) متأسفانه ریال ایران جزء کم ارزش‌ترین ارزهای ملی است. معمولاً افراد با شنیدن چنین خبری تصور می‌کنند که «وضع اقتصاد ایران از همه‌ کشورهای دنیا بدتر است و متوسط رفاه یک ایرانی، از رفاه افراد سایر کشورها کمتر است»؛ اما «بر اساس آمارهای بانک جهانی، ایران در سال 2020 میلادی در شاخص قدرت خرید سرانه رتبه‌ 85م دنیا را از میان 197 کشور کسب کرده است؛ یعنی اگر جهان را به دو نیمه تقسیم کنیم، ما در نیمه بالایی قرار داریم و به‌طور میانگین، قدرت خرید مردم در 112 کشور از ما ایرانیان کمتر است... این نشان می‌دهد که اسکناس‌های بی‌ارزش‌ترین پول دنیا، چندان هم بی‌ارزش نیست و توانسته قدرت خرید ایرانیان را از 112 کشور بالاتر نگه‌ دارد.»(5) با این توضیح آنچه که به عنوان اثرات نفی کاهش ارزش پول ملی بیان شد، وقتی بروز می‌کند که در کنار این کاهش، قدرت خرید مردم هم کاهش یابد.

4. راهکارهای کاهش تأثیر این پیامدها

برای کاهش پیامدهای سیاسی و اجتماعی در اثر بی‌ارزش شدن پول ملی باید در درجه اول، ریشه مشکل را اصلاح کرد. اولین گام در این راستا تلاش بیشتر مسئولان برای تقویت ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم متناسب با جنگ اقتصادی دشمن است. اقداماتی مانند پرداخت یارانه یا سبد معشیتی نیز می‌تواند در کوتاه مدت و به عنوان یک راهکار موقت به کاهش این پیامدها کمک کند. یک راهکار بسیار مهم در اینجا توجه افکار عمومی به جنگ شناختی و رسانه‌ای دشمن است. دشمن تلاش دارد در کنار تحریم اقتصاد کشور و تضعیف ارزش پول ملی، چنین وانمود کند که مردم ایران بدبخت‌ترین مردم جهان هستند و گویا در هیچ زمینه‌ای پیشرفت نداشته‌اند، اما همان طور که اشاره شد آمار بانک جهانی خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. در همین راستا مطالعه کتاب ارزشمند «صعود چهل‌ساله 1 و 2» به خوبی نشانگر پیشرفت کشور مبتنی بر آمار بین‌المللی در حوزه‌های مختلف است. مردم ایران به برکت انقلاب اسلامی و با مقاومت مثال‌زدنی خود توانسته‌اند به‌رغم هشت سال جنگ تحمیلی، بیش از چهار هزار تحریم اقتصادی، ترور صدها تن از نخبگان و دانشمندان ایرانی و ده‌ها توطئه داخلی و خارجی، به پیشرفت‌های حیرت‌آوری دست یابند. همان گونه که در عرصه هسته‌ای، نانو، هوا و فضا، پزشکی، سلول‌های بنیادی، نظامی و... توانسته‌ایم جزء رتبه‌های اول جهانی باشیم، در عرصه اقتصاد هم می‌توانیم به مراتب وضعیت بهتری داشته باشیم، به شرط آن که مسئولانی که با رأی خود سرکار می‌آوریم، همچون شهید حاج قاسم سلیمانی باشند تا بتوانند با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرده و کشور را از وابستگی نظامی به آمریکا تبدیل به یک قدرت مستقل منطقه‌ای کنند.

نتیجهگیری

با توجه به آنچه گفته شد، کاهش گسترده ارزش پول ملی، اگر همراه با کاهش قدرت خرید مردم باشد، احتمال بروز پیامدهایی همچون اعتراضات اجتماعی و ناامیدی به آینده را افزایش می‌دهد. راهکار اصلی جلوگیری از این پیامدها، تقویت اقتصاد کشور و توجه مسئولان و افکار عمومی به جنگ اقتصادی و رسانه‌ای دشمن است.

پی‌نوشتها

1. صمصامی، حسین، هدف دشمن در جنگ اقتصادی، تضعیف ارزش پول ملی است، پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری(مد ظله)، 18/12/1400ش، https://khl.ink/f/49723.

2. ر.ک: پیام نوروزی، 01/01/1398ش؛ بیانات به مناسبت عید غدیر، 10/05/1399ش؛ بیانات در جلسه با هیئت دولت، 02/06/1399ش.

