روابط دوستي

با سلام اینجانب دوستی دارم 25 ساله به نام مجید ایشان مدتی است که به گفته ی خودش با دختر خانمی رابطه ی دوستانه برقرار نموده البته در حد صحبت کردن حضوری و مکالمه تلفنی و تاکنون هدف ایشان صرفا دوستی بوده و نه ازدواج .البته خود به نادرست بودن این عمل واقف است اما(بنا به گفته های خودش) به واسطه ی هوای نفس و فشار زیادی که به او وارد میشود نمی تواند از این ارتباط دست بکشد. ظاهرا ایشان اخیرا در ماه مبارک رمضان در حین قرائت قرآن با آیه ی پنجم سوره ی مائده مواجه شده که در این آیه شریفه از هرگونه رابطه ی نادرست با نامحرم انسانها برحذر داشته شده اند و با توجه به اینکه در این آیه تاکید شده که این اعمال ضمن آنکه گناه است تمامی اعمال نیک را نیز تباه میکند. به همین دلیل هم اکنون گمان ایشان بر آن است که تمامی کارهای نیک و عباداتی که انجام داده از بین رفته و واجبات و فرائضی که اکنون به جا می آورد(مثل نماز ، روزه و .. )به واسطه ی استمرار این عملش مورد پذیرش قرار نمی گیرد و به همین خاطر دچار یاس و سرخوردگی مضاعفی گردیده است. توصیه من به این دوست ان بود که با تحقیق در مورد آن خانم چنانچه ایشان را گزینه ی مناسبی برای ازدواج یافتند با قصد و نیت ازدواج پا پیش بگذارند و در غیر این صورت از ادامه این عمل خودداری نمایند اما به هر حال ایشان به شدت دچار سردرگمی است. حال سوال اینجاست که تفسیر دقیق آیه ی شریفه ی مذکور چیست؟ آیا نتیجه گیری صورت گرفته توسط این دوست من در خصوص این آیه، صحیح بوده یا خیر؟ توصیه شما در مورد این مشکل چیست؟ با تشکر و سپاس فراوان

برقراري ارتباط بين دختر و پسر به هر منظور كه باشد، نمي‌تواند مورد تأييد قرار گيرد، چون در نهايت به وابستگي عاطفي منجر خواهد شد . فرد را از مسير زندگي طبيعي خويش دور مي‌سازد. اين ارتباط به هر منظور و به هر نحو كه باشد ،خواه تلفني و حضوري و ... نمي‌تواند موجه باشد.
هوای نفس و فشار زیادی كه به انسان وارد می‌شود ، چنان نیست که انسان ها را بی اختیار سازد و آن ها را در برابر انجام یا عدم انجام کارها ناتوان سازد. بنابراین می‌توانیم نتیجه گری کنیم که گاهی نمی‌خواهیم و به فشارها تن در می‌دهیم و در برابر آن ها تسلیم می‌شویم. این در حالی است که جدا شدن از این حالات تنها مستلزم جدا شدن از تصویر پردازی‌ها و جلوگیری از ایجاد احساس خوشایندی است که هنگام تصویر پردازی‌ها بر روی آن ها اعمال می كنیم.
در این جا باید به دو مسأله جداگانه احساس گناه و گناه دینی اشاره نمایم. گناهی که در دین مورد اشاره قرار گرفته است .نهایتاً بر اثر نفس لوامه فرد را به سوی اعمال نیک و توبه رهنمون می‌سازد. این مسأله ای نجات بخش است که به انسان شرم می‌بخشد که چگونه در برابر خدواند به گناه دست می‌زنی؟ بدون آن که احساس توهین به فرد ببخشد و او را ناامید سازد.
یکی از مواردی که به عنوان یک مکانیزم نگهدارنده در ایجاد احساس گناه در فرد مؤثر است، همین احساسی است که دوست شما می گوید. وجود احساس گناه هیچ ارتباطی به مسایل دینی نداشته و تنها یک اختلال روانشناختی است که باید درمان گردد . ایشان تا زمان درمان کامل نباید برای ازدواج اقدام نماید. روشن است که هر گونه انتخاب می‌تواند کاملاً مبتنی بر احساس و عدم شناخت کامل صورت پذیرفته باشد. از سوی دیگر این حال نامناسب می‌تواند زندگس مشترک را نیز با دشواری روبرو سازد . عدم رضایتمندی زناشویی را به همراه داشته باشد یا آنکه زندگی مشترک را متزلزل سازد.
