پرسش وپاسخ

آیا بقا بر مرجع تقلیدی که به رحت خدا پیوسته است جایز میباشد؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز.
اگر مجتهدي که فوت کرده و انسان از او تقليد کرده ،اعلم باشد، بايد بر همان مرجع باقي بوده؛
اگر مرجع زنده اعلم باشد ،بايد رجوع کرده؛
اگر اعلميت هيچ يک معلوم نشود، انسان مخير است از هر کدام که بخواهد تقليد کند.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله سيستاني،توضيح المسائل،م 8.

زنی رو مسشناسم که با وجود شوهر وبچه با چندتا مرد دیگه رابطه داره صبحها که میرم ورزش کنم میبینم که مرد غریبه وارد خونش میشه چند دفعه خواستم جلو شوهرش رو بگیرم بهش بگم ولی نتونستم میخوام به پلیس زنگ بزنم باز میترسم زندگیش از هم به پاچهو در اخر هم پاشو من بخورم نمیدونم چه کنم نظر شما چیه

پرسش 1:
سوال سوال سوال شرح : زني رو مي شناسم که با وجود شوهر وبچه با چندتا مرد ديگه رابطه داره .صبح ها که مي رم ورزش کنم مي بينم که مرد غريبه وارد خونش مي شه. چند دفعه خواستم جلو شوهرش رو بگيرم بهش بگم ولي نتونستم .مي خوام به پليس زنگ بزنم .

پاسخ:
باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مرکز.
اولا بايد مطمئن شويد که مرد غريبه با اين خانم محرم نيست .شايد او از بستگان خانم باشد و شما از آن اطلاعي نداريد .
ثانيا بر فرض مسئله با بودن چهار شرط، امر به معروف و نهي از منکر واجب مي شود.
1- علم و آگاهي به معروف و منکر
2- احتمال فايده و اثر بر امر و نهي باشد، بنابراين در جائي که امر به معروف فايده نداشته يا احتمال تاثير نداشته باشد، واجب نيست.
3- کسي که معروف را ترک کرده يا منکر را مرتکب شده، در ترک واجب يا فعل حرام اصرار و استمرار داشته، يعني اگر يک مرتبه واجبي را ترک کند يا مرتکب معصيت شود و ادامه ندهد ،امر به معروف و نهي از منکر مورد ندارد.
4 - مفسده و ضرري در امر و نهي بر شخص آمربه معروف يا جامعه نباشد.
بتا براين در صورتي که احتمال بدهيد که امر به معروف و نهي از منکر در آن زن اثر مي کند،ابتدا با زبان نرم و اخلاق نيکو به صورتي که آبروي او نزد ديگران حفظ شود، آن زن را امربه معروف و نهي از منکر کنيد، اما اگر يکي از اين چهار شرط موجود نباشد، و احتمال قوي مي دهيد که زن حرف شما را نپذيرد يا باعث اختلاف و دعوا و آبروريزي گردد ، موضوع را به صورت تلفني يا کتبي به گونه اي به پليس 110 يا ساير مراکز مربوطه اطلاع دهيد که مورد شناسايي قرار نگيريد .

آیا خواندن سوره نور به هنگام عقد ثواب دارد؟

پرسش: سوره نور شرح : آيا خواندن سوره نور به هنگام عقد ثواب دارد؟

پاسخ: باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
خواندن قرآن و خواندن سوره نور در همه جا از جمله به هنگام عقد ثواب دارد و برکت و نورانيت مي آورد، ولي اين که در روايات به خواندن اين سوره به هنگام عقد سفارش شده باشد، چنين روايتي نيافتيم.