3. پورابراهیمی، محمدرضا، سه‌گامِ مجلس برای تحقق رونق تولید، پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری (مدظله)، 17/01/1398ش، https://khl.ink/f/42136.

4. چرا «ریال ایران بی‌ارزش‌ترین پول دنیا شد» بی‌ارزش است؟، خبرگزاری تسنیم، 20/09/1401ش، https://tn.ai/2808590.

5. چرا «ریال ایران بی‌ارزش‌ترین پول دنیا شد» بی‌ارزش است؟، خبرگزاری تسنیم، 20/09/1401ش، https://tn.ai/2808590

تغییرات شدید اقتصادی با تغییر دولت‌ها در ایران ناشی از ترکیبی از وابستگی اقتصاد به سیاست‌های دولتی، ضعف ساختارهای اقتصادی و تأثیر فشارهای خارجی و... است.

پرسش:

چرا تأثیر دولت‌های مختلف در ایران بر اقتصاد، این‌چنین شدید و عمیق است؟ به‌عنوان نمونه، با گذشت زمان کوتاهی پس از دولت شهید رئیسی، در دوره جدید، با کمبود تأمین انرژی و افزایش تورم عجیب، در سطح گسترده مواجه هستیم، درحالی‌که رشد اقتصادی در سال 401 حدود 4 درصد بوده است. در دولت‌های قبلی نیز چنین تأثیر عمیقی را مشاهده می‌کنیم. آیا این تغییرات دفعی و بی‌قاعده، به معنای نبود ساختارهای اقتصادی محکم در کشور نیست؟ ماجرا چیست؟

پاسخ:

مقدمه

در تاریخ ایران دولت‌ها همواره تأثیر عمیقی بر اقتصاد داشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که حضور یک دولت با رشد اقتصادی و حضور دولتی دیگر با کاهش شدید رشد اقتصادی همراه بوده است. دوران پس از انقلاب نیز از این مسئله مستثنا نیست. به‌عنوان نمونه در دولت شهید رئیسی، طبق آمار بانک جهانی، شاهد رشد اقتصادی تا 5 درصد در ایران هستیم، اما طبق تخمین بانک جهانی در دوره جدید با کاهش رشد اقتصادی تا 3 درصد مواجهیم.(1)

 مشکل کمبود تأمین انرژی و افزایش ادامه‌دار تورم از دیگر مواردی است که در دوره دولت جدید با آن مواجهیم؟ دلیل تأثیر عمیق دولت‌ها بر اقتصاد چیست؟ آیا این تغییرات دفعی به معنای نبود ساختارهای اقتصادی محکم در کشور نیست؟

 

متن پاسخ

پاسخ به این سؤال نیازمند بررسی عوامل متعددی است که بر اقتصاد ایران تأثیر می‌گذارند. برخی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شوند تغییر دولت‌ها در جمهوری اسلامی ایران تأثیرات شدیدی بر اقتصاد داشته باشند و این تغییرات دفعی و عمیق باشند را می‌توان موارد زیر برشمرد.

 

مهم‌ترین دلایل تأثیر دولت‌ها بر نوسانات رشد اقتصادی ایران

 

1. وابستگی شدید اقتصاد ایران به دولت

وابستگی شدید اقتصاد در ایران به دولت در دو حوزه مهم تصمیم‌گیری و نهادسازی تبلور یافته است که به‌طور مختصر توضیحاتی دراین‌باره ارائه می‌شود.

 الف. تصمیم‌گیری‌های دولت‌محور:

 اقتصاد ایران به‌شدت به سیاست‌های دولت وابسته است. تصمیمات کلیدی اقتصادی، ازجمله نرخ ارز، قیمت انرژی و سیاست‌های تجاری، عمدتاً توسط دولت گرفته می‌شود. این موضوع باعث می‌شود که تغییرات در سیاست‌گذاری دولت، تأثیرات فوری و گسترده‌ای بر اقتصاد داشته باشد. البته در همه اقتصادهای دنیا سیاست‌گذاری‌های اقتصادی به‌نوعی از دولت متأثر است، اما آنچه عمق تأثیر دولت بر اقتصاد را تعیین می‌کند، شدت این وابستگی است.. البته گفتنی است کارشناسان اقتصادی درباره شرایط و میزان دخالت دولت در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها اختلاف‌نظر دارند و بر این اساس، دیدگاه‌ها درباره حجم دخالت دولت در اقتصاد متفاوت شده است.