احساس گناه هم نمی تواند سازنده باشد و بیش تر مخرب است . به همین دلیل از دسته احساس گناه هایی که در دین وارد شده است نمی باشد. این نوع احساس در واقع نوعی خود-سرزنشی و تقصیر است و باید از آن دور بماند. احساس گناه افراطي که در آن، فرد خود را مأیوس از رحمت خدا می‌داند، به هيچ وجه مطلوب درگاه خداوند و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وسوسه‌های شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگ‌ترين منابع اضطراب‌زاست . به خوبی مي‌توان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينه‌اي براي خودراضايي بيش تر فراهم مي‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد.
اما گاهی در اثر آن که فرد دارای یک بافت افسردگی درون‌زاد است، پس از انجام یک گناه و تکرار به این نتیجه می‌رسد که من گناهکار هستم . نباید در محضر خدواند حاضر شوم . هیچ یک از اعمال من که پذیرفته نخواهد شد . پس بهتر است که از او فاصله بگیرم. در این موارد شاهد آن هستیم که این افراد برای آن که منصف تر به نظر برسند ، به خودشان توهین می کنند . خود را مستحق هر گونه عقوبتی می‌دانند. این مکانیزم هرگز نمی‌تواند سالم ارزیابی تلقی گردد و باید به درمان آن مبادرت ورزید. به ايشان اطمينان دهيد كه رفتارهاي پيشين ايشان نبايد موجب شود كه عبادات را رها سازد و از خدا دور شود.
متأسفانه ایشان نمی تواند حتی به نیت ازدواج با این فرد به ادامه روابط بپردازد و باید روابط را به طور کلی قطع نماید؛ در نتيجه پيشنهاد هر گونه ادامه روابط براي هر منظور نامناسب است. یکی از توصیه‌های همیشگی ما مشاوران به همه دختر و پسرها این است که پیش از قول جدی در حضور خانواده و متعهد شدن نسبت به همدیگر بر اساس عرف، شرع و قانون به همدیگر دل نبندید. دلیل آن هم روشن است چون بعد از وابستگی عاطفی امکان دست یابی به یک شناخت مناسب نخواهد بود . از دست مشاوران هم کاری بر نمی آید مگردر جلسات مشاوره متعدد و تازه آن هم با قصد خود دختر یا پسر!
آنچه معمولاً به نام فراموشي گفته مي‌شود ، صحت نداشته و افراد بايد صرفاً با واقعيت‌ها كنار آيند . اين مسأله در ماه مبارك رمضان به خوبي متصور بوده است. در خصوص همان ماه مبارك رمضان دقت كنيد كه چه چيزي اتفاق افتاده بود كه توانست او را از اين ماجراها دور سازد. پرهيز از افكار ناسالم و جلوگيري از پردازش و رسيدگي احساسي به مسايل كه رمز اصلي كنار‌آمدن با اين قبيل مسايل است، باز هم مي‌تواند مؤثر باشد و دوست شما را از احساس تنهايي بازدارد. در اين صورت هر چه ايشان به يك فعاليت سازنده اشتغال بيش تري داشته باشد، از اين رفتار فاصله خواهد گرفت و احساس نياز كم تري خواهد نمود.
ارتباط دختر و پسر به قصد ازدواج بايد منطقي باشد. در غير اين صورت سرپوشي براي توجيه رابطه با نامحرم خواهد بود و زمينه گناه را فراهم خواهد نمود. از طرفي رابطه مستقيم با دختر با بهانه شناخت بيش تر واقعيت بيروني ندارد. زيرا در رابطه مستقيم وابستگي ايجاد مي شود . وابستگي باعث توجيه تفاوت هاي فرهنگي ، خانوادگي و شخصيتي مي شود . تنها راه شناخت تحقيقات محلي از روابط والدين ، دوستان، وضعيت اعضاي ازدوج كرده و... است. بعد از مناسب بودن و تحقيقات دقيق و جزيي ، دو طرف براي آشنايي با انتظارات ، خواسته ها ، علاقه ها و موضوعات مهمي كه در زندگي شان است ،به طور رسمي صحبت مي كنند. موفق باشيد.

