پرسش وپاسخ

برای آشنایی به فروع دین چه کتبی را باید مطالعه کرد و از کدام سایت آن ها را دانلود نمود؟ متشکرم

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکزدر اين خصوص معمولا بايد به طور مجزا و جدا از هم در مورد هريك از دستورات ديني و فروعات اسلامي به تحقيق پرداخت ،زيرا جمع آوري مطالب قابل استفاده در همه اين موضوعات كتاب هاي مبسوط و قطوري مي طلبد ؛ در نتيجه در هر يك از موضوعات مورد نظر، آن هم با رويكردهاي مختلف فقهي ، معرفتي ، اخلاقي و عرفاني كتاب هاي مختلفي نگاشته شده كه در صورت نياز مي توانيم به معرفي منابع بهتر در هر موضوع بپردازيم .
فروعات دين مجموعه رفتارهايي هستند كه يك مسلمان در زندگي خود انجام مي دهد . بخش عمده مباحث پيرامون آن ها در كتاب هاي فقهي و تحت عنوان كيفيت و چگونگي انجام صحيح اين اعمال و رفتارها بيان شده است كه رساله هاي عمليه مهم ترين منبع آشنايي با اين فروعات هستند .
در عين حال كتاب هاي متعدد ديگري هم در توضيح و تبيين فلسفه اعمال و حكمت و اسرار عبادات و كيفيت و مراتب استفاده بهتر و بهره برداري كامل تر از عبادات نگاشته شده به خصوص در مساله نماز و حج .
در هر صورت اگر علاقه مند به شناخت اجمالي در خصوص كيفيت و چگونگي فروع ديني هستيد ،سايت هاي ديني بهترين مرجع براي آشنايي با اين فروع هستند . در خصوص مطالعه هاي كامل هم سايت هايي كه داراي كتابخانه هاي ديني هستند كم نيستند مانند تبيان ، بلاغ ، آويني و... كه امكان مطالعه و دانلود كتاب هاي‌ آن ها وجود دارد ؛ اما در عين حال براي يافتن مجموعه سايت هاي مذهبي به موتور جستجوي www.shiasearch.com مراجعه نماييد ؛ در ادامه برخي از آدرس هاي مفيد معرفي مي گردد :
www.tebyan.net
www.pajoohe.com
www.andisheqom.com
www.porsojoo.com

با سلام.من هر وقت تصمیم جدی به ترک یک گناه می گیرم یااز روی مفاتیح اعمال مستحب انجام میدهم خیلی طول نمیکشد که مرتکب یک گناه کبیره میشوم.این موضوع وخیلی مسائل ازاین دست باعث این شده که من همیشه احساس کنم که حتما من جز ء اشقیا هستم ولابد بخاطر گناهانی که دانسته وندانسته از من سرزده ازچشم خداواهل بیت ع افتاده ام وجز کسانی هستم که خدا دوست ندارد صدایی از آنها بشنود البته این را هم میدانم که من راه چاره ای بجزآستان حضرت حق ندارم واین همه دست به دست هم دادند تامن در اجتماع یک فرد افسرده ای باشم البته من معلم هستم ومجبورم در اجتماع حفظ ظاهر کنم ولی درونم از این بابت غوغاست.به نظر شما آیااین فقط یک حس است یاباتوجه به مطالبی که درمنابع دینی داریم مبنی بر اینکه شقی از بطن مادرشقی است وسعادتمند ازبطن مادر سعادتمندواقعا اینها نشانه هایی ازاشقیاست ؟آیاذکر خاصی از طرف اساتیداخلاق در این موارد توصیه می شود؟

باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
قرآن كريم، اختياري بودن اعمال آدمي را تصديق نموده، نظام عقل و بناي خرمندان و انسان‏ها را صحه نهاده است. در نظام خلقت الهي، انسان بعد از طي مراحل رشد از نطفه تا بلوغ، واجد موهبت عقل و بلوغ شده است، كه به اختيار خود عمل كند . قدرت تشخيص بين خوبي و بدي و خير و شر به او عطا شده است . اطاعت و گناه و ثواب و عذاب را با عقل خويش درك مي‏نمايد. هم چنين پيامبراني براي هدايت آنان و دعوت آن ها به كار خوب و دوري از افعال زشت و ناپسند فرستاده است. با توجه به اين مسائل، تكاليفي را بر او واجب نموده، پس اگر عقل خويشتن را پيروي نمود و امر و نهي الهي را گردن نهاد، اسباب خوشبختي را به اختيار خويش فراهم نموده ، بهترين پاداش به او عنايت مي‏شود، ولي اگر مخالفت عقل و شرع نمود، مقدمات بدبختي خويش را رقم زده .پس دنيا سراي امتحان و آزمايش است و انسان به دست خويشتن، عاقبت خود را رقم مي‏زند.(1)
حال با توجه به اشكالات متعدد شقاوت و سعادت ذاتي انسان كه بيان شد، معناي روايات شريفه رسول خدا (ص) که فرموده : "الشقي من شقي في بطن امه و السعيد من سعد في بطن امه؛ انسان بدبخت در شكم مادرش بدبخت است و انسان سعادتمند در شكم مادرش سعادتمند است". (2) اين است كه خدا با علم نامحدود خويش كه به تمامي عوالم وجودي تعلق مي‏گيرد، گذشته و حال و آينده انسان‏ها را مي‏داند . اصلاً براي خدا زمان معنا ندارد. او مي‏داند اين طفل كوچك كه در رحم مادر جا دارد، در آينده انساني خوشبخت است يا سيه روز. علم الهي با اختيار انسان هيچ منافاتي ندارد، چرا كه علم الهي به اين تعلق گرفته كه اين شخص با اختيار خويش انساني عابد و زاهد شده و نافرماني حق نكند . خوشبختي خويش را رقم زند. اين كه همين شخص با اختيار و انتخاب خود گناه و معصيت كند و عامل نگون بختي خويش را فراهم نمايد. سرشت و سرنوشت اين انسان در هر حال اين گونه معين شده كه با اختيار و انتخاب سعادتمند شود و يا شفاوتمند. پس اين تفسير از سعادت و شقاوت هيچ منافاتي با اختيار ندارد.
بنابرين آن چه گفته شده که احساس مي کنم از اشقيا هستم ،حرف درستي نيست و صرفا براي توجيه گناه است و نبايد به آن توجه نماييد.
براي ترک گناه ذکر خاصي نيست.
در اين زمينه بايد چند چيز را دقيقاً و حتماً بدون سهل‏انگاري عمل نماييد:
1- تصميم جدي و قاطع بر گناه نکردن؛
تا انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد، چندان توفيقي در عدم ارتکاب گناه به دست نمي‌آورد.
2- ترک زمينه گناه:
پيشگيري از گناه آسان‌ترين راه مبارزه با گناه است. جواني که مي‌خواهد گناه نکند بايد خود را از صحنه‌هاي گناه دور نگه دارد.
اين خود زير مجموعه‏اي دارد که مهم ترين آن عبارت از است:
* کنترل چشم:
دقيقا بايد مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و هر چه که شهوت‏انگيز است، نگاه شود. تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.
* کنترل گوش:
بايد از شنيدني‏هايي که ممکن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند، پرهيز شود. مانند نوار موسيقي، صداي شهوت‏انگيز نامحرم و. . .
* ترک مصاحبت با دوستان ناباب:
دوستاني که باعث مي‏شوند انسان مزة گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و بايد از آن ها پرهيز کرد.
3- ترک فکر گناه:
ترک زمينة گناه سهم به سزايي در ترک فکر گناه دارد. از اين‏ رو هر چه بيش تر و دقيق تر زمينة گناه ترک شود، فکر گناه کم تر به سراغ انسان مي‏آيد. اين فکر گناه است که شوق در انسان ايجاد مي‏نمايد .بعد از شوق ارادة عمل سپس خود گناه محقق مي‏شود. تا اراده و شوق و ميل نسبت به کاري نباشد، انسان مرتکب آن کار نمي‏گردد.
4- اشتغال به برنامة شبانه‏روزي:
بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزي صحيح و متناسب وضع روحي و جسمي خود پر کنيد. هيچ ساعت بيکاري نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بيکاري وسوسه‏هاي نفس و شيطان به سراغ انسان مي‏آيد . او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مي‏کشاند. اميرالمؤمنين علي(ع): «إنّ هذه النفس لامارة بالسوء، فمن أهملها، جمحت به إلي المآثم؛(3) نفس (انساني) پيوسته و مرتب به بدي امر مي‏کند. در نتيجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کاري نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مي‏کشاند».
5- روزه گرفتن:
روزه گرفتن قواي حيواني و شهواني انسان را تضعيف مي‏کند. اگر قواي شهواني ضعيف گشت، فکر گناه هم کم‏رنگ مي‏شود. امام باقر: «اذا شبع البطن طغي؛(4) هرگاه شکم پر شود، طغيان مي‏کند». مفهومش اين است اگر شکم بر نشود، طغيان نمي‏کند. بهترين قسم جوع و گرسنگي همان روزه گرفتن است.
اولاً: روزه نبايد براي بدن ضرري داشته باشد و گرنه شرعاً حرام است.
دوم: براي کارهاي روزمره مخل نباشد.
سوم: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط روزهاي دوشنبه و پنج‏شنبه باشد. در هر صورت اگر براي روزه گرفتن عذري است، مورد بعدي يعني ورزش دو برابر شود.
6- ورزش:
هر روز ورزش لازم است. البته آن ورزش‏هايي باشد که براي بدن ضرري ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت‏هاي کششي. اگر براي روزه گرفتن عذري هست، زمان ورزشي دو برابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
7- فکر مرگ:
يکي ديگر از چيزهاي بسيار مفيد است که فکر گناه را يا از بين مي‏برد و يا کم مي‏کند که به شدت و ضعف فرو رفتن در فکر مرگ بستگي دارد. اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد، نقشي سازنده و بالا برنده دارد. اميرالمؤمنين علي(ع) فرمود:
«اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعي الشتات؛(5) ياد کنيد (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تيره و تلخ کننده شهوات را و دعوت کننده جدايي‏ها را».
ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مي‏سازد و انسان را از گناه و فکر گناه باز مي‏دارد.
اولاً اين فکر هر روز و مستدام باشد. اگر شبانه‏روزي نيم ‏ساعت باشد ،کافي است.
دوم: در مکان خلوتي باشد، مخصوصا اگر آن مکان خلوت قبرستان باشد.
به هر گونه که اين فکر با جان عجين شود و باور دل گردد، بسيار مطلوب است. يکي از کيفيت‏هاي فکر مرگ را يکي از بزرگان چنين مي‏فرمود:
تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امکان مثل يک فيلم از ذهن بگذراند. به خود بباوراند که همة اين ها گذشت و چند روز باقي مانده عمر هم مي‏گذرد. لحظات جان دادن، وقتي که خويشان و نزديکان را رها مي‏سازد و از تمام تلخ و شيريني‏ها وداع مي‏کند و. . . همه را به خوبي تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