 ب. نبود نهادهای مستقل اقتصادی:

 در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، نهادهایی مانند بانک مرکزی یا شوراهای مستقل اقتصادی مسئولیت سیاست‌گذاری اقتصادی را به‌طور مستقل از دولت بر عهده ‌دارند؛ اما در ایران، این نهادها معمولاً تحت تأثیر سیاست‌های کوتاه‌مدت دولت هستند. اگرچه موضوع استقلال نهادی چون بانک مرکزی نیز محل اختلاف میان کارشناسان است، برخی معتقدند که اگر استقلال بانک مرکزی به معنای جدایی سیاست‌های پولی از سیاست‌های مالی نظام اقتصادی باشد، بانک مرکزی از تسلط دولت خارج می‌شود و دولت نمی‌تواند به میل خود و به هر میزان به استقراض از بانک مرکزی یا انتشار پول برای تأمین کسری بودجه روی آورد. درنتیجه ارزش پول ملی حفظ خواهد شد.(2) با توجه به این نکته روشن است که نبود نهادهای مستقل اقتصادی موجب تأثیر عمیق دولت بر اقتصاد می‌شود.

 

2. ضعف در زیرساخت‌ها و ساختارهای اقتصادی پایدار

ضعف در زیرساخت‌ها و ساختارهای اقتصادی ایران عامل دیگر اثر عمیق تغییر دولت‌ها بر اقتصاد ایران است. برخی از مؤلفه‌های این ضعف عبارت‌اند از:

 الف. اقتصاد نفت‌پایه:

 وابستگی شدید اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی و نقش بزرگ دولت در اقتصاد، باعث می‌شود که اقتصاد به تغییرات در مدیریت دولتی حساس باشد و هر تغییری در سیاست‌های نفتی، بودجه‌ای، یا دیپلماسی اقتصادی به‌سرعت کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار ‌دهد؛ چراکه نفت نقش تعیین‌کننده‌ای در مصارف و مخارج کشور ایفا می‌کند.

 ب. نبود سیاست‌های بلندمدت صحیح و پایدار:

 سیاست‌های اقتصادی در ایران معمولاً کوتاه‌مدت و مبتنی بر رفع فوری مشکلات است. این موضوع باعث می‌شود که هر دولت، سیاست‌های متفاوتی را در پیش بگیرد و اقتصاد کشور به‌شدت ناپایدار شود. برنامه‌ریزی بلند‌مدت صحیح و پایدار و به تعبیر دیگر طراحی سیاست‌های کلان اقتصادی می‌تواند تا حدودی اثرات منفی تغییر دولت‌ها را کاهش دهد.

 

3. عدم اطمینان و پیش‌بینی‌ناپذیری اقتصاد ایران

الف. تغییرات ناگهانی در قوانین و مقررات:

یکی از معضلات نظام اقتصادی ایران تغییر ناگهانی قوانین و مقررات توسط نهادها و سازمان‌های مسئول دولتی است. ازجمله آن‌ها می‌توان به قوانین مربوط به تغییر نرخ ارز، حذف یارانه‌ها، یا اعمال محدودیت‌های جدید بر تجارت اشاره کرد. این تغییرات، فضای عدم اطمینان برای فعالان اقتصادی ایجاد می‌کند و موجب بی‌ثباتی در اقتصاد می‌شود. البته تلاش‌هایی برای رفع این معضل در دولت شهید رئیسی صورت گرفت و تغییر ناگهانی قوانین و مقررات ممنوع شد.(3)

 ب. تورم و انتظارات تورمی:

 اقتصاد ایران به‌شدت از تورم مزمن رنج می‌برد. یکی از مشکلات مهم اقتصاد ایران مزمن شدن تورم در آن است. سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها، به‌ویژه در حوزه پولی و ارزی، می‌تواند انتظارات تورمی را به‌سرعت تغییر دهد و به شوک‌های قیمتی منجر شود. این اتفاق موجب رشد بی‌اعتمادی به آینده اقتصاد می‌شود و نتیجه آن عدم کاهش قیمت‌های افزایش‌یافته در دوران شوک قیمتی خواهد بود.(4)

 

4. فشارهای خارجی و تحریم‌ها

الف. نقش تحریم‌ها:

 تحریم‌های اقتصادی تأثیر عمیقی بر اقتصاد ایران داشته و هر دولتی رویکرد متفاوتی برای مقابله با این فشارها دارد. این تفاوت در رویکردها، تغییرات گسترده‌ای در اقتصاد ایجاد می‌کند. برای مثال، در دولت‌های مختلف شاهد سیاست‌های متفاوتی در مورد مدیریت ارز و تجارت خارجی بوده‌ایم. طبیعی است که این سیاست‌ها اثر مستقیم و غیرمستقیم بر روی اقتصاد ایران خواهد داشت.

