انتقام سخت

نقشه راه صحیح در بیانات رهبر شهید درباره خون خواهی سردار شهید سلیمانی
انتقامِ درست، در منطق رهبر شهید، مجازاتی عادلانه و هدفمند علیه آمران و عاملان واقعی جنایت است که باید با تدبیر، برنامه‌ریزی و پیگیری فعال انجام شود.

پرسش:

درباره انتقام از قاتلان رهبر شهید، شهدای میناب و دیگر فرماندهان، سیاستمداران، دانشمندان و مردم بی‌گناه، چه سوءبرداشت‌هایی وجود دارد و بیانات رهبر شهید درباره خون‌خواهی سردار شهید قاسم سلیمانی چگونه می‌تواند نقشه راه صحیح را نشان دهد؟

پاسخ:

شهادت رهبر شهید، شهدای میناب و دیگر فرماندهان، سیاستمداران، دانشمندان و مردم بی‌گناه، بار دیگر مسئله «انتقام و خونخواهی» را به یکی از مهم‌ترین مطالبات افکار عمومی تبدیل کرده است. در چنین فضایی، برداشت‌های گوناگونی درباره معنای انتقام و قصاص قاتلان و آمران، شیوه تحقق آن و حدودوثغور آن مطرح می‌شود؛ برداشت‌هایی که برخی از آن‌ها با منطق مقاومت فاصله دارد و می‌تواند به تعلّل و انفعال از یک‌سو یا عجله و شتاب‌زدگی از سوی دیگر بینجامد. ازآنجاکه رهبر شهید پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، مفهوم «انتقام سخت» (1) و «قصاصِ قاتل و آمر»(2) را به‌تفصیل تبیین کردند، بیانات ایشان می‌تواند فراتر از آن حادثه، الگویی برای مواجهه با دیگر ترورها نیز به‌شمار آید. این بیانات، تنها درباره خون‌خواهی یک فرمانده نیست، بلکه چارچوبی برای فهم صحیح انتقام، اصلاح سوءبرداشت‌های رایج و ترسیم نقشه راهی هدفمند و حکیمانه در برابر جنایت‌های مشابه ارائه می‌دهد. بر این اساس، در ادامه مهم‌ترین این سوءبرداشت‌ها و پاسخ آن‌ها بر اساس بیانات رهبر شهید بررسی می‌شود.

سوءبرداشت اول: انتقام یعنی فقط تحقق اهداف کلان جبهه مقاومت

یکی از برداشت‌های نادرست آن است که انتقام با اهداف کلان جبهه مقاومت، مانند اخراج آمریکا از منطقه، نابودی رژیم صهیونیستی، آزادسازی قدس یا تقویت قدرت جبهه مقاومت یا بازسازی ایران، یکسان انگاشته شود. بر اساس این نگاه، اگر این اهداف تحقق یابد، گویا دیگر نیازی به پیگیری انتقام از عاملان جنایت وجود ندارد.

اما رهبر شهید میان این دو موضوع تفکیک روشنی قائل می‌شوند. ایشان پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، در کنار طرح اهداف راهبردی همچون اخراج آمریکا از منطقه و غلبه نرم‌افزاری بر هیمنه استکبار، بارها بر «انتقام از آمران و عاملان ترور» نیز به‌عنوان مطالبه‌ای مستقل تأکید کردند. (3) حتی حمله موشکی به پایگاه عین‌الاسد نیز ازنظر ایشان پایان ماجرا نبود و تصریح کردند که «این کارهای نظامی به این شکل، کفایت آن قضیه را نمی‌کند.» (4)

بر این اساس، هرچند تحقق اهداف راهبردی، ضربه‌ای بزرگ به دشمن محسوب می‌شود، اما جایگزین مجازات آمران و عاملان ترور نیست. خون‌خواهی شهیدان، حقی مستقل است که باید در کنار سایر اهداف راهبردی دنبال شود، نه آنکه در آن‌ها مستهلک گردد.