8- توجه کامل به اين که خداوند در همة حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است حتي بر خطورات قلبي ما (در دل مي‌گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنين يقيني داشته باشد، خجالت مي‌کشد گناه کند و از دستورهاي خالقش سرپيچي نمايد.
براي اين که انسان به چنين توجهي موفق شود، هميشه به ياد خدا بودن بسيار سودمند است. اين که گفته مي‌شود انسان بايد هميشه به ياد خدا باشد، بدين خاطر است که با ياد خدا انسان از مهلکات دور مي‌شود و به عوامل سعادت نزديک مي‌گردد. علي(ع) فرمود:
«خدا را در همه جا ياد کنيد، زيرا در همه جا با شما است». (6)
حضرت در حديث ديگر فرمود: «ذکر دو گونه است: ياد خدا به هنگام مصيبت و بهتر از آن ياد خدا در رويارويي با حرام است که اين ياد خدا مانع از ارتکاب حرام مي‌شود». (7)
قرآن فرموده است: «آيا (او که اهل گناه و شرک است) ندانست که خدا مي‌بيند». (8)
9- تفکر در عواقب زيانبار گناه:
اگر انسان توجه کامل داشته باشد که معصيت افزون بر آثار بد دنيوي، چه عذاب‌هاي غير قابل تحمل اُخروي به دنبال دارد، از گناه دوري مي‌جويد.
قرآن مي‌فرمايد:« هر کس به خداي خود با حالت گناه وارد شود، جزاي او جهنمي است که در آن جا نه مي‌ميرد و نه زنده مي‌ماند». (9) در آيه ديگر فرمود: «(در روز قيامت) گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همة خويشان و همة اهل زمين را فدا مي‌کرد تا از عذاب نجات مي‌يافت، (ولي) چنين نيست، (بلکه) آن آتش شعله کش است و. . . ». (10) در جاي ديگر فرمود: «در روز قيامت کافر گويد: اي کاش خاک بودم». (11)
10- مقايسه بين بهشت و جهنم.
اگر انسان مطالعه اجمالي در آيات و روايات اهل بيت(ع) در مورد نعمت‌هاي بهشتي و عذاب‌هاي جهنمي داشته باشد، به بهشت شوق پيدا مي‌کند و از جهنم مي‌ترسد، در نتيجه مرتکب گناه نمي‌شود. در اين زمينه مطالعه جلد شش کتاب پيام قرآن اثر آيت الله مکارم شيرازي بسيار مفيد است. قرآن در مقايسه بين ثواب و عذاب اخروي مي‌فرمايد:
«وصف بهشتي که به پرهيزکاران وعده داده شده (چنين است) که در آن، جوي‌هايي از آب گوارا، و جوي‌هايي از شيري که مزه‌اش تغيير ناپذير است، و جوي‌هايي از شراب لذت بخش براي آشامندگان، و جوي‌هايي از عسل پاکيزه (وجود دارد) و براي‌شان در آن جا همه گونه ميوه هست، نيز آمرزشي از جانب پروردگارشان. (آيا چنين کسي) همانند کسي است که جاودانه در آتش است و به آنان آبي جوشان نوشانده مي‌شود که دل و روده‌هاي‌شان را پاره پاره مي‌کند؟!». (12)
اميرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون کسي است که بهشت عالي را به گناه پست بفروشد». (13)
11- باور کردن اين که شيطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛ وقتي انسان يقين پيدا کرد که اينان دشمن اويند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمي‌کند. قرآن مي‌فرمايد: «اي بني آدم، آيا با شما پيمان نبسته بودم که شيطان را نپرستيد که او دشمن آشکار شما است؟!». (14)
در آية ديگر فرمود: «نفس امّاره بسيار وادار کننده به بدي است». (15)
12- عمر انسان زودگذر است و در آينده بسيار نزديک به نتايج اعمالش خواهد رسيد؛ اگر انسان به اين مسئله
عنايت داشته باشد و فکر نکند که فعلاً خبري از سراي آخرت نيست، در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خيلي از افراد به خيال اين که عواقب وخيم معصيت دير به سراغ انسان مي‌آيد، مرتکب معصيت مي‌گردند. قرآن فرموده: «آن ها (کافران) آن (روز عذاب را) دور مي‌بينند، و ما آن را نزديک مي‌بينيم». (16)
13- زياد سبحان الله گفتن، که باعث مي‌شود شيطان از انسان دور شود.
وقتي شيطان از انسان دور شود، ديگر گناه نمي‌کند. امام صادق(ع) فرمود: «شيطان گفته است: پنج کس مرا بيچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقيه مردم در اختيار منند:
کسي که با نيت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکل کند.
کسي که در شبانه روز زياد تسبيح گويد.
کسي که هر چه براي خود مي‌پسندد، براي برادر مؤمن خود نيز بپسندد.
کسي در وقت رويارويي با مصيبت ناله و فرياد نزند.
کسي که به آن چه خدا قسمتش کرده است راضي باشد». (17)
14- عقل؛
حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: فکرک يهديک الي الرشاد؛(18) افکار عاقلانه‌ات تو را به راه صواب و هدايت واقعي راهنمايي مي‌کند.
15- شناخت زيان‌ها و مفاسد گناه؛
جهل منشأ بسياري از لغزش‌ها است. علم به آثار و تبعات گناه انسان را ازارتکاب به آن باز مي‌دارد.
16- تربيت صحيح؛
تربيت صحيح در محيط خانواده و نيز ادامه آن تحت نظر مربيان اخلاق در جامعه انسان را با عفت و حيا درست مي‌کند، چنين فردي به راحتي بر غريزه‌هاي خودش مسلط مي شود. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «کسي که به ادب‌آموزي وادار شود ،کار خلاف از او کم‌تر ديده مي شود». (19)
17- نماز؛
نماز آدمي را از کارهاي زشت و گناه باز مي‌دارد. (20)
18- محاسبه و مراقبه ؛
کسي که خواهان رشد و تکامل معنوي است، بايد مراقب اعمال خود باشد . هر روز خودش را محاسبه کند تا نقايص و کاستي‌هاي خود را جبران و نقاط قوتش را تقويت کند.
مردي خدمت حضرت حسين(ع) رسيده و عرض کرد: گناهکارم و صبر بر معصيت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه که خواستي گناه کن:
1ـ روزي خدا را نخور و هر چه مي‌خواهي گناه کن.
2ـ از ولايت خدا بيرون رو و هر چه خواستي گناه کن.
3ـ در جايي گناه کن که خدا تو را نبيند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائيل جانت را بگيرد و هر چه خواستي گناه کن.
5ـ وقتي مالک دوزخ تو را به آتش مي‌اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهي خواستي انجام ده». (21)
در اين حديث حضرت مي‌خواهد بگويد: تو که بر هيچ يک از اين پنج چيز قادر نيستي، پس چگونه گناه انجام مي‌دهي و خود را بدبخت مي‌کني؟!
پي‌نوشت‌ها: .
1 - تفسير الميزان، ج 8، ص 96.
2 -اصول كافي، ج 1، ص 211.
3. غررالحکم، ج2 ،ص 220.
4. المحجة‏البيضاء، ، ج 5، ص 150.
5. غرر الحکم ،ج2 ،ص 270.
6. صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 6، ص 295،
7. همان، ص 294، شمارة 8562.
8. علق (95) آيه 14.
9. طه (20) آيه 74.
10. معارج (70) آيه 11 ـ 15.
11. نبأ (78) آيه 40.
12. محمد (47) آيه 15.
13. غررالحکم، ج 1، ص 356.
14. يس (36) آيه 60.
15. يوسف (12) آيه 14.
16. معارج (70) آيه 6.
17. آثار الصادقين، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
18. غررالحکم، ج 4 ص 415.
19. همان، ج 5 ص 263.
20. عنکبوت (29) آيه 45.
21. آثار الصادقين، ج 6 ص 349، شمارة 8789.