 ب. وابستگی به واردات:

 ساختار اقتصادی ایران به‌گونه‌ای است که به واردات کالاهای اساسی وابسته است. هرگونه تغییر در سیاست‌های دولت یا روابط خارجی، مستقیماً بر تأمین کالاهای اساسی، قیمت‌ها و تورم اثر می‌گذارد.

 

5. ناکارآمدی ساختار حکمرانی اقتصادی

الف. عدم شفافیت و فساد:

 یکی از مشکلات عمده اقتصاد ایران، عدم شفافیت و فساد در درون سیستم است. این مسئله باعث می‌شود که حتی سیاست‌های مناسب نیز به‌درستی اجرا نشوند و درنتیجه، اقتصاد آسیب ببیند؛ بنابراین میزان تلاش دولت‌ها در مقابله با فساد و بسترسازی برای تحقق هرچه بیشتر شفافیت اثر مستقیم بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت.(5)

 ب. نوسان و ناترازی در مدیریت انرژی و منابع:

 کمبود انرژی، مانند برق و گاز، نشان‌دهندة فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت و سرمایه‌گذاری کافی در زیرساخت‌های انرژی است. این موضوع نشان‌دهنده ضعف مدیریت در حوزه‌های کلیدی اقتصاد است. هر چه تغییر مدیریت در دولت‌ها به این ضعف بیشتر دامن بزند، اقتصاد ایران با چالش جدی‌تری مواجه خواهد شد. همه آنچه گفته شد به معنای نبودِ ساختارهای قوی اقتصادی است که یکی از دلایل اصلی این مشکلات است.

 

 ساختارهای محکم اقتصادی باید شامل موارد زیر باشند:

نهادهای مستقل و حرفه‌ای: مانند بانک مرکزی مستقل که سیاست‌های پولی را بدون تأثیر از دولت اجرا کند.

سیاست‌گذاری پایدار و قابل پیش‌بینی: که فضای اطمینان برای فعالان اقتصادی ایجاد کند.

تنوع در منابع درآمدی: کاهش وابستگی به نفت و توسعه سایر بخش‌های اقتصادی.

مبارزه با فساد: که اعتماد عمومی و کارآمدی سیستم اقتصادی را افزایش دهد.

تحقق مؤلفه‌های فوق به معنای شکل‌گیری ساختار محکم اقتصادی است که می‌توان امید داشت، تغییر دولت‌ها لرزه‌های شدیدی نمی‌تواند در آن ایجاد کند.

 

نتیجه‌ گیری

ازآنچه نگاشته شد روشن می‌شود که تغییرات شدید اقتصادی با تغییر دولت‌ها در ایران ناشی از ترکیبی از وابستگی اقتصاد به سیاست‌های دولتی، ضعف ساختارهای اقتصادی و تأثیر فشارهای خارجی و... است. برای کاهش این تأثیرات، نیاز به اصلاحات عمیق و ایجاد نهادهای مستقل و قوی در حوزه زیرساخت‌ها، منابع، بازیگران و سیاست‌گذاری اقتصادی وجود دارد.

 

پی‌نوشت‌ها

1. ر.ک: موسوی، حبیب، «گزارش بانک جهانی از اقتصادهای درحال‌توسعه در قرن 21»، اکو ایران، کد خبر: 81925، https://B2n.ir/j84501.

2. ر.ک: «استقلال بانک مرکزی و تأثیرات آن بر متغیرهای کلان اقتصادی»، نشریه اتاق بازرگانی، شماره 13، 1385، ص 14.

3. ر.ک: صدای بورس، کد خبر: 457350، sedayebourse.ir/x5TvH.

4. ر.ک: «مشکل پیش‌بینی‌ناپذیر بودن اقتصاد ایران»، شفقنا، https://fa.shafaqna.com/?p=678774.

5. ر.ک: «فساد و عدم شفافیت، دو معضل اصلی اقتصاد ایران»، خبرگزاری تسنیم، https://tn.ai/539098

تحریم‌‌های خارجی حدود 30 درصد در مشکلات کشور مؤثر بوده و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر، امیدهای واهی به بیگانگان بوده است.