با سلام پسر و دختری که از طریق تلفن باعث ارضاع یکدیگر شوند چه گناهی دارد با توجه به اینکه شرایط ازدواج دائم را نیز نداشته باشند لطفا در مورد گناه این کار و راه حل برای بر طرف کردن مشکل رابطه آنها توضیح بدهید با تشکر

گناه و قبح اين مسأله بر هيچ کس پوشيده نيست، چرا که زناي گوش و زبان و احياناً خودارضايي و ... محسوب مي گردد.
همان طور كه نداشتن شرايط کار مجوزي براي دزدي محسوب نمي گردد، نداشتن شرايط ازدواج دايم ،مجوزي براي دزدي ناموس و غارت عفت و شرف دخترکان پاک طينت و ساده دل محسوب نمي گردد.
راه حل ويژه اي براي اين موضوع وجود ندارد و فقط به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي شود:
وسوسه مکالمه جنسي، از وسوسه و وسواس فکري و عملي نشأت مي گيرد . وسواس هم ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. فرد وسواسي از پس هر اضطرابي خود را مجبور به رفتار وسواسي(مثل زنگ زدن براي مکالمه سکسي) براي کاهش اضطراب مي بيند. با اين اوصاف از کار انداختن چرخه معيوب «افزايش اضطراب - رفتار وسواسي- کاهش موقت اضطراب» در اولويت درمان قرار مي گيرد.
بايد دانست:
1ـ ارائه هر راهکاري متوقف بر خواست و اراده قطعي شماست. قوي ترين راهکارها بدون خواست واقعي شما روي کاغذ باقي مي‌ماند.
2ـ به هيچ عنوان خود را در برابر اين مشکل دست و پا بسته فرض نکنيد. اراده شما هر اندازه هم که باشد، براي نيل شما به سر منزل مقصود و زندگي سعادتمندانه در دو جهان کافي است.
3ـ خود را حقير و ناپاک ندانيد. بنده‌اي از بندگان خدا محسوب مي‌شويد که چند صباحي به هر دليلي از او دور افتاده‌ايد. ارتقاي عزت نفس و اعتماد به نفس ، شاه کليد ترک است.
3ـ سطح توقع تان را از خودتان پايين بياوريد. کوچک ترين اقدامات مثبت خود را در زمينه ترک اين اعتياد با ديده احترام بنگريد و آن را تشويق کنيد.
4 ـ خويشتن‌داري بدون پاکسازي جانانه محيط زندگي بي‌معناست . براي نيل به پاکي چاره‌اي جز پاک سازي محيط از وسايل و تجهيزات تحريک‌زا نداريد. حذف فيزيکي برخي امور مانند حذف تجهيزات تماس تلفني در کنار حذف ذهني برخي امور مانند نياز کاذب به استفاده از ماهواره و ويدئو سي دي و ... جزو ضروريات پاک زيستن است.
5 ـ به دور از هر گونه بهانه‌تراشي به راحتي هر چه تمام‌تر مي‌توانيد با حذف فيزيکي موارد فوق بپردازيد. مثلاً با درآوردن موقتي سيم کارت از موبايل يا تعويض يا حتي شکستن آن فاصله رواني و فيزيكي خود را با تلفن بيش تر نماييد. سعي نماييد هيچ گاه در زمان تنهايي نه تلفن بزنيد و نه تلفن جواب دهيد .همواره در حضور جمع از تلفن استفاده نماييد.
اما چند روش درماني:
1. انزجار درماني:
روش ديگري که براي از بين بردن اعتياد جنسي توصيه مي شود، استفاده از تکنيک انزجار درماني است. براي اين کار همواره در پي يافتن نقاط ضعف و برجسته کردن آن در ذهن خود باشيد . به هيچ وجه نکات لذت بخش آن را توجه نکنيد. ذهن خود را طوري عادت دهيد که هر وقت نکات لذت بخش آن به ذهنتان آمد ، چند نقطه منفي را در ذهن تکرار نمايد.
2. روش جايگزيني مثبت:
تفريحات حرام و شهوت آلود خود را با تفريحات سالم جايگزين نماييد.