magar na inke zamani ke an hazrat namaz mikhand be noee motevajehe muhit atraf khod nemishod manand haman dastan maruf rajebe dar avardan tir az paye mobarakshan ke motevajeh an nashodand

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز مورخان و مفسران نوشته اند: روزي در مسجد پيامبر(ص) سائلي وارد شد و از مردم درخواست كمك نمود، امّا هيچ يك از مسلمانانِ حاضر در مسجد چيزي به او نداد؛ او دست خود را به سوي آسمان بلند كرد وگفت: خدايا، تو شاهد باش كه من در مسجد پيامبر و فرستادة تو از مسلمانان كمك خواستم، ولي هيچ يك به من پاسخ مساعد نداد. در همين حال حضرت علي(ع) كه در نماز و در حال ركوع بود، با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد و سائل نزديك شد و انگشتر را از دست حضرت بيرون آورد. به دنبال اين عمل خدا پسندانه، بر پيامبر اكرم(ص) وحي نازل شد و آية «انّما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون».(1) در عظمت و فضيلت امام علي(ع) بيان گرديد.(2)
از سوي ديگر نوشته اند: به پاي حضرت علي(ع) تيري اصابت نموده بود و از شدت درد نمي توانستند آن را از پاي حضرت بيرون آورند، حضرت زهرا(س) فرمود: اين تير را در هنگام نماز از پاي حضرت علي(ع) در آورند؛ چون كه او در نماز فقط به خدا توجه دارد و درد را احساس نمي كند.(3) اين دو نكته چگونه قابل جمع است؟
پاسخ: در صورت صحت سند و صحت انتساب، آن روايتي كه مي گويد: در هنگام نماز تير را از پاي حضرت علي(ع) درآوردند و حضرت متوجه نشد، مي گوييم: اين حادثه و اعطاي انگشتر در نماز به فقير هيچ منافاتي ندارد. در هر دو حضور قلب هست و هر دو عبادت خالصانه است، چون كه
اوّلاً: شنيدن صداي سائل و كمك به او، پرداختن به امور غير خدايي نيست. قلب پاك امام علي(ع) در برابر صداي سائلان حساس بود و به نداي آنان پاسخ مي گفت.
حضرت با اين كار عبادتي را با عبادت ديگر در مي آميخت. در حال نماز زكات داد و به فقير انفاق نمود. هر دو كار براي خدا و در راه تقرّب به او بود. اين عمل را قرآن به بهترين وجهي تأييد كرده و ستوده است.
اگر اين عمل نشانة غفلت و دوري از ياد خدا بود، قرآن آن را به عنوان يك كار با ارزش تلقي نمي كرد. از اين كه قرآن به آن ارج نهاده، خود دليل و گواه اين مطلب است كه پاسخ به نداي سائل در هنگام نماز، از بزرگ ترين عبادت‌ها است.
دوم: حالات پيامبران، امامان و اولياي خداوند در نماز هميشه به يك حال و به يك منوال نيست. گاهي حال متوسطي دارند . با حفظ حضور قلب، به عالم كثرت و مظاهر مادي هم توجّه دارند .از آن‌ها غافل نيستند و اگر مسئله اي پيش آيد، در صورت لزوم واكنش نشان مي دهند. اعطاي انگشتر به فقير و مستمند توسّط امام علي(ع) در هنگام نماز يكي از نمونه هاي بارز همين حالت است. نظير اين حالت را از پيامبر گرامي اسلام(ص) و ديگر امامان اهل بيت(ع) هم نقل كرده اند:
شيخ صدوق در علل الشرايع و علامة مجلسي در بحارالأانوار مي نويسند: در يكي از روزها كه پيامبر گرامي اسلامي(ص) به نماز اشتغال داشت و اصحاب هم به وي اقتدا كرده بودند، در هنگام نماز، كودكي شروع به گريستن نمود، حضرت نمازش را به سرعت به پايان رسانيد، بعد از نماز علت اين كار را از حضرت جويا شدند، فرمود: «أو ما سمعتم صراخ الصبي؛(4) آيا فرياد بچه را نشنيديد؟!» يعني: من نماز را به سرعت به پايان رساندم تا اين كه مادر كودك هر چه زودتر به دادش برسد و او را ساكت نمايد.
گاهي هم غرق در عالم ملكوت مي شوند و به جز ذات پاك كبريايي، چيزي نمي بينند و به آن چه در اطراف شان رخ مي دهد، هيچ توجهي ندارند؛ حتي از بدن خود غافل مي شوند. انگار كه دستگاه حواس ظاهري آنان در هنگامة جذبة عشق و عرفان رباني، از فعاليت خويش باز مي ماند و آن چه را مربوط به ابدان شان مي شود، احساس نمي كنند. بيرون كشيدن تير از پاي امام علي(ع) در هنگامة نماز از اين قبيل است.
در حالات عبادي امام سجاد(ع) نقل شده است: در يكي از شب‌ها فرزند امام سجاد(ع) از بلندي افتاد و دستش شكست . درون خانه فريادش بلند شد . همسايگان جمع شدند. امّا امام سجاد هم چنان به عبادت مشغول بود .هيچ گونه توجهي به اين حادثه نداشت. در هنگام صبح، حضرت متوجّه شد كه دست بچه اش بسته شده است. علت را پرسيد، گفتند: ديشب چنين اتفاقي پيش آمد.(5)