پرسش:

قبل از روی کار آمدن این دولت اعلام می‌شد که فقط بیست درصد مشکلات ناشی از تحریم است و هشتاد درصد آن از بی‌عرضگی است؛ اما اکنون علی‌رغم ژست‌های کاذب و حمایت همه‌جانبه داخلی، بجای پول نفت به ما دارو می‌دهند. چرا به افکار عمومی احترام گذاشته نمی‌شود و واقعیت‌ها بیان نمی‌شود؟

پاسخ:

در بازه تبلیغاتی داوطلبان ریاست جمهوری 1400 و قبل‌تر از آن برای انتقاد از عملکرد دولت قبلی، اعلام می‌شد که عمده مشکلات کشور مربوط به سوء تدبیر و کم‌کاری یا خیانت و نفوذ در بدنه دولت هست و می‌توان عمده مشکلات کشور را با استفاده از توان داخلی و تدبیر مناسب حل کرد و درآمدهای حاصل از صادرات و فروش نفت را با مذاکره دریافت کرد؛ اما باروی کار آمدن دولت جدید، همچنان به بجای پول نفت و صادرات مواد دیگر به کشور مواد مصرفی و دارو می‌دهند. چرا در موقع انتخابات وعده‌ها و حرف‌های شعاری زده و به افکار عمومی احترام نمی‌گذارند و با مردم صادق نیستند؟

برای پاسخ به این سؤال، ابتدا لازم هست به چند نکته زیر توجه کرد.

1- عامل مشکلات عمومی کشور

انسان در زندگی با واقعیات و مزاحمت‌هایی روبه‌رو هست. برخی برای رسیدن به هدف‌ها ممکن است کمک یا مزاحم باشد. با قاطعیت می‌توان گفت اگر مزاحمت‌ها وجود نداشتند، رسیدن به اهداف، زمان زیادی نمی‌خواست. یک گروه متشکل قوی می‌توانستند این اهداف را سریع برآورده کنند؛ منتها در سر راه انسان موانع وجود دارد. اساساً همین وجود مانع است که انسان را به تلاش وامی‌دارد. عامل مشکلات عمومی کشور را می‌توان در دو مورد کلی موانع درونی و موانع بیرونی تقسیم کرد.

موانع درونی یعنی آن چیزهایی که در درون خود انسان‌ها وجود دارد؛ موانع درونی، ضعف‌های فکری و عقلانی، راحت‌طلبی، آسان‌گرائی، سهل‌انگاری، آسان‌پنداری، گریز از چالش، زشت و ناپسند دانستن مواجهه‌ی با مشکلات، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات، تربیت اخلاقی و تاریخىِ بازمانده‌ی از دوران گذشته، خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت‌نشده، دل‌بستگی به عادات و عقاید خرافىِ میراثی و بد فهمیدن دستور دین و ... از ضعف‌های درونی ماست.

روش اسلامی مبارزه با این موانع، جهاد تبیین است و همین تبیین‌ها موجب شد که انقلاب اسلامی بر بسیاری از این پیش‌زمینه‌های تاریخی و تربیت‌های غلط فائق بیاید و فائق آمد. البته در بعضی‌اش هم هنوز فائق نیامده که آن انگیزه‌های دیگری مثل این مصرف‌گرائی و اسراف و ... دارد که جزو میراث‌های ما از گذشته است. (1)

بخش دیگر از موانع درونی، عدم اهتمام برخی از مسئولین به همه آرمان‌های انقلاب و در برخی موارد عمل خلاف آرمان‌ها است. بسیاری از ناکامی‌های امروز در عرصه‌ی رسیدن به هدف‌های انقلاب و اداره‌ی مطلوب کشور، به خاطر کم‌اعتنایی به عدالت است. اسم عدالت می‌آید و اما در مقام عمل نسبت به خود اغماض می‌شود. خیلی از امکانات و برخورداری‌ها را برای خود روا داشته، ولی برای دیگران روا داشته نمی‌شود. (2)