3. شرطي کردن
اعتياد جنسي عواقب خطرناکي از نظر اجتماعي ,آبرويي, شغلي, ارتباطي, دنيوي و اخروي است. اگر شخص عواقب اعتياد جنسي را مد نظر قرار گيرد، از افتادن در اين مهلکه هم پيشگيري مي کند و هم درمان مي شود. توصيه مي کنيم عواقب اعتياد جنسي را به صورت جزيي و ريز و در جنبه هاي مختلف يادداشت کنيد . هر روز آن را مرور نماييد. هر گاه تصاوير مبتذل را ديديد ، تصوير ذهني از اين عواقب و اثرات دنيوي و کيفرهاي اخروي را در مورد خود تجسم نماييد. اين کار را آن قدر ادامه دهيد تا ذهن تان به همراه کردن تصور مسايل جنسي با عواقب سوء و خطرناک اعتياد جنسي عادت کند. همچنين از آن جا که ساختار ذهن به گونه اي است که از صحنه هاي منزجر کننده و آزار دهنده گريزان است ، به طور خودکار تصاوير ذهني آزار دهنده را به ذهن ، ناخودآگاه فرستاده و يا آن را تداعي نمي کند. از اين رو سعي کنيد چند تصوير منزجر کننده را که براي شما خيلي آزار دهنده است، ببينيد.(مثلا تصوير تاريکي قبر و بي اعتنايي اهل بيت به درخواست شما در قبر..)بعد از آن هر زمان که به فکر تصاوير جنسي افتاديد ، اين تصاوير را براي خود تداعي کنيد، به گونه اي که اين امر براي ذهن شما به عادت تبديل شود. از آن جا که ذهن نمي تواند به طور مداوم وقايع آزار دهنده را در خود نگهداري کند ، آن تصوير منزجر کننده به همراه تصوير ذهني مسايل جنسي (که در حال حاضر به صورت شرطي شده همراه با هم در ذهن حاضر مي شود). از ذهن خارج مي گردد و زمينه ترک ايجاد مي شود.
روش شرطي کردن روش بسيار موثري است که ريشه در آموزه هاي اسلامي و قرآني دارد(ايجاد تصوير ذهني از غيبت به عنوان خوردن گوشت برادر مرده, و يا وعده عذاب به ريختن آهن گداخته براي تشنگان گناهکار در قرآن کريم دو مثال قرآني براي شرطي کردن است).

سلام با تشکر از شما من یک فروشگاه محصولات سامسونگ دارم - مشتری های زیادی هم دارم خدارشکر!!!! اکثر مشتری های من هم خانم هستند - در بین تمام این مشتری ها با یک نفر از این مشتری ها دوست شدم ورابطه تلفنی دارم . البته فقط تلفنی و نه تماس دیگه ای. مثل خواهر و برادر می مونیم من اگه کاری داشته باشه انجام میدم و اون هم همین طور میخواستم ببینم حکم شرعی چه طوریه ممنون از لطفتان و یاحق

همانطور كه درنامه نوشته‌ايد نام واقعي اين رابطه دوستي است و نه رابطة يك مشتري و فروشنده كه ديگر از اين حدَ گذرانده ايد. هر چند گفته اند كه هر گونه ارتباط تلفني ، يا نامه و تصوير چنانچه با قصد شهوت نباشد و موجب تحريک جنسي نگردد ، اشکال ندارد. اما رعايت چنين شرايطي تنها در روابط عادي مانند خريد از مغازه و ارتباط درسي و مانند آن قابل تصور است و نه در رابطه اي كه ايجاد نموده ايد، روابط شما مانند روابط دوستانه اي است كه ميان دختران و پسران شکل مي گيرد ، چون در اين روابط حريم ها غالباً رعايت نمي شود.چه بسا با زياد تر شدن اين نوع ارتباط ها ، به روابط در سطح گسترده تري نيز کشيده مي شود که نتايج آن غير قابل پيش بيني است. روابط كلامي به بدني و بعد جنسي معمولاً سطوحي است كه مترتب به سطوح پيشين هستند. بنابراين محدوديت در اين گونه ارتباط ها به خصوص براي دختران و پسران جوان لازم و ضروري است.
جهت آگاهي بيش تر با زواياي مختلف ارتباط زن و مرد (ارتباط با نامحرم) به مطالب ذيل توجه نماييد.
غريزه جنسي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان است كه بسياري از رفتارهاي انساني را شكل مي دهد و به گونه هاي مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام كه يك مكتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان , روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفيع انساني و رستگارى را فتح نمايند و از طرف ديگر به نيازهاي غريزي و فطري خود نيز دست يابند ، با حساسيت ويژه , اما واقع بينانه و لحاظ كردن طبيعت و اميال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان , قوانين و احكامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و ميانه روى وضع كرده است .