نيز نوشته اند: حضرت سجاد(ع) در خانه اش در حال نماز بود و سر بر سجده نهاده بود، در همين هنگام در گوشه اي از خانه آتش زبانه كشيد. اهل خانه فرياد زدند: « آتش! آتش» حضرت هم چنان سر بر سجده ساييده و به عبادت مشغول بود . به سر و صدا و آتش هيچ توجهي نداشت. آتش را خاموش كردند و سپس امام زين العابدين سر از سجده برداشت . با كمال آرامش و بي توجه به همة اين حوادث، نمازش را به پايان رساند.(6)
بنابراين اولياي الهي از حالات متفاوتي بهره مندند. گاهي غرق در ذات خداوندي‌اند . گاهي هم حالت متوسطي دارند. شبيه اين، جريان حضرت يعقوب پيامبر است كه فرزندش حضرت يوسف(ع) به جفاي برادران در چاه كنعان افتاد، حضرت يعقوب(ع) متوجّة اين امر نشد. بعد از گذشت سال هاي متمادي، حضرت يوسف عزيز مصر شد، برادران نزد يوسف رفتند، و از مصر پيراهن فرزند گمشدة يعقوب، يوسف را با خود آوردند، قرآن مي گويد:
«فلمّا فصلت العير قال أبوهم اني لأجدُ ريح يوسف؛(7) هنگامي كه كاروان فرزندان يعقوب از مصر حركت كرد، يعقوب كه در كنعان بود گفت: من بوي يوسف را استشمام مي كنم».
سعدي شاعر نامدار، اين دو حادثه را با هم مقايسه مي كند و مي پرسد كه چگونه شد حضرت يعقوب در هنگامي كه فرزندش يوسف را در نزديك محل زندگيش در كنعان به درون چاه انداختند، متوجّه نشد، امّا پيراهن يوسف را از مصر استشمام نمود؟!
يكي پرسيد از آن گم گشته فرزند كه اي روش روان پير خردمند
ز مصـرش بوي پيـراهن شنيــدي چرا در چاه كنعــانش نديدي؟
سپس سعدي پاسخ را چنين مي دهد:
بگفتا حال ما برق جهان است گهي پيدا و ديگر گه نهان است
گهـــي بر طارم اعلي نشينم گهـــي بر پشت بام خود نبينم(8)
در صورت صحت سند روايتي كه مي گويد: در هنگام نماز تير را از پاي حضرت امير(ع) بيرون كشيدند، منافاتي با اعطاي انگشتر به فقير در هنگام نماز ندارد، چون كه
اوّلاً: اعطاي انگشتري در نماز نوعي عبادت است.
دوّم: حالات اولياءالله در همه حال يكسان نيست.
اين‌ها پاسخي بود كه در صورت صحت سند آن روايت ارائه شد. ليكن با تحقيق و بررسي در سند اين روايت معلوم مي شود كه اين روايت سند درستي ندارد.
يكي از اسلام پژوهان معاصر در اين زمينه مي نويسد:
موضوع كشيدن تير از بدن علي(ع) در هنگام نماز، از مشهورات تاريخي است.
كهن ترين مأخذي كه اين موضوع در آن آمده است، كتاب «كشف اليقين في فضائل اميرالمؤمنين» از علاّمة حلي (648 ـ 726ق ) است. وي سند اين روايت تاريخي را ذكر نكرده و حتي نگفته است در كدام يك از جنگ‌ها تير به بدن آن حضرت رفته بود.
پس از آن، اين موضوع در كتاب «ارشاد القلوب ديلمي (ج 2، ص 217) و الانوار النعمانيّة از سيد نعمت الله جزايري (ج2، ص 371) و المناقب المرتضوية از محمد صالح كشفي حنفي (ص 364) و حلية الابرار از سيد هاشم بحراني (ج 2، ص 180) آمده است. به هر حال پذيرش اين موضوع ـ كه فاقد سند است ـ جاي تأمّل دارد.
اين موضوع در كتاب منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة از ميرزا حبيب الله خوئي و منتهي الآمال از شيخ عباس قمي و جامع السعادات نراقي و ملحقات احقاق الحق و عروة الوثقي از سيد محمد كاظم يزدي و مستمسك العروة الوثقي از سيد محسن حكيم، و به تبع كتاب عروة الوثقي، در همة رساله هاي توضيح المسائل آمده است.
از گذشتگان: سنائي و عبدالرحمان جامي و حكيم شفائي اصفهاني اين موضوع را به شعر در آورده‌اند. البته اين كتاب‌ها نمي‌تواند منبع براي اين موضوع تاريخي باشد.
به هر حال نويسنده براي اين موضوع منبعي مستند نيافت و احتمال مي رود كه از مشهورات بي پايه و از گفته هاي صوفيان باشد».(9)
پي‌نوشت‌ها:
1. مائده (5) آية 55.
2. تفسير نمونه، ج 4، ص 421 ـ 422.
3. مرحوم فيض كاشاني در محجّه البيضاء بعد از ذكر اوصاف خاشعين مي نويسد: «اقول و قيل هذا ينسب الي مولانا اميرالمؤمنين(ع) انه وقع في رجله نصل فلم يمكن من اخراجه؛ فقالت فاطمه(س) اخرجوه في حال صلاته فانه لا يمس لا يجري عليه حينئذٍ فاخرج و هو(ع) في الصلاة». (محجه البيظاء، ج 1، ص 397 و 398).
4. مجلسي، بحارالانوار، ج 88، ص 93؛ شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 40.
5. شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، ج 2، ص 10.
6. همان، ج 2، ص 10.
7. يوسف (12) آية98.
8. كليات سعدي، ص 53.
9. محمد اسفندياري، بُعد اجتماعي اسلام، ص 155، پاورقي.

سلام راحت میگم ولی شرمنده...! من با یه خانمی چند بار رابطه جنسی نامشروع داشتم راستشو بخوای قلبا از کارم پشیمونم و دوست ندارم انجامش بدم ولی بعضی وقتا اشتباه میکنم و رابطه تکرار میشه نمازمو کم و زیاد میخونم ولی میخونم راهنماییم کنید که ایا خدا من سید گناهکار رو میبخشه میخوام جبران کنم چیکار کنم؟ با چه کارهایی میشه کارای بد گذشتمو جبران کنم؟ کفاره بدم ؟ روزه بگیرم؟ شما راهنماییم کنید.اگه توصیه برادرانه دیگری برای حل مشکل من و جلو گیری از کارهای بعدیم دارین ممنون میشم بهم بگین. و من الله توفیق

پرسش: سوال شرعي شرح : با يه خانمي چند بار رابطه جنسي نامشروع داشتم . قلبا از کارم پشيمونم و دوست ندارم انجامش بدم ولي بعضي وقتا اشتباه مي کنم و رابطه تکرار مي شه. نمازمو کم و زياد مي خونم ولي مي خام راهنماييم کنيد که خدا من سيد گناهکار رو مي بخشه ؟مي خوام جبران کنم .چيکار کنم؟ با چه کارهايي مي شه کاراي بد گذشتمو جبران کنم؟ کفاره بدم ؟ روزه بگيرم؟

پاسخ: باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
گناه و تخلّف از فرامين خداوند و شكستن حدود و مرزهاي الهي موجب فساد وتباهي انسان شده ، او را از مسير انسانيت خارج نموده ، در پرتگاه سقوط در منجلاب بدبختي قرار مي دهد.
رسول گرامي اسلام فرمود: "از گناهان بپرهيزيد، زيرا گناهان خيرات را نابود و باطل مي كند".(1)
امام باقر(ع) مي فرمايد: "هيچ نكبتي دامن گير شخص نمي‏شود مگر به واسطه گناهي كه مرتكب شده است".(2)
ارتكاب معصيت در حقيقت يك بيماري است كه دامن گير انسان مي شود . داروي اين بيماري توبه واقعي و بازگشت حقيقي به سوي پروردگار مهربان است. رسول خدا(ص) در اين زمينه مي فرمايد: "لكل داءٌ دواءٌ و دواءٌ الذنوب الاستغفار؛ هر مرضي دارويي دارد، و داروي شفابخش گناهان استغفار و طلب مغفرت از پيشگاه ذات پاك الهي است".(3)
توبه كه به معني پشيماني واقعي از گناه و بازگشت از آن است، موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگي پاك، و تيرگي را مبدّل به روشنايي مي سازد. مكتب تربيتي اسلامي تمام آلودگان به گناه را دعوت مي كند كه براي اصلاح خويش و جبران گذشته ،از در توبه كه در رحمت الهي است، وارد شوند و سعادت خود را باز يابند.
امام زين العابدين(ع) در مناجات زيباي خود مي فرمايد:
"معبود من تو كسي هستي كه به روي بندگانت دري به سوي عفو گشوده‏ و نامش را توبه نهاده‏، و فرموده‏اي: باز گرديد به سوي خدا و توبه كنيد، توبه خالص، حال كه اين در رحمت باز است، عذر كساني كه از آن غافل شوند و توبه نكنند چيست؟".(4) خداي مهربان علاقه فوق العاده‏اي به توبه بندگان دارد، چرا كه توبه آغاز تمام خوش بختي‏هاي انسان است. امام باقر(ع) مي فرمايد: "خداوند از توبه بنده‏اش بسيار شاد مي شود، بيش از كسي كه مركب و توشه خود را در بيابان خطرناكي در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد".(5)
در حديث قدسي مي فرمايد: "اگر پشت كنندگان به من بدانند چقدر مشتاق آن‏ها هستم و در انتظار توبه آن‏ها دقيقه شماري مي كنم، از شدّت شوق جان به جان آفرين تسليم مي کنند و بند بند اعضاي خود را خواهند بريد(6)
دوست عزيز !پرسيده اي : " آيا خدا من سيد گناهکار رو مي بخشه ؟مي خوام جبران کنم. چيکار کنم؟"
پاسخ روشن است . آري توبه هرگاه حقيقي و واقعي باشد و از اعمال جان برخيزد و انسان واقعاً از معصيتي كه مرتكب شده پشيمان شود، مقبول درگاه خدا مي شود و آثار و بركاتش نمايان مي گردد. توبه كار واقعي خود را از مجالس گناه دور مي دارد .از عواملي كه گناه را وسوسه و تداعي مي كند، بر حذر مي باشد، خود را در پيشگاه خدا شرمنده مي بيند . همواره در صدد كسب رضاي او مي باشد. گناهكار وقتي توبه كرد و به سوي ذات اقدس الهي برگشت و فهميد كه خداوند مهربان است و توبه را قبول مي كند و آثار گناه را پاك مي كند (البته گناه اگر مربوط به حقوق مردم باشد، بايد ادا شود) اضطراب و نگراني ناشي از گناه برطرف شده و به جايش آرامش روحي برقرار مي گردد.
خداوند در آيات کثيري به گناهکاران و کساني که به خود ستم کردند و خودشان را در معرض معصيت قرار دادند، توصيه کرده است که توبه کنند . رابطه بين خود و خدا را اصلاح کنند. خداوند همة گناهان آنان را خواهد بخشيد، قرآن مجيد مي‌فرمايد:
«مگر کساني که توبه کردند و به اصلاح کارهاي فاسد خود پرداختند . آن چه را کتمان کرده بودند ،بيان کنند. در اين صورت توبه آن ها را مي‌پذيرم و من بسيار عذرپذير و قبول کنندة توبه و مهربانم».(7)
چه کسي در وفاي به عهد راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجيد وعده داده که خداوند توبه را از بندگانش مي‌پذيرد. بنابراين گناهکاري که به گناه خويش اعتراف دارد و از آن پشيمان است و عزم جدّي بر ترک گناه و جبران گناهان گذشته از حق النّاس و حق اللَّه دارد، بايد به قبولي توبه خويش و رحمت و مغفرت خداوند اميدوار باشد.
دوست گرامي ! اگر واقعآً نادم و پشيمان باشي و توبه كني ، مطمئن باش كه خداوند قبول مي کند البته سعي کنيد از اين به بعد در موقعيت هايي قرار نگيريد که امکان لغزش هميشه فراهم است . لزومي براي كار هاي ديگر مثل پرداخت كفاره و روزه و ... نيز نمي باشد، بلكه همين اندازه كه از اعمال قبل پشيمان باشي و عزم و اراده بر ترك گناه داشته باشي در تحقق توبه مي كند.
غرق گنه نااميد مشو ز ديدار ما كه عفو كردن بود هم دم كار م
بندة شرمندة تو، خالق بخشندة من بيا بهشتت دهم مرو تو در نار م
توبه شكستي بيا، هر آنچه هستي بيا اميدواري به جوي ز نام غفار ما

پي نوشت‏ها:
1-محمد ري شهري، ميزان الحكمة، ماده ذنب، شماره 6633، ج 2، ص 995.
2- محمد تقي فلسفي، كودك، ج 1، ص 15.
3-ميزان الحكمة، ماده نظر، شماره 20280، ج 4، ص 3291.
4- همان، ماده ذنب، شماره 6655، ج 2، ص997.
5- آيت اللَّه مكارم شيرازي، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 218.
6- همان ؛ لقاء اللَّه مرحوم ملكي تبريزي.
7. بقره (2) آيه 160.