برای درمان این مشکلات درونی در سطح فردی و اجتماعی توسط مردم و مسئولان، باید بیشتر به سمت اسلامی شدن، مسلمان شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگی کردن رفت. باید به سمت زندگی علوی رفته و روح زندگی علوی که عدالت، تقوا، پارسایی، پاک‌دامنی، بی‌پروائىِ درراه خدا و میل و شوق به مجاهدتِ درراه خدا است را در خود زنده کرده، به سمت این‌ها رفت؛ اگر قدم‌به‌قدم تحول درونی خود را جدی گرفته و پیش ببریم و پایبندی خود را به ارزش‌ها و اصولِ خود عملاً نشان دهیم، کارایی و توفیقات ما هم بیشتر خواهد شد و این موانع حل خواهند شد.(3)
در مورد موانع بیرونی هم می‌توان به تحمیل فشارهای خارجی (جنگ، تحریم و فتنه‌انگیزی‌ها...) برای کند کردن حرکت نظام به سمت آرمان‌ها اشاره کرد.

حمله نظامی به طبس، کودتای نوژه، تحریک عراق و تحمیل جنگ علیه ایران، رویارویی و دخالت نظامی مستقیم در جنگ و سقوط هواپیمای مسافربری، فشارهای اقتصادی و اقدامات تحریمی علیه نظام، حمایت، سازمان‌دهی و هدایت مخالفان نظام، فضاسازی سیاسی و تبلیغاتی و جنگ روانی علیه نظام، اختصاص بودجه‌های کلان برای مقابله با نظام اسلامی، مقابله با دستیابی جمهوری اسلامی به فناوری هسته‌ای، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، فتنه‌انگیزی در کشور و حمایت و برنامه‌ریزی برای سقوط نظام اسلامی، بلوکه کردن دارایی‌های خارجی کشور، خروج یک‌طرفه از برجام و ... گوشه‌ای از شرارت‌های آمریکا علیه ملت ایران است. (4)

اگر دشمن توطئه نمی‌کرد؛ اگر دشمن به رهبری استکبار جهانی و در رأسش امریکای پلید و خبیث، علیه این مملکت فعالیت نمی‌کرد، خیلی از کارهای عمرانی و زیربنایی انجام‌شده بود. برای مثال اگر جنگ هشت‌ساله را بر ما تحمیل کردند، به خاطر این بود که ما دیرتر به بازسازی کشور و زنده کردن زمینه‌های عمران بپردازیم. استعمار و استکبار می‌دانند که اگر ملت ما به کمک مسئولان و گردانندگان و مدیران دلسوز کشور بتواند ایرانی آباد و آزاد بسازد و آحاد جامعه را کاملاً مرفه و برخوردار از عدالت‌ اجتماعی و سایر ارزش‌های اسلامی کند و در زیر چتر شریعت مقدسه‌ی اسلام نگه دارد، در آن صورت انقلاب‌ بزرگ و شکوهمند ما به‌خودی‌خود و بدون آنکه کسی تلاش کند، به همه‌ی کشورهای اسلامی صادر خواهد شد و الگوی دیگران قرار خواهد گرفت.(5)
2- بررسی میزان تأثیر تحریم بر اقتصاد کشور

فدایی و همکاران اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تحریم‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی در ایران را بررسی و به این نتیجه رسیدند که اعمال تحریم‌های ضعیف تأثیر معناداری بر رشد اقتصادی نداشته، ولی تحریم متوسط و قوی در کوتاه‌مدت به ترتیب بـا ضـرایب 0098/0 و 43/0 تأثیر منفی بر رشد اقتصادی دارد.

نتایج رابطه بلندمدت نشان مـی‌دهـد کـه اعمـال تحـریم‌هـای اقتصادی ضعیف و قوی در بلندمدت تأثیر معنـاداری بـر رشـد اقتصادی نداشته، ولی تحریم‌های متوسط بـا ضـریب 0.024 در بلندمدت تأثیر منفی بر رشد اقتصادی داشته است؛ زیرا در مورد تحریم‌های ضعیف با روش کوتاه‌مدت تأثیر تحریم‌ها را خنثی و لذا تأثیری بر رشـد تولید نخواهد داشت. همچنین تـأثیر تحـریم‌هـای اقتصـادی در بلندمـدت کمرنگ‌تر می‌شود به‌ویژه زمانی که تحریم‌های اقتصادی قوی باشد، کشور هدف به‌شدت سعی می‌کند تا در بلندمدت ساختار خود را در برابر آن مقاوم ساخته و تأثیر آن را خنثی سازد.