سوءبرداشت دوم: انتقام یعنی اقدام فوری و احساسی

برداشت نادرست دیگر آن است که هرگونه تأخیر در انتقام، نشانه سستی، ضعف یا بی‌اعتنایی به خون شهیدان تلقی شود و تصور گردد که انتقام باید فوری و بدون توجه به شرایط انجام گیرد.

رهبر شهید این نگاه را نمی‌پذیرند و درباره خون‌خواهی سردار شهید سلیمانی می‌فرمایند: «هم آمر، هم قاتل بدانند که در هر زمان ممکن، هر وقت ممکن شد -ما دنبال وقت ممکن هستیم - باید انتقامشان را پس بدهند.» (5) این تعبیر نشان می‌دهد که انتقام، اقدامی حساب‌شده است، نه واکنشی هیجانی. زمان اجرای آن باید بر اساس مصلحت، محاسبه و فراهم بودن شرایط انتخاب شود تا بیشترین اثر را داشته باشد.

بنابراین، تأخیر حساب‌شده لزوماً به معنای عقب‌نشینی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از راهبرد موفقیت باشد. در این منطق، صبر، مکمل تدبیر است و شتاب‌زدگی می‌تواند اهداف موجود در طرح کلان انتقام را با خطر مواجه سازد.

سوءبرداشت سوم: «وقتِ ممکن» یعنی منتظر بمانیم تا روزی فرصت خودش پیش بیاید

برداشت نادرست دیگر درباره انتقام، سپردن انتقام به بخت و اقبال و انتظار برای فراهم شدن خودبه‌خودی فرصت است؛ گویی تا زمانی که شرایط به‌طور اتفاقی مهیا نشده است، هیچ مسئولیتی برای زمینه‌سازی و پیگیری وجود ندارد و تنها باید منتظر ماند و هر وقت فرصتش ایجاد شد، انتقام گرفت.

اما مقصود رهبر شهید هرگز چنین نیست. تعبیر «دنبال وقتِ ممکن هستیم»(6) به معنای جست‌وجوی فعالانه فرصت است، نه انتظار منفعلانه برای پدید آمدن آن. فرصت مناسب، امری نیست که صرفاً از بیرون و به‌صورت اتفاقی فراهم شود؛ بلکه باید با تدبیر، برنامه‌ریزی، تقویت توانمندی‌ها، شناخت دقیق شرایط و فراهم ساختن مقدمات لازم، آن را ایجاد یا مهیا کرد.

بر این اساس، رهبر شهید دو رویکرد را هم‌زمان نفی می‌کنند: از یک‌سو، شتاب‌زدگی و اقدام بدون محاسبه و از سوی دیگر، تعلل، بی‌عملی و واگذار کردن انتقام به بخت و اقبال. انتقام، مسئولیتی است که باید به‌طور مستمر برای تحقق آن زمینه‌سازی کرد تا در زمان مناسب، امکان اجرای مؤثر آن فراهم شود؛ بنابراین، «وقتِ ممکن» نه بهانه‌ای برای تأخیر، بلکه دعوتی به آمادگی، برنامه‌ریزی و تلاش پیگیر برای ساختن آن فرصت است.

سوءبرداشت چهارم: چون هیچ مجازاتی همسنگ شهید نیست، انتقام فایده‌ای ندارد

برخی نیز می‌گویند هیچ جنایتکاری هم‌ارزش یک رهبر، فرمانده، دانشمند یا شهید بزرگ نیست؛ بنابراین، مجازات او چیزی را جبران نمی‌کند و انتقام سودی ندارد؛ انتقام کامل، ضربه زدن به آن سیستم و ساختاری است که این ترور و ضربه به جریان مقاومت را طراحی و اجرا کرده است.