اگر هنگام غسل از انسان مذی(آب شهوت) خارج شود.غسل چه حکمی دارد؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
اگر در هنگام غسل، مني (آب شهوت ) خارج شود ،غسل باطل است و بايد دوباره از ابتدا غسل کنيد؛اما اگر مذي خارج شود، غسل صحيح است و بايد ادامه دهيد.
مذي آبي است که کمي لزج و چسبنده است و نوعاً بعد از تحريک شدن جنسي (مانند ديدن صحنه شهوت‌انگيز، يا فکر کردن درباره آن يا نگاه و صحبت با جنس مخالف ويا بازي با همسر) خارج مي‌شود. معمولاً قبل از خروج مني خارج مي‌شود و پاک است(1) . غسل و وضو را باطل نمي‌کند.
در ارتباط هاي بعدي نام مرجع خود را ذکر کنيد.
پي‌نوشت‌:
1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 70، مسئله 73.

با عرض سلام و خسته نباشید به شما از شما یک سوال داشتم و این سوال این است که اگر خدا به نمازهای ما احتیاجی ندارد پس چرا می گویند که اگر نماز نخوانده ای دز خانه ای باشد آن خانه بی برکت می شود و یا چرا می گویند اگر همه کارهای خوب را انجام دهی ولی نماز نخوانی خدا قبول نمی کند با تشگر از شما لطفا جواب من را سریعا بدهید

باعرض سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مركز.
مجازاتي که براي ترک نماز است ،به دليل نياز داشتن خدا به آن نيست، همان گونه كه خواندن آن در دنيا نشانه نياز خالق به آن نيست، بلكه به جهت آن است كه نماز نماد تمام دين است. اگر كسي بر آن همت نگمارد، گويا به اصل دين عمل نكرده .از اين رو در سخن پيامبر(ص) نماز به عنوان تراز و ميزان عمل معرفي شده است.(1)
وقتي نماز به فرمايش امام علي(ع)(2) ستون دين است، ترک نماز ترک اصل و ستون دين خواهد بود. دينداري و دينمداري افراد را مي‏توان از اهميّت دادن آن‏ها به نماز شناخت. از اين رو مي‏توان گفت همه چيز تابع نماز است. امام علي(ع) به محمد بن ابي بكر مي‏فرمايد:
"إنّ كلّ شي‏ء تبعٌ لصلاتك واعْلم أنّ من ضيّع الصلاة فهو لغيرها أضيع؛
هر شي‏ء تابع نماز توست .بدان كسي كه نماز را ضايع كند، امور ديگر را بيش تر ضايع خواهد كرد".(3)
انسان به مقتضاي بنده بودن وظايفي دارد كه بايد بدان عمل نمايد . واجباتي را انجام دهد و محرماتي را ترك نمايد.
طبيعي است در روز قيامت كه محكمه عدل الهي است، همه بايد درباره اعمال خود پاسخ گو باشند .بر اساس اعمال خود ثواب و پاداش يا جزا داده مي‏شوند.
كسي كه نماز خوانده ، مراتب سپاسگزاري و قدرشناسي خود را به اثبات رسانده ، روح عبوديت و بندگي و اطاعت و تسليم در او بوده، با كسي كه چنين نبوده است، بايد تفاوتي داشته باشد؛ بنابراين براي رسيدن افراد به ثواب يا عذاب بايد حسابرسي صورت گيرد.خداوند براي تشويق نيکوکاران و تنبيه بدکاران ثواب و عذاب هايي را در نظر گرفته است. هر چند در نهايت نتيجه عمل عائد خود افراد مي شود.خدا نسبت به بندگانش مهربان است و مي خواهد از طريق بندگي به سعادت برسند. براي اين منظور به عبادت و نماز امر کرده است.
پي نوشت‏ها:
1. فروع كافي، ج 1، ص 267.
2. نهج البلاغه، نامه 47.
3. همان، نامه 27.

در دستشویی ایا طهارت با دست راست اشکال دارد؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز

طهارت با دست راست اشکال ندارد ،ولي مکروه است.(1)
پي نوشت:
1. توضيح المسائل مراجع ،ج1 ،م79.

کدام ایه در قران است که در ان به بدی بعضی شیطنت هایی که از انسان سر میزند و بدتر از شیطان است اشاره دارد

پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز؛
درقرآن آيه اي که بفهماند بدي هاي انسان از بد ي هاي شيطان بدتراست نداريم ،چون شيطان سرچشمه تمامي بدي ها ومظهرتمامي شرارت ها است. شايد منظورتان آيه 179سوره اعراف باشد که گمراهي برخي انسان ها را مانند حيوان چهارپا وپايين ترازآن ها دانسته وآنان را غافل و بي خبر از همه چيز معرفي کرده است .

23 ساله ام تا جایی که یادم است از کودکی به این گناه دچارم قبل از اینکه از رابطهی جنسی چیزی بدانم اگر پسر بودم ازدواج موقت میکردم ولی دختران از این نعمت محرومند افکار جنسی لحظه ای ترکم نمیکنند و من در مقابلشان توان تحمل ندارم 1000 بار توبه کردم ولی فایده نداشت به خود خدا قسم اینقدر درگیرم که حتی اگر مردی کنارم باشه تحریک میشم از خودم خسته شدم هر چه برای ازداج دعا میکنم بی فایده است وقتی خستم بیشتر میان سراغم!چه کار کنم؟دلم نمیخواد از خدا دور تر شم!آیا راهی هست؟به خودش قسم بار ها تلاش کردم شبها تا پارهای به خودم پیچیدم تا گناه نکنم ولی شیطان پیروز شده!خواسنگار به صورت جدی هم ندارم!

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
نياز جنسي مانند ساير نياز يک نعمت خدادادي است كه هدف خاصي را دنبال كرده و از طريق خاصي در زمان خود بايد ارضا شود. اين نياز ساختگي نيست و راه صحيح برآورده شدن نياز توسط ايجاد کننده نياز مطرح شده، اما ممکن است که راه صحيح ارضا به دليل مشکلات و موانع به تأخير بيافتد؛ بنابراين نمي تواند توجيه كننده راه هاي انحرافي ارضاي آن باشد كه به جسم و جان و روح انسان آسيب مي رساند.
در مورد شما وضعيت استمنا يک راه انحرافي براي ارضاي نياز جنسي است . از طرفي به دليل آگاهي هاي مذهبي و درون مايه هاي مذهبي بعد از برآورده شدن اين نياز از راه غير معمول دچار احساس گناه مي شويد و خودتان را سرزنش مي کنيد . سرزنش اعتماد به نفس تان را کاهش داده و اضطراب در شما ايجاد مي کند . اضطراب در بعضي از موقعيت ها تحريک کننده است . بايد به دقت راهکارهاي ترک استمنا را که در پايين ارائه شده است ، بخوانيد و گزارشي از روند انجام تکنيک ها براي خودتان و درصورت علاقه براي ما بفرستيد.
1- پرهيز از خود سرزنشي و احساس گناه.
نبايد به خاطر اين مسئله که پيش آمده ،خودتان را سرزنش کنيد . با پذيرش اين موضوع كه مشكل يا بيماري داريد، بايد با خود بگوييد همان طور که در بيماري هاي جسمي يا مسائل ديگر زندگي فرد شخصيت خودش را نمي کوبد و دنبال درمان و حل مسئله اش مي گردد، راه حل مشكل تان را با خونسردي و عدم سرزنش بايد فرا بگيريد.
2- احترام به خود و تهيه ليستي از نقاط مثبت فراموش شده و مرور روزانه و پرهيز از ناديده گرفتن نقاط مثبت و اميد وار كننده.
3- به دست ‌آوردن عزت و خود ارزشمندي و اينكه خود را برتر از آن بدانيد كه به كارهاي پست و ناچيز هر چند گناه هم نباشد، تن دهيد.
4- پرهيز از تنهايي، افزايش تعاملات اجتماعي و مشغوليت هاي خانواده و دوستان .
5-حذف تصاوير و به طور کلي محرک هاي جنسي در بيرون مثلا در محيط آموزشي مي توانيد با توجه گرداني و تمرکز يابي روي چيزهايي مانند درس، برنامه هاي جذاب، از نگاه کردن به محيط اطراف تان غافل شويد . همچنين در بيرون کلاس با توجه به وسايل و موضوعاتي که وسوسه برانگيز نيستند ، وقت تان را بگذرانيد. از ديدن فيلم ها و... که تحريک کننده جنسي هستند بپرهيزيد.
6- به خوبي از علت و ريشه آگاه شديد؛ بنابراين بايد بيش ترين كنترل خود را بر حذف محرك ها قرار دهيد، تا بر جلوگيري از استمنا پس از تحريك.
7- هنگام هجوم افکار جنسي که معمولا در تنهايي اتفاق مي افتد، عدم پرورش اين افکار و قطع ناگهاني به محض ورود اين افکار شناخته شده از طريق ترک موقعيتي كه در آن هستيد و تغيير موقعيت فيزيکي ، مثلا رفتن به طرف يخچال و آب خوردن ، خارج شدن از محيط تنهايي و برقراري مکالمه با خويشاوندان ، روشن کردن تلويزيون و... باعث قطع افکار زنجيره اي جنسي خواهد شد.
8- ورزش و تحرکات بدني باعث تبديل انرژي جنسي به سوخت و ساز مي شود. پس ترجيجا در جمع ورزش کنيد.
9-سعي کنيد تا وقتي که خسته نشديد، وارد رختخواب نشويد. هنگام خواب خواندن کتاب يا گوش کردن و تمرکز روي موسيقي آرام خوب است.
10- سعي کنيد به خود امنيت براي عمل استمنا را ندهيد، مثلا درها ي اتاق را کاملا نبندييد . همچنين محل خواب تان را زياد گرم نگه نداريد.
11- از پوشيدن لباس هاي تنگ خود داري کنيد .
12- هيچ وقت به طور کامل، حتي در حمام عريان نشويد . سعي کنيد حتي المقدور اندام هاي جنسي خود را نبينيد .
13- از دست ورزي به آلت تناسلي خود در هر شرايطي ، حتي در حمام كردن پرهيز کنيد.
14-هرگاه مورد هجوم افکار جنسي واقع شديد، بايد بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شده و خود را به کاري سرگرم کنيد.
15- موفقيت خودتان را هر چند اندك (مثلاً روزي 1 بار، به جاي 4 بار) قدر بدانيد. براي آن ارزش قائل شويد و بر اساس همان خود را تشويق نماييد . مثلا اگر يک روز توانستيد استمنا نکنيد، يا كم تر به اين گناه دچار شويد، جايزه اي به خود بدهيد ( مثلاً يک بستني يا هر چه که دوست داريد ) . اگر اين مدت بيش تر شد ، اين روند را ادامه دهيد.
موفق و سربلند باشيد.

آیا به هنگام آمیزش می توان با تحریک اعضا خود مثلا مالیدن به ارضا خود کمک کرد یا الزاما باید از همسر خواست که این کار را بکند؟(چون زن دیر تر به ارگاسم می رسد میتواند خودش اعضایش را حین آمیزش تحریک کند تا هر دو همزمان به ارگاسم برسند؟)

با اعضاي شوهرش مي تواند خودش را تحريک کند تا ارضا شود . نيز شوهرش مي تواند با اعضاي بدن خودش، يا دستش زنش را تحريک کند تا ارضا شود, نيز اگر زن با اعضاي خودش کاري مي کند که وقتي شوهرش با او نزديکي مي کند، با هم ارضا شوند، اشکال ندارد، ولي خودش نبايد تا ارضا شدن ادامه بدهد. يعني خودش نبايد خودش را ارضا کند.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم، بخشي از مسائل کثيرالابتلا ،م 93وسوال تلفني (0251784001)از دفتر آيت الله مکارم.

صفحه‌ها