پرسش وپاسخ

من دانشجو هستم و در اصفهان زندگی می کنم برای کار آموزی از 20 تیر تا 31 مرداد به شرکت فولاد مبارکه در 65 کیلو متری اصفهان می روم سوال من این است که شرایط نماز من چگونه است وهمچنین روزه هایم.

اگر در اين مدت هر روز مي رويد و برمي گرديد و يا حداقل در هر کم تر از ده روز يک بار بين اصفهان و شرکت فولاد رفت و آمد داريد ،يعني ده روز يک جا نمي مانيد ،نماز و روزه تان در اصفهان و شرکت فولاد و بين اين دو کامل است.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله فاضل لنکراني ،توضيح المسائل ،م1325.

سلام علیکم . در کتاب سیری در سیره ی نبوی (شهید مطهری) در صفحات 184 تا 185 (کتاب من کمی قدیمی است ممکن است این صفحات دقیق نباشند) شهید مطهری مطلبی را از پیامبر اکرم نقل می کنند : ای جابر ! با خودت مدارا کن ! ای جابر ! آن آدم هایی که خیال می کنند با فشار آوردن بر روی خود و سختگیری بر خود زود تر به مقصد می رسند ، اشتباه می کنند ، آنها اصلا به مقصد نمی رسند . ----------- خب مشکل من اینجاست که نمی توانم بین این مطلب و ریاضات شرعی وجه اشتراکی کنم . یعنی در ذهن من تصوری به وجود آمده که پس چرا روزه می گیریم و گرسنگی می کشیم ؟ پس چرا علی(ع) کرباس(نمی دانم املایش درست است یا نه؟) می پوشید ؟ پس چرا و چرا ...؟ احساس می کنم درست متوجه فرمایش نبی مکرم اسلام نشدم و دارم راه را بیراهه می روم . لطفا کمکم کنید ...

باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
در روايات معصومين (ع) به رفق و مداراي با خود پرداخته شده است. منظور از رفق و مداراى با خود، در نظر گرفتن ظرفيت و طاقت خويش و پرهيز از فشار و تحميل است. اين، موضوع مهمى است كه متأسفانه گاهى از آن غفلت مى‏شود. بعضى از جوانان كه تشنه چشمه زلال معارف دين و معنويت ناب‏اند، اين اصل مهم را ناديده گرفته ، تكاليف و برنامه‏هاى طاقت‏فرسايى را بر خود تحميل مى‏كنند، در حالى كه نهادينه كردن عقايد و عواطف و ملكه شدن صفات پسنديده در جان، زمان مى‏طلبد . بايد به ظرافتى خاص انجام گيرد. با شتاب و عجله نمى‏توان به جايى رسيد و با كم طاقتى و خشونت چيزى حاصل نمى‏شود.
رسول اكرم (ص) در وصيت خود به امير مؤمنان (ع) فرمودند: «يا علىّ ان هذا الدين متين فأوغل فيه برفق و لا تبغّض الى نفسك عبادة ربّك انّ المنبتّ (المفرط) لا ظهراً ابقى و لا ارضاً قطع؛(1) على جان! اين دين، متانت و قوّت دارد (نيازى به اعمال سخت و گران ندارد)، پس با رفق و مدارا، در آن سير كن . جانت را نسبت به عبادت پروردگارت دشمن مكن، زيرا انسان زياده‏رو نه مركب سالمى براى خود مى‏گذارد و نه مسافتى مى‏پيمايد.»
امام صادق (ع) مى‏فرمايد: روزى در ايام جوانى، در حال طواف بودم . با تلاش بسيار عبادت مى‏كردم . از شدت فشارى كه در اين‏باره بر خود وارد كرده بودم ،عرق از بدنم سرازير بود. در همين حال پدرم مرا اين‏گونه مشاهده كرد و فرمود: فرزندم جعفر! وقتى خداوند بنده‏اى را دوست بدارد، وارد بهشتش مى‏كند و به عمل كم او خرسند است.(2)
اين روايات با انجام تکاليفي مانند نماز وروزه منافاتي ندارد.روايات ناظر به سخت گيري و تحميل عبادت بر خود و افراط در عبادت است .
اما در مورد لباس امام علي (ع) بايد گفت:
ساده‏زيستى براى پيشوايان و مديران جامعه، يك ضرورت است. امام على (ع) مى‏فرمايد: «ان الله تعالى فرض على ائمة العدل ان يقدّروا انفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيّغ بالفقير فقره؛(3) خداى متعال بر پيشوايان دادگر واجب كرده است كه خود را با مردم ناتوان برابر قرار دهند تا رنج فقر، مستمندى را ناراحت نكند». حضرت در جايى ديگر مى‏فرمايد: خداوند مرا پيشواى خلقش قرار داده و بر من واجب كرده است كه درباره خودم و خوراك و پوشاكم مانند مردمان ناتوان عمل كنم تا اين‏كه فقير به سيره فقيرانه من تأسى كند . ثروتمند به وسيله ثروتش سركشى و طغيان نكند.»(4)
ساده‏زيستى رهبران و زمام‏داران، دو نتيجه مثبت و رعايت نكردن آن، دو خطر بزرگ در پى دارد. تحمل فقر و عدم طغيان ثروت‏مندان، دو پى‏آمد مثبت ساده‏زيستى، و عدم صبر و تحمل محرومان و گستاخى ثروت مندان، دو خطر تجمل‏گرايى رهبران است.
وقتى به امام على (ع) خبر مى‏رسد كه كارگزار او «عثمان بن حنيف» در بصره به مهمانى يكى از ثروتمندان آن شهر رفته كه در آن مهمانى، غذاهاى رنگارنگ تدارك ديده شده و جاى فقرا خالى بوده است، او را سخت سرزنش كرده و به وى گوشزد مى‏كند كه گمان نمى‏كردم مهمانى مردمى را بپذيرى كه نيازمندان شان به جفا رانده شده‏اند.(5)
پي نوشت ها:
1- اصول كافى، ج 2، ص 87.
2- همان، ص 86.
3- نهج البلاغه صبحى صالح، ، خطبه 209.
4- الكافى، ج 1، ص 410.
5- نهج البلاغه، نامه 45.

سلام علیکم . در عرفان می دانیم که انسان به جایی می رسد که می تواند ارواح مردگان را ببیند و با آنها سخن بگوید . و لذا آیت الله قاضی وقتی که پسر جوانش از دنیا رفت و مادرش خیلی گریه می کرد ، او گفت : چرا گریه می کنید ؟ پسرم تازه پیش من بود . از طرفی می دانیم که معصومین ما از نظر معنوی و غیره از سایر مردم خیلی قوی ترند . پس چرا زهرای اطهر آنگونه گریه می کرد ؟ مگر ایشان مقام پدر را نمی دانست و هر وقت که می خواست نمی توانست با ایشان ارتباط برقرار کند ؟ دیگر گریه بر فراق پدر چه معنا داشت ؟ تشکر ...

پرسش 1:
چرا اوليا براي مرگ عزيزان گريه مي کردند ؟ شرح : در عرفان مي دانيم که انسان به جايي مي رسد که مي تواند ارواح مردگان را ببيند و با آن ها سخن بگويد . آيت الله قاضي وقتي که پسر جوانش از دنيا رفت و مادرش خيلي گريه مي کرد ، او گفت : چرا گريه مي کنيد ؟ پسرم تازه پيش من بود . از طرفي مي دانيم که معصومين ما از نظر معنوي و غيره از ساير مردم خيلي قوي ترند . پس چرا زهراي اطهر آن گونه گريه مي کرد ؟ مگر ايشان مقام پدر را نمي دانست و هر وقت که مي خواست نمي توانست با ايشان ارتباط برقرار کند ؟ ديگر گريه بر فراق پدر چه معنا داشت ؟
...