رهبر شهید اصل تفاوت ارزش شهید و جنایتکار را می‌پذیرند، اما نتیجه‌ای متفاوت از آن می‌گیرند. ایشان تصریح می‌کنند: «کفش پای سلیمانی هم بر سرِ قاتل او شرف دارد و سرِ قاتل او هم برود، فدیه‌ی کفش سلیمانی هم نمی‌شود،» اما بلافاصله می‌افزایند: «بالاخره غلطی کردند، بایستی انتقام پس بدهند.» (7)

بنابراین، فلسفه انتقام، همسنگ دانستن قاتل با شهید یا ایجاد نوعی برابری میان آن دو نیست؛ زیرا چنین برابری اساساً امکان‌پذیر نیست. مقصود آن است که جنایت بی‌پاسخ و بی‌هزینه نماند، عدالت اجرا شود و آمران و عاملان ترور، پاسخ‌گوی جنایت خود باشند. تحقق این هدف، افزون بر اجرای عدالت، نقش مهمی در بازدارندگی دارد و از این رهگذر، به تعبیر قرآن کریم، مایه «حیات» جامعه است؛ (8) زیرا مانع تکرار جنایت و وقوع ترورهای بعدی می‌شود. البته این تنها یکی از ابعاد انتقام است. در کنار آن، ضربه زدن به دستگاه استکبار و تحقق اهداف راهبردی - مانند شکستن هیمنه آمریکا و اخراج آن از منطقه - نیز ضرورتی مستقل دارد. این دو هدف جایگزین یکدیگر نیستند، بلکه باید هم‌زمان و در کنار هم پیگیری شوند. (9)

سوءبرداشت پنجم: انتقام یعنی ضربه زدن به هرکسی که به دشمن وابسته است

گاه نیز تصور می‌شود که انتقام، واکنشی کور است و هر فرد یا مجموعه‌ای که به‌نوعی به دشمن منتسب باشد، می‌تواند هدف آن قرار گیرد.

اما رهبر شهید چنین برداشتی را مردود می‌دانند. ایشان از همان آغاز، از «آمران و عاملان ترور» سخن می‌گویند و در مواردی نیز اشخاص مشخصی را که در صدور فرمان یا اجرای عملیات نقش داشته‌اند، نام می‌برند. (10)

این بیان نشان می‌دهد که انتقام، بر پایه عدالت و مسئولیتِ فردی استوار است. مخاطب آن، کسانی هستند که در طراحی، تصمیم‌گیری، صدور فرمان، پشتیبانی یا اجرای جنایت نقش داشته‌اند، نه افراد بی‌ارتباط یا مجموعه‌هایی که صرفاً انتسابی کلی به دشمن دارند. ازاین‌رو، در منظومه فکری رهبر شهید، انتقام کور و فاقد ضابطه، هیچ جایگاهی ندارد.

حتی ایشان در بحث دشمن‌شناسی نیز هشدار می‌دهند که «در شناخت دشمن اشتباه نکنید» و تأکید می‌کنند که هر دولت یا کشوری که با جمهوری اسلامی اختلاف‌نظر یا تنش سیاسی داشته باشد، لزوماً دشمن محسوب نمی‌شود؛ بلکه دشمن، کسی است که در جبهه استکبار قرار گرفته و عملاً در دشمنی و اقدام علیه جمهوری اسلامی نقش‌آفرینی می‌کند. (11)

نتیجه:

بیانات رهبر شهید درباره خون‌خواهی سردار شهید قاسم سلیمانی، چارچوبی روشن برای فهم صحیح انتقام در برابر هر جنایت مشابه، ازجمله شهادت رهبر شهید، شهدای میناب و دیگر فرماندهان، سیاستمداران، دانشمندان و مردم بی‌گناه ارائه می‌دهد. بر اساس این چارچوب، انتقام نه در اهداف راهبردی دیگر مستهلک می‌شود، نه به اقدامی عجولانه یا احساسی فروکاسته می‌شود، نه با گذشت زمان فراموش می‌شود و نه به واکنشی کور و فاقد ضابطه تبدیل می‌گردد. بلکه انتقام، حقی مستقل و فرایندی هوشمندانه، عادلانه و مستمر است که باید با صبر فعال، برنامه‌ریزی دقیق و تمرکز بر آمران و عاملان جنایت دنبال شود تا ضمن اجرای عدالت، از بی‌هزینه ماندن جنایت نیز جلوگیری گردد.

پی‌نوشت‌ها:

1. پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی شهادت سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهدای همراه او، 13/10/1398.

2. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.

3. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار مردم قم، 18/10/1398؛ بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.

4. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار مردم قم، 18/10/1398.

5. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.

6. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.

7. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.

8. سوره بقره، آیه 179: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»

9. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.

10. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار خانواده و ستاد سالگرد شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، 11/10/1400.

11. بیانات آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در دیدار مردم قم، 18/10/1398.

انتقام سخت یک مساله زودگذر و احساسی نیست و در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، هر رفتاری باید بر مبنای اصول «عزت، حکمت و مصلحت»، سنجیده و انجام شود.
راهبرد انتقام سخت؛ چرایی و چگونگی

پرسش:
آیا انتقام سختی که مسئولان در قبال جنایت‌ها و ترورهای اسرائیل و آمریکا می‌دهند بازدارنده بوده است؟ با صبر استراتیژیک چند نفر دیگر از مردم و نیروهای زبده نظامی را باید از دست بدهیم؟ آیا ضمن صبر استراتیژیک نباید اقدامات آنی انتقام‌جویانه بازدارنده انجام داد؟
 

پاسخ:
بعد از ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا در سیزدهم دی ماه 1398 و حوادث تروریستی متعدد، خصوصا حادثه بی‌سابقه تروریستی کرمان در سیزدهم دی ماه 1402، عبارت انتقام سخت در ادبیات سیاسی ایران برای واکنش به این حوادث رایج شد.(1)  برخی از ناظران، انتقام سخت جمهوری اسلامی ایران را غیر بازدارنده دانسته و صبر استراتژیک ایران را بهانه‌ای برای پوشش ناتوانی ایران در یک انتقام واقعی و بازدارنده می‌دانند. برخی دیگر نیز صبر استراتژیک را عاقلانه و قابل قبول می‌دانند اما در کنار آن، به بازدارنده‌بودن و اهمیت صبر نیز تأکید دارند. برای فهم دقیق‌تر تحقق انتقام سخت و بازدارندگی و رابطه آن با صبر استراتژیک نکات زیر قابل تأمل است:

 1. سیاست خارجی، عرصه عقلانیت در تصمیم و رفتار
 عرصه سیاست خارجی، عرصه خنک‌کردن دل و جگر افراد نیست. در تصمیم‌گیری در مسائل بین‌المللی هدف، حل مساله است و نه ایجاد بحران. برای تحقق این امر نیز، عوامل متعدد داخلی و خارجی در نظر گرفته می‌شود و با رعایت سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت»،(2)  سیاست خارجی ایران تعیین می‌گردد. یعنی نه فقط عزتمداری، نه فقط حکمت و نه فقط مصلحت‌اندیشی، بلکه هر سه مولفه باید در نظر گرفته شود و این نشانه هوشمندی و عقلانیت در سیاست خارجی است. عرصه انتخاب سیاسی، همیشه عرصه انتخاب بین خوب و بد نیست، بلکه در بسیاری از مواقع، عرصه انتخاب بین بد و بدتر است. بد، عدم انتقامی بزرگ و سریع و کوبنده و بدتر، وارد شدن در باتلاقی است که تبعات سنگینی در داخل و خارج برای مردم داشته باشد. به نحوی که برای آنان که آتش انتقامشان تند است نیز پشیمان کننده و حتی موجب اعتراض همین طیف شود.

 2. مراحل عملیاتی راهبرد انتقام سخت
 در مرحله اول، برخورد جدی با عاملان و بانیان حوادث تروریستی در دستور کار بوده و در مرحله اول، پس از هر حادثه تروریستی، تعداد زیادی از این افراد دستگیر و مجازات شده و شبکه‌های پشتیبان آنان منهدم گشته است. حتی رهبر انقلاب آمران و مقامات آمریکایی را مستقیما مستحق مجازات شمرده و موجب تحمیل(3)  هزینه سنگین روحی و مالی به آنان و دولت ایالات متحده برای حفاظت از آنان شده است. در مرحله دوم نیز تهاجم موشکی به پایگاه آمریکایی عین الاسد در عراق و حمله موشکی به مقر نیروهای موساد و داعش در عراق و سوریه و پاکستان اقدام سریع و قاطع انتقامی ایران بود که ویژگی‌های مهمی داشت که بعضا مغفول مانده است که بیان خواهد شد.

 3. اقدامات عملی جمهوری اسلامی در جهت تحقق راهبرد انتقام سخت
 ایران در برخوردهای سریع و بجای خود مانند تهاجم‌های موشکی و پهبادی، چند هدف را با هم اجرا کرد. اول اینکه توان نظامی خود را در راستای تحقق دستور اسلامی «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللَّهِ وَعَدُوَّکُم»(4)  در ایجاد رعب و بازدارندگی به رخ ناظران و دشمنان کشید. بسیاری از افراد و رسانه‌ها توان موشکی و پهبادی ایران را مورد تمسخر قرار داده و آن را زیر سوال می‌بردند اما پس از نقطه زنی این موشک‌ها از راه دور و با فواصل زیاد، توان موشکی ایران برای همه مشخص شد و اینبار دیگر با یک مانور داخلی و غیر قابل راستی آزمایی بین المللی مواجه نبودیم. 
دوم اجرای جسارت نظامی جمهوری اسلامی ایران در این ماجرا هویدا بود و همگان فهمیدند که ایران آمادگی تهاجم خارجی را دارد. بعد از جنگ جهانی دوم، هیچ پایگاه آمریکایی در دنیا مورد تهاجم قرار نگرفته بود. ایران این تابو را بدون اینکه آمریکایی‌ها جرئت تلافی مستقیم داشته باشند شکست. سوم اینکه ایران عاقلانه بودن رویکرد خود را در نظر گرفت. برای نمونه، اطلاع قبلی به مقامات عراقی و طبیعتا با خبر شدن مقامات آمریکایی و تخلیه پایگاه عین الأسد موجب شد که با کشته نشدن نیروهای نظامی آمریکا، آمریکا وادار به تلافی و شروع یک جنگ بحرانی نشود.

 4. هدف اصلی راهبرد انتقام سخت
هدف اصلی ایران در انتقام سخت، ادامه قاطع‌تر همان مسیری است که تروریست‌ها و حامیان دولتی آنان را به وحشت و واهمه انداخته است و آن شکست سیاست‌های آنان در منطقه و ضعیف شدن و خارج شدن آنان از منطقه است. پیرامون این مسأله رهبر انقلاب به صراحت بارها اعلام کرده است: «یک نکته مهمّ قابل توجّه این است که خب حالا وظیفه ما چیست؛ بالاخره یک حادثه مهمّی اتّفاق افتاده است؛ بحث انتقام و مانند این حرف ها، بحث دیگری است؛ حالا یک سیلی‌ای دیشب به اینها زده شد؛ این مسئله دیگری است. آنچه در مقام مقابله مهم است -این کارهای نظامیِ به این شکل، کفایت آن قضیّه[شهادت سردار سلیمانی] را نمی کند- این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود؛ تمام بشود»(5)  
مهمترین سیلی به آمریکا همین حرکت مردمی عظیمی بود که انجام گرفت؛ بعد هم که خب برادرها یک سیلی‌ای زدند؛ لکن سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه ی نرم افزاری بر هیمنه ی پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود. بایستی جوانان انقلابی ما و نخبگان مؤمن ما [با] همّت، این هیمنه استکباری را بشکنند و این سیلی سخت را به آمریکا بزنند، این یک؛ یکی هم اخراج آمریکا از منطقه است که این همّت ملّت‌ها و سیاست‌های مقاومت را میطلبد که بایستی این کار را انجام بدهند؛ این، سیلی سخت است».(6) 
 در رابطه با اسرائیل نیز ایران با تقویت محور مقاومت، پیش از این حوادث، ضربات سختی به پیکره اسرائیل و آمریکا و انگلیس زده است و رفتار نیروهای یمنی در مقابل کشتی‌های آمریکایی و انگلیسی و ... نمونه‌ای از آن است. با وقوع چند حادثه تروریستی نمی‌توان بازدارندگی نیروهای نظام جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال برد. اگر نیروی بازدارنده جمهوری اسلامی نبود، با وجود صدها گروه تکفیری تروریستی مسلح در اطراف ایران و حمایت ابرقدرت‌ها و سرویس‌های بیگانه که به جد خواستار ایجاد ناامنی در ایران هستند، شاهد حجم عظیمی از عملیات‌های ترویستی در ایران بودیم. 

نتیجه:
انتقام سخت یک مساله زودگذر و احساسی نیست. اساسا سیاست خارجی، عرصه رفتارهای هیجانی نیست. در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، هر رفتاری باید بر مبنای اصول «عزت، حکمت و مصلحت»، سنجیده و انجام شود. انتقام سخت نیز در چهارچوب این اصول سه‌گانه در حال اجرا و انجام است که نمونه‌هایی از آن بیان شد. 

پی نوشت:
1 . «انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه ی دیشب آلودند.» مقام معظم رهبری، بیانات، 13/10/1398.
2 . رهبر انقلاب، سه اصل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی را عزت، حکمت و مصلحت اعلام کرده‌اند. https://khl.ink/f/44612
3 . «البتّه اینها غیر از انتقام از قاتل است؛ اینهایی که گفتیم، مربوط به مجموع استکبار و آمریکا است؛ قاتل سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند؛ آن به جای خودش محفوظ است. اگر چه به گفته ی یک عزیزی، کفش پای سلیمانی هم بر سرِ قاتل او شرف دارد و سرِ قاتل او هم برود، فدیه ی کفش سلیمانی هم نمیشود؛ این هست امّا بالاخره غلطی کردند، بایستی انتقام پس بدهند؛ هم آمر، هم قاتل بدانند که در هر زمان ممکن، هر وقت ممکن شد -ما دنبال وقت ممکن هستیم- باید انتقامشان را پس بدهند». مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/10/1399.
4 . https://khl.ink/f/46944 و َأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ، سوره انفال، آیه 60، (هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان ]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد!) 
5 . مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار مردم قم، 18/10/1398.
6 . https://khl.ink/f/44628 مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار دست اندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/9/1399.

 

سیلی بعدی محکم‌تر است...
إنَّا مِنَ ٱلمُجرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:

«امّا خود رژیم خبیث که سر تا پا خبث و شرارت و خطا است، یک خطای دیگری هم بر خطاهای خودش اضافه کرد و آن، حمله‌ی به کنسولگری ایران در سوریه بود. کنسولگری و دستگاه‌های سفارت در هر کشوری که وجود دارد، به منزله‌ی خاک همان کشوری است که سفارت متعلّق به او است؛ وقتی به کنسولگری ما حمله میکنند، مثل اینکه به خاک ما حمله کرده‌اند؛ این عرف دنیا است. رژیم خبیث اشتباه کرد در این قضیّه؛ باید تنبیه بشود و تنبیه خواهد شد.» ۱۴۰۳/۱/۲۲