از جمله آن احكام ، چگونگي ارتباط با جنس مخالف است .اين ها همه به سبب اين است كه اسلام از جانب كسى براى هدايت انسان ها فرستاده شده كه خالق فطرت وغريزه با تمامى استعدادهاى بهينه و ذخيره شده در انسان است . بنابراين هر عاملى كه موجب تحريك انگيزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى , صدمه وارد كند, موردتأييد اسلام نيست . اسلام مي خواهد انواع لذت هاي جنسي در محيط و درون خانواده شكل گيرد واز اين طريق آرامش روحي و رواني و پيوند هاي عاطفي نيز برقرار بماند و با طرح آن در محيط جامعه به پيوند خانواده و اجتماع نيز آسيب وارد نشود .
در مورد روابط زن و مرد نامحرم نيز آسيب هاي بسياري وجود دارد كه نمي تواند مورد غفلت واقع شود ، خواه از طرف دختر و پسر و خواه از طرف خانواده يا جامعه .
به جهت ميل شديد جنسي كه بيان شد. گاهي اوقات بي آن كه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرايطي قرار مي گيرند كه حتي اراده خود را از دست مي دهند و ديگر نمي توانند از ارتباط جنسي خود داري كنند و ناخود آگاه و بي آن كه بخواهند ،كم كم در آن شرايط بدون بازگشت قرار مي گيرند . زماني متوجه مي شوند كه كار از كار گذشته است ، يعني با فراهم شدن شرايط ديگر، اراده جلوگيري بسيار سخت و دشوار است . به خصوص آن كه پسران فريبكار و متاسفانه حرفه اي درفريب دختران جوان در اين موارد ، شياد و تردست هستند ، پس چرا نبايد اين جريان را از سرچشمه بست ؟ به همين خاطر در اسلام حتي خلوت كردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مكاني كه رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است .
مگر غير از اين است كه تمام روابط جنسي بين زنان و مردان از ارتباط هاي به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ متأسفانه به همين ارتباط جنسي ختم نشده ، بلكه عاملي براي پديد آمدن بسياري از ناهنجاري هاي اجتماعي و رواني نيز مي شود. بهترين شاهد بر ادعاي فوق مراجعه به واقعيات موجود در اجتماع است، در باره طلاق‌ها ، فسادهاي جنسي، اعتياد و افسردگي‌ها مقداري تحقيق کنيد ، ببينيد نقطه شروع اين نابساماني‌ها از کجا بوده ؟ بسياري از آن ها با يک نگاه ساده يا يک ارتباط کلامي کوچک با نامحرم شروع شده و به تدريج به ايجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجاميده و در انتها به . . .
مسائل فوق هيچ کدام قصه نيست ، بلکه واقعيت‌هايي است که به وفور در جامعه جاري است و ما تنها با گوشه هايي از آن ها آشنا مي شويم . بسياري از گرفتاران اين مسائل به دليل حيا و شرم، مشکلات خود را براي ديگران بازگو نمي‌کنند . در حالي كه براي ما به عنوان روانشناسان باليني كاملاً آشكار است.
وقتي اين مشکلات ريشه‌يابي مي‌شوند ، غالب آن ها از نگاه‌هاي کوچک و سخن‌هاي کوتاه و عشوه‌هايي آغاز مي‌شوند که در ظاهر نبايست روي آن ها حساسيت نشان داد،‌اما چه مي‌توان کرد که همين موارد کوچک اگر مورد بي توجهي واقع شوند و ادامه يابند، سر از مشکلاتي بسياري در مي‌آورند .
احکام دين مقدس اسلام، بر اساس مصلحت زندگي انسان‌هاست . خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطري انسان را مي‌شناسد، از روي محبت و به خاطر خود ما اين احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخيل است و نه نيازمند به اين احکام . ما نيز در نگاه خود به زندگي بايستي عاقبت کارها را بنگريم و از زندگي ديگران عبرت بگيريم و به اين نکته برسيم : چه بسا لذت‌هاي کوتاه که رنج‌هاي طولاني به ارمغان مي‌آورد .