پاسخ:
2@@باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مرکز.
گريه تجسم عيني تأثرات دروني و عاطفي است . بر اين اساس گريه معصومين و اولياي الهي براي عزيزان شان با ارتباط معنوي منافاتي ندارد . در حقيقت از دو مقوله متفاوت هستند.
پيامبر اسلام(ص) در مرگ فرزندش ابراهيم گريه كرد و دليلش را چنين فرمود: "قلب محزون مي شود و اشك از چشمم جاري مي گردد، ولي چيزي نمي گويم كه خدا را غضبناك كند".(1) پيامبر (ص) بشر بود و عاطفه داشت . طبيعي است که در فراق فرزندش بگريد. در حقيقت گريه ايشان بر فراق فيزيکي از فرزند است و نه فراق معنوي . همچنين است گريه حضرت زهرا بر فرق پدر.
هرکسي و نه فقط معصومين و يا اولياي الهي مي تواند از طريق معنوي با عزيزان خود ارتباط برقرار کند . اما به خوبي روشن است که ديدار معنوي جاي فراق فيزيکي را پر نمي کند .
بنابراين گريه نشانه عطوفت و مهرباني و تأثر يك انسان از فقدان عزيز است . در اثر يک واکنش طبيعي در فراق فيزيکي عزيزان از ديدگان جاري مي شود . فرقي هم نمي کند کسي که مي گريد، چه کسي باشد ،معصوم باشد و يا غير معصوم . زيرا که معصومين از دايره بشر بودن فرا تر نيستند : " قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ" (2) من هم بشرى مانند شمايم .
پي نوشت :
1. وسائل الشيعه، ج 1، ص 921، حديث 4.
2. کهف (18) آيه 110.

با سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
اگر قسمتي از پيشاني به اندازه قدر واجب از سجده( اندازه دو ريالي) روي مهر باشد، نماز صحيح است . نيز اگر بعد از گفتن ذکر واجب مهر جا به جا شود، اشکال ندارد .
اگر قبل از گفتن ذکر واجب، مهر به گونه اي جابه جا شود که به اندازه واجب از پيشاني روي مهر نباشد ، بايد بدون آن که پيشاني را بلند کند، پيشاني را بکشد تا مستقيما روي مهر قرار بگيرد و ذکر را بگويد.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله خامنه اي، استفتاءات، سؤال493؛آيت الله فاضل،جامع المسائل،ج1،سوال343.

سلام علیکم . حدود دو سه سال پیش (نمی دانم به بلوغ رسیده بودم یا خیر ) در مدرسه کار ناشایستی انجام می دادیم . منظورم این است که غذای بچه ها را به بازی می گرفتیم. یعنی در عالم خودمان دنبال هم می کردیم و مقداری از غذای همدیگر را می گرفتیم . به عبارتی غارت می کردیم . بچه ها هم هر وقت می دیدند ما خوراکی داریم به ما امان نمی دادند . خلاصه این که حالا پس از دو سه سال این قضیه را به یاد آوردم سوالم این است آیا در این مورد حق الناس را باید ادا کرد ؟ در نظر داشته باشید که به همه ی آن ها دسترسی دارم یعنی در دوره ی دبیرستان هم با هم در یک مدرسه ایم .

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
اگر بچه ها راضي بودند که با همديگر اين گونه رفتار کنيد، لازم نيست حلاليت بطلبيد اما اگر کسي راضي نبوده که خوراکي او را بگيريد و گرفته ايد، بايد حلاليت بطلبيد.(1)
پي نوشت:
1. سوال تلفني(02517746666)از دفتر آيت الله خامنه اي .

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

آيا ميتوان دختر باكره اي كه پدر هم دارد صيغه نمود به شرطي كه هم خوابي وجود نداشته باشد .

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
نمي توان دختر باكره اي كه پدر دارد، بدون اجازه پدرش صيغه نمود ،گرچه به شرطي باشد که همخوابي(مقاربت) وجود نداشته باشد . (1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم .
پي‌نوشت‌ :
1. توضيح المسائل مراجع ،ج 2 ، م2376.

صفحه‌ها