همانطور كه مي دانيد اهل الحديث معتقدند ((الهيات بالمعني الاخص)) مسايلي آسماني است و خبر آسمان را منحصرا از خود آسمان بايد شنيد و مبناي اسلام در اين گونه مسايل بر تعبد است نه بر تحقيق و تفكر و هرگونه چون و چرايي در اين گونه مسيل از نظر اسلامي بدعت و حرام است. درخواست بنده ارايه پاسخي استدلالي است در رد اين عقيده ي اشاعره و حنابله، با اين توضيخ كه هم اكنون دو پاسخ كلي يعني (1) آسماني بودن خود عقل و (2) حجم انبوه توصيه و دعوت به تحقيق و تفكر موجود در منابع دين را مي دانم. با تشكر فراوان (در صورت امكان چند استدلال ارايه فرماييد)

پرسش 1:
استدلال ورود عقل به حوزه الهيات بالمعني الاخص در پاسخ به اشاعره و حنابله (اهل الحديث) شرح : اهل الحديث معتقدند ((الهيات بالمعني الاخص)) مسايلي آسماني است و خبر آسمان را منحصرا از خود آسمان بايد شنيد و مبناي اسلام در اين گونه مسايل بر تعبد است، نه بر تحقيق و تفكر و هرگونه چون و چرايي در اين گونه مسايل از نظر اسلامي بدعت و حرام است. درخواست بنده ارايه پاسخي استدلالي است در رد اين عقيده اشاعره و حنابله، با اين توضيخ كه هم اكنون دو پاسخ كلي يعني (1) آسماني بودن عقل و (2) حجم انبوه توصيه و دعوت به تحقيق و تفكر موجود در منابع دين را مي دانم.
پاسخ:
باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مرکز.
اولا عقل همانند وحي حجت خداوند است . همان طور که انسان مکلف است از حکم وحي پيروي و بر اساس آن عمل نمايد، ملزم است که از حکم عقل اطاعت و بر اساس آن رفتار کند. از اين رو امام صادق (ع) فرمود:
«ان الله علي الناس حجتين: حجه ظاهره و حجه باطنه، فاما الظهاره فالرسل و الانبياء و الائمه و اما الباطنه فالعقول؛ (1)
براي خداوند دو حجت و دليل بر مردم است، يکي حجت ظاهري و ديگري باطني، اما حجت ظاهري پس انبيا و فرستادگان و ائمه اند اما حجت باطني عقل ها هستند». از اين روايت به روشني به دست مي آيد که عقل همانند شرع معتبر و حجت الهي است.
دوم: چنان که در جاي خود به تفصيل بيان شده (2) عقل مثل چراغ است . شريعت و وحي مثل راه، کسي به کمال مي رسد که هم چراغ دارد و هم راه، انسان که چراغ دارد ،ولي راه ندارد يا راه را نمي داند ،چگونه مي‌تواند به هدف و مقصود برسد؟
از اين رو برخي از بزرگان حکمت ضمن تحليل مبسوط رابطه شريعت و عقل، در برخي امور عقل را معيار و در برخي ديگر مصباح و در بعضي مسايل مفتاح و کليد خوانده ، در مجموع عقل را در همه محورهاي سه گانه وامدار و نيازمند وحي دانسته و اظهار داشته اند، گر چه معيار و ميزان بودن عقل نسبت به برخي از امور و اصول و عقايد و قواعد به گونه‌اي است که انسان به کمک آن ها ضرورت شريعت وحي را اثبات مي کند، ولي عقل با تدبر در چشمه سار زلال وحي از تمام غبارهايي که او را تيره و تار نمايد، پاک مي شود .
در پرتوي درخشش وحي حقيقت خود را نيز درمي يابد، بنابراين در اين محور هم نيازمند وحي است. مصباح و چراغ بودن عقل نسبت به حقايق و ره آوردهاي دروني شريعت است .حضور عقل در دامن شريعت همانند وجود چراغي است که آدمي را به جريان جاودان رسالت و چشمه جوشان شريعت هدايت مي کند . با تمسک به اين چراغ است که احکام شريعت مشخص مي گردد، مفتاح و کليد بودن عقل نسبت به شريعت به اين معناست که عقل بعد از آن که به عنوان مصباح وظيفه خود را نسبت به شناخت قوانين و مقررات شريعت انجام داد و احکام شريعت را در افق هستي خود به صورت مفاهيم کلي اظهار نمود، با اين مقدار از بضاعت به رغم شناخت احکام شريعت هرگز قادر بر تحقيق پيرامون اسرار آن احکام نيست ،زيرا اسرار آن احکام مربوط به جهان غيب است . از دسترسي استنباط عقل که جز کلياتي از عالم غيب نمي‌داند، خارج است . آنچه را که عقل مستقلا مي تواند درباره احکام شرع و ره آورد وحي درک نمايد، عدم مخالفت آن احکام با همان اصول کافي است، اما موافقت عقل با جزئيات احکام چيزي است که از عهده عقل خارج است . آن مقدار نيز که عقل از خصوصيات احکام الهي درک مي كند ،به برکت استناد به وحي است. (3)
سوم: برخي از مسايل ديني حق عقل است . قبل از عقل وحي و شرع زمينه اي براي اظهار نظر درباره آن ندارد مثلا نبوت و ضرورت وجود نبوت تنها از طريق عقل قابل اثبات است و گرنه از طريق وحي موجب دور يا تسلسل مي‌گردد زيرا اگر قرار باشد نبوت از طريق وحي ثابت گردد و اين دو متوقف بر همديگر خواهد بود، بايد نبوت با نبوت قبلي ثابت گردد و اين موجب تسلسل است. در نتيجه ضرورت نبوت به وسيله عقل ثابت مي‌شود و ساير آموزه‌هاي اعتقادي به وسيله ره آورد وحي و نبوت .
پي‌نوشت ها:
1- اصول کافي، ج 1، ص16.
2- جلوه هاي قرآني در نگاه امام خميني، ص68.
3- استاد جوادي آملي، معرفت در آينه شريعت، ص 211.