سلام .من حدود 3 سال پیش با دختر همسایه امان که با هم در یک شهر درس میخواندیم اما در دو دانشگاه متفاوت با تک زدن به هم دوست شدیم.چون من به دین و مذهب اعتقاد دارم اصلا از ملاقات حضوری با هم استقبال نکردم.اما پس از حدود 5 ماه اس ام اس زدن به هم تصمیم به ازدواج گرفتیم. من چیزها و حرف هایی از اون به وسیله ی خواهرم شنیدم .چون خواهرم با اون دوست بود از هر موضوعی در مورد اون به من گوشزد میکرد و در عین حالی که می دونست من با اون ارتباط اس ام اسی دارم طوری وانمود میکرد که انگار چیزی نمیدونه.بالاخره سر یک موضوع شک کردن من به اون ما از هم جدا شدیم.اون دوباره سعی کرد اوایل امسال به زندگی من برگردد اما من او را قبول نداشتم.البته هنوز هم نتونستم که فراموشش کنم و فکر می کنم هنوز در دلم جا دارد چه کنم که برای همیشه فراموشش کنم.نمیخواهم دوباره با من باشه.اون ضربه روحی بدی به من زد.باعث شد به همه دخترها بد بین بشم که البته الآن تا حدی از اون نفرتم کاسته شده.کمکم کنید که چه کنم که اون رو واسه همیشه فراموش کنم.البته این که من هر از چندی اون رو تو کوچه می بینم اما طوری با من رفتار می کنه که نشون میده از من متنفره.با تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
در برابر رفتارهاي او واکنش منفي نشان ندهيد و خودتان را به راه ديگري بزنيد . وانمود کنيد. معاني رفتار او را درک نکرده بلکه اصلاً به او توجه نداريد.
چيزي که هرگز به آن نياز نداريد ،تنفر از کسي ديگر است و آنچه نياز داريد، تصميم جدي دربارة اين مسأله است که يافتن همسر از اين طريق نمي‌تواند روشن و نويد بخش باشد .بايد به کلي از آن چشم پوشي نماييد.
در مورد فراموش كردن رابطه هاي احساسي و عاشقانه هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي و ماندگارتر هستند. بنابراين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آن ها چه چيزي باشد.
كسي كه معتقد است نمي‌تواند آن را فراموش كند، يعني كه نمي‌خواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند است همچنان آن را حفظ كند. حال اگر همين فرد واقعاً معتقد گردد كه مي‌تواند آن را به كمك روانشناس يا مشاور كنار بگذارد ، احتمال كنار آمدن با اين تعارض به زودي صورت خواهد گرفت.
به هر حال همه چيز در انديشه و در اختيار خودتان است كه بخواهيد يا نخواهيد؛ راه سومي وجود ندارد. بله؛ اگر خواستيد ممكن است به تنهايي نتوانيد كه در اين صورت از روانشناس كمك بگيريد. «نمي تونم کس ديگري را در قلبم بنشونم» نيست که نمي گذارد عبور کنيد ،بلکه نمي خواهيد کس ديگري را در قلب خودتان بنشانيد. زمانه و تجربه به ما بارها نشان داده است که ما اغلب مجبور به پذيرش واقعيات هستيم و با آن کنار مي آييم. چون در بيساري موارد آنچه مي خواهيم نمي شود و آنچه مي خواهيم مي شود. ضمن آنکه گاهي چيزهايي که ما مي خواهيم ، بر خلاف مصالح ما است. بنابراين بهتر است با يک روانشناس گفتگو کنيد. تا روش تحليل مسايل و حاکم کردن منطق بر عاطفه و احساس را فرا بگيريد.
به هر حال يك دختر يا پسر لازم است. فرا بگيرد كه دنيا محل به دست آوردن و از دست دادن است؛ يعني همان طور كه ياد مي گيريم .
چيزهايي را به دست آوريم ،بايد ظرفيت تحمل از دست دادن برخي چيزها را هم به دست آوريم. اين درست است كه ما چيزهاي زيادي داريم؛ اما همه آن ها همواره در معرض تهديد هستند و ممكن است هر آن هر يك از آن ها را از دست بدهيم.
در واقع، چه كسي به ما تضمين داده است كه تمام اين امكانات براي هميشه يا تا آخر عمر با ما همراه باشد؟ به همين دليل هم خداوند ظرفيت سازش با موقعيت هاي شكست و ناخوشايند را در انسان قرار داده است و فرد اندكي بعد با موقعيت سازگار مي‌شود. در اين بين نكته مهم خواست قلبي فرد براي تغيير است كه گاهي به دليل برخي مشكلات ديگر فرد نمي‌تواند نسبت به آن راضي شود. در اين موارد افراد با وضعيت دشوار روبرو مي‌شوند كه بايد با كمك مشاور ادامه دهند.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها