پرسش:
درباره انتقام از قاتلان رهبر شهید، شهدای میناب و دیگر فرماندهان، سیاستمداران، دانشمندان و مردم بیگناه، چه سوءبرداشتهایی وجود دارد و بیانات رهبر شهید درباره خونخواهی سردار شهید قاسم سلیمانی چگونه میتواند نقشه راه صحیح را نشان دهد؟
شهادت رهبر شهید، شهدای میناب و دیگر فرماندهان، سیاستمداران، دانشمندان و مردم بیگناه، بار دیگر مسئله «انتقام و خونخواهی» را به یکی از مهمترین مطالبات افکار عمومی تبدیل کرده است. در چنین فضایی، برداشتهای گوناگونی درباره معنای انتقام و قصاص قاتلان و آمران، شیوه تحقق آن و حدودوثغور آن مطرح میشود؛ برداشتهایی که برخی از آنها با منطق مقاومت فاصله دارد و میتواند به تعلّل و انفعال از یکسو یا عجله و شتابزدگی از سوی دیگر بینجامد. ازآنجاکه رهبر شهید پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، مفهوم «انتقام سخت» (1) و «قصاصِ قاتل و آمر»(2) را بهتفصیل تبیین کردند، بیانات ایشان میتواند فراتر از آن حادثه، الگویی برای مواجهه با دیگر ترورها نیز بهشمار آید. این بیانات، تنها درباره خونخواهی یک فرمانده نیست، بلکه چارچوبی برای فهم صحیح انتقام، اصلاح سوءبرداشتهای رایج و ترسیم نقشه راهی هدفمند و حکیمانه در برابر جنایتهای مشابه ارائه میدهد. بر این اساس، در ادامه مهمترین این سوءبرداشتها و پاسخ آنها بر اساس بیانات رهبر شهید بررسی میشود.
سوءبرداشت اول: انتقام یعنی فقط تحقق اهداف کلان جبهه مقاومت
یکی از برداشتهای نادرست آن است که انتقام با اهداف کلان جبهه مقاومت، مانند اخراج آمریکا از منطقه، نابودی رژیم صهیونیستی، آزادسازی قدس یا تقویت قدرت جبهه مقاومت یا بازسازی ایران، یکسان انگاشته شود. بر اساس این نگاه، اگر این اهداف تحقق یابد، گویا دیگر نیازی به پیگیری انتقام از عاملان جنایت وجود ندارد.
اما رهبر شهید میان این دو موضوع تفکیک روشنی قائل میشوند. ایشان پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، در کنار طرح اهداف راهبردی همچون اخراج آمریکا از منطقه و غلبه نرمافزاری بر هیمنه استکبار، بارها بر «انتقام از آمران و عاملان ترور» نیز بهعنوان مطالبهای مستقل تأکید کردند. (3) حتی حمله موشکی به پایگاه عینالاسد نیز ازنظر ایشان پایان ماجرا نبود و تصریح کردند که «این کارهای نظامی به این شکل، کفایت آن قضیه را نمیکند.» (4)
بر این اساس، هرچند تحقق اهداف راهبردی، ضربهای بزرگ به دشمن محسوب میشود، اما جایگزین مجازات آمران و عاملان ترور نیست. خونخواهی شهیدان، حقی مستقل است که باید در کنار سایر اهداف راهبردی دنبال شود، نه آنکه در آنها مستهلک گردد.
سوءبرداشت دوم: انتقام یعنی اقدام فوری و احساسی
برداشت نادرست دیگر آن است که هرگونه تأخیر در انتقام، نشانه سستی، ضعف یا بیاعتنایی به خون شهیدان تلقی شود و تصور گردد که انتقام باید فوری و بدون توجه به شرایط انجام گیرد.
رهبر شهید این نگاه را نمیپذیرند و درباره خونخواهی سردار شهید سلیمانی میفرمایند: «هم آمر، هم قاتل بدانند که در هر زمان ممکن، هر وقت ممکن شد -ما دنبال وقت ممکن هستیم - باید انتقامشان را پس بدهند.» (5) این تعبیر نشان میدهد که انتقام، اقدامی حسابشده است، نه واکنشی هیجانی. زمان اجرای آن باید بر اساس مصلحت، محاسبه و فراهم بودن شرایط انتخاب شود تا بیشترین اثر را داشته باشد.
بنابراین، تأخیر حسابشده لزوماً به معنای عقبنشینی نیست، بلکه میتواند بخشی از راهبرد موفقیت باشد. در این منطق، صبر، مکمل تدبیر است و شتابزدگی میتواند اهداف موجود در طرح کلان انتقام را با خطر مواجه سازد.
سوءبرداشت سوم: «وقتِ ممکن» یعنی منتظر بمانیم تا روزی فرصت خودش پیش بیاید
برداشت نادرست دیگر درباره انتقام، سپردن انتقام به بخت و اقبال و انتظار برای فراهم شدن خودبهخودی فرصت است؛ گویی تا زمانی که شرایط بهطور اتفاقی مهیا نشده است، هیچ مسئولیتی برای زمینهسازی و پیگیری وجود ندارد و تنها باید منتظر ماند و هر وقت فرصتش ایجاد شد، انتقام گرفت.
اما مقصود رهبر شهید هرگز چنین نیست. تعبیر «دنبال وقتِ ممکن هستیم»(6) به معنای جستوجوی فعالانه فرصت است، نه انتظار منفعلانه برای پدید آمدن آن. فرصت مناسب، امری نیست که صرفاً از بیرون و بهصورت اتفاقی فراهم شود؛ بلکه باید با تدبیر، برنامهریزی، تقویت توانمندیها، شناخت دقیق شرایط و فراهم ساختن مقدمات لازم، آن را ایجاد یا مهیا کرد.
بر این اساس، رهبر شهید دو رویکرد را همزمان نفی میکنند: از یکسو، شتابزدگی و اقدام بدون محاسبه و از سوی دیگر، تعلل، بیعملی و واگذار کردن انتقام به بخت و اقبال. انتقام، مسئولیتی است که باید بهطور مستمر برای تحقق آن زمینهسازی کرد تا در زمان مناسب، امکان اجرای مؤثر آن فراهم شود؛ بنابراین، «وقتِ ممکن» نه بهانهای برای تأخیر، بلکه دعوتی به آمادگی، برنامهریزی و تلاش پیگیر برای ساختن آن فرصت است.
سوءبرداشت چهارم: چون هیچ مجازاتی همسنگ شهید نیست، انتقام فایدهای ندارد
برخی نیز میگویند هیچ جنایتکاری همارزش یک رهبر، فرمانده، دانشمند یا شهید بزرگ نیست؛ بنابراین، مجازات او چیزی را جبران نمیکند و انتقام سودی ندارد؛ انتقام کامل، ضربه زدن به آن سیستم و ساختاری است که این ترور و ضربه به جریان مقاومت را طراحی و اجرا کرده است.
رهبر شهید اصل تفاوت ارزش شهید و جنایتکار را میپذیرند، اما نتیجهای متفاوت از آن میگیرند. ایشان تصریح میکنند: «کفش پای سلیمانی هم بر سرِ قاتل او شرف دارد و سرِ قاتل او هم برود، فدیهی کفش سلیمانی هم نمیشود،» اما بلافاصله میافزایند: «بالاخره غلطی کردند، بایستی انتقام پس بدهند.» (7)
بنابراین، فلسفه انتقام، همسنگ دانستن قاتل با شهید یا ایجاد نوعی برابری میان آن دو نیست؛ زیرا چنین برابری اساساً امکانپذیر نیست. مقصود آن است که جنایت بیپاسخ و بیهزینه نماند، عدالت اجرا شود و آمران و عاملان ترور، پاسخگوی جنایت خود باشند. تحقق این هدف، افزون بر اجرای عدالت، نقش مهمی در بازدارندگی دارد و از این رهگذر، به تعبیر قرآن کریم، مایه «حیات» جامعه است؛ (8) زیرا مانع تکرار جنایت و وقوع ترورهای بعدی میشود. البته این تنها یکی از ابعاد انتقام است. در کنار آن، ضربه زدن به دستگاه استکبار و تحقق اهداف راهبردی - مانند شکستن هیمنه آمریکا و اخراج آن از منطقه - نیز ضرورتی مستقل دارد. این دو هدف جایگزین یکدیگر نیستند، بلکه باید همزمان و در کنار هم پیگیری شوند. (9)
سوءبرداشت پنجم: انتقام یعنی ضربه زدن به هرکسی که به دشمن وابسته است
گاه نیز تصور میشود که انتقام، واکنشی کور است و هر فرد یا مجموعهای که بهنوعی به دشمن منتسب باشد، میتواند هدف آن قرار گیرد.
اما رهبر شهید چنین برداشتی را مردود میدانند. ایشان از همان آغاز، از «آمران و عاملان ترور» سخن میگویند و در مواردی نیز اشخاص مشخصی را که در صدور فرمان یا اجرای عملیات نقش داشتهاند، نام میبرند. (10)
این بیان نشان میدهد که انتقام، بر پایه عدالت و مسئولیتِ فردی استوار است. مخاطب آن، کسانی هستند که در طراحی، تصمیمگیری، صدور فرمان، پشتیبانی یا اجرای جنایت نقش داشتهاند، نه افراد بیارتباط یا مجموعههایی که صرفاً انتسابی کلی به دشمن دارند. ازاینرو، در منظومه فکری رهبر شهید، انتقام کور و فاقد ضابطه، هیچ جایگاهی ندارد.
حتی ایشان در بحث دشمنشناسی نیز هشدار میدهند که «در شناخت دشمن اشتباه نکنید» و تأکید میکنند که هر دولت یا کشوری که با جمهوری اسلامی اختلافنظر یا تنش سیاسی داشته باشد، لزوماً دشمن محسوب نمیشود؛ بلکه دشمن، کسی است که در جبهه استکبار قرار گرفته و عملاً در دشمنی و اقدام علیه جمهوری اسلامی نقشآفرینی میکند. (11)
نتیجه:
بیانات رهبر شهید درباره خونخواهی سردار شهید قاسم سلیمانی، چارچوبی روشن برای فهم صحیح انتقام در برابر هر جنایت مشابه، ازجمله شهادت رهبر شهید، شهدای میناب و دیگر فرماندهان، سیاستمداران، دانشمندان و مردم بیگناه ارائه میدهد. بر اساس این چارچوب، انتقام نه در اهداف راهبردی دیگر مستهلک میشود، نه به اقدامی عجولانه یا احساسی فروکاسته میشود، نه با گذشت زمان فراموش میشود و نه به واکنشی کور و فاقد ضابطه تبدیل میگردد. بلکه انتقام، حقی مستقل و فرایندی هوشمندانه، عادلانه و مستمر است که باید با صبر فعال، برنامهریزی دقیق و تمرکز بر آمران و عاملان جنایت دنبال شود تا ضمن اجرای عدالت، از بیهزینه ماندن جنایت نیز جلوگیری گردد.
پینوشتها:
1. پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی شهادت سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهدای همراه او، 13/10/1398.
2. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.
3. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار مردم قم، 18/10/1398؛ بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.
4. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار مردم قم، 18/10/1398.
5. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.
6. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.
7. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.
8. سوره بقره، آیه 179: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»
9. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار متصدیان مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/09/1399.
10. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار خانواده و ستاد سالگرد شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، 11/10/1400.
11. بیانات آیتالله سید علی خامنهای در دیدار مردم قم، 18/10/1398.