موقع نماز خواندن، اگر چشم هایمان را ببندیم، چه حکمی دارد؟ حرکت چشم در حین نماز چه حکمی دارد؟(در محدوده مهر) رقص زن برای زن و زن برای مرد محرم خود چه حکمی دارد؟

پرسش: احکام نماز ، شرح : موقع نماز خواندن، اگر چشم هاي مان را ببنديم، چه حکمي دارد؟ حرکت چشم در حين نماز چه حکمي دارد؟

پاسخ:
پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز؛
بستن چشم ها و به اين ور آن ور نگاه کردن بدون آن که سر تکان بخورد ،مکروه است .(1)
پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل ،م 1157.

پرسش:
رقص زن براي زن و زن براي مرد محرم خود چه حکمي دارد؟
پاسخ:
آيت اللَّه خامنه‏اى رقص را (چه براي خود وچه براي همسر و چه در مجالس)حرام نمى دانند، مگر اينکه مستلزم حرامى باشد مثلا با موسيقي حرام همراه باشد ، يا در جلوي نامحرم صورت گيرد يا شهوت را تحريک کند. (1) بنابراين صرف رقصيدن زن براي مرد اشكال ندارد.
پي نوشت:
1 .آيت الله خامنه اي، استفتاآت ،س 1170.

من زنی دارای عادت وقتیه 17 هرماه و عادت عددیه 10 روز (17 تا 27) می باشم در تاریخ 27 اردیبهشت زایمان کردم و الان (27 تیر ) وارد دهه هفتم (ماه سوم ) شده ام و همچنان خون می بینملطفا بفرمایید خونهایی که در این مدت دیده ام تحت کدامیک از عناوین سه گانه خونهای بانوان است لازم به ذکر است خونی که در مدت دو ماه دیدم لکه بوده ولی خونی که با ورود به دهه هفتم ( ماه سوم ) می بینم به حیض شبیه تر است ( از روز 29 تیر به این طرف به حیض شبیه تر است )

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
زنى كه در حيض عادت دارد, اگر بعد از زايمان , تا يك ماه يا بيش تر از يك ماه پى در پـى خون ببيند, به اندازه روزهاى عادت او نفاس است وده روز ازخونى كه بعد از نفاس مى بيند - اگر چه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد -استحاضه است .
مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم مـاه تـا بـيـست وهفتم است , اگرروز دهم ماه زاييد وتا يك ماه يا بيش تر پى در پى خون ديد, تا روز هـفـدهـم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز, حتى خونى كه در روزهاى عادت خود - كه از بيستم تا بـيـسـت و هـفـتم است - مى بيند, استحاضه مى باشد. بعد از گذشتن ده روز, اگر خونى را كه مـى بـيـنـد، در روزهـاى عـادتش باشد, حيض است , چه نشانه حيض داشته يا نداشته باشد .همچنين است اگر در روزهاى عادتش نباشد ،ولى نشانه حيض داشته باشد . اگر بعد از گذشتن ده روز از نـفاس , در روزهايى كه عادت حيض او نباشد,خونى ببيند كه نشانه حيض نداشته باشد, بـايـد احـتياطا تا وقتى كه ممكن است آن خون حيض باشد, آنچه را بر حايض حرام است، ترك كند وكارهاى مستحاضه را به جا آورد.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله صافي ،توضيح المسائل ،م 525.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

دختری هستم 21 ساله به اجبار پدر و اکراه در حالی که کسی دیگری را دوست دارم به عقد مرد دیگری در امدم بارها مخالفت خودم اعلام کردم ولی مفید واقع نشد و من به عقد در آ»دم در حالی که نمی توانم اورا به عنوان شوهر به پذریم و هنوز به فردی که دوست داشتم فکر میکنم آیا عقد من صحیح می باشد با توجه به اینکه با اکراه تمام به عقد در آمدم؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
به رغم اصرار پدرت اگر به ازدواج با شوهر فعلي خود راضي شده وبله گفته اي و عقد خوانده شده ،با شوهرت زن و شوهر هستيد. نيز اگر اول راضي نبودي ،ولي بعد از خوانده شدن عقد راضي شده وعقد و ازدواج با شوهرت را قبول کرده اي، باز زن و شوهر هستيد.(1) درغير اين دوصورت مسئله را با توضيح بيش تر بنويس و بفرست دفتر آيت الله خامنه اي در تهران يا قم تا جواب کتبي با مهر آيت الله خامنه اي داده شود.تا دست تو مدرک معتبري ازمرجع تقليدت باشد.
(تهران، دفتر آيت الله خامنه اي .يا قم ،دفتر آيت الله خامنه اي)
پي نوشت:
1.امام خميني،توضيح المسائل،م2374.

مقدار زیادی ازپول را پیش پدرم کار کرده ام ومقداری را پدرم داده؟؟؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
از موقعي که اولين مزد وحقوق را دريافت کرديد، سال خمسي‌تان شروع شده است و بايستي سرسال وضعيت مالي خود را بررسي کنيد. اگر چيزي باقي مانده باشد (پس‌انداز شده باشد) خمس يعني يک پنجم آن را به مرجع تقليد خود يا نمايندة او پرداخت کنيد. البته بنا به فتواي رهبر معظم انقلاب پولها و هديه هايي که پدرتان به شما داده ،خمس ندارد . (1) به پولهايي که جمع کرده ايد زکات تعلق نمي گيرد .
پي­نوشت­ها:
1.آيت الله خامنه‌اي، استفتاآت، س 850 و 864 به بعد .

کفاره یک ماه روزه از سال 88 چقدر است؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
کفاره عذري براي هر روزه، يک مد (تقريبا 750 گرم ) طعام يعني نان يا برنج يا خرما است که بايد به فقير بدهيد .مبلغ 750 گرم نان 500 تومان است .بنابراين کفاره يک ماه روزه 15000 تومان مي شود . کفاره عمدي (يعني اگر عمدا روزه را باطل کرده است) بايد براي هر روزه به غير از قضاي آن ، 60 روز روزه بگيرد که 31 روز آن پي در پي باشد يا به 60 مسکين طعام بدهد. طبق محاسبه قبلي براي يک روزه بايد 30000 تومان پول به 60 مسکين به هر کدام يک مد يعني 750 گرم نان بدهد . (1)
پي نوشت:
1. سوال تلفني از دفتر آيت الله مکارم شيرازي.

صفحه‌ها