اما در مورد تحریم‌های متوسط تغییر ساختاری، صرفه اقتصادی ندارد و دور زدن نیز به‌طور کامل نمی‌تواند تأثیر تحریم‌ها را خنثی کند، لذا حتی در بلندمدت نیز این نوع تحریم‌ها بر رشد تولیـد تأثیر قابل‌توجهی خواهد داشت. (6)

هم‌چنین مرزبان و همکاران تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که درجه تأثیر تحریم‌های نفتـی بـر میـزان رفـاه در اقتصـاد ایـران حدود 30 درصد کاهشی و اثر تحریم هم‌زمان سرمایه‌ای و نفتـی بـر میـزان رفـاه در اقتصـاد ایران بین 30 تا 50 درصد کاهشی بوده است. (7)

پس با توجه با این نتایج تحقیقات انجام‌شده، میزان تأثیر تحریم‌ها در اقتصاد و رفاه مردم حدود 30 درصد است و 70 درصد باقی‌مانده به عوامل داخلی مرتبط هست. البته می‌توان سهم تحریم در کاهش رفاه اقتصادی مردم را نیز با اقداماتی از قبیل کاهش وابستگی به نفت، اعمال سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، تکیه‌بر توان داخلی، دیپلماسی فعال، کاهش وابستگی به تولیدات خارجی، متنوع سازی نظام ارزش محصولات، عضویت در پیمان‌های جهانی با کشورهای دوست مثل گروه شانگ های و بریکس و تعامل سازنده با کشورهای همسایه و منطقه و ... کاهش داد.

بررسی وعده‌های داده‌شده در رقابت‌های انتخاباتی

طبق نتایج تحقیقات و شواهد تجربی حدود 30 درصد مشکلات کشور ناشی از تحریم است و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر و امیدهای واهی به بیگانگان و عوامل بیان‌شده در بخش اول است.

در دوره قبل دولت راه‌حل تمام مشکلات کشور به برجام و اف‌ای‌تی‌اف و مذاکرات گره‌زده شده بود و حتی کار به‌جایی رسیده بود که برخی ادعا داشتند که باید مذاکره شود تا مشکل آب مردم نیز به‌وسیله آن حل شود.

این گره زدن تمام مشکلات کشور به مذاکرات و تعطیلی صنایع داخلی و رکود در کشور و ... چیزی بود که مورد نقد واقع می‌شد. باروی کار آمدن دولت جدید و بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف و ... تنها با تعامل سازنده و دیپلماسی عزتمندانه، خیلی از گره‌های خارجی حل و اموال بلوکه‌شده آزاد یا درحالی‌که آزادسازی بوده و خرید واکسن کرونا و عضویت در پیمان شانگهای و درخواست عضویت در گروه بریکس و افزایش صادرات و فروش نفت و مشتقات نفتی و دریافت مبلغ آن، تأمین مواد اولیه مورد نیاز و ... از ثمرات نگاه صحیح به روابط بین‌الملل بر اساس عزت و مصلحت ملی است و امروز، ایران از طوفان تحریم عبور کرده و دولت با عملکرد خود نشان داد که ریشه مشکلات کشور در داخل هست و بخشی از مشکلات کنونی حاصل احتکار و گران سازی ارز و سپس فروش مواد اولیه با ارز گران، سوء تدبیر و سو استفاده‌های شخصی از جایگاه و یک‌بخشی از مشکلات هم وابسته به ساختارهای حکمرانی اشتباه و غیر اسلامی در سطح نهادهای حکومتی و نظارتی و ... است که به عوامل درونی بازمی‌گردد و باید این مشکلات هم برطرف گردد. البته باید توجه کرد که کار دشمن، همیشه دشمنی کردن و جلوگیری از پیشرفت و کم جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و تکیه‌بر نقاط ضعف و کاستی‌هاست که لازم هست با نگاه بصیرانه و تحلیل درست، حیله‌های دشمن و نقاط ضعف درونی را شناخته و از هم تفکیک کرده و برای هرکدام راه‌حل مناسب اتخاذ گردد.

نتیجه
نتایج بررسی‌های دقیق و علمی و شواهد تجربی نشان می‌دهد که تحریم‌‌های خارجی حدود 30 درصد در مشکلات کشور مؤثر بوده و 70 درصد آن به خاطر عوامل درونی مانند سوء تدبیر، امیدهای واهی به بیگانگان، عدم تکیه‌بر ظرفیت‌های داخلی، ضعف‌های فکری و عقلانی، راحت‌طلبی، آسان‌گرائی، سهل‌انگاری، آسان‌پنداری، گریز از چالش، زشت و ناپسند دانستن مواجهه‌ی با مشکلات، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات، تربیت اخلاقی و تاریخىِ غلط بازمانده‌ی از دوران گذشته، خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت‌نشده، دل‌بستگی به عادات و عقاید خرافىِ میراثی و بد فهمیدن دستور دین و ... است.

درگذشته عده‌ای سعی بر این داشتند که تمام مشکلات کشور را به عوامل بیرونی و تحریم گره‌زده و تنها راه‌حل را نیز در مذاکره می‌دیدند و می‌گفتند تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید. تا مسئله محیط‌زیست حل شود. تا اشتغال جوانان حل شود. تا صنعت جامعه حل شود. تا آب خوردن مردم حل شود. تا منابع آبی زیاد شود. تا بانک‌های ما احیا شود و ... این گره زدن تمام مشکلات کشور به مذاکرات، تعطیلی صنایع داخلی، کاهش چشمگیر تولید، رکود اقتصادی و ... چیزی بود که موردنقد منتقدین واقع می‌شد. زیرابه بهانه تحریم، کشاورزی و صنعت داخلی و کنترل بازار داخلی و ... نیز تعطیل‌شده بودند.

اما باروی کار آمدن دولت جدید و بدون گره زدن مشکلات کشور به برجام و اف‌ای‌تی‌اف و ... بخشی مشکلات داخلی با تکیه‌بر توان داخلی و شعار ما می‌توانیم حل گردید و کارخانه‌هایی که سال‌ها تعطیل یا نیمه فعال بودن رونق گرفته و رشد اقتصادی کشور بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف تنها با تعامل سازنده و دیپلماسی عزتمندانه و فعالانه، بعد از سال‌ها مثبت شد. خیلی از گره‌های خارجی حل و اموال بلوکه‌شده آزاد و تأمین واکسن کرونا انجام‌شده و ایران در پیمان شانگ های عضو گردیده و درخواست عضویت در گروه بریکس را داده و صادرات و فروش نفت و مشتقات نفتی افزایش‌یافته و درآمدهای آن دریافت شده، مواد اولیه مورد نیاز تأمین و ... که این‌ها بخشی از ثمرات نگاه صحیح به روابط بین‌الملل بر اساس عزت، حکمت و مصلحت است و امروز، ایران از دوران تأثیرپذیری شدید از تحریم عبور کرده و دولت با عملکرد خود نشان داد که ریشه مشکلات کشور در داخل بوده و ناشی از احتکار و گران سازی ارز و سپس فروش مواد اولیه با ارز گران، سوء تدبیر و سو استفاده‌های شخصی از جایگاه و یک‌بخشی از مشکلات هم وابسته به ساختارهای حکمرانی اشتباه و غیر اسلامی در سطح نهادهای حکومتی و نظارتی و ... است که به عوامل درونی بازمی‌گردد و باید این مشکلات هم برطرف شدنی است.

البته باید در مقابل دشمن که همیشه در حال دشمنی کردن، جلوگیری از پیشرفت، کم جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و تکیه‌بر نقاط ضعف و کاستی‌ها هست باید آمادگی لازم را داشت و با نگاه بصیرانه و تحلیل درست، حیله‌های دشمن و نقاط ضعف درونی را شناخته و از هم تفکیک کرده و برای هرکدام راه‌حل مناسب اتخاذ کرد.

پی‌نوشت‌ها:
1.  خامنه‌ای، سید علی، بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۷/۰۲/۱۴،
3431، https://khl.ink/f/3431

2. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار مسئولان سازمان صداوسیما،

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۱/۱۱/۱۵،

7227،https://khl.ink/f/7227
3. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار کارگزاران نظام‌، پایگاه

اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۸۳/۰۸/۰۶،

3256، https://khl.ink/f/3256

4. مجتبی زاده، علی، شرارت‌های آمریکا علیه ایران، مکاتبه و اندیشه، پاییز و زمستان 1392، شماره 47، صفحه 90 تا 104.

5. خامنه‌ای، سید علی، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، پایگاه

اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۶۸/۰۴/۱۸،

2133، https://khl.ink/f/2133

6. فدایی، مهدی؛ درخشان، مرتضی، تحلیل اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت تحریم‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی در ایران، پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، بهار 1394، شماره 18، صفحه 132-113.

7. مرزبان، حسین؛ استادزاد، علی حسین، تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران، دوره 20، شماره 63، تیر 1394، صفحه 37-69.